kelasnegaresh | Unsorted

Telegram-канал kelasnegaresh - طعم نوشتن

979

تکنیک‌های نویسندگی خلاق و داستان‌نویسی/ روش‌های تدریس موثر نگارش/معرفی کتاب/داستان‌خوانی/ تمرین و ایده نویسندگی زهرا آهنگران کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی مدرس داستان نویسی دبیر فارسی و فنون و نگارش @zahra_ahangaran

Subscribe to a channel

طعم نوشتن

📝 چرا باید از جنگ نوشت؟ روایت زندگی در دل آتش

دوستان،

جنگ فقط بمب و گلوله و نقشه‌های نظامی نیست. جنگ انسان است؛ انسانی که تغییر می‌کند، انسانی که در میان خرابه‌ها هنوز نان می‌پزد، هنوز برای فرزندش لالایی می‌خواند، هنوز عاشق می‌شود و هنوز آرزو می‌کند.

نوشتن از جزئیات روزمره جنگ**، نوشتن از همین تغییرات درونی و بیرونی مردم است: لبخندی که سخت‌تر شده، دوستی‌هایی که عمیق‌تر، ترس‌هایی که عادت شده و امیدهایی که مثل شمع در باد می‌لرزند. این جزئیات، جنگ را از آمار به **داستان انسانیت
تبدیل می‌کنند و جلوی فراموشی و تحریف تاریخ را می‌گیرند.

> «ما دیگر جوان نیستیم. ما پیر هستیم. ما خشن هستیم. ما بی‌احساس و غمگین و سطحی هستیم. من فکر می‌کنم ما نابود شده‌ایم.»
> — اریش ماریا رمارک، در جبهه غرب خبری نیست

رمارک با این کلمات، نشان می‌دهد که جنگ چطور روح و جوانی سربازان را می‌دزدد و آن‌ها را قبل از مرگ، مرده می‌کند.

> «هزاران سال پیش، انسان‌ها با نیزه و تیر و کمان می‌جنگیدند. حالا با مسلسل و بمب. اما درد و رنج و مرگ، همان است.»
> — لئو تولستوی، جنگ و صلح

تولستوی در شاهکارش، با روایت دقیق زندگی خانواده‌ها، عشق‌ها، ترس‌های روزانه و تغییرات اجتماعی در زمان حمله ناپلئون، به ما می‌گوید جنگ واقعی در خانه‌ها و قلب‌های مردم اتفاق می‌افتد، نه فقط در میدان نبرد.

> «و این‌گونه بود... همیشه این‌گونه است.» («So it goes.»)
> — کرت ونه‌گات، سلاخ‌خانه شماره پنج

ونه‌گات با این عبارت تکراری، پوچی و تکرار بی‌معنای مرگ و ویرانی در جنگ را به تصویر می‌کشد و یادمان می‌آورد که بدون ثبت جزئیات انسانی، تاریخ فقط به چرخه‌ای از فراموشی تبدیل می‌شود.

نوشتن از این‌ها، مقاومت فرهنگی است. مقاومت در برابر این که جنگ را فقط به اعداد و شعار کاهش دهیم. وقتی جزئیات زندگی روزمره و تغییرات مردم را ثبت می‌کنیم، به آینده می‌گوییم: «این انسان بود که در دل جهنم، هنوز انسان ماند.»

اگر خاطره‌ای دارید، اگر تغییری در خودتان یا اطرافیانتان در سختی‌ها دیده‌اید، بنویسید. قلم شما، سند انسانیت در تاریک‌ترین لحظات است.

