7000
گنجــــــــــینۀ کـتاب 😉
سکس یک نیاز معمولی مانند خوراک نیست
بسیار غیرمعمولی است.
اگر خوراک به تو داده نشود، خواهی مرد؛
ولی بدون سکس میتوانی زندگی کنی.
اگر آب به تو داده نشود، خواهی مرد،
ولی بدون سکس میتوانی زندگی کنی.
اگر هوا به تو داده نشود، ظرف چند ثانیه خواهی مرد، ولی بدون سکس میتوانی تمام عمرت را زندگی کنی.
این نخستین تفاوت است
و چرا چنین است؟
زیرا سکس در اساس، یک نیاز فرد نیست
#نیاز_نژاد است
اگر سکس مجاز نباشد، نژاد از بین خواهد رفت، ولی تو نخواهی مرد، بشریت خواهد مرد، این فردی نیست، جمعی است.
سکس یک نیاز نژادی است، نه فردی. اگر همه براهماچاری شوند(یک انسان مجرد) آنوقت بشریت از بین خواهد رفت، ولی تو زنده خواهی ماند
تو برای هفتاد سال یا بیشتر زنده خواهی بود زیرا انرژی زیاد ذخیره خواهی کرد. کسی که قرار بود هفتاد سال زندگی کند، شاید بتواند صد سال بدون سکس زندگی کند، زیرا انرژیهای او محفوظ خواهند ماند
ولی بدون سکس، نژاد از بین خواهد رفت
این نخستین تفاوت است:
خوراک برای تو مورد نیاز است؛ سکس برای دیگران، سکس برای آمدن نسلهای آتی مورد نیاز است
تو پیشاپیش آمدهای، پس مشکلی نیست. والدینت برای آمدن تو به سکس نیاز داشتند. اگر آنان مجرد بودند تو اینجا نمیبودی، ولی آنان زنده میبودند، برای آنان مشکلی نبود. حتی آنان زندگی بهتری میداشتند زیرا تو مشکلات زیادی برایشان ایجاد کردی!
برای همین است که طبیعت چنان #هیپنوتیزم عمیقی در مورد سکس به تو داده است؛
وگرنه بشریت ناپدید خواهد شد
طبیعت تو را کاملاً در مورد سکس به وسواس انداخته است به تو تحمیل میکند. تو سعی میکنی که از دام فرار کنی و احساس میکنی که در دام افتادهای: هرکاری که بکنی، هرکجا که بروی، سکس تو را دنبال میکند. طبیعت نمیتواند این را تاب آورد. وگرنه سکس به خودی خودش چنان عمل زشتی است که اگر آزادی داشتی، آنوقت فکر نمیکنم که کسی آن را انتخاب میکرد.
سکس تحمیل شده است.
#اشو
#يوگا_ابتدا_و_انتها_جلد4
#برگردان :محسن خاتمی
حق با مسیح است وقتی میگوید
”دشمنت را دوست داشته باش.“
این یک راز بزرگ است.
اگر با دشمن بجنگی،
به دشمن انرژی میدهی و در عین حال در سطح دشمن باقی میمانی و نمیتوانی پرواز کنی.
#اوشو
بدان کوچکترین بی صداقتی لکه ای در روح تو باقی خواهد گذاشت....
روح ها آگاهند...
اگر آنکس که به او دروغ میگویی اندکی آگاه باشد،
این تیرگی را درخواهد یافت...
راستین باش ،
با خودت و با دیگران...
💜اﺷﻮ
تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد
ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد
کی شکیبایی توان کردن چو عقل از دست رفت
عاقلی باید که پای اندر شکیبایی کشد
سروبالای منا گر چون گل آیی در چمن
خاک پایت نرگس اندر چشم بینایی کشد
روی تاجیکانهات بنمای تا داغ حبش
آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد
شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند
فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد
دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست
ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد
خود هنوزت پسته خندان عقیقین نقطهایست
باش تا گردش قضا پرگار مینایی کشد
سعدیا دم درکش ار دیوانه خوانندت که عشق
گرچه از صاحب دلی خیزد به شیدایی کشد
#سعدی
"عشق"
با عشقِ به خود آغاز میشود ،
"خودخواه نباشید ولی عاشق خود باشید" ، این دو کاملاً باهم تفاوت دارند ...
یک خودشیفته نباشید ، وسواس خود را نداشته باشید ؛
"ولی یک عشق طبیعی به خود ضروری است ، پدیدهای اساسی است ؛ فقط آنوقت میتوانید فرد دیگری را دوست بدارید" ...
