1950
کانال تلگرامی ماهنامه پزشکان گیل (انتشار از ۱۳۸۲) مدیر مسوول: دکتر مسعود جوزی (@Msd_79) تماس با ما در گروه گفتگو: t.me/pezeshkandg سایت: pezeshkangil.com اینستاگرام: instagram.com/pezeshkangil بازنشر مطالب با نام کانال (و چه بهتر نشانی آن) بلامانع است.
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی
انیمیشن مکانیسم اثر داروی #ایماتینیب
▫️نیکلاس بی. لایدن دانشمند و کارآفرین بریتانیایی است که در ۲۰۰۹ برای توسعه داروی ایماتینیب (گلیوِک) بهطور مشترک با برایان جی. دروکر و چارلز ال. سویرز جایزه لَسکر را دریافت کرد.
ایماتینیب اولین دارویی بود که بهطور اختصاصی سلولهای سرطانی را هدف قرار میداد، یک مشتق ۲-فنیل آمینو پیریمیدین و مهارکننده انتخابی پروتئین سرطانزا با فعالیت تیروزین کیناز موسوم به کروموزوم فیلادلفیا (بیسیآر-اِیبل) که یکی از انواع کشنده #سرطان خون موسوم به لوسمی میلوئیدی مزمن (سیامال) را به یک بیماری مزمن قابل کنترل تبدیل کرد و همچنین در انواع دیگر سرطان از جمله تومور استرومایی دستگاه گوارش (جیست) مؤثر بود.
درباره این دارو در پست قبلی بیشتر بخوانید.
🔗کانال در تلگرام:
/channel/TaghvimTarikhPezeshki
🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W
🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۲۵ فوریه ۱۹۰۴ تولد بیتنر کاشف فاکتور بیتنر
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۶ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️جان جوزف بیتنر ژنتیکدان و زیستشناس آمریکایی بود که سهم بهسزا در تحقیقات ژنتیک سرطان داشت و بیشتر با کشف «فاکتور بیتنر» در ۱۹۳۶ شناخته میشود. کشف این ماده در شیر برخی موشها نشان داد که دستکم برخی ویروسها میتوانند باعث سرطان شوند.
بیتنر با پرورش دقیق گونههای مختلف موش به ارزیابی نقش عوامل ژنتیکی در افزایش استعداد ابتلا به سرطان پستان یا مقاومت در برابر آن پرداخت و نشان داد که مقاومت در برابر سرطان در بچه موشها با خوردن شیر موشهای مادر مقاوم به سرطان افزایش مییابد.
عکس این موضوع نیز صادق بود و برخی بچه موشها با خوردن شیر موشهای مستعد سرطان پستان، در مقابل این بیماری آسیبپذیر شدند. او در مقاله خود به جداسازی ذراتی به اندازه ویروس از شیر موشهای مستعد سرطان اشاره کرد که در شیر موشهای مقاوم به سرطان وجود نداشت و به «فاکتور شیر»، «فاکتور بیتنر»، یا «ویروس بیتنر» معروف شد.
وی در میدویل، پنسیلوانیا به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج سنت استیون (کالج بارد) و دانشگاه میشیگان، مدتی به تدریس زیستشناسی پرداخت. عنوان پایاننامه او در ۱۹۳۰ که به شکل مقاله در مجله سرطان آمریکا نیز منتشر شد «مطالعه ژنتیکی تومورهای پیوندی در موشهای هیبریدی» بود.
بیتنر کار بر روی ژنتیک سرطان پستان موش را در آزمایشگاه جکسون در بار هاربر، مِین ادامه داد و در ۱۹۴۳ به استادی و ریاست دپارتمان زیستشناسی سرطان در دانشگاه مینسوتا منصوب شد. وی همچنین بیش از یک دهه مشاور مرکز سرطان مموریال اسلون کترینگ در نیویورک بود.
او متوجه شده بود که چیزی در شیر موش وجود دارد که سرطان پستان را به بچه موشها منتقل میکند، هرچند همواره باور داشت که عوامل ژنتیکی و هورمونی نیز علاوه بر «فاکتور شیر» در ایجاد سرطان نقش دارند.
وی به دنبال حمله قلبی در ۱۴ دسامبر ۱۹۶۱ در ۵۷ سالگی درگذشت. از افتخارات دیگرش میتوان به ریاست انجمن تحقیقات سرطان آمریکا (۱۹۴۷)، عضویت در هیئت آموزشی سازمان سلامت جهانی در اتریش برای ترویج و تبادل بینالمللی دانش پزشکی (۱۹۴۷)، و دریافت جایزه آلوارنگا (۱۹۴۱)، نشان تحقیقات سرطان آمریکا (۱۹۵۰)، جایزه کامفورت کروکشنک (۱۹۵۱)، جایزه بنیاد برتنر (۱۹۵۷) اشاره کرد.
در ۱۹۶۶ ثابت شد که «فاکتور بیتنر» در واقع نوعی رتروویروس موسوم به «ویروس تومور پستان موش» (امامتیوی) و شایعترین عامل سرطان پستان موش است که در اوایل زندگی موش جوان به شکل خفته باقی میماند اما با مناسب شدن شرایط هورمونی در میانسالی، سرطان ایجاد میکند.
📌تصویر: جمعآوری شیر از یک موش بیهوش توسط دستگاه شیردوش ساخت شرکت کیاناف، دانشگاه اولم، آلمان، دهه ۱۹۸۰ (هربرت اشمیت مخترع این دستگاه در ۱۹۹۵ در برنامه پرطرفدار تلویزیون آلمان به نام «بله یا خیر» شرکت کرد که در آن چهار سلبریتی باید راز مهمانان را حدس میزدند و بدیهی است که هیچکس نتوانست راز او را حدس بزند).
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲۳ فوریه ۱۹۱۴ تولد هیوبنر کاشف مفهوم اُنکوژن
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۴ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️رابرت (باب) جوزف هیوبنر ویروسشناس آمریکایی و از پیشگامان تحقیقات سرطان بود که نشان داد برخی ویروسها به عنوان انکوژنهای فرضی میتوانند محرکی برای تبدیل سلولهای طبیعی به سلولهای سرطانی باشند.
وی در شِویِت، اوهایو به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج خاویِر، دانشگاه سینسیناتی، و دانشگاه سنت لوئیس به خدمات بهداشت عمومی ایالات متحده پیوست. او محقق انستیتو ملی بهداشت و یکی از اولین کارکنان ساختمان معروف «شماره ۷» در بتسدا، مریلند بود و در ۱۹۴۵ به اتفاق یک حشرهشناس آماتور به نام چارلز پومرانتز موفق به کشت و جداسازی ارگانیسم «ریکتزیا آکاری» به عنوان عامل بیماری «آبله ریکتزیایی» شد.
اداره بهداشت نیویورک در جریان وقوع یک همهگیری در یک مجتمع مسکونی قرار گرفته بود. چندین نفر با تب شدید و ضایعات جلدی بستری و هفت بیماری شناختهشده ریکتزیایی بر اساس آزمایشها رد شده بودند. اداره بهداشت برنامهای را برای همکاری با ساکنان ساختمان برای مبارزه با موشهای ناقل بیماری تنظیم کرد.
هفتمین قسمت از فصل هفتم مجموعه تلویزیونی «دکتر هاوس» که در ۲۰۱۰ تحت عنوان «آبله در خانه ما» از شبکه فاکس پخش شد به این بیماری پرداخته است. هیوبنر یافتههای خود در مورد بیماری جدید را در مقالهای در ۱۹۴۷ در مجله انجمن پزشکی آمریکا منتشر کرد و به همین دلیل جایزه اَشفورد در ۱۹۴۹ از سوی انجمن طب گرمسیری آمریکا به وی اعطا شد.
او در تلاش برای رشد دادن ویروس سرماخوردگی، ابتدا از بافت آدنوئید و لوزه و سپس سلولهای تومور استفاده کرد. جداسازی سیتومگالوویروس و همچنین اولین عضو از خانواده بزرگ آدنوویروسها توسط وی، در کنار کشف واکسن خوراکی فلج اطفال توسط آلبرت سابین یکی از «لحظات بزرگ در ویروسشناسی» خوانده شده است.
هیوبنر در مقاله تاریخی خود در ۱۹۶۹ برای نخستین بار این فرضیه را مطرح کرد که ویروسها میتوانند دستهای از ژنهای ناشناخته را که آنها را «اُنکوژن» نامید فعال کنند و باعث رشد خارج از کنترل سلولها، جهش سلولهای طبیعی، و سرطانی شدن آنها شوند.
این مقاله وزارت بهداشت ایالات متحده را متقاعد ساخت تا ۶۰ میلیون دلار برای تحقیق در این زمینه به عنوان بخشی از برنامه نبرد علیه سرطان اختصاص دهد. این تحقیقات در نهایت منجر به توسعه واکسنی برای هپاتیت ب در ۱۹۸۱ و کاهش قابل توجه شیوع سرطان کبد شد. دو محقق آمریکایی (هارولد وارموس و مایکل بیشاپ) در ۱۹۸۹ برای کشف اولین انکوژن برنده جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی شدند.
هیوبنر در ۱۹۶۸ به ریاست آزمایشگاه سرطانزایی ویروس در انستیتو ملی سرطان منصوب شد و در ۱۹۷۰ نشان ملی علوم را از دست رئیس جمهور نیکسون دریافت کرد.
وی به دنبال ابتلا به بیماری آلزایمر در ۲۶ آگوست ۱۹۹۸ در ۸۴ سالگی به دلیل ذاتالریه در کوتسویل، پنسیلوانیا درگذشت. از افتخارات دیگرش میتوان به دریافت نشان راکفلر و عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا اشاره کرد.
📌تصویر: هیوبنر در حال استفاده از قیچی و پنس برای تشریح یک موش، آزمایشگاه صحرایی سرویس بهداشت عمومی ایالات متحده، مجتمع آپارتمانی کیو گاردنز، نیویورک، ۱۹۴۶.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنهای از «آبله در خانه ما»، ۲۰۱۰.
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی
۲۱ فوریه ۱۸۹۵ تولد دام کاشف #ویتامین_کا
▫️هنریک کارل پیتر دام شیمیدان و فیزیولوژیست دانمارکی بود که در۱۹۴۳ برای کشف ویتامین کا و نقش آن در فیزیولوژی انسان بهطور مشترک با ادوارد دویسی شیمیدان آمریکایی برنده نوبل فیزیولوژی یا پزشکی شد.
درباره او در پست قبلی بیشتر بخوانید.
🔗کانال در تلگرام:
/channel/TaghvimTarikhPezeshki
🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W
🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۱۹ فوریه ۱۹۱۰ تولد والتر خالق «لاکپشت»
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️ویلیام گرِی والتر نوروفیزیولوژیست آمریکایی-بریتانیایی و از پیشگامان حوزه رباتیک و سایبرنتیک بود که اختراع هانس برگر (روانپزشک آلمانی و مخترع نوار مغزی [الکتروانسفالوگرافی، ایایجی]) را ارتقا داد و توانست انواع مختلف امواج مغزی را تشخیص دهد. او در ۱۹۳۵ در گزارش بازدید از آزمایشگاه دانشگاه جِنا نوشت:
«همکاران برگر، وی را حتی جزو روانپزشکان رده اول آلمان هم نمیدانستند، اما او فردی متواضع و شوخطبع بود و بیتوجه به اختراعی که در نهایت شهرت جهانی برایش به ارمغان آورد، از این بیاعتنایی بههیچ وجه برنمیآشفت. اما او یک ضعف مهلک داشت: از اصول فنی و فیزیکی روش خود کاملاً بیاطلاع بود. او هیچ چیز از مکانیک یا برق نمیدانست.»
