1716
مبارزه با پانکردیسم ستیز با کُرد نیست بلکه عین کُرد بودن است. هیچ ملاحظه ای بالاتر از ایران نیست. ارتباط با ما @iranban_kordbot
📸کامنتهای کردهای عراقی در تمسخر این رسم و فحاشی به کردهای شیعه اما نکته جالب التماس کردهای ایرانی از آنهاست که ما را مسخره نکنید چرا که این آیین فوق باستانی ما کردهاست ولی معلوم نیست چرا کردهای عراقی آنقدر از چمری بیخبر هستند و برایشان عجیب است که از فحاشی ابایی ندارند .
از نکات جالب اینکه کردهای عراقی گفتهاند این رسم در خانقین و کرکوک هم وجود دارد که دلیل این مساله نیز این است که کردهای خالقین و کرکوک شیعه هستند و زبانشان نیز کردی جنوبی و شبیه به مردم کرمانشاه و ایلام است .
@iranban_kord
📸اشعاری از کردها برای اثبات معنای قومی کرد. اما شاعر کرد در آنجا به تبارعربی خود افتخار میکند!!!
این پژوهشگر کرد اینستاگرامی، اشعار یک شاعر کرد در دوره مروانی مبنی بر افتخار او به تبار کردی را آورده تا اثبات کند که واژه کرد بار قومی داشته و اینکه کرد در گذشته به جوامع رمهگردان و کوچنشین گفته میشد ،جعل پانفارسهاست!
صرف نظر از اینکه ما بارها گفتهایم، تشکیل حکومتهای موسوم به کردی مانند مروانیان آغاز تغییر کاربری اصطلاح کرد از طبقه یا صنف اجتماعی/معیشتی به سیاسی و درنتیجه هویتی شدن آن است و ما نیز میپذیریم که از این دوره دیگر، مروانیان کرد به معنی قومی بودهاند، اما نکته اینجاست که این شاعر کرد در همین شعر با افتخار تبار کردها را عربی معرفی کرده است!
رسیدن نسب کردها به کرد بن صعصعه بن قیس از روایاتی مسعودی درباره خودآگاهی کردها مبنی بر عربتبار بودن آنها نیز هست و به عبارتی این کاشف، کردها را عرب معرفی کرده است!
کردها مساله تبار عربی خود را افسانهپردازی نیاکانشان تحت تاثیر هژمونی اعراب میدانند اما مورخانی چون ابن عنبه و مسعودی، بر عربتباری بخش زیادی از کردها صحه گذاشتهاند.
@iranban_kord
در جوانرود یک کودک کرد سرود ناسیونالیستی "خداوندا، میهنم" که از سرودهای دوران جمهوری مهاباد است را در حضور آموزگاران و دانشآموزان را میخواند، کردها در مدارس اینگونه تمرین کردواری میکنند، اگر چنین کاری در مدارس تبریز انجام میشد اکنون در همه پیجهای ایرانشهری زاری و فغان برپا بود ولی کردها حتی اگر با پرچم تجزیهطلبانه و در تجمعات هزاران نفره برقصند و ایرانیان را فاشیست و اشغالگر خطاب کنن ایرادی ندارد چون پانایرانیست و ایرانشهری او را خودی میداند.
@iranban_kord
●چرا مرزداری کردهای خراسان عملاً از دورهٔ قاجار پررنگ میشود و از صفوی تا اوایل قاجار، ترکهای خراسان (افشار، قاجار، جلایر و غیره) نقش اصلی مرزبانی را بر عهده دارند؟
موج اصلی انتقال کردهای کرمانجزبان به شمال خراسان در زمان شاهعباس اول صفوی رخ داد و کردها را در موضعی نسبتاً عقبتر و امنتر نسبت به خط مقدم بودند . دفاع در برابر ازبکان و ترکمنها، بر دوش ایلات ترکتبار قزلباش و محلی بود
این ایلات ترک، هم از نظر موقعیت جغرافیایی در دشتها و گذرگاههای ورودی، و هم از نظر پیوند عمیقتر با ساختار نظامی-سیاسی قزلباش صفوی، نقش اصلی مرزبانی و جنگهای مستقیم را بر عهده داشتند. کردها بیشتر نقش پشتیبانی، محافظت از مناطق کوهستانی و جلوگیری از نفوذ عمیقتر را ایفا میکردند
تغییر وضعیت در دورهٔ قاجار رخ داد. با از دست رفتن مرو (۱۷۸۵ و سپس قطعی با معاهدهٔ آخال ۱۸۸۱)، پیشروی روسها و تثبیت مرز جدید، مناطق کردنشین شمال خراسان عملاً به نوار مرزی تبدیل شدند. در این زمان، حکومت قاجار ساختار ایلخانی کردها (بهویژه زعفرانلو در قوچان) را رسمیت بیشتری بخشید و آنها را به عنوان حاکمان محلی و مرزداران رسمی به کار گرفت.
●چرا کردهای خراسان، با وجود قدرت نظامی مورد ادعای توحدی، برخلاف همترازان افشار و قاجار خود، هیچگاه در دورههای بلبشوی ایران (پس از سقوط صفویه، دورهٔ افشاریه، زندیه و انتقال قدرت به قاجار) تلاشی جدی برای تشکیل حکومت مستقل یا تصاحب تاجوتخت نکردند؟
کردهای خراسان در نقش دفاعی و محلی موفق بودند، اما ساختار ایلی، موقعیت جغرافیایی و وابستگی تاریخیشان به حکومت مرکزی، مانع از تبدیل شدن آنها به یک نیروی مدعی قدرت مرکزی شد.
@iranban_kord
📝یک ملیون کرد در خراسان به خاطر مرزبانی از ایران کشته شدند ؟ کدام یک میلیون؟
کلیمالله توحدی با کتاب سهجلدی «حرکت تاریخی کرد به خراسان در دوام استقلال ایران» نماینده کنتراتچی پانکردیسم در خراسان است. او در این ویدئو طبق معمول ادعاهای نخنما شده ساخته خودش را با جعل و جهل مطرح نموده و منت کوردهواری به گردن ایران میگذارد. او مدعیست که بیش از یک ملیون کرد در خراسان کشته شدند تا خراسان بماند و کردهای خراسان اگر نبودند، ایرانی نبود!
حال آنکه مرزبانی خراسان بر دوش ترکهای افشار و قاجار بود، کشتارها و اسارتش برای فارسهای بومی، اما ادعا و منتش را کردها دارند!
