24135
@faridaminoleslam
🙌 لیست منتخب برترین های تلگرام 〰
⏱ برای مدت محدود در دسترس شماست.
🟣 این پست بهزودی حذف خواهد شد، لطفا
تا قبل از حذف آن... زودتر وارد شوید.❗️✈️
ماسک از ایده تا شکل
از کاغذ تا چهرهای تازه
در ورکشاپ پاپیه ماشه؛ طراحی و ساخت ماسک با استفاده از این تکنیک ایده ها شکل میگیرند و به ماسک هایی منحصر به فرد تبدیل میشوند؛ تجربهای عملی از طراحی ساخت و آفرینش
۳۰ مهر ۱ و ۷ آبان
ساعت ۹ صبح تا ۱۳
گالری سروناز
شیراز خیابان قصر دشت، حدفاصل کوچه ۸۸ و ۹۰
برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام از طریق دایرکت در ارتباط باشید.
@sarvenazplus
@sarv_e_naz_gallery
نمایشگاه حمید رضا قیاسی در گالری سرو و ناز شیراز
Читать полностью…
خیلیوقتها بچههامون توی سنین نوجوانی دنبال راهی برای پیدا کردن خودشون می گردن، اما دو تا مانع بزرگ پیش روشونه؛ از یه طرف غرقِ دنیای دیجیتال شدن و از طرف دیگه، درگیر کمالگرایی و ترس از اشتباهکردن «نکنه خراب بشه؟»، «نکنه نقاشیم خوب نشه؟».
اما حقیقت اینه که هنر، جای امنِ اشتباه کردنه.
ما توی این دوره دنبال از بر کردن تاریخ هنر نیستیم بلکه سعی میکنیم از گذشته به عنوان یک «جعبهابزار» استفاده کنیم تا به بچهها یاد بدیم انسانها چطور در طول تاریخ تونستن از دل تاریکی، ترس و بحرانها به کمک خلق کردن، عبور کنند. سواد هنری به بچه ها کمک میکنه تا دنیا رو عمیقتر ببینن.
اگر دغدغهی رشدِ فکری و افزایش سطح خلاقیت فرزندتون رو دارید شما هم مخاطب این دوره هستید.
📍 مكان: آموزشگاه دایره رنگی
محدوده ستارخان - بعد از بلوار شهدای صادقیه
⏰ زمان: سهشنبهها | ساعت ۱۶ الی ۱۸
📩 ثبتنام و هماهنگی:
جهت رزرو و کسب اطلاعات بیشتر از طریق دایرکت اینستاگرام یا واتساپ با شماره زیر در ارتباط باشید
09040685793
لینک ثبت نام:
https://wa.me/989040685793
@Samaeiz
🎞 «پرترهی جنی» | Portrait of Jennie (1948)
نیویورک، ۱۹۳۴. زمستان است و شهر از رکود خسته. نقاشی تهیدست با بومهایی زیر بغل از گالری بیرون میآید؛ به او گفتهاند دستش توانا است، اما چیزی در کارش غایب است. در برفِ پارک مرکزی دختری را میبیند که انگار از جایی دورتر از شهر آمده است. از همینجا قصهای آغاز میشود که تماشاگر را نه با پرسش، که با حسی آرام و دورگیر همراه میکند.
✦ این فیلم دربارهی چیست؟
هنرِ بیجان. پرسش نخست فیلم این است که مهارت کافی است یا نه. نقاش فیلم از توانایی خالی نیست، از شور و دلبستگی خالی است. فیلم میگوید دست وقتی نقاشی میکند که قلب پیشتر چیزی دیده باشد.
الهام. گاهی هنرمند چیزی را نمیسازد؛ چیزی او را میسازد. جنی هم موضوعِ نقاشی است و هم دلیلِ نقاشیشدن. در این فیلم الهام مهمانی ناخوانده است که بیخبر میرسد و بیخبر میرود.
زمان. در این فیلم، زمان مثل رودی است که همیشه به یک سو نمیرود. تماشاگر یاد میگیرد که همیشه نباید با تقویم سنجید؛ زمانِ عشق، زمانِ ساعت نیست.
تصویر و خاطره. پرتره در این فیلم فقط یک بوم نیست؛ جایی است که چیزی ناپایدار میخواهد پایدار بماند. فیلم میپرسد تصویر چه چیزی را نگه میدارد و چه چیزی را همیشه از دست میدهد.