جنگ را با چشم انسان بنویسیم، تا صلح را با قلب انسان بفهمیم.
✍️🕊️

#جنگ_و_انسانیت #ادبیات_جنگ #زندگی_در_جنگ #روایت_حقیقی

Читать полностью…

طعم نوشتن

سلام و درود از پس بیش از پنجاه روز خاموشی ❤️

Читать полностью…

طعم نوشتن

در روزهای پرتلاطم اعتراضات سراسری که اضطراب، خشم و ناامیدی بر دل‌هایمان سنگینی می‌کند، نوشتن می‌تواند پناهگاهی امن برای سلامت روان باشد.
با قلم و کاغذ، احساسات سرکوب‌شده را بیرون بریزید؛ ترس‌ها، خشم‌ها و حتی امیدهای کوچک را بنویسید تا ذهن از بار سنگین‌شان سبک شود.
نوشتن، افکار آشفته را منظم می‌کند، به ما کمک می‌کند تا تجربیات را پردازش کنیم و معنای تازه‌ای از آنها بسازیم.
این عمل ساده، مانند درمانی شخصی، اضطراب را کاهش می‌دهد و حس کنترل بر زندگی را بازمی‌گرداند.
در این وضعیت دشوار، نوشتن نه تنها تخلیه هیجانی است، بلکه پلی به سوی تاب‌آوری و آرامش درونی می‌سازد.
هر روز چند دقیقه بنویسید؛ از دردهای امروز تا آرزوهای فردا – این کار، سپری قدرتمند برای حفظ تعادل روانی‌تان خواهد بود.
نوشتن، صدای خاموش ماست که در سکوت، ما را قوی‌تر می‌کند.
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

### چرا «بوف کور» مهم‌ترین رمان معاصر ایرانه؟ 🦉📖

صادق هدایت در سال ۱۳۱۵ با نوشتن «بوف کور» یه انقلاب واقعی تو ادبیات فارسی به پا کرد. این کتاب نه فقط یه رمان، بلکه نقطه‌ی آغاز داستان‌نویسی مدرن ایرانه و خیلی‌ها اون رو شاهکار ادبیات معاصر فارسی می‌دونن.

چرا این‌قدر مهمه؟

🔸 نوآوری ادبی بی‌نظیر: هدایت برای اولین بار سبک سوررئال، روانکاوانه و نمادین رو به زبان فارسی آورد. ساختار دایره‌وار داستان، تکرار تصاویر، و جریان سیال ذهن، همه از ویژگی‌هایی هستن که «بوف کور» رو به یه اثر کاملاً مدرنیستی تبدیل کردن – چیزی که قبل از اون تو ادبیات ما وجود نداشت.

🔸 تم‌های عمیق و جهانی: تنهایی مطلق، مرگ، عشق ناکام، ازخودبیگانگی، انتقاد تند از جامعه سنتی و خرافات، و حس پوچی وجودی. این تم‌ها نه تنها درد روشنفکران ایرانی دهه‌های ۱۰ و ۲۰ شمسی رو نشون می‌دن، بلکه کاملاً با جریان‌های ادبی جهان (مثل کافکا، پروست یا نویسندگان اگزیستانسیالیست) هم‌صدا هستن.

🔸 تأثیر تاریخی عظیم: «بوف کور» روی تقریباً همه نویسندگان بزرگ بعد از خودش تأثیر گذاشته – از بزرگ علوی و صادق چوبک گرفته تا غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، عباس معروفی و حتی نویسندگان نسل جدید. بدون بوف کور، ادبیات داستانی مدرن ایران شکل امروزی خودش رو نداشت.

🔸 شهرت جهانی: به ده‌ها زبان معتبر ترجمه شده و نویسندگان و منتقدان بزرگ دنیا ازش تعریف کردن. هنری میلر اون رو یکی از بزرگ‌ترین آثار قرن بیستم دونست، آندره برتون (پدر سوررئالیسم) شیفته‌ش شد، و هنوز هم تو درس‌های ادبیات تطبیقی دانشگاه‌های دنیا تدریس می‌شه.

در حالی که رمان‌های فوق‌العاده دیگه‌ای مثل «سووشون» سیمین دانشور یا «کلیدر» دولت‌آبادی هم هستن، هیچ‌کدوم به اندازه «بوف کور» نقش «بنیان‌گذار» و «نوآور» رو تو ادبیات معاصر ما بازی نکردن.

اگر هنوز نخوندید، حتماً بخونیدش – حتی اگر اولش گیج‌کننده به نظر بیاد، کم‌کم مثل یه کابوس زیبا شما رو می‌بلعه و دیگه ولتون نمی‌کنه.

#بوف_کور #صادق_هدایت #ادبیات_معاصر_ایران #رمان_ایرانی #کتاب_خوب
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

#تمرین_نویسندگی
🎈ازسری تمرین های «نگو! نشان بده»
بگویید «دلم برایت تنگ شده» بدون آن که بگویید «دلم برایت تنگ شده»
.
.
منتظر جملات خلاقانه شما در بخش کامنتها هستم👇🏻
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

اگر دیدی میان ویرانه‌های خانه‌ای
گل سرخی قد کشیده است،
هرگز تعجب نکن:
ما اینطور دوام آوردیم.

