22956
هر انچه یک شهروند نیاز دارد در یک جامعه و روابط فردی و بین فردی خود بداند. 🔶️خلاصهی تاریخچه و مکاتب روانشناسی 🔻خبرهای روانشناختی 🔻آموزش روانی ⚕️ https://t.me/moshavergar
.
🕷«سگها دوستانشان را دوست دارند و دشمنانشان را گاز میگیرند، کاملاً برخلاف انسانها، که ناتوان از عشق خالصاند و همیشه مجبورند عشق و نفرت را در روابط شیءِ خود مخلوط کنند.» زیگموند فروید
فروید در اینجا با توله سگ چو سوم (و آخر) خود، لون-یو فروید دوم، به تصویر کشیده شده است.
🕷صفحه اینستاگرامی جملگی روانکاوی
https://www.instagram.com/ravankav100?stkn=NnlsMWhrOGJ0cXNm
✒️جُملگی روانکاوی
🕷/channel/ravn100
🔺 غمگینترین زنگ مدرسه دنیا به صدا درآمد
🔸اینجا مدرسه شجره طیبه میناب...
/channel/Hrman11
💬یک درمانگر از ۳۰ خانم متأهل خواست فقط برای چند روز #کارهای_نامرئی_خانه را انجام ندهند!
نه اینکه ظرفها را عمداً نشویند یا خانه را بههم بریزند؛ بلکه قرار بود فقط آن بخشهایی را رها کنند که معمولاً کسی متوجه انجام شدنشان نمیشود. کارهایی مثل:
- یادآوری برگه مدرسه،
- پیگیری وقت دکتر،
- جایگزین کردن دستمال توالت،
- آماده کردن لباس بچهها
- اعلام اینکه چه چیزی باید خریداری شود،
- آب دادن به گلدانها،
- و اینکه چه کارهایی اگر امروز انجام نشود، فردا دردسر میشود.
آزمایش در روز نهم متوقف شد!
چون رابطه همسران در حال نابودی بود!
اما چه اتفاقی افتاده بود:
روز اول تقریباً هیچ اتفاقی نیفتاد و خانهها هنوز مرتب بودند.
روز دوم دستمال توالت تمام شد.
روز سوم یک برگه مدرسه فراموش شد.
بعد بعضی قرارها از دست رفت، بعضی لباسها چند روز تکراری پوشیده شد و کمکم سؤالهایی از سوی آقایون شروع شد:
«فلان چیز کجاست؟»
«چرا این کار انجام نشده؟»
«چرا فقط به من نگفتی؟»
خیلی از آقایون میگفتند «فقط به من میگفتی» و این یعنی بخش اصلی کار هنوز با خانمها بود!
این یعنی یکی باید اول متوجه شود چه چیزی لازم است، بعد یادش بماند، تصمیم بگیرد، به دیگری بگوید و آخرش هم پیگیری کند که انجام شده یا نه و معمولا آقایون در این چرخه فقط در مرحله انجام کار مشارکت داشتند و البته این احساس برایشان ایجاد میشد که همه چیز تحت کنترل آنهاست ☺️
این چرخه همان #بار_ذهنی_خانه است؛ بخشی از کارهای نامرئی خانه که معمولاً دیده نمیشود.
برای فهم بهتر بد نیست به تفاوت این جملات توجه کنیم:
«اگر یادم بندازی، برگه مدرسه رو امضا میکنم.»
و
«کارهای مدرسه بچه با من؛ پیامها، برگهها، جلسهها و پیگیریها.»
یا فرق این دو جمله:
«بگو از فروشگاه چی بخرم.»
و
«خریدهای مصرفی خونه مثل نان و میوه و شیر و ... با من؛ خودم حواسم هست چی داره تموم میشه.»
در اولی فقط یک کار واگذار شده و در دومی مسئولیت آن کار واگذار شده.
مسئله فقط این نیست که چه کسی بیشتر کار فیزیکی انجام میدهد. مسئله این است که «چه کسی باید همیشه حواسش باشد؟»
خیلی وقتها آدمها از خودِ کارها خسته نیستند؛ بلکه از این خستهاند که ذهنشان هیچوقت از حالت «باید حواسم به همهچیز باشد» بیرون نمیآید ...
