-
تدریس تخصصی و اصولی نانو📕 مشاوره و رفع اشکال📃
📚 امشب از ساعت 22 تا 10 صبح به مدت 12ساعت جزوات رشته های زیر را به صورت رایگان در کانالها گذاشته میشه، عضویت کاملا محـدود
/channel/addlist/TRp3xECstCo2ZDU5
الکتروریسی؛ از محلول پلیمری تا نانوفیبرهای مهندسی بافت 🕸️
تا الان بیشتر درباره نانوذرات کروی صحبت کردیم؛ اما یک دسته کاملاً متفاوت از نانوساختارها، نانوفیبرها هستن — رشتههای پلیمری با قطر در مقیاس نانومتر که رایجترین روش تولیدشون الکتروریسی (Electrospinning) است.
🔑 نکته کنکوری — اصل کار الکتروریسی:
یک محلول پلیمری غلیظ از نوک یک سوزن باریک (تحت ولتاژ بالای چند کیلوولت) بیرون رانده میشه؛ نیروی دافعه الکترواستاتیک ناشی از بار الکتریکی محلول بر کشش سطحی غلبه میکنه و یک جت مایع باریک به سمت یک صفحه جمعکننده (Collector) با بار مخالف پرتاب میشه. در طول مسیر، حلال تبخیر و یک رشته جامد نانومتری روی صفحه جمعکننده رسوب میکنه.
⚠️ نکته مهم — چرا نانوفیبر برای مهندسی بافت جذابه؟
شبکه بههمپیوسته نانوفیبرها، ساختاری بسیار شبیه به ماتریکس خارجسلولی طبیعی (ECM) ایجاد میکنه — با تخلخل بالا برای تبادل اکسیژن و مواد مغذی و سطح ویژه بالا برای چسبندگی سلولی؛ به همین دلیل داربستهای نانوفیبری امروزه بهطور گسترده در ترمیم زخم و مهندسی بافت (پوست، استخوان، عصب) استفاده میشن.
❓ تست: نیروی اصلی که باعث تبدیل قطره محلول پلیمری به یک جت باریک در فرآیند الکتروریسی میشود، کدام است؟
الف) نیروی گرانش
ب) نیروی مغناطیسی صفحه جمعکننده
ج) فشار مکانیکی پمپ تزریق
د) نیروی دافعه الکترواستاتیک ناشی از میدان الکتریکی بر کشش سطحی محلول
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «د» صحیح است. با اعمال ولتاژ بالا، سطح قطره محلول باردار میشه؛ وقتی نیروی دافعه الکترواستاتیک بین بارهای همنام روی سطح قطره از نیروی کشش سطحی محلول (که سعی در حفظ شکل کروی قطره داره) بیشتر بشه، قطره به یک مخروط (Taylor Cone) تغییر شکل داده و از نوکش یک جت باریک به سمت جمعکننده پرتاب میشه. فشار پمپ (گزینه ج) صرفاً محلول رو تغذیه میکنه، اما نیروی اصلی شکلدهنده جت، الکترواستاتیکه.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
FTIR و XRD؛
دو آزمون کلیدی برای شناخت ترکیب و ساختار نانوذره 🔬
FTIR
بر پایه جذب نور مادونقرمز توسط گروههای عاملی شیمیایی (مثل C=O و N-H) کار میکند؛ با مقایسه طیف نانوذره با مواد اولیه، موفقیت سنتز یا اتصال دارو/لیگاند به سطح را تأیید میکند.
XRD
ساختار کریستالی ماده را بررسی میکند؛ طبق قانون براگ، پرتو ایکس از صفحات اتمی منظم پراش پیدا میکند و الگویی از پیکهای مشخص تولید میشود — مثل اثر انگشت فاز کریستالی ماده.
⚠️ نکته حیاتی:
قوز پهن (Broad Hump) بهجای پیک تیز در XRD، یعنی ماده آمورف است، نه کریستالی.
❓ تست:ظهور یک قوز پهن بهجای پیکهای تیز در الگوی XRD، نشاندهنده چیست؟
الف) ماده کاملاً کریستالی است
ب) ماده ساختار آمورف دارد
ج) بار سطحی بسیار قوی است
د) ماده از نظر شیمیایی ناخالص است
✅ پاسخ تشریحی:گزینه «ب» صحیح است.پراش منسجم پرتو ایکس نیازمند نظم اتمی بلندبرد است؛ در نبود این نظم (ماده آمورف)، بهجای پیکهای تیز، الگوی پراکنده و پهن ثبت میشود.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
ADC؛
وقتی آنتیبادی خودش تبدیل به کریر دارو میشه 🎯💊
کانژوگههای آنتیبادی-دارو (ADC) از سه جزء تشکیل شدن: آنتیبادی مونوکلونال (برای شناسایی اختصاصی سلول هدف)، دارو (Payload، معمولاً فوقسمی)، و لینکر که این دو رو به هم متصل میکنه.
🔑 نکته کنکوری: لینکرهای قابلشکست (با پیوند پپتیدی یا هیدرازونی) فقط پس از ورود به لیزوزوم سلول هدف، دارو رو آزاد میکنن؛ لینکرهای غیرقابلشکست نیازمند تخریب کامل آنتیبادی برای رهاسازی دارو هستن.
❓ تست: نقش اصلی لینکر قابلشکست در ساختار ADC چیست؟
الف) افزایش وزن مولکولی کلی آنتیبادی
ب) رهایش اختصاصی دارو فقط پس از ورود به داخل سلول هدف
ج) جلوگیری کامل از اتصال آنتیبادی به آنتیژن
د) افزایش حلالیت آبی داروی متصلشده
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. لینکر قابلشکست در گردش خون پایدار میمونه، اما پس از ورود ADC به لیزوزوم سلول هدف (محیط اسیدی و غنی از پروتئاز)، شکسته شده و دارو رو دقیقاً همونجا آزاد میکنه — و سمیت سیستمیک رو نسبت به شیمیدرمانی آزاد کاهش میده.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نانوذرات مغناطیسی؛ چرا فقط زیر یک اندازه خاص «سوپرپارامغناطیس» میشن؟ 🧲
نانوذرات اکسید آهن (Fe₃O₄ یا γ-Fe₂O₃) وقتی از یک اندازه بحرانی (معمولاً زیر ۲۰-۳۰ نانومتر) کوچکتر بشن، رفتار مغناطیسیشون کاملاً تغییر میکنه: از حالت فرومغناطیس چنددامنهای (Multi-domain) به حالت تکدامنهای سوپرپارامغناطیس میرسن.
🔑 نکته کنکوری: در ذرات بزرگتر، ماده به چند «دامنه مغناطیسی» با جهتگیریهای متفاوت تقسیم میشه. اما زیر اندازه بحرانی، کل ذره فقط یک دامنه مغناطیسی واحد داره؛ در این حالت، انرژی گرمایی محیط (نوسانات حرارتی) بهقدری در مقایسه با انرژی آنیزوتروپی مغناطیسی غالبه که جهت مغناطش ذره دائماً میچرخه — نتیجه اینکه ذره فقط در حضور میدان مغناطیسی خارجی مغناطیده میشه و به محض حذف میدان، مغناطش پسماند (Remanence) نداره.
⚠️ نکته مهم: همین ویژگی سوپرپارامغناطیسی دلیل اصلیه که این نانوذرات در محلول آگلومره نمیشن (چون در غیاب میدان، جاذبه مغناطیسی بین ذرات وجود نداره) و این باعث میشه هم برای MRI و هم برای هایپرترمی مغناطیسی، گزینه ایمن و پایداری باشن.
❓ تست: رفتار سوپرپارامغناطیسی نانوذرات اکسید آهن، عمدتاً ناشی از کدام مورد است؟
الف) افزایش خلوص شیمیایی ذره
ب) افزایش بار سطحی ذره
ج) تکدامنهای شدن ذره در ابعاد نانو و غلبه انرژی گرمایی بر انرژی آنیزوتروپی مغناطیسی
د) پوششدهی سطحی با دکستران
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ج» صحیح است. زیر یک اندازه بحرانی، ذره دیگه نمیتونه به چند دامنه مغناطیسی تقسیم بشه و به یک ساختار تکدامنهای تبدیل میشه؛ در این مقیاس، نوسانات گرمایی محیط بهاندازه کافی قوی هستن که جهت مغناطش رو دائماً تصادفی کنن، به همین دلیل ذره بدون میدان خارجی مغناطش خالص نداره. گزینه «د» (پوشش دکستران) به پایداری کلوئیدی مربوطه، نه به خود پدیده سوپرپارامغناطیسی.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
تست MTT؛ استاندارد طلایی سنجش سمیت سلولی نانوذرات 🧫
قبل از اینکه هر نانوذرهای وارد مطالعات حیوانی بشه، باید ثابت بشه سمیت غیرقابلقبولی برای سلولهای سالم نداره. رایجترین و پرکاربردترین آزمون برای این ارزیابی اولیه، تست MTT است.
