8099
"كانال تخصصي " "دکترسعيده پيرحسينلو "- -عضو سازمان نظام روانشناسي -مشاوره ، فردی ،زوج، خانواده،.. -مشاوره انلاین خارج از ایران -مشاوره حضوری/غیرحضوری جهت وقت دهی به ایدی زیر پیام دهید: @pirhoseinlo
هرگاه فردی در زندگی روانی و اخلاقی خود دچار نابسامانیهای روانی و اختلالهای اخلاقی باشد، بدون شک زندگی جنسیاش از این تاثیر برکنار نمیماند و در روش جنسی خود نیز دائما در معرض انقلابات و اختلالاتی واقع میشود.
سه رساله در باب تئوری میل جنسی،
در باب پدوفیلیا
«ناامیدترین چیز در جهان، ناامیدی است.
اما ما که در این راه قدم گذاشتهایم، میدانیم هر شکستی پلی است به سوی پیروزی.
دشوارترین نبردها، نبرد با یأس است.»
ناظم حکمت، شاعر ترکیه
@arameshdron🦩
دست از قضاوت همدیگه برداریم،
به قول مولانا
نه تو آنی که همانی
نه من آنم که تو دانی…🦚
برکت خدا، ارزانی امروزتان
صبح تون پرخیر 🌸🌷
هرآنچه سرکوب شود
ومجالِ زیستن نیابد،
به شکلِ ویرانگر بازمیگردد..
#رولومی
وقتى به نقطه اى رسيدى
كه نيازى به تحت تاثير قرار دادن هيچ كس نداشتی، آزاديت آغاز مي شود.
@arameshdron🦩
بعضی جوابها را
باید با زمان داد؛
نه با حرف،
نه با توضیح، فقط با نتیجه🤍
شد که شد،
نشدم ک نشد
میشینیم چای میخوریم
این اولین بار نیست که تو زندگیمون چیزی نمیشه :))
سلام ، روزبخیر🍃
منطق یک آدم خودشیفته :
مهم نیست من چیکار کردم
یا چقدر مقصر بودم؛
مهم اینه که تو حق نداری
جوری به رفتار من واکنش نشون بدی
که من ناراحت بشم!
عصبانیت من قابل درکه؛
یا دلیل دارم،
یا تو باعثش شدی!
وقتی تو عصبانی میشی،
داری زیادی حساسیت به خرج میدی و غر میزنی؛
حق نداری آرامشم رو به هم بزنی!
من عذرخواهی نمیکنم؛
چون اشتباهی نکردم.
میتونم توضیح بدم
چرا کاری که کردم تقصیر تو بوده!
من اشتباه نکردم
یا دلیل داشتم؛
یا تو کاری کردی
که مجبور شدم اینطوری رفتار کنم!
آدمهای خودشیفته
اونقدر بهت احساس گناه، بدهکاری و مقصر بودن میدن
که حتی وقتی ازشون آسیب دیدی،
برای ترک کردنشون هم عذاب وجدان میگیری
@arameshdron🦩
یکی از نشانههای بلوغ انسان همین است که بداند چطور چیزهایی را که برای دیگران اهمیت دارد درک کند، حتی اگر برای خودش اهمیتی نداشته باشد
سلام روزتون پرخیر🍃
@arameshdron🦩
نحوه رفتار با افراد حسود و رقابتجو
حسادت و رقابتجویی افراطی ریشه در احساس ناامنی، ترس از کمبودن و نیاز به اعتباربخشی بیرونی دارد.برخورد درست با این افراد نیازمند هوش هیجانی، قاطعیت و درک روانشناسی پشت رفتار آنهاست.
📌برای مدیریت چنین روابطی موارد زیر لازم است:
➕۱. پرهیز از خودنمایی و کاهش محرکهای حسادت
افراد حسود موفقیت شما را تهدیدی برای ارزش خود میبینند.
با فروتنی و پرهیز از نمایش دستاوردها، شدت واکنشهای حسادتآمیز را کاهش دهید.
Lange & Crusius, 2021, Emotion Review
➕۲. اعتباربخشی و ایجاد امنیت روانی
به جای رقابت، نقاط قوت فرد مقابل را تأیید کنید و فضای همکاری بسازید.
احساس امنیت، رفتارهای دفاعی و مقایسهای را کاهش میدهد.
