raahefalaah | Unsorted

Telegram-канал raahefalaah - راه فلاح

3777

نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Subscribe to a channel

راه فلاح

💐💫💐💫💐💫💐💫💐

(( چند کار مهم که پیش از اختتام رمضان باید انجام داد ))
💫💐💫💐💫💐💫💐💫


💐گزیده‌ای از سخنان شیخ الاسلام مولانا مفتی محمد تقی عثمانی در مراسم نماز جمعۀ ۲۷ رمضان ۱۴۳۸هـ


در روزهای پایانی رمضان چند کار باید انجام داد:
💐 *نخست شکر؛* شکر بر این که خداوند متعال در زندگی ما رمضانی دیگر به ما عنایت فرمود. چه‌قدر از دوستان و نزدیکان ما در رمضانِ قبل با ما بودند و امسال درگذشته‌اند و در میان ما نیستند. آنها حسرت می‌خورند که کاش این رمضان نصیب‌شان می‌شد و نیکی‌های آن در نامۀ اعمال‌شان درج می‌گشت.
و همچنین شکر بر تلاوت، روزه و تراویح و دیگر اعمالی که توفیق آن در رمضان ما نصیب شده است. این توفیق خود، نعمت مستقلی است. چه بسا کسانی هستند که توجهی به روزه و نماز ندارند و نمی‌دانند رمضان چگونه شروع شد و چگونه به پایان رسید. پس بر این نیز باید خدا را شکر کرد که به ما توفیق عنایت فرمود.

💐 *دوم استغفار؛* استغفار برای اینکه حق رمضان را نتوانستیم ادا کنیم. نتوانستیم آنچنان که باید، با رعایت آداب، روزه بگیریم، با خشوع و خضوع نماز بخوانیم و با تدبر و توجه تلاوت کنیم. پس بر کوتاهی‌های خود استغفار و بر توفیقات خداوند شکر کنیم.

💐 *سوم توبۀ خالصانه* که پروردگارا این رمضان در حال پایان است، من به بارگاه تو از تمام گناهان زندگی گذشته خود با صدق دل توبه می‌کنم.
توبه برای این که اگر این رمضان گذشت و گناهان‌ ما آمرزیده نشد، بیم آن می‌رود که مصداق آن حدیث قرار بگیریم که باری پیامبر اکرم ﷺ بر منبر پا گذاشته و فرمودند: آمین، سپس دو پله‌ بالاتر رفته و بر هر یک فرمودند: آمین. پس از پایان خطبه، صحابۀ کرام که شاهد آن منظره بودند، از سرّ آمین بدون دعا پرسیدند. پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: بر هر پله جبرئیل دعا کرد و من آمین گفتم. (حال لحظه‌ای فکر کنید که اینکه روز جمعه و در هنگام خطبه ـ که وقت قبولیت دعاست ـ جبریل دعا کند و پیامبر ﷺ آمین بگویند، این دعا چه دعایی خواهد بود!) بر پلۀ اول جبریل دعا کرد که هلاک باد کسی که نام شما نزد وی برده شود و بر شما درود نفرستد؛ گفتم: آمین. بر پلۀ دوم جبرئیل دعا کرد: هلاک باد کسی که پدر و مادرش را (در حالت کهن‌سالی) دریابد و نتواند با خدمت‌گزاریِ آن‌ها مورد مغفرت گیرد. گفتم: آمین. بر پلۀ سوم او دعا کرد: هلاک باد کسی که رمضان را دریابد ولی گناهانش آمرزیده نشود؛ گفتم: آمین (رواه احمد)
یعنی در رمضان که فرصت توبه و مغفرت از هر سو فراهم است؛ روزه موجب مغفرت، و تراویح سبب مغفرت و بخشش و وقت افطار وقت قبولیت دعاست، باز هم شخصی تمام این فرصت‌ها را به هدر دهد و مغفرت نشود و نتواند توبه کند و برای خود آمرزش بخواهد پس واقعا انسان شقی وبدبختی خواهد بود.
پس برای اینکه از این وعید محفوظ بمانیم، قبل از اختتام رمضان به استغفار و توبه اهتمام بورزیم. توبه هم یک کار پیچیده و مشکلی نیست، کافی است یک بار ـ و بهتر آن‌که با خواندن دو رکعت نفل نماز توبه ـ از تمام گناهانِ خود اظهار ندامت کنیم و از خدا بخواهیم آنچه را که گذشته بیامرزد و برای آینده با خود عهد ببندیم که به سوی گناهان نرویم.

همچنین عید فطر نیز از مواقع مغفرت است؛ باید مواظب باشیم که در شادی‌های عید به سوی معصیت‌ها نرویم و نه چنان در خوشحالی و تفریح مستغرق شویم که هر چه در رمضان حاصل شده بود، همه را از دست بدهیم.

خداوند طاعات و عبادات ما را قبول فرماید و از همۀ گناهان محفوظ نگه‌دارد.

(دار الافتاء دار العلوم زاهدان)

۳۰ رمضان ۱۴۳۸ قمری
💫💐💫💐💫💐💫💐💫
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
در واتس اپ: ۰۰۴۴۷۷۷۶۰۰۳۱۳۷
در فیسبوک: fb.me/RaheFalaah
/channel/RaaheFalaah/1215

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۲۰ -﴾❈•••┈

کسی را مستحق دانسته زکات دادن و نا مستحق بودن او:

مسئله ١٨: اگر کسى شخصى را مستحق دانسته پول زکات را به او داد و بعداً معلوم شد که آن شخص پولدار بود يا سيّد بود، و يا اينکه پول زکات خود را در شب تاريک به شخصى داد و بعداً معلوم گشت که او پدرش يا پسرش و يا چنان خويشاوندش بود که زکات دادن به او جايز نمى باشد، در تمام اين صورت ها زکات وى اداء گردیده است و دوباره دادن زکات بر او واجب نمى باشد.
ليکن شخصى که پول را می گيرد اگر بداند که اين پول زکات است و من مستحق زکات گرفتن نيستم، بايد پول را نگيرد و آن را واپس بدهد.
و اگر زکات دهنده بعد از دادن پول زکات دانست که شخصی که پول زکات را به او داده است کافر بود، در اين صورت زکاتش اداء نمى گردد و بايد دوباره زکات بدهد.

مسئله ١٩: اگر زکات دهنده بر کسى مشکوک است و نمی داند که او پولدار است يا فقير، در اين صورت تا وقتى که تحقيق نکند که او فقير است يا پولدار، زکات را به او ندهد.
و اگر زکات را بدون تحقيق به او داد، بنگرد که دلش به کدام طرف بيشتر مايل است. اگر دلش گواهى می دهد که اين شخص فقير است، در اين صورت زکات اداء مى شود. و اگر دلش گواهى می دهد که اين شخص پولدار است، در اين صورت زکات اداء نمى شود و بايد دوباره زکات بدهد. ليکن اگر بعد از دادن زکات، معلوم شود که آن شخص فقير است، دوباره زکات ندهد، زيرا زکاتش اداء شده است.

مسئله ٢٠: در دادن زکات و همچنین در دادن صدقه و خيرات هاى نفلى، بيشتر از همه متوجه قوم و خويش خود باشيد. يعنى اينکه اول از همه پول زکات و صدقات خود را به آنها بدهيد، اما به آنها نگوئيد که اين پول زکات يا صدقه و خيرات است تا به آنها بد نخورد.
در حديث شريف وارد است که دادن صدقه و خيرات به قوم و خويش خود، دو برابر ثواب دارد. يکى ثواب صدقه و خيرات دادن، و دوم ثواب صلۀ رحم نمودن با خويشاوندان.
و اگر چيزى اضافه باقى بماند، آن را به ساير فقیران بدهيد

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۸ -﴾❈•••┈

دادن زکات به چه کسانی و مصرف آن در چه جاهائی جایز نیست - ۱:
مسئله ٨:
دادن پول زکات به کافر درست نيست. زکات بايد فقط به مسلمان داده شود، بجز زکات و عُشْر و صدقۀ فطر و نذر و کفّاره، دادن هر خيرات دیگری به کافر درست است.

مسئله ٩: تعمیر مسجد از پول زکات يا کفن و دفن کردن مرده و يا ادای قرض مرده از پول زکات و يا مصرف پول زکات در کار خير ديگرى جايز نيست. تا وقتى که پول زکات به مستحق آن (فقیر و مسکین) داده نشود زکات اداء نمى شود.

مسئله ١٠: دادن زکات خود به پدر، مادر، پدرکلان، مادرکلانِ ـ  پدرى و مادرى ـ و پدرِ پدرکلانِ پدری و مادرى و غيره آن کسانى که اين شخص از پُشت آنها پيدا شده است جايز نيست.
به همين صورت دادن زکات به فرزندان، نواسه ها و نبيره ها و غيرۀ خود که اوﻻدۀ اين شخص اند، درست نيست.
و به همين صورت زن نمى تواند زکات خود را به شوهر خود بدهد و شوهر نمى تواند زکات خود را به زن خود بدهد.

