1010
🍃 گفتند که پشت درب خانه بنویس 🍃 ای کاتب عشق ، بی بهانه بنویس 🍃 در عالم ذر قلم به دستم دادند 🍃 گفتند که #مشق_نوکرانه بنویس 🍃 #رضا_قاسمی 🍃 کانال دلانه : 🆔 @secretpoem 🍃 اینستاگرام : 🆔 https://instagram.com/rezaghasemi.110
#یافاطمةالزهرا_سلاماللهعلیها
زمین مزارِ خاک بود، جای آسمان نبود
و خاکِ مرده، خانهی مسافر زمان نبود
دَمی که خالقِ جنان به خاک افتخار داد
قرار بر بهار بود، حرفی از خزان نبود
زمین لیاقتِ امانتی که داشت را نداشت
-همیشهآزمودهای- که مَردِ امتحان نبود
چگونه شد؟ کسی که چادرش پناه خلق شد
میان خلقِ در پناه خویش، در امان نبود
مگر زمان چگونه از گذارِ عمر او گذشت؟!
که در شمارِ سالها جوان، ولی جوان نبود
نمازِ پشتِ در به دائمالرُّکوعیاش رساند
قیامِ در قعود بود، قامتش کمان نبود
اگر نبود خطبهای که زد به گوشِ مأذنه
نشانی از "علی" میان اشهدِ اذان نبود
ضریحی از مدینه بود، قبلهی نماز ما
اگر مزارِ قبلهگاهِ کعبه بینشان نبود
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#یا_فاطمة_الزهرا_سلام_الله_علیها
مثل هر شب خواب را در بسترش تنها گذاشت
رفت پای جانمازش روی دنیا پا گذاشت
با قیامش آسمان میرفت زیر چادرش
قابِ قوسینِ رکوعش عرش را هم جا گذاشت
سجدهاش را بُرد آنجایی که جز مسجود نیست
سر به خاکِ سجدهدارِ مسجدالزهرا گذاشت
با صدای آب آب، از عرش باران شد چکید
رفت بالای سرِ لبتشنهاش دریا گذاشت
باز تا نانآورش برگشت از نان بردنش
مرهمِ اشکی به زخمِ شانهی مولا گذاشت
گرچه رویش سرخ بود از ردّ سیلیهای اشک
گوشهای هم جا برای خندهی حاشا گذاشت
در هجومِ سنگها با آنکه بار شیشه داشت
پای اینکه نشکند آیینه جانش را گذاشت
مشکِ اشکش را غمِ روز مبادا آب کرد
گریههایش را برای روز عاشورا گذاشت
چارده قرن است، میگردد زمین دنبال او
آرزوی تربتش را بر دلِ دنیا گذاشت
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
بیا این قصه را از رفتنت آغاز کن، برعکس
و در پایان در آغوشت بمیرانم، چه پایانی!
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
چشم بستی رفتی اما در نبستم روی تو
خانه میداند، کلیدِ زیرِ گلدان شاهد است
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#غزل_عاشقانه
مگر من مردهام تنها در آغوشِ خیابانی؟
نبینم زیر چترِ ابر رفتی، خیسِ بارانی
مگر من مرده باشم با زبانِ آه و آیینه
بگویی رنجهایت را به خود، خود را برنجانی
تو از زیباییات هم خستهای، با شانهات قهری
ولی زیباتر از قبلی، به زیبایی پریشانی
کجای شعرهای رفته از یادم گمت کردم؟
صدایم کن، بگو پشتِ کدامین بیت پنهانی؟
بیا جای دل من توبهات را بشکن و برگرد
بگو با بوسههایت از پشیمانی پشیمانی
همآغوشیم در عکسی که در آغوشِ دیوار است
بیا گاهی ملاقاتی کنیم از این دو زندانی
بیا این قصه را از رفتنت آغاز کن، برعکس
و در پایان در آغوشت بمیرانم، چه پایانی!
