1950
کانال تلگرامی ماهنامه پزشکان گیل (انتشار از ۱۳۸۲) مدیر مسوول: دکتر مسعود جوزی (@Msd_79) تماس با ما در گروه گفتگو: t.me/pezeshkandg سایت: pezeshkangil.com اینستاگرام: instagram.com/pezeshkangil بازنشر مطالب با نام کانال (و چه بهتر نشانی آن) بلامانع است.
📌 ۱۰ فوریه ۱۸۷۴ مرگ پروکتر پدر داروسازی آمریکا
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️ویلیام پروکتر جونیور متولد ۳ مه ۱۸۱۷ داروساز آمریکایی بود که اغلب به خاطر نقش کلیدی در تأسیس انجمن داروسازان و تدوین فارماکوپه ایالات متحده (یواسپی) به عنوان «پدر داروسازی آمریکا» شناخته میشود. او همچنین نویسنده اولین درسنامه داروسازی آمریکا بود.
وی در بالتیمور، مریلند به دنیا آمد و از ۱۴ سالگی به عنوان کارآموز نزد هِنری ام. زولیکوفر در فیلادلفیا، پنسیلوانیا مشغول به کار شد. یک داروساز به نام الیاس دوران که در فرانسه درس خوانده بود، پروکتر را تشویق کرد که به کار تحقیق در زمینه سنجش داروها بپردازد.
سنجش داروها در آن زمان در حال تبدیل به به یک حرفه تخصصی بود. عمدهفروشان پیش از پذیرش محموله، هزینه تجزیه و تحلیل داروها را پرداخت میکردند و اقلام دارویی وارداتی میتوانستند از نظر کیفیت بسیار متفاوت باشند. داروهایی که کیفیت آنها در اروپا رد میشد، گاهی به آمریکا ارسال میشدند و بسیاری از فروشندگان با افزودن مواد بیاثر مانند خاک اره، وزن کالاهای خود را افزایش میدادند.
فارماکوپه در واکنش به این وضعیت برای تعیین استانداردهای کیفیت دارو شکل گرفت و اولین نسخه آن در ۱۸۲۰ منتشر شد. پروکتر در ویراست ۱۸۴۰ این اثر مشارکت داشت و بعدها توسط کمیته فارماکوپه به عنوان مشاور استخدام شد. یواسپی در کنار نشنال فورمولاری به عنوان استانداردهای رسمی در قانون غذا و داروی ۱۹۰۶ پذیرفته شدند.
پروکتر پس از تحصیل در کالج داروسازی فیلادلفیا در ۱۸۴۴ داروخانه خود را افتتاح کرد و مغازهاش به جای دکه تنقلات دارای یک آزمایشگاه و کتابخانه بود. نتایج آزمایشهای وی بر روی روغنهای فرار (عطرها و اسانسها) با روشها و دستگاههای جدید در مجله داروسازی آمریکا منتشر میشد.
او در ۱۸۴۸ به سردبیری این مجله منصوب شد و علاوه بر پوشش مطالعاتی که در ایالات متحده انجام میشد، چکیده مقالات منتشر شده در بریتانیا و فرانسه را نیز منتشر میکرد. جنگ داخلی بر منابع مالی مجله تأثیر گذاشت زیرا جنوبیها اشتراک مجله را متوقف کردند و پروکتر تلاش کرد با کاهش تعداد صفحات مورد نیاز و کمکهای مالی کالج داروسازی، انتشار مجله را ادامه دهد.
وی با شرکت در کنوانسیون داروسازان در نیویورک نقش کلیدی در تأسیس انجمن داروسازی آمریکا در سال ۱۸۵۱ داشت و از طریق سرمقالههای مجله خود برای آن لابیگری کرد. تا اواسط قرن ۱۹ هیچ کتاب درسی برای داروسازی وجود نداشت اما این وضعیت در ۱۸۴۷ با انتشار کتاب «فن داروسازی» توسط کارل فریدریش مور شیمیدان آلمانی تغییر کرد.
این کتاب در انگلستان توسط تئوفیلوس ردوود ترجمه و با شیوههای انگلیسی تطبیق داده شد و تحت عنوان «داروسازی عملی» در ۱۸۴۸ به آمریکا رسید. پروکتر نسخه خود از این کتاب را با حدود یک سوم مطالب جدید در ۱۸۴۹ منتشر کرد.
او معتقد بود که کارآموزی بهترین راه برای آموزش داروسازان است و کلاسهایش همواره شامل نمایش تکنیکهای داروسازی مانند خیساندن، گرفتن عصاره، و تقطیر بود که به دنبال آن بحثی در مورد داروها و آمادهسازی آنها ارائه میشد. وی در ۵۶ سالگی اندکی پس از اتمام کلاس خود در کالج فیلادلفیا درگذشت.
📌تصویر: پدر داروسازی آمریکا، تاریخچه داروسازی، اثر رابرت تام نقاش آمریکایی، ۱۹۵۶.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲ فوریه ۱۹۷۲ پخش «آخرین رسوایی بزرگ»
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️«ویلوبروک: آخرین رسوایی بزرگ» مستند ۲۸ دقیقهای از جرالدو ریوِرا خبرنگار آمریکایی بود که در ۲ فوریه ۱۹۷۲ از شبکه ۷ تلویزیون نیویورک پخش شد و ازدحام شدید، شرایط خطرناک، و آزار جسمی و جنسی بیماران در مدرسه دولتی ویلوبروک در استاتن آیلند را به نمایش گذاشت.
حدود ۵ هزار کودک و بزرگسال معلول ذهنی در این مؤسسه سکونت داشتند. رابرت اف. کندی سناتور نیویورک هنگام بازدید از ویلوبروک در ۱۹۶۵ آن را با یک «لانه مار» مقایسه کرد، با ساکنانی که «در کثیفی و آلودگی زندگی میکنند و لباسهای ژنده بر تن دارند، در اتاقهایی که از قفسهای حیوانات در باغوحش راحتتر و شادتر نیستند».
مدرسه ایالتی ویلوبروک بزرگترین مرکز دولتی نگهداری از معلولان ذهنی در آمریکا بود که در ۱۹۴۷ تأسیس شد و برای ۴ هزار نفر طراحی شده بود اما تعداد ساکنان آن در ۱۹۶۵ به بالغ بر ۶ هزار نفر رسید و بیماری هپاتیت (عمدتاً هپاتیت آ) بهویژه طی دهه اول فعالیت این مدرسه به شدت در میان آنان شایع بود.
محققان پزشکی در ابتدا تحقیقاتی در مورد این بیماری و اثرات آن در مدرسه انجام دادند که پس از اعتراض عمومی متوقف شد. یکی از این مطالعات شامل خوراندن ویروس زنده هپاتیت از نمونههای مدفوع بیماران به ۶۰ کودک سالم بود.
ایالت نیویورک یک برنامه اصلاحی پنج ساله تدوین کرد، اما شرایط در اوایل دهه ۱۹۷۰ به سرعت رو به وخامت گذاشت. تحقیقات استاتن آیلند اَدونس درباره ویلوبروک در ۱۹۷۱ منتشر شد. یکی از پزشکان اخراجشده از ویلوبروک به نام مایکل ویلکینز که به افشاگر ویلوبروک معروف شد، مدارکی در اختیار تلویزیون محلی گذاشت که در نهایت به دست ریوِرا رسید.
ریوِرا از بیماران این موسسه دولتی در «شرایط کنترلنشده» فیلمبرداری کرد. این مستند که جایزه پیبادی را برای ریوِرا به ارمغان آورد توجه گستردهای را به خود جلب کرد، بینندگان وحشتزده شدند، و موج گستردهای از اعتراضات در سراسر کشور شکل گرفت.
تقریباً برای هر ۵۰ کودک یک مراقب وجود داشت که بسیاری از آنها در طول روز بدون لباس در بخش مینشستند. تنها صدایی که همکاران ریوِرا میشنیدند چیزی شبیه ناله جمعی مبهم بود: «این شکلی بود. این صدایی بود که داشت. اما چطور میتوانم در مورد بوی آن برایتان بگویم؟ بوی کثافت، بوی بیماری و بوی مرگ میداد.»
والدین ساکنان ویلوبروک در مارس ۱۹۷۲ دادخواستی دستهجمعی ارائه دادند و حکمی که در آوریل ۱۹۷۵ صادر شد به لزوم اجرای استانداردهای جدید مراقبت و بهبود عملکرد این مرکز تأکید داشت.
سوابق و اسناد مربوط به تجربیات ساکنان و کارکنان مدرسه و فعالیتهایی که باعث تعطیلی مدرسه در ۱۹۸۷ و تصویب قانون حمایت از معلولین در ۱۹۹۰ شدند، توسط بایگانی کتابخانه کالج استاتن آیلند نگهداری میشود.
تحقیقات نیویورک تایمز در فوریه ۲۰۲۰ نشان داد که برخی فارغالتحصیلان ویلوبروک همچنان در خانههای گروهی کوچکتر مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. افشاگری ریوِرا الهامبخش جان لنون و یوکو اونو برای برگزاری کنسرتی خیریه در آگوست ۱۹۷۲ بود که نسخهای از آن پس از مرگ لنون با عنوان «زنده در شهر نیویورک» منتشر شد و این کنسرت در ۲۰۲۴ محور اصلی مستند «یک به یک: جان و یوکو» بود.
📌تصویر: پوستر مستند «یک به یک: جان و یوکو»، ۲۰۲۴.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنهای از مستند «ویلوبروک: آخرین رسوایی بزرگ»، ۱۹۷۲.
در این روزهای تلخ دکتر محمدصادق پیروز لاهیجی، استاد برجسته و پیشکسوت و خیر چشمپزشکی ایران هم درگذشت.