مصعب ابو توهة
سينا كمال آبادی

@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

#نوشته_شما
بالاخره پس از چند ماه به تعویق انداختن تصمیم گرفتم صبح بروم برای آزمایش. تا حدی ناشتا بودم که رفتم آزمایشگاه . پیشخوان پذیرش دفترچه را دادم به خانم مسئول. گفت منتظر باشید صداتون می زنند. نگاهی به اتاق نمونه گیری انداختم در جستجوی دو خانم آشنا که سالهاست آنجا مشغول هستند. یکی از آنها را یافتم و در سالن کوچک به قدم زدن گذراندم. صدایی گفت آقای پاشائی. رفتم اتاق نمونه گیری. یکی از همان خانم های آشنا بود. سلام و احوالپرسی شد و گفت لطفا بنشینید. دستم را بروی دسته صندلی دراز کردم. پنبه الکلی بروی رگم کشید. گفتم خانم همکارتان نیستند؟ گفت بله. گفتم بازشسته شدند؟ گفت فریبا سال 1400 رفت. گفتم پس همان سال بازنشسته شدند. گفت 2 سالی نبود و دوباره 1402 آمد. گفتم پس بازنشسته نشدند. گفت فریبا فقط 2 سال برای درمان سرطانش وقت گذاشت. کوتاه زمانی بازگشت اما همان سال برای همیشه از پیش ما رفت.

نفهمیدم چگونه گذشت تا اینکه شنیدم صدایی می گفت آقای پاشائی، آقای پاشائی تمام شد. نگاهی به چسب زخم انداختم و بلند شدم. ظرف نمونه را بدستم داد گفت ظاهرا شما بازنشسته شدید؟ گفتم بله. گفت من هم شاید امسال کناره گیری کنم. گفتم نه ، بمانید.

به پنجره ی رو به حیاط خیره شده بود. چشمانش از پشت عینکی که حالا پس از سالها نمره اش بالا رفته بود درشت تر دیده می شد. بدون حرفی دیگر در آزمایشگاه را باز کردم تا به هوای آزاد برسم. هوای دودی پاییز توی ذوقم خورد. در آسمان سربی به دنبال رشته های نور خورشید گشتم. از پافشاری خودم بروی بازنشسته شدن فریبا خانم مشمئز شدم. مرد مسنی با عصا به داخل آزمایشگاه رفت که یادم آمد باید برای پدر اسنپ بگیرم و خودم را به کلینیک قلب برسانم. گوشی را از جیبم درآوردم و از خانه ی پدر تا کلینیک اسنپ درخواست کردم. در فاصله ی کوتاهی راننده ایی پذیرفت و در همان حال پیامکی برایم آمد. راننده ی شما ناشنوا می باشد لطفا ملاحظه نمایید. احساس کردم امروز روز خاصی است.

یاد ترانه همایون افتادم: ناگاه نهان رفتم تا گاه فراموشی/آن جا که نهان گفتن اسرار به خاموشی.

به راننده پیامک زدم: پدر هم اکنون بیرون می آیند. پیامک زد: کوچه وکیل الدوله هستم، کت طوسی. جواب دادم: قبل از کوچه پلاک 20 ، کت آبی . جواب داد: متوجه شدم سوار شدن. گفتم: متشکرم. جواب داد : کت آبی عینک لاغر درسته . نوشتم بله.

نوشت: اوکی ، پدرت سلطان سرم.
نوشتم:آقایید.
نوشت: چاکرم.

آبان 1404
کوروش پاشایی
🖍️نظراتتون درباره این نوشته رو‌در فسمت کامنت بنویسید💛
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

#تمرین_نوشتن
#تمرین_نویسندگی

📑
_ اسلحه؟ اسلحه رو برای چی می‌خوای؟

📝جواب این دیالوگ رو شما در کامنتها بنویسید. ( نهایتا در سه جمله)
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

روزمره‌نویسی، دریچه‌ای به عمق وجود خودمان است.
هر روز چند خط بنویسید تا افکار پراکنده‌تان نظم بگیرند.
این عادت ساده، استرس را کم می‌کند و خلاقیت را بیدار.
گذر زمان را ثبت کنید؛ سال‌ها بعد، گنجینه‌ای از خاطرات خواهید داشت.
از امروز شروع کنید: قلم را بردارید و زندگی‌تان را بنویسید!
@kelasnegaresh
#نویسندگی

