10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
در این کانال بارها به اَشکال مختلف تاکید کردهام که برای افزایش تسلط خود در مهارت خواندن و عمق بخشیدن به فهم خود از متن انگلیسی و طبعاً تثبیت و افزایش واژهها و اصطلاحات و ترکیبات انگلیسی، لازم است بهشکلی روزانه و فراوان انگلیسی بخوانیم.
وقتی میگویم انگلیسی بخوانیم، ممکن است برخی به غلط بپندارند که انگلیسیخوانی را موکول کنیم به سطح پیشرفته. منظورم قطعاً این نیست. منظورم این است که در هر سطحی که هستید (از مبتدی تا پیشرفته)، متناسب با سطحتان مطالب انگلیسی پیدا کنید و بخوانید.
کار غلط این است که پول و زمان و انرژی صرف کنیم و دورههای درک مطلب انگلیسی را تهیه کنیم و فقط به همان بسنده کنیم و بعد از اتمام بستهها فکر کنیم کار تمام است (یعنی نه به موازات کار با بستهها و نه بعد از اتمام آنها سمت انگلیسیخوانی نرویم!). این یعنی استفادهی نادرست از منابع خود.
با بستهها کار تمام نمیشود، کار تازه شروع میشود. بستههای درک مطلب انگلیسی محور کار شماست. در کنارشان و متناسب با سطحتان باید روزانه و فراوان انگلیسی بخوانید. بعد از اینکه بستهها را به پایان رساندید، مثل کسی هستید که دورهی آموزش رانندگی را تمام کرده است. چنین فردی چه باید بکند؟ برود لم بدهد و بخوابد؟ خیر. مدام باید رانندگی کند، در شهر و جاده. تا آموختههایش تثبیت و بر تجربهاش هر روز اضافه شود. بهقول معروف، هر روز پختهتر از دیروز شود.
بنابراین، اگر تاکنون راهی جز این رفتهاید، از همین امروز (و نه از فردا)، انگلیسیخوانی را شروع کنید (و کمکم از ترجمهخوانی فاصله بگیرید).
- عبدالرضا شهبازی
مترجم و مدرّس زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
➖➖➖➖➖
🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار دورههای تالیفی من (با تمرکز بر درک مطلب انگلیسی) آشنا شوید و نمونههای تدریس را گوش دهید.
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
یادداشتها و ترجمههای مرا در حوزهی زبان و زبانشناسی و مغز و زمینههای مرتبط در کانال "زبان و مغز" بخوانید. 👇👇👇
@LingBrain
خرس با تصور اینکه PETA یعنیِ
Please Eat The Activist
طرف را خورده است!
از طنز گذشته، سرنامِ PETA (پیتا) در واقع اشاره دارد به یک گروه آمریکاییِ مشهورِ حمایت از حقوق حیوانات با نام کاملِ
People for the Ethical Treatment of Animals
که از اوایل دههی هشتاد میلادی فعالیتهای جدی و گاه جنجالیاش را آغاز کرد. این گروه مخالف بهرهکشی و استثمار حیوانات به هر شکلی است، حتی بهرهبرداری از آنها در آزمایشگاههای علمی و تحقیقاتی.
این گروه بهرغم کمک به افزایشِ آگاهی نسبت به حقوق حیوانات، مورد انتقاد هم هست، خصوصاً بهدلیل طرفداریاش از بِهمیرانی (euthanasia) یا اِتانازی یا کُشتن از روی ترحّم؛ یعنی پایان دادن به حیات حیواناتی که در رنج و سختی فرساینده و پایانناپذیری گرفتار شدهاند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◻️ اگر میبینید بعد از سالها پراکندهآموزی و دیمیخوانی انگلیسی و بدون کمک گرفتن از راهنماییهای حرفهای همچنان در درک مطلب انگلیسی در خم یک کوچهاید، عاقلانه نیست که این مسیر اشتباه را برای سالهای بعد هم ادامه دهید.
◻️اگر از پارسال این موقع تا الان با پراکندهخوانی انگلیسی پیشرفت خاصی در درک مطلب انگلیسی نداشتهاید (که به احتمال زیاد چنین بوده)، از این به بعد هم با این فرمان به جای خاصی نخواهید رسید.
🔳 بدون پیروی از یک برنامهی اصولی و حسابشده و منسجم، در درک مطلب انگلیسی پیشرفت ملموسی نخواهید کرد.
✅ دو دورهی درک مطلب انگلیسی را دقیقاً برای شما تالیف و تدوین کردهام تا از این گمگشتگی و هدررفتِ وقت و انرژی رها شوید و در مسیر مطمئنِ درک عمیق انگلیسی گام بردارید.
