3777
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
*❈❈❈﴿ شش روزۀ شوال ﴾❈❈❈*
روزۀ شش روز بعد از عيد فطر در مقابل ساير روزه هاى نفلى ثواب بیشتری دارد. این شش روز در ماه شوال را هم می توان پیاپی گرفت و هم جدا جدا.
در حدیث شریف وارد است:
عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ أَنَّهُ حَدَّثَهُ أَنَّ رَسُولَ اللهِ ﷺ قَالَ: مَنْ صَامَ رَمَضَانَ ثُمَّ أَتْبَعَهُ سِتًّا مِنْ شَوَّالٍ كَانَ كَصِيَامِ الدَّهْرِ.
ترجمه: حضرت ابو ایوب انصاری رضی الله عنه روایت می کند که حضرت رسول اکرم ﷺ فرمودند: هر کسی ماه رمضان را روزه گرفته سپس (بعد از عید فطر) شش روز در ماه شوال نیز روزه بگیرد ثواب روزۀ سراسر سال را کسب می کند.
(مُسلم شریف: حدیث ۱۹۸۴ و ترمذی شریف: حدیث ۷۵۹)
*توجه:*
زیرا قاعده است که امت آنحضرت ﷺ در قبال هر عمل نیک ده برابر ثواب به دست می آورند. بنابربن یک ماه رمضان جمع شش روز شوال می شود ۳۵ یا ۳۶ روز روزه، و ۳۶ ضرب ۱۰ می شود مساوی ۳۶۰ روز که یک سال قمری می باشد. یک سال قمری ۳۵۵ روز است.
*┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈*
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┅✵◈❀«طریقۀ نماز عید فطر - ۲ -»❀◈✵┅
(( بعضی از عذرها حسب ذیل است ))
(*) ـ باران ببارد.
(*) ـ رویت ماهتاب متحقّق نباشد و هنگامی که زوال گذشت، رویت متحقّق گردید.
(*) ـ نماز عید را در روز ابری خواندند و چون آسمان صاف شد، متوجه شدند که نماز را بعد از وقت آن خوانده اند.
(*) ـ امام به علتی برای نماز دادن نیامد.
(مراد از امام در مسئلة بالا آن امامی است که بدون موجودیت او خوف برپائی فتنه می رود. و اگر خوف فتنه نبود، در این صورت مسلمانان شخص دیگری را امام ساخته نماز عید را بخوانند، نماز را به تأخیر نیندازند. ظفر احمد تهانوی صاحب اعلاء السنن. حاشیۀ جدیده: 11/86)
(( اگر کسی دیر به نماز رسید ))
مسئله:
اگر کسی در چنان وقتی به نماز عید رسید که امام {در رکعت اول} تکبیرها را گفته بود، در این صورت اگر آن شخص در حالت قیام امام، به نماز رسیده بود، پس بعد از نیت کردن فوراً تکبیر ها را بگوید، اگرچه امام قرائت را آغاز کرده باشد.
و اگر در رکوع امام، شریک نماز عید شده بود، و گمان غالب دارد که چون تکبیرها را بخوانم، در رکوع امام به او خواهم رسید، در این صورت نیت بسته تکبیرها را بگوید و سپس به رکوع برود. و اگر خوف دارد که در رکوع امام به امام نخواهم رسید، در این صورت نیت بسته در رکوع امام شریک شود و در حالت رکوع به جای سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیْم تکبیرها را بگوید، لیکن دست های خود را در حالت رکوع بالا نکند.
و در این صورت، اگر قبل از آنکه تمام تکبیرها را گفته بتواند، امام از رکوع برخیزد، اکنون این شخص نیز ایستاده شود و هر تعداد تکبیری که گفتن آنها هنوز بر وی باقیمانده است، از وی عفو می گردد.
مسئله:
اگر یک رکعت نماز عید از کسی فوت شد، {بعد از خاتمۀ نماز امام، ایستاده شده} نخست باید قرائت نماید و سپس تکبیرها را بگوید. گرچه مطابق قواعد وی اولاً باید تکبیرها را می گفت، اما چونکه تکبیرها در این صورت پیاپی همدیگر واقع می شدند و چنین شکل گفتن تکبیر ها مذهب هیچ یک از صحابۀ کرام رَضِیَ الله عَنْہُمْ نمی باشد، بنابرین در این صورت خلاف قواعد حکم گردیده است.
اگر امام گفتن تکبیرها را فراموش کرد و چون به رکوع رفت، به یادش آمد که تکبیرها را نگفته است، در این صورت باید تکبیرها را در حالت رکوع بگوید. و {به خاطر گفتن تکبیرها در حالت قیام} دوباره ایستاده نشود. ولی اگر ایستاده نیز شد، بازهم اینکار جایز خواهد بود و نماز فاسد نخواهد گردید. لیکن در تمام این صورت ها به سبب کثرت جمعیت مردم، سجدۀ سهو نکند.
۲۸ رمضان ۱۴۳۹ هجری قمری
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┅✵◈❀«فضائل ومسائل نماز عید»❀◈✵┅
(( فضیلت عید ))
چند روز بعد عید آمدنی است و مسلمانان روز عید را با نماز عید شروع می کنند زیرا نماز عید واجب می باشد. مناسب است تا فضائل و مسائل عید و نماز عید را به صورت مختصر بیان شود.
در حدیث شریف درباره فضیلت عید وارد است:
وعَنْ أَنَسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ نزل جِبْرِيل عَلَيْهِ السَّلَام فِي كُبْكُبَةٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ يُصَلُّونَ عَلَى كُلِّ عَبْدٍ قَائِمٍ أَوْ قَاعِدٍ يَذْكُرُ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ عِيدِهِمْ يَعْنِي يَوْمَ فِطْرِهِمْ بَاهَى بِهِمْ مَلَائِكَتَهُ فَقَالَ: يَا مَلَائِكَتِي مَا جَزَاءُ أَجِيرٍ وَفَّى عَمَلَهُ؟ قَالُوا: رَبَّنَا جَزَاؤُهُ أَنْ يُوَفَّى أَجْرَهُ. قَالَ: مَلَائِكَتِي عَبِيدِي وَإِمَائِي قَضَوْا فَرِيضَتِي عَلَيْهِمْ ثُمَّ خَرَجُوا يَعُجُّونَ إِلَى الدُّعَاءِ وَعِزَّتِي وَجَلَالِي وَكَرَمِي وَعُلُوِّي وَارْتِفَاعِ مَكَاني لأجيبنهم. فَيَقُول: ارْجعُوا فقد غَفَرْتُ لَكُمْ وَبَدَّلْتُ سَيِّئَاتِكُمْ حَسَنَاتٍ. قَالَ: فَيَرْجِعُونَ مَغْفُورًا لَهُمْ. (رَوَاهُ الْبَيْهَقِيُّ فِي شُعَبِ الْإِيمَانِ).
ترجمه: حضرت انس رضی الله عنه روایت می کند که حضرت رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمودند ...: هنگامی که روز عید می شود خداوند بخاطر بندگان خود که ماه رمضان را روزه گرفته اند و عبادت کرده اند نزد فرشتگان فخر می نماید و به آنها می گوید که ای فرشته هایم، پاداش کارگری که کارش را کامل انجام داده چیست؟ فرشتگان می گویند یا الهی پاداش او اینست که مزدش را کامل بدهند. خداوند می فرماید: ای فرشته هایم، بندگان من روزه ای را که بر آنها فرض گردانیده بودم بجا آوردند و حالا بخاطر دعا و نماز روز عید بیرون آمده اند. سوگند به عزت من و سوگند به جلال من و سوگند به بلندی منزلت من، من دعای آنها را قبول می کنم. سپس خداوند به بندگان خود می فرماید: به خانه های خویش برگردید، من شما را بخشیدم و بدی های شما را به نیکی مُبدَّل گردانیدم. و آنگاه بنده ها در حالی به خانه های خود برمی گردند که از جانب خداوند بزرگ بخشوده شده اند.
(مشكاة المصابيح: حدیث 2096)
(( مسائل نماز عید ))
اولین روز ماه شوال {ماه بعد رمضان} را «عید الفطر» می گویند. و روز دهم ماه ذی الحجه را «عید الاَضْحی» {عید قربان} می گویند.
این دو روز در اسلام، روز عید و خوشی است. در این دو روز خواندن دو رکعت نماز به طور شکرانه واجب می باشد.
همان شرایطی که برای صحت و وجوب نماز هست، برای صحت و وجوب نماز عید نیز لازم می باشد، الا خطبه، زیرا خطبه در نماز جمعه فرض و شرط است، و قبل از ادای نماز خوانده می شود، اما در نماز عید سنت است و بعد از ادای نماز عید خوانده می شود. لیکن گوش دادن به خطبۀ عید نیز مانند شنیدن خطبۀ جمعه واجب می باشد. یعنی در اثنای خطبه، سخن گفتن، راه رفتن، نماز خواندن و کارهائی امثال آنها همه حرام است.
(( سیزده چیز در روز عید فطر مسنون است ))
(1) ـ خود را موافق شرع آراستن.
(2) ـ غسل کردن.
(3) ـ مسواک کردن.
(4) ـ بهترین لباس موجوده نزد خود را پوشیدن.
(5) ـ عطر زدن.
(6) ـ صبح زود از خواب برخاستن.
(7) ـ زود به عیدگاه رفتن.
(8) ـ چیز شیرینی مانند خرما و امثال آن را قبل از رفتن به عیدگاه خوردن.
(9) ـ قبل از رفتن به عیدگاه، صدقة فطر را دادن.
(10) ـ اداي نماز عید در عیدگاه. یعنی بدون عذری، نماز عید را در مسجد شهر نخواندن.
(البته ادای نماز عید در مساجد شهرهای بزرگ امروزی که هر کدام صدها هزار نفر جمعیت دارد بدون عذری نیز درست است، زیرا کثرت جمعیت، خود عذر می باشد.)
(11) ـ برای نماز از یک راه رفتن و در وقت مراجعت از راه دیگری برگشتن.
(12) ـ پای پیاده رفتن.
(13) ـ و در طول مسیر رفتن به طرف نماز عید، تکبیر ذیل را با صدای آهسته خواندن:
اَللهُ اَکْبَرْ اَللهُ اَکْبَرْ لٰا اِلٰهَ اِلّا اَللهُ وَاللهُ اَکْبَرْ اَللهُ اَکْبَرْ ولِلهِ الْحَمْدُ.
۲۷ رمضان ۱۴۳۹ هجری قمری
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
┅✵◈❀«خطبه و دعای عید در پرتو احادیث»❀◈✵┅
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
💐نماز عید دو خطبه دارد:
*(1) ـ* عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدٍ، عَنْ أَبِيهِ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: صَلَّى الْعِيدَ بِغَيْرِ أَذَانٍ وَلَا إِقَامَةٍ وَكَانَ يَخْطُبُ خُطْبَتَيْنِ قَائِمًا يَفْصِلُ بَيْنَهُمَا بِجِلْسَةٍ.
