iranban_kord | Unsorted

Telegram-канал iranban_kord - ایرانبان کُرد

1716

مبارزه با پانکردیسم ستیز با کُرد نیست بلکه عین کُرد بودن است. هیچ ملاحظه ای بالاتر از ایران نیست. ارتباط با ما @iranban_kordbot

Subscribe to a channel

ایرانبان کُرد

جامعه‌ای که برای تحقیر خودش جایزه می‌دهد به تحقیرکننده یاد می‌دهد که خط قرمز ندارد.
بخشی از نخبگان ایران، در دو سنت ظاهراً متفاوت اما نتیجه مشترک، تصویری خاص از مسئله کرد ساخته‌اند.
در یک سوی ماجرا، گفتمان ایرانشهری و پان ایرانیستی، از کردها یک کاریکاتور رمانتیک برادرانه ساخته است و این «برادری تاریخی» آرام‌آرام تبدیل به مصونیت همه جانبه شده است.
یعنی نقد پانکردیسم و افشای دروغ‌های آنان و ادعاهای تاریخی به دشمنی با کرد و کردستان تعبیر شد.در نتیجه، همان گفتمانی که ادعای دفاع از ایران را دارد یک قاعده خطرناک را تولید کرده است به گونه‌ای که امروز بخشی از مردم ایران، اردوغان را برای جلوگیری از ورود احزاب تجزیه‌طلب کرد لعنت می‌کنند !
در سوی دیگر،چپ ایرانی و گفتمان‌های جدیدتر سیاست هویتی (Identity Politics)، کرد را عمدتاً در قالب «اقلیت تحت ستم»، «مقاوم»، «سرکوب‌شده» و «آزادی‌خواه» بازنمایی کرد.
هنگامی که قربانی‌بودن و خودی بودن به یاری دستگاه چپ و ایرانشهری به یک هویت اخلاقی ثابت تبدیل شود، تازه مشکل آغاز می‌شود.
چون اگر کسی همیشه در جایگاه قربانی و خودی تعریف شود، منتقد او ناخواسته به جایگاه «ستمگر» و «غیر خودی» رانده می‌شود.
یک ایرانی به صرف علاقه به تاریخ ایران تبدیل به فاشیست می‌شود اما یک کرد وقتی با زشت‌ترین دشنام‌های جنسی زنان فارس را خطاب می‌کند، باید زمینه تاریخی او را درک کرد!
از یک طرف، به ایرانی گفته می‌شود:
«کردها برادران تاریخی تو هستند؛ مراقب باش به آنها توهین نکنی.»
از طرف دیگر به او گفته می‌شود:
«کردها یک اقلیت تاریخی تحت ستم‌اند؛ پس باید حساسیت بیشتری نسبت به آنها داشته باشی.»
حاصل چه می‌شود؟
جامعه‌ای که نسبت به نقد یک فعال کرد، احساس گناه می‌کند، اما همان فعال الزاماً احساس نمی‌کند که باید در برابر جامعه ایران پاسخ‌گو باشد.
اینجا چیزی شبیه پدرسالاری حمایتی شکل می‌گیرد:
ایرانیان دائماً باید مراقب باشد مبادا احساسات لطیف کردها را جریحه‌دار کنند؛اما کسی نمی‌پرسد:
«آیا کردها نیز وظیفه دارند به احساسات، حافظه، هویت و حقوق مردم ایران احترام بگذارند؟»
و اینجاست که توازن اخلاقی از بین می‌رود.
جامعه ایران یاد می‌گیرد که برای اثبات نجابت خودش، بیش از حد سکوت کند، بیش از حد امتیاز بدهد. تحقیر و توهین و دشنام‌های سخیف جنسی کردها به زنان و مردان و کودکان خود را به جان بخرد وبرای اثبات ضدتبعیض بودنش، حتی از نقد مشروع نیز عقب‌نشینی کند.
و در نهایت به جایی برسد که از ترس متهم شدن به نژادپرستی، تبعیض یا قوم‌ستیزی، از دفاع از خودش هم خجالت بکشد.آن‌وقت دیگر نیازی به سانسور نیست.
جامعه خودش را سانسور می‌کند، نیازی به ممنوع کردن نقد نیست، مخاطب خودش پیشاپیش از نقد کردن می‌ترسد.
و این شاید خطرناک‌ترین شکل سلطه باشد، جامعه‌ای که معیارش را یکسان نکند، دیر یا زود نه فقط حافظه‌اش، بلکه عزت اخلاقی‌اش را نیز به دیگران واگذار خواهد کرد
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

📝تناقض‌های کردی: سیبل کردن جامعه آذری ، عدم واکنش به رقاصی‌های هم‌زبانانشان در دی ماه، نمایش قربانی بودن ،همدردی نمایشی و فریب خوردن همیشگی جامعه ایران

