rezaghasemi133 | Unsorted

Telegram-канал rezaghasemi133 - |قَـلَـمـْدار ✍🏻|

1010

🍃 گفتند که پشت درب خانه بنویس 🍃 ای کاتب عشق ، بی بهانه بنویس 🍃 در عالم ذر قلم به دستم دادند 🍃 گفتند که #مشق_نوکرانه بنویس 🍃 #رضا_قاسمی 🍃 کانال دلانه : 🆔 @secretpoem 🍃 اینستاگرام : 🆔 https://instagram.com/rezaghasemi.110

Subscribe to a channel

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

💔🖤
#ازخون‌جوانان‌وطن‌لاله‌دمیده

یک چله گذشته است از مردن‌مان
تازه‌ست هنوز زخم‌های تن‌مان
در خون جوانان وطن غلتیدیم
مدفون شده‌ایم زیر پیراهن‌مان

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

مسافرانِ زمان از گذشته‌ای دوریم
رهایی از قفسیم، آرزوی در گوریم

لباسِ مرهم اگر تن کنیم، می‌میریم
نفس کشیدنِ دردیم، زخمِ ناسوریم

شهیدِ توبه‌ی بعد از شرابِ اهلِ ثواب
اجاقِ میکده را شاخه‌های انگوریم

زبان‌مان‌ به زبونی نمی‌رود هرگز
جهان اگر بشود التماس، دستوریم

بهشت، منت‌مان را کشیده برگردیم
در انزوای جهنم هنوز مغروریم

میان این همه دیوار، چند پنجره‌ایم
لباسِ زندان را وصله‌های ناجوریم

نفس کشیدن‌مان را به روی‌مان مزنید
به زنده ماندنِ بی‌اختیار، مجبوریم

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#نشکوا_الیک ...

می‌نویسیم که دلدار بخواند ما را
کاشکی نامه‌رسانی برساند ما را

چه بگوییم، که اعدامِ صدا آزاد است
می‌نویسیم قلم منتقمِ فریاد است

بسم‌ربّ‌الْقلم ای آیه‌ی موعود سلام!
از لبِ تشنه‌لبان می‌چکد «ای رود سلام!»

اگر از حال دل بی‌خبران جویایی
اگر از بغضِ نگاهِ نگران جویایی ...