Читать полностью…

طعم نوشتن

نزار قبانی نمیگه «لباست چه قشنگه»
میگه: وقتی تو‌را با لباس جدید دیدم‌ احساس باغبانی را داشتم هنگامی که درختی از باغش شکوفه می دهد….
.
.
حالا شما بگویید «لباست چه قشنگه»
به شیوه نزار قبانی #تمرین_نوشتن کنیم!
در کامنتها بنویسید👇🏻
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

«هر روز بنویس، حتی اگر بد باشد. کلمات مثل آب رودخانه‌اند؛ اگر جاری نشوند، راکد می‌مانند. اولین پیش‌نویس همیشه خام است، اما جوهره‌ی داستان تو در همان خطوط کج‌وکوله پنهان است. جرأت کن و بنویس!»
— ارنست همینگوی ✍️
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

#تمرین_نویسندگی
#فضاسازی
بگویید «اینجا یک بیابان بی آب و علف است» بدون آن که به بیابان و اصطلاح بی آب و علف اشاره کنید!

این تمرین‌ها به شما کمک می‌کنند به جای استفاده مستقیم از واژه های کلیشه ای دایره واژگانی خود را گسترش دهید.
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

اگر آموزش های پیج براتون جذاب و کاربردی هستند لطفا کانال «طعم نوشتن» رو به دوستان و‌همراهان خود معرفی کنید❤️🌸

Читать полностью…

طعم نوشتن

#تمرین_نویسندگی

#دیالوگ بعدی را شما بنویسید:

_ این عکس رو کی از ما گرفت؟

@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

آنتون چخوف، استاد داستان و نمایشنامه! 📚✨ مهم‌ترین آثارش:

- مرغ دریایی 🕊️: عشق و آرزوهای بر باد رفته.
- دایی وانیا : حسرت و زندگی ساده روستایی.
- سه خواهر: امید به مسکو و زندگی یکنواخت.
- باغ آلبالو : تغییر و نوستالژی.
- بانوی سگ‌دار : عشق ممنوعه و عمیق.
- بخش شماره ۶ : فلسفه و جامعه.

چخوف با قلم جادویی، زندگی رو عریان نشون می‌ده! تو کدومشو خوندی؟ 📝 #چخوف
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

از نظرات دوستان و چقدر درست :
سلامممم🥺
چه حس عجیبه
چیزی که مدتها بود و داشتی
الان جوری بهت برگردوندن که انگار گنجه
و تازه هر لحظه ترس از دست دادنشو داری

Читать полностью…

طعم نوشتن

این متن فوق العاده رو آیلین عزیز بخوانید:
پاییز بی‌باران شد. زمستان بی‌برف گذشت. بهار بی‌شکوفه از راه رسید. تابستان بی‌ثمر گذشت و آدمی بازهم بیدار نشد.
جنگل بی‌درخت شد. آسمان بی‌ابر ماند. دریا، بی‌آب خروشید. گل، بی‌بلبل پژمرد و آدمی بازهم بیدار نشد.
کودکی بی‌نفس پرواز کرد. عروسکی بی‌سرپرست رها شد. خیابانی پر از دست‌های خالی، بسته شد. رویای کودکانه‌ای ناکام خاموش گشت و آدمی بازهم بیدار نشد.
موشک جای ستاره را گرفت. موج انفجار فضای آواز قناری را اشغال کرد. شب فریاد کشید. روز، بی‌روز گذشت و آدمی بازهم بیدار نشد.
طلای سیاه، دورریز شد. سرمایه ملّی، شخصی شد. آینده جوان در آسمان پر کشید. امید در دلها ته کشید و آدمی بازهم بیدار نشد.
آوای شاهکار زنی در سینه بغض شد. نجوای امداد کسی بیداد شد. سکوت فریاد خموشی سر به فلک کشید. ندای آزادی محو شد و آدمی بازهم بیدار نشد.
نسیم صبا از گیسوی یار پیغام نیاورد. همای سعادت از ایران گذشت. پیروز و رفت و ایران بی‌یوز شد. رنگین کمان در پس تیرگی‌های انسان‌ساخت بی رنگ، غیب شد و آدمی بازهم بیدار نشد.
یلدا بی حافظ صبح شد. نوروز در تنهایی و خفا تحویل شد. رمضان بی‌ایمان گذشت. شور اسفندماه صندلی خود را به دل نگرانی گرانی داد و آدمی بازهم بیدار نشد.
جمهوری را اسلامی کردند. دیکتاتوری را جمهوری خواندند.افکار را بازی دادند. انسان را بی‌دین کردند و آدمی بازهم بیدار نشد.
استعدادها از شرق به غرب کوچ کردند. پیشرفت، غربی شد. غرب ممنوع شد‌. ایران در غرب آشکار شد و آدمی بازهم بیدار نشد.
تاریخ فریاد زد. آینده از فرط پوچی، خاکستری شد. حال، بی‌دستاورد گریخت. عمر انسان تباه شد و آدمی بازهم بیدار نشد.
از خون جوان لاله داغدار شد. شقایق گلگون‌تر گشت. باران غمزده بارید. شهر عزادار شد. آدمی بازهم بیدار نشد.
وطن و تنمان از دست رفت. ریشه‌هامان دستکاری شد. صدامان سرکوب شد. ایرانمان بازیچه شد. آدمی بازهم بیدار نشد.
من نوشتم. گذشتگان نوشتند. آیندگان خواهند نوشت. نوشته‌ها پشت نوشته‌ها ردیف خواهند شد مگر آدمی اینبار بیدار شود...