📌 ۱۷ فوریه ۱۸۷۴ مرگ کوتله کاشف نمایه وزن بدن
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️لامبرت آدولف ژاک کوتله متولد ۲۲ فوریه ۱۷۹۶ دانشمند بلژیکی-فرانسوی بود که بیشتر با معرفی «نمایه وزن بدن» (شاخص توده بدن، بیامآی، نمایه کوتله) در ۱۸۳۵ شناخته میشود.
«نمایه وزن بدن» برای مقایسه وزن و قد افراد بهکار میرود. جِرم (مَس، كُتلَةٌ) یک ویژگی فیزیکی و ذاتی جسم است اما اغلب به گرانش جسم نسبت به زمین گفته میشود که معادل وزن و واحد آن کیلوگرم است.
وزن و قد هرکدام یک شاخص (اندیکاتور) هستند اما «بیامآی» که از تقسیم وزن (کیلوگرم) بر مجذور قد (متر مربع) بهدست میآید، یک نمایه (اندکس) است و محدوده مرجع آن ۱۸ تا ۲۵ است. مقادیر کمتر از ۱۸ کمبود وزن و بیش از ۲۵ اضافهوزن تلقی میشود.
وی در گِنت (واقع در بلژیک کنونی) به دنیا آمد و از ۱۹ سالگی دبیر ریاضیات بود. او در ۱۸۱۹ دکترای ریاضیات را از دانشگاه گِنت دریافت کرد. وی همچنین چندین مجله و انجمن آماری تأسیس کرد و بهویژه نقش کلیدی در شکلگیری بخش آماری انجمن پیشرفت علوم بریتانیا داشت که بعدها به انجمن سلطنتی آمار تبدیل شد.
علم جدید احتمالات و آمار در آن زمان عمدتاً در نجوم و با استفاده از روش حداقل مربعات مورد استفاده قرار میگرفت، جایی که در نظر گرفتن خطاهای اندازهگیری در اطراف میانگینها ضروری بود.
کوتله از اولین کسانی بود که آمار را در علوم اجتماعی به کار برد، چیزی که خود «فیزیک اجتماعی» مینامید و هدفش درک قوانین آماری مرتبط با پدیدههایی مانند نرخ جرم، نرخ ازدواج، یا نرخ خودکشی و توضیح مقادیر این متغیرها با عوامل اجتماعی مختلف بود.
این ایدهها در آن زمان به باور اغلب دانشمندان در تضاد با مفهوم آزادی انتخاب و نسبتاً بحثبرانگیز بود. تأثیرگذارترین کتاب وی در این زمینه «پیرامون انسان و توسعه قوای او» («رساله فیزیک اجتماعی» یا «رسالهای در مورد انسان») بود که در ۱۸۳۵ منتشر شد.
کوتله از پیشگامان جمعیتشناسی و بنیانگذار و رئیس رصدخانه بروکسل بود و نقش بهسزا در معرفی روشهای آماری به علوم اجتماعی داشت. او همچنین از بنیانگذاران علم آنتروپومتری بود و مطالعاتش برای اندازهگیری ویژگیهای انسانی و تعیین مقادیر ایدهآل (انسان متوسط، لومویه) نقش کلیدی در شکلگیری علم اصلاح نژاد (یوژنیک) و مطالعات دانشمندانی چون فرانسیس گالتون داشت.
وی چهرهای تأثیرگذار در جرمشناسی بود و نشان داد که ارتباط معنادار بین سن و جرم و همچنین جنسیت و جرم وجود دارد. سایر عوامل مؤثر بر وقوع جرم به نظر کوتله شامل اقلیم، فقر، تحصیلات، و مصرف الکل بود.
او در ۱۸۵۳ ریاست کنفرانس بینالمللی دریانوردی و اولین کنگره بینالمللی آمار را بر عهده داشت و در اوقات فراغت خود شعر میسرود. کوتله آزمایش «آینه غبارآلود» را که در اواخر قرن ۱۷ توسط نیوتن انجام شده بود تکمیل کرد و «حلقههای کوتله» به تداخل امواج نور بر روی یک سطح بازتابنده روشن پوشیده از ذرات ریز (مانند گرد و غبار روی آینه) گفته میشود.
وی به دنبال سکته مغزی، پنج روز پیش از ۷۸ سالگی در بروکسل درگذشت و در گورستان بروکسل به خاک سپرده شد. از افتخارات او میتوان به عضویت در آکادمی سلطنتی بلژیک (۱۸۲۰)، انجمن ادبی بروکسل (انجمن ۱۲)، انستیتو سلطنتی هلند (۱۸۲۷)، انجمن سلطنتی لندن، انجمن فلسفه آمریکا (۱۸۳۹)، و آکادمی سلطنتی علوم سوئد (۱۸۵۰) اشاره کرد.
📌«نمایه وزن بدن» در تمبر یادبود دویست و بیستمین سال تولد کوتله، بلژیک، ۲۰۱۷.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۱۵ فوریه ۱۹۵۳ قهرمانی آلبرایت
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️تِنلی اِما آلبرایت متولد ۱۸ ژوئیه ۱۹۳۵ نجاتیافته از فلج اطفال، قهرمان اسکیت نمایشی (پاتیناژ)، و جراح آمریکایی است که در ۱۵ فوریه ۱۹۵۳ در ۱۷ سالگی به عنوان نخستین زن آمریکایی قهرمان پاتیناژ جهان شد.
او در بازیهای المپیک زمستانی ۱۹۵۶ نشان طلای این رشته را بر گردن آویخت و از افتخارات دیگرش میتوان به دریافت مدال نقره المپیک (۱۹۵۲)، قهرمانی جهان (۱۹۵۵)، قهرمانی آمریکای شمالی (۱۹۵۳ و ۱۹۵۵)، و قهرمانی ایالات متحده (۱۹۵۲ تا ۱۹۵۶)، دریافت بشقاب طلایی آکادمی دستاورد (۱۹۷۶)، و معاونت کمیته المپیک آمریکا (۱۹۸۲) اشاره کرد. نام آلبرایت در ۱۹۸۳ در فهرست تالار مشاهیر ورزشی زن و در ۲۰۱۵ در فهرست تالار مشاهیر ملی زن آمریکا ثبت شد.
وی در نیوتن، ماساچوست به دنیا آمد و اسکیت را از ۸ سالگی در حیاط پشتی خانهشان شروع کرد. وقتی در ۱۹۴۶ به فلج اطفال مبتلا شد، به نظر جیمز آر. هاینز مورخ پاتیناژ، این ورزش مانند یک فیزیوتراپی بسیار مؤثر به احیای عضلات «ضعیف و تحلیلرفته» آلبرایت کمک کرد. او شروع به تمرین در باشگاه اسکیت بوستون کرد و این ورزش را به عنوان بخشی از برنامه توانبخشی خود «هیجانانگیز» یافت:
«آیا میدانستید که چندین ورزشکار همسن من زمانی فلج اطفال داشتهاند؟ شاید دلیلش این باشد که فلج شدن باعث میشود از عضلات خود آگاه شوید و دیگر هرگز نمیخواهید آنها را بدون استفاده رها کنید.»
«تِنلی که لباسی به رنگ گیلاسی روشن با پولکهایی که در آفتاب میدرخشیدند پوشیده بود، دور پیست چرخید و چرخید و با سهولتی بینظیر تمام حرکات دشوار و ثبتشده پاتیناژ و برخی دیگر از حرکات خود را اجرا کرد.»
«من اسکیت را برای اسکیتسواری دوست دارم. میخواهم به عنوان یک آماتور ادامه دهم.»
📌 ۱۰ فوریه ۱۸۷۴ مرگ پروکتر پدر داروسازی آمریکا
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️ویلیام پروکتر جونیور متولد ۳ مه ۱۸۱۷ داروساز آمریکایی بود که اغلب به خاطر نقش کلیدی در تأسیس انجمن داروسازان و تدوین فارماکوپه ایالات متحده (یواسپی) به عنوان «پدر داروسازی آمریکا» شناخته میشود. او همچنین نویسنده اولین درسنامه داروسازی آمریکا بود.
وی در بالتیمور، مریلند به دنیا آمد و از ۱۴ سالگی به عنوان کارآموز نزد هِنری ام. زولیکوفر در فیلادلفیا، پنسیلوانیا مشغول به کار شد. یک داروساز به نام الیاس دوران که در فرانسه درس خوانده بود، پروکتر را تشویق کرد که به کار تحقیق در زمینه سنجش داروها بپردازد.
سنجش داروها در آن زمان در حال تبدیل به به یک حرفه تخصصی بود. عمدهفروشان پیش از پذیرش محموله، هزینه تجزیه و تحلیل داروها را پرداخت میکردند و اقلام دارویی وارداتی میتوانستند از نظر کیفیت بسیار متفاوت باشند. داروهایی که کیفیت آنها در اروپا رد میشد، گاهی به آمریکا ارسال میشدند و بسیاری از فروشندگان با افزودن مواد بیاثر مانند خاک اره، وزن کالاهای خود را افزایش میدادند.
فارماکوپه در واکنش به این وضعیت برای تعیین استانداردهای کیفیت دارو شکل گرفت و اولین نسخه آن در ۱۸۲۰ منتشر شد. پروکتر در ویراست ۱۸۴۰ این اثر مشارکت داشت و بعدها توسط کمیته فارماکوپه به عنوان مشاور استخدام شد. یواسپی در کنار نشنال فورمولاری به عنوان استانداردهای رسمی در قانون غذا و داروی ۱۹۰۶ پذیرفته شدند.
پروکتر پس از تحصیل در کالج داروسازی فیلادلفیا در ۱۸۴۴ داروخانه خود را افتتاح کرد و مغازهاش به جای دکه تنقلات دارای یک آزمایشگاه و کتابخانه بود. نتایج آزمایشهای وی بر روی روغنهای فرار (عطرها و اسانسها) با روشها و دستگاههای جدید در مجله داروسازی آمریکا منتشر میشد.
او در ۱۸۴۸ به سردبیری این مجله منصوب شد و علاوه بر پوشش مطالعاتی که در ایالات متحده انجام میشد، چکیده مقالات منتشر شده در بریتانیا و فرانسه را نیز منتشر میکرد. جنگ داخلی بر منابع مالی مجله تأثیر گذاشت زیرا جنوبیها اشتراک مجله را متوقف کردند و پروکتر تلاش کرد با کاهش تعداد صفحات مورد نیاز و کمکهای مالی کالج داروسازی، انتشار مجله را ادامه دهد.
وی با شرکت در کنوانسیون داروسازان در نیویورک نقش کلیدی در تأسیس انجمن داروسازی آمریکا در سال ۱۸۵۱ داشت و از طریق سرمقالههای مجله خود برای آن لابیگری کرد. تا اواسط قرن ۱۹ هیچ کتاب درسی برای داروسازی وجود نداشت اما این وضعیت در ۱۸۴۷ با انتشار کتاب «فن داروسازی» توسط کارل فریدریش مور شیمیدان آلمانی تغییر کرد.
