7668
آنکه خانهای ندارد، در نوشتن خانه میکند. آدورنو (استفاده، انتشار و به اشتراک گذاری مطالب این صفحه با ذکر نام نویسنده بدون اشکال است) Contact : aminbozorgian60 https://linktr.ee/amin.bozorgian
~ احکام اعدام دیگری در پرونده میدان علیخانی اصفهان امروز اجرا شد؛ پروندهای که به وقایع دیماه و کشتهشدن چهار عضو نیروهای امنیتی-انتظامی در جریان اعتراضات مربوط است. محمد همتی، ولیالله صفری، حسین رمضانی و علی خشوعی، پس از محاصرهشدن در میدان، با سنگ و سلاح سرد مورد حمله قرار گرفتند، کتک خوردند، کشته شدند و سپس به آتش کشیده شدند. در گزارشهای رسمی، از بستن مأموران به تابلوهای میدان، ضربوشتم و ریختن بنزین بر بدن آنان سخن گفته شده است.
پس از این حادثه، ۵۹ نفر بازداشت شدند و در نهایت دستکم ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند. پنج نفر از آنان تا بدینجا اعدام شده بودند. علیرضا سپاهی و رییسی که امروز اعدام شدند هریک به چهار و دو بار اعدام محکوم شده بودند.
میدانیم که در قانون فقهی قصاص الزاماً رابطه یکبهیک میان مقتول و محکوم وجود ندارد. قانون مجازات اسلامی شرکت چند نفر در قتل عمد را به رسمیت میشناسد و در شرایطی امکان قصاص چند شریک را پیشبینی کرده است. مسئله صرفاً این نیست که «چهار نفر کشته شدهاند، پس چرا دوازده نفر؟» مسئله عمیقتر، تناسب میان عمل، مسئولیت فردی و روح مجازات است.
قصاص در سادهترین صورت تاریخی و نمادین خود بر اصل یهودی «چشم در برابر چشم» استوار بود: مجازات باید نسبتی قابل فهم با آسیبی که وارد شده داشته باشد. هدف کنترل خشونت در جوامع بدوی بود. همین اصل، حتی اگر امروز از منظر حقوق مدرن پذیرفتنی نباشد، دستکم برای خود یک منطق محدودکننده داشت: مجازات نباید از جنایت فراتر برود. در چنین چارچوبی، هنگامی که مجازات از مسئولیت مشخص فردی فاصله میگیرد و به یک گروه بزرگ تعمیم پیدا میکند، حتی روح حکم بدوی قصاص نیز نقض میشود؛ یعنی همان منطق «مقابله به مثل» جای خود را به مجازاتی میدهد که نسبت آن با کنش فردی محکوم دیگر روشن نیست.
اینجا اعدام معنای دیگری پیدا میکند. مسئله فقط اجرای یک حکم کیفری نیست؛ خودِ اعدام به پیام تبدیل میشود. هنگامی که چهار نفر کشته میشوند و دوازده نفر به مرگ محکوم میشوند، و برخی از آنان در همان میدانی که واقعه رخ داده به صورت علنی اعدام میشوند، مجازات از «پاسخ به جرم» به نمایش قدرت نزدیک میشود. ما با طنینی از بیعدالتی حتی در نسبت با سازوکار پیشامدرن روبرو میشویم.
فوکو نشان میدهد که مجازات را نباید صرفاً در چارچوب حقوقی دید؛ مجازات بخشی از «فناوری سیاسی قدرت» است. در جهان پیشامدرن، نمایش بدنِ محکوم و اعدام عمومی نمایش قدرت حاکم بود. در جهان مدرن، قدرت بیش از آنکه فقط بدن را تنبیه کند، به ساختن و کنترل «روان»، رفتار و امکانهای کنش افراد میپردازد.
از این منظر، تناقض اعدامهای امروز دقیقاً همین است: یک شکل بدوی از مجازات در اختیار دستگاهی مدرن قرار گرفته و کارکردی مدرن پیدا کرده است. قصاص، که زمانی قرار بود خشونت را در حدی معین مهار کند، میتواند از نسبت «چشم در برابر چشم» جدا شود و به وسیلهای برای خطاب قرار دادن دیگران تبدیل شود. در اینجا دیگر فقط بدنِ محکوم موضوع مجازات نیست؛ روانِ جامعه تماشاگرِ مجازات است که هدف قرار میگیرد. اعدام، به این معنا، نه فقط مجازات یک فرد، بلکه پیامی برای دیگران است: قدرت مدرن نشان میدهد که تا کجا میتواند پیش برود.
