m_arefan | Unsorted

Telegram-канал m_arefan - معرفی عارفان

1831

چه گفتم در وفا افزا جفا و جور افزودی جفا کن جور کن جانا،غلط گفتم خطا کردم فیض

Subscribe to a channel

معرفی عارفان

نیت کن و وارد شو 🙏👇👇👇
گشایش کار و ازدواج👇👇
/channel/jazbaramashh
/channel/jazbaramashh
۱۰۰٪دقیق و بینظیر 🤌🤌رفع مشکلات ازدواج 👆👆👆

Читать полностью…

معرفی عارفان

.

عهد با زلف تو بستیم ، خدا می داند
سر موئی نشکستیم ، خدا می داند

با خیال تو نشستیم به هر حال که بود
نزد غیری ننشستیم ، خدا می داند

هر خیالی که گشادیم به رویش دیده
در زمان ، نقش تو بستیم ، خدا می داند

سرّ ما از نظراهل نظر پنهان نیست
در همه حال که هستیم ، خدا می داند

در دل ما نتوان یافت هوای دگری
جز خدا را نپرستیم ، خدا می داند

گر همه خلق جهان مستی ما دانستند
گو بدانند که مستیم ، خدا می داند

شاه نعمت الله ولی

Читать полностью…

معرفی عارفان

.

بیا به خانه‌ی آلاله‌ها سری بزنیم
زِ داغ با دلِ خود حرفِ دیگری بزنیم!

به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم
سری به مجلس سوگِ کبوتری بزنیم!

شبی به حلقه درگاه دوست دل بندیم
اگرچه وا نکند، دست کم دری بزنیم!

تمام حجم قفس را شناختیم، بس است
بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم!

به اشک خویش بشوییم آسمان ها را
ز خون به روی زمین رنگ دیگری بزنیم!

اگرچه نیت خوبی است زیستن اما
خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنیم!


#قیصرامین‌_پور
‌‌‌‌‌‎‌‌‎

Читать полностью…

معرفی عارفان

شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است

گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است

پیام من که رساند به یار مهرگسل
که برشکستی و ما را هنوز پیوند است

قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
به خاک پای تو وان هم عظیم سوگند است

که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است

بیا که بر سر کویت بساط چهره ماست
به جای خاک که در زیر پایت افکنده‌ست

خیال روی تو بیخ امید بنشاندست
بلای عشق تو بنیاد صبر برکند است

عجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنی
به زیر هر خم مویت دلی پراکند است

اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند که پیراهنت گل آکند است

ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دست‌ها که ز دست تو بر خداوند است

فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است

ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق
گمان برند که سعدی ز دوست خرسند است

حضرت سعدی

Читать полностью…

معرفی عارفان

.

گرچه مستیم و خرابیم چو شب های دگر
باز کن ساقیِ مجلس سرِ مبنای دگر

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

#عماد_خراسانی

Читать полностью…

معرفی عارفان

#من نڪَویم ڪه دل از من مبر اے مـایہ‌ے ناز

‏چون ڪه بردے نڪَهش دار چرا
می‌شڪنی

#فیض_کاشانی

Читать полностью…

معرفی عارفان

عهد با زلف تو بستیم ، خدا می داند
سر موئی نشکستیم ، خدا می داند

با خیال تو نشستیم به هر حال که بود
نزد غیری ننشستیم ، خدا می داند

هر خیالی که گشادیم به رویش دیده
در زمان ، نقش تو بستیم ، خدا می داند

سرّ ما از نظراهل نظر پنهان نیست
در همه حال که هستیم ، خدا می داند

در دل ما نتوان یافت هوای دگری
جز خدا را نپرستیم ، خدا می داند

گر همه خلق جهان مستی ما دانستند
گو بدانند که مستیم ، خدا می داند

شاه_نعمت_الله_ولی

Читать полностью…

معرفی عارفان

قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان
بار دیگر می کنم خواهش؛ ولی اصرار، نه...

گه مرا پس می زنی؛ گه باز پیشم می کشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است؛ افسار، نه...

#شهریار

Читать полностью…

معرفی عارفان

.

صد یوسف کنعانے در کوی تو قربانے
در کوی تو قربانے صد یوسف کنعانے

لعلت به در افشانے یاقوت تر افشاند
یاقوت تر افشاند لعلت به در افشانے

سردفتر خوبانے در کشور زیبایے
در کشور زیبایے سردفتر خوبانے

گرچشم بگردانے آشوب جہان گردی
آشوب جہان گردی گر چشم بگردانے

یک غمزه پنہانے در کار نظامے کن
در کارنظامے کن یک غمزه پنہانے

#نظامی_گنجوی‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌ ...🍃🌺

Читать полностью…

معرفی عارفان

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیه غزل‌های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی تو را کنار خود احساس می‌کنم
اما چقدر دل خوشی خواب‌ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟

#محمدعلی_بهمنی

Читать полностью…

معرفی عارفان

خموش و گوشه نشینم 
مگر نگاه توأم
لطیف و دور گریزی
مگر خیال منی

چو آرزو به دلم خفته ای
همیشه و حیف
که آرزوی فریبندهٔ محال منی

#سیمین_بهبهانی

Читать полностью…

معرفی عارفان

.

