32588
زبان عمومی زیر ذرهبین تحت هدایت علمی دکتر جهانشاهی و دکتر یوسفزاده بر اساس مرجع اصلی زبان کتاب زبان زیر ذره بین؛ چاپ نگاه دانش Instagram.com/GeneralEnglish کلاس @GeneralEnglishClass برنامه @GeneralEnglishPlan آیدی @ZabanZireZarrebin YouTube.com/@GUES
سلام دوستان
مطالب برای قرارگیری آماده هستند اما صبر میکنیم تا در شرایطی بهتر که مردم دغدغهشون چیزی فراتر از حقوق اولیه زندگیشون هست، ادامه بدیم.
کانال برنامهریزی رو با توجه به تعهد به شما و اینکه کمتر از یک ماه تا کنکور دکتری مونده، تا هفته سی و ششم ادامه میدیم و بعد از اون متوقف خواهد شد.
در این کانال اصلی، تا اطلاع ثانوی مطلبی منتشر نخواهد شد.
مراقب خودتون باشید.
✅ داستانگویی برای Speaking Part 2 در IELTS
(قالب طلایی Past → Problem → Action → Result)
🔹 خیلیها توی Part 2 ایده دارن، ولی داستانشون پراکنده میشه و وسطش مکث میکنن.
راه ساده: یه خط داستانی ثابت داشته باشین:
📍 Past → Problem → Action → Result
یعنی: «زمینه گذشته بعدش مشکل/چالش بعدش کاری که کردین نهایتاً نتیجه»
این قالب باعث میشه ۱ تا ۲ دقیقه راحت و مرتب حرف بزنین.
🔸 ۱) Past (زمینه و زمان)
اول خیلی کوتاه بگین کی، کجا، با کی.
جمله های آماده:
I’d like to talk about a time when…
It happened about … ago.
At that time, I was…
I was with…
مثال:
I’d like to talk about a time when I had to give a presentation.
میخوام درباره یه زمانی بگم که مجبور شدم یه پرزنتیشن داشته باشم.
It happened about two years ago, when I was working at a company.
این اتفاق حدود دو سال پیش افتاد، وقتیکه توی یه شرکت کار می کردم.
🔸 ۲) Problem (مشکل یا چالش)
اینجا داستان جذاب میشه. یک مشکل مشخص بگین.
جمله های آماده:
The problem was that…
The main challenge was…
I was worried because…
What made it difficult was…
مثال:
The main challenge was that I had very little time to prepare.
چالش اصلی این بود که خیلی کم وقت داشتم آماده بشم.
I was worried because I didn’t feel confident.
نگران بودم چون اعتمادبه نفس کافی نداشتم.
🔸 ۳) Action (کاری که کردین)
این بخش باید ۲ تا ۳ کار مشخص داشته باشه، نه کلی گویی.
جمله های آماده:
So what I did was…
I decided to…
I started by…
I asked … for help.
I practiced…
مثال:
So what I did was I made a simple outline and focused on three key points.
پس کاری که کردم این بود که یه چارچوب ساده نوشتم و روی سه نکته اصلی تمرکز کردم.
I practiced in front of a friend and recorded myself once.
جلوی یه دوست تمرین کردم و یک بار هم از خودم ضبط کردم.
🔸 ۴) Result (نتیجه و حس آخر)
آخرش نتیجه رو بگین و یک حس اضافه کنین.
جمله های آماده:
In the end, …
As a result, …
It turned out that…
I felt…
I learned that…
مثال:
In the end, the presentation went better than I expected.
آخرش ارائه بهتر از چیزی شد که فکر می کردم.
As a result, I felt more confident, and I learned that preparation really matters.
در نتیجهش، اعتمادبه نفسم بیشتر شد و فهمیدم آماده بودن واقعاً مهمه.
🔻 نکتههای نمرهبیار
۱) از زمان گذشته درست استفاده کنین (was, went, did, felt).
۲) از ربط دهنده ها استفاده کنین:
because / so / as a result / however / in the end
۳) جزئیات کوتاه بدین، نه داستان طولانی:
place, time, one small detail
🔸 قالب آماده (برای هر موضوع)
فقط جای خالی ها رو پر کنین:
I’d like to talk about a time when I …
It was about … ago, and I was …
The main challenge was that …
So what I did was …
In the end, … and I felt …
I learned that …
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 بهترین قالب Part 2:
Past → Problem → Action → Result
📍 هر بخش ۲ تا ۳ جمله کوتاه (بهمرور یاد میگیرید چطوری بیشتر بسطشون بدید)
📍 زمان گذشته + ربط دهندهها = روان بودنِ بیشتر
📍 آخرش حتماً نتیجه و احساس رو بگین
برای آموزش های بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
اینا مخصوص کانال زیر ذرهبین تهیه شده. استفاده فقط با ذکر منبع «زبان زیر ذرهبین» مجاز هست.
✅ بیان نظر + نرمکردن لحن (Opinion + Softening) در IELTS/TOEFL
(چطور نظر بدیم بدون اینکه خیلی قطعی/تهاجمی به نظر برسیم؟)
🔹 توی Speaking و Writing، اگر همهچیز رو خیلی «قطعی» بگین، ممکنه غیرطبیعی یا حتی بیمنطق به نظر بیاد.
راه بهتر: نظر بدین، ولی کمی نرمتر بیانش کنین تا طبیعیتر و حرفهایتر بشه.
📍 قاعده ساده:
Opinion + Softener + Reason
یعنی: «نظر + نرمکننده + دلیل»
🔸 ۱) جملههای آماده برای شروع نظر (Opinion starters)
I think …
I believe …
In my opinion, …
From my perspective, …
I would argue that …
مثال:
In my opinion, public transport should be improved.
به نظر من، حمل و نقل عمومی باید ارتقا پیدا کنه.
🔸 ۲) نرمکنندههای خیلی رایج (Softening words/phrases)
اینا باعث میشن حرفتون طبیعیتر و منطقیتر به نظر بیاد:
I’d say …
I guess …
It seems (to me) that …
I tend to think that …
Probably / likely
In general / generally speaking
To some extent
In most cases
مثال:
It seems to me that online education is becoming more common.
به نظرم میاد که آموزش آنلاین داره رایجتر میشه.
🔸 ۳) نرمکردنِ میزان قطعیت با Modal verbs
may / might / could
ممکنه / شاید
This may help…
این ممکنه کمک کنه…
It could reduce…
میتونه کاهش بده…
مثال:
This policy could reduce traffic in big cities.
این سیاست میتونه ترافیک شهرهای بزرگ رو کم کنه.
🔸 ۴) نرم کردن با «استثنا» یا «شرط»
این روش خیلی نمرهسازه چون نشون میده منطقی فکر میکنین:
It depends, but…
That said, …
However, …
Unless…
مثال:
I think it’s a good idea. That said, it depends on the budget.
فکر میکنم ایده خوبیه. با این حال بستگی به بودجه داره.
🔻 تفاوتِ قطعیت با نرمبودن (با مثال)
This is the best solution.
(خیلی قطعی)
This seems to be one of the best solutions.
به نظر میاد یکی از بهترین راهحلها باشه.
People will stop using cars.
People might use cars less in the long run.
مردم ممکنه در بلندمدت کمتر از ماشین استفاده کنن.
🔸 ۵) اشتباه رایج فارسیزبانها
بعضیها نرمکنندهها رو زیادی استفاده میکنن و جمله ضعیف میشه.
تعادل مهمه.
I think maybe probably kind of it might… (زیاد و شلوغ)
I think it might… (کافی و طبیعی)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 برای نظر دادن:
In my opinion / I believe / I would argue…
📍 برای نرم کردن:
It seems / generally / to some extent / in most cases
📍 برای کاهش قطعیت:
may/might/could
📍 برای منطقیتر شدن:
It depends / That said / However…
📍 زیادهروی نکنید؛ ۱ یا ۲ نرمکننده کافی است.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
اینا مخصوص کانال زیر ذرهبین تهیه شده. استفاده فقط با ذکر منبع «زبان زیر ذرهبین» مجاز هست.
امروز، آخرین روز تخفیف ۲۵٪ پاییزی هست.
