1831
چه گفتم در وفا افزا جفا و جور افزودی جفا کن جور کن جانا،غلط گفتم خطا کردم فیض
.
Читать полностью…
#تُـــ...♥️...ـــو!
#قَشنگ ترین دلیل واسه نشون دادنِ
#عظمت ''خُـــــدا''رویِ زمینی قشنگم
#شبتون_عاشقانه❤️
/channel/addlist/9kiI2LC5cKM0NzU0
#ناب
عشق ، جان است ،،، عشقِ تو ، جانتر ،
لطف ، درمان و ،،، از تو ، درمانتر ،
کافریهایِ زلفِ کافرِ تو ،
گشته ز ایمانِ جمله ، ایمانتر ،
جان سپردن به عشق ، آسان است ،
وز پی عشقِ توست ، آسانتر ،
همه مهمانِ خوانِ لطفِ تواَند ،
لیک این بندهزاده ،،، مهمانتر ،
بیتو ، هستند جمله بیسامان ،
لیک ، من ،،، بیطریق و سامانتر ،
عشقِ تو ، کانِ دولتِ ابد است ،
لیک ، وصلِ جمالِ تو ،،، کانتر ،
تیغِ هندیِ هجر ، بُرّان است ،
لیک ، هندیِ عشق ،،، بُرّانتر ،
هر دلی چارپره در پیِ توست ،
دلِ ما صدپَر است و ،،، پَرّانتر ،
دیدنِ تو ، به صد چو جان ،،، ارزان ،
عوضِ نیم جانم ،،، ارزانتر ،
گرچه این چرخ ، نیک گَردان است ،
چرخِ افلاکِ عشق ،،، گَردانتر ،
همه ز افلاکِ عشق ، در ترسند ،
وان فلک ، در غمِ تو ، ترسانتر ،
شمسِ تبریز ، همّتی میدار ،
تا شَوَم در تو من عجبدانتر ،
#مولانا
💎
ما گوشهنشینان خرابات الستیم
تا بوی میی هست در این میکده مستیم
💎
۲۹ مهر اختراع لامپ برق، توسط توماس اديسون
در نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادی، علاوه بر اختراعات متعدد، در زمینههای گوناگون علمی در استفاده از نيروی برق برای ايجاد روشنايى و حرارت و بهكار انداختن موتورهای كارخانهها و وسايل حملونقل نيز پيشرفتهای بزرگی به دست آمد. البته كشف نيروی برق مربوط به قرن شانزدهم و هفدهم است و نخستين وسايل برقی نيز در قرن هجدهم و نيمه اول قرن نوزدهم مورد استفاده قرار میگرفت. ولی بهرهبرداری گسترده از نيروی برق و اختراع لامپ الكتريكی به صورت امروزی، مربوط بهمخترع معروف امريكايى توماس آلوا اديسون است كه بسياری از اختراعات ديگر در زمينه تلگراف، تلفن و دستگاه گرامافون و عكاسی و فيلمبرداری و ...نيز مديون اوست.
اديسون اختراعات زيادی داشت، اما ساختن لامپ برق در ۲۱ اكتبر ۱۸۷۹ بزرگترين اختراع او بهشمار ميرفت و همين ابداع بود كه اديسون را به اوج شهرت رساند. گرچه او در مدتی متجاوز از نيم قرن، با نهايت كارآمدی و فعاليت مشغول بود، اما هيچيك از اختراعات و ابداعات ديگرش، تا اين حد مهم و جالب و هيجان انگيز نبود.
یکی محجوب به زهدِ خویش است
و دیگری ، محجوب به عبادتِ خویش
و دیگری ، به علمِ خویش .
و بهشت ،
حجابِ اکبر است
زیرا که اهل بهشت به بهشت آرام یافته اند
و هر که جز به حقّ به چیزی آرام گیرد ،
در حجاب است.
#سلطان_العارفین_بایزید_بسطامی
واکنش آدم ها به مشکلات وسختی ها شبیهِ واکنشِ فلز در مقابلِ ضربه است
بعضی ها مثل «فولاد» ، نه شکل می گیرند ، نه می شکنند ، بی هدف می ایستند و از درون ، عذاب می کشند
بعضی ها مثل «آهن» ، سعی می کنند قوی باشند ، اما در نهایت ، یا خم می شوند ، یا می شکنند
و بعضی ها مانند «مس» ، با ضربه ها ساخته می شوند ، حالت می گیرند و بهتر می شوند ...