ترجمه: حضرت عامر بن سَعْد از پدر بزرگوار خود حضرت سَعْد بن وقاص رضی الله عنه روایت می کند که نبی اکرم صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نماز عید را بدون آذان و اقامت خواندند. و همچنین آنحضرت صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ایستاده دو خطبه می دادند و در بین دو خطبه اندکی می نشستند.
(مسند البزار: 3/321 حدیث 1116 مُسْنَدُ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ؛ وَمِمَّا رَوَى مُهَاجِرُ بْنُ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ أَبِيهِ سَعْدٍ | مجمع الزوائد للهیثمی: 2/203 حدیث 3236 أَبْوَابُ الْعِيدَيْنِ؛ بَابُ الصَّلَاةِ يَوْمَ الْعِيدِ بِغَيْرِ أَذَانٍ وَلَا إِقَامَةٍ)
💐خطبۀ عید بعد از نماز عید است:
*(2) ـ* عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عُمَرَ: أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يُصَلِّي فِي الأَضْحَى وَالفِطْرِ، ثُمَّ يَخْطُبُ بَعْدَ الصَّلاَةِ.
ترجمه: حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنهما می فرماید: حضرت رسول اکرم صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در روز عید قربان و روز عید فطر، نماز عید را می خواندند و بعد از نماز خطبه می دادند.
(صحیح البخاری: 2/18 حدیث 958 أَبْوَابُ العِيدَيْنِ؛ بَابُ المشْيِ وَالرُّكُوبِ إِلَى العِيدِ، وَالصَّلاَةِ قَبْلَ الخُطْبَةِ بِغَيْرِ أَذَانٍ وَلاَ إِقَامَةٍ)
💐دعای دسته جمعی بعد از نماز عید:
*(3) ـ* عَنْ أُمِّ عَطِيَّةَ، قَالَتْ: كُنَّا نُؤْمَرُ أَنْ نَخْرُجَ يَوْمَ العِيدِ حَتَّى نُخْرِجَ البِكْرَ مِنْ خِدْرِهَا، حَتَّى نُخْرِجَ الحُيَّضَ، فَيَكُنَّ خَلْفَ النَّاسِ، فَيُكَبِّرْنَ بِتَكْبِيرِهِمْ، وَيَدْعُونَ بِدُعَائِهِمْ يَرْجُونَ بَرَكَةَ ذَلِكَ اليَوْمِ وَطُهْرَتَهُ.
ترجمه: حضرت اُمِّ عَطِیَّه رضی الله عنها می فرماید؛ ما را حکم می دادند تا در روز عید بیرون بیائیم، تا آنجا که زنان باکره و زنان حایض را در حال حجاب شان می بردیم؛ و زنان همه در عقب مردان می بودند و به همراه تکبیر مردان، تکبیر می گفتند، و به همراه دعای مردان دعاء می کردند، با امید بر برکت و پاکیزگی آن روز.
(صحیح البخاری: 2/20 حدیث 971 أَبْوَابُ العِيدَيْنِ؛ بَابُ التَّكْبِيرِ أَيَّامَ مِنًى، وَإِذَا غَدَا إِلَى عَرَفَةَ)
از لفظ دعاء در این حدیث شریف نمی توان خطبه را مراد گرفت، زیرا در خطبه فقط امام دعاء می کند، سامعین خطبه دعاء نمی توانند کنند. لذا از این حدیث معلوم می شود که زنان حایضه در عیدین در عقب مردان ایستاده می شدند و همراه با تکبیر مردان تکبیر می گفتند و همراه با دعای ایشان دعا می کردند.
از اینجا دعا کردن اجتماعی همۀ مردان و زنان ثابت می گردد.
۲۵ رمضان ۱۵۳۹ هجری قمری
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
┅✵◈❀«نماز عید در پرتو احادیث - ۱ -»❀◈✵┅
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
شریعت مطهَّره جهت خوشی و شادمانی مسلمانان، دو عید را مشروع نموده است؛ عید الفطر بعد از ماه مبارک رمضان، و عید قربان در دهم ماه ذی الحجه. نماز عيد در این دو موقع، اثبات آن است که مسلمانان در خوشی و غم از یاد پرودگار خویش غافل نمی باشند.
*(طریقۀ نماز عید):*
نماز عید الفطر و عید قربان، دو دو رکعت با شش تکبیر زاید اداء می شود. سه تکبیر در رکعت اول بعد از ثناء و قبل از قرائت گفته می شود، و سه تکبیر زاید در رکعت دوم بعد از قرائت گفته می شود. در رکعت اول بعد از گفتن هر تکبیر زاید دست ها برابر با گوش بلند می گردند و سپس در پهلو رها می شوند، و بعد از تکبیر سوم، دست ها بسته می شوند. در رکعت دوم بعد از گفتن سه تکبیر زاید با گفتن تکبیر چهارم به رکوع باید رفت.
به این ترتیب در رکعت اول، سه تکبیر زاید همراه با تکبیر تحریمه جمعاً چهار تکبیر می شود، و در رکعت دوم، سه تکبیر زاید همراه با تکبیر رکوع، چهار تکبیر می گردد. در این صورت گویا در هر رکعت، چهار تکبیر گفته می شود.
*(1) ـ* أَنَّ سَعِيدَ بْنَ الْعَاصِ، سَأَلَ أَبَا مُوسَى الْأَشْعَرِيَّ، وَحُذَيْفَةَ بْنَ الْيَمَانِ، كَيْفَ كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُكَبِّرُ فِي الْأَضْحَى وَالْفِطْرِ؟ فَقَالَ أَبُو مُوسَى: كَانَ يُكَبِّرُ أَرْبَعًا تَكْبِيرَهُ عَلَى الْجَنَائِزِ، فَقَالَ حُذَيْفَةُ: صَدَقَ، فَقَالَ أَبُو مُوسَى: كَذَلِكَ كُنْتُ أُكَبِّرُ فِي الْبَصْرَةِ، حَيْثُ كُنْتُ عَلَيْهِمْ.
ترجمه: حضرت سعید بن العاص رضی الله عنه می فرماید که من از حضرت ابو موسی اَشْعَری و حُذَیْفَه بن یَمان رضی الله عنهما سوال کردم که رسول اکرم صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در نماز عید قربان و عید فطر چند تکبیر می گفتند؟ حضرت ابو موسی جواب داد: چهار تکبیر مانند تکبیرات نماز جنازه. حضرت حُذَیْفَه (تصدیق نموده) فرمود: ابوموسی راست می گوید. حضرت ابوموسی ادامه داد: هنگامی که حاکم بصره بودم، در آنجا نیز همچنین می کردم.
( سنن ابی داؤد: 1/299 حدیث 1153 تَفْرِيعِ أَبْوَابِ الْجُمُعَةِ؛ بَابُ التَّكْبِيرِ فِي الْعِيدَيْنِ | السنن الکبری للبیهقی: 3/408 حدیث 6183 كِتَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ؛ بَابُ ذِكْرِ الْخَبَرِ الَّذِي رُوِيَ فِي التَّكْبِيرِ أَرْبَعًا | آثار السنن للنیموی: ص 314 حدیث 996 باب صلوة العیدین بست تکبیرات زوائد | إعلاء السنن للتهانوی: 8/128 و129 حدیث 2127 باب کیفیة صلوة العیدین)
*(2) ـ* أَنَّ الْقَاسِمَ أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ حَدَّثَهُ قَالَ: حَدَّثَنِي بَعْضُ أَصْحَابِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: صَلَّى بِنَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَ عِيدٍ، فَكَبَّرَ أَرْبَعًا، وَأَرْبَعًا، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ حِينَ انْصَرَفَ قَالَ: لَا تَنْسَوْا، كَتَكْبِيرِ الْجَنَائِزِ، وَأَشَارَ بِأَصَابِعِهِ، وَقَبَضَ إِبْهَامَهُ.
ترجمه: ابو عبد الرحمن قاسم رحمه الله می فرماید: بعضی از اصحاب رسول اکرم صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مرا آگاه ساختند که رسول اکرم صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ما را در روز عید نماز دادند و چهار چهار تکبیر گفتند و هنگامی که از نماز فارغ گردیدند، رخ به سوی ما نموده فرمودند: فراموش نکنید، تکبیرات عید مانند نماز جنازه (چهار تکبیر) است، و سپس آنحضرت صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ با چهار انگشت دست مبارک (به عدد چهار) اشاره نمودند و شصت مبارک را بستند.
(شرح معانی الآثار للطحاوی: 4/345 حدیث 7273 كِتَابُ الزِّيَادَاتِ؛ بَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ كَيْفَ التَّكْبِيرُ فِيهَا | إعلاء السنن للتهانوی: 8/127 حدیث 2126 باب کیفیة صلوة العیدین)
۲۴ رمضان ۱۵۳۹ هجری قمری
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۲۱ -﴾❈•••┈
فرستادن زکات به شهرهای دیگر:
مسئله ٢١: فرستادن پول زکات از يک شهر به شهر ديگر مکروه است. البته اگر اقارب و قوم کسى در شهر ديگر مى باشند و پول زکات را به آنها مى فرستد، يا اينکه ساکنين آن شهر نسبت به اهالى اين شهر فقيرتر هستند و يا اينکه آن کسانى که زکات را براى ايشان مى فرستد در کارهاى دينى مصروف مى باشند، در اين صورتها فرستادن پول زکات به شهر ديگر مکروه نيست بلکه دادن زکات به طالبان علم دين و عالِمان ديندار ثواب بزرگى دارد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۹ -﴾❈•••┈
دادن زکات به چه کسانی و مصرف آن در چه جاهائی جایز نیست - ۲:
مسئله ١٢: اگر پدر یک پسر یا دختر نابالغ پولدار است، دادن زکات به اين پسر يا دختر نابالغ درست نمى باشد. و اگر پسر و دختر بالغ باشند و پدر شان پولدار است لیکن خود آنها پولدار نيستند، در اين صورت دادن زکات به اين پسر و دختر جايز است.
مسئله ١٣: اگر طفلى پدرش پولدار نيست ولى مادرش پولدار است، دادن پول زکات به آن طفل درست است.
مسئله ١٤: دادن پول زکات به «سيدها»(۱) و «علوى ها»(۲) و به همين گونه دادن پول زکات به هر کسى که از اوﻻدۀ حضرت عباس رَضِیَ اللہُ عَنْہُ (۳) و اولادۀ حضرت جعفر رَضِیَ اللہُ عَنْہُ يا حضرت عقيل رَضِیَ اللہُ عَنْہُ يا حضرت حارث رَضِیَ اللہُ عَنْہُ بن عبد المطلب باشد درست نيست.
به همين صورت دادن آن صدقه هائى که از جانب شريعت واجب می گردد به ايشان درست نيست، مانند نذر و کفاره و عُشر و صدقۀ فطر.
و غیر از اينها دادن خيرات و صدقة نفل به آنها درست است.
مسئله ١٥: دادن پول زکات به خدمتگار، نوکر خانه، دايه و غيره درست است. ليکن اين پول را در معاش آنها نبايد حساب کرد بلکه اضافه بر معاش بطور بخشش و انعام بايد داد، و در دل خود نيت زکات را داشته باشيد.