اگه نمونه آموزشهای ما رو خواستید، رایگان در یوتوب ما هستند:
🌀 YouTube.com/@GEUS
و اگه خواستید لیست کلاسها رو با توضیحات دقیق ببینید، به این لینک مراجعه کنید:
🌀 GeneralEnglish.ir/courses
سوالی بود بپرسید: @ZabanZireZarrebin
عصر به ساعت ایران پاسخ خواهم داد.
وبسایت شخصی مدرسین دورهها و این کانال برای دیدن رزومه:
hadijahanshahi.com
elnazyousefzadeh.com
✅ تکنیک Buying Time برای اسپیکینگ IELTS/TOEFL
(چطور طبیعی وقت بخریم بدون اینکه مکث کنیم؟)
🔹 توی Speaking اگر چند ثانیه مکث کنین و دنبال کلمه بگردین، Fluency میاد پایین و نمره از دست میدین.
راهحل حرفهای: Time-fillers طبیعی
یعنی جملههایی که هم مودبانهان، هم زمان میخرن، هم نمره روانی رو بالا میبرن.
⚠️ نکته: اینا جای «اِم… عه…» رو میگیرن.
🔸 ۱) وقتی سوال رو تازه شنیدی (۱–۲ ثانیه وقت لازم داری)
✔️ That’s a good question.
سوال خوبیه.
✔️ Let me think for a second.
بذار یه لحظه فکر کنم.
✔️ Well, I’d say…
خب، فکر کنم…
✔️ Hmm, it depends, but…
هوم، بستگی داره، ولی…
مثال:
Q: Do you prefer studying alone or with others?
A: ✔️ That’s a good question. I’d say I prefer studying alone…
🔸 ۲) وقتی مطمئن نیستی و نمیخوای جواب «خشک» بدی
✔️ I’m not entirely sure, but…
کاملاً مطمئن نیستم، ولی…
✔️ I haven’t thought about it much, but…
زیاد بهش فکر نکردم، ولی…
✔️ Off the top of my head, I’d say…
همین الان که به ذهنم میاد…
مثال:
✔️ I’m not entirely sure, but I think public transport will improve in the future…
🔸 ۳) وقتی میخوای جواب رو مرتب کنی (زمان + ساختار)
✔️ Let me put it this way:
بذار اینجوری بگم:
✔️ What I mean is…
منظورم اینه که…
✔️ The main point is…
نکته اصلی اینه که…
✔️ To be more specific,…
دقیقتر بخوام بگم…
مثال:
✔️ Let me put it this way: I prefer online classes because they save time…
🔸 ۴) وقتی سوال دو قسمتیه و میخوای ترتیب بدی
✔️ First of all,…
اول از همه…
✔️ And secondly,…
و دوم اینکه…
✔️ On top of that,…
علاوه بر این…
✔️ So overall,…
در کل…
مثال:
✔️ First of all, it’s cheaper. And secondly, it’s more convenient.
🔸 ۵) وقتی سوال رو درست نفهمیدی (خیلی مهم!)
به جای حدس زدن، خیلی مودبانه بخواه تکرار کنن/روشنتر بگن:
✔️ Could you repeat the question, please?
ممکنه سوال رو تکرار کنین؟
✔️ Sorry, could you say that again?
ببخشید، میشه دوباره بگین؟
✔️ Do you mean … or … ?
منظورتون … هست یا … ؟
🔻 چیزهایی که بهتره نگیم (یا کمتر بگیم)
❌ Umm… Err… (زیاد)
❌ I don’t know. (خشک و کوتاه)
✅ به جاش: I’m not entirely sure, but (و بعدش ادامه بده)
🔸 تمرین سریع (خیلی کاربردی)
هر روز ۵ سوال:
1) اول یک Time-filler بگین (مثلاً: That’s a good question.)
2) بعد جواب رو با قالب ۳ مرحلهای که بالاتر گفتیم بگین:
Answer → Reason → Example
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 برای وقت خریدن از جملههای آماده استفاده کنین؛ نه «اِم…»
📍 بهترینها: That’s a good question / Let me think / It depends
📍 برای مرتب کردن جواب: What I mean is / The main point is
📍 اگر نفهمیدین: Could you repeat? / Do you mean…?
📍 بعدش سریع برین سراغ Answer → Reason → Example
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
اینا مخصوص کانال زیر ذرهبین تهیه شده. استفاده فقط با ذکر منبع «زبان زیر ذرهبین» مجاز هست.
✅ تکنیک طلایی روان صحبت کردن (Fluency) در IELTS/TOEFL
(قالب ۳ مرحلهای که هر سوالی رو باهاش جواب میدین)
🔹 موقع صحبت کردن، مشکل خیلیها اینه که جواب رو «بلدن»، ولی وسطش مکث میکنن، دنبال کلمه میگردن، یا جواب کوتاه میدن.
راهحل ساده و خیلی کاربردی: قالب ۳ مرحلهای
📍 Answer → Reason → Example
یا به عبارتی: جواب کوتاه + دلیل + مثال
🔸 مرحله 1) Answer (جواب مستقیم و کوتاه)
اول یک جمله کوتاه بگین که مشخص کنه نظرتون چیه.
عبارتهای آماده:
✔️ Yes, definitely.
✔️ Not really.
✔️ I’d say so.
✔️ It depends, but generally…
✔️ In my opinion, …
مثال:
Q: Do you like living in big cities?
A: ✔️ I'd say so...
این پاسخ، تکلیف شما رو با موضوع روشن میکنه. حالا موقع توضیح بیشتر توی مرحله دومه.
🔸 مرحله 2) Reason (یک دلیل ساده اضافه کن)
بعدش سریع یک دلیل بیارین تا جواب کاملتر بشه.
عبارتهای آماده:
✔️ because…
✔️ mainly because…
✔️ the main reason is that…
✔️ it’s mostly due to…
مثال:
✔️ Yes, I'd say so, mainly because there are more opportunities there.
🔸 مرحله 3) Example (یک مثال کوتاه یا تجربه شخصی)
اینجا نمره Fluency و Coherence میره بالا چون حرفتون داره ادامه پیدا میکنه.
عبارتهای آماده:
✔️ For example,…
✔️ For instance,…
✔️ A good example is…
✔️ Like,… (محاورهای)
✔️ When I was…, …
مثال:
✔️ For example, I can find better jobs and take useful courses more easily.
✅ جواب کامل (با قالب ۳ مرحلهای):
✔️ Yes, I'd say so, mainly because there are more opportunities. For example, I can find better jobs and take useful courses more easily.
ترجمهش:
بله، اینطور میشه گفت، چون فرصتها بیشتره. مثلاً راحتتر میتونم کار بهتر پیدا کنم یا دورههای مفید برم.
🔹 نکتهٔ خیلی مهم: «مثال» لازم نیست واقعی و عجیبغریب باشه!
همین که طبیعی و کوتاه باشه کافیه.
🔹 نکته مهم دوم: این شروع کار هست و میتونین کمکم این ساختار رو بسط بدید که از یه پاسخ کوتاه به پاسخ یک دقیقهای برسید.
🔸 اگر سوال سخت بود و ایده نداشتین چطور؟
از نسخه سادهتر استفاده کنین:
📍 Answer → Reason → Small detail
یعنی بعد از دلیل، یهسری جزئیات کوچیک بدین (نه لزوماً مثال کامل).
عبارتهای آماده:
✔️ especially…
✔️ usually…
✔️ most of the time…
✔️ in general…
🔸 تمرین پیشنهادی (خیلی سریع)
هر روز ۵ تا سوال ساده بردارین و برای هرکدوم فقط ۲۰ ثانیه حرف بزنین با همین قالب. موضوع هم میتونین از چتجیپیتی کمک بگیرید. آموزشش رو اینجا دادیم:
https://youtu.be/aGcVenj1uG8
هدف نهایی: «ادامه دادن حرف» بدون مکثهای طولانی.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 برای روان صحبت کردن: Answer → Reason → Example
📍 جواب اول کوتاه، بعد دلیل، بعد یک مثال کوتاه
📍 مثال لازم نیست خاص باشه؛ فقط طبیعی و مرتبط باشه
📍 برای سوال سختتر: Answer → Reason → Small detail
📍 روزی ۵ سوال، ۲۰ ثانیه تمرین = پیشرفت سریع Fluency
برای آموزشهای بیشتر که کپی نیستن و همگی برای اولین بار در اینترنت منتشر میشن، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
✅ rule / rule out / rule of thumb با زبان زیر ذرهبین
(معانی، ساختارها و ترکیبهای پرتکرار)
🔹 واژهی rule هم اسم است هم فعل، و در چند اصطلاح ثابت خیلی رایج میاد. دونهدونه ببینیم:
🔸 1) rule (n) = قانون / قاعده
✔️ You must follow the rules.