خودت را بپذیر ،
خودت را دوست بدار ،
تو خلقت خداوند هستی ،
امضای خداوند روی توست
و تو موجودی یگانه و ویژه هستی ،
هیچکس دیگر هرگز مانند تو وجود نداشته
و هرگز هم وجود نخواهد داشت ...
تو منحصر به فرد و غیر قابل مقایسه هستی ...
این را بپذیر ،
این را دوست بدار ،
این را جشن بگیر
"و در همین جشن گرفتن است که شروع می کنی به دیدن منحصر به فرد بودن دیگران ،
زیبایی غیرقابل رقابت دیگران" ...
عشق فقط وقتی ممکن است که "پذیرشی عمیق از خود ، از دیگری و از دنیا وجود داشته باشد" ...
این پذیرش ، فضایی را خلق میکند که عشق در آن رشد میکند ،
زمینی است که عشق در آن شکوفا میشود ...
#اشو
مراقبه؛ هنر پذیرفتن زندگی
مراقبه یعنی به آنچه در اطرافت اتفاق میافتد، اجازهی بودن بدهی؛ بدون اینکه بخواهی چیزی را تغییر بدهی، چیزی را سرکوب کنی یا چیزی را به اجبار به وجود بیاوری.
صدای پرندگان میآید؛ گوش کن.
صدای عبور یک ماشین را میشنوی؛ بگذار باشد.
کسی میخندد، کودکی گریه میکند، باد در میان درختان میپیچد؛ هیچکدام را مزاحم آرامشت ندان.
چرا باید با زندگی بجنگی؟
وقتی چیزی را مزاحم میدانی، در حقیقت در برابر بخشی از همین لحظه مقاومت میکنی. ذهنت میخواهد جهان مطابق میل تو باشد؛ اما زندگی هرگز قول نداده است که مطابق خواستههای تو پیش برود.
آرامش از جایی آغاز میشود که دست از جنگیدن با آنچه اکنون هست، برمیداری.
مراقبه به معنای فرار از جهان نیست؛ بلکه یعنی در جهان باشی، همهچیز را ببینی و بشنوی، اما در میان آنچه میگذرد، خودت را گم نکنی.
فکرها میآیند و میروند.
احساسات تغییر میکنند.
اندوه میآید و شادی جای آن را میگیرد.
تو لازم نیست با هر فکری راه بیفتی و به هر احساسی اجازه بدهی تمام وجودت را تسخیر کند.
فقط مشاهده کن.
اگر اندوهی هست، از وجودش آگاه باش.
اگر ترسی هست، حضورش را ببین.
اگر شادیای هست، آن را تجربه کن؛ بیآنکه از پایان یافتنش بترسی.
مشاهده کردن، با سرکوب کردن تفاوت دارد. تو قرار نیست چیزی را از خودت بیرون کنی؛ قرار است آنقدر آگاه شوی که دیگر مجبور نباشی اسیر هر چیزی باشی که در درونت اتفاق میافتد.
شاید تمام مسئله همین باشد:
ما آنقدر مشغول تغییر دادن زندگی هستیم که فرصت دیدن خود زندگی را از دست دادهایم.
مدام منتظریم شرایط بهتر شود تا آرام بگیریم؛ آدمها تغییر کنند، مشکلات تمام شوند و آینده همانطور پیش برود که میخواهیم.
اما اگر آرامش تو همیشه به تغییر شرایط وابسته باشد، چه زمانی واقعاً آرام خواهی بود؟
مراقبه از همین لحظه آغاز میشود؛ از همین زندگی ناتمام، با تمام زیباییها، آشفتگیها و ناشناختههایش.
نه فردا، نه وقتی که همهچیز درست شد؛ همین حالا.
لحظهای مکث کن.
نفس بکش.
به صداهای اطرافت گوش بده.
به آنچه در درونت میگذرد، نگاه کن.
لازم نیست این لحظه را به لحظهای دیگر تبدیل کنی.
فقط برای چند لحظه، اجازه بده زندگی همانطور که هست، خودش باشد.
شاید در همین سکوت کوتاه، چیزی را ببینی که سالها در جستوجویش بودهای.
#اشو
#یوگا_ازابتدا_تاانتها
وقتی هستی را می پذیری،
هستی نیز تو را می پذیرد.
وقتی رد میکنی، طرد میشوی.
هستی تو را منعکس میکند.
