33536
ا﷽ كے ز سرم برون شود، يڪ نفس آرزوے تو! 😍 تبلیغات https://t.me/+2X_NjFJl2jI2MWE0 آدرس کانال ما در ایتا :✌ https://eitaa.com/shere_molavi
مرا تا نقره باشد میفشانم
تو را تا بوسه باشد میستانم
و گر فردا به زندان میبرندم
به نقد این ساعت اندر بوستانم
جهان بگذار تا بر من سر آید
که کام دل تو بودی از جهانم
تو عشق آموختی در شهر ما را
بیا تا شرح آن هم بر تو خوانم
سخنها دارم از دست تو در دل
ولیکن در حضورت بی زبانم
بگویم تا بداند دشمن و دوست
که من مستی و مستوری ندانم
مگو سعدی مراد خویش برداشت
اگر تو سنگدلی من مهربانم
اگر تو سرو سیمینتن بر آنی
که از پیشم برانی من بر آنم
که تا باشم خیالت میپرستم
و گر رفتم سلامت میرسانم
#سعدی
@shere_molavi
جان من و جان تو بستست به همدیگر
همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر
ای دلبر شنگ من ای مایه رنگ من
ای شکر تنگ من از تنگ شکر خوشتر
#مولانا
@shere_molavi
ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من! از من چرا رنجیدهای؟
ای سرو خوشبالای من! ای دلبر رعنای من!
لعل لبت حلوای من! از من چرا رنجیدهای؟
بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم، از من چرا رنجیدهای؟
گر من بمیرم در غمت، خونم بُتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیدهای؟
من سعدیِ درگاه تو، عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رنجیدهای؟
#سعدی
@shere_molavi
تا روی تو قبلهام شد ای جان جهان
نز کعبه خبر دارم و نز قبلهٔ نشان
با روی تو رو به قبله کردن نتوان
کاین قبلهٔ قالبست و آن قبلهٔ جان
#مولانا
@shere_molavi
به جهان خُرَّم از آنم که جهان خُرَّم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
به غنیمت شِمُر ای دوست دمِ عیسیِ صبح
تا دل مُرده مگر زنده کنی کاین دَم از اوست
نَه فلک راست مُسَلَّم نَه مَلَک را حاصل
آنچه در سِرِّ سُویدایِ بنیآدم از اوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت بِبَرم درد که درمان هم از اوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خُنُک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست
غم و شادی بَرِ عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بِده شادی آن کاین غم از اوست
پادشاهی و گدایی بَرِ ما یکسان است
که بر این در همه را پشت عبادت خم از اوست
سعدیا گر بِکَند سیلِ فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست
#سعدی
@shere_molavi
گفتم صنما مگر که جانان منی
اکنون که همی نظر کنم جان منی
مرتد گردم گر ز تو من برگردی
ای جان جهان تو کفر و ایمان منی
#مولانا
@shere_molavi
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان
نبایستی نمود اول به ما آن روی زیبا را
چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل
بباید چارهای کردن کنون آن ناشکیبا را
مرا سودای بترویان نبودی پیش ازین در سر
ولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را
مراد ما وصال تست از دنیا و از عقبی
وگرنه بیشما قدری ندارد دین و دنیا را
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را
بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت
که در عالم نمیداند کسی احوال فردا را
سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی
ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟
#سعدی
@shere_molavi
من و تو بیمن و تو
جمع شویم از سر ذوق
خوش و فارغ ز خرافات
پریشان من و تو
#مولانا
@shere_molavi
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
#سعدی
@shere_molavi
میان ما و شما عهد
در ازل رفتهست
هزار سال برآید
همان نخستینی
#سعدی
@shere_molavi
دلا خود را در آیینه ، چو کژ بینی هر آئینه
تو کژ باشی نه آئینه ، تو خود را راست کن اول
#مولانا
@shere_molavi
اگر همواره هستی را بر خلاف و مقابل خود میبینی بدان که این دید تو است که اشتباه است و از زاویه بدی داری به هستی نگاه میکنی
چه درد دلست اینچه من درفتادم
که در دام مهر تو دلبر فتادم؟
چه بد کرده بودم که ناگه ازینسان
به دست تو شوخ ستمگر فتادم؟