باید قوانین رو رعایت کنی.
✔️ There’s a strict rule against cheating.
یک قانون سختگیرانه علیه تقلب وجود دارد.
ترکیبهای رایج:
- rules and regulations = قوانین و مقررات
- house rules = قوانین داخلی
- school/company rules = قوانین مدرسه/شرکت
- break a rule = قانون را زیر پا گذاشتن
- follow/obey a rule = قانون را رعایت کردن
🔸 2) rule (v) = حکم کردن / کنترل کردن / تصمیم رسمی گرفتن
✔️ The judge ruled in his favor.
قاضی به نفعش حکم داد.
✔️ The country is ruled by a dictator.
آن کشور توسط یک دیکتاتور اداره میشود.
الگوهای مهم:
- rule on + issue/case = درباره موضوعی حکم دادن
- rule in favor of / against = به نفع / علیه حکم دادن
🔸 3) rule out (phrasal verb) = رد کردن / منتفی دانستن
یعنی «امکان چیزی را کاملاً کنار گذاشتن».
✔️ The doctor ruled out infection.
دکتر احتمال عفونت را رد کرد.
✔️ We can’t rule out delays.
نمیتونیم تأخیر رو کاملاً منتفی بدونیم.
الگو:
- rule out + noun / V-ing
✔️ They ruled out moving abroad.
❌ rule out to do
✅ rule out doing
🔸 4) rule of thumb (idiom) = قاعده سرانگشتی / تقریبی
یک قانون غیررسمی که بر اساس تجربه است، نه دقت علمی.
✔️ As a rule of thumb, save 20% of your income.
بهعنوان قاعده سرانگشتی، ۲۰٪ درآمدت رو پسانداز کن.
✔️ It’s a rule of thumb, not an exact formula.
این یه قاعده تقریبییه، نه فرمول دقیق.
📌 خیلی رایج در:
business, economics, daily advice, IELTS/TOEFL writing
🔸 5) ترکیبهای پرتکرار دیگه که باید بلد باشین
✔️ as a rule = معمولاً / بهطور کلی
As a rule, he arrives early.
او معمولاً زود میرسد.
✔️ rule the day = غالب شدن / تعیینکننده بودن
Practicality rules the day here.
اینجا عملگرایی حرف آخر رو میزنه.
✔️ rule of law = حاکمیت قانون
Democracy depends on the rule of law.
دموکراسی به حاکمیت قانون وابسته است.
✔️ ground rule(s) = قواعد پایه
Let’s set some ground rules first.
بیاید اول چند قانون پایه تعیین کنیم.
🔻 خطاهای رایج
❌ rule out to be
✅ rule out being
❌ by rule of thumb
✅ as a rule of thumb
❌ the rule says me
✅ the rule says that / according to the rule
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 rule (n) = قانون / قاعده
📍 rule (v) = حکم دادن / اداره کردن
📍 rule out + N/V-ing = رد کردن، منتفی دانستن
📍 rule of thumb = قاعده سرانگشتی (تقریبی)
📍 as a rule = معمولاً
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
هیچکدوم از این آموزشها از جایی کپی نشده. همه برای همین کانال و برای اولین بار طراحی شده و بر اساس سوالات شما از آیدی ما به نشانی @ZabanZireZarrebin هستن. در صورت استفاده، حتما به زبان زیر ذرهبین ارجاع دهید.
✅ تفاوت prevent / avoid / forbid / prohibit با زبان زیر ذرهبین
🔹 هر چهار تا به «جلوگیری» ربط دارن، اما معنی، ساختار و لحنشون فرق میکنه:
- avoid = دوری کردن (تصمیم شخصی)
- prevent = مانع شدن (جلوگیری از وقوع)
- forbid = قدغن کردن (دستور مستقیم، اغلب شخصی)
- prohibit = ممنوع کردن (قانونی/رسمی)
🔸 avoid = اجتناب کردن / دوری کردن (کنشِ آگاهانه)
avoid + N / V-ing
✔️ I try to avoid junk food.
سعی میکنم از غذای ناسالم دوری کنم.
✔️ He avoided answering the question.
از جواب دادن به سؤال طفره رفت.
❌ avoid to eat → ✅ avoid eating
📌 نکته: avoid یعنی «خودم نرفتم سراغش»، نه اینکه جلوی کسی/چیزی رو گرفتم.
🔸 prevent = جلوگیری کردن از وقوع چیزی
prevent + N | prevent + N + from + V-ing
✔️ Vaccines prevent disease.
واکسنها از بیماری جلوگیری میکنن.
✔️ The guard prevented him from entering.
نگهبان جلوی وارد شدنش رو گرفت.
⚠️ البته from در انگلیسی رسمی میتونه حذف بشه، ولی بهتره بیاد:
✔️ prevent him (from) entering
🔸 forbid = قدغن کردن (دستور مستقیم، اغلب فردی/اقتداری)
forbid + N | forbid + N + to + V
✔️ My parents forbade me to go out.
پدر و مادرم بیرون رفتن رو قدغن کردن.
✔️ Smoking is forbidden here.
سیگار کشیدن اینجا قدغنه.
📌 لحن: شخصی، اقتداری، مستقیم
🔸 prohibit = ممنوع کردن (رسمی/قانونی)
prohibit + N | be prohibited | prohibit + N + from + V-ing
✔️ The law prohibits smoking in public places.
قانون سیگار کشیدن رو در مکانهای عمومی ممنوع کرده.
✔️ Parking is prohibited here.
پارک کردن اینجا ممنوع است.
📌 لحن: رسمی، قانونی، تابلوها و مقررات
🔻 مقایسهٔ سریع با مثال مشترک
✔️ I avoid smoking.
(خودم نمیکشم)
✔️ Doctors prevent people from smoking.
(جلوشو میگیرن)
✔️ My father forbade me to smoke.
(قدغن شخصی)
✔️ The law prohibits smoking here.
(ممنوعیت قانونی)
🔻 خطاهای رایج
❌ prevent to do → ✅ prevent (someone) from doing
❌ avoid to talk → ✅ avoid talking
❌ prohibit someone to do → ✅ prohibit someone from doing
❌ forbid someone from do → ✅ forbid someone to do
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 avoid + N / V-ing = دوری کردن
📍 prevent + N (from V-ing) = جلوگیری کردن
📍 forbid + N + to V = قدغن کردن (شخصی)
📍 prohibit + N / from V-ing = ممنوع کردن (رسمی/قانونی)
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
کافهتدریس برای روز دانشجو، یه سری تخفیفهای پلهای زیاد اعمال کرده و الان منم مطلع شدم:
پکیج زبان ارشد:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8727
پکیج زبان دکتری، امبیای و آزمونهای زبان داخلی:
🌀 https://ctdrs.ir/cr8729
روی پکیج ها به مناسبت روز دانشجو توی جشنواره تخفیف پلهای به این شکل هست:
✅ ۱۶ ظرفیت توی هر پله: ۴۰% ۳۵% ۳۰%
✅ مهلت: چهارشنبه ۱۹ آذر
اگه دوست دارید تهیه کنین، بهترین فرصت هست؛ البته اگه شانس بیارید و جزء ۱۶ نفر اول باشید.
دقت کنین که ویدیوهای ما رو میشه فقط از کامپیوتر ویندوزدار تماشا کرد، به مدت ۲ سال از تاریخ خرید.
✅ واژه attribute با زبان زیر ذرهبین (پرتکرارترین لغت کنکور ارشد و دکتری)
🔹 attribute
هم میتونه فعل (verb) باشه، هم اسم (noun).
