-
درگیر یک نگاه تو شد روزگار من... #طاهره_اباذری_هریس
شب منشور نگاه توست
تاریکی چشمهایم را
به نگاهت برسان
گویی ستاره ی وجودت
اقبال جهانم را
به سو می آورد...
#مریم_پورقلی
شبتون بخیر🩶
چه کسی قلب مرا آب و جارو میکند
دانه میپاشد
تا کلمات، مثل کبوتر
از سَر و کولِ من بالا بروند؟
من مال توام
دیوانه! زحمتم را کشیدهای
کشفم کردهای، نترس!
#افشینیداللهی🩶
وز شوقِ این محال
که دستم به دست توست
من جای راه رفتن،
پرواز میکنم ...
🩶🩶
🤞🏿🚬
کاش
از رفتن آنقدر سیر بودی که
میتوانستم برایت
کمی ترسهایم را زمزمه کنم..
دستِ خودم نیست که
از کودکی از گم شدن میترسم
از تنهایی مادامالعمر
از اینکه مبادا متهم به بیکسی شوم..
کاش زیرِ سرت
کمی بلندِ دامنم میشد تا
دنیای من جز آغوش تو
بدهکارِ هیچ پناهگاهی نباشد..
... که با آغوشت کلنجار روم
و شعر را آنقدر درگیر تو کنم
تا تنهاییام بر سرت خراب شود..
تو به ترسهای درونیام مظنون شوی تا
من محـــکوم به اعتمادِ شانههایت شوم..
کاش از رفتن آنقدر سیر بودی که...
اصلا ولش کن
رفتن آنقدر به پاهایت میآید که
حق داری، روحت از ترسهای من بیخبر باشد
می دانی.. تقصیر تو نیست
تنها که باشی، بیش از هـر چیز
با لفظِ آغوش مشکل خواهی داشت...🩶
#حمیدرضا_هندی
ادامه ات می دهم،
و در آوند هایِ خسته ام
زنی پَر می گیرد
به شوقِ
جوانه زدن....🩶
#ساحل_برزگر
#ایمانم♡
من اندازه همهیِ کسایی که دوستت ندارن، دوستت دارم.
اندازه همه کسایی که بهت فکر نمیکنن، به تو فکر میکنم....🩶
قرارمان
لب حوض آسمان
کنار معرکه ی گنجشک ها
روبروی آواز قمری
وسط خاطره بازی نسیم با موهایت
یاد نرود
صبح های تابستان را؟
#ابراهیم_حسینی🩶
تو آن
« آغوش »بی اندازه هستی
برای وسعت تنهایی من ..
🩶🩶
🤞🏿🚬
سرزمینِ من
مرزهایِ قوسدارِ اندام توست ..
به جغرافیایی
که با ظریفترین خطوطِ منحنی
کرانه ها یِ تنت را
نانوشته بر پیکرم ترسیم کرده ام ..
که آفرینشِ تندیسِ قامتت
طبیعتی ست وحشی و بکر
و من روزی
در وطنِ سرکِشِ خویش
کشته میشوم
و در عمقِ اقلیمِ پیکره ات
به خاک سپرده خواهم شد....🩶
#عارف_اخوان
من قربانی نبودن تو هستم و دلتنگی در من پرسه میزند. بیهودگی زل زده به روزگارم.
دو پرنده در دل من آشیانه داشتند. اکنون یکی پرشکسته و مغموم است و دیگری کز کرده در خود. تنها تهماندهای از من در دوردستهای آینه تنها نشسته است....🩶
#محمد_صالح_علاء
مانند چشمهای دهقانها
بر گندمزارهایشان
در گلولهباریهای تابستان
و کودکانی گرسنه
که پا برهنهدر زمستانها
دنبال نان
بر کوچههای پر از مین پا میگذارند
ترسیدهایم
مانند درختان
درختانی که لرزیدهاند از بزرگی انفجار و
پاییز را پیشتر به تجربه نشستهاند
به تجربهی خونین از پارههای تن زنان بر تنههایشان
که در خانههای ویران
به فردای آزادی چشم دوخته بودند
ترسیدهایم
ترسیدهایم
مانند نامههایی که پشت خانهی معشوقها
به خاک افتاده اند و
هر دو سوی دروازه جوی خون است
ترس برادرخواندهی ماست
هرکجای جهان که باشیم
هرکجای جهان که باشیم
در ما کوچههای تاریک و طولانی زندگی میکنند
که مهتابش حلقآویز شده است و
درختانش را سر بریدهاند
در ما کلاغها خانه کردهاند
هرکجای جهان که میرویم
جنازهیی را بر دوش میکشیم.....🩶
#وحید_بکتاش
هزاران سال اگر باران ببارد؛
نشوید خونِ ناحق را از این خاک....🖤🩶
تو زیبایی !
