7117
کانالی متفاوت،شامل : موسیقی ناب ایرانی، موسیقی ملل، کلیپ های رقص، موزیک ویدئوهای جذاب ، معرفی کتاب ، فیلم، و.... لینک پست اول https://t.me/royayemehr/23 ارتباط با ادمین. @eellight 🍂🌻🍂
🔸
این فقط یک قطعه موسیقی نیست، قطعهای از حظ کودکیهاست که حال ناکوک ما را کوک میکند....آهنگ «بچههای کوه آلپ» مجید انتظامی که آغاز میشود، انگار درشکه زمان راه میافتد و ما را از این روزهای غبارگرفته میبرد به جایی که هنوز کودکی، پناهِ دل بود و رویاها زیر آوارِ واقعیت مدفون نشده بودند!....چند نت کافیست تا پنجرهای رو به سالهای دور باز شود...سالهایی که خیال، هنوز از واقعیت زیباتر بود و دل، هنوز اینهمه حسرت نداشت!....
کاش می شد کودکی هایمان را برداریم و بی هیچ رد و گَردی از رنج این روزهای سیاه و غم زده که سرها در گربیان گرفتاریها سردرگم است، سوار بر درشکه رویا و توسن خیال در خاطرات بچههای کوه آلپ قدم بزنیم!....
ما اما بچههای کوه آه هستیم!....کوهی از آه و حسرت را بر دل ما نشاندهاند که به قول احمد رضا احمدی باید یکبار قرار بگذاریم و بنشینیم آه بکشیم!...آه
#دکتر_رضا_صائمی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
ما زندهایم،
اما گویی میان ثانیهها تبخیر شدهایم.
روح، آرامآرام
در ازدحام صداها خاموش میشود،
و قلب، در سکوتی مدرن،
نفسِ خستهاش را پنهان میکند.
با اینهمه، هنوز نوری هست…
نه از خورشید، که از ژرفای انسان،
نوری که هرچند کمسو، چالههای تاریک
دلها را با عشق روشن میکند.
شاید معنا، همین باشد؛
که در میانهی بیمعنایی،
جرعهای کوچک از مهربانی را
خاموش نکنیم.....
#حرف_دل
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
#پاییز همان بهانه قشنگ زیستن است.
#صدای_پای_پاییز
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
ای صبحدم،
خوش میدمی،
وی باد، نیکو همدمی
وی مهر،
اختر میکشی،
وی ماه، لشکر میکشی
#مولانای_جان
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
شب که می شود ؛
تمامِ جهان می خوابند ...
من می مانم و سکوتی که درد می کند ...
من می مانم واتوبان های
که بی هدف می تازند .
.شب که می شود
تنهایی ام را در آغوش می کشم ...
چشمانم را می بندم
و به اسرارِ کهکشان می اندیشم ...
میانِ این بیداریِ عمیق ؛
حتی صدایِ نفس هایِ خدا را می توان شنید ...
ومن چ دیوانه وار..
این تنهاییِ فیلسوفانه رادوست دارم..
#نرگس_صرافیان_طوفان
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
سهراب سپهری عزیز ، به پاییز میگه:
ای عجیب قشنگ!
با نگاهی پر از لفظ مرطوب.
#صدای_پای_پاییز
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
شب باران باریده بود
صبح
از سینه آسمان خدا قیام کرد
چکه چکه
آفتاب میریخت...
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
چگونه
آسوده بخوابم
که زمان نمیایستد
لحظهای در خواب.
#عباس_کیارستمی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
#برشی_از_یک_کتاب
به یادم هست روزی مصرّانه به تو می گفتم: "ما هرگز خسته نخواهیم شد، هرگز!"
اما مدتی است پی فرصتی میگردم تا به تو بگویم: "ما نیز خسته میشویم و خسته شدن حق ماست."
این که خسته می شویم و از نفَس می افتیم و در زانوهایمان دردی حس میکنیم مسأله ای نیست. مسأله این است که بتوانیم زیر درختی، کنار جوی آبی، روی تخته سنگی، "در کنار هم" بنشینیم و خستگی از تن و روح بتکانیم.
"خسته نشدن" خلافِ طبیعت است ، همچنان که "خسته ماندن"...
دیگر نمی گویم که ما تا زنده ایم خسته نخواهیم شد، بلکه می گویم :
"ما هرگز خسته نخواهیم ماند..."
#یک_عاشقانه_آرام
#نادر_ابراهیمی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
در سکوتِ پاسارگاد،
هنوز میشود صدای تاریخی را شنید
که هزاران سال خاموش نشده است.
