-
کانال شعر شخصی گاه وقتی نقد اشعار شاعران «مجموعه لری و فارسی» گاه وقتی متن در مورد لرسونَل «لرستانات» بختیاری، جنوبی، فیلی ادمین @Zccbm
✅دوبیتی لکی
رنگینی وینه سیف ِ سور ِ گَل دار
دله موری وَ آسونی تو ای یار
ولاتم داسَه ژیر ِ پا سراسر
نِئیمَه چوی تو شیرینی نمکدار
#رحمان_مریدی_بیرانوند
دِ لا عِشقت هَمَش تَش دِ دِلم بی
هَمَه شُو تا سَحر غَم دِ کِلِم بی
مِه دِ حونَه دِلت بی لیز اگر بام
اَگر چی تیلِ تَری،داری بیا جام
مَحالَه کِ دِ عشقت دَس بَکشم
گَرینم کِ عیوهَ پا پَس بَکشِم...
#سیمین_دریکوند
بگو با دلبر ترسایی امشب
چه میشد گر که بی ترس آیی امشب
لبان خشک فایز را ز رحمت
به آن لعل لب تر… سایی امشب
#فایز
#رباعیات_بختیاری
تاویرِ تونُم ،زِحال خُوم دیر اِبوم
تادیرُتونُم زِجونِ خُوم سیر اِبوُم
وائی همه باری که به کولُم اِکَشُم
چی دارِ بلیطی مِنِ خُوم پیر اِبوم.
....................
اَفتَو که تَوِه عشقتِه مِن جون داره
کِر دیسه مِنِ چرخ فلک آواره
آساره خَوِه زِچشم خوس کِردِه حَرُم
مَه وا غم تو گشته چُنو مَه پاره
#ایرج_خواجوی
سر و قلب و دل و سینه مو هر چار
تیا کال ِ ملوست کِن گرفتار
تو هرچی که بخی ایدم بغیرا
تیام که هی بِوینن او تیات یار
#سجاد_کیانی
گوئڌ:
«مَر دیئیس؟»
گوئڌوم:
نه
مؽن لِشکا اَنار
خُش خوند ۉ فِر دا .
گوئڌ:
دشت بوندهیل ڒهگوذر دیر نیڌ.
گوئڌوم: چن ڒۊ؟
گوئڌ:
وه توندی باد
سه عُمر آڌمی.
/channel/amirbakhtiari2/1771
مالامون وه نظم اِرن خان وِ نهاسون
«خونه هایمان با نظم در حال حرکتند و خان جلودار آنهاست»
سالارُم خان بختیاری تو بد نبینی
«بزرگم خان بختیار الهی بد نبینی بی قضا و بلا باشی»
بی عروس دستت حنا دستت وه دستوم
«بی بی عروس دستت حناییه‹ رسم حنا گذاری زنان بختیار بر سر و دست› دستتو بده به دستم
پلا خوت وه سیم بوور وا دین اسبم
«گیسوهای خودت رو به همراه دم اسبم به نشانه عزا برایم ببر»
رسمی عزاداری بختیاری در نیم قرن گذشته که به نشانه عزا ،زنان و خواهران و سایر زنان فامیل نزدیک متوفی گیسوهای خود را می بریدند و بر روی مزار می انداختند و همچنین موهای دم
اسب متوفی هم بریده می شد.
سالارُم خان بختیاری تو بد نبینی
«بزرگ خان بختیاری الهی بد نبینی»
تش وسته وه سرداری کس نی کنس کور
«سرداری نوعی قبا بوده،یعنی قبای سرداری بر اثر اصابت تیر آتش گرفته و کسی نیست که خاموشش کنه»
بارالا بمدوم برسون چار شیر ز تیمور
«پروردگارا چهار تا پسر دلیر تیمور رو برای کمک به من برسون»
امانومی دایه
«یک جمله اضافی است که در میان اشعار سوگ بختیاری مرتب تکرار میشه که نقش تنظیم وزن شعر رو داره و قابل ترجمه به فارسی نیست.به معنای تقریبی (داد و بیداد مادر) است.»