با تسلیت به ملت ایران بهویژه اهالی لاهیجان و جامعه پزشکی کشور، مختصری از زندگی پربار این استاد یگانه را در پست بعد تقدیم میکنیم.
یادش گرامی باد!
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌 ۱ فوریه ۱۸۹۸ تولد دانمارک پیرترین پزشک کودکان جهان
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️لیلا آلیس داتری دانمارک پزشک آمریکایی بود که تا هنگام بازنشستگی در مه ۲۰۰۱ با ۱۰۳ سال سن و ۷۳ سال طبابت مسنترین متخصص اطفال در جهان محسوب میشد و زمانی که بازنشسته شد نوهها و نتیجههای اولین بیمارانش را درمان میکرد.
او یک اَبَرصدساله (کسی که بیش از ۱۱۰ سال زندگی کند) بود که ۱۱۴ سال و ۶۰ روز زیست و به دلیل مشارکت در اختراع واکسن سیاه سرفه، یکی از معدود اَبَرصدسالههای تاریخ به شمار میآید که به دلایلی غیر از عمر طولانی به شهرت رسید. دانمارک در فهرست اَبَرصدسالههای آمریکا رتبه ۸۱ و در فهرست پزشکان ۱۰۰ ساله جایگاه اول را داشت.
وی در پورتال، جورجیا به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج تیفت و کالج پزشکی جورجیا، درمان کودکان را از ۱۹۲۸ آغاز کرد. دانمارک به عنوان تنها زن کلاس، سومین زن دانشآموخته کالج پزشکی جورجیا بود. او دوره دستیاری را در بیمارستان گریدی مموریال در آتلانتا، جورجیا گذراند.
دانمارک اولین پزشک شاغل در بیمارستان کودکان هنریتا اگلستون، دانشگاه اموری بود و از دهه ۱۹۳۰ با حمایت شرکت الی لیلی به تحقیق درباره بیماری مرگبار سیاه سرفه پرداخت.
او در کتاب «هر کودکی باید شانسی داشته باشد» (۱۹۷۱) به بحث در مورد تربیت کودک پرداخت و از اولین پزشکانی بود که به مضرات سیگار کشیدن بزرگسالان در اطراف کودکان و مصرف مواد مخدر توسط زنان باردار اشاره کرد.
وی باور داشت که نوشیدن شیر گاو مضر است و همچنین توصیه میکرد که کودکان و بزرگسالان به جای نوشیدن آب میوه، میوه تازه بخورند و فقط آب بنوشند. او کتاب دوم خود را با همکاری مادیا لینتون بومن با عنوان «این را دکتر دانمارک گفت!» (۱۹۹۸) نوشت، توصیههای باتجربهترین متخصص اطفال آمریکا به مادران:
«چه کسی در دنیا میداند چه چیزی برای نوزاد من بهتر است؟ شما میدانید! اگر مادران فقط از مغز خود استفاده کنند و مسئولیت بپذیرند، میدانند برای فرزندانشان چه کاری انجام دهند.»
📌 ۳۱ ژانویه ۱۹۸۳ مرگ بورخولدر کاشف بورخولدریا
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️والتر هاگمایر بورخولدر (بورکهولدر، بورکی) متولد ۱ فوریه ۱۸۹۱ آسیبشناس گیاهی و باکتریشناس آمریکایی بود که به اثبات نقش باکتریها به عنوان پاتوژنهای گیاهی کمک کرد.
وی در کرافوردزویل، ایندیانا به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج وابش و دانشگاه کورنل به عنوان استاد آسیبشناسی گیاهی در دانشگاه کورنل مشغول به کار شد.
او فعالیت علمی خود را با تحقیق در مورد قارچهای بیماریزا در گیاهان آغاز کرد و به طور خاص به بیماریهای لوبیا علاقه داشت. وی یک مرجع جهانی در مورد باکتریهای بیماریزا در گیاهان بود و بهخاطر تحقیقات برجستهاش جایزه خدمات شایسته را از تعاونی بهبود لوبیا، یک سازمان ملی در زمینه اصلاح محصولات لوبیا، دریافت کرد.
بورکی سالها ویراستار بخش باکتریهای بیماریزای گیاهی در «راهنمای تشخیص باکتریها» (دستنامه باکتریشناسی توصیفی، باکتریشناسی بِرگی، دیوید هندریک بِرگی، چاپ اول، ۱۹۲۳) بود که یک مرجع معتبر برای طبقهبندی باکتریها محسوب میشود. او مجموعه بزرگی از باکتریهای بیماریزای گیاهی را گردآوری کرد که در دسترس دانشمندان سراسر جهان قرار دارد.
پیش از آن جنس فیتومونا یک عنوان کلی شامل مجموعهای ناهمگن از باکتریهای میلهای شکل بدون توجه به خواص بیولوژیکی متمایز آنها بود. وی با طبقهبندی مجدد آنها به جنسهای مجزا از جمله آگروباکتریوم، کورینهباکتریوم، اِروینیا، سودومونا و زانتومونا، به یک مرجع جهانی تبدیل شد و کار بنیادی را برای طبقهبندی باکتریایی مدرن پایهگذاری کرد.
او در ۱۹۵۰ برای اولین بار باکتری سودومونا سپاسیه (کاپیشیا) را توصیف کرد که بعدها بهطور مجزا به افتخار او تحت عنوان بورخولدریا (بورکهولدریا) طبقهبندی شد. این باکتری عامل پوسیدگی پیاز (بیماری پوست ترش) است و در اطراف ریشه بسیاری از گونههای گیاهی تشکیل کلنی میدهد.
بورخولدریا مالئی عامل بیماری مشمشه (گلاندرز) در احشام و تکسمیها و بهویژه اسب و جزو بیماریهای مشترک انسان و دام است که در طول جنگ جهانی اول توسط آلمان به عنوان سلاح بیولوژیک به کار رفت. بورخولدریا سودومالئی نیز عامل بیماری شبهمشمشه (ملیوئیدوز) در انسان است و بهطور بالقوه جزو سلاحهای میکروبی و عوامل بیوتروریسم محسوب میشود.
برخی سویههای بورخولدریا پاتوژنهای فرصتطلب در افراد مبتلا به فیبروز کیستی (بورخولدریا سنوسپاسیه) هستند و همچنین در استئومیلیت مهرهای در معتادان تزریقی نقش دارند.
بورکی یک روز پیش از ۹۲ سالگی در ایتاکا، نیویورک درگذشت. از افتخارات او میتوان به عضویت در انجمن باکتریشناسان، انجمن بومشناسی، انجمن آسیبشناسی گیاهی، و انجمن پیشرفت علوم آمریکا و آکادمی علوم نیویورک اشاره کرد.
📌تصویر: کلنیهای چینخورده صورتیرنگ بورخولدریا سودومالئی در محیط کشت انتخابی اَشداون.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ تولد چِخوف
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۹ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️آنتون پاولوویچ چِخوف پزشک و نویسنده روسی بود که اغلب به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان داستان کوتاه تمام دورانها و یکی از سه چهره تأثیرگذار تئاتر مدرن (در کنار هنریک ایبسِن و آگوست استریندبرگ) شناخته میشود.
برخی منتقدان وی اغلب تحت تأثیر ذهنیت سیاسی خود انگشت بر فاصلهگیری او از سیاست میگذارند. با آنکه چِخوف تقریباً هیچگاه به دنبال ارائه پیام اجتماعی یا اخلاقی نبود اما شیوهاش در مقایسه با نویسندگانی چون گورکی جنبههای بیشتری از حقایق سیاه زندگی رعیت روسی را آشکار کرد.
او یک بار در پاسخ به توصیه دوستش الکسی سووُرین (ژورنالیست و ناشر روسی) مبنی بر این که بهتر است پزشکی را کنار بگذارد گفته بود:
«...پزشکی همسر قانونی من است و ادبیات معشوقهام. وقتی یکی اعصابم را خرد میکند، شب را با دیگری میگذرانم...»
📌 ۲۸ ژانویه ۱۹۹۲ مرگ یولپه پدر «نئووُلا»
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۸ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️آروو هنریک یولپه متولد ۲۷ اکتبر ۱۸۸۷ پزشک فنلاندی و استاد دانشگاه هلسینکی بود که نقش بهسزا در کاهش چشمگیر مرگومیر نوزادان طی قرن بیستم داشت و اغلب به عنوان پدر «نئووُلا» شناخته میشود، شبکه درمانگاههای نوزادان فنلاند که در ۱۹۲۲ تأسیس شد.
«نئووُلا» عمدتاً بر رشد و سلامت کودکان تازه متولد شده و مادران آنها، راهنمایی خانوادهها در زمینه مراقبت از کودک، و حمایت از تعامل والدین با کودک تمرکز دارد.
یولپه در آکا در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد و ریزنقش بود. وی در دانشگاه هلسینکی و بیمارستان سلطنتی کودکان برلین به تحصیل پرداخت و پایاننامهاش در ۱۹۱۳ درباره متابولیسم بیلیروبین نوزادان بود.
تحقیقات او نشان داد مرگ نوزادان نارس معمولاً حاصل عوامل قابل درمان و نه نارس بودن و نقص رشد است و این امر انگیزهای برای پیشرفت در درمان و علوم مربوط به نوزادان نارس شد.
او در طول جنگ جهانی اول در برلین به طبابت پرداخت و حتی گویش برلینی را برای جلب اعتماد بیمارانش آموخت، طوری که اغلب مادران ترجیح میدادند «برلینی کوچک» از نوزادانشان مراقبت کند.
یولپه پس از بازگشت به فنلاند به استادی بیمارستان دانشگاه هلسینکی منصوب شد و در ۱۹۲۲ نخستین مرکز مشاوره برای مراقبت از کودکان خردسال را در بیمارستان لاستنلینا (قلعه کودکان) تأسیس کرد.