مسئله ١٦: اگر زنى طفلی را شیر داده است و اکنون پول زکاتش را به وی می دهد، اینکار صحيح است و همچنين دادن پول زکات به زنی که شما را در طفوليت شير داده نيز درست مى باشد.
مسئله ١٧: مهر زنى که بر شوهرش دارد مثلاً بسيار بيشتر از مقدار نصاب زکات است ولى شوهر خيلى فقير است و نمى تواند مهر او را ادا کند، در اين صورت دادن پول زکات به اين زن درست مى باشد. و همچنین اگر شوهر پولدار است ليکن مهر او را نمى دهد، و يا اين زن مهر خود را بخشيده است، در اين صورت نيز دادن پول زکات به او درست است.
و اگر زن مهر خود را نه بخشيده و اميد دارد که هر وقتى که مهرم را بخواهم، شوهرم آن را اداء مى کند و پس و پيش نمى کند، در اين صورت دادن پول زکات به چنين زن درست نمى باشد.
ا.........
(۱) اولادۀ حضرت فاطمه رَضِیَ اللہُ عَنْہَا دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم همسر حضرت علی رَضِیَ اللہُ عَنْہُ.
(۲) اوﻻدۀ حضرت على رَضِیَ اللہُ عَنْہُ غير بى بی فاطمه رَضِیَ اللہُ عَنْہَا از بطن ساير همسران.
(۳) حضرت عباس و حارث رَضِیَ اللہُ عَنْہُمَا کاکاهاى رسول الله صلی الله علیه وسلم اند و حضرت جعفر و عقیل پسران کاکای رسول الله صلی الله علیه وسلم اند.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۷ -﴾❈•••┈
دادن زکات به چه کسانی جايز است - ۲:
مسئله ٤: آنچه جزو ضروریات است اينها می باشد: خانه براى زندگى، لباس هاى پوشيدنى، نوکر و خدمتکار براى کارهاى خانه، و آن اثاث خانه که در خانه اکثر به کار مى آيند. اينها همه لوازم و اسباب ضرورى اند و کسى از داشتن آنها اگرچه قيمت آنها بسيار زياد شود، در شريعت پولدار گفته نمى شود، و بنابرين دادن پول زکات به او جايز است.
به همين ترتيب کتاب هاى مورد ضرورت شخص درس خوانده نيز جزو اسباب و لوازم ضرورى او است.
مسئله ٥: اگر کسى چندين خانه دارد و آنها را به کرايه داده است و توسط عايدات آنها گذاره می کند و يا مقداری زمین دارد که عايدات آن را می گيرد، و ليکن اهل و عيال و اولاد و نانخور در خانه اش آنقدر زياد است که زندگى اش به خوبى نمى گذرد و تنگدست مى باشد، و چنان مالى هم ندارد که زکات بر آن واجب شود، دادن پول زکات به اين چنين شخص درست است.
مسئله ٦: اگر کسى آن قدر پول نقد دارد که می تواند با آن يکى دو کيلو طلا بخرد، ليکن به همان مقدار پول يا بيشتر از آن قرضدار است، در اين صورت دادن پول زکات به او نیز درست است.
و اگر کمتر از آن مقدار قرضدار بود، پس ببينيد که اگر قرض خود را اداء کند چقدر پول نزدش باقى مى ماند، اگر آنقدر پول باقى بماند که زکات بر آن پول واجب مى گردد {یعنی پولی برابر با قیمت ٦١٢ گرام نقره،} در اين صورت دادن پول زکات به او جايز نيست. و اگر کمتر باقى بماند، دادن پول زکات به او درست خواهد بود.
مسئله ٧: اگر کسى در خانه و شهر خود بسيار پولدار است، اما اتفاقاً در مسافرت تمام پول هايش دزدى شد يا گم شد و يا به کدام سبب ديگر از دستش رفت و اکنون پول خرچ خود و مصارف برگشت به خانه و شهر خود را هم ندارد، دادن پول زکات به او صحيح است.
به همين صورت، اگر پول حاجى در طول راه تمام شد و او در شهر و خانۀ خود پول و ثروت بسيار نيز دارد، بازهم دادن پول زکات به وی درست است.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۵ -﴾❈•••┈
زکات حاصلات زمين و باغ (عُشر) - ۲:
مسئله ٣: اين حکم شامل همۀ اقسام غله جات، سبزيجات، حبوبات، ميوه جات و گُل ها و غيره مى باشد.
مسئله ٤: اگر کسى از زمين عُشْرِى يا کوه و دشت، عسل به دست آورد، اين صدقه و خیرات {عُشر} در آن عسل نيز واجب است.
مسئله ٥: اگر کسى در خانۀ خود درخت نشاند يا ترکارى و سبزى و يا چيز ديگرى کاشت، اين صدقه {عُشر} در ميوۀ آن درخت و سبزي ها و ترکاري ها واجب نمى شود.
مسئله ٦: اگر کافرى زمين عُشْرِى را بخرد، اکنون آن زمين، دیگر زمين عُشْرِى نمى باشد و حتى اگر مسلمانى آن زمين را باز پس هم بخرد و يا آن را به طور ديگرى به دست بياورد، بازهم آن زمين، زمين عُشْرِى نمى باشد.
مسئله ٧: در اين مسئله که يک دهم يا يک بيستم حاصلات بر چه کسى واجب است، يعنى آيا بر مالک زمين واجب است يا بر مالک حاصلات، علماى بزرگ اختلاف دارند.
اما ما به خاطر سهولت می گوئيم که يک دهم يا يک بيستم حاصلات بر صاحب حاصلات واجب است. لذا اگر دهقان زمين را اجاره گرفته است، چه در مقابل پول و چه در مقابل حاصل زمين، اين يک دهم يا يک بيستم بر دوش دهقان واجب مى باشد.
و اگر زمين را به اين شکل گرفته است که حاصلات زمين ميان صاحب زمين و دهقان تقسيم شود، در اين صورت، هم صاحب زمين و هم دهقان، هر يک، يک دهم يا يک بيستم حصۀ خود را جداگانه صدقه بدهند.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۳ -﴾❈•••┈
وکالت در ادای زکات:
مسئله ١٣: اگر کسى خودش پول زکات خود را نداد، بلکه زکات خود را به شخص ديگرى داد یا ارسال نمود تا او زکاتش را به فقير بدهد، اين صورت هم جايز است. و اکنون اگر اين شخص در وقت دادن زکات، نيت زکات را هم نکند، بازهم زکاتش اداء می شود.
مسئله ١٤: اگر شما به نيت زکات مقدارى پول به شخصى داديد تا آن را به فقيری بدهد، ليکن اين شخص همان پول هاى را که شما به او داده بوديد به فقير نداد، بلکه از طرف شما همان مبلغ را از پول های خود به فقير داد و چنين خيال کرد که آن پول های شما را او خود می گيرد، بازهم در اين صورت زکات اداء می شود، به شرط اينکه آن پول هاى که شما به او داده بوديد هنوز نزدش موجود باشد و اکنون وی در مقابل پول هاى خود، پول شما را بگيرد.
البته اگر اين شخص آن پول هاى را که شما به او داده بوديد خرچ کرده بود و بعداً از پول هاى خود، زکات شما را به فقير داد، در اين صورت زکات شما اداء نمى شود.
و يا اينکه اگر همان پول هاى که شما به وی داده بوديد نزد او موجود است، اما وی در وقت دادن زکات از پول خود، اين نيت را نکرده بود که من آن پول ها را خودم می گيرم، بازهم در اين صورت زکات شما اداء نمى گردد، و اکنون بايد همان پول هاى شما را در زکات بدهد.
مسئله ١٥: و اگر شما به اين شخص پول نداديد و فقط اينقدر به او گفتيد که تو از طرف من زکات مرا بده، و لذا این شخص زکات شما را از طرف شما اداء کرد، در این صورت زکات شما اداء می شود و هر قدر پولى را که اين شخص از طرف شما داده است، از شما مي گيرد.
مسئله ١٦: اگر کسى بدون اينکه شما به او بگوئيد از طرف شما زکات تان را بدون اجازۀ شما اداء کرد، زکات در اين صورت اداء نمى شود، و اکنون اگر شما آن را قبول هم کنيد، باز هم اداء نمى گردد. و همچنين حق پس گرفتن آنچه را که بدون اجازه از طرف شما داده است، از شما ندارد.
مسئله ١٧: اگر شما زکات خود را به کسى داديد که آن را به فقير بده، اکنون او اختيار دارد که یا خودش آن را به فقيری بدهد و يا آن را به شخص ديگرى بسپارد که اين پول زکات را به فقیری بده. و ضرورتى به اين نيست که نام زکات دهنده را بگيرد که اين پول زکات را از طرف فلانى بده.
و اين شخص اگر اين پول را به خويش و قوم فقير و يا پدر و مادر فقير خود بدهد، اينکار هم درست است. اما اگر خود اين شخص فقير باشد، برايش درست نيست که اين پول را خودش بگيرد.
البته اگر شما به او گفته بوديد که هرچه می خواهى با آن بکن و به هرکس که می خواهى بده، در اين صورت براى او جايز است که اگر فقير باشد پول را براى خود نیز بگيرد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۱ -﴾❈•••┈
اداء کردن زکات - ۲:
مسئله ٣: نیَّت زکات: چون کسى می خواست پول زکات خود را به فقيرى بدهد در دل خود در آن وقت حتماً اين قدر نیّت نمايد که من پول زکات را مى دهم.
اگر کسى اين نيت را نکرد و بى نيّت پول را داد، زکاتش اداء نمى گردد و او دوباره بايد زکات بدهد و پولى که داده است، ثواب آن را جداگانه به دست مى آورد.
مسئله ٤: اگر کسى در وقت دادن زکات، نيت زکات دادن را نکرد، پس تا وقتى که آن پول و مال در نزد فقير موجود است، نيت کردن زکات برایش درست است، و اگر حالا هم نيت کند که من پول زکات را داده ام، زکاتش اداء می شود.
البته اگر فقير آن پول را خرچ کرده بود، نيت کرن حالا ديگر اعتبارى ندارد. زکات را بايد دوباره بدهد.
مسئله ٥: اگر کسى مقداری پول را به نيت زکات از ساير پول ها جدا کرد و علاحده گذاشت که هر وقت مستحقى را ديدم آن را به او می دهم، و سپس هنگامی که آن پول را به فقير می داد، نيت زکات را فراموش کرد، در اين صورت نیز زکاتش اداء می شود.
البته اگر آن پول را به نيت زکات جدا نموده علاحده نمى گذاشت، زکاتش اداء نمى شد.
مسئله ٦: کسى پول زکات خود را جدا کرد، و مى خواست آن را به فقيران بدهد، اکنون اختيار دارد که همه آن پول را به يک فقير بدهد يا آن را تقسيم نموده به چند فقير بدهد. همچنين اختيار دارد که همه آن را در يک روز بدهد و يا کم کم در طول چند ماه.