/channel/Hrman11
💬یک درمانگر از ۳۰ خانم متأهل خواست فقط برای چند روز #کارهای_نامرئی_خانه را انجام ندهند!
نه اینکه ظرفها را عمداً نشویند یا خانه را بههم بریزند؛ بلکه قرار بود فقط آن بخشهایی را رها کنند که معمولاً کسی متوجه انجام شدنشان نمیشود. کارهایی مثل:
- یادآوری برگه مدرسه،
- پیگیری وقت دکتر،
- جایگزین کردن دستمال توالت،
- آماده کردن لباس بچهها
- اعلام اینکه چه چیزی باید خریداری شود،
- آب دادن به گلدانها،
- و اینکه چه کارهایی اگر امروز انجام نشود، فردا دردسر میشود.
آزمایش در روز نهم متوقف شد!
چون رابطه همسران در حال نابودی بود!
اما چه اتفاقی افتاده بود:
روز اول تقریباً هیچ اتفاقی نیفتاد و خانهها هنوز مرتب بودند.
روز دوم دستمال توالت تمام شد.
روز سوم یک برگه مدرسه فراموش شد.
بعد بعضی قرارها از دست رفت، بعضی لباسها چند روز تکراری پوشیده شد و کمکم سؤالهایی از سوی آقایون شروع شد:
«فلان چیز کجاست؟»
«چرا این کار انجام نشده؟»
«چرا فقط به من نگفتی؟»
خیلی از آقایون میگفتند «فقط به من میگفتی» و این یعنی بخش اصلی کار هنوز با خانمها بود!
این یعنی یکی باید اول متوجه شود چه چیزی لازم است، بعد یادش بماند، تصمیم بگیرد، به دیگری بگوید و آخرش هم پیگیری کند که انجام شده یا نه و معمولا آقایون در این چرخه فقط در مرحله انجام کار مشارکت داشتند و البته این احساس برایشان ایجاد میشد که همه چیز تحت کنترل آنهاست ☺️
این چرخه همان #بار_ذهنی_خانه است؛ بخشی از کارهای نامرئی خانه که معمولاً دیده نمیشود.
برای فهم بهتر بد نیست به تفاوت این جملات توجه کنیم:
«اگر یادم بندازی، برگه مدرسه رو امضا میکنم.»
و
«کارهای مدرسه بچه با من؛ پیامها، برگهها، جلسهها و پیگیریها.»
یا فرق این دو جمله:
«بگو از فروشگاه چی بخرم.»
و
«خریدهای مصرفی خونه مثل نان و میوه و شیر و ... با من؛ خودم حواسم هست چی داره تموم میشه.»
در اولی فقط یک کار واگذار شده و در دومی مسئولیت آن کار واگذار شده.
مسئله فقط این نیست که چه کسی بیشتر کار فیزیکی انجام میدهد. مسئله این است که «چه کسی باید همیشه حواسش باشد؟»
خیلی وقتها آدمها از خودِ کارها خسته نیستند؛ بلکه از این خستهاند که ذهنشان هیچوقت از حالت «باید حواسم به همهچیز باشد» بیرون نمیآید ...
/channel/Hrman11
.
گاهی لازمه به خودت یادآوری کنی توی بازی زندگی کارتهای فاجعه ای دستت افتاده بوده
ولی تو فوقالعاده بودی.
ساعت دل
اروین یالوم
/channel/Hrman11
.
به آدمى كه شما را معلق نگه ميدارد
نميتوان دل خوش كرد!
بايد فرار كرد از اين نسل آدمها!
اينها شما را به جهنم انتظار عادت ميدهند،
تا در بهشت خودشان، با خيال راحت زندگى كنند!
پس با اقتدار از اين نوع روابط يك باره بيرون بياييد و رنج از دست دادن را تا زمانيكه از اين ارتباط درسهاي كافي گرفتيد و به اشتباهات خود واقف شديد و رشد كرديد با احترام در خود حفظ كنيد .