غصه‌ای نیست، به جز غربتِ جان‌فرسایت
نیست غم، جز غمِ هجرانِ جوان‌فرسایت

چشم‌مان کور شد از بسکه ندیدیم تو را
گوش‌مان کر شده از بس نشنیدیم تو را

دل‌مان گوشه‌ای از بی‌خبری‌ها پوسید
لب‌مان نامِ تو را جای قدومت بوسید

الغرض؛ بی‌سپری در دلِ دشمن سخت است
تکیه بر دوستیِ باد سپردن سخت است

گرگ‌های دِهِ ما میش، نه؛ چوپان شده‌اند
راه‌زن‌ها وسطِ قافله پنهان شده‌اند

منبرِ جدّ تو را منبریان دزدیدند
خویش را نامه‌رسانان شما نامیدند

نانِ هجرانِ تو را ندبه‌فروشان خوردند
سودِ بازار تو را روضه‌فروشان بردند

لشکرِ بی‌خبران از خبرت می‌گویند
دشمنانِ پدرت از پدرت می‌گویند

حرف‌شان گرچه دروغ است، ولی می‌گویند
عمروعاصان سخن از عدلِ علی می‌گویند

تن تقویم، پر از جمعه‌ی خونین شده است
مرهمی نیست بر این زخم که تزیین شده است

کاش تا خیمه‌‌ی سبزت قدمی پر بزنیم
پیش چشمان تو حرف از غزلی تر بزنیم


پادشاها! چقدَر دردِ نداری سخت است
بین آبادی خود بی‌کس‌وکاری سخت است

اشک، شد دانه‌ی تسبیح و زمین را پُر کرد
با چنین سیلِ غمی لحظه‌شماری سخت است

در کویری که به امواج سراب افتاده
ابر باشی، ولی از ترس نباری سخت است

از سرِ «منتظِرآبادِ ظهورت» بروی
دل به صحرای غریبی بسپاری سخت است

در زمینی که به عشقت شده نرگس‌کاری
مثلِ هر روز گُلِ اشک بکاری سخت است

گوشه‌ی شهرِ چراغان شده از میلادت
سر به دیوار غریبی بگذاری سخت است

؛؛؛
گر چه حرف از تو دروغی‌ست که در تکرار است
بینِ ما بی‌عملان مردِ عمل بسیار است

جاده‌ی چشمِ نگاهِ نگران مرطوب است
یوسف از راه بیا؛ شهر پر از یعقوب است

جانِ «عَجّل فَرج»؛ ای روح دعا منتظریم
با دلِ منتظران راه بیا منتظریم!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

اگر درمان‌مان در بوسه‌ی درد است روی درد
بیا این پیکر ما، زخم از سوزن نمی‌ترسد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#گناه_سرو ...

نشسته‌ایم به روزی که آفتاب ندارد
به این کویر، که از تشنگی سراب ندارد

امیدِ روشنِ فردا، خیالِ خامْ فروشی‌ست
شبیه گفتنِ "شب‌خوش" به آن‌که خواب ندارد

چه عمرها که تلف شد میان جنگِ دل و دین
بمیر عشق!، که پیغمبرت کتاب ندارد

چه -چیزها که نباید شنیدها- که ندیدیم
سکوتِ آینه حقّی در انتخاب ندارد

زدیم دل به دلِ ناخدای قطب‌نماها
شدیم غرق، به دریاچه‌ای که آب ندارد

به جای جام، دو رکعت نمازِ توبه شکستیم
در این دیار، که جز مسجدش شراب ندارد

گناهِ سرو، -که شد چوب دارِ دارزنان- چیست؟
نپرس، آن‌که تبر می‌زند جواب ندارد

نمازِ میّتِ ما را به شوقِ حوریه خواندند
به دینِ گورکَنان، زندگی ثواب ندارد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است

ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر
غبارِ خانه‌اش از قصرهای آن جهان بهتر

علی یعنی علی یعنی علی یعنی علی یعنی ...
چه می‌دانم، هر آن چیزی که می‌دانی از آن بهتر

بگردید و بگردانید و بگذارید جای او
اگر دیدید از حیدر، امیرِ مؤمنان بهتر

بگو با حاجیان آن دورها جز دورِ باطل نیست
طواف قبله‌ای باید از آن سنگِ نشان بهتر

اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد
همان بهتر که روی نیزه‌ها باشد، همان بهتر

چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن
"عدالت" می‌درخشد مثل دُر، در آن میان بهتر

به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود
نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر

غبار پای او سر می‌زند ویران‌نشینان را
گدای دیدن روی علی، بی‌خانمان بهتر

اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه
گلستان می‌شوی، گل می‌دهی از زعفران بهتر

فقط اینجا گدا را خانه‌زاد خویش می‌دانند
کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟

کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم؟
یهودی‌ها خبر دارند، از آن داستان بهتر

چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگ‌ها راه است؟
از این‌جایی که می‌گویند از هر جا اذان بهتر!

ولی می‌آید آن روزی که با خود می‌بَرد ما را
به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر

به رسمِ احترامِ مقدمِ مولا به پا خیزید!
اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

روزی، روزگاری ...