@AminBozorgiyan
آمریکا شیطان بزرگ؟!
امین بزرگیان - فرانتس کافکا هرگز پا به آمریکا نگذاشت. سفرهایش هرگز از اروپا بیرون نرفت. با این حال رمانی نوشت که ماکس برود در سال ۱۹۲۷ با نام «آمریکا» منتشرش کرد. در همان صفحههای نخست، کارل روسمانِ شانزدهساله از عرشهٔ کشتی به بندر نیویورک نگاه میکند و مجسمهٔ آزادی را میبیند که بهجای مشعل، شمشیر در دست دارد. کافکا آمریکا را ندیده بود و لازم هم نبود ببیند. آمریکا پیش از آنکه جایی بر نقشه باشد، چیزی در ذهن بود.
آمریکا فقط یک کشور نیست؛ یک ایده است، همانطور که یونان هم فقط یک کشور نیست. وقتی میگوییم «یونان باستان»، فقط از یک منطقهٔ جغرافیایی حرف نمیزنیم؛ از یک ایده حرف میزنیم. آمریکا امروز همین جایگاه را دارد. از همین روست که اینقدر از آن سخن گفتهاند: روشنفکران، فیلسوفان، و حتی کسی مثل کافکا که هیچوقت آنجا نبوده است. پرسش این است که این ایده چیست.
دولتملتی که دولتملت نیست
پایهٔ این ایده آن است که آمریکا دولتملتی مثل دیگر دولتملتهای مدرن نیست. دولتملت را با «مرز و بوم» و «دولت سرزمینی» میشناسیم: سرزمینی که تاریخ دارد، نژاد و تبار دارد، و همسانیها و اشتراکاتی دارد که در گذشته ریشه دواندهاند. آثار باستانی دارد، و زبانی که در طول تاریخ تکامل یافته و دگرگون شده است.
آمریکا این نیست...
ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10034673.htm
گذشته: شیوههای کاربرد
تاریخ، حافظه، سیاست
انزو تراورسو
فصل اول
@AminBozorgiyan
تب ایرانی آرشیو
حافظه، قدرت و سیاست یادآوری
در سالهای اخیر، توجه به تاریخ، حافظه جمعی و آرشیو در جامعه ایران گسترش یافته است. انتشار اسناد، عکسها و فیلمهای تاریخی در رسانهها و شبکههای اجتماعی، همراه با شکلگیری مجموعههایی که خود را متولی حفظ و بازنمایی حافظه تاریخی میدانند…
@AminBozorgiyan
صلحِ مسلح؛ جلسهی شانزدهم
جنگ، برای سیمون وی، صرفاً رویارویی دو نیرو یا نبرد خیر و شر نیست؛ بلکه لحظهای است که در آن، قدرت میتواند انسان را به شیء بدل کند و شکنندگی او را آشکار سازد. از این منظر، تأمل دربارهی جنگ، مستلزم تأمل دربارهی خودِ مفهوم نیرو و نسبت آن با انسان است.
در شانزدهمین جلسه از دورهی «صلح مسلح» با موضوع «ایدهی جنگ رهاییبخش؛ حفظ توان اندیشیدن در زمان جنگ»، با تکیه بر نوشتههای سیمون وی، از «ایلیاد» تا تأملات او دربارهی بربریت و جنگ، مسیر دگرگونی مفهوم نیرو را دنبال میکنیم و میپرسیم: بربریت از کجا آغاز میشود؛ بیرون از تمدن یا درون سازوکارهای قدرتِ خودِ آن؟
🎙 سخنران: امین بزرگیان
پژوهشگر در دپارتمان مردمشناسی
دانشگاه نیس فرانسه
🗓 شنبه ۲۸ شهریور
🕙 ساعت ۲۲:۰۰ تا ۲۳:۳۰
💻 آنلاین | گوگلمیت
شرکت در این جلسه رایگان است.
برای ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر از طریق تلگرام یا پیامک با شمارهی 09901101006 در ارتباط باشید. ☘️
~ I don’t see why it should be considered contradictory to genuinely oppose imperialism, refuse to buy into its false utopian promises, expose its cynical claims of supporting the Iranian people, women, prisoners, and human rights while it simultaneously imposes sanctions, wages wars, and carries out bombings, and reject any collaboration with its projects—such as the idea of “regime change”—while at the same time resisting authoritarianism and its mechanisms of repression as much as possible.