@iranban_kord
چون این رویکرد امنیتی نیست، با چشمپوشی امتگرایان حاکم و استقبال مردم کرد مواجه میشود، چرا که کردها خود را ملت میدانند اما برعکس ملل منطقه (ایرانی و ترک و ارمنی و...) چیزی برای اثبات ملتبودگی خود ندارند.
دقیقا در همین نقطه نقش پاتریوتها و ایرانشهریها روشن میشود که نهتنها از گذشتههای دور، میراث ایرانیان را تحت عنوان «ایرانی بودن کردها» و «سهم داشتن از ایران»، به کردها بذل و بخشش میکنند و با افتخار مادها را کرد معرفی و ساسانیان را همچون پیشکشی در طبق نهاده به ایشان تقدیم میکنند، بلکه به منتقدان این رویکرد برچسب کردستیز میزنند! این روش دقیقاً همان چیزی است که فرآیند دزدی تاریخی را آسان و مشروع میسازد. پاتریوتها و ایرانشهریها با این رفتار، خود به ابزار ملتسازی کردها تبدیل شدهاند.
● ادعای جغرافیایی
در ایران از دوره مغول مفهوم کردستان شکل گرفت اما مرز مشخصی نداشت و همیشه به استانی از ایران گفته میشد. این استان عملاً در عصر مدرن ایران بر همین آخرین مرز کردستان پیشامدرن ساخته شد.
کردها در گذشته به چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام کردستان میگفتند که به لطف ایرانشهریها ، امروز این حدود به همدان، لرستان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و بوشهر و حتی هرمزگان نیز رسیده و از کرد معرفی کردن مازنی، گیلک، بلوچ، لر و بختیاری و ... ابایی ندارند!
کردها ابتدا چهار استان غربی را کردستان مینامند و سپس با منطق سلولی، استانهای همجوار و حتی دورتر را نیز به آن میافزایند.
جالب اینجاست که پاتریوتهای ایرانی و ایرانشهریها در کنار امتگرایان و چپگرایان، همگام با پانکردها به تمام آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه و ایلام، کردستان میگویند.
وقتی نخبگان و روشنفکران یک کشور، خودشان عبارت «کردستان ایران» را برای چهار استان بهکار میبرند، عملاً مرزهای نمادین و حقوقی آن استانها را به سود روایت کردی واگذار میکنند.
در حالی که نخست: این مناطق به جز استان کردستان امروزی نه تنها کردستان نام نداشتند، بلکه بسیاری از مردمشان اصلاً کرد نیستند. به عبارتی این جماعت بیغیرت: ترکزبانان آذربایجان غربی و بیجار و قروه و همینطور در کرمانشاه: لکها، گورانها و فارسیزبانان و در ایلام: لکها، لرها و عربها را به پای پانکردیسم سنی سورانی قربانی میکنند!!
● و اما مسئله زن
مناطق کردنشین همیشه شاهد زنستیزی بودهاند اما جریان پانکردیسم با نشان دادن رقص گروهی مختلط بدون حجاب، میکوشد کردها را سردمدار آزادی زنان و برابری با مرد جا بزند و جالب اینجاست که عمده این پروپاگاندا نه توسط کردها و احزاب کرد، بلکه بر عهده قشر پاتریوت و ایرانشهری است که از دهه هشتاد در فیسبوک تا امروز در اینستاگرام، به بوقچی ناسیونالیسم کردی تبدیل شده و با افسانهپردازی درباره مفهوم آفرت از احزاب تروریست و نژادپرست ، منادیان آزادی و حقوق بشر ساخته است.
هیچ تردیدی نیست که اگر جریان ایرانشهری به غلامبچگان پانکردیسم تبدیل نمیشد، پانکردها ابدا توان این میزان نفوذ در میان کردهای جنوبی را نداشتند چه برسد به نفوذ ،کردیزه و آسمیلیه کردن لرها و لکها !
نتیجه عملی این افسانهپردازی آن است که زن کرد، که مورد ستم ساختاری است به بوقچی جریان زنستیز کوردایتی بدل میگردد. بهجای آنکه از حق واقعی زن کرد دفاع شود، او فریب داده میشود و به همان فرهنگ زنستیز قبیلهای که اینک تقدیس یافته، فروخته میشود.
■□اما کردها در مقابل این الطاف، چه کردند؟
رفتار ایشان کاملاً قابل پیشبینی بود. در جوامع قبیلهای-مذهبی، زن نه فرد، بلکه مرز نمادین گروه و حامل «شرف» جمعی است. به همین دلیل است که کردها زنان خود را «ئافرهت» (عورت) میخوانند: بدن زن مساوی با اندام تناسلی و در نتیجه مساوی با آبروی کل گروه است.
وقتی کردها در کوچکترین مواجهه با دیگران یا حتی بدون دلیل ، بلافاصله به مادر و خواهر طرف مقابل حمله میکنند:(«کوردا پول مادرت را ندادند») یا در بحث سیاسی بهجای استدلال به اتهامات جنسی متوسل میشوند(تام مورلی)، حمله به ناموس دشمن = تضعیف مرز گروهی او.
اتهام «صیغهزاده» به مرکزنشینان، آذریها و لرها و نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند: با نسبت دادن بینظمی جنسی به دشمن، شرف خود را بالاتر مینشانند.
ناسیونالیسم کردی دارای پایه و اساس مذهبی قوی اما مستور است از این رو جامعه مرکز را که علیرغم حاکمیت مذهبی ،زنستیزی کمتری دارد، به زنستیزی متهم میکند (چادر و صیغه ) تا خود را «پیشروتر» نشان دهد هم زمان تنها کسانی هستند که هنوز ختنه زنان در میان آنان رواج دارد ، تعدد زوجات و قتل ناموسی طبیعیست و در جنگهای درون گروهی به جسد پیشمرگههای یکدیگر تجاوز کردهاند .
@iranban_kord
عثمان زرقندی تو برنامه فهیمه گفته مسلح شدن مردم ایران خیلی خطرناکه و باید اسلحه دست احزاب شناسنامه دار کرد باشه.
آخرین فعالیت مسلحانه احزاب شناسنامه دار کرد یکی دو سال پیش بود که دو شاخه کومله خیلی مدنی چند نفر از همدیگه رو کشتن.
شاید باورتون نشه ولی بعدش هیمن سعیدی اومد گفت تقصیر سلطنتطلباس :/
🎥 سخنان دکتر آزیتا ساعیان روانشناس درباره مهارت نه گفتن .
اما در این سخنان یک نکته مهم درباره مسئله هویت در ایران هم نهفته است.
فرهنگ قبیلهای!!
