qodrattaqeer | Unsorted

Telegram-канал qodrattaqeer - قــدرت تــغــیــیــرر...

6365

@Kh_f_z فــرنــاز خــتــائیــلــر کارشناس روان شناسی ( حوزه خودشناسی) کارشناس ارشد مشاوره دانشگاه شهیدبهشتی برای دریافت وقت مشاوره حضوری و تلفنی پیام ارسال نمایید.

Subscribe to a channel

قــدرت تــغــیــیــرر...

کامیابی، همیشه حاصل رسیدن به آن چیزی نیست که در پی آن بودیم؛ گاهی حاصل آن است که آن‌قدر در برابر ناکامی نگریخته‌ایم تا جهان فرصت کند امکان‌های دیگری را به ما نشان دهد.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

دیدید بیوتی ‌بلاگرا درباره روان‌شناسی حرف می‌زنن؟

منم گفتم یه خدمت کوچیک به دنیای بیوتی بکنم توازن برقرار شه

به این برند لوریل بگید، لورال بگید حتی بگید لوقیل

ولی دیگه خواهشاً اُرال نگید. ☹️😭

اون دیگه برند نیست ؛ خلاقیه 🤗
با خیلی از خطاهای شناختی کنار میام، ولی با

اُرال

نه !😬

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

@qodrattaqeer

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

مردانی وجود دارند که شما را می‌خواهند و مردانی نیز وجود دارند که لیاقت شما را دارند.
تفاوتش را بدانید.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

میزان مشاوره ها و سوالات از زمان اشنایی بیشتر مردم با هوش مصنوعی خیلی کمتر شده
جالبه یک دوستی می گفت: خوابش و برای هوش مصنوعی تعریف کرده که تحلیل کنه هوش مصنوعی بعد از چند خط تحلیل نمادین اخرش گفته نگران نباش و صدقه بده !

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

چیزی هایی که بیشتر از آنچه که تصور می کنید به سلامت روان شما اسیب می زنه و اغلب نادیده گرفته می شه :

کل کل با افراد و غریبه ها در فضای مجازی
تلاش بیش از حد برای راهنمایی کردن دیگران
بحث کردن با پارتنرتون به خصوص پارتنر سابق

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

حسین جان
من از داغ تو زیاد شنیده ام؛
امسال بنشین کنارم تا از دی ماه برایت بگویم…

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

درس‌هایی درباره سوگ
درس نهم: بدنِ سوگوار

بیشتر افراد تصور می‌کنند فقدان مطلق یک انسان برای بازماندگانش صرفاً امواجی از غم، افسردگی و تأملات روحی در پی‌می‌آورد، در حالیکه با فقدان دیگری بدن و مغز ما سوگوار می‌شود.

مرگ عزیزان بازماندگان را در معرض سکته‌های مغزی و قلبی، سندروم قلب شکسته، افزایش فشار خون، ابتلا به انواع سرطان و بیماری‌های تنفسی قرار می‌دهد. پژوهش‌ها تأیید کرده‌اند که بیشتر داغدیدگان در معرض ابتلا به آنفولانزا و بیماری‌های تنفسی مانند آسم و ذات‌الریه هستند.

علت اصلی که از بدن داغ‌دیدگان میزبانی برای انواع بیماری‌ها می‌سازد و حتی می‌تواند در مواردی به مرگ آنها منجر می‌شود، اختلال در عملکرد سیستم ایمنی بدن و افزایش التهاب در بدن آنان است.

