rezaghasemi133 | Unsorted

Telegram-канал rezaghasemi133 - |قَـلَـمـْدار ✍🏻|

1010

🍃 گفتند که پشت درب خانه بنویس 🍃 ای کاتب عشق ، بی بهانه بنویس 🍃 در عالم ذر قلم به دستم دادند 🍃 گفتند که #مشق_نوکرانه بنویس 🍃 #رضا_قاسمی 🍃 کانال دلانه : 🆔 @secretpoem 🍃 اینستاگرام : 🆔 https://instagram.com/rezaghasemi.110

Subscribe to a channel

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#وطن 💔

به آبادان قسم پابندِ آبادانی‌ات هستیم
به ویرانی روند آنان که می‌خواهند ویرانت

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

برای جنوب ایران 💔

از تیرِ صدای‌مان کمان می‌شکند
با بغض، سکوتِ بی‌زبان می‌شکند
در سینه‌ی زخم‌مان وطن می‌لرزد
هر بار جنوبِ قلب‌مان می‌شکند

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#روضه‌ی_بازار_چند؟!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#یا_ثارالله‌وبن‌ثاره

مقتل کُشنده بود، ولی روضه‌خوان نمُرد
بر سر زدند و هیچ‌کس از آن میان نمُرد

باغِ بهشت سوخت و حتی فرشته‌ای
با نوحه‌های مادرِ قامت‌کمان نمُرد

خورشید، پشتِ گودی مقتل غروب کرد
مانند او، کسی وسطِ آسمان نمُرد

ذکر شهادتینِ سرِ روی نیزه‌ها
روی مناره‌ پر زد و بانگِ اذان نمُرد

روز دَهم، کنارِ شهیدان کربلاست
روزی که زیر خنجرِ کُندِ زمان نمُرد

می‌گفت شمرِ تعزیه: شرمنده‌ام حسین
این رو سیاه، آخر این داستان نمُرد

داغ حسین، زندگیِ بعدِ مردن است
جان باخت، هر کسی که در این امتحان نمُرد

دل‌مُرده‌ام که از غم گودال زنده‌ام
من هر چه کردم این نفسِ نیمه‌جان نمُرد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#یا_علی‌اصغر_علیه‌السلام
#یا_باب‌الحوائج

حسین آرزوی آب بود، آب نمی‌خواست
برای ماهی لب‌تشنه‌اش سراب نمی‌خواست

حسین و منّتِ "مُنّوا عَلَیَّ؟" حاشا، هیهات
حسین حتی بارانِ مستجاب نمی‌خواست

نهیبِ رحمت زد: "فَارْحَموا به آخرتِ خویش"
کسی از آن همه یک قطره هم ثواب نمی‌خواست

صدای غربتِ "هَل‌مِن‌مُعین" رسید به خیمه
غریب، جز پسرش از کسی جواب نمی‌خواست

عقیقِ تشنه از آغوش گاهواره رها شد
به غیرِ دستِ پدر این نگین رکاب نمی‌خواست

میان ماندن و رفتن، میان مرگ و شهادت
صدای گریه‌ی لبیک‌اش انتخاب نمی‌خواست

یَلی که قصه‌ی لالایی‌اش نبردِ علی بود
میان لشکرِ در دامِ خواب، ‌‌خواب نمی‌خواست

حسین، خونِ علی را به حکمِ معجزه رو کرد
پیمبری که اولوالعَزمی‌اش کتاب نمی‌خواست


... و آفتاب بنا داشت داغِ روز دَهم را
خنک کند به دَمِ سایه‌اش، رباب نمی‌خواست

به حکمِ رشته‌ی بر گردنش رباب اسیر است
کشاندنش پیِ خون خدا طناب نمی‌خواست

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

ایلِ علما آلِ عبا را کشتند
قرآن‌به‌لب آیات شما را کشتند
گفتند که خارج شدی از دینِ یزید
با نام خدا خون خدا را کشتند

با نام خدا خون خدا را کشتند
فتوا دادند و بچه‌ها را کشتند
آن روز تو را به نام دین و امروز
با نام مقدس تو ما را کشتند