تلفظش فرق داره:
- فعل → /əˈtrɪbjuːt/ (تکیه روی هجای دوم)
- اسم → /ˈætrɪbjuːt/ (تکیه روی هجای اول)
🔸 1) attribute (v) = نسبت دادن / منتسب کردن
attribute A to B (= آ را به ب نسبت دادن)
✔️ She attributed her success to hard work.
اون موفقیتش رو به تلاش زیاد نسبت داد.
✔️ The car accident was attributed to human error.
تصادف ماشین به خطای انسانی نسبت داده شد.
✔️ Many low-confident people attribute their achievements to luck.
خیلی از کماعتمادبهنفسها موفقیتشون رو به شانس نسبت میدن.
🔹 ساختار مجهولش خیلی رایجه: be attributed to
📍 معنیش میشه «نتیجه چیزی بودن/نسبت داده شدن»
✔️ The increase in prices is attributed to inflation.
افزایش قیمتها به تورم نسبت داده میشه (نتیجه تورم است).
🔸 2) attribute (n) = ویژگی / خصیصه / صفت بارز
positive/personal attribute | attribute(s) of X
✔️ Patience is an important attribute for a teacher.
صبر یه ویژگی مهم برای معلمه.
✔️ Honesty is his best attribute.
راستگویی بهترین ویژگیشه.
✔️ The attributes of a good leader include confidence and empathy.
ویژگیهای یه رهبر خوب شامل اعتمادبهنفس و همدلیه.
🔹 اسم جمعش که خیلی متداوله: attributes
🔸 3) نکته تلفظی مهم:
- فعل: əˈtrɪbjuːt → “اَتریبیوت” (تکیه روی دوم)
- اسم: ˈætrɪbjuːt → “اَترِبیوت” (تکیه روی اول)
📌 این الگوی تلفظی در کلمات مشابه هم هست (record, present, permit و غیره).
🔸 4) خانواده واژگانی:
- attribution (n) = نسبت دادن / منسوب کردن
✔️ The attribution of this quote to Einstein is false.
نسبت دادن این نقلقول به انیشتین اشتباهه.
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ attribute to something someone → ✅ attribute something to someone
❌ be attribute to → ✅ be attributed to
❌ an attribute to a person (وقتی ویژگی منظوره) → ✅ an attribute of a person
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 attribute (v) = نسبت دادن → attribute A to B
📍 attribute (n) = ویژگی / خصیصه → an attribute of X
📍 be attributed to = به چیزی نسبت دادهشدن
📍 attribution = فرایند نسبتدادن
📍 Pronunciation: (v) əˈtrɪbjuːt ↔ (n) ˈætrɪbjuːt
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
میدونستید این مطالبی که اینجا میذاریم، پاسخی به ابهاماتی هستند که شما توی پیام شخصی از ما پرسیدید؟
سه نمونه از همین چندتا مطلب اخیر رو در بالا قرار دادم.
شما هم میتونین با ما در ارتباط باشید. هم پایین همین کانال، یه آیکون کوچیک چت 💬 هست که میتونین روش کلیک کنین و مستقیم با آیدی شخصی ما چت کنین و هم آیدی تلگرام ما:
@ZabanZireZarrebin
تلگرام رو من، هادی جهانشاهی، جواب میدم و اینستاگرام رو دکتر الناز یوسفزاده جواب میدن:
Instagram.com/generalenglish
هر جا راحت بودید سوالات خودتون رو مطرح کنین. ما هیچ «ادمینی» در هیچ زمانی طی این ۱۵ سال نداشتیم و همیشه مستقیم با دانشجوها در ارتباط بودیم.
با فرض صحیح بودن این خبر {لینک}:
موضوع بسندگی زبان خارجی به قبل از ورود دانشجو به دوره دکتری تخصصی محول میشود. سازمان سنجش در قالب آزمون نیمهمتمرکز، آزمون دکتری تخصصی زبان را برگزار میکند و در صورت کسب حداقل نمره زبان، دانشجو برای مصاحبه معرفی میشود.
@GeneralEnglish
یا بطور خلاصه، حداقلهای زبان انگلیسی قبل از ورود به دانشگاه در مقطع دکتری ارزیابی خواهد شد. به این ترتیب، اهمیت زمان چند برابر قبل میشه و کسایی که زبان رو حذف کرده بودن، اینطوری اذیت میشن.
توی این ویدیو توضیح دادیم چطوری در زمان کمتر برای زبان دکتری آماده بشید:
🌀 https://youtu.be/pFCjaad8kto
این داستان، یه جوره دیگه برامون مهمه و سعی کردیم فایل صوتیش رو بهتر از همیشه ادیت کنیم. شما هم با ما گوش بدید.
فایل صوتی
🌀 https://castbox.fm/vi/874457579
متن فایل صوتی با ترجمه روان:
🌀 /channel/GeneralEnglishPlan/1904
این ۲۶امین پادکست زبان زیر ذرهبینه 😊
از سطح ساده شروع کردیم تا پیشرفته.
✅ پسوند -ish با زبان زیر ذرهبین
🔹 معنیِ اصلی: «یهکم / تا حدی / شبیهِ …». به آخرِ بعضی صفتها، رنگها، عددها/ساعتها و اسمها میچسبه و معنی رو «تقریبـی» یا «شبیه» میکنه. (نیمهمحاورهای)
🔸 1) -ish با صفتها = «تا حدی»
✔️ It’s coldish tonight.
امشب یهکم سردِه.
✔️ She’s tallish.
اون قدبلنده تا حدی.
✔️ He looked oldish.
یهکم مسن به نظر میاومد.
🔸 2) رنگها = «مایهای از…»
✔️ a bluish green
سبزِ مایل به آبی
✔️ reddish hair
موهای مایل به قرمز
🔸 3) عدد/زمان ≈ «حدودِ…» (با خط تیره)
✔️ Let’s meet at 6-ish.
حدود شش همدیگه رو ببینیم.
✔️ He’s 30-ish.
حدود سی سالشه.
✔️ It costs 50-ish dollars.
تقریبا ۵۰ دلاره.
🔸 4) با بعضی اسمها = «دارای ویژگیِ… / شبیهِ…»
✔️ childish behavior
رفتار بچگانه (منفی)
✔️ childlike joy
شادیِ کودکانه (مثبت/بیآلایش)
✔️ stylish design
طراحیِ شیک
✔️ feverish activity
فعالیتِ تبگونه/هراسان
🔸 5) ملیّت/زبان
✔️ British, Irish, Danish, Swedish
(اما همۀ ملیتها -ish نمیگیرن: ✅ German نه Germanyish)
🔸 6) بهتنهایی در جواب = ish («یه جورایی»)
A: Are you ready?
B: Ish. → «یه جورایی.»
🔸 7) با اسم خاص/مخففها = «شبیهِ سبکِ…» (با خط تیره)
✔️ a Shakespeare-ish line
یه جمله شکسپیریطور
✔️ an AI-ish approach
رویکردی شبیه AI
🔻 نکات املا و نگارش
• معمولاً چسبیده میاد: greenish, coldish
• با عدد/کلمۀ خاص/مخفف → خط تیره: 6-ish, Hadi-ish, AI-ish
• بعضی کلمهها e رو میاندازن: blue → bluish (نه blueish)
🔻 خطاهای رایج
❌ quicklyish (به قید نچسبونین) → ✅ kind of / a bit quickly
❌ hands-ish (جمعِ نادرست) → ✅ hand-like
❌ استفاده در متن خیلی رسمی برای تقریبیگویی:
بهتره بنویسین approximately / about
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 -ish = «تا حدی/مایل به/شبیهِ» (نیمهمحاورهای)
📍 صفت/رنگ: coldish, bluish
📍 عدد/ساعت (با خطتیره): 6-ish, 30-ish
📍 اسم → صفتِ ویژگی: childish, stylish, feverish
📍 ملیتها: British/Irish/… (نه برای همۀ کشورها)
📍 تکواژهٔ محاورهای: ish = «یه جورایی»
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
✅ تفاوت revoke / invoke / provoke با زبان زیر ذرهبین
🔹 هر سه از ریشهی لاتین VOC/VOK (= صدا زدن/فراخواندن) میان.
