safavidstudies | Unsorted

Telegram-канал safavidstudies - مطالعات صفویه

-

🔰 کانال مطالعات تاریخ صفویه کتب و مقالات معرف آراء نویسندگان آن‌هاست و نقل هریک از مطالب تنها با ذکر مأخذ و نام کانال مجاز است.

Subscribe to a channel

مطالعات صفویه

🔖صفویان در «ایران»: انتخاب قلمرو تاریخی یا اجبار قدرت؟
✍️علی سالاری شادی

برخی با توجیه و اغماض، درصدد اثبات این مدعا هستند که صفویان یک قلمرو جغرافیایی که مبنای تاریخی داشته است را به حیطهٔ تصرف خود درآورده‌اند. اولین نکتهٔ مهم این است که حدود جغرافیایی یک حاکمیت در عصر سنتی، به قدرت سلسله و همسایگان آن بستگی داشت و نه به منطق و مبنای دیگری؛ این منطق قدرت، اصلی‌ترین عامل شکل‌دهندهٔ محدودهٔ جغرافیایی-سیاسی بود. در آن ایام، قدرت بود که وسعت قلمرو را تعیین می‌کرد، نه آنچه که مبنای تاریخی داشت.

از طرفی، قلمرویی که مبنای تاریخی مورد ادعای این دسته دارد، با قلمرو سلاجقه و خوارزمشاهیان و به‌خصوص ایلخانان بیشتر صدق می‌کند تا صفویان؛ گذشته از آن، مگر این اولین بار بود که پس از عصر ساسانی، این قلمرو در حیطهٔ یک سلسله قرار می‌گرفت؟ اینکه صفویان در این محدوده ماندند، نه بدین دلیل بود که خودشان بخواهند، بلکه قدرتشان از این فراتر نرفت. از طرفی، قلمرو جغرافیایی صفویان بس شکننده و وسیع بود و گاهی مجبور به صرف‌نظر کردن از آن بودند. از سوی دیگر، صفویان نه به انتخاب خود، بلکه به‌اجبار، مجبور به ماندگاری در محدوده‌ای از ایران و نه همهٔ آن شدند.

با توجه به موارد مذکور، آیا صفویان خود عمداً خواستند در قلمرو ایران بمانند و برای آن، به‌زعم این محققان، نوعی هویت‌سازی جدید و متفاوت با همسایگان نمایند؟ یا اینکه به‌اجبار به همین محدودهٔ جغرافیایی تن دادند؟ نگاهی گذرا به تاریخ صفویان، این را به اثبات می‌رساند که چنانچه آن‌ها توان بیشتری داشتند، در این محدوده نمی‌ماندند و طبعاً به هرجا که غلبه می‌کردند، آنجا را نیز از آنِ خودشان می‌دانستند.

حال در آن صورت، مسئله را چگونه باید حل کرد؟ فرض کنید قزلباشان در چالدران پیروز می‌شدند؛ آیا قلمرو جغرافیایی صفوی همان بود که پس از چالدران ایجاد شد؟ قطعاً نه؛ چراکه قزلباشان ساکن آناتولی، بنیان‌گذاران اصلی این حاکمیت بودند و جغرافیای حاکمیت خود را به موطن خود و سایر مناطق سوق می‌دادند و حتی شاید به مناطق جنوب و شرق ایران کمتر توجه می‌کردند. هرچند در این مختصر، مجال پرداختن به عامل جغرافیا در فرایند حوادث تاریخی ایران نیست تا نقش آن در ماندگاری اجباری حاکمیت‌ها در آن بررسی گردد.

مأخذ: سالاری شادی، علی. ۱۳۹۳. «نقد و بررسی نظریه‌های موجود دربارۀ تشکیل حاکمیت صفوی.» فصلنامۀ تاریخ‌نامۀ ایران بعد از اسلام ۵(۹): ۷۱-۱۰۶. ص ۸۶-۸۵.


🔖مطالب مرتبط:
📝نقش ارادۀ بیگانه در سلطۀ صفویه بر ایران
📝آیا هدف از رسمیت تشیع، تمایز ایران بود؟
📝شکست چالدران و تثبیت صفویان در ایران

📚مقالات مرتبط:
📖آیا هدف شاه اسماعیل اول «ایران» بود؟
📖تلاش شاه اسماعیل اول برای تصرف حجاز

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📖 رویکرد و نگرش میرزا آقاخان کرمانی به تاریخ دورۀ صفویه
✍️ علی سالاری شادی


میرزا آقاخان کرمانی از ناقدان سنت‌شکن و از نخستین روشنفکرانی بود که در مشروطیت نام و آوازه‌ای یافت. او تحصیلات دینی و سنتی داشت، اما به‌خاطر مواجه شدن با اندیشه­‌های مدرن و سنتی، رویکردهایی انتقادی نسبت به دنیای سنتی عصر و تاریخ آن اتخاذ کرد؛ ازاین‌رو با حاکمان شهرهای کرمان و اصفهان دچار چالش شد و راه به تهران و سپس عثمانی کشید و در آنجا ضمن فعالیت فراوان در نهایت جان بر سر تهمت قتل ناصرالدین شاه گذاشت.
او نسبت به هر موضوعی که نسبتی با دنیای مدرن و یا ایران باستان نداشت، لحنی انتقادی و گزنده در پیش گرفت؛ حال، مسئله این است که نگاه و نگرش انتقادی کرمانی نسبت به تاریخ ایران و به‌ویژه تاریخ صفویه که آن را در راستای «تاریخ غیرفرخندۀ دورۀ اسلامی» می‌شمرد، چیست؟ و در این میان حکومت صفوی را چگونه تصور و مشخصات و نتایج حاصل از آن را چگونه صورت‌بندی کرده است؟ نگارنده با رویکرد توصیفی‌تحلیلی به این نتیجه می‌رسد که کرمانی با وجود انتقادات تند و گزندۀ خود، فاقد ایده­‌ای منسجم و حتی محققانه است؛ او در بررسی تاریخ صفویه لحن انتقادی خود را با رویکردی تک‌ساحتی، ساده‌انگارانه و سطحی بیان کرد. به نظر می‌رسد علت اصلی رویکرد کرمانی نوعی آشفتگی فکر تاریخی در نقد و نداشتن شناخت درست از تاریخ به معنای بررسی محققانۀ آن است؛ به‌زعم او، صفویه به عصر جدید نزدیک بودند، اما به‌خاطر خرافات قادر به همسانی با غرب نشدند. این‌گونه موضع‌گیری در قبال چنین مسئله‌ای بسیار سطحی و ناشی از بی‌توجهی به مسائل بنیادین آن ناهمسانی است. او در بررسی وجه خرافی صفویه متوجه آن نشد که خرافات علت و عاملیت نداشت؛ بلکه خود معلول بستری عمیق‌تر بود.


📚مقالۀ مرتبط:
📖 رهیافت‌های فتحعلی آخوندزاده به صفویه

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖اقتصاد شاه عباس؛ از انحصار تا استعمار
✍️امین بنانی

در مقایسه با تحولات اقتصادی معاصر در اروپای غربی، اصلاحات عباس در ساختار اقتصادی ایران، به‌کلی فاقد آن عنصر پویای سرمایه‌گذاری بود که برای افزایش تولید ضروری است. در واقع، این اصلاحات نهادهای اقتصادی ایران را در جهت مخالف سوق داد و با انحصاری که سلطنت عملاً بر تمام سرمایه‌گذاری و تولید داشت؛ اولاً فرصت‌های سرمایه‌گذاری از سایر سرمایه‌گذاران بالقوه سلب شد، ثانیاً سرمایه‌های سلطنتی عمدتاً به تولید اقلام تجملی برای مصرف دربار اختصاص یافتند، ثالثاً عواید و درآمدهای حاصل از محصولات صادراتی و قابل فروش بنگاه‌های متعلق به دربار، بخشی به‌سبب مدیریت دیوان‌سالارانۀ دست‌وپاگیر و ناکارآمد هدر می‌رفت و بخشی دیگر نیز در خزانهٔ سلطنتی انباشته شد.
شاهدی که تأثیر بازدارندۀ این سیاست را به‌روشنی بیان می‌کند، سرنوشت ارامنۀ بازرگان ساکن جلفای نو در اصفهان بوده است. این تجار ارمنی که با صادرات ابریشم ایران ثروتمند شده بودند، از پیشگامان سرمایه‌گذاری در روسیه، لهستان و منطقۀ بالتیک شناخته می‌شدند؛ اما در ایران، هرچند در قبال نظارت و کنترل دقیقی که بر تولید و صدور ابریشم برقرار کرده بودند عوارض سنگینی به حکومت نمی‌پرداختند، اما نمی‌توانستند در سایر تولیدات سرمایه‌گذاری کنند. در نتیجه سرمایه‌های خود را به‌صورت راکد انباشته و نگه می‌داشتند یا صرف خرید زمین می‌کردند.
موافقت با سرمایه‌گذاران هلندی، انگلیسی، فرانسوی و پرتغالی برای تأسیس و توسعۀ مراکز تجاری اروپایی در ایران و حتی تشویق آنان به این کار نیز باید در چارچوب همین زیان ارزیابی شود. این بنگاه‌ها، ایران را در نخستین مرحلۀ «امپریالیسم» سرمایه‌داری غرب، وارد یک رابطۀ اقتصادی «منفعل» و «استعماری» کردند؛ آن هم در زمانی که دولت‌های اروپای غربی هنوز توان تحمیل چنین نقشی را بر ایران نداشتند. هدف دولت صفوی از اجازه دادن به فعالیت این مؤسسات و شرکت‌های اروپایی، کسب درآمد نقدی فوری برای حکومت بود.


📚Source: Banani, Amin. 1978. "Reflections on the Social and Economic Structure of Safavid Persia at Its Zenith." Iranian Studies, 11(1/4): 83–116. pp. 93-94.