همین امروز اقدام کنید. فردا دیر است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
➖➖➖➖➖
🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار هر دوره آشنا شوید و نمونهی تدریس را گوش دهید.
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)
🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)
@Englishnutsbolts
برخی دوستان پیام میدهند که واژههای انگلیسی را که آموختهاند فراموش میکنند. راهحل چیست؟
پاسخ:
واژههای انگلیسی که سهل است. اگر مدتها از زبان مادری خود (فارسی، ترکی، کردی ...) استفاده نکنیم، بهتدریج واژهها را از یاد خواهیم برد و کلی باید به خودمان فشار بیاوریم تا به خاطر آوریم. این فراموشی هم بهتدریج از واژههایی شروع میشود که کمتر آنها را بهکار میبریم. یعنی بسامدشان در گفتار و نوشتارمان کمتر است.
خب، از این چه نتیجهای میگیریم؟
ما واژههای انگلیسی را چون کالایی لوکس نمیآموزیم که بعد آنها را در گوشهای بگذاریم و برویم سراغ کارهای دیگر و سری هم به آنها نزنیم.
اگر واقعاً چنین کنیم، مرتکب کار عجیبی شدهایم، چون وقت و انرژی و هزینه صرف کردهایم که واژههایی را بیاموزیم و بعد که آموختهایم، آنها را کنار گذاشتهایم و رفتهایم سراغ کارهای دیگر!
خب چرا آخر؟
مگر بیکاریم؟
یا وقت و انرژی و پولمان را از سر راه پیدا کردهایم؟
واژههای انگلیسی جدیدی که میآموزیم (به اضافهی واژههای قبلی) را باید در حافظه به بند و زنجیر بکشیم که فرار نکنند. چگونه؟ با استفادهی هرروزه از آنها، چه در خواندن، چه در شنیدن، چه در نوشتن و چه در گفتن.
یعنی تا کلنجاری روزانه با انگلیسی نداشته باشیم، داشتههایمان را بهتدریج از کف خواهیم داد.
طبیعی است که بسیاری از واژهها را عمدتاً در نوشتار میبینیم و بهندرت در گفتار ظاهر میشوند (جز اینکه گفتار رسمی باشد).
اگر میخواهیم واژههای نسبتاً سنگین یا سنگین در حافظهمان بمانند، باید متونی بخوانیم که چنین واژههای در آنها پیدا میشوند.
اگر هم حال خواندن چنان متونی را نداریم، پس چه لزومی دارد چنان واژههایی را بیاموزیم؟!
اگر نگرانیم که مبادا واژههای پرکاربرد در مکالمات روزانه را فراموش کنیم، باید مرتب چنان مکالماتی را روزانه داشته باشیم یا تمرین کنیم.
اگر هم قرار نیست چنان مکالماتی داشته باشیم یا فرصت چنان مکالماتی پیش نمیآید، پس چه لزومی دارد چنان واژههایی را بیاموزیم؟!
در پایان به این تقسیمبندی توجه کنید:
دو دسته واژهی انگلیسی در ذهن ما وجود دارد (فارسی هم چنین است ولی فعلاً دربارهی انگلیسی میگویم).
◽️واژههای فعال یا active vocabulary
واژههایی هستند که از فرط بسامد بالا و پرکاربردبودنشان برای ما، بر زبانمان (گفتار) یا قلممان (نوشتار) راحت جاری میشوند.
◽️واژههای غیرفعال یا passive vocabulary
واژهایی هستند که اگر بشنویم، معنایشان را میدانیم ولی بر زبانمان جاری نمیشود؛ یا اگر بخوانیم، معنایشان را میدانیم ولی بر قلممان جاری نمیشود.
واقعیت این است که شمار واژههای غیر فعال عموماً بسیار بسیار بیشتر از واژههای فعال است.
کاری که در مقام سخنور یا نویسنده لازم است انجام دهیم این است که مدام باید واژههای غیر فعالمان را به واژههای فعال تبدیل کنیم. چگونه؟
با کار کشیدن مداوم و هر روزه از آنها.
یعنی باید فراوان حرف بزنیم و بهتدریج غنای واژگانی کلاممان را بالا ببریم.
همچنین فراوان باید بخوانیم و بهتدریج سطح سختی متون را افزایش دهیم تا کمکم واژههای جدید از فرط انس بر قلممان جاری شوند.
در هر دو حال، عملاً در حال تبدیل واژههای غیرفعال به فعال هستیم.