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#موقت
سلام و ارادت
تصمیم دارم اسم کانال رو عوض کنم (:
چند تا اسم تو ذهنمه ولی هنوز اونی که میخوام نیست
پیشنهاد شما چیه؟
شاید افتادی به یادم، یاد بیماری که نیست
خواب دیدم چشمهایت را، پرستاری که نیست
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#رباعی_عاشقانه
با معجزه زندهام، همانی که تویی
در مردگیام دمید، جانی که تویی
آرام شدم در قفس آغوشت
آزاد شدم در آسمانی که تویی
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
⚫️ سلامٌ علی قلبزینبالصبور ... 🍂
پس از یک چلّه مردن، جسمِ بیجانش به جان برگشت
مزارِ خویش را از دور دید، از آن جهان برگشت
پس از یک چلّه دردِ -همسفر با ساربان بودن-
به سوی کاروانسالارِ عالَم، کاروان برگشت
زنی روی مزارِ مقتلِ مکشوفه دَم میداد
به خاکِ استنادِ روضهخوانان، نوحهخوان برگشت
زمین با گریه دور مقتلِ خورشید میگردید
صدای روضهی روزِ دهم آمد، زمان برگشت
زمان برگشت همراهِ طواف کُندی خنجر
همان ساعت که روی خاک، جسمِ آسمان برگشت
زمان برگشت اما غرق خونِ پاکِ ثارالله
چنان تیری که بعد از بوسهای سوی کمان برگشت
جوانتر بود، وقتی ذبحِ اعظم را منا بردند
زنی از نسل ابراهیم، پیر از امتحان برگشت
عَلم برداشت زینب یا تبر برداشت ابراهیم
که از بتخانهها با کِسوَت پیغمبران برگشت
تمام کاتبان از کشتن اسلام میگفتند
ولی با دختر حیدر ورقها ناگهان برگشت
#اربعین_حسینی
#سلام_علی_قلب_زینب_الصبور
#یا_ثارالله_و_بن_ثاره
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
⚫️ یا رقیه (سلاماللهعلیها) ... 🍂
بر لبِ بامِ اسارت آفتابم را ببین
مثل این ویرانه احوالِ خرابم را ببین
در جوابِ العطشهایت وجودم آب شد
آب رد شد از سرم؛ حالا سرابم را ببین
فکر کن مثل قدیمم؛ چشمهایت را ببند
دیدنِ الانِ من روضهست، خوابم را ببین
شب به شب تا چند بشمارم که پیدایت کنم؟!
میشمارم؛ زخمهای بیحسابم را ببین!
با چه زوری خواستند و با چه زوری حفظ شد
سرفرازم بعد غارتها؛ حجابم را ببین
روزگار کاخِ سبزِ شام را کردم سیاه
ردّ اشکم را؛ سلاحِ انقلابم را ببین
گرچه طوفانِ بلا فانوسِ عمرم را شکست
بعدها از این خرابه بازتابم را ببین
در قنوت آخرم چیزی به جز پرواز نیست
مرغ آمینِ دعای مستجابم را ببین
#یا_رقیه_بنت_الحسین_ع
#من_الذی_ایتمنی_علی_صغر_سنی
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#روضهی_بازار_چند؟!
گلفروشا! گل خریداری ندارد، خار چند؟
یادِ چشمِ یارمان آن نرگس بیمار چند؟
قیمت یک لحظه دیدن سالها جان کندن است
جانِ دلتنگی ندارم، عشقِ بیدیدار چند؟
عمر در زندان به قدر چوبخط بیارزش است
قیمت این خطخطیها آنوَر دیوار چند؟
تا زبان شعرهایم سرخ شد قیمت گرفت
میخرد سرسبزیِ بارِ سرم را دار چند؟
شاعرا! باشد، قلم بفروش، اما مفت نه!
قیمتِ شعر این طرف بالاست، در دربار چند؟
بیخریدار است در بازارِ گوشِ مسلمین
آی مفتی! حرفِ حق در حُجرهی کفار چند؟
خوشخطوخال است تسبیحِ دکانِ زاهدان
قیمت هر دور استغفار با این مار چند؟!
دینفروشا! در لباسِ دین چه پنهان کردهای؟
میفروشی بُت در این بتخانهی سیّار چند؟
موریانه خورد و گفت این چوب، چوبِ سادگیست
منبرت، -این نردبانِ گنبدِ دستار- چند؟
با دو مثقال از گناهِ خویش و یک جو آبرو
ما ثوابت را خریداریم، هر خروار چند؟!