وی به مدت ۴ دهه عنوان «پزشک ارشد» (آرکیدیاتریست، مسنترین فرد در حرفه پزشکی، بالاترین عنوان افتخاری اعطا شده به یک پزشک در فنلاند) را در اختیار داشت و در سطح بینالمللی به خاطر تحقیقاتش در مورد نوزادان نارس شناخته میشد.
در آن زمان اصطلاح «نوزاد نارس» در مواردی به کار میرفت که دوره بارداری ۲۶۰ روز یا کمتر باشد. ژولیوس هِس (پدر طب نوزادان آمریکا) در ۱۹۲۲ این اصطلاح را برای نوزادانی پیشنهاد کرد که پیش از پایان دوره طبیعی بارداری (چهل هفته) متولد میشوند.
آکادمی طب اطفال آمریکا در ۱۹۳۵ طی نشستی که هِس ریاست آن را بر عهده داشت پیشنهاد یولپه در ۱۹۱۹ را پذیرفت و برای اهداف آماری، یک نوزاد نارس را نوزادی دانست که صرف نظر از طول دوره بارداری در هنگام تولد ۲۵۰۰ گرم یا کمتر وزن داشته باشد، پیشنهادی که بعدها توسط سازمان سلامت جهانی نیز پذیرفته شد.
یولپه مقالات متعددی در مورد مراقبت از نوزادان در مجلات معتبر بینالمللی منتشر کرد و سهم بهسزا در گسترش آموزش پرستاری، پیشرفت صنعت داروسازی (به عنوان یکی از سهامداران و بنیانگذاران شرکت داروسازی اوریون)، و ارتقای آگاهی عمومی در مورد مسائل پزشکی در فنلاند (از طریق نگارش آثاری چون «مادری که از کودک نوپایش مراقبت میکند» در ۱۹۱۹، کتاب مصور «الفبای سلامت کودکان» در ۱۹۲۵، و کتاب خاطراتش تحت عنوان «زندگی من با کوچک و بزرگ» در ۱۹۶۴ داشت.
وی که در سالهای بازنشستگی خود به نماد ملی طول عمر و سبک زندگی سالم تبدیل شده بود در ۱۰۴ سالگی در هلسینکی درگذشت و در گورستان هیتانیمی به خاک سپرده شد. از افتخارات دیگر او میتوان به ریاست اتحادیه مانرهایم برای رفاه کودکان (۱۹۲۰) و دریافت نشان نیلز روزن فون روزنشتاین (انجمن طب کودکان سوئد، ۱۹۶۴) اشاره کرد. انجمن طب اطفال فنلاند از ۱۹۵۷ جایزه و نشان یولپه را به چهرههای برجسته پزشکی کودکان اعطا میکند.
📌تصویر: تمبر یادبود صدمین سال تولد یولپه، فنلاند، ۱۹۸۷.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۸ ژانویه ۱۹۲۵ مرگ بانتی کاشف سندرم بانتی
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۸ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️گیدو بانتی متولد ۸ ژوئن ۱۸۵۲ پزشک و آسیبشناس ایتالیایی بود که بیشتر با اصطلاح «بیماری یا سندرم بانتی» شناخته میشود.
او به مطالعه در زمینه انواع مختلف بزرگی طحال پرداخت و برای اولین بار نوعی را که مشخصه آن کمخونی پیشرونده در بزرگسالان بود و در نهایت منجر به سیروز کبد، آسیت، و مرگ میشد توصیف کرد. مقاله تاریخی وی با عنوان «کمخونی طحالی» در مجله «آرشیو آناتومی پاتولوژیک» (۱۸۸۲) منتشر شد.
این بیماری که بعدها به احترام وی «سندرم بانتی» نام گرفت به احتقان مزمن و بزرگی طحال (اسپلنومگالی) ثانویه به استاز وریدی و انسداد ورید باب (پورت) گفته میشود که علت آن معمولاً لختگی خون، التهاب، یا ناهنجاری مادرزادی است و اغلب با تخریب زودرس سلولهای خون، کمخونی، لکوپنی، ترومبوسیتوپنی، خونریزی دستگاه گوارش، زردی، سیروز کبد، و آسیت مشخص میشود.
بانتی تصور میکرد بزرگی طحال در این بیماران اولیه و ناشی از نوعی توکسین (سم) است اما بعدها روشن شد که منشاء آسیب در ورید پورت است. وی همچنین مطالعات نوآورانهای در مورد قلب، بیماریهای عفونی و باکتریشناسی، امراض کلیوی، بیماریهای ریه، سرطان خون و آفازی حرکتی انجام داد.
او باور داشت که بزرگی طحال علت تخریب سلولهای قرمز و کمخونی است و به پیشنهاد وی اولین جراحی برداشتن طحال (اسپلنکتومی) برای درمان زردی همولیتیک در ۱۹۰۳ در فلورانس انجام شد.
بانتی نویسنده اولین کتاب درسی در ایتالیا در مورد تکنیکهای باکتریشناسی (راهنمای فنی باکتریشناسی، ۱۸۸۵) بود و تألیف مجموعه آناتومی پاتولوژیک را که هرگز کامل نشد در ۱۹۱۱ آغاز کرد. او برخلاف بسیاری از صاحبنظران زمان خود باور داشت سرطان خون (لوسمی) نوعی سارکوم و حاصل تکثیر کنترلنشده سلولهای خونساز مغز استخوان و غدد لنفاوی است، ایدهای که با تعریف امروزی مطابقت بسیاری دارد.
وی در مونتهبیشیری، توسکانی به دنیا آمد و پدرش نیز پزشک بود. او در دانشگاه پیزا و دانشگاه فلورانس به تحصیل پرداخت و از ۱۸۸۳ استاد دانشگاه فلورانس و پزشک ارشد بیمارستان سانتا ماریا نووا در فلورانس بود.
بانتی در ۱۸۹۵ به ریاست انستیتو آناتومی پاتولوژیک دانشگاه فلورانس منصوب شد. او علاوه بر توصیف بیماری بانتی، مجموعهای از مطالعات پیرامون اندوکاردیت و نفریت (۱۸۹۵) و پاتولوژی ریه (۱۹۰۲) انجام داد.
وی در ۷۲ سالگی در فلورانس درگذشت.
📌تصویر: نمای قدیمی بیمارستان سانتا ماریا نووا، اثر فابیو بوربوتونی، فلورانس، قرن ۱۷.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
شکر (قند)، بازیگر هزار چهره
ترجمه: دکتر محمدحسن هدایتی امامی، متخصص داخلی-غدد
با گذشت زمان، اگر دفعات شیرینی خوردنتان زیاد باشد، مغزتان دایم در انتظار آن است که باز هم شیرینی بخورید یا بنوشید تا از آن انرژی بهدست بیاورد. مغز یاد میگیرد که نه فقط برای کسب انرژی، بلکه برای لذتی که شکر بههمراه خود میآورد، آن را طلب کند. همین است که خوردن شیرینی ممکن است به یک عادت تبدیل شود: مغز ما لذت را بهخاطر میسپارد و ما را وادار میکند دوباره و دوباره سراغ یک لقمه شیرین دیگر برویم.
📌وقتی حریم درمان شکست
📌روایت شاهدان عینی از وقایع بیمارستان امام خمینی ایلام و گفتوگو با نماینده ایلام و رئیس روابط عمومی وزارت بهداشت
📍وزارت بهداشت: محیطهای درمانی، محلی امن برای درمان بیماری است؛ این موضوع دیگر نباید تکرار شود
گزارش از: الهه محمدی، روزنامه هممیهن
در روزهای گذشته و با گستردهتر شدن اعتراضات مردم در شهرهای مختلف، نام یک شهر بیشتر از همه بر سر زبانها افتاده است؛ «ملکشاهی» در استان ایلام. پس از برخوردهای شدید با معترضان در این شهر و انتقال مجروحان به بیمارستان امام خمینی ایلام، ویدئوهایی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد که از ورود نیروهای یگان ویژه و برخورد با بعضی افراد در فضای بیمارستان حکایت داشت؛ تصاویری که بهسرعت واکنشهای گستردهای را در میان فعالان اجتماعی، کاربران شبکههای اجتماعی، دانشجویان علوم پزشکی و جامعه درمانی کشور برانگیخت و این پرسش را پررنگ کرد که چرا حریم امن بیمارستان، نقض شده است؟
ادامه در: هممیهن آنلاین
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌 مفهوم بیطرفی پزشکی چیست؟
🟡 دکتر بابک عزیزافشاری
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️بیطرفی (نوترالیته) پزشکی به عدم مداخله در امور پزشکی در جریان منازعات مسلحانه و ناآرامیهای مدنی گفته میشود. در چنین شرایطی پزشکان باید اجازه یابند درمان بیماران و مجروحین را بدون توجه به گرایش نظامی یا سیاسی، مذهب، نژاد، یا قومیت آنان انجام دهند.
طرفین درگیری باید ضمن برقراری امنیت از حمله به کارکنان و مراکز درمانی و ممانعت از ارائه خدمات یا سوءاستفاده از امکانات یا نمادهای پزشکی خودداری کنند.
مفهوم اصل بیطرفی پزشکی مبتنی بر مقررات بینالمللی (صلیب سرخ و هلال احمر)، مبانی حقوق بشر، اصول عرفی، مذهبی، و اخلاق پزشکی است. مصداقهای نقض بیطرفی پزشکی که مشمول جنایات مندرج در کنوانسیون ژنو است بهطور مشخص شامل موارد زیر است:
- حمله به مصدومین، بیماران، مراکز، وسایل نقلیه، و کارکنان درمانی.