#کوروش_بزرگ
نامی از دلِ ایران
چهارم شهریور ماه، #زاد_روز کوروش بزرگ گرامی باد
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
در روزهای سردرگمی و بلاتکلیفی و ناامیدی،فقط #پاییز ،مرحم است و بس❤️
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
#صبح_آدینه_با_حضرت_حافظ
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
که جوش ِ شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
حدیث ِ عشق که از حرف و صوت مستغنیست
به نالهی دف و نی در خروش و ولوله بود
مباحثی که در آن مجلس ِ جنون میرفت
ورای مدرسه و قال و قیل ِ مسئله بود
دل از کرشمهی ساقی به شُکر بود ولی
ز نامساعدی ِ بختش اندکی گله بود
قیاس کردم و آن چشم ِ جادوانهی مست
هزار ساحر ِ چون سامریش در گَله بود
بگفتمش به لبم بوسهای حوالت کن
به خنده گفت: کیات با من این معامله بود
ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
میان ِ ماه و رخ ِ یار ِ من مقابله بود
دهان ِ یار که درمان ِ درد ِ حافظ داشت
فغان که وقت ِ مروّت چه تنگحوصله بود
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
«چطور دوام آوردی؟»
«نیاوردم... الان یکی دیگهام.»
گاهی تمام تراژدیِ زیستن در همین دو جمله خلاصه میشود.
ما معمولاً دوام آوردن را با نماندنِ زخمها اشتباه میگیریم ،خیال میکنیم کسی که هنوز ایستاده، همان آدمِ سابق است که فقط کمی خستهتر شده.اما حقیقت این است که بعضی رنجها از آدم چیزی کم نمیکنند، او را به کسی دیگر بدل میکنند.
آنچه دوام میآورد، همیشه خودِ انسان نیست،گاهی فقط پوستهای است که خاطرات را بر دوش میکشد.
آن «منِ پیشین»، جایی میان شکستها، فقدانها، انتظارهای بیپاسخ و شبهای طولانی جا مانده است.
آنچه امروز نفس میکشد، نسخهای است که از دل ویرانی سر برآورده....آشنایی که دیگر کاملاً آشنا نیست.
دوام آوردن، همیشه به معنای حفظ کردن نیست، گاهی یعنی از دست دادنِ خودی که میشناختی و ساختنِ خودی که هرگز قصد ساختنش را نداشتی....
زندگی، گاه از ما قهرمان نمیسازد، شاهدی خاموش میسازد که هر صبح با چهرهای تازه در آینه روبهرو میشود و در دل میداند: آن آدمِ سابق دیگر برنمیگردد ،نه چون شکست خورده، بلکه چون رنج، زبان دیگری برای زیستن به اوآموخته است.
گاهی پاسخِ صادقانه به «چطور دوام آوردی؟» این نیست که «قوی بودم»، بلکه این است که «دوام نیاوردم، فقط کسی شدم که توانست با این ویرانی زندگی کند.».
زندگی، بعضی آدمها را درمان نمیکند، بازنویسی میکند!
#دکتر_رضا_صائمی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
پ.ن
مدت زمان آپلود این ویدئوی کم حجم ۴.۳MB👆 دقیقا ۹۷ دقیقه😐
🍁
گل های باران خورده
#جدید
#علیرضا_قربانی
#علیرضا_افکاری
🎼🍁🎼
@royayemehr
🔸
وسطِ تاریکترین فصلِ روانت،
وقتی همهچیز درونت شبیه فروپاشیست،
هنوز یک تکه از تو هست که آرام میگوید:
من هنوز اینجام.
دوام آوردن یعنی همین؛
اینکه با تمام خستگیات،
هنوز جایی درونت برای فردا باز گذاشتهای.....
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
حرکت که کنید،
درها باز میشوند…
و آنگاه متوجه خواهید شد
هیچگاه واقعاً دری بسته نبوده!
آنچه بسته بوده، ذهن شما بوده است.
#پونه_مقيمى
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
من انگار میان کهکشان و ستاره ها گمشده ای دارم! گمشده ای دارم که عاشق تماشای تاریکیِ اسرارآمیز آسمانم. گمشده ای دارم که آسمان را دوست دارم، ستاره ها را دوست دارم، شب را دوست دارم.
عاشق اینم که خلوت ترین و دورترین اتوبان جهان را شبانه طی کنم. در عمق تاریکی شب، کنار جاده بایستم، به کهکشان و به ستاره ها نگاه کنم و با حسرت از خودم بپرسم که چرا نباید حیات ما کمی بالاتر و توی کهکشان دیگری باشد؟!
#حرف_دل
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
#صبح_امروزت_بخیر_وطن
من اینجایی هستم.
چراغم در این خانه میسوزد.
آبم در این کوزه ایاز میخورد و نانم در این سفره است.
اینجا به من با زبان خودم سلام میکنند
#احمد_شاملو
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
#صبح_آدینه_با_حضرت_حافظ
خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
گشاد کار من اندر کرشمههای تو بست
مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند
زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست
ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود
نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست
مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد
ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست
چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن
که عهد با سر زلف گره گشای تو بست
تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال
خطا نگر که دل امید در وفای تو بست
ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت
به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
ریشههای روشنایی میشکافد صخرهٔ شب را
زیر چرخ وحشی گردونه خورشید
بشکند گر پیکر بیتاب آیینه
او چو عطری میپرد از دشت نیلوفر
او ... گل بیطرح آیینه
او ... شکوهِ شبنمِ رویا !. . .