نکتهی جالب این است که هر قدر واژههای فعالمان را افزایش میدهیم، به همان نسبت و بلکه بیشتر، گسترهی واژههای غیرفعالمان را هم افزایش میدهیم.
چون مثلاً همان فراوان خواندن که واژههای بیشتری را بر قلممان جاری میکند، انبوهی واژهی غیر فعال را هم به خزانهی ذهنیمان وارد میکند.
ممکن است بارها آرزو کرده باشیم کاش مثل فلان نویسنده یا داستاننویس زیبا و غنی مینوشتیم.
ولی آیا میدانیم آن نویسنده یا داستاننویسِ فارسینگار چند صد رمان و داستان کوتاه و متن کلاسیک خوانده است که الان میتواند اینگونه بنویسد؟ بگذریم از عرقریزان روح که گذرانده است تا فنون نویسندگی را بیاموزد و تمرین کند.
در انگلیسی وضع دشوارتر است. ما کل دوران مدرسه و احیاناً دانشگاهِ آن نویسنده را که تماماً به انگلیسی بوده است از سر نگذراندهایم. مطلقاً هم صدها رمان و داستان کوتاه و متن کلاسیک انگلیسی نخواندهایم. یعنی با خلائی بزرگ مواجهایم که باید پیمانهپیمانه پر کنیم و تقریباً هیچوقت هم کامل پر نخواهد شد.
پس کلی کار داریم.
ولی اول لازم است با واقعیت آشتی کنیم و خزعبلاتی مثل دوسهماهه جمعکردنِ انگلیسی را یکبار و برای همیشه در زبالهدان تاریخ بیندازیم.
روز و شب باید با انگلیسی کلنجار برویم و کشتی بگیریم و واژههای بیشتری را به بند بکشیم و قبلیها را بیشتر در ذهنمان تثبیت کنیم.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔳 کلمهی /haunt /hɒːnt در حالت فعلی حداقل دو معنی دارد:
◼️بهمعنیِ جنزده شدن یا روحزده شدن یک مکان است، یعنی علیالادعا ارواح یا اجنه در آن مکان مرتب دیده میشوند یا تردد میکنند.
▫️ His ghost is said to haunt some of the rooms, banging a toy drum.
میگویند روحش در چندتا از اتاقها ظاهر میشود و بر یک طبلکِ اسباببازی میکوبد.
◼️وقتی فکر و خیال و رخدادِ ناخوشایندی مرتب به ذهن خطور میکند و موجب رنج و اضطراب میشود میگوییم آن فکر و خیال فلان شخص را haunt میکند.
▫️The decision to leave her children now haunts her.
تصمیمش مبنی بر ترک بچههایش اکنون مرتب رنجش میدهد.
▫️ Thirty years after the fire he is still haunted by images of death and destruction.
سی سال بعد از آن آتشسوزی هنوز صحنههای مرگ و ویرانیِ آن حادثه مرتب آزارش میدهد.
🔳 این کلمه در حالت اسمی بهمعنی پاتوق است.
▫️ This bar used to be one of your old haunts.
این کافه یکی از پاتوقهای قدیمیات بود.
🔳 در حالت صفتی هم وصف مکانی است که جنزده یا روحزده است.
▫️a haunted house
خانهی جنزده/ روحزده
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در اینفوگرافیک بالا نامهای رسمی و بینالمللی انواع ابرها را - طبقِ نامگذاری پذیرفتهشدهی سازمان جهانی هواشناسی (World Meteorological Organization) - میبینید، یعنی نامهایی که در هواشناسی در دنیا به کار میروند.
البته طبقهبندی ابرها صرفاً بر اساس یک عکس یا گیف همیشه قطعی نیست. هواشناسان علاوه بر ظاهر ابر، عواملی مثل ارتفاع، ضخامت، ساختار و شرایط جوی را هم لحاظ میکنند.
◻️cirrus /ˈsɪrəs/
◻️cirrocumulus /ˌsɪroʊˈkjuːmjələs/
◻️cirrostratus /ˌsɪroʊˈstreɪtəs/
◻️cumulus /ˈkjuːmjələs/
◻️cumulonimbus /ˌkjuːmjələˈnɪmbəs/
◻️altostratus /ˌæltoʊˈstreɪtəs/
◻️lenticular /lenˈtɪkjələr/
◻️mammatus /məˈmeɪtəs/
◻️stratocumulus /ˌstreɪtoʊˈkjuːmjələs/
◻️altocumulus /ˌæltoʊˈkjuːmjələs/
◻️nimbostratus /ˌnɪmboʊˈstreɪtəs/
◻️stratus /ˈstreɪtəs/
◼️در فارسی معمولاً از همان صورتهای وامگرفتهی انگلیسی (در اصل ریشهی لاتین) استفاده میکنیم:
سیروس، سیروکومولوس، سیروستراتوس، آلتوکومولوس، آلتواستراتوس، استراتوس، استراتوکومولوس، نیمبواستراتوس، کومولوس، کومولونیمبوس، لنتیکولار، ماماتوس
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
مجموعهی ششجلدی که در ادامه میتوانید دانلود کنید در اصل برای آشنایی کودکان دبستانی با سامانهی خورشیدی و برخی پدیدههای نجومی است. هر کتاب ۳۶ صفحه و کاملاً مصور است.