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

خداراشکر غیر از من کسی از من نمی‌ترسد
کسی چون روحِ سرگردان من از تن نمی‌ترسد

صدای کورسوی رعد، روشن کرده زندان را
که چشمم دیگر از این روزِ بی‌روزن نمی‌ترسد

عصای پیری فردای ما پیغمبرِ صلح است
قلم از ماربردوشانِ اهریمن نمی‌ترسد

به دین عشق برگرد ای به کیشِ زاهدان رفته!
به دنیایی که زن از مَرد و مَرد از زن نمی‌ترسد

بفریادید آدم‌حرفیانِ سر به زیر برف!
نترسانید ما را، کوه از بهمن نمی‌ترسد

اگر درمان‌مان در بوسه‌ی درد است روی درد
بیا این پیکر ما، زخم از سوزن نمی‌ترسد

بغل وا کرده‌ایم ای مرگ، حالا این تو و این ما
تن ما دیگر از آغوشِ پیراهن نمی‌ترسد

مگر دارید از روز سیاه مرگ، بالاتر؟!
نترسانید ما را مرده از مردن نمی‌ترسد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

زدیم دل به دلِ ناخدای قطب‌نماها
شدیم غرق، به دریاچه‌ای که آب ندارد

به جای جام، دو رکعت نمازِ توبه شکستیم
در این دیار، که جز مسجدش شراب ندارد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

اگر باد مخالف راهِ باران را عوض می‌کرد
خدای رود، تقدیرِ بیابان را عوض می‌کرد

اگر یک ذره از عصیان ما در ذاتِ آدم بود
برای سجده کردن رأی شیطان را عوض می‌کرد

هوای بوسه‌ی حوّا هوایی کرد گندم را
گذشت از این هوس تقدیرِ انسان را عوض می‌کرد

بهشتی که نشان می‌داد دعوت‌نامه‌ی زاهد
به جای کافران دینِ مسلمان را عوض می‌کرد

تنورِ خانه‌ی ما نان‌خورِ یک مشت نان‌بُر بود
که در هر پُخت، جای آجر و نان را عوض می‌کرد

خطِ پیشانی ما ردّ آب از سر گذشتن‌هاست
زمان هر بار جای خطّ پایان را عوض می‌کرد

قفس پروازمان می‌داد تا آغوشِ آزادی
کدام آغوش؟!، زندان شکلِ زندان را عوض می‌کرد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#غزل_جدید

خداراشکر غیر از من کسی از من نمی‌ترسد
کسی جز روحِ سرگردانِ من از تن نمی‌ترسد

صدای کورسوی رعد، روشن کرده زندان را
که چشمم دیگر از این روزِ بی‌روزن نمی‌ترسد

قلم -این پرچمِ صلح و عصای پیری فردا-
به وقتش می‌شود سرنیزه، از دشمن نمی‌ترسد

به دینِ عشق برگرد، ای به کیشِ زاهدان رفته!
به دنیایی که زن از مرد و مرد از زن نمی‌ترسد

بفریادید آدم‌حرفیانِ سر به زیرِ برف!
نترسانید ما را، کوه از بهمن نمی‌ترسد

اگر درمان‌مان در بوسه‌ی درد است روی درد
بیا این پیکرِ ما، زخم از سوزن نمی‌ترسد

بغل وا کرده‌ایم ای مرگ! حالا این تو و این ما
تنِ عریانِ ما از لمسِ پیراهن نمی‌ترسد

مگر دارید از روزِ سیاهِ مرگ، بالاتر؟!
نترسانید ما را، مرده از مردن نمی‌ترسد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

دلباختگان همیشه دل‌سوخته‌اند
از مال جهان فقط غم اندوخته‌اند
لبخند، غریبه‌ی دیار لب ماست
بر قامت‌ ما رخت عزا دوخته‌اند

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

آسمان رنگِ تازه‌ای دارد
مثل سابق غروب، غمگین نیست
دیگر از اشک‌های دلتنگی
آستین‌های خاک سنگین نیست

بعدِ بن‌بست‌های تنهایی
کوچه‌ها غلغله‌ست از دیدار
بین آغوشِ باز پنجره‌ها
هیچ دستی نمی‌کشد دیوار

همه جمع‌اند دور یک سفره
سفره‌ای که به وسعت دنیاست
همه سیرند در عدالتِ نان
کنج عزلت گرسنگی تنهاست

در جهانِ بدون شاه و گدا
هیچ‌کس کدخدای مردم نیست
سهمِ دارا هزارها خروار
سهم بی‌چیز، بوی گندم نیست!