ترفند یادگیری:
- re + voke = «call back» → revoke = «پس گرفتن/لغو کردن»
- in + voke = «call in/upon» → invoke = «استناد کردن/فراخواندن»
- pro + voke = «call forth» → provoke = «تحریک کردن/برانگیختن»
🔸 revoke =
لغو کردن/باطل کردن (وقتی تصمیم/مجوز را «پس میگیریم»)
revoke + license/visa/decision/access
✔️ The court revoked his license.
دادگاه مجوزش را لغو کرد.
✔️ The company revoked her access.
شرکت دسترسی او را باطل کرد.
اسم: revocation
🔸 invoke =
استناد نمودن/فراخواندن (قانون/اختیار/کمک)؛
در برنامهنویسی: اجرای تابع
invoke + law/authority/rule/help /
invoke + function(API)
✔️ They invoked Article 5 to justify the action.
برای توجیه اقدام، به مادهی ۵ استناد کردند.
✔️ The script invokes this function on startup.
اسکریپت موقع شروع این تابع را فراخوانی میکند.
🔸 provoke =
تحریک/برانگیختن (عکسالعمل/خشم/بحث)
provoke + anger/reaction/debate | provoke + someone + into + V-ing
✔️ The comment provoked a heated debate.
آن نظر یک بحث داغ را برانگیخت.
✔️ He provoked her into responding.
او او را تحریک کرد که پاسخ بدهد.
صفت/اسم: provocative / provocation
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح سریع)
❌ They invoked his visa. (برای «لغو» اشتباه است)
✅ They revoked his visa.
❌ The news revoked strong reactions. (برای «برانگیختن» اشتباه است)
✅ The news provoked strong reactions.
❌ From this photo, we invoked memories. (منظور «به یاد آوردن» نیست)
✅ The photo evoked memories. (نکته: evoke = برانگیختنِ احساس/خاطره)
- revoke = لغو رسمی/حقوقی: مجوز، ویزا، حکم، دسترسی
- invoke = استناد حقوقی/فراخوانی فنی: قانون، ماده، اختیار؛ تابع/متد
- provoke = تحریک احساسی/اجتماعی: خشم، واکنش، اعتراض
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 revoke = لغو/باطل کردنِ چیزی رسمی (call back)
📍 invoke = استناد/فراخواندن قانون/کمک/تابع (call in/upon)
📍 provoke = تحریک/برانگیختن واکنش (call forth)
+ حواستون به evoke (برانگیختن احساس/خاطره) هم باشه که اینجا نیاوردیم. همه اینها با ریشهشون توی جلد ۱ زبان زیر ذرهبین آموزش داده شدن.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
مشاهده رایگان سوالات و پاسخ اولیه زبان کنکورهای دکتری و کارشناسی ارشد سالهای اخیر
➖ کنکور #دکتری*
۱۴۰۴ | ۱۴۰۳
۱۴۰۲ (۱) | ۱۴۰۲ (۲) | ۱۴۰۱ (۱) | ۱۴۰۱ (۲)
۱۴۰۰ (۱) | ۱۴۰۰ (۲) | ۱۳۹۹ (۱) | ۱۳۹۹ (۲)
۱۳۹۸ (۱) | ۱۳۹۸ (۲) | ۱۳۹۷ (۱) | ۱۳۹۷ (۲)
۱۳۹۶ (۱) | ۱۳۹۶ (۲) | ۱۳۹۵ (۱) | ۱۳۹۵ (۲)
* شماره ۱ اشاره به رشتههای فنی مهندسی و علوم پایه دارد و شماره ۲ مربوط به رشتههای انسانی، هنر، دامپزشکی، کشاورزی و باستانشناسی است. سال ۱۴۰۳، همه رشتهها تستهای یکسانی داشتن.
➖ کنکور #ارشد*
۱۴۰۴ | ۱۴۰۳ | ۱۴۰۲
۱۴۰۱ | ۱۴۰۰ | ۱۳۹۹ | ۱۳۹۸
۱۳۹۷ | ۱۳۹۶ | ۱۳۹۵ | ۱۳۹۴
* پاسخهای ارشد، مربوط به زبان عمومی کلیه رشتهها (به جز رشته زبان و ام بی ای) است.
#toc
تمام پاسخها در همان روزی که کنکور برگزار شده است، در سایت قرار گرفتهاند.
در سال جاری هم بلافاصله پس از برگزاری کنکور، درصورتیکه دانشجویان تصویر سوالات را برای ما ارسال کنند، پاسخ آن را به همین شکل در سایت قرار خواهیم داد.
✅ حتما کانال ما (@GeneralEnglish) و سایت ما رو (generalenglish.ir) عصر برگزاری کنکورتون برای پاسخ تشریحی زبان چک کنید.
این مطلب رو برای دوستان کنکوریتون هم بفرستید و ذخیرهش کنید تا یادتون نره.
در صورت قطعی اینترنت، زبان زیر ذرهبین در هیچجایی جز تلگرام و اینستاگرام فعالیت نخواهد داشت.
هیچ اکانتی در پلتفرمهای داخلی نداشتیم و نخواهیم داشت.
همینجا در خدمت شما عزیزانیم.
استاد بهرام بیضایی به روایت استاد امیر نادری
«بریده آثار ایشان»
یاد بزرگمرد ایراندوست، نور هنر و ادبیات ایران، همیشه سبز خواهد ماند. سه صفت من در وصف محبوبترین کارگردان سینما و تئاتر خودم: شریف، کاردرست و متواضع.
امیدوارم پیکرشون در ایران دفن شه و بدرقه باشکوهی با حضور مردم داشته باشند.
لینک تماشای ویدیو با کیفیت بالاتر
✅ جمعه، ۵ دی؛ آخرین فرصت تخفیف ۲۵% پائیزه زبان زیر ذرهبین
❓با توجه به نزدیکی به آزمون، ویدئوی چه کلاسهایی رو توصیه میکنیم؟
➖➖ برای کنکور دکتری ➖➖
➖➖ برای کنکور ارشد ➖➖
راستی اگه جایی دیدید انگلیسی در فلان مقدار روز... بدونین با یه شیاد طرف هستید.
زبان مستلزم زمان هست. باید وقت بهش اختصاص بدید و پشتکار داشته باشید تا طی زمان کافی، یاد بگیرید. نمیشه قرصی خورد براش که ۹۰ روزه از صفر برسید به یه آدم که روون صحبت میکنه. بعدش اون تعداد روز هم وابسته به سطح فعلی شماست. همه که ۹۰ روزه به جایی نمیرسن! راه ساده برای فیلتر کردن استاد از استادنما توی زبان اینه که از هرکی قول داد تو زمان کم معجزه میکنه، دوری کنین.
برخی از استیصال و تنگی وقت شما سواستفاده میکنن که جیب خودشون رو پر کنن. توی دامشون نیفتید.
خلاصه این تبلیغات تلگرام دست ما نیست. یه موقع فکر نکنین تأیید ما رو داره. کانال ما با بیش از ۱۰ سال قدمت، یک ریال از یک تبلیغ درآمد نداشته. این سیاست ما بوده و هست و خواهد بود. فقط مطلب صحیح مورد تأیید بدون تبلیغات اضافی و مزاحم.
یه سری نکات برای صحبت کردن رو طی چند روز آینده توی کانال @GeneralEnglish قرار میدیم براتون 😊 مطلب اول این سری آموزشی در بالا اومده. ☝️
✅ چطوری درباره شب چله (یلدا) با دوستان غیرفارسیزبان حرف بزنیم؟
🔹 Yalda Night (also called Chelleh Night) is an ancient Persian celebration marking the longest night of the year (the winter solstice).
🔸 What is Yalda Night?
✔️ It’s celebrated on December 20 or 21.
✔️ Families and friends gather together, usually at the elders’ home.
✔️ The night symbolizes light defeating darkness and hope for brighter days.
Simple explanation in English:
Yalda Night is a Persian tradition where people celebrate the longest night of the year by staying together, eating fruit, and welcoming the return of longer days.
🔸 What do people do on Yalda?
