10746
پدر سه معصوم | نویسنده، پژوهشگر و مدرس | دانشآموخته حقوق بینالملل | سایت AhmadGhadiri.ir | تلگرام، توییتر، ایتا، روبیکا و ویراستی @GhadiriNetwork تماس: @AhmadGhadiri
⚠️ این توصیه را خصوصا در روزهای پیشرو جدیتر بگیرید!
@GhadiriNetwork
✉️ پیام مخاطب
بنده یک دهه هشتادی متولد ۸۲ هستم.
رفیق آشوبگر دارم (دیشب پیشش بودم)؛
رفیق معترض هم دارم (تقریبا کسی نیست که معترض نباشه از جمله خودم)؛
رفیق بسیجی دارم؛
رفیق دانشجوی اطلاعات و امنیت دارم (سپاه و وزارت هر دو)؛
رفیق مخالف نظام و موافق نظام دارم و از قضا توی جمعهای مختلف که زمین تا آسمون با هم فاصله اعتقادی دارن هستم.
بهجای اینکه در مورد دهه هشتادیا نظر بدین حرفاشونو بشنوید.
حرف یه جوون توی سن من چی میتونه باشه؟
شاید باورتون نشه ولی اولیش سرگرمیه!
ما جوونیمونو توی فجازی زندگی کردیم؛ با پابجی و کالاف دیوتی و PS4 و PS بزرگ شدیم؛ نه! باهاشون زندگی کردیم؛ توش هویت پیدا کردیم. از کلش اف کلنز خلاقیت و درس استراتژی گرفتیم. با انواع سلاحها و شیوههای پیروزی و گذران مرحله در انواع گیمها آشنا شدیم و سعی کردیم به روشهای مختلف یه مرحله سخت از یه بازی سخت رو بگذرونیم؛ بازیهایی که آدم کشی روال ترین بخشش هست!
اما دهه هشتادیا بزرگ شدن؛ قد کشیدن؛ الان دانشگاه میرن؛ سر کار میرن؛ ولی با یه چیزی مواجهن؛ تفاوت عظیم با نسل قبل و قبلتر خودشون. با چاله عظیم نداشتن هیجان و سرگرمی در زندگی واقعی و در مقابلش تصویرسازی و رؤیاپردازی شدید مجازی از یه زندگی پر از هیجان. توی فجازی هویت پیدا کردیم و اکانت اینستا و توییترمون شد همه رسمیتمون.
حالا اما جامعه به ما به چشم بچه نگاه میکنه؛ بچه بیتربیت!
میفرمایید تقصیر خانوادشه شده آشوبگر.
عه! واقعا؟ یعنی الان دنبال مقصریم؟ بیخیال! بنظرم بحث قصور رو پیش نکشیم چون سفره این دل اگر باز بشه حرفهایی زده میشه که شاید حتی به بلاک شدن و بن شدن بنده منتهی بشه!
نسل من چیزی از انقلاب به دستش نرسید.
زمان جنگ هشت ساله امام خمینی بحرانیترین وضعیت ممکن رو سپرد به کسی همسن من، الان دسته بیل هم به بنده نمیدن!
درس بخون درس بخون!
جدا؟ ما برخلاف نسل قبل خودمون عاقلیم و ترسی از قضاوت جامعه نداریم.
درس بخونیم؟ جدا؟ چی بخونیم؟ چی بخونیم که توی این کشور بها داشته باشه؟
طولانیش نکنم؛ این نسلی که کف خیابونه نه چیزی از انقلاب به دستش رسیده نه چیزی به اسم به رسمیت شناخته شدن و نه مفاهیم عمیق دینی و ارزش های اصیل انسانی.
از حجاب هیچی نمیدونه؛ با مفهوم عفاف آشنایی نداره؛ سود و ضررشو نمیدونه.
از صبح تا شب با سینما و سریال و رسانه تو گوشش کردن حجاب اجباری.
از صبح تا شب با مستندسازی و شبههاندازی تو منوتو اصالت انقلابشو ازش گرفتن و سال ۵۷ رو اوج جهالت مردم نشون دادن.