🔖 همچنین بخوانید:
📝افسانۀ اصلاحات شاه عباس اول
📖شاه عباس؛ مدرنیته یا تداوم سنت؟
📖کوچ ناگزیر ارامنه توسط شاه عباس اول

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖شاه اسماعیل اول و آلبوکرک: بررسی امکان اتحادی راهبردی برای تصرف حجاز
✍️محمدحسن رحیمیان

در تاریخ صفویه، اتحاد شاه اسماعیل اول با پرتغال معمولاً به‌عنوان ائتلافی علیه دولت عثمانی معرفی شده است؛ اما پژوهش حاضر، با تکیه بر منابع مهمی از جمله متون پرتغالی و ایتالیایی، این برداشت رایج را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که مسئله، بسیار فراتر از یک رقابت سیاسی با عثمانیان بود. مطابق اسناد و شواهد بررسی‌شده، حجاز و شهرهای مکه و مدینه محور اصلی این هم‌گرایی به شمار می‌رفت. شاه اسماعیل، با اتکای مؤکد بر ادعای سیادت و مشروعیت مذهبی، فرمانروایی بر سرزمین‌های اسلامی حجاز و مصر و شام را نیز هدف و حق مسلم خود می‌دانست. در سوی دیگر، آلفونسو د آلبوکرک، فرماندۀ پرتغالیان، با انگیزه‌های استعماری و دینی، نابودی ممالیک و تسلط بر دریای سرخ و سرزمین حجاز را به‌عنوان هدف امپراتوری پرتغال دنبال می‌کرد. همین اشتراک منافع، زمینه‌ساز یکی از مهم‌ترین ائتلاف‌های راهبردی در اوایل قرن شانزدهم میلادی شد؛ قرنی که با ظهور دو تهدید جدید و جدی برای عثمانی و ممالیک آغاز شد. در شرق، صفویان برآمدند و در جنوب، پرتغالی‌ها وارد اقیانوس هند شدند و ضمن تهدید دریای سرخ، در مقطعی مکه و مدینه را نیز در معرض خطر قرار دادند. اندیشۀ تصرف بیت‌المقدس (اورشلیم) نیز به تنش پرتغالی‌ها با ممالیک می‌افزود.

شاه اسماعیل در پی تصرف حجاز و تسلط بر اماکن مقدسۀ آن (حرمین شریفین) بود؛ هدفی که کاملاً منطبق با اهداف فرماندۀ پرتغالی‌ها در آسیا بود تا به موعودگرایی مذهبی پادشاه پرتغال (مانوئل اول) جامۀ عمل بپوشاند. دشمنی افراطی آلبوکرک با مسلمانان علاوه‌بر تعصبات و احساسات شخصی، به موعودگرایی ضداسلامی دربار مانوئل و همچنین، شرکت مکرر آلبوکرک در نبرد علیه مسلمانان مراکش و کشته شدن برادرش در آن‌ها بازمی‌گشت. اروپاییان صفویان را فارغ از ماهیت عقایدشان دشمن مسلمانان می‌شناختند؛ به‌طوری‌که حتی احتمال مسیحی شدن اسماعیل را نیز منتفی نمی‌دانستند. حضور پرتغالی‌ها در آسیا بر دو رکن بنیادین موعودگرایی مذهبی (Messianism) و سوداگرایی (Mercantilism) قرار داشت. جنبۀ مذهبی‌ آن را می‌توان در نوشته‌های شدیداللحن مورخ آن عصر (de Barros) یافت که ضمن معرفی توهین‌آمیز پیامبر (ص) به‌عنوان «دشمن بزرگ مسیح» و «رهبر فرقۀ دوزخی»، برای توجیه لزوم حضور در آسیا و تسلط بر شرق، به گسترۀ سرزمینی فتوحات اسلامی در قرون اولیۀ اسلام اشاره می‌کند.

برخلاف ادعای برخی که هدف صرف و غایی صفویان از قدرت‌گیری را «ایران» توصیف می‌کنند، این مقاله نشان می‌دهد که هدف شاه اسماعیل از مرزهای ایران فراتر رفته و حجاز، به‌عنوان مهم‌ترین کانون مشروعیت دینی جهان اسلام، جایگاهی محوری در محاسبات او یافته بود. از همین رو، همکاری با قدرتی اروپایی همچون پرتغال، نه یک اتحاد مقطعی، بلکه بخشی از برنامه‌ای بزرگ‌تر برای دگرگون ساختن موازنۀ قدرت در مشرق اسلامی تلقی می‌شد؛ نقشه‌ای که قرار بود با پیشروی سپاه صفوی از خشکی و حملات ناوگان پرتغال از دریا، دولت ضعیف و فرسودۀ ممالیک را از میان بردارد و راه را به سوی حجاز بگشاید.

این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که تحقق این طرح هرگز به مرحلۀ اجرا نرسید. مرگ آلبوکرک و مهم‌تر از آن، پیش‌دستی سریع و به‌موقع سلطان سلیم اول در فتح شام و مصر و حجاز با برانداختن ممالیک چرکسی، معادلات سیاسی منطقه را به‌کلی دگرگون ساخت و پیش از آنکه اتحاد صفوی-پرتغالی بتواند اهداف خود را تعقیب و پیاده کند، پادشاه عثمانی آن را خنثی و منتفی کرد. بدین‌ترتیب، مکه و مدینه تحت حاکمیت عثمانیان قرار گرفت و عنوان «خادم الحرمین الشریفین» به سلطان سلیم رسید؛ رخدادی که نه‌تنها سرنوشت ممالیک برجی، بلکه آیندۀ ژئوپلیتیک جهان اسلام را نیز تغییر داد.

اهمیت این مقاله تنها در بازشناسی یک اتحاد کمترشناخته‌شده نیست؛ بلکه در آن است که تصویری متفاوت از سیاست خارجی صفویه در اوایل آن ارائه می‌دهد. بر پایۀ یافته‌های این پژوهش، حجاز صرفاً یک موضوع حاشیه‌ای یا مذهبی نبود، بلکه یکی از اهداف دولت صفوی به‌شمار می‌رفت؛ هدفی که تحقق آن مستلزم همکاری با قدرتی دریایی و مسیحی چون پرتغال بود. از سوی دیگر، این پژوهش نشان می‌دهد که فتوحات سلطان سلیم را باید فراتر از یک پیروزی نظامی نگریست؛ رخدادی که با برهم زدن موازنۀ موجود، مانع از تحقق پروژۀ مشترک صفوی-پرتغالی شد و مسیر تاریخ جهان اسلام را در یکی از حساس‌ترین مقاطع خود دگرگون کرد: «پس از مرگ آلبوکرک، رویدادی به وقوع پیوست که برنامۀ شاه اسماعیل و پرتغالی‌ها را برای تصرف حجاز نقش بر آب کرد. سلطان سلیم اول با کیاست و زیرکی بسیار، جنگ با ممالیک را شروع کرد و بدین‌ترتیب، رؤیای صفوی-پرتغالی برای تسلط بر حجاز، برای همیشه بر باد رفت.»


📚 همچنین بخوانید:
📖 آیا هدف شاه اسماعیل اول «ایران» بود؟

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔴🔴🔴

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📖 شاه عباس: بنیان‌گذار مدرنیتۀ ایرانی یا حافظ سنت؟ (ترجمۀ فارسی)
✍️ دوروتی گرین

مقالۀ حاضر به ارزیابی انتقادی انگاره‌ای رایج در مطالعات متقدم تاریخ صفویه می‌پردازد که شاه عباس اول صفوی را بنیان‌گذار ایران مدرن یا آغازگر مدرنیتۀ ایرانی معرفی می‌کند. نویسنده با بررسی چهار حوزۀ کلیدی حکومت او - شامل اصلاحات نظامی، گسترش روابط خارجی و تجاری، تلاش برای تقویت هویت شیعی و بازسازی ساختار حکومت - اثبات می‌کند که برخلاف ادعاهای مرسوم و کلیشه‌ای، آنچه به‌عنوان «اصلاحات شاه عباس» مطرح و معرفی می‌شود، هیچ‌کدام به مدرنیزاسیون نینجامید. در حوزۀ نظامی، به‌رغم توسعۀ سپاه غلامان و استفادۀ محدود از جنگ‌افزارهای نوین، ارتش صفوی همچنان عمدتاً بر پایه‌های سنتی استوار ماند و مدرن نشد. در عرصۀ خارجی، اگرچه روابط دیپلماتیک و تجاری گسترش یافت، اما دولت صفوی هرگز نتوانست به‌طور کامل در نظام سیاست و اقتصاد جهانی ادغام شود. در بُعد هویت‌بخشی نیز، تلاش برای تقویت هویت مذهبی شیعه هرگز نتوانست جای وفاداری‌های قبیله‌ای را بگیرد و پیوندهای سنتی همچنان عنصر غالب ساختار اجتماعی و سیاسی دولت صفوی باقی ماندند. مهم‌تر از همه، نویسنده نشان می‌دهد که شاه عباس در حل مسئلۀ بنیادین دولت‌های ترک-مغول، یعنی تنش میان نیروهای کوچ‌نشین و جمعیت یکجانشین، ناکام ماند و شیوه‌های مشروعیت‌بخشی او تداوم چشمگیری با سنت‌های سیاسی سدۀ پانزدهم میلادی داشت. در نتیجه، مقاله به این جمع‌بندی می‌رسد که حکومت شاه عباس را نه گسستی مدرن از گذشته، بلکه باید تداومی کنترل‌شده و اصلاح‌شده در چارچوب ساختارهای کهن حکومت‌داری ایرانی-اسلامی و به‌خصوص ترک-مغولی دانست و بنابراین، اطلاق عنوان «بنیان‌گذار ایران مدرن» بر او، برداشتی ساده‌انگارانه و تعبیری سطحی و نادقیق است.


✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖 ماهیت حکومت صفوی و روایت دولت ملی
✍️ داگلاس استروسند

صفویان از همان آغاز، هویت مذهبی جدیدی را بر جمعیت قلمرو خود تحمیل کردند. البته آنان در پی ایجاد یک هویت ملی یا زبانی خاص نبودند. حکومت صفویه نه احیاگر امپراتوری‌های باستانی هخامنشی و ساسانی بود و نه آغازگر دولت مدرن ایران؛ هرچند صفویان بیشتر مناطق فارسی‌زبان آن امپراتوری‌های پیشین را تصرف کردند، اما هرگز خود را وارثان صرف یا جانشینان مشروع آن‌ها معرفی نکردند. به بیان دیگر، صفویان ایرانی‌تر از اسلاف تیموری و ترکمان خود نبودند. حکومت صفوی فی‌نفسه نه ماهیتی به‌طور متمایز ایرانی داشت و نه یک دولت ملی به شمار می‌رفت.
Source: Streusand, Douglas E. 2011. Islamic Gunpowder Empires: Ottomans, Safavids and Mughals. Boulder: Westview Press. pp. 4, 135 & 137.