جنگ‌ها رفته‌اند در تاریخ
و همان‌جا هنوز می‌جنگند
مدتی می‌شود به اذنِ خدا
شیشه‌ها هم ‌رفیق با سنگ‌اند

همه‌جا هر دو روی سکه یکی‌ست
از دورویی خبر نمی‌گیرند
همه مؤمن به دینِ یک‌رنگی
همه کافر به کیش تزویر‌ند

کارِ محرابِ مسجد کوفه
اقتدا بر امامتِ قبله‌ست
در و دیوار مسجد سهله
مفتخر از اقامت قبله‌ست

مدتی می‌شود مؤذن‌ها
از مناره نمی‌پرند به چاه
می‌شوند از کبوتران نجف
با دو بالِ علی‌ولی‌الله

مدتی می‌شود که قاتل‌ها
آن دو ملعون که خون فروخته‌اند
با همان هیزمی که می‌دانیم
در همان کوچه‌ای که...؛ سوخته‌اند

مدتی می‌شود که فاش شده
سِرُّالاسرارِ دیرباز خدا
عرشیان و زمینیان جمع‌اند
سرِ آرامگاهِ رازِ خدا

چند وقت است هر شب جمعه
کربلا در مدینه مهمان است
گنبدی هم‌قواره‌ی خورشید
سایه‌سارِ مزار پنهان است

روزگارِ چکیده از قلمم
قطره‌ای بود، از جهانِ ظهور
باقی این ترانه‌باران را
می‌نویسیم در زمان ظهور

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

امیدِ روشنِ فردا، خیالِ خامْ فروشی‌ست
شبیه گفتنِ "شب‌خوش" به آن‌که خواب ندارد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#گناه_سرو ...

نشسته‌ایم به روزی که آفتاب ندارد
کویرِ ماست که از تشنگی سراب ندارد

امیدِ روشنِ فردا، خیالِ خامْ فروشی‌ست
شبیه گفتنِ "شب‌خوش" به آن‌که خواب ندارد

چه عمرها که تلف شد میان جنگِ دل و دین
بمیر عشق!، که پیغمبرت کتاب ندارد

چه -چیزها که نباید شنیدها- که ندیدیم
سکوتِ آینه حقّی در انتخاب ندارد

زدیم دل به دلِ ناخدای قطب‌نماها
شدیم غرق، به دریاچه‌ای که آب ندارد

به جای جام، دو رکعت نمازِ توبه شکستیم
در این دیار، که جز مسجدش شراب ندارد

گناهِ سرو، -که شد منبرِ اسیرکُشان- چیست؟
نپرس، راکبِ این سرو هم جواب ندارد

نمازِ میّتِ ما را به شوقِ حوریه خواندند
به دینِ گورکَنان، زندگی ثواب ندارد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#غزل_عاشقانه

عیادت می‌کند از خویش، بیماری که من باشم
دلم خون است از دستِ پرستاری که من باشم

ببَر آیینه را با خود، که کمتر بشکنم خود را
مرا مگذار تنها با خودآزاری که من باشم

به جای "مرگ‌ بر ..."ها قاب کن شعر سپیدت را
به رسمِ یادگاری روی دیواری که من باشم

فرو می‌ریزم از رویای تو بر پیکری بی‌روح
مرا بیرون نکش از زیر آواری که من باشم

طنابِ ظالمِ تقصیر را از گردنت وا کن
ببُر، آزاد شو از حلقه‌ی داری که من باشم

و فردا از بهشتت گوش کن فریادِ آتش را
تو را اقرار خواهد کرد، انکاری که من باشم

صدایی آشنا می‌آید از بالای گورستان
برایم شعر می‌خواند عزاداری که من باشم

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

سلامٌ علی قلب‌زینب‌الصبور ...

