7000
گنجــــــــــینۀ کـتاب 😉
جنگ فقط وقتی زشت میشود
که صدایش
به خانهی ما برسد.
قبلش؟
فقط یک خــــبر است.
آنکه میترسد رها کند،
محکوم است هیچگاه شگفتی را نبیند.
خدایی که به آن اعتقاد پیدا کرده ایم تصور خود ماست، خدای واقعی نیست.
خدای مسیحیان و هندوها و بودیستها و یهودی ها و محمدی ها خدای واقعی نیست.
خدای واقعی آن است که حتی یک کلمه هم در موردش گفته نشده است و نمیشود که گفته شود
خدای انجیل و وداها خدای واقعی نیست. خدای واقعی آن است که در موردش فقط #سکوت بیان شده است.
خدایان ما آفرینش خود ما هستند.
دنبال چه جور خدایی هستی ؟
در ذهنت تصور خاصی از خدا داری، که او فلوت می نوازد، مثل کریشنا؟
یا به فرم عیسی مسیح در زمین ظاهر شده یا شبیه این یا شبیه آن ... ؟
تو صرفاً از میان شکلها و حالات تهی مذهب گذر کرده ای
مذهب واقعی هنوز زندگی ات را در برنگرفته است.
خدای واقعی غیر قابل تصور است
خدای واقعی فقط زمانی اتفاق می افتد که تمام تصورات در تو متوقف شده باشند
خدای واقعی نمی تواند دیده شود،
فقط زمانی می تواند دیده شود که #بیننده_دیگر_نباشد
خدای واقعی همیشه به عنوان مرکز درونی وجودت رخ می دهد
نه آنجا ، بلکه اینجا
نه بعداً، بلکه اکنون
نه بیرون، بلکه درون
و آن درون فقط برای یک لحظه است، وقتی خدا اتفاق بیفتد ، آن درون نیز ناپدید می شود.
آنگاه نه بیرونی هست و نه درونی، تمامش یکی است.
#اشو
💚 تواضع
متواضع باشيد.
آنگاه هيچكس نمیتواند شما را تحقير كند.
عاری از نفس باشيد.
آنگاه هيچكس نمیتواند به شما آسيبی برساند.
گاهی مردم بهانهای برای بيرون ريختن خشم شان میيابند، اما اين نبايد دليلی برای برآشفته شدن شما باشد.
فقط دو احتمال وجود دارد:
يا حق با فرد مقابل است، پس شما احساس شرمساری میكنيد و يا حق با او نيست، آنگاه او مسخره میشود و كل آن وضعيت، خندهدار است و میتوان از آن لذت برد.
اگر احساس میکنید كه حق با فرد مقابل است، هرچه میگوید بپذيريد و متواضع باشيد.
اگر متواضع باشيد، هرگز تحقير و شرمسار نخواهيد شد.
#اشو
#خدا در درون و در بطن این دنیاست.
خدا همان شیره ای است که در درخت جریان دارد. و همان خونی است که در رگهایت جاری است
خدا همان آگاهی است که در درون تو ساکن است.
خدا و دنیا مانند رقص و رقصنده در یکدیگر آمیخته شده اند.
#اشو
✍نجات دهنده مُرده است...
ما خودمان، نجاتدهنده خودمان هستیم؛
راه سختی ست، اما بینتیجه نیست.
#رنه_دکارت
دست عشق از دامن دل دور باد
میتوان آیا به دل دستور داد؟!
#قیصر_امین_پور
ماییم مست و سرگران
فارغ ز کار دیگران
عالم اگر برهم رود
عشق تو را بادا بقا
#مولانا🌱
کتاب روانشناسی موفقیت
اثر مرکب
نویسنده: دارن هاردی
مترجمان: لطیف احمد پور و میلاد حیدری
تعداد صفحات: 237
B6
#کتابخانه_کیهان
@kayhanlibrary999
ما گاهی فراموش می کنیم که:
برای چه از عدم تا به اقلیم وجود، این همه راه آمده ایم.
ما به ضیافت هستی دعوت نشده ایم تا با خود جمع کنیم و ببریم، بلکه آمده ایم تا ببخشیم و خود را پیدا کنیم.
آمده ایم تا عشق را، امید را، دوستی را و نان را با دیگران تقسیم کنیم.
آمده ایم تا خلائی را پر کنیم که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس...