هر کاری با آن بکنی با تو همان میکند.
💜اشو
📕 کیمیاگری نوین
📝 برگردان حامد مهری
مراقب باش که چه چیزی وارد ذهنت می کنی
مردم کاملا نا آگاه هستند، آنان هر چیزی را می خوانند و به تماشای تلویزیون ادامه می دهند، هر چیز ابلهانه و احمقانه را می بینند و می شنوند
آنان به رادیو گوش میدهند، به گپ زدن ادامه میدهند و با مردم از هر چیز حرف می زنند و انواع آشغال ها را وارد سرهای همدیگر می کنند
هر آنچه در سر دارند جز آشغال نیست
از موقعیت هایی که در آن بی جهت از آشغالها پر میشوی دوری کن
همین حالا هم خیلی زیاد داری، باید از این بارهای ذهنی خلاص شوی
و باز به جمع آوری آنها ادامه میدهی؟ گویی که چیزهایی با ارزش هستند.
کمتر حرف بزن
فقط به چیزهای اساسی گوش بده
در گفتن و شنیدن تلگرافی عمل کن
اگر کمتر حرف بزنی و کمتر بشنوی، آهسته آهسته خواهی دید که یک نوع تمیزی، احساسی از پاکی، گویی که تازه حمام کرده ای شروع می کند در تو برخاستن
این همان خاک لازم برای رشد مراقبه است
هر چیز بی معنی را نخوان
لحظاتی را بدون مشغله برای ذهن خود باقی بگذار
آن لحظاتِ آگاهیِ بدون مشغله، نخستین لمحات از مراقبه هستند، نخستین منافذ از ماوراء، نخستین اشعه ها از بی ذهنی
#اشو
جویندگانی بودند که نزد بودا می آمدند و در پی سعادت بودند.
او می گفت:
نمی دانم، من چیزی در مورد سعادت نمی گویم، فقط عدم بدبختی.
من می توانم به شما بگویم چطور به جهان بدون بدبختی حرکت کنید. این همه چیزی است که روشها انجام می دهند.
یکبار که در مرحله بدون بدبختی باشی، سعادت درونی شروع به جوشیدن می کند.
و این سعادت از ذهن نمی آید، از وجود درونی تو جاری می شود.
پس ذهن نمی تواند آنرا به وجود آورد.
اگر ذهن در بدبختی باشد آنگاه یک مانع می شود گ.
اگر ذهن در عدم بدبختی باشد آنگاه ذهن یک چشمه می شود. ولی خلاق نیست، کاری انجام نمی دهد. تو پنجره را باز می کنی و پرتوهای خورشید وارد می شود. با گشودن پنجره تو خورشید را به وجود نمی آوری. خورشید از قبل آنجاست. اگر آنجا نبود با گشودن پنجره پرتوها وارد نمی شدند.
پنجره ی تو شاید یک مانع باشد. پرتوهای خورشید شاید بیرون باشد و پنجره بسته باشد. پنجره هم می تواند مانع شود و هم می تواند راه را باز کند. ولی به وجود آورنده نیست. نمی تواند پرتو ها را ایجاد کند.
پرتوها از قبل آنجا هستند .
ذهن تو اگر در بدبختی باشد بسته می شود.
به یاد داشته باش:
یکی از مشخصات بدبختی ، بسته بودن است. هر وقت در بدبختی هستی بسته می شوی. مشاهده کن هر وقت احساس اندوه می کنی نسبت به دنیا بسته می شوی. حتی نسبت به عزیزترین دوستت بسته می شوی، حتی نسبت به همسر و فرزندانت، بسته می شوی .
وقتی در بدبختی هستی بسته ای چون بدبختی یک انقباض درونی به تو می دهد.
تو منقبض شده ای و از هر طرف درها
را بسته ای.
#اشو
#سوال
عشقِ درون من وابسته به دنیای بیرون است...
وقتی کسی نباشد که آن را بشناسد یا بچشد، چه بر سر عشق میآید؟
THE LOVE IN ME IS DEPENDENT ON THE OUTSIDE WORLD... WHAT HAPPENS TO LOVE IF THERE IS NOTHING AND NOBODY TO RECOGNISE AND TASTE IT?
#پاسخ_اشو
عشقی که وابسته به دیگری باشد اصلاً عشق نیست.
بلکه یک «عشقِ نیازمند»Need-love
یا وابستگی است که از ناپختگی و کمبودهای روانشناختی سرچشمه میگیرد.
