8099
"كانال تخصصي " "دکترسعيده پيرحسينلو "- -عضو سازمان نظام روانشناسي -مشاوره ، فردی ،زوج، خانواده،.. -مشاوره انلاین خارج از ایران -مشاوره حضوری/غیرحضوری جهت وقت دهی به ایدی زیر پیام دهید: @pirhoseinlo
ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺭﺳﯿﺪه، ﺁﺑﺪﺍﺭ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰه؛ ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺴﺘﻨﺪ آدمهایی ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ؛ ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ یک ﻣﻮﺯ باشید، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ.
لئو ﺑﻮﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
سه تا قانون ساده:
عشق فقط با حرف ثابت نمیشه؛ باید براش کاری کرد.
هرچقدر هم جملههای قشنگ بگی، عشق یعنی عمل؛ نه فقط حرف زدن
اعتماد با ادعا به دست نمیاد؛ باید ثابتش کرد.
عذرخواهی واقعی فقط گفتن «ببخشید» نیست؛ یعنی رفتارت عوض بشه.
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید...
صبح بخیر 🌸🍃
دل که زنده باشد،
هر خانهای آباد میشود!
خانهی دلت آباد...
صبحتون بخیر و شادی🪻🍃
وقتی کسی شما را دوست دارد، اسمتان را به شکل متفاوتی صدا میزند، طوریکه میدانید جای اسمتان در دهانِ او امن است...
سو جانسون،
استاد روانشناس دانشگاه اوتاوا کانادا
@arameshdron🍃
«معتقد شدن» راحت تر
از «متفکر شدن» است؛
از اين رو معتقدان، بسيار
بيشتر از متفکراناند...!
بروس_کالورت
📍تأثیر شگفتآور خواهر و برادرها
آدمهای موفق خواهر و برادرهایی موفق داشتهاند
وقتی به نیروهایی فکر میکنیم که ما را شکل دادهاند، در اولین قدم، پدر و مادر به ذهنمان میآیند.
نقش والدین در شکلدادن شخصیت فرزندان قرنهاست که در کانون توجه روانشناسان و نویسندگان حوزهٔ تربیت قرار داشته.
کتابهای تربیتی که همیشه در صدر فهرست پرفروشها هستند و توصیههایشان با همان سرعتی عوض میشود که رژیمهای غذایی، مدام میگویند والدین برای تربیت فرزندانشان باید چنین و چنان کنند
و از قضا هیچوقت هم پدر و مادرها نمیفهمند بالاخره باید چکار کنند که بچههایشان خوب تربیت شوند.
بچهها مهماند و رفتارها و خلقوخویشان متغیر است. محیط رشد آنها نیز بسیار گستردهتر از حیطهٔ نفوذ والدین است:
رسانهها، دوستان، معلمان، و البته، خواهر و برادرهایی که در کنارشان زندگی میکنند.
تحقیقاتی که روی هزاران دوقلو انجام شد، واقعیت گیجکنندهتری را هم آشکار کرد:
«محیط مشترک»، یعنی خانهای که خواهر و برادرها در آن با والدین، قوانین، غذاها، ارزشها و تنبیههای مشابهی بزرگ میشوند، تنها تأثیر اندکی بر شباهتهای رفتاری و شخصیتی آنها دارد.
این به آن معنا نیست که والدین بیتأثیرند، بلکه نشاندهندهٔ محدودیت تواناییهای آنها در تربیت ژنتیک آنقدر مهم است که شخصیت خواهر و برادرها ممکن است در نهایت همانقدر از هم متفاوت شود که شخصیت دو غریبه که تصادفاً در خیابان از کنار هم رد میشوند.
در سالهای اخیر عامل دیگری نیز در این زمینه مورد توجه بسیار قرار گرفته است:
خواهر و برادرها. الیسون گوپنیک، روانشناس رشد، میگوید:
«اگر والدین ستارههاییاند دور، خواهر و برادرها شهابهایی سوزان و تأثیرگذارند که از نزدیکیات رد میشوند.»
در مطالعهای روی حدود ۲۵۰ بازیکن فوتبال زن که عضو تیمهای ملی نوجوانان آمریکا بودند، مشخص شد که سهچهارم آنها فرزندان کوچکتر خانواده بودند.