اساس این تست ساده و هوشمندانهست: آنزیمهای میتوکندریایی سلولهای زنده (بهویژه سوکسینات دهیدروژناز) قادرن نمک زرد رنگ محلول MTT (3-(4,5-Dimethylthiazol-2-yl)-2,5-Diphenyltetrazolium Bromide) رو احیا کرده و به بلورهای بنفشرنگ نامحلول فورمازان تبدیل کنن. هرچه سلولهای زنده بیشتری در چاهک وجود داشته باشه، فورمازان بیشتری تولید میشه.
🔑 نکته کنکوری — مراحل اجرا:
پس از تیمار سلولها با غلظتهای مختلف نانوذره و گذشت زمان انکوباسیون مشخص، محلول MTT به چاهکها اضافه میشه؛ بعد از چند ساعت، بلورهای فورمازان تشکیلشده با یک حلال (معمولاً DMSO) حل میشن تا محلول رنگی یکنواختی بهدست بیاد، و در نهایت جذب نوری (Absorbance) این محلول در طول موج حدود ۵۷۰ نانومتر با اسپکتروفتومتر پلیتریدر خونده میشه.
⚠️ نکته حیاتی — محاسبه درصد زندهمانی:
درصد زندهمانی سلولی (Cell Viability%) از مقایسه جذب نوری گروه تیمارشده با نانوذره نسبت به گروه کنترل (سلول تیمارنشده) محاسبه میشه؛ از روی این دادهها، معمولاً پارامتر IC50 (غلظتی از نانوذره که ۵۰٪ سلولها رو از بین میبره) بهعنوان شاخص اصلی مقایسه سمیت بین فرمولاسیونهای مختلف گزارش میشه.
❓ تست: اساس فیزیولوژیک سنجش زندهمانی سلولی در تست MTT چیست؟
الف) احیای MTT توسط آنزیمهای میتوکندریایی سلول زنده و تشکیل فورمازان
ب) اتصال مستقیم MTT به DNA سلولهای زنده
ج) واکنش MTT با غشای سلولهای مرده
د) جذب نوری مستقیم خود نانوذره در طول موج ۵۷۰ نانومتر
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «الف» صحیح است. فقط سلولهای زنده با میتوکندری فعال قادرن نمک تترازولیوم MTT رو از طریق فعالیت آنزیمی احیا کرده و به بلورهای بنفش فورمازان تبدیل کنن؛ سلولهای مرده یا در حال مرگ، این توانایی متابولیک رو ندارن. شدت رنگ نهایی (پس از حلشدن فورمازان) بهطور مستقیم با تعداد سلولهای زنده متناسبه، نه با خود نانوذره یا غشای سلولی.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نسبت N/P؛ عدد کلیدی در طراحی کریرهای ژندرمانی 🧬
وقتی یک پلیمر کاتیونی (مثل PEI یا PBAE) با DNA/RNA بار منفی کمپلکس میشه، یکی از مهمترین پارامترهای فرمولاسیون، نسبت N/P است — نسبت تعداد گروههای آمینی قابلپروتونهشدن پلیمر (Nitrogen) به تعداد گروههای فسفات اسید نوکلئیک (Phosphate).
این نسبت مستقیماً تعیین میکنه کمپلکس نهایی (Polyplex) چه بار سطحی خالصی خواهد داشت و چقدر فشرده و پایدار میشه.
🔑 نکته کنکوری: در N/P پایین (نزدیک ۱ یا کمتر)، بار منفی اسید نوکلئیک بهطور کامل خنثی نمیشه و کمپلکس ناپایدار و بزرگ میمونه. با افزایش N/P (معمولاً بین ۵ تا ۲۰، بسته به نوع پلیمر)، بار مثبت مازاد پلیمر باعث میشه پلیپلکس بار سطحی خالص مثبت پیدا کنه — این بار مثبت هم به فشردهسازی بهتر DNA/RNA کمک میکنه، هم جذب سلولی رو (به دلیل جاذبه با غشای آنیونی سلول) افزایش میده.
⚠️ نکته مهم: N/P بالاتر همیشه بهتر نیست؛ افزایش بیشازحد نسبت، پلیمر آزاد (متصلنشده به DNA) رو در محلول بالا میبره که میتونه سمیت سلولی (بهویژه آسیب غشایی) رو بهشدت افزایش بده. به همین دلیل بهینهسازی N/P همیشه یک تعادل بین کارایی ترنسفکشن و سمیته.
❓ تست: افزایش نسبت N/P در تشکیل پلیپلکس (پلیمر کاتیونی + DNA)، عمدتاً چه تأثیری بر بار سطحی خالص کمپلکس دارد؟
الف) بار سطحی خالص را منفیتر میکند
ب) بار سطحی خالص را به سمت مثبت سوق میدهد
ج) بار سطحی همیشه خنثی باقی میماند
د) بار سطحی به نسبت N/P وابسته نیست
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. با افزایش نسبت N/P، مقدار پلیمر کاتیونی نسبت به DNA/RNA بار منفی افزایش پیدا میکنه؛ در نتیجه گروههای آمینی مثبت مازاد بر خنثیسازی بار فسفات، روی سطح پلیپلکس باقی میمونن و بار سطحی خالص کمپلکس رو به سمت مثبت سوق میدن. همین بار مثبت سطحی، جذب سلولی از طریق برهمکنش الکترواستاتیک با غشای آنیونی سلول رو تسهیل میکنه.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
پلیمرزومها؛ وقتی وزیکول از پلیمر ساخته میشه، نه لیپید 🫧
قبلاً درباره میسلهای پلیمری (هسته آبگریز جامد) و لیپوزوم (وزیکول لیپیدی) صحبت کردیم. پلیمرزومها (Polymersomes) حد وسط جالبی بین این دو هستن: وزیکولهایی با هسته آبی توخالی (مثل لیپوزوم)، اما دیوارهشون از خودآرایی کوپلیمرهای بلوکی آمفیفیلیک (مثل میسل) ساخته شده، نه فسفولیپید.
از نظر ساختاری، همون کوپلیمرهای دوبلوکی (بلوک آبگریز + بلوک آبدوست) که در میسل دیدیم، اینجا بهجای شکلگیری یک توده جامد، دور یک هسته آبی خودآرایی میکنن و یک دولایه (یا چندلایه) غشایی میسازن — دقیقاً مثل دولایه فسفولیپیدی لیپوزوم، ولی با ضخامت دیواره بسیار بیشتر.
🔑 نکته کنکوری — چرا پلیمرزوم پایدارتر از لیپوزومه؟
ضخامت دیواره پلیمرزوم (معمولاً ۵ تا ۲۰ نانومتر) بهطور قابلتوجهی بیشتر از دولایه فسفولیپیدی لیپوزوم (حدود ۳-۴ نانومتر) است، چون وزن مولکولی زنجیرههای پلیمری بلندتر از فسفولیپیده. همین ضخامت بیشتر، استحکام مکانیکی و پایداری شیمیایی بسیار بالاتری (در برابر پارگی، اکسیداسیون و رقیقشدن در گردش خون) به پلیمرزوم میده — قیمتش رو هم با نفوذپذیری غشایی کمتر (که گاهی سرعت رهایش دارو رو کند میکنه) پرداخت میکنه.
❓ تست: دلیل اصلی پایداری مکانیکی و شیمیایی بالاتر پلیمرزومها نسبت به لیپوزوم چیست؟
الف) ضخامت بیشتر دیواره غشایی به دلیل وزن مولکولی بالاتر زنجیرههای پلیمری
ب) بار سطحی قویتر پلیمرزومها
ج) عدم وجود هسته آبی در پلیمرزوم
د) دمای ذوب پایینتر پلیمرها نسبت به فسفولیپید
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «الف» صحیح است. زنجیرههای کوپلیمری استفادهشده در پلیمرزوم معمولاً وزن مولکولی بسیار بالاتری نسبت به مولکولهای فسفولیپید دارن؛ این تفاوت باعث میشه دیواره غشایی پلیمرزوم (۵-۲۰ نانومتر) چند برابر ضخیمتر از دولایه لیپوزوم (۳-۴ نانومتر) باشه. ضخامت بیشتر، استحکام مکانیکی بالاتر و مقاومت بیشتر در برابر پارگی یا رقیقشدن رو نتیجه میده. گزینه «ج» نادرسته چون پلیمرزوم هم مثل لیپوزوم هسته آبی توخالی داره.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
بار سطحی و جذب سلولی؛ چرا نانوذرات مثبت بیشتر وارد سلول میشن؟ 🔋
یکی از پارامترهای کلیدی که مستقیماً روی ورود نانوذره به سلول تأثیر میذاره، بار سطحی (پتانسیل زتا) است. غشای پلاسمایی سلول به دلیل وجود فسفولیپیدهای آنیونی (مثل فسفاتیدیلسرین) و گلیکوکالیکس سطحی، بهطور کلی بار خالص منفی داره.
طبق این اصل ساده الکترواستاتیک، نانوذرات با بار سطحی مثبت جذب سلولی بهمراتب بالاتری نسبت به نانوذرات خنثی یا منفی نشون میدن، چون برهمکنش جاذبه الکترواستاتیک با سطح آنیونی سلول، سرعت اتصال اولیه و اندوسیتوز رو تسریع میکنه.