✔️ Eat pomegranates and watermelon (symbols of health and life)
✔️ Drink tea and eat nuts and sweets
✔️ Read poetry, especially Hafez
✔️ Stay up late and talk, laugh, and tell stories
🔸 Why is it important?
✔️ It’s not a religious event
✔️ It’s about family, warmth, and hope
✔️ It reminds people that after the darkest night, light always comes back
Natural sentence to say:
For us, Yalda Night is about being together and remembering that hard times don’t last forever.
🔸 Chelleh?
✔️ "Chelleh" refers to the 40 cold days that start after Yalda
✔️ So, Yalda is also the beginning of winter in Persian culture, but the name Yalda has its Arabic roots. Chelleh is Persian equivalent to Yalda.
🔸 Useful English phrases you can use:
✔️ It’s similar to celebrating the winter solstice.
✔️ It’s a cultural tradition, not a religious one.
✔️ We celebrate it by spending time with family.
✔️ It represents hope and renewal.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 Yalda Night = longest night of the year
📍 Ancient Persian cultural tradition
📍 Family gathering, poetry, fruit, hope
📍 Message: light always follows darkness
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
✅ واژه otherwise با زبان زیر ذرهبین
(همهٔ کاربردها + ترکیبهای پرتکرار)
🔹 otherwise یعنی «در غیر این صورت / وگرنه / جز این / بهجز اینکه»
بسته به جایگاهش در جمله، نقشها و معنیهای مختلف میگیره.
🔸 1) otherwise = or else / if not (رایجترین کاربرد)
معمولاً نتیجهی منفیِ «وگرنه» رو میگه.
✔️ Hurry up, otherwise you’ll miss the train.
عجله کن، وگرنه قطار رو از دست میدی.
✔️ You must wear a helmet; otherwise, you can’t enter.
باید کلاه ایمنی داشته باشی، در غیر این صورت نمیتونی وارد شی.
📌 نکته: اغلب با «;» یا «,» میاد و جملهٔ مستقل میسازه. مثال اول، شکل غیررسمیتر نشانگذاری بود و دومی، شکل رسمیتر.
🔸 2) otherwise = in other circumstances
یعنی «در شرایطی غیر از این / در حالت عادی»
✔️ I’m busy today, but I’m otherwise free this week.
امروز سرم شلوغه، ولی غیر از این مورد خاص، این هفته آزادم.
✔️ The plan seems risky, but otherwise reasonable.
این طرح ریسکییه، اما در کل/بهجز این منطقییه.
🔸 3) otherwise = differently
یعنی «به شکل دیگری / طورِ دیگری»
✔️ I was told otherwise.
به من طور دیگهای گفته شده بود.
✔️ Why do you think otherwise?
چرا نظر متفاوتی داری؟
🔸 4) otherwise در شرطهای غیرواقعی (معادل if not)
خیلی رایج در متن رسمی/نوشتاری:
✔️ She would have helped; otherwise, she didn’t know about it.
کمک میکرد؛ اگر غیر از این نبود حتما ً خبر نداشته.
✔️ The outcome would be different otherwise.
در غیر این صورت نتیجه فرق میکرد.
🔸 5) an otherwise + adj + noun
یعنی «در اصل/بهطور کلی …، اما با یک استثنا»
✔️ an otherwise perfect day
روزی که در کل عالیه (بهجز یک ایراد)
✔️ an otherwise healthy child
بچهای که به جز این مورد سالمه
✔️ an otherwise calm situation
وضعیتی که در حالت عادی آرومه (هرچند الآن نیست)
📌 خیلی مهم و پرکاربرد در رایتینگ آکادمیک و آیلتس.
🔸 6) otherwise + adjective
✔️ She seems happy, otherwise anxious.
در کل خوشحاله، اما یه جورایی مضطربه.
(کمکاربردتر، رسمیتر)
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ If you don’t hurry, otherwise you’ll be late.
✅ If you don’t hurry, you’ll be late.
یا
✅ Hurry up; otherwise, you’ll be late.
❌ Otherwise of this…
✅ Otherwise / In other cases / Apart from this
❌ an otherwise of good plan
✅ an otherwise good plan
🔹 نکات حافظهای
- otherwise = «اگر غیر از این / وگرنه»
- اول جمله یا بعد از «;»: نتیجهٔ منفی
- قبل از صفت بیاد: «در کل … اما با یک ایراد»
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 otherwise = or else / if not
وگرنه
📍 otherwise = in other circumstances
غیر از این / در حالت دیگر
📍 otherwise = differently
به شکل دیگر
📍 an otherwise + adj + noun
در کل …، بهجز یک مورد
📍 جایگاهش مهمه؛ معنی رو کلا عوض میکنه.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
هیچکدوم از این آموزشها از جایی کپی نشده. همه برای همین کانال و برای اولین بار طراحی شده و بر اساس سوالات شما از آیدی ما به نشانی @ZabanZireZarrebin هستن.
✅ تفاوت either / neither / both / none با زبان زیر ذرهبین
- both =
«هر دو» → فعلِ جمع
- either =
«هریک از دو تا / یکی از دو تا» → فعلِ مفرد (در نوشتار رسمی)
- neither =
«هیچیک از دو تا» → فعلِ مفرد
- none =
«هیچکدوم/هیچ» (برای صفر تا هر تعدادی) → با جمع جمع/مفرد هر دو ممکن؛ با غیرقابلشمارش مفرد
🔸 ۱) استفادهٔ مستقل
✔️ Both students are present.
هر دو دانشآموز حاضرند.
✔️ Either option is fine.
هر کدوم از دو گزینه اوکیه.
✔️ Neither answer is correct.
هیچکدوم از دو جواب درست نیست.
✔️ None of the reports are/is complete.
هیچکدوم از گزارشها کامل نیست/نیستن. (در گفتار جمع رایجه؛ رسمیتر: مفرد)
✔️ None of the information is accurate.
هیچکدوم از اطلاعات دقیق نیست. (غیرقابلشمارش رو مفرد بیارید حتما)
🔸 ۲) الگوی of + ضمیر/اسم جمع
✔️ Both of them are ready.
هر دوتاشون آمادن.
✔️ Either of them is okay. (محاوره: are)
هر کدومشون اوکیه.
✔️ Neither of us is available. (محاوره: are)
هیچکدوممون در دسترس نیستیم (دستمون بیکار نیست.)
✔️ None of the students are/is absent.
هیچکدوم از دانشجوها غایب نیستن/نیست.
نکته: بعدِ both/either/neither/none + of با اسم مشخص: the/these/those/my… میآد:
✔️ Both of the phones… / Either of my keys… / None of those ideas…
🔸 ۳) همبستگیهای دوتایی
- both … and … → فعل جمع
✔️ Both A and B are responsible.
هم آ و هم ب مسئولند.
- either … or … فعل باید با نزدیکترین فاعل هماهنگ باشه
✔️ Either the manager or the interns are joining.
یا مدیر یا کارآموزها دارن ملحق میشن. (نزدیکترین: interns پس جمع)
- neither … nor … → فعل با نزدیکترین فاعل
✔️ Neither the interns nor the manager is available.
نه کارآموزها و نه مدیر در دسترسه. (نزدیکترین: manager پس مفرده)
🔸 ۴) منفیسازی و دامهای معنایی
- برای «هیچکدوم از دو تا نیومدن» بگید:
✔️ Neither of them came.
نه: ❌ Both didn’t come. (مبهم/غیرطبیعی)
- not both ≠ neither
✔️ Not both students passed. (= هر دو نه؛ احتمالاً فقط یکی)
✔️ Neither student passed. (= هیچکدوم قبول نشدن)
- either
در جملهٔ منفی به معنی «هم…نیست» (too در منفی):
✔️ I don’t like it either.
من هم دوستش ندارم.
🔻 خطاهای رایج (و اصلاح)
❌ Either of the options are fine.
✅ Either of the options is fine.
(رسمی؛ توی گفتار: are هم قابل قبوله.)
❌ None books are available.
✅ None of the books are available.
❌ Both of them isn’t here.
✅ Both of them are here.