پژوهشگران این مطالعه، نتیجه گرفتند که رقابت غیررسمی با خواهر و برادر بزرگتر سطح بازی این دختران را بالا برده است.
جوانا برگر، در کتاب تأثیر نامرئی به مطالعهای اشاره کرده که نشان میدهد فرزندان کوچکتر، حتی اگر خواهر و برادرشان در رشتهٔ ورزشی مشابهی نباشند، باز هم در ورزشهای رقابتی بیشتر میدرخشند.
شاید برای اینکه خود را از موفقیتهای تحصیلی خواهر و برادر بزرگتر متمایز کنند.
اما ژانگ، جامعهشناس دانشگاه ییل، دادههای هزاران دانشآموز را بررسی کرد و نشان داد که خواهر و برادرهای کوچکتر، عمیقاً از موفقیت تحصیلی فرزند بزرگتر خانواده بهرهمند میشوند.
جاشوا گودمن، استاد دانشگاه بوستون، یافتهای مشابه را در سطح دانشگاه نشان داد:
اگر یکی از فرزندان خانواده وارد دانشگاه برتری شود، احتمال موفقیت دانشگاهی خواهر و برادرش نیز بیشتر میشود.
ژانگ تخمین میزند که تا یکسوم شباهتهای تحصیلی خواهر و برادرها ناشی از همین «اثر نشست» است. اما این تأثیر همیشه مثبت نیست.
در خانوادههای محروم، افت تحصیلی یکی از فرزندان میتواند به دیگری هم منتقل شود و چون نمرات تحصیلی پیشبینیکنندهٔ وضعیت اقتصادیاند، این مسئله میتواند به شکاف طبقاتی دامن بزند.
ترجمان
آدام اسمیت مینویسد: "وحشت از تنهایی" ما را وامیدارد به دنبال آدمهای دیگر بگردیم، حتی زمانی که مثلاً شرم زدهایم و دلمان میخواهد از نگاه داوری کنندهی دیگران بگریزیم.
آدام اسمیت تاکید میکند آنهایی که در تنهایی بار آمدهاند هرگز یاد نمیگیرند خودشان را بشناسند. و آنهایی که در تنهایی زندگی میکنند تصور درستی از خودشان ندارند و در داوری کارهایی که کردهاند به راه اغراق میروند و در داوری صدماتی که متحمل شدهاند نیز به همچنین.
📗فلسفه تنهایی
#لارس_اسوندسن
هفت روش برای تقویت اراده به روش باستانی
Читать полностью…
گاهی اوقات زندگی به ما کمک میکند تا در سکوت رشد کنیم،
دور از هیاهو و شناخته شدن.
برخی فصلهای زندگی به دلایلی آرام هستند.
هیچ نقطه عطف بزرگ.
هیچ پیشرفت قابل مشاهده.
هیچکس متوجه نمیشود که چقدر سخت تلاش میکنید.
از بیرون،
ممکن است به نظر برسد که هیچ تغییری رخ نداده است.
اما در درون،
زندگی صبر، تابآوری و قدرت را به ما میآموزد.
شاید هر فصلی قرار نباشد که بلند باشد.
برخی فصلها قرار است شما را به آرامی شکل دهند،
تا روزی که متوجه میشوید
دیگر آن کسی نیستید که قبلاً بودید.
و اغلب، رشدی که هیچکس ندیده است،
به قدرتی تبدیل میشود که همه بعداً متوجه آن میشوند.
دل های لطیف، مرزهای محکم میخوان.
یادت نره:
مهربونی تا وقتی قشنگه که تبدیل به خودویرانگری نشه. این جمله که قلبهای لطیف، بدون مرز، راحت له میشن، برای آدماییه که آسون اعتماد میکنن یا زود میبخشن. اگه از درونت مراقبت نکنی، مهربونیات برات زخم میسازه.
یه جاهایی باید "نه" بگی ولی هنوز دلت نمیذاره.
مرز داشتن، خودخواهی نیست، خوددوستیه. "خودتو دوست داشته باش."