یک ضربه "در آنِ واحد" می تواند مهلک و کشنده یا تاثیر گذار و سازنده باشد
بستگی دارد به تو
به اینکه «تو» چه کسی باشی !
🌺🌺🌺
یارمهربانم
درود
بامداد چهارشنبه ات نیکو
🌺🌺🌺
آرزو می کنم لبخندهایت از تهِ دل باشد ، و غصه هایت سطحی و زود گذر .
آرزو می کنم مسیرِ موفقیتت هموار باشد و انگیزه هایِ صعود و پروازت ، بسیار ...
آرزو می کنم هرگز در پیچ و تابِ زمانه ، بی پناه نباشی ،
هرگز دلت نگیرد ،
و چشم هایِ روشنت ، هیچ زمانی خیس و اشک آلود نباشد .
آرزو می کنم عاشقِ کسی باشی ؛
که عاشقت باشد ،
و کسانی کنارت باشند ؛
که تو را می فهمند و هوایِ دلت را دارند .
من خوشبختی ات را ، شادی ات را ، آرامشت را ؛
من آرزوهایِ زیبایِ تو را آرزو می کنم ...
آرزو می کنم به معنایِ واقعی "زندگی کنی" ...
🌺🌺🌺
شاد باشی
.
هر چه داری به پای زندگی بریز
تا مرگ نتواند
چیزی با خود ببرد...
#جیم هریسون
تا یار مرا ربوده از هستی خویش
واقف نیم از بلندی و پستی خویش
آنگونه ز جام عشق مستم دارد
کآگاه نیم ز خویش و از مستی خویش
قاآنی
کلام عاقل و جاهل به گوش یکدیگر
چو نیک بنگری از روی تجربت بادست
همین به باغ ننالند بلبلان از زاغ
که زاغ نیز هم از بلبلان به فریادست
قاآنی
قطعه ۱۸
صدشکر گویم هر زمان هم چنگ را هم جام را
کاین هر دو بردند از میان هم ننگ را هم نام را
دلتنگم از فرزانگی دارم سر دیوانگی
کز خود دهم بیگانگی هم خاص را هم عام را
خواهم جنونی صف شکن آشوب جان مرد و زن
آرد به شورش تن به تن هم پخته را هم خام را
چون مرغ پرد از قفس دیگر نیندیشد ز کس
بیند مدام از پیش و پس هم دانه را هم دام را
قاآنی ار همت کنی دل از دو عالم برکنی
یکباره درهم بشکنی هم شیشه را هم جام را
#قاآنی
رسم عاشق نیست
با یک دل دو دلبر داشتن
یا زِ جانان یا زِ جان
بایست دل برداشتن...
قاآنی
ای خردمند که گفتی
نکنم چشم به خوبان
به چه کار آیدت آن دل که
به جانان نسپاری...!!
سعدی
به جرم عشٖق تو گر می زنند بر دارم
گمان مبر که ز عشق تو دست بردارم
مگو که جان مرا با تو آشنایی نیست
که با وجود تو از هرکه هست بیزارم
قاانی
چندین سالینه غصّه برفت، این هم برود.
#شمس_تبریزی
۲۸ مهر زادروز قاآنی
(زاده ۲۸ مهر ۱۱۸۷ شیراز -- درگذشته ۱۳ اردیبهشت ۱۲۳۳ تهران) شاعر
با تنگدستی در اصفهان به تحصیل ریاضی و معارف پرداخت و در شیراز به تدریس عروض و شرح دیوان خاقانی و انوری مشغول شد تا آنکه در سال ۱۲۳۹ شاهزاده حسنعلیمیرزا، شجاعالسلطنه، فرزند فتحعلیشاه بهشیراز آمد و او را مورد لطف و مهربانی قرار داد.
چون شاهزاده از طرف پدر فرمانروای خراسان شد ، قاآنی را نیز بههمراه خود به آنجا برد و با حمایت و تربیت شاهزاده بهتحصیل ریاضی و حساب مشغول شد و بنا به میل و پیشنهاد او تخلص خود را که تا آن زمان حبیب بود به قاآنی، بهمناسبت نام فرزند شاهزاده، اوکتایقاآن، تبدیل کرد.
شاهزاده پس از مدتی بهحکومت یزد و کرمان منصوب شد و قاآنی هم با او بدانجا رفت و سپس به گیلان و مازندران و آذربایجان مسافرت کرد و پس از فراگرفتن علوم رایج به درگاه فتحعلیشاه معرفی شد و مستمری یافت .
