321
قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت مثل نوری که به سوی ابدیت جاریست . . . #فاضل_نظری @Selya_65rt خط و ربط @balouchestanayyaran ۲۷ مهر ۴۰۲
من از دو موهبت بزرگ زندگی، زیبایی و حقیقت :
اولین را در قلب عاشق و دومین را در دست یک کارگر یافتم...
#جبران_خلیل_جبران
آیا صدای زنجره ای را
که در پناه شب، به سوی ماه می گریخت
از انتهای باغ شنیدید؟
من فکر می کنم که تمام ستاره ها
به آسمان گمشده ای کوچ کرده اند
و شهر، شهر چه ساکت بود
من در سراسر طول مسیر خود
جز با گروهی از مجسمه های پریده رنگ
و چند رفتگر
که بوی خاکروبه و توتون می دادند
و گشتیان خستهٔ خواب آلود
با هیچ چیز روبرو نشدم
#فروغ_فرخزاد
تولدی دیگر _ دیدار در شب
من و دی ماهُ و همین
صبحِ پر از شور فقط
لمسِ دستان
پر از مهرِ تو را
کم داریم ..
#متین_علیجانی
کاش نبضت را می گرفتم
و منتشر می کردم
تا دنیا
به حال طبیعی اش برگردد...
#شمس_لنگرودی
جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست
این چشم جهان بین مرا در همه عالم
جز بر سر کوی تو تماشای دگر نیست
وین جان من سوخته را جز سر زلفت
اندر همه گیتی سر سودای دگر نیست
یک لحظه غمت از دل من مینشود دور
گویی که غمت را جز ازین رای دگر نیست
یک بوسه ربودم ز لبت، دل دگری خواست
فرمود فراق تو که: فرمای، دگر نیست
هستند تو را جمله جهان واله و شیدا
لیکن چو منت واله و شیدای دگر نیست
عشاق تو گرچه همه شیرین سخنانند
لیکن چو عراقیت شکرخای دگر نیست
#عراقی
شب من
با نوشتن نامههای عاشقانه
برای تو
میگذرد
و سپس
روز من
با محو کردن هرکدام
سپری میشود
کلمه به کلمه!
و در این میان
قطبنمای زرین من
چشمهای تو است
که به سمت دریای جدایی
اشاره میکند!
#غادة_السمان
حال شبهای مرا همچو منی داند و بس
تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد
#رضی_الدین_نیشابوری
شبها تو را به گوشهی تنهایی
در یادِ آشنای تو میجویَم ... !
#فروغ_فرخزاد
روح من با تو سفر کرد و به تن بازنگشت
منم و معجزهیِ بی تو نفس داشتنم
#سیدشهرام_علیزاده
مرد بودن بر خلاف نر بودن خیلی جانکاه است، خاصه در وطنی که دو راه بیشتر نداری: مرد عوضی مورد علاقه سیستم باشی، از خلاءهای عجیب قانون و عرف بهره ببری، و خوش بگذرانی. یا نه، به قول آن پادکست درخشان"غریبهای در کوچهی مردها" باشی و بخواهی حرمت انسان را نگه داری. اغلب ما داریم در فاصلهی این دو طیف زندگی میکنیم، گاهی زنستیز و ترسناکیم، گاهی گرگ دهنآلودهی یوسف ندریده. روزت مبارک آقای محترم. به سهم خودت سعی کن خشم کمتر شود، بیشتر دربارهی اندوهت حرف بزنی، بیشتر یاد بگیری، و از خشم بزرگ و ترسناک زنان اطرافت سلاحی علیه خودشان نسازی. ما نهایتا چارهای جز یک آشتی بزرگ نداریم.
روزت مبارک بابا. ممنونم که چبزهای مهمی یادم دادی، و متاسفم که بیشتر بلد نبودی.
همین.
#حمید_سلیمی
این جهان که نشد
قرار ما جهان بعدی پای درخت به
آنجا تو را خواهم دید
#بهمن_آقایی_نژاد
تمامِ این پاییز را
صرف گردآوری کلمه خواهم کرد،
که وقتی زمستان رسید،
طولانیترین قصیدهی عاشـــقانه را
برایت بنویسم!
