اعضای تحریریه مجله مکتب اسلام (دهه پنجاه):
از راست آقایان مشایخ: پیشوایی، الهامی، عقیقی، سبحانی، مکارم شیرازی، دوست محمدی، حقانی، حسنی، کامل خیرخواه
(با تشکر از آقای حسین شوندی)
/channel/jafarian1964
در سال 2001 سه مدخل کوتاه زیر عناوین «قم»، «مشهد» و «حسینیه» برای دایرة المعارف اسلام و جهان مسلمان (Encyclopedia of Islam and the Muslim World) نوشتم. امروز با کمک هوش، به هر سه متن که سال 2004 منتشر شده بوده دسترسی پیدا کردم.
https://newikis.com/en/Fatima_bint_Musa?utm_source=chatgpt.com
https://www.encyclopedia.com/places/asia/iranian-political-geography/mashhad?utm_source=chatgpt.com
https://www.encyclopedia.com/religion/encyclopedias-almanacs-transcripts-and-maps/hosayniyya?utm_source=chatgpt.com
امروز مرکز میکروفیلم نور خدمت استاد خواجه پیری و دوستان جناب بهزادی و آقای آشتیانی
Читать полностью…
سالهاست، یعنی سالهای سال است که فرید را میشناسم؛ و در تمام این سالها، هرچه بیشتر شناختهامش، بیشتر به این نتیجه رسیدهام که آدم همهچیزتمامی است: ادب و اخلاق و علم و دانایی، همه یکجا. تخصصش هم که روشن است؛ مطبوعات، و البته لرستانشناسی، آن هم نه در حد علاقه و تفنن، بلکه با تسلطی که گاهی آدم را به این فکر میاندازد که لابد بخشی از اسناد و مطبوعات لرستان را از همان اول خودش نوشته بوده است!
دست و دلباز هم هست، از هر جهت؛ و کتابخانه تاریخ ما بیش از همه از این دست و دلبازی بهره برده است. هزاران کتاب اهدا کرده و هر بار هم چنان بیسر و صدا که انگار نه انگار این کتابها روزی جزئی از کتابخانه شخصی خودش بودهاند.
بارها از دانش او، حافظهاش و تسلط حیرتانگیزش بر حوزهای که در آن کار میکند شگفتزده شدهام. کافی است موضوعی را پیش بکشید؛ هنوز شما جملهتان را تمام نکردهاید که او تاریخ، نام، نشریه، شماره، آدمها و حواشی ماجرا را ردیف کرده است. آدم گاهی شک میکند که حافظه فرید، حافظه انسانی است یا یک جور آرشیو دیجیتال که هنوز به ما نگفته کجا سرورش را گذاشته است.
فرید همیشه خادم علم بوده است. در طول این پنجاه سال، صدها مقاله و کتاب نوشته و منتشر کرده؛ آثاری که سطر به سطرشان ارزش خواندن دارد و تقریباً همیشه نکتهای تازه در آنها پیدا میشود. این ویژگی مهم کار اوست: زیاد نوشته، اما زیادی ننوشته است؛ یعنی انبوه آثارش حاصل پرکاری است، نه پرگویی.
حالا هم برای او ارجنامهای در ۷۰۶ صفحه منتشر شده است. کتاب را که ورق میزنی تازه متوجه میشوی این آدم، علاوه بر آن همه کتاب و مقاله، چه اندازه هم محبوب بوده است. صدها نفر ــ و «صدها» را بیاغراق میگویم ــ هر کدام از چند سطر تا چند صفحه درباره او نوشتهاند؛ از خاطره و دوستی گرفته تا ارزیابی شخصیت علمی و فرهنگیاش.
