2206
خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی می سوزدم گه می نوازد
محسن رنانی:
این نظام نمی تواند بماند!
@searchformeaning
ای آنکه در شهرِ خموشان دسته راه انداختی!
از اشک داروی سکوت، از خون مخدّر ساختی
این مجلسِ تکریمِ مظلوم است یا تطهیرِ ظلم؟!
تیغ حسین است این که بر روی حبیبش آختی!
خونِ شهید کربلا جاریست از زخم وطن
خون خدا را در خیابان دیدی و نشناختی
بر خاکِ مُلکِ ری، سوار مرکب شمر زمان
با نعل نو، بر پیکر مهسای میهن تاختی
مردم سیهپوشانِ خویشند و تو با صد ریسمان
مقتول را در مجلسِ قاتل به رقص انداختی
خرجی ندارد گریه بر مظلوم سال شصت و یک!
امروز را بُردی ولی تاریخ را بد باختی...
#محمدرضا_طاهری
@searchformeaning
برای آینده ایران اگر امیدی به تحول عقلانی و اخلاقی باشد، تنها و تنها از سوی زنان است. زنان این عصر گامبهگام دارند اعتماد به نفسی که در طول تاریخ از آنان ستانده شده بود را باز مییابند و حقوق پایمالشده خودشان توسط مردان و حکومتهای طول تاریخ ایران را باز میستانند.
محسن رنانی - اسفند ۱۴۰۰
موسیقی ویدئو: مهدی یراحی
@searchformeaning
کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا...
سایه جاودانه شد...
@searchformeaning
آمد بهار و رمزی میگویمت نهانی
بر نُهفلک مبارک، الّا بر او که دانی!
الّا بر او که بویی نشنیدهاست هرگز،
از گلشنِ مروّت وَز باغِ مهربانی
الّا به پیرْاَخمی کَز تُرشیِ مزاجش،
ما را نمانده در یاد، یکخنده از جوانی!
حسین جنتی
@searchformeaning
۱_ به اسم "طالبان" دقت کنید.
۲_ بهخواستگاه شان "مدارس دینی" دقت کنید.
۳_ به پسوند رهبران و فرماندهان شان "مولوی" دقت کنید.
پس طالب محصول "نخواندن" نیست. بلکه محصول "خوانشخاص" است. محصول "کتابهای خاص" است.
طالب محصول نوعی خواندنیاست که آدمی را به "اناالحق" گویی میرساند
✒daoud naji
@searchformeaning
توضیح عکس: با یاد مادر- صومعهسرا، منزل پروین ابتهاج، خواهر سایه، 1386 روز مادر همایون و فرخنده باد.
در جستجوی معنا
@searchformeaning
▫️زندگی انسان زمانی زیبا میشود که با زندگیهای زیبا بتواند رابطه برقرار کند. زندگی کردنِ با خوب ها می تواند زندگی را زیبا کند. با زیبا زندگی کردنهاست که زیبایی زندگی ظاهر میشود. زندگی، هم می تواند زشت باشد و هم میتواند شکفتن باشد. شکفتن، همیشه در صورتی اتفاق میافتد که چیزی انسان را به شکفتن بکشاند. دلیل اینکه زیبایان انسان را به شکفتن میکشانند، این است که زیبایی را در وجود آدمی شکوفا می کنند. اگر ما با جهان زشت حشر و نشر داشته باشیم، زشتی در زندگیمان رسوب میکند. اگر انسان به آدمهایی برخورد کند که به لحاظ انسانی زیبا هستند، زیبایی زندگی را لمس میکند.
▫️من این را مکرر گفتهام که با ایمان زیستن من؛ یعنی زیستن من در یک طلب دایمی. در مصاحبه «قرائت نبوی» هم این را گفتم که من در یک طلب دایمی میزیم و مرتب میخواهم افقها برای من باز شود و دلم نگران یک واقعیت نامتناهی است. این زیستن است و نمیتوانم بدون آن بزیم.
▫️همه زندگی، کشف شدن افقهای پوشیده و ناپیداست. این چیزی است که من دیدم.
