*🌿 اون صدایی که همیشه در ذهنت حرف میزنه، واقعاً خودت هستی؟*
تا حالا دقت کردی از وقتی بیدار میشی تا وقتی خوابت ببره، یه نفر مدام توی ذهنت حرف میزنه؟
گاهی تشویقت میکنه...
گاهی نگرانت میکنه...
و گاهی هم بیرحمانه قضاوتت میکنه.
«باز خراب کردی...»
«از پسش برنمیای...»
«بقیه از تو بهترن...»
جالبه بدونی بیشتر این جملهها حقیقت نیستن؛ فقط تفسیر ذهن از اتفاقها هستن.
*ذهن ما برای محافظت از ما ساخته شده، نه برای خوشحال کردنمون.*
به همین خاطر، خطرها رو بزرگتر از فرصتها میبینه و اشتباهها رو بیشتر از موفقیتها به خاطر میسپاره.
*خبر خوب اینه که لازم نیست هر چیزی رو که ذهنت میگه باور کنی.
گفتوگوی درونی، یه عادت هست؛ و هر عادتی قابل تغییر هست.*
کانال ذهن آگاه
@mahfelekhodshenasi
*🌱 چرا بعضی حرفها تا سالها از ذهنمون پاک نمیشن؟*
تا حالا شده
سالها از یک اتفاق گذشته باشه...
اما هنوز
یک جمله،
یک انتقاد،
یا حتی یک نگاه...
با یادآوریش
همون احساس قدیمی برگرده؟
*🧠 مغز ما همه خاطرهها رو یکسان ذخیره نمیکنه.*
وقتی یک اتفاق با احساسات شدید مثل ترس، شرم یا تحقیر همراه باشه، مغز اون رو با اولویت بیشتری ثبت میکنه؛
چون فکر میکنه ممکنه دوباره برای بقا بهش نیاز داشته باشه.
به همین خاطر گاهی
یک تعریف قشنگ رو بعد از چند روز فراموش میکنیم...
اما یک جمله تلخ،
سالها همراهمون میمونه.
*🌿 خبر خوب اینه که خاطرهها قابل پاک شدن نیستن،
اما میشه معنایی که به اونها میدیم رو تغییر داد.
گاهی فقط کافیه از خودت بپرسی:
«اگر این اتفاق امروز برای یکی از دوستام افتاده بود، باز هم اینقدر سخت قضاوتش میکردم؟»
مهربانی با خود،
یکی از راههای آرامتر کردن خاطرههای قدیمیه. 💚*
کانال ذهن آگاه
@mahfelekhodshenasi
نماز میخونیم از خدا طلبکار میشیم. روزه میگیرم از خدا طلبکار میشیم. انفاق میکنیم، پول میدیم، خرج میکنیم، وقت میزاریم، عمر میزاریم. طلبکار میشیم، میگیم گذشت کردم. چی رو گذشت کردی؟ از چی گذشت کردی؟
فلذا فرمودند:
محتاجی که بهت رجوع میکنه و تو نیازشو برآورده میکنی. این یه نعمتی است برای تو، یه وقت خیال نکنی تو داری کاری انجام میدی برای او، این خیریه داره به تو میرسونه. داره سبکت میکنه. میری دستشویی سبک میشی. دستشم ماچ کن. دست مستحق رو که بهش پول دادی، دستشو ماچ کن. دستش دست خداست.
استاد حسین نوروزی
http://khodshenasi.me
بپرهیزید از اینکه کسل بشوید، افسرده بشوید، بی رمق بشوید.
توان روانی تان که پایین بیاید،
آنوقت میتوانند در شما اثر بگذارند.