زبان کتابها - با توجه به مخاطبِ هدف - بسیار ساده و روان است. از همینرو، انگلیسیآموزانی که در سطح پیشمتوسطه هستند بهراحتی آنها را خواهند خواند و برخی واژهها و ترکیبات جدید را هم خواهند آموخت.
در انتهای هر کتاب، واژهنامهی کوتاهی آمده که برخی اصطلاحات نجومی کتاب را بسیار مختصر توضیح داده است.
عناوین کتابها:
◻️Missions To Space
ماموریتهای فضایی
◻️Gravity In Space
گرانش در فضا
◻️Earth, The Sun, And The Moon
زمین، خورشید و ماه
◻️Inner Planets
سیارات داخلی (عطارد، زهره، زمین و مریخ)
◻️Gas Giants
غولهای گازی (مشتری، زحل، اورانوس و نپتون)
◻️Meteors, Asteroids And Comets
شهابها، سیارکها و دنبالهدارها
◼️دوستانی که حداقل بستهی دوم دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (اینجا) را کار کردهاند، میتوانند شروع کنند به خواندن این کتابها.
▪️همهی این کتابها چاپ ۲۰۲۶ هستند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Exploring Fossils (2026)
◻️Claudia Martin
🔳 کتاب کاملاً مصور بالا در اصل برای آشنایی با دنیای فسیلها و مبانی دیرینهشناسی نوشته شده است و در خلال حدود ۵۰ صفحه به موضوعاتی مانند چگونگی تشکیل فسیلها، انواع فسیل، روشهای کشف و مطالعهی آنها، نقش فسیلها در بازسازی تاریخ حیات روی زمین و معرفی برخی از مهمترین گروههای جانوری و گیاهی فسیلشده میپردازد.
مخاطب هدفِ این اثر دانشآموزان ۱۰ تا ۱۳ سالهاند، اما به دلیل نثر روان، ساختار آموزشی و واژگان علمیِ قابلفهم، برای انگلیسیآموزان بزرگسال (و علاقهمند به علوم طبیعی) که از نظر درکمطلب در سطح حدوداً متوسطه هستند نیز منبعی بسیار مناسب برای تقویت مهارت درک مطلب در حوزهی علم است.
لابلای کتاب البته به اصطلاحات خاص دیرینهشناسی هم مثل
fossilization
sediment
paleontologist
coprolite
برمیخوریم.
▪️خانم کلودیا مارتین، اهل انگلستان و دانشآموختهی دانشگاه بریستول، نویسندهی پرکار آثار غیرداستانی برای کودکان و نوجوانان (و گاه بزرگسالان) است و بخش زیادی از آثارش به علوم زمین، سنگها، کانیها، بلورها و فسیلها اختصاص دارد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
به این جمله دقت کنید:
◻️I don't think he is right.
در این جمله عنصر منفیساز در بند پایه است ولی اثرش در بند پیرو ظاهر میشود. درواقع، منفیسازی از بند پیرو خارج شده و وارد بند پایه شده است، هرچند اثرش همچنان در بند پیرو پایدار است.
با این حساب، مفهومِ جملهی بالا he is not right است.
به این نوع ساخت منفی، منفیسازی انتقالی (transferred negation) میگوییم و زمانی رخ میدهد که عنصر منفیساز در بند پایه در کنار فعلهای ذهنی مثل think یا believe یا suppose یا expect یا remember یا assume یا imagine بیاید ولی، همچنان که گفتم، تاثیرش در بند پیرو ظاهر شود.
◼️چند مثال دیگر:
◻️She doesn't believe they will win.
▪️در اینجا هم با مفهوم they will not win سروکار داریم. یعنی گوینده میتوانست مستقیم بگوید:
She believes that they will not win.
◻️We don't suppose the exam will be easy.
▪️در اینجا نیز مفهوم جمله the exam will not be easy است.
◻️I don't expect that he remembers my name.