@arameshdron🍃
مردم آنچه را در درون ماست به ما منعکس می کنند،
زیرا ناآگاهانه همین را از آنها می خواهیم و از این روست که
رویدادها و شخصیت های خاصی بارها و بارها
در زندگی ما پدیدار می شوند.
معمولا دشوارترین واژه ها در رابطه با رویدادی ست
که گمان می کنیم در آن به ما ظلم شده است.
منیّت ما مقاومت می کند و نمی خواهد آن جنبه ها را بپذیریم،
زیرا در این صورت دیگر نمی توانیم سایرین را
برای مشکلات زندگی خود مقصر بدانیم.
#دبی_فورد
📌گاهی ما فکر میکنیم با چند سفر یا تفریح مشترک، میتونیم رابطهمون رو ترمیم کنیم.
✅اما واقعیت اینه که زهرِ کلام منفی، سکوتهای پر از رنج، و رفتارهای بیاحساس، خیلی بیشتر از کمبود خوشگذرونی، رابطهها رو از درون فرسوده میکنه.
✅مراقب کلماتی باشیم که هر روز استفاده میکنیم؛
گاهی یک جمله، میتونه رابطهای رو برای همیشه بشکنه…
@arameshdron 🦚
آندره گرین:
بدون «دیگری شاهد»،درد تبدیل نمیشود؛ در بدن گیر میکند..
وقتی «دیگری شاهد» حذف میشود،
روان مجبور میشود خودش هم شاهد باشد، هم تحملکننده،هم پردازشگر و این برای هیچ دستگاه روانیای ممکن نیست.
وقتی از رنجتان میگویید و کسی آن را میبیند،درد دیگر فقط درد نیست؛میشود چیزی که میشود با آن نفس کشید.
ما هیچگاه هیچکس را از دست نمی دهیم بلکه فقط رابطه هایمان تغییرشکل میدهند. ممکن است جسم کسی در کنار ما نباشد اما همواره در درونمان حضور خواهد داشت.هر رویدادی در زندگی من ، هر شبی که به بی خوابی گذشت و تمام اشکهایی که ریختم مرا در مسیر سفر روحم به پیش برده است.
@arameshdron🍃
آدلر معتقد بود اولین واکنش به احساس حقارت، پرخاشگری است که میتواند مستقیم (مثل خشونت) یا غیرمستقیم (مثل رقابت یا تعارض اجتماعی) باشد. اما گاهی این پرخاشگری به درون برگشته و منجر به مازوخیسم میشود. نهایتاً، تلاش برای غلبه بر این حس حقارت و رسیدن به «عقده برتری» (تمایل افراطی به احساس برتری) در سبک زندگی فرد نقش مهمی دارد.
عقده حقارت در اصل اهرمی برای رشد و پیشرفت است، مگر اینکه فرد در جبرانش ناکام بماند و دچار آسیب روانی شود.
خورشيد هر روز صبح به خاطر زنده بودن من و تو طلوع مي كند هرگز منتظر فرداي خيالي نباش سهمت را از زندگی همین امروز بگیر...
سلام صبح آدینه تون لبریز از نشاط☕️
هیچکس به اندازه کسی که رنج کشیده است
نمیتواند زیباییِ سادهٔ زندگی را درک کند.
آرامش، برای کسی که از طوفان گذشته،
معنایی کاملاً متفاوت دارد...
-ویکتور فرانکل
📚 انسان در جستجوی معنا
Don’t let today’s disappointments
cast a shadow on tomorrow’s dreams
اجازه نده ناامیدی های امروز سایه ای بر رویاهای فردا بزاره . . .
📍دانیل پل شربر (1842–1911)، معروف به "قاضی شربر"، یکی از برجستهترین کیسهای مورد مطالعه زیگموند فروید در تاریخ روانکاوی است که به دلیل تحلیل عمیق روانپریشی و نقش ناخودآگاه، اهمیت ویژهای دارد.