کنشگر کرد پیش از هجدهم دی ماه که هنوز تبریز در سکوت به سر می‌برد، ترک‌زبانان را سرزنش و تبدیل سیبل حمله مردم ایران می‌کند که چرا هنوز به اعتراضات نپیوسته‌اند. این در حالی است که در همان زمان کردها در سنندج، بوکان و مهاباد می‌رقصیدند و فیلم این رقاصی‌ها در شبکه‌های اقلیم کردستان پخش می‌شد، کردها حتی پس از وصل اینترنت نخستین کاری که کردند پخش فیلم‌های رقص در اینستاگرام بود و این رویه را در چهلم‌ها نیز ادامه دادند، آن‌ها چه در مقام مردم، چه احزاب و چه کنشگران رسانه‌ای و سیاسی، یا در حال رقاصگی بودند و یا صدای ملت ایران را سانسور و به دیگر کشورها سیگنال جنگ داخلی می‌فرستادند. همین فرد سپس مدعی می‌شود که در جریان اعتراضات ژن ژیانی، «مردم ایران به کردها خیانت کردند». همان مردمی که بیشترین تلفات خیزش (ژن ژیان آژادی) را در تهران و رشت متحمل شدند. این دو گزاره را کنار هم بگذارید: ابتدا، تبریز و ترک‌زبانان را که تا پیش از هجدهم سکوت کرده بودند را تبدیل به سیبل حمله مردم ایران می‌کند؛ در دومی نه تنها سکوت بلکه رقاصی کردها ایرادی ندارد!
اینجا مسئله فقط تناقض نیست، بلکه تغییر معیار داوری است. رفتار آذری‌ها با معیار «تعهد به جمع» سنجیده می‌شود، اما سکوت و رقاصی کردها با معیار «موقعیت تاریخی و مظلومیت» توضیح داده می‌شود و همان رفتار، بسته به اینکه چه کسی انجامش داده، معنای دیگری پیدا می‌کند.
اگر نپیوستن به یک خیزش بی‌تفاوتی یا خیانت است، چرا این معیار باید فقط برای آذری‌ها اعمال شود و نه کردها؟ اما مسئله این است که از قضا تبریز چه در خیزش ژن ژیانی و چه در دی ماه بیرون از گود نبود اما کردها چه کردند؟ در ژن ژیان با انبوهی از ترومای خونین سمکو و گروهک‌های چپ که برای آذری‌ها به یادگار گذاشته بودند پرچم تجزیه‌طلبانه آوردند و شعار تجزیه‌طلبانه دادند‌ و آذری‌ وقتی گفتمان ژن ژیانی را در تعارض با تعریف خود از ایران و تمامیت ارضی کشور دید، عقب نشست.
انسان با خودش یک تصور عمیق‌تر از «ما» را هم به خیابان می‌آورد و هنگامی که احساس کند این «ما» در حال تهدید شدن است، حتی نسبت به جنبشی که در ابتدا با آن همدل بوده، فاصله می‌گیرد.
مشکل از جایی آغاز می‌شود که کردها منکر همه هزینه‌ای هستند که برای هیچ و پوچ به ایرانیان تحمیل کردند و در پایان آنان را متهم به خیانت، کپمین بغل رایگان و بوس و شکلات کردند، اگر ایرانیان با آن همه رنج و سوگ به کردها خیانت کردند، کردها با آن همه فیلم رقاصی دی ماه، دزدیدن خون ایرانیان، سانسور و حمله به ایرانیان خارج از کشور چه هستند؟
پس از دی ماه همین فرد، تصویر مراسم عقدش را در اینستاگرام منتشر می‌کند و می‌گوید: به احترام کشته‌شدگان مراسم نگرفتیم، اصل تصمیم شخصی او محترم است اما لحظه‌ای که این تصمیم به شبکه اجتماعی آورده می‌شود و به «احترام به کشته‌شدگان» معنا داده می‌شود، دیگر فقط با یک تصمیم خصوصی روبه‌رو نیستیم؛ با ارائه تصویری خاص از خود و همچنین از کردها نیز مواجهیم. وقتی یک تصمیم شخصی تبدیل به نشانه فضیلت عمومی می‌شود و اگر گذشته فرد و آن جمع به یاد آورده نشود، نمایش امروز می‌تواند به‌سادگی جایگزین حافظه دیروز شود.
این کرد از جشن نگرفتن به احترام کشته‌شدگان می‌گوید، اگر جشن نگرفتن نشانه احترام است ،چرا همان احترام موقع رقاصی‌های دی ماه کردها و چهلم‌ها لحاظ نشود؟
خب البته به شکرانه وجود پان‌ایرانیسم و ایرانشهری مردم ایران اصلا خبر ندارند کردها با خیال آسوده در حال رقاصی بودند و تنها چیزی که رقاصی‌شان را مکدر کرده بود حمله نیروهای جولانی و در هم پیچیدن طومار روژآوا آن هم تنها در عرض دو روز بود!
شاید عجیب‌ترین قسمت ماجرا نه خود این پست بلکه واکنش مخاطبان است.
هزاران نفر از شرافت و نجابت این فرد و کردها می‌گویند؛ آیا مردم ایران نمی‌دانند از نخستین شهر کرد اهل سنت در آذربايجان تا آخرین شهر کرد اهل سنت در کرمانشاه حتی تجمعی پنج نفره هم برگزار نشد؟ ظاهراً کافی است نمایش لازم را در وقت درست اجرا کرد تا گذشته محو شود، تناقض‌ها به حاشیه بروند و یک تصویر تازه جای آنها را بگیرد. وقتی یک گروه همواره خود را در موقعیت قربانی تاریخی تعریف کند، «قربانی بودن» کم‌کم به یک جایگاه اخلاقی تبدیل می‌شود. از اینجا به بعد، دیگر لازم نیست هربار درباره تصمیم‌ها و رفتارهای خود توضیح بدهی؛ کافی است قربانی بودنت را یادآوری کنی تا پرسش از گذشته به دشمنی تعبیر ، و نقد تبدیل به توهین شود!
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

کامنت پین شده :شعار پهلوی ندهید تا کرد و ترک بیرون بیایند ...التماس ایلامی‌ها از کردستانی‌ها... شعارهای جاوید ژن ژیانی و ... !

کامنت‌های حمایتی احمق‌های پانترک نیز جالب توجه است، ولی خروجی شهر‌های آذری و کردهای سنی متفاوت بود ،با این‌حال پانترک‌ها به دلیل بی‌سیاستی ، بی‌شعوری مضاعف و نداشتن ماله‌کش ایرانشهری و پان‌ایرانیست همواره جامعه آذری را مانند خود بی‌آبرو می‌کنند .
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

🎥انتقاد هم میهن آذری از هم میهنان کرد که در خارج از ایران، ملیت خود را نه ایرانی بلکه کرد معرفی می‌کنند.
پانترکیسم جریانی مصنوعی و بدون پایگاه عمیق اجتماعی و در برخی موارد نتیجه لجبازی با ایران‌شهری‌ها و پان‌ایرانیست‌های جاعل است که تا سر حد پشتیبانی از ناسیونالیست‌های کرد تجزیه‌طلب پیش می‌روند‌.

➖این نقد بر این آقا وارد است که ایرانی بودن اجباری نیست، ملیت به گفته ارنست رنان یک رای‌گیری هر روزه است و کسی که خود را ایرانی نمی‌داند، ایرانی هم نیست.
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

🎥معنی آهنگ خواننده مهابادی که رقاص‌های کرد آن را همخوانی می‌کنند :
قران نیم قران ،سکه احمدشاه
گور پدرِ پسر رضا شاه
خان آمده، عزیزم خان امده
می‌گویند خان مهاباد آمده
*بزرگترین نظم قابل تصور در تجربه سیاسی کردها خان و ایل، این دو واژه ترکی است،چنانچه حتی اقلیم کردستان عرصه مافیای دو ایل بارزانی و طالبانی و خرده قبایل و خوانین است
*این فیلم به عنوان استقبال کردها از پهلوی در فضای مجازی کردی پخش شده است .
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

دلیل مزخرف تفت دادنشون رو پیدا کردم ، اصلا اینا توهم و نئشگی رو اختراع کردن !

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

📝ژنتیک حکومتی ،درصد‌های کردی و خیالات بی‌مرز

وقتی از ژنتیک یک فرد یا گروه سخن می‌گوییم، دو سطح متمایز مطرح می‌شود:

۱. تنوع ژنتیکی درون‌خانوادگی و خویشاوندی نزدیک (که موضوع بحث ما نیست).
۲. مؤلفه‌های اجدادی عمیق که به جمعیت‌های پیشاتاریخی و تاریخی بازمی‌گردد.

