42163
ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم : @g_rahimimanesh @cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres 🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran
چه بیهوده کاری بود شمارش لحظه ها!
ثانیه از پس ثانیه
به امید رهایی...
( اینک گمان من بود.)
که به رهایی در کار می بود...
نه عشقی و
نه تلنگری(خاطر)...
که تنها این شوم داستان
یه افسانه زیباست...
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
من از گمنامی در باد میمردم
نام و نشانم را از همسایهها پرسیدم،
گفتند: سالها پیش مرد.
گفتم: من هستم، مرا صدا کنید،
گفتند: بگذر از این خانه، این خانه در محاصره ی باد است.
احمدرضا احمدی
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎞 سینما صرفاً لَختی آسودن نیست؛ سینما تلنگری است از طریق زیستن در جهانی تازه با خزیدن اندر کالبدی دیگر
✍️کانالی برای انتشار نقد فیلم، ریویو و یادداشتهای سینمایی به قلم مهران زارعیان
🆔@warOfteragedy
۴/۸
سکانس تاثیرگذار از دشت گریان
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
فيلمي شاعرانه دربارهي مرگ و زندگي
تركيب جادويي رنگها، صداها، موسيقي و تصاويركه ميتواند عميقترين احساسات دربارهي زندگي و مرگ را بيان كند، « دشت گريان» را به عنوان فيلمي شاعرانه معرفي ميكند.
دشت گريان به كارگرداني تئوآنجلو پلوس محصول سال 2004 با همكاري چهار كشور آلمان، فرانسه، يونان و ايتاليا تهيه شده. اين فيلم به منظور به تصوير كشيدن برههاي از تاريخ اين كشور ساخته شده با اين زمان به اكران عمومي درآمد.
يتلراديش، يكي از منتقدان آمريكايي درباره فيلم مينويسد:
فیلم سينمايي « دشت گريان» از ادبياتي غني به لحاظ فيلمنامه برخوردار است. وي «دشت گريان» را تا حدودي داراي ويژگيهاي تئاتري ميداند و ميافزايد: اين فيلم با وجود بهرهگيري از صحنههاي چشمگير، لوكيشنهاي متحير كننده و همچنين داستاني جذاب، اثري مرده به نظر ميرسد. شيوهاي كه تئوآنجلو پلوس براي ساخت « دشت گريان» به كارگرفته بسيار خسته كننده وملالآور است. در اين شيوه بيننده تنها كافي نيست كه قطاري را نظارهگر باشد كه به محلي نزديك ميشود. بلكه بايد در ابتدا قطار را از دور ببينيد. پس واگن به واگن آن را تماشا كند. دودي كه از قطار بلند ميشود را نظارهگر باشد و سپس آن را در شرايطي كه حركت قطار كند شده تماشا كند و حال نوبت آن است كه قطار متوقف شود. خلق شخصيتها و نحوه به تصوير كشيدن قصه از سوي آنجلوپلوس، از وجوه آموزشي بسياري برخوردار است. شخصيتهايي كه او در «دشت گريان» خلق كرده است، هرگز پرورانده نميشوند وهيچ تغييري نيز در آنان به وجود نميآيد. پرسوناژهاي «دشت گريان» سه بعدي هستند كه همين مساله تماشاگر را به شگفتي وا ميدارد. خلق شخصيتهاي سه بعدي پيامآور اين نكته است كه هر انساني ميتواند جايگزين شخصيتهاي اصلي فيلم باشد. و سرنوشت دختر و پسر «دشت گريان» قابل تعميم دادن به تمام دختران و پسراني است كه در اقصي نقاط دنيا زندگي ميكند.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
.
اجرای موسیقی زنده از فیلم دشت گریان
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎬 برنامه نشست در " کرج "
گفتگویی عصرانه با موضوع نمایش و نقد فیلم " آشغال های دوست داشتنی " از دیدگاه روانشناختی
🎞 فیلمی که ۶ سال توقیف شد و با این حال باز هم در زمان اکران خودش درخشید
" با توجه به رخدادهای اخیر جامعه و کشور ، این جلسه در فضایی مشابه به گروه درمانی برگزار خواهد شد "
ارائه تحلیل : محمد مهدی حسینی
🗓 جمعه ۲۴ بهمن ساعت ۱۶
🏠 آدرس :
کرج سه راه گوهردشت ، کوچه یاس دوم پلاک ۳۳ کافه راه سالک
هماهنگی برای حضور از طریق
تماس با :
📱02632707361
یا مکاتبه با پروفایل های :
🔖 واتساپ :
Https://wa.me/989213026539
🔖 تلگرام :
@yekroo
.