عشق واقعی یا «عشقِ وجودی» (Gift-love) سرریز شدنِ کمال و بلوغ درونی شماست و نیازی به تأیید یا دریافت کننده ندارد.
اگر کسی نباشد که آن را بچشد، هیچ اتفاقی نمیافتد؛ عشق همچنان جریان خواهد داشت. درست مانند گلی که در اعماق جنگل میشکفد و عطرش را بیقید و شرط به باد میسپارد، چه کسی از آنجا عبور کند چه نکند.
#اشو
به واسطه عشق تمام جهان زیبایی،
موسیقی و شعر می آفریند.
وعشق مؤثرترین داروی شفابخشی
است که چنین حال و هوای جشن را ایجاد می کند.
#اشو
#کتاب_بلوغ_ص11
وقتی به درون رفتم
فهمیدم هم مانع و هم
آنچه در جستجویش بودم
خودم هستم .
#اشو
#سوال_از_اشو
آیا دوست دارید درباره مانترای مشهور تبتی «اوم مانی پادمه هوم» چیزی بگویید؟
Would you like to say something about the famous Tibetan mantra, "Om Mani Padme Hum?
#پاسخ
این زیباترین بیان برای توصیف «تجربهی غایی» است
معنای آن «صدای سکوت، الماس در نیلوفر» است
«اوم» (OM) صدایی است که وقتی ذهن کاملاً خالی از افکار و رویاها میشود، آن را در درونت میشنوی
این کلمه یک مانترا برای «تکرار کردن» نیست؛ تکرار طوطیوار آن فقط یک توهم ایجاد میکند
شما باید در سکوت بنشینید تا آن صدا خودبهخود از درونتان بجوشد.
عبارت «مانی پادمه» نیز نمادی است تصویری از این مراقبه:
شکوفا شدن نرمترین و زنانهترین گل هستی (نیلوفر/قلب) و نمایان شدن ابدیت و جاودانگی در درون آن(الماس آگاهی)
#اشو
کتاب: اوم-مانی-پادمه-هوم
ترجمه و خلاصه شده توسط هوش مصنوعی
کسی که زندگی اش #عشق نیست،
نمیتواند در آن زندگی #نیایش داشته باشد!
کسی که نمیتواند خدا را در #هر_ذره ببیند،
نمیتواند او را در #هیچ_جا بیابد!
#اشو
خودت را تماشا کن.....
بی قضاوت، فقط تماشا کن که:
چقدر محتاج تحسین هستی؟
چقدر اشتیاق داری که کسی به تو بگوید چقدر قشنگ هستی؟
که تو چقدر باهوشی، که تو به زندگی من معنی بخشیدی، که به سبب وجود تو بود که من معنا را تجربه کردم؟
شنیدن اینها بد نیست اما تو ببین چقدر محتاج شنیدن شان هستی.....
این یک اشتغال ذهنی پیوسته است،
و چقدر نگران می شوی وقتی کسی چیزی بگوید که خلاف تصور تو باشد.
چقدر آزرده می شوی ،چقدر دفاع می کنی، چقدر بحث می کنی....
چرا این همه ترس؟
چرا این همه اشتیاق برای داشتن نظر خوب دیگران؟
این تنها روش آفرینش یک خود دروغین است.....
و خود دروغین ارزان است....
از این دام هشیار باش
خودت را اختراع نکن،خودت را کشف کن،
و کشف کردن ،یک سفر درونی است،
در خلوت از خود بپرس،
من کیستم.....
#اشو
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند….
مولانا❣️Читать полностью…
خودشناسی کشف اسرار نیست.
رمز آلوده شدن زندگی است.
خودشناسی دیدن زندگی از نگاه کودک است.
کودک، معصومیست که هیچ نمیداند و در پرسش است.
#اشو
#کتاب_الماسهای_آگاهی
آیا می توانید ذهنتان را،
از پرسه زدن باز دارید؟
و آنرا به یگانگی ابتدایی با هستی،
باز گردانید؟..
آیا می توانید بدنتان را،
همچون نوزادان،
دوباره نرم و انعطاف پذیر کنید؟
آیا می توانید دید درونیتان را،
پاک کنید؟
تا چیزی جز نور نبینید؟
آیا می توانید دیگران را دوست بدارید؟
و آنها را بدون تحمیل خواسته های خود،
راهنمایی کنید؟..
آیا می توانید در برخورد با،
مسائل مهم و حیاتی زندگی هیچ دخالتی نکنید؟..