استاد حسین نوروزی
http://khodshenasi.me
اگر کسی دین خدا را یاری کرد، معنایش این نیست که آدم خوبی است و باطناً به کمالاتی رسیده است. دین خدا را یاری کرده است اما ممکن است که باطنش جهنمی و اهل جهنم باشد؛ اهل بهشت نباشد. همین الان شیطان دارد دین خدا را یاری میکند. یکی از بهترین یاری کنندگان دین خدا، شیطان است. اگر شیطان نبود، انسان این مراحل تکامل را در عالم دنیا طی نمیکرد.
استاد حسین نوروزی
جلسه ۲۹، دوره ۱۹ خودشناسی
http://khodshenasi.me
@mahfelekhodshenasi
پرسش و پاسخ با حاج آقای نوروزی (نقل به مضمون):
در زندگی روزمره، به آنچه حواس ما درک می کند، اعتماد و بر مبنای آن عمل می کنیم.
آیا این یک فهم عادی روزمره است، یعنی بدون آنکه واقعا بفهمیم، مثل کسی که فهمیده رفتار می کنیم چون چاره دیگری نیست؟ (با توجه به اینکه می دانیم حواس و مغز ما می تواند تصویر غیر واقعی از محیط بیرون ایجاد کند.)
پاسخ:
اصلا چیزی به اسم فهم عادی نداریم.
فهم همواره از خداست. و ما می فهمیم و عمل می کنیم.
سوال:
جایی که اشتباه می فهمیم و اشتباه می کنیم (مثلا در چاله می افتیم)، این فهم چه می شود؟
پاسخ:
در آن لحظه، خدا فهم رو ازت گرفته و بعد دوباره داده تا بفهمی که فهم از سمت اوست. (بدون خدا، نمی شد که بفهمی)
https://khodshenasi.me
@mahfelekhodshenasi
*🌿 وقتی ذهنت درگیر شد، دنبال قطع کردن فکر نباش...*
خیلی از ما وقتی یک فکر آزاردهنده میاد، سعی میکنیم سریع از شرش خلاص بشیم.
❌ «نباید بهش فکر کنم»
❌ «باید این فکر از ذهنم بره»
اما معمولاً هرچه بیشتر با یک فکر بجنگیم،
بیشتر بهش توجه میکنیم.
*🧠 گاهی کمککنندهتره که به جای جنگیدن با فکر، فقط متوجه حضورش بشیم.*
مثلاً به جای اینکه بگی:
«چرا این فکر اومده؟»
بگو:
✨ «دارم متوجه میشم که ذهنم داره این فکر رو تولید میکنه.»
همین تغییر کوچک،
کمک میکنه از فکر فاصله بگیری و کمتر درگیرش بشی.
🌱 تو افکارت نیستی؛
تو کسی هستی که میتونه افکارش رو مشاهده کنه.
*🤍 امروز وقتی یک فکر نگرانکننده سراغت اومد، فقط چند ثانیه مکث کن و بگو:
«این فقط یک فکره که الان در ذهنم حضور داره.»*
کانال ذهن آگاه
@mahfelekhodshenasi
اندیشیدن به معنای چرخیدن در ذهن و بازی با کلمات نیست؛ اندیشیدن، عملی زنده، آگاهانه و دشوار است که به حضور و اراده نیاز دارد.
تفکر واقعی زمانی آغاز میشود که انسان بتواند از الگوهای تکراری ذهن فراتر رود، دیدگاههای تازه بیافریند و خود را از سلطهی عواطف منفی رها کند. تا زمانی که ذهن درگیر قضاوتها، واکنشها و احساسات ناآگاهانه است، حقیقت را آنگونه که هست نمیبیند.
هر بار که بتوانی از موج احساسات فاصله بگیری و به جای غرق شدن در آن، تنها شاهدش باشی، دریچهای تازه از فهم و آگاهی در درونت گشوده میشود؛ و همین آغاز اندیشیدن حقیقی است.
📚 وجدان
✍️ پی. دی. اسپنسکی
@mahfelekhodshenasi
خیالت راحت؛ خدا هست.
