ebtekareiran | Unsorted

Telegram-канал ebtekareiran - ابتکار ایران🇮🇷

1541

محلی برای طرح بحث در مورد: 📍 جانمایی جدید ایران در نظم جهان 📍 ایده پردازی در مورد نحوه کنشگری جدید ایران در محیط ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک منطقه و فرامنطقه 📍 رصد رویدادهای حوزه اقتصاد بین الملل و تحلیل دلالت آنها برای اقتصاد ایران

Subscribe to a channel

ابتکار ایران🇮🇷

کاش زمانی که در روزهای اخیر صرف امریکا و متحدانش شد، صرف قدرت‌های نوظهور می‌شد...

الفرص تمر مر السحاب آقای مسئول!

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 سرمایه‌داریِ غیرآمریکاییِ ترامپ

جوزف استیگلیتز

شیوه آشکارا فاسدِ سرمایه‌داری رفاقتی در دولت کنونی آمریکا، درست نقطه مقابل بنیان نهادی‌ای است که اقتصاد آمریکا بر پایه آن ساخته شد. در رقابت الیگارشیک جدید، برندگان کسانی نیستند که بهترین محصولات را تولید می‌کنند، بلکه کسانی‌اند که بهتر از دیگران بلدند شاه دیوانه را چاپلوسی کنند.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 لارنس فریدمن در فصل سیزدهم کتاب خود به مفهوم «عقلانیتِ بی‌عقلی» می پردازد. وی به تحول اندیشه راهبردی در عصر هسته‌ای می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه ظهور سلاح‌های هسته‌ای، منطق جنگ، بازدارندگی، دیپلماسی و حتی مفهوم عقلانیت سیاسی را دگرگون کرد.

پس از جنگ جهانی دوم، بمب‌های اتمی اولیه هنوز از نظر قدرت تخریب «مطلق» نبودند، اما ویژگی اصلی آن‌ها کارایی بسیار بالا در تخریب بود. با آزمایش هسته‌ای شوروی در سال ۱۹۴۹، انحصار آمریکا شکسته شد و از این پس هرگونه آغاز جنگ هسته‌ای با احتمال تلافی متقابل همراه شد. آمریکا برای حفظ برتری خود به سمت ساخت بمب‌های گرماهسته‌ای رفت؛ سلاح‌هایی که ظرفیت تخریب آن‌ها تقریباً بی‌حد به نظر می‌رسید. در دوره آیزنهاور، این وضعیت به دکترین «تلافی گسترده» انجامید؛ یعنی تهدید به استفاده از قدرت هسته‌ای در پاسخ به تجاوز، حتی اگر آن تجاوز ماهیت متعارف داشته باشد.

متن سپس مفهوم بازدارندگی را توضیح می‌دهد. بازدارندگی یعنی وادار کردن دشمن به خودداری از اقدام، از طریق تهدید به تحمیل هزینه‌های سنگین. این مفهوم پیش از عصر هسته‌ای نیز وجود داشت، اما سلاح هسته‌ای آن را به مرکز تفکر راهبردی تبدیل کرد.

بازدارندگی دو شکل اصلی دارد: بازدارندگی از طریق انکار، یعنی ناتوان کردن دشمن از دستیابی به هدف؛ و بازدارندگی از طریق تنبیه، یعنی تهدید به وارد کردن خسارت سنگین پس از اقدام دشمن. در عصر هسته‌ای، نوع دوم اهمیت بیشتری یافت، زیرا تهدید به تلافی هسته‌ای اساس ثبات میان ابرقدرت‌ها شد.

بازدارندگی ذاتاً با یک دشواری مفهومی روبه‌رو است: اگر استفاده از سلاح هسته‌ای تا این اندازه فاجعه‌بار و غیرعقلانی است، چگونه تهدید به استفاده از آن می‌تواند معتبر باشد؟ پاسخ نظریه‌پردازانی مانند توماس شلینگ این بود که گاهی نمایش آمادگی برای بی‌عقلی می‌تواند خود عقلانی باشد.

🔴🔴 اینجاست که عنوان فصل معنا پیدا می‌کند: در بحران‌های هسته‌ای، بازیگران ممکن است برای معتبر کردن تهدید خود، وضعیتی ایجاد کنند که در آن کنترل کامل بر پیامدها از دست برود.