چار شیر زِ تیمور
«چهار پسر دلیر تیمور»
#ترجمه: #لـورا
#ادمین : #شعرلری
قصيده
کر و دا
خدا خاسن خدا خاس ای کر و دا
تنابنده نوابی چی کر و دا
«علی مردون» و «بی مریم» تیارن
خدا خوکرده ری واری کر و دا
نومه دا پیتسه اولمان و اتریش
گرهدن دو ز عثمانی کر و دا
کر و دا مریم و عیسای ایلن
هزارو دا و کر نرزی کر و دا
سرو مرگ اشکنادن ور منه دو
ولاتا ناف نادن سی کر و دا
کیه قلعن فروهده خان و شاهی
که زندون وارازنن زی کر و دا
الازنگی هنی یم خوو نداره
اگر تیس افته ور من تی کر و دا
بروته شیرن و شیراشکن مال
ایلرسه گرگ که ور می کر و دا
به دورون اینویسن وا خط خین
کرا ای خان و بی وی نی کر و دا
مصدق دق ایکرد ار دا نبیدک
دغز وندن به توریکی کر و دا
یه دهسی پیشتوو و یه دس گرونی
ندارونه ایدادن چی کر و دا
به توریخ هر یکیسو صد پیاهن
ز گفت و لفت «پاریزی» کر و دا
کر و دا بختیورینه ودارن
گپی گفتر ایبوهه زی کر و دا
منه مشروطه وا سردار اسعد
به اردی دانه دوگرمی کر و دا
ز واری که گپه تیر و تفنگه
بلازه ایزنه اردی کر و دا
مو اشنیدم که ماهی پونصد ایدان
به مئنه اسپهون عیدی کر و دا
ولات ورن، وداشتن یون اگهدن
«انیس» شا و «دسگردی» کر و دا
خداخوکرده بیدن که اویدن
یکی خان و یکی بی وی کر و دا
چنو خین آرمونام ایزنه قل
اخوم دینا نبوهه بی کر و دا
آرمان راکیان، پیش کش به «بی بی مریم بختیاری»، بزرگ بانوی و فرزند نامدارش «شیر علی مردان خان بختیاری» تیرماه ۱۴۰۰
#قصیده_لری_بختياری
#ایمیره
آخرش مال دار و بی مال و گدا ایمیره
هر یه جون داری که راس کرده خدا ایمیره
نادر افشار خانِ زند تا خانِ قاجار رهدِنه
آخرین دیکتاتوری و کُره شا ایمیره
مو که خینه #علیمردونه مینه رگ دارم
هر #عقابی بنه مین واره مو پا ایمیره
جَنگِرو ترسو و بی زهله و کرپل و دلیر
قالِ قیل کن، بی زَوون بی سَر صدا ایمیره
چرخِ گردون هی ایگرده هی اِیا وُ هی اِره
ری زمین زیر آسمون هرچه بیا ایمیره
گرگ و کفتار و پلنگ تا شیرِ سلطان بگه
خرس و چوله سَگِ چوپون و روا ایمیره
تیگ نویس هرچه نوشته روز مرگش برسه
هرچه دکتر بده دارو و دوا ایمیره
هرکه حالش نی وه جا ایگن دعا سیش بکنین
او دعا خونی که خوش ایگه دعا ایمیره
هرچه بارون بزنه هرچه که بو سوز خرم
تووِسون هشک ایکنه رنگِ دنا ایمیره
هی بگن دار ریشه داره مینه دِپو زاگرِسه
آخرش چه دار ایبو پیر هشک و سا ایمیره
میشِ بز خرگوش و اهو بره وُ بیگه سوا
اسب و مایون قاطر و خر بانده و گا ایمیره
پازن و بز میش و نرمیش زینه میره سی خدا
فرق نداره هرچه خه بو نر و ما ایمیره
پیر و جاهل دودَرِ کر عاقل و لیوه کلو
دَر برو نی زیرِ مرگ بَچه ای سوا ایمیره
لیش و نشمین پهنو باریک چاق و ونگ بی رنگِ ری
سورِ سوزینه وُ اسبید و سیا ایمیره
او جَوون رشتی که امروزِ هچین نیبینه
کورِ پیر ایبوهه، ایبوهه دو لا ایمیره
په بگو سیچِنه ته پیل او ایلان ماسک دَلو
هرچقد مال جمع کنه آخر یه جا ایمیره
حرف آخر بزنم خوم بکنم ختمِ کلام
روح همو روزی وه جسمت ای درا ایمیره
#سجاد_کیانی
/channel/skeyani
مو امشو دیدمه خَو دیدنِ گل
عسل مزنیمه از بوسیدن ِ گل
کشس دستم وه مین داردونه چَرتش
گِرهدم بل ز ترسه چيدنِ گل
.. ..