مسئله ١١: علاوه بر کسانى که در بالا ذکر رفت، دادن پول زکات به همۀ خويشاوندان و اقارب صحيح است، مانند برادر، خواهر، برادرزاده، خواهرزاده، کاکا، عمه، خاله، ماما، مادر اندر، پدر اَندر، خُشُو، خُسُر و غيره ... دادن زکات به همۀ اينها درست است البته اگر مستحق زکات یعنی فقیر و نادار باشند.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۶ -﴾❈•••┈

دادن زکات به چه کسانی جايز است - ۱:
مسئله ١: هر کسى که ٦١٢ گرام نقره يا ٨٧ گرام طلا و يا برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره، پول نقد یا مال تجارت دارد در شريعت او را «پولدار» می گويند. دادن پول زکات به اين چنين شخص درست نيست و براى او نیز گرفتن و خوردن پول زکات حلال نمى باشد.
به همين صورت، دادن پول زکات به آن کس درست نيست که برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره چنان مال و سامانى دارد که اگرچه براى خريد و فروش يعنى تجارت نيست ليکن زايد از ضرورت او مى باشد. اين شخص نيز پولدار گفته می شود و دادن پول زکات به او جايز نيست، اگرچه بر اين گونه پولدار زکات واجب نیز نمی باشد.

مسئله ٢: و هرکسى که به اندازۀ بالا پول و دارائی ندارد، بلکه یا پول و دارائی کمى دارد و يا هيچ چيزى ندارد، يعنى حتى به اندازۀ گذارۀ يک روز هم چيزى ندارد، اين چنين کسان را فقير و مسکين می گويند. دادن پول زکات به آنها درست است و گرفتن پول زکات براى آنها نيز درست مى باشد.

مسئله ٣: ديگ هاى بسيار کلان و فرش هاى بسيار بزرگ که سه چهار سال يکبار براى عروسى و غيره به آنها ضرورت مى افتد و روزمره استعمال نمى شوند در لوازم ضرورى داخل نيستند.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۴ -﴾❈•••┈

زکات حاصلات زمين و باغ (عُشر) - ۱:
مسئله ١: هر شهرى که در قبضۀ کافران بود و آنها در آن شهر زندگى می کردند و سپس لشکر مسلمانان آن شهر را به جنگ از کافران گرفتند و دين اسلام را در آنجا شايع ساختند و حکمران مسلمان، زمين هاى کافران را ميان همان مسلمانان تقسيم کرد، (يعنى به آن مسلمانهاى که آن شهر را فتح کرده اند و همچنين اگر اين زمين ها را علاوه بر آنها ميان مسلمانان دیگری تقسيم کند بازهم حکم همين است) اينگونه زمين ها را در شريعت «زمين عُشْرِى» می گويند.
و اگر ساکنين آن شهر همگى به رضايت خود مسلمان شدند و ضرورتى به جنگ نيفتاد، بازهم زمين هاى آن شهر، «زمين عُشْرِى» گفته می شود.
زمين هاى سراسر جزيرۀ عرب نيز عُشْرِى است.

مسئله ٢: اگر اين زمين هاى عُشْرِى به طور وراثت از اجداد کسى به او رسيده و يا او آن را از مسلمانى خريده که آن را به طور وراثت از اجداد و پدرکلان هاى خود يافته است، در اين صورت در هر چيزى که اين زمين حاصل مي دهد زکات واجب مى باشد.
«طريقۀ زکات» آن اينست که اگر زمين را آبيارى نمى کنند و زمين فقط به وسيلۀ آب باران حاصلات می دهد، يا اينکه کسى در لبه جوى يا کنارة دريا چيزى کشت کند و بدون اينکه ضرورت به آب دادن باشد، زمين خود حاصلات بدهد، در اين صورت خيرات کردن «يک دهم» تمام حاصلات آن واجب است. يعنى در ده سير، يک سير (یک سیر در افغانستان برابر هفت کیلو است) و در ده کيلو يک کيلو را باید خیرات کرد.

و اگر زمين ها را به وسيلۀ دلو يا طريقۀ ديگرى خود آب می داد، در اين صورت «يک بيستم» حاصلات آن را بايد خيرات کند. يعنى در بيست کيلو يک کيلو را و در بيست سير يک سير را.
حکم حاصلات باغ نیز همين است.

خلاصه آنکه اين صدقه و خيرات کردن يک دهم يا يک بيستمِ حاصلات زمين هاى عُشْرِى اگرچه حاصلاتی بسيار کم نیز داده باشند واجب است. کم و زياد بودن حاصلات در اين حکم هيچ اعتباری ندارد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۲ -﴾❈•••┈

اداء کردن زکات - ۳:
مسئله ٨: دادن آنقدر پول به يک فقير که زکات در آن مقدار پول واجب می شود {یعنی پولی برابر با قیمت ٦١٢ گرام نقره} مکروه است. ليکن اگر کسى اين قدر پول را به يک فقير داد زکاتش بازهم اداء می شود. و دادن کمتر از اين مقدار پول به يک فقير جايز است و کراهتى هم ندارد. (اين حکم برای همان وقتى است که فقير، قرضدار يا صاحب عيال نباشد، ورنه دادن پول بيشتر به او جايز است.)

مسئله ٩: اگر شخصى براى قرض گرفتن نزد کسى آمد و او می داند که آن شخص آنقدر تنگدست و مفلس است که هيچ وقت نمى تواند قرض را اداء کند و يا آنقدر «بد دِه» است که چون قرض گرفت ديگر هرگز آن را پس نمى دهد، و او به نام قرض، پول زکات خود را به آن شخص داد و در دل خود نیت کرد که من زکات خود را می دهم، در اين صورت نيز زکات او اداء می شود. اگرچه شخص گیرنده به اين گمان باشد که مرا قرض داده است.

مسئله ١٠: اگر زکات دهنده، مستحقى را بنام جايزه و انعام، مقداری پول داد و در دل نيت داشت که من پول زکات را می دهم، در اين صورت نیز زکاتش اداء مى شود.

مسئله ١١: اگر شما بر فقيرى مقداری پول قرض داشتيد و زکات پول هاى شما نيز به اندازۀ همان مقدار پول يا بيشتر از آن است و شما قرض خود را به نيت زکات معاف کردید، زکات در اين صورت اداء نمى شود.
البته اگر به اندازۀ همان پول قرض، نخست به او به نيت زکات پول می داديد، زکات تان در اين صورت اداء مى شد. و بعداً اجازه داشتید همان پولى را که به او داده ايد در مقابل قرض خود از او وصول کنيد.

مسئله ١٢: اگر کسى آنقدر نقره دارد که به حساب يک چهلم {يعنى دو و نيم فيصد،} ٣٥ گرام نقره زکات آن می شود، در اين صورت اجازه دارد که یا خود آن ٣٥ گرام نقره را در زکات بدهد يا اينکه برابر با قيمت آن پول بدهد و يا پول آن را طلا خريده طلا را به عنوان زکات بدهد، و يا قیمت آن ٣٥ گرام نقره را تکه/پارچه يا چيز ديگرى خريده آن را به زکات بدهد. همۀ اينها درست است و زکات در همۀ اين صورت ها اداء مى شود.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۰ -﴾❈•••┈

اداء کردن زکات - ۱:
مسئله ١: چون يک سال قمری بر مال و دارائی و پول کسى گذشت، او بايد فوراً زکات آنها را ادا کند. تاخيرکردن در کار نيک مناسب نيست، زيرا شايد مرگ سر برسد و مؤاخذه زکات در گردن باقى بماند.
اگر کسى زکات خود را بعد گذشتن يک سال ادا نکرد تا آنکه سال دوم نيز بر آن پول ها و اموال گذشت، اين شخص گناهکار می شود. اکنون بازهم توبه کند و زکات هر دو سال را بدهد.
خلاصه اينکه در طول عمر، زکات خود را حتماً بايد اداء کند و بر گردن خود باقى نگذارد.

مسئله ٢: بعد تکمیل نصاب به هر اندازه اى که پول و دارائی باشد، يک چهلم آن را بايد در زکات داد. يعنى يک افغانی در هر چهل افغانی، و دو نيم  افغانی در هر صد افغانی، يعنى دو و نيم فيصد.
                                          
و اگر کسى طلا يا نقره داشت و مى خواست زکات طلا را با دادن خود طلا و زکات نقره را با دادن خود نقره اداء کند، دراين صورت نیز يک چهلم (یعنی دو و نیم درصد) آن طلا يا آن نقره را بايد بدهد، چنانکه گذشت.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۸ -﴾❈•••┈

زکات بر قرض - ۲:

مسئله ٢٠: «قِسم دوم قرض»:
و اگر پول نقد، قرض نداديد و نه مال تجارت به کسى فروختيد، بلکه لوازم ديگرى که براى تجارت نبود ـ مثلاً لباس پوشيدنى يا اثاث خانه ـ را فروختيد و پول آن هنوز بر خريدار باقى مانده است و به آن اندازه هست که زکات برآن مقدار پول واجب می شود {یعنی پولی برابر با قیمت ٦١٢ گرام نقره} و اين پول را چند سال بعد وصول کرديد، در این صورت نیز دادن زکات تمام آن سال ها بر شما واجب می باشد.
و اگر آن پول ها يکجائى بدست تان نيامد بلکه آن را اندک اندک وصول نموديد، در اين صورت تا وقتى که آنقدر پول به دست تان نيامده که برابر با نرخ بازارى ٦١٢ گرام نقره شود، زکات بر آن واجب نمى باشد. و هنگامی که اين مقدار پول را به دست آورديد آنگاه اداى زکات تمام سال هاى گذشته آن بر شما واجب مي گردد.

