rigabad_salam | Unsorted

Telegram-канал rigabad_salam - کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

524

پل ارتباطی وبسایت با کاربران نظرات وپیشنهادات را به @Azami_A ارسال کنید لینک کانال جهت ارسال به دوستان https://t.me/joinchat/AAAAADwqZ2q54NWqABrqJw

Subscribe to a channel

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

پیام تسلیت به خانواده محترم امیرزاده از سوی خانواده حسن بارانی

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات
تصاویری خاطره انگیز از دانش آموزان دبستان خواجه نصیر.....حدود ۱۳۷۸

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

درگذشت شادروان سعید احمدی از کارکنان واحد انتظامات ذوب آهن منطقه باب نیزو را به خانواده محترم احمدی و سایر خانواده های معزا تسلیت می‌گوییم

کانال سلامی به ریگ آباد

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

😀😇  🥰😇🥰😇🥰🥰🥰🥰🥰

بروز رسانی آمار ثبت نام......تا ساعت ۲۰ / ۲۵ مرداد
#ثبت_نام_همایش_قرار_دوم

✍🏻۱۸۸ خانواده/۶۳۳ نفر

🚩ثبت نامی ها از «۱۶ استان» :
استان کرمان ،تهران،البرز، یزد، قم،سیستان و بلوچستان، آذربایجان شرقی، هرمزگان، فارس، مازندران, لرستان، قزوین، خوزستان، سمنان، گرگان, اصفهان....
🚩


✍🏻 جهت ثبت نام/ نام و نام خانوادگی، تعداد افراد خانواده، شهر محل سکونت و شماره تماس ثبت شود. /

آیدی های ثبت نام :
@HMbs0
@Azami_a
ستاد قرار دوم


#ثبت_نام_همایش_قرار_دوم 

✍🏻اگر دوستانی بابت ثبت نام پیام داده اند و اسامی آنان در لیست نیست اطلاع دهند

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

#انفجار_در_معدن
قسمت دوم
✍🏻به قلم : مجتبی مالکی

....... سمانه با دیدن من با تعجب پرسید:
سلام داریوش ! تو هم اینجایی؟ چه خوب که هستی!
فضای اورژانس به شدت شلوغ و ملتهب بود
به کمک اسماعیلی مسئول انتظامات افراد متفرقه را از اتاق خارج کردیم.....