📚 مطالب مرتبط:
📝 صفویه و تداوم میراث مغولان
📝 صفویان و ارجاع به ایران باستان
📝 شاه اسماعیل صفوی و زبان ترکی
📝 وارثان واقف بر سنت ترکی و مغولی
📝رویکردهای زمان‌پریشانه به صفویان
📝 صفویان و زبان و فرهنگ ترکی-مغولی
📝 ماهیت ارجاعات به اساطیر کهن ایران
📝 افسانۀ وحدت مذهبی در ایران صفوی
📝 عدم تعلق‌خاطر نهضت صفوی به ایران

📖 مقالات مرتبط:
🔖مقدمۀ فصل «ایران در عصر صفویه»
🔖نقد و بررسی آرا دربارۀ تشکیل صفویه
🔖صفویه؛ مبدأ عصر جدید ایران است؟
🔖نقد کتاب تشکیل شاهنشاهی صفویه

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📜پیوند صفویان با زبان و فرهنگ ترکی و مغولی
👤 کالین میچل

صفویان با حمایت از عناصر هویتی و قومی ترک و مغول آن‌ها را در ساختار حکومت خود ادغام نمودند. آشکارترین نمود این رویکرد، انتصاب امیران ترک به مناصب برجستۀ درباری و استفادۀ نهادینه و سازمان‌یافته از طوایف و قبایل آنان در امور نظامی بود. این امر برای شاهان صفوی سیاستی صرفاً مبتنی بر مصلحت و ضرورت نبود؛ چراکه خودشان به زبان مادری ترکی سخن می‌گفتند و شعر می‌سرودند و علی‌رغم توصیف رایج این دودمان به‌عنوان نماد «نوزایی سیاسی ایرانی»، صفویان به سنت‌های سیاسی و فرهنگی جهان ترک‌ـ‌مغولیِ آسیای مرکزی و استپ‌های درونی آسیا، به‌ویژه فرهنگ پرتشریفات چادرنشینی و دربار سیار، وفادار ماندند. صفویان هیچ مشکلی در استفاده از القاب افتخاریِ ترکی و مغولی مثل «خان» و «بهادر» در مجموعۀ روزافزون عناوین رسمی خود نداشتند؛ همچنین آنان مفاهیم سنتی ترکی و مغولیِ حاکمیت خانوادگیِ مشترک و جمعی را نیز پذیرفته بودند.
📚| Source: Mitchell, Colin P. 2009. The Practice of Politics in Safavid Iran. London: I.B. Tauris. p. 4.


🔸 نیز بنگرید:
وارثان واقف بر سنت ترکی-مغولی

🔰 @SafavidStudies

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📜 داوری دربارۀ گزارش‌های آدم‌خواری صفویان
👤 شهزاد بشیر

این وقایع بیشتر از طریق منابع داخلی صفویه به دست ما رسیده است تا از تصاویر ارائه‌شده از سوی دشمنان صفویه. بنابراین، در مقام داروی باید گفت در اینجا انتساب آدم‌خواری، بخشی از ساختار منفی فرهنگ «اغیار» که به‌منظور توجیه استیلا و تفوق، محکوم می‌شود، به شمار نمی‌رود. مغایرت میان گزارش‌های بررسی‌شده، ممکن است تا اندازه‌ای بازتاب‌دهندۀ ناهنجاری مطلق آدم‌خواری باشد. برخی مورخان، احتمالاً به‌دلیل مخالفت با گزارش اعمال افراطی منسوب به قزلباشان به‌راحتی از ذکر این واقعه خودداری کرده‌اند. همچنین برخی مورخان قزلباش‌تبار نیمۀ دوم سدۀ شانزدهم نمی‌خواستند اجداد خود را در معرض انتقاد قرار دهند. من ترجیح می‌دهم که این گزارش‌های تاریخی را بازتاب حوادثی واقعی بدانم، زیرا اولین گزارش‌ها که از آدم‌خواری نوشته‌اند، کاملاً به وقایع نزدیک بوده‌اند و هیچ انگیزه‌ای برای جعل آن‌ها توسط مورخان مشهود نیست.

مأخذ: بشیر، شهزاد. ۲۰۰۶. «شاه اسماعیل و قزلباشان: آدم‌خواری در تاریخ مذهبی صدر دورۀ صفویه.» ترجمۀ بهزاد کریمی. ۱۳۹۱. پیام بهارستان ۴(۱۶): ۲۲۱-۱۹۸. ص ۲۱۰-۲۰۲.


🔰 @SafavidStudies

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📜 چیگ‌یین‌ها: آدم‌خواران دربار شاه عباس اول
👤 عباسقلی غفاری فرد

شاه عباس اول صفوی گروهی دژخیم داشت که به آن‌ها «چیگ‌یین» می‌گفتند. در زبان ترکی، «چیگ» یا «چی» به معنی خام و گوشت خام و «یین» به معنی خورنده می‌باشد. چون این دو واژه در کنار یکدیگر بیاید، به معنی خام‌خور یا گوشتِ‌خام‌خور خواهد بود. این خام‌خورها یا زنده‌خواران صفوی همیشه برای مجازات وحشیانۀ گناهکاران آماده بودند. همین که فرمان مجازات از سوی شاه داده می‌شد، آن‌ها گناهکار را از یکدیگر می‌ربودند و بینی و گوش او را به‌دندان کنده و می‌خوردند. همچنین دیگر اندام‌های او را به‌دندان جدا کرده و می‌خوردند تا گناهکار جان سپارد. این گروه جامۀ ویژۀ خود را داشتند و برای آنکه شناخته شوند، تاج‌های بی‌عمامۀ کلفت و دراز به‌اندازۀ یک زرع بر سر می‌گذاشتند و اطراف آن را با تاغ‌های پرکلنگ و بوم می‌آراستند. بیشتر آن‌ها مردان تنومند و زشت و بلندبالا بودند.

مأخذ: غفاری فرد، عباسقلی. ۱۴۰۲. تاریخ سخت‌کشی. چاپ چهارم. تهران: انتشارات نگاه. ص ۲۳۲.


📌 دربارۀ پدیدۀ آدم‌خواری بیشتر بخوانید:
🔸آدم‌خواری در تاریخ مذهبی صدرِ دورۀ صفویه

🔰
@SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🏛 Critique of Safavid History

بازخوانی انتقادی تاریخ ایران در عصر صفوی

این کانال با تکیه بر روش‌شناسی علمی و تاریخ‌نگاری دانشگاهی، به بررسی و تحلیل تاریخ صفوی بر اساس پژوهش‌های آکادمیک معاصر می‌پردازد.


🔗
/channel/Safavid_Archive

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📜 همسر اسیر شاه اسماعیل اول
✍️ ودات تورگوت

🔻این مقالۀ نگاشته‌شده به زبان ترکی استانبولی، به بررسی دقیق یکی از مسائل جنجالی مربوط به پیامدهای نبرد چالدران، یعنی اسارت همسران شاه اسماعیل اول به‌دست سپاه سلطان سلیم شاه عثمانی، اختصاص دارد. مسئله‌ای که علی‌رغم توجه فراوان پژوهشگران، به‌دلیل کمبود اسناد مؤید، همواره با ابهام همراه بوده است. نویسنده با تکیه بر منابع معتبر و دست‌اول تاریخی و خاصه، با استناد به یک سند مهم آرشیوی در دفتر اوقاف سالونیک (TD 553)، می‌کوشد تصویری مستند از این واقعۀ تاریخی ارائه دهد.

🔻بر پایۀ منابع معتبر و هم‌عصر، شاه اسماعیل سه همسر داشت که دو تن از آنان، یعنی «تاجلو بیگم» و «بهروزه خانم»، در جریان جنگ به اسارت عثمانی درآمدند. منابع صفوی تأکید دارند که تاجلو خانم پس از دو روز ناپدیدی، دوباره نزد شاه بازگشت و تا پایان عمر او در کنارش ماند و بعدها نیز در به سلطنت رسیدن شاه طهماسب اول نقشی مهم ایفا کرد. منابع تاریخی عثمانی هم اسارت او را تأیید می‌کنند، اما تصریح دارند که این اسارت کوتاه‌مدت بوده و او در برابر واگذاری جواهراتش به یکی از رجال عثمانی آزاد شده است.

🔻اما در مقابل، دیگر همسر اسیرشدۀ شاه، یعنی بهروزه، هیچ‌گاه آزاد نشد و برای همیشه در قلمرو عثمانی باقی ماند و بازنگشت. او به‌فرمان سلطان سلیم عثمانی به عقد یکی از رجال عثمانی یعنی جعفر چلبی تاجی‌زاده درآمد. اسناد آرشیوی سالونیک با ثبت «وقف خاتون شاه اسماعیل» این گزارش را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد که وی پس از انتقال به استانبول و ادرنه، در سالونیک موقوفاتی داشت و همچون یک زن عثمانی به زندگی ادامه داد. ثبت او با عنوان «خاتون شاه اسماعیل» و نه با نام شخصی، بازتاب نگاه رسمی عثمانی به این ماجراست.

🔻از طرفی، باید توجه داشت که تفاوت و تناقض مشهود در روایات تاریخی مربوطه، عمدتاً ناشی از خلط هویت تاجلو و بهروزه بوده است. این پژوهش با اتکا به سندی نویافته، به‌روشنی نشان می‌دهد آن زنی که سلطان سلیم او را به عقد جعفر چلبی درآورد، نه تاجلو بلکه بهروزه بوده است. همچنین روشن می‌شود که نکاح او برای رجل عثمانی و رد درخواست‌های اسماعیل برای آزادسازی وی با زندانی کردن سفیران اعزامی شاه، اقدامی حساب‌شده از سوی سلطان سلیم برای تحریک شاه اسماعیل به رویارویی دوباره بوده است. اما برخلاف انتظار، شکست چالدران تأثیری شدید و بسیار عمیق بر روحیات و رفتار شاه اسماعیل گذاشته بود. گزارش‌ها حاکی است که حتی پس از رد درخواست استرداد بهروزه نیز، او گریزان از جنگ بود و ضمن کناره‌گیری از حکومت و سیاست، تا آخر حیات به عزلت و عیاشی روی آورد و طبعاً برخلاف سابق، از ترویج خشونت‌آمیز تشیع نیز فاصله گرفت.

🔻در مجموع، مقاله نتیجه می‌گیرد که دو همسر محبوب شاه اسماعیل در چالدران اسیر شدند: یکی تاجلو که خیلی زود آزاد شد و دیگری بهروزه که در قلمرو عثمانی ماند و به ابزاری سیاسی در رقابت دو دولت بدل گشت. سند اوقاف سالونیک اعتبار روایت مورخان عثمانی را تقویت کرده و بطلان داوری‌های نادرست برخی نویسندگان که این گزارش‌ها را صرفاً اغراق‌آمیز یا تبلیغاتی دانسته‌اند، آشکار می‌سازد.

Turgut, Vedat. 2016. “Şah İsmail’in Hatunu”. OTAM Ankara Üniversitesi Osmanlı Tarihi Araştırma Ve Uygulama Merkezi Dergisi, nos. 39: 27-35.