شلینگ مهم‌ترین نظریه‌پرداز این بخش است. او راهبرد را نه صرفاً کاربرد زور، بلکه نوعی چانه‌زنی تحت تهدید می‌دانست. از نظر او، قدرت نظامی فقط برای تصرف و نابودی نیست؛ بلکه مهم‌تر از آن، توانایی ایجاد درد و رنج بالقوه است. جمله کلیدی او این است که «قدرت آسیب زدن، قدرت چانه‌زنی است». البته ارزش این قدرت در استفاده واقعی از آن نیست، بلکه در این است که طرف مقابل برای جلوگیری از آن، رفتار خود را تغییر دهد.

یکی از مهم‌ترین ایده‌های شلینگ، «تهدیدی که چیزی را به شانس واگذار می‌کند» است. او معتقد بود تهدید هسته‌ای وقتی باورپذیرتر می‌شود که همه چیز کاملاً تحت کنترل تهدیدکننده نباشد. اگر بحران به‌تدریج از کنترل خارج شود، طرف مقابل ممکن است از ترس پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی عقب‌نشینی کند. در این منطق، خطر تصادف، سوءتفاهم، هیجان، خطای ارتباطی و فشار روانی بخشی از اعتبار تهدید می‌شود.

برای توضیح این مسئله، متن از بازی معروف «چیکن» استفاده می‌کند: دو راننده با سرعت به سمت هم حرکت می‌کنند و هرکس زودتر منحرف شود، بازنده است. اگر هیچ‌کدام منحرف نشوند، هر دو نابود می‌شوند. در چنین وضعیتی، کسی که بتواند خود را جسورتر، بی‌باک‌تر یا حتی غیرعقلانی‌تر نشان دهد، ممکن است طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند. اما متن هشدار می‌دهد که این منطق در سیاست بین‌الملل خطرناک است، زیرا دولت‌ها نمی‌توانند به‌طور مداوم و قابل اعتماد نقش بازیگر غیرعقلانی را ایفا کنند.

بخش بعدی درباره ضربه اول و ضربه دوم است. ضربه اول یعنی توانایی نابود کردن زرادخانه دشمن پیش از آن‌که بتواند تلافی کند. اگر یک طرف چنین قابلیتی داشته باشد، وسوسه حمله پیش‌دستانه افزایش می‌یابد. در مقابل، قابلیت ضربه دوم یعنی توانایی زنده ماندن پس از حمله اول و وارد کردن تلافی ویرانگر. از نگاه نظریه‌پردازان بازدارندگی، ثبات هسته‌ای زمانی بیشتر است که دو طرف قابلیت ضربه دوم داشته باشند؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند مطمئن باشد که با حمله اول پیروز می‌شود.

خلاصه اینکه، این فصل نشان می‌دهد عصر هسته‌ای منطق راهبردی را از «پیروزی در جنگ» به «جلوگیری از جنگ» منتقل کرد. در این جهان، قدرت نظامی بیش از آن‌که برای استفاده باشد، برای تهدید به استفاده معنا دارد؛ اما همین تهدید فقط زمانی معتبر می‌شود که امکان خطا، بی‌ثباتی و خروج بحران از کنترل وجود داشته باشد. به همین دلیل، عقلانیت راهبردی عصر هسته‌ای به شکلی پارادوکسیکال بر نوعی «عقلانیتِ بی‌عقلی» بنا شده است.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴🔴🔴 شیعیان (غیرنظامیان) به امید آتش‌بس برگشتند؛ اما کباب شدند.

🔰 علیرضا مجیدی

۱- رژیم، تنها طی همین ۲۴ ساعت اخیر، بیش از ۱۵۰ نفر را شهید و زخمی کرده است که عمده آنان (به روایت لبنانی‌ها: قریب به اتفاق آنان)، غیرنظامیان بودند؛ یعنی کسانی که بعد از وعده آتش‌بس ایران به شهرهای خود بازگشتند.

۲- برای اولین بار از زمان آتش‌بس (پایان جنگ ۴۰ روزه)، اسرائیل شعاع عملیات خود را به بعلبک و شرق لبنان گسترش داده است.

۳- نه‌تنها نبطیه، بلکه «صیدا» (مرکز اهل سنت جنوب) را هدف بمباران قرار داده است.

۴- در حمله به نبطیه، از بمب‌های فسفری - و به قول عرب‌ها: «نابالم» (از بمب‌های ممنوعه‌ای است که در سوریه هم استفاده می‌شد؛ آتش‌زا، خوشه‌ای و برای کشتار کور از طریق سوزاندن پوست و ممانعت از تنفس!) - استفاده کرد؛ بمب هایی که از سال ۲۰۲۴ و جنگ ۶۶ روزه استفاده نشده بود. {در بدترین حالت، کم‌تر از تعداد انگشتان یک دست، استفاده شده بود.}

۵- نقشه رسمی منتشر و منطقه حائل ۱۰ کیلومتری اعلام کرده است.