روضهخوانا! کیسهات را پر کن از خالی، بخوان
گریهای مهمانمان کن، روضهی بازار چند؟
دَمبهدَم خونِ خدا را میفروشی زخم زخم
شد هزار و نهصد و پنجاه دَم، بشمار چند؟!
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
⚫️ یا علیاصغر (علیهالسلام) ... 🍂
برای خشکی لبِ تو آب گریه میکند
فرات، در کویری از سراب گریه میکند
ببین چطور با صدای ریشخندِ حرمله
حسین با محاسنِ خضاب گریه میکند
سئوال کن "بِأَیّ ذَنب" و گوش کن سکوت را
خدا هم از غم تو در جواب، گریه میکند
دعای ربّ آب بیجواب ماند و تا ابد
به حالش آسمانِ مستجاب گریه میکند
بخواب روی خاکِ گاهوارهی مزارِ خود
که روز و شب کنار تو رباب گریه میکند
به خونِ ردّ دستبندِ مادرت نگاه کن
که در غم اسارتش طناب گریه میکند
رباب سوخت زیر بارِ داغ و زیر سایهاش
نشسته از خجالت آفتاب گریه میکند
دوباره خیس شد لهوف و روضه ناتمام ماند
دواتِ چشمِ ماست، یا کتاب گریه میکند؟!
#یا_باب_الحوائج_علی_اصغر_ع
#ای_وای_از_دل_رباب
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#یا_اباعبداللهالحسین_علیهالسلام
بگذار که فرشِ روضههایت باشم
یک عمر دخیلِ خاکِ پایت باشم
با -روی سیاهِ از خجالت سرخم-
بگذار که پرچمِ عزایت باشم
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#بسماللهقاصمالجبارین
با لشکرِ ذوالفقاریان فامیلیم
کابوسِ شبِ ابرهه را سجّیلیم
ما بارش نیل بر سر فرعونیم
ما عزرائیلِ مرگ اسرائیلیم
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#یا_علیالنقیالهادی_علیهالسلام
ای خالق قصیدهی مدحِ خدایگان
ای جامعهسُرای تبارِ کبیرها
ای در رباعی علوی چارمین علی!
میلاد توست مطلعِ عیدِ غدیرها
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
کسی که راهِ نجاتِ خلایق است از آتش
نوشتهاند از آتش کسی نداد نجاتش
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#یا_زینب_کبری_سلام_الله_علیها
صدای چکچکِ چکامهخوانِ آسمان رسید
سکوت را شکست، رحمتی که ناگهان رسید
منارههای فرش، قدّشان به عرشیان رسید
برای مدح دختری که با دم اذان رسید
موذنانِ این اذان، شهادتین بر لبیم
نفسنفس مدیحهخوانی حسین و زینبیم
حسین گفتم آب شد نگاه مادرِ حسین
شکست بغض حیدر و دلِ برادر حسین
به "حا و سین و یا و نون"، به آیهی سر حسین
به "کاف و ها و یا و عین و صادِ" خواهر حسین
که این صدای زینب است میرسد به گوشمان
"حسینجان حسینجان حسینجان حسینجان"
از آسمان بُرید و پر کشید سوی لانهاش
مسافر از دیار غربت آمده به خانهاش
سکوت کرد گریهاش، تمام شد بهانهاش
شروع شد غزلغزل نگاهِ عاشقانهاش
رسید دل به دلبرش، فقط وصال را ببین
زبان شعر لال شد، زبانحال را ببین
حسین جان! سلامی از زبان همزبان تو
هر آنچه هست آنِ تو، چه جان من چه جان تو
رسیده ابتدا و انتهای داستان تو
سلام، روضههای من! رسیده روضهخوان تو
سلام ای فرات!، آبِ تشنهی لبِ حسین
بریز اشک تربتی به کامِ زینبِ حسین
پرید جبرئیل تا زمین به احترام من
رساند مصحفِ شریفِ وحی را به نام من
سلامِ عرش را رساند و گفت از مقام من
جواب داد خواهرت: سلام بر امام من
سلام بر کسی که اولین و آخرین غم است