آزیتا ساعیان اشاره میکند که فرهنگ قبیلهای ایران، مهارت نه گفتن را از ما سلب میکند و به تبع آن هویت فردی ما را قربانی جمع میکند.
❖────────────❖
در ایران بیشترین میزان فرهنگ قبیلهای در بخش غربی کشور و به ویژه پهنه زاگرس است.
درگذشته قبیله به معنای واقعی آن وجود داشت و وفاداری مردم به آن بود اما چون مردم زاگرس و به ویژه کردها بدون گذراندن مراحل فئودالی و بورژوازی مستقیما از قبیله وارد عصر مدرن شدند و عمده شهرهای واقعا کردنشین طی کمتر از ۲۰۰ سال اخیر به شهر تبدیل شدهاند(بیشترشان طی ۵۰ سال اخیر به شهر تبدیل شدند) طبیعتا نظام شهروندی در این مناطق شکل نگرفت و در عوض مفهوم قبیله نام خود را به قومیت تغییر داد و وفاداری افراد از قبیله به قومیت تغییر کرد.
از این رو مردم نظام شهروندی و فردگرایی را تجربه نکردند و به همین دلیل کسی جرات مقابله با پانکردیسم را ندارد ، چراکه مقابله با پانکردیسم، مبارزه با منافع قبیله و منتج به طرد شدن میشود.
@iranban_kord
🎥به خیابان آمدن هزاران سنندجی در همهپرسی اقلیم کردستان و شعار بله به استقلال و باشور (کردستان عراق/جنوب کردستان) تنها نیست ، سنندج پشتیبان اوست.
آیا این ها نیز اقلیتی گول خورده هستند؟
ایرانشهریها که در همه این سالها چنین صحنههایی را میدیدند، پرچمهای تجزیهطلبانه کردها در نوروز و شعارهایی مبنی بر «اشغالگر و فاشیست بودن ایرانیان» آن هم در حالی که مردم ایران در حال جانبازی برای دختر یک تجزیهطلب سفله بودند را میشنیدند، فارسی بودن واژههای بشقاب و چنگال را برای پانترکها اثبات میکردند!!!
جناح ایرانشهری و میهنپرستان سنتی و خیانتکرده به ناسیونالیسم ایرانی ،ستون پنجم و پیادهنظام ناسیونالیسم کردی هستند.
@iranban_kord
🎥گزارش شبکه کردی knn_kurdish از غارت جنگلهای دهوک توسط ارتش ترکیه
■□دولتی که حتی اراده دفاع از منابع طبیعی خود را ندارد !
دولت اقلیم کردستان حتی توان اعمال حاکمیت حداقلی بر منابع طبیعی قلمرو ادعاییاش را ندارد و نظارهگر غارت سازمانیافتهی جنگلهای دهوک توسط نیروهای نظامی ترکیه است. ترکیه نه فقط درختان کهنسال را قطع و به خاک خود منتقل میکند، بلکه جمعیت بومی را با اعمال خشونت ساختاری، آوارگی اجباری و تحقیر روزمره منکوب میسازد. این است سرانجام نقطه شکستی که برای کردها هرگز تعریف نشده است !
نه در فرار از داعش در سنجار
نه در فرار از جولانی در سوریه
نه در فرار از حکومت مرکزی عراق در همهپرسی استقلال
و نه در پذیرش حقارتی که زیر سایه ترکها در اقلیم شمال عراق میبرند، شگفت نیست که چرا مردم اقلیم بر روح صدام حسین درود میفرستند!
اقلیمی بی دولت که مسکن عشیرههایی بی ملت هستند ؛ موجودیتی که پرچم دارد، اما قدرت ندارد؛ پارلمان دارد، اما ارادهی سیاسی مستقل ندارد با اینحال قبله آمال کردهای ایران است .
پروژهی کردستانسازی که زمانی با شعارهای رهاییبخش و خودمختاری به فروش رسید، امروز به آزمایشگاهی برای اثبات ناکارآمدی فدرالیسم و حقارت مضاعف بدل شده است. دولتی که نمیتواند از درختانش دفاع کند، چگونه میتواند از مردمش دفاع کند؟ ترکیه این معادله را بهخوبی درک کرده و با ترکیب خشونت نظامی و غارت اقتصادی، تحقیر و تمسخر ، شکنندگی ساختاری این سازهی سیاسی را هر روز عریانتر میسازد.
@iranban_kord
🎥۹ سال پیش مردم مهاباد با اعلام رفراندوم استقلال اقلیم کردستان عراق به خیایان آمدند و با برافراشتن پرچمهای تجزیهطلبانه و خواندن سرود ملی اقلیم کردستان پشتیبانی خود را نشان دادند .
همزمان با این تجمعات ، کردهای ایرانشهری ، در بدنه جریان ملی میکوشیدند چنین رفتارهایی را برای ایران بیخطر نشان دهند و جریان فاسد ایرانشهری به اثبات ایرانی بودن واژههای قاشق و چنگال در برابر چرندافشانیهای پانترکهای سایبری مشغول بود ،چرا که این جریان را خطر واقعی برای ایران میدانست!
بله ایرانشهریها آمدند تا پانترکها را جایگزین خطر اصلی که ایران را تهدید میکرد کنند و در این راه بسیار موفق بودند و انرژی جریان ملی را صرف جنگ زرگری با پانترکها کردند و هنوز هم به همین رویه منافقانه و مزدورانه ادامه میدهند .
@iranban_kord
🎥به خیابان آمدن هزاران سنندجی در روز اعلام همهپرسی استقلال اقلیم کردستان از عراق
امروز سالروز اعلام همهپرسی استقلال اقلیم کردستان است که با حمله دولت مرکزی عراق و فرار کردها ناکام ماند .
در آن روز، هزاران کرد در بسیاری از شهرها و روستاهای کردنشین اهل سنت ایران به خیابان آمدند و با شعارها و پرچمهای تجزیهطلبانه از آن حمایت کردند.
کردهایی که در فضای جریان ملی و ایرانشهری همواره تجزیهطلبی کردها را انکار یا توجیه میکردند و رگخواب احساسات ایرانیان را خوب میشناختند، تمام تلاش خود را به کار بستند تا این رفتار را نه به عنوان گرایش تجزیهطلبانه، بلکه بهعنوان «انتقام ایرانینژادان از اعراب و ترکها» بازنمایی کنند و در این بازنمایی نیز بسیار کامیاب بودند.
بیشینه کردها حتی ملیگرایانشان نیز خط مرزی روشنی با پانکردها ندارند ، به همین دلیل است که در برابر پانکردها قرار نمیگیرند و ایراندوستی آنان به تحریک ملیگرایان برای سرگرم شدن با پانترکها محدود میشود .