برخلاف کیسهایی مثل آنا اُ یا هانس کوچک که فروید مستقیماً با بیماران کار کرد، شربر هرگز با فروید ملاقات نداشت. تحلیل فروید بر اساس کتاب خودزندگینامهای شربر،خاطرات یک بیمار عصبی (1903)، انجام شد که شرح مفصلی از توهمات، هذیانها و تجربیات روانپریشانه او بود. این کیس در مقاله فروید در سال 1911 با عنوان "یادداشتهای روانکاوانه بر یک مورد خودزندگینامهای از پارانویا (جنون)" منتشر شد. در ادامه، مشکلات شربر، تحلیل فروید با تمرکز بر هذیان تبدیل به زن، زمینههای روانشناختی و اجتماعی، و دیدگاههای مدرن بهصورت یکپارچه بررسی میشود.
دانیل پل شربر، قاضی ارشد دادگاه تجدیدنظر در درسدن آلمان، فردی تحصیلکرده و از خانوادهای برجسته بود. پدرش، موریتس شربر، پزشکی معروف با روشهای تربیتی سختگیرانه (مثل استفاده از ابزارهای اصلاحی برای شکلدهی بدن کودکان) بود که احتمالاً تأثیر عمیقی بر روان پسرش گذاشت. شربر در زندگی حرفهای موفق بود، اما از اواخر دهه 30 سالگی با مشکلات روانی روبهرو شد.
او پس از شکست در انتخابات پارلمانی، دچار افسردگی و اضطراب شد و برای مدتی در آسایشگاه بستری شد، اما بهبود یافت و دوباره قاضی شد.
علائم شربر، که امروزه احتمالاً بهعنوان اسکیزوفرنی پارانوئید تشخیص داده میشود، شامل هذیانهای پیچیده، توهمات، اضطراب شدید و اختلالات ادراکی بود. او باور داشت در ارتباط مستقیم با خدا قرار دارد، جهان در حال فروپاشی است، و بدنش به زنی تبدیل میشود تا بشریت را نجات دهد. توهماتش شامل صداهایی از "پرندگان معجزهآسا" و احساس تحت کنترل بودن توسط نیروهای الهی بود. او همچنین از "فشار روح" (قتل روح) و تغییر اعضای بدنش، بهویژه اندامهای جنسی، صحبت میکرد. این علائم زندگی او را مختل کرد و او را از قاضیای موفق به بیماری تبدیل کرد که بیشتر عمرش را در آسایشگاه گذراند.
▪️ هذیان تبدیل به زن
یکی از برجستهترین هذیانهای شربر باور به تبدیل شدن به زن بود که او آن را (بیمرد شدن یا زن شدن) نامید. او احساس میکرد بدنش در حال تغییر به جسم زنانه است و این فرآیند برای نجات جهان از طریق تولید نسل جدید ضروری است. این هذیان با لذت و رنج همراه بود: گاهی احساس آرامش زنانه به او حس رضایت میداد، اما گاهی آن را تحمیلی خارجی و تهدیدکننده میدید. او معتقد بود خدا او را برای این مأموریت انتخاب کرده و توهماتی مثل صحبت با موجودات الهی یا پرندگان معجزهآسا این باور را تقویت میکردند.
▪️تحلیل فروید
فروید تحلیل خود را بر اساس کتاب شربر انجام داد و هذیان زن شدن را محور اصلی قرار داد. او این هذیان را نتیجه تعارضات ناخودآگاه، بهویژه سرکوب تمایلات همجنسگرایانه، دانست.
1️⃣ سرکوب همجنسگرایی: فروید معتقد بود شربر بهطور ناخودآگاه به مردانی مثل پزشک معالجش (پروفسور فلشینگ) یا خدا (بهعنوان نماد پدر) جذب شده بود. این تمایلات به دلیل تابوهای اجتماعی و تربیت سختگیرانه سرکوب شدند. فروید این فرآیند را اینگونه توضیح داد: احساس "من او را دوست دارم" به "من از او متنفرم" و سپس به "او از من متنفر است و مرا تهدید میکند" تبدیل شد. هذیان زن شدن راهی بود برای حل این تعارض: اگر شربر زن شود، عشق به مرد دیگر "طبیعی" به نظر میرسد.