مسئله ٢١: «قِسم سوم قرض»:
اينست که مَهر زن بر شوهرش باقى باشد و زن مهرش را بعد از سال ها به دست بياورد، در اين صورت زکات سال هاى گذشته بر آن واجب نيست، بلکه زکات همان وقتى بر آن واجب می شود که زن مهر خود را به دست بياورد و سپس يک سال قمری برآن بگذرد. قبل از گذشتن يک سال زکات در آن واجب نمي باشد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۶ -﴾❈•••┈

زکات بر اشیای غیر از طلا و نقره و اموال تجارتی - ۲:
مسئله ١٥: اگر کسى پنج ده خانه دارد و آنها را به کرايه می دهد، زکات بر آن خانه ها واجب نمى باشد، به هر قيمتى هم که باشند.
به همين گونه اگر کسى مبلغ هنگفتى را ظروف و غيره خريده و آنها را به کرايه می دهد، زکات برآن ظروف نيز واجب نمى باشد.
خلاصه اينکه اموالى که به کرايه داده می شوند، زکات برآن اموال واجب نمى گردد.

مسئله ١٦: زکات در لباس هاى پوشيدنى هر قدر گران قيمت هم باشند واجب نمى باشد. لیکن اگر در آن لباسها نقره دوزى کرده باشند و مقدار نقره آنقدر است که اگر آن را از لباس جدا کنند، ٦١٢ گرام يا بيشتر از آن می شود، در اين صورت زکات برآن نقره واجب است. و اگر به اندازۀ مزبور نباشد، زکات واجب نيست.

مسئله ١٧: اگر کسى مقدار کمی نقره يا مقدار کمی طلا دارد و مقدارى هم مال تجارت دارد، در این صورت همۀ آنها را يکجا نموده ببينيد که اگر قيمت آنها برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره و يا ٨٧ گرام طلا می شد، زکات در آن واجب می شود.
و اگر کمتر از قيمت مقدار مذکور بود، زکات واجب نخواهد شد.

مسئله ١٨: «اموال تجارت» همان اموالى را می گويند که آنها را به نيت تجارت و خريد و فروش خريداری کرده باشند. یعنی در وقت خریداری نیت داشت که اينها را خريده بعداً می فروشم.
پس اگر شخصى به خاطر مصرف خانه يا براى خرچ عروسى و غيره مثلاً برنج خريد و سپس تصميم گرفت که آن را بفروشد، در اين صورت، اين مال تجارت نمى باشد و زکات برآن واجب نمى گردد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۴ -﴾❈•••┈

زکات بر مخلوط طلا و نقره و پول نقد:
مسئله ٨: اگر نزد کسى نه طلا به مقدار نصاب آن است و نه نقره به اندازۀ نصاب آن، بلکه او کمى طلا دارد و کمى هم نقره، در این صورت اگر قيمت هر دوى آنها باهم يکجا برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره يا ٨٧ گرام طلا شود، زکات برآن واجب مى گردد.
و اگر هر دوى آنها آنقدر کم هستند که اگر قيمت هر دوى آنها را يکجا نمائیم بازهم برابر با قيمت مقدار مذکورۀ نقره یا طلا نمی شود، در اين صورت زکات برآن واجب نمى باشد.
و اگر مقدار هر يک، چه طلا و چه نقره جداگانه به اندازۀ نصاب آن باشد، در اين صورت ضرورتى به تخمين قيمت آنها نيست.

مسئله ٩: فرض کنيد زمانى یک گرام طلا در مقابل ۳۰ افغانی فروخته می شود و با ۳۰ روپيه مي توان ۱۵ گرام نقره خريد و اکنون شخصی نزد خود ۴۰ گرام طلا و دو صد افغانی بيشتر از ضرورت دارد و تا يک سال طلا و پول نزد او باقى ماند، زکات بر اين شخص واجب مى باشد.
زيرا ۴۰ گرام طلا در مقابل ۱۲۰۰ افغانی فروخته می شود و با ۱۲۰۰ افغانی می توان ۶۰۰ گرام نقره خريدارى نمود. پس اگر اين شخص ۴۰ گرام طلاى خود را بفروشد می تواند در مقابل آن ۶۰۰ گرام نقره بخرد و چون دو صد افغانی اضافی هم نزدش موجود است، بنابرين اين پولها بيشتر از آن مقدارى است که زکات برآن واجب می گردد. 
البته اگر فقط ۴۰ گرام طلا دارد و پول نقد يا نقرۀ ديگرى به همراه آن نزد خود ندارد، در اين صورت زکات بر او واجب نمى گردد.

مسئله ١١: شخصى نزد خود مقدارى پول به اندازۀ نصاب زکات، بيشتر از ضرورت خود داشت، سپس قبل از اينکه سال بر آن تمام شود مقدار پول ديگری به دست آورد، اکنون اين پول هاى نو را جداگانه حساب نخواهيم کرد، بلکه آن را به همراه پول هاى سابقه يکجا نموده هنگامی که يک سال آن پول هاى سابقه کامل شود، زکات بر تمام پول هاى سابقه و نو واجب خواهد گرديد و چنين خواهيم پنداشت که سال بر تمامى پول ها گذشته است.

مسئله ١٢: اگر کسى نزد خود ۱۰۰۰ گرام نقره داشت، سپس قبل از گذر سال ۲۰ يا ٣٠ گرام يا بيشتر طلا بدست آورد، در اين صورت طلاها را جداگانه حساب نخواهيم کرد بلکه آن را به همراه نقره يکجا حساب مى نمائيم. بنابرين هنگامی که سال نقره کامل شود، دادن زکات همۀ اين نقره و طلا بر او واجب خواهد بود.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۲ -﴾❈•••┈

مسئله ١: هر کسى ٨٧ گرام طلا يا ٦١٢ گرام نقره يا پول نقد برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره دارد، و اين طلا يا نقره يا پول تا يک سال به حساب سال قمری نزدش باقى باشد، بعد از گذشتن سال، دادن زکات آن بر او واجب مي شود.
اگر کسی طلا و نقره يا پول نقد کمتر از مقدار مذکور داشته باشد، زکات بر او واجب نيست. و اگر بيشتر از مقدار مذکور داشته باشد، زکات بر وى واجب است. (اگر کسى طلا يا نقره ندارد بلکه پول کاغذى يعنى افغانى، دالر، پَوند، ريال و غيره به آن مقدار دارد که برابر قيمت دو صد درهم یعنی٦١٢ گرام نقره يا بيشتر از آن مى شود و يک سال قمری بر آن بگذرد، زکات بر آن شخص واجب است و او بايد زکات آن پول ها را اداء کند.)

مسئله ٢: اگر نزد کسى ٩٠ گرام طلا يا پول نقد برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره تا چهار ماه يا تا شش ماه بود و سپس کم شد و بعد از دو سه ماه باز مقدارى مال به دستش آمد و نصاب مذکور کامل شد، در اين صورت بازهم زکات دادن بر او واجب است.
خلاصه اينکه اگر کسى در اول و آخر سال، صاحب نصاب مذکور بود، گرچه چند روزى در وسط سال، مال و دارائى اش کمتر از مقدار نصاب مذکور شد، بازهم زکات بر او واجب می گردد، و زکات از کم شدن مال و دارائى براى چند روزى در بين سال، معاف نمى شود.
البته اگر تمام مال و دارائى اش از دستش رفت و سپس دوباره مال و پول به دست آورد، در اين صورت از همان وقتى که پول و مال نو را به دست آورده، سال او شروع و حساب خواهد شد.

مسئله ٣: اگر کسى ٩٠ يا ١٠٠ گرام طلا يا بيشتر از مقدار نصاب پول نقد داشت ليکن قبل از اينکه يک سال قمری بر آن بگذرد، طلاها يا پول ها از دستش رفت، زکات بر او واجب نيست.

مسئله ٤: اگر کسى پولى برابر با قيمت نصاب زکات يعنى ٦١٢ گرام نقره نزد خود دارد، ولى به همين اندازه پول از کسى قرضدار است، در اين صورت زکات بر او واجب نيست.

مسئله ٥: و اگر اين شخص آنقدر پول دارد که اگر قرض خود را بدهد، بازهم پولى برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره نزدش باقى مى ماند، در اين صورت زکات بر او واجب است.


┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل صدقۀ فطر- ۳ -﴾❈•••┈

مسئله ٥: به محض اينکه صبح روز عيد فطر هوا روشن و وقت نماز صبح شروع شود، صدقۀ فطر واجب می گردد. پس اگر کسى قبل از صبح صادق وفات کرد صدقۀ فطر بر او واجب نمى باشد. لذا از پول و اموال او صدقۀ فطرش داده نشود.

مسئله ٦: بهتر اينست که صدقۀ فطر قبل از رفتن مردم جهت نماز عيد به عيدگاه داده شود، و اگر آن را قبل از نماز نداديد، عيبى ندارد، بعداً بدهيد.

مسئله ٧: اگر کسى صدقۀ فطر را پيش از روز عيد در ماه مبارک رمضان داد، بازهم صدقۀ فطرش اداء شده دوباره صدقه دادن بر او واجب نيست.

مسئله ٨: اگر کسى صدقۀ فطر را در روز عيد نداد، صدقۀ فطرش معاف نمى شود، بايد آن را در روز ديگر بدهد.