▫️زندگی، هم رنج دارد، هم شادی دارد. ابعاد رنج آلود زندگی که کشف میشود، میبینیم افق است، ولی افقهایی رنج آلود. ابعاد شادی آور و شعف انگیز زندگی نیز وجود دارد که آنها هم افقهایی پوشیده است و مورد کشف قرار میگیرد. انسان باید بداند چگونه شنا کند، تا افقهای شادی آور را کشف کند. مهمترین مسئله زندگی برای من این است.نمی توانم بگویم اگر چنین بود، خوب میشد، برای اینکه اینها فرضیات و تخیلات است که بگوییم: اگر چنان میشد، یا کاش چنین میشد!
▫️کاش را کاشتند، چیزی در نیامد، ولی از یک چیز احساس رضایت میکنم. وقتی می گویم، خوب شنا نکرده ام، الزاماً به معنای عدم رضایت از زندگیام نیست. از یک چیز احساس رضایت میکنم و آن این است که چون چنین فکر می کنم، خیلی از چیزها که فکر کردن به آنها، دیگران را اذیت میکند، مرا اذیت نمیکند.
🖌قسمتی از سخنان استاد محمد مجتهد شبستری در گفتگو با کریم فیضی
📓کتاب زندگی و بس!
@searchformeaning
اصغر_فرهادی:
۳۶ سال است با تمام محدودیتها به فیلمسازی و نوشتن ادامه دادهام؛ با این امید که با هر فیلم سوالهایی در مورد شرایط تلخ اجتماعی بپرسم و به راهحل برسم.
امیدوارم بتوانم ادامه بدهم چون ایمان دارم یکی از مهمترین راههای نجات کشورم آگاهیبخشی است.
@searchformeaning
این چند سطر به اقتضای زمان و به تقاضای دوستان نوشته شد:
بر میر حسین روشن رای درود میفرستیم و با الهام از کروبیان صندوقهای رای را تنها و تهی نمیگذاریم.
به رضایی رضایت نمیدهیم و دلیلی در انتخاب جلیلی نمیبینیم. قاضی را به بازی نمیگیریم و مهر علیزاده را در دل نمینشانیم و زاغانی چون زاکانی را از در میرانیم.
همتی را نصرت میکنیم تا ردای رییسی بپوشد وچشم خلایق به جمال عبد الناصر روشن شود.
و درود بر آینده سازان باد !
@searchformeaning
🔹 #نخجیک [زمان مطالعه ۳۲۸ ثانیه]
🖌ساما
گمان من این است که آنچه در سالهای ۹۲ و ۹۴ و ۹۶ پیروز شد، صرفاً حسن روحانی و سیاههٔ امید نبود. آنچه پیروز واقعی و اصلی بود، یکپارچگی و برخاستن حرکت جامعه بود. جنبش مدنی بدون حمایت حاکمیت و حتی در برابر خواست حاکمیت ایستاد.
حسن روحانی، محمد خاتمی و احمدینژاد و رئیسی و حتی جلیلی نبود که پایگاه رأی داشته باشد. کمتر کسی است که به حسن روحانی به خاطر اینکه حسن روحانی است رأی داده باشد. جامعه برخاسته بود و میخواست فریاد بزند.
بانگش در رأی به روحانی محقق میشد و این تصمیم جامعه بود. اینکه جامعه بعد از ۸۸ باز زنده شد و باز به میدان آمد و پیروز شد. نماد روشن این پیروزی، اسفند ۹۴ بود. انتخابات نود و شش در بیانی طنز جنگ احزاب بود: تمام کفر در برابر تمام اسلام. تمام اقتدارگرایی در برابر تمام جامعهٔ مدنی.
پس از ۹۶، جامعه پشت هم مشت خورد. انگار گروهی سیاست مشتهای پیاپی را میخواستند اجرا کنند. اگر مشت یکی باشد، بعد از چند روز فراموش میشود و باز انسانی که در پی امید است، امیدوار میماند. اما اگر فرد یا جامعه پیاپی مشت بخورد، ناامید خواهد شد.
هیچ خبر خوشی نباید بشنوند و هر روز باید به گونهای تحقیر شوند. از نایابی روغن تا صفهای مرغ و تکرار و تکرارش. مشتهای پیاپی وقتی پیروز میشود که تا روز آخر مشت بزند. جامعه گاهی جانسخت است. گاهی حتی در ثانیههای پایانی امید را مییابد. باید حتی این روزنههای پایانی را بست.