ادامه ....... زیر چشمی مهندس را کنترل میکردم دو سالی میشد سفت و سخت خواستگار سمانه بود. رفتار سمانه با مهندس کیوان "کاملا عادی و معمولی بود ولی این باعث نمی شد از حساسیت و حسادت های من نسبت به رقیب عشقی ام کم شود من برخلاف ساکنین شهرک هیچ . علاقه ای به رئیس محبوب معدن نداشتم. البته باید اعتراف کنم قبل از خواستگاری کیوان از سمانه من هم مثل اهالی ریگاباد نظرم روی آقای رئیس مثبت بود مهندس کیوان پیگیر مجروحان حادثه انفجار بود با وجود اینکه یک رقیب عشقی قدرتمند برای من بود ولی نمی توانستم توانمندیها و چهره کاریزماتیک او را انکار کنم. کیوان به معنی واقعی یک رئیس بود! دوست داشتنی مقتدر و حامی پرسنل زیر مجموعه اش بود! پدرم هر چه از خوبی های او برای من و مادرم گفته بود حق داشت خیلی دوست داشتم نظر سمانه را درباره مهندس
بدانم ولی جرات پرسیدن سوالم را نداشتم کیوان چهار سالی از من و سمانه بزرگتر بود.
فارغ التحصیل رشته مهندسی معدن از دانشگاه تهران اصالتا اهل تهران بود. پدر و مادرش سالها ساکن سوئد بودند کیوان علاقه ای به ترک وطن نداشت و در مقابل اصرار خانواده مقاومت می کرد. همین ویژگی کافی بود تا همگی به نیکی از مهندس یاد کنند. دو سالی میشد کابوس ترس و نگرانی بابت جواب احتمالی مثبت سمانه به رئیس معدن آزارم می داد. اعتماد به نفسم در مقابل توانمندیهای کیوان به شدت پایین آمده بود.
در افکارم غوطه ور بودم که با صدای آقای صداقت رئیس بهداری به خودم آمدم
کیانفر اینجا چکار میکنی پسر ؟ مگه الان شیفتی ؟ خانم زند کجاست ؟ صداقت وقتی متوجه شد برای کمک ،آمدم دستی روی شانه هایم به نشانه تشکر گذاشت و گفت: باریکلا پسر ! خدا خیرت بده! اضافه کارت محفوظه! مشغول تیمار مجروحان شدم سمانه مشغول زدن بخیه بود زیر چشمی نگاهش میکردم، کیوان مشغول صحبت با آقای مهندس نیکوبیان سرپرست کارگاه تونل هشت بود. حتى شلوغی فضای اورژانس و محوطه بهداری هم مانع نشنیدن صدای نیکوبیان از پشت تلفن نمیشد، با صدایی بلند و محزون گزارش حادثه و شرح حال ماجرا را می داد آقای رئیس تونل هشت کاملا رفته زیر آوار چهار نفر زیر آوار هستند. مهندس کیوان پرسید : اسامی زیر آوار مانده ها را دارید ؟
نیکوبیان بله آقای مهندس چهار نفر هستند؛
فرهاد فریدی، مراد سلاجقه و رمضان مهنی رفتار و شعبانی!
تماس تلفنی مهندس کیوان با نیکوبیان تمام شد عرق سرد روی پیشانی بلند رئیس نشسته بود. بی اختیار روی صندلی پشت میز پذیرش بهداری نشست "کاملا آشفته و پریشان نگران کارگران معدن بود از مکالمهاش با سرپرست کارگاه مشخص بود احتمال افزایش آمار مصدومان و حتی
کشته شدگان هست. سمانه کار بخیه را با مهارت مثال زدنیش تمام کرد وقتی از اتاق اورژانس خارج شد، اولین نفری که توجه اش را جلب ،کرد مهندس کیوان بود با دیدن رنگ رخسار کیوان بدون معطلی بطری آب
را از یخچال واحد پذیرش بیرون آورد و یک لیوان آب سرد برای خواستگارش ریخت! حسادت تمام وجودم را قبضه کرده بود شاید خودم هم بودم اینکار را می کردم. ولی دوست نداشتم سمانه رقیب عشقی ام را به نوشیدن آب سرد دعوت کند! خواستم خودم را بی توجه نشان دهم مشغول پانسمان یکی دیگر از مجروحین شدم. پشت به سمانه و کیوان برای ندیدن آنها خودم را سرگرم کردم ولی گوشها و حواسم کنار آنها بود! کیوان بعد از خوردن آب با یک تشکر از سمانه بهداری را به مقصد کارگاه تونل هشت معدن ترک کرد. صداقت با تعجب از مهندس کیوان پرسید کجا آقای مهندس؟ هستیم در خدمتتون! مهندس به رسم ادب به سمت رئیس بهداری برگشت توضیح داد که برای مدیریت فاجعه پیش آمده لازم است در محل حادثه حضور داشته باشد. صداقت با تکان دادن سر به علامت تایید مهندس را بدرقه کرد. هنوز بیست دقیقه ای از رفتن مهندس کیوان نمی گذشت که آمبولانس آژیر کشان وارد محوطه بهداری شد مصدومان تازه حادثه به داخل اتاق اورژانس منتقل شدند خستگی و کلافگی روی چهره کادر درمان بهداری نمایان بود! لحظه به لحظه به تعداد مصدومین اضافه می شد. رنگ به چهره سمانه نمانده بود با جدیت همیشگی مشغول کارش بود با دست اشاره کردم روی صندلی اورژانس بنشیند.توجهی به درخواستم نکرد نگرانش بودم دوست داشتم نگرانی ام را بفهمد! از بچگی کنار هم بودیم همیشه حامی و همراه دختر رؤیاهایم بودم مادرم روی حس زنانه اش

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات...
#درخواستی

پشت منازل ،رئیس پاسگاه و آقای قربی

با تشکر از دوست عزیزمان مجید رضایی

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات .......
همسایه ها ی خوب،خاکی ،مهربان،صمیمی،دوست داشتنی.....
باتشکر از محمد حسین پیرمرادی

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

رقعه ترحیم مرحوم وحیدامیرزاده

روحش شاد و یادش گرامی

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات...
برای اولین بار تصویری از خراب نمودن منازل دیار خاطرات ...

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات
دو تصویر از مهد کودک و منازل بالای ان

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

برای اولین بار.....

