ravn100 | Unsorted

Telegram-канал ravn100 - ✒️جُملگی روانکاوی🕷

12038

🕷آموزش جامع روانکاوی گردآوری تمامی منابع و مآخذ مربوط به علم روانکاوی از جمله درسگفتارها، پژوهش‌ها و پاراگراف های حائز توجه از آغاز تا به امروز به روانکاوی خوش امدید. ▫️ارتباط @Irani9

Subscribe to a channel

✒️جُملگی روانکاوی🕷

dr.ebrahimi

نماد بی‌رحمی طبیعت در حق ماده‌ها عادت ماهانه است. برای بقای نسل، ماده‌های اولیه باید همیشه باردار می‌بودند و خونریزی در آن‌ها به چشم نمی‌آمد، اما ماده‌های مدرن بیشترین تنش با آن را دارند، چرا که ابزار پیشگیری از بارداری در اختیار آن‌ها است و نیمی از ماه درگیر عوارض بدنی-روانی آن.

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
@ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

پشت بعضی از امیال جنسی، نیازی عمیق‌تر برای ارتباط و التیام پنهان است.کوهات به ما نشان داد که همه چیز را نمی‌توان با غریزه توضیح داد. در این مسترکلاس به مفهوم جنسی‌سازی از منظر روانکاوی سلف خواهیم پرداخت.
سرفصل ها:
▫️سیر تحول میل جنسی در روانشناسی و روانکاوی
▫️نگاه کوهات به رابطه میان میل جنسی و نیازهای سلف
▫️جنسی‌سازی به‌عنوان راه‌حلی برای آسیب‌های خود و حفظ انسجام روانی
▫️اختلالات جنسی از منظر روانشناسی خود
▫️انتقال جنسی و جنسی‌سازی در فرایند درمان
▫️مطالعه موردی و کاربردهای بالینی

👤 مدرس: دکتر آرش رمضانی
پزشک متخصص و دکتری تخصصی روانشناسی بالینی
روانکاو دوره دیده در انجمن trisp نیویورک
عضو هیئت علمی دانشگاه

⚠️ ظرفیت محدود
‼️همراه با گواهی معتبر
✅️حضوری، اصفهان
✍️ جهت ثبت نام با شماره 09103504954 در تماس باشید.

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.
پ.ن: مساله، فهم این مطلب است که تداوم، اساسا امری دشوارتر از مواجهه با یکبار سوگواری پایان رابطه است. گرچه رسیدن به ظرفیت تداوم نیز، قبل از هر چیز حاصل مواجهه‌ی عمیق ما با یک سوگ دیرینه، یعنی از دست دادن ابژه‌ی اولیه است. و آنکه هنوز در عشق خودشیفته‌وار و ناهشیار، به واحد مادر/خویشتن است، ظرفیتی برای تداوم نخواهد داشت، زیرا خود تداوم اساسا یک سوگ مدوام است. در واقع پذیرش بخش های بد دیگری در کنار بخش های خوبش، مستلزم اختگی مکرر از خودمحوری، عبور از ادیپ و پذیرش تفاوت‌هاست.
.
.
روابط_موضوعی
پويان مقدم

✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

فرضیه پالایش/ تخلیه
(Catharsis Hypothesis)


ارسطو و سپس فروید‌، پالایش یا تخلیه هیجانی را برای درمان احساسات منفی توصیه می کردند. این دیدگاه در دوره پساعصر انقلاب صنعتی که تخلیه بخار را توسط دریچه اطمینان برای جلوگیری از انفجار لازم می دانستند، تقویت شد.

فرضیه پالایش می گوید ابراز هیجان منفی مانند پرخاشگری نه‌ تنها احتمال آن را در فرد کاهش نمی دهد، بلکه در واقع چون فرد از این طریق نگرش منفی پیدا می کند، احتمال وقوع آن بیشتر هم می شود.‌

همچنین، تهدید به تلافی پرخاشگری، اگر تحریک کننده باشد، موجب افزایش آن می شود (اما اگر تهدیدکننده دارای جایگاه قدرت باشد می تواند آن را کاهش بدهد).

در نتیجه، روش هایی مانند مشت زدن به کیسه بوکس یا شن، داد و فریاد به منظور تخلیه، یا نوشتن پرخاشگری روی کاغذ، نه تنها آن را کاهش نمی دهد بلکه ممکن است آن را افزایش بدهد (و حتی در مواردی ماشه چکان تروما باشد) و برای سلامت روان مضر است.

دکتر حمید علیزاده


✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

psychodynamic-diagnostic-manual-pdm-3-



ویراست سوم راهنمای تشخیص روانپویشی: PDM3


✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.
🕷‏اگه خانواده‌ام حین تریاک کشیدن ببیننم کمتر معذبم تا هنگام رقصیدن.
(گزاره‌ای از توییتر)


در این گزاره طنزآمیز، لایه‌ای عمیق از تراژدی خاموش نهفته است. گوینده در یک اعتراف تکان‌دهنده، سلسله‌مراتب شرم و تابو را در نظام فرهنگی خویش بازتعریف می‌کند: دیده شدن در حال مصرف ماده‌ای مخدر که به‌آرامی جان را می‌ستاند، معذب کنندگی کمتری دارد تا دیده شدن در حال رقص که نماد شور زندگی و رهایی تن است. این گزاره فراتر از یک طنز تلخ رساله‌ای فشرده در باب قدرتِ ویرانگر کلیشه‌های فرهنگی است کلیشه‌هایی که می‌توانند مرگ خودخواسته را عادی‌سازی کنند اما تجلی شادی و حرکت بدن را به گناهی نابخشودنی بدل سازند.