سیاست مشتهای پیاپی در پی چه بود و در پی چه هست؟ پیروز سالهای نود و دو تا نود و شش جامعهای بود که برخاست و یکپارچه شد و فریاد زد. مشتهای پیاپی میخواهد این جنبش مدنی دوباره نایستد و دوباره یکپارچه نشود و دوباره فریاد نزند...
انتخابات مسئله دوم است. مسئلهٔ نخست ناامیدکردن و مأیوس کردن رو به سکوت و خمودی جنبش مدنی است. نباید آن بیست و چهار میلیون انتخابات نود و شش دوباره شکل گیرد. هر چیزی به شکلگیری آن کمک کند، باید سرکوب شود.
این اشتباه حاکمیت است که به جای همراهی و گفتوشنود با جنبش مدنی، تصمیم به ساکت کردن آن گرفته است. شاید در خرداد ۱۴۰۰، ساکت شوند، اما همراه حاکمیت نخواهند شد. حاکمیت برای مشروعیت خود به اینها نیاز دارد.
گمانم این است جنبشی که شکل گرفته، حتی اگر ساکت و خاموش باشد، باز هم پیروز است چه برسد به اینکه همین جنبش کنشی تأثیرگذار در ۱۴۰۰ داشته باشد چه از جنس تحریم و چه هر کنش دیگری.
به گمانم این انتخابات شکست جنبش مردمیای نیست که پس از ۸۸ در ابتدای دههٔ نود یکپارچه شدند و فریاد زدند و حتی پیروز شدند. ماجرا فقط پیروز انتخابات نیست. ماجرای اصلی آن اتفاقی است که در بطن جامعه میافتد. پیروزی در انتخابات شکل ماجراست و معنی ماجرا چیز دیگری است.
شاید.
کانال در جستجوی معنا
@Searchformeaning
🐇حیوانات یکسره در حال امادهباش هستند در تمام طول عمر. خرگوشها در هنگام استراحت انگاری منتظر حمله یک مهاجماند. انها یک دایره را تشکیل میدهند و از چشم و گوش همدیگر برای تامین امنیت استفاده میکنند. ما هم زمانی امنیت نداشتهایم. خواب خرگوشی یعنی یک چشم باز و یکی بسته و عجیب است که در ادبیات ما «خواب خرگوشی» را کنایه از تغافل دانستهاند: «شیر اجل است در کمین واقف باش/ در بیشه ٔ شیر خواب خرگوش مکن.» تغافل با غفلت فرق دارد. تغافل ناشی از تقصیر و حماقت و جهالت است.
🐇ولی خواب خرگوش از قضا نشانه هوشیاری و زیرکی و تطبیق هوشمندانه با شرایط زندگی است. عیب و ایراد گرفتن جاهلانه و نگاه اندر سفیه به حیوانات کردن از خصایص بشر است. کسی نیست بپرسد اگر خرگوش احمق است پس چرا این حیوان در همه کره زمین بهوفور یافت میشود و یکی از موفقترین گونههای حیوانی کره زمین خرگوش است؟ خرگوشها در بقای حیوانات و گیاهان بسیاری نقش مهم دارند و بخشی از حیات کره زمین وامدار خدمات خرگوشها است و اگر خرگوش نباشد حیوانات زیادی به خطر میافتند.
🐇حالا نگاه کنید! کسی که وجود او برای زمین سراسر ضرر است از موجودی ایراد میگیرد که وجودش سراسر منفعت و زندگی است! از مشکلات ما و حیوانات این است که اطلاعات کمی از درون انها داریم و شاید بیشتر ادمها حیوانات را همچون یک ماشین یا ان گونه که دکارت میپنداشت مثل یک ساعت بدون احساس درد و رنج و عاطفه میانگاریم. زمانی که شما از این پندار بیرون روید، محیای فداکاری برای حیوانات و زمین میشوید.
✍🏻ابراهیم احمدیان
🔹@searchformeaning
- بهار که از راه میرسد، من ایمانام میآید. پاییز و زمستان اما کفریام.