وریسادم وَره دو تیم اَوی تار
دهونم بد تُم اوی جورِ دیم مار
اَیر دنیان بیارن ری تروزی
براور خَو،مو خَون ایخوم خریدار
#سجاد_کیانی
ارزیابی نقش دکتر فرهنگ تیرگیر در ارتقای موسیقی لری بختیاری را میتوان از چند منظر بررسی کرد. از آنجا که درباره او پژوهشهای دانشگاهی مستقل و گسترده منتشر نشده است، باید میان دستاوردهای مستند و ارزیابی ارزشی تفاوت قائل شد.
1. ورود رویکرد پژوهشمحور به آهنگسازی
در معرفی آثار خود، دکتر فرهنگ تیرگیر بارها توضیح داده که پیش از ساخت قطعات، به مطالعه تاریخ، مردمشناسی، ادبیات شفاهی و فرهنگ بختیاری پرداخته است. آثاری مانند «باد و بارون»، «کوگ خوشخون» و دیگر آثار او صرفاً بر پایه ملودیهای رایج ساخته نشدهاند، بلکه برای هر کدام روایت و پشتوانه فرهنگی ارائه شده است. این رویکرد در موسیقی بختیاری کمتر دیده میشد.
2. گسترش موسیقی مفهومی (Concept Album)
بسیاری از آثار بختیاری بر محور عاشقانه یا شادی شکل گرفتهاند، اما تیرگیر تلاش کرده است هر اثر دارای یک ایده مرکزی باشد؛ مانند:
* کوچ و زندگی عشایری
* حفاظت از طبیعت و حیاتوحش
* جایگاه زن بختیاری
* نمادشناسی پرندگان و عناصر طبیعت
3. استفاده از نمادهای فرهنگی
در آثار او نمادهایی مانند کبک (کوگ)، طرنه زنان ایلیاتی، باد و باران، کرنا، دهل و دیگر عناصر فرهنگ زاگرس نقش روایی پیدا میکنند، نه اینکه فقط جنبه تزئینی داشته باشند.
4. ترکیب ارکستراسیون مدرن با موسیقی بومی
او کوشیده است سازهای بومی را در کنار تنظیم ارکسترال و فضاسازی سینمایی قرار دهد تا موسیقی بختیاری برای مخاطبان امروز نیز جذاب باشد.
5. مستندسازی و معرفی آثار
یکی از ویژگیهای آثار فرهنگ تیرگیر، انتشار توضیحاتی درباره فلسفه، داستان و پیشینه فرهنگی هر قطعه است؛ کاری که به شناخت مخاطبان از موسیقی بختیاری کمک میکند.
### ارزیابی کلی
اگر معیار، نوآوری در ایدهپردازی و پیوند موسیقی با پژوهش فرهنگی باشد، میتوان گفت فرهنگ تیرگیر از آهنگسازانی است که تلاش کرده موسیقی بختیاری را از قالب صرفاً ترانهمحور به سمت آثار روایتمحور و پژوهشمحور سوق دهد.
اما اگر معیار، میزان تأثیر بر کل جریان موسیقی بختیاری باشد، برای چنین نتیجهگیری به پژوهشهای مستقل، تحلیلهای موسیقیشناسان و بررسی میزان تأثیر آثار او بر دیگر آهنگسازان نیاز است. در حال حاضر، شواهد منتشرشده نشان میدهد که آثار و دیدگاههای او در میان بخشی از علاقهمندان موسیقی بختیاری مورد توجه قرار گرفتهاند، ولی اندازه و گستره تأثیر او بر کل این حوزه هنوز بهطور مستقل و دانشگاهی ارزیابی نشده است.
اداره فرهنگ ارشاد اسلامی شهرستان لردگان به همراه انجمن شعر صبای فلارد برگزار میکند .
اولین جشنواره منطقه ای شعر بلوط فلارد
شهرستان فلارد به عنوان یکی از زیست گاه های اصلی بلوط در کشور در راستای حمایت از محیط زیست و حفظ ارزشهای بزرگ کشور اولین جشنواره شعر سنتی (کلاسیک) را برگزار می کند .
علاقمندان میتوانند آثار خود را در
قالبهای شعر کلاسیک (سنتی )از جمله:
غزل
قصیده
غزل مثنوی
مثنوی
و...
در دو بخش اصلی :
۱ـ آزاد
و
۲ـ بلوط (حمایت از بلوط ،چگونگی حفظ و نگهداری بلوط، فلارد زیستگاه بلوط و...)