🔑 نکته کنکوری — نکته پارادوکسیکال مهم:
با اینکه بار مثبت جذب سلولی رو افزایش میده، همین ویژگی در محیط in vivo یه مشکل جدی ایجاد میکنه: نانوذرات کاتیونی به همون دلیل جاذبه الکترواستاتیک، بهشدت با پروتئینهای سرم (که اغلب بار منفی دارن) برهمکنش میدن، سریعتر توسط سیستم RES شناسایی و حذف میشن، و سمیت غشایی (Membrane disruption) بالاتری هم دارن. به همین دلیل در طراحی فرمولاسیون، همیشه یک تعادل بین جذب سلولی بالا (بار مثبت) و پایداری/ایمنی گردش خونی (نزدیک به خنثی) لازمه.
❓ تست: دلیل اصلی جذب سلولی بالاتر نانوذرات با بار سطحی مثبت نسبت به نانوذرات خنثی چیست؟
الف) اندازه کوچکتر نانوذرات کاتیونی
ب) برهمکنش الکترواستاتیک جاذبه با سطح آنیونی غشای سلولی
ج) افزایش حلالیت آبی نانوذرات مثبت
د) کاهش ویسکوزیته محیط اطراف سلول
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. غشای سلولی به دلیل فسفولیپیدهای آنیونی و گلیکوکالیکس، بار خالص منفی داره؛ نانوذرات کاتیونی از طریق جاذبه الکترواستاتیک با این سطح برهمکنش قویتری برقرار میکنن که اتصال اولیه و ورود به سلول (اندوسیتوز) رو تسریع میکنه. گزینههای دیگه ربطی مستقیم به مکانیسم اصلی این پدیده ندارن.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نانوامولسیونها؛ ساده اما مؤثر برای داروهای آبگریز 💧
نانوامولسیونها سیستمهای دوفازی با قطرات روغنی زیر ۲۰۰ نانومتر هستن که پایداری سینتیکی (نه ترمودینامیکی) دارن؛ یک لایه سورفکتانت در فصل مشترک فاز روغنی و آبی، از تجمع مجدد قطرات جلوگیری میکنه.
🔑 نکته کنکوری — تفاوت کلیدی با میکروامولسیون:
میکروامولسیون از نظر ترمودینامیکی پایدار و خودبهخود (بدون انرژی مکانیکی) تشکیل میشه، اما نانوامولسیون نیازمند ورودی انرژی (هموژنایزاسیون یا روش PIT) است و پایداریش موقتیه — یعنی طی زمان طولانی به سمت جدایش فازی پیش میره.
❓ تست: تفاوت اصلی نانوامولسیون با میکروامولسیون در کدام مورد است؟
الف) نانوامولسیون از نظر ترمودینامیکی پایدار و خودبهخود تشکیل میشود
ب) هر دو مکانیسم تشکیل یکسانی دارند
ج) میکروامولسیون از نظر ترمودینامیکی پایدار است، نانوامولسیون فقط پایداری سینتیکی دارد
د) نانوامولسیون فقط دارو آبدوست حمل میکند
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ج» صحیح است. میکروامولسیون بهطور خودبهخود و پایدار تشکیل میشه، اما نانوامولسیون نیاز به انرژی مکانیکی/شیمیایی داره و فقط پایداری سینتیکی (موقت) داره.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
Burst Release
؛ چرا بخشی از دارو بلافاصله آزاد میشه؟ 💥
در آزمایش رهایش دارو از نانوذرات پلیمری (مثل PLGA)، اغلب یک الگوی مشخص دیده میشه: بخشی از دارو در همون ساعات اول بهسرعت آزاد میشه، قبل از اینکه رهایش وارد فاز آهسته و پایدار بشه. به این پدیده Burst Release میگن.
🔑 نکته کنکوری — علت Burst Release:
این رهایش سریع اولیه، ناشی از مولکولهای دارویی است که در طول فرآیند ساخت، بهجای قرارگیری در عمق ماتریکس پلیمری، نزدیک سطح خارجی ذره جذب سطحی شدن؛ این بخش از دارو مسیر انتشاری بسیار کوتاهی داره و به محض تماس نانوذره با محیط پذیرنده (Release medium)، تقریباً بلافاصله آزاد میشه.
⚠️ نکته حیاتی — چرا این پدیده نامطلوبه؟
Burst Release
میتونه غلظت دارو رو در ساعات اول به سطح سمی برسونه و همزمان، بخشی از دارو رو زودتر از رسیدن نانوذره به بافت هدف در گردش خون تخلیه کنه — دقیقاً برخلاف هدف اصلی طراحی سیستم رهایش کنترلشده.
❓ تست: علت اصلی Burst Release در نانوذرات پلیمری چیست؟
الف) تخریب کامل و ناگهانی پلیمر در ساعت اول
ب) جذب سطحی دارو نزدیک به سطح خارجی ذره
ج) واکنش شیمیایی دارو با محیط پذیرنده
د) افزایش دمای محیط آزمایش
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. داروی نزدیک سطح ذره، مسیر انتشاری کوتاهی تا محیط بیرونی داره و به همین دلیل خیلی سریعتر از داروی موجود در عمق ماتریکس آزاد میشه. گزینه «الف» نادرسته چون تخریب کامل پلیمر فرآیندی تدریجیه، نه ناگهانی در ساعت اول.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
کارایی کپسولهسازی (EE%)؛ چند درصد دارو واقعاً وارد نانوذره شد؟ 📊
وقتی مقالهای میخونید که یه نانوذره جدید ساختن، اولین عدد کلیدی که باهاش مواجه میشید EE%ه. این عدد نشون میده چند درصد از داروی اولیهای که در فرآیند ساخت مصرف کردید، واقعاً داخل نانوذره جای گرفته (نه اینکه در محلول باقی مونده یا در شستوشو از دست رفته).
EE% = (مقدار دارو در نانوذره ÷ مقدار کل داروی اولیه مصرفی) × 100
🔑 نکته کنکوری — روش اندازهگیری غیرمستقیم:
معمولاً بهجای تخریب نانوذره برای اندازهگیری مستقیم دارو، از روش غیرمستقیم استفاده میشه: نانوذرات با اولتراسانتریفیوژ یا اولترافیلتراسیون از محلول جدا میشن، غلظت داروی آزاد باقیمانده در فاز مایع رویی (Supernatant) با HPLC اندازهگیری میشه، و از تفاضل با مقدار اولیه، دارو کپسولهشده محاسبه میشه.
❓ تست: اگه ۱۰۰ میلیگرم دارو در سنتز مصرف بشه و ۷۰ میلیگرمش داخل نانوذره کپسوله بشه، EE% چقدره؟
الف) ۱۴٪
ب) ۷۰٪
ج) ۳۰٪
د) ۱۰۰٪
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. EE% = (۷۰ ÷ ۱۰۰) × ۱۰۰ = ۷۰٪. مخرج کسر همیشه مقدار داروی اولیه مصرفی است، نه وزن نهایی نانوذره — این نکته دقیقاً همون چیزیه که EE% رو از DL% متمایز میکنه.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
🔹پک کامل یکی از پر طرفدارترین رشته های وزارت بهداشت 🔹
✅پک تضمینی رتبه 1 نانو
✅#نانو تکنولولوژی پزشکی
✅گروه آموزشی دکتر کاظم زاده
👆👆👆
مشاوره و ثبت سفارش
👍در تلگرام ،بله ،گپ،ایتا
@Mm0976
👍در روبیکا
@biochemistry_k
👍ادرس سایت بایوکا
biokaa.ir
لیگاندهای هدفگیری فعال؛ سه راهکار برای «قفل و کلید» شدن نانوذره و سلول هدف 🎯
اثر EPR فقط نانوذره رو به «همسایگی» تومور میرسونه، نه لزوماً به داخل سلول سرطانی. برای اینکه نانوذره واقعاً یک سلول اختصاصی رو بشناسه و بهش متصل بشه، باید روی سطحش یک لیگاند هدفگیری نصب بشه — مولکولی که مثل کلید، فقط قفل (گیرنده) اختصاصی خودش رو باز میکنه. سه خانواده اصلی این لیگاندها، هرکدوم مزایا و محدودیتهای خاص خودشون رو دارن.
🔑 نکته کنکوری — مقایسه سه دسته لیگاند هدفگیری فعال:
۱. آنتیبادیها و قطعات آنها (mAbs / Fab / scFv):
بالاترین میل ترکیبی (Affinity) و اختصاصیت رو در بین سه گروه دارن، چون از سیستم ایمنی برای شناسایی اپیتوپهای بسیار اختصاصی الهام گرفته شدن. اما اندازه بزرگ (آنتیبادی کامل IgG حدود ۱۵۰ کیلودالتون)، هزینه تولید بالا، و ریسک ایمنیزایی (بهویژه در آنتیبادیهای غیرانسانی) از محدودیتهاشونه. قطعات کوچکتر مثل scFv (تکزنجیره متغیر) با حفظ اختصاصیت، این مشکل اندازه رو تا حدی حل میکنن.
۲. آپتامرها (Aptamers):
الیگونوکلئوتیدهای تکرشتهای (DNA یا RNA) کوتاه که با تاخوردگی سهبعدی خاص، به هدف مولکولی متصل میشن — به همین دلیل گاهی «آنتیبادیهای شیمیایی» نامیده میشن. با روش SELEX (Systematic Evolution of Ligands by EXponential enrichment) از یک کتابخانه بزرگ توالیهای تصادفی غربالگری و انتخاب میشن. مزیت کلیدی: اندازه بسیار کوچکتر (۸-۱۵ کیلودالتون)، سنتز شیمیایی ارزانتر، و ایمنیزایی پایینتر نسبت به آنتیبادی.