#شیرکو_بیکس
فصل امتحانات ...
من جز مرور رنگ چشمانت ...
و خط کشیدن
زیر دوستت دارم هایم ...
هیچ درسی ندارم...
در ازدحام دنیا
اگر انسانی را یافتی که تو را میفهمد رهایش نکن
تا من تو را بدیدم دیگر جهان ندیدم
گم شد جهان زِ چشمم تا در جهان نشستی
#عطار
مشـتاقِ توام
با همه جـوری و جفـایی
محـبوبِ منی
با همه جُـرمی و خطـایی...
#مولانا
تا تو در ذهن منی جایی برای درس نیست؛
کمتر اینجا سربزن این ترم مشروطم نکن
#علی_صاحبکار
دستای دنیارو بعد تو ول کردم دنبال خوشبختی دیگه نمیگردم
Читать полностью…
آه از این درد که جز مرگِ منش درمان نیست...
#هوشنگ_ابتهاج
دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهسته
تهی کردی مرا از خویشتن آهسته آهسته
جهان پر شد ز حرف فیض و رندیهای پنهانش
شدم افسانهٔ هر انجمن آهسته آهسته
#فیض_کاشانی
وقتی آدم به چیزی که میخواهد نمی رسد، زیاد دور نمیرود. همان حوالی پرسه میزند و به آشناترین چیز نزدیک به او، شبیه او چنگ میزند.
رویای تبت
#فریبا_وفی
هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتن
می نهم چون بیدمجنون سربه پای خویشتن
#صائب_تبریزی
شاید تو امن ترین و قشنگ ترین
خونه ایی بودی که می تونستم داشته باشم ولی من لیاقتم آوارگیه ..
یا رب شراب در قلمم ریز تا لغات
بی هوش مدح بی صلهٔ مرتضی کنند
#حسین_جنتی
بی سبب درد که همقافیه با مرد نشد!
روزتون مبارک
#سید_تقی_سیدی
این اسمش عشق نیس هوسه
هم غم انگیزه و هم وحشتناک
میشه اون داستان ملا که دنبال طبیب می گشتن ملا میگه من طبیبم بعد میره بالای سر مریض میگه کباب بیارید ... می خوره مریضم می میره میگن چی شد تو طبیب نبودی که مریض ما مرد میگه دونفر داشتن می مردن من یکیشونو نجات دادم .
بنظرم آدمی که فقط می خواد گرسنگیش برطرف شه و بی وجدانه و این موجود نمی تونه کسیو دوست بداره تا چه برسه عاشق بشه
وقتی عشقی نسبت به کسی وجود داشته باشه مراقب خیلی چیزایی اینکه ناراحتش نکنی یا کمتر ناراختش کنی دعاش کنی برای سلامتیش برای عاقبت بخیریش برای آرامشش ... حتی اگه نخواد باهات زندگی کنه ازدواج کنه حتی اگه دوستت نداشته باشه
حسی که واقعی واز رو شناخت و آگاهی باشه هیچ وقت پایان نداره
*وقتی هیجان اولیه فروکش کرد
یا تعهد شروع میشه یا همه چیز تموم میشه*
تموم شدن ینی از ابتدا حسی نبود جز هوا و هوس اما تعهد صورت منسوخ شده اون حسو حال اولیه هست که خیلی باارزشه
تو را لازم داشتم تا در تنهایی من قدم بزنی...
#حمید_سلیمی
یکی از غم انگیزترین جنبههای یک رابطه آن است که چقدر سریع به یکدیگر عادت میکنیم. با کسی آشنا میشویم و از این آشنایی بسیار خرسندیم. بعد همان کسی که فقط تماشای مچ دست یا شانه اش میتوانست ما را به هیجان بیاورد، حالا میتواند در کنار ما لمیده باشد و ما کمترین احساسی از جذابیت حس نکنیم.
جستارهایی در باب عشق
#آلن_دوباتن