این کتاب در انگلستان توسط تئوفیلوس ردوود ترجمه و با شیوههای انگلیسی تطبیق داده شد و تحت عنوان «داروسازی عملی» در ۱۸۴۸ به آمریکا رسید. پروکتر نسخه خود از این کتاب را با حدود یک سوم مطالب جدید در ۱۸۴۹ منتشر کرد.
او معتقد بود که کارآموزی بهترین راه برای آموزش داروسازان است و کلاسهایش همواره شامل نمایش تکنیکهای داروسازی مانند خیساندن، گرفتن عصاره، و تقطیر بود که به دنبال آن بحثی در مورد داروها و آمادهسازی آنها ارائه میشد. وی در ۵۶ سالگی اندکی پس از اتمام کلاس خود در کالج فیلادلفیا درگذشت.
📌تصویر: پدر داروسازی آمریکا، تاریخچه داروسازی، اثر رابرت تام نقاش آمریکایی، ۱۹۵۶.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲ فوریه ۱۹۷۲ پخش «آخرین رسوایی بزرگ»
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️«ویلوبروک: آخرین رسوایی بزرگ» مستند ۲۸ دقیقهای از جرالدو ریوِرا خبرنگار آمریکایی بود که در ۲ فوریه ۱۹۷۲ از شبکه ۷ تلویزیون نیویورک پخش شد و ازدحام شدید، شرایط خطرناک، و آزار جسمی و جنسی بیماران در مدرسه دولتی ویلوبروک در استاتن آیلند را به نمایش گذاشت.
حدود ۵ هزار کودک و بزرگسال معلول ذهنی در این مؤسسه سکونت داشتند. رابرت اف. کندی سناتور نیویورک هنگام بازدید از ویلوبروک در ۱۹۶۵ آن را با یک «لانه مار» مقایسه کرد، با ساکنانی که «در کثیفی و آلودگی زندگی میکنند و لباسهای ژنده بر تن دارند، در اتاقهایی که از قفسهای حیوانات در باغوحش راحتتر و شادتر نیستند».
مدرسه ایالتی ویلوبروک بزرگترین مرکز دولتی نگهداری از معلولان ذهنی در آمریکا بود که در ۱۹۴۷ تأسیس شد و برای ۴ هزار نفر طراحی شده بود اما تعداد ساکنان آن در ۱۹۶۵ به بالغ بر ۶ هزار نفر رسید و بیماری هپاتیت (عمدتاً هپاتیت آ) بهویژه طی دهه اول فعالیت این مدرسه به شدت در میان آنان شایع بود.
محققان پزشکی در ابتدا تحقیقاتی در مورد این بیماری و اثرات آن در مدرسه انجام دادند که پس از اعتراض عمومی متوقف شد. یکی از این مطالعات شامل خوراندن ویروس زنده هپاتیت از نمونههای مدفوع بیماران به ۶۰ کودک سالم بود.
ایالت نیویورک یک برنامه اصلاحی پنج ساله تدوین کرد، اما شرایط در اوایل دهه ۱۹۷۰ به سرعت رو به وخامت گذاشت. تحقیقات استاتن آیلند اَدونس درباره ویلوبروک در ۱۹۷۱ منتشر شد. یکی از پزشکان اخراجشده از ویلوبروک به نام مایکل ویلکینز که به افشاگر ویلوبروک معروف شد، مدارکی در اختیار تلویزیون محلی گذاشت که در نهایت به دست ریوِرا رسید.
ریوِرا از بیماران این موسسه دولتی در «شرایط کنترلنشده» فیلمبرداری کرد. این مستند که جایزه پیبادی را برای ریوِرا به ارمغان آورد توجه گستردهای را به خود جلب کرد، بینندگان وحشتزده شدند، و موج گستردهای از اعتراضات در سراسر کشور شکل گرفت.
تقریباً برای هر ۵۰ کودک یک مراقب وجود داشت که بسیاری از آنها در طول روز بدون لباس در بخش مینشستند. تنها صدایی که همکاران ریوِرا میشنیدند چیزی شبیه ناله جمعی مبهم بود: «این شکلی بود. این صدایی بود که داشت. اما چطور میتوانم در مورد بوی آن برایتان بگویم؟ بوی کثافت، بوی بیماری و بوی مرگ میداد.»
والدین ساکنان ویلوبروک در مارس ۱۹۷۲ دادخواستی دستهجمعی ارائه دادند و حکمی که در آوریل ۱۹۷۵ صادر شد به لزوم اجرای استانداردهای جدید مراقبت و بهبود عملکرد این مرکز تأکید داشت.
سوابق و اسناد مربوط به تجربیات ساکنان و کارکنان مدرسه و فعالیتهایی که باعث تعطیلی مدرسه در ۱۹۸۷ و تصویب قانون حمایت از معلولین در ۱۹۹۰ شدند، توسط بایگانی کتابخانه کالج استاتن آیلند نگهداری میشود.
تحقیقات نیویورک تایمز در فوریه ۲۰۲۰ نشان داد که برخی فارغالتحصیلان ویلوبروک همچنان در خانههای گروهی کوچکتر مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. افشاگری ریوِرا الهامبخش جان لنون و یوکو اونو برای برگزاری کنسرتی خیریه در آگوست ۱۹۷۲ بود که نسخهای از آن پس از مرگ لنون با عنوان «زنده در شهر نیویورک» منتشر شد و این کنسرت در ۲۰۲۴ محور اصلی مستند «یک به یک: جان و یوکو» بود.
📌تصویر: پوستر مستند «یک به یک: جان و یوکو»، ۲۰۲۴.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنهای از مستند «ویلوبروک: آخرین رسوایی بزرگ»، ۱۹۷۲.
در این روزهای تلخ دکتر محمدصادق پیروز لاهیجی، استاد برجسته و پیشکسوت و خیر چشمپزشکی ایران هم درگذشت.
با تسلیت به ملت ایران بهویژه اهالی لاهیجان و جامعه پزشکی کشور، مختصری از زندگی پربار این استاد یگانه را در پست بعد تقدیم میکنیم.
یادش گرامی باد!
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌 ۱ فوریه ۱۸۹۸ تولد دانمارک پیرترین پزشک کودکان جهان
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️لیلا آلیس داتری دانمارک پزشک آمریکایی بود که تا هنگام بازنشستگی در مه ۲۰۰۱ با ۱۰۳ سال سن و ۷۳ سال طبابت مسنترین متخصص اطفال در جهان محسوب میشد و زمانی که بازنشسته شد نوهها و نتیجههای اولین بیمارانش را درمان میکرد.
او یک اَبَرصدساله (کسی که بیش از ۱۱۰ سال زندگی کند) بود که ۱۱۴ سال و ۶۰ روز زیست و به دلیل مشارکت در اختراع واکسن سیاه سرفه، یکی از معدود اَبَرصدسالههای تاریخ به شمار میآید که به دلایلی غیر از عمر طولانی به شهرت رسید. دانمارک در فهرست اَبَرصدسالههای آمریکا رتبه ۸۱ و در فهرست پزشکان ۱۰۰ ساله جایگاه اول را داشت.
وی در پورتال، جورجیا به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج تیفت و کالج پزشکی جورجیا، درمان کودکان را از ۱۹۲۸ آغاز کرد. دانمارک به عنوان تنها زن کلاس، سومین زن دانشآموخته کالج پزشکی جورجیا بود. او دوره دستیاری را در بیمارستان گریدی مموریال در آتلانتا، جورجیا گذراند.
دانمارک اولین پزشک شاغل در بیمارستان کودکان هنریتا اگلستون، دانشگاه اموری بود و از دهه ۱۹۳۰ با حمایت شرکت الی لیلی به تحقیق درباره بیماری مرگبار سیاه سرفه پرداخت.
او در کتاب «هر کودکی باید شانسی داشته باشد» (۱۹۷۱) به بحث در مورد تربیت کودک پرداخت و از اولین پزشکانی بود که به مضرات سیگار کشیدن بزرگسالان در اطراف کودکان و مصرف مواد مخدر توسط زنان باردار اشاره کرد.
وی باور داشت که نوشیدن شیر گاو مضر است و همچنین توصیه میکرد که کودکان و بزرگسالان به جای نوشیدن آب میوه، میوه تازه بخورند و فقط آب بنوشند. او کتاب دوم خود را با همکاری مادیا لینتون بومن با عنوان «این را دکتر دانمارک گفت!» (۱۹۹۸) نوشت، توصیههای باتجربهترین متخصص اطفال آمریکا به مادران:
«چه کسی در دنیا میداند چه چیزی برای نوزاد من بهتر است؟ شما میدانید! اگر مادران فقط از مغز خود استفاده کنند و مسئولیت بپذیرند، میدانند برای فرزندانشان چه کاری انجام دهند.»
📌 ۳۱ ژانویه ۱۹۸۳ مرگ بورخولدر کاشف بورخولدریا
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️والتر هاگمایر بورخولدر (بورکهولدر، بورکی) متولد ۱ فوریه ۱۸۹۱ آسیبشناس گیاهی و باکتریشناس آمریکایی بود که به اثبات نقش باکتریها به عنوان پاتوژنهای گیاهی کمک کرد.
وی در کرافوردزویل، ایندیانا به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج وابش و دانشگاه کورنل به عنوان استاد آسیبشناسی گیاهی در دانشگاه کورنل مشغول به کار شد.
او فعالیت علمی خود را با تحقیق در مورد قارچهای بیماریزا در گیاهان آغاز کرد و به طور خاص به بیماریهای لوبیا علاقه داشت. وی یک مرجع جهانی در مورد باکتریهای بیماریزا در گیاهان بود و بهخاطر تحقیقات برجستهاش جایزه خدمات شایسته را از تعاونی بهبود لوبیا، یک سازمان ملی در زمینه اصلاح محصولات لوبیا، دریافت کرد.
بورکی سالها ویراستار بخش باکتریهای بیماریزای گیاهی در «راهنمای تشخیص باکتریها» (دستنامه باکتریشناسی توصیفی، باکتریشناسی بِرگی، دیوید هندریک بِرگی، چاپ اول، ۱۹۲۳) بود که یک مرجع معتبر برای طبقهبندی باکتریها محسوب میشود. او مجموعه بزرگی از باکتریهای بیماریزای گیاهی را گردآوری کرد که در دسترس دانشمندان سراسر جهان قرار دارد.
پیش از آن جنس فیتومونا یک عنوان کلی شامل مجموعهای ناهمگن از باکتریهای میلهای شکل بدون توجه به خواص بیولوژیکی متمایز آنها بود. وی با طبقهبندی مجدد آنها به جنسهای مجزا از جمله آگروباکتریوم، کورینهباکتریوم، اِروینیا، سودومونا و زانتومونا، به یک مرجع جهانی تبدیل شد و کار بنیادی را برای طبقهبندی باکتریایی مدرن پایهگذاری کرد.