- جلوگیری از معالجه افراد نیازمند به مراقبت درمانی توسط کارکنان درمانی.
- اجبار کارکنان درمانی به ارتکاب اعمالی که ناقض مسؤولیت اخلاقی آنان است.
- سوءاستفاده عامدانه از امکانات درمانی، وسایل نقلیه، روپوش، و سایر نمادهای پزشکی برای اهداف غیرمرتبط با کمکهای عمومی و درمانی.
- ممانعت عامدانه از دسترسی به امکانات درمانی.
- بازداشت کارکنان درمانی یا افرادی که به دنبال مراقبتهای پزشکی هستند.
🔗منبع: ویکیپدیا
در اینباره بخوانید:
خودداری از پذیرش مصدوم جرم است
/channel/pezeshkangil/9105
و نیز:
«قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی» مصوب ۱۳۵۴/۳/۵ با اصلاحات و الحاقات بعدی
/channel/pezeshkangilarch/686
و
«آییننامه قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی» مصوب ۱۳۶۴/۱۰/۱۵ با اصلاحات و الحاقات بعدی
/channel/pezeshkangilarch/687
Tel: t.me/pezeshkangil
Site: pezeshkangil.com
Insta: instagram.com/pezeshkangil
📌 ۵ ژانویه ۱۸۲۶ تولد وُلپیان کاشف فیبریلاسیون قلبی
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۵ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️اِدمه فلیکس آلفرد وُلپیان پزشک و نورولوژیست فرانسوی و در کنار بهترین دوستش ژان مارتین شارکو از پایهگذاران نورولوژی نوین بود که بیشتر با اصطلاحاتی مانند «پدیده وُلپیان-هایدنهاین-شرینگتون» (انقباض عضلانی آهسته در غیاب عصبدهی عصبی-عضلانی و به دلیل تحریک رشتههای کولینرژیک اتونوم عروق خونی)، سندرم وُلپیان-برنهارت (فلج دوطرفه آمیوتروفیک بازوها، سندرم بازوهای آویزان، سندرم مرد در بشکه)، و فلج وُلپیان (از بین رفتن حرکات ارادی به دنبال تجویز کورار که با حفظ انقباضات ناشی از تحریک الکتریکی عصب همراه است) شناخته میشود.
او همچنین نشان داد که آدرنالین در مدولای غده فوقکلیوی تولید میشود و اولین کسی بود که از اصطلاح «فیبریلاسیون» برای توصیف ریتم نامنظم و آشفته قلب استفاده کرد. وُلپیان در ۱۸۵۶ با مشاهده قهوهای شدن عصاره غده فوقکلیوی در معرض هوا و سبز شدن آن توسط نمکهای آهن، مادهای را در این غده شناسایی کرد که بعدها آدرنالین نام گرفت.
موضوع پایاننامه دانشجویش ژان لویی پرووُست در ۱۸۶۴ انحراف چشمها به سمت مخالف فلج در سکته مغزی (یعنی به سمت ضایعه مغزی) بود که «علامت یا قانون پرووُست-وُلپیان» نام گرفت.
وی در پاریس به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج لویی لو گراند، به عنوان دستیار آزمایشگاه در موزه تاریخ طبیعی پاریس مشغول به کار شد. او از ۱۸۴۵ تحصیلات خود را در دانشکده پزشکی پاریس ادامه داد و در ۱۸۴۹ به استادی تاریخ طبیعی مدرسه عالی چپتال منصوب شد. عنوان پایاننامه وُلپیان در ۱۸۵۳ «پیرامون منشأ اعصاب جمجمهای» بود.
وُلپیان در ۱۸۸۵ جزو پزشکانی بود که پاستور را تشویق کرد تا اولین واکسن هاری را بر روی یک پسربچه ۹ ساله آزمایش کند. او دو بار (در ۱۸۷۵ و ۱۸۸۱) به ریاست دانشکده پزشکی پاریس منصوب شد و در طول بیماری کُنت شامبور (شاهزاده فرانسوی و آخرین بازمانده خاندان بوربون ملقب به هنری پنجم) به درمانش شتافت که انتشار کاریکاتور معروف لو شاریواری (شاید پادشاه نجات یابد، پادشاه... اما نه پادشاهی) را در پی داشت.
وی به دنبال ابتلا به ذاتالریه در ۱۸ مه ۱۸۸۷ در پاریس درگذشت. از افتخاراتش میتوان به عضویت در آکادمی علوم (۱۸۷۶) و انجمن انسانشناسی پاریس (۱۸۸۳) و دریافت لژیون دونور (۱۸۷۸) اشاره کرد.
📌تصویر: دکتر وُلپیان، ای پزشک مشهور، میگویند گل کاشتهای، شاید پادشاه نجات یابد، پادشاه... اما نه پادشاهی! (کاریکاتور اثر آلفرد لو پتی نقاش فرانسوی، مجله لو شاریواری، ژوئیه ۱۸۸۳)
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۳ ژانویه ۱۹۲۸ مرگ هومِر رایت مخترع رنگآمیزی رایت
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۳ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️جیمز هومِر رایت متولد ۸ آوریل ۱۸۶۹ پاتولوژیست آمریکایی، رئیس دپارتمان آسیبشناسی بیمارستان عمومی ماساچوست، و از پیشگامان آسیبشناسی نوین بود که بیشتر با معرفی روزِت هومِر رایت در تومور نوروبلاستوم و اختراع رنگآمیزی رایت در ۱۹۰۲ شناخته میشود.
آسیبشناسی به عنوان یک حوزه تخصصی رسمی تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به طور کامل توسعه نیافته بود. با ممکن شدن مطالعه دقیق میکروبها، پزشکان شروع به جستجوی علل بیماری و درک این موضوع کردند که عوامل بیماریزا بهطور مستقل وجود دارند و قادر به تولید مثل و تکثیر هستند. این ایده جایگزین باورهای نادرست پیشین در زمینه اخلاط و عواملی شد که بیش از ۱۵۰۰ سال در پزشکی غرب غالب بود.
رنگآمیزی رایت از روشهای رنگآمیزی برای افتراق انواع مختلف سلولهای خونی و نوع تغییریافته رنگآمیزی رومانفسکی است که بهطور کلاسیک از مخلوط ائوزین و متیلن بلو تشکیل میشود. رایت نخستین بار این تکنیک را در ۱۹۰۲ در مقالهای در مجله تحقیقات پزشکی (مجله آسیبشناسی آمریکا) معرفی کرد.
روزِت (پسودوروزِت) هومِر رایت به آرایش گلمانند (پالیزمانند، پالیساد، پرچینمانند، شعاعی، رایونی) سلولهای تمایزیافته تومور در اطراف نوروپیل (ماده رشتهای) گفته میشود که نخستین بار در ۱۹۱۰ توسط رایت توصیف شد و برخلاف روزِت فلکسنر-وینترشتاینر در رتینوبلاستوم روزِت واقعی نیست یعنی وسط آن خالی نیست و اختصاصی هم نیست یعنی ممکن است علاوه بر نوروبلاستوم، در مدولوبلاستوم، پینئالوبلاستوم، و تومورهای نورواندوکرین اولیه نیز دیده شود.
رایت در پیتسبرگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و همزمان با تحصیل در دانشگاه جانز هاپکینز (نزد اساتیدی چون ویلیام وِلش و ویلیام کانسیلمن)، نخستین مقاله خود را درباره تزریق خلط بیماران مبتلا به سل که تحت درمان با سرم کخ بودند به چند خوکچه هندی در ۱۸۹۱ در بولتن پزشکی این دانشگاه به چاپ رساند.
او پس از تکمیل تحصیلات خود در دانشگاه مریلند، به استادی دپارتمان بهداشت دانشگاه پنسیلوانیا و سپس دپارتمان آسیبشناسی دانشگاه هاروارد منصوب شد. شروع به کار وی در بیمارستان عمومی ماساچوست در ۱۸۹۶ به عنوان یکی از نخستین پاتولوژیستهای تماموقت یک نقطه عطف در تاریخ آسیبشناسی بود.
پزشکان و جراحانی که در طی قرن نوزدهم در شهر بوستون بهصورت پارهوقت به آسیبشناسی میپرداختند نقش بهسزایی در شکلگیری این حرفه به عنوان یک رشته تخصصی پزشکی داشتند. اولین پاتولوژیستهای تماموقت از سال ۱۸۹۲ در دانشکدههای پزشکی و بیمارستانهای بوستون آغاز به کار کردند: ویلیام توماس کانسیلمن، فرانک بِر مالوری، و جیمز هومر رایت. این سه نفر همراه با سیمون بِرت وُلباک در ابتدا تا اواسط قرن بیستم نسل بعدی پاتولوژیستها را تربیت کردند.
رایت همچنین در ۱۸۹۸ در کنار فرانک بِر مالوری یکی از دو نویسنده کتاب «تکنیک پاتولوژی: راهنمای عملی برای متخصصان بافتشناسی و باکتریشناسی پاتولوژیک شامل دستورالعملهایی برای انجام کالبدشکافی و تشخیص بالینی با روشهای آزمایشگاهی» بود که چندین بار تجدید ویراست شد و در سه بخش کالبدشکافی، باکتریشناسی، و بافتشناسی تا دههها جزو درسنامههای استاندارد آسیبشناسی در جهان بود.
او در ۱۸۹۹ نخستین پاتولوژیستی بود که پس از اختراع میکروتوم چرخشی توسط فرانسیس بلِیک شروع به استفاده از آن در بیمارستان عمومی ماساچوست کرد. وی در ۱۹۱۵ همراه با ریچارد کلارک کابوت پایهگذار برنامه معرفی موارد بالینی در این بیمارستان بود که از آن هنگام تاکنون بهطور منظم در مجله پزشکی و جراحی بوستون (مجله پزشکی نیوانگلند کنونی) منتشر میشود.