برخلاف جمهوری اسلامی جهودای بیشرف هزارتا برنامه براش پیاده کردن.
سلبریتیش دعوتش کرده به گل و وید کشیدن و نوجوونیشو با پورن گذرونده و شده معتاد پورنوگرافی.
یه سری جهش یافته هم داره که از مرحله مجازی به واقعی رسیدن و رسما مفهومی رو وارد قصه کردن به اسم فری ریلشن؛ بعدم وقتی کنار هم قرار گرفتن دیدن حرف مشترک زیاد دارن. تفاوت جنسیتی رو هم فراموش کردن و شدن اکیپهای دوستانه دختر و پسر بدون ذرهای مخفی کاری و علنی.
یه سر به پارکها و کافهها بزنید متوجه خواهید شد.
اینایی که کف خیابونن یه شبه به خیابون کشیده نشدن.
فضا یه کاری باهاش کرده که درگیری با پلیس براش تفریح محسوب بشه؛ هیجان داره؛ کیف میکنه.
از جهالتش گفتم تا هیجانش.
قصه حجاب و گشت ارشاد بالاخره تموم میشه اما درد بی برنامگی سیستم برا نسل پیشران کشور همچنان بدون ذررررررهای توجه باقی میمونه و صداش چند ماه دیگه با یه قصه دیگه شنیده خواهد شد.
استاد قدیری اگر دستتون رسید درد دلای صادقانه بنده رو به نیابت از نسل چهارم انقلاب به اهلش برسونید.
برا ظهور امام زمانمون تا آخرش پای جمهوری اسلامی هستیم و بالاخره به هر زوری شده علم رو به صاحبش میرسونیم.
یا علی
@GhadiriNetwork
در مسیر قم هستم برای تدارک قربانی با باقی پول
#موقت
📣 توصیه حضرت آیتالله خامنهای به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت
🔹️ رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند.
💻 Farsi.khamenei.ir
داستان دبیرستان
حضور و سخنرانی دیروزم در دبیرستان دخترانهای را بهانهای قرار میدهم برای تجربهنگاری نحوه تعامل و تبیین برای جمعیت موسوم به دهه هشتادی و نودیها:
۱. ویژگی بارز و عمومی این جماعت، بیاطلاعی محض از مسائل و حصر در پیلهای به نام فضای مجازی و مشخصا اینستاگرام است. آنلاین بودن، خصیصه درلحظه زندگی کردن را نهادینه کرده و جامعنگری، دوراندیشی و حتی جمیع ارزشهای دینی و ملی را در تمام شؤن زندگی از آنان سلب نموده است. همچنین زیست و هویت مجازی، سلبریتیهای اینفلوئنسر را مرجع فکریشان ساخته و نتیجه آنکه شدیدا تحت تأثیر هنرمندان و ورزشکاران هستند.
۲. بچه دبیرستانیهای در ستیز با انقلاب، دو دستهاند؛ کسانی که والدین و معلمان انقلابی یا حداقل خنثییی دارند، و عدهای که والدین و معلمانشان خود ضدانقلاباند.
طبیعتا تبیین برای این دسته که در محاصره فکری مثلث رسانه، خانه و مدرسه قرار دارند، مصداق آب در هاون کوبیدن است و حداقل نگارنده امیدی به نجاتشان ندارد.
اما دسته اول که در محاصره قرار ندارند را میتوان در شرایط خاصی نجات داد که به شرح آن میپردازیم.
۳. گفتیم که دانشآموزان به طور طبیعی متأثر از رسانه، خانه و مدرسه هستند. بنابراین دو مسیر برای اصلاح ذهنیتشان نسبت به مسائل وجود دارد: یکی گفتگوی مستقیم با آنها و دیگری اصلاح منشأ تغذیه فکریشان (رسانه، خانه و مدرسه).
طبیعتا برنامه گذاشتن برای محصلان کافی نیست و امکان ارتباط مستمر و همیشگی با آنان نیز اساسا وجود ندارد. برای مؤثر کردن تبیین، باید در حضور یا غیاب دانشآموزان، همزمان برنامههایی برای والدین و معلمان نیز داشت؛ در غیر این صورت همه رشتهها توسط آنان پنبه خواهد شد!