ایمان به رازها. فیلم از تو میخواهد پرسشهایت را کنار بگذاری و تنها ببینی. مثل شعری که نباید توضیح داد؛ باید زیست.
🎬 اطلاعات فیلم
کارگردان: ویلیام دیترله
تهیهکننده: دیوید او. سلزنیک
برگرفته از رمان کوتاه رابرت نیتان (۱۹۴۰)
بازیگران: جوزف کاتن، جنیفر جونز، اتل بریمور، لیلیان گیش
جوایز: اسکار بهترین جلوههای ویژه
🖌 نقاشِ واقعی
پرترهای که در فیلم میبینید کار اِبن آدامز نیست؛ رابرت براکمن، نقاش آمریکایی، آن را برای فیلم کشیده است. جنیفر جونز بیش از دوازده بار در کارگاه او در کانتیکت نشست. دو نسخه ساخته شد، یکی با پسزمینهی پرتکلف و یکی ساده؛ نسخهی ساده در فیلم دیده میشود. تابلو یکی از عزیزترین داراییِ سلزنیک شد و پس از ازدواجش با جونز در خانهاش آویخته بود.
📽 سرنوشت فیلم
با آنکه فانتزی بود، سلزنیک اصرار داشت در مکانهای واقعی نیویورک فیلمبرداری شود. فیلم در گیشه شکست خورد، در ۱۹۵۰ با نام «Tidal Wave» دوباره اکران شد، و سالها بعد در تلویزیون محبوب شد.
منابع
ویکیپدیا، فیلم: https://en.wikipedia.org/wiki/Portrait_of_Jennie
ویکیپدیا، رابرت براکمن: https://en.wikipedia.org/wiki/Robert_Brackman
IMDb، ترِیویا (جلسات نقاشی، اکران Tidal Wave): https://www.imdb.com/title/tt0040705/trivia
Walter Film (دو نسخهی تابلو): https://www.walterfilm.com/?p=8186
Hometowns to Hollywood (تابلوی سلزنیک و محبوبشدن فیلم): https://hometownstohollywood.com/2022/05/07/portrait-of-jennie-1948/
Flickers in Time (آغاز داستان و گفتوگوی گالری): https://flickersintime.com/portrait-of-jennie-1948/
صبح بخیر هنرآگه
کیادرو (Chiadero)، ساز کوبهای مدرنی است که با ویژگیهای یک دفِ قابدار (Frame Drum) و یک شِیکر (Shaker) طراحی و تولید شده است
صبح بخیر هنرآگه
تار یکی از مهمترین سازهای سنتی ایران و منطقهٔ قفقاز است و بیشتر در موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی سنتی آذربایجان نواخته میشود. نام آن به معنای «سیم» است و صورت قدیمتر و کاملترش «چهارتار» یا «چارتار» به معنای «چهار سیم» بوده است. تار ایرانی شش سیم دارد که در سه جفت قرار میگیرند. تار آذربایجانی، که از دههٔ ۱۸۷۰ به دست میرزا صادق (صادقجان) از تار ایرانی تکامل یافت، یک سیم بم اضافه و دو جفت سیم طنینی دارد و در مجموع یازدهسیمه است. ساز در قرن هجدهم به صورت و دامنهٔ صوتی کنونی خود درآمد.
نوازنده :
سما محمودی
https://www.instagram.com/samamahmoudii/
...
✨ فراخوان نمایشگاه گروهی «لحظه» ✨
جایی برای آنچه در یک لحظه دیده میشود،
اما شاید سالها در ذهن و نگاه ما باقی بماند...
نمایشگاه برترین نقاشان ایرانی
با عنوان «لحظه»
⭐️برترین هنر مند انتخاب میشود.
در گالری انتظامی
در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵
مهلت ثبت نام: تا ۲۰مهر
با همکاری و برگزاری:
✔️مرجان گالری باهمکاری انجمن اینترنتی هنرمندان
وباا همراهی
⭐️CaniCollege Canada_iran
🎨 از هنرمندان دعوت میشود برای حضور در این رویداد هنری و ارائه آثار خود، جهت ثبتنام پیام ارسال کنند.
✨ ظرفیت محدود
📜 ارائه دو سرتیفیکیت معتبر دوزبانه
و ارائه سرتیفیکیت معتبر دانشکده بین المللی Cani College
👈👌 فرصتی برای ثبت یک حضور حرفهای در مسیر هنری شما
📩 جهت ثبتنام و دریافت اطلاعات، پیام دهید.
09123729152
@marjangallery_art
@dr.marjansepidekho.artist
@canicollege_iran
@soroush.mozafari_avaz
.