هر لحظه بخواد هر اتفاقی بیفته،
خدا از قبل، اون لحظه رو آمادهی پذیرش اون اتفاق کرده، توان و روحیهاش رو داده.
امکان نداره اتفاقی بیفته که تحملش وجود نداشته باشه!
سجاد جعفری
@GomshodeVaghei
@mahfelekhodshenasi
تکههایی از یک کل منسجم
فصل اول ـ بخش ۵
@sedaayejaan
تکههایی از یک کل منسجم
فصل اول ـ بخش ۳
@sedaayejaan
تکههایی از یک کل منسجم
فصل اول ـ بخش ۱
@sedaayejaan
*🌱 لازم نیست به هر فکری واکنش نشون بدی...*
ذهن ما در طول روز هزاران فکر تولید میکنه.
بعضی از اونها مفیدن،
بعضی فقط میان و میرن.
*اما وقتی هر فکری رو جدی میگیریم،
انگار به همهشون اجازه میدیم توجه ما رو بگیرن.*
💭 «نکنه اتفاق بدی بیفته؟»
💭 «اگه اشتباه کرده باشم چی؟»
💭 «حتماً یه مشکلی وجود داره...»
*🧠 یک سؤال ساده از خودت بپرس:
«آیا لازم است الان به این فکر پاسخ بدهم؟»
خیلی وقتها جواب اینه:
❌ نه.*
و همون لحظه میتونی توجهت رو به کاری که در حال انجامش هستی برگردونی.
🌿 آرامش همیشه از بین بردن فکرها نیست؛
گاهی از پاسخ ندادن به همه اونها دست میاد.
*🤍 امروز هر وقت ذهنت درگیر شد، از خودت بپرس:
«آیا این فکر الان به واکنش من نیاز داره؟»*
کانال ذهن آگاه
@mahfelekhodshenasi
خودت رو به هیچ ابزار و وسایلی نباز که خدا موقتا در اختیار بعضی مخلوقاتش گذاشته!
مثل فن بیان زیبا!
خط خوب!
یا کثرت علم!
یا حافظه ی خوب!
یا هوش زیاد!
یا حتی سن و سال بالا!
ارزش انسان به داشتن این وسیله ها نیست
همانطور که ارزش انسان به لباس و ماشین و پول نیست!
ارزش واقعی انسان به عقل و شعور و فهم و اخلاص است
سجاد جعفری
@mahfelekhodshenasi
خودت تکیه گاه همه ای
اونوقت تو میخواهی به اونا تکیه بدی،
تکیه گاه همه عالمه
ولی به همه چیز تکیه میکنه غیر از خودش،
استاد حسین نوروزی
https://khodshenasi.me
@mahfelekhodshenasi
*🌙 شاید امشب لازم نباشه ذهنت رو ساکت کنی...*
همیشه میگن
«فکر نکن تا خوابت ببره.»
اما ذهن، دکمه خاموش نداره.
اگه امشب فکری مدام به سراغت میاد،
لازم نیست با اون بجنگی.
فقط بذار باشه...
مثل صدای بارونی که پشت پنجره میباره؛
هست، اما لازم نیست تمام توجهت رو به خودش بگیره.
🌿 هر فکری ارزش دنبال کردن نداره.
بعضی فکرها فقط مهمانِ چند دقیقهای ذهن هستن،
نه حقیقت، نه پیشبینی آینده.
*امشب لازم نیست
برای هر نگرانی، راهحل پیدا کنی.*
گاهی کافی است با خودت بگی:
«به این فکر، فردا هم میتونم برگردم.»
و بعد،
پتو رو کمی بالاتر بکش،
چراغ رو خاموش کن،
و به بدنت اجازه بده کاری رو انجام بده که همیشه بلد بوده:
آرام گرفتن.
*🌌 شاید آرامش،
از ناپدید شدن فکرها شروع نشه؛
از این شروع بشه که دیگه مجبور نباشی با همهشون همراه بشی.