روزگاری درد را امّید درمان داشتیم
شانه‌ای هم بود، اگر حالِ پریشان داشتیم

حال‌ِمان با فال‌ِمان خوش بود، حافظ شاهد است
در اتاقِ خویش با سعدی گلستان داشتیم

خاطراتِ ما زبانِ شاعرِ تاریخ بود
زندگی را شعر می‌گفتیم، دیوان داشتیم

روح‌ِمان در قید و بند چاردیواری نبود
مثل حالا کِی کجا در خانه زندان داشتیم؟

ابر می‌بارید، با دستِ دعای چشم‌مان
روزگاری آسمانی خیسِ باران داشتیم

واعظان و زاهدان از یک خدا دَم می‌زدند
ما به آن چیزی که می‌گفتند، ایمان داشتیم

تا خدا از کوچه‌های شهرمان راهی نبود
غیرِ مسجد، در خیابان هم مسلمان داشتیم

پاسبانان پاسبان بودند و دزدان نیز دزد
در خزانه سکه‌ی یک‌رو فراوان داشتیم

سفره‌هامان کوچک، اما عطرِ گندم‌زار داشت
غم فراوان بود، اما کِی غمِ نان داشتیم؟

فقر از دیوار بالا آمد و از خانه برد
هر چه در پستوی‌ِمان ایمان و وجدان داشتیم

مُردگی چون بختکی افتاده روی جان‌مان
زندگی را زنده می‌کردیم، اگر جان داشتیم

دردها را هم به گورِ آرزوها می‌بریم
روزگاری درد را امّید درمان داشتیم!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

🌷 یا فاطمة‌الزهرا (سلام‌الله‌علیها) 🍃

خدا از عرش نازل کرد رودِ کوثر خود را
به دریا داد کامِ تشنه‌ی پیغمبر خود را

زمین پرواز کرد از خاک تا افلاک، با زهرا
تماشا کرد با ناباوری دور و بر خود را

نه؛ او دنیا نیامد؛ بلکه دنیا رفت پابوسش
به عالم داد چندی افتخار محضر خود را

صدای صور اسرافیل غیر از ذکر زهرا نیست
خدا رو کرده قبل از آفرینش محشر خود را

میان رحلِ دستش بوسه می‌نوشید از کوثر
پدر وقتی که می‌بوسید روی دختر خود را

یتیمی سخت بود؛ اما به پایان آمد این سختی
یتیمِ مکه در آغوش دارد مادر خود را

پدر می‌گفت می‌دانی دلیلِ خلقتم هستی؟!
تکان می‌داد زهرایش به آرامی سر خود را

نگاهش رونما می‌داد و مروارید می‌بارید
امیرالمومنین تا دید روی همسر خود را

و زهرا و علی آیینه‌های روبروی هم
به قاب چشمِ هم دیدند وجه دیگر خود را

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا_س
#یا_فاطمة_الزهرا_اغیثینی
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

گفتی نفسم به دردتان درمان است
در کیسه‌ی ابرهای من باران است
ای شیخ! مگر نماز میّت خواندی؟
کو ابر؟، هوا هوای گورستان است

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

برایم آبرودار آبرویی دست و پا کرده ...

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

کسی که راهِ نجاتِ خلایق است از آتش
نوشته‌اند از آتش کسی نداد نجاتش

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#یا_زینب_کبری_سلام_الله_علیها

صدای چک‌چکِ چکامه‌خوانِ آسمان رسید
سکوت را شکست، رحمتی که ناگهان رسید
مناره‌های فرش، قدّشان به عرشیان رسید
برای مدح دختری که با دم اذان رسید

موذنانِ این اذان، شهادتین بر لبیم
نفس‌نفس مدیحه‌خوانی حسین و زینبیم

حسین گفتم آب شد نگاه مادرِ حسین
شکست بغض حیدر و دلِ برادر حسین
به "حا و سین و یا و نون"، به آیه‌ی سر حسین
به "کاف و ها و یا و عین و صادِ" خواهر حسین

که این صدای زینب است می‌رسد به گوش‌مان
"حسین‌جان حسین‌جان حسین‌جان حسین‌جان"

از آسمان بُرید و پر کشید سوی لانه‌اش
مسافر از دیار غربت آمده به خانه‌اش
سکوت کرد گریه‌اش، تمام شد بهانه‌اش
شروع شد غزل‌غزل نگاهِ عاشقانه‌اش

رسید دل به دلبرش، فقط وصال را ببین
زبان شعر لال شد، زبان‌حال را ببین

حسین جان! سلامی از زبان هم‌زبان تو
هر آن‌چه هست آنِ تو، چه جان من چه جان تو
رسیده ابتدا و انتهای داستان تو
سلام، روضه‌های من! رسیده روضه‌خوان تو

سلام ای فرات!، آبِ تشنه‌ی لبِ حسین
بریز اشک تربتی به کامِ زینبِ حسین

پرید جبرئیل تا زمین به احترام من
رساند مصحفِ شریفِ وحی را به نام من
سلامِ عرش را رساند و گفت از مقام من
جواب داد خواهرت: سلام بر امام من