این پدیده را می‌توان از منظر روان‌شناسی اجتماعی و نظریه [خودِ اجتماعی] توضیح داد. فرد در درون یک جماعت، رفتار خود را نه بر اساس معیارهای مطلق عقلانی یا اخلاقی، بلکه بر اساس (افق انتظارات) هنجارین محیط می‌سنجد. اعتیاد، به‌ویژه در برخی خرده‌فرهنگ‌های سنتی یا مردسالار، می‌تواند به‌اشتباه با نشانه‌هایی چون مردانگی، دردکشیدگی، «مهمان‌نوازی» یا بزرگی کدگذاری شود. در چنین بافتی، عمل کشیدن تریاک در حضور خانواده، اگرچه تلخ و آسیب‌زا، اما در چارچوب یک رنج آشنا تعریف می‌شود؛ رنجی که تابوی آن شکسته شده و به بخشی از امر عادی بدل گشته است.

در روبرو، رقص به‌عنوان یک کنش جسمانی که با لذت رهایی اروس Eros و ابراز فردیت پیوند خورده، در نظام‌های فرهنگی مبتنی بر شرم و انضباط بدنی به شدت تابوسازی می‌شود. بدن رقصان بدنی است که از قید هنجارهای تحمیلی گریخته و این گریز، برای ساختارهای اقتدارگرای فرهنگی (چه سنتی و چه مدرن) تهدیدآمیز است به تعبیر جامعه‌شناسان، سیاست بدن در اینجا وارد عمل می‌شود اعتیاد، بدنی منفعل، گوشه‌نشین و در حال فروپاشی می‌سازد که تهدیدی برای نظم نمادین همبودگاه نیست، اما رقص، بدنی فعال، شاد و سرکش می‌آفریند که آشوبگر نظم اخلاقی تحمیلی است. شرم ناشی از رقص، شرم ناشی از عبور از خط قرمز عفت و حیایی است که به‌اشتباه معادل اخلاق والا انگاشته شده است.

بدین‌سان، این نقل‌قول آشکار می‌سازد که چگونه اخلاقیات یک جامعه می‌تواند چنان وارونه شود که سایه مرگ اعتیاد را تحمل کند، اما از روشنای زندگی رقص برآشوبد و آن را شرم‌آور بخواند. قدرت کلیشه‌ها در این است که می‌توانند پلیدی را به فضیلت، و فضیلت را به گناه تبدیل کنند.

▫️می‌توانید از دو منبع ذیل خوانش خود را پربار کنید.

۱_ Bourdieu, P. (1977). Outline of a Theory of Practice. Cambridge University Press.
(مفاهیم «عادت‌واره» و خشونت نمادین در این کتاب توضیح می‌دهد که چگونه رفتارهای مضر می‌توانند در یک فرهنگ، طبیعی و بدیهی جلوه کنند، در حالی که رفتارهای دیگر به‌عنوان تابو شناخته می‌شوند.)
۲_ Foucault, M. (1977). Discipline and Punish: The Birth of the Prison. Pantheon Books.
(تحلیل فوکو از انضباط بدنی و سیاست‌های کنترل بر تن، چارچوبی برای فهم این مسئله فراهم می‌کند که چرا جامعه با رقص (کنش آزادانه بدن) مقابله می‌کند، اما با اعتیاد (انفعال و تخریب بدن) مماشات می‌کند.)

بیان ساده: اگر مجبور به انتخاب باشید بین اینکه فرزندتان گی باشد یا معتاد کدام را انتخاب می‌کنید؟

🫆مجتبی روستا


✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

مفهوم «خودآبژه» یکی از مفاهیم عمیق و بنیادین در روان‌شناسی خود و روان‌کاوی میان‌ذهنیتیه. این مفهوم، توسط هیز کوهات، روان‌پزشک و روان‌کاو آمریکایی، مطرح شد و نقش مهمی در درک رشد روانی انسان، نیازهای اساسی روان، و شکل‌گیری اختلالات روان‌شناختی ایفا می‌کنه. در ادامه، این مفهوم رو به‌صورت جامع بررسی می‌کنیم.

خودآبژه به افراد، تجربیات یا اشیایی گفته می‌شه که ما از اون‌ها برای حفظ، تقویت و ساختن حس خودمون استفاده می‌کنیم. به عبارت ساده‌تر، خودآبژه‌ها اون چیزهایی هستن که به ما کمک می‌کنن تا احساس کنیم وجود داریم، ارزشمندیم، و یکپارچه‌ایم.



تفاوت با ابژه‌ی معمولی
در روان‌کاوی کلاسیک، ابژه به‌عنوان یه فرد یا چیز مستقل از خود ما دیده می‌شد. اما کوهات مفهوم «خودآبژه» رو مطرح کرد تا نشون بده که در روابط اولیه، ما با دیگران به‌عنوان بخشی از خودمون رفتار می‌کنیم. اون‌ها رو نه به‌عنوان افراد جداگانه، بلکه به‌عنوان بخش‌هایی از خودمون تجربه می‌کنیم.

به عبارت دیگه:
• ابژه‌ی معمولی: فرد یا چیزی مستقل از ما
• خودآبژه: فرد یا چیزی که ما اون رو بخشی از خودمون می‌دونیم و برای حس خودمون بهش نیاز داریم

🕷 نیازهای خودآبژه‌ای

تعریف نیازهای خودآبژه‌ای
کوهات معتقد بود که انسان‌ها، درست مثل گیاهانی که به نور خورشید نیاز دارن، به تجربیات خاصی نیاز دارن تا بتونن رشد کنن. این تجربیات، نیازهای خودآبژه‌ای نامیده می‌شن. این نیازها اساسی و حیاتی هستن، درست مثل نیاز به هوا و آب.