البته کتاب فقط مجموعه این نوشتهها نیست. کتابشناسی آثار فرید، کارنامک، فهرست مقالات و انواع و اقسام اطلاعاتی که در منابع مختلف درباره او آمده، همه در این مجموعه گرد آمده است. از این جهت، با بسیاری از جشننامهها و ارجنامههایی که دیدهایم فرق دارد؛ بیشتر شبیه یک پرونده مفصل علمی و فرهنگی است درباره آدمی که پنجاه سال خوانده، نوشته، جستوجو کرده، سند پیدا کرده و دیگران را هم در داشتههایش شریک کرده است.
بخش جالب کتاب همان نوشتههای فراوان اهل قلم درباره شخصیت علمی و اخلاقی فرید است؛ از دوستان و پژوهشگران گرفته تا همشهریهایش. این مجموعه، به طور خاص، به همت آقایان ساسان والیزاده و مسعود فرجاللهی فراهم آمده و پیداست که برای گردآوری این همه نوشته و اطلاعات، کم زحمت نکشیدهاند.
خود «ارج» هم، جالب اینجاست که شبیه صاحب ارجنامه از آب درآمده است: پر از مطلب و نکته و اطلاعات. درست مثل خود فرید که وقتی شروع به صحبت میکند، یکریز نکته تازه و مطلب بکر تحویل آدم میدهد و شما فقط باید حواستان باشد چیزی از دستتان در نرود.
سالهاست با فرید دوستم و همیشه به این دوستی افتخار کردهام. حالا با دیدن این ارجنامه، خوشحالم که میبینم این احساس فقط مال من نبوده است؛ صدها نفر دیگر هم، هر یک به زبانی، همین را گفتهاند.
نشریه ای با عنوان گلچین زبده منتشره در 15 ذی قعده 1365ق (19 مهر 1325)، صفحاتی از خاطرات مظفر فیروز را که به فلسطین رفته و با سید ضیاء الدین طباطبایی دیدار کرده آورده است. سید ضیاء مدتی پس از کودتا از ایران به فلسطین رفت و بیش از بیست سال در آن دیار ماند. حرف و حدیث در باره آن سالها زیاد است و این روایتی است از کارهای روزانه سید ضیاء و طرح های او برای آینده ایران از زبان خودش... متن را پایین ملاحظه فرمایید. مطلب دنباله هم دارد که در دسترس نبود.
/channel/jafarian1964
در یک پژوهش متنمحور (در 550 صفحه) بر روی کتاب «المصنف» عبدالرزاق صنعانی (م ۲۱۱ق)، مجموعه گستردهای از اطلاعات مربوط به ایران، ایرانیان و عناصر فرهنگ ایرانی در این اثر استخراج، دستهبندی و تحلیل شد. این پژوهش با استفاده از ظرفیتهای هوش مصنوعی در جستوجو، متنکاوی و مقایسه دادهها انجام گرفته و هدف آن، بازسازی تصویری است که یکی از مهمترین منابع روایی ـ فقهی سدههای نخست اسلامی از ایران و ایرانیان به دست میدهد.
«المصنف» عبدالرزاق، که در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری تدوین شده، مجموعهای بسیار بزرگ با بیش از بیست هزار روایت و اثر است. اطلاعات مربوط به ایران در این کتاب در یک باب یا فصل مستقل گردآوری نشده، بلکه در هزاران صفحه و در میان ابواب فقهی، تاریخی، اجتماعی و روایی پراکنده است. از این رو، پژوهش حاضر بر پایه جستوجوی چندلایه و متنکاوی سامان یافت.
در مرحله نخست، نامها و تعبیرهای صریحی مانند فارس، الفرس، الفارسي، العجم، الأعاجم، المجوس و نام مناطق و شهرهایی چون فارس، اصفهان، رامهرمز، اهواز، تستر، خراسان، بلخ، سجستان، خوارزم، کرمان، مدائن و خانقین جستوجو شد. در مرحله بعد، دامنه پژوهش به اشخاص ایرانیتبار، موالی، «ابناء فارس» در یمن و نیز اصطلاحات اجتماعی و اداری دارای پیشینه ایرانی مانند دهقان و مرزبان گسترش یافت.