خون‌گریه‌های ناحیه از این مصیبت است
سرچشمه‌ی حلال، به بزم حرام رفت

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

میان این همه دیوار، چند پنجره‌ایم
لباسِ زندان را وصله‌های ناجوریم

زبان‌مان‌ به زبونی نمی‌رود هرگز
جهان اگر بشود التماس، دستوریم

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#روضه‌ی_بازار_چند؟!

گل‌فروشا! گل خریداری ندارد، خار چند؟
یادِ چشمِ یارمان آن نرگس بیمار چند؟

قیمت یک لحظه دیدن سال‌ها جان کندن است
جانِ دلتنگی ندارم، عشقِ بی‌دیدار چند؟

عمر در زندان به قدر چوبخط بی‌ارزش است
قیمت این خط‌خطی‌ها آن‌وَر دیوار چند؟

تا زبان شعرهایم سرخ شد قیمت گرفت
می‌خرد سرسبزیِ بارِ سرم را دار چند؟

شاعرا! باشد، قلم بفروش، اما مفت نه!
قیمتِ شعر این طرف بالاست، در دربار چند؟

بی‌خریدار است در بازارِ گوشِ مسلمین
آی مفتی! حرفِ حق در حُجره‌ی کفار چند؟

خوش‌خط‌وخال است تسبیحِ دکانِ زاهدان
قیمت هر دور استغفار با این مار چند؟!

دین‌فروشا! در لباسِ دین چه پنهان کرده‌ای؟
می‌فروشی بُت در این بت‌خانه‌ی سیّار چند؟

موریانه خورد و گفت این چوب، چوبِ سادگی‌ست
منبرت، -این نردبانِ گنبدِ دستار- چند؟

با دو مثقال از گناهِ خویش و یک جو آبرو
ما ثوابت را خریداریم، هر خروار چند؟!

روضه‌خوانا! کیسه‌ات را پر کن از خالی، بخوان
گریه‌ای مهمان‌مان کن، روضه‌ی بازار چند؟

دَم‌به‌دَم خونِ خدا را می‌فروشی زخم زخم
شد هزار و نهصد و پنجاه دَم، بشمار چند؟!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#یا_قمربنی‌هاشم_علیه‌السلام
#یا_باب‌الحوائج

دل به دستت می‌سپارم ای «امانت‌دارْدست»
خاکِ پایت می‌شوم، می‌شویم از اغیار دست

امتحان کن تا ببینی مرگِ یک دلداده را
پا بکش از خانه‌ی دل، از سرم بردار دست

جانِ بر لب می‌رسد آخر به پابوست، اگر ...
وقتِ جان دادن نگه دارند یک مقدار دست

تازه می‌فهمم گرفتی بارها دستِ مرا
لحظه‌ای که در قیامت می‌کند اقرار دست

آبروی بی‌خریدارانِ مُفلس را بخر
لابلای زرخریدان روی ما بگذار دست

تا طبیبان دستِ رد بر سینه‌ی ما می‌زنند
دستِ تو می‌آید و می‌گیرد از بیمار دست

قیمتِ پابوسی تو هر چه باشد روی چشم
مثلِ وقتی که جدا کردند از زوّار دست

تیربارانِ تنت را اشک‌باران می‌کنم
حالتِ مشکت به چشمم می‌دهد هر بار دست

آب وقتی ریخت، جانت رفت، قلبت ایستاد
منصبِ سقایی‌ات آن‌جا کشید از کار دست

چشم‌هایت روی دیدارِ برادر را نداشت
با گلابِ اشک‌هایت شُستی از دیدار دست

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

سلام و عرض ادب
عزاداری‌هاتون قبول

امروز دیدم تعدادی از اعضای کانال با دیدن این دو رباعی لطف کردند و لفت دادند.
به همین دلیل لازم دیدم همین‌جا عرض کنم:
تا این لحظه برای خوشامد و جذب ممبر شعر نگفتم و نخواهم گفت.