چهار نیاز اصلی خودآبژه‌ای
۱. تأیید و بازتاب (Mirroring)
نیاز به دیده شدن، تأیید شدن، و درک شدن توسط دیگران. کودک نیاز داره که والدینش اون رو ببینن، تحسینش کنن، و ارزشمند بودنش رو تأیید کنن. وقتی این نیاز برآورده بشه، کودک حس خوبی نسبت به خودش پیدا می‌کنه.

۲. همدلی و ارتباط هیجانی (Attunement)
نیاز به این‌که دیگران هیجانات ما رو درک کنن و با ما هم‌حسی کنن. کودک نیاز داره که مادرش، مثلاً وقتی گرسنه‌ست یا خسته‌ست، متوجه وضعیتش بشه و واکنش مناسب نشون بده.

۳. ایده‌آل‌سازی (Idealization)
نیاز به این‌که بتونیم به کسی نگاه کنیم و اون رو الگو و سرمشق خودمون بدونیم. کودک نیاز داره که والدینش رو قدرتمند، توانا، و قابل اعتماد ببینه تا بتونه از اون‌ها الگوبرداری کنه.

۴. دوقلویی یا خویشاوندی (Twinship)
نیاز به احساس شباهت و هم‌نوع بودن با دیگران. کودک نیاز داره که احساس کنه با دیگران شبیه‌ست و بخشی از یه گروهه.

✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100


خود آبژه چیست ؟

آرش رمضانی

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.

دکتر محمد رضا ابراهیمی
متخصص روانشناسی-روانکاو

«شوگر ددی» برای ماده ها در قرن ۲۱، تکرار تصویر وهمی نر پیر خداگونه، نجات دهنده و حفاظت کننده ای است که ماده های درمانده، گرسنه و رانده شده از سوی نرهای جوان وحشی قبیله را تحت حمایت خود در آورده و با تشکیل حرمسرا نوعی منزلت و قدرت و اعتبار اجتماعی-وهمی کسب می کند.

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
@ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

این ترجمه در ابتدا برای انتشار رسمی آماده شده بود، اما در فرایند دریافت مجوز چاپ، از من خواسته شد بخش‌هایی از متن حذف یا بازنویسی شود؛ بخش‌هایی که به تجربه سوگ انسان‌هایی می‌پرداخت که به دلایل سیاسی، اجتماعی یا هویتی، برخی ترجیح می‌دهند دیده نشوند. من این تغییرات را نپذیرفتم و قرارداد انتشار کتاب را لغو کردم. به باور من، نمی‌توان از سوگ سخن گفت و هم‌زمان برخی سوگ‌ها را از روایت حذف کرد. حذف بخشی از انسان‌ها از یک کتاب، به معنای حذف بخشی از تجربه انسانی است. هیچ انسانی نباید از حق روایت سوگ خود محروم شود.
به همین دلیل، این ترجمه را به صورت رایگان و در شکلی که تا حد امکان به متن اصلی وفادار مانده است، در اختیار شما قرار می‌دهم. اگر این کتاب برای شما ارزشمند بود، خوشحال می‌شوم آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید.
 

ایمیل
shahabyousefin@gmail.com   


لینک دانلود بدون فیلتر:
https://drive.google.com/file/d/1bUjpK-WY9OEuc8P0XkpeyvayDQsW3Uy1/view?usp=sharing

این کتاب رایگان است. اگر مایل بودید مبلغی بابت آن بپردازید، خواهش می‌کنم آن را به مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان محک، یا هر خیریه دیگری که خودتان مناسب می‌دانید، اهدا کنید.

شماره کارت محک:
6274-8811-1772-2222

شهاب یوسفی
پژوهشگر و روان‌درمانگر سوگ و تروما



✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.

آلفرد آدلر:

🕷"به یاد داشته باشید که آنچه برای ما ناپذیرفتنی است، به اندازه آنچه که پذیرفتنی است، ارزشمند است."

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
@ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.


پوشه‌ی شنیداری

نگاهی به سوگواری و ملانکولی در فروید، لکان و ترومای بین نسلی

استاد جعفری

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.
🕷دشمن پنهان عشق: چرا گاهی خودمان، عزیزترین رابطه‌ی زندگی‌مان را ویران می‌کنیم؟

این نسخه از دو ایدهٔ مهم بهره می‌گیرد: «اجبار به تکرار» در روان‌کاوی فروید و «اضطرابِ امکان» در فلسفهٔ کی‌یرکگور

۱. صحنه‌ی اول: عشق

زنی ایستاده است.
کسی را یافته که دوستش دارد.
لبخند می‌زند و می‌گوید:
«دوستت دارم.»
همه‌چیز آرام به نظر می‌رسد.
اما ذهن انسان هرگز فقط در زمان حال زندگی نمی‌کند.

۲. صحنه‌ی دوم: سایه‌ها
در ژرفای روان، صدایی قدیمی نجوا می‌کند:
«مراقب باش. هر آنچه دوست داشته‌ای از دست رفته است. این هم خواهد رفت.»
این صدا متعلق به امروز نیست؛
بازمانده‌ی دیروزهاست.
تجربه‌های نخستین عشق، فقدان، طردشدگی و ناامنی، در ناخودآگاه رسوب می‌کنند و بعدها خود را در چهره‌ی کسانی نشان می‌دهند که دوستشان داریم.