وداع آبی
یک روز سرانجام با تو وداعی آبی می کنم می دانم روزی از من خواهی پرسید مگر وداع هم رنگ دارد آن هم به رنگ آبی من در جواب تو فقط چشمانم را می بندم...
✍ #احمدرضا_احمدی
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎼 مرثیـــــه 🎼 شعر: احمد شاملو
آهنگ و ویدیو: نیما فاتحی
[انتشار: ۱۳۹۹]
با سکانس هایی از:
▪️«آندری روبلف» - «نوستالگیا» - «آینه»
از آندری تارکوفسکی
▪️«لویاتان» - «تبعید»
از آندری زویاگینتسف
▪️«اسبِ تورین»
از بِلا تار
▪️«پرسونا»
از اینگمار برگمان
▪️«درختِ زندگی»
از ترنس مالیک
▪️«گامِ معلّقِ لکلک» - «نگاهِ خیرهیِ اولیس» - «دشتِ گریان» - «غبارِ زمان»
از تئو آنگلوپولوس
"...و ما همچنان دوره میکنیم
شب را و روز را هنوز را..."
Join 👉 @honar7modiran
.
اجرای زنده موسیقی متن فیلم دشت گریان (به کارگردانی تئو آنجلوپولوس)، شاهکار ماندگار النی کایندرو
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
فیلم دشت گریان Meadow Weeping The ساخته تئو آنجلوپولوس، اثری است آرام، سنگین و عمیق که بیش از آنکه داستانی پرحادثه تعریف کند، ما را به تماشای تاریخ، حافظه و رنج یک ملت دعوت میکند.
این فیلم نخستین بخش از سه گانه ای درباره یونان مدرن است و روایتی شاعرانه از سرنوشت انسانهایی ارائه میدهد که در طوفان قرن بیستم گرفتار شده اند.
سبک بصری و کارگردانی آنجلوپولوس به خاطر نماهای بلند Take Long و حرکات نرم و حساب شده دوربین شناخته میشود؛ دشت گریان نمونه ای شاخص از این امضاست. دوربین اغلب با فاصله از شخصیت ها حرکت می کند، گویی شاهدی خاموش است. احساسی فوری، وارد که نه قضاوت می کند و نه دخالت. این فاصله گذاری باعث میشود تماشاگر به جای همذات پنداری نوعی تأمل شود. ترکیب بندی قاب ها بسیار دقیق است: انسان ها اغلب کوچک و طبیعت یا معماری بزرگ و غالب اند؛ انتخابی که به خوبی حس بی پناهی فرد در برابر تاریخ را منتقل میکند. سکوت های طولانی و ریتم کند، بخشی از زبان فیلم هستند، نه ضعف آن.
روایت و ساختار داستانی.
داستان فیلم زندگی النی را از کودکی تا میانسالی دنبال میکند و در دل آن، رویدادهای مهم تاریخ یونان بین
سالهای 1919 تا 1949 جریان دارد؛ از مهاجرت و تبعید گرفته تا جنگ و شکاف های سیاسی. روایت خطی ساده ای در کار نیست؛ فیلم بیشتر شبیه جریان خاطره است. زمان میگذرد، اما نه با قطعه های تند یا توضیح های مستقیم. گاهی یک حرکت دوربین یا تغییر صحنه، ما را سالها جلو میبرد. این شیوه ممکن است برای تماشاگر عادت کرده به
روایت کلاسیک چالش برانگیز باشد، اما در عوض حس »زیستن در تاریخ را ایجاد میکند، نه صرفا شنیدن آن.
عناصر سینمایی
فیلمبرداری خیره کننده است. رنگ های سرد، مه، باران و دشت های خالی فضایی اندوه بار و شاعرانه میسازند که کامل با مضمون فیلم هماهنگ است. موسیقی النی کاریندرو نقش بسیار مهمی دارد؛ ملودی ها ساده، تکرارشونده و غمگین اند و اغلب جای دیالوگ را می گیرند. بازی ها، به ویژه بازی نقش النی، درون گرا و کنترل شده اند. بازیگران احساسات را فریاد نمیزنند، بلکه آنها را در نگاه و سکوت پنهان میکنند؛ انتخابی که با لحن کلی فیلم سازگار است.