۴. حذف یا محدودسازی رسانههای مرجع، کار جهادگران تبیین نیست و اقدامی در حیطه حکمرانی و اکنون در هالهای از ابهام است.
کاری که ما میتوانیم در رابطه با ضلع نخست (رسانه) انجام دهیم اتصال آنان به رسانههای سالم و ارسال محتوای غنی است تا از مسیر یکسویه اطلاعات خارج شوند.
برای اینجانب جالب بود که بچههایی که جسته و گریخته گزارشهای افشاگرانه صداوسیما از جعلیات ضدانقلاب را دیده بودند، تفاوت و فاصله آشکاری با دیگر همکلاسیهایشان در نگاه به مسائل داشتند.
همینجا حکمت صداوسیما ستیزی دشمن و دروغگو نامیدن آن مشخص میشود: خارج نشدن مردم از پیله اخبار جعلی رسانههای معاند.
راهکار مواجهه چیست؟ ضدارزش معرفی کردن نگاه بسته و یکسویه، و ارزش نامیدن مراجعه دو طرفه به منابع خبری.
۵. ارزشهای دیگری نیز میان این جماعت وجود دارد که کار را به شدت سخت میکند: عصیانگری، پهلویگرایی، مقابله با تبیینگر و انکار کور هرچه او میگوید.
اینجا باید عصیان را برایشان قیام علیه پیشفرضهای غلط معرفی کرد، شجاعت را جسارت مخالفت با حلقه همکلاسیهای نادان تعریف نمود و انکار واقعیات و مستندات را ستیز با عقل و انسانیت ذکر کرد تا با تغییر نظام ارزشها، راه را برای تعامل و گفتگوی منطقی باز نمود.
۶. درخصوص پهلویگرایی نیز چند راهکار وجود دارد که مختصرا ذکر میگردد:
اول. معرفی خصلت مشترک دیکتاتورهای سرنگون شده منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا و یکسانانگاری حامیان پهلوی و صدام و قذافی.
دوم. نمایش فیلمهایی از آنچه شاه راجع به زنان گفت، دربار درباره شاه گفتهاند، فرح راجع به رفتار آمریکاییها با شاه بیمار بیان کرد، و آنچه اشخاص و رسانههای خارجی راجع به مفاسد و خیانات پهلوی و افتخارات و خدمات جمهوری اسلامی منتشر کردهاند.
۷. مدیران بسیاری از مدارس، مانع برگزاری جلسات تبیینی برای دانشآموزان هستند و احتمال «شلوغ شدن کلاس» و «اعتراض والدین» را دلیل یا بهانه میآورند.
فارغ از آنکه این سیاست، ناشی از خطای مدیران مدارس است یا خیانت، کار اگر به خودشان واگذار شود، کاری از پیش نخواهند برد. این وزارت آموزش و پرورش است که باید با اهرم حکمرانی، مدیران را وادار به تشکیل جلسات رفع شبهه نماید.
۸. در پایان، مجدد خاطر نشان میکنم ارزش و اهمیت مستندمحوری را در برنامههای تبیینی. برنامهای که حتما جذابیتی بیش از سخنرانی و تنشی کمتر از آن دارد.
پینوشت:
اشتباه نکنید! مطلب «داستان دبیرستان» آسیبشناسی کلی وضعیت یک نسل و بیان الگوی مواجهه بود و به هیچوجه رنگ و بوی شکست در تبیین را ندارد. از قضا جلسه مذکور نیز مانند جلسات دیگر مثمر و موفق بود، به طوری که پس از اتمام وقت، حدود ۱۰٪ دانشآموزان آن مدرسه دولتی در منطقه گیشا، با وجود تداخل زمان با کلاس درسیشان، ماندند و حرفهایی زدند و مواضعی گرفتند که به قول مربی پرورشی مدرسه تاکنون از آنان دیده و شنیده نشده بود. دیدم برخی مخاطبان از گفتگو با نسل نوجوان قطع امید کردهاند، لازم دانستم این تکمله را اضافه کنم.
@GhadiriNetwork