از همین رو نمیبینیم که این دسته، هیچ نقدی به پانکردیسم و جعلیات ،تحریف تاریخ و فحاشیهای کردها به تاریخ و فرهنگ و مردم ایران داشته باشند .
@iranban_kord
📸و اما یک کامنت جالب!!!
ایشان به نمایندگی از کسانی این سخنان را میگوید که هرساله جنگل های زاگرس را به هدف ذغال آتش میزنند و وقتی کارشان تمام شد با ژست فعال محیط زیست خاموش میکنند و بابت کسانی که شاید خودشان میکشند و میگویند در آتشسوزی مردند از دیگران طلبکار میشوند و در ۲۰۰ سال اخیر چند نسلکشی و پاکسازی قومی به بهانه دین و مذهب به راه انداختهاند و جواب هر مخالفتی را در صورت امکان با گلوله وگرنه با فحش رکیک جنسی و ناموسی میدهند!!!!
@iranban_kord
📸توهینهای کردها به این مرد و همچنین ایران و هم میهنان فارسی زبان، کردها حتی آنجا که برای ایرانیان آرزوهای خوب میکنند باز هم در آرزوی ساخت کردستان هستند.
@iranban_kord
🎥🎥 گزارش کانال اقلیم کردستان از رسم «چَمَری» در ایران؛ او در این گزارش این آیین را بهعنوان بخشی از فرهنگ کردی در میان لرهای کرد و کردهای کرمانشاه و ایلام معرفی میکند.
مجری این شبکه، این رسم را متعلق به «روژهلات کردستان» (شرق کردستان / مناطق کردنشین ایران)، شامل کرمانشاه، ایلام و لرستان و نیز عشایر لک و کلهر معرفی میکند ؛ رسمی که پس از مرگ بزرگان هۆز (ایل) و جوانان انجام میشود.
حتی کردهای عراقی میتوانند تا حدی منصف باشند و از رسوم کردها و لرهای ایران اگر چه آن را ذیل فرهنگ کردی و به نام کرد میدزدند اما دستکم مانند اردشیر پشنگ از پهنه رقصنده در دی ماه آن را به نام کردستان نمیزند اما پشنگ با قرار دادن کرمانشاه و ایلام ذیل مفهوم کردستان ،چمری را کردستانی و سپس با جادوی یادآوری رقاصی کردهای عراقی و سوری در هنگام جنگ و سپس فرارهای قهرمانهشان دامنه آن را به کردستان عراق و سوریه نیز میکشد و و تازه مدعی میشود مردم ایران که در خواکسپاری عزیزان خود رقصیدهاند این رسم را از خطه رقصان دی ماه یادگرفتهاند!
@iranban_kord
🎥زنان مردانه/سورانی پوش لک در پیج پانکردی کردهای مازندران!
این پیج پانکرد مازندران با انتشار فیلمی از پایکوبی دختران کردیزه مازندران با لباس مردانه، اینطور قلمداد میکند که آقامحمدخان قاجار، لکها و گورانهای عبدالملکی را برای دور کردنشان از هویت کردی به مازندران کوچ داده، درحالی که در آن زمان در ایران این دغدغه ها وجود نداشت.
اما واقعیت این است که عبدالملکیهای کرمانشاه به خدمت کریمخان زند درآمده و همراه او راهی فارس شدند و پس از سقوط زندیه، آقامحمدخان، عبدالملکیها را به عنوان متحدان زندیه به مازندران که حیاط خلوت دودمان قاجار بود تبعید کرد.
اما درباره هویت؛ جالب است که این لکها و گورانها در آنجا خودآگاهی کردی پیدا کردند و این دختران لباس مردانه سورانی(لباسی غیر از لباس زنان عبدالملکی) به تن کردهاند.
درواقع روشن نیست که آقامحمدخان به خواسته خود نرسید، بلکه پانکردها و ایرانشهریها به آرزوی خود رسیدند و ناسیونالیسم سورانی حتی در حاشیه کاسپین نیز هویت لک ها و گوران ها را نابود و آنها را کردیزه کرده است.
@iranban_kord
📝نوستالژی سازی دروغین برای کردهای خراسان!!
براستی چگونه ممکن است مردمی که بیش از چهارصد سال پیش به خراسان رفته و در محاصره همسایگان فارس و ترک و ترکمن بوده و با تاتار و افغان و مازندرانی مرتبط بودند، آنچنانکه لباس و رقص بومیان را پذیرفتهاند و شیعه مذهب هستند، نوستالژی کردستان داشته باشند؟
این موج فعلی حاصل همکاری دروغسرایی به نام کلیمالله توحدی و پانایرانیستها و با چاشنی کوبانی بود!!!
کرمانج های خراسان اصلا از مناطق کردنشین به خراسان کوچانیده نشدهاند که اکنون دلشان برای کوههای کردستان بتپد!
بلکه ایشان زیرمجموعه کنفدراسیون چمشگزک بودند که این اتحادیه در ارمنستان تاریخی مستقر بود که در آن دوران هنوز بیشینه ساکنان ارمنی بودند و بعدها با نسلکشی ارامنه به دست کردهای عثمانی این منطقه کردنشین شد.
اساسأ کرمانج های چمشگزک به دلیل جدا افتادن از سایر کردها قزلباش شدند و کردهای علوی ترکیه بازماندگان ایشان هستند.
آنها در دوران شاه عباس علیه عثمانی شورش کردند و در نتیجه سرکوب، به ایران پناهنده شدند.
در نتیجه این جابجایی کرمانجها شیعه و حکومت صفویه آنان را به خراسان کوچ داد.
@iranban_kord
📝کلیمالله توحدی، حلقهٔ اتصال پانکردیسم غرب به کردهای خراسان!
کردهای خراسان که درواقع پناهندگان شورشی قلمرو عثمانی و تیولداران عصر صفوی در شمال خراسان هستند، نه تنها مرزداران آن منطقه، بلکه بخشی از این مرزداران بودند و با توجه به محل زندگیشان، نه در خط مقدم، بلکه در جای امنتری نسبت به قاجارهای مرو و استرآباد و افشارهای ابیورد و جلایرهای درگز و سرخس قرار داشتند و فقط در اواخر دورهٔ قاجار بود که مناطق ایشان به مناطق مرزی تبدیل شد.
جنگهای مرزداری را افشارها و قاجارها کردند و کشتار و اسارتش نصیب فارسها شد؛ و حال کلیمالله توحدی مدعی است هم مرزبانیاش برای کردها بود و هم کردها کشتار و غارت شدند.
