709
مجله سفید | 3feed.ir 🌐 🔷 جستجوی اصل در دنیاهای فرع. تحلیلی بر متن و حاشیهی ادبیات، سینما، گیم و تکنولوژی. ما در جستجوی پیوند میان جهان واقعیت و جهان تخیل هستیم. از سطر کتابها و قاب سینما گرفته تا دنیای گیم و مرزهای علم.
اطلاعیه:
با وجود برقراری نسبی اینترنت بینالملل، همچنان بخشی از سایتها و سرویسهایی که روی دیتاسنترهای داخل ایران میزبانی میشوند با اختلال یا عدم دسترسی از خارج از ایران مواجهاند.
بهنظر میرسد محدودیتها بیشتر متوجه مسیرها و پروتکلهایی باشد که امکان استفاده از VPN، تونل یا ابزارهای دورزدن فیلترینگ را فراهم میکنند. به همین دلیل دسترسی به «مجله سفید» برای کاربران خارج از ایران همچنان ناپایدار یا قطع است.
ممنون از صبوری و همراهیتان.
لادایتها فقط «آدمهای ضدتکنولوژی» نبودند.
آنها شاید اولین کسانی بودند که فهمیدند ماشینها فقط ابزار نیستند؛ میتوانند شکل زندگی، کار، آزادی و حتی انسان بودن را عوض کنند.
از یونان باستان تا عصر هوش مصنوعی، همیشه کسانی بودهاند که خواستهاند جلوی تکنولوژی بایستند.
مقالهی تازهی سفید:
«این وسوسهی نابود کردن تکنولوژی از کجا میآید؟»
ترجمهای از نیویورکر دربارهی شورش علیه ماشینها، نظارت، داده و آیندهای که شاید بیش از حد ماشینی شده باشد.
📖 مطالعه در مجله سفید
گزارش فروردین ۱۴۰۵: از همهچیز قطعیم به جز خودمان
مجله سفید در فروردین ۱۴۰۵ یکی از بالاترین رکوردهای انتشار را داشت. توی روزگار قطعیها، به شما وصل ماندیم.
این روزها کشتی گرفتن با محدودیتها و پیدا کردن راهی برای دسترسی به منابع، ترجمه مقالات و ابزارهای آنلاین، عبور از هفتخان رستم شده است، اما ماه پیش با حمایت شما (کامنتها، پیامها، دلگرمیها و راهنماییها) توانستیم بیش از ۵۰ مطلب منتشر کنیم. برای اینکه تصوری از حجم این تلاش داشته باشید، باید بگویم در تمام این سالها، فقط یک بار در خرداد ۹۷ رکورد بیشتری (۶۰ مقاله) داشتیم.
در بسیاری از این روزها ما هم در اضطراب و اضطرار به زور به ادبیات و به تفکر بند ماندهایم. مثل یکجور بیماری مسری یا شاید دیوانگی درمان نشده به کیبردهایمان چسبیدهایم و بله ما هم نمیدانیم چه میشود. بالاخره در روزهایی هستیم که دسترسی آزاد به اطلاعات خیلی بیسروصدا تبدیل به لاکچری جدید شده، کلنیهای ارتباطیمان از هم پاشیده، تابآوری عاطفی همهمان به انتها رسیده، سرگرمیها، روتینها و گوشههای امنمان همه غیب شده. طبیعتا گرداندن یک رسانهی مستقل و موثر، آن هم بدون اسپانسر، دستیار یا بدون قصد هیچ نوع فروش و …، همیشه به معنای صرف خالص «وقت» و «عشق» بوده، ولیکن حالا هزینههای سرسامآور زیرساخت و ویپیان هم به این معادله اضافه شده است و باید بهتان بگوییم اگر خستگی این مسیر قرار است در برود، فقط با همراهی شماست:
🔷خواهش میکنیم که سایت و کانالها را به دوستانتان معرفی کنید. ما هم عین خودتان احساس غربت و تنهایی و جدایی از جمع میکنیم. برای معرفی سفید هم بهانه زیاد است علیالخصوص که در سوشالها خلاصههای صوتی و بهروزرسانیهای خلاقانهتر محتواها را در دستور کار قرار دادیم.