خوشه‌های اصلی ژنتیکی جمعیت‌های غرب آسیا عمدتاً در دوره‌ی نوسنگی و پس از آن شکل گرفته‌اند. داده‌های باستانی و مدرن نشان می‌دهند که ساختار ژنتیکی غالب مردم ایران و مناطق همجوار، حاصل همگونی چند مؤلفه‌ی اصلی است که ریشه‌ی آن‌ها به دوره‌ی نوسنگی تا عصر آهن بازمی‌گردد و این گروه‌های ژنتیکی هنگام ورود انسان به دشت و ترک غارها شکل گرفت :

- کشاورزان نوسنگی فلات ایران / زاگرس (Iran Neolithic)
- کشاورزان آناتولی و شام
- شکارچی-گردآورندگان قفقاز (CHG)
- مؤلفه‌ی استپی مرتبط با مهاجرت‌های هندوایرانی (عمدتاً مرتبط با هاپلوگروه‌های R1a-Z93 و تا حدی R1b)
- و سهم‌های کوچک‌تر از گروه‌های دیگر

هاپلوگروه‌های Y-DNA و mtDNA (مانند J2، R1a، G، J1، E و غیره) نشان‌گر خطوط پدری یا مادری منفرد هستند، نه کل ژنوم. آنچه در تحلیل‌های اجدادی اهمیت دارد، داده‌های اتوزومی (کل ژنوم) است که تصویر دقیق‌تری از همگونی ارائه می‌دهد.
اکنون این کرد خراسانی سخن از «ژن مادی» و «ژن اشکانی» به میان می‌آورد. حکومت‌ها واحد ژنتیکی همگن نیستند چه برسد به اینکه امروز گفته شود ژن گروهی به ژن آن حکومت می‌رسد!
این تنها در صورتی شدنی است که در آن زمان شاهان این حکومت تنها زنان این گروه را باردار کرده باشند و این گروه تا به امروز فقط رابطه جنسی درون‌گروهی و با محارم داشته باشند تا بتوانیم بگوییم ژن فلان حکومت را به ارث برده‌اند!
اما این درحالیست که کردها یکی از متراکم‌ترین گروه های ژنتیکی منطقه هستند که برعکس ادعای ایشان و متحدان ایرانشهری و پان‌ایرانیستشان مبنی بر خالص بودن، ترکیبی از اقوام ایرانی ،ترکی و سامی و قفقازی‌اند و این نیز بیشتر از جانب پدری است. به عبارتی نیاکان پدری کردها عموما کرد نبوده‌اند.یعنی ژنوم مادری کردها عموما زاگرسی(همان کشاورز فلات ایران) بوده است، اما ژنوم پدری ایشان از گروه‌های گوناگونی بوده است.
کرد ادعا می‌کند که ۸۰ درصد ژن کردها مادی و ۲۰ درصد ژن ایشان اشکانی و خود اشکانیان ۸۰ درصد مادی بوده‌اند🙄.
همانگونه که گفته شد امکان ندارد کسی ژن حکومتی داشته باشد🤦🏻‍♂ اما بیایید نگاهی به ژنتیک مادی ها و پارتی ها داشته باشیم. نسبت دادن درصدهای دقیق مانند «۸۰ درصد مادی و ۲۰ درصد اشکانی» به کردهای امروز فاقد مبنای علمی است؛ زیرا پژوهش‌های قوم‌شناسی و زبان‌شناسی نشان می‌دهد که حکومت ماد، یک گروه همگون قومی و حتی زبانی نبوده است‌، ماد یک کنفدراسیون از چند قوم بود که هرکدام در بخشی از سرزمینی که بعدها نام ماد گرفت ساکن بودند. بخشی از مادی ها(حدود سه قبیله) از مهاجران آریایی بودند که ایشان نیز دارای ژنوم استپ‌نشینان اوراسیای غربی و کشاورزان آسیای مرکزی و البته کشاورزان فلات ایران بودند. سایر قبایل ماد که منشا ناشناخته تری داشتند هم عموما یا قفقازی بودند یا بومیان فلات ایران(زاگرسی) و البته به این آمار باید مهاجران سامی اهل شام و فلسطین که آشوریان به زاگرس کوچ داده بودند را نیز افزود. ضمن اینکه شماری سکایی نیز دارای مارکر R1b با مادی ها در آمیخته بودند.
بنابراین می‌بینیم مادی ها یک گروه ژنتیکی خاص و یکدست نبودند که گروهی ژن مادی داشته باشند. عملا مادی‌ها خود حاصل همگونی ژنتیکی بودند که احتمالا ژن کشاورزان فلات ایران(همان غارنشینان سابق زاگرس) دست بالا را داشته است. حال اگر هم کردها بگویند منظورشان همین زاگرسی هاست، باید گفت که ژنتیک بیشینه ایرانیان این بار کشاورزان فلات ایران را با خود دارد و این صرف کردها نیست.
اما پارتیان: وقتی سخن از پارتیان یا قبایل پارت می‌گوییم، منظور ما طیف متراکمی از بومیان فلات ایران و سکاهای داهه و ساکاروک های شرقی را در بر میگیرد که ایشان با گسترش به غرب، در ماد مستقر شده و با ساکنان ماد نیز مخلوط شده اند و اینچنین درصد ژن کشاورز فلات ایران ایشان بالاتر رفته است.

@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

اگه املاکی کله زرد نیروگاه‌ها رو بزنه برمی‌گردیم به دوران چادرنشینی
ییلاق قشلاق می‌کنیم
بز می‌چرونیم و براشون نی می‌زنیم
با دوک نخ‌ریسی می‌کنیم
به خاطر چراگاه یه همدیگه حملات حماسی می‌کنیم
زن‌ها آخ زن‌ها !لباس‌های خوشگل اصیل و آزاد می‌پوشن
دیگه از مای‌بی‌بی خبری نیست و بوی نون تازه که روی پشگل گوسفند داره درست میشه تو ایل می‌پیچه !
#اصالت

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

و بالاخره اومدن
ولی مردم ایران برای رقاصه‌های دی ماه بژی بژی کردن

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

🎥رقص کردهای ترکیه در برابر پرچم ترکیه و تصویر آتاتورک
البته از کردها بپرسی میگن این یه موفقیته روی آتاتورک رو کم کردیم!
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