شب آرومی داشته باشین. 🤍*
کانال ذهن آگاه
@mahfelekhodshenasi
حدیث قدسی / قال الله عز و جل:
انَّ عبدی یَستَخیرُنی
فَاَخیرُ لهُ
فَیغضَبُ.
بنده ام از من خیری میخواهد، پس وقتی چیزی را برایش انتخاب میکنم، عصبانی میشود.
(التهذیب ج۳ ص ۳۰۹)
تقوی الهی به این معناست که هیچ خواسته ای جز رضایت خداوند نداشته باشیم و رضایت خداوند همان است که محقق میشود.
بنابراین اگر دیدیم راضی به رضای خدا نیستیم و از آنچه خدای متعال برای ما تقدیر فرموده شکایت داریم، بدانیم که هنوز اهل تقوی نشدیم.
استاد حسین نوروزی
http://khodshenasi.me
درست است که به خاطر آن گندمی که حضرت آدم خورد او را از بهشت بیرون کردند اما همهی ما باید آن گندم را بخوریم و از آن بهشت بیرون برویم و این مسیری است که برای همهی ما تعیین شده است که از آن بهشت کودکی، نادانی، حیوانی و نفهمی بیرون بیاییم. چون نادانی و نفهمی برای خود عالم و خوشیای دارد؛ باید این فهم را پیدا کنیم. بنابراین اینکه میگوییم: «آموزش، معلم، کلاس و درس میخواهد»؛ درست است که اینها ما را از بهشت بیرون میکند چون به ما فهم و شعور میدهد. ما جلسه تشکیل دادیم که به شما گندم بخورانیم و شما را از بهشت بیرون کنیم اما اگر این گندم را نخوری تا آخر عمر نادان و نفهم میمانی و در طویله خواهی ماند. نگاه نکن ظاهراً در خانه زندگی میکنی و غذا میخوری؛ این همان طویله و چریدن است. اما اگر در مسیر معرفت قرار گرفتی و تصمیم گرفتی از آن طویله بیرون بیایی بدان که این راهی است که خدا برای تو تعیین کرده است. چه بخواهی و چه نخواهی باید از آن بیرون بیایی؛ هر چه زودتر بهتر.
استاد حسین نوروزی
از جلسه 47 دوره 18خودشناسی
http://khodshenasi.me
خیال شما رو گول میزنه به اسم عقل خودشو جا میزنه، می ترسونت.
هر چیزی که ترسوندت و یا آرامشت را بهم ریخت اسمش عقل نیست.
استاد حسین نوروزی
http://khodshenasi.me
هرچی هستیم هر کجا هستیم هر برخوردی با ما شده همه از خواست ما است و به عبارتی همه حقمان است، هرچی سرمان بیاید حقمان است.
و در دیدگاه درست بهترین اتفاق همینی است که شده و محقق شده. حرکت غلط در عالم نداریم. نقص و نابجا در عالم وجود نداریم. تمام سرنوشت ما و تک تک اتفاقات زندگی ما به خواست خودمان بستگی دارد و از خواسته ی ما سرچشمه دارد.
هر کس به مرکز خواست خودش دسترسی پیدا کند به سرنوشت و اتفاقات زندگیش مسلط میشود. کسی که آن مرکز را نشناخته و دسترسی ندارد هم باز اتفاقات زندگیش از همانجا رقم میخورد اما خودش نمیداند که از کجا میخورد.
خواست انسان بر همه چیز مسلط است مثلا جاذبه ی زمین اگر انسان بخواهد کارایی نخواهد داشت، اشیاء بر انسان اثر نمیگذارند بلکه انسان بر اشیاء اثر دارد. مدیریت از بالا به پایین است. اینها خبر از واقعیت است اثبات کردنی نیست یافتنی است.
تمام اتفاقات عالم به خواست انسان است و خواست هر شخص در اتفاقات زندگی خودش تاثیر مستقیم دارد و اتفاقات زندگیش فقط به خواست خودش است.