تمام روزهای من برای تو محرم است
در اولین کلامِ فصلهای روضه، خواهرم
در آخرین نفس برایت ای غریب!، مادرم
به وقت صبر مجتبی، به وقت جنگ حیدرم
گذشتم از خودم، فقط توام، حسینِ دیگرم
چه غم که پای روضه قطرهقطره پیر میشوم
فدای مویی از سرت اگر اسیر میشوم
به دامنِ محبتم نمیرسد غبار هم
به حکم "لاشریکله" خدا یکیست، یار هم
کم است اگر بمیرم از غمت هزار بار هم
شهید میشوم هزار بار، در مزار هم
خدا کند که اولین دعای من روا شود
خدا کند به جای تو سر از تنم جدا شود
خدا نیاورد که روزهای وصل، شب شود
اسیرِ دستِ جاهلان، عقیلةالعرب شود
که خونمان حلال و کشتن تو مستحب شود
به جای یاحسین، واحسین، ذکرِ لب شود
خدا کند مسیر قصههایمان عوض شود
خدا کند دمِ وداع، جایمان عوض شود
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#امیری_حسین_و_نعم_الامیر
از ریشههای پرچمِ تو عشق میچکد
ما را چه احتیاج به گیسوکمندها!
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#یا_فاطمهمعصومه_سلاماللهعلیها
به استجابتِ لبتشنگان تو بارانی
که چشمهای به کویر آمدی به مهمانی
کویر، قبل تو با مرگومیر قافیه داشت
سلام بر تو که این خاکِ مرده را جانی
بمان و گرد و غبارِ مدینه را بتکان
تو سهمِ مردمِ ما از مزارِ پنهانی
ببخش ما را، دست کویر، پاگیر است
ببخش قم را، ای زائرِ خراسانی!
ببخش لهجهی ما در تلاوتت غلط است
ای استخارهی خوب، ای فصیحِ قرآنی!
تو جان بخواه، که منت گذاشتی سرمان
که پای هر قدمت میدهیم قربانی
سپردهایم گدایان صدا به در نزنند
نشستهایم درِ خانهات به دربانی
مراقبیم غباری به پایتان نرسد
به تارِ چادرتان گردی از پریشانی
مراقبیم نگاهی به سمتتان ندود
اگر چه چشمهی پاکیست، چشمِ ایرانی
مراقبیم که سنگی نیفتد از بامی
و چوبهای نزند بوسهای به پیشانی
سپردهایم به آتش به سمتتان نرود
شنیدهایم برای که روضه میخوانی!
ببخش اگر که نشد جاننثارتان باشیم
و تا قیامت مهمان پیشمرگانی!
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
همچنان قهریم با آیینههای راستگو
همچنان از دیدنِ خود نیز بیزاریم ما
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
به چشمانم چشاندم بیخیالِ خواب بودن را
به کامِ برکهام همخواب با مهتاب بودن را
برای رودها وابسته بودن مرگِ تدریجیست
نمیفهمند هرگز لذت مرداب بودن را
مرا راندند مردم، هر زمان نزدیکشان رفتم
تمام عمر حس کردم سوارِ تاب بودن را
غرورِ تشنگی را بشکنم با خواهش از باران؟
کویرم، خاکِ من پس میزند سیراب بودن را
مریدِ لاکپشتِ پیر بود و مشقِ دل کندن
و ماهی مُرد تا آموخت دور از آب بودن را
منم آن ماهیِ آزادِ از دریا سفر کرده
نمیخواهم اسیرِ بوسهی قلاب بودن را
برایم دل بریدن سخت مثل سر بریدن بود
ولی آموخت چوپانِ دِهام قصّاب بودن را
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
🌷 فقط حیدر امیرالمومنین است 🍃
آبیاری پای نخلِ بیثمر بیفایدهست
هر چه باران هم ببارد، بیشتر بیفایدهست
ریشهی باغی که آفت خورده آتشلازم است
در نجاتش باغبانی تبر بیفایدهست
قلعهی دین بی تبری خانهی ابلیسهاست
در بنای قصرِ بیدیوار، در بیفایدهست
صد مؤذن با هزاران "اشهَدُ انّ علی ..."