- عجب! چطور؟
- نمیدانم. طبیعت که جان میگیرد، پنداری در درونم این ایده قوت میگیرد که «جایی خبری هست هنوز»، «این قدر هست که [رنگ ربیعی] میآید». پاییز و زمستان اما تو گویی کفرپرور است. همه چیز پوشیده است، از برگ، از برف. آدمها پوشیدهاند در پالتوها، بالاپوشها؛ «سرها در گریبان است». این پوشیدگی طبیعت و آدمها کفر میآورد، دست کم برای من.
- شاید کسی بگوید: چه ایمان لرزانی داری!
- همینطور است. وقتی عیسی، نبی یا پسر خدا، بر صلیب بگوید که: «خدای من، خدای من چرا رهایم کردی؟» از دیگران چه انتظار است؟ «جایی که عقاب پر بریزد/از پشّهی لاغری چه خیزد»، «جایی که برق عصیان بر آدم نبی زد/ما را چگونه زیبد دعوی بیگناهی».
- یعنی این لرزانی ایمان به نظرت طبیعی است؟
- البته. حتی بالاتر از آن، کسی که در ایماناش هیچگاه ترک و لرزهای نیفتد، مشکوک الایمان است. چنین فردی احتمالا یا گرفتار عادت شده، یا جزم و جمود و یا هر دو. ایمان، در مقام تمثیل، مثل کوک ساز سنتی ایرانی میآید. همانطور که کوک ساز سنتی ایرانی به گرما و سرما و رطوبت هوا حسّاس است و به راحتی از کوک در میآید و باید دوباره آن را کوک کرد، ایمان نیز به شواهد و حوادث پیرامون و تغییرات آفاقی و انفسی حسّاس است و دائم به نو کردن کفر و ایمان نیاز است. و الا ایمان نفوذناپذیر، به واقع، مشتی عادت است، یا جزم و جمود و یا هر دو. در باب این کفر زمستانی-ایمان بهاری که گفتم، به نظرم میرسد که قرآن به روانشناسی الهیاتی فصلها توجه کرده است. قرآن میگوید به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه پروردگار، پس از دستبرد خزان و پژمردگی زمین، با نفس باد صبا دوباره زمین را زنده میدارد (ترجمهای آزاد از سورهی روم، آیهی ۵۰). این یعنی از دیدگاه قرآنی حتی فکر کردن به بهار ایمانآور است، چه رسد به خود بهار. به قول سعدی «آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار».
- این کفر زمستانی-ایمان بهاری را میتوان به سکوت و غیبت الهی هم مرتبط دانست؟
- چه بسا بتوان. برای کسی که پاییز و زمستان، فصلهای فروبستگی است (و میدانیم که برای همه چنین نیست)، و با کفر و ایمانِ تازهشونده هم درگیر است، پاییز و زمستان را میتوان فصلهای غیبت و یا دستکم سکوت خداوند دانست. و برای کسی که بهار و تابستان، فصلهای شکفتگی است (و میدانیم که برای همه چنین نیست)، و با کفر و ایمان تازهشونده هم درگیر است، بهار و تابستان میتواند فصلهای ظهور و یا دستکم سرک کشیدن خداوند باشد.
درآمدی شکاکانه به اسلام، شاندل (منتشر نشده است).
برگرفته از صفحه یاسر میردامادی
@searchformeaning
این مرزِ حق و باطلِ عصر است...
تکلیفِ ما نه با علیاکبر(ع)
نه با حسین(ع)
روشن نمیشود...
امروز ،
در لحظه،
تا موضعِ تو چیست بر این کشتهی غریب؟
ای ملتِ فریب!
@searchformeaning
#محسن_محمدپور
آواز حزن انگیز بانو راحله برزگر بر مزار جاوید نام نیکا شاکرمی
@searchformeaning
مثل شیران و پلنگانِ وطن
بر حذر نیستی از روباهان
حامیانت همه در زنداناند
منقرض شو که وطن جای تو نیست!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
@searchformeaning
گفت: دوستان! چه میکنید؟
اجرتان مزید!
گفتمش که: هیچ!
گریه برحسین،
زیرِ پرچمِ یزید!!
حسین جنتی
@searchformeaning
در قیامت چون نمازها را بیاورند در ترازو نهند. و روزه ها را همچنین،
اما چون محبت را بیاورند محبت در ترازو نگنجد،
پس اصل محبت است...