| آیلین - آدمی بازهم بیدار نشد...|


@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

وطنم زنده بمان، زخم تو را ميبنديم
تهِ اين قصه ى غم، از تهِ دل ميخنديم

"حسين غياثى"
@Cafeparagraph_mag

Читать полностью…

طعم نوشتن

نویسندگان بزرگ چطور «دلم برات تنگ شده» رو گفتند بدون اینکه مستقیم بگن:
صادق هدایت – بوف کور
«گاهی چشمم به در و دیوار خالی اتاق می‌افتاد و یک‌دفعه یادم می‌آمد که او دیگر نیست، انگار یک تیکه از وجودم را کنده باشند.»
گابریل گارسیا مارکز – صد سال تنهایی
«من دیگر آدم‌ها را نمی‌بینم، فقط بوی‌شان را حس می‌کنم. بوی خوزه آرکادیو را هنوز روی بالش می‌شنوم.»
محمود دولت‌آبادی – کلیدر
«دستش را روی شانهٔ خالی کنار خودش می‌کشید، انگار هنوز مارال آنجا نشسته بود.»
سیمین دانشور – سووشون
«پتو هنوز بوی تنِ او را داشت، ولی هر شب کم‌رنگ‌تر می‌شد.»
فرانتس کافکا – نامه به پدر
«گاهی در خیال، دستت را روی شانه‌ام حس می‌کنم، ولی وقتی برمی‌گردم، هیچ‌کس نیست.»
هوشنگ گلشیری – شازده احتجاب
«تو که رفتی، این اتاق بزرگ‌تر شد.»
مارگریت دوراس – هیروشیما
عشق من
«من تو را مثل یک مردهٔ شهر مرده‌ام دوست خواهم داشت؛ هر روز، هر شب، تا آخر عمر.»
غاده السمان – چشم‌هایش
«از وقتی رفت، ساعت دیواری خانه‌مان تیک‌تاک نمی‌کند. انگار زمان هم برای او دلتنگ شده و ایستاده.»
بهرام صادقی – سنگر و قمقمه‌های خالی
«هر شب قمقمهٔ او را پر از آب می‌کرد و کنارش می‌گذاشت، مبادا تشنه‌اش باشد.»
احمد شاملو
«گاهی آدم آن‌قدر دلتنگ می‌شود که حتی نمی‌تواند کلمهٔ دلتنگی را به زبان بیاورد؛ فقط می‌نشیند و به جای خالیِ طرف نگاه می‌کند.»
شما کدومشون رو بیشتر دوست داشتید؟
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

کتاب‌های لازم برای نویسنده شدن! 📚
این ۵ تا کتاب واقعی‌ترین، بی‌رحمانه‌ترین و مؤثرترین میان‌برها برای نویسنده شدنند. اینا رو بخون و بعد فقط بشین و بنویس:

۱. «در باب نوشتن» ـ استفن کینگ
کتاب مقدس هر نویسنده‌ای. کینگ مثل رفیق قدیمی‌ات بهت می‌گه چطور هر روز ۱۰۰۰ کلمه بنویسی، حتی وقتی دنیا داره می‌ریزه رو سرت.