در نجاتِ یک خدانشناسِ کر بیفایدهست
هر قنوتِ بی علی یعنی سقوطِ تازهای
در تن مرغی که در دام است، پر بیفایدهست
گفتن از شأن علی با مؤمنانِ دشمنش
مثل یاسین خواندنِ در گوشِ خر بیفایدهست
آب در هاون نکوبید ای طهارتلازمان!
شستشوی ننگِ -اسمش را نبر- بیفایدهست
میوهی نخلِ علی را میثم تمّار چید
تا نروید روی چوبِ دار، سر بیفایدهست
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت
#بر_دشمن_مرتضیعلی_لعنت
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
⚫️ یا حسنالمجتبی (علیهالسلام) 🍂
سلام میدهد به نام نامیات سلام هم
رکوع میشود به احترام تو قیام هم
تو کیستی که سَیّدُالشّباب اهلِ جنّتی
و سبطِ اکبرِ بهشتِ سَیّدُالاَنام هم
کرامتت نداشت مرز، مثل نور آفتاب
رسید سفرهات به ناسزای اهلِ شام هم
شفای دورهگردِ خاکِ مقدمِ تو سر زده
به اهل گورخانههای مرده از جذام هم
هزار خطبه بود در بلاغتِ سکوت تو
هزار بیالف، بدون نقطه، بیکلام هم
تو جنگجوی جنگ صبری ای دلاور جمل!
پر از دَمِ علیست ذوالفقارِ در نیام هم
تُعِزُّ مَن تَشاء یعنی ای مُعِزّ مؤمنین!
تو ماندی، از سپاه دشمنت نمانده نام هم
تُذِلُّ مَن تَشاء یعنی آن زن شترسوار
زنی که بو نبرد از آبرو، از احترام هم
شکسته شد به دستِ جانمازدزدها، نماز
فقط نه سجده و قیام، حُرمت امام هم
کدام نوحه آخرین دَمت شد ای جگربهلب؟!
که سوخت جانِ بر لبِ شهیدِ تشنهکام هم
چه آتشیست داغ مادرت، که کم نمیشود
از آن دو نانجیب اگر بگیری انتقام هم
دوباره گریه در غم تو را شروع میکنیم
اگر میان روضه کارمان شود تمام هم
#یا_امام_حسن_مجتبی_ع
#هو_الکریم_ابن_الکریم
#یا_کریم_اهل_بیت_ع
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
اگر باد مخالف راهِ باران را عوض میکرد
خدای رود، تقدیرِ بیابان را عوض میکرد
اگر یک ذره از عصیان ما در ذاتِ آدم بود
برای سجده کردن رأی شیطان را عوض میکرد
هوای بوسهی حوّا هوایی کرد گندم را
گذشت از این هوس تقدیرِ انسان را عوض میکرد
بهشتی که نشان میداد دعوتنامهی زاهد
به جای کافران دینِ مسلمان را عوض میکرد
تنورِ خانهی ما نانخورِ یک مشت نانبُر بود
که در هر پُخت، جای آجر و نان را عوض میکرد
خطِ پیشانی ما ردّ آب از سر گذشتنهاست
زمان هر بار جای خطّ پایان را عوض میکرد
قفس پروازمان میداد تا آغوشِ آزادی
کدام آغوش؟!، زندان شکلِ زندان را عوض میکرد
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
#غزهی_بیغذا
از خانهی کدخدا، خدا میدزدند
از حنجرههایمان صدا میدزدند
تا سیر شود سفرهی آدمخواران
از دست گرسنگان غذا میدزدند
#مرگ_بر_اسرائیل
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
⚫️ یا ثاراللهوبنثاره (علیهالسلام) 🍂
وقتی اشکت ریخت روی جوهرِ تقدیرها
روضهات شد اولین عشقِ جوان و پیرها
بر تن ما مُهرِ داغت خورد، وقتی سرخ شد
سینه از سینهزنیها شانه از زنجیرها
رزقِ ما پایان ندارد مثل احسانِ کریم
دیگِ نذری ته ندارد، شاهدم کفگیرها
کاش میمردیم با «یا لَیتَنا کُنّا مَعَک»
چهرهی تقویممان سرخ است از تأخیرها
ما کبوترها نبودیم آسمانت فتح شد
جای ما پرواز میکردند سویت تیرها
زیر و رو کردند قرآنِ تنت را قاریان
عالمان بیرون کشیدند از تنت تفسیرها