مسئله ٩: براى زن، دادن صدقۀ فطر فقط از طرف خودش واجب است و دادن آن از طرف کس ديگرى بر او واجب نيست، نه از طرف فرزندانش، نه از طرف پدر و مادرش، نه از طرف شوهرش و نه از طرف کدام کس ديگری.
اين حکم براى زنهاست، و «دادن صدقۀ فطر بر مردان» از طرف فرزندان نابالغ شان هم واجب است، اما اگر آن فرزندان شان پولدار باشند، دادن صدقۀ فطر آنها بر دوش پدرشان واجب نيست، بلکه پدر صدقۀ فطر آنها را از پول خود آنها اداء کند. همچنين دادن صدقۀ فطر فرزندان بالغ نيز بر عهدۀ پدر واجب نمى باشد. ليکن اگر کدام فرزند وى ديوانه باشد، در اين صورت پدر از طرف او صدقۀ فطر بدهد.
باید متوجه بود که مسئله بالا دربارۀ واجب بودن صدقۀ فطر بر خود شخص می باشد. و اگر کسی صدقۀ فطر شخص یا اشخاص دیگری را با اطلاع آنها بپردازد، اینکار جایز است، چنانکه در افغانستان عموماً پدر با اطلاع تمام اهل خانه، صدقۀ فطر همة ایشان را می دهد.

مسئله ١٠: اگر طفل خُردسال آنقدر پول دارد که صدقۀ فطر در آن مقدار پول واجب می شود، مثلاً یکی از اقارب اين طفل وفات کرد و طفل از او ميراث برد و يا طفل به گونۀ ديگرى صاحب پول و دارائی شد، در اين صورت صدقۀ فطر آن طفل از پول و مال خود طفل اداء گردد. اما اگر آن طفل بعد از طلوع صبح روز عيد به دنيا آمده بود، در اين صورت دادن صدقۀ فطر از طرف وى واجب نيست.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل صدقۀ فطر- ۱ -﴾❈•••┈

مسئله ١: هر مسلمانى که آن اندازه پول دارد که زکات بر او واجب است، يا گرچه زکات بر او واجب نیست ولي آنقدر لوازم و اثاثه بيشتر از ضرورت دارد که قيمت آنها برابر با قيمت ٦١٢ گرام نقره مي شود، در اين صورت در روز عيد فطر، صدقه دادن بر او واجب مى گردد. چه اين اسباب و اثاثه، مال تجارت و براى خريد و فروش باشد یا نباشد، و چه يک سال برآن گذشته باشد یا نگذشته باشد.
اين صدقه را در شرع، «صدقۀ فطر» می گويند.

مسئله ٢: اگر شخصى براى سکونت، خانه اى وسيع و بزرگ دارد که اگر بخواهد آن را بفروشد به پول گزافی فروخته می شود، و براى پوشيدن لباس هاى بسيار گران قيمت دارد، اما نقره و طلا در آنها کار نشده، و براى انجام امور خانه، دو سه چهار نوکر و خدمتکار دارد، و همچنين اسباب و اثاثه فراوانى در خانه دارد که قيمت آنها پول بسيار زيادى می شود، ليکن زيور ندارد و آن اسباب و اثاثه نیز همه مورد استعمالش مى باشند، و يا وی مقدارى لوازم و اثاثه زايد از ضرورت دارد و همچنین مقدارى نقره کارى و طلاکارى و نیز کمى زيور هم دارد، ليکن همه اينها به آن اندازه نيستند که زکات بر آنها واجب شود، در اين صورت صدقۀ فطر بر چنين شخص واجب نمى گردد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┅┅✿❀❀﴾🏵﴿❀❀✿┅┅

*❈❈❈﴿ زکات - ۴ - ﴾❈❈❈*

┄┅┅✿❀﴾🏵﴿❀✿┅┅┄

((ثواب زڪات ))

و باز فضل و احسان عظیم دیگر الله أ اینست ڪه ثوابی بزرگ بر ادای زڪات و صَدَقات مُقَرَّر نموده است، حالآنڪه بنده ای ڪه زڪات یا صَدَقات می دهد، هرچه می دهد از اموال و دارائی ای می دهد ڪه خداوند به او عطا فرموده است. لذا اگر الله بر ادای آن ذره ای هم ثواب نمی داد ڪاملاً بجا بود. مگر این فضل و ڪَرَم عظیم خداوند است ڪه هر قدری ڪه از ثروت و اموال عطا ڪردۀ او را به حڪم او به عنوان زڪات و صَدَقات در راه او صرف می ڪنیم، او أ بسیار راضی و خرسند می شود و ثواب های بزرگی برآن وعده می فرماید. چنانچه در قرآن مجید وارد است:
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۶۱﴾ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۲۶۲﴾
«مثال ڪسانی ڪه مال و دارائی خود را در راه خدا خرچ می ڪنند چون دانه ایست ڪه هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه گندم باشد. و خداوند می افزاید برای هر ڪس ڪه می خواهد. او بسیار صاحب وسعت است و بر همه چیز داناست. آنانی ڪه مال و ثروت خود را در راه خدا خرچ می ڪنند و سپس نه مِنَّت می گذارند و نه آزار می رسانند، ثوابی بزرگ نزد پروردگار خویش دارند و ایشان در روز قیامت، نه خوفی خواهند داشت و نه غمگین خواهند شد». (سورۀ بَقَرَه)
در این آیت از سوی الله تَبَارَکَ وَتَعَالیٰ برای ڪسانی ڪه زڪات می دهند و در راه او خرچ می ڪنند، سه وعده بیان شده است:
یڪی: اینڪه هرچه آنها را در راه خدا خرچ ڪنند، الله تَبَارَکَ وَتَعَالیٰ صدها برابر بیشتر عطا خواهد فرمود. دوم: اینڪه در آخرت، اجر و ثوابی بزرگ نزد الله تَبَارَکَ وَتَعَالیٰ خواهند داشت و نعمت های بسیار خواهند یافت. و سوم: اینڪه در روز قیامت هیچ خوف و ترسی و هیچ رنج و غمی نخواهند داشت.
سبحان الله! برادران!
صحابۀ ڪرام رِضْوَانُ اللهُ عَلَیْهِمْ اَجْمَعِیْن بر این وعده های الله متعال یقین تام و ڪامل داشتند لذا هنگامی ڪه آیات فضیلت و ثواب تصدُّق (صدقه دادن و خیرات ڪردن) در راه خدا نازل شد و ایشان آن را از زبان رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ شنیدند، چنان حالی داشتند ڪه حتی فقیران ایشان نیز ڪه هیچ چیزی برای تَصَدُّق نداشتند به ارادۀ صدقه ڪردن، جهت تلاش ڪار از خانه برآمدند و در پشت خود بارهای مردم را حمل نموده دو چار درهمی به دست آورده در راه خدا صدقه ڪردند. (ریاض الصالحین صفحۀ ۲۸)
ما در اینجا دربارۀ اهمیت و فضیلت زڪات، تنها یک حدیث دیگر رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ را درج می نمائیم. در ڪتاب مشهور حدیث، ابو داود شریف وارد است ڪه حضرت رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ فرمودند:
ثلاثٌ مَنْ فَعَلَهنَّ فقد طَعِمَ طَعْمَ الإيمان: مَنْ عَبَدَ اللهَ وَحْدَه وَأَنَّه لا إله إلا الله، وَأَعْطىٰ زَكَاةَ مَالِهِ طيبة بِهَا نَفْسُهُ، رافدةً عَلَيْهِ كُلَّ عَامٍ. (سُنَن ابی داؤد: حدیث ۱۵۸۲)
«سه چیز است ڪه هر ڪس آن را اختیار ڪند طعم ایمان را می چشد. یڪی اینڪه تنها خدا را عبادت ڪند. دوم اینڪه ایمان و اعتقاد صادق به لا اله الا الله داشته باشد. و سوم اینڪه هر سال با رضای ڪامل قلب، زڪات اموال و دارائی خود را اداء ڪند». (پس گویا هر ڪس این سه خصلت را ڪسب ڪند، لذت و طعم ایمان را بدست می آورد).
الله حلاوت و لذت ایمان را نصیب همۀ ما بسازد.