و اجازه دهید آنچه باید،
رخ بدهد؟..
آیا می توانید از ذهن خود دست بکشید
و بدون دخالت ذهن،
درک کنید؟..
داشتن بدون احساس مالکیت،
عمل کردن بدون چشمداشت
و راهنمایی بدون سعی در حکم راندن ،
فضائلی عالی محسوب می شوند..
#لائوتزو
#تائو_ت_چینگ
طبیعی باش ! در زندگی به دنبال ، اتفاقات و شادیهای بزرگ نباشید؛ سرور چیزي نیست ، جز لذات کوچک که ، در درونت انباشته شدهاند ، و تو "به سادگی" از کنارشان می گذری. مجموع تمام ایـن لـذتهـای کوچـک، تشـکیل آن سـرور عظیم را میدهند.
وقتی غذا میخوری، لذت ببر! وقتی مینوشی، لذت ببر ! حمام می گیـری، لـذت ببـر! راه مـیروی، لـذت ببـر. دنیای به این زیبایی، صبح به این قشنگی...ابرهای زیبا... برای جشن گرفتن به چه چیز دیگر نیاز داری؟ آسمان پر از سـتاره ... بـرای سپاسگزاری کردن ، به چه چیز دیگر نیاز داری؟ برای خشوع و خضوع به چه چیز دیگری نیازمنـدی؟
از میان هزار و یک خار، گل سرخی کوچک ، غنچه اش را باز می کند، بسیار آسیب پذیرو شکننده است ، با ایـن حـال بسـیار قـوی، بسیار آماده برای جنگیدن با باد، رعد و برق ؛ به این شهامت نگاه کن...براي درک اعتماد و توکل به چه چیز دیگر نیاز داری؟ نترس، خودت را برای الوهیت باز کن. طبیعی زندگی کن!
توسط ایده آلها زندگی نکن، فقط یک زندگی طبیعی داشته باش. طبیعت باید تنها دستور العمل تو باشد، هر چیز که طبیعی باشد خـوب اسـت، زیـرا ایـن اراده خدا است که ، آن را چنین خواسته است.
طبیعی بودن یعنی الهی بودن. اگر بتوانی زندگی خود را ، با چنین شکرگزاری بپذیری که ، این خداوند است کـه چنـین خواسته، آنگاه سراسر زندگیات ، به جشن و سروری عظیم تبدیل می شود.
#اشو
اگر با نابینایان و ناآگاهان زندگی میکنید با آنها مدارا کنید
دنیا همین است، جمع اضداد است
یک تنه نمیتوان دنیا را تغییر داد،
بلکه باید یاد گرفت چگونه با مردمی زندگی کرد که هنوز ناآگاه هستند و در خوابی عمیق به سر میبرند
ممکن است این باعث آزارتان شود،
ولی کاری نمی توان کرد
حداقل کاری که میتوان کرد این است که رفتارهای احمقانه ای را که دیگران با شما دارند، شما نسبت به کسی نداشته باشید
حداقل در زندگی خودتان فضایی خلق کنید که هم خودتان و هم نزدیکانتان در آن احساس آرامش و امنیت کنند. فرزند، همسر، دوستان و اطرافیانتان باید از این رفتارهای جاهلانه مصون باشند.
سعی کنید به جای بد و بیراه گفتن و محکوم و جنگ کردن با هر چیز،
اوضاع را درک کنید
تمامی اینها موارد اشتباهی هستند که وجودشان ضروری است
به زشت همانقدر نیاز است که به زیبا نیاز است
و تا زشت نباشد، ارزش زیبایی مشخص نمی شود
و تا انسان احمق و خودکامه وجود نداشته باشد، نور انسان روشن ضمیر دیده نمیشود.
#اشو
خدا درياگون است، نامحدود و بيكران
ما از خدا جدا افتاده ايم به اين دليل كه: خود را به چهارچوب هايی محدود ساخته ايم
به چهارچوب بدن،
به چهارچوبهاب ذهن
اين چهارچوبها ما را از خدا جدا نگاه داشته اند. اين چهارچوبها را دور بينداز.
نمي گويم كه بدنت را دور انداز، بدن كاملا سودمند است. از آن استفاده كن. بدن خانه توست. تو درون بدن زندگي مي كني اما خيال نكن كه تو بدن هستي
تو درون بدن هستي اما بدن نيستي
تو در ذهن هستي اما ذهن نيستي
آنگاه كه تو هويتت را با اين چهارچوبها تعيين نكني، ناگهان اوضاع دگرگون مي شود.