❌ Neither A nor B are… (وقتی B مفرده)
✅ Neither A nor B is…
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 both + plural V | either/neither + singular V (رسمی)
📍 none of + plural N → are/is
(هر دو ممکنه؛ گفتاری اما جمع هم میارن)
📍 both…and → plural |
📍 either/or & neither/nor → فعل با نزدیکترین فاعل
📍 برای دو چیز: either/neither طبیعیتر از none است.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
#سوال_متداول
با توجه به نزدیکی کنکور دکتری، چه کلاسهایی رو برای یادگیری توصیه میکنین؟
یه چیزی که کمتر مرتبط هست رو میخواستم بگم. این برای کسایی که میخوان مهاجرت کنن مهمه:
توی مدارک (بهویژه پاسپورت)، وقتی که میخواید مشخصات رو به انگلیسی بنویسید خیلی دقت کنین. من با ایرانیهای زیادی بعد از مهاجرت در ارتباط بودم و هستم و دیدم چقدر همین ریزهکاریها بعداً دردسر میسازه.
۱. فامیلهای دوتایی / چندبخشی رو حتماً فاصله بذارین
۲. یک دیکته ثابت برای کل خانواده
۳. دقت روی همخوانهای خاص (خ، ق، غ، چ، ش و …)
۴. اسم middle name چیه و ما کجا اشتباه میکنیم؟
✅ تفاوت although / whereas / while با زبان زیر ذرهبین
🔹 هر سه برای «تضاد» میان، اما لحن و ساختارشان فرق داره:
- although =
«گرچه/با اینکه» (تضاد ساده، خنثی)
- whereas =
«در حالیکه/اما» (تضاد مقایسهای؛ رسمیتر)
- while =
«درحالیکه» (۲ معنا: زمان / تضاد)
🔸 although + S + V (بدون but)
✔️ Although it was raining, we continued the game.
با اینکه بارون میبارید، بازی رو ادامه دادیم.
✔️ We continued the game although it was raining.
ما بازی رو ادامه دادیم با اینکه بارون میبارید.
❌ Although it was raining, but we continued the game. (نادرست)
نکته: even though تأکیدیتر از although است.
✔️ Even though it was expensive, I bought it.
حتی با اینکه گرون بود، خریدمش.
🔸 whereas + S + V (تضادِ مقایسهای؛ رسمی/نوشتاری)
✔️ She prefers tea, whereas I prefer coffee.
اون چای دوست داره، در حالیکه من قهوه رو ترجیح میدم.
✔️ The first plan is costly, whereas the second is affordable.
طرح اول پرهزینهست، در حالیکه دومی مقرونبهصرفهست.
نکتهها:
• بیشتر برای «مقایسهٔ دو واقعیت» میاد؛ در مقدمههای رسمی/حقوقی هم زیاده.
• معنی زمانی هم ندارد (برخلاف while که در ادامه میگیم).
🔸 while = زمان / تضاد
۱. زمان: «وقتی که/در طولِ اینکه»
✔️ While I was cooking, he called.
درحالیکه داشتم غذا میپختم، اون زنگ زد.
✔️ He listened while I was speaking.
اون گوش میداد درحالیکه من حرف میزدم.
۲. تضاد (محاورهای/نوشتاری خنثی)
✔️ She is shy, while her sister is outgoing.
این کمروئه، در حالیکه خواهرش اجتماعییـه.
✔️ While the idea is interesting, it’s risky.
گرچه ایده جالبه، ریسکیه.
نکتهٔ مهم: while کمی مبهمه (زمان یا تضاد؟). در متنهای رسمی اگه ابهام میسازه، بهجای while از although/whereas استفاده کنین.
🔸 نشانهگذاری و جایگاه
• وقتی شبهجمله وابسته اول بیاد، بعدش «,» میاد:
✔️ Although/While it was cold, we stayed inside.
• وقتی وسط جمله بیاد، معمولاً «,» لازم نیست:
✔️ We stayed inside although/whereas it was cold.
• این رو اضافه کنیم whereas اغلب برای تضادِ دو شبهجمله همپایه میاد و معمولاً وسط جمله میاد. خیلی جاها هم قبلش کاما رو میبینید وقتی وسط بیاد برخلاف although که نیازی به کاما نداره.
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ Although … but …
✅ Although … , … یا ✅ … , but …
❌ Whereas I was cooking, he called. (برای زمان نمیاد)
✅ While I was cooking, he called.
❌ While it was raining, but we continued…
✅ While it was raining, we continued… / ✅ It was raining, but we continued…
🔸 تبدیل سریع (تمرین ذهنی)
I was tired, but I finished.
= Although I was tired, I finished.
= I finished, whereas others gave up. (مقایسهای)
= While I was tired, I finished. (تضاد؛ اگه ابهام نداشته باشه)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 although + S+V =
«با اینکه/گرچه» (بیابهام؛ بدون but)
📍 whereas + S+V =
تضاد مقایسهای، رسمیتر؛ نه معنای زمانی
📍 while =
هم «وقتی که» هم «اما/درحالیکه»؛ توی نوشتار رسمی حواستون به ابهامش باشه.
📍 از although … but دوری کنین؛ این دقیقاً سوتی ترجمه انگلیسی به فارسی هست که فارسیزبانا انجام میدن و طراحها توی تستها مطرح میکنن.
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
این پست مرتبط قدیمی رو هم دوباره نگاهی بهش بندازید:
🌀 /channel/GeneralEnglish/4403
✅ واژهٔ mean با زبان زیر ذرهبین (معانی و ساختارها)
🔹 mean
چند معنی و نقش داره: فعل (قصد/منظور)، صفت (بدرفتار/خسیس)، و اسم (میانگین). یکی یکی بررسیشون کنیم:
---
🔸 mean (v) = intend «قصد و نیت داشتن»
mean to + V | mean for + N | be meant to + V | be meant for + N
✔️ I meant to call you last night.
قصد داشتم دیشب بهت زنگ بزنم.
✔️ I didn’t mean to upset you.
قصد نداشتم ناراحتت کنم.
✔️ This tool is meant to help beginners.
این ابزار قراره به تازهکارها کمک کنه.
✔️ The gift was meant for you.
این کادو برای تو در نظر گرفته شده.
---
🔸 mean (v) = signify «معنی دادن/منظور داشتن/دلالت داشتن»
mean + (that) clause | mean + N | mean by + N
✔️ Do you know what this word means?
میدونی این کلمه چه معنایی میده؟
✔️ This means that we need more data.
این یعنی اینکه به دادهٔ بیشتری نیاز داریم.
✔️ What do you mean by “efficient”?
منظورت از «efficient» چیه؟
⚠️ نکته: برای «منظور داشتن» بگین mean by (نه شکلهای دیگه).
---
🔸 mean (adj) «بدرفتار/نامهربون؛ خسیس»
✔️ Don’t be mean to your brother.
با برادرت بدرفتار نباش.
✔️ He is mean with money.
آدم خسیسیه.
عبارات پرکاربرد:
mean to sb (بد بودن با کسی) |
mean about money (سختگیر/خسیس دربارهٔ پول)
---
🔸 mean (n) «میانگین» (در ریاضیات)
✔️ The mean of 4, 6, and 10 is 6.67.
میانگین ۴ و ۶ و ۱۰ برابر ۶٫۶۷ است.
arithmetic mean (میانگین حسابی) |
geometric mean (میانگین هندسی)
---
🔸 اصطلاحات رایج با mean
✔️ I mean it.
جدی میگم.
✔️ She means well, but she’s blunt.
نیتش خوبه، ولی رکّه.
✔️ We mean business.
جدیایم/شوخی نداریم.
---
🔻 خطاهای رایج (با اصلاح)
❌ I didn’t meant to…
✅ I didn’t mean to… (بعد از did، شکل ساده میآد)
❌ What do you mean it?
✅ What do you mean? / What do you mean by that?
منظورت چیه؟ / منظورت از اون چیه؟
❌ This was meaned for you.
✅ This was meant for you. (گذشته/شکل سوم: meant)
❌ It means to that we need money.