🔷 اگر دلتان میخواهد مستقیمتر با هم گپ بزنیم، میتوانید توی فروم کنارمان باشید و گفتگوها را داغ کنید. جای تاکید دارد که فرومی تازه بر اساس پیشنهادهای شما شکل دادیم، در حال ارائه خزانهای از کتابهای دیحیتالیم برای این روزهای بدون اینترنت و تاریک، اگر حضور شما باشد آمادهی داستانخوانی گروهی، و کارگاههای ایدهپردازی و داستاننویسی هستیم. هر چقدر شما تحویل بگیرید ما هم این پروژهها را جدیتر میگیریم.
🔷 اگر نویسندهاید و هوس نوشتن کردهاید، تردید نکنید و اگر مطلبی دارید، همین حالا برایمان بفرستید تا با نام خودتان منتشر کنیم.
خلاصه اینکه برای ماه بعد هم دنبال کلی خوشحالیهای ریزریز و سرزندگیهای غیرمنتظرهایم که از همین حالا هم برنامههایشان را ریختهایم. بمانید برایمان که دلگرمی اصلی شمایید.
لینک مقالات این ماه
چطور در مورد پایان صحبت کنیم وقتی داستان در مورد ادامه داشتن است
این مقاله به قلم فرزین سوری به بررسی چالشهای مفهومی پایانبندی در جهان داستانگویی میپردازد و دشواری نویسندگان در خلق فرجامی رضایتبخش را واکاوی میکند. نویسنده با تمرکز بر انیمیشن ادونچر تایم، استدلال میکند که برخی آثار به جای اتمام، بر چرخههای تکرارشونده و تداوم حیات در دنیای پساآخرالزمانی تأکید دارند. در این نوشتار، ماهیت انیمیشن به عنوان رسانهای که همواره در حال باززایی است، با ساختار صلب و قطعی مرگ در ادبیات مقایسه میشود. متن همچنین به اندوه فقدان پس از اتمام یک اثر اشاره کرده و پایان را نوعی تقلیل انرژیهای داستانی میداند که گریزی از آن نیست. در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که پایانبندی خوب لحظهای است که تداوم رشد شخصیتها را حتی پس از خروج از قاب روایت به رسمیت بشناسد.
🔗مطالعه نسخه کامل مقاله
داستان خاطرات عجیب مرگ
اثر فیلیپ کی. دیک
مترجم فرزین سوری
امروز صبح بیدار شدم و سرمای اکتبر را داخل آپارتمان حس کردم، انگار که فصلها هم تقویم را میفهمیدند. چه خوابی دیده بودم؟ افکار بیهودهای درباره زنی که زمانی دوستش داشتم. چیزی حالم را گرفته بود. یک حسابرسی ذهنی کردم. در واقع همهچیز روبهراه بود؛ این ماه قرار بود ماه خوبی باشد. اما سرما را حس میکردم.
با خودم فکر کردم: ای خدا. امروز همان روزی است که «خانم لایسول» را بیرون میاندازند.
هیچکس خانم لایسول را دوست ندارد. چون دیوانه است. هیچکس تا به حال نشنیده که او کلمهای حرف بزند و اصلاً به کسی نگاه هم نمیکند. گاهی اوقات وقتی یک نفر دارد از پلهها پایین میرود، او دارد بالا میآید و بدون هیچ حرفی برمیگردد، عقبنشینی میکند و در عوض از آسانسور استفاده میکند. همه میتوانند بوی مایع ضدعفونیکنندهی لایسولی را که استفاده میکند حس کنند. ظاهراً موجوداتی جادویی آپارتمانش را آلوده کردهاند، برای همین لایسول مصرف میکند. لعنت بر شیطان!
ادامه داستان را در سفید بخوانید
این متن به قلم کتی آتن، به نقد و بررسی روزنامهنگاری بشردوستانه و چالشهای اخلاقی بازنمایی رنج انسان میپردازد. نویسنده با مرور تجربیات خود در عراق و بریتانیا، استدلال میکند که روایتهای کلیشهای از تروما و تمرکز بر «داستانهای انسانی» عاطفی، لزوماً به تغییرات سیاسی یا برقراری عدالت منجر نمیشود. او هشدار میدهد که این سبک گزارشگری ممکن است به جای کمک به آسیبدیدگان، آنها را در جایگاه قربانیان همیشگی حبس کرده و باعث ایجاد خستگی از همدلی در مخاطبان شود. در نهایت، منبع بر ضرورت گذار به رویکردی رادیکالتر تأکید میکند که بر حقوق ساختاری و پیوندهای سیستماتیک جهانی متمرکز است. این مقاله از طریق تحلیل تاریخی و معاصر، مرز میان اطلاعرسانی واقعی و بازاریابی برای سازمانهای امدادی را به چالش میکشد.