او در ۱۹۵۰ برای اولین بار باکتری سودومونا سپاسیه (کاپیشیا) را توصیف کرد که بعدها بهطور مجزا به افتخار او تحت عنوان بورخولدریا (بورکهولدریا) طبقهبندی شد. این باکتری عامل پوسیدگی پیاز (بیماری پوست ترش) است و در اطراف ریشه بسیاری از گونههای گیاهی تشکیل کلنی میدهد.
بورخولدریا مالئی عامل بیماری مشمشه (گلاندرز) در احشام و تکسمیها و بهویژه اسب و جزو بیماریهای مشترک انسان و دام است که در طول جنگ جهانی اول توسط آلمان به عنوان سلاح بیولوژیک به کار رفت. بورخولدریا سودومالئی نیز عامل بیماری شبهمشمشه (ملیوئیدوز) در انسان است و بهطور بالقوه جزو سلاحهای میکروبی و عوامل بیوتروریسم محسوب میشود.
برخی سویههای بورخولدریا پاتوژنهای فرصتطلب در افراد مبتلا به فیبروز کیستی (بورخولدریا سنوسپاسیه) هستند و همچنین در استئومیلیت مهرهای در معتادان تزریقی نقش دارند.
بورکی یک روز پیش از ۹۲ سالگی در ایتاکا، نیویورک درگذشت. از افتخارات او میتوان به عضویت در انجمن باکتریشناسان، انجمن بومشناسی، انجمن آسیبشناسی گیاهی، و انجمن پیشرفت علوم آمریکا و آکادمی علوم نیویورک اشاره کرد.
📌تصویر: کلنیهای چینخورده صورتیرنگ بورخولدریا سودومالئی در محیط کشت انتخابی اَشداون.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ تولد چِخوف
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۹ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️آنتون پاولوویچ چِخوف پزشک و نویسنده روسی بود که اغلب به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان داستان کوتاه تمام دورانها و یکی از سه چهره تأثیرگذار تئاتر مدرن (در کنار هنریک ایبسِن و آگوست استریندبرگ) شناخته میشود.
برخی منتقدان وی اغلب تحت تأثیر ذهنیت سیاسی خود انگشت بر فاصلهگیری او از سیاست میگذارند. با آنکه چِخوف تقریباً هیچگاه به دنبال ارائه پیام اجتماعی یا اخلاقی نبود اما شیوهاش در مقایسه با نویسندگانی چون گورکی جنبههای بیشتری از حقایق سیاه زندگی رعیت روسی را آشکار کرد.
او یک بار در پاسخ به توصیه دوستش الکسی سووُرین (ژورنالیست و ناشر روسی) مبنی بر این که بهتر است پزشکی را کنار بگذارد گفته بود:
«...پزشکی همسر قانونی من است و ادبیات معشوقهام. وقتی یکی اعصابم را خرد میکند، شب را با دیگری میگذرانم...»
📌 ۲۸ ژانویه ۱۹۹۲ مرگ یولپه پدر «نئووُلا»
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۸ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️آروو هنریک یولپه متولد ۲۷ اکتبر ۱۸۸۷ پزشک فنلاندی و استاد دانشگاه هلسینکی بود که نقش بهسزا در کاهش چشمگیر مرگومیر نوزادان طی قرن بیستم داشت و اغلب به عنوان پدر «نئووُلا» شناخته میشود، شبکه درمانگاههای نوزادان فنلاند که در ۱۹۲۲ تأسیس شد.
«نئووُلا» عمدتاً بر رشد و سلامت کودکان تازه متولد شده و مادران آنها، راهنمایی خانوادهها در زمینه مراقبت از کودک، و حمایت از تعامل والدین با کودک تمرکز دارد.
یولپه در آکا در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد و ریزنقش بود. وی در دانشگاه هلسینکی و بیمارستان سلطنتی کودکان برلین به تحصیل پرداخت و پایاننامهاش در ۱۹۱۳ درباره متابولیسم بیلیروبین نوزادان بود.
تحقیقات او نشان داد مرگ نوزادان نارس معمولاً حاصل عوامل قابل درمان و نه نارس بودن و نقص رشد است و این امر انگیزهای برای پیشرفت در درمان و علوم مربوط به نوزادان نارس شد.
او در طول جنگ جهانی اول در برلین به طبابت پرداخت و حتی گویش برلینی را برای جلب اعتماد بیمارانش آموخت، طوری که اغلب مادران ترجیح میدادند «برلینی کوچک» از نوزادانشان مراقبت کند.
یولپه پس از بازگشت به فنلاند به استادی بیمارستان دانشگاه هلسینکی منصوب شد و در ۱۹۲۲ نخستین مرکز مشاوره برای مراقبت از کودکان خردسال را در بیمارستان لاستنلینا (قلعه کودکان) تأسیس کرد.
وی به مدت ۴ دهه عنوان «پزشک ارشد» (آرکیدیاتریست، مسنترین فرد در حرفه پزشکی، بالاترین عنوان افتخاری اعطا شده به یک پزشک در فنلاند) را در اختیار داشت و در سطح بینالمللی به خاطر تحقیقاتش در مورد نوزادان نارس شناخته میشد.
در آن زمان اصطلاح «نوزاد نارس» در مواردی به کار میرفت که دوره بارداری ۲۶۰ روز یا کمتر باشد. ژولیوس هِس (پدر طب نوزادان آمریکا) در ۱۹۲۲ این اصطلاح را برای نوزادانی پیشنهاد کرد که پیش از پایان دوره طبیعی بارداری (چهل هفته) متولد میشوند.
آکادمی طب اطفال آمریکا در ۱۹۳۵ طی نشستی که هِس ریاست آن را بر عهده داشت پیشنهاد یولپه در ۱۹۱۹ را پذیرفت و برای اهداف آماری، یک نوزاد نارس را نوزادی دانست که صرف نظر از طول دوره بارداری در هنگام تولد ۲۵۰۰ گرم یا کمتر وزن داشته باشد، پیشنهادی که بعدها توسط سازمان سلامت جهانی نیز پذیرفته شد.
یولپه مقالات متعددی در مورد مراقبت از نوزادان در مجلات معتبر بینالمللی منتشر کرد و سهم بهسزا در گسترش آموزش پرستاری، پیشرفت صنعت داروسازی (به عنوان یکی از سهامداران و بنیانگذاران شرکت داروسازی اوریون)، و ارتقای آگاهی عمومی در مورد مسائل پزشکی در فنلاند (از طریق نگارش آثاری چون «مادری که از کودک نوپایش مراقبت میکند» در ۱۹۱۹، کتاب مصور «الفبای سلامت کودکان» در ۱۹۲۵، و کتاب خاطراتش تحت عنوان «زندگی من با کوچک و بزرگ» در ۱۹۶۴ داشت.
وی که در سالهای بازنشستگی خود به نماد ملی طول عمر و سبک زندگی سالم تبدیل شده بود در ۱۰۴ سالگی در هلسینکی درگذشت و در گورستان هیتانیمی به خاک سپرده شد. از افتخارات دیگر او میتوان به ریاست اتحادیه مانرهایم برای رفاه کودکان (۱۹۲۰) و دریافت نشان نیلز روزن فون روزنشتاین (انجمن طب کودکان سوئد، ۱۹۶۴) اشاره کرد. انجمن طب اطفال فنلاند از ۱۹۵۷ جایزه و نشان یولپه را به چهرههای برجسته پزشکی کودکان اعطا میکند.
📌تصویر: تمبر یادبود صدمین سال تولد یولپه، فنلاند، ۱۹۸۷.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۸ ژانویه ۱۹۲۵ مرگ بانتی کاشف سندرم بانتی
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۸ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️گیدو بانتی متولد ۸ ژوئن ۱۸۵۲ پزشک و آسیبشناس ایتالیایی بود که بیشتر با اصطلاح «بیماری یا سندرم بانتی» شناخته میشود.
او به مطالعه در زمینه انواع مختلف بزرگی طحال پرداخت و برای اولین بار نوعی را که مشخصه آن کمخونی پیشرونده در بزرگسالان بود و در نهایت منجر به سیروز کبد، آسیت، و مرگ میشد توصیف کرد. مقاله تاریخی وی با عنوان «کمخونی طحالی» در مجله «آرشیو آناتومی پاتولوژیک» (۱۸۸۲) منتشر شد.
این بیماری که بعدها به احترام وی «سندرم بانتی» نام گرفت به احتقان مزمن و بزرگی طحال (اسپلنومگالی) ثانویه به استاز وریدی و انسداد ورید باب (پورت) گفته میشود که علت آن معمولاً لختگی خون، التهاب، یا ناهنجاری مادرزادی است و اغلب با تخریب زودرس سلولهای خون، کمخونی، لکوپنی، ترومبوسیتوپنی، خونریزی دستگاه گوارش، زردی، سیروز کبد، و آسیت مشخص میشود.
بانتی تصور میکرد بزرگی طحال در این بیماران اولیه و ناشی از نوعی توکسین (سم) است اما بعدها روشن شد که منشاء آسیب در ورید پورت است. وی همچنین مطالعات نوآورانهای در مورد قلب، بیماریهای عفونی و باکتریشناسی، امراض کلیوی، بیماریهای ریه، سرطان خون و آفازی حرکتی انجام داد.
او باور داشت که بزرگی طحال علت تخریب سلولهای قرمز و کمخونی است و به پیشنهاد وی اولین جراحی برداشتن طحال (اسپلنکتومی) برای درمان زردی همولیتیک در ۱۹۰۳ در فلورانس انجام شد.
بانتی نویسنده اولین کتاب درسی در ایتالیا در مورد تکنیکهای باکتریشناسی (راهنمای فنی باکتریشناسی، ۱۸۸۵) بود و تألیف مجموعه آناتومی پاتولوژیک را که هرگز کامل نشد در ۱۹۱۱ آغاز کرد. او برخلاف بسیاری از صاحبنظران زمان خود باور داشت سرطان خون (لوسمی) نوعی سارکوم و حاصل تکثیر کنترلنشده سلولهای خونساز مغز استخوان و غدد لنفاوی است، ایدهای که با تعریف امروزی مطابقت بسیاری دارد.
وی در مونتهبیشیری، توسکانی به دنیا آمد و پدرش نیز پزشک بود. او در دانشگاه پیزا و دانشگاه فلورانس به تحصیل پرداخت و از ۱۸۸۳ استاد دانشگاه فلورانس و پزشک ارشد بیمارستان سانتا ماریا نووا در فلورانس بود.
بانتی در ۱۸۹۵ به ریاست انستیتو آناتومی پاتولوژیک دانشگاه فلورانس منصوب شد. او علاوه بر توصیف بیماری بانتی، مجموعهای از مطالعات پیرامون اندوکاردیت و نفریت (۱۸۹۵) و پاتولوژی ریه (۱۹۰۲) انجام داد.
وی در ۷۲ سالگی در فلورانس درگذشت.
📌تصویر: نمای قدیمی بیمارستان سانتا ماریا نووا، اثر فابیو بوربوتونی، فلورانس، قرن ۱۷.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲۶ فوریه ۱۹۲۰ نخستین نمایش «مطب دکتر کالیگاری»
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۷ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️«مطب دکتر کالیگاری» فیلم ترسناک صامت محصول ۱۹۲۰ به کارگردانی رابرت وینه و نویسندگی هانس یانوویتز و کارل مایر و نمونه بارز سینمای اکسپرسیونیستی آلمان است، داستان یک پزشک (ورنر کراوس) که به کمک هیپنوتیزم از یک بیمار خوابگرد به نام چزاره یا سزار (کنراد وایت) برای ارتکاب قتل استفاده میکند.