بسیار مهم است، که به عنوان داغ‌دیده یا کسانی که با داغ‌دیدگان ارتباط دارند، بدانیم سوگ تنها احساس غم شدید نیست و صرفاً رویدادی نیست که در ذهن فرد در جریان است. بدن ما با مرگ عزیزان‌مان به بدنی سوگوار تبدیل می‌شود.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

یکی از نشونه‌های هوش هیجانی بالا اینه که بدونی لازم نیست هر حقیقتی گفته بشه بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنند صادق بودن یعنی هر چیزی که به ذهنشون می‌رسه رو بیان کنند اما افراد باهوش یک تفاوت مهم دارند اون‌ها قبل از حرف زدن از خودشون می‌پرسن این حرف فقط درسته یا مفید هم هست چون می‌دونن انتقاد تند معمولاً آدم‌ها رو تغییر نمیده فقط نسبت به قبل دفاعی می‌کنه برای همین هر اشتباهی رو اصلاح نمی‌کنند هر بحثی رو ادامه نمی‌دن هر نقصی رو به رخ نمی‌کشند نه چون نمی‌بینند چون می‌دونن فهمیدن یک چیز با گفتن اون فرق داره گاهی بعضی آدم‌ها اونقدر مشغول درست کردن دیگران هستند که آرامش خودشون را از دست می‌دن اما هوش هیجانی واقعی از یک جا شروع میشه اینکه بدونی قرار نیست معلم قاضی و ناجی همه آدمهای اطرافت باشی بعضی وقت‌ها بالاترین شکل بلوغ این نیست که چیزی بگی اینه که بفهمی گفتنش هیچ چیزی رو بهتر نمیکنه

اینجا کنار هم در مسیر آگاهی حرکت می‌کنیم🫶🏻

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

هر چیزی که ضرر نداره،فایده هم نداره

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

درس‌‌هایی درباره سوگ

درس هفتم: سرگشتگی مطلق و ناتوانی مغز از پردازش فقدان دیگری


یک وضعیت که در فقدان عزیزان با انکار اشتباه گرفته می‌شود، سردرگمی مطلق انسان است.

خبر مرگ عزیزانمان (حتی اگر در بستر بیماری و در کما باشند) آن‌قدر غریب است که مغز نمی‌تواند آن را پردازش کند.

وقتی ما عزیزی را از دست می‌دهیم مغز نمی‌تواند فقدان او را در بُعد زمان و مکان پردازش کند.

مغز به مرور یاد می‌گیرد چه کسانی در چه زمان‌هایی و در چه مکان‌هایی و با چه الگوهایی در زندگی ما حضور دارند. به همین دلیل حضور نزدیکان‌مان برای ما صرفاً یک خاطره یا تصویر نیست، بلکه بخشی از ساختار پیش‌بینی‌کننده مغز است.

مرگ این شبکه پیش‌بینی را ناگهان مختل می‌کند. فرد از جهان بیرونی حذف شده، اما نقشه‌های مغزی هنوز بر اساس حضور او کار می‌کنند. بنابراین مغز انتظار دارد او را در زمان‌های همیشگی و در مکان‌های همیشگی پیدا کند و چون این اتفاق نمی‌افتاد و نبودنِ او با نقشه‌های مغز منطبق نیست و خارج از محدوده تجربه‌های مغز قرار دارد، مستأصل می‌شود.

به همین دلیل است که بسیاری از سوگواران در روزها و هفته‌های نخست، بارها و بارها حضور فرد از دست‌رفته را انتظار می‌کشند؛ گاهی خیال می‌کنند صدایش را شنیده‌اند، گاهی ناخودآگاه می‌خواهند به او زنگ بزنند و گاهی برای لحظه‌ای فراموش می‌کنند که او دیگر نیست. این اتفاق‌ها لزوماً نشانه انکار یا نپذیرفتن واقعیت نیست. بخشی از آن ناشی از فاصله‌ای است که میان واقعیت بیرونی و نقشه‌های درونی مغز به وجود آمده است. سوگ، فقط پذیرفتن یک خبر نیست؛ فرایندی است که طی آن مغز به تدریج یاد می‌گیرد جهان را بدون حضور کسی که زمانی بخشی از ساختار آن بوده، دوباره سازمان‌دهی کند.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

بسیاری از روابط از میل به دیدن دیگری آغاز نمی‌شوند؛ بلکه از ترس دیده نشدن آغاز می‌شوند.

@qodrattaqeer

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

این جمله‌ای که به کارل یونگ نسبت داده می‌شود، تا حدی با برخی از ایده‌های او درباره فرافکنی (Projection) و سایه (Shadow) هم‌خوانی دارد، اما به این شکل و با این قطعیت، بیشتر یک بازنویسی انگیزشی مدرن است تا نقل‌قولی دقیق از یونگ.