https://3feed.ir/when-trauma-becomes-trope/
داستان کوتاه: یک روز مانده به انقلاب – اورسولا کی. لوگویین
داستان «یک روز مانده به انقلاب» داستان کوتاهیست در مورد زندگی مهمترین شخصیت انقلابی رمان خلعشدگان، لایا آسیهئو اودو. شخصیتی که بنیانگذار مکتب اودونیسم در رمان خلعشدگان است. به قول خود لوگویین: «اودونیسم همان آنارشیسم است. نه از آن قماشِ بمبگذاریهای توی جیبی، که تروریسم است، با هر نامی هم که بخواهد به خود مقامی ببخشد؛ نه آن «لیبرتاریانیسم» اقتصادیِ سوسیال-داروینیستیِ راست افراطی؛ بلکه آنارشیسم به همان صورتی که پیشنمونهاش در اندیشهی تائوئیستیِ اولیه آمده، و توسط شلی و کروپوتکین، گلدمن و گودمن تشریح شده است. حریف اصلی آنارشیسم، دولت اقتدارگرا (سرمایهداری یا سوسیالیستی) است؛ مضمون اخلاقی-عملیِ اصلی آن، همکاری (همبستگی، یاری متقابل) است. این آرمانگرایانهترین، و به نظر من جالبترین، نظریهی سیاسی در میان تمام نظریههاست.»
🔗در سفید بخوانید
مناسب این روزهای پر دلهره، همچنان مخزن آخرالزمانی کتابخانه سفید را آرام آرام برای شما تکمیل میکنیم.
به عنوان مسکن، حواسپرتی یا حداقل موضوع بحث.
امروز با ساموئل آر. دیلینی و لوسیوس شپرد برگشتیم.
ساموئل آر. دیلینی، نویسنده، منتقد و استاد دانشگاهی است که علمیتخیلی را با فلسفه و زبانشناسی پیوند زد. او در دههی ۶۰ میلادی، زمانی که این ژانر عمدتاً در دست نویسندگان سفیدپوست و سنتی بود، به عنوان یک سیاهپوست پیشرو، مفاهیم عمیق هویتی را وارد داستانها کرد. او برندهی چندین جایزه معتبر نبیولا و هوگو است و آثارش به پیچیدگی زبانی و ساختارشکنی شهرت دارند.
دانلود کتابهای ساموئل آر.دیلینی – آرشیو PDF – EPUB
لوسیوس شپرد یکی از خاصترین چهرههای ادبیات گمانهزن است که آثارش را نمیتوان بهراحتی در یک دستهبندی خاص (مثل علمیتخیلی یا فانتزی) جا داد. او را بیشتر با سبک رئالیسم جادویی تیره میشناسند. شپرد عاشق فضاهای آمریکای لاتین، جنگلهای انبوه، و تاثیر جنگ بر روان انسان بود. قلم او بسیار غنی، شاعرانه و گاهی گزنده است و برنده جوایز معتبری مثل نبیولا شده است.
دانلود کتابهای لوسیوس شپرد – آرشیو PDF – EPUB
فیلیپ کی. دیک (Philip K. Dick)، که اغلب با نام مخفف PKD شناخته میشود، پیامبرِ پارانوئید دنیای علمی-تخیلی است. او در طول عمر کوتاهش بیش از ۴۰ رمان و صدها داستان کوتاه نوشت. برخلاف نویسندگانی که به سفینههای فضایی و تکنولوژیهای براق اهمیت میدادند، دیک به «ذهن انسان» و «سستی واقعیت» علاقهمند بود. آثار او منبع الهام شاهکارهای سینمایی مثل بلید رانر، یادآوری کامل و ماتریکس بودهاند.
بهترین شروع: از کجا شروع کنیم؟
برای کسی که میخواهد وارد دنیای او شود، بهترین نقطه ورود «آیا آدممصنوعیها خواب گوسفند الکتریکی میبینند؟» (Do Androids Dream of Electric Sheep?) است.
چرا؟ چون این کتاب عصاره تمام دغدغههای اوست: مرز بین انسان و ماشین، و اخلاقیاتی که در دنیای رو به زوال رنگ میبازد.