#اطلاع_رسانی_هنرآگه
"ناتانائیل"
نمایشگاه انفرادی نقاشی
علی ترقیجاه
۱۷ تا ۲۷ مهر ۱۴۰۵
گالری ویستا
ناتانائیل نام مخاطبی است که آندره ژید در مائدههای زمینی او را خطاب قرار میدهد، مخاطبی که باید جهان را از نو ببیند، پیش از آنکه عادت، معنا و قواعد از پیش ساخته شده، امکان دیدن را از او بگیرد. این مجموعه از همین دعوت آغاز میشود؛ دعوت به دیدن دوباره.
در این آثار، جهان نه به صورت تصویری یکپارچه و قطعی، بلکه در لایههایی از خاطره، نشانه، تصویر و کلمه شکل میگیرد. چیزی دیده میشود، چیزی محو میگردد و دوباره بر سطح باز میگردد. گویی هر تصویر ردپایی از جهانی است که پیشتر دیده شده، اما هنوز به تمامی شناخته نشدهاست.
آثار این مجموعه در فاصلهی دیدن و تجربه کردن شکل گرفتهاند. آنها تلاشی برای ثبت جهان نیستند، بلکه میکوشند لحظهای را آشکار کنند که در آن، جهان از امر آشنا فاصله میگیرد و به تجربهای تازه بدل میشود. رنگ، فرم و فیگور در این تابلوها بیش از آنکه حامل روایتی مشخص باشند، نشانههایی از یک مواجههاند؛ مواجههای میان انسان و جهانی که هنوز تماماً کشف نشدهاست.
ناتانائیل در نهایت دعوتی است به مکث در برابر جهان؛ به تجربه لحظهای که هنوز نامی قطعی ندارد؛ دعوتی برای دیدن، خواستن، تجربه کردن و پذیرفتن اینکه زندگی شاید نه چیزی برای تفسیر کردن، بلکه چیزی برای زیستن باشد.
ناتانائیل، جهان هنوز تمام نشدهاست؛ آن را دوباره ببین..
#گالری_گردی#نمایشگاه_نقاشی#گالری_ویستا
"بیدزار/ بیدِزار"
نمایشگاه انفرادی نقاشی
حوریه هادی
۱۷ تا ۲۴ مهر ۱۴۰۵
گالری ویستا+
فایل پی دی اف مقاله در روزنامه اعتماد:
Читать полностью…
.
#اطلاع_رسانی_هنرآگه
شب گذشته، ۷ شهریور، مراسم رونمایی از «ترانههای خیابان»، نخستین آلبوم شاهرخ کفاشزاده، در خانه فرهنگ و هنر مهروماه، در شهر دبی برگزار شد.
شاهرخ کفاشزاده، متولد ۱۳۶۳ در تنکابن، خواننده، آهنگساز، ترانهسرا و نوازنده درامز است که فعالیت حرفهای خود را از ابتدای دهه ۸۰ آغاز کرده و طی بیش از دو دهه حضور در موسیقی راک، تجربه همکاری با گروههای مختلف و بیش از ۱۵۰ اجرای زنده را در کارنامه دارد. او در سال ۲۰۲۰ با قطعه «سفر» عنوان بهترین اثر راک ششمین دوره فستیوال ترمه را کسب کرد و در همان سال برنده مسابقه «پرشین راک استار» شد. «ترانههای خیابان» حاصل همکاری او با خانه فرهنگ و هنر مهروماه از سال ۱۴۰۲ است؛ آلبومی با تلفیقی از پاپراک فارسی، آلترناتیو راک و کانتری که بخشی از سالها تجربه، زیست موسیقایی و نگاه اجتماعی این هنرمند را بازتاب میدهد.
@mehromahchannel
https://www.instagram.com/shax.original/
کامل این اپیزود پادکست را در رادیو هنرآگه کامل گوش دهید. با تشکر🙏🍀 /channel/Rhagah
Читать полностью…
در سال ۱۹۳۰ پیکاسو قصری در بواژلوپ، شمالغربیِ پاریس، خرید و در آن یک آتلیهی مجسمهسازی بنا کرد. او در آنجا مجموعهای از سرهای ماری-ترز والتر را خلق کرد که در آنها ویژگیهای چهرهاش -- بینیِ برجسته، چشمان بادامی و لبهایش -- گویی با بزرگنمایی بازتولید شدهاند.