در عشق باش مست که عشقست هر چه هست
بی کار و بار عشق بر دوست بار نیست

گویند عشق چیست بگو ترک اختیار
هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست

عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار
هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست

✨️عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد
دل بر جز این منه که به جز مستعار نیست✨️

✨️اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام✨️
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست

چون ساده شد ز نقش همه نقش‌ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

گویم چه یابد او؟ نه، نگویم، خَمُش به است
تا دلستان نگوید کو رازدار نیست


#حضرت_عشق_مولانا

Читать полностью…

معرفی عارفان

اي خسرو خوبان نظري سوي گدا کن
رحمي به من سوخته ي بي سر و پا کن

در دل درويش و تمـــــــــناي نگاهــــي
زان چشم سيه مست به يک غمزه دوا کن

شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند
اي دوست بيا رحم به تنهـــــــايي ما کن

با دلشدگان جور و جفا تا به کـــــي آخر
آهنگ وفا ترک جفـــــــــا بهـــر خدا کن

مشنو سخــــــــــن دشمن بدگوي خدا را
با حافظ مسکين خود اي دوست وفا کن

حضرت حافظ

Читать полностью…

معرفی عارفان

.
                      هیچ قلبی نیست
               که در پی آرزوهایش باشد
                        ولی رنج نبرد

              #پائولو کوئیلو ( کیمیا گر)

Читать полностью…

معرفی عارفان

مقصد اهل نظر خاک در تست، بلی
چون تو مقصود شوی کوی تو مقصد باشد

موی ژولیده من بین و وفا کن، ور نه
سبزه بینی که مرا بر سر مرقد باشد

#هلالی_جغتایی

Читать полностью…

معرفی عارفان

مدیران بزرگوار لطفا
9 تا 22
NO post 🔰

Читать полностью…

معرفی عارفان

‌💕🌿

چہ روزها بہ شب آورد جان منتظرم
بہ بوے آن ڪہ شبے با تو روز گردانَد

بہ چند حیلہ شبے در فراق ، روز ڪنم
و گر نبینمت آن روز هم بہ شب مانَد

#عالیجناب_سعدے

Читать полностью…

معرفی عارفان

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
 کـه چـرا غافـل از احـوال دل خـویـشـتنـم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
 به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا
 یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم
 رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

مـرغ بـاغ ملـکوتم، نیـم از عالم خاک
 دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست
 به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟
 یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟
 یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
 یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم

می وصلم بچشان، تا در زندان ابد
 از سرعربده مستانه به هم در شکنم

من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم
 آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم

تو مپندار که من شعر به خود می گویم
 تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی
 ولله این قالب مردار، به هم در شکنم


دیوان شمس

Читать полностью…

معرفی عارفان

🍃🍂

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی‌ تو به جان آمد وقت است که بازآیی

دائم گل این بُستان شاداب نمی‌ماند
دریاب ضعیفان را در وقتِ توانایی

دیشب گِلهٔ زلفش با باد همی کردم
گفتا «غلطی بگذر زین فکرتِ سودایی»

صد بادِ صبا این جا با سلسله می‌رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی

مشتاقی و مَهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایابِ شکیبایی

یا رب به‌ که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهدِ هرجایی

ساقی! چمن گل را بی‌ رویِ تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

ای دردِ توام درمان در بستر ناکامی
وِی یادِ توام مونس در گوشهٔ تنهایی

در دایرهٔ قسمت ما نقطهٔ تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

فکرِ خود و رایِ خود در عالم رندی نیست
کُفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی

زین دایرهٔ مینا خونین جگرم، مِی ده
تا حل کنم این مشکل در ساغرِ مینایی

حافظ! شبِ هجران شد بوی خوشِ وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشقِ شیدایی

#حافظ

Читать полностью…

معرفی عارفان

هرڪه گرگش را دراندازد به خاڪ
رفته رفته مى‌شود انسان پاڪ

هرڪه با گرگش مدارا مى‌ڪند
خلق و خوى گرگ پیدا مى‌ڪند...

#فریدون_مشیرے

Читать полностью…

معرفی عارفان

روزگاری دل رمیده‌ی من
از دو گلچهره بوسه‌ای میخواست

آن یکی سرکشید و ناز افزود
وین یکی بوسه داد و بزم آراست

این یکی از شراب بوسه خویش
کرد سرشار مستی طربم

وان یکی در سراب وعده‌ی دور
میداوند هنوز تشنه لبم

بوسه هایی که این یکی داده ست
گر چه شیرین‌تر از می و شکر است

دل دیوانـه بـاز مـی گـویـد
لذت آن نداده بیشتر است ...!