رایت به دنبال ابتلا به ذاتالریه در ۵۸ سالگی در بوستون، ماساچوست درگذشت.
📌تصویر: از بالا و چپ روزِت واقعی (اِپاندیموم)، روزِت کاذب دورعروقی (پریواسکولار پسودوروزِت، اِپاندیموم)، روزِت فلکسنر-وینترشتاینر (رتینوبلاستوم)، و روزِت کاذب هومِر رایت (نوروبلاستوم).
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
بهیاد بنیانگذاران بیمارستان آریا
بخشی از یک یادداشت زندهیاد دکتر احمد هریالچی
#بایگانی (پزشکان گیل، ش ۱۴۹، اسفند ۱۳۹۴)
من از سال ۵۳ از مشهد به گیلان منتقل شدم و همانند سالهای پیش از آن بهعنوان کارمند معاونت درمان بهداری انجام وظیفه کردم. لذا از آن سالها ناظر به اعمال بیمارستانها و مؤسسات درمانی (چه دولتی و چه خصوصی) و عملکرد پزشکان و داروسازان و دندانپزشکان بودم. در باب عملکرد مسئولان بیمارستانهای توتونکاران و آریا همیشه از طرف مدیران کل بهداری استان مورد سوال و گاه بیمهری قرار میگرفتم. نمیدانم این سختگیریها از نظر عدم رعایت اصول فنی یا عدم رعایت تعهدات و وظایف قانونی مسئولان بیمارستان بود یا از نظرتنگی مدیران کل. آنچه یادم هست و مسلم اینکه من و رئیس عزیز و محترم من، مرحوم دکتر برهانالدین میرمنصوری که طبیبی خانوادهدار و بلندنظر بود، گوشمان بدهکار فرمایشات و دستورات بهحق یا ناحق مدیران نبود و بهنفع پزشکان مسئول این دو مؤسسه درمانی که بهزعم ما به داد مردم میرسیدند و تا حدودی رافع نیاز جامعه بودند، محترمانه از بغل قضایا عبور میکردیم و در برابر نامهنگاری و گزارشات آنچنانی از بار مسئولیت شانه خالی میکردیم!
در سال ۱۳۵۵ به دستور دکتر شیخالاسلامزاده، وزیر وقت بهداری، بیمارستان توتونکاران در اختیار بهداری استان قرار گرفت و مدیریت آن را سازمان منطقهای بهداری گیلان عهدهدار شد. لذا تنها بیمارستان خصوصی شهر رشت بیمارستان آریا باقی ماند که در کوچه میرزا مهتاب (ضلع شمالی سبزهمیدان) قرار داشت و البته به یک کلینیک شباهت بیشتری داشت تا یک بیمارستان، ولی اگرچه هیچگونه ضوابط بیمارستانی در آن مشاهده نمیشد، بودنش برای شهر رشت مفید بود.
اما مدتی پس از انقلاب آقای دکتر حیدری، یکی از دو مؤسس و مالک بیمارستان آریا، کشور را بدون اطلاع وزارت بهداری ترک کرد و تکلیف بیمارستان را هم روشن نکرده بود، در صورتی که برابر قوانین آن زمان اگر مسئول یا مؤسس بیمارستانی بیش از یک ماه بدون موافقت وزارت بهداری محل را ترک کند و مؤسسه را بلاتکلیف بگذارد، باید آن مؤسسه تعطیل شود؛ بهویژه آنکه اوایل انقلاب بود و شرایط زمان انقلاب حاکم. در جلسهای که با دستاندرکاران آن بیمارستان بهویژه آقایان دکتر لطفی و دکتر صادقی داشتیم، قرار شد آقایان فروشنامهای با امضای آقایان دکتر زرینپر (مؤسس و مالک دوم بیمارستان) و مهندس حیدری (نماینده دکتر حیدری) تنظیم کنند که این کار انجام شد و شکر خدا کار بهخیر و خوشی گذشت و وزارت بهداری در مقابل عمل انجامشده قرار گرفت.
وقتی که بیمارستان پابرجا شد، تعداد شرکا زیاد شدند. چون مکان کوچک بود و جوابگوی نیاز نبود، آقایان بدون کسب اجازه قانونی محل بیمارستان را به یک ساختمان بزرگتر در ضلع جنوب غربی سبزهمیدان منتقل کردند که مورد اعتراض مسئولان وزارت بهداری قرار گرفت. بهقول فرخی: «نه جای طعنه و جای ملام است!» اکنون هم احداث و جابهجایی بیمارستانها ضوابطی دارد که باید مراعات کرد نه اینکه پس از ۳۰ سال گله و شکایت از کارمندان صدیق و خدمتگزار مطرح شود. و اما چون در بین شرکا افراد صاحبنام و مقبولی چون جناب دکتر رحیمیان تشریف داشتند که محبوبیتی نزد نماینده محترم ولی فقیه در گیلان داشت و از طرفی مرحوم آیتالله احسانبخش هم به پزشکان محبت ویژه داشت و معتقد بود که در شهر رشت باید چندین بیمارستان خصوصی دایر شود، ایشان مرقومهای مرحمت فرمودند به شرکای بیمارستان که آن را با خط درشت و زیبا روی تابلوی بزرگ مقابل در ورودی بیمارستان قرار دادند. بنابراین جلوی هر گونه حرف و حدیثی گرفته شد و فرصتی شد که دکتر رحیمیان به کمک شرکا و دوستان عزیز موفق به اخذ مجوز احداث بیمارستان شوند که زمین آن را هم از جناب دکتر ابریشمچیان (که منتظر چنین پیشنهادی بود) خریداری کرد و الحمدلله پس از زحمات فراوان موفق به ساخت و راهاندازی آن شدند.
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
دکتر احمد هریالچی، همکار ارجمند دندانپزشک ما دیروز درگذشت.
وی که متولد ۱۳۱۲ در لاهیجان بود، در سال ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شده و پس از سالها خدمت در بهداری مشهد، در ۱۳۵۳ به رشت بازگشته و با استخدام در سازمان منطقهای بهداری گیلان، بعدها به مدیریت درمان این سازمان رسیده بود.
دکتر هریالچی در دوره چهارم نظام پزشکی (۱۳۶۲-۱۳۵۹) به عضویت هیئت مدیره نظام پزشکی رشت درآمد و از ۱۳۶۶ نیز که این سازمان پس از یک سال تعطیل، بازگشایی شد تا انتخابات ۱۳۷۰ از ادارهکنندگان آن بود.
این همکار پیشکسوت یک بار در مراسم روز پزشک ۱۳۸۰ نظام پزشکی رشت بهعنوان پزشک نمونه کشور معرفی شد و بار دیگر در مراسم روز دندانپزشک ۱۳۹۰ بهعنوان دندانپزشک پیشکسوت مورد تقدیر همکاران قرار گرفت.
دکتر هریالچی از همکاران خوب پزشکان گیل هم بود و یادداشتهای زیادی از او در این مجله منتشر شده است.
یاد این دوست و همکار عزیز را گرامی میداریم و به خانواده، همکاران و دوستدارانش بهویژه فرزندانش دکتر کتایون و دکتر کیوان هریالچی و نوهاش دکتر سپهر اولنگیان تهرانی تسلیت میگوییم.
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌 ۷ فوریه ۱۹۴۰ نخستین نمایش انیمیشن پینوکیو
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️«پینوکیو» انیمیشن موزیکال والت دیزنی به کارگردانی بن شارپستین و همیلتون لاسک، براساس رمان «ماجراهای پینوکیو» (۱۸۸۳) نوشته کارلو لورنزینی (کولودی) نویسنده ایتالیایی، یک دستاورد پیشگامانه در صنعت انیمیشن و اولین انیمیشنی بود که برنده جایزه اسکار (بهترین موسیقی) شد. این فیلم در ۱۹۹۴ در فهرست ملی فیلم ایالات متحده قرار گرفت.
شخصیت اصلی داستان یک عروسک چوبی است که مرد فقیری به نام ژپتو آن را در روستایی در توسکانی ساخت و آرزو داشت که به یک پسر واقعی تبدیل شود. بارزترین مشخصه پینوکیو بینیاش است که هنگام دروغ گفتن رشد میکند.
او به یک نماد فرهنگی تبدیل شد و دستمایه آثار متعدد ادبی، هنری، و نمایشی بهویژه برای کودکان بود. «اثر پینوکیو» به افزایش دما در اطراف بینی و عضله حدقهای در گوشه داخلی چشم وقتی که فردی دروغ میگوید گفته میشود.
کولودی در فلورانس به دنیا آمد و در جوانی به کلیسا پیوست اما به تدریج به آرمان اتحاد ایتالیا و مبارزه با امپراتوری اتریش گرایش پیدا کرد و به روزنامهنگاری روی آورد. او در ۱۸۴۸ یک روزنامه طنز سیاسی منتشر کرد و به دنبال تأسیس پادشاهی ایتالیا در ۱۸۶۱ به نوشتن کتابهای کودکان پرداخت.
وی در کتاب خود اغلب از گویش فلورانسی (توسکانی) استفاده کرده و نام پینوکیو احتمالاً به «میوه کاج» (پینو به معنی کاج و اوکیو به معنی چشم) اشاره دارد. این داستان که در ابتدا در ۱۸۸۱ به صورت دنبالهدار در «مجله بچهها» (جورناله پری بامبینی) منتشر شد دارای عناصری شبیه به افسانههای پریان است.