۲. «پرنده به پرنده» ـ آن لاموت
بهترین واکسن علیه کمال‌گرایی. بهت یاد می‌ده پیش‌نویس اول حق داره افتضاح باشه و این دقیقاً همون چیزیه که باید باشه.

۳. «داستان» ـ رابرت مک‌کی
اگه می‌خوای داستان‌هات فقط «قشنگ» نباشن و خواننده رو تا آخر میخکوب کنن، این کتاب فوق‌لیسانس روایت و ساختار داستانته.

۴. «سرقت مثل یک هنرمند» ـ آستین کلیون
اجازه می‌ده بدون عذاب وجدان از نویسنده‌های بزرگ «بدزدی» و در عین حال صدای کاملاً منحصر به فرد خودت رو پیدا کنی.

۵. «راه نویسنده» ـ جولیا کامرون
اگه بلوک نویسندگی داری، ایده‌هات خشک شدن یا حس می‌کنی دیگه چیزی برای گفتن نداری، این کتاب ۱۲ هفته‌ات رو از نو می‌سازه.

⚠️ این ۵ تا کتاب جادو نمی‌کنن. فقط بهت می‌گن دقیقاً کجا داری اشتباه می‌کنی و چطور باید درستش کنی.
بعدش فقط یه کار می‌مونه: هر روز بشینی و بنویسی. بدون بهونه.
@kelasnegaresh
#نویسنده_شدن #کتاب_نویسندگی #رمان_نویسی #معرفی_کتاب

Читать полностью…

طعم نوشتن

چطور یه پایان غیرمنتظره و ضربه‌ای بنویسیم؟ 🖋️✨

۱. سرنخ‌های گمراه‌کننده بکار (Red Herring)
از جزئیات کوچک استفاده کن که خواننده رو به سمت یه نتیجه‌ی اشتباه ببر، اما بعداً معلوم بشه بی‌ربط بوده.

۲. شخصیت رو فریب بده، نه فقط خواننده
قهرمان داستان خودش هم باید تا لحظه‌ی آخر در اشتباه باشه. این باعث میشه شوک واقعی‌تر بشه.

۳. قانون چخوف رو زیرپا بگذار!
یه تفنگ روی دیوار نشون بده… ولی اون تفنگ هیچ‌وقت شلیک نشه. در عوض، یه چیز کاملاً غیرمنتظره منفجر بشه!

۴. اطلاعات رو قطره‌چکانی بده
همه‌چیز رو تا لحظه‌ی آخر نگه دار. خواننده باید حس کنه «همه‌چیز منطقی بود، چرا ندیدم؟!»

۵. چرخش ۱۸۰ درجه در انگیزه‌ی شخصیت
اون آدم خوبِ داستان، در واقع بدمن اصلی بوده، یا برعکس. اما سرنخ‌های ریز از اول باشه که بعداً بگی «آهااا!»

به قول آگاتا کریستی:
«بهترین جنایت اونیه که خواننده خودش مرتکبش میشه… تو ذهنش!»

تو کدوم تکنیک رو بیشتر دوست داری؟ کامنت کن.
@kelasnegaresh
#نویسندگی #آموزش_نویسندگی

Читать полностью…

طعم نوشتن

بهترین پاسخ این چالش _ با چشم پوشی از رعایت نکردن محدودیت سه جمله_ این پاسخ از خانم «کتی» بود:
_اسلحه؟ اسلحه رو برای چی میخوای؟

_میخوام خَلاصش کنم.

_نکن میلاد! هر شکاری که گلوله ی این تفنگ تو جونش نشسته رو همین سگ زبون بسته پیدا کرده. چه جوری دلت میاد؟

قبل از این که فرصت کنه دوباره چیزی بگه، آسمون پر شد از کلاغ‌هایی که وحشت زده از رو شاخه ها پریده بودن.
یه قطره اشک از رو چونه‌م چکید رو ماشه ای که حالا برگشته بود سرجاش.

صدای لرزونم رو خودم هم به زور شنیدم:
«ندیدی چه جوری داشت زجر می‌کشید؟»

@kelasnegaresh
باتشکر از تمام کسانی که در چالش ها و تمرین ها همراهی می کنند.

Читать полностью…

طعم نوشتن

سلام!
دیروز تو نظرسنجی پرسیدیم: بدترین کلیشه داستانی از نظر شما چیه؟
و برنده شد:
> 😴 «همه‌چیز خواب بود!»