در این میان نکتهٔ جالب دیگر این است که او منتِ مرزداری مقابل ازبک و ترک و (مغول!؟) را بر سر ایرانیان میگذارد و میگوید آنها اشغالگر و متجاوز بودند: «در اینجا بیش از یک میلیون کرد کشته شد و زنان و دختران به اسارت رفتند تا خراسان ماند! ما با قطره قطرهٔ خون خود از خراسان دفاع کردیم! هنوز در این کوهها استخوانهای پدران در این درهها افتاده است.»
اما این در حالی است که ازبک و ترکمن و مغول (منظورش تاتارهای مرو هستند که اتفاقاً ایشان نیز مرزدار بوده و برعکس کردها در خط مقدم نبرد بودند) اصولاً نه اشغالگر، بلکه غارتگر بودند و پس از غارت به سرزمینهای خود بازمیگشتند. حتی وقتی شاهمرادخان، امیر بخارا، به مرو حمله کرد و تاتارهای مرو در کنار بایرامعلیبیگ قاجار عزالدینلو جنگیدند و بایرامعلیبیگ کشته شد، سکنهٔ فارسزبان مرو به خراسان کوچانیده شدند و شهر مرو رها شد و توسط خان بخارا تصرف نشد. لذا حضور کردها مانع از اشغال خراسان توسط ازبکها نبود، چراکه ایشان به دنبال اشغالگری نبودند. اشغالگری را افغانها انجام میدادند که حملات ایشان توسط عشایر ترک جلایر و افشار و قرائی و عرب خزیمه و زنگویی و میشمستی دفع میشد.
توحدی در توضیح کتاب خود ناگهان به شکل عجیبی مدعی میشود که کردها پیش از دورهٔ صفوی، در دورهٔ کیانیان و اشکانیان و مهرانیان (؟!) در خراسان بودند، منتها من از دورهٔ صفوی آغاز کردم و اکنون که در حال نوشتن تاریخ کرد هستم، از دورهٔ ماد و کیانی آغاز کردم تا به جلو آمدم.
او همچنین متذکر میشود که «لغتنامهٔ دهخدا را نگاه کردم نامی از کردهای خراسان نیاورده بود!!!!» این سخن او نشان میدهد که دانش علمی او بسیار پایین است.
در مدخل اصلی دهخدا ، «کُرد» چنین معرفی شده است: «نام طایفهای است مشهور از صحرانشینان...»
و سپس میآورد:
«قومی ایرانی و آریایی که در ایران غربی و ترکیه و عراق سکونت دارند.»
ضمن اینکه چنانچه از نام اثر مشخص است، این کتاب لغتنامه است نه کتاب جغرافیایی یا تاریخی یا دموگرافی! چرا باید یک لغتنامه دربارهٔ معنی واژهٔ «کردهای خراسان» آورده باشد؟ اگر هم به کرد پرداخته باشد طبیعتاً دربارهٔ کردهای غرب نوشته شده است. مگر دهخدا در لغتنامهٔ خود دربارهٔ قاجارهای مرو یا بیاتهای همدان یا لکهای سلماس (که توسط کردهای کرمانجزبان شکاک نسلکشی شدند) یا عربهای خزیمهٔ خراسان چیزی نوشته است که حال گلایه کنیم چرا نامی از کردهای خراسان نبرده؟
او سپس در گلایه از دهخدا میگوید کردهای خراسان اگر نبودند، ایرانی نبود. او با ارجاع به سرلشکر سردادور مدعی میشود که اگر کردهای خراسان نبودند، روسها تا بندرعباس را گرفته بودند!!!
اما دربارهٔ ممانعت کردها از اشغال ایران تا بندرعباس توسط روسها نیز باید گفت که عملاً توسعهطلبی گستردهٔ روسیه در سمت خراسان با معاهدهٔ آخال متوقف شد و همین معاهده ضامن تمامیت ارضی ایران در شمالشرق شد. ضمن اینکه اگر روسها قصد توسعهطلبی در ایران را داشتند، کردهای خراسان در مقابل ایشان عددی نبودند.
بسیار ساده است که وقتی ایل و حکومت قاجار (که کردهای خراسان تابع ایشان بودند و این یعنی ایل قاجار قویتر از کردهای خراسان بود) نمیتوانستند جلوی ارتش تزاری را بگیرند، از کردهای خراسان چه کاری بر برابر روسیه ساخته بود؟!
بلوشر، فرستادهٔ آلمانی در جنگ جهانی اول، دربارهٔ سلیمانخان کلهر میگوید او چیزی از اروپا نمیدانست مگر اینکه ارتش روسیه ذخیرهٔ پایانناپذیر سرباز دارد. ظاهراً درک سلیمانخان کلهر در یک سده پیش از روسیه بسیار بیشتر از درک کلیمالله توحدی امروزی که به اینترنت دسترسی دارد بوده است!
در نهایت چند پرسش بروز میکند:
● کلیمالله توحدی عدد بیش از یک میلیون کرد کشتهشده را از کجا آورده است؟ طبق گفتهٔ خود او، در سه دورهٔ کوچ، ۱۰۰ هزار خانوار کرد به خراسان رفتهاند که با عدد استاندارد هر خانوار پنج نفر میشود ۵۰۰ هزار نفر. با این عدد و میزان مرگومیر کودکان و جنگها و قحطیها که جمعیت را ثابت نگه میداشت، چگونه بیش از دو برابر این جمعیت از کردها در جنگ با مهاجمان و در راه ایران! کشته شدهاند؟
@iranban_kord
🎥 سروک مسعود بارزانی به زبان شیوا و زیبای عربی :«علاوه بر این، من از ذهنیت فعلی تعجب میکنم: اقلیم کردستان بخشی از عراق است. اربیل پایتخت اقلیم کردستان است، اما درست مثل بغداد، بصره و موصل، شهری عراقی است. کرکوک هم همینطور است. برای این مناطق مورد مناقشه، قانون اساسی مکانیسم را بهروشنی مشخص کرده: عادیسازی، سپس همهپرسی. مردم محلی باید تصمیم بگیرند: «آیا میخواهید از نظر اداری بخشی از اقلیم کردستان باشید یا زیر نظر دولت فدرال؟»
چه انتخاب کنند که به اقلیم کردستان بپیوندند یا مستقیماً زیر اداره فدرال بمانند، هیچ چیز اساسی تغییر نمیکند — آنها همچنان بخش جداییناپذیر عراق باقی میمانند.