از نگاه فروید، انسان تنها به دنبال لذت نیست؛ گاه بی‌آنکه بداند، در تکرار زخم‌های قدیمی زندگی می‌کند.
او این پدیده را «اجبار به تکرار» می‌نامید:
گرایشی ناخودآگاه برای بازآفرینی رنج‌های آشنا، حتی هنگامی که خوشبختی در دسترس است.



۳. صحنه‌ی سوم: ویرانگری

زن رابطه را تمام می‌کند.
نه به این دلیل که عشق وجود ندارد،
بلکه چون عشق بیش از حد مهم شده است.
از دست دادن چیزی که برایمان ارزشمند است، ترسی عظیم می‌آفریند.
گاه روان برای فرار از این ترس، خودِ رابطه را نابود می‌کند.

فیلسوف دانمارکی کیرکه‌گور، می‌گفت:
بسیاری از انسان‌ها نه از رنج، بلکه از امکانِ خوشبختی می‌ترسند؛ زیرا خوشبختی ما را آسیب‌پذیر می‌کند.

۴. صحنه‌ی پایانی: حقیقت ناخوشایند

زن می‌گوید:
«نمی‌دانم چرا این کار را کردم.»

و فروید پاسخ می‌دهد:
«می‌دانی؛ اما آن بخش از تو که می‌داند، همان بخشی است که نمی‌خواهی با آن روبه‌رو شوی.»
زیرا دشوارترین کشف زندگی این است که گاهی دشمن عشق، دیگری نیست.
خودِ ما هستیم؛
ما، با ترس‌های فراموش‌شده،
با زخم‌های درمان‌نشده،
و با گذشته‌ای که هنوز در تاریکیِ روان به زندگی ادامه می‌دهد.

🫆مجتبی روستا

✒️ جُملگی روانکاوی
🕷
@ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

⁨ .
✍️ اگرچه فروید معتقد بود سوظن نوعی فرافکنی است. اما لکان به این مساله قانع نبود. فرافکنی در همه افراد وجود دارد. پس در سوظن باید به دنبال چیزی فراتر گشت.

✍️ پاسخ این مساله را باید در تمایلات همجنس گرایانه پیدا کرد. خیلی از اوقات سوظن میتواند یک آرزو برای خلاص شدن از یک ارتباط با جنس مخالف باشد. چیزی که فروید در مقاله دوران سازش در مورد شربر کشف کرده بود اما لکان در سمینار سوم خودش در مورد روانپریشی این نظریه را بسط داد.
✍️لازم به ذکر است این موضوع در هردوجنس میتواند وجود داشته باشد.

غضنفری


✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

خوانش اثار اتو رانگ

دکتر علی پژوهنده


✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.

🕷 رابطه میل و تابو در لاکان


ما با یک مصداق از انحرافات جنسی دیدگاه ژاک لاکان را به زبان ساده تحلیل می‌کنیم.


قانون و ممنوعیت‌ها، میل جنسی را تشدید می‌کنند و انحرافات جنسی هم راهی هوشمندانه برای زنده نگه داشتن این میل هستند.

بیش‌تر و پیش‌تر موجز تئوری را بیان می‌کنیم: لاکان می‌گوید قانون و تابوها مثل یک دیوار عمل می‌کنند. وقتی چیزی را ممنوع می‌کنند، آن چیز را خیلی جذاب و درخشان می‌کنند. بدون این ممنوعیت، میل واقعی به وجود نمی‌آید. میل انسان مثل نیاز ساده غذا خوردن نیست؛ میل از حس کمبود و ممنوع بودن به وجود می‌آید. اگر تابو کاملاً برداشته شود، انسان ممکن است در لذت بیش از حد و خطرناک غرق شود و همه چیز را از دست بدهد. انحرافات جنسی در این نقطه وارد می‌شوند. فرد منحرف تابو را نه کاملاً رد می‌کند و نه تسلیم آن می‌شود. او آن را به شکل یک آیینی خاص درمی‌آورد، آن را به صحنه می‌آورد و با بازی کردن با آن، لذت می‌گیرد. این کار به او کمک می‌کند به چیزی که خیلی می‌خواهد نزدیک شود، اما کامل به دستش نیاورد. این فاصله باعث می‌شود میلش زنده بماند و نابود نشود.


در مازوخیسم، فرد از تحقیر شدن، درد کشیدن یا قرار گرفتن در موقعیت برده و مطیع لذت می‌برد. به زبان ساده، قانون و تابوهای اجتماعی که می‌گویند «نباید ضعیف باشی، نباید درد بکشی، نباید کنترلت را از دست بدهی»، دقیقاً همان چیزهایی هستند که میل او را شعله‌ور می‌کنند. قانون نمادین اینجا هم میل به تخطی را ایجاد کرده است. فرد مازوخیست تابو را به شکل آیینی درمی‌آورد. او صحنه‌هایی را طراحی می‌کند که در آن عمداً تحقیر می‌شود، کتک می‌خورد، بسته می‌شود یا دستورهایی تحقیرآمیز دریافت می‌کند. این کار به او اجازه می‌دهد به ابژه گمشده نزدیک شود بدون اینکه کاملاً آن را تصاحب کند. درد و تحقیر مثل یک مرز عمل می‌کنند؛ مرزهایی که میل را زنده نگه می‌دارند و از غرق شدن در لذت بی‌مرز و ویرانگر جلوگیری می‌کنند.