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ
یکی از روی دهانه چاه رد میشود و میافتد ته چاه، دیگری چشمش را باز میکند و از کنار دهانه چاه رد میشود و ته چاه نمیافتد.
باید بفهمیم مدیریت و مرکز فرماندهی عالم کجاست. اگر انسان تقوا پیشه کند چه اتفاقاتی برایش رخ میدهد؟ تقوا یعنی خواست، تا خواست نباشد تقوا نیست.
اینکه انسان مرکز عالم است هم دلایل روایی دارد و هم دلایل عقلی.
انسان جز خواستن چیزی نیست و چیزی ندارد.
حقیقت انسان معنای محض است. فهم محض است. حقیقت محض است. علم محض است. چه بدانیم و چه ندانیم. وقتی میدانیم سرنوشت به دست خودآگاهمان رقم میخورد.
درجه ی حسن انتخاب و سو انتخاب را خودمان تعیین کرده ایم و اکنون آنچه داریم و اتفاق میافتد از آن میزان است. باید این را پیدا کنیم و بفهمیم و آگاه شویم و متناسب با آن و در جهتش حرکت کنیم تا راحت شویم.
اولیاء الهی آمده اند که ما را به این فهم برسانند این لطف و منت خداوند بر ما است که خواست خودمان را مدیر بر خودمان قرار داد. بهترین اتفاق برای ما همین است که محقق شده چون از خواست خودم سرچشمه میگیرد.
استاد حسین نوروزی
https://khodshenasi.me
@mahfelekhodshenasi
انسان الهی از هر لحظه برای هدایت انسان استفاده می کند
یک بار سر سفره ناهار، داشتیم ظرفها را جمع می کردیم، جهت مزاح به حاج آقا(استاد حسین نوروزی) گفتم:
بریم ظرفها را به صاحب رستوران برگردانیم و پولهامون رو پس بگیریم.
حاج آقا فرمودند: ما هم باید دنیامون رو به خدا پس بدیم. بگیم این چیه به ما دادی، ما اینو نمی خوایم.
سیدحیدر آل طه
@mahfelekhodshenasi
مرحوم آقای «محمّد حسین حسینی تهرانی» در کتاب «روح مجرّد» خود داستانی از مرحوم «سیّد هاشم حدّاد» نقل میکند؛ خیلی از او تعریف میکند و این کتاب را به نام او و برای او نوشته است و به عنوان استاد و اولیای خدا از او نام میبرد.
در آن جا نقل میکند که: «ایشان به طاعات، عبادات و وظایف خیلی توجّه داشته است» ایشان نقل میکند که با چند نفر دیگر مثلاً چهار یا پنج نفر دیگر میخواستند به جایی بروند و سوار ماشین شدند؛ وقتی میخواستند از ماشین پیاده شوند سیّد حدّاد که از آنها بالاتر بوده است و مربّی و سمت استادی داشته است میآید پول افرادی که در تاکسی سوار شده بودند را به راننده بپردازد.
مثلاً آنها شش نفر بودند؛ حساب میکند و پول پنج نفر را میدهد؛ رانندهی تاکسی میگوید: «شما شش نفر سوار شدهاید» مثلاً کرایه ششصد تومان میشود اما شما پانصد تومان دادید؛ میگوید: «بگذار بشمارم ببینم» میشمارد و میبیند پنج نفر در ماشین هستند؛
راننده تاکسی میگوید: «آقا خودت را نشماردی؛ خودت هم هستی شش نفر میشوید» سید حدّاد میگوید: «خودم چیست؟» راننده میگوید: «شش نفر هستید» سید میگوید: «نه! من هر چه میشمارم پنج تا میشود» راننده میگوید: «آقا خودت!!» میگوید: «کدام خودم؛ همه را شمردم» خلاصه بحث بالا میگیرد؛ راننده میگوید: «این سیّد خدا چرا این طوری است؟!»