۳. پپتیدها (Peptides, مثل RGD):
کوتاهترین و ارزانترین گزینه برای سنتز؛ پپتید RGD (Arg-Gly-Asp) یکی از شناختهشدهترین نمونههاست که به اینتگرینهای αvβ3 (بیشبیانشده روی سلولهای اندوتلیال در حال رگزایی توموری) متصل میشه. میل ترکیبی پپتیدها معمولاً پایینتر از آنتیبادی و آپتامره، اما ثبات شیمیایی و سهولت اتصال کووالانسی به سطح نانوذره، اونها رو به گزینهای عملی تبدیل کرده.
🔑 نکته کنکوری — اثر تراکم لیگاند (Ligand Density) روی سطح:
افزایش تعداد لیگاند روی سطح نانوذره همیشه به معنی هدفگیری بهتر نیست؛ تراکم بیشازحد میتونه باعث دافعه فضایی بین لیگاندها، افزایش جذب غیراختصاصی توسط سیستم RES (به دلیل شبیهشدن به یک پاتوژن اپسونیزهشده)، و حتی کاهش نفوذ نانوذره به عمق بافت تومور (پدیدهای به نام Binding-Site Barrier) بشه؛ به همین دلیل بهینهسازی تراکم لیگاند، نه صرفاً حداکثرسازی اون، هدف اصلی طراحی فرمولاسیونه.
⚠️ نکته حیاتی که در پست کرونای پروتئینی هم اشاره کردیم:
صرفنظر از نوع لیگاند انتخابی، جذب کرونای پروتئینی پلاسما میتونه هر سه دسته این لیگاندها رو (کم یا زیاد) بپوشونه؛ به همین دلیل هدفگیری فعال باید همیشه در کنار استراتژیهای کاهش کرونا (مثل PEGylation بهینه) طراحی بشه، نه بهتنهایی.
❓ تست: کدام ویژگی، آپتامرها را بهعنوان جایگزینی برای آنتیبادی در هدفگیری فعال نانوذرات جذاب کرده است؟
الف) میل ترکیبی بسیار بالاتر از آنتیبادی در تمام موارد
ب) اندازه کوچکتر، سنتز شیمیایی ارزانتر و ایمنیزایی پایینتر
ج) عدم نیاز به هیچ فرآیند غربالگری برای شناسایی
د) پایداری نامحدود در برابر آنزیمهای نوکلئازی خون
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. آپتامرها با روش SELEX از میان کتابخانههای بزرگ توالیهای تصادفی نوکلئوتیدی انتخاب میشن (بنابراین گزینه «ج» رد میشه) و به دلیل ماهیت الیگونوکلئوتیدی، اندازه بسیار کوچکتری نسبت به آنتیبادی دارن که سنتز شیمیایی (نه بیولوژیک) اونها رو ارزانتر و سریعتر میکنه؛ همچنین به دلیل عدم منشأ بیولوژیک/سلولی، معمولاً ایمنیزایی کمتری نسبت به آنتیبادیها ایجاد میکنن. گزینه «د» نادرسته چون یکی از محدودیتهای شناختهشده آپتامرها، حساسیت بالا به تخریب توسط نوکلئازهای خون است (که معمولاً با اصلاحات شیمیایی مثل ۲′-فلوئور یا PEGylation جبران میشه)، نه پایداری نامحدود.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
لیپیدهای یونیزهشونده؛ قلب تپنده واکسنهای mRNA 💉
وقتی صحبت از واکسنهای mRNA کووید-۱۹ میشه، بیشتر توجهها روی خود mRNA متمرکزه؛ اما جزء واقعی که این تکنولوژی رو ممکن کرد، یک دسته از لیپیدهای مهندسیشده به نام لیپیدهای یونیزهشونده (Ionizable Lipids) هستن — بدون اونها، mRNA بهسرعت توسط RNaseهای خون تخریب میشد و هرگز به سیتوپلاسم سلول نمیرسید.
نانوذره لیپیدی (LNP) واکسن mRNA از چهار جزء کلیدی تشکیل شده، و هر کدوم نقش دقیق و غیرقابلجایگزینی دارن:
🔑 نکته کنکوری — چهار جزء اصلی LNP و نقش هرکدام:
۱. لیپید یونیزهشونده (Ionizable Lipid): جزء اصلی و متمایزکننده LNP از سایر نانوکریرها؛ دارای pKa تنظیمشده (معمولاً حدود ۶-۶.۵) است. در pH فیزیولوژیک خون (۷.۴) این لیپید خنثی باقی میمونه (که سمیت و پاسخ ایمنی ناخواسته رو کاهش میده)، اما در pH اسیدی اندوزوم (~۵-۶) پروتونه و مثبت میشه؛ این تغییر بار باعث برهمکنش با فسفولیپیدهای غشای اندوزوم و فرار اندوزومی (Endosomal Escape) mRNA به سیتوپلاسم میشه.
۲. فسفولیپید کمکی (Helper Phospholipid، مثل DSPC): به پایداری ساختاری دولایه و شکلگیری صحیح نانوذره کمک میکنه.
۳. کلسترول: با پرکردن فضاهای خالی بین لیپیدها، سفتی و پایداری غشا رو افزایش میده — دقیقاً همون نقشی که در غشای سلولی طبیعی هم ایفا میکنه.
۴. لیپید-PEG (PEGylated Lipid): روی سطح خارجی نانوذره قرار میگیره و با ایجاد یک لایه هیدروفیلیک محافظ، هم پایداری کلوئیدی طی فرآیند تولید و نگهداری رو تأمین میکنه، هم (مشابه لیپوزوم پگیله) نیمهعمر گردش خونی اولیه رو افزایش میده.
⚠️ نکته حیاتی — چرا pKa لیپید یونیزهشونده اینقدر مهمه؟
اگه pKa خیلی بالا باشه (نزدیک به pH خون)، لیپید در گردش خون هم بار مثبت پیدا میکنه و باعث سمیت، ناپایداری و پاکسازی سریع توسط سیستم ایمنی میشه. اگه خیلی پایین باشه، در اندوزوم بهاندازه کافی پروتونه نمیشه و فرار اندوزومی بهطور مؤثر اتفاق نمیافته. به همین دلیل بهینهسازی دقیق pKa (معمولاً بین ۶ تا ۶.۵) یکی از حساسترین پارامترهای طراحی فرمولاسیون LNP محسوب میشه.
❓ تست: نقش اصلی لیپید یونیزهشونده در نانوذرات لیپیدی حامل mRNA (LNP) چیست؟
الف) افزایش پایداری کلوئیدی نانوذره در دمای نگهداری
ب) ایجاد بار مثبت در pH اسیدی اندوزوم برای تسهیل فرار اندوزومی mRNA
ج) جلوگیری از شناسایی نانوذره توسط سیستم ایمنی
د) پرکردن فضای خالی بین سایر لیپیدها برای افزایش سفتی غشا
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. ویژگی کلیدی و متمایزکننده لیپید یونیزهشونده، رفتار وابسته به pH آن است: خنثیماندن در pH فیزیولوژیک خون (کاهش سمیت و ایمنیزایی) و پروتونهشدن در pH اسیدی اندوزوم. این پروتونهشدن با ایجاد بار مثبت موضعی، برهمکنش الکترواستاتیک با فسفولیپیدهای آنیونی غشای اندوزوم برقرار میکنه و از طریق تغییر فاز لیپیدی (تشکیل ساختارهای هگزاگونال بهجای دولایه)، غشای اندوزوم رو ناپایدار و باعث رهایش mRNA به سیتوپلاسم میشه. گزینه «الف» نقش لیپید-PEG است، گزینه «ج» هم عمدتاً به لیپید-PEG مربوطه، و گزینه «د» نقش کلسترول است — نه لیپید یونیزهشونده.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نانوذرات فیبروئین ابریشم؛ الهام از عنکبوت و کرم ابریشم 🕷️
فیبروئین ابریشم، پروتئین استخراجشده از پیله کرم ابریشم، ترکیبی از استحکام مکانیکی بالا و زیستسازگاری استثنایی داره که اون رو به جایگزین طبیعی پلیمرهای سنتزی تبدیل کرده.
🔑 نکته کنکوری: توالیهای تکرارشونده گلایسین-آلانین در فیبروئین، در آب خودآرایی کرده و ساختار بتا-شیت ضدموازی فشردهای میسازن؛ همین نواحی بلورین، مسئول استحکام مکانیکی بالا و پایداری آبی فیبروئین (برخلاف اکثر پروتئینها که بهسرعت در آب حل میشن) هستن.
⚠️ نکته مهم: نرخ تخریب زیستی نانوذره فیبروئین مستقیماً به درصد بلورینگی بتا-شیت وابستهست — هرچه بیشتر، تخریب کندتر.