حالا بیایم دقیق بشیم ببینیم کلیشه چیه؟ چرا بده؟ و چرا این یکی به‌خصوص مخاطب رو اذیت می‌کنه؟

---

### 🎭 کلیشه چیه؟
کلمه‌ای فرانسوی (cliché) یعنی قالب آماده.
یعنی یه الگو یا ایده که آن‌قدر تکرار شده که دیگه تازگی و اصالتش رو از دست داده.
مثل یه جوک قدیمی که همه بلدن و دیگه کسی نمی‌خنده.

---

### ⚠️ چرا کلیشه بده؟
۱. اعتماد مخاطب رو می‌شکنه
مخاطب با تو همراه می‌شه، احساساتش درگیر می‌شه، بعد یهو می‌گی «هیچی واقعاً نبود»؟
→ احساس می‌کنه فریب خورده.

۲. تنبلی نویسنده رو نشون می‌ده
به جای اینکه داستان رو منطقی و خلاقانه تموم کنی،
یه دکمهٔ «ریست» می‌زنی و می‌گی: «خواب بود دیگه، تموم!»

۳. ارزش احساسی داستان رو صفر می‌کنه
مخاطب گریه کرده؟ خندیده؟ ترسیده؟
با یه جمله همه‌ش رو بی‌معنی می‌کنی.

---

### 😡 چرا "خواب بود" از همه بدتره؟

| حقه‌بازیه | انگار نویسنده می‌خواد بگه: «نمی‌تونستم خوب تمومش کنم، پس خواب بود!» |
| تنبلی محض | به جای حل مسئله، مسئله رو پاک می‌کنه. |
| مخاطب رو احمق فرض می‌کنه | یعنی فکر می‌کنی ما انقدر ساده‌ایم که اینو باور کنیم؟ |

باید در نوشتن داستان سعی کنیم از کلیشه ها دور باشیم. اگر قراره مخاطب رو جذب کنیم آیا با الگویی که سالها براش تکرار شده میشه این کارو انجام داد؟ هرگز.
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

ممنونم از پاسخ های زیبای شما.
بهترین پاسخ :
«تو با این لباس کلمه ای میشوی که شاعر سالیان دراز در جستجوی قافیه اش بود»
از عاطفه حقیقت آرا

Читать полностью…

طعم نوشتن

#نامه‌‌نگاری
درد ِ هم‌درد که داند؟ هم‌درد
.

من گریسته‌ام‌، آری مدتی است که با هر ضربه‌ی کوچکی با هر بهانه‌ی اندکی به گریه می‌افتم.
دوست ِ من! دلم زخم دارد. همین.
دیگر بیش‌تر نمی‌گویم.

چه می‌نویسم نمی‌دانم، همین‌قدر می‌دانم تو، تو، تو، قسمتی از دریچه‌‌ی گشوده به روی خوبی‌ها هستی که در دست‌رس من در مقابل چشمان من قرار گرفته‌ای و چه عزیز هستی...
بیش‌تر چیزی ندارم که بگویم که:
«سکوت، با هزار زبان در سخن است.»

خدا نگه‌دارت!

۱۲ بهمن ۱۳۶۰‌
نامه از سیمین بهبهانی به منصور اوجی
از کتاب ِ یک‌صد و ده نامه از دو سیمین

@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

#معرفی_کتاب
همیشه یادت باشه که تو ارزش داری، تو مهمی، تو عزیزی و چیزی رو به دنیا اضافه می کنی که هیچ کس دیگه ای از پسش برنمیاد.
.
.
از کتابی که به ظاهر کتاب کودکه اما بزرگسالان باید بخوانند:
کتاب«پسرک، موش کور، روباه و اسب»
نوشته
«چارلی مکسی» از نشر میلکان
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

و حال
پاییز، این پادشاه فصل‌ها
با دست‌های زرد و سرخ
بر شانه‌های عریان درختان می‌نشیند...
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

✨ **ویژگی‌های یک دیالوگ خوب در داستان کوتاه** ✨

دیالوگ، قلب تپنده‌ی داستان شماست! برای نوشتن دیالوگ‌های قوی و اثرگذار، این نکات رو رعایت کنید:

1️⃣ طبیعی و باورپذیر: دیالوگ باید مثل گفت‌وگوی واقعی باشه. از عبارات روزمره و متناسب با شخصیت‌ها استفاده کنید، نه جملات تصنعی و کتابی.