وی در ادبیات عرب و فارسی مهارت پیدا کرد و به حکمت نیز علاقه سرشاری داشت و میتوان گفت شهرت شاعری او لطمه به.شهرت او به عنوان یک حکیم دانشمند زده است. او را در حکمت، همپایه ملاصدرا و ملاهادی سبزواری و در شرعیات همپایه مرتضی انصاری شمردهاند. از این رو فتحعلیشاه او را «مجتهدالشعراء» لقب داد.
هنگامی که محمدشاه بر تخت نشست، او بهحلقه شاعران دربار پیوست و از شاه لقب حسامالعجم گرفت. در سال ۱۲۵۹ق قصد اقامت دائم بهشیراز بازگشت و چندی بعد بهتهران آمد و باز به شیراز رفت و در این مسافرتها، همشهریان او ابتدا مقدمش را گرامی داشتند اما رفتهرفته جمعی از ادبای شیراز به آزارش پرداختند، تا اینکه در سال ۱۲۶۲ق به تهران بازگشت و به دربار ناصرالدینشاه پیوست و شاعر رسمی دربار شد و از آن پس بهطور دایم در تهران اقامت یافت و خانوادهاش را نیز به تهران آورد.
آرامگاه وی در شهر ری، کنار مزار شیخ ابوالفتوح رازی است.
بیست چو خورشید ،
اگر تابد اندر شبِ من ،
تا ، تو قدم در ننهی ،
خود ، سَحَری مینشود ،
دانهٔ دل ، کاشتهای ،
زیرِ چنین آب و گِلی ،
تا ، به بهارت نرسد ،
او ، شجری مینشود ،
#مولانا
عزیز من!
آن قطرهی جانی که در فراقِ دریا قرار گرفته باشد
و یاد دریا نمیکند، گاهی در برگی میآویزد،
گاهی درخاک میآمیزد،
مگر بیادبی کرده است،
که او را بند بر پای نهادهاند؛
بند زرین، بند سیمین، بند مُجوهر.
او عاشقِ آن بند شده است،
چنانکه از عشقِ سیم و زر،
آن بند را بند نمیبیند او را پند مده
که بند او از آن سختتر است که پند راه یابد.
#مجالس_سبعه
۲۹ مهر روز کوه و کوهنورد
۲۹ مهرماه روز کوهنورد نامگذاری شده است که بهنظر میرسد این نامگذاری حاصل اندیشه گروهی کوهنوردان باشد، ولی به هر حال روز ۲۹ مهرماه از سوی اغلب کوهنوردان، بهعنوان روز کوهنورد شناخته میشود.
در این روز کوهنوردان سراسر کشور برنامههای متنوعی دارند:
برگزاری همایش روز کوهنورد، صعودهای مشترک، تجمع و دیدار در یک مکان خاص مانند کافه کوه، گرامیداشت یاد و خاطره کوهنوردان جانباخته و … از جمله این برنامههاست. این برنامهها میتواند جامعه کوهنوردی را هرساله بهسمت ارزشهای والای انسانی و پاسداری از ارکان فرهنگ اصیل کوهنوردی سوق دهد و در راستای ایجاد همدلی در جامعه کوهنوردی مفید واقع شود. همچنین یکی از ویژگیهای این برنامهها، جلوگیری از انحرافات اساسی و پایمال نشدن ارزشهایی است که سینه بهسینه و نسل بهنسل توسط پیشکسوتان جامعه کوهنوردی به کوهنوردان نسل بعدی منتقل شده است.
بهطور خلاصه، اهداف برگزاری مراسم یا همایش در روز کوهنورد توسط افراد، گروهها، باشگاهها و هیئتهای استانها و شهرستانها عبارتند از:
۱. بزرگداشت تلاشهای ارزنده و آرمانی شهدای کوهستان و گرامیداشت یاد و خاطره آنها
۲. بررسی رشد کمی و کیفی ورزش کوهنوردی و مقایسه آن با شاخصهای استاندارد کوهنوردی در سطح جهانی.
۳. بررسی فعالیتهای گروههای کوهنوردی و کوهنوردان هر استان
۴. تجلیل و قدردانی از پیشکسوتان مجرب ورزش کوهنوردی
۵. ترویج فرهنگ اصیل کوهنوردی با تکیه بر آرمانهای انسانی آن
۶. مهیا کردن بستر فرهنگی و اخلاقی لازم بهمنظور ایجاد همدلی و اتحاد کوهنوردان و تبادل اطلاعات گروههای کوهنوردی بهدور از رقابتهای کاذب.