مضامین اصلی
دشت گریان فیلمی درباره تبعید، عشق ناکام، جنگ و حافظه تاریخی است. آنجلوپولوس نشان میدهد چگونه تصمیم های سیاسی و خشونت های تاریخی، زندگی خصوصی انسانها را شکل میدهند و گاه نابود میکنند. عشق در این فیلم نه پناهگاه امن، بلکه زخمی ماندگار است. حافظه، چه فردی و چه جمعی، همچون دشتی است که مدام از
اشک گذشته خیس میشود.
نقاط قوت و ضعف
بزرگترین نقطه قوت فیلم، انسجام فرمی و نگاه شاعرانه آن است. دشت گریان تجربه ای یگانه و عمیق ارائه میدهد. در مقابل، ریتم بسیار کند و مدت زمان 170 دقیقه ای ممکن است برای برخی مخاطبان خسته کننده باشد. فیلم صبر میخواهد و اگر تماشاگر با حال وهوای آن همراه نشود، ارتباطش قطع میشود.
جمع بندی
دشت گریان فیلمی آسان پسند نیست، اما برای علاقه مندان سینمای هنری و کسانی که به تاریخ، حافظه و زبان شاعرانه تصویر علاقه دارند، تجربه ای ارزشمند است. این فیلم بیش از آنکه دیده شود، باید تماشا و احساس شود.
✍ #مجید_سنجری
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
النی و آلکسی هم از حمایت هنر بی بهره نمیمانند. آنها زیر چترحمایت نوازندگانی که به قصد اجرای برنامه در مراسم عروسی اسپیروس با النی به روستا آمده بودند؛ قرا میگیرند. همین گروه؛ محل خوابی برای آنها در سالن تئاتر شهرِ تسالونیکی که اکنون در حسرت اجرا به هتلِ هنرمندان تبدیل شده، مهیا میکنند. این خود تراژدی تازه ای رقم میزند که جامعه ی یونانی در محور آن است. یونانی که روزی مهد تئاتر و نمایش بوده؛ اکنون تالارهای بزرگ نمایشش تبدیل به خوابگاه هنرمندان شده! برشی گزنده و تلخ از اوضاع نابسامان سیاسی و فرهنگی آن زمانِ یونان! «نیکوس» کارگزار و برنامه ریز این گروه هنری کوچک که شاهد آکاردئون نوازی «آلکسی» بوده؛ معتقد است که آلکسی در دستانش طلا دارد.
✍ #اشکان_زهتاب
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
من از تو انتظار ندارم که بفهمی چه چیزی را میخواهم با فیلمهایم بگویم...
من از تو انتظار دارم، آنچه که روحت از فیلمهایم میگیرد دریابی، درست مثلِ یک شعر...
"تئو_آنجلوپولوس"
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
۳/۸
سکانس فوق العاده از دشت گریان
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎼🎼🎼
🎷| اجرای زنده موسیقی فوق العاده زیبای فیلم "دشت گریان"
◽| اثری از خانم النی کاریندرو
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎬 برنامه نشست در " مهرشهر _ کرج "
گفتگویی عصرانه با موضوع نمایش و نقد فیلم " نور شبح (روح) " از دیدگاه روانشناختی و هنری
🎞 در وصف انان که عزیزی از دست دادهاند و راهی برای بیان رنجشان نمییابند
ارائه تحلیل : محمد مهدی حسینی / بهزاد عبدوی
🗓 پنجشنبه ۳۰ بهمن ساعت ۱۶
🏠 آدرس :
کرج مهرشهر _ بلوار شهرداری ، خیابان ۱۰۰ شرقی ، آموزشگاه موسیقی طنین ( باغ هزارآوا )
هماهنگی برای حضور از طریق
تماس با :
📱09398888582
بسیاری از منتقدان، «مرغزار گریان» را از لحاظ درونمایۀ اثر، چه از جنبۀ موضوعی و چه از جنبۀ فرمال، با دیگر شاهکار «آنجلوپولوس»، فیلم «بازیگران سیار» مقایسه مینمایند.