پیشنهاد دوم: اگر داستان کوتاه را ترجیح میدهید، مجموعه داستان «گزارش اقلیت» (Minority Report) عالی است.
دانلود کتابهای فیلیپ کی.دیک – آرشیو PDF – EPUB
(متاسفانه دسترسی به سایت همچنان فقط با IP ایران مقدور است)
داستان «جنبش شاهزاده فیلیپ»، حکایتی است از تلاقی اساطیر کهن با واقعیتهای مدرن؛ جایی که ایمان، در جستجوی معنا، راهی به سوی کاخ باکینگهام پیدا میکند. در ادامه، گزارشی از این پدیده عجیب را میخوانید. در حالی که برخی ممکن است اشیاء قدیمی یا حتی شخصیتهای تخیلی را بپرستند، گروهی در جزایر جمهوری وانواتو، قرعه عجیبی به نامشان افتاد: پرستش «شاهزاده فیلیپ»، دوک ادینبرو.
👈ادامه مطلب:
https://3feed.ir/prince-philip-movement/
📢 تصمیم گرفتیم باشیم؛ چون انفعال، شکست است
در تاریخ، همواره در میانه آشوبها و شرایط جنگی، آنچه یک ملت را از فروپاشی روانی نجات داده، آدمهایی بودهاند که همچنان تصمیم میگرفتند آدمیت مقدمتر از هر چیزیست. ما باور داریم که اگر پناهگاه فیزیکی نداریم، نباید اجازه دهیم پناهگاههای فکریمان هم فتح شوند. در روزهایی که اضطراب خبر و ملال بیمحتوایی مثل مه غلیظ همه جا را گرفته، پیدا کردن یکدیگر نه یک انتخاب، که یک ضرورت دفاعی است.
چرا تریبون و گفتگو در این شرایط حیاتی است؟
وقتی صدای توپ و تشر بلند میشود، فرهنگ معمولاً اولین قربانی است که به حاشیه رانده میشود؛ اما دقیقاً در همین زمان است که اندیشه باید به مثابه یک «پناهگاه ذهنی» عمل کند. حیف است که به بهانهی وضعیت اضطراری، خواندن، نقد کردن و بحث کردن را به دوران نرمال (صلح یا هر دورانی که شما اسمش را بگذارید) موکول کنیم. نرمال، محصول تداومِ فکر است، نه پیشنیاز آن.
ما میخواهیم اینجا محلی باشد برای «فرار». جایی که در آن با هم میخوانیم تا فراموش نکنیم کیستیم و بحث میکنیم تا یادمان نرود چطور باید با هم حرف بزنیم. با توجه به ناپایداری اینترنت، ما در کنار اینستاگرام و تلگرام، در پیامرسان بله هم سنگر گرفتهایم تا هیچ دیواری نتواند پیوند ما را قطع کند.
این چراغ را به دوستانتان نشان دهید.
در این روزهای سخت، معرفی یک فضای فکری، کم از رساندن آذوقه به یک محاصرهشده نیست. کمک کنید همدیگر را در این «سفید» پیدا کنیم.
🌐 راههای اتصال به پناهگاه:
کانال بله: ble.ir/join/98AhzNUVkg
تلگرام: t.me/sefeedir
اینستاگرام: instagram.com/3feedir
💡 انجمن گفتگو و تبادل ایده:
3feed.ir/community
📝 اگر حرفی برای نوشتن دارید، تریبون متعلق به شماست:
3feed.ir/submission
سرزمین میانه یک جهان پساحادثه یا پساآخرالزمانی است که در آن حادثهی بزرگ اتفاق افتاده و تمام شده است. برلیاند که نیمی از جهان بوده به طور کامل نابود شده. ارگیون از بین رفته است.
موریا نابود شده. دونهدین شمال و سرزمینهایشان تقلیل پیدا کردهاند و از تپهی پر شکوه آمان سول الان خرابه مانده. چیزی از سرزمینهای جنوب نمانده چون اوزگیلیات و میناس ایثیل به دست موردور هستند. دیوارهای دور موردور و برجهای دیدهبانی آن که زمانی متعلق به مردمان ایسیلدور بودند و برای محبوس کردن سائورون، حالا به دست اورکها افتادهاند.