احساسات ما حامل درسها و اطلاعات ارزشمندی هستند كه باعث رشد ما می شوند پس به آنها توجه كنيم و نخواهيم آنها را سركوب كنيم .
#دکتر_نیلوفر_اله_وردی
/channel/Hrman11
«آگاهترین آدمِ یه خانواده معمولاً بیشتر از همه تنهایی و دوری از بقیه رو دوست داره.»
/channel/Hrman11
🔺 واکسن آنفولانزا در چند روز آینده وارد کشور میشود
هاشمی، سخنگوی سازمان غذا و دارو:
🔹 توزیع آزاد واکسن نیز در روزهای آینده آغاز میشود.
🔹 نزدیک به ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار دوز واکسن را تامین میکنیم.
/channel/Hrman11
.
تلاطم ارزی فقط باعث فقیرتر شدن من نشده، رابطهام رو با اعداد و پول بهم ریخته.
دیگه نمیدونم یه میلیون تومن یعنی چقدر؟
و باهاش میشه چیکار کرد!
به نظرم باید بتونم یه درکی از ارزش یک میلیون پیدا کنم تا بعدش بتونم تصمیم بگیرم که کجا و چطور خرجش کنم. فقط موضوع این نیست که دستم بسته شده و یه چیزهایی از سبد زندگیم جهیده بیرون، موضوع اینه که توانایی ارزیابی و تنظیم نیازهام در ارتباط با دخلم رو از دست دادم.
یه فرمول ساده اینه که تو این وضعیت چیزهای غیرضروری رو از زندگی حذف کنم. مثلن خرید کتاب دیگه برای من غیرضروریه. خیلی از مواد غذایی که جنبهی خوشحال کردن برام داشت دیگه غیرضروریه. تا وقتی مجبور نشم خرید پوشاک غیرضروریه.
اما حالا اگه یه روزی خیلی غمگین بودم و دلم میخواست خودم رو خوشحال کنم نمیدونم چقدر باید برای خودم خرج کنم. چون نسبتم رو با پول از دست دادم. البته شاید هیچوقت نسبتی با پول نداشتم و هیچوقت نمیدونستم یه میلیون چقدره اما به هر حال در گذر زمان یه چیزهایی در ذهنم تثبیت شده بود.
نمیدونم شاید مسائل مهمتری در مملکت هست که آدم باید بهش فکر کنه و دربارهاش بنویسه.
در نهایت این حرفها مسائل خرد و شخصی هستند. من میدونم خیلیها -بدون در نظر گرفتن طبقهی اجتماعیشون- خیلی از تفریحات یا امکاناتشون رو از دست دادند اما مطمئن نیستم همه اینجوری که من تجربه میکنم نسبتشون رو با مفهوم و ارزش یک میلیون تومن از دست داده باشند.
محسن ظهرابی
/channel/Hrman11
🔺 دو شاخص بدنی که خطر مرگ را بیشتر میکنند
🔸دانشمندان ۲ اندازهگیری ساده بدنی را شناسایی کردهاند که در کنار یکدیگر با تقریبا ۲ برابر شدن خطر مرگ مرتبط هستند. هیچکدام از این دو، شاخص توده بدنی (BMI) نیستند.
🔸این مطالعه وضعیت سلامت ۵ هزار و ۶۷۴ بزرگسال در ایالات متحده را طی نزدیک به هفت سال پیگیری کرد. در این مدت، ۳۷۳ مورد مرگ رخ داد و خطر مرگ در افرادی که چربی اضافی در ناحیه شکم و قدرتِ گرفتن دست نسبتا ضعیفی داشتند، بهطور ویژه افزایش یافت.
/channel/Hrman11
🔺علائم سویه جدید کرونا چیست؟/ راههای اصلی پیشگیری از ابتلا به کرونایRV۱
/channel/Hrman11
🔺️آیین آغاز سال تحصیلی جدبد با حضور رئیس جمهور در یکی از مدارس تهران
/channel/Hrman11
.