🎥مجری تلویزیون روداو وابسته به ایل بارزانی: تو دولتت را بر خاک من درست کردی ،یک چیزی بگویم در این دو روزی که اینترنت برگشته (اینترنت ایران) کردها در روژهلات کردستان (شرق کردستان /مناطق کردنشین ایران) ایرانی نیستن و این یک واقعیت تاریخی است .کرد متعلق به عراق و سوریه و ترکیه نیست .کرد متعلق به کردستان است و آن کشورها آمدند و خاک کردستان را اشغال کردند .نویسنده بزرگ کرد جنوب کردستان موسی عنتر است که درباره این کشورها گفته اگر زبان مادری من پایه‌های دولت تو را تهدید می‌کند این یعنی تو دولتت را بر خاک من درست کردی .
* در کتب درسی همتباران ایرانشهری‌ها از از خلیج فارس با عنوان مجعول خلیح عربی نام برده شده است .
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

بافت جمعیتی تیسفون ساسانی چگونه بود؟

دانشنامه‌ی ایرانیکا پاسخ می‌دهد:
«هرچند تیسفون در دل شاهنشاهی ساسانی یا همان دل ایرانشهر قرار داشت، این شهر و نواحی حاشیه‌ی آن باشندگانی عموما آرامی، سریانی، و عرب داشتند که به زبان آرامی سخن می‌گفته و اغلب مسیحی یا یهودی بودند.»

یکی از شگردهای کردها برای مصادره‌ی ساسانیان، استفاده از موقعیت غربی شهر تیسفون و همچنین ناآشنایی ایرانیان با جغرافیای میان‌رودان برای ادعا روی این شهر یا کرد خواندن آن است. برخی کردها حتی ادعا می‌کنند تیسفون هنوز هم منطقه‌ای کردنشین است.
این درحالی‌ست که شهر تیسفون کاملا در میان جلگه‌ی میان‌رودان جنوبی قرار داشت که از دید جمعیتی و فرهنگی کاملا به حوزه اقوام سامی و به‌گونه ویژه بابلی تعلق دارد، و چه در آن زمان و چه امروز، هیچ سندی از حضور توده‌ای به نام «کرد» در دوران ساسانی و اسلامی در آن منطقه در دست نیست.
حضور کردها در شهر بغداد (که در نزدیکی تیسفون باستانی بنا شده است) نیز مربوط به دوره اسلامی و به مثابه یک اقلیت مهاجر بوده است چنان‌که امروزه نیز کردها در کلانشهرهای کشورهای عراق، ایران، سوریه، و ترکیه زندگی می‌کنند.

@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

اقامتگاه سلطنتی با پایتخت تفاوت دارد.
در تمام شاهنشاهی‌های بزرگ، پادشاه میان چند کاخ و اقامتگاه جابه‌جا می‌شد. هخامنشیان میان شوش، پارسه، همدان و بابل رفت‌وآمد داشتند؛ این بدان معنا نیست که هر نقطه‌ای که شاه مدتی در آن اقامت کرده، خاستگاه هویت شاهنشاهی بوده است.ساسانیان نیز بنا بر شرایط نظامی، اقلیمی یا تشریفاتی، در نقاط گوناگون حضور می‌یافتند. این رفت‌وآمدها نه منشأ هویت دودمان را تغییر می‌دهد و نه جغرافیای اساطیر ملی را. مشروعیت ساسانیان از دین ، اشراف و سنت شاهنشاهی ایران می‌آمد، نه از محل اقامت فصلی شاه.

۳_مغالطه تعمیم از یک مورد به کل
مهم‌ترین مستند کردها برای این ادعا، مجموعه طاق‌بستان است. اما همین استناد نیز از چند جهت مخدوش است.
نخست آنکه طاق‌بستان عمدتاً به دوره خسرو دوم (پرویز) تعلق دارد و نه همه چهار سده حکومت ساسانی . دوم آنکه منابع تاریخی، اقامتگاه شناخته‌شده خسرو دوم را، دستگرد در منطقه دشت نینوای عراق می‌دانند که از مراکز باستانی آشوریان بوده است و نه کرمانشاه.
بنابراین، حتی اگر بپذیریم خسرو دوم گاه برای شکار، آیین‌های سلطنتی یا نمایش قدرت به طاق‌بستان رفت‌وآمد داشته است، این امر هرگز به معنای آن نیست که کرمانشاه «پایتخت تابستانی» شاهنشاهی ساسانی بوده است .از یک یادمان سلطنتی متعلق به یک شاه، نمی‌توان درباره کل ساختار سیاسی و اداری دودمانی چهارصد ساله نتیجه‌گیری کرد. این دقیقاً همان مغالطه تعمیم ناروا است؛
۴. مغالطه جابه‌جایی جغرافیا
او به‌درستی اشاره می‌کند که یزدگرد سوم در واپسین روزهای شاهنشاهی، بخشی از متون و اسناد را به خراسان منتقل کرد. اما سپس نتیجه‌ای می‌گیرد که هیچ ارتباط منطقی با مقدمه ندارد: چون کتاب‌ها از تیسفون به خراسان منتقل شدند، پس روایات اساطیری از «زاگرس» به خراسان انتقال یافته‌اند!
مشکل اینجاست که تیسفون در دشت میان‌رودان قرار داشت، نه در رشته‌کوه زاگرس. صرف همجواری نسبی با زاگرس، یک شهر را به بخشی از زاگرس تبدیل نمی‌کند. این همان خلط میان مجاورت جغرافیایی و هویت جغرافیایی است.
حتی اگر همه خدای‌نامه‌ها نیز در تیسفون نگهداری می‌شدند، این فقط محل نگهداری اسناد را نشان می‌دهد، نه محل پیدایش روایت‌ها. همان‌گونه که نگهداری اسناد هخامنشی در شوش، به این معنا نیست که همه سنت‌های ایرانی در شوش پدید آمده‌اند.
۵. اگر شاهنامه زاگرسی بود، چرا هفت سده سکوت؟
حال برای لحظه‌ای، صرفاً به عنوان فرض محال، ادعای این کرد را بپذیریم که روایات ملی ایران در زاگرس شکل گرفته‌اند.
در این صورت، پرسشی اساسی مطرح می‌شود:
اگر این روایت‌ها میراث بومی زاگرس بودند، چرا هیچ متن حماسی مستقل به زبان‌های زاگرسی پیش از فردوسی از آنها باقی نمانده است و آنها تا هفتصد سال پس از فردوسی صبر کردند تا سپس شاهنامه را بسرایند؟
اگر این داستان‌ها از آغاز متعلق به زاگرس بودند، انتظار می‌رفت نسخه‌های کهن‌تر، سنت مکتوب قدیمی‌تر یا دست‌کم اشاره‌هایی مستقل از شاهنامه فردوسی وجود داشته باشد.
این سکوت طولانی تاریخی، خود نیازمند توضیح است.
در نتیجه، یک احتمال بیشتر باقی نمی‌ماند: این آثار متأخر، تحت تأثیر سنت حماسی فارسی و شاهنامه فردوسی شکل گرفته‌اند؛ فرضی که با ترتیب زمانی و شواهد ادبی سازگارتر است.