اینجا سرزمینی است که کیلومترها باید در آن به پیش رفت که به آبادی رسید. جمعیت مردم آزاد محدود است. الفها هم به زودی قرار است سرزمینهای خود را رها کنند و بروند. دوران چهارم که دوران انسانهاست هنوز شروع نشده است. اینجا پایان است.
چیزی که باقی مانده نوستالژی و تروما است. نوستالژی در قالب طبیعت خودش را نشان میدهد و شکوهی که فراموش شده و تروما در قالب انواع مرگها و مردهها و اجسادی که از نابودشدن و گذر کردن به جهان دیگر خودداری میکنند.
🔹چرا مردههای سرزمین میانه نمیمیرند؟
🔹نوشته فرزین سوری
اپیزود ۵: رادیو سفید
راجع به اینچیزها حرف زدیم:
به عنوان یک فرد چطوری با مردن خودمان و دیگران برخورد میکنیم؟
مرگ در زندگی روزمره چطور ما را دستخوش تغییر میکند؟
چرا مردن برای ما ترسناک است؟
داستان بالدور و داستان اورفه
مرگ ترمودینامیکی جهان چطور رخ میدهد؟
ایپزود ۴ رادیو سفید
راجع به اینچیزها حرف زدیم:
احساس مخاطبهای آثار هنری نسبت به هنر ساخته دست هوش مصنوعی چیست؟
هوش مصنوعی چطور هنر تولید میکند؟
آیا خلاقیت موضوعی زبانی است؟
آیا تولید هنر نیاز به زبان دارد؟
فیلم «بهترین پیشنهاد»
یکی از همین روزها بالاخره اتفاق میافتد. بالاخره به همین زودیها فضانورد در فضا میمیرد.
مثلاً ممکن است این مرگ در راه مریخ رخ بدهد. ممکن است این فضانورد یک مسافر بیناستارهای است سوار یک فضاپیمای تکسرنشین. شاید هم از قفل هوا به بیرون پرتاب شده است. مراسم فضاسپاری.
آن جسد (یا سفینهی فضاییاش) ممکن است دهها یا حتی میلیونها سال در فضا سرگردان باشد. همینطور در نیستی فضا به پیش میرود تا این که در نهایت پنجههای جاذبه آن را مبجور به فرود نهایی میکند. محتملترین اتفاق این است که این جسد در نهایت به یک ستاره برخورد کند.
ولی بیایید فرض کنیم این جسد در نهایت بر سطح یک سیاره سقوط کند، مثل بذری که باد آن را به خاک غنی بسپارد، ممکن است این بذر سرگردان حیات را به سیارهی دیگری منتقل کند؟
🔹در سفید بخوانید
🔹آیا ممکن است جسد یک فضانورد با خود حیات را به سیارهی دیگری ببرد؟
🔹ترجمهی فرزین سوری
لودیت یا لادایتها به نفرت از تکنولوژی معروف هستند. اما از وقتی اولیهترین اشکال تکنولوژی وجود داشتهاند، نفرت از آن هم وجود داشته است.
https://3feed.ir/the-age-old-urge-to-destroy-technology/
چرا نمیتوانیم هیچ کاری را تمام کنیم؟
این مقاله با نگاهی به ستون جاشوا راتمن در مجله نیویورکر، به بررسی چالش همگانی نیمهکاره رها کردن کارها و پروژههای شخصی میپردازد. نویسنده با توصیف اتاقی انباشته از وسایل ناتمام، دالیل این موضوع را از جمله کمالگرایی، خستگی، و تفاوت مهارتهای مورد نیاز برای شروع و پایان یک فعالیت تحلیل میکند. او تأکید دارد که ایجاد ساختارهای بیرونی و ضربالاجلهای واقعی میتواند به اتمام پروژهها کمک کند، هرچند برخی افراد با کوچکسازی وظایف از ریسک شکست فرار میکنند. در مقابل، نگاهی حداقلی نیز مطرح میشود که در آن میتوان صرفاً با کسب دانش یا تجربه لازم، یک فعالیت را در ذهن خود پایانیافته تلقی کرد. در نهایت، متن یادآور میشود که تلاش سخت برای به سرانجام رساندن امور، منجر به یادگیری مهارتهای ارزشمند و غیرمنتظرهای میشود که در صورت رها کردن کار به دست نمیآیند.