I remember from my childhood that members of my family were fighting in the war against Iraq while also opposing the policies of the government in Tehran. In the very same year that my younger uncle was killed in the war, my older uncle was in prison.
What matters most, however, is that these are different dimensions of political practice. People often end up treating one side of this equation as more urgent or more central because of their own experiences, memories, and collective identities, even if they acknowledge both as legitimate political concerns. Time and again, we find ourselves trapped by “identities” and by the expectations that others impose on us.
Whenever I hear an intellectual or political activist—whether inside Iran or abroad—speaking about imperialism or authoritarianism, I instinctively ask what they have said and done about the other. If someone was indifferent to Palestine or to the aggression against Iran, if their words and actions ignored these realities, or if they went so far as to say that “this is not our war,” then it is difficult to take their criticisms of authoritarianism seriously. And the reverse is equally true.
@AminBozorgiyan
~ ترامپ اعلام کرده است که برنامه جدیدش به حداکثر رساندن فشار اقتصادی است. فشار اقتصادی یعنی ساختن جنگی که همه را در برمیگیرد. جنگ به عمیقترین لایههای خود رسیده: قتل عام و تنبیه کردن کل مردم ایران؛ در شکلی بسیار عمومیتر از بمبارانها و زدن زیرساختهای مرسوم. کمتر نادانی امیدوارم پیدا شود که دیگر تز مشعشع «این جنگ ما نیست» یا «جنگ با جمهوری اسلامی» را پیش بکشد.
سؤال اما اینست که حکومت ایران چه برنامهای برای آن دارد؟ روی چی حساب کرده است؟ تاب آوری مردم؟ بستن هرمز و باب المندب؟ افزایش قیمت دلار؟ روشن است که آمريكا عملاً امکان مذاکره را منتفی کرده و با نتیجه نگرفتن از جنگ نظامی این راه را امتحان میکند. اما نظام چگونه میخواهد با این پروژه جدید مقابله کند؟
پیشبینی آن ساده نیست. اما آنچیزی که نشان خواهد داد که ساختار حکومت در ایران تا چه حد آلوده به منافع طبقات الیگارشیک شده اینجاست: دولت به توزيع مايحتاج عمومی در این شرایط اقدام خواهد کرد یا با گران کردن کالاها و خدمات میخواهد تأمین هزینه کند؟ آیا نهاد دولت چرخش سرمایه مالی را به کنترل در خواهد آورد یا همچنان صاحبان سرمایه و تراستیها آن را هدایت خواهند کرد؟ دولتی داریم که از «کوپن» بیشتر میترسد یا از «صندوق بینالمللی پول»؟ دولتی که اصل ۴۴ آن را هدایت خواهد کرد یا آرمان برابری پنجاه و هفت؟ یا به زبان سادهی یکی از دوستان : «شمخانیسم» یا «باکریسم»؟
در پایان این جنگ نهاد دولت تصویری روشنتر خواهد داشت.
@AminBozorgiyan
بهمناسبت سالگرد کودتای 28 مرداد:
تناقض ظاهری میان اوجگیری ملیگرایی و افول جایگاه نمادین مصدق، در واقع بازتاب ظهور دو ملیگراییِ ناسازگار است: دو فهم متفاوت از ملت، دو روایت آشتیناپذیر از گذشته، و در نهایت، دو چشمانداز بهکلی متفاوت برای آیندهی ایران. مناقشه پیرامون محمد مصدق را نباید به مجادلهای تاریخی و متعلق به گذشته فروکاست.
____________
👈متن کامل
فراتر از اسلام سیاسی
آیا «اسلام سیاسی» هنوز برای توضیح جمهوری اسلامی پس از بیش از چهار دهه تحول کافی است؟ امین بزرگیان با نقد چارچوب اقتصاد سیاسی مهرداد وهابی و با اتکا به نظریه دولت نیکوس پولانزاس، پیشنهاد میکند جمهوری اسلامی را نه صرفاً دولتی برآمده از یک ایدئولوژی، بلکه رابطهای تاریخی و متحول میان نیروهای اجتماعی و دستگاههای قدرت ببینیم؛ دولتی که منطق حکمرانی، سازوکارهای مشروعیت و آرایش درونی آن در طول زمان دگرگون شده است.