همین‌جا اعلام می‌کنم اینجانب فاجعه‌ی جانگداز دی ماه رو #نه_می‌بخشم و #نه_فراموش_می‌کنم
همون‌طور که اتفاق اسف‌بار مدرسه‌ی میناب رو و همون‌طور که نسل‌کشی غزه رو.

بر خلاف برخی از شاعران که ظلم‌ستیزی‌شون گزینشی‌ست و هر جا که به ضررشون باشه سکوت می‌کنن و هر جا به نفع‌شون باشه فریاد وامظلوماشون گوش فلک رو کر می‌کنه، ظلم و کشتار رو در هر لباسی محکوم می‌کنم و در مقابل‌ش سکوت نمی‌کنم.
بنده زیر بلیط احدی جز اهل‌بیت علیهم‌السلام نبودم و نیستم و نخواهم بود.

به قول #کلیم_کاشانی
روشن‌دلان خوشامد شاهان نگفته‌اند
‏آیینه عیب‌پوش سکندر نمی‌شود

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#امیری_حسین_و_نعم_الامیر

آه و دَمیم، نوحه‌ی خاکیم، آدمیم
جوشیده از میان کویریم، زمزمیم

نقشِ کتیبه‌ایم به دیوارِ روضه‌ات
"باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتمیم"

از کاسه‌های اشک، سرازیر می‌شویم
سِیرِ نزول سیل، به بارانِ نم‌نمیم

در سینه آتشی‌ست، که سردی‌پذیر نیست
از بسکه در حرارتِ دل نوحه می‌دَمیم

چشمان ماست، تکه‌ای از چشمه‌ی بهشت
با اشک و آه، بانی مرگ جهنمیم

در پیشگاهِ شعله‌ات انبارِ هیزمیم
آتش بزن به خشک و تر ما که دَرهمیم

ما روسپیدِ روضه و سرخ از خجالتیم
ما "یاحسینِ" حک شده در قلبِ پرچمیم

عمری هِلالِ ماهِ عزاییم شب‌به‌شب
کوهیم و زیر بار غمت تا ابد خمیم

پابوسِ زخم‌های تنت چشم‌های ماست
دریای مَرهمیم، ولی باز هم کمیم

بر شانه‌های ما دو مَلَک زار می‌زنند
در عینِ روضه‌خوانی‌مان شانه‌ی غمیم

بادِ مخالف از همه سو در وزیدن است
ما بیدهای مستِ جنونیم، محکمیم

سیلیم، در مسیرِ نجف تا به کربلا
خونِ غدیر، در رگِ ماه محرمیم

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است

ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر
غبارِ خانه‌اش از قصرهای آن جهان بهتر

علی یعنی علی یعنی علی یعنی علی یعنی ...
چه می‌دانم، هر آن چیزی که می‌دانی از آن بهتر

بگردید و بگردانید و بگذارید جای او
اگر دیدید از حیدر، امیرِ مؤمنان بهتر

بگو با حاجیان آن دورها جز دورِ باطل نیست
طواف قبله‌ای باید از آن سنگِ نشان بهتر

اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد
همان بهتر که روی نیزه‌ها باشد، همان بهتر

چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن
"عدالت" می‌درخشد مثل دُر، در آن میان بهتر

به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود
نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر

غبار پای او سر می‌زند ویران‌نشینان را
گدای دیدن روی علی، بی‌خانمان بهتر

اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه
گلستان می‌شوی، گل می‌دهی از زعفران بهتر

فقط اینجا گدا را خانه‌زاد خویش می‌دانند
کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟

کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم؟
یهودی‌ها خبر دارند، از آن داستان بهتر

چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگ‌ها راه است؟
از این‌جایی که می‌گویند از هر جا اذان بهتر!

ولی می‌آید آن روزی که با خود می‌بَرد ما را
به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر

به رسمِ احترامِ مقدمِ مولا به پا خیزید!
اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

بعد از حدود سه ماه سلام ...