#یونگ معتقد بود چیزهایی که در دیگران ما را به‌شدت آزار می‌دهند، گاهی می‌توانند سرنخی از بخش‌های نادیده‌گرفته‌شده یا سرکوب‌شده‌ی خودمان باشند. اما گاهی با همیشه فرق دارد. بعضی رفتارها واقعاً آزاردهنده یا غیراخلاقی‌اند و ناراحتی ما لزوماً ناشی از فرافکنی نیست.
مفهوم «سایه» در روان‌شناسی یونگ به جنبه‌هایی از شخصیت اشاره دارد که فرد آن‌ها را نمی‌پذیرد یا از آگاهی خود کنار می‌زند. این سایه می‌تواند شامل ویژگی‌های منفی و حتی ویژگی‌های مثبتِ استفاده‌نشده باشد.
این ادعا که «اگر دیگران از تو متنفرند، حتماً به این دلیل است که خوبی یا نور تو را نمی‌توانند تحمل کنند» از نظر روان‌شناختی قابل اثبات نیست. گاهی حسادت یا فرافکنی نقش دارد، اما گاهی هم تعارض‌ها ناشی از سوءتفاهم، تفاوت ارزش‌ها، اشتباهات واقعی، یا رفتارهای خود ما هستند.
نگاه یونگی معمولاً از ما می‌خواهد به جای قضاوت سریع دیگران یا خودمان، کنجکاوانه بپرسیم: «واکنش شدید من یا آن‌ها چه چیزی را آشکار می‌کند؟

رشد واقعی از همین پرسش آغاز می شود.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

هایدگر در هستی و زمان درباره دو نوع «مراقبت از دیگری» صحبت می‌کند:

یکی اینکه جای دیگری را بگیری و زندگی او را حمل کنی.

دیگری اینکه به او کمک کنی امکان‌های وجودی خودش را ببیند و خودش آنها را بر عهده بگیرد.

در آلمانی به این تمایز می‌گوید:

Fürsorge einspringend (مراقبتِ جانشین‌شونده)
Fürsorge vorspringend (مراقبتِ پیش‌برنده)

هایـدگر نوع دوم را اصیل‌تر می‌داند.

یعنی عشق اصیل این نیست که دیگری را تصاحب کنی یا نجات بدهی.

بلکه اینکه فضایی فراهم شود تا او بتواند خودش باشد.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

گاهی رهایی در تلاش بیشتر نیست؛ در پذیرش آگاهانه است ،

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

کسی می دونه اسم پادکستی که این آقا می گه چیه؟
یه وقت گوش نکنیم. 🤔

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

شما زمانی رشد می کنید که شادی رشد، بیش از شادی امنیت باشد.

@qodrattaqeer

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

گاهی حقیقت آدم‌ها را از حرف‌هایی که می‌زنند نمی‌توان شناخت؛ بلکه از چیزهایی که از آن‌ها دفاع می‌کنند، می‌توان فهمید که دقیقا کجا ایستاده‌اند.

هر دفاع، آینه‌ای از باورها و ارزش‌های عمیق و اصلی ماست. شاید بد نباشد گاهی حتی از خودمان بپرسیم:
من در این داستان، کجا ایستاده‌ام؟
ارزش‌های اصلی من چیست؟

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

هایدگر جمله‌ای داره که همیشه برام تأمل‌برانگیز بوده : انسان ابتدا در جهان هست و سپس درباره آن می‌اندیشد. ما معمولاً این ترتیب را وارونه می‌کنیم؛ آن‌قدر می‌خواهیم بفهمیم تا شاید روزی بتوانیم زندگی کنیم.

@qodrattaqeer

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

اصرار برای ثابت کردن اینکه کسی اشتباه می‌گه نداشته باشیم
اگر کسی بگه من به روانشناسی اعتقاد ندارم نظر شخصیه و حقه خودشه

حتی اگر بگه هیچ‌کس از روانشناس نتیجه نگرفته، لازم نیست همه بسیج بشن که نظرش رو عوض کنن. هر کسی مسئول انتخاب‌ها و باورهای خودشه.