بخش دیگری از متنکاوی به فرهنگ مادی و مناسبات اقتصادی اختصاص داشت. در این بخش، گزارشهایی درباره کالاهای واردشده از سرزمین فارس، پارچهها، روغنهای فارسی، پنیر تولیدشده در فارس، کالاهای منسوب به مرو و هرات، رفتوآمد بازرگانان به «بلاد العجم» و سرمایههایی که برای تجارت به اصفهان و خراسان فرستاده میشد، شناسایی شد. این اطلاعات نشان میدهد که تصویر ایران در «المصنف» محدود به فتوحات و مناسبات سیاسی نیست و ردپای ایران را در بازار، خوراک، پوشاک و زندگی روزمره نیز میتوان مشاهده کرد.
یکی از جالبترین نتایج پژوهش، شناسایی شواهد مربوط به زبان فارسی بود. در یک گزارش مربوط به خانقین، واژه فارسی «مترس» در مسئله امان دادن به طرف مقابل آمده و روایت با عبارت معنادار «فإن الله يعلم الألسنة» بر اعتبار زبانهای مختلف تأکید میکند. در گزارشی دیگر، زنی که صریحاً «فارسی» معرفی شده، به فارسی سخن میگوید. همچنین در ابواب معاملات اصطلاحات فارسی «ده دوازده» و «ده یا زده» در بحث مرابحه وارد زبان فقه شده و یکی از روایات صریحاً این شیوه را «بيع الأعاجم» مینامد. این موارد از نمونههای قابل توجه حضور زبان فارسی در یک متن عربی کهن به شمار میرود.
در بخش اشخاص نیز پروندههایی برای سلمان فارسی، فیروز دیلمی، هرمزان، سالم مولای ابیحذیفه و شماری از راویان و عالمان ایرانیتبار تشکیل شد. درباره سلمان، افزون بر عنوان «سلمان فارسی»، گزارشهایی از حضور او در سرزمین فارس و روایتی از زندگی اولیهاش در رامهرمز وجود دارد. در مواردی که ایرانیبودن یک شخص در خود «المصنف» تصریح نشده بود، منابع رجالی به صورت جداگانه بررسی شد تا میان اطلاعات مستقیم کتاب و اطلاعات تکمیلی منابع خارجی خلط نشود.
یکی از اصول اصلی این پژوهش، پرهیز از ایرانی تلقی کردن هر مورد مبهم بوده است. برای مثال، «مجوس» لزوماً به معنای «ایرانی» گرفته نشد، «عجم» نیز در همه موارد معادل «فارس» دانسته نشد و هر «مولى» ایرانی به شمار نیامد. همچنین میان ایران جغرافیایی و حوزه اجتماعی ـ اداریِ برآمده از جهان ساسانی در عراق و یمن تفکیک صورت گرفت.
در مرحله بازبینی، شماره روایات با چاپ مشهور تحقیق حبیبالرحمن اعظمی تطبیق داده شد و موارد تکراری شناسایی گردید. مشخص شد برخی گزارشها در دو بخش «المصنف» تکرار شدهاند؛ بنابراین میان «تعداد مواضع» و «تعداد گزارشهای مستقل» تفاوت گذاشته شد. همچنین مواردی که فقط از منابع رجالی یا تاریخی به دست آمدهاند، از متن مستقیم عبدالرزاق جدا شدند.
حاصل این متنکاوی، مجموعهای طبقهبندیشده از دادهها درباره جغرافیای ایران، ایرانیان و موالی ایرانیتبار، مجوس، دهقانان و ساختارهای پساساسانی، تجارت و کالاهای ایرانی، زبان فارسی و واژگان ایرانی، و حافظه سیاسی ساسانیان در روایات اسلامی نخستین است. این پژوهش نشان میدهد که با متنکاوی دقیق منابع بزرگ و پراکنده حدیثی میتوان دادههایی را بازیابی کرد که در مطالعه سنتیِ باببهباب به آسانی از نظر پنهان میمانند. در عین حال، استفاده از هوش مصنوعی در این پروژه به منزله جایگزینی نقد تاریخی و بررسی منابع نیست؛ بلکه ابزاری برای استخراج، مقایسه، طبقهبندی و آشکار کردن پیوندهای پنهان در یک مجموعه روایی گسترده بوده است.