تصور کنید زنی جوان در جلسات بالینی که روایت می‌کند در زندگی روزمره فردی مستقل و قوی است، اما در روابط جنسی فقط وقتی احساس امنیت و لذت می‌کند که شریکش او را کاملاً کنترل کند، تحقیر لفظی کند یا حتی درد فیزیکی ملایمی به او وارد کند. این الگو ریشه در دوران کودکی دارد؛ جایی که قانون پدر یا مادر بسیار سختگیر بوده و هرگونه ابراز وجود یا خواستن مستقل را ممنوع کرده است. حالا او با تکرار آیینی این تابو، هم قانون را نقض می‌کند (چون درد و تحقیر را به لذت تبدیل کرده) و هم آن را حفظ می‌کند (چون بدون این چارچوب آیینی، میل جنسی‌اش فعال نمی‌شود). این دقیقاً همان دیالکتیک لاکانی است: تابو میل را می‌سازد و مازوخیست با بازی هوشمندانه با آن، میل را حفظ می‌کند.

از نظر درمانی، رویکرد لاکانی بسیار متفاوت از درمان‌های معمولی است. درمانگر به جای اینکه سریع بخواهد این رفتار را «اصلاح» کند و آن را حذف نماید، اول به بیمار کمک می‌کند تا ساختار میل خودش را بشناسد. هدف این است که بیمار بفهمد این مازوخیسم چگونه برای او کار می‌کند و چه نقشی در زنده نگه داشتن میلش دارد. اگر درمانگر با فشار زیاد بخواهد این عادت را بردارد، خطر بزرگی وجود دارد که بیمار میل جنسی‌اش را کاملاً از دست بدهد، دچار افسردگی شدید شود یا حتی به سمت لذت‌های خطرناک‌تر و بدون مرز کشیده شود. در عوض، درمان خوب به بیمار کمک می‌کند تا وفادارتر به میل واقعی خودش باشد؛ یعنی رابطه‌اش با فقدان و کمبود را بهتر بشناسد و شاید راه‌های جدید و کم‌خطرتری برای تجربه این میل پیدا کند. درمان در اینجا بیشتر گوش دادن، تفسیر دقیق و همراهی با بیمار است تا او خودش راه خروج از موقعیت تراژیک خود را پیدا کند.

به طور خلاصه، چه در فتیشسیم و چه در مازوخیسم و سادیسم، انحرافات جنسی راه‌های خلاقانه انسان برای زندگی کردن با قانون و تابو هستند. لاکان این‌ها را نه بیماری ساده، بلکه بخشی از سرشت انسانی می‌بیند که در آن ممنوعیت و خواستن همیشه به هم گره خورده‌اند. این دیدگاه به ما کمک می‌کند بدون قضاوت، این پدیده‌ها را بهتر درک کنیم و در درمان نیز با احترام به ساختار میل فرد پیش برویم.


🫆مجتبی روستا


✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.



🕷هیچ درختی نمیتواند تا اسمان رشد کند مگر انکه ریشه هایش تا دوزخ فرو رفته باشد.




چرا فرار از خودمان، ما را به تباهی می‌کشاند؟

کارل یونگ مفهومی کلیدی به نام «سایه» دارد که در ادبیاتِ عامیانه، بسیاری آن را به «دوزخ درون» تعبیر می‌کنند. اما این دوزخ، نه مکانی برای عذاب، که گنجینه‌ای از پتانسیل‌های دفن‌شده است.

بسیاری از ما تلاش می‌کنیم فقط «نیمه روشن» خود را به دنیا نشان دهیم. ما خشم، حسادت، و ضعف‌هایمان را سرکوب می‌کنیم، غافل از اینکه روان انسان مانند یک کوه یخ است؛ آنچه می‌بینیم تنها نوک قله است و آنچه سرکوب می‌کنیم، بخش عظیمی است که در اعماق ناخودآگاه، مسیر زندگی ما را مخفیانه هدایت می‌کند.

یونگ می‌گوید: «آنچه با آن مواجه نشوی، به سرنوشت تو تبدیل می‌شود.»
بلوغ روانی یعنی توقفِ فرار. یعنی شجاعتِ نگاه کردن به آن زخم‌ها و حقارت‌هایی که نمی‌خواهیم بپذیریم. وقتی با سایه‌هایمان رو‌به‌رو شویم، آن‌ها دیگر دشمن ما نیستند، بلکه بخشی از تمامیتِ وجودی ما خواهند بود. رشد، نتیجه‌ی یکپارچگی است، نه نتیجه‌ی سانسورِ بخش‌های تاریکِ خود.



پذیرشِ تمامِ خود، شجاعانه‌ترین عملِ زندگی است.

یونگ

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.

🕷برای کسی که از دست رفته:

هیچ‌کس نمی‌تواند جای خالی‌اش را پر کند. هر چیزی یا هر کسی بیاید، حتی اگر موفق هم شود، یک چیزی همیشه کم است. و این طبیعی است. این، تنها راه ادامه‌ی عشقی است که نمی‌خواهیم رهایش کنیم.

زیگموند فروید، ۱۹۲۹.



🕷عشق واقعی، با مرگ تمام نمی‌شود. هیچ چیز نمی‌تواند جای آن را بگیرد. و این طبیعی است.
این پیام، نه‌تنها در لحظه‌ی فقدان، بلکه در تمام طول زندگی کاربرد دارد. به ما یادآوری می‌کند که:

۱.هر رابطه‌ی عمیق، ارزشمند و یکتا است.

۲.نباید به دنبال جایگزین سریع باشیم.

۳.دلتنگی، نشانه‌ی عشق است، نه ضعف.

۴.عشق واقعی، ابدی است.