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

💔🖤
#ازخون‌جوانان‌وطن‌لاله‌دمیده

یک چله گذشته است از مردن‌مان
تازه‌ست هنوز زخم‌های تن‌مان
در خون جوانان وطن غلتیدیم
مدفون شده‌ایم زیر پیراهن‌مان

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

مسافرانِ زمان از گذشته‌ای دوریم
رهایی از قفسیم، آرزوی در گوریم

لباسِ مرهم اگر تن کنیم، می‌میریم
نفس کشیدنِ دردیم، زخمِ ناسوریم

شهیدِ توبه‌ی بعد از شرابِ اهلِ ثواب
اجاقِ میکده را شاخه‌های انگوریم

زبان‌مان‌ به زبونی نمی‌رود هرگز
جهان اگر بشود التماس، دستوریم

بهشت، منت‌مان را کشیده برگردیم
در انزوای جهنم هنوز مغروریم

میان این همه دیوار، چند پنجره‌ایم
لباسِ زندان را وصله‌های ناجوریم

نفس کشیدن‌مان را به روی‌مان مزنید
به زنده ماندنِ بی‌اختیار، مجبوریم

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#نشکوا_الیک ...

می‌نویسیم که دلدار بخواند ما را
کاشکی نامه‌رسانی برساند ما را

چه بگوییم، که اعدامِ صدا آزاد است
می‌نویسیم قلم منتقمِ فریاد است

بسم‌ربّ‌الْقلم ای آیه‌ی موعود سلام!
از لبِ تشنه‌لبان می‌چکد «ای رود سلام!»

اگر از حال دل بی‌خبران جویایی
اگر از بغضِ نگاهِ نگران جویایی ...

غصه‌ای نیست، به جز غربتِ جان‌فرسایت
نیست غم، جز غمِ هجرانِ جوان‌فرسایت

چشم‌مان کور شد از بسکه ندیدیم تو را
گوش‌مان کر شده از بس نشنیدیم تو را

دل‌مان گوشه‌ای از بی‌خبری‌ها پوسید
لب‌مان نامِ تو را جای قدومت بوسید

الغرض؛ بی‌سپری در دلِ دشمن سخت است
تکیه بر دوستیِ باد سپردن سخت است

گرگ‌های دِهِ ما میش، نه؛ چوپان شده‌اند
راه‌زن‌ها وسطِ قافله پنهان شده‌اند

منبرِ جدّ تو را منبریان دزدیدند
خویش را نامه‌رسانان شما نامیدند

نانِ هجرانِ تو را ندبه‌فروشان خوردند
سودِ بازار تو را روضه‌فروشان بردند

لشکرِ بی‌خبران از خبرت می‌گویند
دشمنانِ پدرت از پدرت می‌گویند

حرف‌شان گرچه دروغ است، ولی می‌گویند
عمروعاصان سخن از عدلِ علی می‌گویند

تن تقویم، پر از جمعه‌ی خونین شده است
مرهمی نیست بر این زخم که تزیین شده است

کاش تا خیمه‌‌ی سبزت قدمی پر بزنیم
پیش چشمان تو حرف از غزلی تر بزنیم


پادشاها! چقدَر دردِ نداری سخت است
بین آبادی خود بی‌کس‌وکاری سخت است

اشک، شد دانه‌ی تسبیح و زمین را پُر کرد
با چنین سیلِ غمی لحظه‌شماری سخت است

در کویری که به امواج سراب افتاده
ابر باشی، ولی از ترس نباری سخت است

از سرِ «منتظِرآبادِ ظهورت» بروی
دل به صحرای غریبی بسپاری سخت است

در زمینی که به عشقت شده نرگس‌کاری
مثلِ هر روز گُلِ اشک بکاری سخت است

گوشه‌ی شهرِ چراغان شده از میلادت
سر به دیوار غریبی بگذاری سخت است

؛؛؛
گر چه حرف از تو دروغی‌ست که در تکرار است
بینِ ما بی‌عملان مردِ عمل بسیار است

جاده‌ی چشمِ نگاهِ نگران مرطوب است
یوسف از راه بیا؛ شهر پر از یعقوب است

جانِ «عَجّل فَرج»؛ ای روح دعا منتظریم
با دلِ منتظران راه بیا منتظریم!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

اگر درمان‌مان در بوسه‌ی درد است روی درد
بیا این پیکر ما، زخم از سوزن نمی‌ترسد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#گناه_سرو ...