با ورود مسلمانان به عرصه تاریخ و شکلگیری حافظه تاریخی جامعه اسلامی، زمانمندی در ساختار روایت تاریخی نیز حضوری پُررنگ یافت. مسلمانان از همان آغاز، رخدادهای مربوط به بعثت، مغازی، هجرت و وفات پیامبر را در قالب توالی زمانی ثبت کردند و سپس با تأسیس تاریخ هجری، نظامی مستقل برای ساماندهی زمان تاریخی پدید آوردند. پس از آن، مفاهیمی چون ایام خلافت، دورههای حکمرانی، و رخدادهایی که با عنوان «یوم» شناخته میشدند، وارد ادبیات تاریخی و سیاسی اسلام گردیدند. در کنار اینها، بسیاری از مفاهیم مرتبط با زمان از سنتهای یهودی و مسیحی به فرهنگ اسلامی راه یافت و در بستر تفکر اسلامی بازتفسیر شد.
جذابیت مفهوم زمان، کارآمدی آن در تبیین پدیدهها، و نقشی که در حل بسیاری از مسائل ذهنی و معرفتی ایفا میکند، سبب شده است که دامنۀ کاربرد آن پیوسته گسترش یابد. این گستردگی چنان است که به دشواری میتوان مرزی روشن برای آن تصور کرد. افزون بر قرآن، در روایات اسلامی نیز مفهوم زمان و معادلهای آن حضوری فراوان دارد و در حوزههایی چون اخلاق، فقه، کلام، عرفان و تاریخنگاری نقشی تعیینکننده ایفا میکند.
پژوهش دربارۀ زمان، از منظرهای فلسفی، دینی، تاریخی و زبانشناختی، حوزهای بسیار گسترده است. با این حال، آنچه به سنّت اسلامی مربوط میشود، هنوز نیازمند کاوشهای عمیقتر و روشمندتری است؛ بهویژه در قلمرو تاریخنگاری اسلامی که زمان نهفقط ابزاری برای ترتیب حوادث، بلکه عنصری در فهم معنا، تداوم و تحول تاریخ تلقی میشود.
آنچه پیش روی شماست، رسالۀ دکتری سرکار خانم دکتر سیده فاطمهسادات میررضی است که در آن یکی از وجوه کاربرد مفهوم زمان در تاریخنگاری اسلامی بررسی شده است. اهمیت این اثر تنها در تحلیل شماری از متون تاریخی اسلامی نیست، بلکه در بهرهگیری آگاهانه از پژوهشهای جدید غربی دربارۀ مفهوم زمان و تاریخ نیز هست، پژوهشهایی که میتوانند در فهم دقیقتر ساختار زمانی متون اسلامی راهگشا باشند. این اثر نشان میدهد که بحث از زمان در تاریخنگاری اسلامی تا چه اندازه گسترده و چندلایه است، و ما با وجود گامهایی که تاکنون برداشتهایم، هنوز در آغاز راهی قرار داریم که از منظر زمان، افقی تقریباً بیکران دارد. بیتردید هر اندازه در این زمینه پژوهش صورت گیرد، افقهای تازهتری برای تحقیق گشوده خواهد شد و پرسشهای نوینی پیش روی محققان قرار خواهد گرفت.