شروع به احساس بی حد و مرز بودن مي كني.
مثل خدا بی حد و مرز مي شوي. درياگون مي شوي، پهناور و بی كران. آنگاه ديگر هيچ لزومي نخواهد داشت در جايي بدنبال خدا بگردي.
تو خود خدا مي شوي.
اين يگانه راه شناخت خداست.
يگانه راه شناخت خدا، خدا شدن است. هيچ راه ديگري وجود ندارد. تو نمي تواني بدون اينكه خدا شوي خدا را بشناسي.
#اشو
بلوغ یعنی:
رسیدن به این درک که برای خودت تصمیم بگیری، تصمیم گیرنده خودت باشی،
روی پاهای خودت بایستی، این یعنی بلوغ.
اما به ندرت اتفاق می افتد، زیرا پدر و مادرها كما بیش همه بچه ها را لوس می کنند. و بعد نوبت مدرسه ها و کالج ها و دانشگاههاست، که همگی تو را بد عادت کنند. از این رو خیلی به ندرت کسی بالغ می شود.
رابطه اجتماع با آدمهای بالغ زیاد خوب نیست.
افراد بالغ آدمهای خارق العاده و خطرناکی هستند، چون فرد بالغ مطابق با منش و موجودیت خویش زندگی می کند. او کار خودش را می کند. کاری ندارد مردم درباره اش چه خواهند گفت و نظرشان چیست.
او در آرزوی حسن شهرت و احترام نیست، اصلا دربند آبرو و نیک نامی نیست. او زندگی خود را می گذراند. اما هرگز حاضر نیست آزادی اش را قربانی کند. اجتماع از این افراد وحشت دارد، اجتماع می خواهد همه کودک صفت باقی بمانند. همه افراد بین هفت تا چهل سالگی باید تحت تکفل و مراقبت قرار بگیرند. و همینطور هم هست.
#اشو
#کتاب_بلوغ
✳️چالشهای زندگی
تندبادهايي كه به شما ضربه مي زنند، دشمنان واقعي نيستند، بلكه به شما كمك مي كنند تا كامل شويد
به نظر مي رسد شما را ريشه كن مي كنند، اما با جنگيدن با آنهاست كه ريشه هاي شما قوي تر مي شود.
درختي را در نظر بگيريد. مي توانيد درخت را به درون اتاق بياوريد و به نوعي از آن حفاظت كنيد كه باد ديگر به آن نرسد. وقتي توفانها بيرون از خانه مي وزند، درخت شما در معرض خطر قرار ندارد، اما ديگر چالشي در ميان نخواهد بود و همه چيز حفاظت شده است.
مي توانيد درخت را در اتاقي گرم قرار دهيد، اما پس از مدتي برگهاي آن رنگ مي بازند و ديگر سبز نخواهند بود. چيزي در عمق درون درخت مي ميرد ، زيرا اين چالش و مبارزه است كه زندگي را شكل مي دهد.
شما ريشه هاي تان را به عمق بيشتري مي فرستيد تا توفانها به آنها نرسد و آنها را نابود نكند.
خورشيد بسيار سوزان است و به نظر مي رسد برگهاي درختان را مي سوزانند، اما درختان آب بيشتري مي مكند تا خود را در برابر حرارت خورشيد محافظت كنند و در نتيجه، سبزتر و سبزتر مي شوند
درخت با مبارزه با نيروهاي طبيعت، به روحيه خاصي مي رسد.
و روح، فقط با مبارزه است كه رشد مي كند. اگر همه چيز بسيار ساده و راحت باشد، پژمرده و ناتوان مي شويد.
بارها و بارها از هم مي پاشيد؛ زيرا وقتي همه چيز آسان باشد، ديگر نيازي به كمال نيست و مثل كودكي نازپرورده مي شويد. وقتي مشكلي پيش مي آيد، با شهامت با آن برخورد كنيد.
💜اشو
آرامش باید به رقص آید و سکوت به آواز،
و تا زمانی که:
درک درونی ات به خنده بدل نشود ، هنوز چیزی کم است. هنوز کاری هست که باید انجام شود.
#اشو
به یاد بسپار،
نیازی به انداختن نفس،نیست.
هرگز وارد این بازی خطرناک نشو.