نشسته‌ایم به روزی که آفتاب ندارد
به این کویر، که از تشنگی سراب ندارد

امیدِ روشنِ فردا، خیالِ خامْ فروشی‌ست
شبیه گفتنِ "شب‌خوش" به آن‌که خواب ندارد

چه عمرها که تلف شد میان جنگِ دل و دین
بمیر عشق!، که پیغمبرت کتاب ندارد

چه -چیزها که نباید شنیدها- که ندیدیم
سکوتِ آینه حقّی در انتخاب ندارد

زدیم دل به دلِ ناخدای قطب‌نماها
شدیم غرق، به دریاچه‌ای که آب ندارد

به جای جام، دو رکعت نمازِ توبه شکستیم
در این دیار، که جز مسجدش شراب ندارد

گناهِ سرو، -که شد چوب دارِ دارزنان- چیست؟
نپرس، آن‌که تبر می‌زند جواب ندارد

نمازِ میّتِ ما را به شوقِ حوریه خواندند
به دینِ گورکَنان، زندگی ثواب ندارد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است

ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر
غبارِ خانه‌اش از قصرهای آن جهان بهتر

علی یعنی علی یعنی علی یعنی علی یعنی ...
چه می‌دانم، هر آن چیزی که می‌دانی از آن بهتر

بگردید و بگردانید و بگذارید جای او
اگر دیدید از حیدر، امیرِ مؤمنان بهتر

بگو با حاجیان آن دورها جز دورِ باطل نیست
طواف قبله‌ای باید از آن سنگِ نشان بهتر

اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد
همان بهتر که روی نیزه‌ها باشد، همان بهتر

چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن
"عدالت" می‌درخشد مثل دُر، در آن میان بهتر

به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود
نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر

غبار پای او سر می‌زند ویران‌نشینان را
گدای دیدن روی علی، بی‌خانمان بهتر

اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه
گلستان می‌شوی، گل می‌دهی از زعفران بهتر

فقط اینجا گدا را خانه‌زاد خویش می‌دانند
کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟

کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم؟
یهودی‌ها خبر دارند، از آن داستان بهتر

چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگ‌ها راه است؟
از این‌جایی که می‌گویند از هر جا اذان بهتر!

ولی می‌آید آن روزی که با خود می‌بَرد ما را
به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر

به رسمِ احترامِ مقدمِ مولا به پا خیزید!
اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

روزی، روزگاری ...

روزگاری درد را امّید درمان داشتیم
شانه‌ای هم بود، اگر حالِ پریشان داشتیم

حال‌ِمان با فال‌ِمان خوش بود، حافظ شاهد است
در اتاقِ خویش با سعدی گلستان داشتیم

خاطراتِ ما زبانِ شاعرِ تاریخ بود
زندگی را شعر می‌گفتیم، دیوان داشتیم

روح‌ِمان در قید و بند چاردیواری نبود
مثل حالا کِی کجا در خانه زندان داشتیم؟

ابر می‌بارید، با دستِ دعای چشم‌مان
روزگاری آسمانی خیسِ باران داشتیم

واعظان و زاهدان از یک خدا دَم می‌زدند
ما به آن چیزی که می‌گفتند، ایمان داشتیم

تا خدا از کوچه‌های شهرمان راهی نبود
غیرِ مسجد، در خیابان هم مسلمان داشتیم

پاسبانان پاسبان بودند و دزدان نیز دزد
در خزانه سکه‌ی یک‌رو فراوان داشتیم

سفره‌هامان کوچک، اما عطرِ گندم‌زار داشت
غم فراوان بود، اما کِی غمِ نان داشتیم؟

فقر از دیوار بالا آمد و از خانه برد
هر چه در پستوی‌ِمان ایمان و وجدان داشتیم

مُردگی چون بختکی افتاده روی جان‌مان
زندگی را زنده می‌کردیم، اگر جان داشتیم

دردها را هم به گورِ آرزوها می‌بریم
روزگاری درد را امّید درمان داشتیم!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…
Subscribe to a channel