نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت.
#شهریار
@sherroghazal🌸🍃
میشود باز
با بعضی از همین دلخوشیهای ساده
زندگیها کرد،
مثلاً
با آوازِ بیمنظور باد رفت یک طرفی
ترانهی آسانی را به یاد آورد.
میشود با هر چه آشناست
آشناتر شد.
چمدانی کوچک
خیالی روشن
راهی معلوم
بعد هم هوای رفتن به جایی دور!
یکی دو کتابِ ورق خورده،
خُرده نانی برای کبوتری در راه،
سایهسار دو کاج،
دوسایه، دوسبز
یکیشان سر بر شانهی دیگری انگار
منتظرِ قصهنویسِ قدیمیِ همان برفها و بارانها...!
#سید_علی_صالحی
@sherroghazal🌸🍃
"وقتی زنی با تو صحبت میکند
گوش بده که با چشمانش چه میگوید ."
#ویکتور_هوگو
@sherroghazal🌸🍃
به تو ای دوست سلام
حالت آيا خوبست؟
روزگارت آبیست؟
همه اينجا خوبند
نیلبك ميخواند
قاصدك ميرقصد
دريا آرام است
باد عاشق شده است
و كسی هست
در اين خاك غريب
كه به يادت جاریست
به تو ای دوست
سلامی به بلندای وفایت کنم و
به اندازه پیوند افقهای امیدم
از ته دل دعایت کنم و
تندرستی تو آغاز کلامم باشد
آمدم تا که سلامی به تو ای دوست کنم
غم و محنت همه را از دل تو دور کنم...
#حسین_پناهی
@sherroghazal🌸🍃
بیا که هاتِفِ مَیْخانه دوش با مَن گُفت
که دَر مَقامِ رِضا باش و از قَضا مَگُریز!
#حافظ
@sherroghazal🌸🍃
تو را باید خواند؛
با لذت،
مثل یک کتاب شعر قدیمی از کتابخانهی پدر بزرگ؛
تو را باید دید
مثل بر باد رفته،
مثل کازابلانکا،
تو را باید لمس کرد مثل بهار،
مثل باران،
تو را باید در آغوش کشید
مثل عطر بهارنارنج؛
تو را باید حس کرد مثل تو!
ولی
من فقط تو را دوست داشتم
و این کافی نبود
کم بود برای داشتنت
ولی
تو را باید دوست داشت تا نمرد...
#حامد_نیازی
@sherroghazal🌸🍃
محبوب من؛
در مدرسه به ما الفبا را یاد ندادهاند که با آن دکتر و مهندس و مانند اینها شویم. الفبا را یاد داده اند تا ما با هم حرف بزنیم و با حرف زدن با هم زلفی گره بزنیم و قربان صدقه ی هم برویم. ما در قطاری هستیم که نمیدانیم کجا میرود، کدام ایستگاه پیاده میشویم. به جای غصه خوردن بهتر است با هم برویم در بوفهی قطار بنشینیم و با کسی که دوست داریم حرف بزنیم.
#محمد_صالح_علاء
@sherroghazal🌸🍃
من به دنیا آمدم تا در جهانِ تو
حاصل پیوند سوزان دو تن باشم
پیش از آن کی آشنا بودیم ما با هم؟
من به دنیا آمدم بی آن که من باشم...
#فروغ_فرخزاد
@sherroghazal🌸🍃
"به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد. به جایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد. موجهای دریا، که در وقت طلوعِ ماه و خورشید این قدر قشنگ و برازنده است، کی توانسته است به آن اعتماد کند و روی آن بیفتد؟ ولی کوه محکم، اگر چه به ظاهر خشن است، تمام گلها روی آن قرار گرفتهاند."
بیا! بیا! روی قلب من قرار بگیر...
از نامههای #نیما_یوشیج به #عالیه
@sherroghazal🌸🍃
فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد
با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد
اینها که من از جفای هجران دیدم
یک شمه به صد سال بیان نتوان کرد
#وحشی_بافقی
@sherroghazal🌸🍃
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است،
اما مهمترینش یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی
در یک سرزمین آرام است.
سال بلوا
#عباس_معروفی
@sherroghazal🌸🍃
پس از مرگ حوا ؛
آدم گفت: هرجا که او بود بهشت بود!
#مارک_تواین
@sherroghazal🌸🍃
همچو اندوه باش محبوبم
و با من بمان ...
#غادة_السمان
@sherroghazal🌸🍃
در آن روزگار هر شب میخوابیدی و بیدار میشدی
چیزی را گم کرده بودی، آدمی را، عشقی را، خانهای را.
#چیستا_یثربی
@sherroghazal🌸🍃
"زنانگی چیزی بیش از مؤنث بودن
است."
#کارل_گوستاو_یونگ
@sherroghazal🌸🍃
تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
سعدی اندر کف جلاد غمت میگوید
بندهام بنده به کشتن ده و مفروش مرا
#سعدی
@sherroghazal🌸🍃
با نامهات خوابیدم. مثل یک مؤمن دعای شبم را
خواندم و خوابیدم.