مسئله ٧: بهتر اينست که به يک فقير کم از کم آنقدر پول زکات داده شود که براى يک روز او کفايت کند و مجبور به دست دراز کردن نزد کس ديگرى نگردد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۹ -﴾❈•••┈
پیش پرداختن زکات:
مسئله ٢٢: اگر شخصی که زکات بر او واجب است قبل از گذشتن يک سال بر پول ها و اموال خود، زکات آنها را بدهد و منتظر گذشتن سال نباشد، اينکار جايز است و زکاتش اداء می شود.
و اگر شخصی صاحب نصاب نبود بلکه اميد آمدن پول و مال از جائی را داشت و بر این امید، پیشکی زکات داد، زکاتش اداء نمی شود. هر وقت پول و مالی به دست آورد و يک سال برآن گذشت، آنگاه زکات آن را دوباره اداء کند.
مسئله ٢٣: اگر شخص پولدار، زکات چند سال خود را پیشکى ادا کند، اینکار جايز است. اما اگر در يکى از آن سال ها پول و دارائی اش زيادتر شد زکات آن پول اضافی را نيز بايد بدهد.
مسئله ٢٤: اگر کسى نزد خود هزار افغانی اضافه بر ضرورت داشت و توقع داشت که مقدار ديگرى پول از جائى به دست خواهد آورد، بنابرين قبل از گذشتن يک سال، زکات همۀ آن پول ها را پيشکى اداء نمود، اينکار درست است.
ليکن اگر قبل از ختم سال، پول کمتر از حد نصاب شد، در اين صورت زکات معاف می گردد و آنچه که به عنوان زکات داده است، صدقۀ نفلى خواهد گرديد.
مسئله ٢٥: اگر يک سال بر پول ها و اموال کسى گذشت و او هنوز زکات آن را اداء نکرده بود که تمام پول ها و اموالش دزدى شد، يا به صورت ديگرى {مثلاً سوخته} از بين رفت، زکات آنها نیز معاف می گردد.
و اگر خودش پولها يا اموال خود را به کسى داد و يا به اختيار خود آنها را به گونه اى از بين برد، در اين صورت هر مقدار زکات که بر او واجب شده بود معاف نمى شود، بلکه بايد آن را اداء کند.
مسئله ٢٦: اگر کسى که زکات بر او واجب شده بود بعد از ختم سال، تمام پول و اموال خود را خيرات کرد، زکاتش نیز معاف می گردد.
مسئله ٢٧: اگر کسى آنقدر پول داشت که زکات در آن واجب می شود و بعد از گذشتن يک سال بر آن، نصف آن پول دزدى شد يا وی خود نصف آن را خيرات کرد، در اين صورت، زکات نیم پول معاف است. فقط زکات نيمۀ باقيمانده را بايد بدهد.
و اگر آن را به کسى هَبَه و بخشش کند يا خودش آن را خرچ نماید در اين صورت زکات بر او واجب می باشد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۷ -﴾❈•••┈
زکات بر قرض - ۱:
مسئله ١٩: اگر بر کسى قرض داريد زکات برآن قرض نيز واجب است. ليکن قرض سه قسم می باشد.
«قِسم اول قرض»:
اينکه پول نقد يا طلا يا نقره به کسى قرض داده ايد يا سامان تجارت به کسى فروخته ايد و او پول آن را هنوز به شما نداده و شما اين قرض يا اين پول خود را بعد از گذشتن يک سال يا دو سه سال از او به دست آورديد. اگر پول هاى به دست آمده به آن مقدار است که زکات بر آن واجب مى شود، دادن زکات تمام سال هاى گذشته واجب مى باشد.
و اگر تمام پول ها يکجا به دست نيامد، پس هر وقتى که آنقدر پول از آن قرض ها به دست تان آمد که برابر با قيمت ۱۲۸ گرام نقره شود، در اين صورت اداى زکات پول قيمت همين ۱۲۸ گرام واجب خواهد بود. و اگر آن مقدار پول که برابر با قيمت ۱۲۸ گرام نقره شود، کم کم و اندک اندک به دست تان آمد، در اين صورت هر وقتى که اين پول هاى به دست آمده برابر با قيمت ۱۲۸ گرام نقره شود، زکات آنها را بايد اداء کنيد.(اما احتیاط در اینست که به محض حصول پولی معادل ۹۳ گرام نقره زکات آن را بدهید.)
چون بخواهيد زکات آنها را بدهيد، بايد زکات همۀ سال هاى را که برآن پول گذشته است اداء کنيد.
و اگر قرضه اى که داده ايد کمتر از آن مقدارى بود که زکات برآن واجب مى شود، در اين صورت زکات بر آن قرضه واجب نمى باشد.
البته اگر مقدارى پول يا مال ديگرى هم داريد که اگر آن را با اين پول و مال حصول شده خود يکجا حساب کنيد به اندازۀ نصاب زکات می شود، در اين صورت زکات بر آن مقدار پول و مال واجب مى گردد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۵ -﴾❈•••┈
زکات بر اشیای غیر از طلا و نقره و اموال تجارتی - ۱:
مسئله ١٣: فلزاتى که سواى طلا و نقره اند مانند آهن، مس، برنج، سرب و غيره، و نيز ظروف و اشيائى که از آن فلزات ساخته شده اند و همچنين پارچه، تکه، بوت و غيره هرچه لوازم و اشیائی دیگری که باشد، حکم همۀ آنها اينست که اگر براى فروش است و با آنها تجارت و خريد و فروخت می کنند، پس ببينيد که آنها به چه مقدارى مي باشد. اگر به آن اندازه اى است که قيمت آنها برابر با قيمت نصاب زکات يعنى ٦١٢ گرام نقره يا ٨٧ گرام طلا می شود، در اين صورت هنگامی که يک سال بر آن بگذرد، زکات در آن فلزات و سامان و اسباب تجارتی واجب مى شود (خواه مصارف ضرورى شبانه روزى صاحب آن اموال از عايدات همين سامان و اسباب تهيه شود يا مصارف وى از عايدات ديگرى فراهم بيايد، زکات در هر صورت در آن اموال واجب می باشد) و اگر به اندازۀ مذکور نيست، زکات هم در آن واجب نمی گردد.
و اگر آن اموال براى فروخت و تجارت نيست، زکات در آن واجب نمى باشد، به هر اندازه اى هم که باشد، حتى اگر قيمت آن اموال و لوازم، صدها هزار روپيه هم باشد، بازهم زکات در آنها واجب نيست.
مسئله ١٤: زکات در اثاث خانه، مانند ديگ هاى معمولى، ديگ هاى کلان، غورى، آفتابه و لگن، و سایر ظروف غذاخورى، در خانۀ مملوکه شخصی که در آن سکونت دارد، در لباس هاى پوشيدنى، در گردنبند مرواريد و سایر اشيائى از اين قبيل (۱) واجب نيست، خواه به هر اندازه اى که باشند، و خواه روزانه استعمال شوند يا نشوند، زکات به هيچ صورت در آنها واجب نيست.
البته اگر اين اشياء براى فروش و تجارت باشند، زکات در آنها واجب است.
خلاصه اينکه بجز طلا و نقره و پول نقد، هر مال و دارائی ای که براى خريد و فروخت و تجارت است، زکات در آنها واجب است. و اگر براى تجارت و خريد و فروخت نيست، زکات در آنها واجب نيست.
..................................
(۱) مثلاً جواهراتی مانند الماس، زمرد، یاقوت ولاجورد ... واجب نمی گردد، مگر اینکه آنها برای خرید و فروش و تجارت باشد.
اگر کسى گردنبند و دستبند يا زيور طلائى يا نقره اى دارد که علاوه بر طلا و نقره، در آنها جواهراتی مانند الماس، ياقوت، زمرد، زبرجد يا ﻻجورد و غيره کار شده باشد، حکم اينست که زکات بر اين زيورات بدون جواهرات آن واجب می باشد و صاحب آنها يا بايد هموزن يک چهلم وزن آن زيورها را ـ اگر زيور طلا است طلا و اگر نقره است نقره ـ بايد بدهد، و يا اينکه قیمت يک چهلم طلا يا نقرة آن زيورات را بدهد.
وَ فِى تِبرِ الذَّهَبِ وَ الفِضَّةِ وَ حُلِیِّهِمَا... زَکٰوةٌ.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۳ -﴾❈•••┈
زکات بر زیورات و آنچه درآن زردوزی شده:
مسئله ٦: زکات بر زيورات، ظروف و زردوزى هاى که طلا و نقره در آن کار شده است واجب مى باشد، چه آنها را استعمال کنند و بپوشند و چه آنها را قفل نموده هرگز استعمال نکنند يا هيچگاه نپوشند.
خلاصه اينکه زکات بر هر چيزى که از طلا يا نقره ساخته شده باشد و يا طلا يا نقره در آن به کار رفته باشد، واجب مى باشد.
البته اگر از مقداری که در مسئلۀ اول گفته شد کمتر باشد، زکات واجب نمى شود.
مسئله ٧: اگر طلا و نقره خالص نباشند بلکه چيز ديگرى هم در آن آميخته باشند ـ مثلاً سُرب در نقره آميخته باشد ـ در این صورت بايد دید که آيا نقره بيشتر است يا سُرب.
اگر نقره بيشتر بود، حکمش همان است که حکم نقره مى باشد. يعنى اگر به اندازۀ مقدار مذکورۀ بالا وزن دارد {يعنى٦١٢ گرام نقرۀ مخلوط، و ٨٧ گرام در طلاى مخلوط} زکات بر آن واجب است.
و اگر سُرب بيشتر بود، آن را در اين صورت نقره نمى دانیم و حکم آن مانند حکم برنج، مس، آهن و ساير فلزات است که بعداً در مسئلۀ ۱۳ درج خواهد شد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
💎🎉🌸💞🎊💞🌸🎉💎
🎊 💐💐(( منکرات مروج در عید ))💐💐 🎉
💎🎉🌸💞🎊💞🌸🎉💎
طبیعی است که گاهی خوشی زیاد سبب فراموشی می گردد و چه بسا انسان بر اثر خوشی زیاد یا غم زیاد دچار گمراهی می شود، بنابرین روز عید که در واقع یک نوع اظهار بندگی و خوشی به خاطر موفقیت در عبادت است مردم آن قدر مصروف خوشی می شوند که هدف بندگی که اساس این اعیاد هست فراموش می شود؛ لذا ذیلاً برخی از منکراتی که غالبا در روزهای عید برخی از مردم مرتکب آنها می شوند را ذکر می کنیم تا باشد که با پرهیز از آنها عیدی خدا پسندانه و مبارک داشته باشیم.
💐 آرایش کردن با تراشیدن ریش چنانکه خیلی از جوانان برای تراشیدن ریش خود و یا به اصطلاح آنها اصلاح کردن در دکان های آرایش گری صف میکشند و یا خود تیغ و قیچی گرفته و این حرام را مرتکب می شوند و عیدی را که یک نوع عبادت است با امر حرامی آغاز می کنند در حالی که حضرت رسول الله صلیاللهعلیهوسلم می فرمایند: خالفوا المشرکین اوفروا اللحی و احفوا الشوارب.
یعنی در طرز زندگی با مشرکان مخالف باشید. (آنها ریش می تراشند) شما برعکس ریش بگذارید...