۷. ملاقات جمعی کوهنوردان و دستیابی آنان بهتفاهم بیشتر و رسیدن بهنقاط مشترک سازنده
۸. تبادل نظر و آگاهی از آخرین اطلاعات مربوط به برنامههای کوهنوردی کشوری و برون مرزی
۹. ترویج فرهنگ صلح و دوستی با طبیعت در طریق ایجاد انگیزه بیشتر بهمنظور احترام به کوهستان و تلاش برای حفظ منابع طبیعی
۱۰. ایجاد زمینه مناسب جهت ارائه فعالیتهای هنری، فرهنگی و تحقیقاتی کوهنوردان در قالب برگزاری نمایشگاههای عکس، نقاشی، شعر، مقاله و غیره
در سالهای گذشته تعداد روزهایی که بهنام روز کوهنورد نامگذاری شدهاند متفاوت بودهاند. بهطوری که هر فرد، گروه و استانی، روز خاصی را بهعنوان روز کوهنورد اعلام کرده و آن را در شبکه اجتماعی و ارتباطی به اشتراک گذاشته است. اما بیشترین همگرایی و اتفاق نظر برای تاریخ ۲۹ مهرماه هر سال بهعنوان روز کوهنورد است. بهنظر میرسد انتخاب هفته اول آبان ماه بهعنوان روز کوهنورد استان فارس در این نامگذاری بیتاثیر نبوده است و باتوجه بهخیل عظیم کوهنوردان و طبیعتگردان، اختصاص یک روز خاص و مشخص و حتی روزی باعنوان “روز ملی کوهنورد” به این قشر لازم و ضروری است. در این خصوص مرجع اصلی کوهنوردی کشور یعنی فدراسیون باید دست بهچنین انتخابی بزند.
روز کوهنورد روز یادمانها و یادها و روز تجلی اصالت کوهنوردی است که گذشتهاش در پیوند با آینده رسالت خود را معنی میبخشد.
کوهنوردی یک انتخاب است. آنگاه که آسایش خانه و شهر را رها میکنی و پنجه در پنجه سنگ و صخره فراز و فرود طبیعت را در مینوردی، این انتخاب توست که جسم را در تب و تاب سنگ و صخره صیقل دهی تا به ازای آن روح و روان خویش را آزاد و رها سازی و آنرا سبکتر به پرواز در آوری و این گونه است که کوهنوردی میشود هنر مبارزه با سستیها، کاستیها و کاهلیهای درون.
کوهستان مظهر پاکی، دهش و بخشش است و کوهنوردی آیین زندگی، آیینی مبتنی بر روح جمعی و پایبندی به اصول اخلاقی. کوهنوردی که درک صحیحی از کوهستان و کوهنوردی دارد هیچگاه منافع خود را بر منافع جمع ارجح نمیشمارد و از موقعیت و موفقیتهای تحصیل شده بهنفع خود بهرهبرداری نمیکند.
سبحان الله
سماعی بود،مطرب لطیف خوش آواز
صوفیان صافی دل،هیچ در نمی گرفت
شیخ گفت:بنگرید به میان صوفیان ما اغیاری هست؟
نظر کردند:گفتند که نیست.
فرمود:که کفش ها بجوئید.گفتند:آری کفش بیگانه ای هست.گفت آن کفش را از خانقاه بیرون نهید.برون نهادند،در حال سماع در گرفت
#مقالات_شمس
تو هرجای جهان باشی
برات از دور می میرم...
#کامران_رسول_زاده
#شبتون_بعشق
/channel/addlist/vXFQhLcB1w1jYTA0
.
راستی و یک رویی موهبتی است که به
اندازه هوش و زیبایی نادر است و بی انصافی است که
انسان آن را از همه کس طلب کند ...!
شب بر عزیزان خوش
ﮔﻮﻳﯽ: ﺩﻟﺖ ﭼﺮﺍ ﻧﺸﺪ ﺍﺯ ﻫﺠﺮ ﻣﻦ ﻏﻤﻴﻦ؟
ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺗﻨﮓ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﻭ ﺟﺎﯼ ﻏﻢ ﻧﻤﺎﻧﺪ...