سلام بر کسی که اولین و آخرین غم است
تمام روزهای من برای تو محرم است

در اولین کلامِ فصل‌های روضه، خواهرم
در آخرین نفس برایت ای غریب!، مادرم
به وقت صبر مجتبی، به وقت جنگ حیدرم
گذشتم از خودم، فقط توام، حسینِ دیگرم

چه غم که پای روضه قطره‌قطره پیر می‌شوم
فدای مویی از سرت اگر اسیر می‌شوم

به دامنِ محبتم نمی‌رسد غبار هم
به حکم "لاشریک‌له" خدا یکی‌ست، یار هم
کم است اگر بمیرم از غمت هزار بار هم
شهید می‌شوم هزار بار، در مزار هم

خدا کند که اولین دعای من روا شود
خدا کند به جای تو سر از تنم جدا شود

خدا نیاورد که روزهای وصل، شب شود
اسیرِ دستِ جاهلان، عقیلة‌العرب شود
که خون‌مان حلال و کشتن تو مستحب شود
به جای یاحسین، واحسین، ذکرِ لب شود

خدا کند مسیر قصه‌های‌مان عوض شود
خدا کند دمِ وداع، جای‌مان عوض شود

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#امیری_حسین_و_نعم_الامیر

از ریشه‌های پرچمِ تو عشق می‌چکد
ما را چه احتیاج به گیسوکمندها!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#یا_فاطمه‌معصومه_‌سلام‌الله‌علیها

به استجابتِ لب‌تشنگان تو بارانی
که چشمه‌ای به کویر آمدی به مهمانی

کویر، قبل تو با مرگ‌و‌میر قافیه داشت
سلام بر تو که این خاکِ مرده را جانی

بمان و گرد و غبارِ مدینه را بتکان
تو سهمِ مردمِ ما از مزارِ پنهانی

ببخش ما را، دست کویر، پاگیر است
ببخش قم را، ای زائرِ خراسانی!

ببخش لهجه‌ی ما در تلاوتت غلط است
ای استخاره‌ی خوب، ای فصیحِ قرآنی!

تو جان بخواه، که منت گذاشتی سرمان
که پای هر قدمت می‌دهیم قربانی

سپرده‌ایم گدایان صدا به در نزنند
نشسته‌ایم درِ خانه‌ات به دربانی

مراقبیم غباری به پای‌تان نرسد
به تارِ چادرتان گردی از پریشانی

مراقبیم نگاهی به سمت‌تان ندود
اگر چه چشمه‌ی پاکی‌ست، چشمِ ایرانی

مراقبیم که سنگی نیفتد از بامی
و چوبه‌ای نزند بوسه‌ای به پیشانی

سپرده‌ایم به آتش به سمت‌تان نرود
شنیده‌ایم برای که روضه می‌خوانی!

ببخش اگر که نشد جان‌نثارتان باشیم
و تا قیامت مهمان پیش‌مرگانی!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

همچنان قهریم با آیینه‌های راستگو
همچنان از دیدنِ خود نیز بیزاریم ما

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#غزل_جدید

خداراشکر غیر از من کسی از من نمی‌ترسد
کسی جز روحِ سرگردانِ من از تن نمی‌ترسد

صدای کورسوی رعد، روشن کرده زندان را
که چشمم دیگر از این روزِ بی‌روزن نمی‌ترسد

قلم -این پرچمِ صلح و عصای پیری فردا-
به وقتش می‌شود سرنیزه، از دشمن نمی‌ترسد

به دینِ عشق برگرد، ای به کیشِ زاهدان رفته!
به دنیایی که زن از مرد و مرد از زن نمی‌ترسد

بفریادید آدم‌حرفیانِ سر به زیرِ برف!
نترسانید ما را، کوه از بهمن نمی‌ترسد

اگر درمان‌مان در بوسه‌ی درد است روی درد
بیا این پیکرِ ما، زخم از سوزن نمی‌ترسد

بغل وا کرده‌ایم ای مرگ! حالا این تو و این ما
تنِ عریانِ ما از لمسِ پیراهن نمی‌ترسد