مصاحبه با هوشنگ آقایی و
تصاویری از ظهر روز ۱۶ مرداد ۱۳۹۳  در ستاد همایش، مستقر در مدرسه راهنمایی شهید محمد منتظری
لحظاتی قبل از ورود مهمانان وآخرین تلاش ها و آماده سازی ها توسط  اعضای ستاد 

✍🏻بابت عدم تطبیق صدا و تصویر عذرخواهی می‌کنیم


با تشکر از دوست عزیزمان محمد مهرابیان

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

برای اولین بار.....
تصاویری از زحمات دوستان در بسته بندی پک های پذیرایی همایش اول /صبح روز ۱۶ مرداد ۱۳۹۳

با تشکر از دوست عزیزمان محمد مهرابیان

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

دیدار در دیار خاطرات

۱۰ سال پیش در چنین روزی ......
همایش بزرگ ۱۶ مرداد ۱۳۹۳

✍با تشکر فراوان از دوست عزیزمان محمد مهرابیان

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

١۶ مرداد سالگرد، دیدار بزرگ یاران پس از سالها دوری را گرامی میداریم


کانال سلامی به ریگ آباد

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

نوستالژی / خاطره بازی دهه شصت

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات

درب ورودی سپاه

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات......

٢۶ مرداد سالروز ورود آزادگان به میهن

عکس ها👇ورود آزاده مهدی طغرلی به شهرسازی ١٣۶٨
روحش شاد و یادش گرامی

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

آهنگ خداحافظ با صدای عرفان طهماسبی

✍🏻تقدیم به خانواده محترم امیرزاده

مراسم ختم دوست عزیزمان شادروان وحید امیرزاده از ساعت ۱۶ الی ۱۷:٣٠ امروز در تکیه فاطمیه واقع در خیابان طالقانی کرمان برگزار می‌شود

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

متوجه علاقه ام به دختر دوست عزیزش شده بود کاملا مشخص بود از انتخاب و علاقه قلبی ام به سمانه راضی بود!
باید اعتراف کنم حتی رشته پرستاری را فقط بخاطر سمانه انتخاب کرده بودم صدای ناله و فریاد یکی از مجروحین از همه بلندتر بود بالای سرش حاضر شدم. استخوان ترقوه كتف سمت راستش شکسته بود باید اعزام میشد به یک بیمارستان مجهز در شهر کرمان بعد از زدن آمپول مورفین دستور انتقالش را به کرمان از دکتر ،هاری پزشک هندی بهداری گرفتم صداقت رئیس بهداری ،تلفنی با سرپرست کارگاه تونل هشت مشغول صحبت بود صدا قطع و وصل میشد
یعنی چی مهندس کیوان اینجا نیست! الو.... با خودم صحبت کردن الو.... فرمودن بر می گردن کارگاه الو..... خیلی خوب الو....ممنونم الو..... تماس قطع شد.
صداقت با تعجب به اسماعیلی مسئول انتظامات گفت : سرپرست کارگاه خبری از مهندس کیوان نداشت یعنی کجا رفته؟ خدا خودش رحم
کنه
با نگرانی همراه با کنجکاوی فکرم درگیر کیوان شد.
عنایت راننده آمبولانس آخرین گروه مصدومان را تحویل اورژانس داد. همه پیگیر علت وقوع حادثه بودند. هیچکس علت انفجار را نمی دانست ساعت از یازده شب گذشته بود. جمعیت به مرور متفرق شده بود. حیاط بهداری خلوت شده بود از شدت خستگی و کوفتگی بی اختیار روی نیمکت فلزی لابی بهداری .نشستم سمانه کنارم نشست و با نگرانی پرسید
خوبی داریوش؟! الهی بمیرم... امروز خیلی اذیت شدی اگر امروز نبودی بیچاره می شدم! ممنون که کنارم بودی
دیگه خستگی معنی نداشت دیالوگ دلسوزانه سمانه کار خودش را کرده بود! با نگاهی پر از حس و علاقه چشم در چشمهای زیبای سمانه جواب محبت و قدرشناسی اش را با صدایی دورگه که وصف حال درمانده ام را داشت دادم
کاری نکردم خانم خانما! تو هم جای من بودی امروز تنهام نمیزاشتی!
سمانه با لبخندی ملیح که روی صورت به رنگ لبو شده اش نشسته بود حرف هایم را تایید کرد و تا خواست از روی نیمکت بلند شود پرسیدم:
سمانه از مهندس کیوان خبری شد؟
سمانه که انگار خیلی مثل من پیگیر وضعبت خواستگار سمج و جذابش نبود گفت:
خبری ندارم چطور؟
داشتم وانمود میکردم نگران حال مهندس .هستم حالم از خودم بد بود. چاره ای نداشتم. باید جلوی سمانه نقاب آقا خوبه را می زدم!
ادامه دارد.......