محمد ابراهیم تیموری
رمضان ۱۴۴۲ قمری
┄┅┅✿❀﴾🌺﴿❀✿┅┅┄
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┅┅✿❀❀﴾🏵﴿❀❀✿┅┅

❈❈❈﴿ زکات - ۲ - ﴾❈❈❈

┄┅┅✿❀﴾🏵﴿❀✿┅┅┄

((عذاب دردناک اداء نڪردن زڪات))

فرجام بد آنانی ڪه زڪات نمی دهند در قیامت و سزائی ڪه در آن روز خواهند چشید، آنقدر سخت و ترسناک است ڪه مو از شنیدن آن بر تن راست می ایستد و لرزه بر اندام می افتد.
در سورۀ توبه فرموده شده است:
وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ اَلِیمٍ ﴿۳۴﴾ یَّوْمَ یُحْمٰی عَلَیهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوٰی بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْؕ هٰذَا مَا ڪنَزْتُمْ لِاَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ ﴿۳۵﴾       
«و آنانی ڪه طلاو نقره (یعنی مال و ثروت) جمع می ڪنند و آن را در راه خدا مصرف نمی نمایند (یعنی زڪات و غیره را ڪه بر ایشان لازم است نمی دهند)؛ ای پیغمبر، ایشان را به عذاب دردناک مژده بده، روزی ڪه این مال و ثروت آنها در آتش دوزخ داغ گردانیده خواهد شود و توسط آن پیشانی و پهلو و پشت های ایشان مهر خواهد شد (و به آنها گفته خواهد شد ڪه) این است آن مال و ثروتی ڪه برای خود جمع ڪرده بودید. پس بچشید آنچه جمع را ڪرده بودید».
حضرت رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ این آیت را در یڪی از احادیث خویش اندڪی شرح فرموده اند. ترجمۀ معنی حدیث چنین است:
مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ وَلَا فِضَّةٍ لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ وجبينه وظهره كلما بردت أُعِيدَتْ لَهُ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ.
«و هر ڪسی ڪه طلا و نقره (یعنی مال و ثروت) دارد و حق آن را اداء نمی ڪند (یعنی زڪات و غیره نمی دهد) در روز قیامت برایش مُهرهای از آتش می سازند و آن مهرهای آتشین را در آتش دوزخ داغ تر می گردانند و توسط آنها پیشانی و پهلو و پشت او را مهر می زنند. و به همین صورت مهرها را بار بار در آتش دوزخ داغ گردانیده او را عذاب می دهند و این عذاب در تمام روز قیامت جاری خواهد بود، و روز قیامت برابر با پنجاه هزار سال است». (پس گویا این شخص تا پنجاه هزار سال این عذاب سخت دردناڪ را باید بچشد). (مُسْلِم شریف: حدیث ۹۸۷)
در بعضی احادیث شریف علاوه برآن عذاب های دردناک دیگری نیز برای ڪسانی ڪه زڪات را نمی دهند ذڪر شده است. الله متعال ما را از عذاب خود نجات دهد.
اگر ڪسانی ڪه الله أ ایشان را توانگر و ثروتمند ساخته است، زڪات ندهند و مطابق حڪم خداوند در راه او خرچ نڪنند، بلا شبهه سخت ناشڪر و بسیار ظالم می باشند و هر عذابی ڪه در قیامت ببینند واقعاً مستحق آن هستند.

┄┅┅✿❀﴾🌺﴿❀✿┅┅┄
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
جهت دریافت روزانۀ مطالب دینی در واتس‌اپ لطفاً توسط لینک زیر به کانال راه فلاح در واتس‌اپ بپیوندید:
https://whatsapp.com/channel/0029VaDSRrrJUM2dzchS4C1L

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۲۱ -﴾❈•••┈

فرستادن زکات به شهرهای دیگر:

مسئله ٢١: فرستادن پول زکات از يک شهر به شهر ديگر مکروه است. البته اگر اقارب و قوم کسى در شهر ديگر مى باشند و پول زکات را به آنها مى فرستد، يا اينکه ساکنين آن شهر نسبت به اهالى اين شهر فقيرتر هستند و يا اينکه آن کسانى که زکات را براى ايشان مى فرستد در کارهاى دينى مصروف مى باشند، در اين صورتها فرستادن پول زکات به شهر ديگر مکروه نيست بلکه دادن زکات به طالبان علم دين و عالِمان ديندار ثواب بزرگى دارد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۹ -﴾❈•••┈

دادن زکات به چه کسانی و مصرف آن در چه جاهائی جایز نیست - ۲:
مسئله ١٢:
اگر پدر یک پسر یا دختر نابالغ پولدار است، دادن زکات به اين پسر يا دختر نابالغ درست نمى باشد. و اگر پسر و دختر بالغ باشند و پدر شان پولدار است لیکن خود آنها پولدار نيستند، در اين صورت دادن زکات به اين پسر و دختر جايز است.

مسئله ١٣: اگر طفلى پدرش پولدار نيست ولى مادرش پولدار است، دادن پول زکات به آن طفل درست است.

مسئله ١٤: دادن پول زکات به «سيدها»(۱) و «علوى ها»(۲) و به همين گونه دادن پول زکات به هر کسى که از اوﻻدۀ حضرت عباس رَضِیَ اللہُ عَنْہُ (۳) و اولادۀ حضرت جعفر رَضِیَ اللہُ عَنْہُ يا حضرت عقيل رَضِیَ اللہُ عَنْہُ يا حضرت حارث  رَضِیَ اللہُ عَنْہُ بن عبد المطلب باشد درست نيست.
به همين صورت دادن آن صدقه هائى که از جانب شريعت واجب می گردد به ايشان درست نيست، مانند نذر و کفاره و عُشر و صدقۀ فطر.
و غیر از اينها دادن خيرات و صدقة نفل به آنها درست است.

مسئله ١٥: دادن پول زکات به خدمتگار، نوکر خانه، دايه و غيره درست است. ليکن اين پول را در معاش آنها نبايد حساب کرد بلکه اضافه بر معاش بطور بخشش و انعام بايد داد، و در دل خود نيت زکات را داشته باشيد.

مسئله ١٦: اگر زنى طفلی را شیر داده است و اکنون پول زکاتش را به وی می دهد، اینکار صحيح است و همچنين دادن پول زکات به زنی که شما را در طفوليت شير داده نيز درست مى باشد.

مسئله ١٧: مهر زنى که بر شوهرش دارد مثلاً بسيار بيشتر از مقدار نصاب زکات است ولى شوهر خيلى فقير است و نمى تواند مهر او را ادا کند، در اين صورت دادن پول زکات به اين زن درست مى باشد. و همچنین اگر شوهر پولدار است ليکن مهر او را نمى دهد، و يا اين زن مهر خود را بخشيده است، در اين صورت نيز دادن پول زکات به او درست است.
و اگر زن مهر خود را نه بخشيده و اميد دارد که هر وقتى که مهرم را بخواهم، شوهرم آن را اداء مى کند و پس و پيش نمى کند، در اين صورت دادن پول زکات به چنين زن درست نمى باشد.
ا.........
(۱)  اولادۀ حضرت فاطمه رَضِیَ اللہُ عَنْہَا دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم همسر حضرت علی رَضِیَ اللہُ عَنْہُ.
(۲) اوﻻدۀ حضرت على رَضِیَ اللہُ عَنْہُ غير بى بی فاطمه رَضِیَ اللہُ عَنْہَا از بطن ساير همسران.
(۳)  حضرت عباس و حارث رَضِیَ اللہُ عَنْہُمَا  کاکاهاى رسول الله صلی الله علیه وسلم اند و حضرت جعفر و عقیل پسران کاکای رسول الله صلی الله علیه وسلم اند.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۷ -﴾❈•••┈

دادن زکات به چه کسانی جايز است - ۲:
مسئله ٤: آنچه جزو ضروریات است اينها می باشد: خانه براى زندگى، لباس هاى پوشيدنى، نوکر و خدمتکار براى کارهاى خانه، و آن اثاث خانه که در خانه اکثر به کار مى آيند. اينها همه لوازم و اسباب ضرورى اند و کسى از داشتن آنها اگرچه قيمت آنها بسيار زياد شود، در شريعت پولدار گفته نمى شود، و بنابرين دادن پول زکات به او جايز است.
به همين ترتيب کتاب هاى مورد ضرورت شخص درس خوانده نيز جزو اسباب و لوازم ضرورى او است.

مسئله ٥: اگر کسى چندين خانه دارد و آنها را به کرايه داده است و توسط عايدات آنها گذاره می کند و يا مقداری زمین دارد که عايدات آن را می گيرد، و ليکن اهل و عيال و اولاد و نانخور در خانه اش آنقدر زياد است که زندگى اش به خوبى نمى گذرد و تنگدست مى باشد، و چنان مالى هم ندارد که زکات بر آن واجب شود، دادن پول زکات به اين چنين شخص درست است.

مسئله ٦: اگر کسى آن قدر پول نقد دارد که می تواند با آن يکى دو کيلو طلا بخرد، ليکن به همان مقدار پول يا بيشتر از آن قرضدار است، در اين صورت دادن پول زکات به او نیز درست است.
و اگر کمتر از آن مقدار قرضدار بود، پس ببينيد که اگر قرض خود را اداء کند چقدر پول نزدش باقى مى ماند، اگر آنقدر پول باقى بماند که زکات بر آن پول واجب مى گردد {یعنی پولی برابر با قیمت ٦١٢ گرام نقره،} در اين صورت دادن پول زکات به او جايز نيست. و اگر کمتر باقى بماند، دادن پول زکات به او درست خواهد بود.

مسئله ٧: اگر کسى در خانه و شهر خود بسيار پولدار است، اما اتفاقاً در مسافرت تمام پول هايش دزدى شد يا گم شد و يا به کدام سبب ديگر از دستش رفت و اکنون پول خرچ خود و مصارف برگشت به خانه و شهر خود را هم ندارد، دادن پول زکات به او صحيح است.
به همين صورت، اگر پول حاجى در طول راه تمام شد و او در شهر و خانۀ خود پول و ثروت بسيار نيز دارد، بازهم دادن پول زکات به وی درست است.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۵ -﴾❈•••┈

زکات حاصلات زمين و باغ (عُشر) - ۲:
مسئله ٣: اين حکم شامل همۀ اقسام غله جات، سبزيجات، حبوبات، ميوه جات و گُل ها و غيره مى باشد.