🔰 @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖 کیش شخصیت در ایران: از صفویان تا امروز
✍️ منوچهر پارسادوست

جنید صفوی اثر بسیار زیان‌بخشی در تاریخ مردم ایران به جای گذاشت. او از خودش بت ساخت و پیروان خود را که از «جُهّال» بودند به ستایش خویش واداشت. او خود را خدا خواند و این باور غلط را به مریدان خود تحمیل کرد. بت ساختن و بت پرستیدن که حقارت و زبونی به‌همراه دارد، در تمام سال‌های عمر شیخ حیدر و شاه اسماعیل، پسر و نوۀ جنید، در پیروان آنان وجود داشت و تقویت گردید. پس از آنان نیز، خصلت بت ساختن از شخصیت‌های تاریخی ایران و ستایش از آنان در برخی از مردم ایران پابرجا ماند. این خصلت فلج‌کنندۀ قدرت تفکر، برای مردم ایران زیان‌ها به بار آورده است. هنوز هم وجود دارند کسانی که شخصیت‌های تاریخی ایران را همچون «بت» مورد تحسین قرار می‌دهند و از هرگونه انتقاد از کارهای آنان خودداری می‌کنند. آن‌ها چشمان حقیقت‌بین خود را می‌بندند و از موشکافی واقع‌بینانه در شناخت چهرۀ واقعی شخصیت‌های تاریخی دوری می‌جویند و با این عقب‌ماندگی فکری، به مردم و سرزمین ایران آسیب‌ها و زیان‌های سنگین وارد می‌کنند. با توجه به اهمیت خطیر موضوع مورد بحث و تأثیر آن در سرنوشت مردم ایران، باید این سؤال را از خود بپرسیم: آیا کسانی که از خود بت می‌سازند بیشتر مقصر و مسئول هستند یا مردمی که به پرستش شخصیت‌ها مبادرت می‌ورزند؟!
مأخذ: پارسادوست، منوچهر. ۱۳۷۵. شاه اسماعیل اول. چاپ اول. تهران: شرکت سهامی انتشار. ص ۱۴۱.


📚 مطالب مرتبط:
📝 ماهیت ارتجاعی نهضت قزلباشی صفویان
📝 نقش مربیان قزلباش در رهبری نهضت صفوی
📝 حلقۀ قزلباش، بازی‌گردان قدرت‌گیری صفویان

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

تنها کانال تخصصی تاریخ زندیه که به بررسی مستندات و وقایع و شرح شخصیت‌ها و اماکن و معماری و هنر و تحلیل پژوهشگران این عصر  می‌پردازد. همچنین به موارد مهمی از سلسله‌های پیش و پس از زندیه اشاره می‌شود و جریان نوظهور تطهیر قاجار زیر ذره‌بین نقد و بررسی قرار می‌گیرد.
@zand_history
@zand_history

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔸کانال « بازگشت به شیعه »


✨ نقد و بررسى جریانات انحرافی مخالف تشيع اثنى عشر ‼️

💥 إجابه به شبهات فرق انحرافی ❗️
💥 بیان معارف اهل البیت علیهم السلام ❗️


╭─┅─═ঊঈ✨
🌹
@difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

💠
https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖نقش شکست چالدران در تثبیت صفویان در ایران
✍️علی سالاری شادی

جنگ چالدران از وقایع مهم در مناسبات صفوی و عثمانی بود و فرمانروای صفوی را متوجه چالش بزرگی به‌نام پدیدۀ عثمانی کرد که تا آن ایام درک درستی از آن نداشت و یا حداقل این‌گونه وانمود می‌کرد. غلبۀ عثمانیان در نبرد چالدران شور و شوق فعالیت رزمی صفویان را به‌شکل قاطعی حداقل علیه عثمانیان خنثی کرد و نقطۀ پایان کر و فر نظامی شاه اسماعیل شد و این رخداد حاکمیت شاه اسماعیل را به دو دورۀ مملو از «شور و شوق جنگی و نظامی» و عهد «خمودگی، بی‌تحرکی و بی‌رغبتی به انجام فعالیت سیاسی و به‌خصوص جنگی» تقسیم کرد.
از نظر زمانی رویداد چالدران تقریباً در میانۀ روزگار حاکمیت شاه اسماعیل اتفاق افتاد و وی و جانشینانش این نکته را تفهیم کرد که در قلمرو فعلی خود بمانند و به دست‌اندازی‌های خود در مناطق نفوذی و یا مورد ادعای عثمانیان خاتمه دهند. البته این هشدار از قبل توسط سلطان بایزید دوم طی نامه‌ای به‌زبان دیپلوماتیک به شاه اسماعیل یادآوری شده بود که او آن را دست‌کم گرفت. جنگ چالدران نقطۀ پایان عصر حماسی حکومت جوان صفوی بود. این واقعه موجب شد تا نفوذ صفویان از پاره‌ای مناطق چون دیاربکر و ارزنجان برافتد. نبرد چالدران نتایج متعدد فراوانی داشت که از جمله آسیب‌پذیری شهر تبریز به‌عنوان نخستین پایتخت صفویان بود. پس از واقعۀ چالدران، سقوط تبریز به‌صورت یک رسم و سنت نظامی عثمانی درآمد. سهولت فتح تبریز موجب شد تا در نبردهای پسین صفوی و عثمانی، سقوط تبریز به‌عنوان یک قاعدۀ نظامی درآید و عقب‌کشی پایتخت از تبریز به قزوین و سپس به اصفهان بازتاب آن واقعیت بود.
نبرد چالدران از نقطه‌نظری دیگر هم حائز اهمیت است. این شکست حکومت صفوی را ایرانی کرد؛ چراکه آن‌ها را مجبور به ماندگاری در داخل فلات ایران نمود. چنانچه در نبرد چالدران وضع عکس آن می‌شد، جغرافیای سیاسی صفوی به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. بانیان حاکمیت صفوی، قبایل ترک قزلباش بودند که خاستگاه آنان آناتولی بود. بنابراین دربارۀ آن قلمرو حساسیت خاصی داشتند و آن را وطن خود می‌شمردند و چنانچه مجالی حاصل می‌شد، قلمرو صفوی را به آنجا هدایت می‌کردند و این یکی از دلایل مهم نبرد چالدران بود.
مأخذ: سالاری شادی، علی. ۱۳۸۶. «بازتاب جنگ چالدران در تاریخ‌نگاری صفوی.» فصلنامۀ مطالعات و تحقیقات تاریخی (۱۵): ۹۷-۶۹. ص ۷۰-۶۹.


📚مقالات مرتبط:
📖اسارت دو همسر شاه اسماعیل اول
📖روابط عثمانی-صفوی قبل از چالدران
📖بازتاب جنگ چالدران در تاریخ‌نگاری صفوی

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖 دو رویکرد زمان‌پریشانه به ظهور صفویان
✍️ علی انوشهر

۱. صفویان و باززایی هویت سیاسی ایرانی
تشکیل دولت صفوی با جلوس شاه اسماعیل اول (۱۵۰۱م/۹۰۷ق)، در قرن بیستم میلادی عمدتاً به‌منزلهٔ لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ موجودیت ایران تلقی می‌شد. برخی نویسندگان، شکل‌گیری دولت صفوی را لحظهٔ تجدیدحیات هویت سیاسی ایرانی می‌دانند؛ هویتی که از زمان فروپاشی دودمان ساسانی تحت سلطهٔ حکومت‌های «عرب» یا «ترک-مغول» قرار گرفته بود. طرفداران این دیدگاه غالباً به استدلال‌های قومیتی-نژادیِ متعلق به سدهٔ بیستم متوسل شده‌اند و کوشیده‌اند عنصر «آریایی» را برجسته کنند؛ گاه در خود دودمان صفوی (مثلاً با تأکید بر رنگ پوست روشن و چشم و موی شاه اسماعیل، یا سخن از تبار کردی نیای این خاندان در قرون وسطی، ازآن‌رو که کردی در زبان‌شناسی مدرن زبانی «ایرانی» شمرده می‌شود)، و گاه با اشارۀ خاص به حضور برخی پیروان صفوی از مناطق «ایرانی» (مانند تالش در کرانۀ خزر) در برابر سایر پیروان که برخاسته از مناطق ترک‌نشین و خاصه آناتولی بودند. اما بدیهی است که چنین تصورات و انگاره‌هایی از ناسیونالیسم قومی کاملاً زمان‌پریشانه‌اند و اساساً در دورۀ مورد بحث، هیچ‌گاه موضوعیت و محوریت نداشته‌اند.
۲. صفویان و زمینه‌سازی دولت‌-ملت مدرن ایران
دستۀ دیگر استدلال می‌کنند دولتی که با فتوحات صفویان پدید آمد و با تحمیل تشیع دوازده‌امامی یکپارچه شد، اساساً ایران را از دیگر بخش‌های جهان اسلام متمایز ساخت و بدین‌ترتیب شالودۀ آنچه را که بعدها دولت‌-ملت مدرن ایرانی شد، پی نهاد. این استدلال در نگاه نخست ممکن است موجه به نظر برسد، اما با بررسی دقیق‌تر از هم می‌گسلد؛ زیرا دوران بسیار مهم و سرنوشت‌ساز امپریالیسم اروپایی در سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم را به‌کلی نادیده می‌گیرد. هیچ تبارشناسی‌ای از ایران مدرن نمی‌تواند اهمیت سلطۀ نیمه‌استعماری روسیه و بریتانیا در ایران و علاقۀ آن‌ها به حفظ تمامیت ارضی ایران قاجاری (و دولت‌-ملت نوپای افغانستان) را به‌عنوان منطقه‌ای حائل میان دو امپراتوری بریتانیا و روسیه نادیده بگیرد.
زمان‌پریشی دو روایت از ظهور صفویان
خلاصه اینکه، هر دو استدلال مطرح‌شده که ظهور شاه اسماعیل صفوی را مبدأ تاریخ مدرن ایران و سرآغاز دولت‌-ملت مدرن ایرانی می‌دانند، در چارچوب محدود، زمان‌پریشانه و ناتاریخیِ ناسیونالیسم عمل می‌کنند. اهمیت واقعی صفویان در تاریخ را نمی‌توان صرفاً در نقشی جست‌وجو کرد که در روایت غایت‌محور و پس‌نگرِ شکل‌گیری دولت-ملت مدرن به آنان نسبت داده شده است؛ بلکه باید آن را در معنایی یافت که این دودمان در بستر تاریخی خاص خود داشت.
📚Source: Anooshahr, Ali. 2021. “The body politic and the rise of the Safavids.” In The Idea of Iran, V. 10: Safavid Persia in the Age of Empires, pp. 13-28. London: Bloomsbury. p. 13.