▪️در اینجا نیز مفهوم جمله درواقع این است:
he does not remember my name
🔳 ساخت دیگری که در منفیسازی انتقالی بهکار میرود مصدرِ با to بعد از فعلهای appear و seem است.
◻️He didn't seem to notice.
▪️مفهوم این جمله نیز این است:
◾️He seemed not to notice.
یا
◾️It seemed that he didn't notice.
🔲 منفیسازی انتقالی معمولاً به دو دلیل بهکار میرود: ۱- گوینده نظری غیرقطعی و نامطمئن دارد. ۲- گوینده میکوشد لحنی مودبانه و ملایم و غیرمستقیم داشته باشد.
🔲 استفاده از منفیسازی انتقالی اجباری نیست. کاملاً بستگی دارد به لحنی که گوینده میخواهد اختیار کند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
به این دو جمله که دو ساختار متفاوت دارند دقت کنید:
1- John is sure to get the job.
2- John is sure that he will get the job.
فکر میکنید بهلحاظ معنایی فرقشان چیست؟
۱- معنیِ جملهی اول، با ساختار to be sureto، این است که جان مطمئناً آن شغل را بهدست خواهد آورد.
در این حالت، نظر خودِ جان مطرح نیست که چقدر مطمئن است یا نیست که به آن شغل خواهد رسید، بلکه شواهد و قرائن بیرونی چنین اطمینانی را نشان میدهند.
۲- معنیِ جملهی دوم، با ساختار tobesurethat، این است که خودِ جان اطمینان دارد که آن شغل را بهدست خواهد آورد. ولی ای بسا که در تشخیص خود اشتباه کند.
در این حالت، اطمینان نه از بیرون و عالمِ واقع، که از محاسبه و حس و حالِ درونی فرد است که ایجاد میشود.
چند مثال دیگر:
◽️She is sure to win the game.
او مسلماً بازی را خواهد برد. (اطمینانِ بیرونی و در واقعیت)
◽️She is sure that she will win the game.
او مطمئن است که بازی را خواهد برد. (بنا بر محاسبات شخصیِ خودش، که ممکن است اشتباه باشد.)
➖➖➖
◽️He is sure to pass the test.
او مطمئناً در امتحان قبول خواهد شد. (اطمینانِ بیرونی)
◽️He is sure that he will pass the test.
او مطمئن است که امتحان را قبول خواهد شد. (اطمینانِ درونی)
➖➖➖
◽️She is sure to win the prize.
او مطمئناً جایزه را خواهد برد.
◽️She is sure that she will win the prize.
او مطمئن است که جایزه را خواهد برد.
➖➖➖
◽️The senator is sure to get support from the grassroots.
سناتور مطمئناً حمایت عموم مردم را جلب خواهد کرد.
▪️کلمهی the grassroots بهمعنی مردم عادی و معمولی یا عموم مردم یا تودهی مردم است (در تقابل با رهبران و شخصیتهای خاص).
◽️The senator is sure that he will get support from the grassroots.
سناتور مطمئن است که عموم مردم از او حمایت خواهند کرد.
🔳 هر دو ساختار ممکن است با ساختِ مجهول همراه شوند، ولی در تمایزِ معنایی دو ساختار تغییری ایجاد نمیشود.
برای مثال، دو جملهی بالا را با ساخت مجهول بهترتیب بازنویسی میکنم:
◽️ The senator is sure to be supported by the grassroots.
◽️The senator is sure that he will be supported by the grassroots.
➖➖➖➖➖➖
در ادامه، چند جملهمثال از روزنامهها و شبکهها و وبسایتهای خبری آمده است. سعی کنید تشخیص دهید در هر جمله کدام ساختار بهکار رفته است و بعد، معنیِ کلیِ جمله را بفهمید.
◽️Whereas President Bush probably is sure that he's better than us -- he's probably right, but he does not convey that sense. (CNN)
◽️He is sure to be asked about it at his end-of-year news conference starting at noon (0900 GMT) on Thursday. (Reuters)
◽️David is sure that he has unearthed the victim of an iron-age sacrificial ritual. (The Guardian)
◽️He is sure to enrage many with his assertion that ''it is Americans who bear the lion's share of the responsibility'' for the division of the country. (The New York Times)
🔳 دیسکاور (Discover) مجلهای علمیِ عمومی آمریکایی به زبان انگلیسی است که از ۱۹۸۰ منتشر میشود. این نشریه سالها بهشکل ماهنامه منتشر میشد ولی از آغاز سال جاری میلادی بهصورت فصلنامه بهچاپ میرسد.