🔗مطالعه مقاله کامل در سفید
داستان سانسور پیشدستانه
اثر اورسون اسکات کارد
مترجم فرزین سوری
اولین بار داک مورفی را سر کلاس نویسندگی یک فرانسوی دیوانه در دانشگاه یوتای سالتلیک سیتی دیدم. تازگیها شغل ویراستاری را در یک مجلهی خانوادگی جناح راستی، رها کرده بودم و طول میکشید که به بچه دانشجو بودنِ دوباره عادت کنم. داک از آن هفتخطهای روزگار بود. از آن آدمهای پرطمطراقی که هر جا میروند، نظرشان را توی سر و صورت مردم میکوبانند. اولش فکر میکردم میتوانم بیخیالش شوم. اما او کسی نبود که بشود به سادگی نادیدهاش گرفت. اولاً به خاطر کاری که با من کرد. و شاید در وهلهی دوم، به خاطر بلایی که سرش آورده بودند. آنچه بر او گذشته، روی من تاثیر عمیقی گذاشت؛ به طرزی که هر وقت سعی میکنم چیزی بنویسم، کل ماجرا به سراغم میآید.
یک روز داک جلوی کلاس ایستاد و نوشتهی من را در دست گرفت و گفت: «نوشتهی زرد خوبیه. ارزش تجاری داره. بفروشیش پول درست و درمونی ازش در میاری. تهش این که به درد عمهات میخوره.»
ادامه داستان را در سفید بخوانید
فلسفهبافی در دنیای روانگردانها: آیا نئشهها علامه میشوند؟
این گفتوگو به بررسی کتاب جدید جاستین اسمیت-رویی میپردازد که در آن مواد روانگردان را از منظر تحلیلهای فلسفی و تاریخی مورد مطالعه قرار داده است. برخلاف رویکردهای رایج پزشکی یا سیاسی، نویسنده این مواد را به عنوان ابژههایی برای تفکر در نظر میگیرد تا مرزهای آگاهی و واقعیت را بازتعریف کند. او با نقد تمرکز مدرنیته بر هوشیاری مطلق، معتقد است تجربیات ذهنی غیرعادی میتوانند درک ما از قراردادهای اجتماعی و ماهیت جهان را به چالش بکشند. همچنین، متن به تاریخچه آزمایش روی خود در میان دانشمندان و فیلسوفان اشاره کرده و بر اهمیت بازنگری در ارزشهای درونی تأکید میکند. این گفتوگو در نهایت پیشنهاد میدهد که شاید این مواد دریچهای به سوی مرحله بعدی فهم بشر از هستی باشند.
🔗مطالعه متن کامل گفتوگو
بانکداری فراتر از قانون
شبکهای چندصدساله از کدهای مخفی و کارگزاران چراغخاموش، بیهیچادعایی از تمام سیستمهای مالی دولتی جلو زدهاند.
این مقاله به بررسی بانکداری زیرزمینی و شبکههای مالی غیررسمی مانند حواله، هوندی و فیچیین میپردازد که خارج از نظارت دولتها فعالیت میکنند. نویسنده توضیح میدهد که این سیستمهای کهن بر پایه اعتماد متقابل بنا شدهاند و به دلیل سرعت بالا و کارمزد کم، همچنان رقیبی جدی برای بانکهای مدرن هستند. برخلاف تصور عمومی، این شبکهها تنها ابزاری برای پولشویی یا جرایم مالی نیستند، بلکه بسیاری از مهاجران برای ارسال سرمایه به خانوادههایشان از آنها استفاده میکنند. متن همچنین به تقابل دولتها با این سیستمها اشاره کرده و تفاوت ماهوی آنها را با ارزهای دیجیتال از منظر شفافیت و قابلیت ردیابی تحلیل میکند. در نهایت، پایداری این شبکههای پنهان به عنوان چالشی برای قدرت حاکمیت بر چرخه پولی جهان معرفی شده است.
به قلم مایلز کلرمن، استادیار سازمانهای بینالمللی و حاکمیت چندسطحی در دانشگاه لیدن هلند است.
🔗مطالعه مقاله کامل در سفید
پرونده: فیلیپ کی دیک؛ نویسنده گمشده
این تلاشی برای بازخوانی یکی از مهمترین نویسندههای قرن بیستم در چشمانداز قرن بیستویکم است. چرا خواندنش هنوز ضروری است؟
امروز خواندنِ پروندهای دربارهی فیلیپ کی. دیک یک مرورِ نوستالژیک بر ادبیات قرن بیستم نیست؛ بلکه یک نیازِ اضطراری است. پروندهی پیشرو تلاشی است برای کالبدشکافیِ این ذهنِ ناآرام؛ دعوتی برای ورود به دنیایی که در آن شاید خود ما هم اندرویدهایی باشیم که خوابِ گوسفندانِ برقی میبینیم.