اجتناب از اجرای این ماده واقعاً به عراق آسیب زده و روابط بین اقلیم کردستان و بغداد را به شدت تیره کرده است. هرچه زودتر این ماده اجرا شود بهتر است. ما به کار با همه طرفهای دیگر ادامه خواهیم داد؛ این بند قانون اساسی باید اجرا شود و مردم باید اجازه داشته باشند انتخاب خود را بکنند.»
همزمان آزادی پوشش و محتوای اروتیک تویتر فارسی شامل محتوای فمنیستها(متحدان کالکتیو خودشان) را دستمایه هرزهنمایی قرار میدهد تا مرکز را «منحط» تصویر کند.
در سیرک برلین ۱۴۰۱، با همکاری چپ و فمنیستها تریبون را به اقلیتهای جنسی میدهند و سپس ظاهر و گرایش آنان را به کل فارسها تعمیم میدهد («فارسها اوبنهای هستند»).
پاتریوتها و ایرانشهریها با سکوت یا همراهی، این ابزار را در اختیار آنان گذاشتهاند و با ساخت تصوری از مرد کرد به عنوان مرد جنگجوی آلفای باغیرت این توهم را به رقاصههای دی ماه و بخش زیادی از زنان مورد هدف خود دادند که گویی مردان ایرانی مشتی ترسو ، بیعرضه و مفعول هستند.
این دوگانهسازی به کردها اجازه میدهد خود را هم «اصیلتر» و هم «شریفتر» جا بزند. اتهام ازدواج با محارم به فارسها در حالیست که حکومتهای ایران باستان را در حالت عادی کرد میدانند و امروزه ازدواج فامیلی در میان فارسیزبانان بسیار کمتر از جوامع قبیلهای زاگرس است.
■□ اما چرا گفته شد کاکولدیسم پاتریوتهای ایرانی؟
چون پاتریوتهای ایرانی و ایرانشهریها، در مقابل این حجم توهین و تحقیر و اتهام جنسی و ناموسی به ایرانیان و تاریخ ایران، نهتنها سکوت کرده، بلکه در اتحاد با پانکردها با وجهالمصالحه قرار دادن مردم کرد و تبدیل ایشان به سپر بلای پانکردیسم، حتی کسانی که با پانکردیسم مبارزه میکنند را خطرناکتر از خود پانکردها معرفی کرده و دست به سرکوب ایشان زده و هرکدام را با اتهام و برچسبی خاموش و مهر تأییدی بر ادعای ایشان مبنی بر بیغیرت و بیناموس بودن ایرانیان کوبیده و اینچنین ناموس ایرانی را ابزار تفریح و عقدهگشایی مشتی قبیلهچی قرار میدهند.
پاتریوت و ایرانشهری از تماشای تعدی و هرزهزبانی نسبت به ناموس ایرانی کام میگیرد. حس پانایرانیستیاش دقیقاً آنجا ارضا میشود که «نیزه لحمی» پانکردیسم در نمادینترین سطح، به آنچه متعلق به اوست نفوذ میکند و از تجاوز نمادین به ناموس جمعیاش لذت میبرد.
ناسیونالیسم کلاسیک همیشه با دفاع از ملت، میهن و جهانبینی ملی گره خورده، وقتی نخبگان یک گفتمان پانایرانی، نهتنها از ملت بلکه حتی از ناموس ایرانی دفاع نمیکنند و تازه مهاجم را همراهی و منتقدان را سرکوب میکنند، در واقع آنان اعلام میکنند که ناموس ایرانی ارزش دفاع ندارد و آن را به ابزار تفریح طرف مقابل تبدیل میکنند. این جماعت دیگر ناظر بیطرف نیستند بلکه با ساکت کردن صدای مخالف، عملاً دستگاه تحقیر را تقویت میکنند و ادعای بیغیرتی و بیناموسی ایرانیان را از سطح شعار دشمن به سطح واقعیت اجتماعی ارتقا میدهند.
@iranban_kord
📝کاکولدیسم در پاتریوتیسم ایرانی
هر اجتماع سیاسی برای آنکه بتواند خود را حفظ کند، به سه چیز نیاز دارد: حاکمیت، قلمرو و جهان معنایی مشترک ؛ ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
تا پیش از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، هویت ملی ایرانیان مبتنی بر سه ستون: حاکمیت ملی(نهاد پادشاهی)، موجودیت جغرافیایی(ایرانشهر) و جهانبینی(مولفه های فرهنگی، زبان پارسی، دین زردشتی،اساطیر ملی) بود که هر سه اینها بر محوریت قوم ایرانی قرار داشتند و در این جهانبینی ایرانیان قوم برگزیده و ایران سرزمین تقدیس شده اهورامزدا بود.
در آن دوران غرور ملی و عزت و اعتبار ایرانیان به اندازهای بود که نویسندگان عرب(یعنی قوم و جهانبینی غالب در دوره اسلامی) ایرانیان را از برترین ملل جهان میشمردند و قوم غالب بعدی یعنی ترکان، برای اینکه صاحب بزرگی و شرافت شوند خود را ادامه ایرانیان معرفی میکردند.
با فروپاشی دولت ساسانی، این جهانبینی فرو ریخت اما بعدها به شکل ناقصی بازسازی شد ولی این نقصان، سبب شد که ایرانیان هیچگاه نتوانند به آن چیزی که پیشتر بودند بازگردند.
امروز سه نیروی بزرگ با هویت ملی ایرانی در تعارضاند: امتگرایی، جهانوطنی چپ و ناسیونالیسمهای قومی. اما خطر تنها از بیرون نمیآید؛ دو جناح داخلی پاتریوتها و ایرانشهری ها(درواقع نو پانایرانیستها) در برابر هویت ایرانی خاکریز و کندک(خندق) ایجاد کرده و با اطلاعات غلط راه آن را منحرف میکنند.
درباره امتگرایان و چپها بسیار گفته شده و در این بین گردان صفشکن ایشان یعنی قومگرایان موضوع پژوهش کانال هستند.
قوم گرایان زیر چتر پشتیبانی امتگرایان و چپها، هر مولفهای که در جهانبینی و ملی ایرانیان پیش از اسلام موجود بوده را مورد حمله قرار داده یا میدزدند.
در این میان پانکردها تیزترین و قدرتمندترین نیزه را دارند، چراکه برخلاف پانترکها در میان مردم کرد و سایر ایرانیان از مشروعیت اجتماعی برخوردارند و از آن مهمتر، دو گروه داخلی یعنی پاتریوتها و ایرانشهریها از ایشان دفاع و یا با انحراف افکار، آنها را استتار میکنند.