مجموعه پس از چهار ماه با مرگ پینوکیو به پایان رسید اما کولودی در ۱۸۸۲ با پیگیریهای مکرر خوانندگان و به درخواست سردبیر، روایت را از سر گرفت. برخلاف شخصیت پدرانه ژپتو که بر بخش اول داستان غلبه دارد، در نیمه دوم آن شخصیت مادرانه پری غالب است: پینوکیو نجات مییابد و در نهایت به یک پسر واقعی تبدیل میشود.
«ماجراهای پینوکیو» سومین کتاب ترجمهشده در جهان (به ۲۴۰ تا ۲۶۰ زبان) است و اولین اثر ادبیات کودکان ایتالیایی بود که به شهرت بینالمللی دست یافت. ساختار این رمان از داستانهای عامیانه دهقانانی پیروی میکند که به دنیای بیرون قدم میگذارند اما به طور سادهلوحانهای برای آنچه میبینند آماده نیستند و در موقعیتهای مضحک قرار میگیرند.
در زمان نگارش کتاب، این یک مشکل جدی بود که تا حدی از صنعتی شدن ایتالیا و نیاز روزافزون به نیروی کار در شهرها ناشی میشد. اغلب پینوکیو به عنوان اثر حماسی و احتمالاً تقلیدی از چرخه تولد و مرگ، دگردیسی و هبوط توصیف شده که از ویژگیهای مشترک حماسههای ادبی اوراسیا و ادبیات فانتزی یا گمانهزن مانند گیلگمش، اودیسه، آنیاس و دانته پیروی میکند.
📌تصویر: ایموجی «چهره دروغگو».
🔗تصاویر. بیشتر در اینستاگرام
🔗 صحنهای از مجموعه کارتونی ژاپنی «ماجراهای پینوکیو »، ۱۹۷۶.
درباره استاد دکتر محمدصادق پیروز لاهیجی
پروفسور محمدصادق پیروز در ۱۴ خرداد ۱۳۰۲ در لاهیجان متولد شد. دوره دبستان را در زادگاهش در مدارس اکبریه و حقیقت گذراند و دبیرستان را در ۱۳۱۳ و در دبیرستان شاهپور رشت آغاز کرد و در ۱۳۱۹ وارد دانشکده پزشکی تهران شد.
دوران تحصیل ما مقارن با جنگ بینالملل دوم بود. لذا مشکل معیشتی برای اغلب دانشجویان از لحاظ غذایی و محل زندگی وجود داشت. برای تهیه نان کوپن میدادند آن هم نان سیلو. منزل من در پشت بازار بود. اتوبوس در سبزهمیدان بازار وجود داشت و مردم بدون صف با فشار وارد اتوبوس میشدند. من هم در همین وضعیت مجبور بودم به دانشکده بروم.دکتر پیروز در ۱۳۲۵ دوره پزشکی عمومی را به پایان رساند و شروع به طبابت کرد. در ۱۳۳۰ نفر اول آزمون دستیاری چشمپزشکی شد و زیر نظر پروفسور محمدقلی شمس این دوره را در بیمارستان فارابی آغاز کرد.
مثل بسیاری از انسانها که به زادگاه خودشان علاقهمند هستند من هم به زادگاهم لاهیجان علاقهمندم و همه کوچه پسکوچههایش را دوست دارم و سالی چند بار به آنجا میروم و خدمت کوچکی که از دستم برآید انجام میدهم. ۲۵ سال پیش درمانگاهی در محله َشعربافان لاهیجان درست کرده و در اختیار شبکه بهداری منطقه قرار دادهام که در حال حاضر نیز چند طبیب در آن مشغول به کارند. در همان محله در زمینی که ۳ هزار متر مربع مساحت دارد مدرسهای ساختم به نام مدرسه راستی. این مدرسه سالها دو زمانه بود که صبحها پسرها و بعد از ظهرها دخترها در آن درس میخواندند ولی الان فقط پسران در آن تحصیل میکنند. دلم میخواست کار بزرگی انجام دهم. میخواستم یک بیمارستان برای لاهیجان درست کنم. ولی به مشکل مالی برخوردم. قطعه زمینی به مساحت ۲ هکتار در شهر خریداری کردم که بخش کوچکی از این زمین در طرح خیابانبندی قرار گرفت. به جهت مشکل مالی نتوانستم این کار را انجام دهم و این زمین را به بخش دولتی هدیه کردم تا در آن بیمارستان بسازند.این بیمارستان ساخته شد و اکنون فعال است. دکتر پیروز همچنین منزل شخصی خود در یکی از محلههای تهران را به شبکه بهداشت و درمان لاهیجان اهدا کرده است.
هر روز فکر میکنی خبری تلختر از دیروز نمیشنوی و هنوز هست. بالاتر از سیاهی، سیاهیهای بسیاری است.
اندوه، اندوه و اندوه هر درخت تناوری را از پا میاندازد؛ وای اگر با خشم، سوگ، درهمشکستگی، شرم، نومیدی، خفقان، درماندگی و یک دنیا حسهای نگفته و ناگفتنی دیگر همراه شود...
در خوابگاه کوی دانشگاه تهران در اتاقی را باز کردند؛ و با پیکر دو تن از فرزندانمان مواجه شدند که چند روز پیش زندگی را ترک گفته بودند.
فرهاد سالاری و عرفان طاهرخانی، دو دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با رتبههای ۵۵ و ۵۷ کنکور پا به این دانشگاه گذاشته بودند.
دانشگاه علوم پزشکی تهران علت مرگ این دو جوان نخبه را فوت ناگهانی اعلام کرد؛ و شورای صنفی این دانشگاه ضمن تأکید بر ضرورت توجه جدی به شرایط روانی دانشجویان و وضعیت خوابگاهها، خواستار آن شد که با مسئولیتپذیری، بررسی فوری و شفافی درخصوص علل این اتفاق انجام شود.
متأسفانه گزارشهای بسیار نگرانکنندهای از وضعیت بسیار بد روحی در جوانانی که دوستان و عزیزان خود را از دست دادهاند به گوش میرسد.
چه باید کرد؟
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
سه هفته گذشته است، اما هنوز لال ماندهام. دم همه آنهایی که میتوانند بگویند و بنویسند و به هر زبان این سوگ را روایت کنند، گرم!
آنچه این آقا معلم میگوید، معنی ساده #تاریخ_مردم است. تاریخی که نه از بالا و از لحن سرد و بیاعتنای امثال پزشکیان و قالیباف، که از این پایین روایت میشود. نه از زبان قدرت و الزامات خشک حفظ قدرت؛ از زبان ما مردم، از زبان ما که عمری است با عزت و ندا و محسن محمدپور و مهسا و... گریستهایم و اکنون «سپهر بابا» بغضمان را میشکند.
«تاریخ مردم» تاریخ شاهان و سرداران نیست، تاریخ ماست؛ و ما آنقدر زیادیم که این روزها فراموش نخواهد شد...
مسعود جوزی
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌 ۳۰ ژانویه ۱۸۹۹ تولد تایلر مخترع واکسن تب زرد
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️مَکس تایلر پزشک و ویروسشناس آمریکایی آفریقاییتبار، استاد اپیدمیولوژی و بهداشت عمومی دانشگاه ییل، و نخستین برنده آفریقایی جایزه نوبل بود که در ۱۹۵۱ برای اختراع واکسن تب زرد جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را دریافت کرد.
«ویروس تایلر» که وی در ۱۹۳۷ کشف کرد علت شناختهشده فلج و آنسفالومیلیت موشی است که در میمون و انسان بیماریزا نیست و اکنون به عنوان یک مدل استاندارد برای مطالعه بیماری ام اس به کار میرود.
وی در پرتوریا، آفریقای جنوبی به دنیا آمد و پدرش آرنولد تیلر یک دامپزشک و باکتریشناس بود. او پس از تحصیل در دانشکده پزشکی دانشگاه کیپ تاون، دانشکده پزشکی بیمارستان سنت توماس، کالج کینگ، و دانشکده بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن، در ۱۹۲۲ به عنوان محقق به دانشکده پزشکی گرمسیری دانشگاه هاروارد رفت.
او چندین سال را صرف تحقیق در زمینه اسهال خونی آمیبی و تلاش برای توسعه واکسنی برای تب گزش موش کرد و در ۱۹۳۰ به ریاست آزمایشگاه ویروسشناسی انستیتو راکفلر در نیویورک منصوب شد.
وی کار بر روی تب زرد را از زمانی آغاز کرده بود که دستیار اندرو سلاردز (پزشک آمریکایی و استاد طب گرمسیری دانشگاه هاروارد) بود.
کارلوس فینلِی پزشک و همهگیریشناس کوبایی اولین بار در دهه ۱۸۷۰ متوجه شد پشه ناقل بیماری تب زرد است و نظریه او در اوایل قرن بیستم با آزمایشهای کمیسیون والتر رید به تأیید رسید.
تایلر و همکارانش در ۱۹۲۶ فرضیه هیدهیو نوگوچی (باکتریشناس ژاپنی و محقق انستیتو راکفلر) مبنی بر اینکه تب زرد ناشی از باکتری لپتوسپیرا ایکتروییدس است را رد کردند و در ۱۹۲۸ (یک سال پس از شناسایی و جداسازی ویروس تب زرد در آفریقای غربی) نشان دادند که ویروسهای تب زرد در آفریقا و آمریکای جنوبی از نظر ایمونولوژیکی یکسان هستند.
تایلر در جریان تحقیقات خود به تب زرد مبتلا شد اما زنده ماند و در مقابل این بیماری مصونیت پیدا کرد. او موفق شد ویروس تب زرد را به موشها منتقل کند و نشان داد تزریق نوع ضعیفشده این ویروس (سویه ۱۷دی) باعث مصونیت میمونهای رزوس در برابر این بیماری میشود.