۶- وزیر دفاع اسرائیل با افتخار اعلام می‌کند خط اول مناطق مسکونی (همان منطقه حائل ۱۰ کیلومتری) را چنان منهدم کرده که هیچ زمانی در آینده هم قابل سکونت نباشد.
و...

🔴🔴🔴 همه این موارد دقیقا بعد از امضای تفاهم‌نامه رخ داده است. حتی یک مورد آن هم پیش از امضای تفاهم، سابقه نداشت. همین موضوع می‌تواند جهت‌گیری کلان‌روندها را نشان دهد.

🔴🔴🔴 پی نوشت: شنیده ها حاکی از این است که آقایان در حال عزیمت به سوئیس برای شروع مذاکرات هستند.


@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

۳.۱۰. در مورد کشورهای عربی، این پارادایم بسته به اینکه این کشورها تا چه میزان در نظم آمریکایی-اسراییلی هضم شده‌اند، قائل به کاهش تنش با آنهاست و این کاهش تنش را منوط به کاهش نقش آفرینی آنها در نظم غربی میداند. لذا این جریان نسبت به امارات به دلیل عضویت در ائتلاف I2U2 و ارتباط وسیع با اسراییل بسیار بدبین است و هرگونه تنش زدایی بیجا با دول خلیج فارس را دارای تبعات سنگین برای ایران،ژئوپولتیک شیعه و بازدارندگی شبکه ای ایران میداند. همچنین هرگونه تنش زدایی باید با کمک و وساطت چین و روسیه و بر اساس ابتکارات از پیش آماده باشد، وگرنه در نهایت در جهت تثبیت نظم آمریکایی عمل خواهد کرد.

۳.۱۱. این جریان معتقد است که اهرم تنگه اگرچه در تعیین سرنوشت جنگ بسیار موثر عمل کرده است و در جنگهای آینده نیز شاید بتوان از آن استفاده کرد، اما باید در قالب یک «نظم جدید» به تدریج جا بیفتد و نباید در استفاده از آن افراط و براورد منافع اقتصادی آن اغراق کرد. البته این جریان معتقد است که ایران میتواند (میتوانست) جهت عبور کشتیها با هر کشور بشکلی مجزا وارد مذاکره شود.
@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

مهدی خراتیان در شبکه اجتماعی X نوشت:

بخش سوم: پارادایم تنفس میان دو جنگ در تهران


۲. پاردایم تنفس میان دو جنگ: این پارادایم تخاصم بلندمدت میان ایران و ایالت متحده را مفروض گرفته است و معتقد است که از هر فرصتی برای تنفس و بهبود شرایط جهت فاز بعدی تقابل باید استفاده کرد. ویژگیهای این پاردایم عبارت اند از:
۲.۱. اگرچه این جریان قائل به تخاصم با آمریکاست، اما وضعیت کشور را عمدتا از لنز رابطه جنگ و صلح با آمریکا یا متحدین وی (نظیر اسرائیل) ارزیابی میکند و برای سایر قدرتهای بزرگ در عمل شان چندانی قائل نیست.
۲.۲. این جریان قائل به ارتقای روابط با پکن و مسکو است، اما معتقد است ابتدا باید تکلیف جنگ/صلح با آمریکا مشخص شود و سپس در امتداد آن و بشکل سری (و نه موازی) تکلیف روابط با کشورهای دیگر مشخص شود.
۲.۳. در حوزه هسته‌ای، این جریان معتقد است که ایران در تقابل با آمریکا/اسرائیل نیازی به تغییر وضعیت موجود و دکترین هسته‌ای ندارد، اما باید تلاش کند تا حد امکان در حوزه هسته‌ای امتیاز ندهد.

۲.۴. این پاردایم بنا را بر بی اعتمادی کامل به قولهای آمریکا و ترامپ گذاشته و نسبت به اثربخشی استفاده از شکافهای موجود در آمریکا پیرامون پرونده اسرائیل بی اعتماد است.

۲.۵. این جریان معتقد است که اگرچه ایران دارای توان سیاسی، اقتصادی و نظامی بسیار محدودتری نسبت با آمریکاست، اما دارای مزیتهای ژئوپولتیک منحصر به فردی است که در ترکیب با دکترین دفاع نامتقارن میتواند در برابر آمریکا بازدارندگی ایجاد کند.