این مجله تازهترین دستاوردهای علمی را در حوزههایی مانند زیستشناسی، پزشکی، عصبشناسی، نجوم، فیزیک، فناوری، زمینشناسی، دیرینشناسی، انسانشناسی و محیطزیست با زبانی روان و قابلفهم در دسترس عموم علاقهمندان به علم قرار میدهد.
مطالب مجله بر پایهی پژوهشهای معتبر علمی نوشته میشوند، اما در مقایسه با مجلات دانشگاهی، سادهتر و در عین حال از بسیاری از مجلههای عامهپسند علمی عمیقتر و تحلیلیتر هستند.
▪️در مقام مقایسه، سطح مطالب آن (بهلحاظ عمق و دشواری و تخصصی بودن) پایینتر از Scientific American (اینجا) است ولی از نظر مخاطب و سبک نگارش، آن را میتوان تا حدی همسطح یا کمی سادهتر از New Scientist (اینجا) محسوب کرد، هرچند هر دو از معتبرترین مجلات علمی عمومی جهان هستند.
▪️پیدیاف بالا شمارهی تابستانِ ۲۰۲۶ این نشریه است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
موقت
دوستانی که در بازهی زمانی تخفیف بزرگ و ویژه برای دریافت یکجای دو دورهی درک مطلب انگلیسی (مبتدیتامتوسطه و متوسطهتاپیشرفته) پیام دادند ولی موفق به تهیهی دورهها نشدند، نهایتاً تا امشب ساعت ۱۲ میتوانند از این تخفیف فوقالعاده استفاده کنند.
@abdorrezashahbazi
تخفیف بسیار ویژه
🔳 دوستانی که خواهان دریافت هر کدام از دورههای درک مطلب انگلیسی (مبتدیتامتوسطه یا متوسطهتاپیشرفته) بهصورت یکجا هستند، میتوانند با تخفیفِ بسیار ویژهای این دورههای کارآمد را تهیه کنند.
▪️مشخصات این دو دوره و نمونههای رایگان تدریس را از اینجا ببینید و بشنوید.
▪️این تخفیف ویژه مخصوصِ کسانی است که میخواهند هر کدام از دورهها را یکجا تهیه کنند.
◾️برای جزییات بیشتر در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
◼️قبل از ارسال پیام لطفاً با ساختار دورهها آشنا شوید و نمونههای تدریس را بشنوید.
◻️این تخفیف ویژه تا دوشنبه (۵ مرداد) برقرار است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔳 مجلهی علمی Science News، که از سال ۱۹۲۲ در آمریکا منتشر میشود، نزدیک به یک قرن بهشکل هفتهنامه چاپ میشد ولی طی سالهای اخیر به ماهنامه تغییر یافته است.
این نشریهی معتبر یافتههای تازهی پژوهشهای علمی را با زبانی دقیق اما قابلفهم برای مخاطبان تحصیلکرده و علاقهمندانِ علم بهشکلی فشرده و گزارشگونه روایت میکند. دامنهی موضوعات آن بسیار گسترده است و از فیزیک، زیستشناسی، پزشکی و علوم اعصاب گرفته تا نجوم، فناوری، محیطزیست و دیرینهشناسی را دربر میگیرد.
▪️پیدیاف بالا نسخهی ماه اوت این نشریه است که، مطابق روالی رایج در صنعت نشر مجلات، پیش از آغاز اوت منتشر شده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
فعل to say در حالت گذشته و اسم مفعول بهشکل said میآید.
این را میدانیم.
ولی با said ترکیب اصطلاحیِ کوتاهی هم ساخته میشود (... ,That said) که تقریباً ربطی به معنای اصلی فعل to say ندارد.
این ترکیب که در نگارش در آغاز جمله میآید و بعد از آن ویرگولی گذاشته میشود، بهمعنی با این همه، با وجود این، البته، البته باید گفت، اما، با این حال، و از این دست است.
مثلاً
◽️This phone is expensive. That said, the quality is really good.
قیمت این تلفن بالاست. ولی کیفیتش واقعاً خوب است.
◽️My husband and I have been much happier lately. That said, we still argue quite a lot.
من و شوهرم این اواخر خیلی شاد و خوشحالتر بودهایم. با این همه، هنوز هم زیاد با هم جروبحث میکنیم.
◽️The economy's improving. That said, unemployment's still a problem.
اقتصاد رو به بهبودی است. اما بیکاری هنوز معضلی است.
☚ ترکیب that said درمجموع، بهلحاظ سیاق (register) خنثی (neutral) است، یعنی نه کاملاً رسمی است نه کاملاً گفتاری. با این همه، تا حدی گرایش بهسمت رسمی بودن دارد.