❓ تست: استحکام مکانیکی و پایداری آبی فیبروئین ابریشم، عمدتاً ناشی از چیست؟
الف) پیوندهای دیسولفیدی متعدد
ب) تشکیل نواحی بلورین بتا-شیت ضدموازی
ج) بار سطحی بسیار مثبت پروتئین
د) وزن مولکولی پایین زنجیره پروتئینی
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. توالیهای تکرارشونده گلایسین-آلانین امکان چیدهشدن فشرده زنجیرهها در قالب بتا-شیت ضدموازی رو فراهم میکنن؛ پیوندهای هیدروژنی متراکم بین این صفحات، هم استحکام مکانیکی بالا و هم مقاومت در برابر حلشدن در آب رو ایجاد میکنه.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
پگیلاسیون؛ چرا PEG هنوز استاندارد طلایی «نامرئیسازی» نانوذراته؟ 👻
پوششدهی سطح نانوذره با پلیاتیلنگلایکول (PEGylation) یکی از پرکاربردترین راهبردهایی هست که تا الان چندین بار در پستهای مختلف (لیپوزوم، LNP، میسل) بهش اشاره کردیم؛ این پست، خود مکانیسم رو مستقل و دقیقتر بررسی میکنه.
نکته کنکوری — مکانیسم Steric Stabilization:
زنجیرههای PEG روی سطح نانوذره به دو حالت آرایش پیدا میکنن: حالت قارچی (Mushroom) در تراکم پایین زنجیره، و حالت برسمانند (Brush) در تراکم بالا که زنجیرهها کاملاً کشیده و متراکم میشن. حالت Brush، پوشش محافظ مؤثرتری ایجاد میکنه و از طریق ممانعت فضایی (Steric Hindrance) مانع نزدیکشدن پروتئینهای اپسونین به سطح ذره میشه.
⚠️ نکته مهم — پدیده ABC (Accelerated Blood Clearance):
یک محدودیت جالب PEGylation اینه که در تزریقهای مکرر یک فرمولاسیون پگیله، بدن میتونه در تزریق اول آنتیبادی اختصاصی ضد-PEG (Anti-PEG IgM) تولید کنه؛ در تزریق دوم، این آنتیبادیها به نانوذره پگیله متصل شده و اون رو برای شناسایی و پاکسازی سریع توسط سیستم ایمنی نشونهگذاری میکنن — پدیدهای که دقیقاً برعکس هدف اصلی PEGylation (افزایش نیمهعمر) عمل میکنه.
❓ تست: پدیده Accelerated Blood Clearance (ABC) در نانوذرات پگیله، عمدتاً ناشی از کدام مکانیسم است؟
الف) تولید آنتیبادی ضد-PEG پس از تزریق اول و شناسایی سریعتر ذره در تزریقهای بعدی
ب) افزایش اندازه هیدرودینامیک ذره در تزریق دوم
ج) کاهش غلظت پلاسمایی PEG آزاد
د) تخریب شیمیایی زنجیرههای PEG در گردش خون
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «الف» صحیح است. تزریق اول نانوذره پگیله میتونه پاسخ ایمنی هومورال و تولید IgM اختصاصی علیه PEG رو در برخی افراد یا مدلهای حیوانی تحریک کنه؛ در تزریقهای بعدی، این آنتیبادیهای از پیش موجود به سرعت به سطح نانوذره پگیله متصل شده و از طریق فعالسازی کمپلمان، پاکسازی سریع آن توسط سیستم RES رو تسریع میکنن — این پدیده یکی از چالشهای شناختهشده در طراحی فرمولاسیونهای پگیله برای دوزهای مکرره.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نسبت سطح به حجم؛ چرا نانو یعنی متفاوت بودن؟ 📐
اگه بخوایم پایهایترین دلیل رفتار متفاوت مواد در مقیاس نانو رو در یک جمله خلاصه کنیم: افزایش شدید نسبت سطح به حجم (Surface Area to Volume Ratio). این سادهترین و در عین حال مهمترین مفهومیه که کل فلسفه نانوتکنولوژی روش بنا شده.
وقتی یک جسم رو به قطعات کوچکتر تقسیم میکنیم، حجم کلی ماده ثابت میمونه، اما مساحت سطح کل بهشدت افزایش پیدا میکنه؛ برای مثال یک مکعب با ضلع ۱ سانتیمتر اگه به مکعبهای ۱ نانومتری تقسیم بشه، نسبت سطح به حجمش میلیونها برابر بیشتر میشه.
🔑 نکته کنکوری — پیامدهای مستقیم این افزایش:
۱. افزایش واکنشپذیری شیمیایی: چون درصد بیشتری از اتمهای ماده روی سطح (نه در عمق توده) قرار میگیرن، این اتمهای سطحی پیوندهای ناقص و انرژی آزاد بالاتری دارن؛ به همین دلیل نانوذرات معمولاً بسیار واکنشپذیرتر از همون ماده در حالت تودهای هستن (مثل نانوذرات طلا که برخلاف طلای توده بیاثر، خاصیت کاتالیستی از خودشون نشون میدن).
۲. افزایش نرخ انحلال: طبق معادله Noyes-Whitney که قبلاً هم دیدیم، نرخ انحلال مستقیماً با سطح در تماس با محلول متناسبه — همین اصل، پایه ساخت نانوبلورهای دارویی برای افزایش زیستدسترسی بود.
۳. تغییر خواص فیزیکی: دمای ذوب، خواص نوری، و رفتار مغناطیسی موادی مثل طلا یا اکسید آهن در مقیاس نانو، دقیقاً به همین دلیل نسبت سطح به حجم بالا و غلبه پدیدههای سطحی، از حالت توده کاملاً متفاوت میشه.
❓ تست: دلیل اصلی افزایش واکنشپذیری شیمیایی مواد در مقیاس نانو نسبت به حالت توده چیست؟
الف) کاهش وزن مولکولی ماده در مقیاس نانو
ب) افزایش دمای ذاتی نانوذرات
ج) افزایش نسبت سطح به حجم و درصد بالاتر اتمهای سطحی با پیوند ناقص
د) کاهش چگالی الکترونی اتمها
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ج» صحیح است. با کوچکشدن اندازه ذره، درصد بیشتری از کل اتمهای تشکیلدهنده ماده روی سطح ذره قرار میگیرن (نه در عمق توده)؛ این اتمهای سطحی به دلیل پیوندهای ناقص و هماهنگی اتمی کمتر، انرژی آزاد سطحی بالاتری دارن که باعث افزایش چشمگیر واکنشپذیری شیمیایی میشه. این اصل پایه، دلیل اصلی تفاوت رفتار فیزیکوشیمیایی مواد در مقیاس نانو نسبت به حالت توده (Bulk) است.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نانوذرات پروتئینی فریتین؛ قفسهای طبیعی برای حمل دارو 🔩
فریتین، پروتئین ذخیرهساز آهن در بدن، یک ساختار طبیعی دقیق داره: ۲۴ زیرواحد پروتئینی که بهطور خودآرا کنار هم قرار میگیرن و یک قفس کروی توخالی (با قطر داخلی ثابت حدود ۸ نانومتر) میسازن. این هندسه دقیق و تکرارپذیر، فریتین رو به یکی از جذابترین کریرهای پروتئینی طبیعی در نانومدیسین تبدیل کرده.
🔑 نکته کنکوری — بارگذاری از طریق دمونتاژ-مونتاژ مجدد:
مزیت کلیدی فریتین اینه که زیرواحدهاش در pH اسیدی (حدود ۲) از هم جدا (Disassembly) میشن و در pH خنثی دوباره خودبهخود مونتاژ (Reassembly) میشن. با این ویژگی، میشه فریتین رو در pH اسیدی در حضور دارو باز کرد، دارو رو داخل حفرهش به دام انداخت، و سپس با بازگردوندن pH به خنثی، قفس رو دوباره بست — بدون هیچ اصلاح شیمیایی مخرب روی ساختار.
⚠️ نکته مهم — هدفگیری ذاتی به تومور بدون هیچ لیگاند اضافه:
فریتین بهطور طبیعی توسط گیرنده TfR1 (گیرنده ترانسفرین نوع ۱) شناسایی میشه — همون گیرندهای که در پست BBB هم دیدیم؛ چون بسیاری از سلولهای سرطانی (به دلیل نیاز متابولیک بالا به آهن) این گیرنده رو بیشبیان میکنن، فریتین بهطور ذاتی و بدون نیاز به مهندسی سطحی اضافه، تمایل هدفگیری به سلولهای تومورال داره.
❓ تست: بارگذاری دارو در نانوقفس فریتین معمولاً از طریق کدام مکانیسم صورت میگیرد؟
الف) اتصال کووالانسی دارو به سطح خارجی فریتین
ب) نفوذ غیرفعال دارو از منافذ ثابت پوسته پروتئینی
ج) تزریق مستقیم دارو با سرنگ میکروسکوپی به داخل قفس
د) دمونتاژ زیرواحدها در pH اسیدی، بارگذاری دارو، و مونتاژ مجدد در pH خنثی
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «د» صحیح است. زیرواحدهای فریتین در pH اسیدی (حدود ۲) از یکدیگر جدا شده و ساختار قفس باز میشه؛ در این حالت دارو میتونه آزادانه در محیط حضور داشته باشه، و با خنثیکردن pH، زیرواحدها دوباره بهطور خودآرا دور دارو مونتاژ میشن و اون رو به دام میندازن. این روش بدون نیاز به اصلاح شیمیایی مخرب پروتئین، بارگذاری کارآمدی رو ممکن میکنه.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
مسیرهای اندوسیتوز؛ نانوذره چطور وارد سلول میشه؟ 🚪
بسته به اندازه و بار سطحی، نانوذرات از مسیرهای مختلف اندوسیتوز وارد سلول میشن — و این مسیر مستقیماً سرنوشت داخلسلولیشون رو تعیین میکنه.
