iran_psychologyy | Unsorted

Telegram-канал iran_psychologyy - کانال روانشناسی ایران

5746

﷽ پنجره ای متفاوت به دنیای پیچیده ذهن و روان مطالب روانشناسی پادکست موسیقی فیلم و... با ما همراه باشید 💚🌱

Subscribe to a channel

کانال روانشناسی ایران

خبرنگار از روانپزشکا می‌پرسه:
تا حالاچندتا از بیمارانتان کاملا درمان شده‌اند؟
جواب همگی: هیچکدام

پشت این راستی این واقعیته که درمان(Cure)در روانپزشکی، توهم است؛
تنها کاری که ما میکنیم، مراقبت(Care)است تا انسانها شریف بمانند و شریف بمیرند.

@Iran_Psychologyy

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

پادکست کتاب جیبی - خلاصه کتاب بشر ساده لوح نیست(1)
به چه کسی اعتماد و چه چیزی را باور کنیم
خلاصه کتاب بشر ساده لوح نیست | Not Born Yesterday: The Science of Who We Trust and What We Believe
نویسنده: هوگو مرسیه | Hugo Mercier
ناشر: نشانه | مترجم: مژگان جهانگیر، علی شفیقی
#پادکست #پادچی #کتاب_جیبی

🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

توی جلد مجله اکونومیست از سال 2026 منتشر شده بود؛ زلنسکی، در حالی که دوربین دستشه، به یک کشتی ایرانی خیره شده است!
@Iran_Psychologyy

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

☣تقابل ایران، عربستان و پاکستان در سایه جنگ با آمریکا؛ زنجیره‌ی نبرد

پاکستان هشدار داده اگر عربستان هدف حمله قرار بگیرد، ناچار است برای حمایت از ریاض وارد درگیری شود. به همین دلیل، جمهوری اسلامی تلاش می‌کند مستقیماً وارد تقابل با عربستان و پاکستان نشود و هزینه درگیری را از طریق نیروهای نیابتی خود منتقل کند.

فعال شدن حوثی‌ها در یمن و تهدید تنگه باب‌المندب دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ یعنی ضربه زدن به رقبا و دشمنان منطقه‌ای بدون اینکه تهران مستقیماً وارد جنگ با آنها شود.

از طرف دیگر، اگر ایران هدف حمله به زیرساخت ها قرار بگیرد، حوثی‌ها می‌توانند تمام زیرساخت‌های حیاتی عربستان را هدف قرار دهند. یمن تقریبا چیزی ندارد که عربستان بخواهد نابود کند؛ بخش زیادی از توان و زیرساخت‌های یمن سال‌هاست در جنگ از بین رفته و عربستان بارها حملات گسترده‌ای علیه آن انجام داده است. اما در مقابل، عربستان همچنان اهداف مهم و حیاتی زیادی دارد.

حتی این احتمال وجود دارد که در صورت گسترش جنگ و ورود پاکستان به نفع عربستان، حوثی‌ها پاکستان را هم هدف حملات موشکی قرار دهند و اسلام‌آباد را وارد یک بحران امنیتی جدید کنند.

اما ماجرا فقط به عربستان و پاکستان محدود نمی‌شود. احتمال همکاری طالبان با جمهوری اسلامی هم یکی دیگر از سناریوهای مطرح است. یعنی اگر پاکستان وارد جنگ شود، ممکن است ناگهان خود را درگیر یک جبهه دیگر در مرزهای غربی ببیند و مجبور شود همزمان با چند تهدید مقابله کند.

در نهایت، ورود پاکستان به این جنگ می‌تواند معادلات منطقه را به‌شدت پیچیده کند؛ جایی که دیگر یک جنگ دوجانبه نیست، بلکه مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای و نیروهای نیابتی وارد یک زنجیره درگیری می‌شوند. تنها کشوری که از این وضعیت سود می‌برد فقط اسرائیل است.

در چنین شرایطی، ممکن است منطقه شاهد وضعیتی شود که همه علیه همه وارد عمل شوند و یک درگیری محدود، به بحرانی گسترده و غیرقابل کنترل در سراسر خاورمیانه تبدیل شود.



🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

پیش بینی بازارهای مالی علی الخصوص قیمت نفت در پایان سال ۲۰۲۶ نشان از تنش خیلی زیاد در سطح جهان هست.

بازارهای مالی و سهام آمریکا کم کم در حال سقوط و وارد شدن به یک رکود هستند.

قیمت نفت نیز طبق تحلیل تکنیکال چارت آن در پایان سال ۲۰۲۶ تارگت های وحشتناک 175 و 250 دلار را نشان می دهد که اگر به سمت این‌ قیمت ها حرکت کند و این پیش بینی به واقعیت بپیوندد یعنی اخبار و اتفاقات بسیار بدی در راه است!!!
که به احتمال زیاد هم مربوط به جنگ در تنگه هرمز، باب المندب و یک جنگ تمام عیار و همه جانبه با ایران باشد...

چارت ها همیشه آینده را به ما نشان می دهند.

کمربندها رو محکم ببندید که روزهای سختی در راه هست...


✅ بماند به یادگار تا نفت ۲۵۰ دلاری



@Iran_Psychologyy

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

مصاحبه عراقچی

آیا نظام وقایع و اعتراضات دی ماه را پیش بینی می کرد؟

آیا ادعای سقوط مشهد درست بود؟
@Iran_Psychologyy

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

✡احمدی نژاد و اسرائیل؛ واکاوی یک روایت مشکوک

در روزهای اخیر دو روزنامۀ نیویورک تایمز و هاآرتص اسرائیل تقریباً هم‌زمان گزارش‌هایی درباره طرح ادعایی اسرائیل برای جذب
#محمود_احمدی_نژاد منتشر کردند.

نکته‌ای که بلافاصله توجه را جلب می‌کند، تفاوت نویسندگان این دو گزارش است. نیویورک تایمز توسط چهار روزنامه‌نگار تحقیقی امضا شده: مارک مازتی (برندۀ پولیتزر در امور امنیت ملی)، جولیان ئی. بارنز، فرناز فصیحی (روزنامه‌نگار ایرانی‌آمریکایی) و رونن برگمن (روزنامه‌نگار اسرائیلی). گزارش هاآرتص را مایکل هائوزر توو نوشته است. دو رسانه با نویسندگان کاملاً متفاوت، همان روز و با شباهت زیاد در حقایق اصلی گزارش منتشر کرده‌اند. این هم‌زمانیِ غیرتصادفی، خود پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند. همان‌طور که یک تحلیلگر اشاره کرده، گزارش یک عملیات سری را افشا می‌کند، اما خود گزارش نیز به موضوعی شایستۀ بررسی تبدیل شده است.