تو نمیتوانی آن را بیندازی،
سعی میکنی نفس را بیندازی،
به نوع ظریفی از نفس خواهی رسید که میگوید، "من فروتن شده ام_من تسلیم شده ام_ من هیچکس،هستم _من عاشق هستم!!!!"
آنگاه کسی می آید و ادعای تو را به نحوی به چالش،میکشد و تو آشفته میشوی، رگ گردنت بیرون میزند، مهاجم میشوی، خشمگین میشوی و از او دور میشوی، این چگونه فروتنی است که با یک حرف ویران میشود؟
این چطور عشقی است که از درونش،گوریل نفس،بیرون می پرد؟
سعی نکن فروتن شوی، سعی نکن روشن ضمیر شوی، این باز همان نفس،است که پنهان شده، ولی نمرده است.
سعی نکن متواضع شوی، سعی نکن عاشق شوی، معمولی بودن چه اشکالی دارد؟
هیچکس،بودن چه اشکالی دارد؟
انسان واقعا روشن بین نه فروتن است و ادعای سکوت و عشق دارد و نه مغرور است... او فقط ساده است.
یک روشن بین حقیقی حتی از اینکه روشن بین است باخبر نیست، اگر آگاه باشی که فروتن هستی، باز هم فریب نفس، را خورده ای.
اوشو💜
زمانی که متوجه شدید زندگی را تا به حال از کف داده اید،اولین اصلی که باید مجددا به آن باز گردید، #معصومیت است.
دوباره ساده همچون کودک
وقوع چنین معجزه ای تنها از راه #مراقبه ممکن است.
#اشو
✳️اشوی عزیز، من بطور وحشتناکی زشت هستم. و به همین سبب بسیار رنج برده ام. چه باید بکنم؟
✳️پاسخ:
زشتی هیچ ربطی به بدن ندارد.
زیبایی نیز ربط زیادی به بدن ندارد.
زیبایی و زشتی بدن چیزی
بسیار سطحی است؛
آن چیز واقعی از دورن میآید.
اگر بتوانی در درون زیبا شوی،
نورانی خواهی شد.
بارها اتفاق افتاده است:
حتی یک انسان زشت، زمانی که مراقبهگون میگردد، شروع میکند به زیبا به نظر رسیدن.
من پیوسته این را شاهد بودهام:
سالها و سالها....
زمانی که مردم به اینجا میآیند، چهرههایی کاملا متفاوت دارند.
زمانی که شروع به مراقبه میکنند،
وقتی که شروع به رقصیدن میکنند،
وقتی شروع به آواز خواندن میکنند،
چهرههایشان آسوده میشود.
تنشهایشان تخلیه میشود.
رنج آنان، که بخشی از صورتشان شده بود آهستهآهسته ناپدید میشود.
مانند کودکان آسوده میشوند.
صورتهایشان با یک سرور درونی میدرخشد،
نورانی و درخشان میشوند.
زیبایی و زشتی جسمانی اهمیت
زیادی ندارد.
آن چیز واقعی در درون است.
من میتوانم به شما بیاموزم که چگونه از درون زیبا شوید
و زیبایی واقعی همین است.
زمانی که زیبایی درونی وجود داشته باشد، شکل جسمانی اهمیت چندانی نخواهد داشت.
چشمانت شروع میکند به درخشیدن از سرور؛
صورتت یک درخشندگی و شکوه خاص خواهد داشت.
شکل جسمی بیاهمیت میگردد.
زمانی که چیزی، نوعی وقار، از دورنت شروع کند به جاری شدن، آنگاه شکل بیرونی را میتوان کنار نهاد. در مقایسه، تمام اهمیتش را ازدست خواهد داد؛
نگران آن نباش.
مراقبه کن، عشق بورز، برقص، آواز بخوان، جشن بگیر و زشتی ناپدید خواهد شد
چیزی والاتر را به وجودت بیاور و چیزهای پستتر از یاد خواهند رفت، زیرا همه چیز نسبی است. و در مقایسه وجود دارد.
مانند این است که شمعی کوچک در اتاق میسوزد: نور قویتری را وارد اتاق کن و آن شمع کوچک تمام اهمیت خودش را ازدست خواهد داد.
زیبایی درون را وارد کن، که آسانتر است.
من در مورد آن زیبایی دیگر نمیتوانم کاری بکنم، من یک جراح پلاستیک نیستم.