انتشار دو کتاب «از کالیگاری تا هیتلر» (زیگفرید کراکائر، ۱۹۴۷) و «پرده جنزده» (لوته هنریت آیزنر، ۱۹۵۲) سهم بهسزا در شکلدهی به برداشت از این فیلم و تأثیر آن بر سینما داشت. فیلمنامه نمادی از اطاعت آلمان از اقتدار و عدم تمایل به شورش علیه اقتدار و حاصل تجربیات روزمره نویسندگانی است که هر دو صلحطلبانی بودند که پس از تجربه جنگ جهانی اول، نسبت به اقتدار بیاعتماد شدهاند و اقتدار وحشیانه و غیرمنطقی و نیاز ناخودآگاه جامعه آلمان به یک مستبد را به تصویر میکشند. کالیگاری نماینده دولتمردان و چزاره نماد انسانهای عادی و سربازانی است که به کشتن عادت کردهاند.
«کابینت» به روایتی به جعبه تابوتمانند دکتر کالیگاری اشاره دارد اما این کلمه در زبان آلمانی با حرف «کا» نوشته میشود و استفاده عامدانه از حرف «سی» در عنوان فیلم، القاکننده معنی دفتر و مطب است. این فیلم دارای سبک بصری تاریک و پیچیدهای است، با فرمهای خشن، خطوط مورب و منحنی، ساختارها و مناظری که در زوایای غیرمعمول خم میشوند و میچرخند، سایهها و رگههایی از نور که مستقیماً روی صحنه نقاشی شدهاند، و همراه با اضطراب تبآلود دوران جمهوری وایمار است.
دنی پیری نویسنده آمریکایی «مطب دکتر کالیگاری» را «اولین فیلم کالت» و پیشگام فیلمهای هنری دانست که توجه جهانی به شایستگی هنری سینمای آلمان را جلب کرد و تأثیری ماندگار بر سینمای آمریکا به ویژه ژانر وحشت و فیلم نوآر گذاشت. این فیلم در نظرسنجی نمایشگاه جهانی ۱۹۵۸ بروکسل حائز رتبه ۱۲ شد و راجر ایبرت منتقد آمریکایی آن را بیتردید «اولین فیلم ترسناک واقعی» نامید.
اصطلاح «کالیگاریسم» به سبکی از فیلمهای مشابه اشاره دارد که بر مضامینی مانند جنون و وسواس، به ویژه از طریق استفاده از اعوجاج بصری تمرکز دارند. بیننده در ادامه فیلم متوجه میشود که «دکتر کالیگاری» در واقع مدیر یک تیمارستان است و از راهبی که با به کار گرفتن یک خوابگرد در شمال ایتالیا مرتکب جنایاتی شده بود تقلید میکند (اشاره به تقلید قیصر آلمان از ناپلئون).
نام کالیگاری احتمالاً از نامهای الهام گرفته شده که استاندال نویسنده فرانسوی به افسری به این نام نوشته بود، هرچند هیچ سابقهای از چنین نامهای وجود ندارد و ظاهر فیزیکی کالیگاری بیشتر یادآور پرترههای آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی است.
📌تصویر: پرده جنزده، اکسپرسیونیسم در سینمای آلمان و تأثیر ماکس راینهارت، لوته اچ. آیزنر (۱۹۵۲)، ترجمه طلیعه حسینی و محمدرضا مهدویفر (چاپ اول، ۱۴۰۴).
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗تریلر «مطب دکتر کالیگاری»، ۱۹۲۰.
📌 ۲۴ فوریه ۱۷۴۳ تولد بَنکس پیشگام گیاهشناسی
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۵ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️سِر جوزف بَنکس سیاح، کاشف، گیاهشناس، و طبیعیدان بریتانیایی بود که بیشتر با سفر اکتشافی ۱۷۶۶ به لابرادور و نیوفاندلند و بهویژه همراهی با ناخدا جیمز کوک طی اولین سفر بزرگش با کشتی اچاماس اِندوُر در ۱۷۶۹ به برزیل و تاهیتی و اقامت ۶ ماهه در نیوزیلند و استرالیا شناخته میشود. او بنیانگذار اصلی انجمن آفریقا و عضو انجمن هنرمندان غیرحرفهای (دیلتانتی) بود که به تأسیس آکادمی سلطنتی کمک کرد.
وی با جمعآوری جمجمههای بومیان برای دوستش یوهان فریدریش بلومنباخ (پزشک آلمانی و پدر آنتروپولوژی)، نقش کلیدی در مطالعاتی داشت که اکنون به عنوان طبقهبندی نژادپرستانه انسانها تلقی میشود.
او بیش از ۴ دهه رئیس انجمن سلطنتی لندن و متولی موزه بریتانیا بود و به عنوان مشاور باغ سلطنتی کیو، با اعزام گیاهشناسان به اقصی نقاط جهان برای جمعآوری نمونههای گیاهی، نقش بهسزا در تبدیل این باغ به یک مرکز گیاهشناسی پیشرو در سطح جهان داشت.
بَنکس از حامیان تبدیل نیو ساوت ولز و استرالیا به مستعمره بریتانیا و همچنین تأسیس تبعیدگاه محکومین در خلیج بوتانی بود و در تمام امور استرالیا به دولت بریتانیا مشاوره میداد. او بیش از ۳۰ هزار گونه گیاهی از جمله اکالیپتوس و اقاقیا و گونهای که به نام او بَنکسیا نامگذاری شده را به جهان غرب معرفی کرد و حدود ۸۰ گونه گیاهی نام بَنکس را دارند.
وی در لندن به دنیا آمد و از کودکی علاقه بسیار به طبیعت، تاریخ و گیاهشناسی داشت. او پس از تحصیل در کالج ایتون و دانشگاه آکسفورد، در ۱۷۶۳ به املاک پدریاش در لینکلنشر بازگشت و به عنوان ملاک و قاضی محلی مشغول به کار شد.
بَنکس از طریق دوست طبیعتشناس سوئدی خود دَنیل سولاندر با دانشمندانی چون کارل لینه آشنا شد و پس از انتصاب به عنوان مشاور پادشاه جورج سوم از وی خواست تا از سفرهای اکتشافی به سرزمینهای جدید حمایت کند. با انتشار اولین توصیفات لینه از گیاهان و حیوانات نیوفاندلند و لابرادور، نام بَنکس نیز بر سر زبانها افتاد.
او حامی مالی هشت دانشمند و هنرمند از جمله سولاندر در اولین سفر اکتشافی جیمز کوک به اقیانوس آرام جنوبی برای مشاهده گذر زهره بود و سپس به نیوزیلند و استرالیا رفت.
وی به ماهیت بینالمللی علم باور داشت و به طور فعال در باز نگه داشتن خطوط ارتباطی با سایر دانشمندان اروپا در طول جنگهای ناپلئونی و همچنین در معرفی شگفتیهای جهان به مردم بریتانیا مشارکت داشت. بسیاری از مکانها در اقیانوس آرام نام او را بر خود دارند: شبهجزیره بَنکس در نیوزیلند، جزایر بَنکس در ملانزی، تنگه بَنکس بین تاسمانی و جزایر فورنو، جزیره بَنکس در کانادا، و مجمعالجزایر بَنکس در استرالیا.
بَنکس جزو شخصیتهای برخی آثار ادبی و نمایشی مانند «یاغیان بونتی» (ژول ورن، ۱۸۷۹) و «شورش در بونتی» (چارلز نوردهوف و جیمز نورمن هال، ۱۹۳۲) و فیلمهایی به همین نام به کارگردانی فرانک لوید (۱۹۳۵، برنده اسکار بهترین فیلم) و لوئیس مایلستون (۱۹۶۲) است و در رمانهای «ناخدای وظیفه» (پاتریک اوبرایان، ۱۹۷۲)، «پرنده اسرارآمیز» (مارتین دیویس، ۲۰۰۵)، و «امضای همه چیز» (الیزابت گیلبرت، ۲۰۱۳) نیز حضور دارد.
زندگی او در ۲۰۱۶ دستمایه مستند تلویزیونی «دنیای گمشده جوزف بَنکس» بود و «افسانه کشتیهای نامرئی» احتمالاً ریشه در روایت بَنکس از ورود کشتی اِندوُر به خلیج بوتانی در ۱۷۷۰ دارد:
«...بومیان از دور متعجب یا نگران به نظر نمیرسیدند، گویا کاملاً غرق در کار خود بودند و از سر و صدای امواج کر شده بودند، نه کشتی را میدیدند و نه صدایش را میشنیدند، اما به محض اینکه کشتی به خشکی نزدیک شد با مردان مسلح روبرو شدند...»
📌 ۲۲ فوریه ۱۸۴۴ تولد کلار مخترع آینه پیشانی
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۳ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️کنراد کلمنس کلار پزشک، متخصص آبدرمانی، و زمینشناس اتریشی بود که بیشتر با اختراع چراغ و آینهای که روی سر قرار میگرفت و برای معاینه گلوی بیماران بهکار میرفت (آینه پیشانی، آینه سر، آینه گوش و حلق و بینی [ایانتی]، آینه کلار) شناخته میشود.
تلاشها برای دستیابی به منبع نوری مناسب که کاربر را از آفتاب و آب و هوای متغیر بینیاز کند، حاصل درک زودهنگام این موضوع بود که نگاه کردن به داخل منافذ بدن، علاوه بر مطالعه آناتومی برای کشف بیماریها نیز مهم و ضروری است. پیر بورل پزشک فرانسوی با آینه مقعر و آرچیبالد کلیلاند جراح بریتانیایی با عدسی محدب جزو اولین کسانی بودند که در قرن ۱۷ و ۱۸ مشکل فوق را حل کردند.
اغلب اختراع آینه پیشانی به فردریش (فردریک) هافمن پزشک آلمانی در ۱۸۴۱ نسبت داده میشود. این اختراع توسط پزشک آلمانی دیگری به نام آنتون فون ترولچ در ۱۸۵۵ توسعه یافت و در ابتدا پزشکان گوش و حلق و بینی از آن استفاده میکردند، اما بهتدریج در کنار روپوش سفید و گوشی پزشکی به نماد پزشکی تبدیل شد.
امروز کاربرد روزمره این ابزار کاهش یافته، هرچند بهطور نمادین در رسانهها و سینما همچنان فراگیر است. نام «کلار» بلافاصله برای هر متخصص گوش و حلق و بینی آینه کلاسیک پیشانی را تداعی میکند، اما براساس شواهد مستند بهنظر میرسد ارتباطی با «دکتر کلار» ندارد و این اصطلاح احتمالاً توسط شرکتی که شکل تجاری این ابزار را در اواخر قرن ۱۹ روانه بازار کرد، برای تأکید بر دید روشن و واضح آن، انتخاب شده است.
آینه دکتر کلار علاوه بر گوش و حلق و بینی در سایر تخصصها بهویژه ارولوژی نیز مورد استفاده قرار میگرفت. ظاهراً کنراد کلار بهطور خاص به حنجرهشناسی علاقه داشت و اختراعات او در این زمینه شامل چراغ پیشانی (۱۸۷۴)، آینه پیشانی (۱۸۸۶)، و انبر لارنگولوژی (۱۹۰۱) بود.