نکته: مجسمههای دورهی بواژلوپ اهمیت ویژهای در سیر کار پیکاسو دارند، زیرا زبان فرمیِ همین سرها چند سال بعد مستقیماً در طراحی سرهای اسب و گاو نر در گرنیکا (۱۹۳۷) بازتاب یافت.
عکس: Musée National Picasso/Mathieu Rabeau
« اگه تا الان وارد مجموعه ما نشدی این فرصت رو از دست نده »
واقعاً مُرده | Real Gone
فیلم کوتاهی از سِت وُرلی (Seth Worley) ـ ۲۰۱۵
اگر کسی تصمیم گرفته باشد بمیرد، چه چیزی میتواند او را دوباره به زندگی برگرداند؟
اِلوود هولر مردی است که میخواهد به زندگیاش پایان بدهد؛ اما مرگ، برخلاف تصور او، به این آسانیها اتفاق نمیافتد. تلاشهای پیدرپیاش برای مردن به موقعیتهایی عجیب و گاه خندهدار ختم میشود؛ موقعیتهایی که در ظاهر به کمدی نزدیکاند، اما در عمق خود با یکی از تاریکترین تجربههای انسانی سروکار دارند: از دست دادن میل به زندگی.
سِت وُرلی در فیلم کوتاه نهدقیقهای Real Gone، محصول ۲۰۱۵، از ترکیب کمدی سیاه، موقعیتهای غیرمنتظره و روایت تصویری استفاده میکند تا ما را با تناقضی روبهرو کند: مردی که میخواهد بمیرد، اما هر بار اتفاقی مانع او میشود.
🔴قبل از ادامه دادن این کپشن لطفا اول فیلم را ببینید🔴
اما نقطهٔ چرخش داستان، نه در شکستهای مکرر او، بلکه در لحظهای رخ میدهد که صدای کمکخواهی زنی از ساختمانی آتشگرفته به گوشش میرسد. اِلوود، در حالی که هنوز با مرگ خود درگیر است، برای نجات جان زنی به دل آتش میزند. وقتی زن نجات پیدا میکند، او نامهٔ خداحافظیاش را پاره میکند؛ گویی برای نخستینبار، چیزی بیرون از رنج شخصیاش او را به زندگی پیوند میدهد. اما فیلم با یک چرخش تلخ و طنزآمیز دیگر، سرنوشت او را به نقطهای میرساند که از ابتدا آرزویش را داشت.
و اینجاست که فیلم پرسشی فراتر از قصهٔ یک مرد ناامید پیش میکشد: آیا انسان برای بازگشتن به زندگی، باید دلیلی بزرگ و قطعی پیدا کند، یا گاهی یک لحظه، یک کنش و یک انسان دیگر کافی است تا نسبت او با جهان تغییر کند؟
قدرت Real Gone در آن است که این پرسش را به خطابهای اخلاقی تبدیل نمیکند. وُرلی بهجای آنکه دربارهٔ امید سخنرانی کند، موقعیت میسازد؛ موقعیتهایی که از دلشان هم خنده بیرون میآید و هم اضطراب. کمدی سیاه فیلم، رنج شخصیت را انکار نمیکند؛ بلکه فاصلهای میان تماشاگر و موقعیت دردناک او ایجاد میکند تا بتوانیم هم بخندیم و هم از خودمان بپرسیم به چه چیزی میخندیم.
از نظر روایت نیز فیلم نمونهای قابلتوجه از اقتصاد در فیلم کوتاه است: شخصیتپردازی عمدتاً از طریق کنش، تکرار و تصویر پیش میرود و دیالوگها جای خود را به موقعیتهای بصری میدهند. هر بار که اِلوود از مرگ بازمیگردد، تکرار جملهٔ پزشک مبنی بر زنده ماندن او، هم به یک شوخی تلخ بدل میشود و هم به نشانهای از شکاف میان خواست شخصیت و واقعیتی که بر او تحمیل میشود. موسیقی، تدوین و جلوههای بصری نیز به ساختن این لحن دوگانه کمک میکنند؛ لحنی که میان کمدی موقعیت، هراس و تأمل فلسفی در حرکت است. Real Gone در سال ۲۰۱۵ در بخش فیلم کوتاه داستانی جشنوارهٔ فیلم Musicbed نیز برگزیدهٔ هیئت داوران شد.