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

لکان معتقد بود که روانکاوی نباید به آیینی مکانیکی تبدیل شود. قطع جلسه، نوعی مداخله است؛ مداخله‌ای که می‌تواند دال مهمی را برجسته کند، زنجیره تداعی‌ها را به حرکت درآورد و سوژه را با پرسشی که از آن می‌گریزد، تنها بگذارد.

به همین دلیل، زمان در روانکاوی لکانی یک زمان ذهنی است، نه صرفاً زمان ساعت.

شاید به همین دلیل است که در این صحنه مشهور، هنگامی که بیمار می‌گوید: «نمی‌دانم»، لکان از جا برمی‌خیزد و می‌پرسد:

«وقتی می‌گویم نمی‌دانم، چرا باید بلند شوی؟»

زیرا گاهی آنچه تحلیل را پیش می‌برد، پاسخ‌ها نیستند؛ بلکه مواجهه با همان نقطه‌ای است که سوژه در آن نمی‌داند.🍃
پ.ن
این تکنیک در روانکاوی لکان تحت عنوان تکنیک زمان متغیر نام دارد .

علی سلطانی


✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

🕷درباره‌ی روانشناسی سرکوب


محمد تیموری



✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

🧭🧭🧭

💎برترین کانال‌های تلگرام:

📕کتاب‌های خواندنی:
@farin_ebook

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.

🕷 بلوغ روانی و رابطه با اضطراب



بخش بزرگی از اضطراب‌های ما، از اتفاقاتی نیست که واقعاً افتاده‌اند. این اضطراب‌ها از اتفاقاتی نشأت می‌گیرن که شاید روزی بیفتن.

ذهن مضطرب ما، دائم در حال پیش‌بینی آینده‌ست. این ذهن می‌خواد خطرها رو شناسایی کنه، سناریوهای مختلف رو بررسی کنه، و برای هر اتفاقی آماده باشه. اما مشکل از همین‌جا شروع می‌شه. نیاز به آمادگی، کم‌کم به نیاز به کنترل تبدیل می‌شه.

ما می‌خوایم مطمئن باشیم که شکست نمی‌خوریم. می‌خوایم مطمئن باشیم که طرد نمی‌شیم. می‌خوایم مطمئن باشیم که هیچ اتفاق غیرمنتظره‌ای زندگی‌مون رو به‌هم نمی‌ریزه. اما واقعیت اینه که زندگی هرگز چنین تضمینی به ما نداده و نخواهد داد.

شاید بلوغ روانی دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شه. از لحظه‌ای که بپذیریم امنیت مطلق وجود نداره. این پذیرش، اضطراب رو از بین نمی‌بره، اما رابطه‌ی ما رو با اون تغییر می‌ده.

آرامش واقعی، در کنترل‌کردن آینده نیست. آرامش واقعی، در تحمل‌کردن ابهام اونه.

برنه براون


🕷تفاوت بین اضطراب واقعی و اضطراب پیش‌بینانه. برنه براون، روان‌شناس و پژوهشگر آمریکایی، در این متن به ما یادآوری می‌کنه که بخش بزرگی از رنج روانی ما، نه از واقعیت‌های زندگی، بلکه از تلاش بی‌وقفه‌ی ذهن برای کنترل آینده نشأت می‌گیره.




۱. اضطراب پیش‌بینانه

ذهن ما برای بقا تکامل پیدا کرده. این ذهن، همیشه در حالت آماده‌باشه و سعی می‌کنه خطرهای احتمالی رو شناسایی کنه. اما در دنیای مدرن، این مکانیزم بقا تبدیل به منبع اصلی اضطراب شده. ما نه‌تنها از خطرهای واقعی، بلکه از خطرهای فرضی و خیالی هم می‌ترسیم.

۲. توهم کنترل

ما فکر می‌کنیم با کنترل آینده می‌تونیم از خودمون محافظت کنیم. اما این کنترل، توهمی بیش نیست. زندگی پر از اتفاقات غیرمنتظره‌ست و هیچ‌کس نمی‌تونه آینده رو به‌طور کامل پیش‌بینی کنه. تلاش برای کنترل آینده، فقط اضطراب ما رو بیشتر می‌کنه.

۳. بلوغ روانی و پذیرش ابهام

برنه براون معتقده که بلوغ روانی، در گرو پذیرش ابهامه. وقتی بپذیریم که زندگی هیچ‌وقت امنیت مطلق به ما نمی‌ده، اون‌وقت می‌تونیم رابطه‌ی سالم‌تری با اضطراب برقرار کنیم. این پذیرش، شجاعت می‌خواد، اما نتیجه‌اش آرامش درونیه.


اضطراب واقعی، از اتفاقاتی نیست که افتاده. از اتفاقاتیه که شاید بیفته.

ما نمی‌تونیم آینده رو کنترل کنیم. تنها کاری که می‌تونیم بکنیم، پذیرش ابهامه.
آرامش واقعی، در تحمل کردنِ ندانستنه.


✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.
🕷پدرت را ببخش تا خودت را پیدا کنی !؟

👨مردی ۴۲ ساله،در جلسه‌ی درمان می‌گوید:
«هر چه بیشتر سعی می‌کنم مثل پدرم نباشم،
بیشتر شبیه او می‌شوم.»
👩زنی ۴۰ ساله در روابط عاطفی‌اش مدام به دنبال تأیید مردانی است که هرگز راضی نمی‌شوند.
در جلسه ی درمان می‌فهمد:
«من هنوز دارم سعی می‌کنم پدرم را راضی کنم.»