/channel/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/898000/&rhash=0ceb6994783a68
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
در یوتیوب:
https://youtu.be/N58VHJCQjn4
در فیسبوک:
https://www.facebook.com/share/p/1CxbMVeWgM/
در ایکس:
https://x.com/_MHeydari/status/2088262587473412458?s=20
@AminBozorgiyan
از خوشبینی اراده تا وظیفه ادامه دادن؛ تأملی بر نامه سعید مدنی به آصف بیات
سعید مدنی نامه اخیرش به آصف بیات را با عنوانی منتشر کرده که خودش برای آن برگزیده است: «تو باید جرأت ادامه دادن داشته باشی، نه امید رسیدن». این نکته اهمیت دارد، چون نشان میدهد آنچه در ادامه این یادداشت بررسی میشود، برداشتی از یک جمله حاشیهای نیست؛ تزی است که نویسنده، آگاهانه آن را چونان دروازه ورود به کل نامهاش انتخاب کرده است. همین انتخاب، به گمان من، بیش از هر جمله منفرد در بدنه متن، نشانهای جامعهشناختی در خود دارد: تضعیف تدریجی چشماندازهای تغییر....
@AminBozorgiyan
امکان تهیه نسخه الکترونیکی کتابهای «مسأله رنج» و «غزه در پیشگاه تاریخ»، در سایت طاقچه فراهم شده است.
@AminBozorgiyan
واکنش مردم ایران به جنگ، با توجه به سالها تبلیغ آن به عنوان رویدادی نه خانمانبرانداز که مثبت و سازنده، امری است که از زوایای مختلف شایسته بررسی است. امین بزرگیان، پژوهشگر جامعهشناسی اگر چه معتقد است تجربه جنگ برای ملتها چیزی نیست جز تجربه شکست، میگوید علیرغم سالها تبلیغ، در عمل جامعه ایران در هنگامه جنگ نه تنها نظم خود را از دست نداد، که با همبستگی بیشتر از قبل، علیه دخالت خارجی واکنش داد. گفتگو با او را درباره واکنش جامعه ایران به سه مرحله حمله آمریکا و البته آینده این تجربه، از نظر سیاسی ببینید.
https://youtu.be/lLkblWKZXhs?si=Z46NuECd__GOF-LG
/channel/HamounMedia
جمهوری اسلامی چگونه حکومتی است؟
کلاب گدار
کلابهاوس
چهارشنبه ٣١ تیر - ساعت ١٩:٣٠ بوقت ایران
@AminBozorgiyan
فرانتس کافکا هرگز پا به آمریکا نگذاشت. سفرهایش هرگز از اروپا بیرون نرفت. با این حال رمانی نوشت که ماکس برود در سال ۱۹۲۷ با نام «آمریکا» منتشرش کرد. در همان صفحههای نخست، کارل روسمانِ شانزدهساله از عرشهٔ کشتی به بندر نیویورک نگاه میکند و مجسمهٔ آزادی را میبیند که بهجای مشعل، شمشیر در دست دارد. کافکا آمریکا را ندیده بود و لازم هم نبود ببیند. آمریکا پیش از آنکه جایی بر نقشه باشد، چیزی در ذهن بود....
@AminBozorgiyan
https://aminbozorgiyan.substack.com/p/america-the-great-satan?r=8em9g9&utm_medium=ios
Читать полностью…
👆بخش منابع مقاله «تب ایرانی آرشیو» دارای ایراداتی نگارشی است که متاسفانه امکان اصلاح آن قبل انتشار فراهم نشد. بخش منابع برای علاقمندان این موضوع جهت مطالعه بیشتر اینگونه اصلاح میشود:
منابع
افلاطون. فایدروس، در دورهٔ آثار افلاطون، ترجمهٔ محمدحسن لطفی، جلد سوم. تهران: انتشارات خوارزمی.
دریدا، ژاک. «تب آرشیو؛ پیشدرآمد»، ترجمهی مریم رویینتن و امین بزرگیان، نقد اقتصاد سیاسی، فروردین ۱۴۰۴.
دریدا، ژاک. نوشتار و تفاوت، ترجمهی عبدالکریم رشیدیان، تهران: نشر نی.
فوکو، میشل. دیرینهشناسی دانش. ترجمهٔ نیکو سرخوش و افشین جهاندیده. تهران: نشر نی.