#اﺷﻮ
#عشق_پرنده_ای_آزاد_و_رها
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،
ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ، ﻧﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ،
ﻧﻪ ﭘﯿﺮﯼ ﻭ ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﺮﮒ
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺟﺴﻢ ﭘﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ،
ﺍﻣﺎ ﻋﺸﻖ ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺭﺍﺯﯼ ﺭﺍ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ که:
" ﺗﻮ ﺟﺴﻢ ﻧﯿﺴﺘﯽ "
ﺗﻮ شعلهﺧﺎﻟﺺ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ﻫﺴﺘﯽ.
ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﻟﺪ، ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺮﮒ .
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ شعله ی ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ، ﯾﻌﻨﯽ :
#ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ_ﺑﻮﺩﻥ_ﺑﺎ_ﺁﻫﻨﮓ_ﻫﺴﺘﯽ .....
#اشو
#منبع_تو_هستی
کسی به تو توهین میکند و خشم ناگهان از درون تو شعله میکشد و تبآلود میشوی.
آن شخص چه کرده؟
او فقط تو را خراش داده،
به خشم تو کمک کرده که برخیزد،
ولی آن خشم مال خودت است.
اگر او نزد بودا برود و به او توهین کند، قادر نخواهد بود در او خشم تولید کند. یا اگر نزد بودیدارما برود او قهقهه خواهد زد.
دیگری منبع نیست،
منبع همیشه در درون تو است.
دیگری به منبع میزند،
ولی اگر در تو خشمی نباشد،
نمیتواند بیرون بیاید.
اگر سطلی را درون چاهی خشک بیندازی، آبی بیرون نخواهد آمد.
کسی که به تو توهین میکند،
فقط یک سطل در تو میاندازد و سپس آن سطل با خشم، با نفرت، یا با آتشی بیرون میآید که در تو وجود داشته.
منبع تو هستی؛
این را همیشه به یاد داشته باش.
پس وقتی احساس نفرت میکنی به سمت دیگری حرکت نکن.
به سمت موضوع آن نرو،
بلکه به سمت مرکزی برو که این نفرت از آنجا میآید.
از نفرت یا عشق یا خشم یا هر چیز دیگر به عنوان وسیلهای برای سفر به مرکز درونی خودت استفاده کن.
به منبع حرکت کن و در آنجا متمرکز بمان، امتحانش کن!!!
#اشو
⚠ممنوعه
📙 انجیل شیطان
✍️ لاوی
@kayhanlibrary999
انسانی که به شناخت رسیده، شوخطبع است. بگذار این همیشه به یادت بماند؛ اگر انسانی را ببینی كه هیچ حس شوخطبعی ندارد، خوب بدان که او ابداً چیزی را نشناخته است. اگر با انسانی خشك و جدی برخورد کردی، آنوقت یقین داشته باش که او یک متظاهر است.
«شناخت»، صداقت و صمیمیت میآورد؛ شناخت، نوعی شوخطبعی میآورد.
در ذهنی که تعصب و جدیبودن از بین رفته است؛ جایی که صداقتِ غیرجدی وجود داشته باشد، شوخطبعی وارد میشود.
#اشو
آدمی که همهچیز را کنترل میکند،
ناخودآگاه زندگی را خفه میکند.
راه سالکان
با قرض گرفتن از دیگران و آموختن از سنتها، دانشِ تو هیچگاه معرفت تو نخواهد شد. فقط تو را بیشتر و بیشتر مسخره خواهد کرد. این راه سالکان نیست.
سالک باید با ذهنی کاملاً باز شروع کند.
بدون هیچگونه نتیجهگیری از این سو و آن سو.....
سالک باید بدون هیچ باور داشتی شروع کند.
سالک باید با اعتمادی عظیم با هوشمندی خود شروع کند.
این درست است. اعتماد به هوشمندی، نه به هر مفهوم.
متون مقدس شما فقط میتواند در دهان شما جاری باشد.
فقط فراگیری واژهها، نظریهها و نظامهای فکری ابداً به تو کمکی نخواهد کرد.
تو در عمق همان باقی میمانی،
در عمق هرگز تغبیری توسط دانش
پدید نیامده است.
فوقش این است که بتوانی شخصیت (پرستیژ) خوبی را پرورش دهی؛
یک بیرونِ زیبا، در ژرفای درون،چگونه واژهها میتوانند تو را تغییر دهند؟
آری،
میتوانی ظاهر آراستهای بسازی،
میتوانی شخصیتی را پرورش دهی
ولی شخصیت همیشه ظاهری
و سطحی خواهد بود؛
هرگز معرفتِ تو نیست.