#فیه_ما_فیه
@searchformeaning
ای دریغا ! چه گلی ریخت به خاک
چه بهاری پژمرد
چه دلی رفت به باد
چه چراغی افسرد
هر شب این دلهره طاقت سوز
خوابم از دیده ربود
هر سحر چشم گشودم نگران
چه خبر خواهد بود؟
سرنوشت دل من بود درین بیم و امید
آه...! ای چشمه نوشین حیات !
ای امید دلبند
گرچه صد بار دلم از تو شکست
هیچ گاه از لب نوشت نبریدم پیوند
آخر ای صبحدم خون آلود
آمد آن خنجر بیداد فرود
شش ستاره به زمین در غلتید
شش دل شیر فروماند از کار
شش صدا شد خاموش
بانگ خون در دل ریشم برخاست
پر شدم از فریاد
هفتمین اختر صبح سیاه
هوشنگ ابتهاج
پ.ن: آلما هم سایه را تنها گذاشت...
دل من بود که بر خاک افتاد
به مناسبت روز «مادر»، این پدیدهی شگفت هستی
بخشی از سخنان سایهی نازنین برگرفته از کتاب پیر پرنیان اندیش:
در صحبت سایه (ص 38): در خطاب به مادر [عظیمی]: امشب سایه به یاد مادرش افتاد. اینکه وقتی از تهران برمیگشت، مادرش با هیجان و شوق وصفناشدنی آغوش میگشود و «امیر جان»، «امیر جان»گویان به سوی او میدوید. پیرمرد هشتاد و چند ساله مثل کودک میگریست. عاطفه هم به یاد مادرش افتاده بود و یواشکی اشک میریخت؛ هر دو به درد میگریستند.
[عاطفه]: خیلی دلتنگِ مادرتون میشین؟
[سایه]: خیلی... خیلی زیاد!
[عظیمی]: درد و گریه و خنده در صورت سایه به هم آمیخته شده است. در توان من نیست که حال و حالت این پیر پرنیان اندیش را توصیف کنم.
[سایه]: مادرم میمرد واسهی من. منو با نذر و نیاز بزرگ کرد... من تو اون بیت که در خطاب به مادرم گفتم: درین جهانِ غریبم ازآن رها کردی که با هزار غم و درد آشنام کنی واقعاً مادرم اگه تصوّر میکرد که چه بلاهایی قراره به سرم بیاد، بیچاره همون روزها از وحشت میمرد. [عظیمی]: گریه و گریه و گریه... نمیرود ز دل من صفای صورت عشق وگر بر آینه، بارانِ گَرد میآید.
توضیح عکس: با یاد مادر- صومعهسرا، منزل پروین ابتهاج، خواهر سایه، 1386 روز مادر همایون و فرخنده باد.
در جستجوی معنا
@searchformeaning
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید خواه بو که برآید...
@searchformeaning
اگرچه تا امروز صبح به شدت مردد بودم دربارهٔ رأی دادن؛ اما شنیدن جملهٔ «هر چه رشته بودیم، پنبه میکند» به سمت رأی هلم میدهد.
مهمترین حرف مصلحی به گمانم این بود «اگر هاشمی رأی بیاورد، هر چه رشتهایم پنبه میشود» آنها چیزی رشته بودند و باید نتیجهاش را میدیدند. اگر نکتهٔ آشکاری بود، فرقی بین هاشمی و غیرهاشمی نبود. اما هاشمی رشتههایشان را پنبه میکرد. بعد از پیروزی حسن روحانی خبری پخش شد که کسانی میخواستند نتیجه را عوض کنند و انتخابات را بکشانند دور دوم و حتی آیت الله خامنهای این را هم در نوروز ۹۶ تأیید کرد. این یعنی پیروزی حسن روحانی، پنبه کردن رشتههای آنان بود. خیال نمیکردند حسن روحانی پیروز شود. چون تمام تمرکزشان روی هاشمی بود.