عکس وایرال شده از سرباز اوکراینی که بعد از ۷۳۰ روز از جنگ با روسیه به پیش همسرش برگشته
عضله ست که پیر می کنه
نه زمان
/channel/Hrman11
.
هشت تکنیک ژاپنی برای توقف نوشخوار فکری
/channel/Hrman11
.
من مردان زیادی را در بازار می بینم که صبح تا شب سرکارند.یعنی هفت صبح از خانه خارج می شوند،برای ناهار یک غذای ساده می خورند و تا ده شب سرکارند.
یکی از بیرون که به این مردها نگاه میکنه میگه این همه پول را برای چی می خواهید!؟ برای چی این همه کار می کنید؟ برید مسافرت،بگردید تفریح کنید
.
گاهی پای درد و دل این آدمها بوده و نشسته ام.نه لزوما همه این آدمها ولی برخی از آنها با کار شبانه روزی در حال فرار هستند.فرار از جامعه نابسامانی که ثمره اش خانواده های نابسامان است. شما به آمار طلاق نگاه کنید؟ مثلا در سال 1404 در استان البرز 56% از ازدواج ها به طلاق ختم شده است.
من می گویم بار اصلی بسیاری از این طلاق ها بیشتر از آنکه بر دوش زوجین باشد بر دوش پدرها و مادرهاست. مشکلات شدید اقتصادی مانع استقلال مالی جوان ها شده و همین وابستگی مالی به والدین منجر به وابستگی های گسترده تر شده است
.البته دلایل دیگری هم دارد که مفصل است ولی این آمار عجیب و غریب طلاق ثمره یک جامعه بیمار است.
نهایتا آوار این ناکامی ها گاهی بر سر پدر خانواده خراب می شود و او هم مجبور است حواس خودش را پرت کند با کار، کار، کار......
مهرداد
/channel/Hrman11
🫏 پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا میگویند تعامل کوتاهمدت با الاغها و اسبهای مینیاتوری میتواند در عرض چند دقیقه احساس اضطراب، غم و تنهایی را در نوجوانان کاهش دهد و احساس آرامش بیشتری ایجاد کند.
🔹 در این مطالعه ۶۱ نوجوان در تعامل با الاغها و اسبهای مینیاتوری قرار گرفتند. پژوهشگران دریافتند نوجوانانی که فقط سه دقیقه این حیوانات را نوازش یا لمس کردند، بلافاصله بهبودهایی در وضعیت روحی خود دیدند.
/channel/Hrman11
.
دوازده عادتی که ممکن است اضطراب شما را تشدید کند
/channel/Hrman11
.
این تصویر، تصویری از آیندهای احتمالی در سال ۲۰۵۰ را نشان میدهد؛ آیندهای که در آن، با استفاده از پزشکی بازساختی پیشرفته و فناوریهای سلولهای بنیادی، ممکن است یک فرد ۷۰ ساله بتواند ویژگیهای زیستی نزدیکتری به یک فرد بسیار جوانتر داشته باشد.
چیزی که زمانی تنها یک فرضیه علمی به نظر میرسید، اکنون به یکی از حوزههای فعال پژوهشی تبدیل شده است؛ پژوهشهایی که بررسی میکنند چگونه میتوان روند پیری را از طریق بازبرنامهریزی سلولی، بازسازی بافتها و درک عمیقتر از زیستشناسی انسان تحت تأثیر قرار داد.
پیشرفت های اخیر در علم سلولهای بنیادی به پژوهشگران اجازه داده است روشهایی را برای ترمیم ساختارهای آسیب دیده سلولی بهبود عملکرد سلول ها و فعال سازی االگوی بیان ژن ها است.
شاید یک فرد ۷۰ ساله در آینده بتواند برخی ویژگی های مرتبط با افراد بسیار جوانتر را حفظ کند؛ موضوعی که میتواند نگاه ما به طول عمر، مراقبت های پزشکی و فرایند پیری را تغییر دهد.