Neff, 2023, HarperOne
➕۳. تمرکز بر همکاری به جای رقابت
با تغییر زاویه رابطه از «من در برابر تو» به «ما در برابر مسئله»، انرژی رقابت را به همکاری تبدیل کنید.
Duhigg, 2023, Random House
➕۴. تعیین مرزهای قاطع در برابر رفتارهای مخرب
اگر حسادت منجر به تخریب یا شایعهپراکنی شد، بهوضوح بگویید این رفتار قابلقبول نیست. مرزبندی محترمانه، امنیت روانی شما را حفظ میکند.
Dana, 2023, Thomas & Mercer
➕۵. حفظ یکپارچگی شخصی و پرهیز از مقایسه
به مسیر خودتان تمرکز کنید و وارد بازی مقایسه نشوید.اعتماد به نفس و یکپارچگی شما مهمتر از واکنش دیگران است.
Brown, 2021, Random House
✔️شما مسئول احساسات فرد حسود نیستید. اگر رفتارهای مخرب ادامه داشت، فاصلهگذاری محترمانه بهترین انتخاب است.حفظ آرامش درونی و عزت نفس، مهمترین شکل مراقبت از خوداست.
💫مقصر کیست؟
آنکه طغیان میکند یا آنکه راه را میبندد؟
@arameshdron🦩
زمان همه را به یکسان از پا می اندازد مثل آن درشکه چی که به اسب پیرش آنقدر شلاق می زند تا در جاده بمیرد. اما تازیانه ای که به ما می زنند ملایمت ترسناکی دارد. فقط چندتایی از ما می فهمیم که کتک خورده ایم.
📕 چاقوی شکاری
هاروکی موراکامی
@arameshdron🦩
ولی هیچ چیز زیباتر از این نیست
که پس از دلمردگی ای دراز
باری دیگر نور در وجود تو سربردارد...
#فردریش_هولدرلین
🔰 نامه انیشتین به فروید
سؤال انیشتین از فروید ساده نبود.
سوال یک فیزیکدان بزرگ از بنیان گذار روانکاوی دربارهی خشونت ذاتی بشر بود.
سال ۱۹۳۲ بود.
اروپا در آستانهی انفجاری دوباره قرار داشت.
خاطرهی تلخ جنگ جهانی اول هنوز تازه بود
پیمان ورسای آلمان را تحقیر و تضعیف کرده بود
خشم و حس انتقام در جامعهی آلمان بالا بود
و نشانههای قدرت گرفتن نازیها
در آلمان دیده میشد،
در ایتالیا هم موسولینی قبلاً به قدرت رسیده بود.
ایدئولوژیهای ملیگرایانه افراطی و نظامیگرا
داشتند تقویت میشدند.
بحران بزرگ اقتصادی ۱۹۲۹ (Great Depression)
باعث بیکاری گسترده و فقر شد.
مردم تحت فشار شدید اقتصادی، بیشتر
جذب شعارهای تند و رادیکال میشوند.
سازمان ملل نمی توانست
جلوی تجاوزها و بحرانها را بگیرد. یعنی
مکانیزم بازدارندگی واقعی وجود نداشت.
نارضایتی گسترده، اقتصاد فروپاشیده
رهبران تندرو
و نبود سازوکار مؤثر برای مهار بحران
ترکیب اینها معمولاً به جنگ ختم میشود.
سازمان ملل از متفکران بزرگ دنیا خواست
با هم مکاتبه کنند
تا شاید از جنگ دوباره پیشگیری شود.
انیشتین داوطلب شد
و خودش فروید را انتخاب کرد.
چرا فروید؟ چون انیشتین دنبال یک پاسخ روانشناختی بود، نه فقط سیاسی.
انیشتین در نامهاش پرسید:
چرا بشر با اینکه میداند جنگ فاجعه است،
باز هم به سمت آن میرود؟
آیا راهی برای مهار این گرایش وجود دارد؟
چرا تودههای مردم اجازه میدهند
خودشان برای اهداف قدرتطلبانهی
اقلیتی کوچک قربانی شوند؟
او داشت میپرسید:
چرا مردم تحریک میشوند؟
چرا تبلیغات روی آنها اثر میکند؟
چرا عقل جمعی جلوی فاجعه را نمیگیرد؟
انیشتین به این نتیجه رسیده بود که
مشکل فقط رهبران نیستند؛
مسئله، ساختار روان انسان است.