او در ۱۸۷۴ نخستین مقاله خود را با عنوان «یک دستگاه جدید برای معاینه حنجره» منتشر کرد و یکی از اولین اشارهها به «آینه کلار» در ۱۸۸۹ در متون اورولوژی یافت میشود. این دستگاه که در ۱۸۹۴ به انجمن پزشکان وین ارائه شد، به گواه کاتالوگهای شرکت راینر در ۱۸۹۶ یک آینه مقعر و دو چشمی بود که دو سوراخ داشت.
وی در گراتس به دنیا آمد و پدرش فرانتس کلار استاد آسیبشناسی و داروشناسی دانشگاه گراتس بود. او پس از تحصیل در دانشگاه درسدن، دانشگاه لایپزیگ، و دانشگاه گراتس به کانیشناسی علاقهمند شد و از ۱۸۷۱ به عضویت انستیتو زمینشناسی سلطنتی درآمد. کلار همچنین استاد آبدرمانی و زمینشناسی دانشگاه وین بود و نخستین نقشه زمینشناسی گراتس را در ۱۸۷۷ منتشر کرد.
وی در ۱۳ ژانویه ۱۹۰۴ پس از دوره کوتاه بیماری در ۵۹ سالگی در وین درگذشت.
📌تصویر: افرادی با آینه پیشانی و چهره دکتر زویدبرگ (شخصیت انیمیشن فیوچراما)، ۲۰۰۸.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲۰ فوریه ۱۸۹۳ تولد مارستون زن شگفتانگیز
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️سارا الیزابت هالووی (سادی) مارستون وکیل و روانشناس آمریکایی بود که همراه با همسرش ویلیام مولتن مارستون موفق به ابداع آزمایش فشار خون سیستولی برای تشخیص فریب در آزمون دروغسنج (پلیگراف) شد. او همچنین الهامبخش شخصیت کمیک «زن شگفتانگیز» بود.
زن شگفتانگیز (واندر وومن) شخصیت خیالی ابرقهرمان کتابهای کمیک و سینمای هالیوود است که اولین بار در دسامبر ۱۹۴۱ توسط مارستونها معرفی شد و به عنوان یک الگوی جنسیتی مترقی برای دختران مورد تقدیر فمینیستها قرار گرفت.
واندر وومن در ۲۰۱۶ به عنوان سفیر افتخاری سازمان ملل انتخاب شد تا انتقالدهنده پیامهای این سازمان درباره ترویج برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان علیه خشونت جنسیتی باشد.
مارستون در طول دوران کاری خود، علاوه بر تدریس و سخنرانی در چندین دانشگاه آمریکا، اسناد چهارده کنگره اول را فهرستبندی و به عنوان ویراستار دایرهالمعارف بریتانیکا و مککال خدمت کرد.
وی در جزیره من به دنیا آمد و پس از مهاجرت خانوادهاش به ایالات متحده، در کالج مونت هولیوک، دانشگاه بوستون، و کالج رادکلیف، دانشگاه هاروارد به تحصیل پرداخت.
او با ویلیام روی پایاننامهاش که مربوط به همبستگی بین سطح فشار خون سیستولی و فریب بود، همکاری کرد و بعدها آن را به عنوان آزمایش تشخیص فریب و مقدمه آزمون دروغسنجی توسعه داد.
مارستون و همسرش جزو نویسندگان اصلی کتاب درسی «روانشناسی یکپارچهنگر: مطالعهای در مورد پاسخ واحد» بودند و در اواخر دهه ۱۹۲۰، الیو بیرن، زن جوانی که ویلیام هنگام تدریس در دانشگاه تافتس با او آشنا شده بود، به خانواده پیوست و شریک سوم در رابطه آنها شد.
در ۱۹۹۲، ستون «شهرهای ما» در نیویورک تایمز، بدون ارائه منبعی برای این ادعا که هالووی گفته بود «این ابرقهرمان بهتر است زن باشد»، به نقش او در خلق «زن شگفتانگیز» اشاره کرد:
«شهرهای ما هویت راستین مادر واقعی زن شگفتانگیز را فاش میکند. او الیزابت هالووی مارستون است. او پنجشنبه ۹۹ ساله میشود... در یک شب تاریک، زمانی که ابرهای جنگ دوباره بر فراز اروپا سایه افکنده بودند، آقای مارستون با همسر و همکارش که او هم روانشناس بود، مشورت کرد. وی در حال خلق شخصیتی مانند یک سوپرمن جدید بود، با این تفاوت که شخصیت او صرف نظر از جنبههای خشن، به خاطر قدرت عشق، یک انقلاب روانی جهانی را ترویج میکرد. خب، خانم مارستون که آزاد به دنیا آمده بود، گفت: این ابرقهرمان بهتر است یک زن باشد...»
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی
بخشی از مستند «شایعات علمی!»
الساندرو وُلتا—باتریها شامل نمیشوند، ۲۰۱۴
▫️الساندرو جوزپه آنتونیو آناستازیو وُلتا فیزیکدان و شیمیدان ایتالیایی بود که بیشتر با کشف گاز متان در ۱۷۷۶ و اختراع پیل الکتروشیمیایی در ۱۷۹۹ شناخته میشود. قسمت ۱۱ از فصل اول مستند «شایعات علمی!» (الساندرو ولتا—باتریها شامل نمیشوند، ۲۰۱۴) به ماجرای اختراع باتری و اختلاف نظر وُلتا با گالوانی پرداخته است.
درباره وُلتا در پست قبلی بیشتر بخوانید.
🔗کانال در تلگرام:
/channel/TaghvimTarikhPezeshki
🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W
🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۱۶ فوریه ۱۸۴۸ تولد دِوِریز کاشف ژن
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️هوگو ماری دِوِریز گیاهشناس هلندی و یکی از اولین متخصصان ژنتیک بود که عمدتاً به خاطر پیشنهاد مفهوم «ژن»، کشف مجدد قوانین وراثت در دهه ۱۸۹۰ درحالیکه احتمالاً از کار گریگور مِندل بیاطلاع بود، معرفی اصطلاح «جهش»، و توسعه نظریه «جهشگرایی» به عنوان یکی از چند نظریه جایگزین «انتخاب طبیعی» برای توضیح فرگشت شناخته میشود.
وی در هارلم به دنیا آمد و پدرش وکیل و کشیش و بعدها عضو شورای دولتی و نخستوزیر هلند بود. هوگو از کودکی علاقه بسیار به جمعآوری گیاهان داشت و در دوران دبیرستان جوایز متعددی برای مجموعه گیاهان خشکشدهاش دریافت کرد.
او پس از تحصیل در دانشگاه لِیدن (نزد اساتیدی چون ویلِم سورینگر گیاهشناس هلندی) و بهویژه با مطالعه کتاب «گیاهشناسی» (جولیوس فون زاکس، ۱۸۶۸) به گیاهشناسی تجربی گرایش پیدا کرد. نقل قولهای متعدد از داروین در رسالهاش در مورد «تأثیر گرما بر ریشه گیاهان» (۱۸۷۰) توجه وی به نظریه تکامل را نشان میدهد.
وی مطالعات خود را در آزمایشگاه ویلهلم هوفمایستر (زیستشناس و گیاهشناس آلمانی) در هایدلبرگ و آزمایشگاه جولیوس فون زاکس در وورتسبورگ ادامه داد و همزمان در مدارس آمستردام به تدریس گیاهشناسی، جانورشناسی و زمینشناسی پرداخت. او در ۱۸۷۷ به عنوان استاد فیزیولوژی گیاهی به دانشگاه نوبنیاد آمستردام رفت.
دِوِریز همچنین استاد و مدیر انستیتو و باغ گیاهشناسی آمستردام بود و نخستین بار در کتاب «پانژنز درونسلولی» (۱۸۸۹) براساس نسخه اصلاحشدهای از نظریه پانژنز داروین (۱۸۶۸) فرض کرد که ویژگیهای مختلف حاملهای ارثی متفاوتی دارند و ذراتی به نام «پانژن» عامل وراثت صفات خاص در موجودات زنده هستند، واحدهایی که بعدها توسط ویلهلم یوهانسن داروساز و ژنتیکدان دانمارکی «ژن» نامیده شدند.
او برای اثبات نظریه خود که در آن زمان چندان مورد توجه قرار نگرفت آزمایشهایی را با دورگهسازی گونههای مختلف گیاهی انجام داد و بدون اطلاع از آزمایشهای مِندل، قوانین توارث غالب و مغلوب، تفکیک و جور شدن مستقل را برای توضیح نسبت ۳:۱ فنوتیپها در نسل دوم تدوین کرد.
مشاهدات وی همچنین نشان داد که ژنها میتوانند از سد گونهها عبور کنند، به طوری که یک ژن میتواند مسئول پرزدار بودن در دو گونه مختلف گیاهی باشد. او بعدها به دنبال مطالعه مقالهای از مِندل، برخی اصطلاحات خود را برای مطابقت با آن تغییر داد.
دِوِریز با مشاهده شکلهای جدید در میان گلهای مغربی در یک مزرعه متروکه و پیدایش شکلهای دیگر در آزمایشگاه متوجه شد که انواع جدید حاصل تغییرات ناگهانی هستند و اصطلاح «جهش» را برای این پدیده به کار برد. او در کتاب «نظریه جهش» (۱۹۰۰) فرض کرد که تکامل و منشأ گونهها، بیش از اینکه حاصل تغییرات تدریجی داروینی باشد، با چنین تغییرات بزرگی قابل توضیح است.
وی در ۲۱ مه ۱۹۳۵ در ۸۷ سالگی در لونترن درگذشت. از افتخارات او میتوان به عضویت در آکادمی سلطنتی علوم و هنر هلند (۱۸۷۸)، انجمن فلسفه (۱۹۰۳)، آکادمی ملی علوم (۱۹۰۴)، و آکادمی علوم و هنر آمریکا (۱۹۲۱)، انجمن سلطنتی لندن (۱۹۰۵)، و آکادمی سلطنتی علوم سوئد (۱۹۱۰) و دریافت نشان داروین (۱۹۰۶) و نشان لینه (۱۹۲۹) اشاره کرد.
نظریات دِوِریز سهم بهسزا در شکلگیری علم ژنتیک در اوایل قرن بیستم داشت و دانشمندانی چون توماس هانت مورگان را به مطالعه جهشها سوق داد، تا اینکه سنتز نوین در دهه ۱۹۳۰ به مدل غالب در توضیح فرگشت تبدیل شد.
📌تصویر: هوگو دِوِریز و توماس هانت مورگان روی پلههای خانه مورگان در خیابان ۱۱۷، نیویورک،۱۹۱۲.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۱۴ فوریه ۱۹۱۷ تولد هاپتمن پیشگام کریستالوگرافی اشعه ایکس
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️هربرت آرون هاپتمن ریاضیدان آمریکایی بود که برای توسعه مبانی ریاضی بلورنگاری (کریستالوگرافی) اشعه ایکس بهطور مشترک با جروم کارل فیزیک-شیمیدان آمریکایی برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۸۵ شد، دستاوردی که کل حوزه شیمی را تغییر داد و دوران نوین تحقیقات در زمینه ساختارهای مولکولی را رقم زد.