🔖مطالب مرتبط:
📝 ماهیت حکومت صفوی و روایت دولت ملی
📝 رویکردهای زمان‌پریشانه به جنبش صفویان

📚مقالات مرتبط:
📖 نقدی بر کتاب نظام‌الدین مجیرشیبانی
📖نقد و بررسی نظریه‌های تشکیل صفویه
📖 آیا صفویه مبدأ تاریخ جدید ایران است؟
📖 مقدمۀ یوسف رحیم‌لو در تاریخ جامع ایران

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖 روابط صفویان و اروپا: ناآگاهی در برابر سودجویی
✍️ علیرضا کریمی

در طول دورۀ صفویه اگرچه روابط اقتصادی و سیاسی ایران با اروپا از افت‌وخیز بسیاری برخوردار بود، ولی در تمام این مدت همواره این دو نسبت به یکدیگر از دو نگرش کاملاً متفاوت برخوردار بودند. نوع نگاه صفویه به اروپا مبتنی بر ناآگاهی کامل از اوضاع و احوال و سیاست‌های اروپا بوده است و حال آنکه نوع نگرش اروپا نسبت به ایران مبتنی بر نوعی اخلاق سوداگرانه و سودجویانۀ صرف با اعتماد به آگاهی خود و حماقت طرف دیگر بوده است. اروپاییان دو هدف اصلی را در برقراری ارتباط دوستانه با ایران تعقیب می‌کردند. اولین و مهم‌ترین هدف، ارتباط تجاری با ایران و جذب فلزات گران‌بهای موجود در ایران به اروپا بوده است و در درجۀ بعدی، بردن حداکثر استفادۀ سیاسی و نظامی از ایران به‌عنوان شریک نظامی در جنگ با دولت عثمانی بوده است. اروپاییان بر اساس همان اخلاق سرمایه‌داری که در تمام زمینه‌های حیات آن‌ها نفوذ یافته بود، می‌کوشیدند که با استفاده از نگاه سنتی سیاست‌گذاران صفویه، از آن‌ها تنها هنگامی که فشار عثمانی‌ها بر اروپا افزون می‌گشت استفاده نمایند و آن‌ها بر قراردادها و معاهدات خود با ایران در هر زمینه‌ای از جمله این مورد، تا زمانی پایبند بودند که می‌توانستند از ایران در راستای منافع خود، آن هم به‌طور یک‌جانبه بهره بگیرند.
مأخذ: کریمی، علیرضا. ۱۳۹۲. «سیاست در نظر ایرانیان عصر صفوی». نشریۀ پژوهش‌های تاریخی ایران و اسلام، ۷(۱۲): ۱۵۲-۱۲۷. ص ۱۳۲.


🔖 مطالب مرتبط:
📝 غفلت صفویه از توسعۀ قوۀ بحریه
📝 صفویان می‌توانستند عقب نمانند؟!
📝 شاه عباس: نبوغ یا تداوم سنت؟
📝 افسانۀ اصلاحات شاه عباس اول

📚 مقالات مرتبط:
📖آگاهی صفویان از نظام‌های اروپا
📖ماهیت روابط صفویان با اروپاییان
📖سیاست در نظر ایرانیان عصر صفوی
📖فرهنگ مادی توسعه در ایران و اروپا
📖اختراعات اروپا و رویکرد عصر صفوی
📖عباس: بانی مدرنیته یا حافظ سنت؟


✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖آیا «جاوید باد ایران» شعار شاه اسماعیل و سپاه صفوی بود؟
✍️ محمد فخرالقلم (۳۰ تیر ۱۴۰۵)

چهار سال قبل، در یادداشت کوتاهی با نقل یک پاراگراف از اصل انگلیسی چهارمین مجلد تاریخ ادبی ایران، نشان دادم که چگونه اشتباه ترجمهٔ رشید یاسمی از سخن ادوارد براون، شعار نامأنوس «جاوید باد ایران» را به صفویان منتسب کرده است. درحالی‌که، تأکید صریح براون بر عدم تعلق این شعار و شعارهای مشابه آن به صفویان بوده است و حتی انتساب آن با سطور همان موضع از ترجمۀ یاسمی نیز تناقض دارد؛ چراکه تصریح براون بر تبار و شعار ترکی فرماندهان و رونق زبان ترکی در عصر صفوی برای تفکیک آنان از ملی‌گرایی ایرانی، در آن واضح است. اما متأثر از سهو یاسمی، عده‌ای در نوشته‌ها یا گفته‌های خود شعار «جاوید باد ایران» را مقلدانه به صفویان منتسب کرده‌اند.

طی بیش از پنج دهه، ترجمۀ یاسمی بارها تجدیدچاپ شد و چنان رواج یافت که مترجمی مصری نیز همین ترجمۀ فارسی را به زبان عربی ترجمه کرد. اما بهرام مقدادی بعدها اقدام به ترجمۀ کامل‌تر کتاب مزبور نمود. هر خوانندۀ فارسی‌زبان با مطالعۀ ترجمۀ مقدادی به‌روشنی درمی‌یابد که براون نه‌تنها چنین شعاری را به صفویان منتسب نکرده، بلکه آن را به‌عنوان نمونه‌ای از شعارهای معاصر خویش (از مشروطه تا اواخر قاجاریه)، برای مقایسه با شعار ترکی ذکرشده در جهان‌گشای خاقان به‌ضبط «قربان اولدیغم صدقه اولدیغم پیروم مرشدم» نفی کرده است. هدف براون از این قیاس، تأکید بر نقش عنصر ترک در تشکیل و تداوم صفویه و عدم تعلق خاطر صفویان به مؤلفه‌های ملی‌گرایانۀ نژادی، زبانی و سرزمینی قرن بیستم بوده است.

من یادداشت پیشین خود را در قالب یک مقالۀ مفصل بازنویسی کرده‌ام که تقریباً آمادۀ انتشار است؛ اما به‌تازگی مطالبی در وبسایت خبرآنلاین دیدم که مرا به نوشتن این مختصر واداشت. فردی به اسم اشکان زارعی در دو نوشتار مدعی شده که «بر پایۀ گزارش‌های تاریخی، شاه اسماعیل همواره از سردارانش می‌خواست فریاد «جاوید باد ایران» سر بدهند.» این ادعا را نخست در متنی مناسبتی برای کورش هخامنشی (۷ آبان ۱۴۰۴)، به‌صورت ضمنی مطرح کرده بود و اخیراً در جشن‌تولدی ویژه برای اسماعیل صفوی (۲۶ تیر ۱۴۰۵)، با تأکیدی مضاعف و خاص تکرار کرده است. البته نوشته‌هایش اغلب شبه‌تاریخی و گزینشی، آکنده از احساسات ناسیونالیستی و تهی از اعتبارسنجی منابع و مآخذ است. وقتی منصور صفت‌گل و مقصودعلی صادقی، تصریح بر «فتح حتی‌الامکان ربع مسکون» از زبان شاه اسماعیل در گزارش فتوحات شاهی را به «هدف من «ایران» است!» تحریف می‌کنند (تفصیل را بخوانید: آیا هدف شاه اسماعیل اول «ایران» بود؟)، دیگر جعل شعارهایی از قبیل «زنده و پاینده و جاوید باد ایران» برای صفویان، امری عجیب نیست.

ادوارد براون برای پرهیز از هرگونه زمان‌پریشی، بر تمایز تعلقات روحی و فکری صفویان از گرایشات ایران‌گرایانۀ پسامشروطه واقف بود و مفاهیم متأخر ملیت و ناسیونالیسم را به آنان نسبت نمی‌داد؛ اما یک اشتباه نافذ جزئی در ترجمۀ فارسی اثر وی کافی بود تا برخی چنان در دام آناکرونیسم بیفتند که با گذشت یک قرن از فوت براون، ما همچنان شاهد انتساب زمان‌پریشانۀ شعاری کذایی به شاه و لشکر صفوی باشیم که البته، کذب محض آن محرز است. در ادامه مواردی از انعکاس شعار در آثار و کلام دیگران را ذکر می‌کنم.

ثابتیان نوشته که «شعار جنگی قزلباشان چنان‌که ادوارد برون نیز در تاریخ ادبیات در عهد صفوی ذکر کرده، «جاوید باد ایران» بوده است.»[۱] به همین سیاق، سارا (حوا) سرحدی علاوه‌بر رونویسی ترجمۀ غلط‌انداز یاسمی در پایان‌نامه و مقاله‌ای مشترک با استاد راهنما، در موضع دیگری از پایان‌نامه‌اش شعار منتسب را «فریاد صفویان در جنگ چالدران» توصیف کرده است.[۲] لیلا منتظری نیز همین مدعا را عیناً در پایان‌نامۀ خود آورده است.[۳] عجیب‌تر اما پایان‌نامۀ رضا صارمی است که علی‌رغم ذکر ترجمۀ مقدادی در فهرست مآخذ، شعار ادعایی را با نقل ترجمۀ یاسمی تکرار کرده است.[۴]

سید حسن سادات‌ناصری با مدح صفویان قاطعانه می‌گفت که «شعاری چون «جاوید باد ایران» متعلق به صفویه است.»[۵] ابراهیم کیانی‌مهر نیز طی مصاحبه با مقصودعلی صادقی گندمانی دربارۀ «نقش صفویان در هویت ایرانی» که در ۳ مرداد ۱۴۰۱ برگزار شد، با ذکر مواردی مأخوذ از مقالۀ سرحدی می‌گفت: «عبارت معروف شاه اسماعیل با عنوان «جاوید باد ایران» شعار جنگی صفویان بود.» اگرچه صادقی که بحث هویت را دنبال می‌کرد به این ادعای مشخص ورود نکرد؛ ولی آنچه بعداً دربارۀ «هدف شاه اسماعیل» مطرح کرد، هم‌دل با همین شعار بود.

محمدعلی بهمنی قاجار نیز در زمرۀ کسانی است که انتساب ناصواب این شعار غریب به صفویان را عین یک واقعیت تاریخی انگاشته‌اند. او در مقاله‌ای ضمن استناد بر ترجمۀ یاسمی، با لحن قاطع و تأکید خاصی نوشته است: «از عصر شاه اسماعیل از ادبیات ایران‌گرایانه در شعارهای سیاسی به‌شدت بهره برده می‌شود. نمونۀ آشکار این موضوع، شعار جنگی سپاه صفوی است. سپاهیان ترک‌زبان صفوی یک شعار رسمی داشتند و آن همانا شعار «جاوید ایران» بود.» بهمنی قاجار همین مقاله را بار دیگر در یکی از نشریات کانونی دانشگاه فردوسی مشهد بازنشر کرد.[۶]

طبعاً برخی جریانات ناسیونالیست ایرانی هم شعار مزعوم را دستاویز قرائت ایدئولوژیک خود از تاریخ صفویان ساخته‌اند؛ مثلاً، یکی از اعضای حزب پان‌ایرانیست به اسم حجت کلاشی، در واکنش به بیانات خطبۀ سید حسن عاملی (امام‌جمعۀ اردبیل) دربارۀ این حزب، در پاسخی پرآب‌وتاب با اشاره به شاه اسماعیل نوشت: «شعار و آرنگ لشکریانش «جاوید باد ایران» بوده» است (۲۷ بهمن ۱۳۹۴).