از این رو، میتوانیم آن را در نوشتار رسمی و جدی و گفتار سطح بالا بهکار ببریم.
نوشتار رسمی:
◻️The data suggest a positive trend. That said, more research is needed to confirm the results.
دادهها روند مثبتی را نشان میدهند. هرچند، برای تایید نتایج به پژوهش بیشتری نیاز است.
گفتار نسبتاً رسمی (سطح بالا):
◻️I agree with most of what you said. That said, I still have a few concerns.
با بیشتر حرفهای شما موافقم. با این همه، هنوز نگرانیهای چندی دارم.
🔳 البته that said بیشتر از اینکه یک حرف ربط ساده مثل but باشد، یک عبارت انتقالی (transitional expression) است. نقشش این است که خواننده یا شنونده را از یک نکته به نکتهای برساند که آن را تعدیل، محدود یا متوازن میکند.
🔳 کلمهی said حالت صفتی هم به خود میگیرد. در این حالت بهمعنی مذکور، مزبور، ذکرشده، عنوانشده، پیشگفته و از این دست است و عمدتاً در موقعیتهای حقوقی و اداری یا نوشتههای بسیار رسمی بهکار میرود و در گفتار و نوشتار غیررسمی تقریباً کاربردی ندارد.
◽️The said weapon was later found in the defendant's home.
اسلحهی مزبور بعدها در خانهی متهم یافت شد./ اسلحهی مزبور را بعدها در خانهی متهم یافتند.
◽️The said party has denied the charges.
حزب مذکور اتهامات را رد/تکذیب کرده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◻️ نه با نوکزدن به این کانال تلگرامی و آن صفحهی اینستاگرامی میتوان انگلیسی را عمیق و نظاممند آموخت و نه با دسترویدست گذاشتن و صرفاً در سودای چنان هدفی روزگار گذراندن.
◽️برای یادگیری عمیق انگلیسی، علاوه بر تلاش و صبوری و تمرکز و درگیریِ روزانه با انگلیسی، باید از راه درست و شیوهی مطمئن و برنامهی منسجم پیروی کرد.
◻️دو دورهی درک مطلب انگلیسی -
مبتدیتامتوسطه شامل ۳ بسته و متوسطهتاپیشرفته شامل ۱۰ بسته
- را دقیقاً به این منظور تالیف و تدریس کردهام که مشتاقان یادگیریِ اصولیِ انگلیسی را بهلحاظ درک مطلب در مسیر درست قرار دهم و با چارچوبی نظاممند و منسجم بهسوی فهم عمیقتر این زبان سوق دهم و از سرگردانی نجات دهم.
◻️خواستن توانستن است. با کار، کوه را میکنند. یادگیری انگلیسی دشوارتر نیست. از امروز شروع کنید. فردا دیر است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
🔳 کلمهی running در حالت قیدی یعنی متوالی، پیدرپی، پیاپی، پشت سر هم.
◻️for the third day running
برای سومین روز متوالی
◻️for five years running
برای پنج سال پشت سر هم
◻️for three weeks running
برای سه هفتهی پیدرپی
◻️She won the prize for the fourth year running.
او برای چهارمین سال متوالی این جایزه را از آنِ خود کرد.
◻️We have seen a rise in the unemployment rate for several months running.
طی چند ماه متوالی شاهد افزایش نرخ بیکاری بودهایم./ نرخ بیکاری طی چند ماه متوالی افزایش یافته است.
◻️He said drought had led to severe crop failure for the second year running.
او گفت خشکسالی برای دومین سال پیاپی موجب کاهش شدید محصولات کشاورزی شده است.
◻️Communications and internet services were down for the third day running in parts of Gaza. (BBC, January 14, 2024)
◻️Earth, for the second year running, is nearing apocalypse, a science-oriented advocacy group said, pointing to its famous “Doomsday Clock” that shows 90 seconds till midnight. (Associated Press, January 23, 2024)
چند نکتهی بسیار مهم:
◼️ هیچ مهارت زبانی بر دیگر مهارتهای زبانی برتری ذاتی ندارد. یعنی اینگونه نیست که - مثلاً - مهارت حرف زدن در هر شرایطی و برای همگان مهمترین مهارت باشد نسبت به مهارت خواندن و نوشتن و درک شنیداری.
اهمیت و برتری مهارتی بر مهارت دیگر را نیاز زبانآموز است که تعیین میکند.
دانشجویی که برای پژوهشهایش مجبور است انواع کتابهای درسی انگلیسیزبان (textbook) را بخواند و کلی مقاله به این زبان را زیر و رو کند بیشک مهارت خواندن (reading) برای او در اولویت قرار دارد.