لعنت به من که نمی توانم
آنطور که باید بنویسمت
وقتی کلمات وضوح ندارند
عکاس ها
این جوخه ی اعدام به صف می شوند
و دوربین تنها سلاحیست
که با هر شلیک خشابش پر می شود
پر می شود از زیبایی تو !
و هر شات گلوله ای ست
که بر قلبم می نشیند
تو زیبایی !
و زیبایی تو حتی برای عده ای
نان و آب دارد....🩶
#محسن_منصوری
سانسور ميكنم خودم را
اما بگذار نگاهم روی تنت عاشقانه مکث کند
و انگشتانم از تنت زیباترین شعر جهان را بنویسد
بگذار خودم را
در کتاب آغوشت پنهان کنم
و روی جلد تمام کتاب ها
بنویسم
زندگی یعنی آغوش تو
که چاپ دوم ندارد ...🩶
#نسيم_دادستان
اصلا ..
چه معنی دارد آدم را جان "عزیزش" قسم می دهید.
نمی گویید
اسمی
یادی
خآطره ای ،
زنده شود . . . ?!
#پوریا_نبی_پور🩶
یادته وقتی بچه بودیم با هزار امید میدوییدیم تا قبل از هرکسِ دیگهای دستمون رو به تنهی درختی، به دیواری، به جایی بزنیم و سریع برگردیم سرجامون؟ این بازی رو یادت هست؟ حسِ قشنگ و شادابی و هیجانِ بیانتهای اون لحظههای کودکی رو یادت هست؟
خواستم بگم که من اون دیوارم،
من اون تنهی درختم
من اون کسیام که ردِ باقی مونده از دستانی بیحواس روی تنم مونده
تو هم تمامِ بچههای جهانی،
وقتی لمسم کردن و بیهیچ خیالی برگشتن...🩶
#مرجان_پور_شریفی
درونم هستی، همیشه ...
همچون قلبی که ندیده ام ...
همچون قلبی که به درد می آورد ...
همچون زخمی که زندگی می بخشد....🩶
#روبر_دسنوس
جهان من
آغوشیست
قدِ ما دو نفر ...🩶
#ایمانم♡
و أنتِ الهواءُ الذي يَتَعَرّا أمامي كدمعِ العنب،
و إني أحبكِ ...
أنتِ بدايةُ روحي و أنتِ الختامُ ...
و تو آن هوایی هستی که چون عطر انگور
پیرامون من آکندهست،
و من دوستت دارم
تو آغاز روح من و انجامِ آنی ...🩶
#محمود_درویش
دلم
خانه ی توست
خانه ای به اندازه ی مشت کوچکم
و به وسعت جهان...
همینقدر عجیب دوستت دارم....
#معصومه_صابر
عجب صبح قشنگى
پردهها سايه ندارند
خورشيد
از تمام خانه طلوع كرده است...🩶
صبحتون زیبا
انگار تمام نداشته ها
ته فنجانِ شب
ته نشین شده
و تو باید لاجرعه سر بکشی...
#علی_قهرمانی
شبتون بخیر🩶
هر چه ستاره ها را می شمارم
بیشتر خوابم می پرد
یادم می آید
یک شب گفتی
اندازه تمام آن ها
دوستم داری ...🩶
به دنبال خودم هستم .
گویی ڪسی به دنبال دانه هاے
تسبیح پاره شده ...🩶
#پوریا_نبی_پور
#نامه_هايي_براي_حنا
به سلام ها دل نمی بندم،
از خداحافظی ها غمگین نمی شوم،
دیگر عادت کرده ام
به تکرار یکنواخت دوری و دوستیِ
خورشید و ماه...🩶
#میلاد_تهرانی
از ابرها گذشتم و هنوز٬
چیزی از من٬
در آسمان به جا مانده است...🩶
هنگامه تابستان
دست وپاهایم را در ساحل دراز میکنم
و به تو می اندیشم
اگر احساسم به تو را
به دریا میگفتم
دریا ،سواحل، صدف ها و ماهیانش را
رها می کرد و به دنبال من می آمد... 🩶
#نزار_قبانی