💐 تشبیه کردن خود به کفار و یا فُساق در مدل لباس، ریش، عملکرد ها، طریقۀ ملاقات و غیره. در حالی که آنحضرت صلی الله علیه وسلم می فرمایند: من تشبه بقوم فهو منهم. هر کسی خود را مشابه یک گروه بسازد از همان گروه شمرده خواهد شد.
💐 مصافحه (دست دادن) و یا مجالست و هم نشینی با زنان نامحرم در حالی که در حدیث شریف می آید: اگر در سر انسانی سوزنی فرو رود بهتر از آن خواهد بود که زنی را لمس کند که به برایش حلال نیست.
💐 وارد شدن در خانه ای که زن تنها است و مرد خانه نیست. برخی برای آن که مثلاً رسم را بجا کرده باشند چه مرد در خانه باشد و یا نباشد وارد خانه می شوند در حالی که در حدیث می آید:
برحذر باشید از وارد شدن بر زنان. مردی از انصار عرض کرد یا رسول الله برادر شوهر و امثال آن را برای زن چگونه می بینید؟ فرمودند: برادر شوهر و امثال آن برای زن حکم مرگ را دارند.
💐 بیرون آمدن زنان با حالت بی حجابی و آرایش های غلیظ در حالی که خداوند عزوجل زنان را از چنین حالتی منع می فرمایند.
💐 میله ها و تفریح های نامشروع و آلوده با انواع گناهان.
💐 استفاده مردان از حنا (خینه) برای دست و پای خود به عنوان زینت و آرایش.
💐 جنگ دادن حیوانات مثل خروس و غیره.
💐 برگزاری مسابقات و یا بازی های که در آن قمار انجام می گیرد.
💐 اسراف و زیاده روی در مصارف و اموری که هیچ منفعت و مصلحتی در آن نیست.
💐 ترک جماعت به بهانه های عید گردی.
💐 همدردی نکردن با فقرا و مساکین، طوری که فرزندان اغنیاء در عیش و نوش و خوشی قرار دارند و فرزندان فقرا در سختی و کم دستی.
💐 تکلف در رسم و رواج ها، اگر دارد و یا ندارد باید حتماً سفره ای با انواع میوه ها و دیگر اشیاء مزین کند.
💐 کل عشرۀ اخیر رمضان و عشرۀ اول ذی الحجه یا حداقل نصف آن ها که از بهترین و مبارک ترین اوقات سال می باشد صرف بازار گردی و خرید و فروش، آن هم در بدترین وضعیت اختلاط زن و مرد. سر و صدا و دیگر ناهنجاری ها که اصلاً در شأن جامعۀ اسلامی و ا ین ایام مبارک نمی باشد.
💐 در لباس ها و سفره ها بر یک دیگر فخر فروشی نمودن و به اصطلاح هم چشمی داشتن.
💐 رعایت نکردن آداب در پوشیدن لباس از قبیل اسبال ازار و غیره.
💐 به جای تکبیر گفتن که در ایام عید مستحب است، سرو صدا راه انداختن و بوق و آرن زدن با موتر و موتور سایکل و غیره.
💐 استفاده کردن از پتاقی و آتش بازی که از رسم های اعیاد آتش پرستان بوده؛ علاوه بر اینکه در این امر تشبُّه با کفار است یک نوع ایجاد رعب و وحشت می باشد که خود در حدیث به طور صریح ناجایز خوانده شده است و چه بسا سبب سکته و یا سقط جنین و دیگر مشکلات می شود. بنابرین دکان داران و نیز اولیای فرزندان در این باره کاملا مسئول بوده و از نظر دنیوی و اخروی باید جوابگو باشند.
💐 سوگواری کردن برخی از فامیل ها در ایام عید برای مرده گان، با وجود گذشت زمان مشروع سوگ.
به امید آن که جامعۀ ما از منکرات خالی شده و به سوی پاکی ها گامزن شود.
مولوی اسماعیل موفق
۲۵/ رمضان/۱۴۳۸
💎🎉🌸💞🎊💞🌸🎉💎
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
در واتس اپ: ۰۰۴۴۷۷۷۶۰۰۳۱۳۷
در فیسبوک: fb.me/RaheFalaah
/channel/RaaheFalaah/1316
┅✵◈❀«طریقۀ نماز عید فطر - ۱ -»❀◈✵┅
مسئله:
«طریقۀ خواندن نماز عید فطر» به اینگونه است که نمازگذار نیت کند:
نَوَیْتُ اَنْ اُصَلِّیْ رَکْعَتَیِ الْوَاجِبِ صَلاةَ عِیْدِ الْفِطْرِ مَعَ سِتَّ تَکْبِیرَاتٍ وَاجِبَةٍ، یعنی نیت کردم که دو رکعت نماز واجب عید را به همراه شش تکبیر واجبش بخوانم.
و با این نیت اَلله اَکْبَر گفته دست ها را ببندد و سُبْحَانَکَ اَللّٰہُمَّ را تا آخر بخواند و آنگاه سه بار اَللهُ اَکْبَر بگوید و در هر بار دست های خود را تا گوش ها مانند تکبیر تحریمه بالا نماید و بعد از تکبیر در پهلوی خود رها کند، و بعد از هر تکبیر، آن اندازه وقفه نماید که می توان سه بار سُبْحَانَ اللّٰه در آنقدر وقت گفت، و بعد از بار سوم تکبیر، دست ها را رها نکند بلکه دست ها را ببندد و اعوذ بالله... و بسم الله... را بخواند.
مقتدیان از این بعد خاموش باشند و امام سورۀ فاتحه را همراه با سورۀ دیگری بخواند و سپس مطابق معمول {امام با مقتدیان} رکوع و سجود را انجام داده برای رکعت دوم ایستاده شوند.
در رکعت دوم، امام نخست سورۀ فاتحه و آنگاه سورۀ دیگری را خوانده سپس سه بار به همان ترتیب رکعت اول، {هم امام و به پیروی از او مقتدیان نیز} تکبیر بگویند. اما در اینجا بعد از تکبیر سوم، دست ها را نبندند بلکه در پهلوی خود رها نمایند و آنگاه تکبیر گفته به رکوع بروند و نماز را به صورت معمول آن به پایان برسانند.
مسئله:
بعد از ختم نماز، امام بر منبر ایستاده دو خطبه بخواند و در بین هر دو خطبه همان قدر بنشیند که در بین دو خطبۀ جمعه می نشیند.
مسئله:
دعا خواستن بعد از نماز عید مسنون می باشد. دعا خواستن بعد از نماز عید (یا بعد از خطبه) از نبی کریم و اصحاب بزرگوار ایشان رِضْوَانُ الله عَلَیْہِمْ اَجْمَعِیْنْ ثابت است.
(صحیح البخاری: 2/20 حدیث 971 أَبْوَابُ العِيدَيْنِ؛ بَابُ التَّكْبِيرِ أَيَّامَ مِنًى، وَإِذَا غَدَا إِلَى عَرَفَةَ)
مسئله:
بهتر است امام خطبۀ عید را با گفتن تکبیر شروع کند. در خطبۀ اول نُه مرتبه تکبیر بگوید و در خطبۀ دوم هفت مرتبه.
مسئله:
هرجائی که نماز عید خوانده می شود، آنجا در همان روز خواندن نماز نفلی دیگری مکروه است، چه قبل از نماز عید باشد و چه بعد از نماز عید.
البته اگر کسی نماز عید را خوانده به خانۀ خود آمده نماز بخواند، این صورت مکروه نیست. ولی اگر قبل از ادای نماز عید نماز بخواند، این صورت مکروه است.
مسئله:
خواندن نماز نفل قبل از پایان نماز عید، برای زنان و آن کسانی که به سبب عذری نماز عید را نمی خوانند نیز مکروه می باشد.
مسئله:
خواندن نماز عید در مواضع متعدد بالاتفاق جایز است.
مسئله:
اگر کسی دیر آمد و نماز عید به پایان رسیده بود، در این صورت این شخص اجازه ندارد نماز عید را به تنهائی بخواند، زیرا جماعت در نماز عید شرط است.
به همین ترتیب اگر کسی در جماعت شریک شد لیکن به علتی نمازش فاسد گردید، او نیز نمی تواند آن را قضائی بخواند و نه قضای نماز عید بر او واجب می باشد.
البته اگر چند نفر دیگر همراه با او یکجا شوند، در این صورت خواندن نماز عید بر آنها واجب خواهد بود.
مسئله:
اگر مردم نتوانستند نماز عید را در روز اول عید بخوانند، در این صورت اجازه دارند که نماز عید فطر را در روز بعدی آن و نماز عید الاَضْحی {عید قربان} را تا تاریخ دوازدهم ذی الحجه نیز بخوانند.
مسئله:
اگر نماز عید الاَضْحی {عید قربان} بدون عذری تا تاریخ دوازدهم ذی الحجه به تاخیر افتاد، خواندن نماز بازهم صحیح خواهد بود، اما با کراهت.
و اگر نماز عید الفطر را بدون عذر به تاخیر بیندازند، نماز اصلاً صحیح نخواهد بود.
۲۸ رمضان ۱۴۳۹ هجری قمری
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
┅✵◈❀«زنان به نماز عید نروند»❀◈✵┅
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
در ابتدای اسلام به خاطر ضرورت آموزش احکام و مسائل و آداب ضروریۀ دین، زنان اجازه داشتند تا در اجتماعات مختلف مثلاً نماز فرض، نماز جمعه، نماز عیدین و غیره شرکت کنند، و هنگامی که این ضرورت رفع گردید و زنان از احکام و مسائل ضروریۀ دین آگاه شدند، از شرکت در این اجتماعات منع گردیدند.
روایات ذیل، شاهد این گفته است:
*(1) ـ* عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا، قَالَتْ: لَوْ أَدْرَكَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا أَحْدَثَ النِّسَاءُ لَمَنَعَهُنَّ كَمَا مُنِعَتْ نِسَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ.
ترجمه: اُمُّ المؤمنین حضرت عائشه رضی الله عنها می فرماید: اگر رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ امروز آنچه را که زنان پیش گرفته اند می دیدند، زنان را حتماً از رفتن به مساجد منع می نمودند همانگونه که زنان بنی اسرائیل از رفتن به مساجد منع شده بودند.
(صحیح البخاری: 1/173 حدیث 869 كِتَابُ الأَذَانِ؛ بَابُ خُرُوجِ النِّسَاءِ إِلَى المَسَاجِدِ ... | صحیح مسلم: 1/328 حدیث 445 كِتَابُ الصَّلَاةِ؛ بَابُ خُروجِ النِّسَاءِ إِلَى الْمَسَاجِدِ إِذَا لَمْ يَتَرَتَّبْ عَلَيْهِ فِتْنةٌ ...)
*(2) ـ* عَنْ نَافِعٍ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ أَنَّهُ كَانَ لَا يُخْرِجُ نِسَاءَهُ فِي الْعِيدَيْنِ.
ترجمه: حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنه زنان خانۀ خویش را برای نماز عیدین نمی بردند.