قاآنی
صبح چون خورشید رخشان رخ نمود از کوهسار
ماه من از در درآمد با رخی خورشیدوار
گفتمش بنشین که چین زلفکانت بشمرم
گفت چین زلف من تا حشرناید در شمار
قاآنی
رستگاری جوی تا در حشر گردی رستگار
رستگاری چیست؟ در دل مهر حیدر داشتن
از تعصب چند خواهی بر سپهر افتخار
نحس اکبر را به جای سعد اکبر داشتن
قاآنی
چنان شیرینی ارزان شد ز گفتارت که در عالم
خریداری ندارد جز مگس دکان حلوایی
اگر قصد لبت کردم بدار از لطف معذورم
ز بس شیرینزبان بودی گمان بردم که حلوایی
قاآنی
سایه و خورشیدگر باهم ندیدستی ببین
زلفکان تابدار او بروی آبدار
تا سرین فربهش دیدم به وجد آمد دلم
کبک آری میبخندد چون ببیند کوهسار
قاانی
مرا از آن لب شیرین چه کام خوش گردد
که هست عیش مرا بی تو چاشنی شرنگ
نجیب الدین جرفاد قانی
۲۸ مهر زادروز ستارخان، سردارملی
(زاده ۲۸ مهر ۱۲۴۵ ورزقان -- درگذشته ۲۵ آبان ۱۲۹۳ تهران) سردار جنبش مشروطیت
از سرداران جنبش مشروطه ایران، ملقب به سردارملی است که با ایستادگی در برابر نیروهای دولتی ضد مشروطه در تبریز جانفشانیهای بسیار کرد.
وی فرزند حسن قراچهداغی در منطقه "ارسباران" بود که سوابق زندگی او در دوران کودکی و نوجوانی تا درگیریهای جنبش مشروطه چندان معلوم نیست.
او و دو برادر بزرگترش اسماعیل و غفار از کودکی به تیراندازی و اسب سواری علاقه داشتند و در این میان اسماعیل فرزند ارشد خانواده با سرکشیهایش سبب شد تا سرانجام و در پی اعتراض بهحاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شود. گفته شده، اسماعیل به ارتباط و پناه دادن به فردی بهنام قاچاق فرهاد که از مخالفان و ناراضیان بود، متهم و کشته شد.
این امر کینهای در دل ستارخان بهوجود آورد که بعدها به تقویت روحیه مقاومتش در برابر قاجار کمک کرد. ستارخان بههمراه خانواده خود به تبریز رفت و در محله امیرخیز اقامت گزید و در زمره لوطیان تبریز قرارگرفت.
وی مدتی جزو سواران حاکم خراسان بود، سپس به توصیه رضاقلیخان
سرتیپ، وارد خدمت قراسوران "ژاندارمری" شد و حفاظت راه مرند و خوی به او محول گردید. چندی بعد، مظفرالدین میرزا "ولیعهد" به او لقب خانی داد و از تفنگداران ولیعهد در تبریز شد ولی بنابر عادت لوطیگری در یکی از درگیریهای خود با مأمورین محمدعلی میرزا "ولیعهد" در تبریز، مورد تعقیب قرار گرفت.
در سال ۱۳۲۵ق انجمن ایالتی آذربایجان برای رشادتهای ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردارملی و سالارملی اعطاء کرد.
با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر کشور، مجاهدین و آزادیخواهان آذربایجانی و قفقازی به فرماندهی ستارخان و باقرخان بهحمایت از مشروطیت قیام کردند و در مقابل قوای ۳۵ تا ۴۰ هزار نفری اعزامی از مرکز و خوانین محلی به فرماندهی عبدالمجید میرزا عینالدوله که برای سرکوبی قیام تبریز اعزام شده بودند بهشدت مقاومت کردند و از تسلط آنها بهشهر ممانعت کردند.
تبریز بهمدت ۱۱ ماه توسط قشون دولتی محاصره شد و از ورود آذوقه بهشهر جلوگیری بهعمل آمد. زندگی بر مردم بسیار سخت و طاقت فرسا شد.
نهایتاً با وساطت قنسولهای روس و انگلیس و موافقت دولتهای طرفین عدهای از قوای روسیه بهتبریز وارد شدند و راه جلفا را برای ورود آذوقه باز کردند. در نتیجه محاصره شهر بهپایان رسید و سربازان دولتی و خوانین محلی مخالف مشروطیت از اطراف تبریز دور شدند. بدین ترتیب نقشی که ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبریز داشتند بهپایان رسید.
