4802
محفل خوبان شعر 🌺🌺 @mahfel_khoban_sheeer🌺🌺
آهنگ ترکی 🇹🇷: 𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠
آهنگ قفلی🔒: 𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠
آهنگ شااااد😍: 𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠
آهنگ خارجی🇺🇸: 𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠
ریمیکس باشگاه💎: 𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠
موزیک سیستمی🌟: 𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠
از نو شکفت نرگسِ چشم انتظاریام
گل کرد خارخارِ شب بیقراریام
تا شد هزارپاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینهکاریام
گر من به شوق دیدنت از خویش میروم
از خویش میروم که تو با خود بیاریام
بود و نبود من همه از دست رفتهاست
باری مگر تو دست برآری به یاریام
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخمِ کاریام
تا ساحل نگاه تو، چون موج بیقرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاریام
با ناخنم به سنگ نوشتم: «بیا»، بیا
زآن پیشتر که پاک شود یادگاریام
#قيصر_امينپور
با تو می چسبدفقط
رفتن به قعر عاشقی
ورنه در باب هوس بازی که آدم قحط نیست...
«برای تو
چیزهای زیادی نوشتم،
اما آنچه هرگز در کلمات جا نشد،
دلتنگیام بود.»
ﺗﺠﻮﯾﺰ ﮐﻦ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ ...
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺗﺒﻢ
ﮐﻨﺎﺭ ﺳﻮﺧﺘﮕﯽ ﻫﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ
ﺑﺮ ﻃﺎﻕ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﯼ ﻃﺎﻗﺘﻬﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮ
ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺳﻄﺮﻫﺎﯼ ﺗﺐ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ
ﻭ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﮐﻦ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﮔﺎﺭﯼ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ
"ﻣﻦ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﺸﻮﻡ "..❤️
☀️اگه روزگار بی رحمِ
تو مهربون باش😊
الهی امروز زندگیتون
مثل گل زیبا
مثل باران زلال
مثل سبزه با طراوت
مثل دریا با برکت
مثل آسمان یکرنگ
مثل خدا بخشنده
و مثل هر روز پر از زندگی باشه
درود بر همگروهیهای عزیز
صبح آدینهتون بخیر و شادی
روز خوبی داشته باشید❤️☺️
اجازہ بدہ
من و چشمانت
خدمتی کنیم به تاریخ ادبیات
بانو
نگاہ کن
من مینویسم...
#مسعود_طالبی
باز گل کردی و من، مست شدم از بویت
داد بر باد مرا طالع آن گیسویت
چشمکی زد به من آن اختر تابنده ی تو
مانده ام واله و حیران همان سوسویت
#حمید_حسینی
در این عصر
یه آرزوے زیبا...
ی دعاے قشنگ براے شما مهربونا
الهـــــے
شادیاتون زیاد...
غم هاتون ڪم...
وزندگیتون پراز عشـــــق
عصرتون بخیر
آدم امن،
همان کسی است که زخمهایت را میبیند
و تصمیم میگیرد
مرهم باشد، نه تماشاگر❤️
سوخت پروانه و آزاد شد از فکرتِ شمع
این دلِ ماست که در سوز و گداز است هنوز
#دانش_شیرازی
مرا آتش صدا کن
تا بسوزانم سراپایت
مرا باران صدا دِه
تا ببارم بر عطش هایت
خیالی وعده ای وَهمی
امیدی
مژده ای یادی
به هر نامی که خوش داری
تو راهم دِه به دنیایت
#حسین_منزوی❣
نوشتم هرچه از هم دورتر، آسودهتر اما
کسی در گوش من میگفت من دلتنگِ دیدارم
کسی از دور میآید به جنگِ عقل و میترسم
مبادا عشق باشد اینکه میآید به پیکارم
# عطیهسادات_حجتی
به زندان قفس مرغ دلم چون شاد میگردد
مگر روزی که از این بند غم آزاد میگردد
تپیدنهای دلها ناله شد ، آهسته آهسته
رساترگر شود، این نالهها، فریاد میگردد
ز اشک و آه مردم ، بوی خون آید که آهن را
دهی گر آب و آتش، دشنهی فولاد میگردد
#فرخی_یزدی
و گاهے یڪ نفر
برایت آنقدر عزیز است
ڪہ قلبت رهایش نمیڪند....
عصر آدینتون بدور از دلتنگی❤️
عشق
تعریف ساده ای دارد
چشمانت...❤️
#علی_صالحی
ظهرتون بکام ❤️
‹ عطـرش که پیـچید
برگشتم !
هیـچ کس نبـود
کسی چه میداند
شایـد به من فکـر میکرد ..📎🤍 ›
.
کاری با تو نداشتم!
گوشه دنج کافه همیشگی
خلوت کرده بودم
آمدی
قهوه ات را خوردی
چشم هایت را جا گذاشتی
و رفتی
حالا من ماندم
با ازدحام کافه ای شلوغ
با تقدیر و فال همیشگی ام
چشم هایت...
معین همہ آهنگاش قشنگه
ولے این آهنگش یہ
چیز دیگس
❤️ظهر آدینتون به عشق❤️
.
تو مرا ، لعن کنی ، شکوه کنی ، داد زنی ..
باصدای تو خوشم ، باز بگویم ، که بگو ،
#راحم_تبریزی
محشر به پا ڪن !
برےز
عطر نفس هایت را
روے تن تب دار جمعه
مطمئن باش
صبح هایش طعم سیب
و غروب هایش
رنگ بهشت خواهد گرفت ..
نزدیڪتر بیا
بگذار قالب تهے ڪنم
از هیاهوے عشق !
#معصومه_قنبری
آدینه_بخیــــر
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست
گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست
آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست...
#هوشنگ_ابتهاج
شادی ام با ديگران است و غمم سهم خودم،
باغ انگورم كه در دردِ خماری مانده ام
من همان زخمم كه بر جان درختان كهن،
از ملاقات تبرها، يادگاری مانده ام
#حسین_جنتی
از ما مپرس نکتهٔ معقول، ازآنکه ما
پیوسته درسِ عشقِ تو تکرار کردهایم...
#خواجوی_کرمانی
شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم
از طلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم
#مولانا
احوالم چنین بود:
گرچه افسانه بُوَد باعث شیرینی خواب
خواب ما سوخت ز شیرینی افسانهی عشق
# صائب_تبریزی
عشقت آموخت به من رمز پريشاني را
چون نسيم از غم تو بي سر و ساماني را
بوي پيراهني اي باد بياور ، ور نه
غم يوسف بكشد ، عاشق كنعاني را
دور از چاك گريبان تو آموخت به من
گل من غنچه صفت ، سر به گريباني را
آه از اين درد كه زندان قفس خواهد كشت
مرغ خو كرده به پرواز گلستاني را
ليلي من ! غم عشق تو بنازم كه كشي
به خيابان جنون ، قيس بياباني را
اينك آن طرف شقايق ، دل من مركز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ي نعماني را
همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، كو ؟
آن كه سامان بدهد اين همه ويراني را
حسین منزوی