بیایید ۱۴۰۰ را مرور کنیم. هر کسی را که احتمال داشت رأی بیاورد رد صلاحیت کردند. هر کسی را. لاریجانی، پزشکیان، جهانگیری، محسن هاشمی، عباس آخوندی و ... چرا؟ روایت صادق لاریجانی را از جلسه رد صلاحیت علی بخوانید. باز هم کسی از بیرون آمده بود و ... آنها چیزی رشتهاند و میخواهند ادامهاش دهند و نباید کسی بیاید که آن را پنبه کند. هیچکدام از ما نمیدانیم چه چیزی را رشتهاند.
دستکم این را میدانیم که ثمره رأی به حسن روحانی این بود که رشتههای اینها پنبه شد. چه خوابی دیده بودند، اگر چه نمیدانیم؛ اما میتوانیم حدس بزنیم. تفکرات اینها درباره آزادیهای مدنی و فردی روشن است. دربارهٔ رابطه با جهان و ... روشن است. بارها از بیارزشی دیدگاه مردم گفتهاند و ...
گمانم این است که میتوان با رأی دادن بار دیگر رشتههایشان را پنبه کرد و همین دستاورد بسیار بزرگی است. رأی ندادن عملاً کمک به پیروزی ابراهیم رئیسی است و ما میدانیم گزینه اینها ابراهیم رئیسی است. دستاورد کمی نیست که از این حرکت جلوگیری کنیم. دستکم خودمان را چند صباحی بیشتر زنده نگهداشتهایم. اما اگر شکست بخوریم، بسیاری از دستاوردهای پیشین را از دست خواهیم داد و چه بسا همین صندوق رأی را.
از سوی دیگر گمان نمیکنم رأی دادن در اینجا مصداق همراهی همدلانه با حاکمیت باشد. همانطور که ۹۲ همراهی نبود و حتی پنبهکردن رشتهها بود. همانطور که ۷۶.
من اسم این را بازی در موقعیت تاریک میگذارم. نباید در موقعیت تاریک و سیاه تسلیم شد. باید بازی کرد و نقشآفرینی کرد. به سیاه بودن موقعیت آگاهی دارم.
طبعا این استدلال مثل هر استدلال دیگری قابل خدشه است؛ اما استدلال است و صادقانه. این گمان اینک من است. شاید فردا گمان دیگری داشته باشد.
🖌اکبر موسوی
🔹 @searchformeaning
با تمام احترام، حرف آقای امجد برای من فرقی با حرف روحانیون حکومتی ندارد. شرکت در انتخابات یا عدم شرکت، مسئله سیاسی است و نه شرعی. در مسائل شرعی هم رابطه تقلیدی هیچ استدلال عقلانی ندارد، مسائل سیاسی که جای خودش!
روحانیون بهتر است نظر خودشان را بگویند. خیلی راحت بگویید من رای میدهم یا من رای نمیدهم. نه اینکه بگویند جايز است یا واجب است یا حرام است! اینها ادبیات سیاسی نیست. ادبیات مدنی نیست. ادبیات شرعی است که حتی برای احکام شرعی هم دیگر کاربرد ندارد و ابتر است.
ما یک بار با حرام و حلال و حق شرعی یکی از آخوندها در چاه ویلی افتادیم که هنوز بعد از چهل و اندی سال نتوانستیم از این لانه مارها بیرون بیاییم. دیگر قرار نیست زیر هیچ حق شرعی روحانیون عزیز برویم که برایمان از حلال و حرام صحبت کنند. حتی در امور شرعی و دینی. امور سیاسی که جای خودش!
✍میرزا گیلانی
🔹کانال در جستجوی معنا
🔹@searchformeaning
خطبه ۷۰ :و گفتار آن حضرت است سحرگاه روزى كه ضربت به فرق مباركش رسيد
مَلَكَتْنِي عَيْنِي وَ أَنَا جَالِسٌ فَسَنَحَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله عليه وآله ) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا ذَا لَقِيتُ مِنْ أُمَّتِكَ مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ فَقَالَ ادْعُ عَلَيْهِمْ فَقُلْتُ أَبْدَلَنِي اللَّهُ بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ بِي شَرّاً لَهُمْ مِنِّي .
ترجمه:
نشسته بودم كه خواب مرا گرفت، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر من آشكار شد، گفتم: اى پيامبر خدا، چه كجىها و دشمنىها از امت تو ديدم فرمود: به آنان نفرين كن. گفتم: خداوند بهتر از آنان را به من عنايت كند، و به جاى من شرى را بر آنان گمارد. منظور از «اود» كجى و «لدد» دشمنى است، و اين از فصيحترين سخنان است
نهج البلاغه-علی (ع)
▫️چهار تکبیر.