حال به نقل و ترجمۀ تقریر انگلیسی براون و مقایسۀ آن با دو ترجمۀ یاسمی و مقدادی می‌پردازم:

Extensive use of Turkish under the Ṣafawís
For the rest, the seven tribes who formed the back-bone of the Qizil-bash army were, as their names Rúmlú, Shamlú, Mawsillú, etc., sufficiently indicate, almost exclusively Turkish, as were the principal officers of the Safawí army, whose war-cry, as we learn from the rare history of Sháh Isma'íl, was not "Long live Persia!" or the like, but, in the Turkish language, "O my spiritual guide and master whose sacrifice I am!"[7]

کاربرد گستردۀ زبان ترکی در عصر صفوی
در سایر موارد، قبایل هفت‌گانه‌ای که ستون فقرات سپاه قزلباش را تشکیل می‌دادند، چنان‌که از نام‌هایشان (روملو، شاملو، موصلو و...) به‌خوبی پیداست، تقریباً همگی منحصراً ترک بودند و همین وضعیت در مورد افسران ارشد ارتش صفوی نیز صدق می‌کند. فریاد جنگی آنان، چنان‌که از تاریخ کمیاب شاه اسماعیل درمی‌یابیم، «جاوید باد ایران!» یا موارد مشابه آن نبود، بلکه به زبان ترکی چنین می‌گفتند: جانم فدای مرشد و مولایم!


قیاس کنید با ترجمۀ رشید یاسمی:
استعمال مفرط لغت ترکی در عهد صفوی
از نام هفت قبیله‌ای که ارکان قزلباش به شمار می‌آیند، روملو، شاملو، موسیلو [کذا] و غیره و از اسامی رؤسای مهم اردوی صفویه و از کلامی که شعار جنگی آن‌ها بوده، به‌خوبی معلوم می‌شود که تا چه پایه زبان ترکی در این عهد معمول بوده است. بر طبق تاریخ کمیاب شاه اسمعیل شعار جنگی لشکر صفویه به فارسی عبارت «جاوید باد ایران» بوده و جمله‌ای ترکی که در میدان جنگ استعمال می‌شده از این عبارت مفهوم می‌گردد...[۸]

ببینید خطا چگونه در ترجمۀ ثانویۀ عربی تکرار شده است:
«فقد كان الشعار الحربي للجيش الصفوي بالفارسية عبارة (جاويد باد إيران) أي: (عاشت إيران).»[۹]


حالا ترجمۀ مقدادی را ملاحظه کنید:
کاربرد گستردۀ واژه‌های ترکی در دوران صفویه
هفت قبیله‌ای که ارکان ارتش قزلباش را تشکیل می‌دادند، عبارت بودند از روملو، شاملو، موصلو و غیره که مبین ترک بودن آن‌هاست، همچنان‌که شعار جنگی افسران ارشد ارتش صفویه، به‌روایت تاریخ کمیاب شاه اسماعیل «زنده باد ایران!» نبود بلکه به زبان ترکی بود که به این عبارت نوشته...»[۱۰]


شاید سهو یاسمی صرفاً یک خطای چاپی در حروف‌چینی بوده باشد؛ زیرا در ترجمۀ او، تصریح به صبغۀ ترکی صفویان با تفکیک از ناسیونالیسم مدرن، چنان واضح است که دال بر تدلیس مترجم نیست. اما مقلدان، بدون بررسی متن انگلیسی و منبع مورد اشاره یا وقوف بر تناقض فاحش شعار با متن ترجمه، شعار غریب و نابجای «جاوید باد ایران» را بی هیچ تأملی به صفویان بسته‌اند.

📚مآخذ:
۱. ثابتیان، ذ. ۱۳۴۳. اسناد و نامه‌های تاریخی دورۀ صفویه. تهران: ابن‌سینا. ص ۵۶.
۲. سرحدی، حوا. ۱۳۹۰. «تأثیر داستان‌های حماسی در تشکیل و تثبیت دولت صفویه.» دانشگاه آزاد اسلامی (واحد شاهرود). ص ۷۰، ۱۰۱؛ سرافرازی، عباس، و سارا سرحدی. ۱۳۹۲. «صفویه و احیاء سنت‌های ملی و باستانی.» پژوهش در تاریخ ۴(۴). ص ۱۲۷.
۳. منتظری، لیلا. ۱۳۹۸. «نقش مرزهای جغرافیایی در هویت ملی-تاریخی ایرانیان در عصر صفوی.» دانشگاه امام خمینی. ص ۹۴.
۴. صارمی، رضا. ۱۴۰۱. «رویکرد صفویه به میراث فرهنگی و باستانی ایران.» دانشگاه پیام نور (مرکز اصفهان). ص ۲۷.
۵. زارعی، ابراهیم. ۱۳۷۰. در حرم دوست. تهران: دانشگاه علامه طباطبائی. ص ۲۰۹.
۶. رمضان زاده، عبدالله و محمدعلی بهمنی قاجار. ۱۳۸۷. «هویت ایر‌انی و چندگانگی قومی.» مطالعات ملی ۹(۳۳). ص ۸۰؛ بهمنی قاجار، محمدعلی. ۱۳۹۵. «هویت ایرانی و چندگانگی قومی.» سیمرغ ۳(۶). ص ۱۹-۱۸.
7. Browne, E. G. 1924. A History of Persian Literature in Modern Times. Cambridge: The University Press. p. 15.
۸. رشید یاسمی، غلامرضا. ۱۳۶۴. ترجمۀ تاریخ ادبی ایران. ج. ۴. تهران: بنیاد کتاب. ص ۲۷.
۹. علاء الدين منصور، محمد. ۲۰۰۲. ترجمة تاريخ الأدب في إيران. ج. ٤. القاهرة: المجلس الأعلي للثقافة. ص ٢٤.
۱۰. مقدادی، بهرام. ۱۳۶۹. ترجمۀ تاریخ ادبیات ایران. ج. ۴. تهران: مروارید. ص ۲۸-۲۷.


✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖افسانۀ اصلاحات شاه عباس: معمار قدرت یا مهندس سنت؟
✍️امین بنانی

در دوران سلطنت عباس اول، بسیاری از نهادهای بنیادین دولت صفوی دستخوش تغییراتی شدند که به‌طور مرسوم از آن‌ها به‌عنوان «اصلاحات» یاد می‌شود. در معنای دقیق و لغوی و نیز از حیث ابتکار آگاهانه و فعالانۀ شاه در ایجاد این تغییرات مطابق با اهدافش، واژۀ «اصلاح» عنوان مناسبی جلوه می‌کند؛ اما با بررسی دقیق‌تر بر مبنای مطالعات تطبیقیِ تحولات تاریخی، بیشتر اصلاحات عباس اول را باید نوعی دستکاری‌های ساختاری دانست که با هدف افزایش آنیِ قدرت و ثروت او اجرا شده بودند. این دستکاری‌های صورت‌گرفته در ساختار اجتماعی در دوران حکومت عباس اول، عمدتاً با هدف از میان برداشتن تهدیدهای بالقوه علیه قدرت مطلقهٔ او و ایجاد پایگاه‌های حمایتی جدید برای حکومتش انجام گرفت. باید در نظر داشت که عباس اول به‌صورت متعارف بر تخت سلطنت جلوس نکرده بود؛ زیرا پدر برکنارشدهٔ او (شاه محمد خدابنده) کانون توطئه‌های مخالفان بود و برادرانش نیز به خیانت مظنون بودند. هیچ‌یک از دستکاری‌های عباس اول اقدامی بدیع و بنیادین و ابتکاری نبودند و هیچ‌یک نیز خارج از چارچوب یا در تقابل با ساختار سنتی قرار نداشت. در نتیجه، این دستکاری‌ها به‌ندرت فراتر از یک نسل مؤثر بودند؛ زیرا تداوم و استمرار سنت، علایق و منافع و ارزش‌های عناصر جدیدی را که بر آن پیوند زده شده بودند، به‌تدریج دگرگون و با الگوهای پیشین سازگار می‌کرد.

Source: Banani, Amin. 1978. "Reflections on the Social and Economic Structure of Safavid Persia at Its Zenith." Iranian Studies, 11(1/4): 83–116. pp. 93-94.


🔖همچنین بخوانید:
📝سیاست خارجی شاه عباس اول
📖عباس: بانی مدرنیته یا حافظ سنت؟

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖سیاست خارجی شاه عباس اول: تداوم سنت یا نبوغ فردی؟
✍️ علیرضا کریمی

شاید تصور شود که سیاست خارجی شاه عباس اول مبتنی بر اقتدار و هوشمندی بیشتری نسبت به اسلاف خود بوده و همین باعث توفیقات بیشتر او در این رابطه شده بود. اگرچه این ادعا در مورد بعضی از اسلاف وی می‌تواند درست باشد، ولی به‌طور مطلق پذیرفتنی نیست؛ چراکه اقتدار دریایی دولت‌های اروپایی به‌مرور درحال افزایش بود و طبعاً شاهان صفوی در برخورد با آن‌ها می‌بایستی از درایت و توانمندی بیشتری برخوردار باشند. این حقیقت در اواخر دورۀ صفویه به‌ویژه در زمان شاه سلیمان صفوی بیشتر معنا پیدا می‌کرد؛ اما نباید تردید نمود که سیاست خارجی همۀ شاهان صفوی از یک الگوی سنتی تاریخی پیروی می‌کرد. همین الگو بود که در زمان عباس اول منتهی به عقد قراردادهایی با اروپاییان شد که با اندیشۀ دولت-ملت سازگاری نداشت. در این قراردادها امتیازات یک‌جانبۀ فراوانی در زمینه‌های قضایی، گمرکی، تجاری و... به آن‌ها واگذار می‌گردید. این قراردادها در ازمنۀ حکومت بعضی از دیگر شاهان صفویه نیز تکرار می‌شد. این درحالی بود که اروپاییان در روابط خود با جهان از دریچه‌ای متفاوت می‌نگریستند.
مأخذ: کریمی، علیرضا. ۱۳۹۲. «سیاست در نظر ایرانیان عصر صفوی». نشریۀ پژوهش‌های تاریخی ایران و اسلام، ۷(۱۲): ۱۵۲-۱۲۷. ص ۱۳۱.