بلورشناسی پرتو ایکس فناوری مطالعه ساختار یک کریستال براساس الگوی پراکنده شدن پرتوهای ایکس و اندازهگیری زوایا و شدت پراش است که نقش کلیدی در شناسایی ساختمان مواد مختلف معدنی، آلیاژها، و همچنین مواد آلی و مولکولهای زیستی و ویروسها داشته است. این فناوری شامل تهیه نمونههای با کیفیت، ثبت دقیق و پردازش دادهها، حذف آرتیفکتها، و در نهایت برآورد ساختار ذرات به کمک روشهای مستقیم و با استفاده از تکنیکهای محاسباتی است.
ویلهلم رونتگن در ۱۸۹۵ موفق به کشف پرتو ایکس شد. این ایده که میتوان از کریستالها به عنوان توری پراش برای اشعه ایکس استفاده کرد نخستین بار در ۱۹۱۲ در گفتگویی بین دو فیزیکدان آلمانی (پاول پیتر ایوالد و مکس فون لاو) در باغ انگلیسی مونیخ مطرح شد. ایوالد برای پایاننامه خود یک مدل تشدیدگر از کریستالها پیشنهاد کرده بود، اما این مدل با استفاده از نور مرئی قابل تأیید نبود زیرا طول موج آن بسیار بزرگتر از فاصله بین تشدیدگرها بود.
فون لاو متوجه شد که این کار نیاز به تابش الکترومغناطیسی با طول موج کوتاهتر دارد و پیشنهاد کرد که احتمالاً اشعه ایکس طول موجی قابل مقایسه با فاصله اجزای کریستالها داشته باشد. او قانونی را تدوین کرد که زوایای پراش و اندازه و جهتگیری فواصل اجزای بلور را به هم مرتبط میساخت و به همین دلیل برنده جایزه نوبل فیزیک ۱۹۱۴ شد.
ویلیام لارنس براگ و پدرش ویلیام هنری براگ فیزیکدانان استرالیایی-بریتانیایی نشان دادند حداکثر پراکندگی (قله پراش) توسط هر کریستال در طول موج و زاویه تابشی خاصی اتفاق میافتد (قانون براگ) و جایزه نوبل فیزیک ۱۹۱۵ را دریافت کردند.
اولین ماده که ساختارش با وضوح اتمی در ۱۹۱۴ با این روش تعیین شد نمک طعام بود و از آن زمان تاکنون ساختار کریستالی اشعه ایکس بیش از ۱۹۰ هزار مولکول زیستی تعیین شده است. نزدیکترین روش رقیب با کمتر از یک دهم این تعداد طیفسنجی رزونانس مغناطیسی هسته (انامآر) است.
هاپتمن در یک خانواده یهودی در نیویورک به دنیا آمد و از نوجوانی به علوم و ریاضیات علاقه داشت. او پس از تحصیل در کالج شهر نیویورک و دانشگاه کلمبیا، همزمان با ادامه تحصیل در دانشگاه مریلند، همکاری خود را با جروم کارل در آزمایشگاه تحقیقات نیروی دریایی در واشنگتن آغاز کرد.
موضوع تحقیقات آنان مسئله فاز کریستالوگرافی اشعه ایکس بود که در آن زمان غیرقابل حل تلقی میشد. هاپتمن و کارل در مقاله اول خود در ۱۹۵۳ با عنوان «حل مسئله فاز، کریستال با مرکز متقارن» ایدههای اصلی از جمله روشهای احتمالاتی از طریق توسعه «معادله سِیِر» را ارائه دادند.
دیوید سِیِر فیزیکدان آمریکایی در ۱۹۵۲ این نظریه را مطرح کرد که مقادیر احتمالی برای فازهای برخی از پرتوهای پراشیده معادل مجموع حاصلضرب عوامل ساختاری با درجهای از احتمال است که با قویتر شدن پرتوها، این احتمال بیشتر میشود.
هاپتمن در ۱۹۷۰ به گروه کریستالوگرافی بنیاد پزشکی بوفالو (انستیتو تحقیقات پزشکی هاپتمن-وودوارد) پیوست و تا ۱۹۷۲، زمانی که به مدیریت گروه منصوب شد، «اصل همسایگی» و «مفهوم بسط» را تدوین کرد. او در ۲۰۰۳ یکی از ۲۲ برنده جایزه نوبل بود که مانیفست انسانگرایی را امضا کرد.
وی در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۱ در ۹۴ سالگی در بوفالو، نیویورک درگذشت. از افتخارات دیگر او میتوان به دریافت جایزه بولدن (کالج شهر نیویورک، ۱۹۳۶)، جایزه علوم محض (آزمایشگاه تحقیقات دریایی، ۱۹۵۹)، جایزه پترسون (انجمن کریستالوگرافی آمریکا، ۱۹۸۴)، جایزه شهروند سال شهر بوفالو (۱۹۸۶)، نشان نورتون (۱۹۸۶)، جایزه شولکوپف (انجمن شیمی آمریکا، ۱۹۸۶)، بشقاب طلایی آکادمی دستاورد (۱۹۸۶)، جایزه کوک (دانشگاه ایالتی نیویورک، ۱۹۸۷)، و جایزه اومانیست سال (۱۹۸۸)، ریاست انجمن فلسفه واشنگتن (۱۹۶۹)، و عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا (۱۹۸۸) اشاره کرد.
📌تصویر: هاپتمن در حال ساختن یک مدل بیستوجهی پر از تیلههای شیشهای رنگی روی جلد مجله کِمیکال اینتلیجنسر، آوریل ۱۹۹۵ (سرگرمی او که بیارتباط با بلورشناسی نبود ساختن مدلهای چندوجهی و پر کردن آنها با تیلههای شیشهای رنگی بود).
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۷ فوریه ۱۹۴۰ نخستین نمایش انیمیشن پینوکیو
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️«پینوکیو» انیمیشن موزیکال والت دیزنی به کارگردانی بن شارپستین و همیلتون لاسک، براساس رمان «ماجراهای پینوکیو» (۱۸۸۳) نوشته کارلو لورنزینی (کولودی) نویسنده ایتالیایی، یک دستاورد پیشگامانه در صنعت انیمیشن و اولین انیمیشنی بود که برنده جایزه اسکار (بهترین موسیقی) شد. این فیلم در ۱۹۹۴ در فهرست ملی فیلم ایالات متحده قرار گرفت.
شخصیت اصلی داستان یک عروسک چوبی است که مرد فقیری به نام ژپتو آن را در روستایی در توسکانی ساخت و آرزو داشت که به یک پسر واقعی تبدیل شود. بارزترین مشخصه پینوکیو بینیاش است که هنگام دروغ گفتن رشد میکند.
او به یک نماد فرهنگی تبدیل شد و دستمایه آثار متعدد ادبی، هنری، و نمایشی بهویژه برای کودکان بود. «اثر پینوکیو» به افزایش دما در اطراف بینی و عضله حدقهای در گوشه داخلی چشم وقتی که فردی دروغ میگوید گفته میشود.
کولودی در فلورانس به دنیا آمد و در جوانی به کلیسا پیوست اما به تدریج به آرمان اتحاد ایتالیا و مبارزه با امپراتوری اتریش گرایش پیدا کرد و به روزنامهنگاری روی آورد. او در ۱۸۴۸ یک روزنامه طنز سیاسی منتشر کرد و به دنبال تأسیس پادشاهی ایتالیا در ۱۸۶۱ به نوشتن کتابهای کودکان پرداخت.
وی در کتاب خود اغلب از گویش فلورانسی (توسکانی) استفاده کرده و نام پینوکیو احتمالاً به «میوه کاج» (پینو به معنی کاج و اوکیو به معنی چشم) اشاره دارد. این داستان که در ابتدا در ۱۸۸۱ به صورت دنبالهدار در «مجله بچهها» (جورناله پری بامبینی) منتشر شد دارای عناصری شبیه به افسانههای پریان است.
مجموعه پس از چهار ماه با مرگ پینوکیو به پایان رسید اما کولودی در ۱۸۸۲ با پیگیریهای مکرر خوانندگان و به درخواست سردبیر، روایت را از سر گرفت. برخلاف شخصیت پدرانه ژپتو که بر بخش اول داستان غلبه دارد، در نیمه دوم آن شخصیت مادرانه پری غالب است: پینوکیو نجات مییابد و در نهایت به یک پسر واقعی تبدیل میشود.
«ماجراهای پینوکیو» سومین کتاب ترجمهشده در جهان (به ۲۴۰ تا ۲۶۰ زبان) است و اولین اثر ادبیات کودکان ایتالیایی بود که به شهرت بینالمللی دست یافت. ساختار این رمان از داستانهای عامیانه دهقانانی پیروی میکند که به دنیای بیرون قدم میگذارند اما به طور سادهلوحانهای برای آنچه میبینند آماده نیستند و در موقعیتهای مضحک قرار میگیرند.
در زمان نگارش کتاب، این یک مشکل جدی بود که تا حدی از صنعتی شدن ایتالیا و نیاز روزافزون به نیروی کار در شهرها ناشی میشد. اغلب پینوکیو به عنوان اثر حماسی و احتمالاً تقلیدی از چرخه تولد و مرگ، دگردیسی و هبوط توصیف شده که از ویژگیهای مشترک حماسههای ادبی اوراسیا و ادبیات فانتزی یا گمانهزن مانند گیلگمش، اودیسه، آنیاس و دانته پیروی میکند.
📌تصویر: ایموجی «چهره دروغگو».
🔗تصاویر. بیشتر در اینستاگرام
🔗 صحنهای از مجموعه کارتونی ژاپنی «ماجراهای پینوکیو »، ۱۹۷۶.
درباره استاد دکتر محمدصادق پیروز لاهیجی
پروفسور محمدصادق پیروز در ۱۴ خرداد ۱۳۰۲ در لاهیجان متولد شد. دوره دبستان را در زادگاهش در مدارس اکبریه و حقیقت گذراند و دبیرستان را در ۱۳۱۳ و در دبیرستان شاهپور رشت آغاز کرد و در ۱۳۱۹ وارد دانشکده پزشکی تهران شد.
دوران تحصیل ما مقارن با جنگ بینالملل دوم بود. لذا مشکل معیشتی برای اغلب دانشجویان از لحاظ غذایی و محل زندگی وجود داشت. برای تهیه نان کوپن میدادند آن هم نان سیلو. منزل من در پشت بازار بود. اتوبوس در سبزهمیدان بازار وجود داشت و مردم بدون صف با فشار وارد اتوبوس میشدند. من هم در همین وضعیت مجبور بودم به دانشکده بروم.دکتر پیروز در ۱۳۲۵ دوره پزشکی عمومی را به پایان رساند و شروع به طبابت کرد. در ۱۳۳۰ نفر اول آزمون دستیاری چشمپزشکی شد و زیر نظر پروفسور محمدقلی شمس این دوره را در بیمارستان فارابی آغاز کرد.