فروید، زیگموند. «فراسوی اصل لذت». ترجمهٔ یوسف اباذری، فصلنامهٔ ارغنون. شماره ۲۱. بهار ۱۳۸۲.
تراورسو، انزو. غزه در پیشگاه تاریخ. ترجمه امین بزرگیان. نشر مردمنگار، ۱۴۰۳
Assmann, Aleida. Cultural Memory and Western Civilization: Functions, Media, Archives. Cambridge: Cambridge University Press, 2011.
Boym, Svetlana. The Future of Nostalgia. New York: Basic Books 2001.
Derrida, Jacques. Mal d'archive: une impression freudienne Paris: Galilée, 1995. [ترجمه انگلیسی: Archive Fever: A Freudian Impression, trans. Eric Prenowitz. Chicago: University of Chicago Press, 1996.]
Derrida, Jacques. «Freud et la scène de l'écriture», in L'écriture et la différence. Paris: Seuil, 1967.
Derrida, Jacques. «La pharmacie de Platon», in La dissémination Paris: Seuil, 1972.
Derrida, Jacques. «La différance», in Marges de la philosophie Paris: Minuit, 1972.
Freud, Sigmund. «A Note upon the Mystic Writing-Pad» (1925), in The Standard Edition of the Complete Psychological Works of Sigmund Freud, vol. XIX, trans. James Strachey. London: Hogarth Press.
Halbwachs, Maurice. La mémoire collective. Paris: Presses Universitaires de France, 1950.
Landsberg, Alison. Prosthetic Memory: The Transformation of American Remembrance in the Age of Mass Culture. New York: Columbia University Press, 2004.
Mbembe, Achille. «The Power of the Archive and its Limits», in Carolyn Hamilton et al. (eds.), Refiguring the Archive. Dordrecht: Kluwer, 2002.
Nora, Pierre. «Entre mémoire et histoire: la problématique des lieux», in Les lieux de mémoire, vol. I. Paris: Gallimard, 1984.
Stiegler, Bernard. La technique et le temps. Paris: Galilée, 2001.
Stiegler, Bernard. «Anamnesis and Hypomnesis: Plato as the first thinker of the proletarianisation», Ars Industrialis.
Traverso, Enzo. Le passé, modes d'emploi: histoire, mémoire, politique. Paris: La Fabrique, 2005.
Trouillot, Michel-Rolph. Silencing the Past: Power and the Production of History. Boston: Beacon Press, 1995.
@AminBozorgiyan
در سالهای اخیر، موضوع آرشیو در ایران از موضوعی تخصصی به موضوعی عمومی بدل شده است. سندها، عکسها و فیلمهای تاریخی در رسانهها و شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند و در کنار آنها مجموعههایی سر برآوردهاند که خود را متولی حفظ و بازنمایی حافظهی تاریخی میدانند. نتیجه آنکه آرشیو دیگر انباری خاموش در حاشیهی پژوهش نیست؛ یکی از میدانهای اصلی منازعه بر سر گذشته است. در بیشتر این کوششها فرضی نانوشته نهفته است: آرشیو امکانی است برای مقابله با فراموشی، برای بازیابی صداهای خاموششده و برای رهایی از روایت رسمی تاریخ. هرچه بیشتر از دلِ بایگانیها بیرون بکشیم، از سلطهی روایت مسلط دورتر میشویم.
نسبت میان آرشیو و رهایی اما نه بدیهی است و نه همواره مثبت. آرشیو همانقدر که میتواند شناخت گذشته را ممکن کند، ممکن است به ابزار حذف، تحریف و سرکوب همان گذشته بدل شود. این دو امکان، دو کاربردِ متفاوت از یک شیء واحد نیستند که یکی را بتوان برگزید و دیگری را کنار گذاشت؛ هر دو در ساختار خودِ آرشیو ریشه دارند.
___________
👈متن کامل
تأملاتی در باب بربریت
سیمون وی
@AminBozorgiyan
https://youtu.be/K9ZFR2deWqU?is=xRZ96c7eF2amS9ig
Читать полностью…
قطعاتی در سایه جنگ
امین بزرگیان
https://www.bashgaheadabiyat.com/product/dar-sayeye-jang/
سرنوشت مصدق در ملیگرایی معاصر
این متن ترجمهای است از متنی که ماه گذشته در مجله جدلیه Jadaliyya منتشر شد. تشکر میکنم از مریم شیرینسخن که به خوبی آن را ترجمه کرد.