منبع:
https://link.springer.com/article/10.1038/s44321-025-00265-9
/channel/Hrman11
در ستایش #بطالت
در نوشته های پیشین از تنهایی اگزیستانسیال، خلوت و جامعه شناسی تنهایی نوشتم. اگر در آن نوشته ها مساله نسبت انسان با خویشتن، دیگری و جامعه بود اینجا می خواهم به مساله ای نزدیک به همان موارد بپردازم: نسبت انسان معاصر با زمان خودش
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که از ما می خواهد دائم مشغول باشیم. کار کنیم، یاد بگیریم، پیشرفت کنیم، خودمان را بهبود دهیم و از زمانمان استفاده کنیم حتی فراغت هم اغلب باید کارکردی داشته باشد: استراحت کنیم تا بهتر کار کنیم، ورزش کنیم تا کارآمدتر باشیم و مطالعه کنیم تا سرمایه ی انسانی خود را افزایش دهیم.
در چنین وضعیتی زمان و وقت بی حاصل تقریبا به یک امر مشکوک و حتی عجیب تبدیل شده است. از همین جا می توان دربارهی بطالت فکر کرد. بطالت در اینجا به معنای تنبلی نیست بلکه زمانی است که الزاما به تولید، مصرف یا نتیجه ای مشخص منجر نمی شود.
چرا وقتی چند ساعت هیچ کاری نمی کنیم احساس می کنیم وقت مان تلف شده است؟
این پرسش بیش از آنکه روانشناختی باشد جامعه شناختی است. در نظم سرمایه داری زمان به منبعی قابل اندازه گیری و بهره برداری تبدیل شده است. اخلاق کار نیز به تدریج درونی شده و فرد دیگر فقط تحت نظارت کارفرما نیست خودش ناظر خودش شده است: امروز چه کردم؟ چقدر پیشرفت کردم؟ چقدر از وقتم استفاده کردم؟
اینجا روانکاوی به کمک جامعه شناسی میاد و میگه سوپرایگو دیگر فقط دنبال «نباید» نیست! بلکه میگه بیشتر کار کن، بیشتر یاد بگیر، بهتر شو، عقب نمان. به همین دلیل حتی وقتی هیچ کس ما را مجبور نمی کند ممکن است نتوانیم دست از کار بکشیم.
شاید بطالت دقیقا در برابر همین اجبار قرار می گیرد.
انسان مدرن نه فقط از بیکاری بلکه از مواجهه با خودش نیز فرار می کند. مشغولیت دایمی می تواند نوعی حواس پرتی باشد و راهی برای نشنیدن آنچه در سکوت به سراغمان می آید. در این معنا بطالت به خلوت نزدیک می شود. لذا می توان گفت که بطالت فاصله گرفتن از الزام به انجام دادن می باشد
شاید بتوان گفت بطالت نوعی مواجهه شدن با خود درونی مان می باشد
این مواجهه همیشه آرامش بخش نیست. وقتی کار و مشغولیت کنار می روند ممکن است با پرسشی بنیادین مواجه شویم: اگر چیزی تولید نکنم، اگر پیشرفت نکنم، اگر کاری برای انجام دادن نداشته باشم چه چیزی از من باقی میماند؟
شاید همین پرسش نشان می دهد که تا چه اندازه ارزش خود را با عملکرد مان گره زده ایم.
از این منظر دفاع از بطالت دفاع از تنبلی یا بی مسولیتی نیست بلکه دفاع از حق انسان برای داشتن زمانی است که مجبور نباشد آن را به چیزی تبدیل کند. زمانی که کالا نیست، سرمایه نیست، پروژه ی خودسازی نیست و قرار نیست به نتیجه ای برسد.
شاید لازم باشد گاهی یک بعدازظهر را بی هدف بگذرانیم قدم بزنیم، بنشینیم، به خیابان نگاه کنیم و هیچ دستاوردی نداشته باشیم زیرا همه ی زمان زندگی قرار نیست #مفید باشد.
خیام در یکی از رباعی هاش میگه:
چون عهده نمی شود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
/channel/Yasinkhorrampour
۱۰ راه برای دوست داشتن
گوش بده، بدون اینکه حرفش رو قطع کنی.