🔖 مطالب مرتبط:
📝 غفلت صفویه از توسعۀ قوۀ بحریه
📝 صفویان می‌توانستند عقب نمانند؟!

📚 مقالات مرتبط:
📖آگاهی صفویان از نظام‌های اروپا
📖ماهیت روابط صفویان با اروپاییان
📖سیاست در نظر ایرانیان عصر صفوی
📖فرهنگ مادی توسعه در ایران و اروپا
📖اختراعات اروپا و رویکرد عصر صفوی

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🟢علت تغییر توجه عثمانی از اروپا به شرق با سلیم اول
🔻ابوالقاسم طاهری

سلطان سلیم از نظر اخلاقی، درست نقطۀ مقابل پدرش بایزید دوم بود و مجالست با علما و بحث با فلاسفه را اتلاف عمر می‌دانست و بر سنت نیای خویش سلطان محمد فاتح، می‌خواست اسلام را تا دورترین نقاط خاک اروپا پیش ببرد. وی برای دنبال کردن این رویکرد دیرینۀ پادشاهان عثمانی، می‌خواست از جانب دنیای اسلامی و به‌ویژه از جبهۀ عقب عثمانی آسوده‌خاطر باشد. اما وجود شاه اسماعیل و ترویج تشیع را برای مصالح خویش زیان‌آور می‌دید. شورش علویان آناتولی و فتنۀ شاه‌قلی که در واپسین سال سلطنت پدرش رخ داده بود، سلیم را به‌غایت خشمگین کرد. گستاخی شاه اسماعیل که سرِ بریدۀ انباشته‌ازکاهِ شیبک‌خان ازبک را به دربار بایزید فرستاده بود، مایۀ نقار شدیدی میان پدر و پسر گردید. بدیهی است که طبع آشتی‌ناپذیر سلیم، از نخستین گام با شاه اسماعیل و پیروانش سازش نداشت و می‌خواست هرچه زودتر شرّ کسی را که ناگهان امپراتوری دویست‌سالۀ پسران عثمان را تهدید می‌کرد، از سر خود دفع کند و برای نیل به این مقصود، از هر وسیله‌ای که در دست داشت استفاده کرد.
📕 مأخذ:
طاهری، ابوالقاسم. ۱۳۴۹. تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از مرگ تیمور تا مرگ شاه‌عباس. تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی. ص ۱۶۲.
🟢
💯همچنین بخوانید:🔽
✔️تأثیر ظهور دولت صفوی بر قدرت عثمانی
✔️روابط ایران و عثمانی در قبل از صفویان
✔️خشنودی اروپا از دشمنی صفویه با عثمانی
💬
مطالعات تاریخ صفویه💚
🔄@SafavidStudies◀️

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📜ارجاع به ایران باستان؛ سنتی فراتر از صفویان
👤 کالین میچل

در گفتمان رسمی صفوی، شخصیت‌های نمادین شاهنشاهی و ایرانِ پیش از اسلام در کنار برجسته‌ترین شخصیت‌های نبوت اسلامی و قدیسان شیعی قرار می‌گرفتند. این رویکرد البته پدیده‌ای استثنایی نبود و فی‌نفسه جای تعجب ندارد، زیرا دورۀ اسلامیِ قرون میانه به‌سبب درآمیختن آموزه‌های ارتدوکس اسلامی با مفاهیم ایرانیِ پیش از اسلام دربارۀ عدالت، پادشاهی و سلسله‌مراتب اجتماعی شناخته می‌شود. بسیاری از حکومت‌های جهان اسلامیِ قرون میانه، از جمله فرمانروایان دودمان‌های تیموری، قراقویونلو، آق‌قویونلو، ازبکان، گورکانیان هند و عثمانیان نیز همگی به میراث اساطیری و تاریخی ایران، آن‌گونه که در شاهنامه بازتاب یافته است، رجوع می‌کردند و همگی در تبلیغات سیاسی خویش خودشان را با قهرمانان اسطوره‌ای و شاهان تاریخی ایران باستان مقایسه می‌نمودند؛ درعین‌حال، خود را فرمانروایانی پارسا و مسلمان معرفی می‌کردند که در پی اجرای شریعت قرآنی بودند.
Mitchell, Colin P. 2009. The Practice of Politics in Safavid Iran. London: I.B. Tauris. pp. 3-4.


📌همچنین بخوانید:
رودی متی

🔰
@SafavidStudies

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📜 آدم‌خواران صفوی: از شاه اسماعیل تا شاه عباس
👤 رودی متی

آبل پینسون، سیاح فرانسوی مباشر آنتونی شرلی، نوشته که «عباس برای کوچک‌ترین خطای رعایای خود دستور می‌داد سرشان را ببرند، آنان را سنگسار کنند، چهارشقه سازند، زنده‌زنده پوست بکنند، جلوی سگ‌ها و ببرها بیندازند یا به چهل مرد آدم‌خواری بسپارند که شاه عباس همیشه آنان را برای مجازات افراد در کنار خود داشت.» این اشارۀ اخیر به نوعی آدم‌خواری آیینی بازمی‌گردد که در منابع صفوی نیز ذکر شده است؛ رسمی که از دوران شاه اسماعیل اول برقرار بود و او نیز گروهی هولناک از مردان را در خدمت داشت که «زنده‌خواران» شهرت داشتند. این افراد به‌فرمان شاه، کسانی را که مورد غضب او قرار می‌گرفتند با چنگ و دندان تکه‌تکه می‌کردند؛ کار خود را با بریدن و کندن بینی و گوش فرد قربانی آغاز می‌کردند و سپس درحالی‌که هنوز جان داشت، همۀ اندام‌های بدنش را یک‌به‌یک می‌خوردند تا بمیرد. آدم‌خواران صفوی همواره در مراسم بار عام سلطنتی حضور داشتند و آمادۀ اجرای بی‌درنگ دستور شاه بودند.
📚 “Shah ‘Abbās I: The Myth, the Monarch, and the Man.” Iranian Studies 58(2). p. 10.


📌 نیز نک: چگین‌ها

🔰@SafavidStudies

Читать полностью…

مطالعات صفویه

📕 معرفی اثری جدید دربارۀ تاریخ روابط ایران و اروپا

🔸 بررسی و تحلیل آغازین مناسبات و تعاملات ایرانیان با اروپائیان (از صفویه تا سقوط زندیه)

✍️ نویسنده: علی سالاری شادی
🏛 ناشر: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
📅 سال انتشار: ۱۴۰۴
📖 تعداد صفحات: ۲۹۰ صفحه
🖨 نوبت چاپ: اول
📦 شمارگان: ۱۰۰ نسخه


🔻موضوع این پژوهش، بررسی مناسبات و روابط حکومت‌های ایران با دولت‌ها و شرکت‌های تجاری اروپایی در دوره‌های صفویه، افاغنه، افشاریه و زندیه؛ یعنی در عصر مرکانتیلیسم و مراحل آغازین استعمار اروپایی است. این مناسبات، در مقایسه با روابط ایران و اروپا در ادوار پیشین، ماهیتی متفاوت داشت. در واقع، تعاملات یادشده بخشی از فرایندی بود که به شکل‌گیری عصر جدید و جهان نو انجامید؛ فرایندی که از سوی اروپای پس از رنسانس و عصر روشنگری، با رویکردی تجاری-نظامی و در پی اکتشافات جغرافیایی، با اتکا به فناوری‌ها و ابزارهای نوین پدید آمد.

🔻در سوی دیگر این مناسبات، جهانی قرار داشت که همچنان در چارچوب سنت‌های دیرینه به حیات خود ادامه می‌داد و از تحولات بنیادینی که در غرب درحال وقوع بود، آگاهی چندانی نداشت. این جهان، با تکیه بر پیشینۀ تاریخی و استمرار الگوهای گذشته، دگرگونی‌های پیشِ‌رو را چندان محتمل نمی‌دانست و تحولات نوظهور را در افق ذهنی خود جای نمی‌داد.

🔻پژوهش حاضر روایتگر نخستین برخوردها و نگاه‌های متقابل میان ایران و اروپای برخاسته از رنسانس است؛ برخوردهایی که در بستری از روابطی نامتوازن و نابرابر شکل گرفت. افزون بر یک مقدمه با عنوان «ملاحظات عمومی» که در آن موضوعاتی بنیادین، از جمله رویکرد دولت‌ها و کمپانی‌های اروپایی از عصر صفویه تا قاجاریه بررسی شده است، این اثر در ده فصل تنظیم شده که هریک به جنبه‌ای از موضوع اختصاص دارد:

فصل اول: دورنمای کلی مناسبات صفویه و سلسله‌های پسین با غرب، با تأکید بر ظرفیت‌های اقتصادی طرفین در روابط بازرگانی بین‌المللی؛
فصل دوم: اروپا، کشف قارۀ آمریکا و پیدایش شرکت‌های بازرگانی-استعماری؛
فصل سوم: مناسبات صفویه با غرب؛ عدم درک متقابل، بی‌اعتنایی و نگاه ابهام‌آمیز؛
فصل چهارم: مناسبات غرب با صفویه و حکومت‌های پس از آن در دو بُعدِ هیئت‌های مسیحی و حضور شرکت‌های تجاری اروپایی؛
فصل پنجم: مناسبات اروپاییان و شرکت‌های تجاری اروپایی در عهد شاه سلطان حسین صفوی؛
فصل ششم: تعامل شرکت‌های اروپایی با مقامات حکومتی، تاجران و مردم ایران؛
فصل هفتم: موضع‌گیری و عملکرد شرکت‌های اروپایی در جریان سقوط صفویه و برآمدن افغان‌ها؛
فصل هشتم: مناسبات اشرف افغان با اروپاییان و شرکت‌های انگلیسی و هلندی؛
فصل نهم: مناسبات نادر شاه افشار با اروپاییان و شرکت‌های انگلیسی و هلندی، با تأکید بر مسئلۀ نیروی دریایی؛
فصل دهم: زندیه، اروپاییان و شرکت‌های انگلیسی و هلندی.


🔻در فصول ده‌گانۀ این کتاب، برخی موضوعات و دیدگاه‌های کمتربررسی‌شده با رویکردی پژوهش‌محور مطرح شده است. از جمله می‌توان به بررسی موضع‌گیری‌ها و رویکردهای سیاسی و اقتصادی افاغنه و فرازوفرود روابط آنان با شرکت‌های اروپایی، از کرمان تا خلیج فارس و جزیرۀ هرمز، اشاره کرد. همچنین، سیاست‌ها و رویکردهای چندلایۀ نادرشاه در قبال دولت‌ها و شرکت‌های اروپایی، به‌ویژه در پیوند با برنامۀ تشکیل و توسعۀ نیروی دریایی، از دیگر مباحثی است که مورد توجه قرار گرفته است.