مگر دارید از روزِ سیاهِ مرگ، بالاتر؟!
نترسانید ما را، مرده از مردن نمی‌ترسد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

دلباختگان همیشه دل‌سوخته‌اند
از مال جهان فقط غم اندوخته‌اند
لبخند، غریبه‌ی دیار لب ماست
بر قامت‌ ما رخت عزا دوخته‌اند

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

آسمان رنگِ تازه‌ای دارد
مثل سابق غروب، غمگین نیست
دیگر از اشک‌های دلتنگی
آستین‌های خاک سنگین نیست

بعدِ بن‌بست‌های تنهایی
کوچه‌ها غلغله‌ست از دیدار
بین آغوشِ باز پنجره‌ها
هیچ دستی نمی‌کشد دیوار

همه جمع‌اند دور یک سفره
سفره‌ای که به وسعت دنیاست
همه سیرند در عدالتِ نان
کنج عزلت گرسنگی تنهاست

در جهانِ بدون شاه و گدا
هیچ‌کس کدخدای مردم نیست
سهمِ دارا هزارها خروار
سهم بی‌چیز، بوی گندم نیست!

جنگ‌ها رفته‌اند در تاریخ
و همان‌جا هنوز می‌جنگند
مدتی می‌شود به اذنِ خدا
شیشه‌ها هم ‌رفیق با سنگ‌اند

همه‌جا هر دو روی سکه یکی‌ست
از دورویی خبر نمی‌گیرند
همه مؤمن به دینِ یک‌رنگی
همه کافر به کیش تزویر‌ند

کارِ محرابِ مسجد کوفه
اقتدا بر امامتِ قبله‌ست
در و دیوار مسجد سهله
مفتخر از اقامت قبله‌ست

مدتی می‌شود مؤذن‌ها
از مناره نمی‌پرند به چاه
می‌شوند از کبوتران نجف
با دو بالِ علی‌ولی‌الله

مدتی می‌شود که قاتل‌ها
آن دو ملعون که خون فروخته‌اند
با همان هیزمی که می‌دانیم
در همان کوچه‌ای که...؛ سوخته‌اند

مدتی می‌شود که فاش شده
سِرُّالاسرارِ دیرباز خدا
عرشیان و زمینیان جمع‌اند
سرِ آرامگاهِ رازِ خدا

چند وقت است هر شب جمعه
کربلا در مدینه مهمان است
گنبدی هم‌قواره‌ی خورشید
سایه‌سارِ مزار پنهان است

روزگارِ چکیده از قلمم
قطره‌ای بود، از جهانِ ظهور
باقی این ترانه‌باران را
می‌نویسیم در زمان ظهور

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

امیدِ روشنِ فردا، خیالِ خامْ فروشی‌ست
شبیه گفتنِ "شب‌خوش" به آن‌که خواب ندارد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#گناه_سرو ...