و تنها #معرفت اهمیت دارد.
فقط چیزی که خودت میتوانی ببینی،
تعیین کننده و تصمیم گیرنده است؛
#اشو
#راز_جلد_یک
جامعه پر است از دکترهای بیسواد،
از دانشگاه رفتههای بیسواد،
سیاسیون بیسواد...
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد ،بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، نژادپرستی، حسادت و زبالههای دیگر است ،
بدان که هیچگاه چیزی را نیاموختهای ،
بدان که هنوز رشد نکردهای.
انسان در مورد چیزهای زیبا حرف می زند ،
اما زشت زندگی می کند.
این همان چیزی است که تا کنون بشریت بر خود روا داشته است.
صداقت یعنی دو گونه زندگی نداشتن .
همان گونه زندگی کنیم که می گوییم .
👤اوشو
📗کتاب_کودک_نوین
گوتام بودا یک انقلابی نیست
او یک عصیانگر است
هِراکلیتوس یک انقلابی نیست
او یک عصیانگر است
و اینها بزرگترین ارتفاعاتی هستند که بشریت به آن رسیده است
انقلابی ها با کسانی که علیه آنها هستند در زمین یکسان هستند. باید در همان زمین باشند تا با آنها بجنگند
فرد عصیانگر علیه هیچ کسی نمی جنگد
فرد عصیانگر خودش را رها می کند طوریکه بتواند رشد کند، به سوی سرنوشت خودش رشد کند
عصیانگر نوعی زیبایی دارد.
فرد انقلابی سیاستمدار است،
جنایتکار اجتماعی است
فرد عصیانگر تنها فردی است که مقدس است. او قداست دارد
اما لحظه ای که عصیانگری را سازماندهی کنید شخصیت آنرا تغییر می دهید و آن به انقلاب بَدَل می شود.
آن دیگر همان چیز نیست
بهمین دلیل من مجبورم بارها و بارها تأکید کنم. تمایل به سازماندهی کردن بسیار عمیقاً ریشه دار است.
زیرا میلیونها سال قدمت دارد،
و تنها بودن شهامت می خواهد.
تنها بودن، اما شما می توانید با کسانی باشید که آنها نیز تلاش می کنند تنها باشند.
با هم بودنِ شما فقط دوستیِ دو همسفر است. هیچ شرطی وجود ندارد آن شما را یک مسیحی، هندو یا بودایی نمی کند. شما خودتان باقی می مانید و دیگری هم خودش باقی می ماند و این تنها احترامی است که از سالکان انتظار می رود.
شکوه و وقار شخص دیگر را نابود نکنید. او در هستی همانقدر ارزشمند است که شما هستید. نیازی نیست ایده های خود را بر هیچ کسی تحمیل کنید.
شما چه کسی هستید؟
شما چه مرجعیتی دارید که ایده های خود را بر دیگران تحمیل می کنید
شما می توانید به اشتراک بگذارید
می توانید قلب خود را بگشایید.
و اگر دیگری حس کند که چیزی با او هماهنگ است و آنرا انتخاب کند این تصمیم اوست نه تحمیل شما
انقلابیون دارند سعی می کنند ایده های خود را بر دیگران تحمیل کنند.
آنها همان کاری را می کنند که ادیان باستانی انجام می داده اند
به همین دلیل من کمونیسم را بعنوان یکی از ادیان دسته بندی می کنم
هیچ تفاوتی نیست، مهم نیست که کمونیسم به خدا اعتقاد ندارد
زیرا ادیان قدیمی تری هستند که بخدا اعتقاد ندارند. بودیسم بخدا اعتقاد ندارد. جینیسم به خدا اعتقاد ندارد بنابراین آن مسئله ای نیست
دین چیزی است که شما سعی می کنید بر دیگران تحمیل کنید آن تلاشی است برای تغییر کیش مردم،آن همیشه مُبَلِغانه است.
یک عصیانگر هرگز یک مُبَلِغ نیست.
او همیشه یک دوست است. او می تواند شما را به وجود درونی اش دعوت کند. و اگر شما چیزی ببینید که با شما منطبق باشد و برای شما مفید باشد و شما را تغذیه کند و جستجوی شما را آسانتر کند، می توانید آنرا انتخاب کنید.
اما آن از روی آزادی تان است، هیچ کسی شما را تغییر دین نمی دهد.