با حضور سربازان روسی در تبریز موقعیت برای ستارخان و باقرخان سخت و خطرناک شد. آنها به اتفاق جمعی دیگر از سران آزادیخواه به قنسولگری عثمانی پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آیتاله محمدکاظم خراسانی، بههمراه جمعی از مجاهدین در روز هشتم ربیعالاول ۱۳۲۸ق بهتهران مهاجرت کردند. در تهران استقبال شایانی از آنان بهعمل آمد و از طرف مجلس شورای ملی مورد تجلیل قرار گرفتند و دو لوح نقرهای طلاکوب به ستارخان و باقرخان اهدا شد و برای هر کدام ماهیانه مبلغ هزار تومان مقرری از طرف مجلس تعیین شد و در باغ اتابک "محل فعلی سفارت روسیه" اسکان یافتند.
در جریان ترور آیتاله بهبهانی، دولت مشروطه تصمیم بهخلع سلاح گروههای مسلح گرفت، ستارخان با این امر مخالفت کرد و باقوای دولتی بهجنگ پرداخت. در این جنگ پای او تیر خورد و تسلیم شد و ۳۰ تن از نیروهای وی کشته و ۳۰۰ تن اسیر شدند.
آرامگاه وی در باغ طوطی شهر ری است.
۲۸ مهر روز اراک
شورای شهر اراک ۲۸ مهر ماه، سالروز صدارت میرزاتقیخان امیرکبیر را بهعنوان روز اراک نامگذاری کرد.
امیرکبیر که در سال ۱۱۸۵ در هزاوه اراک زاده شد، در دوران سلطنت ناصرالدینشاه قاجار، صدراعظم ایران بود و در عمر ۳ساله صدارتش (۲۸ مهر ۱۲۲۷ تا ۲۲ آبان ۱۲۳۰) دگرگونیهای شایسته و بزرگی را ایجاد که می توان به خدمات زیربنایی و ایجاد مراکز اداری، فرهنگی و صنعتی و تاسیس دارالفنون و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه و بسیاری دیگر اشاره کرد. او همچنین در سر و سامان دادن به وضعیت مالی دربار و قطع دریافتیهای بیحساب و کتاب دستگاههای دولتی نقش موثری داشت.
به گفته مسئولین شهری و استانی، نامگذاری این روز با هدف چشمانداز موثر برای توسعه این کلانشهر و در راستای گسترش فرهنگ این شهر است.
اراک که به مهد مفاخر کشور معروف است، زادگاه بسیاری از فرهیختگان کشور است که متعلق به این شهر یا منطقه موسوم به اراک هستند.
بزرگانی همچون عباسخان بادکوبه، عبداله دوامی استاد بزرگ موسیقی، آقا نورالدین عراقی، مرتضی قلی بیات، بهجت صدر (نقاش) احمد پارسا، حاج میرزا علینقیخان ملک (ملک التجار عراق عجم) عباس سحاب پدر علم جغرافیای ایران، میرزا مهدی بدایع نگار دولتمرد و ادیب دوره قاجار، ادیبالممالک، احمد ارجمندی، احمد پزشکی، حاج ملاعلی عراقی، محمد خزائلی، ابراهیم دهگان (مورخ و مصحح کتاب های تاریخ) یوسف شکرایی، میرزا حسین مدنی، محمدیوسف مجد، زرین قلم عراقی و بسیاری دیگر از علما و مشاهیر از آب و خاک عالم خیز اراک بودند.
عبداله مستوفی، منصور بهرامی تنیسور حرفهای ایرانیتبار مقیم فرانسه، نبیاله البرزی عراقی اولین عکاس اراک، جهانگیر رزمی عکاس برنده جایزه پولیتزر، واروژ کریم مسیحی کارگران برنده سیمرغ بلورین، احمد حلت، رضا بدیع کارگردان، محمدمهدی فولادوند و اسمعیل عراقی از دیگر مشاهیر و مفاخر این خطه بودند که در کشور خوش درخشیدند.
نامگذاری روز اراک میتواند به توسعه شهر کمک کرده و ابعاد مختلف توسعه اعم از صنعتی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و غیره را در پی داشته باشد.
اراک با دارا بودن نزدیک به ۲۸۰۰ واحد تولیدی و صنعتی و صنایع بزرگ و پرآوازهای همچون آلومینیومسازی، ماشین سازی، واگن سازی، کمباین سازی، تولید ماشین آلات سنگین (هپکو) و ... پایتخت صنعتی ایران لقب گرفته است.