(مصنف ابن ابی شیبة: 2/4 حدیث 5795 كِتَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ؛ مَنْ كَرِهَ خُرُوجَ النِّسَاءِ إِلَى الْعِيدَيْنِ)
*(3) ـ* عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، أَنَّهُ كَانَ لَا يَدَعُ امْرَأَةً مِنْ أَهْلِهِ تَخْرُجُ إِلَى فِطْرٍ، وَلَا إِلَى أَضْحَى.
ترجمه: حضرت هِشام بن عُرْوَه رحمه الله دربارۀ پدر خود حضرت عُرْوَه بن زُبَیر بن عَوام رضی الله عنه می فرماید: آن بزرگوار به هیچ زنی از زنان خانۀ خود اجازۀ رفتن به نماز عید فطر یا نماز عید قربان را نمی داد.
(مصنف ابن ابی شیبة: 2/4 حدیث 5796 كِتَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ؛ مَنْ كَرِهَ خُرُوجَ النِّسَاءِ إِلَى الْعِيدَيْنِ)
*(4) ـ* عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْقَاسِمِ، قَالَ:كَانَ الْقَاسِمُ، أَشَدَّ شَيْءٍ عَلَى الْعَوَاتِقِ، لَا يَدَعُهُنَّ يَخْرُجْنَ فِي الْفِطْرِ وَالْأَضْحَى.
ترجمه: حضرت عبد الرحمن بن قاسم می فرماید که حضرت قاسم بن محمد بن ابی بکر صدیق رضی الله عنه در مورد زنان جوان متشدد بود و آنها را نمی گذاشت تا برای نماز عید فطر یا عید قربان بروند.
(مصنف ابن ابی شیبة: 2/4 حدیث 5797 كِتَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ؛ مَنْ كَرِهَ خُرُوجَ النِّسَاءِ إِلَى الْعِيدَيْنِ)
*(5) ـ* عَنْ إِبْرَاهِيمَ، قَالَ: يُكْرَهُ خُرُوجُ النِّسَاءِ فِي الْعِيدَيْنِ.
ترجمه: تابعی جلیل القدر حضرت ابراهیم نَخَعِی رحمه الله می فرماید: رفتن زنان برای نماز عیدین مکروه است.
(مصنف ابن ابی شیبة: 2/3 حدیث 5794 كِتَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ؛ مَنْ كَرِهَ خُرُوجَ النِّسَاءِ إِلَى الْعِيدَيْنِ)
برای تفصیل دلائل و احادیث دیگر به کتب ذیل مراجعه شود:
آثار السنن للنیموی: ص 79 تا 81 حدیث 301 تا 309 باب خروج النساء إلی المساجد | إعلاء السنن للتهانوی: 4/260 تا 262 حدیث 1242 تا 1247 باب منع النساء عن الحضور فی المساجد | إعلاء السنن للتهانوی: 8/106 تا 108 شرح حدیث 2099 باب وجوب صلوة العیدین
۲٦ رمضان ۱۵۳۹ هجری قمری
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
┅✵◈❀«نماز عید در پرتو احادیث - ۲ -»❀◈✵┅
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
*(3) ـ* در دورۀ خلافت امیر المؤمنین حضرت عمر فاروق رضی الله عنه در مورد تعداد تکبیرات جنازه اختلاف واقع شد که آیا چهار تکبیر است یا پنج یا هفت تکبیر. حضرت عمر رضی الله عنه صحابۀ کرام را جمع نموده و به ایشان مشورت داد تا بر یک صورت اتفاق نمایند. الفاظ حدیث چنین است:
فَأَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ عَلَى أَنْ يَجْعَلُوا التَّكْبِيرَ عَلَى الْجَنَائِزِ، مِثْلَ التَّكْبِيرِ فِي الْأَضْحَى وَالْفِطْرِ، أَرْبَعَ تَكْبِيرَاتٍ، فَأُجْمِعَ أَمْرُهُمْ عَلَى ذَلِكَ.
ترجمه: ایشان همه بر این امر اتفاق کردند که تکبیرات نماز جنازه مانند (چهار تکبیر در ابتدای رکعت اول و در انتهای رکعت دوم) نماز عید قربان و عید فطر، چهار تکبیر است و همه بر آن اجماع کردند.
(شرح معانی الآثار للطحاوی: 1/495 حدیث 2846 كِتَابُ الْجَنَائِزِ؛ بَابُ التَّكْبِيرِ عَلَى الْجَنَائِزِ كَمْ هُوَ؟)
*(4) ـ* عَنْ عَلْقَمَةَ، وَالْأَسْوَدِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: كَانَ ابْنُ مَسْعُودٍ جَالِسًا وَعِنْدَهُ حُذَيْفَةُ وَأَبُو مُوسَى الْأَشْعَرِيُّ، فَسَأَلَهُمَا سَعِيدُ بْنُ الْعَاصِ عَنِ التَّكْبِيرِ فِي الصَّلَاةِ يَوْمَ الْفِطْرِ وَالْأَضْحَى... فَقَالَ لَهُ حُذَيْفَةُ: سَلْ هَذَا لِعَبْدِ اللهِ بْنِ مَسْعُودٍ فَسَأَلَهُ، فَقَالَ ابْنُ مَسْعُودٍ: يُكَبِّرُ أَرْبَعًا ثُمَّ يَقْرَأُ، ثُمَّ يُكَبِّرُ فَيَرْكَعُ، ثُمَّ يَقُومُ فِي الثَّانِيَةِ فَيَقْرَأُ، ثُمَّ يُكَبِّرُ أَرْبَعًا بَعْدَ الْقِرَاءَةِ.
ترجمه: حضرت عَلْقَمَه و اَسْوَد رحمهما الله روایت می کنند که حضرت عبد الله بن مسعود رضی الله عنه نشسته بود و حضرت حُذَیْفَه و حضرت ابو موسی رضی الله عنهما نیز نزد وی تشریف داشتند. حضرت سعید بن العاص از ایشان دربارۀ تکبیرات نماز عید قربان و عید فطر سوال کرد. حضرت حُذَیْفَه گفت: این مسئله را از عبد الله بن مسعود بپرس. حضرت سعید، سوال را از حضرت عبد الله پرسید. حضرت عبد الله بن مسعود جواب داد: نمازگزار چهار تکبیر بگوید، سپس قرائت کند، سپس تکبیر گفته به رکوع برود، ودر رکعت دوم تکبیر گفته قرائت کند و بعد از قرائت، چهار تکبیر بگوید.
(مصنف عبد الرزاق: 3/293 حدیث 5687 كِتَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ؛ بَابُ التَّكْبِيرِ فِي الصَّلَاةِ يَوْمَ الْعِيدِ | المعجم الکبیر للطبرانی: 9/303 حدیث 9519 | آثار السنن للنیموی: ص 315 حدیث 997)
۲۴ رمضان ۱۵۳۹ هجری قمری
🍀🎉🎊💦🍀🎉🎊💦🍀
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
💐💫💐💫💐💫💐💫💐
(( چند کار مهم که پیش از اختتام رمضان باید انجام داد ))
💫💐💫💐💫💐💫💐💫
💐گزیدهای از سخنان شیخ الاسلام مولانا مفتی محمد تقی عثمانی در مراسم نماز جمعۀ ۲۷ رمضان ۱۴۳۸هـ
در روزهای پایانی رمضان چند کار باید انجام داد:
💐 *نخست شکر؛* شکر بر این که خداوند متعال در زندگی ما رمضانی دیگر به ما عنایت فرمود. چهقدر از دوستان و نزدیکان ما در رمضانِ قبل با ما بودند و امسال درگذشتهاند و در میان ما نیستند. آنها حسرت میخورند که کاش این رمضان نصیبشان میشد و نیکیهای آن در نامۀ اعمالشان درج میگشت.
و همچنین شکر بر تلاوت، روزه و تراویح و دیگر اعمالی که توفیق آن در رمضان ما نصیب شده است. این توفیق خود، نعمت مستقلی است. چه بسا کسانی هستند که توجهی به روزه و نماز ندارند و نمیدانند رمضان چگونه شروع شد و چگونه به پایان رسید. پس بر این نیز باید خدا را شکر کرد که به ما توفیق عنایت فرمود.
💐 *دوم استغفار؛* استغفار برای اینکه حق رمضان را نتوانستیم ادا کنیم. نتوانستیم آنچنان که باید، با رعایت آداب، روزه بگیریم، با خشوع و خضوع نماز بخوانیم و با تدبر و توجه تلاوت کنیم. پس بر کوتاهیهای خود استغفار و بر توفیقات خداوند شکر کنیم.
💐 *سوم توبۀ خالصانه* که پروردگارا این رمضان در حال پایان است، من به بارگاه تو از تمام گناهان زندگی گذشته خود با صدق دل توبه میکنم.
توبه برای این که اگر این رمضان گذشت و گناهان ما آمرزیده نشد، بیم آن میرود که مصداق آن حدیث قرار بگیریم که باری پیامبر اکرم ﷺ بر منبر پا گذاشته و فرمودند: آمین، سپس دو پله بالاتر رفته و بر هر یک فرمودند: آمین. پس از پایان خطبه، صحابۀ کرام که شاهد آن منظره بودند، از سرّ آمین بدون دعا پرسیدند. پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: بر هر پله جبرئیل دعا کرد و من آمین گفتم. (حال لحظهای فکر کنید که اینکه روز جمعه و در هنگام خطبه ـ که وقت قبولیت دعاست ـ جبریل دعا کند و پیامبر ﷺ آمین بگویند، این دعا چه دعایی خواهد بود!) بر پلۀ اول جبریل دعا کرد که هلاک باد کسی که نام شما نزد وی برده شود و بر شما درود نفرستد؛ گفتم: آمین. بر پلۀ دوم جبرئیل دعا کرد: هلاک باد کسی که پدر و مادرش را (در حالت کهنسالی) دریابد و نتواند با خدمتگزاریِ آنها مورد مغفرت گیرد. گفتم: آمین. بر پلۀ سوم او دعا کرد: هلاک باد کسی که رمضان را دریابد ولی گناهانش آمرزیده نشود؛ گفتم: آمین (رواه احمد)
یعنی در رمضان که فرصت توبه و مغفرت از هر سو فراهم است؛ روزه موجب مغفرت، و تراویح سبب مغفرت و بخشش و وقت افطار وقت قبولیت دعاست، باز هم شخصی تمام این فرصتها را به هدر دهد و مغفرت نشود و نتواند توبه کند و برای خود آمرزش بخواهد پس واقعا انسان شقی وبدبختی خواهد بود.
پس برای اینکه از این وعید محفوظ بمانیم، قبل از اختتام رمضان به استغفار و توبه اهتمام بورزیم. توبه هم یک کار پیچیده و مشکلی نیست، کافی است یک بار ـ و بهتر آنکه با خواندن دو رکعت نفل نماز توبه ـ از تمام گناهانِ خود اظهار ندامت کنیم و از خدا بخواهیم آنچه را که گذشته بیامرزد و برای آینده با خود عهد ببندیم که به سوی گناهان نرویم.
همچنین عید فطر نیز از مواقع مغفرت است؛ باید مواظب باشیم که در شادیهای عید به سوی معصیتها نرویم و نه چنان در خوشحالی و تفریح مستغرق شویم که هر چه در رمضان حاصل شده بود، همه را از دست بدهیم.