#مرتضی_کیوان
نامه به پوری سلطانی
@sherroghazal🌸🍃
"زنها گاهی به نقطهای خیره میشوند که مهم نیست کجاست
حواسشان آن قدر دور میرود که
پیش رویشان دست هم تکان بدهی باز نمیفهمند
زن ها این نقطهها را خوب میشناسند
آنها هر شب حین در آوردن گوشواره هاشان آهسته سر خم میکنند و این سو و آن سو نگاه میاندازند
و زود تمام زندگی را روی نوک پا
می روند میآیند"
#رسول_ادهمی
@sherroghazal🌸🍃
یارم ز خرابات درآمد سرمست
همرنگ لب خویش، می لعل به دست
گفتم: صنما، من از تو کی خواهم رست؟
گفتا: نرهد هر آنکه در ما پیوست
#شیخ_احمد_جامی
@sherroghazal🌸🍃
از جورِ چرخِ کجروش،
وز دستِ بختِ واژگون
دارم دل و چشمی عجب؛
این جای غم، آن جوی خون
#فرخی_یزدی
@sherroghazal🌸🍃
تابستان است
سایه ها میدانند
که چه تابستانیست
مهربانی هست
سیب هست
ایمان هست
آری!
تا شقایق هست زندگی باید کرد.
در دل من چیزیست مثل یک بیشه ی نور
مثل خواب دم صبح
و چنان بیتابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت
بروم تا سرکوه
دور ها آواییست که مرا می خواند
#سهراب_سپهري
@sherroghazal🌸🍃
که من در گوشهیِ دور از این جهان
گم شده و بر باد رفتهام…!
#غاده_السمان
@sherroghazal🌸🍃
محبوب من!
دلم قُرُق شماست. حرفهای زیادی است برای با شما گفتن. همهجا در پی شمایم. این سر و آن سر میدوم. پاهایم نیست. با همین قلبم که هماکنون در سینهام میتپد...
#محمدصالح_علا
@sherroghazal🌸🍃
به انتظار نبودی، زِ انتظار چه دانی
تو بیقراری دلهای بیقرار، چه دانی
#معینی_کرمانشاهی
@sherroghazal🌸🍃
شبتون بدور از دلتنگی
و چون سوزنی
در خیالت فرو میروم،
به دکمههای لباست دست میکشم
و زندگی را بیدار میکنم،
میبوسمت،
آنقدر که دهانم را با دهان تو اشتباه بگیرند.
#غلامرضا_بروسان
@sherroghazal🌸🍃
أَأُنْكِرُها ومَنْبِتُها فؤادي...
چگونه انکارش کنم، وقتی از دلِ من روییده...
#ابوالعلاء_معري
@sherroghazal🌸🍃
روزهای عجیبی را میگذرانم
روزهایی که دلم میخواهد ساعتها پشت پنجره بنشینم ، خیابان را نگاه کنم ، بدون اینکه انتظار کوچکترین اتفاقی را داشته باشم
دلم سکوت میخواهد ، سکوت محض ، مثل وقتی که به اعماق آب میروی، مثل غرق شدن ، همه چیز تاریک و تاریک تر میشود ، ساکت و ساکت تر
دلم حتی نوشتن هم نمیخواهد ، وقتی چیزی برای فکر کردن نداری، چیزی هم برای نوشتن نداری
نمیخواهم بخوابم. کابوسهای شبانه ، جز ترس از شب ، ترس از خواب، ترس از بالشم ، چیزی برای من به همراه ندارند.پشت پلکهای بیداری ، هیچ حادثهای در کمین نیست
دلم آغوش نمیخواهد ، آغوشهای دروغین ، آغوشهای موقتی ، آغوشهای خیالی.فکر کردن به آغوش کسی که نیست ،یعنی خیانت به احساس ، یعنی دروغ گویی به غرایز انسانی
آیینهها را نمی خواهم.درگیر خودت که باشی، هیچ چیزی تو را یادِ خودت نمیاندازد. غریبهها دیدن ندارند
روزهای عجیبی است
در حجمِ بی انتهایِ تنهاییهایم ، میخواهم هنوز تنهاتر از این باشم . کسی که در من رخنه کرده ، باید مرا ترک کند ، تا با خیال راحت بنشینم پشت پنجره و در سکوت خیابان را ببینم و به هیچ چیزی فکر نکنم. به هیچ چیز جز اتفاقهایی که قرار نیست بیفتند
#نیکی_فیروزکوهی
@sherroghazal🌸🍃
کنار آدم اشتباه بمانی، بدنت اعتراضش را با افزایش وزن و سفیدی مو و خستگی چهره و درد مداوم به تو خواهد داد...
کنار آدم اشتباه بمانی، شاید به هر ضرب و زوری موفق بشوی، اما خوشحال نخواهیبود.
کنار آدم اشتباه بمانی، فرصت دوست داشته شدن و احساس خوبی داشتن را از خودت خواهیگرفت.
کنار آدم اشتباه بمانی، منتهای رنج و اندوه و خشم و بلاتکلیفی را تجربه خواهیکرد.
کنار آدم اشتباه بمانی، تلاشهایت برای زندگی بهتر، نتیجه نخواهد داد!
کنار آدم اشتباه بمانی، با گذار زمان فقط فرسوده و پیر و بیمار خواهیشد و ادای زندگی را درخواهی آورد و زندگی نخواهیکرد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@sherroghazal🌸🍃
پیشتر زیباییت را
در پیچ و تاب موهایت میدیدم
در صدای دلنشینت یا در لابهلای
انگشتهای ظریف دستهایت،
اکنون که چند سالیست از سخاوتِ روزگار
و آشنایی با تو گذشتهاست
فهمیدهام که چقدر سادهلوح بودهام،
حال میدانم که جنس زیبایی تو را
تنها با چشمها نمیتوان درک کرد
چشم کجا میتواند گرمی و لطافتِ روحت،
بلندی افکارت و یا دنیای زیبای
تصوراتت را ببیند و درک کند،
یا ساعتها پای حرفها
و آرزوهایت بنشیند،
و محو حرفهایت شود
آری تو زیبایی
ولی جنس زیباییت
متفاوت است ...
#بوریس_پاسترناک
@sherroghazal🌸🍃