تا مؤذنها اذان گفتند وقتِ کشتنت
نام پاکت رفت روی نیزهی تکفیرها
گودی گودال را پر کرد خونِ تشنهات
دفن شد کوهِ تنت در تلّی از شمشیرها
پای کفتاران به دشتِ سربداران باز شد
آه، از حالِ فرارِ آهوانِ شیرها
#یا_اباعبدالله_الحسین_ع
#السلام_علی_ساکن_کربلا
#یا_ثارالله_و_بن_ثاره
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
📹 ببينيد ... 👆🏻
🎬 شعرخوانی #رضا_قاسمی در هیئت #بحرالمصائب
📜 روضهی حضرت رقیه سلاماللهعلیها
@rezaghasemi133
🌷 امیری حسین و نعمالامیر ...🍃
مرا در عالم ذَر حضرت زهرا سوا کرده
برایم آبرودار آبرویی دست و پا کرده
کنیز روضهات میخواست من هم نوکرت باشم
دعای مادرت حاجات مادر را روا کرده
شبیه طبل تو خالی؛ نه طبل روضههای تو
منم آن پوچی مطلق که عمری ادعا کرده
صدایت میزنم با بغض، مثل «کودکیهایم»
که در بازار غربت دست مادر را رها کرده
به تو امّید دارم مثل آن من، آن پسربچه
که هر باری زمین افتاده بابا را صدا کرده
دلم قیمت گرفته با شکستن، مثل آن قلّک
که هر چه داشت را خرج عزادارِ شما کرده
فقیرم؛ آن فقیری که غنیتر از سلاطین است
خدا خیرش دهد هر کس مرا اینجا گدا کرده
شبم روز است، با عکسی که از دیوار میتابد
خدا رحمت کند هر کس که گنبد را طلا کرده
کبوتر نیستم اما فقط یک آرزو دارم
کلاغ قصهی غربت هوای کربلا کرده
#یا_اباعبدالله_الحسین_ع
#السلام_علی_ساکن_کربلا
#امیری_حسین_و_نعم_الامیر
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
🌷 برای وطن 🇮🇷✌🏼 🍃
الا ای مَهدِ شیران، ای که میخوانند ایرانت
بخواب آرام در آغوشِ گلگونِ شهیدانت
نترس از جوخهی اعدامِ دِژخیمان، ببین ما را
که سنگر ساختیم از جانِ خود در تیربارانت
الا ای مادهشیرِ بیشهی کفتارها برخیز
بگیر ای مامِ میهن کودکانت را به دندانت
مرا از قید و بندِ خاکِ پاگیرت مکن آزاد
به دیوارت قسم، آنسوی آزادیست زندانت
اگر دنیا تمامِ فصلهایش هم بهاران شد
نمیکوچیم سوی باغِ سبزش از زمستانت
هنوز از فتنهی چنگیزها پاییزها داری
بهارِ عمرِ ما تقدیمِ فصلِ برگریزانت
به آبادان قسم پابندِ آبادانیات هستیم
به ویرانی روند آنان که میخواهند ویرانت
چقدر از سروهایت صفبهصف بر خاک افتادند
که حتی نشکند یک برگِ جنگلهای گیلانت
شهیدِ خُرّمآباد است خاکِ سرخِ خرّمشهر
اسارت دید مِهرانت، که آزاد است تهرانت
بخواب ای خاکِ زرخیز، ای تمامت گنجِ اجدادی
که بیداریم نگذاریم دزدان را نگهبانت
تو یکتایی، اهوراخانهی یکتاپرستانی
غباری نیست بر آیینههای رو به یزدانت
تو با تازیدنِ لات و هُبل ایمان نیاوردی
نشد هرگز گِلِ بتسازها خاکِ مسلمانت
تو از اول مسلمانِ امیرالمومنین بودی
تو مِنّا اهلبیتی، شاهد ما کیست؟، سَلمانت
به دنیا از شمالِ شرقیات یکریز میتابی
نه؛ مغرب نیست در قاموسِ خورشیدِ خراسانت
چنان از خونبهای مُلکِ رِی خونت به جوش آمد
که نذرِ انتقامت شد هزاران مثل کِیْسانت
هنوز از خاکِ گندمزارهایت اشک میرویَد
و خرجِ روضهداران میشود هر تکّه از نانت
#چو_ایران_نباشد_تن_من_مباد
#رضا_قاسمی
@rezaghasemi133
سلام و ارادت
روزگارتون بخیر
همونطور که میدونید بنده اهل حرف زدن در کانالم نیستم و سعی کردم حرفام رو با شعر بزنم. ولی سه مطلب رو باید با شما همراهان عزیزم در میون بذارم.