🔗در سفید بخوانید
آیا نوشتن کتاب با هوش مصنوعی کار اشتباهی است؟
به نظر میرسد اجتنابناپذیر است که نویسندگان از هوش مصنوعی برای راهاندازی کارخانههای خود استفاده کنند. در ماه فوریه، الکساندرا آلتر در نیویورکتایمز با «کورال هارت» (یک نام مستعار)، نویسنده رمانهای عاشقانه مصاحبه کرد که از ابزارهای هوش مصنوعی برای نوشتن سریعِ صدها رمان استفاده کرده است؛ کتابهایی که با دهها نام مختلف در آمازون به صورت خودانتشاری منتشر کرده است. پس از آنکه هارت سیستم خود را با فرمانها (پرامپتها) به کار میاندازد، ماشین میتواند در عرض چهل و پنج دقیقه پیشنویسی آماده برای بازبینیِ انسانی تولید کند (مثلاً درباره «یک گاوچران که عاشق دختری شهری میشود که از گذشتهاش فرار کرده است»).
🔗ادامه مطلب در سفید
وقتی تروما تبدیل به کلیشه میشود
روزنامهنگاری بشردوستانه در عمل از نظر اخلاقی مهآلود و مبهم است.
بخشی از مقاله:
«کرونولوژی فلاکت» قلب مشکل روزنامهنگاری بشردوستانه است. در حالی که برای مثال، بازگرداندن قایقهای مهاجران در مدیترانه و خشونت جنسی علیه زنان ایزدی را پوشش میدادم، اغلب فکر میکردم چگونه میتوان گزارش داد بدون اینکه از مردم در شرایط دشوار بخواهیم تروماهای شخصیشان را دوباره زندگی کنند. آن تراژدیهای بازگو شده سپس در برابر معیارهای ناگفتهی «ارزش روایی» سنجیده میشوند: آیا خواننده همدلی خواهد کرد؟ اغلب اوقات، این چارچوب انگیزههای انحرافیای برای تمام طرفهای درگیر ایجاد میکند. زمانی که برای کتابم درباره بردگی دستهجمعی زنان ایزدی و قتلعام مردان ایزدی گزارش تهیه میکردم، داستانهایی از جنگجویان داعش شنیدم که نوزادان ایزدی را میخوردند. من نمیتوانستم این داستانها را تایید کنم، اما فکر میکردم آنها میتوانند بیانی از فساد تصورناپذیری باشند که جامعه متحمل شده بود و ناامیدی که بازماندگان از دریافت نکردن عدالت یا نجات حس میکردند.
🔗ادامه مطلب در سفید
https://3feed.ir/when-trauma-becomes-trope
پیشبینیِ ساعتیِ صفحهی اصلیِ اپلیکیشنها از دماها، آیکونهای آبوهوا و تصاویر پسزمینهی کاملاً مشخص – مثل ابرهای بارانزای تیره – تشکیل شده است که گاهی هیچ همخوانی با منظرهی بیرون از پنجره ندارند. به نظر نمیرسد تکتکِ دادهها از نظر بصری یا مفهومی پیوند منسجمی با واقعیت داشته باشند.
اما توضیحات متنی – مانند «بعدازظهر آسمان صاف است و از حوالی عصر نیمهابری میشود»؛ چیزی که گراسمن به آن میگوید «پسزمینه» (context) – یعنی همان جنس اطلاعات روایی که یک کارشناس هواشناسی در تلویزیون ممکن است ارائه دهد.
کلمات در القای ابهام، عملکرد بهتری نسبت به اعدادِ خشکوخالی یا ایموجیها دارند. اینها آبوهوا را به یک روایتِ داستانی تبدیل میکنند تا عدم قطعیت را بهتر نشان بدهند.