این شبیه اینه که طرف کتاب مرجع پزشکی هاریسون رو پاره کرد که پزشکی به درد نمی‌خوره. خب این نظر اونه؛ قرار نیست دنیا برای قانع کردنش متوقف بشه

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

گاهی رنج اصلی از خودِ اضطراب نیست؛
از جنگیدن با اضطراب است.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

درس دهم: گریه زبان طبیعی سوگ است.

گریستن یکی از طبیعی‌ترین واکنش‌ها به سوگ است. هرچند اطرافیان به خاطر حسن نیت سعی در بازداشتن بازماندگان از گریستن دارند، این کار ممکن است آنها را از یکی از مهم‌ترین راه‌های طبیعی ابراز و پردازش سوگ محروم کند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که گریه عاطفی می‌تواند با کاهش تنش روانی و احساس آرامش همراه باشد. به نظر می‌رسد در این فرایند، تغییراتی در برخی سامانه‌های عصبی و هورمونی بدن رخ می‌دهد که ممکن است در تسکین درد هیجانی نقش داشته باشند. بنابراین گریستن نه تنها فرد سوگوار را از پا درنمی‌آورد، بلکه برای بسیاری از افراد بخشی مفید و طبیعی از فرایند سوگواری است.

همچنین گریستن می‌تواند کارکرد مهم دیگری برای مغز سوگوار داشته باشد.

می‌دانیم که هورمون‌هایی مانند اکسی‌توسین و پرولاکتین در شکل‌گیری و حفظ پیوندهای عاطفی نقش دارند. برای مثال، هنگام شیر دادن به نوزاد، ترشح این هورمون‌ها به تقویت پیوند میان مادر و کودک کمک می‌کند. همچنین در روابط عاشقانه و جنسی، اکسی‌توسین در ایجاد احساس نزدیکی، اعتماد و دلبستگی نقش دارد. این فرایندها به مغز کمک می‌کنند افراد مهم زندگی ما را به عنوان اشخاصی منحصربه‌فرد و ارزشمند به خاطر بسپارد و پیوند عاطفی با آنها را حفظ کند.

برخی پژوهشگران معتقدند که در سوگ نیز تجربه و ابراز هیجان‌هایی مانند گریه می‌تواند به مغز کمک کند تا به تدریج واقعیت فقدان را پردازش کرده و با آن سازگار شود. به بیان دیگر، فرد سوگوار رفته‌رفته می‌آموزد واقعیت جدید زندگی را بپذیرد و در عین حفظ پیوند عاطفی و خاطرات عزیز از دست‌رفته، زندگی معناداری برای خود بسازد.

به این ترتیب، گریه زبان طبیعی سوگ است؛ زبانی که هم می‌تواند به تسکین درد هیجانی کمک کند و هم فرد سوگوار را در مسیر پذیرش فقدان و سازگاری با زندگی پس از آن یاری دهد

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

هدف واقعیت‌درمانی گلاسر این است که کمتر به گذشته بپردازیم و بیشتر روی حال و انتخاب‌های فعلی تمرکز کنیم تا بتوانیم زندگی بهتری بسازیم. در این دیدگاه، بیشتر مشکلات به این دلیل شکل می‌گیرند که نیازهای اساسی انسان در زمان حال به‌خوبی برآورده نمی‌شوند.

این رویکرد با نظریه‌هایی مثل فروید تفاوت دارد، چون به جای بررسی علت‌های گذشته، تأکید می‌کند که گذشته تمام شده و مهم این است که الان چه انتخاب‌هایی برای تغییر زندگی داریم.

در این نظریه گفته می‌شود هر رفتار هدفی دارد و هر رفتار تلاشی است برای برآورده کردن یکی از نیازهای اساسی انسان. از نگاه گلاسر، ریشه بسیاری از مشکلات، ناتوانی در پاسخ دادن به همین نیازهای فعلی است.