این واکسن نخستین بار در ۱۹۳۷ بهطور موفق بر روی انسان نیز آزمایش شد و میلیونها نفر به کمک آن از مرگ احتمالی نجات یافتند. تایلر ابتدا آزمایشی برای اثربخشی واکسنهای تجربی طراحی کرد.
در این آزمایش موسوم به «آزمایش محافظت موش» سرم افراد واکسینهشده به موشها تزریق شد تا مشخص شود که آیا از موشها در برابر ویروس تب زرد محافظت میکند یا خیر. این آزمایش تا پس از جنگ جهانی دوم با تغییراتی به عنوان معیاری برای سنجش ایمنی مورد استفاده قرار میگرفت.
تایلر در ۱۱ آگوست ۱۹۷۲ در ۷۳ سالگی در نیوهیون، کنتیکت درگذشت. از افتخارات دیگرش میتوان به عضویت در کالج سلطنتی پزشکان لندن و کالج سلطنتی جراحان بریتانیا و دریافت نشان چالمرز انجمن سلطنتی پزشکی گرمسیری و بهداشت (۱۹۳۹)، نشان تمجید دانشگاه هاروارد (۱۹۴۵)، و جایزه لَسکر (۱۹۴۹) اشاره کرد.
📌تصویر: تمبر یادبود مَکس تایلر، آفریقای جنوبی، ۱۹۹۶.
🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌نشریه طبیب، زمستان ۱۴۰۴
#فرسودگی_شغلی
#خودکشی_پزشکان
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
🎙منشاء خوشبختی (۵)
بحثی درباره کتاب «منشاء خوشبختی» (بخش پنجم)
دکتر آذرخش مکری
#مکری #آذرخش_مکری
آبان ۱۳۹۹
بخش اول
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌بیانیه جمعی از اعضای مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی درباره کشیده شدن اقدامات امنیتی به مراکز درمانی
🔹 بسمه تعالی
ما، جمعی از اعضای مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی کشور، در اجرای وظیفه قانونی و حرفهای خود و در پی رخدادهای اخیر و کشیده شدن تنشها و اقدامات امنیتی به برخی بیمارستانها و مراکز درمانی، مراتب اعتراض و نگرانی جدی خود را اعلام میداریم.
بیمارستانها و مراکز درمانی، بر اساس اصول مسلم اخلاق پزشکی، قوانین موضوعه کشور و تعهدات بینالمللی، فضاهایی بیطرف، امن و مصون از هرگونه اقدام تنشزا و قهری محسوب میشوند. این مصونیت، یک اصل حقوقی بنیادین بوده و رعایت آن در تمامی شرایط الزامی است.
هرگونه حضور یا اقدامی که منجر به ایجاد ناامنی، اختلال در ارائه خدمات درمانی یا تهدید سلامت جسمی و روانی بیماران، همراهان و کارکنان نظام سلامت شود، واجد وصف تخلف و در مواردی میتواند واجد مسئولیت قانونی برای آمران و عاملان آن باشد. تأمین امنیت مراکز درمانی، تکلیف قانونی و غیرقابل واگذاری نهادهای مسئول است.
کادر درمان، فارغ از هرگونه منازعه یا تنش اجتماعی، بر اساس قوانین و سوگند حرفهای خود موظف به ارائه خدمات درمانی بدون تبعیض است و ایفای این تکلیف، مستلزم برخورداری از محیطی امن و عاری از تهدید میباشد. نقض امنیت بیمارستانها، بهطور مستقیم حق سلامت شهروندان و نظم ارائه خدمات درمانی را مخدوش میسازد.
بر این اساس، ما بهعنوان اعضای مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی کشور، بهطور صریح و مشخص مطالبات قانونی زیر را اعلام مینماییم:
۱. اجرای قاطع و بدون مسامحه اصل مصونیت حریم بیمارستانها و مراکز درمانی از هرگونه درگیری، اقدام امنیتی و مداخله تنشزا
۲. صدور و ابلاغ فوری دستورالعملهای شفاف، الزامآور و قابل نظارت با هدف منع ورود هرگونه ابزار یا اقدام سرکوبگرانه به حریم محیطهای درمانی
۳. انجام رسیدگی مستقل، شفاف و مستند به وقایع رخداده و اعلام نتایج آن به افکار عمومی، همراه با پاسخگویی قانونی در صورت احراز تخلف یا قصور
۴. تضمین حقوقی و اجرایی امنیت فیزیکی و روانی بیماران، همراهان و کارکنان نظام سلامت، بهعنوان بخشی از تکالیف قانونی حاکمیت.
بدیهی است استمرار یا عادیسازی نقض حرمت و امنیت بیمارستانها، موجب تضییع حق سلامت شهروندان و خدشه به اعتماد عمومی شده و مسئولیت حقوقی و اجتماعی آن متوجه مراجع ذیربط خواهد بود.
اسامی امضاکنندگان
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌عضو کمیسیون بهداشت:
📌حتما از نیروهای امنیتی و انتظامی درباره اتفاقات اخیر در بیمارستانها توضیح میخواهیم
ایلنا: عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس از ورود کمیسیون بهداشت مجلس به موضوع ورود نیروهای امنیتی به بیمارستانی در ایلام خبر داد و گفت: کمیسیون حتما از نیروهای امنیتی و انتظامی در این باره توضیح خواهد خواست و دستگاه قضایی نیز باید به این موضوع ورود کند و باید این موضوعات هم بررسی و رسیدگی شود. به هیچ عنوان نباید در هیچ بیمارستانی در کشور شاهد چنین تصاویر و اتفاقاتی باشیم و این موضوع اصلا قابل قبول نیست.
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
📌 ۷ ژانویه ۱۸۴۴ تولد برنادت از لورد
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۷ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️ برنادت سوبیرو (برنادت از لورد، ماری-برنارد) دختر یک آسیابان اهل لورد در پیرنه، فرانسه بود که بیشتر به خاطر مشاهده شبح یک بانوی جوان که درخواست ساخت کلیسایی در غار مجاور (ماسابیل) را کرده بود شناخته میشود. این اتفاق ۱۸ بار در فاصله ۱۱ فوریه تا ۱۶ ژوئیه ۱۸۵۸ تکرار شد و بانوی جوان خود را «لقاح معصوم» معرفی کرد.
این تجلی در شرایط پس از انقلاب دوم فرانسه و رواج بحثهای داغ در مورد مسائل مذهبی، شور و شوق عمومی قابل توجه و فزایندهای را برانگیخت که بازتاب گستردهای در مطبوعات فرانسه و جهان داشت. فرماندار پیرنه به دنبال دستور وزارت امور مذهبی، بازدید از غار ماسابیل را ممنوع اعلام کرد و این وضعیت تا اکتبر ۱۸۵۸ ادامه داشت.
در عرض چند ماه، برنادت سوبیرو که در آن زمان ۱۴ سال داشت به یک چهره مشهور بینالمللی تبدیل شد و زندگی در شهر کوچک لورد به دنبال هجوم زائران، افراد کنجکاو و روزنامهنگاران شروع به تغییر کرد. وضعیت برای برنادت به طور فزایندهای غیرقابل تحمل شد و افراد دائماً در جستجوی او بودند، درحالیکه خود همواره از پذیرش هر چیز مربوط به ظهور اشباح امتناع میکرد و از معروف شدن گریزان بود.
مقامات کلیسا در ۱۸۶۲ این واقعه را «قابل باور» اعلام کردند و تجلی مریم مقدس به عنوان «بانوی ما از لورد» معروف شد. برنادت در ۱۸۶۶ به صومعه نیوِر پیوست و تا پایان عمر در آنجا زیست.
او در توصیف مشاهدات خود همواره محتاط بود و پیش از آنکه ادعا کند مریم مقدس را دیده، بهجای عبارت «لقاح معصوم» اغلب از ضمیر اشاره (آن) استفاده میکرد. وی در یکی از تجلیهایش زمین را حفر کرد و به چشمهای رسید که بلافاصله به عنوان یک معجزه شناخته شد.
طی ۱۶۰ سال ۷۰ مورد درمان در اثر تماس با آب این چشمه توسط دفتر پزشکی لورد تحت عنوان «غیرقابل توجیه» تأیید شده که به ادعای کلیسای کاتولیک «آزمایشهای علمی و پزشکی بسیار دقیق» هیچ توضیح دیگری برای آنها پیدا نکرده است. شایعات درباره شفابخش بودن این چشمه به سرعت پخش شد اما برنادت اعلام کرد:
«به من گفته شده که معجزاتی رخ داده است، اما تا آنجا که من میدانم چنین نیست… باید ایمان داشت و دعا کرد. آب بدون ایمان فضیلتی نخواهد داشت… من مانند جارویی بودم که گرد و غبار را کنار میزند. وقتی کار تمام شد، جارو را دوباره پشت در میگذارند.».
📌 ۶ ژانویه ۱۹۴۴ تولد ماته پزشک تروما
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۶ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️گابور ماته پزشک و نویسنده مجارستانی-کانادایی است که بیشتر با آثارش در زمینه خانواده، رشد، ترومای دوران کودکی، بیماریهای خودایمنی، سرطان، اختلال بیشفعالی کمتوجهی و بهویژه اعتیاد شناخته میشود.
رویکرد ماته به اعتیاد بر نقش تروما و پرداختن به درد عاطفی به عنوان بخشی از فرآیند بهبودی متمرکز است. نگرانیهایی در مورد دامنه و مبانی شواهد ادعایی او مطرح شده و برخی منتقدین دیدگاههایش را تقلیلگرایانه و مبتنی بر بزرگنمایی بیش از حد آسیبهای دوران کودکی دانستهاند.