رسول جعفریان
2 خرداد 1405
از آغاز تا انجام؛ بازنمایی مفهوم زمان در تاریخنگاری صدر اسلام/ دکتر فاطمهسادات میررضی
📝 فهرست مطالب
معمای زمان
زمان و تاریخ
تاریخنگاری اسلامی و مسئلۀ منابع
ساختار پژوه
🔶بخش اوّل: زمان، تجربه و روایت
1. زمان پدیدارشناختی در اندیشۀ ادموند هوسرل
یادسپاری و پیشنگری در زمان اسلامی
2. راینهارت کوزلک و زمانِ تاریخی
فضای تجربه و افق انتظار
3. پل ریکور و زمان روایی
مدل تلفیقی: زمان اسلامی بهمثابۀ سه لایۀ آگاه
🔶بخش دوم: صورتبندی گذشته در اندیشۀ مسلمانان
مفهوم گذشته در تاریخنگاری اسلامی
1. داستان آفرینش
2. مدّت زمان عمر دنیا
3. اتصال زمان اسلامی به آغاز آفرینش
4. محتوای تاریخی خط زمانی
🔶بخش سوم: صورتبندی مفهوم آینده در اندیشۀ مسلمانان
1. آخرالزمان و پایان دنیا
2. روایتهای «سَيَأْتِی عَلَى أُمَّتِی زَمَانٌ»
3. فتنه و ارتباط آن با درک زمانی
🔶بخش چهارم: تملک گذشته، حضور آینده و بازآفرینی اکنون در تاریخنگاری صدر اسلام
سایۀ گذشتۀ ساختهشده بر روایتهای تاریخی
چهارچوب تفسیری تاریخ بنیاسرائیل
نگاه به آینده و غایت تاریخ
الهیات تاریخ در آثار مورخان مسلمان
https://nashresamaeqalam.ir
https://www.amazon.com/dp/B0HGNVF17W
جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران از 1320 تا 1357
جلد اول
/channel/jafarian1964
مرحوم محمد جواد صاحبی موسس و مدیر کیهان اندیشه و یارانش
/channel/jafarian1964
بازدید جناب استاد نقویان و آقای دریابندری از کتابخانه مرکزی
Читать полностью…
کتاب بعد از ۳۰ سال بدست بنده رسید
یادداشت را بخوانید
إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُون
خبر رحلت حضرت آیتاللهالعظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی، خبری سخت جانکاه و ضایعهای جبرانناپذیر برای حوزههای علمیه و جامعه شیعه است.
فقدان ایشان را به عموم شیعیان، حوزههای علمیه، عالمان و اهل تحقیق، شاگردان و ارادتمندان آن بزرگوار، و بهویژه فرزندان گرامی و خاندان معزز ایشان صمیمانه تسلیت عرض میکنم.
رفتن ایشان تنها فقدان یک مرجع تقلید و فقیه بزرگ نیست؛ خاموش شدن چراغی از چراغهای پرفروغ دانش و تحقیق شیعه است. حضرت ایشان در فضل و دانش و دقت نظر، در اخلاق و منش و رفتار، و در پایبندی کممانند به اصول تحقیق، تتبع و امانت علمی، از برجستهترین عالمان شیعه بودند؛ نه تنها در روزگار ما، که نام و میراث علمی ایشان در امتداد سنت دیرپای فقاهت و دانش شیعی ماندگار خواهد بود.
برای آنان که محضرش را دیده بودند و از نزدیک با وسعت دانش، حافظه شگفت، دقتهای علمی و صفای باطنش آشنایی داشتند، پذیرفتن این فقدان دشوارتر است. عالمی از میان ما رفت که وجودش خود کتابخانهای زنده از تاریخ علم و رجال و حدیث و فقاهت شیعه بود؛ و اکنون جای خالی او را نه یک تن، که نسلی از اهل علم احساس خواهد کرد.
از خداوند متعال مسئلت دارم آن عالم ربانی را در دریای بیکران رحمت و غفران خویش فرو گیرد، بر درجاتش بیفزاید و او را با اجداد طاهرینش و اولیای الهی محشور فرماید؛ و به خاندان، شاگردان و دوستدارانش صبر و اجر عنایت کند.