۶. جایگزین کردن ساز تنبور به جای جغرافیای متن!
نکته جالب‌تر آن است که وی، به جای مراجعه به خود متون پهلوی، شاهنامه و جغرافیای روایی آنها برای اثبات آنکه فردوسی از شاهنامه نداشته ایشان تقلید کرده به تنبور آویزان می‌شود.
مغز انسان قبیله‌ای چنین کار می‌کند: او موقعیت جنگ‌ها ،طرفین درگیری و محل سکونت و زایش کاراکتر‌ها را که همگی در شرق هستند نادیده می‌گیرد و می‌گوید چون رستم تنبور می‌زد و تنبور در غرب ایران (تنها در میان گوران‌های یارسان) رایج است پس شاهنامه زاگرسی است !
برای انسان قبیله‌ای مهم نیست که :
داستان در کجا رخ می‌دهد؟
قهرمانان اهل کجا هستند؟
دشمنان ایران چه کسانی‌اند؟
مرزهای نبرد کجاست؟
از نظر این کرد اگر رستم تنبور مینواخته نشان دهنده زاگرسی بودن اوست اما اینکه رستم در همه سنت‌های ایرانی، پهلوان سگستان (سیستان) است؛ خاندانش در زابلستان فرمان می‌رانند، مادرش رودابه شاهزاده کابل است، بخش مهمی از زندگی‌اش در شرق ایران می‌گذرد و حتی مرگ او نیز در همان حوزه جغرافیایی روایت می‌شود.فریدون، منوچهر، کی‌قباد و دیگر شاهان پیشدادی و کیانی نیز در سنت‌های ایرانی با جغرافیای شرق و شمال‌شرق ایران پیوند دارند و کانون اصلی نبردهای اساطیری نیز همواره مرز ایران و توران است نشان دهنده شرقی بودن او نیست!
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

📝مغالطات کردی
اینبار ربط دادن ساسانیان به زاگرس در ادامه مصادره شاهنامه!
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

🎥یک پیج کردی کلیپی از رقص کردها با لباس و موسیقی کردی در برابر هویدا را نشان داده و گفته که در دوران پهلوی ستم‌های زیادی به کردها شده و زبان و لباس کردی ممنوع بوده است. سپس از فالوئرهای خود خواسته که ظلم‌های پهلوی را بگویند و آن‌ها هم گفته‌اند.
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

اینجا قربانی بودن ابزار قدرت اخلاقی است. چیزی که در این میان بیش از همه توهین‌آمیز است، فقط تحریف واقعیت نیست؛ توهین به شعور مخاطب است. این کرد تصور کرده مردم ایران حافظه ندارند(درست فکر کرده)؛این دیگر صرفاً «روایت‌سازی» نیست؛ توهین به شعور مخاطب است.
این کرد مخاطب را بی‌حافظه، بی‌شعور، فاقد توان سنجش و ناتوان در تشخیص تناقض فرض کرده است.
چون فرض این نمایش این است که ایرانیان آن‌قدر حافظه ندارند که حتی اگر از رقص‌های دی ماهی کردها خبر نداشته باشند اما آن قدر بی‌شعور هستند که متوجه تناقض سکوت کردهای سنی و چنین پست‌های: (من هم عزادارم) نمی‌شوند و آن‌قدر قدرت تحلیل ندارند که گذشته و امروز را مقایسه کنند.
اما مسئله اصلی حتی این کرد نیست، او حق دارد چنین فکر کند.
وقتی یک نفر بارها می‌بیند که می‌تواند دیروز به تبریز و ترک‌زبانان حمله کند، مردم ایران را به «خیانت به کردها» متهم کند، ملت سازی کند ،به تجزیه‌طلبی برچسب حق تعیین سرنوشت بزند ولی باز هم ایرانگرا خطاب شود و همان مردمی را که تا دیروز متهمشان می‌کرد به صف تحسین بکشاند، چرا باید تصور کند مردم حافظه دارند؟وقتی زیر چنین تصویری هزاران نفر می‌نویسند «شریف»، «نجیب»، «بژی کورد» و هیچ‌کس حتی زحمت ندهد که عملکرد کردهای سنی ،کنشگران رسانه‌ای و حزبی‌شان را بیاد آورد؟
یک نتیجه کاملاً عقلانی به دست می‌آید: می‌شود این جامعه را هر طور خواست روی یک انگشت چرخاند.
مسئله فقط دروغ‌گویی نیست، مسئله این است که دروغ، اگر بی‌هزینه باشد و حتی پاداش بگیرد، به رفتار عقلانی تبدیل می‌شود.
ما معمولاً دنبال مقصر می‌گردیم و می‌گوییم «چرا فلانی چنین می‌کند؟»
اما پرسش ژرف‌تر این است:
چرا محیط اجتماعی به او اجازه می‌دهد چنین کند؟
اگر تحریف واقعیت هزینه‌ای نداشته باشد، چرا تحریف نشود؟
انسان همیشه واقعیت را به تنهایی قضاوت نمی‌کند؛ واکنش جمع نیز بر ادراک او اثر می‌گذارد.
وقتی هزاران نفر به جای پرسش، تشویق می‌کنند، یعنی:«این روایت پذیرفتنی است.»
وقتی در برابر تناقض خاموش هستند یعنی« متناقض‌گویی هزینه‌ای ندارد.» و وقتی باز هم به فرد پاداش اخلاقی می‌دهد یعنی :واقعیت از روایت ضعیف‌تر است.
فرض کنیم مردم ایران این نمایش را می‌بیند و
و به فرض ندیدن برف‌بازی ها و رقاصگی‌ها حتما می‌دانند که کردهای سنی هیچ کنشی نداشتند ،ذهن باید میان این دو تصویر کنار بیاید.
یک راه، تردید و پرسش است و راه دیگر بسیار آسان‌تر است:چقدر کردها شریف هستند!
اگر ایرانیان بخواهند تناقض را جدی بگیرند باید تصور خود از کردها را دگرگون کنند و خیالات آرامش‌بخش آنها بر فنا می‌رود پس برای حفظ تصویر آرمانی که از کردها دارند، واقعیت را قربانی می‌کنند.
انسان فقط قربانی دروغ دیگران نیست؛ گاهی برای حفظ یک تصویر مطلوب از جهان، خودش نیز در نادیده گرفتن واقعیت مشارکت می‌کند.
پس شاید مشکل این نباشد که «مردم ایران حافظه ندارند».مشکل این است که جامعه حاضر است حافظه خود را در جاهایی که با تصویر مطلوبش از کردها تعارض پیدا می‌کند، خاموش کند.
تناقض ممکن است فهمیده شود، اما به خاطر مصلحت، احساسات، تعارف یا همنوایی اجتماعی نادیده گرفته شود.
موریس هالبواکس در نظریه حافظه جمعی بر این باور است که جامعه فقط گذشته را به یاد نمی‌آورد؛ گذشته را از منظر اکنون نیز بازسازی می‌کند.
ما آن بخش‌هایی از گذشته را برجسته می‌کنیم که با هویت امروزمان سازگارترند و بخش‌هایی را که مزاحم‌اند، به حاشیه می‌رانیم.
نه به این دلیل که آن تصویر تمام واقعیت است؛ بلکه چون برای مخاطب، از نظر عاطفی و هویتی راحت‌تر است.
این همان نقطه‌ای است که باید درباره مسئولیت مخاطب حرف زد.چون اگر جامعه‌ای هر بار در برابر تحقیر سکوت کند، تحقیرکننده را جسورتر ، تحریف را آسان‌تر و متناقض‌گویی را به یک استراتژی موفق تبدیل می‌کند.و همین‌جا باید یک حقیقت تلخ را پذیرفت:
جامعه‌ای که به تحقیر خود پاداش می‌دهد، نباید از گستاخ شدن تحقیرکننده تعجب کند.
این به معنای آن نیست که مردم ایران «احمق» یا «بی‌شعور» هستند.
اتفاقاً مسئله بسیار پیچیده‌تر است، انسان‌های باهوش نیز می‌توانند در معرض همنوایی، فشار هنجاری ، ناهماهنگی شناختی، حافظه گزینشی و سوگیری تأییدی قرار بگیرند.
هوش به‌تنهایی واکسن حقیقت نیست.
ممکن است انسان در ریاضیات نابغه باشد و در برابر یک روایت عاطفی، همان خطاهایی را مرتکب شود که میلیون‌ها نفر مرتکب می‌شوند، بلکه مسئله، انضباط فکری و اخلاقی است.
باید حقیقت را بی‌پرده گفت:
مشکل فقط آنها نیستند که ایرانیان را ساده فرض می‌کنند؛ مشکل جامعه‌ای است که با رفتارش به آنها ثابت کرده می‌تواند ایرانیان را ساده فرض و تحقیر کرد.
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