شاگردها میآیند و آقا را میکشند کنار و میگویند: «آقا شما نمیخواهد پول بدهید؛ شما کنار باشید ما با او صحبت میکنیم و مشکل را حل میکنیم» به راننده میگویند: «این الان در حال عادی نیست! اصلاً خودش را نمیبیند و حساب نمیکند، نه این که نمیخواهد پول تو را بدهد بلکه اصلاً خودش را نمیبیند!»
ایشان در کتاب روح مجرّد این مسأله را به عنوان یکی از کرامات و کمالات سید هاشم حدّاد ذکر کرده است ولی این از نقاط ضعف یک انسان الهی است. این نشان میدهد که هنوز نرسیده است که خدابین شود.
اگر یادتان باشد گفتیم مبارزهی با نفس میخواهد. برای مبارزهی با نفس گفتیم که «من» نگو. ما هم همین حرفها را زدیم؛ میگفتیم: «من» نگو؛ «من» را نبین؛ خودبین نباش؛ درست هم هست.
امّا کجا خودبین نباش؟
جاهایی که میخواهند پولی به تو بدهند خودبین نباش؛ امّا جایی که میخواهی پولی بدهی یا آن موقع که میخواهند احسانی کنند؛ شما بگو: «ما که کاری نکردیم» اگر راننده بودی بگو: «قابل ندارد نمیخواهد بدهی؛ باشد همان پنج نفر حساب کن» امّا اگر مسافر بودی پنج نفر بودی بگو شش نفر هستیم، یکی هم به من خود اضافه کن. یک خورده هم چربترش کن.
این درست بر عکس شد؛ نکات انحرافی و خطرناک اینجا است، حالا چه کسی دارد نقل میکند؟! علّامه «سیّد محمّد حسین حسینی تهرانی» که من هم خیلی او را دوست دارم و به او علاقه دارم؛ کتابهای خوبی هم دارد و قابل استفاده است. با همهی این، دارد به عنوان یک کمال ذکر میکند؛ برای چه کسی بیان میکند؟ برای سیّد هاشم حدّاد که میگوید نظیر نداشته است.
این حتماً نظیر نداشته است چون هیچ ولیّ خدایی حق مردم را نمیخورد. واقعاً هم چیزهایی از مرحوم سیّد هاشم حدّاد نقل میکنند که مرد بزرگی بوده است. باید خیلی مواظب و مراقب باشیم؛ این مسیری که ما راه افتادهایم و داریم حرکت میکنیم؛ شما میآیی در عالم تکوین خدا را میبینی امّا در عالم تشریع جا میمانی. چقدر خلط، اشتباه و انحراف ایجاد شده است. کسی که خدا را در عالم تکوین دید، نمیشود در مرحلهی عمل کردن خدا را نادیده بگیرد.
«من» دیدن گاهی مساوی با خدا دیدن است؛ وقتی شما میخواهی حق دیگری را بدهی. چهطور شما آن پنج نفر دیگر را دیدی؛ آیا دیدن آن پنج نفر با خدا دیدن منافات نداشت؟
اگر میگویی «من» نبین یعنی خدا ببین وگرنه «من» ندیدن که موضوعیّت ندارد؛ اگر میگوییم: «مَن، مَن نکن» یعنی خدا، خدا کن. حق، حق بگو. مَن مَن نکن یعنی حق حق بگو. نه این که «من» نگو حق را هم نگو. نه «من» را بگو و نه «حق» را، این حرف غلط است.
یعنی اگر این مطلب باز نشود آدم منحرف و گمراه میشود و در مسیر دیگری میافتد؛ میگوید: «ما که «من» نگفتیم؛ وقتی «من» نگفتیم لابد حق گفتهایم»؛ اینطور نیست؛ چون ممکن است «من» نگفته باشی، حق هم نگفته باشی که نهایتاً همهی این مسائل به همان من تو بر میگردد؛ نفهمیدهای. آن «من» را که نگفتی اشتباه گرفتهای؛ خدا را نشناختی؛ خودت را نشناختی.