” دشت گریان ” فیلمی تاریخی و تا حدی شبیه اثر با شکوه ” بازیگران سپار 1975 ” و البته با تفاوت هایی است. فیلم دشت گریان از بازیگران سیار یک ساعت کوتاه تر است و اما تاریخی که طلایه دار ” بازیگران سپار ” بوده در اینجا تبدیل به نهان گاه و پس زمینه ی اثر می شود. در بازیگران سیار به واقع نقش اولی وجود نداشته و گروه مطرح می باشد، در حالیکه ” دشت گریان “، شرح زندگی النی و الکسی طی دوران آشوب یونان در سال ها 1919 تا 1949 است.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
فیلم سینمایی جنگ داخلی civil war ساخته الکس گارلند درباره جنگ داخلی امریکا است اما نه جنگ اول داخلی امریکا در ۱۸۶۱ بین آبراهام لینکلن و جفرسون دیویس و نه جنگ داخلی درباره آینده امریکا با تسلیحات جدید و علمی تخیلی همانند سریال fallout بلکه در این جنگ داخلی که در زمان حال و به صورت کاملا واقعی و بدور از تخیل در حال وقوع است و کارگردان بدون یک فضای اغراق شده از ساختمانهای ویران و شهرهای نابود شده داستان را روایت میکند.
این فیلم هر چند درباره جنگ است اما خبری از روایت یک سرباز یا فرمانده و رشادت و میهن پرستی در نبرد حق و باطل هم نبوده و یا یک فیلم ضد جنگ و شرح فجایع آن برای مردم بی پناه و افتاده در وسط مهلکه هم نیست بلکه شاید یکی از زیباییهایش در این ژانر روایت داستان از دید خبرنگاران و عکاسان است یعنی کسانی که وقایع را میبینند و یک روایت خلق میکنند. روایتی که عین واقعیت نبوده اما دروغ هم نیست بلکه بریده هایی از حقیقت است که یک معنا در ذهن مخاطب خلق و او را وادار به نتیجه گیری خواهد کرد.
این فیلم هر چند درباره خبرنگاران و عکاسان است اما همانند موارد مشابه آن نیست در این فیلم برخلاف رویه قبلی هالیوود خبری از یک خبرنگار که پرده از یک حقیقت بزرگ درباره یکی از جبهه ها برمیدارد و یا یک جنایت را آشکار میکند هم نیست بلکه هنر فیلمسازی دقیقا از همین جا آغاز میشود که خبرنگاران و عکاسان یک ملت درگیر جنگ شناختی را روایت میکنند البته بدون پرداختن به نقش آفرینی یک ملت بیگانه برهم زننده تعادل اجتماعی!
داستان را میتوان در این اتمسفر خلاصه کرد. در یک طرف جنگ یک رئیس جمهور پیر لجوج خودخواه و البته دروغگو است که برخلاف قانون اساسی امریکا برای دور سوم رئیس جمهور است و مدام میگوید پیروز شده و دشمنانش شکست خورده اند و طرف دیگر جبهه متحد از کالیفرنیا و تگزاس که نماد دموکراتها و جمهوری خواهان هستند در حال شکست دادن او بوده و این جبهه میخواهد این رئیس جمهور را سرنگون و قانون اساسی را احیا کنند ظاهر داستان انگار با جنگ بین حق و باطل طرف هستیم اما تمرکز داستان بر این جنگ نیست!
فیلم چهار سکانس اثرگذار دارد که آن را میتوان قلب داستان نامید که جان حرف کارگردان است. سکانسی که در یک پمپ بنزین فردی هم محلهایها و همکلاسی خود را به اتهام دزدی شکنجه، مجروح و آویزان کرده و با خنده به آنها نگاه میکند و خبری از قانون نبوده حتی خبری از حرف زدن و بخشش و رحم به خاطر گذشته و یا همدلی هم در کار نیست! و قانون بقا حکومت میکند.
در یک سکانس دیگر هم مردمی به نمایش گذاشته شده که در حبابی از توهم به سر میبرند و انگار نه انگار جنگ در جریان است و زندگی لوکس خود را دنبال میکنند و وقتی با سکانس قبل مقایسه شود نیازی به توضیح ندارد!
در یک سکانس هم دو گروه علیه هم کمین زده و تک تیراندازها در حال کشتن هم دیگر هستند. اوج داستان همین جاست که خبرنگار میپرسد شما متعلق به کدام گروه هستید و طرف مقابل کیست و تک تیرانداز با تمسخر و توهین میگوید ما از کسی دستور نمیگیریم و او میخواهد ما را بکشد و ما قصد کشتن او را داریم! خبری از دیالوگ و حرف زدن و فهم و درک ایدئولوژی و جبههها نیست کنایهای به کل یک جنگ داخلی دارد که افرادی بی دلیل در حال کشتن هم هستند.