#هوشنگ_ابتهاج

Читать полностью…

معرفی عارفان

روزی شیخ ابوالحسن خرقانی با جمعی از مریدان از کوچه ای گذر می کرد. در بین راه، شخص ژولیده ای را دیدند که در گوشه ای نشسته و قرآن می خواند. شیخ بی اعتنا از او گذشت. قدری که از او دور شدند، مردی را دیدند که سازی در دست داشت و آهنگی می نواخت. شیخ دست در جیب کرده و پولی به او داد. 

  مریدان در شگفت ماندند. سرانجام یکی از آنان پرسید:" یا شیخ، دلیل این که به آن قاری قرآن که صورتاً مظهر اسلامی داشت کمک نکردید ولی به این ساز زن ترحّم نمودید چیست؟" 

  شیخ گفت:" اگر گرسنه ای در اتاقی باشد و نانی بالای طاقچه قرار داشته باشد و دست او به آن نان نرسد و سازی و قرآنی در دست داشته باشد، کدام را زیر پا می گذارد که به نان دسترسی پیدا کند؟
گفتند:" البته ساز را."

  شیخ گفت:" اینها هر دو گرسنه بودند و محتاج. اولی قرآن را دستاویز نان خود قرار داده بود و دومی ساز را زیر پای خود گذارده و تقاضای نان می کرد. کدام اولویت دارند؟ 

ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی

Читать полностью…

معرفی عارفان

.

دست بر لب می‌نهی یعنی خمش من تن زدم
خود بگوید جرعه‌ها کان بهر ما می‌ریختی

ریختی خون جنید و گفت اخ هل من مزید
بایزیدی بردمید از هر کجا می‌ریختی

#مولانای_جان

Читать полностью…

معرفی عارفان

.

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی

شده‌ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی

تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
که بضاعتی نداریم و فکنده ‌ایم دامی

عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی

اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته
به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی

ز رهم میفکن ای شیخ به دانه‌های تسبیح
که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی

سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش
که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی

به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت
که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی

بگشای تیر مـــژگان و بریز خون حافظ
که چنان کشنده‌ای را نکند کس انتقامی

#حضرت_حافظ

Читать полностью…

معرفی عارفان

.

ستاره سحر عشق چشم بیدارست
غبار لشکر غم ناله شرربارست

دلی که نیست در او شور عشق، ناقوس است
رگی که نیست در او پیچ تاب، زنارست

قدم ز دایره خود برون منه صائب
که حصن عافیت نقطه خط پرگارست


#صائب_تبریزی

Читать полностью…

معرفی عارفان

هیچ در عمقِ دو چشمِ خامُشم
رازِ این دیوانگی را خونده‌ای؟
هیچ می‌دانی
که من در قلبِ خویش
نقشی از عشقِ تو پنهان داشتم...؟
هیچ می‌دانی
کَز این عشقِ نهان
آتشی سوزنده بر جان داشتم؟


#فروغ_فرخزاد

Читать полностью…

معرفی عارفان

‍ ‍
.
در دلِ بی‌خبران جز غم عالم غم نیست
در غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست

خاک آدم که سرشتند غرض عشق تو بود
هر که خاکِ رهِ عشق تو نشد آدم نیست

از جنونِ من و حُسنِ تو سخن بسیار است
قصّهٔ ما و تو از لیلی و مجنون کم نیست

گر طبیبان ز پیِ داغِ تو مرهم سازند
کی گذاریم؟ که آن داغ، کم از مرهم نیست

بس که سودای تو دارم غم خود نیست مرا
گر ازین پیش غمی بود کنون آن هم نیست

من که امروز هلاکِ دمِ جانبخشِ توام
دمِ عیسی چه کنم؟ چون دمِ او این دم نیست

غنچهٔ خرّمی از خاک ِ هلالی مَطَلب
که سرِ روضهٔ او جای دل خرّم نیست

#هلالی_جغتایی

Читать полностью…

معرفی عارفان

.
                  روزتون شاد وپر انرژی
آهنگ بلوچی تقدیم دوستان

           چو شادی بکاهی، بکاهد روان؛
       .   خـرد  گردد  اندرمیان  ناتـوان!

                .       #فردوسی

 

Читать полностью…

معرفی عارفان

گفتم این گوش تو خفته زیر زبان
حرف ناگفته را از خفا می‌کشد

گفت از آن پیش‌تر این مشام نهان
بوی اندیشه را در هوا می‌کشد



هوشنگ_ابتهاج

Читать полностью…

معرفی عارفان

اگر عالمی منکر ما شود
غمی نیست ما را که ما را توی

مرو زیر و ما را ز بالا مگیر
به پستی بمنشین که بالا توی


مولانا

Читать полностью…
Subscribe to a channel