مثل بسیاری از انسانها که به زادگاه خودشان علاقهمند هستند من هم به زادگاهم لاهیجان علاقهمندم و همه کوچه پسکوچههایش را دوست دارم و سالی چند بار به آنجا میروم و خدمت کوچکی که از دستم برآید انجام میدهم. ۲۵ سال پیش درمانگاهی در محله َشعربافان لاهیجان درست کرده و در اختیار شبکه بهداری منطقه قرار دادهام که در حال حاضر نیز چند طبیب در آن مشغول به کارند. در همان محله در زمینی که ۳ هزار متر مربع مساحت دارد مدرسهای ساختم به نام مدرسه راستی. این مدرسه سالها دو زمانه بود که صبحها پسرها و بعد از ظهرها دخترها در آن درس میخواندند ولی الان فقط پسران در آن تحصیل میکنند. دلم میخواست کار بزرگی انجام دهم. میخواستم یک بیمارستان برای لاهیجان درست کنم. ولی به مشکل مالی برخوردم. قطعه زمینی به مساحت ۲ هکتار در شهر خریداری کردم که بخش کوچکی از این زمین در طرح خیابانبندی قرار گرفت. به جهت مشکل مالی نتوانستم این کار را انجام دهم و این زمین را به بخش دولتی هدیه کردم تا در آن بیمارستان بسازند.این بیمارستان ساخته شد و اکنون فعال است. دکتر پیروز همچنین منزل شخصی خود در یکی از محلههای تهران را به شبکه بهداشت و درمان لاهیجان اهدا کرده است.
هر روز فکر میکنی خبری تلختر از دیروز نمیشنوی و هنوز هست. بالاتر از سیاهی، سیاهیهای بسیاری است.
اندوه، اندوه و اندوه هر درخت تناوری را از پا میاندازد؛ وای اگر با خشم، سوگ، درهمشکستگی، شرم، نومیدی، خفقان، درماندگی و یک دنیا حسهای نگفته و ناگفتنی دیگر همراه شود...
در خوابگاه کوی دانشگاه تهران در اتاقی را باز کردند؛ و با پیکر دو تن از فرزندانمان مواجه شدند که چند روز پیش زندگی را ترک گفته بودند.
فرهاد سالاری و عرفان طاهرخانی، دو دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با رتبههای ۵۵ و ۵۷ کنکور پا به این دانشگاه گذاشته بودند.
دانشگاه علوم پزشکی تهران علت مرگ این دو جوان نخبه را فوت ناگهانی اعلام کرد؛ و شورای صنفی این دانشگاه ضمن تأکید بر ضرورت توجه جدی به شرایط روانی دانشجویان و وضعیت خوابگاهها، خواستار آن شد که با مسئولیتپذیری، بررسی فوری و شفافی درخصوص علل این اتفاق انجام شود.
متأسفانه گزارشهای بسیار نگرانکنندهای از وضعیت بسیار بد روحی در جوانانی که دوستان و عزیزان خود را از دست دادهاند به گوش میرسد.
چه باید کرد؟
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
سه هفته گذشته است، اما هنوز لال ماندهام. دم همه آنهایی که میتوانند بگویند و بنویسند و به هر زبان این سوگ را روایت کنند، گرم!
آنچه این آقا معلم میگوید، معنی ساده #تاریخ_مردم است. تاریخی که نه از بالا و از لحن سرد و بیاعتنای امثال پزشکیان و قالیباف، که از این پایین روایت میشود. نه از زبان قدرت و الزامات خشک حفظ قدرت؛ از زبان ما مردم، از زبان ما که عمری است با عزت و ندا و محسن محمدپور و مهسا و... گریستهایم و اکنون «سپهر بابا» بغضمان را میشکند.
«تاریخ مردم» تاریخ شاهان و سرداران نیست، تاریخ ماست؛ و ما آنقدر زیادیم که این روزها فراموش نخواهد شد...
مسعود جوزی
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌 ۳۰ ژانویه ۱۸۹۹ تولد تایلر مخترع واکسن تب زرد
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️مَکس تایلر پزشک و ویروسشناس آمریکایی آفریقاییتبار، استاد اپیدمیولوژی و بهداشت عمومی دانشگاه ییل، و نخستین برنده آفریقایی جایزه نوبل بود که در ۱۹۵۱ برای اختراع واکسن تب زرد جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را دریافت کرد.
«ویروس تایلر» که وی در ۱۹۳۷ کشف کرد علت شناختهشده فلج و آنسفالومیلیت موشی است که در میمون و انسان بیماریزا نیست و اکنون به عنوان یک مدل استاندارد برای مطالعه بیماری ام اس به کار میرود.
وی در پرتوریا، آفریقای جنوبی به دنیا آمد و پدرش آرنولد تیلر یک دامپزشک و باکتریشناس بود. او پس از تحصیل در دانشکده پزشکی دانشگاه کیپ تاون، دانشکده پزشکی بیمارستان سنت توماس، کالج کینگ، و دانشکده بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن، در ۱۹۲۲ به عنوان محقق به دانشکده پزشکی گرمسیری دانشگاه هاروارد رفت.
او چندین سال را صرف تحقیق در زمینه اسهال خونی آمیبی و تلاش برای توسعه واکسنی برای تب گزش موش کرد و در ۱۹۳۰ به ریاست آزمایشگاه ویروسشناسی انستیتو راکفلر در نیویورک منصوب شد.
وی کار بر روی تب زرد را از زمانی آغاز کرده بود که دستیار اندرو سلاردز (پزشک آمریکایی و استاد طب گرمسیری دانشگاه هاروارد) بود.
کارلوس فینلِی پزشک و همهگیریشناس کوبایی اولین بار در دهه ۱۸۷۰ متوجه شد پشه ناقل بیماری تب زرد است و نظریه او در اوایل قرن بیستم با آزمایشهای کمیسیون والتر رید به تأیید رسید.
تایلر و همکارانش در ۱۹۲۶ فرضیه هیدهیو نوگوچی (باکتریشناس ژاپنی و محقق انستیتو راکفلر) مبنی بر اینکه تب زرد ناشی از باکتری لپتوسپیرا ایکتروییدس است را رد کردند و در ۱۹۲۸ (یک سال پس از شناسایی و جداسازی ویروس تب زرد در آفریقای غربی) نشان دادند که ویروسهای تب زرد در آفریقا و آمریکای جنوبی از نظر ایمونولوژیکی یکسان هستند.
تایلر در جریان تحقیقات خود به تب زرد مبتلا شد اما زنده ماند و در مقابل این بیماری مصونیت پیدا کرد. او موفق شد ویروس تب زرد را به موشها منتقل کند و نشان داد تزریق نوع ضعیفشده این ویروس (سویه ۱۷دی) باعث مصونیت میمونهای رزوس در برابر این بیماری میشود.
این واکسن نخستین بار در ۱۹۳۷ بهطور موفق بر روی انسان نیز آزمایش شد و میلیونها نفر به کمک آن از مرگ احتمالی نجات یافتند. تایلر ابتدا آزمایشی برای اثربخشی واکسنهای تجربی طراحی کرد.
در این آزمایش موسوم به «آزمایش محافظت موش» سرم افراد واکسینهشده به موشها تزریق شد تا مشخص شود که آیا از موشها در برابر ویروس تب زرد محافظت میکند یا خیر. این آزمایش تا پس از جنگ جهانی دوم با تغییراتی به عنوان معیاری برای سنجش ایمنی مورد استفاده قرار میگرفت.
تایلر در ۱۱ آگوست ۱۹۷۲ در ۷۳ سالگی در نیوهیون، کنتیکت درگذشت. از افتخارات دیگرش میتوان به عضویت در کالج سلطنتی پزشکان لندن و کالج سلطنتی جراحان بریتانیا و دریافت نشان چالمرز انجمن سلطنتی پزشکی گرمسیری و بهداشت (۱۹۳۹)، نشان تمجید دانشگاه هاروارد (۱۹۴۵)، و جایزه لَسکر (۱۹۴۹) اشاره کرد.
📌تصویر: تمبر یادبود مَکس تایلر، آفریقای جنوبی، ۱۹۹۶.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌نشریه طبیب، زمستان ۱۴۰۴
#فرسودگی_شغلی
#خودکشی_پزشکان
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
🎙منشاء خوشبختی (۵)
بحثی درباره کتاب «منشاء خوشبختی» (بخش پنجم)
دکتر آذرخش مکری
#مکری #آذرخش_مکری
آبان ۱۳۹۹
بخش اول
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌بیانیه جمعی از اعضای مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی درباره کشیده شدن اقدامات امنیتی به مراکز درمانی
🔹 بسمه تعالی
ما، جمعی از اعضای مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی کشور، در اجرای وظیفه قانونی و حرفهای خود و در پی رخدادهای اخیر و کشیده شدن تنشها و اقدامات امنیتی به برخی بیمارستانها و مراکز درمانی، مراتب اعتراض و نگرانی جدی خود را اعلام میداریم.
بیمارستانها و مراکز درمانی، بر اساس اصول مسلم اخلاق پزشکی، قوانین موضوعه کشور و تعهدات بینالمللی، فضاهایی بیطرف، امن و مصون از هرگونه اقدام تنشزا و قهری محسوب میشوند. این مصونیت، یک اصل حقوقی بنیادین بوده و رعایت آن در تمامی شرایط الزامی است.
هرگونه حضور یا اقدامی که منجر به ایجاد ناامنی، اختلال در ارائه خدمات درمانی یا تهدید سلامت جسمی و روانی بیماران، همراهان و کارکنان نظام سلامت شود، واجد وصف تخلف و در مواردی میتواند واجد مسئولیت قانونی برای آمران و عاملان آن باشد. تأمین امنیت مراکز درمانی، تکلیف قانونی و غیرقابل واگذاری نهادهای مسئول است.
کادر درمان، فارغ از هرگونه منازعه یا تنش اجتماعی، بر اساس قوانین و سوگند حرفهای خود موظف به ارائه خدمات درمانی بدون تبعیض است و ایفای این تکلیف، مستلزم برخورداری از محیطی امن و عاری از تهدید میباشد. نقض امنیت بیمارستانها، بهطور مستقیم حق سلامت شهروندان و نظم ارائه خدمات درمانی را مخدوش میسازد.
بر این اساس، ما بهعنوان اعضای مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی کشور، بهطور صریح و مشخص مطالبات قانونی زیر را اعلام مینماییم:
۱. اجرای قاطع و بدون مسامحه اصل مصونیت حریم بیمارستانها و مراکز درمانی از هرگونه درگیری، اقدام امنیتی و مداخله تنشزا
۲. صدور و ابلاغ فوری دستورالعملهای شفاف، الزامآور و قابل نظارت با هدف منع ورود هرگونه ابزار یا اقدام سرکوبگرانه به حریم محیطهای درمانی
۳. انجام رسیدگی مستقل، شفاف و مستند به وقایع رخداده و اعلام نتایج آن به افکار عمومی، همراه با پاسخگویی قانونی در صورت احراز تخلف یا قصور
۴. تضمین حقوقی و اجرایی امنیت فیزیکی و روانی بیماران، همراهان و کارکنان نظام سلامت، بهعنوان بخشی از تکالیف قانونی حاکمیت.
بدیهی است استمرار یا عادیسازی نقض حرمت و امنیت بیمارستانها، موجب تضییع حق سلامت شهروندان و خدشه به اعتماد عمومی شده و مسئولیت حقوقی و اجتماعی آن متوجه مراجع ذیربط خواهد بود.
اسامی امضاکنندگان
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com