🔑 نکته کنکوری:
اندوسیتوز وابسته به کلاترین (CME): رایجترین مسیر برای نانوذرات کوچک؛ معمولاً به اندوزوم اسیدی و لیزوزوم ختم میشه.
اندوسیتوز وابسته به کاوئولین: از طریق ساختارهای غنی از کلسترول انجام میشه و معمولاً از اسیدیشدن لیزوزومی عبور نمیکنه — گزینه مطلوب برای محمولههای حساس به pH.
❓ تست: کدام مسیر اندوسیتوز معمولاً از فرآیند اسیدیشدن و تخریب لیزوزومی عبور نمیکند؟
الف) اندوسیتوز وابسته به کلاترین
ب) اندوسیتوز وابسته به کاوئولین
ج) فاگوسیتوز
د) ماکروپینوسیتوز
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. وزیکولهای مسیر کاوئولین معمولاً به یک ساختار با pH نزدیک به خنثی (کاوئوزوم) میرن و از ادغام با لیزوزوم اجتناب میکنن؛ در مقابل، مسیر کلاترین به اندوزوم اسیدی و لیزوزوم ختم میشه.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
لیوفیلیزاسیون؛ چرا نانوذرات را خشک میکنیم؟ ❄️
اکثر فرمولاسیونهای نانویی (لیپوزوم، نانوذرات پلیمری، LNP) در سوسپانسیون آبی، از نظر فیزیکی ناپایدارن؛ طی زمان نگهداری، پدیدههایی مثل هیدرولیز پلیمر، اکسیداسیون لیپید، یا آگلومراسیون ذرات رخ میده. لیوفیلیزاسیون (Freeze-Drying) یکی از رایجترین راهحلها برای افزایش عمر قفسهای این فرآوردههاست.
فرآیند شامل سه مرحله اصلیه: انجماد نمونه، خشککردن اولیه (تصعید یخ تحت خلأ)، و خشککردن ثانویه (حذف آب باقیمانده جذبشده). محصول نهایی یک کیک متخلخل و جامده که پیش از مصرف با آب بازسازی (Reconstitution) میشه.
🔑 نکته کنکوری — چرا بدون محافظ سرمایی (Cryoprotectant)، لیوفیلیزاسیون نانوذره رو تخریب میکنه؟
طی انجماد، تشکیل بلورهای یخ میتونه بهطور مکانیکی به غشای لیپوزوم یا سطح نانوذره آسیب بزنه و باعث آگلومراسیون یا نشت دارو بشه. برای جلوگیری از این آسیب، قندهایی مثل ترهالوز یا سوکروز به فرمولاسیون اضافه میشن؛ این قندها با جایگزینی مولکولهای آب حذفشده در تعامل با سطح نانوذره (نظریه Water Replacement)، از تماس مستقیم و آسیبزای بلور یخ با سطح ذره جلوگیری میکنن.
❓ تست: نقش اصلی محافظهای سرمایی مثل ترهالوز در فرآیند لیوفیلیزاسیون نانوذرات چیست؟
الف) افزایش دمای انجماد نمونه
ب) کاهش زمان خشککردن ثانویه
ج) افزایش وزن مولکولی پلیمر سازنده نانوذره
د) جایگزینی مولکولهای آب حذفشده و محافظت سطح ذره از آسیب بلور یخ
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «د» صحیح است. طبق نظریه Water Replacement، قندهایی مثل ترهالوز با تشکیل پیوند هیدروژنی با سطح نانوذره، جای مولکولهای آب حذفشده در فرآیند خشککردن رو میگیرن؛ این کار از تماس مستقیم بلورهای یخ در حال رشد با سطح حساس ذره (که میتونه باعث پارگی غشا یا آگلومراسیون بشه) جلوگیری میکنه و ساختار نانوذره رو پس از بازسازی مجدد با آب حفظ میکنه.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
DLS و PDI؛
دو عددی که کیفیت هر فرمولاسیون نانویی رو لو میدن 📏
DLS (Dynamic Light Scattering)
رایجترین روش اندازهگیری اندازه نانوذراته: ذرات به دلیل حرکت براونی، نور لیزر رو با نوسانات زمانی خاصی پراکنده میکنن؛ این نوسانات از طریق معادله استوکس-اینشتین به قطر هیدرودینامیک ذره تبدیل میشه.
🔑 نکته کنکوری — PDI:
شاخص پراکندگی اندازه (Polydispersity Index)، عددی بین ۰ تا ۱ که یکنواختی توزیع اندازه ذرات رو نشون میده؛ نزدیک صفر یعنی جمعیت یکنواخت (مونودیسپرس)، نزدیک یک یعنی توزیع ناهمگن. برای اکثر فرمولاسیونهای نانودارویی، PDI زیر ۰.۳ معیار قابلقبوله.
⚠️ نکته حیاتی: اندازه DLS همیشه از اندازه TEM بزرگتره، چون DLS قطر هیدرودینامیک (شامل لایه هیدراسیون و پوشش سطحی) رو اندازه میگیره، در حالی که TEM فقط هسته جامد و خشک ذره رو نشون میده.
❓ تست: چرا اندازه نانوذره در DLS معمولاً بزرگتر از اندازه همان ذره در TEM است؟
الف) DLS دقت پایینتری نسبت به TEM دارد
ب) DLS قطر هیدرودینامیک شامل لایه هیدراسیون را اندازه میگیرد
ج) TEM همیشه ذرات را کوچکتر از واقعیت نشان میدهد
د) نمونههای DLS آلوده به گرد و غبارند
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. DLS در محلول و بر پایه حرکت براونی کار میکنه، پس هسته ذره بهعلاوه لایه آب و پوشش سطحی (مثل PEG) رو هم لحاظ میکنه؛ TEM روی نمونه خشک و تحت خلأ فقط هسته جامد رو نشون میده.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
🧨🧨🧨 تمام خدمات مجموعه #گروه آموزشی دکتر کاظمزاده با بالاترین تخفیف سال ارائه میشود. 🧨🧨🧨
❌❌مهلت استفاده از تخفیف تا ۴۸ ساعت ❌
#تخفیف_15_درصد 🎉🎉
🌟 کلاسهای جامع بیوشیمی (تمامی پکیجها و دورهها)
🌟 کلاسهای جامع شیمی عمومی و آلی
🌟 کلاسهای جامع فیزیولوژی پزشکی
🌟 کلاسهای جامع زبان
🌟 کلاسهای تندخوانی
🌟 کلاسهای نیمهفشرده و جمعبندی بیوشیمی
🌟 کلاسهای جمعبندی شیمی عمومی و آلی
🌟 کلاسهای جمعبندی زبان
🌟 کلاسهای جمعبندی فیزیولوژی
#تخفیف_10_درصد 🎉🎉
🌟 تمامی جزوات جامع مجموعه (بیوشیمی/شیمی/فیزیولوژی/نانو/زبان/جزوات استخدامی علوم آزمایشگاهی)
🌟 آزمونهای مرحلهای زیرمجموعه ۱ و ۲
📞 جهت ثبتنام
لطفاً خدمات مورد نظر و رشته داوطلبی خود را به آیدی زیر ارسال کنید:
@Mm0976
تخفیفات در سایت بایوکا هم فعال شد و از طریق سایت نیز مستقیماً قابل سفارش است ✅
biokaa.ir
CD47
سیگنال «من رو نخور» روی نانوذرات بیومیمتیک 🎭
بهجای فرار مصنوعی از سیستم ایمنی با PEGylation، نسل جدید نانوذرات مستقیماً با غشای سلول طبیعی بدن (مثل گلبول قرمز) پوشیده میشن. این نانوذرات بیومیمتیک یک هسته مصنوعی (مثلاً PLGA) دارن که با اکستروژن، غشای واقعی سلول دورش پوشونده شده.
🔑 نکته کنکوری: سطح گلبول قرمز حاوی پروتئین CD47 است که به گیرنده SIRPα روی ماکروفاژها متصل شده و سیگنال «من رو نخور» میفرسته. نانوذره پوشیده با غشای RBC، همین CD47 رو هم داره و بدون نیاز به PEGylation، از شناسایی توسط سیستم RES فرار میکنه.