📸همان کرد پس از دی ماه پستی از مراسم ازدواجش گذاشته و می‌گوید ما به خاطر عزای عمومی مراسم نگرفتیم و پس از چهلم‌ها مراسم را به سادگی برگزار کردیم و ۵۴ هزار کامنت بژی کورد و درود بر شرف کورد از مردم ایران می‌گیرد ،از مردمی که خیانتکار خطاب کرده بود و از این ۵۴ هزار نفر یک نفر نمی‌پرسد کردهای سنی کجا بودند؟
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

🎥کنشگر کرد ایران‌گرا در دی ماه و متهم کردن مردم ایران به خیانت به کردها و سیبل کردن ترک‌زبانان : آیا در تبریز و ارومیه هر خونه‌ای دستگاه چاپ پول دارین؟ دستگاه طلاسازی دارین که براتون مهم نیست که هم‌وطناتون دارن زجر می‌کشن، که هممون زخم خوردیم، که زندگی برامون تلخ شده؟ اگه امروز ترک‌ها کنار بقیه ایران نایستند، فردا هیچ کسی پشتتون نخواهد بود. و اما کرد‌های نازنین، اگه کرد‌های کردستان و ارومیه امروز نمیان بیرون تنبلی و ترس و بی‌غیرتی نیست، زخمه ، زخم تنها موندن. مثل سال‌های قبل که تنها موندن و زمانی کرد‌ها شهید می‌دادن، شهرهای دیگه کرد‌ها رو کولبر‌های تجزیه‌طلب می‌خوندند.
مردم عزیز ایران همونجوری که بهتر می‌دونید در قیام ژینا تمام شهرهای کردستان و ارومیه و کرمانشاه و ایلام صحنه اعتراضات گسترده بود. یادته مهاباد، پیرانشهر، اشنویه، بوکان، سقز، دیواندره، سنندج، بیجار، کامیاران، جوانرود، روانسر، کرمانشاه و خیلی شهرهای دیگه. شهرهای دیگه هم اعتراضات شکل گرفت و باعث شد الان دختران و بانوان سرزمینمون دیگه به خاطر چند حریم و بازداشت نشن. اما الان بحث زندگی هستش، بحث معیشت هستش، بحث شرمندگی پدر از بچه‌هاش هستش.
خیلیا میگن این اعتراضات به ما ربطی نداره. پس به چه کسی ربط داره؟ آیا دلار در منطقه شما ارزون‌تره؟ آیا گوشت و مرغ در تبریز و ارومیه مثل شهرهای دیگه ارزون‌تره؟ اما من امروز میگم کرد‌ها و ترک‌ها بیان اعتراض کنن به خاطر معیشت و زندگی، نه به خاطر سلطنت‌طلبی خیلی‌ها.
ما خواهان دموکراسی هستیم. کرد‌ها و ترک‌ها بیاین بیرون و مسالمت‌آمیز اعتراض کنید و از نیروهای نظامی خواهشمندیم که تفنگ‌هایی که سال 1401 مسلح بود خالی کنید و اعتراض به حق کرد‌ها و ترک‌ها رو حمایت کنید.
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

⁨ ⁨ ⁨
🎥 ابعاد سرکوب کردها در ماجرای دره زیلان توسط ارتش ترکیه

این شاهد عینی می‌گوید:
" عسگر (سرباز)تُرک پس از هدف قرار دادن یک زن بـاردار کرد، جنین او را بیرون کشیده و کشته است .