🖌مهدی یزدانی خرم
از دیشب این بیت حافظ بر زبانام میچرخید «من همان دم که وضو ساختم از چشمهی عشق/ چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست». بعد به سیاق همیشه خواستم اجرای ترکیبی محمدرضا علیقلی را گوش دهم در آلبومِ «آوای زمین». قطعهای شاهکار که با ترکیب اذان موذنزاده و آهنگسازی علیقلی سالهاست گوشنواز است که ناگهان این کلیپ را یافتم. «چهار تکبیر» با صدای چهار عضو خاندانِ موذنزاده. برایام شگفتآور بود. چون معتقدم حتا بسیاری کسانی که هیچ اعتقادی به قوانین شریعت و دین و... ندارند نیز اذعان میکنند اذانهایی که اعضای این خانواده گفتهاند به خصوص مرحومان رحیم و سلیم عین زیباییست. سالها پیش خوانده بودم که برخی مقامات سیاسی نظام چندان با پخش این اذانها موافق نبودهاند، چون ممکن است حواس مومن را به خاطر زیبایی پرت کند از نماز! و در دورهای هم پخش اذانِ موذنزادهها حداقل از تلویزیون کم شد. بین مذهبیون بسیار تندرو هم این اذانها به دلیل حالت آوازیشان مقبولیت ندارد اما این اذانها کنار ربنای شجریانِ کبیر شکوهِ مطلقاند و صدای آزادهگی درشان موج میزند. فارغ از وجهِ نوستالژیک وقتی یک پدیدهی مذهبی بتواند تبدیل شود به اتفاقی زیباشناسانه و از مرحلهی اولیه بگذرد مخاطبانِ فراوانی پیدا خواهد کرد. این «چهار تکبیر» با تلفیق این چهار صدا تفسیرِ بیت حافظ است انگار. پشت پا زدن به وضعیتِ موجود، چه میدانیم چهار تکبیر در تسنن و پنج تکبیر در تشیع بالای سرِ مُرده و هنگام نمازِ میت خوانده میشود و در سنتِ جوانمردی و ادبیاتِ برآمده از آن همیشه اشاره داشته به جنسی از رهایی، آزادهگی و شرافت که از بسیاری چیزها چشم پوشیده و آن را تمام شده اعلام میکند. صدای خاندان موذنزاده یکی از معدود چیزهاییست که در حوزهی خود چهار تکبیر زده بر دینِ فرمایشی، تلویزیونی و نمایشیای که معیارش بهشت اجباریبردن است و آرمانگراییای همه جانبه. همان طور که در تاریخِ هنر اسلامی تمام ابنیه و ساختههای هنری برای «استفاده» ( فقط قبهالصخره بناییست تزیینی) مردم از هر لون و باوری ساخته شدند و سعی کردند در دلِ جامعهی خود کارکرد داشته باشند این صداهای روحساز نیز همیناند. این نهایتِ کارکردِ فردی و درونی امری برآمده از مذهب است که نمیخواهد فقط ابزار باشد در دستِ صاحبانِ قدرت و مدعیانِ امروز و فردای مردمان. نشان جوانمردیست و بر دل مینشیند. هرچند نهادهای رسمی نیز آن را خوش نداشته باشند. امروز وقتی مقابلِ داروخانهی بیماریهای خاص عجز و رنج مردم را تماشا میکردم مردی را دیدم که بیرون آمد و فریاد زد خدایا تماماش کن
@searchformeaning
حالا محمد (ص) هیچ معجزهای ندارد!
نه مرده زنده میکند و نه کور شفا میدهد. نه ملک سلیمان دارد و نه نغمهی داوود. نه عضلاتی بافته و نه سپاهی تاخته.
هیچ ندارد الا خدایی که «خُلق عظیم» به او داده و «صبر جمیل» برای «اصلاح خلق».
تسهیلگری محمد (ص) برای تغییر «جهان» با «زبان» آغاز شد.
🖌یاسر عرب
@searchformeaning