در گستره ی استان های :
چهارمحال و بختیاری
اصفهان
فارس
لرستان
خوزستان
کهگیلویه و بویراحمد
از طریق شماره 09919348321 در برنامه های تلگرام ، ایتا ، روبیکا و بله
تا
تاریخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ به دبیرخانه ارسال نمایند.
جوایز در هر بخش :
نفر اول :
لوح سپاس ،تندیس جشنواره هدیه نقدی
نفر دوم :
لوح سپاس و هدیه نقدی
نفر سوم :
لوح سپاس و هدیه نقدی
اختتامیه: شهریور ماه ۱۴۰۵
لازم به ذکر است هر هنرمند در هر بخش میتواند سه اثر را به دبیرخانه ارسال نماید
جشنواره هیچ محدودیت سنی ندارد .
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان چهارمحال و بختیاری
شماره تماس دبیرخانه :
۰۳۸۳۴۴۴۰۵۷۷- ۰۳۸۳۴۴۴۲۴۷۷
هِی گُدِن افتو اِزَهنه، سَوز و سیر ایبو هَنی
ای دل ای! باور مکو، هرچی که اشنیدی چَوِه
فریدهچراغی"مَمیرا"
پن: اِزَهنه: طلوع میکند
سَوز و سیر: رنگین.کمان
چَو: شایعه ، حرف بیاساس
مدام وعدهی طلوع خورشید و نمایان شدن رنگینکمان را دادند
ای دل من دیگر باور نکن زیرا آنچه را شنیدهای شایعه و دروغی بیش نیست
@skeyani
#لکی
چیمم وَ ژیر ِ چیما مکه سیلت
دلم ها لا تونا میلم وَ میلت
دت لک سوزسیلی کین گرین تا
دنا تا بیستوین هم مانه سیلت
....
#بختياری
تیم وه زیرِ تی هی کنه کلیت
دلم دیندا تونه میلم وه ملیت
چنو چی سوزسیری تو، مو که هیچ
دنا تا بیستون یاین وه سیلت
#سجاد_کیانی
بریز ریم توفِ اَو گَل می شلالت
بغل کو جورِ کوگ یام زیرِ بالت
همش هی میخک و مهلَو بِون نا
که هر شو مینه خَو هِم مین کشالت
#سجاد_کیانی
#ترجمه_خانم_لورآ
"بریز رویم آبشار آب دسته موی بلندت":
یعنی آتیش دارم از موهای بلند و خرم که مانند آبشار، جاری و پرطراوت است. "بریز رویم" یا "ببار رویم "سرازیر کن بر روی من" در اینجا حس غرق شدن در زیبایی موهایت که شبیه آبشار است را به من بده.
"بغل کن مرا، تا مانند کبک بیایم و زیر بال و پر تو آرام بگیرم."
یعنی همان حس نیاز به پناهگاه، عشق و امنیت را بده( احساسا جوجه کبک به زیر بال مادرش پناه می آرد)
البته کبک در فرهنگ لریاتی بخصوص لر بزرگ بختیاری و جنوبی نماد زیبایی و ظرافت است
به همین مناسبت بختیاری ها و جنوبی ها
می گویند ترنه( زلف) را از طوقه مشکی کبک به عنوان المان زیبای طبیعت گرفتهاند
"همیشه هی میخک و مهلَو به گردنت آويزان کن":
در اینجا و در جواب دو مصرع اول اگر در خواست رد شد موها را روی من نریختی و مرا مثل کبک.... زیر بال نگرفتی
درخواست سوم
"همیشه عطر میخک و مهلَو (عطرهای خوشبو) لریاتی که زنان لر قبلا که عطر نبود ازش استفاده می کردند را به گردنت بیاویز." :
یعنی هم این که به فرهنگ لری اشاره دارد
وهم این که معشوقه را تشویق می کند
و هم این که مستقیما می گوید از بوی خوشِ ... لذت میبرد.
و هم این که به صورت کنایه، یعنی یاد و خاطره خوش و عطرآگین تو همیشه آرزو من است
و هم این که عطر مهلو همیشه به یادگار بماند.
"زیرا که هر شب در خواب، در آغوش تو هستم."