شاید در نهایت، عنوان فیلم هم معنایی دوگانه پیدا کند: Real Gone؛ چیزی شبیه «واقعاً رفته»، «برای همیشه رفته» یا «دیگر از دست رفته». اما آیا میتوان کسی را که هنوز نفس میکشد، از پیش مرده به حساب آورد؟ و آیا کسی که از زندگی دست شسته، هنوز میتواند در لحظهای غیرمنتظره معنایی تازه در آن پیدا کند؟
واقعاً مُرده دربارهٔ مرگ است؛ اما آنچه آن را دیدنی میکند، تناقض میان میل به پایان دادن و امکانِ دوباره پیوند خوردن با زندگی است. فیلم به ما تضمین نمیدهد که امید همیشه پیروز میشود؛ حتی پایان آن نیز از این نظر بیرحمانه و طنزآمیز است. فقط نشان میدهد که گاهی درست در لحظهای که گمان میکنیم همهچیز تمام شده، رابطهٔ ما با جهان هنوز میتواند تغییر کند.
🎬 Real Gone | 2015
کارگردان و نویسنده: سِت وُرلی (Seth Worley)
داستان: جف ونبل و سِت وُرلی
مدت: حدود ۹ دقیقه
ژانر: کمدی سیاه، درام
.
#اطلاع _رسانی_هنرآگه
هوای تهران در شیراز
نمایشگاه آثار منتخب حميدرضا قیاسی
حافظه ی تاریخی هر فرد بخشی از خاطرهی جمعی یک شهر است؛ انباشته از وقایع گوناگون که از شرایط اقلیمی جغرافیایی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شکل گرفتهاند.
مجموعهی هوای تهران با نگاهی به شهر، خاطره و تاریخ مخاطب را به بازخوانی تجربههای جمعی و پیوند میان گذشته و اکنون دعوت میکند.
آثار منتخب حمیدرضا قیاسی در گالری سروناز شیراز
نمایشگاه تا ۵ آبان ماه ادامه خواهد داشت.
آدرس: خیابان قصردشت _ حدفاصل کوچه ۸۸ و ۹۰
Atmosphere in Tehran
A Selected Works Exhibition by Hamidreza Ghiasi
The historical memory of each individual is part of a city's collective memory - an accumulation of diverse events shaped by climatic, geographical, political, cultural, and social conditions.
The series Tehran's Atmosphere offers a perspective on the city, memory, and history, inviting viewers to revisit shared experiences and reflect on the connections between the past and the present.
Selected works by Hamidreza Ghiasi
Venue: Sarvenaz Gallery, Shiraz, Iran.
Opening Reception: October 16, 2026, at 6:00 PM
#گالری#گالری_گردی
.
#هنرآگه_آرت نیور
فریدون آو در فریز مسترز؛ بازخوانی آرشیو یک هنرمند ایرانی
تاریخ برگزاری: ۱۴ تا ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶
محل: غرفه D-12، Frieze Masters، لندن
منبع:
https://www.ivde.net/events/158/overview/
گالری Isabelle در فریز مسترز امسال ارائهای انفرادی از آثار فریدون آو برگزار میکند.
این مجموعه شامل ۱۵ اثر روی کاغذ از سالهای ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۰ است که از آرشیو شخصی هنرمند در تهران انتخاب شدهاند. طراحیها، کلاژها و نقاشیها، بخشهایی از سالهای شکلگیری زبان بصری او را آشکار میکنند؛ دورهای که برای شناخت تحول بعدی فعالیت هنری آو اهمیت دارد
فریز مسترز در کنار آثار تاریخی و مدرن، بستری برای بازخوانی جایگاه هنرمندان در تاریخ هنر فراهم میکند. ارائه آثار اولیه آو در چنین فضایی، امکان مشاهده مسیر شکلگیری یک زبان تصویری را بهجای تمرکز صرف بر آثار شاخص و شناختهشده او فراهم میآورد.
تفسیر و پرسش هنرآگه از این خبر:
اهمیت این ارائه در خودِ آرشیو است. آثار روی کاغذ اغلب در مقایسه با نقاشیها و مجسمههای نهایی، کمتر در معرض دید عمومی قرار میگیرند؛ بااینحال، ممکن است اطلاعاتی اساسی درباره شیوه فکرکردن و تصمیمهای فرمی هنرمند در اختیار بگذارند.نمایش این آثار در یک رویداد بینالمللی همچنین پرسشی درباره نقش آرشیوهای شخصی در تاریخنگاری هنر ایران ایجاد میکند: چه بخشهایی از تاریخ هنر مدرن ایران هنوز در آرشیوهای خصوصی باقی ماندهاند و چگونه میتوان آنها را به موضوع پژوهش عمومی تبدیل کرد؟
آیا تاریخ هنر یک هنرمند را باید از طریق شاهکارهای تثبیتشدهاش شناخت یا از طریق طرحها، کلاژها و تجربههایی که مسیر شکلگیری آن آثار را آشکار میکنند؟
تصاویر آثاری از فریدون آو هستند.