فروید در جوابش نوشت
(متنی که بعدها با عنوان ?Why War منتشر شد):
انسان دو نیروی اصلی دارد:
غریزهی زندگی (Eros)
غریزهی مرگ و تخریب (Thanatos)
ما ناگزیر باید وجود غریزهی تخریب را بپذیریم
این غریزه در کنار غریزهی زندگی عمل میکند.
فروید میگوید
انسان فقط به دنبال عشق و ساختن نیست،
میل به ویران کردن هم در او وجود دارد.
جنگ، تخلیهی جمعی همین نیروی تخریب ست.
جنگ فقط نتیجهی سیاست نیست؛
ریشه در میل تخریب درون انسان دارد.
تمدن تلاش میکند این میل را مهار کند،
اما نمیتواند آن را از بین ببرد.
تنها امید واقعی برای مهار این میل،
تقویت قانون، فرهنگ و پیوندهای انسانی است.
سوال دیگری که به ذهن میرسد:
قانون و قدرت از کجا می آیند؟
فروید می گوید در آغاز، قدرت با زور یکی بود.
هنوز هم در اصل تفاوتی نکرده است.
او توضیح میدهد که در تاریخ،
حق و قانون از دل زور بیرون آمدهاند.
اول قویترها حکم میکردند،
بعد گروهها متحد می شدند تا زور فردی را مهار کنند، این شد «قانون».
فروید واقعگرا بود و اعتقاد داشت
درست است که قانون جایگزین خشونت شده، اما ریشهاش همان خشونت است.
فروید عملاً گفت:
جنگ کاملاً قابل حذف نیست، فقط میشود آن را محدود کرد.
یک سال بعد هیتلر به قدرت رسید.
فروید (که یهودی بود) مجبور شد از اتریش فرار کند.
انیشتین هم آلمان را ترک کرد.
این مکاتبه یک گفتوگوی روشنفکرانه دربارهی تاریکترین بخش انسان بود.
نه شعاری بود، نه سادهانگارانه.
هر دو میدانستند مسئله عمیقتر از سیاست است.
اما انیشتین هنوز امید داشت که با ساختارهای بینالمللی قویتر (مثلاً تقویت سازمان ملل) بتوان جلوی این اقلیتها را گرفت.
فروید اما واقعگراتر بود:
تا وقتی انسان میل به تخریب دارد، همیشه کسانی پیدا میشوند که آن را سازماندهی کنند.
یک سال بعد، تاریخ جواب تلخی داد.
غزال_کیان_فرید
دربزرگراه زندگی،"راهت"
"راحت" نخواهدبود!
هر"چاله ای"، "چاره ای" به تو خواهد آموخت .
برای جلوگیری از پسرفت،
"پس" باید رفت..!!!
@arameshdron🦩
مولانا:
انسان چه چیزی را دیرتر از همه میفهمد؟
شمس:
اینکه روزهای معمولی،
همان روزهای خوشبختی بودند
که گذشت.
مهماننوازی یکی از کهنترین فضیلتهای انسانی و از پایههای تمدن است. در طول قرنها، صومعهها، مهمانخانهها، بیمارستانها، خانهها و حتی فضاهای درمانی بر این باور استوار بودهاند که غریبه صرفاً یک بیگانه نیست، بلکه انسانی است که شایسته کرامت، پناه و فهمیده شدن است. ادبیات، موسیقی، نقاشی و روانکاوی نشان دادهاند که مهماننوازی فراتر از بخشندگی ساده است؛ نوعی گشودگی اخلاقی به سوی دیگری و اعتراف به آسیبپذیری مشترک انسانهاست. استقبال از دیگری در نهایت به معنای به رسمیت شناختن این حقیقت است که هر یک از ما در برهههایی از زندگی، مسافری هستیم که در جستوجوی جایی برای پذیرفته شدن، شنیده شدن و احساس تعلق داشتن است.
Читать полностью…
تا حالا شده بگید عاشق یک رابطه آرام و بیدردسر هستید، اما وقتی یک آدم امن و آرام وارد زندگیتون میشه، بعد از یه مدت حوصلهتون سر بره؟
واقعیت اینه که «داستان عشق» ما تو کودکی و از تماشای رابطه پدر و مادرمون نوشته شده. ذهن ما لزوماً به دنبال «بهترین» یا «سالمترین» رابطه نیست، بلکه به دنبال آشناترین رابطهست! چون در روانشناسی، «آشنایی» مساوی است با «امنیت»؛ حتی اگه اون فضای آشنا، پر از آشوب، دعوا و ناامنی بوده باشه!