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش
رسول جعفریان
30 شهریور 1405
فهرست مقالات دفتر پانزدهم «مقالات و رسالات تاریخی» نشر علم، 1405
Читать полностью…
مقدمه کتاب بالا
بیتردید کمتر گزارهای را میتوان یافت که انسان بر زبان آورد و عنصر «زمان» بهگونهای آشکار یا پنهان در آن حضور نداشته باشد. همین حضور فراگیر، این پرسش بنیادین را پیش میکشد که چه مفهومی تا این اندازه در ساختار ذهنی و زبانی انسان نفوذ کرده است؟ زمان چیست که چنین عمیق در تار و پود اندیشه و ادراک آدمی حضور دارد، با همۀ مفاهیم درمیآمیزد و از رهگذر این ترکیب، لایههای تازهای از آگاهی و شناخت پدید میآورد؟ گویی انسان جهان را جز در ظرف زمان نمیتواند دریابد و تجربه کند. از همین رو، در بسیاری از سنّتهای فکری، «دهر» نهفقط نامی برای زمان، بلکه عنوانی برای کلیت هستی تلقی شده است.
در فلسفه اسلامی، عموماً عالم مجردات را بیرون از قلمرو زمان دانسته و زمان را از ویژگیهای عالم ماده شمردهاند. با این همه، پیوند عالم مجرد با جهان مادی، به هر نحو که تفسیر شود، خود منشأ پیدایش مفاهیم و گزارههایی است که بدون زمانمندی قابل فهم نیستند. حتی زبان دینی نیز ناگزیر در قالب زمان سخن میگوید. قرآن کریم هنگامی که از آگاهی الهی نسبت به سخن زنی که با پیامبر مجادله میکرد یاد میکند، فعل ماضی بهکار میبرد: «قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا». همچنین آفرینش آسمانها و زمین را در «شش روز» توصیف میکند. این تعبیرها نشان میدهد که حتی در بیان امور قدسی و فرازمانی نیز زبان انسانی ناچار از توسل به مفاهیم زمانی است.
به نظر میرسد انسان بدون زمان نه میتواند بیندیشد و نه حتی لحظهای زیست آگاهانه داشته باشد. او همهچیز را در افق زمان میسنجد و تفسیر میکند. ایمانوئل کانت زمان را یکی از صورتهای پیشینی ذهن میدانست؛ قالبی ثابت که تجربۀ انسانی ناگزیر در آن تحقق مییابد، نه واقعیتی مستقل در بیرون ذهن. در مقابل، فردریش هگل زمان را تجلی و تحقق روح در تاریخ میدید، ساحتی که در آن، هستی در فرایند «شدن» و تحول مداوم آشکار میشود. بدینسان، زمان نهفقط مقولهای طبیعی، بلکه مفهومی وجودشناختی، معرفتشناختی و تاریخی تلقی شده است.
در مطالعات دینی و قرآنی معاصر نیز مفهوم زمان جایگاهی محوری یافته است. مباحثی چون آخرالزمان، فرجام تاریخ، انتظار و تحقق وعدۀ الهی، همگی بر نوعی فهم از زمان استوارند. افزون بر این، ابزارهای سنجش زمان ۔ همچون حرکت خورشید، ماه، شب و روز ۔ بارها در قرآن مورد اشاره قرار گرفتهاند. مفهوم «الساعه» که بعدها در فرهنگ اسلامی به معنای سنجش زمان و «ساعت» توسعه یافت، از مهمترین مفاهیم قرآنی در حوزۀ زمان است. همچنین دوگانۀ «دنیا» و «آخرت» را میتوان از بنیادیترین مفاهیم زمانی در جهانبینی اسلامی دانست. تعبیر «ایامالله» نیز نمونهای برجسته از زمان قدسی در قرآن کریم است؛ زمانهایی که حامل معنا و تجلی اراده الهی در تاریخاند.