فیلم جمعه : پرتره جنی (فیلم دو زبانه است :فارسی/دوبله و انگلیسی)
Читать полностью…
.
#هنرآگه_آرت_نیوز
ایران و هنر معاصر ایران در جهان| قابل توجه هنرمندان داخل کشور
ابتکار Continuum؛ حمایت مستقیم از بیش از ۲۰۰ هنرمند داخل ایران
ابتکار Continuum: Artist Relief for Iran پروژهای است که میکوشد هنرمندان داخل ایران را مستقیماً به خریداران، مجموعهداران و مؤسسات هنری بینالمللی متصل کند.
این بستر دیجیتال با همکاری داریو دوران، کیوریتور ایرانیـکانادایی، مریم راستی و مجموعهای از گالریهای داخل ایران شکل گرفته است.
@mariamrasti
@duranartprojects
تصویر پست: مریم راستی و داریو دوران
این پروژه بیش از ۵۰۰ اثر از بیش از ۲۰۰ هنرمند را عرضه میکند. یازده گالری ایرانی از دریافت کمیسیون فروش صرفنظر کردهاند و پلتفرم نیز کارمزدی دریافت نمیکند؛ بنابراین، تمام مبلغ فروش هر اثر مستقیماً به هنرمند میرسد.
قیمت آثار در سه بازه تنظیم شده است: تا ۵۰۰ دلار، ۵۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار و ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار. با توجه به دشواریهای انتقال آثار و محدودیتهای ناشی از تحریمها و اختلال مسیرهای حملونقل، زمان تحویل ممکن است به سه تا شش ماه برسد.
هنرآگه:چرا این خبر مهم است؟
تعطیلی گالریها، لغو نمایشگاهها، دشواری دسترسی به مواد هنری و اختلال در فروش، معیشت بسیاری از هنرمندان داخل ایران را تحت فشار قرار داده است.
در چنین شرایطی، Continuum بهجای آنکه صرفاً نمایشگاهی درباره بحران برگزار کند، تلاش میکند مسیر فروش آثار را حفظ کند. این تمایز مهمی است: هنرمند فقط موضوع یک روایت خبری نیست، بلکه تولیدکنندهای است که برای ادامه فعالیت به درآمد و ارتباط حرفهای نیاز دارد.
این ابتکار را باید در دو سطح بررسی کرد.
در سطح نخست، مسئله حمایت اقتصادی مستقیم از هنرمندان است. حذف کمیسیون گالری و پلتفرم میتواند سهم بیشتری از درآمد را به خالق اثر برساند؛ هرچند میزان موفقیت نهایی پروژه به تعداد فروشها، هزینههای عملیاتی و استمرار تقاضای بینالمللی بستگی دارد.
در سطح دوم، مسئله استقلال روایت هنر ایران مطرح است. برگزارکنندگان تأکید کردهاند که آثار نباید صرفاً بهدلیل جنگ یا رنج اجتماعی هنرمندان انتخاب شوند؛ هنر ایران نیز به یک سبک، موضوع یا هویت تصویری واحد تقلیلپذیر نیست.
این نکته برای هنرآگه اهمیت ویژهای دارد: حمایت از هنرمندان ایرانی نباید به این شرط وابسته باشد که آثارشان برای مخاطب خارجی تصویری آشنا از بحران ایران بسازند.
آیا میتوان سازوکاری برای حمایت بینالمللی از هنرمندان ایران ایجاد کرد که هم استقلال اقتصادی آنان را تقویت کند و هم از تبدیل هنرشان به کالایی مبتنی بر بحران سیاسی جلوگیری کند؟
منابع:
روزنامه گاردین
https://www.theguardian.com/artanddesign/2026/oct/14/iran-art-scene-continuum-dario-duran-interview
پلتفرم رسمی فروش آثار هنرمندان ایرانی
https://iranartistrelief.org/
.
#هنرآگه_مجله_مولتی_مدیا
زمان، وقتی در یک قاب خانه میکند
حدود پانصد سال پیش، در فلورانس، پونتورمو تابلویی روی چوب کشید، در حدود یک متر در یک متر، برای اتاق خواب یک بانکدار. تابلویی که برای خواندنش باید مثل مسافر از پلهها بالا رفت.