یا کسی که دوست دارد بنا به علاقهاش اخبار سیاسی دنیا را روزانه به انگلیسی پیگیری کند یا فردی که عاشق خواندن رمانها و داستانهای کوتاه انگلیسی است نیز مهمترین و واجبتربن مهارت زبانی را مهارت خواندن میبیند.
در مقابل، کسی که مثلاً کارش ترجمهی فیلم و سریال برای زیرنویسگذار است مهمترین و ضروریترین مهارت را درک شنیداری (listening) میداند.
کسی هم که مثلاً راهنمای تورهای خارجی به انگلیسی یا مجریمفسرِ خبری به انگلیسی است نیز طبیعی است که مهارت حرف زدن (speaking) برایش از هر چیزی مهمتر باشد.
یا فردی که تخصصش نگارش مکاتبات خارجی یک شرکت است مهارت نگارش (writing) از هر مهارتی برایش واجبتر است.
مثالهای فراوان دیگری هست که خودتان میتوانید بیابید.
بنابراین، مهارتهای زبانی بنا به نیاز و علاقهی فرد اولویتبندی میشوند و هیچکدام بر دیگری برتری ذاتی ندارد.
◼️ آنچه در بالا گفته شد هرگز به این معنی نیست که مهارتهای زبانی دیوارکشی شدهاند و ربط و نسبت و بدهبستانی با هم ندارند. هرگز چنین نیست.
فردی که زیاد میخواند (اخبار، رمان، داستان کوتاه و ...) مسلماً بسیار سریعتر از کسی که چندان اهل خواندن نیست میتواند مهارت نگارش خود را پیشرفت دهد چون ذهنش سرشار از کلمات است که با تمرین باید از حوزهی غیر فعال به حوزهی فعال بیایند.
حتی چنین فردی کیفیت مکالمهاش هم بالا خواهد رفت اگر تمرینات مناسب را انجام دهد. چون مکالمه که فقط امور ابتدایی و روزمره نیست. خیلی وقتها قرار است دربارهی موضوعات جدیتر و سنگینتر حرف بزنیم. این موضوعات هم نیاز به کلمات و ساختارهای جدیتری دارند که عمدتاً در خواندن به آنها میرسیم.
مهارت درک شنیداری و حرف زدن هم به نوعی دو رویِ یک سکهاند. با تمرینات مناسب میتوان آموختهها در شنیدنها را بهتدریج بر زبان جاری کرد.
◼️در مجموع، یادگیری و تسلط بر مهارتهای دریافتی (receptive) مثل خواندن و درک شنیداری آسانتر از یادگیری و تسلط بر مهارتهای تولیدی (productive) مثل حرف زدن و نوشتن است.
از این میان، مهارت نوشتن را میتوان دشوارترین مهارت زبانی دانست که برای رسیدن به تسلط نسبی بر آن باید تمرینات فراوان انجام داد، تمرکز بالا داشت و انرژی زیاد صرف کرد.
حتی در زبان مادری - مثل فارسی - هم زیاد دیدهاید کسانی را که سخنوران بسیار خوبیاند ولی از نوشتن چند پاراگراف جدی به فارسی عاجزند.
این نشان میدهد مهارت نوشتن چقدر دشوار و دیریاب است و برای رسیدن به تسلطی در آن چه میزان کار باید کرد.
نکتهی بسیار مهم دربارهی مهارت نوشتن (و حتی مهارت حرف زدن در سطوح بالا) این است که فرد باید حرفی برای گفتن داشته باشد (something to say). اگر انگلیسیتان در پیشرفتهترین وضعیت ممکن هم باشد ولی حرفی برای گفتن و تحلیلی (از هر چیزی) برای عرضه نداشته باشید، چه چیزی برای نوشتن یا گفتن خواهید داشت؟ عملاً هیچ.
از این نظر، به گمان من مهارت خواندن بسیار مهم است چون فرد هرقدر توانایی بیشتری در این مهارت داشته باشد، بیشتر میخواند و بیشتر میآموزد. طبیعی است که هرقدر بیشتر بخوانید و بدانید حرف بیشتری برای نوشتن و گفتن هم خواهید داشت.
➖➖➖➖➖
🔳 بستههای دورهی ضبطشدهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" دقیقاً با هدف تقویت اساسیِ مهارت خواندن در سطح متوسطه تا پیشرفته تهیه و تدوین شدهاند.
🔳 برای سطح مبتدی تا متوسطه میتوانید از دورهی ضبطشدهی "درک مطلب انگلیسی: از مبتدی تا متوسطه" استفاده کنید.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@abdorrezashahbazi
@Englishnutsbolts