https://www.amazon.com/dp/B0HGNHZY29
جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران از 1320 تا 1357
جلد دوم
/channel/jafarian1964
در سال 1347 خورشیدی، زمانی که تشکیلات حسینیه ارشاد با حضور استاد مطهری تصمیم گرفت مجموعه مقالات «محمد خاتم پیامبران» را در دو مجلد منتشر کند، همزمان تصمیم گرفت تا از شاعران آن وقت بخواهد به مناسبت آغاز پانزدهمین قرن هجری، اشعاری را در وصف حضرت محمد بسرایند و بفرستند. این کار انجام شد و از مجموع آنها، کتاب بسیار نفیسی در 344 صفحه با عنوان بسیار زیبای «بانگ تکبیر» فراهم آمد، کتابی که بهترین شاعران آن وقت، از میان مذهبی ها، در آن سهم داشتند. سالها پیش در کتاب «گفتمان تمدن اسلامی در دوره پهلوی» گزارشی از این کتاب نوشتم. اکنون و به مناسبت روز ولادت حضرت ختمی مرتبت (ص) همان گزارش را تقدیم می کنم.
https://historylib.com/articles/7036
این کتاب در نسخ بسیار اندک منتشر شده و در تهران، توس، و در قم، کتاب شهر آن را عرضه می کنند.
Читать полностью…
کتاب «ارمغان فکری» دفتری است که به همت مرحوم رمضانعلی شاکری فراهم آمده است. وی از مورخان و ادیبان برجسته خراسان بود و در دوره تولیت مرحوم آیتالله طبسی، سالها ریاست کتابخانه آستان قدس رضوی را بر عهده داشت. او به رسم اهل فضل در گذشته، از دوستان و آشنایان دانشمند خود خواسته بود که یادداشت یا نوشتهای در این دفتر به یادگار بنگارند. همچنین گاه پرسشهایی را نیز در اختیار آنان میگذاشت و برخی از نویسندگان، در پاسخ به آن پرسشها، دیدگاههای خود را درباره موضوعاتی چون معنای حیات، نقش اسلام در زندگی و مسائل مشابه بیان میکردند.
بسیاری از چهرههای علمی و فرهنگی روزگار وی در این مجموعه یادداشتهایی از یک تا چند صفحه، و گاه مفصلتر، به یادگار نهادهاند. از جمله میتوان به مرحوم ایرج افشار، آیتالله سید عزالدین حسینی، دکتر عبدالکریم سروش، مهندس سیدعلی شهرستانی، احسان نراقی، محمدجواد صباغیان و بسیاری دیگر اشاره کرد. برخی از این نوشتهها در حد یک مقاله مستقلاند؛ چنانکه یادداشت مرحوم واعظزاده خراسانی بسیار مفصل بوده و به بررسی عوامل اختلاف میان فرقههای اسلامی اختصاص یافته است.
از دیگر کسانی که یادداشتهای آنان در این دفتر آمده است میتوان به عبدالحمید مولوی، جواد فلاطوری، محمدجعفر یاحقی، مهدی رکنی، محمدمهدی ناصح، عبدالفتاح عبدالمقصود، ساشادینا، مهدی محقق، محمدحسن پاپلی یزدی، محمدحسن گنجی، آذرنگ، عبدالله انوار، محمدرضا شفیعی کدکنی، سیدمحمد خاتمی و میرزا خلیل کمرهای اشاره کرد.
این اثر به کوشش فرزند مرحوم شاکری، آقای حمید شاکری، منتشر شده است. آقای شاکری برای هر کدام از نویسندگان در کنار عکس آنان، شرح حالی نسبتا دقیقی در ابتدای یادداشت آورده اند. با این همه، جای آن دارد که متن حروفچینیشده و دیجیتال این مجموعه نیز برای بهرهبرداری بیشتر پژوهشگران و علاقهمندان در دسترس قرار گیرد. کتاب توسط کتابخانه ملی ایران منتشر شده است.
/channel/jafarian1964