@AminBozorgiyan
فراتر از اسلام سیاسی
نقد چارچوب مهرداد وهابی با اتکا به نظریه نیکوس پولانزاس
جمهوری اسلامی ایران در بیش از چهار دهه گذشته یکی از موضوعات اصلی مطالعات دولت در خاورمیانه بوده است. بخش مهمی از این ادبیات، منطق این دولت را با ارجاع به مفاهیمی چون حکومت دینی، فقه شیعه و اسلام سیاسی توضیح داده است. در این رویکردها، جمهوری اسلامی پیش از آنکه همچون صورتی تاریخی از دولت مدرن مطالعه شود، تجلی نهادی پروژهای ایدئولوژیک در نظر گرفته میشود؛ پروژهای که برای فهم منطق عمل آن باید به آموزههای دینی، فقهی و انقلابی مراجعه کرد...
@AminBozorgiyan
فایل صوتی گفتوگو با پادکست خاکستری
آمریکا چیست؟
آمریکا تنها یک کشور نیست، آرزویی تاریخی هم هست. ایده امریکا، در سرآغازها، ایدهای برای ساختن جهانی نو بود. جهانی که میخواست نمادی از آزادی آدمی باشد. نمادی از رهایی و برآمدن ارادهای برای ساختن الگویی جدید برای همه انسانها. اما ایده امریکا در عمل به چه مسیری رفت؟
با امین بزرگیان درباره این پرسش گفتگو کردهام که آمریکا چیست؟
14 Aug 2026
@AminBozorgiyan
تعمق با همکاری پاریا برگزار میکند:
مبانی جامعهشناسی
ترم دوم: نظریههای کلاسیک جامعهشناسی
👤مدرس: #امین_بزرگیان
ــــــــــــــ
💬معرفی:
جامعهشناسی پیش از آنکه مجموعهای از نظریهها و مفاهیم دربارۀ جامعه باشد، شیوهای برای دیدن و فهمیدن جهان اجتماعی است. نقطۀ آغاز دوره، پرسش از خودِ جامعهشناسی است: جامعه چیست، چگونه میتوان آن را شناخت و چه نوع دانشی میتواند روابط، ساختارها و مناسبات اجتماعی را توضیح دهد؟ در ادامه، با عبور از مبانی به سراغ مهمترین سنتهای نظری جامعهشناسی میرویم و تلاش میکنیم امکانهای متفاوت برای فهم جامعه را در نسبت با مسائل و تحولات اجتماعی بررسی کنیم.🗒جلسات (فهرست تشریحی جلسات را در وبسایت ببینید):
در ترم دوم، این پرسشها وارد مرحلۀ دیگری میشوند. اکنون قرار است ببینیم نخستین نظریهپردازان بزرگ جامعهشناسی چگونه به مسئلۀ جامعه پاسخ دادند و اساساً چرا پاسخهایشان تا این اندازه با یکدیگر متفاوت است. با امیل دورکیم، کارل مارکس، ماکس وبر و جورج زیمل وارد دورۀ شکلگیری نظریۀ جامعهشناختی کلاسیک میشویم؛ دورهای که جامعهشناسی در مواجهه با دگرگونیهای عمیق جهان مدرن، مفاهیم و دستگاههای نظری اصلی خود را شکل داد.