گزارش نیویورک تایمز ادعا کرده اسرائیل هزینه‌های زندگی و سفر احمدی‌نژاد را پرداخت کرده و مأموران موساد خارج از کشور با او ملاقات کرده‌اند. اما چند پرسش اساسی بی‌پاسخ مانده است. نخست اینکه در جامعۀ ایران چه کسی احمدی‌نژاد را به عنوان نفر اول پس از سقوط نظام می‌پذیرد؟
طی جست و حو در سایت های خارجی نظرات جالبی دیدم.
جیسون برادسکی، مدیر سیاست‌گذاری سازمان «ایالات متحد علیه ایران هسته‌ای»، به صراحت گفت که هر تحلیلگر جدی مسائل ایران—حتی بدون دسترسی به اطلاعات طبقه‌بندی شده—می‌تواند تأیید کند که احمدی‌نژاد از ارتش و دستگاه امنیتی ایران طرد شده و هیچ پایگاه حمایتی در آنجا ندارد. او افزود هر استراتژی موفق تغییر رژیم، نیازمند فرار نیروهای نظامی و امنیتی ایران است و تردید دارد که احمدی‌نژاد واقعاً محور یک استراتژی تغییر رژیم باشد.
دوم اینکه در خارج از ایران چه کسی احمدی‌نژاد را می‌پذیرد؟ او در دوران ریاست‌جمهوری‌اش (۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳) شاخص‌ترین چهرۀ جهانی در انکار هولوکاست بود و بارها اسرائیل را تهدید به «محو از نقشه» کرده بود.
پرسش اساسی این است که آیا
#موساد به منکر #هولوکاست اعتماد می‌کند؟

سوم اینکه خودِ گزارش چه شواهدی دارد؟ این گزارش منحصراً بر «مقامات ناشناس» استناد کرده و هیچ منبع مشخصی پشت آن نیست. هیچ مدرک مستندی ارائه نشده و راستی‌آزمایی مستقل آن امکان‌پذیر نیست.

کارشناسان اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا هم به این گزارش با شک و تردید عمیق واکنش نشان داده‌اند. الکساندر گرینبرگ، سرگرد ذخیره و کارشناس ایران در مؤسسۀ استراتژی و امنیت اورشلیم، می‌گوید ادعا شده که می‌خواستند احمدی‌نژاد را استخدام کنند و این اصطلاح در اطلاعات انسانی می‌تواند هزار و یک معنا داشته باشد. فرض اینکه این استخدام به معنای همکاری داوطلبانه احمدی‌نژاد با اسرائیل بوده، لزوماً درست نیست، همه این کارها بسیار پیچیده و زمان‌بر است و هیچ چیز تضمینی هم نیست.
جیسون برادسکی نیز احتمال دیگری مطرح می‌کند که احمدی‌نژاد ممکن است یک منبع سوخته بوده باشد و انتشار این داستان برای تزریق
#پارانویا در درون نظام ایران بی‌ضرر نیست. به عبارت دیگر، مهم نیست داستان درست باشد یا نادرست؛ مهم این است که نشر آن، بی‌اعتمادی درون نظام را افزایش دهد.

بابک دوربیکی، تحلیلگر سیاسی مقیم لندن، به دویچه وله گفته که باید سه پرسش را از هم تفکیک کرد:
دقت خود گزارش، جایگاه واقعی احمدی‌نژاد در سیاست ایران امروز، و کارکرد سیاسی انتشار چنین داستان‌هایی. به گفتۀ او، هیچ مدرک عمومی و مستقلی وجود ندارد که بتواند جزئیات این روایت را تأیید یا رد کند.
دفتر احمدی‌نژاد نیز گزارش را «سناریوهای مضحک» و «ادعاهای هالیوودی» خوانده و آن را کاملاً ساختگی توصیف کرده است. دفتر او تأکید کرده که این گزارش برای تضعیف حمایت عمومی از احمدی‌نژاد و انجام جنگ روانی علیه ملت
#ایران طراحی شده است. جالب اینکه نیویورک تایمز نیز در پاسخ، ادعای دفتر احمدی‌نژاد را «اتهامات آشکارا نادرست» خوانده که «برای دستکاری افکار عمومی» مطرح شده است.

بر اساس همۀ شواهد موجود، خبر از دو منبع هم‌زمان منتشر شده اما هیچ منبع دست‌اولی ندارد و نویسندگان صرفاً به «مقامات آگاه» استناد کرده‌اند. از منظر عقل سلیم و عقلانیت سیاسی، احمدی‌نژاد «بدترین گزینۀ ممکن» برای چنین طرحی است: در داخل هیچ پایگاه نظامی و امنیتی ندارد و در خارج به‌خاطر انکار هولوکاست، برای
#اسرائیل غیرقابل قبول است. خودِ احمدی‌نژاد نیز این گزارش را به‌شدت تکذیب کرده و آن را «سناریوی هالیوودی» خوانده است.
کارشناسان اطلاعاتی معتقدند هدف اصلی از انتشار این داستان، جنگ روانی و ایجاد تفرقه درون نظام ایران است، نه گزارش یک واقعیت عینی.





🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

🛑 چرا اساساً جمهوری اسلامی برای پیروزی طراحی و ساخته نشده است؟!
یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌ها درباره جمهوری اسلامی این نیست که «چرا در بسیاری از بحران‌ها ناکام بوده است؟»؛ پرسش عمیق‌تر این است:
آیا این نظام اساساً با منطق پیروزی و موفقیت ساخته شده یا با منطق بقاء؟

از منظر روان‌شناسی سیاسی، هر نظام سیاسی یک «ذهنیت سیاسی» (Political Mindset) دارد؛ مجموعه‌ای از باورها، ترس‌ها، ارزش‌ها و سازوکارهای روانی که تعیین می‌کند چگونه جهان را می‌بیند، تهدیدها را چگونه تفسیر می‌کند و چگونه تصمیم می‌گیرد.
در نظام‌هایی که هدف اصلی توسعه، رفاه و افزایش قدرت ملی است، ذهنیت حاکم بر پایه رشد، اصلاح و سازگاری با واقعیت شکل می‌گیرد.
اما در نظام‌های ایدئولوژیک، زمانی که حفظ ایدئولوژی و بقای ساختار به هدف اصلی تبدیل شود، موفقیت کشور دیگر یک هدف مستقل نیست؛ بلکه تا جایی اهمیت دارد که به حفظ ساختار قدرت کمک کند.
✔️ و این تفاوت، همه چیز را تغییر می‌دهد.

در روان‌شناسی، فردی که مدت طولانی در شرایط تهدید و ناامنی زندگی می‌کند، به تدریج وارد «حالت بقا» (Survival Mode) می‌شود. در این وضعیت، ذهن کمتر به آینده‌سازی، خلاقیت و رشد فکر می‌کند و بیشتر بر دفع خطر فوری تمرکز دارد.
همین الگو را می‌توان در سطح سیاسی نیز مشاهده کرد. ساختاری که جهان را دائماً در قالب «ما» و «دشمن» تعریف می‌کند، به مرور وارد چرخه‌ای از اضطراب مزمن سیاسی می‌شود.
در این چرخه، دشمن فقط یک واقعیت خارجی نیست؛ بلکه به بخشی از هویت و کارکرد سیاسی تبدیل می‌شود. زیرا حذف دشمن، بسیاری از توجیه‌ها و روایت‌های ساخته‌شده بر پایه تقابل را نیز تضعیف می‌کند.

به همین دلیل، بحران برای چنین ساختاری فقط یک تهدید نیست؛ گاهی به بخشی از سازوکار بقای آن تبدیل می‌شود. در شرایط بحران، امکان بسیج روانی جامعه، کنترل روایت و توجیه بسیاری از ناکارآمدی‌ها افزایش پیدا می‌کند.
از همین‌جا می‌توان فهمید چرا در نظام‌های ایدئولوژیک، گاهی روایت بر واقعیت غلبه می‌کند.

در روان‌شناسی شناختی، وقتی واقعیت با باورهای عمیق یک فرد یا گروه در تضاد قرار می‌گیرد، پدیده‌ای به نام «ناهماهنگی شناختی» (Cognitive Dissonance) شکل می‌گیرد.
یکی از راه‌های کاهش این فشار روانی، تغییر واقعیت نیست؛ بلکه بازتعریف آن است. به همین دلیل در بسیاری از نظام‌های ایدئولوژیک، شکست‌ها می‌توانند به «پیروزی راهبردی»، عقب‌نشینی‌ها به «تاکتیک هوشمندانه» و هزینه‌های سنگین به «افتخار تاریخی و قهرمانانه» تبدیل و تبلیغ شوند؛ زیرا پذیرش شکست، فقط پذیرش یک خطای سیاسی نیست، بلکه تهدیدی علیه کل روایت هویتی نظام است.
در چنین چارچوبی، تبلیغات و رسانه ها ابزاری برای مدیریت ادراک جمعی است که هدف آن تغییر برداشت جامعه از واقعیت است.
از این منظر، جمهوری اسلامی طی دهه‌ها هویتی سیاسی خود را بر پایه «مقاومت دائمی» ساخته است؛ هویتی که بخش مهمی از مشروعیتش را از تقابل با دشمن می‌گیرد، نه الزاماً از کیفیت حکمرانی، توسعه اقتصادی و رفاه عمومی.

اما این الگو یک تناقض اساسی دارد:
وقتی یک ساختار سیاسی از بحران و دشمنی برای تعریف هویت خود استفاده می‌کند، عادی‌سازی روابط و کاهش تنش ممکن است بخشی از سرمایه نمادین آن را کاهش دهد. در نتیجه، بخش بزرگی از انرژی کشور به جای آنکه صرف توسعه اقتصادی، علم، فناوری، افزایش سرمایه اجتماعی و قدرت ملی شود، صرف مدیریت بحران، حفظ روایت، کنترل ادراک و مقابله با تهدیدهای دائمی خودساخته می‌شود.

در چنین شرایطی، قدرت واقعی به تدریج جای خود را به نمایش قدرت می‌دهد.
قدرت واقعی بر اقتصاد قوی، فناوری، اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی، توسعه و پیشرفت، دیپلماسی کارآمد و توان دفاعی نوین و پایدار استوار است.
اما نمایش قدرت، بیشتر بر شعار، نماد، تبلیغات و تصویرسازی تکیه دارد.
تا زمانی که آزمون‌های واقعی فرا نرسیده باشند، ممکن است این دو شبیه یکدیگر به نظر برسند؛ اما بحران‌های بزرگ معمولاً فاصله میان «تصویر قدرت» و «قدرت واقعی» را آشکار می‌کنند.

بنابراین، اگر این فرض را بپذیریم که منطق غالب جمهوری اسلامی بیش از آنکه «پیروزی ملی و واقعی» باشد، «بقای ساختار» است، بسیاری از رفتارهای آن قابل تحلیل می‌شود:
از اولویت دادن امنیت بر توسعه،
از ترجیح کنترل بر اصلاح،
از حفظ روایت بر پذیرش واقعیت،
و از مدیریت بحران به جای حل ریشه‌ای بحران‌ها و تعارضات.

شاید مهم‌ترین پرسش درباره جمهوری اسلامی این نباشد که:
«چرا پیروز نمی‌شود؟»
بلکه این باشد که:
آیا این رژیم اساساً برای پیروزی طراحی شده است؟
یا تمام معماری روانی و سیاسی آن حول یک هدف دیگر شکل گرفته است:بقا؛
حتی به قیمت فرسایش و نابودی تدریجی کشور، جامعه و سرمایه‌های ملی.
🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران


Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

#ایران 💔💚
#عرفان_طهماسبی

@Iran_Psychologyy

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

🛑 چرا ترامپ علناً سران جمهوری اسلامی را تهدید به ترور می‌کند و‌ پس از ترور آن را بصورت رسمی اعلام می کند؟

تهدید یا حمله به جان رئیس‌ یک‌ کشور، نقض آشکار حقوق بین‌الملل است و در مجامع حقوقی بین المللی قابل پیگیری است. این اقدام نه فقط یک جنایت علیه یک فرد، بلکه حمله‌ای به بنیادهای نظم بین‌المللی به‌شمار می‌رود. هدف قرار دادن رهبر یک کشور، آشکارترین شکل تعرض به استقلال سیاسی آن کشور است.
اما چرا ترامپ بصورت علنی در حضور رسانه های جهان ترور رهبر سابق را اعلام و رهبر فعلی و مسولین جمهوری اسلامی را نیز تهدید به کشتن می کند؟

در دی ماه سال گذشته گفتیم که این اتفاق برنامه ای در راستای مشروعیت زدایی از رژیم جمهوری اسلامی بود. فراخوانی که شاهزاده رضا پهلوی خطاب به مردم داد کاملاً طبق برنامه بود هر چند فراخوان دهنده‌گان گمان نمیکردند جمهوری اسلامی تا این حد سفاک، بی رحم و خونریز باشد که مردم خودش را به رگبار و گلوله ببندد.
این کشتار وحشتناک مردم بی گناه، مشروعیت سران جمهوری اسلامی را از بین برد، آنها را تبدیل به یک هدف مشروع کرد و کشتن‌شان را نیز در سطح بین الملل و افکار عمومی‌جهان قابل توجیه کرد و‌ در نهایت شد آنچه که دیدیم و در ادامه نیز خواهیم دید چه خواهد شد...

🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

در جهان حدود ۱۹۵ کشور وجود دارد و بخش عمده آنها، با درجات مختلف، با ایالات متحده روابط دیپلماتیک، اقتصادی یا امنیتی و... دارند. البته میزان و ماهیت این روابط یکسان نیست؛ برخی متحد نزدیک آمریکا هستند، برخی صرفاً روابط تجاری دارند و برخی نیز با وجود اختلافات عمیق، همچنان کانال‌های دیپلماتیک خود را حفظ کرده‌اند.

حال این پرسش مطرح می‌شود:

چرا از بین ۱۹۵ کشور تنها جمهوری اسلامی برقراری رابطه با آمریکا را به یکی از مهم‌ترین خطوط قرمز سیاست خارجی خود و‌ بر‌ ضد منافع ملی خود تبدیل کرده است؟
چرا جمهوری اسلامی بر خلاف سایر کشورها منافع ملی مردم خودش را در اولویت قرار نداده است!!!!


🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

شش ماه از کشتار دی گذشت...

امروز، ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵، دقیقاً شش ماه از شبی می‌گذرد که خیابان‌های ایران به صحنه‌ی خون بدل شد. از ۱۸ دی ۱۴۰۴ تا امروز، خانواده‌های هزاران جان‌باخته با یک عدد نامعلوم زندگی کرده‌اند؛ عددی که هیچ‌گاه دقیق اعلام نشد، چون این نظام حتی در شمردن کشته شدگانش هم صادق نبود.
فرمان آن شب روشن بود: «به هر وسیله‌ی لازم». نتیجه‌اش را هم می‌دانیم: شلیک به قصد کشتن، بی هیچ تمایزی میان معترض و رهگذر، میان بزرگسال و کودک.

اما خدایی که جای حق نشسته، نمی‌گذارد خون‌های به‌ناحق‌ریخته‌ی عزیزان این سرزمین بی‌پاسخ بماند. وعده‌ی او حق است:

«وَ كَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» (انعام، ۱۲۹)؛
«و این‌گونه برخی از ستمکاران را به سبب آنچه کسب می‌کردند، بر برخی دیگر مسلط می‌کنیم.»

از امام صادق (ع) نیز نقل است:
«مَا انْتَصَرَ اللَّهُ مِنْ ظَالِمٍ إِلَّا بِظَالِمٍ»؛
«خداوند از ظالم انتقام نمی‌گیرد مگر به‌وسیله‌ی ظالمی دیگر.»

و نیز فرموده‌اند:
«مَنْ ظَلَمَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ مَنْ يَظْلِمُهُ، أَوْ عَلَى عَقِبِهِ، أَوْ عَلَى عَقِبِ عَقِبِهِ»؛
«هر کس ستم کند، خدا کسی را بر او مسلط می‌کند که به او ستم کند؛ یا بر فرزندش، یا بر فرزندِ فرزندش.»

کمتر از دو ماه پس از فرمان «به هر وسیله‌ی لازم»، همان کسی که این فرمان را صادر کرد، در جنگی که خود بستر شکل‌گیری‌اش را فراهم کرده بود، به دست همان دشمنی کشته شد که سال‌ها او را شیطان بزرگ، مستکبر و عامل همه‌ی بدبختی‌های ملت معرفی می‌کرد.

این آیه و این احادیث، وعده‌ی انتقامی کور و بیرونی نیستند؛ توصیف یک قانونمندی الهی و روانی-تاریخی‌اند:
نظام‌هایی که بنیادشان بر ستم گذاشته شده، عاقبتشان را نه دشمنِ بیرونی، بلکه همان منطق درونیِ ستمشان رقم می‌زند.

ستمگر برای بقای خود به خشونتِ فزاینده نیاز دارد، و همین خشونتِ فزاینده است که سرانجام دایره‌ی دشمنانش را چنان گسترده می‌کند که دیگر هیچ قدرتی، حتی قدرت خودش، از پسِ مهارشان برنمی‌آید.
ظالم، سرانجام گرفتار همان چیزی می‌شود که برای دیگران ساخته بود. «وَ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»؛ و در این، نشانه‌هایی است برای آنان که می‌اندیشند.

یاد جاویدنامان و جان‌باختگان دی ماه گرامی. نامشان فراموش نمی‌شود، و حساب خونشان، در تاریخ و نزد خدا، بی‌پاسخ نمی‌ماند.

🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

چرا نظام‌های رو به فروپاشی، هرچه بیشتر شکست می‌خورند، وعده‌های بزرگ‌تری می‌دهند؟

📝نگاهی از منظر روان‌شناسی سیاسی


یکی از الگوهای تکرارشونده در تاریخ نظام‌های اقتدارگرا این است که هرچه فاصله میان شعارهای حکومت و واقعیت زندگی مردم بیشتر می‌شود، وعده‌های حاکمان نیز بلندپروازانه‌تر می‌شود. در نگاه اول این رفتار غیرمنطقی به نظر می‌رسد؛ اگر یک حکومت در تحقق وعده‌های قبلی ناکام بوده، چرا باز هم وعده‌های بزرگ‌تر می‌دهد؟ اما روان‌شناسی سیاسی توضیح نسبتاً روشنی برای این پدیده دارد.

قدرت طولانی‌مدت، ذهنیت رهبران را به‌تدریج تغییر می‌دهد. هرچه یک فرد یا گروه مدت بیشتری بدون نظارت و پاسخ‌گویی در قدرت بماند، اعتمادبه‌نفس کاذب افزایش می‌یابد، تحمل نقد کاهش پیدا می‌کند و ارتباطش با واقعیت‌های جامعه ضعیف‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، حکومت به‌جای اینکه مشکلات را از دریچه نگاه مردم ببیند، آن‌ها را از پشت فیلتر روایت رسمی خود تفسیر می‌کند.
از سوی دیگر، هرچه حکومت بیشتر برای حفظ قدرت از ابزارهای امنیتی و سرکوب استفاده کند، هزینه عقب‌نشینی نیز بیشتر می‌شود. در این مرحله، پذیرش اشتباه دیگر فقط یک اصلاح سیاسی نیست؛ بلکه از نگاه حاکمان، آغاز فروپاشی است. به همین دلیل، به‌جای اصلاح سیاست‌ها، ترجیح می‌دهند روایت خود را تقویت کنند و وعده‌های بزرگ‌تری بدهند. در واقع، وقتی اصلاح واقعیت ممکن نباشد، تلاش می‌کنند تصویر بزرگ‌تری از واقعیت بسازند.

به همین دلیل است که در بسیاری از نظام‌های بسته، درست در زمانی که بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی عمیق‌تر می‌شود، تبلیغات رسمی نیز پررنگ‌تر و ادعاها بزرگ‌تر می‌شوند. موفقیت دیگر با شاخص‌های واقعی مانند رشد اقتصادی، رفاه، آزادی یا رضایت عمومی سنجیده نمی‌شود، بلکه با حجم تبلیغات و تکرار شعارها تعریف می‌شود.
تاریخ بارها این الگو را تکرار کرده است. در رومانی، نیکلای چائوشسکو در اوج کمبود غذا، برق و سوخت، همچنان از «عصر طلایی سوسیالیسم» سخن می‌گفت؛ تنها چند هفته بعد حکومتش سقوط کرد و خود او اعدام شد. در کره شمالی، هم‌زمان با قحطی گسترده دهه ۱۹۹۰ و مرگ صدها هزار نفر، رسانه‌های رسمی همچنان کشور را «بهشت سوسیالیستی» معرفی می‌کردند. در سال‌های پایانی آلمان نازی نیز شعار «رایش هزارساله» درست زمانی با شدت بیشتری تکرار می‌شد که شکست نظامی آلمان تقریباً قطعی شده بود. در اتحاد شوروی نیز هرچه مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیشتر می‌شد، آمارهای رسمی و تبلیغات حکومتی تصویری باشکوه‌تر از موفقیت نظام ارائه می‌کردند.

نکته مهم اینجاست که همه نظام‌های اقتدارگرا الزاماً به یک سرنوشت دچار نمی‌شوند. تفاوت در این است که برخی حکومت‌ها در مقطعی حاضر می‌شوند واقعیت را بپذیرند و اصلاحات انجام دهند، اما برخی دیگر هرگونه عقب‌نشینی را مساوی نابودی خود می‌بینند. در این وضعیت، هر شکست به‌جای آنکه زمینه اصلاح باشد، به تولید وعده‌های بزرگ‌تر و تبلیغات گسترده‌تر منجر می‌شود.

به بیان دیگر، بزرگی وعده‌ها لزوماً نشانه قدرت نیست؛ گاهی برعکس، نشانه ناتوانی یک نظام در مواجهه با واقعیت است. هرچه فاصله میان روایت رسمی و تجربه روزمره مردم بیشتر شود، حکومت برای حفظ مشروعیت خود ناچار است روایت را بلندتر، باشکوه‌تر و اغراق‌آمیزتر بیان کند.

شاید بتوان این پدیده را در یک جمله خلاصه کرد:
هرچه مسیر بازگشت یک حکومت بسته‌تر باشد، وعده‌هایش بزرگ‌تر می‌شود.
در چنین شرایطی، صدای بلندتر تبلیغات معمولاً نشانه اعتمادبه‌نفس نیست؛ بلکه تلاشی برای پنهان کردن بحرانی است که دیگر نمی‌توان آن را با واقعیت‌های بیرونی انکار کرد.

🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

آیا می‌دانستید؟

کل درآمد صادرات نفت ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۵ میلیارد دلار بود.

در مقابل، درآمد سالانه شرکت سامسونگ بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار است.

یعنی درآمد یک شرکت فناوری، بیش از ۱۴ برابر کل درآمد صادرات سالیانه نفت کشور ایران بود.

و آیا می‌دانید نقطه‌ای که مسیر ایران از مسیر کره‌جنوبی جدا شد، چه زمانی بود؟
بله؛ دقیقاً از سال ۱۳۵۷، دو کشور در دو مسیر کاملاً متفاوت قرار گرفتند.

توی این پنجاه سال، غیر از تحریم، انزوای بین‌المللی، عقب موندن از قافله توسعه‌ی دنیا، جنگ‌های بیهوده، سرکوب مردم و فرار نخبگان و سرمایه‌ها از کشور، چه دستاوردی داشتید؟

فقط نفت استخراج کردید، فروختید و بعد از برداشتن سهم خودتون، بقیه‌ش رو خرج بودجه جاری کشور کردید. بعدش ادعای مدیریت جهانی هم دارید!!!

دریغ از یک طرح توسعه اقتصادی درست‌وحسابی.

دریغ از شراکت با ابرقدرت‌های اقتصادی دنیا.

دریغ از ذره‌ای عقل، شعور و تدبیر؛ که اگه داشتید، امروز باید حداقل کنار ژاپن، کره‌جنوبی و آلمان بودیم، نه اینکه وضعمون به کشورهایی مثل عراق و لیبی شبیه بشه و هر روزمون بدتر از دیروز...

ما همه خسته ایم...

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

🔴 ترامپ: ما ضربه سنگینی به ایران زدیم. آن‌ها مشتاق به حل مشکلات هستن و واقعاً می‌خواهند این موضوع را به پایان برسانند.

ما به آن‌ها یک هفته فرصت دادیم تا مراسم تدفین برگزار کنند، زیرا ما مهربان هستیم. این حقیقت دارد.

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

پادکست کتاب جیبی - خلاصه کتاب بشر ساده لوح نیست(2)
به چه کسی اعتماد و چه چیزی را باور کنیم
خلاصه کتاب بشر ساده لوح نیست | Not Born Yesterday: The Science of Who We Trust and What We Believe
نویسنده: هوگو مرسیه | Hugo Mercier
ناشر: نشانه | مترجم: مژگان جهانگیر، علی شفیقی
#پادکست #پادچی #کتاب_جیبی

🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

مراقب اصلاح‌طلبِ درون‌تان باشید.

از عادل فردوسی‌پور، ترانه علیدوستی و علی دایی و... بیشتر از آنکه اپوزیسیون یا مخالف جمهوری اسلامی بسازید، واقعیت را ببینید. بخش زیادی از دغدغه این افراد، مثل هر سلبریتی دیگری، حفظ جایگاه، ادامه کار، دیده شدن و ... است.

هیچ‌وقت جمله‌ای را نمی‌گویند که از چارچوب انتقادهای زرد و مجاز فراتر برود. همان حرف‌هایی را می‌زنند که سال‌ها کارشناسان صداوسیما هم با ادبیاتی دیگر گفته‌اند؛ با این تفاوت که چون عمدتاً به یک طیف فکری نزدیک‌اند، رسانه‌ها و اتاق‌های تبلیغاتی روی آن مانور می‌دهند و آن را به‌عنوان «هزینه دادن» به مردم قالب می‌کنند؛ در حالی که هزینه‌ای که می‌پردازند با تصویری که از آن میسازند، فاصله ها دارد.

جامعه ایران باید از سلبریتی‌زدگی سیاسی عبور کند. نه علی کریمی باید معیار حق و باطل باشد چون همه چیزش را برای مبارزه از دست داده، نه عادل فردوسی‌پور، نه علی دایی، نه گلشیفته، نه ترانه علیدوستی و نه هیچ چهره مشهور دیگری.

امر سیاست باید سلبریتی‌زدایی شود.
تا وقتی سیاست را از دریچه سلبریتی‌ها ببینیم، به‌جای اندیشه، اسیر چهره‌ها خواهیم شد.


🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

امروز دوباره خاک، فرزندان ایران را در آغوش گرفت… 🖤
کسانی که نه جنگ را خواستند و نه نقشی در آن داشتند، اما سنگین‌ترین هزینه را پرداخت کردند.

خدایا مراقب ایران و فرزندانش باش

#میناب 💔🖤

🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

اقدامات ترامپ تا امروز نشون می‌ده که هدفش تغییر رژیم به اون معنایی که خیلی‌ها تصور می‌کنن نیست؛ بلکه بیشتر دنبال وادار کردن حکومت به تسلیم و بعد از اون، اصلاح رفتار و ساختار اونه.

شخصیتی مثل ترامپ به یک «نمایش بزرگ» نیاز داره؛ و هیچ نمایشی برای اون جذاب‌تر از این نیست که سرسخت‌ترین دشمن آمریکا در برابر فشارها کوتاه بیاد و تسلیم بشه. به همین دلیل هم ابتدا سراغ رهبر و سطوح اصلی قدرت رفت و بعد با هدف قرار دادن پایگاه ها، مراکز نظامی و وارد کردن فشار بیشتر، تلاش کرد هزینه مقاومت رو بالا ببره و طرف مقابل رو از نابودی بترسونه و به سمت تسلیم سوق بده.

تسلیم شدن جمهوری اسلامی برای آمریکا فقط یک پیروزی نظامی نیست؛ یک نمایش بزرگ از قدرت و اعتبار آمریکا در برابر جهان محسوب می‌شه. ضمن اینکه از نظر هزینه و ریسک، به مراتب کم‌هزینه‌تر از ورود به یک جنگ تمام‌عیار خواهد بود.

اما مسئله اینجاست که هرچقدر هم فشار و تهدید افزایش پیدا کنه، این حکومت به‌سادگی تسلیم نمی‌شه. رهبران و رسانه‌های جمهوری اسلامی سال‌هاست مقاومت و حتی سخت‌ترین شرایط زندگی را به عنوان الگو تبلیغ کرده‌اند، از شعارها و اسامی سالهای مختلف گرفته تا خیابان‌ها، مدارس، دانشگاه ها، رسانه ها و ...؛ از لنگ پوشیدن یمنی‌ها گرفته به عنوان الگو تا روایت‌های مربوط به تحمل سختی و ایستادگی. بنابراین عقب‌نشینی برای چنین ساختاری فقط یک تصمیم سیاسی نیست، بلکه می‌تواند به معنای فروپاشی بخشی از روایت ایدئولوژیک آن باشد.

اما در نهایت، اگر سرسختی دو طرف ادامه پیدا کند و آشفتگی ناشی از این درگیری در سطح منطقه و جهان افزایش پیدا کند، آمریکا و متحدانش به این نتیجه خواهند رسید که برای حفظ اعتبار و هیبت خود، باید وارد مرحله‌ای بزرگ‌تر شوند؛ نبردی که می‌تواند هزینه‌های سنگینی داشته باشد: ویرانی شهرها و زیرساخت ها، تخریب، تلفات انسانی و افزایش شدید تنش‌ها در منطقه و جهان.

یادمان باشد ترامپ از تعابیری مثل «ریشه‌کن کردن سرطان» استفاده کرده است. وقتی یک طرف معتقد باشد با روش‌های کم‌هزینه‌تر و تدریجی به نتیجه دلخواه نمی‌رسد، ممکن است به سمت گزینه‌ها و روش های تهاجمی‌تری برای ریشه کن کردن آن برود.

در نهایت، منطق این بازی برای ترامپ مانند یک دو راهی است:
تسلیم یا شکست؛ اما در هر کدام از دو حالت، نمایش باید بزرگ، پرقدرت و تاریخی باشد.


🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

آیا ایران با جمهوری اسلامی فرق می کند؟!

@Iran_Psychologyy

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

🟩میتونید چندتا گزینه هم انتخاب کنید 🟩

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

🔲 تولید روایت حماسی از بزرگترین شکست تاریخ جمهوری اسلامی

🔹معاون سپاه تهران: خودرویی که برای حمل پیکر رهبر شهید در مراسم تشییع استفاده شد، تا پایان ماه صفر هر شب در یکی از تجمعات شبانه مردم در تهران حضور خواهد یافت تا یاد حماسه تشییع میلیونی رهبر شهید زنده بماند.

دقت کنید جمهوری اسلامی قصد دارد چگونه از بزرگترین شکست تاریخ خود و کشته شدن رهبرش با تبلیغات زیاد یک حماسه بسازد.
این خودرو نه نماد حماسه و عظمت، که نماد شکست است. نه نشانه‌ی قدرت، که آینه‌ی تمام‌نمای ضعف و عبرت از تاریخ است.
گرداندن شبانه‌ی آن در میان جمعیت، نه برای زنده‌نگه‌داشتن یاد یک حماسه، که برای فراموش‌ کردن ابعاد یک فاجعه است؛ تلاشی برای تزریق دوباره‌ی شور و امید به پیکره‌ای که حس می‌کند شکست خورده است. تاریخ، این خودرو را نه به‌عنوان نماد حماسه، که به‌عنوان سند نهایی یک افول به یاد خواهد آورد. زیرا هر قدر هم که یک جنازه‌ی مقدس را روی چرخ‌هایش چرخانده باشید، باز هم یک جنازه بود...


🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

واگویه های آخر شب

خیلی حرفه پنجاه سال مرگ بر آمریکا و اسرائیل بگی، پنجاه سال صحبت از محو شدن اسراییل از روی زمین بکنی و روز و ساعت و ثانیه اش را بصورت دقیق تعیین بکنی، پنجاه سال گوش زمین و زمان رو کر کنی و‌ شعار بدی هزینه کنی، پنجاه سال با آرمان نابودی اسرائیل و دشمنی با آمریکا مردم خودت رو سرکوب و زندانی کنی و حتی بکشی
اما درست در بزنگاه نبرد؛ در همان ثانیه اول تمام فرمانده‌هان و رهبر کشورت رو از بین ببرن، پایگاه ها و پاسگاه ها و مراکز نظامی‌ات رو بمباران کنن، آسمان کشورت رو تبدیل به اتوبان هشت بانده کنن، الان هم که دیگه هر چه بوده زدند شروع به زدن زیر ساخت هات کردن و با این روند و اتفاقات کشور به زودی تبدیل به یک ویرانه‌ی جنگ زده شکست خورده خواهد شد.

جداً خیلی حرفه...
یعنی نیم قرن مردم رو فریب دادن، سراب نشون مردم دادند، توهم و رویا فروختند. پنجاه سال حتی نمی‌دونستند اگر روزی با این دشمنان رو در شدند چه طور باید بجنگند که حداقل ناقوس اعلام شروع جنگ با خبر مرگ خودشان نباشد.

نیم قرن مملکت رو با با وعده ‌های پوچ به اعماق چاه بردند. کشور رو به انزوای بین المللی، تحریم ها و جنگ های ویرانگر و نابودی کشوندن، نخبه ها و سرمایه ها رو فراری دادن.
کاری که کمونیست ها و چپ ها قبلا در شوروی، آلبانی، و ... کردند جمهوری اسلامی مدل اسلامیزه‌اش را در ایران پیاده کرد.

باور بکنید یا نه جمهوری اسلامی همینه
چیز بیشتری در چنته نداره
کار به جایی رسیده که حتی کشورک های حاشیه خلیج هم هر زمان اراده کنند از آسمان اتوبان شده ایران هر نقطه از کشور رو که بخوان میزنن و به سلامت به پایگاه هاشون‌ بر میگردن.
جمهوری اسلامی از ابتدا برای پیروزی طراحی و ساخته نشده، پایه و انگیزه و هدفش همیشه ماندگاری و بقاء خودش بوده و هست.
تموم کاری که این رژیم منحوس کرده و داره میکنه بزرگنمایی و اسطوره سازی از شکست ها و ساخت روایتهای باشکوه اما دروغین هست.

اگر هم تا الان سر پا موندن و زنده هستن به خاطر لطف پرزیدنت ترامپه، چون پلن A و ترجیح ترامپ تغییر رژیم نیست، تسلیم و اصلاح رژیمه.

ملتی که نیم‌قرن با شعار، دروغ و توهم تغذیه شد، حالا داره با تیر و ترکش واقعیت از خواب غفلت بیدار میشه، اینکه الان این بیداری به موقع هست یا نه، بماند برای فصلِ بعدِ ویرانی.
اما این را به یاد داشته باشید: وقتی پایه‌های یک نظام بر دروغ، توهم، سرکوب و دشمن‌تراشی بنا شود، روزی که دشمنِ واقعی در بزنَد، دیگر چیزی برای دفاع نمی‌ماند، جز چند شعارِ تکراری و انبوهی از اسطوره‌های پوشالی.
🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

30 شهریور 1359 رژیم بعث، اروند، خرمشهر، آبادان و پاشگاه مومنی در خرمشهر را مورد حملات خمپاره ای قرار میدهد. نیرو دریایی عراق به چندین پاسگاه در جنوب کشور حمله میکند. اسکله ۱۱ و ۱۲ مورد هدف توپهای عراقی ها قرار میگیرد. عصر همان روز پاسگاه های مرزی در دهلران مورد هدف زمینی قرار میگیرند اما...


اما در تهران کسی باور نمیکند که جنگ شده.


24 ساعت بعد فرودگاه مهرآباد در تهران بمباران میشود و بالاخره پایتخت نشینان باور میکنند که جنگ آغاز شده است.



و تاریخ در حال تکرار است...


🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

ابهام، آبستن احتمالات متضاد است.
به همان اندازه که احتمال دردناک‌تر شدن وضعیت وجود دارد، احتمال کم درد شدن و روشن‌تر شدن آینده هم وجود دارد.


در غیرقابل پیش بینی ترین شرایط، بیشترین
فرصت برای رخ دادن احتمالات متضاد به وجود می‌آید.
باشد که از پس سخت‌ترین‌و دردناک ترین روزها، احتمالاتی کاملا متضاد با آنچه تجربه کردیم، همچون جوانه هایی کوچک که از دل جنگلی به آتش کشیده سربرمی‌آورد، بیرون بیایند و امید را به بازماندگان درد و اندوه، برگردانند.

پونه مقیمی⁩

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

🔴رسانه های عربی و اسرائیلی:

🔴حملات امشب به ایران توسط کشورهای عربی صورت میگیرد.



نیم‌قرن داعیه‌ی امت‌گرایی داشتید، به‌خاطر همین «امت» از هیچ ظلم و ستمی به مردم خودتان دریغ نکردید، ملت خودتان را تو سری زدید، ایران و ایرانی را تحقیر کردید، معترضان را زندانی و تبعید کردید یا کشتید. حالا که پای جنگ واقعی با به قول خودتان «استکبار جهانی» وسط است، همان امتی که ادعای ام القری بودنش را داشتید، پایگاه در اختیار همان استکبار گذاشته و حتی حاضر نیست بی‌طرف بماند که هیچ، دارند با اعتماد به نفس کامل مستقیم به خاک ما حمله می‌کنند. اعتماد به نفسی که برخواسته ضعف شما و اقدامات شماست. وقتی کشور از نظر امکانات دفاعی و نظامی ضعیف و ناتوان شده باشد هر کسی به خودش جرأت حمله و ضربه زدن خواهد داد.

نتیجه‌ی نیم‌قرن سیاست مبتنی بر شعار و ستیز با دنیا به‌جای ایجاد شراکت ها و اتحادهای راهبردی با کشورهای قدرتمند همین است: نتوانستید یک شراکت و اتحاد قدرتمند در سطح جهانی بسازید، حتی در زدن موشک با این کشورها کوچک هم ناتوانید چون توسط چندین متحد قدرتمند و ابر قدرت دنیا حمایت می شوند. نتیجه‌ی انزوای بین‌المللی، نداشتن شعور سیاسی و عدم درک درست از دنیای سیاست همین است؛ همیشه تنها، طرد شده و منزوی خواهید ماند، در سخت‌ترین لحظه، همسایه‌ی هم‌کیش هم پشتت را خالی می‌کند و با پشتوانه‌ی دشمن، کشورت را درهم می‌کوبد و این سیاست نتیجه‌ای جز تنهایی کامل در لحظه‌ های بحران ندارد. و هزینه‌ی این تنهایی را، مثل همیشه مردم عادی می‌پردازند.

🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

شش ماه گذشت...🖤

#جاویدنامان ایران
#۱۸_دی
#از_جاویدنامان_بگو

@Iran_Psychologyy

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

«قله‌ی پیشرفت» در حالت احتضار و درازکش

امروز، ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵، پس از ماه‌ها بلاتکلیفی و تردید بالاخره تکلیف روشن شد: علی خامنه‌ای در مشهد به خاک سپرده شد. جالب اینجاست که حتی مرگ او هم مثل زندگی سیاسی‌اش، با تعلیق، تأخیر، ابهام و مدیریت روایت همراه بود؛ گویی تا آخرین لحظه هم نظام نمی‌دانست کجا و چطور باید این واقعیت را به مردم «عرضه» کند.

طرح ۲۰ ساله‌ی رهبر پیشین قرار بود ایران را تا افق ۱۴۰۴ به «قدرت اول منطقه در همه‌ی زمینه‌ها» تبدیل کند. سند چشم‌انداز، دقیقاً همان چیزی است که در روان‌شناسی سیاسی به آن «روایت بزرگ‌نمایانه‌ی جبران‌گر» می‌گویند: هرچه واقعیت عقب‌مانده‌تر، وعده‌ها بلندپروازانه‌تر. و طنز تلخ ماجرا اینجاست که خودِ نویسنده‌ی این طرح، دقیقاً در سررسید افقِ موعود، به دست همان قدرتی کشته شد که قرار بود ایران در برابرش «قله‌نشین» شود. در همین افق پیکر او نیز سرنوشتی مشابه این روزهای کشور پیدا کرد؛ دقیقاً تا مدتها بلاتکلیف.

نتیجه؟ به‌جای عزم ملی برای رسیدن به قله و افق توسعه و پیشرفت، کشور در حالت افقی، احتضار و درازکش قرار گرفت؛ خسته، جنگ‌زده، زخمی و در تعلیقی عمیق و نمادین حتی برای دفن رهبرش.

این‌جا دقیقاً همان نقطه‌ای است که گفتمان رسمی («ما در اوج قدرتیم») با تجربه‌ی زیسته‌ی جامعه («ما در ته دره‌ایم») به‌شکل دردناکی از هم جدا می شود؛ شکافی که در ادبیات روان‌شناسی سیاسی، از عوامل کلیدی فرسایش مشروعیت و از دست رفتن اعتماد نمادین به یک سیستم و نظام تلقی می‌شود.

شاید تنها جایی که سند چشم انداز ۲۰ ساله واقعاً به هدفش رسید، همین باشد: ایران در افق ۱۴۰۴ واقعاً «متفاوت» شد. فقط نه آن‌طور که وعده داده بودند بلکه کاملا برعکس.

🕎 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

خبرنگار: شما چند وقت پیش می‌گفتید رهبران ایران آدم‌های بسیار عاقل و منطقی و باهوشی هستند که میشه باشون توافق کرد. امروز گفتید اون‌ها کلاهبردارن؛ مریض‌اند و رهبران‌شون مرض دارند. چه چیزی باعث شد نظرتون عوض بشه؟
ترامپ: «تازه شناختم‌شون!». {خنده‌ی از سر شادی مارکو روبیو!}.
🔹ترامپ ادامه داد: دیگه دوست ندارم باشون توافق کنم: می‌تونیم الکی بازی بازی کنیم. ولی به نظرم بسه دیگه. بریم کار را تمام کنیم.

Читать полностью…

کانال روانشناسی ایران

مقایسه علی خامنه‌ای با کوروش بزرگ و پیروز ساسانی از نظر تاریخی، سیاسی و روش‌شناسی تاریخی نادرست بوده وقابل دفاع نیست.
کوروش و پیروز هر دو پادشاهانی بودند که در دوران خود در حفظ یا گسترش قدرت و قلمرو ایران نقش ویژه داشتند و به همین دلیل در تاریخ ایران جایگاهی ویژه یافته‌اند. در مقابل، کارنامه سیاسی علی خامنه‌ای محل نقدهای زیادی است. سیاست‌های داخلی و خارجی او به انزوای بین‌المللی، تشدید تحریم‌ها، تضعیف اقتصاد و در نهایت ورود ایران به جنگی پرهزینه انجامید که خسارت‌های سنگینی بر کشور تحمیل کرد.

از سوی دیگر، این مقایسه با مبانی ایدئولوژیک خود جمهوری اسلامی نیز ناسازگار است. جمهوری اسلامی از ابتدای تأسیس، مشروعیت نظام پادشاهی و بخش مهمی از میراث ایرانِ پیش از اسلام را نقد و نفی کرده است؛ بنابراین قرار دادن رهبر این نظام در کنار پادشاهانی مانند کوروش و پیروز، بیش از آنکه یک مقایسه تاریخی باشد، تلاشی برای ساختن یک روایت سیاسی و اعطای مشروعیت تاریخی به اوست.

افزون بر این، شخصیت‌های تاریخی باید بر اساس عملکرد، میراث و تأثیراتشان بر سرنوشت کشور ارزیابی شوند، نه صرفاً بر مبنای نحوه مرگ!!

هم‌ردیف قرار دادن شخصیت‌هایی با فاصله بیش از دو هزار سال، در بسترهای کاملاً متفاوت تاریخی و سیاسی، با دستاوردهای کاملاً متضاد، از منظر تاریخ‌نگاری و منطق استدلال، قیاسی نادرست و غیرقابل دفاع است که صرفا در راستای تبلیغات برای قراردادن نام او کنار پادشاهان بزرگ تاریخ ملی ایران است.

🆔 کانال روانشناسی سیاسی ایران

Читать полностью…
Subscribe to a channel