672
شعر هایم بچه هایم هستند🤍 برخی اشعار از مجموعه فانوس شبم📝 از حضور شما صمیمانه سپاسگزارم اگر به شعر، عشق و علاقه مخصوص ندارید؛عضو نشید دوست من! وقتی پرده ی حریرچشم هایتان،روی شعرهایم کنار میرود آفتاب عشق به دلم میتابد... دوستتون دارم :)
عاشق شدن را داشتم از یاد میبردم
این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان ..🫠
از تاریکی شب، پناه بر آفتاب چشمانت.
#افسون
بگذار پایان تورا غافلگیر کند ، درست مثل آغاز!
-داستایوفسکی
پس تو هم گاهی از اینکه نمیشود فکر را به قالب کلمه درآورد افسرده میشوی!
چنین اندوهی نجیبانه است.
ــداستایوسکی
گرچه که تقدیر ما را در کنار هم نخواست
دوستت دارم و این ختم تمام ماجراست
سرود #افسون
به قول شمس لنگرودی
حالا کجای جهان هستی ؟
آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی!
جوی هزاز زمزمه در من، می جوشد:
ای کاش...
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه ها
(در جعبه های خاک)
یک روز می توانست،
همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست.
در روشنای باران،
در آفتاب پاک.
ـشفیعی کدکنی
خوشبختانه تو هستی که دوستت داشته باشم، وگرنه با این زندگی چه میکردم!
:)
آخر ای دوست نخواهي پرسيد
که دل از دوری رويت چه کشيد
سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسيد
-فریدون مشیری
زیر این عکس برای معشوقش نوشته بود :
وقتی شالت میافته رو صورتت!
چقدر بلدی میخواد واقعا ،
بعضی ها عشق رو نفس میکشند
:)
دلتنگت خواهند شد
وقتی در پیدا کردنِ شخصی مثلِ تو
شکست میخورند...
:)
یک روز ز بس که غصه و غم خوردم
هر لحظه درون قلب خود می مردم
از دست حقیقت خسته و وامانده
خود را به خیال بودنت میبردم
سرود #افسون
محمود درویش میگه
به همه روشها دوستت داشتم
و اولینش سکوت بود...
و البته گاهی هم آخرینش...
منم آن کاج سرسبزی که گاهی از درون زردم
تو را گم کرده ام اما به دنبالت نمیگردم
چو خورشید در دل یک بوم نقاشی
به ظاهر گرم میگیرم ولی در باطنم سردم
اگرچه قول مردانه به خود دادم فراقت را
ولی در اوج دلتنگی نمیدانی چه نامردم
مرا بی غم ترین آدم درون شهر مینامند
ز بس که غصه هایم را به روی خود نیاوردم
خودم را میبرم هر دم به کوی بی خیالی ها
مگر آنجا کمی آرام گیرم از غم و دردم
سرود #افسون
خوشی ها در برابر غم ها
ناتوانند
این همه روز که بودی
از پس نبودنت بر نیامد...
-کاظم خوشخو
از میان چند میلیارد آدم
همیشه یکی هست
که دیگر هیچ کس
مثل او اتفاق نمی افتد...
:)
لبخندهای همیشگی و غمگینت،
سعی در پنهان کردن کدام زخمهایت دارد عزیز من؟
:)
زیر کدام درخت پاییزی قدم بر میداری تا از برگهایش گلاب بگیرم ...
#افسون
یه متن خیلی جالب خوندم امروز یه نفر برای عشقش نوشته بود :
«ایشان از میزان بالای درک و شعور رنج میبرد »
زندگی بشدت واقعی و منطقی پیش میرفت وقت آن رسیده بود به زندگی کم محلی کنم!
#افسون
نوشته بود مرا در روز بارانی دفن کنید تا بر غم بی کسی ام تنها باران گریه کند ....
غمگین شدم
:(
اول مهر که میشه دلت میخواد هفت سالت باشه مامانت دستتو بگیره ببرتت مدرسه!
:)
جی ال ویتریک در قسمتی از کتاب بین المللی و پر فروش خود «راز مادرم »مینویسد:
من و تو خوشبختیم هلنا چون ما فقط برای چیزی که هستیم عاشق همیم. میدانی چقدر کمیاب است.
شاید بزرگسالی یعنی همین که میبینی بعضیا اونقدر که دوسشون داری، دوست ندارن
:)
.
نوشته بود :
« هزارتا رویا کشته میشه تا بفهمی زندگی رویایی نیست ؛ اما هزار و یکمین رویا زنده میمونه تا پی ببری زندگیِ بدون رویا معنایی نداره...
ساده بودم که گمان میکردم فراموشت کردهام. از هر جایی که گذر کردم، هر ترانهای که شنیدم، تو را در دلم یافتم …
Читать полностью…
امیدوارم این بیت از فریدون مشیری رو درک کنید :
«کنار تو هر لحظه گویم به خویش
که خوشبختی بیکران با من است»