خداوند طاعات و عبادات ما را قبول فرماید و از همۀ گناهان محفوظ نگهدارد.
(دار الافتاء دار العلوم زاهدان)
۳۰ رمضان ۱۴۳۸ قمری
💫💐💫💐💫💐💫💐💫
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
در واتس اپ: ۰۰۴۴۷۷۷۶۰۰۳۱۳۷
در فیسبوک: fb.me/RaheFalaah
/channel/RaaheFalaah/1215
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۲۰ -﴾❈•••┈
کسی را مستحق دانسته زکات دادن و نا مستحق بودن او:
مسئله ١٨: اگر کسى شخصى را مستحق دانسته پول زکات را به او داد و بعداً معلوم شد که آن شخص پولدار بود يا سيّد بود، و يا اينکه پول زکات خود را در شب تاريک به شخصى داد و بعداً معلوم گشت که او پدرش يا پسرش و يا چنان خويشاوندش بود که زکات دادن به او جايز نمى باشد، در تمام اين صورت ها زکات وى اداء گردیده است و دوباره دادن زکات بر او واجب نمى باشد.
ليکن شخصى که پول را می گيرد اگر بداند که اين پول زکات است و من مستحق زکات گرفتن نيستم، بايد پول را نگيرد و آن را واپس بدهد.
و اگر زکات دهنده بعد از دادن پول زکات دانست که شخصی که پول زکات را به او داده است کافر بود، در اين صورت زکاتش اداء نمى گردد و بايد دوباره زکات بدهد.
مسئله ١٩: اگر زکات دهنده بر کسى مشکوک است و نمی داند که او پولدار است يا فقير، در اين صورت تا وقتى که تحقيق نکند که او فقير است يا پولدار، زکات را به او ندهد.
و اگر زکات را بدون تحقيق به او داد، بنگرد که دلش به کدام طرف بيشتر مايل است. اگر دلش گواهى می دهد که اين شخص فقير است، در اين صورت زکات اداء مى شود. و اگر دلش گواهى می دهد که اين شخص پولدار است، در اين صورت زکات اداء نمى شود و بايد دوباره زکات بدهد. ليکن اگر بعد از دادن زکات، معلوم شود که آن شخص فقير است، دوباره زکات ندهد، زيرا زکاتش اداء شده است.
مسئله ٢٠: در دادن زکات و همچنین در دادن صدقه و خيرات هاى نفلى، بيشتر از همه متوجه قوم و خويش خود باشيد. يعنى اينکه اول از همه پول زکات و صدقات خود را به آنها بدهيد، اما به آنها نگوئيد که اين پول زکات يا صدقه و خيرات است تا به آنها بد نخورد.
در حديث شريف وارد است که دادن صدقه و خيرات به قوم و خويش خود، دو برابر ثواب دارد. يکى ثواب صدقه و خيرات دادن، و دوم ثواب صلۀ رحم نمودن با خويشاوندان.
و اگر چيزى اضافه باقى بماند، آن را به ساير فقیران بدهيد
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۸ -﴾❈•••┈
دادن زکات به چه کسانی و مصرف آن در چه جاهائی جایز نیست - ۱:
مسئله ٨: دادن پول زکات به کافر درست نيست. زکات بايد فقط به مسلمان داده شود، بجز زکات و عُشْر و صدقۀ فطر و نذر و کفّاره، دادن هر خيرات دیگری به کافر درست است.
مسئله ٩: تعمیر مسجد از پول زکات يا کفن و دفن کردن مرده و يا ادای قرض مرده از پول زکات و يا مصرف پول زکات در کار خير ديگرى جايز نيست. تا وقتى که پول زکات به مستحق آن (فقیر و مسکین) داده نشود زکات اداء نمى شود.
مسئله ١٠: دادن زکات خود به پدر، مادر، پدرکلان، مادرکلانِ ـ پدرى و مادرى ـ و پدرِ پدرکلانِ پدری و مادرى و غيره آن کسانى که اين شخص از پُشت آنها پيدا شده است جايز نيست.
به همين صورت دادن زکات به فرزندان، نواسه ها و نبيره ها و غيرۀ خود که اوﻻدۀ اين شخص اند، درست نيست.
و به همين صورت زن نمى تواند زکات خود را به شوهر خود بدهد و شوهر نمى تواند زکات خود را به زن خود بدهد.
مسئله ١١: علاوه بر کسانى که در بالا ذکر رفت، دادن پول زکات به همۀ خويشاوندان و اقارب صحيح است، مانند برادر، خواهر، برادرزاده، خواهرزاده، کاکا، عمه، خاله، ماما، مادر اندر، پدر اَندر، خُشُو، خُسُر و غيره ... دادن زکات به همۀ اينها درست است البته اگر مستحق زکات یعنی فقیر و نادار باشند.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۶ -﴾❈•••┈
دادن زکات به چه کسانی جايز است - ۱:
مسئله ١: هر کسى که ٦١٢ گرام نقره يا ٨٧ گرام طلا و يا برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره، پول نقد یا مال تجارت دارد در شريعت او را «پولدار» می گويند. دادن پول زکات به اين چنين شخص درست نيست و براى او نیز گرفتن و خوردن پول زکات حلال نمى باشد.
به همين صورت، دادن پول زکات به آن کس درست نيست که برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره چنان مال و سامانى دارد که اگرچه براى خريد و فروش يعنى تجارت نيست ليکن زايد از ضرورت او مى باشد. اين شخص نيز پولدار گفته می شود و دادن پول زکات به او جايز نيست، اگرچه بر اين گونه پولدار زکات واجب نیز نمی باشد.
مسئله ٢: و هرکسى که به اندازۀ بالا پول و دارائی ندارد، بلکه یا پول و دارائی کمى دارد و يا هيچ چيزى ندارد، يعنى حتى به اندازۀ گذارۀ يک روز هم چيزى ندارد، اين چنين کسان را فقير و مسکين می گويند. دادن پول زکات به آنها درست است و گرفتن پول زکات براى آنها نيز درست مى باشد.
مسئله ٣: ديگ هاى بسيار کلان و فرش هاى بسيار بزرگ که سه چهار سال يکبار براى عروسى و غيره به آنها ضرورت مى افتد و روزمره استعمال نمى شوند در لوازم ضرورى داخل نيستند.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۴ -﴾❈•••┈
زکات حاصلات زمين و باغ (عُشر) - ۱:
مسئله ١: هر شهرى که در قبضۀ کافران بود و آنها در آن شهر زندگى می کردند و سپس لشکر مسلمانان آن شهر را به جنگ از کافران گرفتند و دين اسلام را در آنجا شايع ساختند و حکمران مسلمان، زمين هاى کافران را ميان همان مسلمانان تقسيم کرد، (يعنى به آن مسلمانهاى که آن شهر را فتح کرده اند و همچنين اگر اين زمين ها را علاوه بر آنها ميان مسلمانان دیگری تقسيم کند بازهم حکم همين است) اينگونه زمين ها را در شريعت «زمين عُشْرِى» می گويند.
و اگر ساکنين آن شهر همگى به رضايت خود مسلمان شدند و ضرورتى به جنگ نيفتاد، بازهم زمين هاى آن شهر، «زمين عُشْرِى» گفته می شود.
زمين هاى سراسر جزيرۀ عرب نيز عُشْرِى است.
مسئله ٢: اگر اين زمين هاى عُشْرِى به طور وراثت از اجداد کسى به او رسيده و يا او آن را از مسلمانى خريده که آن را به طور وراثت از اجداد و پدرکلان هاى خود يافته است، در اين صورت در هر چيزى که اين زمين حاصل مي دهد زکات واجب مى باشد.
«طريقۀ زکات» آن اينست که اگر زمين را آبيارى نمى کنند و زمين فقط به وسيلۀ آب باران حاصلات می دهد، يا اينکه کسى در لبه جوى يا کنارة دريا چيزى کشت کند و بدون اينکه ضرورت به آب دادن باشد، زمين خود حاصلات بدهد، در اين صورت خيرات کردن «يک دهم» تمام حاصلات آن واجب است. يعنى در ده سير، يک سير (یک سیر در افغانستان برابر هفت کیلو است) و در ده کيلو يک کيلو را باید خیرات کرد.
و اگر زمين ها را به وسيلۀ دلو يا طريقۀ ديگرى خود آب می داد، در اين صورت «يک بيستم» حاصلات آن را بايد خيرات کند. يعنى در بيست کيلو يک کيلو را و در بيست سير يک سير را.
حکم حاصلات باغ نیز همين است.
خلاصه آنکه اين صدقه و خيرات کردن يک دهم يا يک بيستمِ حاصلات زمين هاى عُشْرِى اگرچه حاصلاتی بسيار کم نیز داده باشند واجب است. کم و زياد بودن حاصلات در اين حکم هيچ اعتباری ندارد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۲ -﴾❈•••┈
اداء کردن زکات - ۳:
مسئله ٨: دادن آنقدر پول به يک فقير که زکات در آن مقدار پول واجب می شود {یعنی پولی برابر با قیمت ٦١٢ گرام نقره} مکروه است. ليکن اگر کسى اين قدر پول را به يک فقير داد زکاتش بازهم اداء می شود. و دادن کمتر از اين مقدار پول به يک فقير جايز است و کراهتى هم ندارد. (اين حکم برای همان وقتى است که فقير، قرضدار يا صاحب عيال نباشد، ورنه دادن پول بيشتر به او جايز است.)
مسئله ٩: اگر شخصى براى قرض گرفتن نزد کسى آمد و او می داند که آن شخص آنقدر تنگدست و مفلس است که هيچ وقت نمى تواند قرض را اداء کند و يا آنقدر «بد دِه» است که چون قرض گرفت ديگر هرگز آن را پس نمى دهد، و او به نام قرض، پول زکات خود را به آن شخص داد و در دل خود نیت کرد که من زکات خود را می دهم، در اين صورت نيز زکات او اداء می شود. اگرچه شخص گیرنده به اين گمان باشد که مرا قرض داده است.
مسئله ١٠: اگر زکات دهنده، مستحقى را بنام جايزه و انعام، مقداری پول داد و در دل نيت داشت که من پول زکات را می دهم، در اين صورت نیز زکاتش اداء مى شود.
مسئله ١١: اگر شما بر فقيرى مقداری پول قرض داشتيد و زکات پول هاى شما نيز به اندازۀ همان مقدار پول يا بيشتر از آن است و شما قرض خود را به نيت زکات معاف کردید، زکات در اين صورت اداء نمى شود.
البته اگر به اندازۀ همان پول قرض، نخست به او به نيت زکات پول می داديد، زکات تان در اين صورت اداء مى شد. و بعداً اجازه داشتید همان پولى را که به او داده ايد در مقابل قرض خود از او وصول کنيد.