مسئلۀ مشترک این چهار متفکر، با وجود تفاوتهای بنیادینشان، فهم جامعه و انسان در شرایط مدرنیته است: چه چیزی جامعه را منسجم نگه میدارد؟ چه چیزی موجب تعارض و تغییر میشود؟ انسان چگونه در ساختارهای اجتماعی معنا و کنش خود را شکل میدهد؟ و زندگی مدرن چه صورتهایی از رنج، سلطه و گسست را تولید میکند؟
• بخش اول: امیل دورکیم👥 جزئیات:
جلسۀ اول: جامعهشناسی بهمثابۀ علم و واقعیت اجتماعی
جلسۀ دوم: همبستگی، تقسیم کار و آنومی
جلسۀ سوم: خودکشی و بازتولید اجتماعی دین
• بخش دوم: کارل مارکس
جلسۀ چهارم: ماتریالیسم تاریخی و منطق دیالکتیک
جلسۀ پنجم: نقد اقتصاد سیاسی و سرمایهداری
جلسۀ ششم: بیگانگی، طبقه و نقد نظریۀ مارکس
• بخش سوم: ماکس وبر
جلسۀ هفتم: جامعهشناسی تفهمی و روششناسی
جلسۀ هشتم: اخلاق پروتستان و تکوین سرمایهداری
جلسۀ نهم: عقلانیشدن، قفس آهنین و سلطه
• بخش چهارم: جورج زیمل
جلسۀ دهم: جامعهشناسی خُرد و فرمهای تعامل
جلسۀ یازدهم: کلانشهر، پول و روانشناسی مدرنیته
جلسۀ دوازدهم: تراژدی فرهنگ و مقایسۀ نهایی نظریهپردازان
زمان: دوشنبهها، ساعت ۲۰:۳۰ (از ۲۳ شهریور)
آنلاین-آفلاین (جلسات ضبط میشوند)
امکان ثبتنام در سه قسط فراهم است
(جزئیات بیشتر در وبسایت)
sociology50 (کد تنها زمانی معتبر است که هر دو ترم را همزمان در سبد خرید خود داشته باشید)
از خوشبینی اراده تا وظیفه ادامه دادن؛ تأملی بر نامه سعید مدنی به آصف بیات
امین بزرگیان - سعید مدنی نامه اخیرش به آصف بیات را با عنوانی منتشر کرده که خودش برای آن برگزیده است: «تو باید جرأت ادامه دادن داشته باشی، نه امید رسیدن». این نکته اهمیت دارد، چون نشان میدهد آنچه در ادامه این یادداشت بررسی میشود، برداشتی از یک جمله حاشیهای نیست؛ تزی است که نویسنده، آگاهانه آن را چونان دروازه ورود به کل نامهاش انتخاب کرده است. همین انتخاب، به گمان من، بیش از هر جمله منفرد در بدنه متن، نشانهای جامعهشناختی در خود دارد: تضعیف تدریجی چشماندازهای تغییر.
پرسش بیات: وقتی شکست جنبشها امید را میفرساید
آصف بیات در نامه خود این هشدار را مطرح کرده بود که تجربه اخیر جنبشهای اجتماعی در ایران، بهجای تقویت امید، آن را فرسوده است. استدلال او این است: جنبشهایی که هدف خود را صرفا سرنگونی نظام حاکم میگذارند -بیآنکه پروژهای روشن برای نظم آینده داشته باشند- وقتی شکست میخورند، نهفقط به نتیجه نمیرسند، بلکه چیزی فراتر از یک شکست مقطعی بهجا میگذارند: ناامیدی. به بیان دیگر، بیات میان دو چیز تمایز میگذارد که در نگاه نخست شبیهاند اما پیامدهای متفاوتی دارند: سیاستی که افق دموکراتیک را حفظ میکند، هر چند شکست بخورد، باز هم امکان بازتولید امید را نگه میدارد؛ اما سیاستی که تنها بر نفی وضع موجود بنا شده و از افق نظم آینده تهی است، در صورت شکست، چیزی جز خلأ بهجا نمیگذارد. پرسش اصلی بیات از همینجا برمیخیزد: اگر افق آینده -یعنی امید- از سیاست حذف شود، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟
ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10033825.htm
فایل صوتی گفتوگو با «هامون»
کانال یوتیوبی میلاد پور عیسی
«جامعه و مواجهه با جنگ»
مردادماه ١۴٠۵
@AminBozorgiyan
جمهوری اسلامی چگونه حکومتی است؟
کلاب گدار
کلابهاوس
چهارشنبه ٣١ تیر
@AminBozorgiyan
The Fate of Mossadegh in Contemporary Nationalism: Revisiting a Contest over Memory
By : Amin Bozorgiyan
One of the most significant intellectual and political developments in Iran over the past decade has been the renewed and widespread appeal of nationalist discourses among the public. Today, from reformist media outlets and social media platforms to Persian-language opposition networks abroad, and from various opposition groups to intellectual circles within the country, the concept of the “Iranian nation” has acquired a new dynamism and become a central axis of political debate. At first glance, one might have expected this resurgence to lead to a revival of the standing of Mohammad Mossadegh—a figure who, in the collective unconscious of Iranians, embodies attachment to the homeland more than perhaps any other modern political leader...
@AminBozorgiyan