✅ It means that we need money. («that» میآد؛ «to» نمیآد)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
📍 mean to + V / be meant to + V =
قصد داشتن / برای کاری در نظر بودن
📍 mean (that) … / mean by … = منظور/دلالت
📍 mean (adj) = نامهربان/خسیس
📍 mean (n) = میانگین (ریاضی)
📍 گذشته/PP: meant |
📍 عبارتهای مفید: mean it / mean well / mean business
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
✅ تفاوت conform و confirm با زبان زیر ذرهبین (با ریشهشناسی)
🔹 ریشهها (اتیمولوژی):
- con + form = «با هم + شکل» →
conform = «همشکل/هماهنگ شدن ⇒ مطابق/تابع بودن»
- con + firm = «با هم + محکم/استوار» →
confirm = «محکم/قطعی کردن ⇒ تأیید کردن»
📌 راه حفظ کردن:
form = شکل →
conform to rules (با «شکل/استاندارد» یکی بشو)
firm = محکم →
confirm a booking (رزرو رو «قطعی/محکم» کن)
🔸 conform (v) = «مطابق یا منطبق بودن، تبعیت کردن»
conform to/with rules/standards/expectations | in conformity with
✔️ You must conform to safety standards.
تو باید مطابق با استانداردهای ایمنی باشی.
✔️ The design doesn’t conform to the new regulations.
این طراحی با مقررات جدید انطباق ندارد.
اسم/صفت:
conformity, conformist, nonconformist
چک کردن معنیشون از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی با شما!
🔸 confirm (v) = «تأیید یا قطعی کردن، اثبات کردن»
confirm + N | confirm that + clause | confirm whether/if … | confirm with someone ( هماهنگکردن با شخص)
✔️ They confirmed my appointment.
اونا نوبتم رو تأیید کردن.
✔️ The data confirm that the method works.
دادهها تأیید میکنن که رَوِش کار میکنه.
✔️ I’ll confirm with the manager.
با مدیر هماهنگ میکنم.
اسم/صفت: confirmation, confirmatory
بازم چک کردن معنی، تکلیف شما!
🔻 خطاهای رایج (و اصلاح):
❌ confirm to the rules
✅ conform to the rules
(با قوانین «هماهنگ/مطابق» میشیم، نه «تأیید»)
❌ conform the meeting
✅ confirm the meeting
(جلسه رو «قطعی/تأیید» میکنیم)
❌ conform that…
✅ confirm that…
(برای «تأیید کردن که....» از confirm that استفاده میشه)
❌ confirm with the standards (منظور «مطابقت با استاندارد» است)
✅ conform to the standards
(اما اگر منظور «هماهنگکردن با شخص» باشد: confirm with you)
---
🔹 همریشههای مفید:
- form: reform, transform, deform
تغییر «شکل»
- firm:
firm (محکم/شرکت)، affirm (تصدیقکردن)، reaffirm (دوباره تأییدکردن)
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 conform to/with = مطابق/منطبق بودن، تبعیت کردن
📍 confirm + N / that / whether = تأیید/قطعی کردن، اثبات کردن
📍 طریقه حفظ با ریشه:
FORM = شکل |
FIRM = محکم (قطعی)
فقط یه منبع خوب برای همه این ریشهها و ظرافتهای حفظ واژگان به فارسی میشناسیم:
ویرایش نُهُم جلد اول زبان عمومی زیر ذرهبین - چاپ نگاه دانش
b2n.ir/buyj1
b2n.ir/buy11
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
✅ تفاوت fault و mistake با زبان زیر ذرهبین
🔹 هردو «اشتباه/عیب» میدن، اما کاربردشون فرق داره:
- mistake = خطا در انجام/نوشتن/فکر
- fault = تقصیر/مسئولیتِ نتیجهٔ بد؛ یا «عیب/نقص» در دستگاه و شخصیت
🔸 mistake (اسم)
ترکیبها:
make/correct a mistake, spelling/grammar mistake, by mistake, mistake A for B
✔️ There are several mistakes in this report.
توی این گزارش چندتا اشتباه هست.
✔️ I made a mistake in the calculation.
من توی محاسبه اشتباه کردم.
✔️ She mistook my tone for anger.
اون لحن منو با عصبانیت اشتباه گرفت.
✔️ I sent the file by mistake.
من فایل رو اشتباهی فرستادم.
❌ Could you correct the faults in this letter?
✅ Could you correct the mistakes in this letter?
میتونی اشتباهات این نامه رو اصلاح کنی؟
🔸 fault (اسم)
۱) تقصیر/مسئولیت:
it’s my/your/our fault, be at fault, to blame, through no fault of…
۲) عیب/نقص فنی:
a fault in the printer/speaker, network fault
۳) نقص شخصیتی:
His only fault is…
صفت رایج: faulty (= معیوب)
✔️ It was our fault, so we won’t charge you.
این تقصیر ما بود، پس هزینهای نمیگیریم.
✔️ The inquiry will decide who was at fault.
بررسی مشخص میکنه کی مقصر بود.
✔️ There’s a fault in one of the loudspeakers.
یکی از بلندگوها عیب داره.
✔️ The device is faulty.
این دستگاه معیوبه.
✔️ His only fault is impatience.
تنها عیبش بیحوصلگیه.
❌ Since we have the fault, we will not charge you.
✅ Since it is our fault, we will not charge you.
از اونجاییکه تقصیر ماست، هزینهای نمیگیریم.
---
🔻 اصلاح رایجِ ایمیلی/خدماتی
❌ I apologize for our fault and will send a full refund.
✅ We apologize for our mistake and will send a full refund.
ما بابت اشتباهمون عذرخواهی میکنیم و بازپرداخت کامل انجام میدیم.
✅ (همین بالایی وقتی بخوای مسئولیت رو بپذیری)
It was our fault, we apologize, and we will send a full refund.
تقصیر ما بود و عذر میخوایم و پول رو کامل عودت خواهیم داد.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی
- برای «اشتباه نوشتاری/محاسباتی/کاری» همیشه mistake.
- برای «مقصر بودن» بگو it’s my/our fault / be at fault (نه: have the fault).
- برای «عیب دستگاه» fault و صفت faulty.
- by mistake = «اشتباهی» (نه: by fault).
- فعل fault به معنی «ایراد گرفتن» هم میاد (رسمی/کمکاربرد):
You can’t fault her effort
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish
✅ تفاوت unless و if not با زبان زیر ذرهبین
🔹 هر دو معنی «اگر نه/مگر اینکه» میدن؛ اما:
- unless = «مگر اینکه» (شرط منفیِ ضمنی)
- if not = «اگر نه» (شرط منفیِ صریح/انعطافپذیر)
🔸 unless + S + V
✔️ Unless you hurry, you’ll be late.
مگر اینکه عجله کنی، {وگرنه} دیرت میشه.
✔️ Don’t call me unless it’s urgent.
بهم زنگ نزن مگر اینکه فوری باشه.
🔸 if + S + do/does/did + not + V
✔️ If you don’t hurry, you’ll be late.
اگر عجله نکنی، دیرت میشه.
✔️ If he doesn’t invite me, I won’t go.
اگر دعوتم نکنه، نمیرم.
🔸 مثال تبدیل سریع
✔️ Unless you hurry, you’ll be late.
= ✔️ If you don’t hurry, you’ll be late.
🔸 not … unless = only if (فقط اگر)
✔️ We won’t start unless everyone arrives.
فقط اگر همه برسن شروع میکنیم.
= We’ll start only if everyone arrives.
🔸 if not بهعنوان جملهی جدا (Otherwise)
✔️ Bring an umbrella; if not, you may get wet.
چتر بیار؛ وگرنه ممکنه خیس شی.
🔻 خطاهای رایج
❌ Unless you don’t hurry, you’ll be late. (نادرست – دو منفی)
✅ Unless you hurry, you’ll be late. / If you don’t hurry, …
❌ I’ll call you unless not busy. (نادرست)
✅ I’ll call you unless I’m busy. / I’ll call you if I’m not busy.
✅ جمعبندی زبان زیر ذرهبینی:
📍 unless + S + V = «مگر اینکه»
📍 if + S + do/does/did + not + V = «اگر … نه»
📍 not … unless = «only if»
📍 از «unless … not» پرهیز کنین (دو منفی)
برای آموزشهای بیشتر، کانال ما رو دنبال کنین و لطفاً به دوستاتون معرفی کنین:
@GeneralEnglish