این مطلب را در سفید بخوانید:
https://3feed.ir/why-you-hate-your-weather-app/
۱۰ فیلم شاهکار علمیتخیلی که از یادها رفتهاند
ژانر علمی-تخیلی از همان دوران سینمای صامت، یکی از ستونهای اصلی این مدیوم بوده است. این ژانر توانایی منحصربهفردی در ترکیب درامهای عمیق با جلوههای بصری خیرهکننده دارد؛ از آثار کلاسیکی مثل متروپلیس گرفته تا شاهکارهای مدرنی چون اینترستلار. با این حال، بسیاری از فیلمهای درخشان این حوزه، با وجود نوآوری و قدرت داستانی، به مرور زمان نادیده گرفته شدهاند.
۱. دویدن صامت (Silent Running) – ۱۹۷۲
۲. زمین آرام (The Quiet Earth) – ۱۹۸۵
۳. گاتاکا (Gattaca) – ۱۹۹۷
۴. تعادل (Equilibrium) – ۲۰۰۲
۵. بر گوی نقرهای (On the Silver Globe) – ۱۹۸۸
۶. ماه (Moon) – ۲۰۰۹
۷. روزهای عجیب (Strange Days) – ۱۹۹۵
۸. روزی که زمین آتش گرفت (The Day the Earth Caught Fire) – ۱۹۶۱
۹. برزیل (Brazil) – ۱۹۸۵
۱۰. رشتهها (Threads) – ۱۹۸۴
🔗جزئیات بیشتر در سفید
تاریخچهی انتقام از کنت مونت کریستو تا گالی فویل: هندسهی خون و جنون
به قلم م.ر.ایدرم
این جستار، سفری است از پاریس قرن نوزدهم به کهکشانهای دوردست. تلاشی برای درک اینکه اصلا انتقام چیست؟ کالبدشکافی قصاص و انتقام و لزوم کینه. از درک زبانشناسی نسبت به مفهوم انتقام شروع میکنیم و بعد تا دیدگاهی کلاسیک و رمانتیک و باکلاس نسبت به انتقام جلو میرویم تا اینکه نهایتا به توصیفات تاریکتر میرسیم از درک امروزی ما به مفهوم انتقام به شکلی که حق مطلب ادا شود.
https://3feed.ir/the-count-of-monte-cristo/
پروندهی جدید سفید
وقایعنویسی در دیستوپیا؛ ضحی کاظمی
https://3feed.ir/special_issue/zoha-kazemi/
ضحی کاظمی نویسنده علمیتخیلی است. رنسانس مرگ، کاجزدگی، سندرم ژولیت، بارانزاد و پاکسازی تز قاتل مهمترین آثار او هستند.
رادیو سفید: مرگ و آنچه پس از آن میآید
پنجمین قسمت رادیو سفید در مورد مرگ و آنچه پس از آن میآید است. اسطوره، تاریخ، روزمرگی و مفهوم مرگ ترمودینامیک جهان.
https://3feed.ir/radio3feed-episode5/
رادیو سفید: تقابل هوش مصنوعی و هنر
در این اپیزود از رادیو سفید در مورد هنر Generated یا ساختهشده توسط هوش مصنوعی یا AI صحبت کردیم. اینکه حس انسانها در مورد هنر «واقعی» و هنر «مصنوعی» چیست.
https://3feed.ir/radio3feed-episode4/
گیمر در نقش هدایتکننده و انتخاب کننده (پشت فرمان نشسته، ممد ماجرا)، رسانهی گیم را از باقی رسانهها جدا میکند. این که واقعا چقدر آزادی داریم البته در هر بازیای فرق دارد. این آزادی هم به ژانر بازی ربط دارد و هم به این که چه مکانیسمهایی برای برهمکنش با دنیا توی بازی فرض شده است. یعنی اگر دکمه A را بزنید آیا فقط مشت نسیب ملت میشود یا پروانه هم میشود با A ناز کرد؟
این که چطور خلاقیت شما را درگیر کنند یا چطور به خواستههای شما پاسخ بدهند مهم است. خیلیها هم آزادی عمل را در این پاسخگو بودن فیزیک جهان نسبت به اعمال شما نمیدانند. خیلیها معتقدند آزادی عمل در بازی یعنی من چند انتخاب در طول بازی دارم یا بازی چند بار به من اجازه بدهد که فلانی را بکشم یا بگذارم زنده بماند، و یا فلانی را قبل از افتادن توی چاه نجات بدهم.
ولی چطور میتوانیم پایانهای متفاوت را مستقیماً به دست گیمر بسپاریم؟
🔹در سفید بخوانید
🔹انتخاب در گیم مهم است ؛ ولی آزادی مهمتر است
🔹فرزین سوری