مطلب اول:
بنده با گذر زمان و آموختن و مطالعهی بیشتر، مدام در حال دگردیسیام. به این صورت که مدام در حال به روزرسانی و ویرایش جهانبینی، زبان و مضامین اشعارم هستم.
بارها و بارها بابت انتشار برخی از اشعارم خودم رو سرزنش کردم و اگه تجربه و نگاه امروزم رو داشتم چه بسا تعداد اشعار منتشر شدهم خیلی کمتر از این بود.
این اتفاق صرفا مختص اشعار قدیمیم نبوده و نیست. چه بسا شعری که یک سال پیش منتشر کردم رو در طول این مدت بارها ویرایش کردم.
یکی از دلایلی که مدتیه کمتر مینویسم همینه که به نوعی دچار وسواس شدم و بسیار سختگیرانهتر از قبل با اشعارم برخورد میکنم.
اما غرضم از این حرفها چیه؟
بسیاری از کانالها و سایتهایی که اختصاصا به انتشار اشعار آئینی شاعران میپردازن، همیشه به بنده لطف داشتن و سیاهههام رو قابل نشر دونستن که از این بابت بسیار ممنونم ازشون.
اما بارها دیدم نسخهی ابتدایی شعری که در قدیم گفتم و از سر بیتجربگی منتشر کردم رو نشر دادن. در صورتیکه نسخهی ویرایش شدهی همون شعر در این کانال موجوده.
لذا همینجا ضمن قدردانی و تشکر فراوان، به تمام عزیزانی که در انتشار اشعارم به بنده لطف دارن عرض میکنم تنها مرجع شعرهای بنده صرفا همین کاناله.
لطف بفرمایند فقط اشعاری که در اینجا موجوده رو منتشر کنید.
مطلب دوم:
به همون اندازه که نظر منتقدان تخصصی شعر برام بسیار مهم و آموزندهست، نظر مخاطبان اشعارم هم بسیار ارزشمنده.
به همین دلیل زین پس بخش کامنت کانال رو فعال میکنم که اگه در مورد شعری، نقد یا نظری داشتید با من به اشتراک بذارید.
مطلب آخر:
همراهان قدیمیم میدونن که تا چند سال پیش دو تا کانال داشتم. یک کانال مختص اشعار آیینی (همین کانال) و یک کانال مختص اشعار عاشقانه و آزاد.
حدود سه سال پیش تصمیم گرفتم این دو رو ادغام کنم و تمام اشعارم اعم از آئینی و آزاد رو در همین کانال منتشر کنم.
هنوز با خودم درگیرم که آیا این کار درست بود؟!
لذا امروز میخوام نظر شما رو بدونم که آیا به همین روند ادامه بدم یا یه کانال جدید مختص انتشار اشعار عاشقانه و آزادم بسازم.
لطفا یا در قسمت کامنت همین پست نظرتون رو اعلام بفرمایید یا در نظرسنجی پست بعد.
بابت زیادهگویی عذرخواهم
بسیار ممنونم از همراهیتون که همیشه باعث دلگرمی بندهست ♥️
ارادتمند شما رضا قاسمی