میتوانی چنین جراحی را پیدا کنی که به تو کمک کند، ولی اینکار به هیچ وجه کمکی نخواهد کرد. شاید بینیات قدری باریکتر شود و شکل بهتری پیدا کند ولی این کمک زیادی نخواهد بود اگر در درونت همانی باشی که بودهای، زیبایی بیرونی تو فقط زشتی درونت را نشان خواهد داد، یک تضاد خواهد شد.
قدری سیرت زیبا بیاور.
#اشو
حسادت، احساس مالکیت و احساس چسبیدن به دیگران باید کاملا از بین برود.
تمامی وابستگی ها باید ناپدید شود دوستی نیاز به ایثاری عظیم دارد.
در صورتی که تمام وزنه های فوق انداخته شود، عشق پاک و خالص می شود.
در این صورت نه تنها عشق دوستی می آورد، بلکه باعث رهایی نیز خواهد شد.
دوستی پدیده ای است روحانی در جهان کنونی یکی از چیزهایی که در حال ناپدید شدن است دوستی است در حقیقت انسان مدرن توانایی درک دوستی را ندارد. دوستی برای او پدیده ای است ناشناخته ما داستان های کهن را درباره دوستی می خوانیم ولی تصور می کنیم، آن ها فقط افسانه هستند و واقعیت ندارد. فکر می کنیم این داستان ها نمی توانند در واقعیت اتفاق بیفتند زیرا در زندگی امروز هرگز اتفاق نمی افتند. در زندگی امروزی عشق شور شده است. عشق تلخ شده است، عشق مسموم شده است.
ما فراموش کرده ایم چگونه می توان شهدی شیرین از عشق ساخت.
تمام تلاش من این است که به شما کمک کنم یاد بگیرید. چگونه عشق بورزید و چگونه عشق را پاک و خالص گردانید.
عشق بزرگترین گنجینه های موجود در هستی را در خود دارد ولی لازم است تصفیه شود.
در صورتی که آن را تصفیه نکنید بسیار خطرناک است حتی ممکن است باعث نابودی شما گردد.
#اشو
عشق، رقص زندگی
عاشق شو،
ورنه روزي كار جهان بسر آيد
بي انكه تو درس مقصود
را در كارگاه آفرينش
خوانده باشي
#اشو
#نردبان_اشراق
✳️چهار عصر آگاهی
هندوها دنیا را به چهار دوره تقسیم کردهاند:
1⃣عصر اول را ساتی یوگا یا عصر حقیقت نامیدند. در آن دوره توجه مردم فقط به حقیقت بود.
2⃣عصر دوم را ترتا یوگا نامیدند
به معنای سه پایه.
عصر اول چهارپایه داشت میز بود بعد یک پایه اش از دست رفت و تبدیل به سه پایه شد.
ولی هنوز جستجو به دنبال حقیقت وجود داشت اما شدت و اشتیاق به آن کمتر شده بود.
روی چهارپایه تعادل کامل است است اما روی سه پایه تعادل خوب نیست و نمی تواند کامل باشد اما همچنان جستجو وجود دارد.
3⃣عصر سوم را دوآپار نامیدند، یعنی دوپایه. اکنون حتی تعادل عصر دوم نیز از بین رفته، تو نمی توانی روی دو پایه میز بسازی ، تعادل برقرار نمیشود اما همچنان نیمی از اشتیاق وجود دارد.
4⃣عصر آخر که بر اساس محاسبات هندوها ما اکنون در آن زندگی میکنیم کالی یوگا نام دارد.
عصر تاریکی، عصر نابینایی، عصری که کسی به دنبال حقیقت نیست.
مردم بیشتر دلواپس زندگی معمولی شان هستند تا کشف حقیقت.
آنها کل زندگیشان را مشغول چیزهایی هستند که سرانجام از بین رفتنی است.
کل زندگیشان میتوانست تجربه عظیمی از روشنبینی باشد، جستجو به دنبال ریشه های زندگی و خرسندی و خوشنودی کامل.
آنها میتوانستند به تمام آن شادی و لذتی که کائنات در دسترس شما قرار داده برسند آنها می توانستند برقصند و بخوانند و از تمام زیبایی های هستی لذت ببرند اما چون کور بودند مشغول بازی با اسباب بازی ها شده اند هرگز به این اهمیت ندادند که چیزی بیشتر از این اسباببازیها وجود دارد.
این تقسیمبندی نمادین زمان،
حقیقت معینی را در خود دارد.
امروزه یافتن کسانی که به راستی و با هر هزینهای آماده پریدن به درون کائنات و مشتاق یافتن حقیقت باشند ، بسیار سخت است.
💜اوشو