هر دو در میانسالی،با سایه‌ی پدری روبه‌رو شده‌اند.
هر دو درگیرِ کهن‌الگویی هستند که یونگ آن را یکی از بنیادی‌ترین ساختارهای روان می‌دانست.

👨‍🏫کهن‌الگوی پدر از نگاه یونگ

یونگ کهن‌الگوی پدر را به عنوان یکی از
«کهن‌الگوهای اصلی» در روانِ جمعی تعریف می‌کند.
در چهار کهن‌الگو، می‌نویسد که کهن‌الگوی پدر،نماینده‌ی «قانون،اقتدار، سنت و جهت‌دهیِ روحی» است.
او در جای دیگری توضیح می‌دهد که:

🔮«کهن‌الگوها،الگوهایِ جهانیِ رفتار و تصویرند که در ناخودآگاهِ جمعیِ همه‌ی انسان‌ها وجود دارند و محتوایِ اصلیِ اسطوره‌ها،دین‌ها و رویاها را شکل می‌دهند.»

✅اما مسئله اینجاست:
پدرِ واقعی (شخصِ خاص) با کهن‌الگوی پدر
(تصویرِ روانی) یکی نیست.
پدرِ واقعی ممکن است ضعیف،غایب،خشن یا دستکاری‌گر باشد.اما تصویرِ کهن‌الگوییِ پدر،در ناخودآگاه باقی می‌ماند و بر روابط، تصمیمات و هویتِ فرد سایه می‌اندازد.به عبارتِ دیگر، آنچه بر زندگیِ ما حکومت می‌کند، نه پدرِ واقعی که «تصویرِ روانیِ پدر» است.

📚پنج نوع پدرِ منفی بر اساسِ پژوهش‌های یونگی

مارک هولم وود،پژوهشگرِ یونگی،در کتابِ اخیرش سایه‌های پدری، یونگ و سینما (۲۰۲۴)،بر اساسِ دیدگاه‌های یونگ، پنج نوع از پدرانِ منفی را شناسایی کرده است:

🕷پنج نوع پدر منفی
پدر غایب (Absent)

این پدر، از نظر فیزیکی یا عاطفی در دسترس نیست. کودک برای گرفتن توجه، باید فوق‌العاده باشه یا نادیده گرفته می‌شه. این الگو، موجب تلاش افراطی برای جلب توجه در بزرگسالی می‌شه.

پدر دستکاری‌گر (Manipulator)

این پدر، عشق رو مشروط می‌کنه. کودک وابسته به تأیید پدر می‌شه و این الگو در بزرگسالی تکرار می‌شه. فرد دائماً به دنبال تأیید دیگرانه و هرگز احساس کافی بودن نمی‌کنه.

پدر آزارگر (Abuser)

این پدر، خشونت فیزیکی، روانی یا جنسی رو اعمال می‌کنه. سایه‌ای که کودک رو در بزرگسالی به قربانی یا آزارگر تبدیل می‌کنه.

پدر قاتل (Murderer)

این مفهوم، معنای نمادین داره. پدر قاتل، کسیه که رویاها، استعدادها و هویت کودک رو می‌کشه. کودک می‌آموزه که حقیقت یا هویت واقعی خودش رو پنهان کنه و در بزرگسالی، از نشون دادن استعدادهاش می‌ترسه.

پدر خاکستری (Grey Mentor)

این پدر، نه کاملاً بد و نه کاملاً خوبه. مردی درگیر بحران هویته که نمی‌تونه راهنمای روشنی باشه. کودک هم دچار ابهام می‌شه و روابط عاطفی پیچیده‌ای رو تجربه می‌کنه.



گره روانی: پدر درون در میانسالی
در هر کودک، تصویری سه‌گانه از پدر در ناخودآگاهش وجود داره. پدر واقعی یعنی آنچه بود. کهن‌الگو یعنی آنچه باید می‌بود. و آرزوهای کودک یعنی آنچه می‌خواست باشه. در بحران میانسالی، شخصیت موقت فرو می‌ریزه و تصویر پدر از ناخودآگاه سر برمی‌آره. فرد متوجه می‌شه که هنوز با جلب رضایت پدر یا جنگیدن با پدر زندگی می‌کنه. نظریه‌ی عقده‌ی اسحاق از وارن استاینبرگ به نارضایتی پسر از پدرش در پسرها اشاره داره.


#امير_محمد_آذرى_نيا

✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

زندگی پس از فقدان (شهاب یوسفی).pdf


پرسش هایی درباره سوگ و داغدیدگی

رابرت‌ای رایمایر

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
@ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.

🕷تمدن‌های کهن و ضرورت روان‌کاوی؛
مطالعه‌ای بر لایه‌های ناخودآگاه در تاریخ ایران

تمدن‌های دیرینه، به‌واسطه‌ی انباشت تاریخی اسطوره، دین، ساختارهای قدرت و تجربه‌های جمعی، لایه‌های پیچیده‌ای از ناخودآگاه فردی و جمعی را شکل می‌دهند.
این مقاله با تمرکز بر تاریخ ایران، نشان می‌دهد که چگونه این لایه‌ها می‌توانند موجب تنش‌های روانی، دوگانگی‌های رفتاری و شکل گیری نیاز به روان‌کاوی ساختاری شوند.