در این کمون(مکان اقامت سانیاس های اشو) باید اینگونه باشد.
هر آنچه من به شما می گویم نیازی نیست آنرا باور کنید شما فقط باید در دسترس آن باشید
طوری که بتوانید تصمیم بگیرید
تصمیم باید از شما باشد و اگر آن با شما منطبق باشد، اگر آن بطور ناگهانی زنگی را در قلب شما به صدا در آورد، آنگاه من دیگر مسئول آن نیستم. زنگ در قلب شما صدا می کند. اما اگر با شما منطبق نباشد. عشق من به شما یکسان باقی می ماند. زیرا آن بر مبنای تغییر دادن آیین شما نیست.
و در واقع هر فرد باید منحصر بفرد باشد این حق ویژهٔ موجودات انسانی است : منحصر بفرد بودن، و همه ادیان و همه ایدئولوژیهای سیاسی همگی سعی کرده اند آن حق ویژه را نابود کنند.
من میخواهم حق ویژهٔ شما را تشویق کنم ، تحت هیچ حسابی نباید فردیت شما مورد مداخله قرار بگیرد.
آزادی شما مطلق است و برترین ارزش است.
#اشو
وفاداری رو باید از #مولانا یاد بگیریم که میگه:
«هر چه
به جز خيالِ او
قصد حريمِ دل كند
دَر نگشايمش به رو،
از دَرِ دل، برانمش...»
✍آنکه درختی را میکارد و میداند که هرگز در سایهاش نخواهد نشست؛ تازه شروع به درک معنای زندگی کرده است.
#رابیندرانات_تاگور
فراوانی و دیانت
در انگلیسی واژه ی زیبایی هست: affluence به معنی“فراوانی”
البته معنی اصلی خودش را از دست داده است. فراوانی هیچ ربطی به ثروتمند بودن ندارد، هیچ ربطی به تجملات و ابزارهای تکنولوژیک یا یک قصر بزرگ و اتوموبیل بزرگ یا حساب بانکی درشت ندارد. هیچ ربطی به اینها ندارد. شاید یک میلیونر باشی ولی فراوانی نداشته باشی
فراوانی یعنی:
کسی که با زندگی در جریان است، جاری است. در هیچ جایی و وضعیتی گیر نکرده است. باجریان همراه بودن، یعنی فراوانی داشتن.
معنی اصلی این واژه این است:
در جریان بودن، پویا بودن، تحرک داشتن، راکد و ایستا نبودن. اگر جاری باشی و با زندگی جریان داشته باشی غنی هستی. و این تنها ثروت موجود است. تمام ثروتهای دیگر جایگزینهای دروغین هستند
واژه ی انگلیسی دیگری هم هست "religion" به معنی دیانت، که بسیار زیباست
دیانت یعنی:
باهم بودن؛ مزدوج بودن، به همدیگر متصل شدن، در یگانگی بودن، دقیقاً با واژه "یوگا Yoga " در زبان سانسکریت هم معنی است.
یکی بودن. وقتی جریان کوچک تو با جریان کُل یکی باشد، بادیانت شده ای، در یوگا هستی
وقتی رودخانه ی کوچک تو وارد رود عظیم گنگ میشود و شروع میکنی با رود گنگ جاری شدن و مرزهای خودت را از دست میدهی، بادیانت شده ای.
واژه ی دیانت مانند واژه یوگا زیباست، یعنی تو به ازدواج نهایی با آن کل در آمده ای. هم اکنون وقتی در هر چیزی گیر کرده ای و راکد هستی، در وضعیت طلاق قرار داری، یک حوضچه ی راکد و متعفن و در حال مرگ هستی. حرکتی نداری،
از آن بیرون بیا....
#اشو
جمله عالم ز اختیار و هست خود
میگریزد در سر سرمست خود
تا دمی از هوشیاری وا رهند
ننگ خمر و زمر بر خود مینهند
#مولانا
بهیاد بسپار:
هیچ دیداری نمیتواند بین تو و خداوند وجود داشته باشد
هرگز چنین نبوده است، و هرگز هم نخواهد بود
وقتی تو نباشی، خداوند هست
وقتی که تو باشی، خداوند نیست
این هردو نمیتوانند باهم وجود داشته باشند
تو در اینجا ناپدید میشوی و ناگهان آن تمامیت The Total، آن کامل The Perfect، آن تمام The Whole پدیدار خواهد شد. همیشه آنجا بوده است
ولی تو چنان از خودت پُر بودی که هیچ فضایی برای ورود آن وجود نداشت
آن تمامیت همیشه در اطراف بوده، ولی تو خالی نبودهای.