قدرت فقط در انحصار تفنگچیان، احزاب یا دولت نیست. قدرت آنجاست که کسی بتواند مشروع یا نامشروع بودن و ایرانی یا افراطی بودن را تعیین کند؟!
وقتی دفاع از تاریخ ایران «افراطیگری» خوانده میشود، اما بازتعریف تاریخ و جغرافیای ایران توسط کردها ایرادی ندارد، دیگر با اختلاف نظر تاریخی مواجه نیستیم؛ با قدرت نمادین برای تعریف مشروعیت مواجهیم و کردها این قدرت را از کاکولدیسم میهنپرستان سنتی گرفتهاند.
باید پرسید:
چرا هرگاه کسی به مصادره تاریخ ایران توسط کردها اعتراض میکند به «تفرقهافکنی» محکوم میشود؟
اگر برای اثبات ایرانیبودن کردها و همبستگی پوشالی و مدارا، تاریخ ایران را تحریف و منتقدان این روند را سرکوب کنیم، در نهایت چیزی که باقی میماند نه همبستگی؛ که پوستهای از همبستگیست که محتوای سیاسی و تاریخی خود را از دست داده، نه مدارا که کاکولد بودن است و از سویی انسانی فاقد ظرفیت تاریخی، فکری و فرهنگی را به مرحله خدایی رساندهایم که دیگر نمیتوان او را پایین کشید؛ این سایهای از وضعیت ایران در حکومتهای پس از اسلام است، حکومتهای بیابانگرد، چادرنشین و فاقد بنیان معرفتی و تمدنی که تاج کیانی بر سر گذاشته اما در نهایت همان موجودات خشن و چادرنشینِ قبیلهای بودند چرا که تاج، کاخ و کشور را میتوان بخشید، دزدید یا اشغال کرد اما تربیت و زیست را نمیتوان جعل کرد و از همین روست که پاتریوتها و ایرانشهریان از آن همه بذل و بخشش طرفی نبستند.
ایرانیان برای پاس داشتن ایران بیش از «مدارا» به قدرت تشخیص و دلیری نیاز دارند؛ زیرا ملتی که از ترس متهم شدن به افراط، جرئت دفاع از تاریخ، قلمرو و هویت خود را ندارد، پیش از آنکه از بیرون شکست بخورد، از درون خلع اراده میشود و شاید خطرناکترین شکل کاکولدیسم سیاسی دقیقاً همین باشد: اینکه ایرانی، آنقدر در برابر تعرض به ایران سکوت کند که سرانجام چیزی از آنچه قرار بود از آن دفاع کند باقی نماند.
➖دو وجه پانکردیسم و واکنش جامعه کرد
کنشهای مسلحانه مستقیم مانند حمله به پاسگاههای مرزبانی در جامعه کرد مورد استقبال محدود یا حتی مقاومت ضمنی قرار میگیرد اما اقدامات فرهنگی و هویتی، احساس ملت بودن را تغذیه و خلأ هویتی را پر میسازند.
پانکردها برای اینکار به چندین روش عمل میکنند
● دزدی از تاریخ
پانکردها هر آنچه از تاریخ ایران، میانرودان، آناتولی و حتی یونان را که ذرهای به کردهای امروزی شباهت داشته باشد، نه میراث مشترک ، بلکه صرفاً کردی معرفی میکنند.
@iranban_kord
ایشان همان بانویی هستند که در کلیپ معروف میفرمودند: مردها اغلب ریشو، شکمگنده، کچل، بدلباس، خیکی ، اصلا قیافهها همه عوضی ...
من همان زمان به عمق بصیرت، درایت و فرهیختگی ایشان پی بردم و خوشحالم که با وجود گذشت سالها ، خللی به این تشخیص تاریخی وارد نشد :))
🎥 سخنان یک کرد در تمسخر حکم علی زارعی، آسیب دیده چشمی در اعتراض به مرگ ژینا امینی، دختر کردستان
او میگوید :آقا بخشش لازم نیست اعدامش کنید. چی دارم میگم؟ بخش-- یه بخششو لازم نیست اعدام کنید. نه وایسا. بخشش لازم نیست اعدامش کنید. اهمیت ویرگول را یافتم آخرش.@iranban_kord Читать полностью…
او سپس تصریح میکند که : ببین سطلی خوب سطلی مردهست ! میخواد هرکی باشه و هرکسی میخواد شر این سطلی رو از سر ما کم کنه. چرا؟ چون این حرومزاده قرار بود بعداً زیر پرچم، با حکم جهاد ملی به شهرهای کردستان حمله ور بشه و زن و بچه ما رو بکشه. بله قربان.
اگر معیارِ شما خاموشان را داوری، طرد، منکوب و محکوم میکند، پس رقصان را با چه معیاری میسنجید؟
Читать полностью…
🎥تام باراک پس از اعلام اتحاد پیشمرگههای بارزانی و طالبانی: پیشمرگه ملیشیاست؛ آمریکا با دولتها مذاکره میکند؛ آینده عراق در گرو یک دولت و یک ملت است.
پس از فشار آمریکا، دولت اقلیم کردستان رسماً اتحاد نیروهای پیشمرگه دو قبیله بارزانی و طالبانی را اعلام کرد. دو روز بعد تام باراک در مصاحبه با روداو این اتحاد را امیدبخش دانست اما صریحاً قید کرد: «روابط ما با دولت-ملتهاست، نه با ملیشیا» و تأکید کرد آینده عراق به «یک ملت و یک دولت» وابسته است. این سخنان تکرار خطمشی درازمدت آمریکا در سوریه و عراق است: «یک ملت، یک ارتش، یک دولت» و رد فدرالیسم چندپاره.
■□آیا ساختار اقلیم کردی عراق به خط پایان نزدیک شده؟
کارشناسان اقلیم آن را با جمهوری مهاباد قازی محمد مقایسه میکنند و دولت کردی را رو به زوال میدانند. اتحاد پیشمرگه میتواند مقدمهای مشابه ادغام گریلاهای کرد سوریه باشد، اما با این تفاوت که اقلیم ۳۰ سال پیشینه بهرسمیتشناختهشدن در قانون اساسی فدرال، بودجه از بغداد و کرسی بینالمللی دارد؛ در حالیکه خودمختاری کردهای سوریه اگر چه با استقلال بسیار بیشتری همراه بود هرگز در قانون اساسی دمشق رسمیت نیافت. هرچه نهادینهشدن حقوقی بیشتر باشد، هزینه ادغام بالاتر میرود؛ بنابراین فروپاشی اقلیم کندتر از سوریه است اما نه غیرممکن.