داستان یوسف در عهد عتیق اینجا به پایان میرسد و چهار لحظهاش در یک صحنه کنار هم نشستهاند. یوسف، که حالا وزیر مصر است، پدرش یعقوب را به فرعون معرفی میکند. بر ارابهای مینشیند و شکایت قحطیزدگان را میشنود. با دو پسرش از پلکان بالا میرود تا پدرِ در آستانهی مرگ را ببیند. و در آخر، یعقوب پسران او را برکت میدهد.
هیچ خط و کادری این صحنهها را از هم جدا نکرده است. پلکان است که چشم ما را از یکی به دیگری میبرد.
ویدئو پیشنهاد میکند دور هر بخش کادری بکشیم. آنوقت تابلو به صفحهای از یک کمیک میماند. هر شخصیت لباس رنگی مخصوص خودش را دارد و در هر کادر دوباره او را میشناسیم، مثل قهرمان کمیک که از قابی به قاب بعد میرود. پونتورمو مسیری برای دنبالکردن اثر نشان داده، اما در نهایت ما تصمیم میگیریم چگونه نگاه کنیم و زمان به جلو برود یا به عقب.
این شباهت نگاهی امروزی است، نه ادعایی تاریخی. تاریخنگاران هنر چنین شیوهای را «روایت پیوسته» مینامند و نمونههایش بسیار قدیمیتر از پونتورمو است. این تابلو کمیک را آغاز نکرده، اما نشان میدهد آرزوی نشان دادن "زمان در فضا" چقدر کهن است.
نقاشیها را گاهی باید خواند، نه فقط دید.
#پونتورمو #هنر_رنسانس#روایت_تصویری #کمیک
چرا برخی از هنرمندان روی مس نقاشی می کردند؟
“لتیزیا” از نشنال گالری لندن که به چگونگی و چرایی کار هنرمندان با این مواد و قالب میپردازد، این پرسش را پاسخ می دهد.
نقاشی بنای یادبود اثر ال گرکو با نام" فرضیه معراج مریم مقدس"
نصب مجدد اثر هنری در گالری نیازمند برنامه ریزی دقیق، حرکات هماهنگ و تجهیزات مناسب جهت جابجا کردن و بالا بردن آثار هنری ست.
این تلاش هماهنگ شامل تیم حفاظت، مرمت و مدیریت اثر هنری می باشد.
توضیح :
الف) در مسیحیت نظریه ی وجود دارد مبنی بر اینکه مریم مقدس در اواخر عمر به بهشت عروج کردهاند. برخی از کاتولیک ها معتقدند که این اتفاق اواخر عمر و در زمان حیات ایشان روی داده است، در حالیکه برخی دیگر بر این باورند که معراج سه روز پس از مرگ اتفاق افتاده است.
ب) درپایین تصویر نمادهایی از تابوت سنگی مریم مقدس را می توان دید که خود تاییدی بر باور گروه دوم است. در پایین تصویر گروهی از حواریان هستند که با بهت و حیرت مشغول تماشای عروج مریم مقدس در هاله ی از ابر هستند.
مکان: موزه هنر شیگاکو
.
#هنرآگه_آرت_نیوز
اگر یک مجسمه کامل نباشد، آیا هنوز میتواند زیبا باشد؟
شاید حتی بیشتر.
در نمایشگاه «شکسته: قدرت قطعه» در فلورانس، بیش از ۸۰ اثر تاریخی و هنری گرد هم آمدهاند؛ آثاری که سر، دست، پا، بینی یا بخشی از بدنشان از بین رفته است. اما عجیب اینجاست که بسیاری از آنها، درست در همین وضعیتِ ناقص، قدرتی متفاوت پیدا میکنند.
لبهای آخناتون، فرعون مصر، فقط در تکهای از سنگ آهک باقی ماندهاند؛ بینی و دهان. همین محدودیت، نگاه ما را وادار میکند به جزئیاتی خیره شویم که شاید در یک مجسمهٔ کامل هرگز نمیدیدیم.
در این نمایشگاه، شکستگی همیشه نتیجهٔ تخریب نیست. گاهی بخشی از آیین، سیاست یا حتی خودِ آفرینش اثر بوده است. از پیکرههای dogū ژاپن که عمداً شکسته میشدند، تا مدل سفالی میکلآنژ که ظاهراً ناقص است اما احتمالاً از ابتدا به شکل یک قطعه ساخته شده بود.