➖یکی از نکات عجیبی که مردم ایران که توسط جریان ایرانشهری و پان ایرانیسم مغزشویی شده‌اند در مواجهه با کردهای ترکیه می‌بینند وطن پرستی کردهای ترکیه است !
آنها تحت تأثیر مافیای جریان ملی انتظار دارند هم‌تباران خود را با چشمان اشک‌بار و در حسرت پیوستن دوباره به ایران ببینند در حالی که با شنیدن ادعاهای مردم ایران با خشم برخورد می‌کنند و می‌گویند ترکیه را دوست دارند !
در جوامع ایلیاتی مانند کرد احترام با زور و سرکوب به وجود می‌آید و دولت‌های پیشین ترکیه با سرکوب ،تحقیر و تجاوز ،اعتماد به نفس کردها را از بین برده‌اند .
نکته دیگر آنچه این پیرمرد کرد تعریف می‌کند ، خود کردها نیز در پایان دوران عثمانی بر سر ارامنه و آشوریان آورده بودند ولی ایرانشهری‌ها در ستیز با پانترکیسم مصنوعی این جنایات را به نام ترک‌ها زدند و از آن جالب‌تر پانترک‌‌ها با اعمالی که توسط کردهای ارتش حمیدیه انجام شد فخرفروشی و دیگران را تهدید می‌کنند!
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

مرزدار و اصیل خطاب کردن مردمی که جز خیانت ،خنجر زدن از پشت و نمک روی زخم ریختن کاری نکردن نه از قدرت پروگاندای قبیله‌ای بلکه از بی‌شرف و بی‌غیرت بودن ملی‌گرایان ماست .

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

اما ژنتیک کردها:
بالاتر گفته شد که ژنوم مادری کردها عموما زاگرسی یا همان کشاورز فلات ایران است و درواقع کردها بیشتر از بابت مادری با سایر ایرانیان خویشاوند هستند. اما از جانب پدری، کردها هم با آریایی‌های مخلوط شده با بومیان ایران و هم با ارمنی‌های حامل ژنوم شکارچی قفقاز و کشاورز آناتولی و هم با سامیان شامات و فلسطینی و یهودی و آشوری و اکدی اختلاط داشته‌اند و همه این‌ها مربوط به دوره باستان است. در دوره اسلامی نیز ایشان همانند سایر ایرانیان با گروه های عرب و ترک و مغول مواجهه داشته‌اند که قاعدتا نظر به حضور کردها در غرب، درصد اختلاط ایشان با اعراب، از سایر ایرانیان بیشتر بوده است. بهدویژه که بنا به شهادت مورخان کرد و غیر کرد، بسیار از کردها خود را عرب‌تبار معرفی می‌کردند.
این تنوع نشان‌دهنده‌ی تاریخ پیچیده‌ی اختلاط اقوام در عنصر کرد است، نه خلوص یا انزوای ژنتیکی. خطوط مادری عمدتاً غرب‌اوراسیایی (به‌ویژه H و U) هستند که با الگوی کلی منطقه همخوانی دارد.
بنابراین، ادعای تخصیص درصدهای دقیق از «ژن حکومت ماد» یا «ژن اشکانی» به جمعیت‌های امروزی، هم از نظر مفهومی نادرست است و هم با داده‌های ژنتیک جمعیت و DNA سازگار نیست.
از منظر فرهنگی، تأثیرات عربی (به‌ویژه در واژگان و برخی جنبه‌های آوایی)، ارمنی و آشوری (در موسیقی، پوشش و برخی سنت‌ها) و ترکی عثمانی بر فرهنگ کردی انکارناپذیر است. نتیجه، فرهنگی ترکیبی و لایه‌لایه است که عناصر ایرانی، عربی، میان‌رودانی و ترکی را در خود جای داده؛ نه یک بسته‌ی خالص و منزوی.

مقاله چندسال پیش ایرانبان درباره ژنتیک کردها‌/channel/iranban_kord/3013


@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

🎥پس از مادها ادعای کردها بر شرقی‌ترین سلسله پادشاهی ایران
آیا کردها واقعا می‌توانند ۸۰ درصد ژنتیک مادی و ۲۰درصد ژنتیک اشکانی داشته باشند و خود اشکانیان نیز ۸۰ درصد ژنتیک مادی داشته باشند ؟
در مغز آنان چه می‌گذرد ؟
(لطفا خونسردی خودتون رو حفظ کنید )
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

نه دیگه بحرین رو واقعا باید زد

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

به خودت افتخار کن اصفهان ببین چقدر با کردا فرق داری

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

بلاگر سقزی:رضا پهلوی کردها را تهدید کرده حاضرم قسم بخورم با پنجاه تا کلاشینکف بچه های ...(نام دو تا روستا رو می‌بره ) اسرائیل را می‌گیرند... آخه تو کردها رو تهدید میکنی؟ ما هیچی حالی‌مون نیست قسم به خدا با ۵۰تا کلاشینکف اسرائیل را هم می‌گیریم ....
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

از دنبال کننده‌های یارو کرمانشاهی،
اولش فکر کردم کردا رو مسخره کرده ....

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

در مقابل، غرب ایران و زاگرس در متن شاهنامه و حتی در خدای‌نامه‌های بازتاب‌یافته در منابع پهلوی، نقش بسیار محدودی در جغرافیای اساطیری دارند.
تمام ادعاهای این کرد بر دو محور است : تنبور و فاصله کمتر تیسفون با کوه‌های زاگرس به نسبت خراسان!
این مغالطات، فقط چند اشتباه تاریخی نیست؛ بلکه پنجره‌ای به سازوکار ذهن قبیله‌ای کردهاست. لوسین لوی-برول نشان می‌داد که در ذهنیت قبیله‌ای، مفاهیم ،مرزهای ثابتی ندارند، بلکه دائماً تغییر شکل می‌دهند .
آنچه اهمیت دارد، حقیقت نیست؛ بلکه حفظ پیوند قبیله است. به همین دلیل، تیسفونِ میان‌رودان، ناگهان زاگرس می‌شود؛ یک اقامتگاه شکار، پایتخت می‌شود؛ نزدیکی جغرافیایی، به خویشاوندی تاریخی تبدیل می‌شود و یک ساز موسیقی، جای صدها صفحه متن تاریخی را می‌گیرد، این همان منطق ذهن قبیله‌ای است.
ذهن قبیله‌ای با «طبقه‌بندی علمی» نمی‌اندیشد؛ با «همانندسازی» می‌اندیشد. اگر دو چیز بتوانند به هویت قبیله خدمت کنند، در ذهن او یکی می‌شوند؛ کوه با اسناد، ساز با جغرافیا، اقامتگاه با پایتخت و مجاورت با خاستگاه.
برای او، سند پایان بحث نیست، بلکه آغاز تأویل است.
اینجاست که می‌توان فهمید چرا پاسخ‌های تاریخی بر ذهنیت کردها اثر چندانی ندارد، چرا که اغلب بحث بر سر اسناد نیست؛ بلکه تلاش برای شکستن یک نظام نمادین است. او به تاریخ نگاه نمی‌کند تا حقیقت را کشف کند؛ به تاریخ نگاه می‌کند تا قبیله را تأیید کند. در چنین وضعیتی، هر پاسخ منطقی می‌تواند رد شود، اما هر شباهت سطحی، هر مجاورت جغرافیایی و هر نماد فرهنگی،برای مغزهای ناتوان در اندیشیدن به «دلیل» تبدیل می‌شود.
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

📝مغالطات کردی
اینبار ربط دادن ساسانیان به زاگرس در ادامه مثادره شاهنامه!