مسئله ٤: اگر کسى از زمين عُشْرِى يا کوه و دشت، عسل به دست آورد، اين صدقه و خیرات {عُشر} در آن عسل نيز واجب است.

مسئله ٥: اگر کسى در خانۀ خود درخت نشاند يا ترکارى و سبزى و يا چيز ديگرى کاشت، اين صدقه {عُشر} در ميوۀ آن درخت و سبزي ها و ترکاري ها واجب نمى شود.

مسئله ٦: اگر کافرى زمين عُشْرِى را بخرد، اکنون آن زمين، دیگر زمين عُشْرِى نمى باشد و حتى اگر مسلمانى آن زمين را باز پس هم بخرد و يا آن را به طور ديگرى به دست بياورد، بازهم آن زمين، زمين عُشْرِى نمى باشد.

مسئله ٧: در اين مسئله که يک دهم يا يک بيستم حاصلات بر چه کسى واجب است، يعنى آيا بر مالک زمين واجب است يا بر مالک حاصلات، علماى بزرگ اختلاف دارند.
اما ما به خاطر سهولت می گوئيم که يک دهم يا يک بيستم حاصلات بر صاحب حاصلات واجب است. لذا اگر دهقان زمين را اجاره گرفته است، چه در مقابل پول و چه در مقابل حاصل زمين، اين يک دهم يا يک بيستم بر دوش دهقان واجب مى باشد.
و اگر زمين را به اين شکل گرفته است که حاصلات زمين ميان صاحب زمين و دهقان تقسيم شود، در اين صورت، هم صاحب زمين و هم دهقان، هر يک، يک دهم يا يک بيستم حصۀ خود را جداگانه صدقه بدهند.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۳ -﴾❈•••┈

وکالت در ادای زکات:
مسئله ١٣:
اگر کسى خودش پول زکات خود را نداد، بلکه زکات خود را به شخص ديگرى داد یا ارسال نمود تا او زکاتش را به فقير بدهد، اين صورت هم جايز است. و اکنون اگر اين شخص در وقت دادن زکات، نيت زکات را هم نکند، بازهم زکاتش اداء می شود.

مسئله ١٤: اگر شما به نيت زکات مقدارى پول به شخصى داديد تا آن را به فقيری بدهد، ليکن اين شخص همان پول هاى را که شما به او داده بوديد به فقير نداد، بلکه از طرف شما همان مبلغ را از پول های خود به فقير داد و چنين خيال کرد که آن پول های شما را او خود می گيرد، بازهم در اين صورت زکات اداء می شود، به شرط اينکه آن پول هاى که شما به او داده بوديد هنوز نزدش موجود باشد و اکنون وی در مقابل پول هاى خود، پول شما را بگيرد.
البته اگر اين شخص آن پول هاى را که شما به او داده بوديد خرچ کرده بود و بعداً از پول هاى خود، زکات شما را به فقير داد، در اين صورت زکات شما اداء نمى شود.
و يا اينکه اگر همان پول هاى که شما به وی داده بوديد نزد او موجود است، اما وی در وقت دادن زکات از پول خود، اين نيت را نکرده بود که من آن پول ها را خودم می گيرم، بازهم در اين صورت زکات شما اداء نمى گردد، و اکنون بايد همان پول هاى شما را در زکات بدهد.

مسئله ١٥: و اگر شما به اين شخص پول نداديد و فقط اينقدر به او گفتيد که تو از طرف من زکات مرا بده، و لذا این شخص زکات شما را از طرف شما اداء کرد، در این صورت زکات شما اداء می شود و هر قدر پولى را که اين شخص از طرف شما داده است، از شما مي گيرد.

مسئله ١٦: اگر کسى بدون اينکه شما به او بگوئيد از طرف شما زکات تان را بدون اجازۀ شما اداء کرد، زکات در اين صورت اداء نمى شود، و اکنون اگر شما آن را قبول هم کنيد، باز هم اداء نمى گردد. و همچنين حق پس گرفتن آنچه را که بدون اجازه از طرف شما داده است، از شما ندارد.

مسئله ١٧: اگر شما زکات خود را به کسى داديد که آن را به فقير بده، اکنون او اختيار دارد که یا خودش آن را به فقيری بدهد و يا آن را به شخص ديگرى بسپارد که اين پول زکات را به فقیری بده. و ضرورتى به اين نيست که نام زکات دهنده را بگيرد که اين پول زکات را از طرف فلانى بده.
و اين شخص اگر اين پول را به خويش و قوم فقير و يا پدر و مادر فقير خود بدهد، اينکار هم درست است. اما اگر خود اين شخص فقير باشد، برايش درست نيست که اين پول را خودش بگيرد.
البته اگر شما به او گفته بوديد که هرچه می خواهى با آن بکن و به هرکس که می خواهى بده، در اين صورت براى او جايز است که اگر فقير باشد پول را براى خود نیز بگيرد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱۱ -﴾❈•••┈

اداء کردن زکات - ۲:
مسئله ٣: نیَّت زکات: چون کسى می خواست پول زکات خود را به فقيرى بدهد در دل خود در آن وقت حتماً اين قدر نیّت نمايد که من پول زکات را مى دهم.
اگر کسى اين نيت را نکرد و بى نيّت پول را داد، زکاتش اداء نمى گردد و او دوباره بايد زکات بدهد و پولى که داده است، ثواب آن را جداگانه به دست مى آورد.

مسئله ٤: اگر کسى در وقت دادن زکات، نيت زکات دادن را نکرد، پس تا وقتى که آن پول و مال در نزد فقير موجود است، نيت کردن زکات برایش درست است، و اگر حالا هم نيت کند که من پول زکات را داده ام، زکاتش اداء می شود.
البته اگر فقير آن پول را خرچ کرده بود، نيت کرن حالا ديگر اعتبارى ندارد. زکات را بايد دوباره بدهد.

مسئله ٥: اگر کسى مقداری پول را به نيت زکات از ساير پول ها جدا کرد و علاحده گذاشت که هر وقت مستحقى را ديدم آن را به او می دهم، و سپس هنگامی که آن پول را به فقير می داد، نيت زکات را فراموش کرد، در اين صورت نیز زکاتش اداء می شود.
البته اگر آن پول را به نيت زکات جدا نموده علاحده نمى گذاشت، زکاتش اداء نمى شد.

مسئله ٦: کسى پول زکات خود را جدا کرد، و مى خواست آن را به فقيران بدهد، اکنون اختيار دارد که همه آن پول را به يک فقير بدهد يا آن را تقسيم نموده به چند فقير بدهد. همچنين اختيار دارد که همه آن را در يک روز بدهد و يا کم کم در طول چند ماه.

مسئله ٧: بهتر اينست که به يک فقير کم از کم آنقدر پول زکات داده شود که براى يک روز او کفايت کند و مجبور به دست دراز کردن نزد کس ديگرى نگردد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۹ -﴾❈•••┈

پیش پرداختن زکات:
مسئله ٢٢:
اگر شخصی که زکات بر او واجب است قبل از گذشتن يک سال بر پول ها و اموال خود، زکات آنها را بدهد و منتظر گذشتن سال نباشد، اينکار جايز است و زکاتش اداء می شود.
و اگر شخصی صاحب نصاب نبود بلکه اميد آمدن پول و مال از جائی را داشت و بر این امید، پیشکی زکات داد، زکاتش اداء نمی شود. هر وقت پول و مالی به دست آورد و يک سال برآن گذشت، آنگاه زکات آن را دوباره اداء کند.

مسئله ٢٣: اگر شخص پولدار، زکات چند سال خود را پیشکى ادا کند، اینکار جايز است. اما اگر در يکى از آن سال ها پول و دارائی اش زيادتر شد زکات آن پول اضافی را نيز بايد بدهد.

مسئله ٢٤: اگر کسى نزد خود هزار افغانی اضافه بر ضرورت داشت و توقع داشت که مقدار ديگرى پول از جائى به دست خواهد آورد، بنابرين قبل از گذشتن يک سال، زکات همۀ آن پول ها را پيشکى اداء نمود، اينکار درست است.
ليکن اگر قبل از ختم سال، پول کمتر از حد نصاب شد، در اين صورت زکات معاف می گردد و آنچه که به عنوان زکات داده است، صدقۀ نفلى خواهد گرديد.

مسئله ٢٥: اگر يک سال بر پول ها و اموال کسى گذشت و او هنوز زکات آن را اداء نکرده بود که تمام پول ها و اموالش دزدى شد، يا به صورت ديگرى {مثلاً سوخته} از بين رفت، زکات آنها نیز معاف می گردد.
و اگر خودش پولها يا اموال خود را به کسى داد و يا به اختيار خود آنها را به گونه اى از بين برد، در اين صورت هر مقدار زکات که بر او واجب شده بود معاف نمى شود، بلکه بايد آن را اداء کند.

مسئله ٢٦: اگر کسى که زکات بر او واجب شده بود بعد از ختم سال، تمام پول و اموال خود را خيرات کرد، زکاتش نیز معاف می گردد.

مسئله ٢٧: اگر کسى آنقدر پول داشت که زکات در آن واجب می شود و بعد از گذشتن يک سال بر آن، نصف آن پول دزدى شد يا وی خود نصف آن را خيرات کرد، در اين صورت، زکات نیم پول معاف است. فقط زکات نيمۀ باقيمانده را بايد بدهد.
و اگر آن را به کسى هَبَه و بخشش کند يا خودش آن را خرچ نماید در اين صورت زکات بر او واجب می باشد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۷ -﴾❈•••┈

زکات بر قرض - ۱:
مسئله ١٩: اگر بر کسى قرض داريد زکات برآن قرض نيز واجب است. ليکن قرض سه قسم می باشد.