2️⃣مکانیسمهای دفاعی: فروید هذیان را نتیجه فرافکنی، سرکوب و جابهجایی دانست. ذهن شربر تمایلات غیرقابلقبول را به سیستمی هذیانی تبدیل کرد تا با آنها کنار بیاید.
3️⃣رابطه با پدر: فروید خدا را در هذیانهای شربر نمادی از پدر سختگیرش (موریتس) دید. هذیان زن شدن بازتاب تسلیم شدن به قدرت پدر یا تلاش برای آشتی با او بود.
شربر واقعیت را انکار میکرد بنابراین او روانپریش بود.
فروید شربر را درمان نکرد، بلکه از این کیس برای توسعه نظریههایش درباره پارانویا، مکانیسمهای دفاعی و نقش ناخودآگاه در روانپریشی استفاده کرد. شربر با نوشتن خاطراتش تا حدی به ثبات روانی رسید، اما علائم روانپریشی تا پایان عمر (1911) ادامه داشت.
دنياى اطرافت زمانى زيباست
كه دنياى درونت آرام باشد..!!
فکر میکنم هممون نیاز داریم به شنیدن این حرفها.
📽The Boy, the Mole, the Fox and the Horse.
رازِ آرامش و آسایشم این بود که من
دل سپردم به کمِ خود، نه به بسیارِ کسی...🤍
صبح تون پر امید🌹
اضطراب یا استرس؟ ظرف فقط 4 دقیقه به 6 تفاوت اساسیشان پی ببرید
✳️ استرس پاسخی به یک نیاز فوری محیطی، مانند یک خطر فوری است. هدف آن تسریع پاسخ برای حل هر چه سریعتر وضعیت است و از طریق فعال کردن سیستم عصبی سمپاتیک انجام میشود.
✳️اضطراب یک احساس پیشبینیکننده است. این بدان معناست که وقتی فرد یک موقعیت خطرناک را در آینده پیشبینی میکند، فعال میشود. پاسخ فیزیولوژیکی، وابسته به سیستم عصبی سمپاتیک، با هدف جلوگیری از این وضعیت است، نه حل آن.
✳️در استرس، عاملی که آن را تحریک میکند از محیط ناشی میشود. یعنی فرد با موقعیتی روبرو میشود که نیاز به پاسخ فوری دارد. از سوی دیگر، عواملی که حالت اضطراب را ایجاد میکنند درونی هستند و توسط ترسی که فرد در مورد آن موقعیت احتمالی که پیشبینی میکند، احساس میکند، ایجاد میشوند.
آدمی نمیتواند واقعیت روانی را تاب آورد،
مگر آنکه بتواند آن را "فکر" کند؛
و اگر نتواند،
آن را "زندگی" خواهد کرد،
اغلب به شکلی ویرانگر...
ویلفرد بیون
ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﺷﻮﻕِ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ
ﺑﻪ ﺁن ﭼﻨﮓ ﻣﯽﺯﻧﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
-آنتوان اگزوپری
@arameshdron🌿
همیشه که نباید بنشینیم و
بدیهایِ زندگیِمان را مرور کنیم؛
گاهی باید نشست و
پا بر روی پا انداخت و
خوشیها را شمرد،
چای نوشید و پشت کرد به تمامِ نداشتنها و غصههایی که عمری با آنها زندگی کردیم...
مادر بلعنده
"مادرانی هستند که... خود را بر فرزندانشان میافکنند، نه برای بخشیدن یک عشق سرشار، بلکه برای پُر کردن خلاء درونی خویشتن با آن فرزند. این یک لوس کردن واقعی نیست، بلکه یک لوس کردن کاذب است. چنین مادری نمیتواند فرزند 'محبوب' خود را آزاد کند، زیرا اگر این کار را بکند، با یک قلب سرشار، که در مورد لوس کردن اصیل رخ میدهد، تنها نمیماند؛ بلکه با یک قلب گرسنه رها میشود... به بیان اساطیری، این لوس کردن 'دروغین' همانند مادر-جادوگری است که کودک را به خانه آبنبات خود فریب میدهد (لوس کردن با شیرینیجات) و همین که کودک وارد شود، او تبدیل به مادر مخوفی میشود که 'او را میبلعد'."
— اریش نویمان (کتاب کودک)