پنج نیاز اساسی انسان عبارت‌اند از بقا که شامل غذا، پوشش و امنیت می‌شود، عشق و تعلق یعنی داشتن رابطه و احساس دوست داشته شدن، قدرت و ارزشمندی یعنی احساس مهم بودن و موفقیت، آزادی یعنی حق انتخاب داشتن، و تفریح و یادگیری یعنی لذت بردن و رشد کردن. این نیازها پایه اصلی رفتار انسان هستند و حتی در برخی پرسشنامه‌های پیش از ازدواج از مفهوم پروفایل نیازها برای بررسی میزان همسویی یا تعارض میان دو نفر استفاده می‌شود، بدون اینکه قضاوتی درباره خوب یا بد بودن نیازها انجام شود.

در این نظریه همچنین مفهوم دنیای کیفی و دنیای مطلوب مطرح می‌شود. هر فرد در ذهن خود مجموعه‌ای از آرزوها، خواسته‌ها و استانداردها دارد که همان دنیای کیفی اوست. دنیای مطلوب نسخه روشن‌تر و قابل‌تصورتر از این خواسته‌هاست. زمانی که فاصله بین این دنیای ذهنی و واقعیت بیرونی زیاد باشد، احساس نارضایتی به وجود می‌آید.

یکی از اصول اصلی این دیدگاه انتخاب و مسئولیت‌پذیری است. گلاسر معتقد است انسان قربانی شرایط و گذشته نیست، بلکه در بیشتر رفتارهایش انتخاب‌گر است. حتی احساساتی مثل افسردگی نیز در این نگاه می‌تواند نوعی انتخاب رفتاری برای مدیریت شرایط یا جلب توجه در نظر گرفته شود.

در بحث هویت نیز گلاسر دو نوع هویت را مطرح می‌کند. هویت موفق که در آن فرد مسئولیت رفتارهای خود را می‌پذیرد، به خود ارزش می‌دهد و تلاش می‌کند اثر مثبت در زندگی داشته باشد، و هویت شکست‌خورده که در آن فرد دیگران یا شرایط را مقصر می‌داند و احساس ناتوانی و بی‌ارزشی دارد. در این دیدگاه، انسان ذاتاً توانمند در نظر گرفته می‌شود و رفتارهایش در راستای ارضای همان پنج نیاز اساسی شکل می‌گیرد.

در نهایت، پیام اصلی این نظریه این است که انسان یا در مسیر توانمندی و پذیرش مسئولیت حرکت می‌کند یا تحت تأثیر شرایط قرار می‌گیرد. هر تغییری از همین لحظه آغاز می‌شود؛ با پذیرش مسئولیت رفتار، مشخص کردن هدف و برداشتن قدم‌های کوچک و واقعی. گلاسر معتقد است ما همیشه حق انتخاب داریم و می‌توانیم با اقدام‌های عملی، آینده بهتری برای خودمان بسازیم.

هدف نهایی واقعیت‌درمانی این است که با پذیرش مسئولیت رفتار و تعیین هدف‌های روشن، زندگی سالم‌تر و رضایت‌بخش‌تری شکل بگیرد

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

عجیب است، اما گاهی بزرگ‌ترین مانع عشق، نقص‌های ما نیستند.
بلکه تلاش بی‌پایان ما برای فرار از نقص‌هایمان است.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

درس‌هایی درباره سوگ

درس هشتم: از رفتنت وحشت‌زده و خشمگینم.

جان بالبی، روانپزشک و روانشناس انگلیسی برای نخستین‌بار نظریه دلبستگی را در روانشناسی مطرح کرد. دلبستگی پیوند عاطفی و روانی پایدار بین فرد و دیگران است و در آغاز بین نوزاد و مراقبان اصلی به ویژه مادر شکل می‌گیرد و رفته‌رفته افراد دیگر را هم در بر می‌گیرد.

به گمان جان بالبی گونه انسان به نوعی تکامل یافته است که بقای او به پیوند با دیگری مهم وابسته است.