❓ تست: حضور CD47 روی نانوذرات پوشیده با غشای گلبول قرمز، چه نقشی دارد؟
الف) افزایش مستقیم ظرفیت بارگذاری دارو
ب) تسهیل عبور از سد خونی-مغزی
ج) افزایش اندازه هیدرودینامیک نانوذره
د) ارسال سیگنال «خودی» به ماکروفاژها و فرار از سیستم ایمنی
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «د» صحیح است. CD47 با اتصال به SIRPα، سیگنال بازدارنده فاگوسیتوز میفرسته و نیمهعمر گردش خونی نانوذره رو افزایش میده — جایگزینی طبیعی برای PEGylation مصنوعی.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نیوزومها؛ رقیب اقتصادیتر لیپوزوم 🧪
لیپوزومها با وجود محبوبیت بالا، یک ضعف اقتصادی مهم دارن: فسفولیپیدهای طبیعی گرون و مستعد اکسیداسیون هستن. نیوزومها (Niosomes) پاسخ نانومدیسین به این مشکلن؛ وزیکولهایی با ساختار مشابه لیپوزوم، اما با دولایه ساختهشده از سورفکتانتهای غیریونی (مثل Span و Tween) بهجای فسفولیپید.
🔑 نکته کنکوری: انتخاب سورفکتانت مناسب بر اساس HLB (Hydrophilic-Lipophilic Balance) انجام میشه؛ سورفکتانتهایی با HLB بین ۴ تا ۸ برای تشکیل وزیکول پایدار مناسبترن. HLB بالاتر معمولاً منجر به تشکیل میسل بهجای وزیکول میشه.
❓ تست: مهمترین مزیت نیوزومها نسبت به لیپوزومهای کلاسیک چیست؟
الف) قابلیت حمل همزمان دارو آبدوست و آبگریز (که فقط نیوزوم دارد)
ب) پایداری شیمیایی بالاتر و هزینه تولید پایینتر
ج) عدم نیاز به هیچ نوع پایدارکننده
د) اندازه هیدرودینامیک کوچکتر از تمام لیپوزومها
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. سورفکتانتهای غیریونی نسبت به فسفولیپید طبیعی مقاومت بیشتری در برابر اکسیداسیون و هیدرولیز دارن و ارزانتر سنتز میشن. گزینه «الف» نادرسته چون لیپوزوم هم این قابلیت رو داره؛ تفاوت اصلی در نوع ماده تشکیلدهنده دولایهست.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
ظرفیت بارگذاری (DL%)؛ چرا با EE% اشتباه گرفته میشه؟ ⚖️
اگه EE% بگه «چند درصد دارو رو از دست ندادیم»، DL% میگه «نانوذره نهایی چقدر از وزنش دارو خالصه؟» این دو عدد، مخرج کاملاً متفاوتی دارن و گیجکردنشون یکی از رایجترین اشتباهات کنکوریه.
DL% = (مقدار دارو در نانوذره ÷ وزن کل نانوذره) × 100
🔑 نکته کنکوری — چرا این دو عدد رابطه معکوس دارن؟
افزایش مقدار داروی اولیه در سنتز، DL% رو (تا نقطه اشباع) بالا میبره؛ اما اگه ظرفیت کریر محدود باشه، بخش زیادی از اون دارو کپسوله نمیشه و EE% کاهش پیدا میکنه. بهینهسازی فرمولاسیون، همیشه یک تعادل بین این دو پارامتره، نه حداکثرسازی همزمانشون.
❓ تست: با فرض همون داده قبلی (۷۰ میلیگرم دارو کپسولهشده در نانوذراتی با وزن کل ۵۰۰ میلیگرم)، DL% چقدره؟
الف) ۷۰٪
ب) ۱۴٪
ج) ۵۰٪
د) ۲۰٪
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. DL% = (۷۰ ÷ ۵۰۰) × ۱۰۰ = ۱۴٪. توجه کنید با اینکه EE همین فرمولاسیون ۷۰٪ بود (پست قبلی)، DL فقط ۱۴٪ درومد — چون مخرج اینجا وزن کل نانوذره (شامل کریر) است، نه صرفاً داروی اولیه مصرفی.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
عبور از سد خونی-مغزی؛ سختترین چالش دارورسانی به مغز 🧠
سد خونی-مغزی (Blood-Brain Barrier - BBB) یکی از دقیقترین و بیرحمترین موانع بدن در برابر دارورسانیه؛ آمار معروفی میگه بیش از ۹۸٪ داروهای مولکول کوچک و تقریباً تمام داروهای بیولوژیک بزرگ (پروتئین، آنتیبادی، اسید نوکلئیک) بهطور طبیعی نمیتونن از این سد عبور کنن. نانوتکنولوژی چند راهبرد هوشمندانه برای دور زدن این مانع توسعه داده.
از نظر ساختاری، BBB از سلولهای اندوتلیال مویرگهای مغزی تشکیل شده که برخلاف سایر مویرگهای بدن، با اتصالات محکم (Tight Junctions) بهشدت به هم چسبیدهن و اجازه عبور آزاد مولکولها از فضای بینسلولی رو نمیدن؛ علاوه بر این، وجود پمپهای افلاکس (مثل P-glycoprotein) هر مولکولی که بهطور تصادفی وارد سلول اندوتلیال بشه رو دوباره به خون برمیگردونه.
🔑 نکته کنکوری — راهبردهای اصلی عبور نانوذره از BBB:
۱. هدفگیری گیرندهمحور (Receptor-Mediated Transcytosis - RMT): سطح نانوذره با لیگاندهایی پوشیده میشه که به گیرندههای طبیعی بیانشده روی سطح لومینال سلول اندوتلیال مغزی متصل میشن — مثل گیرنده ترانسفرین (TfR) یا گیرنده لیپوپروتئین با چگالی پایین (LRP1). اتصال لیگاند به گیرنده، فرآیند ترانسسیتوز رو (مشابه مکانیزم gp60 که در پست آلبومین دیدیم) فعال میکنه و نانوذره از عرض سلول اندوتلیال به سمت بافت مغز منتقل میشه.
۲. جذبمحور بر پایه بار سطحی (Adsorptive-Mediated Transcytosis - AMT): نانوذرات با بار سطحی مثبت (کاتیونی)، از طریق برهمکنش الکترواستاتیک با گلیکوکالیکس آنیونی سطح سلول اندوتلیال، بدون نیاز به گیرنده اختصاصی جذب و ترانسسیتوز میشن؛ این روش اختصاصیت کمتری داره اما از نظر طراحی سادهتره.
۳. اختلال موقت و کنترلشده در BBB: روشهایی مثل اولتراسوند متمرکز (Focused Ultrasound) همراه با میکروحبابهای داخلوریدی میتونن بهطور موضعی و برگشتپذیر اتصالات محکم رو باز کنن و اجازه عبور موقت نانوذره رو بدن — بدون نیاز به تغییر سطح نانوذره.
⚠️ نکته مهم — چرا پوشش پلیسوربات ۸۰ روی نانوذرات معروفه؟
پوششدهی سطح نانوذرات پلیمری (مثل PBCA) با پلیسوربات ۸۰ (Tween 80) یکی از روشهای کلاسیک افزایش عبور از BBB است؛ مکانیسم پیشنهادی اینه که این سورفکتانت باعث جذب انتخابی آپولیپوپروتئین E (ApoE) از پلاسمای خون روی سطح نانوذره میشه (نوعی «کرونای پروتئینی هدفمند»)؛ نانوذره پوشیده از ApoE سپس بهعنوان یک لیپوپروتئین شبهطبیعی توسط گیرنده LRP1 شناسایی و وارد مغز میشه.
❓ تست: مکانیسم اصلی عبور نانوذرات هدفگیریشده با لیگاند اختصاصی گیرنده ترانسفرین (TfR) از سد خونی-مغزی چیست؟
الف) انتشار غیرفعال از فضای بینسلولی اتصالات محکم
ب) ترانسسیتوز واسطهشده توسط گیرنده (RMT)
ج) فاگوسیتوز مستقیم توسط نورونها
د) اختلال دائمی و برگشتناپذیر در اتصالات محکم
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. گیرنده ترانسفرین بهطور طبیعی روی سطح لومینال سلولهای اندوتلیال مویرگهای مغزی بیان میشه تا آهن متصل به ترانسفرین رو از خون به مغز منتقل کنه. نانوذراتی که با لیگاند اختصاصی این گیرنده (آنتیبادی ضد-TfR یا خود ترانسفرین) پوشیده شدن، از این مسیر طبیعی سوءاستفاده میکنن: اتصال به گیرنده باعث اندوسیتوز و سپس ترانسسیتوز نانوذره از عرض سلول اندوتلیال به سمت بافت مغز میشه. گزینه «الف» رد میشه چون اتصالات محکم اساساً مانع انتشار پاراسلولاره؛ گزینه «د» هم نادرسته چون اختلال در BBB (اگه استفاده بشه) باید موقت و کنترلشده باشه، نه دائمی، وگرنه خطرات نورولوژیک جدی ایجاد میکنه.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نمونه جزوه نانو
ویژه داوطلبین شرکت در نانوپزشکی
▪️زیر مجموعهگروه آموزشی دکتر کاظمزاده
✅ جزوات تایپی، کاملا روان در 200 صفحه
✅ رفع اشکال و ارتباط مستقیم با استاد
✅ بدون نیاز به هیچ منبعی غیر
💯تضمینی پوشش بالای ۹۰ درصدی در کنکور امسال
☎️ثبت سفارش در تلگرام @Mm0976
نانوذرات سیلیکای مزوپور؛ اسفنجهای نانویی برای دارورسانی 🕳️
اگه بخوایم یک نانوماده رو بهخاطر ساختار داخلی منحصربهفردش معرفی کنیم، نانوذرات سیلیکای مزوپور (Mesoporous Silica Nanoparticles - MSN) گزینه فوقالعادهای هستن. برخلاف اکثر نانوذراتی که تا الان بررسی کردیم (که دارو رو در هسته یا سطح جای میدن)، MSN یک ساختار متخلخل و منظم داره — درست مثل یه اسفنج نانویی با میلیونها حفره یکنواخت.