سکانس بعد در یک منطقه یک رهبر شورشی نژاد پرست در حال دفن جنازه کشتههاست که انگار نسل کشی انجام شده و خبرنگاران را گیر میاندازد و از آنها محل تولدشان را میپرسد و چینی آنجا را در جا میکشد و یک دیالوگ اینجا محتوای فیلم را بیان میکند وقتی خبرنگار میگوید ما همه امریکایی هستیم به معنی اینکه نباید با هم بجنگیم و فارغ از نژاد و ایدئولوژی متحد باشیم و شورشی با خنده میگوید چه مدل امریکایی؟! کنایه به هم وطن زدایی جبههها از هم طی این جنگ!
خلاصه هر سکانس طرفین تفاوت و اختلاف نظرشان به شکاف اجتماعی تبدیل شده و بر سر همین شکافهایی که طی جنگ گم شده و بی معنی و پوچ هستند با هم درگیر شدند و نمیتوانند آن را توضیح دهند و همدیگر را میکشند و شکافها را با خون پر میکنند. واقعیت جنگ داخلی همین است صرفا دو انسان همدیگر را بدون دلیل و فهم و گاه بر سر منابع محدود میکشند اگر شعارها و توهمات ایدئولوژیک حکومت قانون کنار برود! البته سهم پیرمرد لجوج متوهم قلدر دروغگو فیلم که مقصر این وضع است و کنایه به ترامپ دارد فضای فیلم را در شرایط پیش از انتخابات ۲۰۲۴ علیه او کرده است.
✍ #شایان_اویسی
🎬civil war 2024
Join👉 @honar7modiran
📚 بازار #کتابهای_دستدو خیابان انقلاب در کتابسرای دوباره
💸 نصف قیمت روز
💠آنلاین، بدون دود و شلوغی
/channel/ketabDobare
/channel/ketabDobare
/channel/ketabDobare
.
دشت بد
آغوش گشاده را ماند
به بلعیدن رود کوچک آرام
که جز آواز مرغان دریاییش
در گوش نبود
✍ #محمدعلی_جوشایی
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
دشت گریان، یک فیلم بسیار غم انگیز داستان زندگی النی و سرگذشت پر از رنج یک دختر، همسر و مادر.... شعری اندوهناک که آنجلوپولوس میسراید و کاریندرو مینوازد.
دشت گریان مرثیهای است برای النی و برای وطن.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
.
سفر را بهانه نکن
فاصله از دوستانمان آغاز می شود.
✍ #سیدمحمد_مرکبیان
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
آنجلوپولوس در فیلم هایش رازهای سرزمینش را در معرض دید تماشاگران قرار می دهد و افسانه ای حماسی خلق می کند. تاریخی را که او می سازد شامل فشارها و اجبارهای طبیعت بر مردم عادی، جوامع در هم شکسته و از هم جدا افتاده، نوجوانی های بر باد رفته و دنیایی است که آدمهای آن می کوشند تا آن را به یک مکان بهتر تبدیل کنند.
این فیلمساز در این باره می گوید:
«من تاریخ را روایت می کنم. تاریخ همه چیز ماست. مگر می شود که ما بدون تاریخ زندگی کنیم. تاریخ ما هویت ما و شناسنامه ی ماست »
آنجلوپولوس در این فیلم بار دیگر راه و شیوه ی ویژه ی خود را به زبانی سینمایی بیان می کند. او قصه اش را به زبانی شاعرانه و با حس و حالی ویژه می گوید. او تاریخ مدرن یونان را با تاریخ کهن در هم می ریزد و مقابله ی انسان با سرنوشتش را به تصویر می کشد. او با غرقه خوردن در سنت روایت های مدرن ارائه می دهد.
آنجلوپولوس حالا به یک اسطوره در یونان تبدیل شده است. او با نمادهای بی نظیر، حماسی و عاشقانه اش زنده بودن ملتش را به رخ همه کشید.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
در سینمای جهان وقتی از "مونتاژ جاذبهها" سخن میرود، نام ایزنشتاین به ذهن میآید. "مونتاژ موازی" هم ایدهی گریفیث بود. اما دلمشغولی من چیزی است که آن را مونتاژ درون صحنه مینامم.
در فیلمهای من، مونتاژ حاصل برش نیست بلکه حاصل حرکت است. به نظر من، مونتاژ، حاصل نمای پیوستهای است که شامل زمان و حرکت است و فضا را ارائه میدهد. در نماهای طولانی فیلمهای من، زمان به فضا و فضا به زمان تبدیل میشود. در این نماها، "مکث" میان فضاهای بهم پیوستهی رویداد یا موسیقی، بسیار اهمیت دارد، اهمیت فراوان آنها به سبب خلق تاثیر نهایی است. صحنههای فیلمهای من، واحدهایی کاملاند، اما مکث میان آنها، چیزی است که به تمام فیلم یکپارچگی میدهد.