یعنی عطر مهلو داشته باش اگر در بیداری شاید نتوانم به تو برسم اما در عالم خواب و رؤیا، در آغوش تو هستم
بختياری دی وری هی جار کُن
سراینده و سرودهخوان
علی بداغی
ولی بهترین شاعر لری که تا الان
دیدم هم با تاریخ لر آشنا باشد و هم
درد لر را بگوید و هم شعرش از نظر نظم و وزن و معنی و مفهومی باشد
چه لری و چه فارسی علی بداغی است
از نظر من با اختلاف
به هر زاده ی ذلتی «نه» بگو
به هر خواری و خفتی «نه» بگو
اگر در رگت خونِ آزادی است
به هر قیمه ی قدرتی «نه» بگو
....
آن را که دو پا در گل استحمار است
در حسرت دست بوسی و دربار است
جای عجبی نیست که در غارِ دروغ
از مشعلِ اندیشه و لُر بیزار است
......
.....
گرچه شبیه اثری جنگی است
بيشترش تیره، کمی رنگی است
در گذر از تنگه ی سردرگمی
عشق، گذرنامه ی دلتنگی است
...
اَر دِلت دیوونه ی، عاقل خوتی
#علی_بداغی
سه دوبیتی هر کدام جداگانه برای چرت تیه و برگ( زلف چشم و ابرو)
به سی چرتت دل آدم هار اِگرده
زلیخایی کنه دل خوار اِگرده
وه مردمون گرا ایواوه هی چی
همو نیتی که مین ریت تار اِگرده
...
تیات هم دین و ایمون و خدامه
مو هر چندی بگم وت ناتمامه
بقولِ طاهرِ عریانِ الوند
تیات هرجا کنم سیل وَر تیامه
.....
تو برگت پر وه گوگرد گمونم
اگی که خرمَنم تَش وندِ جونم
ندونم وا چطوری بنویسم
که هرچی مین دلم هد برسونم
#سجاد_کیانی
#ترجمه_لورآ
بخاطر زلفهایت قلب آدم سرمست و دیوانه (گرفتار) میشود
( چنان که) دل زلیخا (که عاشق یوسف شد) خوار زلیل رفتار میکند
یعنی عشقت انچنان قوی است که دل من ذلیل می کند
به مردمان جدا می شود به سان
همان زلفی که روی صورتت تار میگردد
....
چشمانت همه چیز من است( دین و ایمان و خدای من است)
من هرچقدر برای چشمان تو بازگو کنم ناتمام میماند یعنی هرچقدر بگویم کم گفته ام( کلمات برای توصیف کامل بیان احساسم کافی نیستند)
به قول طاهر عریان‹ شاعر و عرفای لـر کهن تبار› (یعنی عمق سنت ادبی و ریشه دار بودن این نوع احساسات بین مردم لر را نشان می دهد
هرکجارا تماشا کنم چشمانت جلوی چشمانم میآیند
....
گویا ابروهایت پر از گوگرد است
(کنایه از جذبه و آتشین و خطرناک بودن)
و مانند این میماند که من خرمنم و آتش به وجودم می زنند
یعنی (اوج تاثیرگذاری در احساسات درونی)
نمیدانم باید چگونه نگاشتن انجام بدهم
که هرچیزی کنج دلم است را به تو برسانم( یا منتقل کنم)
یعنی قلم زبان از وصف عاجز میانند
#ارسالی
کوارم پیر و دل پیر و صدا پیر
تیا پیرن ز هرسا دیری و ویر
کلِ پیری نشستوم ناتک و تار
پَری بم شنده وابیده خدا دیر
غمی چی کلکمر بیراز و بیوار
گشیده پر نوار سینه مو ایوار
چگاره لیره دل، کلگه وریده
گرهده لیز و سا، ری پرز و پییار
ندی غم چی دلوم مال و بهونی
وریده بی تل و رک ها کلونی
اویده چر مِنه دل باذ ونده
مپرسی که چمه پیروم جَوونی
ندونه چه گدشته غم به ای دل
رک و پیشه دلوم کی کرده واکل
گریوه غم بدونه تیگ و ریسه
که اندوه اوشنی ری سینه گنگل
تو دونی ای پزاره مرده ری لو
زمونی دل بوهاری بی و تینو
دلوم لیوه کلو بی سرمله مهر
هنیزه منده مهرس ویر تی رو
چر و غم زم نکن دیری ادونی
که قلبوم اشکنا نامهروونی
مونه بی هومدرونگ وتار نهلی
خدا برده ز ویروم ناگهونی
توستم پرزه پرزه وا چزاروم
ز تاسه زیوشه شونم نزاروم
ز دیری نازلو بیراز اگردوم
بروته تار ری وشمه پزاروم
#اهورا_بختیاری
مو هرجا هی اِگردم دین نشونت
په بهل جونم بیایه سَره جونت
ایر روحم وه جسمم کَهنه میرم
غمی نی روح اِواسه دَشتِوونت
#سجاد_کیانی
ووکه دل برده و دَهسِ هُشیار خِتی
ووکه ناز اومه وو وابی وِ یار خِتی
ووکه وابی نار ترک خَرده سَرِ دار خِمم
ووکه وابی تَهلِه خوار وِ ای دیار خِمم
دل تا که وِ خُش واجُهمِس دیر وابی
خاس سِیلی کِنِه بدجوری اسیر وابی
که عمری و دین یه ستین ایگَشت
سر جی وُردِل خالی پی هُمنشین ایگَشت
مار زَش چه مار سِیه ماری زَش
نَدونِهسِه تیر غیبی وُ دَهسِ یاری زَش
اما دل چِکِنِه که بونِه گِر تیلِ کالِ تِنه
سَرسِپرده مهره زَردِیون میخک مِن مالِ تِنه
پا پتی کِردی نِشَهسی مِن چهارسو دِلُم
بشین که جاتو بهسی مِن چهارسو دِلُم
#شقایق_داستار
با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت شاعر پژوهشگر لر احمد جمشیدوند را به زایاره لر، بختیاری و بوساک، تسلیت عرض مینمایم.