بیمیلی آمریکا به ملتسازی کردی (در لحن سرد باراک) بازتاب دکترین واقعگرایی است: واشنگتن تنها در ازای منافع امنیتی مشخص (مانند مبارزه با داعش) روی شرکای غیردولتی سرمایهگذاری میکند و با کاهش آن منفعت، پشتیبانی نیز افت میکند ، الگویی که پس از کاهش تهدید داعش در سوریه و اکنون در قبال پیشمرگه دیده میشود.
➖چند متغیر ساختاری روند ادغام و محو فدرالیسم را کند نگه میدارد:
● ترکیه: منافع همراستا با اقلیم (هر دو اهلسنت در برابر بغداد شیعهمحور). بیش از ۱۵۰ پایگاه نظامی ترکیه در شمال عراق منطقه نفوذی ساخته که وابستگی اقتصادی-فرهنگی ایجاد میکند، ابزار فشار بر بغداد و سرکوب پکک است و اقلیم را از فروپاشی محافظت میکند اما از حاکمیت واقعی دور نگه میدارد. بارزانیها در برابر بغداد از پشتیبانی ترکیه برخوردارند.
●جمهوری اسلامی و منطق دورزدن تحریم: اقلیم روزنه تنفسی اقتصادی ج اسلامی است و در برابر آن ، اقلیم و تجزیهطلبان کرد ایرانی تا وقتی مسلحانه وارد عمل نشوند حاشیه امنیتی بالایی دارند و آسوده میتوانند حتی پروژه کردیزه کردن لرها و گویشوران حاشیه خلیج فارس را انجام دهند.هر دو قبیله بارزانی و طالبانی روابط دیرینه با سران جمهوری اسلامی دارند چنانچه ترامپ در جنگ ۳۹روزه از نچیروان بارزانی برای ایجاد کانال گفتگو با تهران استفاده کرد.
با این حال فساد مالی، حکومت عشیرهای، ناامنی، مهاجرت گسترده کردها به اروپا و اسکان اعراب در مناطق مورد مناقشه توازن جمعیتی را دگرگون کرده است. دولت اقلیم در دولتسازی و ملتسازی ناکام بوده؛ ملتها با رقاصی، جعل تاریخ، دزیدن اساطیر دیگران و خریدن بلاگر و زنهای مدل دو ایکس لارج مورد علاقه کردها ساخته نمیشوند. جامعه کرد قبیلهمحور است و ساختار حزب-قبیله جایگزین دولت مدرن شده. اقلیم خود نفت میفروشد اما دستمزد کارمندان را از بغداد میگیرد و آن را میان وفاداران پخش میکند؛ در نتیجه نارضایتی (بهویژه نسلی که رفاه دوران صدام را به یاد دارد) برای پایان فدرالیسم افزایش یافته است.
روند به سمت ادغام بیشتر اقلیم در ساختار مرکزی عراق محتمل است، اما نه بهشکل فروپاشی ناگهانی، بلکه فرسایش تدریجی حاکمیت که سرعتش را متغیرهای بیرونی/ساختاری بالا و خود جامعه کرد تعیین میکنند.
@iranban_kord
🎥شهریار محمدی برادر یکی از کشته های خیزش ژن ژیانی با پرچم تجزیهطلبان کرد که ابتدای خیزش گریه میکرد که کردها تجزیهطلب نیستند و توسط جریان ملی پروموت شد: تجزیهطلبهای پهلوی شروع کردن به فحاشی به خانواده ژینا مهسا امینی. ژینا مهسا امینی که نمادی شد در جهان. بخواهیم یا نخواهیم جنبش: زن، زندگی، آزادی جهان رو به همبستگی وادار کرد. سیستم آقای پهلوی هر چیزی به غیر از خودش رو حذف میکنه. یعنی دقیقاً همون سیستم جمهوری اسلامی که اگر شیعه نباشی و با جمهوری اسلامی نباشی حذفت میکنه، با اعدام، با قتل، با هر مدلی که امکانپذیر هستش.
خانواده ژینا مهسا امینی که برادر من در اون جنبش کشته شد و خودم تیر خوردم و پدرم یک ساله تو زندانه و مادرم دستگیر شد، خواهرم دستگیر شد. خانواده ژینا من میدونم صد درصد وصل نیستن به هیچ جناح سیاسی. ولی واقعاً چرا میگم تجزیهطلب پهلوی؟ چون اگر وابسته به جایی هم نباشی یا هدفی هم نداشته باشی برای جدایی کاری باهات میکنند که جدا بشی.
دقیقاً همون داستان دختر خانوادهست. پدره که میشه همون ایران به پسرش میرسه همه امکانات به پسرش میده ولی به دخترش هیچ امکاناتی نمیده. خب اون دختره آیا تجزیهطلبه اگر از پدرش جدا بشه یا اون پدر است که دختره رو وادار کرده به این کار؟ لطفاً مردم ایران فکر کنید و کور کورانه نرید جلو. من با این پرچم از کردستان به عنوان یک کرد میگم قلبم با خون تک به تک جاویدنامها ، قلبم با تک به تک مادران و پدران و خانوادههای داغدار تهران و همه جای ایران هستش.(!!!!)
📸نکته جالب اینکه کردها حاضر نیستند او را به عنوان کرد پذیرا باشند.
البته باید انصاف داشت و گفت چند نفر از کردها گفته بودند که به ایرانی بودن افتخار میکنند.
@iranban_kord
📸کامنتهای کردها در نقد ازدواج این مرد با غیر کرد.
زنان و مردان کرد، زن را ماشین کردکشی میبینند و ازدواج فضایی است که باید با آن قبیله کرد را بزرگ کنند.
نتیجه ازدواجهای قبیلهای که در کشورهای دیگر و همچنین مناطق مرکزی ایران به عنوان ازدواج محارم شناخته میشود ، افزایش بیماریهای ژنتیکی و اعصاب و روان مانند پانکردیسم است.
@iranban_kord
اما این کامنت در نوع خود جالب بود!
همه به اصالت خود افتخار میکنند جز ما کوردها!!!
این درحالیست که در منطقه آسیای غربی و حتی شاید جهان هیچ قومی را پیدا نمیکنید که به اندازه کردها تعصب هویت خود را بکشد و نام خود را بر همه چیز از گیوه گرفته تا آدامس بگذارد نسبت به دیگران نگاه تحقیر نژادی داشته باشد و از همه تمدن های مرده و زنده دزدی کرده باشد!
@iranban_kord