2️⃣ متناسب با شخصیت: هر شخصیت باید لحن، واژگان و سبک خاص خودش رو داشته باشه. یه پیرمرد روستایی مثل یه جوون شهری حرف نمی‌زنه!

3️⃣ هدفمند: دیالوگ باید داستان رو جلو ببره، شخصیت‌ها رو معرفی کنه یا اطلاعات کلیدی بده. از پرحرفی و دیالوگ‌های بی‌ربط پرهیز کنید.

4️⃣ کوتاه و تأثیرگذار: جملات کوتاه و معنادار توجه خواننده رو جلب می‌کنه. حاشیه نرید و مستقیم به اصل مطلب بپردازید.

5️⃣ احساسات و تضاد: دیالوگ‌های خوب احساسات شخصیت‌ها (خشم، عشق، ترس) رو نشون می‌دن و گاهی با ایجاد تنش، داستان رو جذاب‌تر می‌کنن.

6️⃣ زیرمتن (Subtext): گاهی شخصیت‌ها چیزی می‌گن که منظور اصلی‌شون نیست. زیرمتن به دیالوگ عمق و جذابیت می‌ده.

💡 نکته حرفه‌ای: دیالوگ رو با عمل ترکیب کنید. مثلاً به جای «گفت عصبی بود»، بنویسید: «با انگشت روی میز ضرب گرفت و گفت: چرا دیر کردی؟»

شما چه ترفندی برای نوشتن دیالوگ‌های جذاب دارید؟ تو کامنت‌ها بنویسید! 👇

#نویسندگی #داستان_کوتاه #دیالوگ
@kelasnegaresh

Читать полностью…

طعم نوشتن

تفاوت دیالوگ و مونولوگ
دیالوگ گفت‌وگویی دوطرفه یا چندطرفه بین شخصیت‌هاست که در داستان یا نمایشنامه برای پیشبرد روایت، شخصیت‌پردازی و انتقال احساسات استفاده می‌شود. مثلاً در رمان «جنایت و مکافات»، گفت‌وگوی راسکولنیکف با سونیا لایه‌های عمیق روانی او را نشان می‌دهد. در مقابل، مونولوگ سخنی یک‌طرفه است که یک شخصیت به تنهایی بیان می‌کند، اغلب برای آشکار کردن افکار درونی، احساسات یا تصمیم‌گیری. مثل مونولوگ معروف «هملت» («بودن یا نبودن») که در آن شکسپیر تردیدهای وجودی هملت را عیان می‌کند. دیالوگ تعاملی و پویاست، اما مونولوگ تأملی و فردی.
@kelasnegaresh
#آموزش_نویسندگی

Читать полностью…

طعم نوشتن

توضیحات کارگاه داستان نویسی:
دوره مجازی «سفری در هنر نوشتن» دوره آموزش داستان نویسی است از پایه همراه با شناخت عناصر داستانی و تمرینات نویسندگی خلاق.
در این دوره با تفاوت داستان کوتاه با بقیه انواع ادبی و عناصر داستان همراه با تمرین‌ آشنا می شنویم. این دوره در ۶ جلسه به شرح زیر برگزار می‌شود:
جلسه اول: آشنایی با داستان کوتاه و یافتن ایده های متفاوت برای نوشتن
جلسه دوم: طرح (پیرنگ) نویسی
جلسه سوم: شخصیت پردازی
جلسه چهارم: دیالوگ نویسی
جلسه پنجم: فضاسازی
جلسه ششم: زاویه دید و انواع روایت
مدرس دوره: زهرا آهنگران
کارشناس ارشد زبان و‌ادبیات فارسی
نویسنده داستان کوتاه در روزنامه ها و مجلاتی همچون همشهری، دوچرخه،انشاونویسندگی، رشد، موفقیت و…
نویسنده برتر جشنواره مطبوعات در سال ۸۸
مدرس دوره های داستان نویسی در مدارس تیزهوشان و آموزشگاه های هنری آزاد از سال ۱۳۹۶ تاکنون
🌸
دوره در ۶ جلسه روزهای پنجشنبه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در بستر فضای مجازی برگزار می گردد.
درصورت تمایل می توانید برحسب موضوع مورد علاقه به صورت تک جلسه نیز در کلاسها حضور داشته باشید.

Читать полностью…
Subscribe to a channel