تمدن‌های کهن نه‌تنها حامل میراث فرهنگی‌اند، بلکه حامل میراث روانی نیز هستند. یونگ این میراث را ناخودآگاه جمعی می‌نامد؛
مجموعه‌ای از الگوهای کهن، سایه‌ها، ترس‌ها و آرزوهای سرکوب‌شده.
ایران، به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های جهان، نمونه‌ای برجسته از این پدیده است:

۱. تاریخ طولانی و انباشت
تاریخ طولانی و انباشت ناخودآگاه تاریخ چند هزار ساله‌ی ایران شامل:
- اسطوره‌های پدرسالارانه
- ساختارهای دینی چند لایه
- اخلاق‌گرایی تاریخی
- تجربه‌های مکرر بحران و تغییرات سیاسی
این عناصر، لایه‌هایی از ناخودآگاه جمعی را شکل داده‌اند که در رفتار فردی و اجتماعی بازتاب می‌یابند.

۲. دین و تمدن به‌عنوان تنظیم‌کننده‌های روان
در جوامعی با ساختارهای اخلاقی و دینی قوی، سوپرایگو نقش پررنگی دارد. این امر می‌تواند به:
- سرکوب میل
- احساس گناه
- دوگانگی رفتاری
- اضطراب مزمن

منجر شود. این پدیده نه مختص ایران، بلکه ویژگی بسیاری از تمدن‌های کهن است.

۳. آسیب‌های روانی تاریخی
جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، تغییرات سیاسی و محدودیت‌های بیان فردی، زخم‌هایی در ناخودآگاه جمعی ایجاد کرده‌اند. این زخم‌ها در نسل‌های بعدی نیز ادامه یافته‌اند.

۴. ضرورت روان‌کاوی
روان‌کاوی در این زمینه نه یک درمان فردی، بلکه یک پروژه‌ی تمدنی است:
- مواجهه با سایه‌های تاریخی
- بازسازی فردیت
- کاهش خشونت نمادین
- افزایش گفت‌وگوی درونی و بیرونی

نتیجه‌گیری:
تمدن‌های کهن، به‌ویژه ایران، نیازمند فرآیندهای روان‌کاوانه‌اند تا بتوانند لایه‌های پیچیده‌ی ناخودآگاه را بازخوانی و بازسازی کنند.




امیر کوهستانی
                                                        



✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.


پوشه شنیداری

🕷جلسه تحلیل نارسیسم از فروید تا کوهات
مروری کوتاه و جامع
استاد جعفری


✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

برای سه‌هزار سال یا بیشتر، از من چیزی ساخته‌اند که اصلاً هیچ شباهتی با «خود»م ندارد. من را طوری تعریف کرده‌اند که انگار باید از «انسان» فراتر بروم تا بتوان به من گفت «انسان». باید حسادتم، طمعم، خودخواهی‌ام، شهوتم و ... همه‌شان را انکار کنم. اما اگر همین‌ها تمام «انسان» باشد چه؟
برای یک عمر فکر می‌کردم آدم خوبی هستم. نه خوب‌ معمولی؛ از آن خوب‌های خاص! از آن‌ها که ته دل‌شان یک غرور دارند که می‌گوید: “من با بقیه فرق دارم.”
اما بالاخره بازی عوض می‌شود. بالاخره میفهمی که تمام آن سال‌هایی که فکر می‌کردی فرمان دست تو بوده، درواقع صندلی عقب نشسته بودی.
یکی را ریاکار می‌بینم، یکی را خودخواه، آن یکی را حسود... اما فارغ از اینکه آن‌ها اینطور هستند یا نه، تک‌تک آن آدم‌ها، فقط نسخه‌های مختلفی از خود من هستند، و من دارم توی آینه تف می‌کنم.
البته هنوز هم نمی‌دانم با این فهم باید چه کار کنم. فقط یک چیز را خوب فهمیده‌ام: خیلی وقت‌ها، دقیقاً در همان لحظه‌ای که درخصوص بقیه با قاطعیت فکر می‌کنی حق با توست، درست همان‌جا مشکوک است...

تَهَوُعـ

امید بیرانوند


✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.

انسان موجودی دو قطبی‌ست. برای آنکه عشق در میان ما ریشه بدواند، به نفرت هم نیاز داریم. نه به عنوان دشمنی، بلک به عنوان نیرویی که مرزهای ما را مشخص می‌کند. بدون «دیگری» که بتوان به او پرخاش کرد، مفهوم «ما» نیز رنگ می‌بازد.

زیگموند فروید

🕷به بیان ساده انسجام گروه‌های انسانی بر یک دوگانه‌ی ساده استوار است: ما و آن‌ها. عشق، ما را به هم گره می‌زند؛ اما برای آنکه این گره محکم شود، نیاز به «دشمن مشترک» داریم. فرد یا گروهی که بتوانیم خشم‌مان را متوجه‌اش کنیم. این مکانیزم، ریشه در ناخودآگاه جمعی دارد.

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
@ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

خلاصه جلسات خوانش آثار اتورنک


✒️جُملگی روانکاوی
🕷
/channel/ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.

🕷درمان از فراموشی حاصل نمی‌شود،
از یادآوری بدون احساس درد حاصل می‌شود!

فروید

✒️جُملگی روانکاوی
🕷
@ravn100

Читать полностью…

✒️جُملگی روانکاوی🕷

.
🕷 تخطی از قانون، قانون را آشکار و اثبات می‌سازد.

لاکان در اخلاق روان‌کاوی تأکید می‌کند که قانون نه تنها تخطی (گناه) را ممنوع نمی‌کند، بلکه خود میل به تخطی (گناه) را به وجود می‌آورد. او با ارجاع به کلام پولس رسول می‌گوید: «گناه را جز از طریق قانون نشناختم.»



✒️جُملگی روانکاوی
🕷@ravn100

Читать полностью…
Subscribe to a channel