وقتی کودکی که از والدینش (مادر مهم‌ترین محل دلبستگی است) جدا می‌شود و در واکنش به این جدایی خشمگین می‌شود، گریه می‌کند و اعتراضش را نشان می‌دهد، در حال نشان دادن احساساتی طبیعی است که پایه عصب‌زیست‌شناختی دارند و کاملاً طبیعی و محصول تکامل‌اند.

دلبستگی افراد را به هم وصل نگاه می‌دارد. به واسطه دلبستگی است که ما نزد عزیزانمان بازمی‌گردیم و یا آنها نزد ما باز می‌گردند و دور شدن از آنها در ما دلشوره و اضطراب ایجاد می‌کنند. عزیزان ما در نورون‌های ما کدگذاری می‌شوند و گویی در سیستم عصبی ما حضور دارند.

وقتی مرگ عزیزی را برای همیشه از ما جدا می‌کند بخشی از واکنش‌های سوگ ما بر اساس همین نظام عصب‌زیست‌شناختی یعنی دلبستگی شکل می‌گیرد.‌ احساس اضطراب و وحشت عمیقی که با مرگ دیگری مهم تجربه می‌کنیم ناشی از دلبستگی است.

ما و دیگری مهم مایی را ساخته‌ایم که مبنای عملکرد ما در جهان است و وقتی مرگ او را از ما جدا می‌کند، ساز و کار دلبستگی ما را به جستن او وادار می‌کند و در برابر این جست‌وجوی بی‌نتیجه مستأصل و خشمگین و وحشت‌زده می‌‌شویم.

احساس خشم و عصبانیتی که شما نسبت به عزیز درگذشته‌تان تجربه می‌کنید در حقیقت یک واکنش کاملاَ طبیعی و مربوط به بقا برپایه دلبستگی است. البته بیشتر انسان‌ها با ساختن دلبستگی‌های جدید و مستحکم کردن دلبستگی‌های موجود دوباره زندگی معناداری را در پیش می‌گیرند ولی نقش دلبستگی آنقدر اهمیت دارد که در سندرم قلب شکسته شدت دلبستگی در مرگ افرادی که پس از فقدان عزیزانشان قلبشان از تپش باز می‌ایستد، از مهم‌ترین عوامل شناخته شده است.

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

یه کیو می خوام اون جوری که ایران، لبنان و دوس داره ؛ دوسم داشته باشه !

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

جا داره از هوش مصنوعی تشکر کنیم و خسته نباشید بگیم بهش؛ این روزا بیشتر از خودِ دانش‌آموزا و دانشجوها داره امتحان می‌ده 😁

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

کارل یونگ می‌گه: هر چیزی که در دیگران تو را آزار می‌ده، می‌تونه چراغی باشه برای شناخت بهتر خودت.
وقتی تو نورانی می‌شی و روی خودت کار می‌کنی، ناخودآگاه «سایه‌ها»ی اطرافیانت بیدار می‌شن.
تنفر یا عصبانیت ناگهانی‌شون به این دلیل نیست که تو بدی؛ بلکه به این خاطره که تو چیزی رو نشون می‌دی، "صلح درونی"، "انضباط"، یا "خوبی" که اون‌ها در خودشون سرکوب کردن.
آن‌ها به جای مواجهه با ضعف‌های خودشون، با «تصویر تو» می‌جنگن.
نذار ارتعاش تو رو این جنگ خاموش پایین بیاره.
«دشمنی آن‌ها با تو نیست، با بخش‌هایی از خودشان است که جرأت روبه‌رو شدن با آن را ندارند.»

پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی

🔥 @iRoProxy

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

ادمهایی که زیاد از دیگران اطلاعات نمی گیرن
لزوما با کلاس و بی خیال و این قبیل چیزا نیستن
در اغلب اوقات از اطلاعات دادن می ترسن
چیزی نمی پرسن تا ازشون چیزی پرسیده نشه !

Читать полностью…

قــدرت تــغــیــیــرر...

کر کننده ترین صدای جهان، صدای یک گوشیِ خاموش است .

Читать полностью…
Subscribe to a channel