«قِسم اول قرض»:
اينکه پول نقد يا طلا يا نقره به کسى قرض داده ايد يا سامان تجارت به کسى فروخته ايد و او پول آن را هنوز به شما نداده و شما اين قرض يا اين پول خود را بعد از گذشتن يک سال يا دو سه سال از او به دست آورديد. اگر پول هاى به دست آمده به آن مقدار است که زکات بر آن واجب مى شود، دادن زکات تمام سال هاى گذشته واجب مى باشد.
و اگر تمام پول ها يکجا به دست نيامد، پس هر وقتى که آنقدر پول از آن قرض ها به دست تان آمد که برابر با قيمت ۱۲۸ گرام نقره شود، در اين صورت اداى زکات پول قيمت همين ۱۲۸ گرام واجب خواهد بود. و اگر آن مقدار پول که برابر با قيمت ۱۲۸ گرام نقره شود، کم کم و اندک اندک به دست تان آمد، در اين صورت هر وقتى که اين پول هاى به دست آمده برابر با قيمت ۱۲۸ گرام نقره شود، زکات آنها را بايد اداء کنيد.(اما احتیاط در اینست که به محض حصول پولی معادل ۹۳ گرام نقره زکات آن را بدهید.)
چون بخواهيد زکات آنها را بدهيد، بايد زکات همۀ سال هاى را که برآن پول گذشته است اداء کنيد.
و اگر قرضه اى که داده ايد کمتر از آن مقدارى بود که زکات برآن واجب مى شود، در اين صورت زکات بر آن قرضه واجب نمى باشد.
البته اگر مقدارى پول يا مال ديگرى هم داريد که اگر آن را با اين پول و مال حصول شده خود يکجا حساب کنيد به اندازۀ نصاب زکات می شود، در اين صورت زکات بر آن مقدار پول و مال واجب مى گردد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۵ -﴾❈•••┈

زکات بر اشیای غیر از طلا و نقره و اموال تجارتی - ۱:
مسئله ١٣: فلزاتى که سواى طلا و نقره اند مانند آهن، مس، برنج، سرب و غيره، و نيز ظروف و اشيائى که از آن فلزات ساخته شده اند و همچنين پارچه، تکه، بوت و غيره هرچه لوازم و اشیائی دیگری که باشد، حکم همۀ آنها اينست که اگر براى فروش است و با آنها تجارت و خريد و فروخت می کنند، پس ببينيد که آنها به چه مقدارى مي باشد. اگر به آن اندازه اى است که قيمت آنها برابر با قيمت نصاب زکات يعنى ٦١٢ گرام نقره يا ٨٧ گرام طلا می شود، در اين صورت هنگامی که يک سال بر آن بگذرد، زکات در آن فلزات و سامان و اسباب تجارتی واجب مى شود (خواه مصارف ضرورى شبانه روزى صاحب آن اموال از عايدات همين سامان و اسباب تهيه شود يا مصارف وى از عايدات ديگرى فراهم بيايد، زکات در هر صورت در آن اموال واجب می باشد) و اگر به اندازۀ مذکور نيست، زکات هم در آن واجب نمی گردد.

و اگر آن اموال براى فروخت و تجارت نيست، زکات در آن واجب نمى باشد، به هر اندازه اى هم که باشد، حتى اگر قيمت آن اموال و لوازم، صدها هزار روپيه هم باشد، بازهم زکات در آنها واجب نيست.

مسئله ١٤: زکات در اثاث خانه، مانند ديگ هاى معمولى، ديگ هاى کلان، غورى، آفتابه و لگن، و سایر ظروف غذاخورى، در خانۀ مملوکه شخصی که در آن سکونت دارد، در لباس هاى پوشيدنى، در گردنبند مرواريد و سایر اشيائى از اين قبيل (۱) واجب نيست، خواه به هر اندازه اى که باشند، و خواه روزانه استعمال شوند يا نشوند، زکات به هيچ صورت در آنها واجب نيست.
البته اگر اين اشياء براى فروش و تجارت باشند، زکات در آنها واجب است.
خلاصه اينکه بجز طلا و نقره و پول نقد، هر مال و دارائی ای که براى خريد و فروخت و تجارت است، زکات در آنها واجب است. و اگر براى تجارت و خريد و فروخت نيست، زکات در آنها واجب نيست.
..................................      
(۱) مثلاً جواهراتی مانند الماس، زمرد، یاقوت ولاجورد ... واجب نمی گردد، مگر اینکه آنها برای خرید و فروش و تجارت باشد.
اگر کسى گردنبند و دستبند يا زيور طلائى يا نقره اى دارد که علاوه بر طلا و نقره، در آنها جواهراتی مانند الماس، ياقوت، زمرد، زبرجد يا ﻻجورد و غيره کار شده باشد، حکم اينست که زکات بر اين زيورات بدون جواهرات آن واجب می باشد و صاحب آنها يا بايد هموزن يک چهلم وزن آن زيورها را ـ اگر زيور طلا است طلا و اگر نقره است نقره ـ  بايد بدهد، و يا اينکه قیمت يک چهلم طلا يا نقرة آن زيورات را بدهد.
وَ فِى تِبرِ الذَّهَبِ وَ الفِضَّةِ وَ حُلِیِّهِمَا... زَکٰوةٌ. 

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۳ -﴾❈•••┈

زکات بر زیورات و آنچه درآن زردوزی شده:
مسئله ٦: زکات بر زيورات، ظروف و زردوزى هاى که طلا و نقره در آن کار شده است واجب مى باشد، چه آنها را استعمال کنند و بپوشند و چه آنها را قفل نموده هرگز استعمال نکنند يا هيچگاه نپوشند.
خلاصه اينکه زکات بر هر چيزى که از طلا يا نقره ساخته شده باشد و يا طلا يا نقره در آن به کار رفته باشد، واجب مى باشد.
البته اگر از مقداری که در مسئلۀ اول گفته شد کمتر باشد، زکات واجب نمى شود.

مسئله ٧: اگر طلا و نقره خالص نباشند بلکه چيز ديگرى هم در آن آميخته باشند ـ مثلاً سُرب در نقره آميخته باشد ـ  در این صورت بايد دید که آيا نقره بيشتر است يا سُرب.
اگر نقره بيشتر بود، حکمش همان است که حکم نقره مى باشد. يعنى اگر به اندازۀ مقدار مذکورۀ بالا وزن دارد {يعنى٦١٢ گرام نقرۀ مخلوط، و ٨٧ گرام در طلاى مخلوط} زکات بر آن واجب است.
و اگر سُرب بيشتر بود، آن را در اين صورت نقره نمى دانیم و حکم آن مانند حکم برنج، مس، آهن و ساير فلزات است که بعداً در مسئلۀ ۱۳ درج خواهد شد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل زکات - ۱ -﴾❈•••┈

هر کسى که پولدار و ثروتمند است، اما زکات پول و دارائى خود را نمى دهد، نزد الله متعال سخت گناهکار مى باشد و در روز قيامت عذاب سختى خواهد ديد.
رسول الله ﷺ فرموده اند: مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ وَلَا فِضَّةٍ، لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا، إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ، صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ وَجَبِينُهُ وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ.
«هر کسى طلا و نقره (و پول و دارائی) دارد و زکات آن را نمی دهد در روز قيامت برایش مُهرهاى از آتش مي سازند و آنها را با آتش دوزخ داغ گردانیده پهلوها و پيشانى و پشت او را داغ مي کنند و چون مهرها سرد شدند، آنها را دوباره داغ گردانيده باز وى را داغ می کنند».
(مُسلم شریف: حدیث ۲۳۳۷)

و آنحضرت ﷺ فرموده اند: مَنْ آتَاهُ اللهُ مَالًا، فَلَمْ يُؤَدِّ زَكَاتَهُ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ يَوْمَ القِيَامَةِ شُجَاعًا أَقْرَعَ لَهُ زَبِيبَتَانِ يُطَوَّقُهُ يَوْمَ القِيَامَةِ، ثُمَّ يَأْخُذُ بِلِهْزِمَتَيْهِ يَعْنِي بِشِدْقَيْهِ ثُمَّ يَقُولُ أَنَا مَالُكَ أَنَا كَنْزُكَ.
«هر کسى را که خداوند مال و دارائى عطا نموده است و او زکات آن را نمی دهد، آن مال و دارائى اش را در روز قيامت به صورت مار بزرگ زهردارِ سر کَل مي سازند، آن مار در گردن او خواهد پيچيد و هر دو رخسار او را خواهد گزيد و خواهد گفت؛ من همان مال تو هستم، من همان دارائى تو هستم».
(بخاری شریف: حدیث ۱۴۰۳ و ۴۵۶۵ و مُسلم شریف: حدیث ۲۳۴۳ و ۲۳۴۴)

خداوند ما را در پناه خود بدارد. چه کسى می تواند چنين عذابی را تحمل کند. در مقابل اندکى حرص، اين همه عذاب کشيدن، حماقت بسیار بزرگ است. ندادن زکات مال عطا کردۀ خدا در راه خدا کارى شرم آور است.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┈•••❈﴿ مسائل صدقۀ فطر- ۲ -﴾❈•••┈

مسئله ٣: اگر کسى دو خانه دارد، در يک خانه خودش زندگى می کند و خانۀ ديگرش خالى و بيکار است و يا آن را به کرايه داده است، اين خانۀ دوم زايد از ضرورت مى باشد. اگر قيمت اين خانه آنقدر است که زکات بر آن مقدار پول واجب مى شود، در اين صورت صدقۀ فطر بر اين شخص واجب مى باشد، و همچنين گرفتن پول زکات برایش جايز نمى باشد. البته اگر توسط کرايه همين خانه، مصارف زندگى خود را تأمین مي کند، اين خانه نيز جزو لوازم ضرورى محسوب شده صدقۀ فطر بر صاحب آن واجب نمى شود. و همچنين دادن پول زکات به او و نيز گرفتن پول زکات برای او صحيح مى باشد.
خلاصه؛ هر کسى که گرفتن پول زکات و صدقۀ واجبه برایش جايز است، صدقۀ فطر بر او واجب نيست، و هر کسى که گرفتن پول زکات و صدقۀ واجبه برایش جايز نيست، صدقۀ فطر بر او واجب مي باشد.