پیج هرویسپ در پاسخی با حداکثر نرمش برای اجتناب از درگیری به ادعای پانکرد کرمانشاهی درباره کهن‌تر بودن شاهنامه گورانی(که وی کردی می‌خواند) پاسخ کوتاهی داده و کرد داستان ما هم پاسخی سرشار از مغالطه داده است که در زیر بررسی شده و پاسخ داده می‎شود. جالب اینجاست که این کرد در کپشن ویدئو نوشته است: اصالت زاگرس قابل کپی‎برداری نیست. در این ادعا دو چیز نهفته است:
۱_فردوسی شاهنامه‌اش را از کردهای باستانی کپی کرده اما نمی‌تواند ما رافریب دهد که نفهمیم کپی‌کار بوده
۲: کردها برای همراه کردن لک و لر با خود در مقابل دیگری یعنی فارس، زاگرس را به یک مولفه هویتی تبدیل می‎کنند، کاری که کردها برای ایجاد گستره کردستان بزرگ انجام می‌دهند و از حربه‌های خاص پانکردهای ایرانشهری زیر لوای ملی‌گرایی است و با این ترفند ،منتقدان را از پاسخ و واکنش برحذر می‌دارند.
۳: ایران را مدیون زاگرس می‎داند(درحالی که از لحظه فرهنگی و تاریخی و تمدنی، زاگرس به دلیل کوهستانی بودن همواره نسبت به بسیاری نقاط ایران قبیله‌ای‌تر ،عقب‎تر و بدوی‎تر بوده چنانچه کهن‌ترین شهرهای ایران در مناطق مرکزی کشور هستند)

■▫️مغالطه جغرافیایی

این کرد می‌گوید چون تیسفون به زاگرس نزدیک‌تر از خراسان بوده و ساسانیان اقامتگاه‌هایی در غرب ایران داشته‌اند، پس روایات ملی ایران و شاهنامه نیز باید ریشه در زاگرس داشته باشد. این استدلال از چند جهت دچار مغالطه است.
۱. خلط میان مرکز اداری با خاستگاه حافظه تاریخی
او شاهنشاهی ساسانی را با یک دولت-ملت مدرن اشتباه گرفته است؛ گویی همه روایت‌های تاریخی، اساطیری و هویتی الزاماً در پایتخت سیاسی تولید می‌شوند. در حالی که در شاهنشاهی‌های باستان، مرکز قدرت سیاسی لزوماً مرکز تولید سنت‌های حماسی و حافظه جمعی نبود تیسفون اساساً یک پایتخت اداری، نظامی و اقتصادی بود که به دلیل موقعیت راهبردی در میان‌رودان انتخاب شده بود. این شهر در قلب شبکه ارتباطی با روم قرار داشت و محل اداره شاهنشاهی بود، نه الزاماً خاستگاه سنت‌های حماسی ایرانی ،او حتی نمی‌داند که اصلا میانرودان جمعیت ایرانی چندانی نداشته است که بخواهد سرچشمه روایت‌های اسطوره‌ای و حماسی ایرانی باشد و این منطقه از نظر فرهنگی با خاستگاه سنت‌های حماسی ایران تفاوت داشت؛ به ویژه که همه می‌دانند روایت‌های شاهنامه در شرق ایران می‌گذرد و دقیقا به همین دلیل هم‌زبانان او ایران را کشوری جعلی می‌دانند که کردستان را اشغال کرده و ایران واقعی در افغانستان است اما از آن‌جا که اصل عدم تناقض بر اذهان این کرد حاکم نیست به آسانی آن را ندیده می‌گیرد.

🔷فایل کامل مقاله جغرافیای سیاسی ایران در شاهنامه فردوسی

۲. شاهنامه خود، خاستگاه روایاتش را نشان می‌دهد.
اصلا اگر زاگرس چنین روایاتی داشت ،شاهنامه گورانی می‌باید درباره جنگ با رومیان بود که در آن باره شاهنامه گورانی خاموش است!
بیشینه چرخه‌های حماسی شاهنامه در شرق ایران بزرگ جریان دارد؛ از سیستان و زابلستان گرفته تا بلخ، مرو، خوارزم و مرزهای توران. مهم‌ترین دشمن ایران نیز نه قبایل زاگرس و نه رومیان، بلکه تورانیان هستند. رستم، زال، گودرز، توس، گیو و بسیاری دیگر، همگی به جغرافیای شرق ایران تعلق دارند.
اگر قرار بود این روایت‌ها محصول سنت‌های محلی زاگرس باشند، پرسش ساده‌ای مطرح می‌شود: چرا تقریباً همه نبردهای بنیادین شاهنامه در شرق ایران رخ می‌دهد؟
چرا محور اصلی حماسه، نبرد ایران و توران است، نه ایران و روم؟ در حالی که ساسانیان طی چهار سده، بخش مهمی از توان نظامی خود را صرف جنگ با امپراتوری روم کردند. اگر واقعاً سنت حماسی زاگرس سرچشمه شاهنامه بود، انتظار می‌رفت دست‌کم بخشی از این حافظه جمعی پیرامون نبردهای غرب ایران و جنگ‌های ساسانیان و روم شکل گرفته باشد. اما چنین چیزی دیده نمی‌شود.
۳. ادعای پایتخت تابستانی زاگرس‌!
کردها «پایتخت زمستانی» و «پایتخت تابستانی» ساسانیان را زیاد تکرار می‌کنند اما در کجا به جز ذهنیت کوچنشینی و ییلاق و قشلاق آنها از پایتخت تابستانی ساسانیان در زاگرس نام برده شده است ؟ در کدام متن پهلوی یا منبع یونانی، رومی، ارمنی یا عربی از پایتخت تابستانی ساسانیان در زاگرس نام برده شده و کدام شهر بوده است که این کرد مدعی می‌شود کرمانشاه پایتخت تابستانی ساسانیان بوده است و کاخ‌های این پایتخت کجا هستند؟
@iranban_kord

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

عجیب نیست چرا اصفهان بالاترین آمار شهدای جنگ هشت ساله رو داشت. دلیری مثل خون تو رگهاشون جریان داره برای من که فهرستی از فیلم‌های فرار کردهای تا دندان مسلح رو دیدم همیشه این میزان دلیری فارسی‌زبانان بی‌ادعا ،شگفت‌انگیز و تا حدی آنرمال بود.

Читать полностью…

ایرانبان کُرد

حافظه تاریخی ،ولشششششش کن..

Читать полностью…
Subscribe to a channel