#اشو
بازگشت به منبع
#برگردان :محسن خاتمی
دين و ايمان تو بايد نه از روی ترس،
بلكه از روي عشق باشد.
ازجهنم نهراس،
نوعی جهنم و بهشت وجود دارد كه حالتی روانی در وجود توست.
ولي هيچ ربطی به جا و مكان ويژه در زير زمين يا در بالای آسمان ندارد.
#اشو
اگر آدمی آگاه بماند و تحت تاثیر:
توهین و ستایش، دوست و دشمن،
موفقیت و شکست، قرار نگیرد
به سرچشمه اصلی باز می گردد و یک
شاهد می شود.
#اشو
نفس دو جنبه دارد:
یا از "خود کم بینی" رنج میبرد
و یا از "خود بزرگ بینی"
و هر دو، نوعی بیماری است که از مقایسه کردن ناشی میشود.
#اوشو
🔶شنیدهام: خانهای آتش گرفته بود و صاحب آن گریه و زاری میکرد. داشت دیوانه میشد
کسی آمد و به او گفت:
“چرا اینقدر گریه میکنی؟
من همین دیروز آنجا بودم که پسرت خانه را فروخت.
این دیگر خانهی تو نیست.”
مرد گفت:“آه که اینطور!”
و گریهاش بند آمد و حالا مانند یک تماشاچی از منظرهی آتش لذت میبرد.
سپس کسی آمد و به او گفت:
“بله، صحبت فروش خانه بود و معامله هنوز قطعی نشده بود. حالا تو چرا اینقدر خوشحال هستی؟”
باردیگر مرد چشمانش پر از اشک شد و شروع کرد زدن به سر و سینهاش و گفت:
“دیگر نمیتوانم زندگی کنم!
این خانه تمام زندگیم بود؛
حاصل یک عمر زحمت و کار من بود.”
سپس پسرش از راه رسید و گفت:
“نگران نباش، همهچیز درست است.
پول دریافت شده و صاحب جدید خانه خبر از آتشسوزی ندارد.
همه چیز سرجای خودش است و پول را گرفتهام.”
حالا پدرش دوباره خوشحال و خندان بود!
این دنیای شماست
این رفتار شماست
فقط افکار
فقط افکار …
و سپس گریه و زاری میکنید…
فقط افکار و سپس خوشحال و خندان هستی
فقط افکار و آنوقت خوشبخت هستی
فقط افکار و آنگاه بدبخت و بیچاره هستی
کسی به تو میگوید که تو زیبا هستی
و تو بسیار خوشحال میشوی.
کسی به تو میگوید که چقدر زشت هستی
و بسیار ناراحت میشوی
فقط کلمات!
چه میکنی؟
کمی هشیارتر بشو،
وگرنه بسیار شرمنده خواهی شد.
وقتی مرگ بیاید همه شرمنده هستند.
تمام زندگیت خوراک سگها شده!
تاجایی که من میدانم، در لحظه مرگ، ترس کمتر و شرمندگی بیشتر است.
تمام زندگی از دست رفته!
و تو در باورهایت غرقه هستی
و زندگیت را برای فرزندانی تلف میکنی که به تو تعلق ندارند، برای یک زن، یک شوهر، برای پول، مقام...
تمام زندگیت را نابود میکنی.
تمام فرصت را از دست میدهی.
انسان در وقت مرگ احساس شرمندگی میکند.
شاید هم اکنون از مرگ بترسی، ولی وقتی مرگ بیاید، هیچ کاری نمیتوان کرد، فرد آن را میپذیرد.
ولی آنوقت تمام زندگیش به نظر مسخره و بیمعنی میرسد
پیام این داستان این است
توسط تجربه بیاموز
رفتهرفته، تمام احساساتی بودنت متوقف میشود و میافتد
و به یاد بسپار:
احساساتی بودن به ذهن مربوط است.
فردی که هشیار باشد مطلقاً حساس است،
ولی احساساتی نیست.
تفاوت بسیار زیادی هست
یک تفاوت مطلق
💜اشو
📗بازگشت به منبع
برگردان محسن خاتمی
@kayhanlibrary999
بدی مکن که درین کشت زار زود زوال
به داس دهر همان بدروی که میکاری
#مولانا