وقتی تو یک محیط پر از محرک و چالش بزرگ شدیم، یک زندگی بیش از حد آرام برامون کسلکننده به نظر میاد، چون با قصهای که از رابطه در ذهنمان داریم، مچ نمیشه.
برخی از مردان تنها میتوانند عاشق زنانی شوند که متعلق به دیگری هستند
میل انها همواره به سوی زنی میرود که در پیوند است گویی تمنای انان تنها در سایه ممنوعیت زنده میشود.
فروید
@arameshdron🦩
دکتر پاتریشیا دیانگ در کتاب «شرمدرمانی» مینویسه:
بسیاری از کودکان خیلی سریع یاد میگیرند تا از آنچه دیگران به آنها می دهند به بهترین شکلی که میتوانند استفاده کنند.
آنها احساس «ازهمگسیختگی» و «خارج از کنترلبودن»شان را نادیده میگیرند،
تا جایی که هرگونه حس بد بودن را در خود سرکوب میکنند و سعی میکنند «مثل یک بچهی خوب» رفتار کنند
و نقاب «آدم بینیاز» را به صورت بزنند.
آنها فقط آن بخشهایی از خودشان را نشان میدهند که با طیف واکنشهای عاطفی مراقبانشان همآهنگ است.
@arameshdron🦩
روابط انسانی کمتحریک و پایدار بسیار کمک کننده است.نه تخلیهٔ هیجانی،نه بحثهای سنگین. فقط حضور قابل پیشبینی.مغز اجتماعی انسان در بحران،بیش از هر چیز به نشانههای ثبات نیاز دارد.همین تنها نماندن بهطور مستقیم مدارهای تهدید را آرام میکند.
Читать полностью…
این جملات باعث آرامش می شود
۱-از کسی در برابر لطفی که به او میکنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمیکنم.
۲-مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند.
۳-قضاوت دیگری تاثیری بر زندگی من ندارد.
۴-کسانی که رفتار ناجوانمردانه با من داشته اند توسط کائنات مجازات خواهند شد هر چند من هرگز متوجه نشوم.
۵-دنیا سخاوتمندتر از آن است که موفقیت کسی، راه موفقیت مرا تنگ کند.
@arameshdron🦩
نتیجه تواضع بیش از حد
شنیدن نصیحت از یک ابله است.
ابن خالدون
@arameshdron🦩
ا ژرژ ساند در نامهای به گوستاو فلوبر نوشته:
«تو در خانهی من بیهیچ رودربایستی میتوانی غمگین باشی.»
چه خوبه یه جا باشه غیر از خونه خودت که بتونی اونجا هم در امنیت غمگین باشی
@arameshdron🦩
بسپارید به خدا به قول حضرت مولانا:
او چیز دگر داند، او چیز دگر سازد
@arameshdron💫
💫زندگی …
وقتی سیل میاد، ماهی مورچهها رو میخوره. ولی وقتی آب تبدیل به خشکی میشه مورچهها ماهی رو میخورن.
زندگی به همه یه فرصت میده.
عجیبه نه ؟
@arameshdron🦩
خیلی وقتها آدم دنبال راهحل نیست.
دنبال اینه که یکی بالاخره بگه:
«میفهمم چرا اینقدر خستهای.»
@arameshdron
مولانا: شمس، آیا هر دیداری حکمتی دارد؟
شمس: هیچ رهگذری بیسبب از کوچهٔ جانت نمیگذرد.
مولانا: حتی آنان که رنج به دل آدمی میآورند؟
شمس: بعضی میآیند تا مرهم باشند، بعضی میآیند تا زخم را به تو نشان دهند.
مولانا: پس هیچ دیداری اتفاقی نیست؟
شمس: نه… هر دیداری یا چیزی به تو میآموزد، یا چیزی را از تو میگیرد؛ و هر دو، لطفاند
اما هميشه بر اين اميد بوده ام
كه زندگي
اگر زمانی باغچه ات را سوزاند
عاقبت یک روز
به تو گلی خواهد داد
به جبران رنج هایت
@arameshdron🦩