حرف بزن، بدون اینکه سرزنش کنی.
ببخش، بدون اینکه منت بذاری.
قول بده و فراموشش نکن.
جواب بده، بدون اینکه بحث راه بندازی.
گاهی کوتاه بیا، بدون اینکه چیزی طلب کنی.
کاری انجام بده، بدون غر زدن.
اعتماد کن، بدون شک و تردید.
ببخش، بدون اینکه گذشته رو به روش بیاری.
و همیشه براش دعا کن.
/channel/Hrman11
People are exactly those who insist they are not .
آدما دقیقا همونی هستن که اصرار دارن نیستن.
/channel/Hrman11
نمیشه آدمارو وادار به وفاداری کرد؛
هیچکس نمیتونه بگه: چون من دوست دارم پس بمون.
آدما به اندازهی علاقهشون به تو وفاداریشونُ ثابت میکنن، اگر زندانیشونم کنی کسی که نخواد بمونه میره و کسی که دوست داشته باشه، اون سر دنیاهم که باشی میاد و دستاتُ میگیره..!
/channel/Hrman11
🔺سازمان غذا و دارو: دستور جمعآوری فوری پماد غیرمجاز «عرقالشفاء» صادر شد
سازمان غذا و دارو اعلام کرد:
🔹پماد موضعی عرقالشفاء با نام تجاری «MR3» به دلیل نداشتن مجوز معتبر، تولید در مکان غیرمجاز و درج ادعاهای درمانی مختلف، غیرمجاز شناخته شده و دستور فراخوان و جمعآوری فوری آن از سطح عرضه صادر شده است.
/channel/Hrman11
▪️طاعون، رمانی درباره مرگ و معرفت
نوشته آلبر کامو
/channel/Hrman11
🔻 یک روز بسیار گرم میتواند سالها بر سلامت بدن اثر بگذارد
🔹گرمای شدید تنها یک خطر کوتاهمدت نیست و در برخی موارد میتواند پیامدهایی برای سلامت داشته باشد که مدتها پس از پایان موج گرما ادامه پیدا کند.
🔹به گزارش Bloomberg Green، گرمازدگی شدید زمانی رخ میدهد که بدن دیگر قادر به کنترل مناسب دمای خود نباشد. در چنین شرایطی، افزایش شدید دمای بدن میتواند به اندامهای حیاتی از جمله مغز، قلب، کلیهها و کبد آسیب وارد کند.
🔹پزشکان و پژوهشگران در حال بررسی این موضوع هستند که آسیب ناشی از گرمای شدید تا چه مدت میتواند بر سلامت افراد اثر بگذارد. برخی بیماران ممکن است پس از گرمازدگی شدید با دوره بهبودی طولانی یا مشکلات ماندگار ناشی از آسیب اندامها روبهرو شوند.
🔹با افزایش دمای جهانی و تکرار موجهای گرمای شدید، نگرانی درباره پیامدهای بلندمدت گرما برای سلامت انسان نیز بیشتر شده است.
/channel/Hrman11
🔺️بوی ماه مهر؛ شکوفهها به مدرسه رفتند
🔹زنگ شکوفهها امروز ۳۰ شهریور با حضور یک میلیون و ۱۵۴ هزار دانشآموز کلاس اولی در مدارس کشور نواخته شد.
/channel/Hrman11
▪️افرادی که بیش از حد فکر میکنند، تمایل زیادی به ایجاد مشکل برای خودشون دارن، مشکلاتی که از ابتدا اصلا وجود نداشته!
99 درصد چیزای بدی که بهش فکر میکنید، هرگز اتفاق نمیافته!
/channel/Hrman11
🔻 افراد با IQ بالاتر ممکن است کمتر از جمعهای شلوغ لذت ببرند
🔹 برخی پژوهشهای روانشناسی نشان میدهند میان سطح هوش، سبک زندگی و الگوی تعاملات اجتماعی افراد ممکن است ارتباطهایی وجود داشته باشد. بر اساس یکی از فرضیههای مطرح، افراد با هوش بالاتر در برخی شرایط ممکن است تنهایی یا حضور در جمعهای کوچکتر را به مهمانیها و محیطهای شلوغ ترجیح دهند.