نشسته‌ایم به روزی که آفتاب ندارد
کویرِ ماست که از تشنگی سراب ندارد

امیدِ روشنِ فردا، خیالِ خامْ فروشی‌ست
شبیه گفتنِ "شب‌خوش" به آن‌که خواب ندارد

چه عمرها که تلف شد میان جنگِ دل و دین
بمیر عشق!، که پیغمبرت کتاب ندارد

چه -چیزها که نباید شنیدها- که ندیدیم
سکوتِ آینه حقّی در انتخاب ندارد

زدیم دل به دلِ ناخدای قطب‌نماها
شدیم غرق، به دریاچه‌ای که آب ندارد

به جای جام، دو رکعت نمازِ توبه شکستیم
در این دیار، که جز مسجدش شراب ندارد

گناهِ سرو، -که شد منبرِ اسیرکُشان- چیست؟
نپرس، راکبِ این سرو هم جواب ندارد

نمازِ میّتِ ما را به شوقِ حوریه خواندند
به دینِ گورکَنان، زندگی ثواب ندارد

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#غزل_عاشقانه

عیادت می‌کند از خویش، بیماری که من باشم
دلم خون است از دستِ پرستاری که من باشم

ببَر آیینه را با خود، که کمتر بشکنم خود را
مرا مگذار تنها با خودآزاری که من باشم

به جای "مرگ‌ بر ..."ها قاب کن شعر سپیدت را
به رسمِ یادگاری روی دیواری که من باشم

فرو می‌ریزم از رویای تو بر پیکری بی‌روح
مرا بیرون نکش از زیر آواری که من باشم

طنابِ ظالمِ تقصیر را از گردنت وا کن
ببُر، آزاد شو از حلقه‌ی داری که من باشم

و فردا از بهشتت گوش کن فریادِ آتش را
تو را اقرار خواهد کرد، انکاری که من باشم

صدایی آشنا می‌آید از بالای گورستان
برایم شعر می‌خواند عزاداری که من باشم

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#غزل_عاشقانه

روی کاغذ دو هم‌بند یک شعر
رو به آیینه‌ی هم نشستیم
در قفس می‌کشیم آسمان را
می‌نویسیم بر میله‌های
دفتری که پر است از گلایه
خط‌به‌خط آرزوهای‌مان را

روی دیوار، راه فرار است
گوش کن تیک‌تاکِ قرار است
ساعت صفر، در قاب ساعت
لب‌به‌لب با دقیقه‌شمار است
هر شب این بوسه‌های سرِ وقت
می‌خرد آبروی زمان را

روی کاغذ دو تا قبله‌گاهیم
رو به هم در نمازِ نگاهیم
هر دو آیینه‌ی غرق آهیم
هم‌ثوابِ هم و هم‌گناهیم
می‌شماریم تسبیح بر لب
بوسه‌های یکی در میان را

تار مویت شب شعرمان شد
مو‌به‌مو ساخت یلدای ما را
لحظه‌ی وصلت فصل‌‎ها را
مثل ما که به هم دل سپردیم
می‌سپاریم دست زمستان
گیسوانِ حنای خزان را

روی کاغذ دو مصراع یک بیت
در جهان موازی دچاریم
هم‌سفر مثل ریل قطاریم
هم‌صدا مثل سیمِ دو تاریم
ما به هم می‌رسانیم آخر
این دو خط، این دو تا بی‌جهان را

زندگی روی کاغذ قشنگ است
حرفِ بیرونِ کاغذ صبوری‌ست
آن‌چه نزدیک‌ِمان است، دوری‌ست
خسته از بازی سرنوشتیم
ما که بازنده‌های بهشتیم
بس کنید این همه امتحان را

عاقبت می‌رسد روزگاری
که پس از سال‌ها بیقراری
می‌شویم از قفس‌ها فراری
زیر سقفی پر از یادگاری
می‌نشینیم بیرونِ کاغذ
می‌نویسیم این داستان را

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#یا_ام‌البنین_سلام‌الله‌علیها

نشستم بر مزار آرزوهایم
زیارت می‌کنم خواب مزارت را
نه، این قابِ خیالی از تو خالی نیست
نسیم آورده از مقتل غبارت را

به خاکت قطره‌های اشک، حیران‌اند
برایت دانه‌دانه نوحه می‌خوانند
نشستم می‌شمارم با همین تسبیح
شمار زخم‌های بی‌شمارت را

شنیدم پَر زدی دستت زمین افتاد
تو بالا رفتی و ام‌البنین افتاد
مرا کشتند، آن‌جا که تو را کشتند
همان‌جایی که مشکِ آب‌دارت را ...

کنار رود، اما تشنه‌لب بودی
به جای آب، سقای ادب بودی
تو دریایی، الا یا ایهاالساقی
نمی‌سنجند با مشکت عیارت را

نبودم تا ببوسم زخم‌هایت را
ضریح پیکرِ از هم جدایت را
صدای "یا اخا ادرک اخایت" گفت:
زیارت کرده زهرا نیزه‌زارت را

کنارم اشک می‌ریزی، تو اینجایی
بگو باران نمی‌آید، تو می‌آیی
تو سقایی هنوز آری تو سقایی
بیا سیراب کن چشم‌انتظارت را

بیا مادر که از داغت خمیدم من
خداراشکر تا اینجا رسیدم من
نگو ام‌البنین، ام‌الشهیدم من
به نام مادرت کن افتخارت را

بیا و کربلا کن این حوالی را
مزارم کن همین قبر خیالی را
مرا تشییع کن با دست‌های خود
ببر سوی مزارش سوگوارت را

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

مادر تمام شد، غم حیدر شروع شد ...