مرا با چنین دل سر عشقبازی
نبود اختیاری ولی درفتادم
به میدان عشق تو در اسب سودا
همی تاختم تیز و در سر فتادم
بدینگونه هرگز نیفتادم ارچه
درین شیوه صد بار دیگر فتادم
ز غرقاب این غم، رهایی نیابم
که در موج دیده چو لنگر فتادم
خیال لب و روی و خالش بدیدم
به سر در گل و مشک و شکر فتادم
بلغزید دستم از آن زلف مشکین
بدان خاک مشکین به چه درفتادم
دران چاه جانم خوش افتاد لیکن
ز بدبختی خویش بر در فتادم
به طالع همی خورده سعدی همه عمر
که بودی تو غمخوار و غمخور فتادم
#سعدی
@shere_molavi
دیر آمده ای
مرو شتابان
ای رفتن تو
چو رفتن جان
#مولانا
@shere_molavi
عاشق نشدی زاهد،دیوانه چه میدانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه میدانی؟
لبریز می غمها،شد ساغر جان من
خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه میدانی؟
یک سلسله دیوانه،افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو، افسانه چه میدانی؟
من مست می عشقم،بس توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد، میخانه چه میدانی؟
عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده،بتخانه چه میدانی؟
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود یکی باشد،بیگانه چه میدانی؟
دستار گروگان ده،در پای بتی جان ده
اما تو ز جان غافل، جانانه چه میدانی؟
ضایع چه کنی شب را،لب ذاکر و دل غافل
تو ره به خدا بردن، مستانه چه میدانی؟
@shere_molavi
مثل #مولانا بهش بگید جات رو چشامه:
"در دو چشم من نشین
ای آنکه از من من تری"
@shere_molavi
مجروح به عشقیم و از آن شاد روانیم
اندر مرض عشق بجزعشق دوا نیست .......
#مولانا
@shere_molavi
به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم
مرا گفتی بدر پرده،دریدم
مرا گفتی قدح بشکن،شکستم
مرا گفتی ببر از جمله یاران،
بکندم از همه،دل در تو بستم
#مولانا
@shere_molavi
کآن جا که تویی
خانه شود
گلشن و صحرا
#مولانا
@shere_molavi
پس بِدان این اصل را ای اصلجو
هر که را دردست، او بُردهست بو
هر که او بیدارتر پر دردتر
هر که او آگاه تر رخ زردتر
#مولانا
@shere_molavi
ای کاش که من بدانمی کیستمی
در دایرهٔ حیات با چیستمی
گر پنبهٔ غفلتم نبودی در گوش
بر خود به هزار دیده بگریستمی
#مولانا
@shere_molavi
دیگری از نظرم گر برود باکی نیست
تو، که معشوقی و محبوبی و منظور، مرو
#اوحدی
@shere_molavi
گاهی یک نفر خلاصهی تمام جهان ماست... نبودنش، یعنی هیچ.
با عشق نشین که گوهر کان تو است
آنکس را جو که تا ابد آن تو است
آنرا بمخوان جان که غم جان تو است
بر خویش حرام کن اگر نان تو است
#مولانا
@shere_molavi
علتی بتّر ز پندار کمال
نیست اندر جان تو ای ذو دلال
#مولانا
@shere_molavi
از نظر مولانا بیماری خودبینی سخت ترین و بدترین مرض است.
عیب های خود را ندیدن و خود را بهترین و کاملترین فرد دانستن، نقطه ی سقوط هر انسانی است.
این بیماری در هر شکل که در وجودِ ما ظاهر شود از خودبزرگ بینی و تکبر، تا دیگران را دونِ خود دانستن و حق و حقیقت را فقط نزد خود پنداشتن، بیماری مهلکی است که زهرِ جان است و سرانجام موجب هلاک آدمی می شود.
ساربان آهسته ران کآرام جان در محملست
چارپایان بار بر پشتند و ما را بر دلست
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شیرین منزلست
#سعدی
@shere_molavi
نیست از عاشق کسی دیوانهتر
عقل از سودای او کورست و کر
#مولانا
@shere_molavi
چونک گنجی هست در عالم مرنج
هیچ ویران را مدان خالی ز گنج
#مولانا
@shere_molavi
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
@shere_molavi
اول صبح است خیز کآخر دنیا فناست
صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست
#سعدی
@shere_molavi
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم
#عطار
@shere_molavi
همهکس را تن و اندام و جمالست و جوانی
وین همه لطف ندارد تو مگر سرو روانی
نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند
همه اسمند و تو جسمی همه جسمند و تو جانی
تو ندانی که چرا در تو کسی خیره بماند
تا کسی همچو تو باشد که در او خیره بمانی
#سعدی
@shere_molavi