از نظر ساختاری، MSN از شبکه سیلیکای غیرکریستالی (آمورف) تشکیل شده که دارای حفرات مزوپور (Mesopores) با قطر ۲ تا ۵۰ نانومتر است — این حفرات معمولاً بهصورت آرایهای منظم و ششضلعی (مشابه لانه زنبوری) در سرتاسر ذره پخش شدن. مشهورترین خانواده این ذرات، MCM-41 و SBA-15 هستن که با روشهای سنتز سل-ژل و استفاده از قالب سورفکتانتی (Surfactant Templating) ساخته میشن.
🔑 نکته کنکوری — چرا ساختار متخلخل اینقدر مهمه؟
۱. سطح ویژه بسیار بالا (High Surface Area): به دلیل وجود میلیونها حفره، سطح ویژه MSN میتونه به بیش از ۱۰۰۰ متر مربع بر گرم برسه — این یعنی ظرفیت بارگذاری دارو (چه داروهای آبدوست و چه آبگریز) بهطور چشمگیری بالاتر از نانوذرات جامد پلیمری یا لیپیدیه.
۲. کنترل مستقل اندازه حفره و اندازه ذره: برخلاف بسیاری از سیستمها که این دو پارامتر به هم وابستهن، در MSN میشه قطر حفرات رو (با تغییر طول زنجیره سورفکتانت قالب) کاملاً مستقل از اندازه کلی نانوذره تنظیم کرد — این کنترل دقیق، امکان بارگذاری مولکولهای درشتتر مثل پروتئین یا حتی siRNA رو هم فراهم میکنه.
🔑 نکته کنکوری — دروازههای مولکولی (Molecular Gatekeepers):
یکی از هوشمندانهترین کاربردهای MSN، تبدیل اون به یک سیستم پاسخگو به محرک با نصب «دروازه» روی دهانه حفرات است: نانوذرات طلا، سیکلودکسترین، یا حتی زنجیرههای پلیمری pH-حساس روی ورودی حفرات متصل میشن و مثل یه درب، از خروج زودهنگام دارو جلوگیری میکنن؛ فقط در حضور محرک مشخص (تغییر pH، آنزیم، یا نور)، این دروازه باز شده و دارو آزاد میشه.
⚠️ نکته مهم — تفاوت کلیدی با نانوذرات غیرمتخلخل سیلیکا:
باید دقت کرد که MSN با نانوذرات سیلیکای توپر (Non-porous/Stöber silica) که در برخی کاربردهای دیگه (مثل کروماتوگرافی) استفاده میشن، فرق داره؛ ویژگی «مزوپور» دقیقاً به همون ساختار حفرهدار منظم داخلی اشاره داره که ظرفیت بارگذاری بالا رو ممکن میکنه.
❓ تست: مهمترین دلیل ظرفیت بارگذاری دارویی بالا در نانوذرات سیلیکای مزوپور (MSN) نسبت به نانوذرات جامد معمولی چیست؟
الف) بار سطحی منفی بسیار قوی سیلیکا
ب) سطح ویژه بسیار بالا ناشی از ساختار متخلخل داخلی
ج) وزن مولکولی پایین سیلیکون دیاکسید
د) رنگ سفید و شفافیت نوری ذره
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. ساختار حفرهدار و منظم MSN باعث میشه سطح ویژه ذره (Surface Area per unit mass) بهطور چشمگیری بیشتر از یک ذره جامد و توپر با همون اندازه ظاهری باشه — گاهی تا بیش از ۱۰۰۰ متر مربع بر گرم. چون بارگذاری فیزیکی دارو (چه از طریق جذب سطحی و چه به دام افتادن در حفرات) مستقیماً به سطح در دسترس وابستهست، این سطح ویژه بالا امکان بارگذاری مقادیر بسیار بیشتری دارو (نسبت به نانوذرات جامد) رو فراهم میکنه. گزینه «الف» به پایداری کلوئیدی مربوطه نه ظرفیت بارگذاری، و گزینههای «ج» و «د» هیچ ارتباط علمی مستقیمی با ظرفیت بارگذاری ندارن.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika
نانوذرات آلبومین؛ وقتی خود پروتئین بدن، کریر دارو میشه 🩸
تصور کنید بهجای استفاده از پلیمر یا لیپید مصنوعی، از فراوانترین پروتئین پلاسمای خون انسان — آلبومین — بهعنوان کریر دارو استفاده کنید. این دقیقاً ایده پشت تکنولوژی nab (nanoparticle albumin-bound) است؛ یکی از موفقترین پلتفرمهای تجاریشده نانودارورسانی که فرآورده معروفش Abraxane (نانوذره آلبومین-پاکلیتاکسل) هست.
مشکل اصلی داروهایی مثل پاکلیتاکسل اینه که بهشدت آبگریزن و برای حلشدن، نیاز به حلالهای کمکی سمی (مثل Cremophor EL در فرمولاسیون سنتی Taxol) دارن که خودشون باعث واکنشهای حساسیتی شدید میشن. تکنولوژی nab این مشکل رو با اتصال فیزیکی دارو به آلبومین (بدون نیاز به حلال سمی) دور میزنه.
🔑 نکته کنکوری — روش ساخت:
هموژنیزاسیون تحت فشار بالا
نانوذرات آلبومین-پاکلیتاکسل با تکنیک Nab-technology (مبتنی بر همگنسازی تحت فشار بالا) ساخته میشن: محلول آلبومین و دارو تحت فشار بسیار بالا (High-Pressure Homogenization) با هم مخلوط میشن؛ نیروی برشی شدید باعث میشه آلبومین بهدور مولکولهای دارو تا شکل نانوذرهای پایدار (حدود ۱۳۰ نانومتر) خودآرایی پیدا کنه، بدون هیچ پیوند کووالانسی — فقط از طریق برهمکنشهای هیدروفوبیک فیزیکی.
🔑 نکته کنکوری — چرا آلبومین بهطور طبیعی به تومور میرسه؟ (فراتر از EPR)
علاوه بر اثر EPR معمول، آلبومین یک مسیر هدفگیری فعال طبیعی هم داره: گیرندهای به نام gp60 (Albondin) روی سطح سلولهای اندوتلیال عروق تومور بیان میشه و به آلبومین متصل میشه؛ این اتصال، فرآیندی به نام ترانسسیتوز (Transcytosis) رو فعال میکنه که آلبومین (و دارو همراهش) رو از عرض سلولهای اندوتلیال به داخل بافت تومور منتقل میکنه. علاوه بر این، پروتئینی به نام SPARC که در برخی تومورها بیشبیان میشه، در تعدادی از مطالعات بهعنوان یک مکانیسم کمکی احتمالی برای تجمع بیشتر آلبومین در بافت تومور مطرح شده، هرچند اهمیت بالینی دقیق این نقش هنوز محل بحث پژوهشیه.
⚠️ نکته مهم — تفاوت nab-technology با کانژوگاسیون کووالانسی:
باید دقت کرد که در Abraxane، دارو بهصورت فیزیکی و غیرکووالانسی به آلبومین متصله (برخلاف بعضی سیستمهای دیگه که دارو رو با پیوند شیمیایی به آلبومین وصل میکنن)؛ این ویژگی باعث میشه پس از ورود به جریان خون، دارو بتونه بهراحتی از آلبومین جدا شده و آزاد بشه، بدون نیاز به یک محرک شکافنده خاص.
❓ تست: اتصال نانوذرات آلبومین-پاکلیتاکسل (Abraxane) به گیرنده gp60 روی سلولهای اندوتلیال عروق تومور، عمدتاً کدام فرآیند را برای عبور دارو از دیواره عروق فعال میکند؟
الف) فاگوسیتوز توسط ماکروفاژهای بافتی
ب) ترانسسیتوز از عرض سلولهای اندوتلیال
ج) انتشار غیرفعال از فضای بینسلولی
د) اندوسیتوز واسطهشده توسط کلاترین در سلولهای تومورال
✅ پاسخ تشریحی: گزینه «ب» صحیح است. گیرنده gp60 (معروف به Albondin) روی غشای لومینال سلولهای اندوتلیال عروق قرار داره و پس از اتصال آلبومین، فرآیند ترانسسیتوز رو فعال میکنه — یعنی آلبومین از یک سمت سلول اندوتلیال وارد شده و از سمت دیگه (به سمت بافت زیراندوتلیال/تومور) خارج میشه، بدون عبور از فضای بینسلولی. این مسیر فعال، مکملی برای اثر EPR غیرفعال محسوب میشه و یکی از دلایل کارایی بالینی بالای پلتفرم nab نسبت به فرمولاسیونهای ساده پاکلیتاکسل است. گزینه «الف» و «د» مربوط به مکانیسمهای سلولی متفاوتی هستن که در انتقال gp60-میانجی نقشی ندارن.
لینک گروه
/channel/nanotecnologika