◾️تئو آنجلوپولوس
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
.
دل بر زلف سیاهی بستم و حاصل ندیدم جز روز سیاهی.
(رهی معیری)
📽 دشت گریان 2004
join 👉 @honar7modiran
فیلم دشت گریان بیان سمبلیک و هنری در جهت کاستن از رنجی است که داستان یونانیها پس از قرنها مصائبی که تحمل کردهاند، و بخشی از آنها به اودسا (اوکراین کنونی و شهری از قلمروهای کاتربن کبیر تزار) مهاجرت کردند که بدنبال جنگ داخلی روسیه مهاجرت معکوس از اوکراین به سرزمین اصلیشان یونان میکنند.
در ادامه درگیری در جنگ جهانی دوم و جنگ داخلی یونان پس از جنگ جهانی دوم.
علفزار گریان ۲۰۰۴ را باید دید و سپس چشمانداز در مه ۱۹۸۸: چرا که بدنبال مصائب دهه ۲۰ میلادی تا دهه ۵۰ در فیلم علفزارگریان، فیلم چشمانداز در مه بدنبال یافتن هویت انسانی است که پس از درگیر در جنگ داخلی روسیه و سپس جنگ جهانی دوم و جنگ داخلی یونان (و البته قرنها قبل از آن با عثمانی و استقلالطلبی)، بدنبال «ستایش فراموشی» است تا با پشت سر گذاشتن گذشته — در چشماندازی که روشن هم نیست — که مِه سنبل آن است — بدنبال یافتن هویت برای یونانی است.
آنچه که تماشاگر امروز باید توجه کند — بدون افتادن در احساس فلسفی روشنفکرمآبانه و حس خوب گرفتن — به مصائب میلیونها اوکراینی و سوریهایهای آواره از جنگ روسیه علیه اوکراین و یا جنگ داخلی دهه قبل در سوریه فکر کند و متوجه باشد که تنها «مهربانی» و «حس همدردی» با بقیه مردم دنیا راه چاره کاستن از رنج است.
بنظر میاد آنجلوپولوس پس از ساخت چشمانداز در مه ۱۹۸۸ — که اذعان به ندیدن چشمانداز روشنی از آینده در اروپای شرقی است — و گواه آن بیش از دو سال جنگ اوکراین است — نیاز دیده تا قبل از هویت یابی و پیدا کردن تصویر روشنی از آینده — مصائب گذشته را به ما نشان دهد و یادآوری کند که چرا باید تصویر روشنی از آینده ترسیم کنیم و در چرخه اشتباهات گذشته نیافتیم. اشتباهاتی که در عراق و سوریه و اوکراین و غزه در حال تکرار شدن است.
هیچ راهحلی جز «مهربانی» وجود ندارد.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
گروه سینه دیسکاس فضایی آروم و مناسب جهت بحث های سینمایی
Читать полностью…
ژانرها و لحنها
کاری از مسیح عباد
تدوین: هانیه عباد
قسمت اول
برداشت آزاد از نظریهی گونهی سینمایی اثر علیرضا کاوه
◾️ کانال کاتارسیس مووی جایی برای دوستداران هنر و سینما
با ما باشید.
🔻🔻🔻
🎥🎥🎥
@catharsis_movie
@catharsis_movie
منتقدان فیلم, ساخته های او را فراتر از عرف موسیقی متن در سینما می دانند.
.
● النی کارایندرو ● آهنگساز
● تولد: ۲۵ نوامبر ۱۹۳۹ / یونان
اگر تا به حال، به تماشای فیلمی از تئو آنجلوپولوس نشسته باشید، مطمئنا یکی از چیزهایی که پس از پایان فیلم، با خود به یادگار خواهید برد، موسیقی آن فیلم خواهد بود. موسیقی سنگین و آرامی که بار اندوه بسیاری را به دوش می کشد.
النی کارایندرو، خالق موسیقی متن بسیاری از فیلم های تئو آنجلوپولوس، فیلمساز فقید یونانی، یکی از بهترین کسانی بوده است که توانسته بار حسی فیلم های آنجلوپولوس را در موسیقی های خودش بازآفرینی کند. موسیقی هایی به یاد ماندنی که هم پای پلان/ سکانس های فیلم های آنجلوپولوس پیش می روند و دنیای تیره و تلخ فیلم های او را، فراموش نشدنی می کنند.
Join 👉 @honar7modiran