شاید مسئله فقط «زیباییِ شکستگی» نباشد.
شاید یک اثر، وقتی بخشی از خود را از دست میدهد، چیزی را آشکار میکند که در کاملبودنش پنهان مانده بود.
پس سؤال این است:
آیا کمال، همیشه چیزی به اثر اضافه میکند؟ یا گاهی مانع دیدن آن میشود؟
📍 Broken: The Power of the Fragment
Palazzo Strozzi، فلورانس
۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ تا ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۷
🎙 پادکست: سرگرمیسازی استعلایی؛ وقتی لذت به حقیقت و آگاهی گره میخورد
جستاری که در روزنامه اعتماد منتشر شد، اینبار به شکل پادکست رادیو هنرآگه تقدیمتان میشود.
در این قسمت از نظریه رمانتیک-متافیزیکی هنر میگوییم—سنتی فکری که از رمانتیکهای آلمانی (شلینگ، هگل، شوپنهاور، نیچه) تا متفکران قرن بیستم مثل گادامر و آدورنو امتداد یافته و معتقد است لذت هنری نه هدف، بلکه پیامدِ افشای حقیقت است.
آدورنو میگوید هرچه اثری را عمیقتر بفهمیم، کمتر از آن به معنای متعارف «لذت» میبریم؛ آنچه رخ میدهد تسخیرشدگیست، نه سرگرمی. اما در کنار این، به نقد جدی مخالفان هم میپردازیم: خطر نخبهگرایی زیباییشناختی.
با مثالهایی از بوف کور هدایت، سینمای تارکوفسکی و کیارستمی، نقاشیهای روتکو و پیکاسو، و مجسمهی پیهتای میکلآنژ، این ایده را در بستر آثار بزرگ هنری دنبال میکنیم.
و در پایان، این پرسش را مطرح میکنیم: آیا خودِ کلمهی «سرگرمی» واژهی درستی برای این تجربهی متعالی است؟ /channel/Rhagah
📢 مجموعه ای ویژه از کانال های با کیفیت در اختیار شماست، فرصت را از دست ندهید.✨
Читать полностью…
هر دو هنرمند برای گروه پیشگامِ بالهی روس، به رهبریِ سرژ دیاگیلفِ روس، فعالیت کردند. دیاگیلف هنرمندانِ مدرنِ پیشرو را برای طراحیِ لباس، پرده و صحنهی اجراهای گوناگون، از سال ۱۹۱۷ تا زمان مرگش در ۱۹۲۹، استخدام میکرد. ماتیس در سال ۱۹۱۹ ده روز را در لندن گذراند، جایی که طراحیهای او برای اثر آواز بلبل، تأثیرات آسیایی را با مدرنیسمی سرراست و خام درآمیخت.
نکته: همکاری هر دو هنرمند با دیاگیلف (پیکاسو با «پارادِ» در ۱۹۱۷ و ماتیس با «آوازِ بلبل» در ۱۹۲۰) نشان میدهد که بالههای روس، فارغ از رقابت شخصیِ این دو، نقطهی تلاقیِ عملیِ کارشان نیز بوده است -- سرنخی مناسب برای اتصال این بخش به فصل مربوط به فعالیتهای مشترکشان با دیاگیلف در روایت پادکست.
عکس: Succession H Matisse/Copyright Agency
در سال ۱۹۴۶ ماتیس مجموعهای از طراحیها از مدل هلندی، آنهلیس نلک، خلق کرد. نلک که خود هنرمند بود، شش سال در کنار ماتیس زندگی کرد؛ هم برای او مدل میشد و هم به دلکتورسکایا در آتلیه یاری میرساند. ماتیس مدل را بارها و از تمامیِ زوایای ممکن، با خطوطی قاطع، پاک و پیوسته طراحی میکرد. وقتی این طراحیها به ترتیب دیده شوند، چنان مینمایند که گویی ماتیس در حین کار پیرامون مدل خود میچرخیده است؛ او خود این فرایند را «فیلمی سینمایی از مجموعهای از رؤیاها» توصیف کرده بود.
نکته: این شیوهی طراحیِ سریالی، پیشدرآمدی بر آخرین و شاید رادیکالترین فصل کار ماتیس بود: دورهی «کاتاوت»ها (بریدههای کاغذ رنگی) در سالهای پایانی عمرش، که در آنها نیز منطقِ تکرار، توالی و سادهسازیِ تدریجیِ فرم مشهود است.
عکس: Succession H Matisse/Copyright Agency