استاد حسین نوروزی
از جلسه 44 دوره 18خودشناسی
https://khodshenasi.me
@mahfelekhodshenasi
*🌿 اگه هنوز اتفاق دیروز توی ذهنت میچرخه...*
بعضی وقتها اتفاق تموم شده،
گفتگو تموم شده،
روز تموم شده...
اما ذهن ما هنوز رهاش نکرده.
💭 «کاش اون حرف رو نمیزدم...»
💭 «کاش جور دیگهای رفتار میکردم...»
💭 «چرا این اتفاق افتاد؟»
و بارها و بارها همون صحنه رو مرور میکنیم.
*🧠 اما مرور کردن گذشته، لزوماً به معنی یاد گرفتن نیست.*
گاهی فقط داریم خودمون رو خسته میکنیم.
🌱 از خودت بپرس:
✔️ آیا چیزی هست که الان بتوانم تغییرش بدهم؟
✔️ آیا درسی هست که بتوانم از این تجربه بگیرم؟
اگر پاسخ نه است،
شاید وقتش رسیده به جای تکرار گذشته،
به لحظهای که الان در آن هستی برگردی.
*🤍 گذشته برای یاد گرفتن هست، نه برای زندگی کردن.*
کانال ذهن آگاه
@mahfelekhodshenasi
تکههایی از یک کل منسجم
فصل اول ـ بخش ۴
@sedaayejaan
تکههایی از یک کل منسجم
فصل اول ـ بخش ۲
@sedaayejaan
اصرار کردن
یعنی غرض داشتن ، منافع داشتن ، اثباتِ من .
حق با من است :
یعنی روی من تاکید دارد ، یعنی مَنِش مهم است ، حق مهم نیست .
اخلاص
یعنی حق را بخاطر اینکه حق است، خواستن.
- اگر کسی نیّتش خالص نباشد اصرار میکند ، کارش از ریشه خراب است ؛ چون خودش را نمیشناسد.
اعتبار و ارزش و غنای خودش را به حرفش ، به نظر مردم میداند و جلب نظر میکند.
در واقع خودش را گم کرده است .
( قال الله تعالی:
الاخلاصُ سِرُّ مِن اَسراری استَودَعتُهُ قلبَ مَن اَحبَبتُ مِن عِبادی .
اخلاص سرّی از اسرار من است و آن را به دل بندگانی که دوستشان دارم ، به ودیعه گذاشته ام .)
استاد حسین نوروزی
https://khodshenasi.me
@mahfelekhodshenasi
ترس به خاطر اینه که هنوز یه چیزایی داری که قیدشو نزدی
یه چیزی برای از دست دادن داری
اولیاء خدا از هیچی نمیترسن؛ چون هیچی برای از دست دادن ندارن
در نتیجه از همه مردم زیرکترند و هیچ ساده لوحی به خرج نمیدن
فقط خدا رو دارن
خدا هم از دست رفتنی نیست
هیچ وقت هیچ کس نمیتونه موجودیت اینها رو در معرض خطر قرار بده
موجودیت اینها به خداست
استاد حسین نوروزی
https://khodshenasi.me
@mahfelekhodshenasi
علم خودشناسی، مقدمه است
با خودشناسی
زندگی کردن، کار کردن، در بین مردم بودن، ازدواج کردن، مسئولیت پذیرفتن ... در معرض امتحانات قرار گرفتن، ...
با سرد و گرم روزگار، چشیدن
به آخرت میشه رسید
سجاد جعفری
@mahfelekhodshenasi
آرامش خودت رو از آسایش دنیات نگیر
از همین حالا آرامی،
خیلی ها آسایش دارن اما آرامش ندارند.
استاد حسین نوروزی
@mahfelekhodshenasi