مسئله ٤: اگر کسى مقدارى مال و اسباب زايد از ضرورت نزد خود دارد اما قرضدار هم است، در اين صورت حساب کنيد که قيمت آن اموال و لوازم زايد از ضرورت چقدر است، سپس پول قرض را از آن منفى کنيد و آنگاه ببينيد که حالا چقدر باقى مى ماند. اگر آنقدر مال و اسباب باقى ماند که قيمت آن برابر با پولى است که زکات يا صدقة فطر در آن مقدار واجب مى شود {یعنی پولی برابر با نرخ ٦١٢ گرام نقره} در اين صورت صدقۀ فطر بر اين شخص واجب است. و اگر کمتر می شود، در اين صورت صدقۀ فطر بر او واجب نمى باشد.

┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┅┅✿❀❀﴾🏵﴿❀❀✿┅┅

*❈❈❈﴿ زکات - ۵ - ﴾❈❈❈*

┄┅┅✿❀﴾🏵﴿❀✿┅┅┄

*(( بعضی از فوايد دُنْيَوِی زڪات و صَدَقات ))*

علاوه بر ثواب و نعمت های ڪه با ادای زڪات و صَدَقات در آخرت از سوی الله أ به دست خواهد آمد، زڪات دادن در این دنیا نیز فوایدی بسیار به همراه دارد. مثلاً اینڪه با ادای زڪات و صَدَقات، دل مومن بسیار شاد و مطمئن می باشد. فقراء و مساڪین و ناداران بر او حسد نمی ورزند، بلڪه خواستار خوبی و نفع او می باشند، برایش دعاها می خواهند و به سویش به نظر محبت می بینند. در دیدۀ دنیا و اهل دنیا نیز این چنین شخص، وقعتی بزرگ دارد و همگان با او اظهار محبت و همدردی می نمایند. الله أ نیز در اموال او برڪت می فرستد.

در حدیثی وارد است ڪه حضرت رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ فرمودند ڪه خداوند می فرماید:
أَنْفِقْ يَا ابْنَ آدَمَ أُنْفِقْ عَلَيْكَ. (بخاری شریف: حدیث ۴۶۸۴)
«ای فرزند آدم، تو اموال و دارائی ڪه ترا عطا ڪرده ام (بر بنده های محتاج و نادارم و در دیگر ڪارهای نیک و خیر) مصرف ڪن، من ترا همیشه عطا خواهم ڪرد».

در حدیثی دیگر است ڪه حضرت رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ فرمودند:
فَأَمَّا الَّذِي أُقْسِمُ عَلَيْهِنَّ فَإِنَّهُ مَا نَقَصَ مَالُ عَبْدٍ مِنْ صَدَقَةٍ.
«می توانم قسم بخورم ڪه هیچ ڪسی به سبب صدقه و خرچ در راه خدا نادار و مفلس نمی شود». (مِشْڪَات شریف: حدیث ۵۲۸۷)

خداوند ما را ایمان و یقین حقیقی بر این ارشادات رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ عنایت نماید و توفیق عمل بر آنها را با ذوق و شوق عطا فرماید.

محمد ابراهیم تیموری
رمضان ۱۴۴۲ قمری
┄┅┅✿❀﴾🌺﴿❀✿┅┅┄
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┅┅✿❀❀﴾🏵﴿❀❀✿┅┅

*❈❈❈﴿ زکات - ۳ - ﴾❈❈❈*

┄┅┅✿❀﴾🏵﴿❀✿┅┅┄

(( اداء نڪردن زڪات، ظلم و ڪفران نعمت است ))
و باز باید اندیشید ڪه ادای زڪات و صَدَقات در اصل خدمتی است به برادران فقیر و محتاج خود، لِذا ندادن زڪات در حقیقت ظلم ڪردن برآن برادران مسڪین و ناتوان و خوردن حق ایشان است.

برادران عزیزم!
اندڪی بیندیشید آنچه مال و ثروت ڪه نزد ماست همه عطایای خداست ڪه به ما عنایت فرموده و ما خود نیز بنده و آفریدۀ اوئیم. اگر او أ تمامی مال و دارائی ما را بخواهد بلڪه به قربان ڪردن جان نیز حڪم بفرماید، بر ما فرض است ڪه بی چون و چرا همه را اداء ڪنیم. ولی این فضلی بسیار بزرگ از سوی او أ برماست ڪه از ثروت و دارائی ڪه به ما عطا فرموده حڪم نموده ڪه فقط یک چهلم یعنی دو نیم درصد آن را آنهم سالی یڪبار به عنوان زڪات بدهیم.

محمد ابراهیم تیموری
رمضان ۱۴۴۲ قمری
┄┅┅✿❀﴾🌺﴿❀✿┅┅┄
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی

Читать полностью…

راه فلاح

┅┅✿❀❀﴾🏵﴿❀❀✿┅┅

❈❈❈﴿ زکات - ۱ - ﴾❈❈❈

┄┅┅✿❀﴾🏵﴿❀✿┅┅┄

در تعالیم بنیادی اسلام، بعد از ایمان و نماز، زڪات در درجۀ بعدی قرار دارد. گویا زڪات سومین رُڪْن اسلام است. مراد از زڪات این است ڪه هر مسلمانی ڪه مقدار مُعَیَّنی مال و ثروت دارد، هر سال حساب نموده یک چهلم یعنی دو نیم درصد آن مال و ثروت را میان فقراء و مساڪین یا در ڪارهای نیڪی ڪه خدا و رسولش جهت زڪات مُقَرَّر ساخته اند مصرف ڪند.

(( فرضيّت و اهميّت زڪات ))

قرآن شریف در بسیاری از آیات خود، همدوش نماز بر زڪات نیز تاڪید نموده است. اگر قرآن شریف را تلاوت می ڪنید، در ده ها جا خوانده اید ڪه اَقِیمُوا الصَّلٰوۃَ وَآتُوا الزَّڪٰوۃَ یعنی «نماز را برپا دارید و زڪات را اداء ڪنید»، و در چندین آیه، صفت لازم مسلمانان را چنین بیان فرموده است: أَلَّذِیْنَ یُقِیْمُوْنَ الصَّلٰوۃَ وَیُؤْتُوْنَ الزَّڪٰوۃَ، «یعنی ایشان نماز را برپا می دارند و زڪات را  ادا می ڪنند». از اینجا معلوم می شود ڪه افرادی ڪه نماز نمی خوانند و زڪات نمی دهند مسلمانان اصیل نیستند، زیرا آن خصایل و صفات اسلام ڪه در مسلمانان واقعی وجود دارد در آنها موجود نیست.

به هرحال نخواندن نماز و اداء نڪردن زڪات، مطابق قرآن مجید صفت مسلمانان نیست بلڪه صفت ڪافران و مشرڪان می باشد. دربارۀ نماز در آیه ای از سورۀ روم وارد است:
وَاَقِیمُوا الصَّلٰوۃَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِڪِینَ. (آیۀ ۳۱)
«و نماز بخوانید و (با ترک آن) از مشرڪین نشوید». 

و دربارۀ اینڪه اداء نڪردن زڪات، صفت مشرڪین و ڪفار است در سورۀ فُصِّلَت وارد است:
وَوَیلٌ لِّلْمُشْرِڪِیْنَ﴿۶﴾ الَّذِینَ لَا یُؤْتُونَ الزَّڪٰوۃَ وَهُمْ بِالْآخِرَۃِ هُمْ ڪٰفِرُونَ﴿۷﴾
«وای برآن مشرڪانی ڪه زڪات نمی دهند و از آخرت مُنڪِر اند».

┄┅┅✿❀﴾🌺﴿❀✿┅┅┄
┈•••❈﴿ راه فلاح ﴾❈•••┈
نشر تعالیم اسلام مطابق مذهب اهل سنت و جماعت بر مبنای فقه شریف حنفی
جهت دریافت روزانۀ مطالب دینی در واتس‌اپ لطفاً توسط لینک زیر به کانال راه فلاح در واتس‌اپ بپیوندید:
https://whatsapp.com/channel/0029VaDSRrrJUM2dzchS4C1L

Читать полностью…
Subscribe to a channel