#سهراب_سپهری
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
دلتنگی، موجود عجیبی است. نه در میزند، نه اجازه میخواهد. میآید، روی صندلی روبهرو مینشیند، به چشمانت نگاه میکند و لبخند میزند؛ همان لبخند تلخی که میگوید امشب هم تا صبح مهمان تو خواهد بود. بعد، یکییکی کشوهای حافظه را باز میکند؛ خندههایت را بیرون میآورد، صدایت را روی میز میگذارد، عطر موهایت را در هوا پخش میکند و بیرحمانه از من میخواهد وانمود کنم هیچ اتفاقی نیفتاده است.
دلتنگی، درد ندیدن نیست؛ زندگی کردن با کسی است که دیگر هیچجا نیست.
#بهروز_یزدانی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
اینجا سرزمینی است که کوهسارانش، سرفرازی را از آسمان آموخته است و آسمان، بزرگی را از خاک پاک آن.
در این دشت زرین، زیر تابش نور خورشیدِ همیشهبیدار، کاروانی از دلیران و نامداران پیش میرود؛ فرزندان همان سرزمینی که، جهان را با خرد و داد و ارادهای پولادین آبادان کرده بود.
این سنگهای سترگ و ستونهای بلند که بر فراز دشت قد برافراشتهاند، تنها بنایی سنگی نیستند؛ آنها یادگاران این مردمان بر دفتر تاریخاند. اینجا، جایی که هر ذره از غبار آن، بوی شکوه دیرین و هر نسیم آن، آوای دلیری نیاکان را در گوشها زمزمه میکند.
ما وارثان این شکوه بیهمتا هستیم؛ میراثی که در رگهایمان جاری است و در جان ما ریشه دوانیده است. گام نهادن بر این خاک بلندآوازه، موهبتی آسمانی است و کمک به مانایی آن، رسالتی بزرگ و افتخارآمیز.
سر خود را بالا بگیریم و به این شکوه ببالیم.
سربلند باش، ای #ایران عزیز
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
دنیای فانیست و ما
مسافرانِ کوتاهِ این جادهایم؛
نه ماندن ابدیست، نه رفتن بیخبر.
آنچه میماند، ردّ نوریست
که از دلِ ما بر جهان افتاده است؛
پس تا نفس هست،
مهربانی را دریغ نکنیم
و زندگی را
با تمامِ جان زندگی کنیم.
#حرف_دل
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
و در کعبه من ، سجده ای است برای قامت تو
در من پاره ای از تو می تپد
و این جان نیمه جانم ازو زنده است
در من و در رگهای من
خونی از احساس سبز تو جاری است
و شکوفه می زند همچون گلی سرخ
در من تو و حس تو
هست هنوز و هنوز
#افشین_یداللهی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
بگذار قرارمان این باشد ؛
.
.
.
سبز بمانیم
در میان هزاران تاریکی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند ، نه که فردات بخواند ؟؟
در اگر بر تو ببندد ، مرو و صبر کن آنجا
ز پس صبر ، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذر ها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
#حضرت_مولانا
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
ای که در شبهایِ دوری گریه میکردی برایم
رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریههایم
بی تو آوازی دلم را پر نخواهد داد دیگر
بی تو حتی شوقِ خواندن مرده دیگر در صدایم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم
یا به شوقِ لحظهی برگشتنت عاشق بمانم
یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
گلهای_باران_خورده
#محمد_سعید_میرزایی
#علیرضا_قربانی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr
🔸
شب که میشود،
خانه شکل دیگری پیدا میکند.
دیوارها نزدیکتر میشوند،
ساعت آرامتر راه میرود
و سکوت، مثل مهمانی ناخوانده،
تمام اتاق را تصاحب میکند.
گاهی کنار پنجره میایستم
و به خیابان نگاه میکنم.
آدمها میآیند و میروند؛
چراغی روشن میشود،
چراغی خاموش میشود،
ماشینی دور میشود
و بعد دوباره همان سکوت لعنتی میماند.
نمیدانم چرا هنوز منتظرم.
نه منتظر آمدن کسی،
نه منتظر اتفاقی خوب؛
فقط انگار درونم چیزی هنوز باور نکرده
که بعضی رفتنها
پایان ندارند.
مدتیست دلتنگی برایم شبیه درد نیست؛
شبیه یک اتاق خالیست
که هر روز در آن بیدار میشوم
و میدانم هیچکس قرار نیست در بزند.
حتی خاطرهها هم دیگر مهربان نیستند.
میآیند، گوشهای مینشینند
و چیزهایی را یادم میآورند
که آرزو میکنم هیچوقت اتفاق نیفتاده بودند.
آدم بالاخره به همهچیز عادت میکند؛
به نبودن،
به سکوت،
به شبهای طولانی،
حتی به اینکه کسی نپرسد
«هنوز حالت خوب نیست؟»
فقط یک چیز هیچوقت عادی نمیشود:
اینکه هر شب
با تمام وجودت دلت بخواهد
یک نفر باشد...
و هیچکس نباشد.
#بهروز_یزدانی
----⚜۰🔶۰⚜----
@royayemehr