تیام واتیات هُم جَواری کُنن
وِ رسم لُری هُمتَواری کنن
وُره هم یَ دَنگی زِ تِشنی دِرار
کِ کَوگُونِ کُوه بی قِراری کُنن
#احمد_جمشیدوند
یه رو آخر خوش ایبوهه شرینه
#امید سی هر مجالی #بهترینه
زمستونی که قحطی بو وه مینش
بهارش سوز ایواوه دلنیشه
......
نويسه شاعر ایچو یادگاری
سیایی شو یه رو ایره وه خواری
هنی افتو وه پشتِ کوه نَمنده
#مه آخر گپ ایواوه یا #دیاری
#سجاد_کیانی
آخر یک روز خوش می شود و شیرین است
امید برای هر زمانی بهترین است
زمستانی که قحطی باشه
بهار آن سبز می شود و دلنشین است
شاعر این رو یادگاری می نویسد
سیاهی شب یک روز به خواری می رود
هنوز نشده که آفتاب پشت کوه بماند
ماه آخر بزرگ می شود (ماه چهارده می شود ) خود را نمایان می کند
تیام تا وت رِکن دل او ایواوه
یه هو چی برفِ وَر افتو ایواوه
دُوَر لر پا نهای مین هر ولاتی
پر از بو میخک و مهلَو ایواوه
#سجاد_کیانی
به اطلاع
دوستداران زبان و ادبیات لری بختیاری می رسانیم
هر هفته شبهای یکشنبه و سه شنبه
ایذه خوزستان کافه کتاب
ساعت 7
با حضور :دکتر بهزاد معینی سام
کارشناسی تاریخ و دکتری زبان باستان
و آقای شریفی
موضوعات
تاریخ، فرهنگ، زبان و ادبیات لری بختیاری
مو گرما مینه تَش سودم مریضم
فقط سی نفتِ هر روزی عزیزم
تَلو وابیدِمه ریز بمبِ موشک
رگم زهنس وه چار پَر خین اِریزم
🖤🖤🖤
دلی نیواوه هیچ تنگم جنوبم
کسی هم نی کنه بنگم جنوبم
هنی او خینه هش سالم نششته
دوواره گیره یه جنگم جنوبم
🖤🖤🖤
یکی داغِ سرش جا مهر نمازه
و هردم هی ایگه جنگ و اِبازه
په راس ایگی بیو دَو مینه میدون
اَیر تَش انتِقامِ #تو بلازه
#سجاد_کیانی
مو خو دی تشنی برشتم نمت کی ایزنی
بی اَوی سودِمه دی گندمِ پس کال دلم
تو رهدی اَر چه مو وت کینه دارم
اما باز َهم یه گل چی پینه دارم
اِترسم اَر نِهنگ ویدی کَم آوه
مو او عشقی که مینه سینه دارم
#سجاد_کیانی
تو رفتی اگر چه من ازت کینه به دل دارم
اما باز هم یک گل به سان گل پونه دارم (تو)
چون می ترسم اگر نزدیک آمدی کم شود
آن عشقی که من الان ازت درون سینه دارم
(دوری و دوست داشتن بیشتر)