مسئله ١٢: اگر کسى آنقدر نقره دارد که به حساب يک چهلم {يعنى دو و نيم فيصد،} ٣٥ گرام نقره زکات آن می شود، در اين صورت اجازه دارد که یا خود آن ٣٥ گرام نقره را در زکات بدهد يا اينکه برابر با قيمت آن پول بدهد و يا پول آن را طلا خريده طلا را به عنوان زکات بدهد، و يا قیمت آن ٣٥ گرام نقره را تکه/پارچه يا چيز ديگرى خريده آن را به زکات بدهد. همۀ اينها درست است و زکات در همۀ اين صورت ها اداء مى شود.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۰ -﴾❈•••┈
اداء کردن زکات - ۱:
مسئله ١: چون يک سال قمری بر مال و دارائی و پول کسى گذشت، او بايد فوراً زکات آنها را ادا کند. تاخيرکردن در کار نيک مناسب نيست، زيرا شايد مرگ سر برسد و مؤاخذه زکات در گردن باقى بماند.
اگر کسى زکات خود را بعد گذشتن يک سال ادا نکرد تا آنکه سال دوم نيز بر آن پول ها و اموال گذشت، اين شخص گناهکار می شود. اکنون بازهم توبه کند و زکات هر دو سال را بدهد.
خلاصه اينکه در طول عمر، زکات خود را حتماً بايد اداء کند و بر گردن خود باقى نگذارد.
مسئله ٢: بعد تکمیل نصاب به هر اندازه اى که پول و دارائی باشد، يک چهلم آن را بايد در زکات داد. يعنى يک افغانی در هر چهل افغانی، و دو نيم افغانی در هر صد افغانی، يعنى دو و نيم فيصد.
و اگر کسى طلا يا نقره داشت و مى خواست زکات طلا را با دادن خود طلا و زکات نقره را با دادن خود نقره اداء کند، دراين صورت نیز يک چهلم (یعنی دو و نیم درصد) آن طلا يا آن نقره را بايد بدهد، چنانکه گذشت.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۸ -﴾❈•••┈
زکات بر قرض - ۲:
مسئله ٢٠: «قِسم دوم قرض»:
و اگر پول نقد، قرض نداديد و نه مال تجارت به کسى فروختيد، بلکه لوازم ديگرى که براى تجارت نبود ـ مثلاً لباس پوشيدنى يا اثاث خانه ـ را فروختيد و پول آن هنوز بر خريدار باقى مانده است و به آن اندازه هست که زکات برآن مقدار پول واجب می شود {یعنی پولی برابر با قیمت ٦١٢ گرام نقره} و اين پول را چند سال بعد وصول کرديد، در این صورت نیز دادن زکات تمام آن سال ها بر شما واجب می باشد.
و اگر آن پول ها يکجائى بدست تان نيامد بلکه آن را اندک اندک وصول نموديد، در اين صورت تا وقتى که آنقدر پول به دست تان نيامده که برابر با نرخ بازارى ٦١٢ گرام نقره شود، زکات بر آن واجب نمى باشد. و هنگامی که اين مقدار پول را به دست آورديد آنگاه اداى زکات تمام سال هاى گذشته آن بر شما واجب مي گردد.
مسئله ٢١: «قِسم سوم قرض»:
اينست که مَهر زن بر شوهرش باقى باشد و زن مهرش را بعد از سال ها به دست بياورد، در اين صورت زکات سال هاى گذشته بر آن واجب نيست، بلکه زکات همان وقتى بر آن واجب می شود که زن مهر خود را به دست بياورد و سپس يک سال قمری برآن بگذرد. قبل از گذشتن يک سال زکات در آن واجب نمي باشد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۶ -﴾❈•••┈
زکات بر اشیای غیر از طلا و نقره و اموال تجارتی - ۲:
مسئله ١٥: اگر کسى پنج ده خانه دارد و آنها را به کرايه می دهد، زکات بر آن خانه ها واجب نمى باشد، به هر قيمتى هم که باشند.
به همين گونه اگر کسى مبلغ هنگفتى را ظروف و غيره خريده و آنها را به کرايه می دهد، زکات برآن ظروف نيز واجب نمى باشد.
خلاصه اينکه اموالى که به کرايه داده می شوند، زکات برآن اموال واجب نمى گردد.
مسئله ١٦: زکات در لباس هاى پوشيدنى هر قدر گران قيمت هم باشند واجب نمى باشد. لیکن اگر در آن لباسها نقره دوزى کرده باشند و مقدار نقره آنقدر است که اگر آن را از لباس جدا کنند، ٦١٢ گرام يا بيشتر از آن می شود، در اين صورت زکات برآن نقره واجب است. و اگر به اندازۀ مزبور نباشد، زکات واجب نيست.
مسئله ١٧: اگر کسى مقدار کمی نقره يا مقدار کمی طلا دارد و مقدارى هم مال تجارت دارد، در این صورت همۀ آنها را يکجا نموده ببينيد که اگر قيمت آنها برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره و يا ٨٧ گرام طلا می شد، زکات در آن واجب می شود.
و اگر کمتر از قيمت مقدار مذکور بود، زکات واجب نخواهد شد.
مسئله ١٨: «اموال تجارت» همان اموالى را می گويند که آنها را به نيت تجارت و خريد و فروش خريداری کرده باشند. یعنی در وقت خریداری نیت داشت که اينها را خريده بعداً می فروشم.
پس اگر شخصى به خاطر مصرف خانه يا براى خرچ عروسى و غيره مثلاً برنج خريد و سپس تصميم گرفت که آن را بفروشد، در اين صورت، اين مال تجارت نمى باشد و زکات برآن واجب نمى گردد.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۴ -﴾❈•••┈
زکات بر مخلوط طلا و نقره و پول نقد:
مسئله ٨: اگر نزد کسى نه طلا به مقدار نصاب آن است و نه نقره به اندازۀ نصاب آن، بلکه او کمى طلا دارد و کمى هم نقره، در این صورت اگر قيمت هر دوى آنها باهم يکجا برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره يا ٨٧ گرام طلا شود، زکات برآن واجب مى گردد.
و اگر هر دوى آنها آنقدر کم هستند که اگر قيمت هر دوى آنها را يکجا نمائیم بازهم برابر با قيمت مقدار مذکورۀ نقره یا طلا نمی شود، در اين صورت زکات برآن واجب نمى باشد.
و اگر مقدار هر يک، چه طلا و چه نقره جداگانه به اندازۀ نصاب آن باشد، در اين صورت ضرورتى به تخمين قيمت آنها نيست.
مسئله ٩: فرض کنيد زمانى یک گرام طلا در مقابل ۳۰ افغانی فروخته می شود و با ۳۰ روپيه مي توان ۱۵ گرام نقره خريد و اکنون شخصی نزد خود ۴۰ گرام طلا و دو صد افغانی بيشتر از ضرورت دارد و تا يک سال طلا و پول نزد او باقى ماند، زکات بر اين شخص واجب مى باشد.
زيرا ۴۰ گرام طلا در مقابل ۱۲۰۰ افغانی فروخته می شود و با ۱۲۰۰ افغانی می توان ۶۰۰ گرام نقره خريدارى نمود. پس اگر اين شخص ۴۰ گرام طلاى خود را بفروشد می تواند در مقابل آن ۶۰۰ گرام نقره بخرد و چون دو صد افغانی اضافی هم نزدش موجود است، بنابرين اين پولها بيشتر از آن مقدارى است که زکات برآن واجب می گردد.
البته اگر فقط ۴۰ گرام طلا دارد و پول نقد يا نقرۀ ديگرى به همراه آن نزد خود ندارد، در اين صورت زکات بر او واجب نمى گردد.
مسئله ١١: شخصى نزد خود مقدارى پول به اندازۀ نصاب زکات، بيشتر از ضرورت خود داشت، سپس قبل از اينکه سال بر آن تمام شود مقدار پول ديگری به دست آورد، اکنون اين پول هاى نو را جداگانه حساب نخواهيم کرد، بلکه آن را به همراه پول هاى سابقه يکجا نموده هنگامی که يک سال آن پول هاى سابقه کامل شود، زکات بر تمام پول هاى سابقه و نو واجب خواهد گرديد و چنين خواهيم پنداشت که سال بر تمامى پول ها گذشته است.
مسئله ١٢: اگر کسى نزد خود ۱۰۰۰ گرام نقره داشت، سپس قبل از گذر سال ۲۰ يا ٣٠ گرام يا بيشتر طلا بدست آورد، در اين صورت طلاها را جداگانه حساب نخواهيم کرد بلکه آن را به همراه نقره يکجا حساب مى نمائيم. بنابرين هنگامی که سال نقره کامل شود، دادن زکات همۀ اين نقره و طلا بر او واجب خواهد بود.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۲ -﴾❈•••┈
مسئله ١: هر کسى ٨٧ گرام طلا يا ٦١٢ گرام نقره يا پول نقد برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره دارد، و اين طلا يا نقره يا پول تا يک سال به حساب سال قمری نزدش باقى باشد، بعد از گذشتن سال، دادن زکات آن بر او واجب مي شود.
اگر کسی طلا و نقره يا پول نقد کمتر از مقدار مذکور داشته باشد، زکات بر او واجب نيست. و اگر بيشتر از مقدار مذکور داشته باشد، زکات بر وى واجب است. (اگر کسى طلا يا نقره ندارد بلکه پول کاغذى يعنى افغانى، دالر، پَوند، ريال و غيره به آن مقدار دارد که برابر قيمت دو صد درهم یعنی٦١٢ گرام نقره يا بيشتر از آن مى شود و يک سال قمری بر آن بگذرد، زکات بر آن شخص واجب است و او بايد زکات آن پول ها را اداء کند.)
مسئله ٢: اگر نزد کسى ٩٠ گرام طلا يا پول نقد برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره تا چهار ماه يا تا شش ماه بود و سپس کم شد و بعد از دو سه ماه باز مقدارى مال به دستش آمد و نصاب مذکور کامل شد، در اين صورت بازهم زکات دادن بر او واجب است.
خلاصه اينکه اگر کسى در اول و آخر سال، صاحب نصاب مذکور بود، گرچه چند روزى در وسط سال، مال و دارائى اش کمتر از مقدار نصاب مذکور شد، بازهم زکات بر او واجب می گردد، و زکات از کم شدن مال و دارائى براى چند روزى در بين سال، معاف نمى شود.
البته اگر تمام مال و دارائى اش از دستش رفت و سپس دوباره مال و پول به دست آورد، در اين صورت از همان وقتى که پول و مال نو را به دست آورده، سال او شروع و حساب خواهد شد.
مسئله ٣: اگر کسى ٩٠ يا ١٠٠ گرام طلا يا بيشتر از مقدار نصاب پول نقد داشت ليکن قبل از اينکه يک سال قمری بر آن بگذرد، طلاها يا پول ها از دستش رفت، زکات بر او واجب نيست.
مسئله ٤: اگر کسى پولى برابر با قيمت نصاب زکات يعنى ٦١٢ گرام نقره نزد خود دارد، ولى به همين اندازه پول از کسى قرضدار است، در اين صورت زکات بر او واجب نيست.
مسئله ٥: و اگر اين شخص آنقدر پول دارد که اگر قرض خود را بدهد، بازهم پولى برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره نزدش باقى مى ماند، در اين صورت زکات بر او واجب است.
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی