ببار ای بارون ببار؛ با دلم گریه کن خون ببار…
در شبهای تیره چون زلف یار…
بهر لیلی؛ چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار؛ بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار… به یاد عاشقای این دیار
به کام عاشقای بی مزار؛ ای بارون…
ببار ای بارون ببار؛ با دلم گریه کن خون ببار…
در شبهای تیره چون زلف یار…
بهر لیلی؛ چو مجنون ببار ای بارون

ببار ای ابر بهار؛ با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار؛ ماهو دادن به شبهای تار
ببار ای بارون ببار؛ با دلم گریه کن خون ببار…
در شبهای تیره چون زلف یار…
بهر لیلی؛ چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار؛ بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار؛ بر کوه و دشت و هامون ببار
به یاد عاشقای این دیار؛ به کام عاشقای بی مزار… ای بارون…
ببار ای بارون ببار؛ با دلم گریه کن خون ببار…
در شبهای تیره چون زلف یار…
بهر لیلی؛ چو مجنون ببار ای بارون
من دیوارم کوتاس
تنهامو رفیقم خداس
همه جوره گذشتم ازت
حالا نوبت توعه بگی بشینم کجا
منو اشنا میدیدش مث غریبه رفتار
هنو دنیا میگیره باج بدون شرطاش
من این ریختی نبودم خورد شدم تو به جا من مرد باش
منو میشناسی معروفم ؟
نه!
دنباله شهرت نبودم
میشناسنم یه چن تایی
ولی همینا موندن واس من تو تنهایی همین
فکر رفتن سرم
میزنه اما کجا برم خستس تنم
یه چند ماهی بود به قلم دس نمیزدم
مجبور شدم بنویسم حرف نمیزدم
من به تویی ک گوش میدی میگم
مثه من سگ نشو فقط سنگ دلو بی رحم
باهمه خوب باش بخند دو روزه تش
میمیرم تشم یه عکس کناره شمع
من توبیخ شدم
چه جوری حال خب توصیف کنم
تو بگو منو کمک کن
اگه نمیتونی میمونم زوری صحبت کن
من از هیشکی نفرت ک نه
ولی جوری تحویلم میگرنم بایستی برم
حالا ک قلبم میخاد
یه چند وقتی وایسه خستس خدا
@rapshervin
نمیفهمه هیشکی حاله منو
تو هم رفتی بیخیاله منو
دله تنگه بیقراره منو
چشمای گریونم
نگفتی من بی تو خونِ دلم
نگفتی من بی زبونه دلم
نگفتی شاید نتونه دلم
رفتیو داغونم
چه روزایی با خیاله تو من
کوچه کوچه ی این شهر پیِ ت گشتم
چه شبایی بی تو با دله خون
حتی بی یه نشون از تو برگشتم
چه روزایی کُشتمت تو دلم
زندگی رو از اول شروع کردم
چه شبایی کُل شهر و تو بارون
به خاطرِ تو زیر و رو کردم
خداحافظ عشقه آخرِ من
نمیری از قلبو باورِ من
منو کشتی تو دلت ممنونم آه
خداحافظ ای بهونه ی عشق
چقدر دلگیره زمونه ی عشق
خداحافظ عاشقت می مونم
دردِ دل مو با کی بگمو با چی غممو
بپوشونم اشک مگه میذاره
اون عشقی که رفتنیه میره
یه روز ای دله بیچاره
خداحافظ عشقه آخرِ من
نمیری از قلبو باورِ من
منو کشتی تو دلت ممنونم آه
خداحافظ ای بهونه ی عشق
چقدر دلگیره زمونه ی عشق
خداحافظ عاشقت می مونم
جاهد(نوید محمدزاده): با مهربونی نمیشه زندون رو اداره کرد.
کریمی(پریناز ایزدیار): با مهربونی حتی جهنم رو هم میشه اداره کرد!
سرخپوست | ۱۳۹۸
@minimalha
وقتی کسی داره باتمام وجود نصیحتت میکنه ، مخاطبش تو اون لحظه تو نیستی.
خودش در گذشته شه!
@minimalha
🎶از دریآ نترسآنم که من
در قلب تو جان میدهم
@minimalha
این شبیخون بلا؛ باز چه بود ای ساقی…
حالیا عکس دل ماست در آیینه جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود؛ ای ساقی
دیدی آن یار که بستیم صد امید در او
چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی…
تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو
گر چه در چشم خود انداخته دود، ای ساقی
تشنه خون زمین است؛ فلک وین مه نو
کهنه داسی است که بس کشته درود ای ساقی

بس که شستیم به خوناب جگر جامه جان…
نه از او تار به جا ماند و نه پود؛ ای ساقی
حق به دست دل من بود؛ که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود؛ ای ساقی
این لب و جام پی گردش می ساخته اند…
ور نه بی می؛ ز لب و جام چه سود ای ساقی
در فرو بند که چون سایه؛ در این خلوت غم
با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی…
تو خیلی زیبایی. وقتی تازه از خواب بیدار شدی و یکمی از لباست رفته بالا و موهای ژولیدت ریخته دورت. وقتی یکمی از شکلات مورد علاقه ی صبحانت گوشه لبتو شیرین تر از همیشه کرده. وقتی موهاتو جمع کردی بالای سرت عنق و بداخلاق نشستی روی اپن و غر میزنی و گیر میدی به منو هرکسی که نزدیکته. اونجا خیلی حالم خوبه که دارمت. اون لحظه تو خوشمزه ترین دلیل برای خندیدنی. تو خیلی زیبایی وقتی بعد از حموم صورت زیادی سفیدت سرخ شده و موهای نمناکت چسبیده به صورتت. وقتی میخندی زمین برام میشه همون استخر توپی که توی چهارسالگی با شوق غرق میشدم بین خنده هام. میخوام غرق شم توی خنده هات. فردا صبح که آفتاب زد آسمون آبیش روشن شد یادت نره تو خیلی زیبایی. مهم تر از اون تو دلیل حال خوب آدمای اطرافتی...(:
Читать полностью…
بنظرم بهترین آرزویی که میشه برای کسی کرد حال خوبه...
یکی با پول حالش خوب میشه
یکی با کار خوب
یکی با بودن کنار دلبر
یکی با قرمهسبزی
یکی با چای...
براتون "حال خوب" آرزو میکنم..♥️
آنقدر نماندی که مرا زار ببینی
لعنت شده و خسته از آزار ببینی
رفتی در و دیوار اتاقم قفسم شد
حس خفگی بغض گلو همنفسم شد
تو بی من و من با یاد تو شکستن
آویخته بر دار تو انگار نه انگار
تو بی من و من با یاد تو شکستن
آویخته بر دار تو انگار نه انگار
هر ثانیه بی تو به خودم رنج کشیدم
تو عین یقین بودی به انکار رسیدم
تو نیست شدی هستی من نیست شد از تو
پشت سر پرواز تو با اشک دویدم
تو بی من و من با یاد تو شکستن
آویخته بر دار تو انگار نه انگار
تو بی من و من با یاد تو شکستن
آویخته بر دار تو انگار نه انگار
کلاسمون به دلیل مشکلات فنی نیم ساعت دیرتر شروع میشد. گفت هر سوال بیربطی دارید ازم بپرسید. یکی از بچهها در مورد #عشق ازش پرسید و این جواب #کیارستمی است.
@minimalha
بالاخره همه یک روزی میمیرند و صد سال که بگذرد، دیگر هیچکس دربارهٔ این که دیگران که بودند و چطور مردند سؤال نمیکند. پس بهتر است همانطور که دلت میخواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری.
کتاب : گریه آرام
#ﮐﻨﺰاﺑﻮرو_اوﺋﻪ
@minimalha
.
راستی من به تو هیچ وقت گفته ام که چه نقاش خوبی هستم؟
بلدم رنگ دلت را عوض کنم
جوری که همیشه آفتابی باشد
جوری که ابری آن میان نماند
بلدم روی صورتت نقش لبخند همیشگی را بکشم
حتی اگر بخواهی میتوانم خودم را کنارت نقاشی کنم
خودمی که هیچوقت دستانت را رها نمیکند
نرخ؟ تو با نرخش کاری نداشته باش
تو فقط دل بده
.
#سیما_امیرخانی
@minimalha