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#یافاطمة‌الزهرا_سلام‌الله‌علیها

زمین مزارِ خاک بود، جای آسمان نبود
و خاکِ مرده، خانه‌ی مسافر زمان نبود

دَمی که خالقِ جنان به خاک افتخار داد
قرار بر بهار بود، حرفی از خزان نبود

زمین لیاقتِ امانتی که داشت را نداشت
-همیشه‌آزموده‌ای- که مَردِ امتحان نبود

چگونه شد؟ کسی که چادرش پناه خلق شد
میان خلقِ در پناه خویش، در امان نبود

مگر زمان چگونه از گذارِ عمر او گذشت؟!
که در شمارِ سال‌ها جوان، ولی جوان نبود

نمازِ پشتِ در به دائم‌الرُّکوعی‌اش رساند
قیامِ در قعود بود، قامتش کمان نبود

اگر نبود خطبه‌ای که زد به گوشِ مأذنه
نشانی از "علی" میان اشهدِ اذان نبود

ضریحی از مدینه بود، قبله‌ی نماز ما
اگر مزارِ قبله‌گاهِ کعبه بی‌نشان نبود

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#یا_فاطمة_الزهرا_سلام_الله_علیها

مثل هر شب خواب را در بسترش تنها گذاشت
رفت پای جانمازش روی دنیا پا گذاشت

با قیامش آسمان می‌رفت زیر چادرش
قابِ قوسینِ رکوعش عرش را هم جا گذاشت

سجده‌اش را بُرد آنجایی که جز مسجود نیست
سر به خاکِ سجده‌دارِ مسجدالزهرا گذاشت

با صدای آب آب، از عرش باران شد چکید
رفت بالای سرِ لب‌تشنه‌اش دریا گذاشت

باز تا نان‌آورش برگشت از نان بردنش
مرهمِ اشکی به زخمِ شانه‌ی مولا گذاشت

گرچه رویش سرخ بود از ردّ سیلی‌های اشک
گوشه‌ای هم جا برای خنده‌ی حاشا گذاشت

در هجومِ سنگ‌ها با آنکه بار شیشه داشت
پای اینکه نشکند آیینه جانش را گذاشت

مشکِ‌‌ اشکش را غمِ روز مبادا آب کرد
گریه‌هایش را برای روز عاشورا گذاشت

چارده قرن است، می‌گردد زمین دنبال او
آرزوی تربتش را بر دلِ دنیا گذاشت

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

بیا این قصه را از رفتنت آغاز کن، برعکس
و در پایان در آغوشت بمیرانم، چه پایانی!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

چشم بستی رفتی اما در نبستم روی تو
خانه می‌داند، کلیدِ زیرِ گلدان شاهد است

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#غزل_عاشقانه

مگر من مرده‌ام تنها در آغوشِ خیابانی؟
نبینم زیر چترِ ابر رفتی، خیسِ بارانی

مگر من مرده باشم با زبانِ آه و آیینه
بگویی رنج‌هایت را به خود، خود را برنجانی

تو از زیبایی‌ات هم خسته‌ای، با شانه‌ات قهری
ولی زیباتر از قبلی، به زیبایی پریشانی

کجای شعرهای رفته از یادم گمت کردم؟
صدایم کن، بگو پشتِ کدامین بیت پنهانی؟

بیا جای دل من توبه‌ات را بشکن و برگرد
بگو با بوسه‌هایت از پشیمانی پشیمانی

هم‌آغوشیم در عکسی که در آغوشِ دیوار است
بیا گاهی ملاقاتی کنیم از این دو زندانی

بیا این قصه را از رفتنت آغاز کن، برعکس
و در پایان در آغوشت بمیرانم، چه پایانی!

#رضا_قاسمی

@rezaghasemi133

Читать полностью…

|قَـلَـمـْدار ✍🏻|

#موقت

سلام و ارادت
تصمیم دارم اسم کانال رو عوض کنم (:
چند تا اسم تو ذهنمه ولی هنوز اونی که می‌خوام نیست
پیشنهاد شما چیه؟

Читать полностью…
Subscribe to a channel