🔹 این افراد ممکن است زمان بیشتری را صرف فعالیتهای فردی، مطالعه، کار یا ارتباط با تعداد محدودی از دوستان نزدیک کنند. با این حال، چنین ارتباطی به معنای وجود یک قانون عمومی نیست و نمیتوان نتیجه گرفت همه افراد با IQ بالا از حضور در جمعهای شلوغ لذت نمیبرند.
🔹 میزان علاقه افراد به معاشرت تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله ویژگیهای شخصیتی، درونگرایی یا برونگرایی، محیط زندگی، فرهنگ و تجربههای شخصی قرار دارد. بنابراین IQ تنها یکی از متغیرهایی است که ممکن است با الگوهای اجتماعی افراد ارتباط داشته باشد.
/channel/Hrman11
.
طبق آخرین بررسیها، خوابیدن با چراغ روشن یا حتی یه ذره نور تو اتاق خواب، ممکنه به قلب آسیب بزنه؛
یه تحقیق بزرگ روی بیش از 10 هزار نفر نشون داده کسایی که شبها تو نور بیشتری میخوابن، قلبشون یه کم تغییر شکل میده.
قلب اونها دیوارههاش ضخیمتر میشه، یه قسمتاش بزرگتر میشه و قدرت انقباضش هم کمی کم میشه. انگار قلب داره آرومآروم خودش رو با فشار سازگار میکنه، ولی طولانیمدت ممکنه به ضررش تموم بشه.
.
صدای بلند تلویزیون
امروز سرزده به خانه بابا و مامان میروم.
اهل این خانه بارها این خانه را ترک کردهاند.
یک بار به بهانه ازدواج.
یک بار به بهانه مهاجرت.
یادم نمیرود روزی را که پدرم در نصیحتی به من گفت:
«به بچهات آنقدر نزدیک نشو که نتوانی جدایی از او را تحمل کنی.»
سالهاست این جمله در ذهنم مانده.
انگار پدر برای خودش مانیفستی ساخته تا انتظار نکشد:
زیاد نزدیک نشو،
تا اگر روزی رفتند،
کمتر درد بکشی.
پدر را بغل میکنم و درون خودم زمزمه میکنم:
«مرد، بیخیال...
با ما صمیمی باش.
اگر قرار است یک روز از هم جدا شویم، لااقل تا آن روز از هم دور زندگی نکنیم.»
اما مادر انگار راه دیگری را انتخاب کرده است.
نگاهم که به خانه میافتد، میفهمم.
به بزرگی خانه.
به تعداد صندلیهای میز ناهارخوری.
به مبلها.
به ظرفهای جورواجور داخل دکور.
و به ماشین ظرفشویی بزرگی که انگار برای ظرفهای دو نفر ساخته نشده است...
پدر برای انتظار نکشیدن، جملهای ساخته.
مادر برای انتظار کشیدن، خانهای چیده.
یادم میآید روزهایی را که مادر همه را دور هم جمع میکرد.
پایت را که به خانه میگذاشتی، یا صدای یک آهنگ شاد میآمد یا هیاهوی بچهها.
یکی چیزی میگفت.
یکی میخندید.
بچهها این طرف و آن طرف میدویدند.
و مادر میان همه این شلوغیها، سفرهاش را میچید.
حالا جای بیشتر آن صداها را صدای بلند تلویزیون گرفته است...
من تنها بچهای هستم که هنوز میتوانم با همسر و فرزندم، سرزده در این خانه را باز کنم.
وقتی میآییم، برای چند ساعتی دوباره خانه شلوغ میشود.
صدای حرف زدن ما با صدای بازی و خنده فرزندم قاطی میشود.
مادر دوباره سراغ همان ظرفها میرود.
چند صندلی دوباره پُر میشوند.
و صدای تلویزیون میان هیاهوی ما گم میشود.
اما ما هم بالاخره باید برویم...
سهیل رضایی
/channel/Hrman11