-
ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شدهست؟ چه به او گفتی ؟ او با تو چه گفت ؟ نه ، چرا میپرسم ارغوان خاموش است دیرگاهیست که او خاموش است
شهباز طرب باش ، که شاهین فنا
سیمرغ بقا را چو مگس می گیرد
#نظامی
#ش
شب هجران جگرسوخته بی روز رخت
هر دم آغاز نهــد قاعـــدۀ يلدايی
#شمس_الدین_موكد_نسوی
#ش
شبنشینان عاشق افسانههای زلف تو
صبح خیزان واله چاک گریبان تواند
#صائب_تبریزی
#ش
شعر شاعر که ندارد گله ای حوصله کن
شاد باش ای گل من در دل ما وِلوله کن
با کمی عشق بیا طعم لبت را پر کن
لب بخندان و در این شادی ما هلهله کن
حمید_حسینی
#ش
شبنشینان عاشق افسانههای زلف تو
صبح خیزان واله چاک گریبان تواند
#صائب_تبریزی
#ش
روز مرد مبارک انهایی ک پدر دارن براشون
خدا نگه داره انهایی ک ندارن روحشون شاد
سالها در جستجوی جایِ اَمنی بودهایم
در میانِ جمع تنهاییم ما هم چون حُباب...
#نجیب_ڪاشانے
#س
سینه تنگی میکند، از بس که برهم دوختیم
چاکهای تـازه را ، هردم رفویِ تازهای
#خان_رازی
#س
سر مینهم به مقدم پیمان آنکسی
پنهان نکرد مکر هوس در نقاب عشق
#الهام_حق_مراد_خان
#س
سُر خورد و دلِ مردمِ یک شهر، فرو ریخت!
نخ کش بشود کاش شبی، شالِ حریرت
#احمد_جم
#س
سرکشان گر آتشند آخر ملایم میشوند
شمع آخر آب گشت و مرهم پروانه شد
#کلیم_همدانی
#س
ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد
چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد
خنجر زهرآب داده در کف قصاب داد
#امیرخسرو_دهلوی
#ژ
ژولیده زلف فتنه خو، مخمور چشم کینه جو
موها پریشان کرده او، خونها چکان از هر طرف
جانها و دلها چون خسی در راهش آب هر کسی
می رفت جان و دل بسی گیسوکشان از هر طرف
#امیر_خسرو_دهلوی
#ژ
ژاله بر برگ سمن همچون عرق بر روی او..♡
لاله در صحن چمن مانند آن رخسار نیست
سیف فـــــرغانی..♡
#ژ
ژنده پوش
قبای مِهر
#توام
که مرا نیست ردایی بِهْ ازین در عالم...
#زهرا_عبادیانی
#ژ
شرمنده شد،گلاب و هِل و عطر زعفران
وقتی که لب به گوشه فنجان گذاشتی
#جواد_نیری
#ش
شوق می از بهار گلاندام تازه شد
پیوند بوسهها به لب جام تازه شد
#صائب_تبریزی
#ش
شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرس
میشوی دیوانه، از دامان آن صحرا مپرس
#صائب_تبریزی
#ش
«شرح شڪن» #زلف_خم اندر خم #جانان
ڪوته نتوان ڪرد ڪه این قصه دراز است
#حضرت_حافظ
#ش
══ 💜 ══ ❥
🟪 خانــهی شمــع و انــرژی
◉ Sham•Energi77
🟨 مـعـجــزه شـڪــرگــزاری
◉ Magic•Thankss
▪️▪️
سلطان منے سلطان منے و اندر دل و جان ایمان منی
در من بدمے من زنده شوم یک جان چه بود صد جان منی
#مولانا
#س
سکوتم جیغ ممتد بود و تعبیرش رضایت شد
صدا بیهوده آواییست درگوشی که مسدود است
#کبیر_قزوینی
#س
سرنوشتِ دلِ من رندی و بیپرواییست
طمعِ زهد مدار از دلِ اینکارهٔ من
#فیض_کاشانی
#س
سرمه در چشم سیاهت چو بلا در دل شب
شانه در زلف تو چون دست دعا در دل شب
#فائق_لاهوری
#س
سرو عریانی که با پاییز میآمیخت گفت:
کاش پیش از برف با آتش کفنپوشم کنی
#فاضل
#س
ژنده پوش..
قبای مِهر
#توام
که مرا نیست ردایی بِهْ ازین در عالم...
#زهرا_عبادیانی..
#ژ
ژاژ دان در طریقت فعل و گفتار دیگر
بخت اینست و دولت عیش اینست و عشرت
مولانا
#ژ
ژاله برلاله فرو میچکد از دامن ابر
خیز و با لاله رخی ساحت گلزار ببوی
فروغی بسطامی
ژ
ژاله سپر برف ببرد از کتف کوه
چون رستم نیسان به خم آورد کمان را
( انوری
ژ
ژاله را گفتم، که رخسارش بشوی
خار را گفتم، که خلخالش مکن
پروین اعتصامی
ژ