تأکید بر آسیبهای روانی میتواند خطر نادیده گرفتن درمانهای مبتنی بر شواهد برای اعتیاد و اختلالات مرتبط با استرس را در پی داشته باشد. ایدههای ماته اغلب مبتنی بر تحقیقات تجربی نیستند و عوامل ژنتیکی، اجتماعی و زیستعصبشناختی را در اعتیاد و بیماریهای دیگر نادیده میگیرند.
وی در بوداپست، مجارستان در یک خانواده یهودی به دنیا آمد و پدربزرگ و مادربزرگش از قربانیان آشویتس بودند. عمه او در طول جنگ ناپدید شد و پدرش به دست حزب نازی به کار اجباری محکوم شد. وقتی یک ساله بود، مادرش برای نجات جانش او را موقتاً به یک غریبه سپرد و ماته حتی پس از دیدار مجدد همواره احساس میکرد که رهایش کردهاند.
ماته معتقد است آسیبهای رها شدن، خشم و ناامیدی، زندگی بزرگسالی او را شکل دادند و حتی بر ازدواجش تأثیر گذاشتند. خانوادهاش در ۱۹۵۶ به کانادا مهاجرت کردند و او پس از تحصیل در دانشگاه بریتیش کلمبیا، ونکوور، مدتی به معلمی پرداخت.
وی بیش از ۲۰ سال در مطب خصوصی خود در ونکوور کار میکرد و سالها مدیر واحد مراقبتهای تسکینی بیمارستان ونکوور و همچنین پزشک یک انجمن حمایت از افراد بیخانمان بود و بیشتر بیمارانش علاوه بر مشکلات مزمن سلامت مانند اچآیوی، از اختلالات روانی و اعتیاد نیز رنج میبردند.
ماته طرفدار تجویز متادون بدون الزام یا تشویق بیماران به شرکت در برنامهها یا جلسات درمانی بود و در صورت مثبت بودن آزمایش مواد افیونی غیرمجاز، متادون بیمار را قطع نمیکرد. او در ۲۰۰۸، به دنبال حمایت از پزشکان شاغل در یک مرکز قانونی تزریق هروئین که تونی کلمنت وزیر بهداشت فدرال، کار آنها را غیراخلاقی و نوعی افزایش آسیب خوانده بود، توجه رسانههای کانادا را به خود جلب کرد.
وی تجربیات خود در این زمینه را در کتاب «در قلمرو ارواح گرسنه: برخورد نزدیک با اعتیاد» (۲۰۰۹) شرح داده است. این کتاب که برنده جایزه هوبرت ایوِنس شد به انواع آسیبهای روانی در مبتلایان به اعتیاد، سوءمصرف مواد به عنوان یک مکانیسم مقابله با تروما، غفلت و فقدان مهارتهای مقابلهای، و اثرات اعتیاد بر رفتار و تصمیمگیری افراد در مراحل بعدی زندگی پرداخته است.
او در ۲۰۱۰ به داروی گیاهی سنتی آمازون به نام آیاهواسکا و نقش بالقوه آن برای درمان اعتیاد علاقهمند شد و به همکاری با یک درمانگر سنتی اهل پرو پرداخت که با مخالفت دولت کانادا روبرو شد. به باور وی «نبرد با مواد مخدر» معتادان را مجازات و اعتیاد را عمیقتر میکند، درحالیکه مطالعات نشان میدهد که استرس بزرگترین عامل عود اعتیاد و رفتار اعتیادآور است:
«سیستمی که افراد را به حاشیه میراند، طرد میکند و در مراکزی بدون مراقبت و دسترسی آسان به مواد مخدر بستری میکند، تنها مشکل را بدتر میکند.»
📌 ۴ ژانویه ۱۷۶۱ مرگ هِیلز کاشف فشارخون
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۴ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️استیون هِیلز متولد ۱۷ سپتامبر ۱۶۷۷ کشیش و دانشمند بریتانیایی بود که به تحقیق درباره گازها و فیزیولوژی گیاهی و جانوری پرداخت.
او فردی نیکوکار بود و علاوه بر تلاش برای بهبود شرایط زندگی زندانیها و بردهها رساله معروفی درباره زیادهروی در مصرف الکل نوشت. از افتخارات وی میتوان به عضویت در انجمن سلطنتی (۱۷۱۸)، آکادمی سلطنتی علوم پاریس، و آکادمی علوم بولونیا و دریافت نشان کاپلی (۱۷۳۹) اشاره کرد.
معروفترین اثرش «مقالات استاتیک» نام دارد که جلد اول آن درباره «فیزیولوژی گیاهی» (۱۷۲۷) شامل برآورد سرعت «تعرق» (از دست دادن آب از برگهای گیاهان) و همچنین «نیروی شیره گیاهی» (فشار ریشه) و جلد دوم (هماستاتیک، ۱۷۳۳) درباره «فیزیولوژی جانوری» از جمله شرح نحوه اندازهگیری «نیروی خون» (فشار خون) است.
درستی نظریه هِیلز مبنی بر این که «گیاهان علاوه بر آب که از راه ریشه جذب میشود از طریق سطح تنه و برگهای خود از هوا نیز تغذیه میکنند» بعدها توسط آنتوان لاوازیه شیمیدان فرانسوی به اثبات رسید.
او نخستین کسی بود که در ۱۷۰۵ با قرار دادن لولهای ظریف در شریان حیوانات مختلف و مشاهده ارتفاع ستون خون، فشارخون را اندازه گرفت. وی همچنین اثرات خونریزی و شوک در حیوانات را به موازات اندازهگیری فشار خون توصیف کرد:
«…با نزدیک شدن به مرگ، مادیان دچار عرق سرد و مرطوب شد».
«او این وحشیگریها را اغلب با این تصور انجام میدهد که برای انسان مفید هستند. آیا ما حق داریم به این دلیل که از سگها بالاتر هستیم، آنها را به خاطر کنجکاوی خود یا حتی برای منافع خود بکشیم؟»
«…مادیانها و سگها در حال جان دادن بودند،
و قورباغهها پوستشان زندهزنده کنده میشد...»
📌 ۲ ژانویه ۱۸۸۹ تولد آدامز کاشف کاتالیست آدامز
🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۲ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com
▫️راجر آدامز شیمیدان آمریکایی بود که در ۱۹۲۲ کاتالیزور آدامز را توسعه داد و سهم بهسزا در شناسایی ترکیب مواد آلی مانند روغنها و آلکالوئیدهای گیاهی داشت. انجمن شیمی آمریکا از ۱۹۵۹ «جایزه آدامز» را به دستاوردهای برجسته در زمینه شیمی آلی اعطا میکند.
«کاتالیزور آدامز» (دی اکسید پلاتین) پودر قهوهای تیره است که در اثر قرار گرفتن در معرض هیدروژن فعال و به پلاتین سیاه تبدیل میشود و معمولاً برای تسهیل و تسریع واکنش هیدروژناسیون و هیدروژنولیز در سنتز آلی به کار میرود.
پیش از آن برای احیای مواد آلی از پلاتین کلوئیدی استفاده میشد که فعالتر بود اما در جداسازی محصولات واکنش مشکلاتی ایجاد میکردند و پلاتین سیاه اغلب به همین ترجیح داده میشد. آدامز در پاسخ به یک مجله درباره جزئیات کشف خود میگوید:
«وقتی در بهار ۱۹۱۹ از خدمت سربازی برگشتم، چندین مسئله که به دانشجویانم محول کردم مربوط به احیای کاتالیزوری بود. برای این منظور، ما از پلاتین سیاه به عنوان کاتالیزور استفاده میکردیم که با بهترین روش شناخته شده در آن زمان ساخته شده بود و عموماً مورد قبول بود. دانشجویان با پلاتین سیاه مشکلات زیادی داشتند زیرا اغلب غیرفعال بود و حتی اگر به دقت تهیه میشد ممکن بود تبدیل به محصول فعال نشود. من تحقیقاتی را برای یافتن شرایطی برای تهیه این کاتالیزور با فعالیت یکنواخت آغاز کردم.»
بهیاد بنیانگذاران بیمارستان آریا
بخشی از یک یادداشت زندهیاد دکتر احمد هریالچی
#بایگانی (پزشکان گیل، ش ۱۴۹، اسفند ۱۳۹۴)
پست بعد 👇
عکس پیوست: تقدیر از دکتر هریالچی بهعنوان دندانپزشک پیشکسوت در مراسم روز دندانپزشک ۱۳۹۰ رشت
☑️ t.me/pezeshkangil
✅ http://pezeshkangil.com
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی
پشت صحنه دوبله مجموعه #پزشک_دهکده، دهه ۱۳۸۰.
«دکتر کوئین پزشک زن» مجموعه تلویزیونی ۱۵۰ قسمتی به کارگردانی بث سالیوان ساخته و بازی #جین_سیمور و #جو_لاندو بود که پخش آن از شبکه سیبیاس در ۱۹۹۳ آغاز شد و درباره پزشکی به نام مایکلا کوئین (دکتر مایک) است که بوستون را برای ماجراجویی در غرب وحشی ترک میکند و در شهر کوچک کلرادو اسپرینگز ساکن میشود. آخرین قسمت این مجموعه در ۱۶ مه ۱۹۹۸ پخش شد.
دو فیلم تلویزیونی نیز پس از آن براساس همین داستان ساخته شد و این مجموعه در بیش از ۱۰۰ کشور از جمله با نام «پزشک دهکده» و صدای ماندگار #زهره_شکوفنده و شادروان #سعید_مظفری در اوایل دهه ۱۳۸۰ از شبکه دو تلویزیون ایران پخش شد.
درباره این مجموعه در پست قبلی بیشتر بخوانید.
🔗کانال در تلگرام:
/channel/TaghvimTarikhPezeshki
🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W
🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh