450
"شايد هنوز هم در پشت چشمهای له شده در عمق انجماد يک چيز نيمه زندهی مغشوش بر جای مانده بود.." #فروغ_فرخزاد @Ghazaalkbot
اومدم یه تلگرام رو لپتاپ نصب کنم.
اول باید فیلترشکن نصب میکردم.(حالا شانسم گفت این فیلتر نبود سایتش)
بعد باید لینک کانفیگو میدادم رو سیستم
رفتم نسخه وب بله لینکو دادم.
زدم تو وی پی ان وصل شده
رفتم تلگرام دان کردم
وسطش داشتم ویدیو آموزشی میدیدم وصل میشدم اون قطع میشد.
بعد اومدم اکانتمو وارد کنم تلگرام.
نت گوه بود نمیشد.
خلاصه که فروپاشی روانی سر ی نصب تلگرام داشتم.
یکوچولو ریاکشن چنل رو باز کردم🙂
چون باعث شلوغی میشه و میره رو مخم یه مدت بمونه برش میدارم.
آنگاه که در چشمهایت
هزاران آیینه
لب به سخن میگشایند،
هر کلام دیگری
پایان میگیرد.
و من
خویشتن را
در آستان عشق
ساکت میبینم.
و کیست که بتواند
در آستان عشق
لب به سخن بگشاید؟-نزار قبانی
باو من فقط میخواسم یه آدم معمولی باشم که یه زندگی معمولی داره. همینم زیادی بود؟
Читать полностью…
ربودنت و شصت روز بعد، جواب آن همه چشمانتظاری را با سرب سردِ نشسته بر شقیقهات دادند.
تنها دو روز از غیبتت گذشته بود که گفتند زندهای. همین یک جمله کافی بود تا چرخدندههای بیرحم امید به کار بیفتند. از آن روز، هر ثانیه با طعم گسِ انتظار گذشت. اهل خانه خیره ماندند به لولای در، منتظر معجزهای که قفل حیاط را بچرخاند، چارچوب را پر کند و تو را به خانه برگرداند. گفته بودند میآیی؛ وعده داده بودند که نفس میکشی؛ که هر لحظه ممکن است دستت روی دستگیره بنشیند... شصت روزِ تمام، زندگی را در برزخِ میان بیم و امید به بند کشیدند. شصت روز تمام، رویابافیهای یک مادر را با تارهای مرئی و نامرئیِ دروغ کوک زدند. شصت روزِ تمام، زندگیِ یک خانواده را میان آوارِ دروغها و رویاهای دستساز معلق نگه داشتند.
و بعد، به جای خودت، پیکرت را پس دادند.
جسم بیجانت چنان آرام خوابیده بود که انگار فرسنگها از این حجم از درد فاصله دارد. تنی که تنها چهارده بهار را دیده بود، حالا بومِ سیاهی شده بود از کبودیهای بیرحمانه. کدام دستِ بیرحم توانسته بود چنین بلایی بر سر بهار عمرت بیاورد؟ آن خطوط کبود و ارغوانی، آن ردِ تازیانههای ظلم را چه کسی بر تنِ نحیف و چهاردهسالهات حک کرده بود؟ شصت روزِ تمام، مادری را با لالاییِ امید به زنده بودنت خواباندند و بیدار کردند، و در نهایت، تنِ یخزدهات را با نشانِ شلیکِ خلاص بر شقیقهات، روی دستش گذاشتند.
- برایِ جاویدنام امیرمحمد شاهکرمی
دیشب از بین جمعیت پرچم تکون بدون روسری رد شدم. شجاعت میخواست بخدا 😭
Читать полностью…
دیشب توی دفترم نوشتم «روزی که گذشت، برام یه تصویر قدیمی رو زنده کرد. اون روزی از کودکیام که پشت در مونده بودم و دستم به دستگیره نمیرسید که در رو باز کنم. سالها گذشت و زندگی بارها بهم نشون داد که حتی بعد از قد کشیدن، باز هم ممکنه پشت بعضی درها بمونی. من عوض شدم، اون درها عوض شدن، حتی دلیل باز نشدنشون هم عوض شد؛ اما اون حس جاموندن نه. اون هیچوقت عوض نشد.»
Читать полностью…
خدا رحم کرده به خانواده که من کار خونه نمیکنم. یه جاروبرقی میکشم مثه عقاب حواسم جمعه کسی آشغال نریزه.
Читать полностью…
زن بودن کلا سخته، شما دیگه فکر کن زن ایرانی یا افغانستانی باشی.
Читать полностью…
داستانِ من| #مرلین_مونرو
مردم همیشه طوری به من نگاه میکردند که انگار آینهای روبهوریشان بودم. آنها مرا نمیدیدند، بلکه افکار هرزهی خودشان را در من میدیدند. بعد نقاب بیگناهی به چهره میزدند و مرا هرزه میخواندند!
اقا من والپیپرایی که میذارم رو خیلی دوس دارم. اگه ازشون استفاده کردین برام اسکرین بدین😌
Читать полностью…
حیوان آزاری اصلا چیز کوچیک و سادهای نیست.حیوان آزاری جزو ویژگیهای افراد جامعه ستیزه. این افراد توانایی تبدیل شدن به قاتلهای سریالی رو دارن و میتونن بدترین جنایتها رو انجام بدن. از کنار حیوان آزار ها راحت نگذرین.
Читать полностью…
در طول زندگیم هر کسی که یک دهن روی صورتش داشت به من گفت خودم رو دوست داشته باشم. پذیرفتم و رد شدم. من اما این خودمِ دوست داشتنی رو هیچ موقع پیدا نکردم. خودمی که دشمنترین، دشمنمه و بین دو کتفم زندگی میکنه رو پیدا کردم اما اون یکی رو نه. میدونم که هست، میدونم که وجود داره. احتمالا توی قلبمه. باید قلبم رو یک لحظه باز کنم و قبل از اینکه فوری بسته شه ببینم اونجاست یا نه. یووهووو! تو اونجایی؟ بیا بیرون، بیا که کلی کار داریم، بیا دوست شیم با هم.
Читать полностью…
خب دوستان پلنتون برا کسایی که نمیخوان مهاجرت کنن چیه؟
Читать полностью…
کسشرترین اپ دنیا اینستاس. واقعا من دودیقه از طریق وب رفتم توش اینقد احساس ناکافی بودن گرفتم که حالم بد شد.
Читать полностью…
بچههای عروس هلندیامون:)
یک ماهشونه جوجوهام
شنگول و منگول
من کلکسیون استرس و حسرتم. برای کوچکترین چیزها و کارها درحد مرگ استرس میکشم و برای کوچیکترین چیزهایی که ندارم حسرت میخورم.
Читать полностью…
خجالت نمیکشین گربه میبینین سلام نمیکنین؟ ادب ندارین؟
Читать полностью…
Oh simple things where have you gone?
I'm getting old and need something to rely on.
If you were a killer. What kind of people would you kill?
Читать полностью…