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

#انفجار_در_معدن
قسمت دوم
✍🏻به قلم : مجتبی مالکی
تصویر : پله ها و درب ورودی غربی بهداری شهرسازی

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات
#درخواستی

نمایی از منزل خانواده وقاری.......به پاس نقش تاثیر پذیرشان در تمام ادوار دیارخاطرات از دهه پنجاه تا همایش ۱۳۹۳

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات....

پارک روسا بهترین لوکیشن برای تصاویر یادگاری...
با تشکر از کرامت حاج محمدی

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

تصاویر درخواستی از دیار خاطرات را زیر این پست کامنت بگذارید تا اگر برایمان مقدور بود برایتان منتشر کنیم

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

یاد یار و دیار خاطرات....

تصویری زیبا از حلقه های پارک روسا.....

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

برای اولین بار.....

تصاویری از ساعت ۱۴ روز ۱۶ مرداد ۱۳۹۳ و لحظه های اولیه ورود مهمانان/ورودی شهرسازی

با تشکر از دوست عزیزمان محمد مهرابیان 

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

برای اولین بار.....
اشک ها و لبخندها

تصاویری از صبح روز ۱۶ مرداد ۱۳۹۳ در ستاد همایش، مستقر در مدرسه راهنمایی شهید محمد منتظری و ورود تدریجی دوستان

با تشکر از دوست عزیزمان محمد مهرابیان

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

بروز رسانی آمار ثبت نام......تا ساعت ۲۰ / ۱۶ مرداد
#ثبت_نام_همایش_قرار_دوم

✍🏻۱۷۳ خانواده/۵۹۰ نفر

🚩🚩 🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩
🚩ثبت نامی ها از «۱۴ استان» :
استان کرمان ،تهران،البرز، یزد، قم،سیستان و بلوچستان، آذربایجان شرقی، هرمزگان، فارس، مازندران, لرستان، قزوین، خوزستان، سمنان....
🚩


✍🏻 جهت ثبت نام/ نام و نام خانوادگی، تعداد افراد خانواده، شهر محل سکونت و شماره تماس ثبت شود. /

آیدی های ثبت نام :
@HMbs0
@Azami_a
ستاد قرار دوم


#ثبت_نام_همایش_قرار_دوم 

✍🏻اگر دوستانی بابت ثبت نام پیام داده اند و اسامی آنان در لیست نیست اطلاع دهند

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

دیدار در دیار خاطرات

۱۰ سال پیش در چنین روزی ......
همایش بزرگ ۱۶ مرداد ۱۳۹۳

✍با تشکر فراوان از دوست عزیزمان محمد مهرابیان

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

⭐️شهرمن(ریگاباد)

✍🏻سروده ای از خانم لیلا بور


مانده ای دور از نگاه مردمانت شهرمن !
گشته ای مهجور و ماندی در خزانت شهرمن !

چهره ات را خاک پوشانده تاسف میخورم
حرفها مانده است حتما در دهانت شهرمن !

خانه هایت را که پر بود از صدای بچه ها
پس چرا خاموش مانده روح و جانت شهر من ! 

کوهها را دست مردانت به زانو میکشید
رفته اینک از کفت تاب و توانت شهر من !

بوی چای و نان تازه رفته از هر کوچه ات
چای سردی مانده در هر استکانت شهر من !

در کلاست درسهایی ناب را آموختیم
نمره ما چند شد در امتحانت شهر من ! ؟

واژه ها را در به در میگردم اما عاقبت
ناتوان میمانم از وصف جهانت شهر من!

میشد آنجا شب بچینی صد ستاره در کویر
تنگ گشته دل برای آسمانت شهر من !  

گر چه دورم از تو اما با نسیم شعرهام
بوسه خواهم زد به دست مهربانت شهر من !


لیلا بور

⭐️(چاپ شده در کتاب عکس های لال اثر لیلا بور)

Читать полностью…

کانال سلامی به ریگاباد 2⃣

استارت بازسازی و نصب پروژکتورهای روشنایی سینما تابستانی «روباز» شهرسازی جهت آماده سازی برای همایش بزرگ ۱۵ شهریور «قرار دوم»

✍🏻با سپاس از شورای شهر و شهردار محترم ریحان شهر

Читать полностью…
Subscribe to a channel