🔻در بررسی مناسبات صفویه با اروپا نیز تلاش شده است روابط این حکومت با شرکت‌های تجاری اروپایی، به‌ویژه شرکت‌های انگلیسی، هلندی و فرانسوی، از زوایای گوناگون تحلیل شود؛ اینکه هریک از این شرکت‌ها چه اهداف، رویکردها و کارکردهایی داشته‌اند، نگاه اروپاییان به ایران و ایرانیان چگونه بوده است و مردم نیز چه برداشتی از آنان داشته‌اند. همچنین، تأثیر حضور طولانی‌مدت این شرکت‌ها بر ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران مورد بررسی قرار گرفته است.

🔻بدیهی است که پرداختن جامع به چنین موضوع گسترده‌ای نیازمند پژوهش‌ها و بررسی‌های فراوان‌تری است و اثر حاضر را باید گامی مؤثر در این مسیر و مقدمه‌ای برای مطالعات گسترده‌تر دانست. بااین‌حال، در این پژوهش کوشش شده است نخستین سده‌های مواجهۀ ایران با غرب جدید، با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر شواهد تاریخی مورد بررسی قرار گیرد. بی‌تردید، پژوهشگران دیگر نیز می‌توانند این موضوع را از منظرها و با روش‌های متفاوتی مطالعه کنند. بااین‌همه، نویسنده اطمینان می‌دهد که آنچه در این اثر آمده، همه بر پایۀ منابع و اسناد معتبر استوار است و تا حد امکان از انشانویسی، اغراق، مبالغه و یکسونگری پرهیز شده است.

⚠️ با وجود شمارگان محدود و تیراژ اندک نسخۀ چاپی، علاقه‌مندان می‌توانند نسخۀ الکترونیکی کتاب را با قیمت ۷۰ هزار تومان از 👈اپلیکیشن و وب‌سایت طاقچه👉 تهیه و مطالعه کنند.

🔰 @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

◾️صفویان در بیان رهبر فقید ایران

پادشاهان صفوی، مایۀ افتخار ما هستند. می‌دانید، ما برای پادشاهان صفوی ارزش و اعتبار قائلیم؛ چون پیرو مکتب اهل‌بیت بودند.¹ این‌جانب برخلاف کسانی که صفویه را در چشم‌ها ضدارزش کردند، تأکید می‌کنم که، صفویه بزرگ‌ترین حق را به دانشِ فقاهت و کلامِ شیعی دارند؛ زیرا، آن‌ها بودند که راه را باز کردند و علمای شیعه را در این سطح پرورش دادند.² تحولى انجام گرفت و صفویه آمدند و علما آزاد شدند؛ یعنی علماى شیعه در فضاى واسعى قرار گرفتند.³

۱. دیدار جوانان استان اصفهان (۱۳۸۰/۰۸/۱۲)
۲. دیدار شورای عالی کنگره بزرگداشت مقدس اردبیلی (۱۳۷۵/۰۳/۳۰)
۳. دیدار جمعى از مدرسین و طلاب کرمان (۱۳۷۰/۰۸/۲۰)


🔰 @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖 بحران عقلانیت تاریخی با بت‌سازی از شخصیت‌ها
✍️ منوچهر پارسادوست

تاریخ ایران به ما می‌گوید که ما مردمی بت‌ساز و شیفتۀ ساختن بت هستیم و برای تکریم بت‌های ساخته‌شدۀمان، با شور و هیجان به ستایش برمی‌خیزیم. از شخصیت‌های تاریخی بت ساختن و آن‌گاه بت‌های ساخته‌شدۀ خویش را ستایش کردن، گواه روشنی بر جمود فکری و عدم بلوغ سیاسی یک ملت است. باید بت‌ها را بشکنیم، ننگ بت‌پرستی در تاریخ را با شکستن بت‌ها و نشان دادن بلوغ سیاسی خود از میان برداریم؛ به خود آئیم و نشان دهیم که پس از قرن‌ها پرستش بت‌ها و حقارت فکری به سر بردن، اکنون، در عصر قدرت اندیشه و بیداری ملت‌ها، به بلوغ سیاسی رسیده‌ایم و ذلت‌های ناشی از عقب‌ماندگی‌های فکری را برای همیشه به تاریخ سپرده‌ایم. برای شکستن بت‌ها، از تاریخ، دوست دانا و راهنمای دل‌سوز کمک بگیریم؛ صفحه‌های تاریخ را ورق بزنیم؛ راه سرنوشت ما را در سده‌های اخیر، از دوران صفویان به این سو دوباره بپیماییم؛ چه چیزی درمی‌یابیم؟! با تأسف آگاه می‌شویم که خط برجستۀ چهرۀ غم‌زدۀ تاریخ آن دوران، در ستایش بت‌ها و پیامدهای خفت‌بار آن، در نادانی‌ها و ناتوانی‌ها بوده است.


📚 مطالب مرتبط:
📝 کیش شخصیت در ایران: از صفویان تا امروز

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖 صفویان و تولد یک نزاع فرسایشی مستمر به‌نفع استعمار
✍️ منوچهر پارسادوست

به گواهی تاریخ، شاه اسماعیل اول صفوی دشمنی بین ایران و عثمانی را بنیان نهاد. از زمان او، مردم دو کشور ایران و عثمانی (ترکیۀ امروز) با جنگ‌های ویرانگر و بیهوده میلیون‌ها نفر از فرزندان خود را در طول قریب ۴۰۰ سال به کام مرگ فرستادند و یا از دیار خودشان آواره کردند. تاریخ داوری می‌کند که در پایان، هیچ‌یک از دو مردم ایران و عثمانی از دشمنی و جنگ با یکدیگر سودی نبردند و هر دو زیان‌ها دیدند. هر دو ملت بر اثر اختلاف‌ها و جنگ‌ها ناتوان شدند و آن‌گاه دولت‌های استعمارگر اروپایی کشورهای آن‌ها را پاره‌پاره کردند و در امور داخلی آن‌ها دخالت‌ها نمودند.
مأخذ: پارسادوست، منوچهر. ۱۳۷۵. شاه اسماعیل اول. چاپ اول. تهران: شرکت سهامی انتشار. ص ۷۹۸.


📚 مطالب مرتبط:
📝 تأثیر ظهور دولت صفوی بر قدرت عثمانی
📝 افسانۀ وحدت مذهبی ایران در دوران صفویان
📝 خشنودی اروپاییان از دشمنی صفویان با عثمانیان
📝 روابط ایران و عثمانی در قبل از ظهور صفویه

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖 تضادها و تعارض‌های ساختاری حکومت صفوی
✍️ یوسف رحیم‌لو

این مقاله می‌کوشد با نگاهی تاریخی و تحلیلی، ناسازگاری‌ها و تنش‌های درونی ساختار سیاسی و مذهبی و اجتماعی حکومت صفوی را در روند شکل‌گیری تا دوران اقتدار آن بررسی و تبیین کند.
«با مسلم دانستن درهم‌تنیدگی عوامل و جوانب مادی و معنوی همساز و ناهمساز مؤثر در زندگی هر اجتماعی، برای شناخت بهتر نقش و حال این عامل‌ها و جنبه‌ها تفکیک انتزاعی عناصر سازندۀ این بافت فشرده‌ گریزناپذیر است. ازاین‌رو در بررسی اجمالی حاضر ناگزیر از نگاهی تاریخی و جداگر به اجزای مجموعۀ حرکت صفوی دورۀ تدارک (پیش از کامیابی) و دورۀ اقتدار و فرمانروایی آن، در عین توجه به پیوستگی ترکیبی آن اجزا خواهیم بود. یادآوری لازم این است که سخن گفتن از تعارض و تضاد در مورد نهادهای ساختاری حکومت صفوی به معنای ذاتی انگاشتن تضاد در آن موضوعات نیست، بلکه توجه به دگرگونی نقش و شأن آن‌ها در درازای زمان به علت و نسبت تحول شرایط و دخالت عوامل دیگر در مجموعۀ حکومت صفوی است.»
تذکر: نسخۀ دیجیتال این مقاله برای نخستین بار توسط کانال مطالعات صفویه در قالب پی‌دی‌اف منتشر می‌شود.


✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…

مطالعات صفویه

🔖 تحلیل مناسبات سیاسی علمای شیعه با حکومت (از صفویه تا اوایل قاجاریه)
✍️ علی سالاری شادی و نیره دلیر

مسئلۀ پژوهش حاضر بررسی موقعیت علمای شیعی با حکومت‌های زمانۀ صفویه تا اوایل قاجاریه است. پرسش این است که فرازوفرود حکومت‌ها از دورۀ صفوی تا عصر ناصری چه تأثیری بر مناسبات حکومت و علمای شیعه گذاشت و واکنش دو طرف تحت‌تأثیر چه عواملی بود و به عبارت دیگر، تغییر حکومت‌ها چه تأثیری بر موقعیت و نقش علمای شیعه، به‌خصوص از منظر مناسبات با حاکمیت‌های افغان‌ها، افشاریه، زندیه تا اوایل قاجار گذاشت؟ این پرسش از آن بُعد اهمیت مضاعف می‌یابد که علمای شیعه از حکومت متعصب شیعی وارد یک دورۀ تسنن و یا بی‌توجهی نیز شدند. پژوهش با شیوۀ تبیین تاریخی سامان یافته و بر این فرض استوار است که مناسبات یکدست و همسانی میان علما و حکومت‌های صفویه، افغان‌ها، افشاریه، زندیه و قاجاریه مشاهده نمی‌شود و این روند تابع شرایط و اقتضائات تاریخی، ملاحظات و مسائل عصری است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این مناسبات متغیر با مهاجرت علمای شیعی به ایران و در نتیجه «همکاری» آن‌ها با حکومت صفویه صورت‌بندی شد. در ادامه تحت‌تأثیر عواملی چند رویکردهای متعارض و جدی‌تری میان آن‌ها رقم خورد.


📚مقالات مرتبط:
📝 رویکرد علمای شیعه به شعائر و آداب عامه‌پسند
📝 مهاجرت جبل‌عاملیان به ایرانِ صفوی: افسانه یا حقیقت؟
📝 بحثی دربارۀ سابقۀ تاریخی القاب و عناوین علما در مذهب شیعه

✉️ @SafavidStudies | مطالعات صفویه

Читать полностью…
Subscribe to a channel