۲.۶. در حوزه منطقه ای این پارادایم نسبت به کشورهای عربی خصوصا قطر، سعودی و امارات اعتماد کمی دارد اما معتقد است در صورت استفاده از اهرمهای سخت میتوان با آنها بشکلی مجزا از ایالات متحده و اسرائیل به توافق پایدار رسید و از منافع روابط با آنها در بلندمدت بهره‌مند گردید یا از لابی آنها در واشنگتن جهت تحقق اهداف در حد ضرورت استفاده کرد.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

مهدی خراتیان در شبکه اجتماعی X نوشت:

بخش اول


مقاله ای تفصیلی پیرامون دلایل صدور پیام تاریخی رهبر انقلاب و ارزیابی توافق مهم ایران و ایالات متحده؛ واکاوی دلایل مداخله آشکار رهبر جمهوری اسلامی ایران در تقابل دو کادر رهبری تحت فشار
در حال حاضر در بطن جامعه ایران و همچنین محافل نخبگانی سیاسی کشور، درمورد دو متن بحثها و گفتگوهای فراوانی درگرفته است:
نخست، پیام رهبر معظم انقلاب، که حاوی نکات بیسابقه‌ای پیرامون نظر ایشان به روند مذاکرات آتش بس ایران و ایالات متحده است.
دوم، انتشار متن یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا پیرامون نحوه پایان جنگ و آغاز مذاکرات هسته‌ای.
برای درک دلایل این مداخله و پیام تاریخی، علاوه بر بررسی دقیق متن توافق، به تحلیلهای فرامتنی متعددی نیاز است که شامل فرایند توافق، بررسی پیامهای پیشین رهبری نظام، بررسی بیانیه مهم شورای امنیت ملی در پایان جنگ، شرایط فعلی معادلات قدرت در واشنگتن و تهران و و وضعیت فعلی منطقه خاورمیانه خصوصا لبنان می‌شود.
برای شروع، به تبیین پاردایمهای سیاستی میپردازیم که جهت معماری متن و فرامتن این توافق به رقابت پرداختند. از منظر نگارنده، با اندکی اغماض میتوان گفت که جهت شکل‌گیری یادداشت تفاهم یاد شده، حداقل چهار پاردایم سیاستی در محافل سیاسی در تهران به رقابت پرداختند که در ادامه به ویژگیهای هر یک و تاثیری که بر فرایند مذاکرات گذاشتند خواهیم پرداخت. در ادامه، گریزی به نقش لابی کشورهای عربی خصوصا قطر و امارات در تحقق این توافق خواهیم داشت. سپس به بررسی حساسیتهای رهبر انقلاب که در متن پیامهای ایشان منعکس است خواهیم داشت و در ادامه متن توافق را با دقت مورد بررسی قرار داده و نقاط قوت و ضعف آنرا نشان خواهیم داد.
در ادامه به بررسی وضعیت منازعات قدرت در واشنگتن و رقابت شبکه راکبریج (حامیان ونس) و لابی اسرائیل خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چرا برغم واقعی بودن این شکاف، این مساله تحت الشعاع انتخابات میاندوره ای و شرایط خاص بازارهای مالی است و این احتمال جدی وجود دارد که پس از انتخابات، روابط واشنگتن و تل آویو «به تنظیمات کارخانه» بازگردد. در این حال توضیح خواهیم داد که این شکاف میتواند در صورت دقت نظر در تهران و عدم سوء محاسبه در مسئولان کشور و نبود اختلاف در کادر رهبری نظام، فرصتهای مهمی را در اختیار ایران قرار دهد. در ادامه به بررسی وضع لبنان خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که چرا با توجه به جمیع جوانب، این پیام هشداردهنده ضرورت داشته است.
چهار پارادایم سیاستی که در تهران برای نیل به این یادداشت تفاهم به رقابت پرداخته و کوشیدند مسیر نیل به توافق و متن یادداشت را تحت تاثیر خود قرار دهند، عبارت اند از:

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 ایران در حال بازگشت به مذاکرات هسته‌ای است و دیگر از آمریکا نمی‌ترسد.

🔰 وال استریت ژورنال


🔹 ایران پس از بیش از سه ماه بمباران و محاصره از سوی آمریکا و اسرائیل، در حالی به مذاکرات هسته‌ای بازمی‌گردد که دیگر مانند گذشته از تهدید نظامی آمریکا هراس ندارد.

🔹ایران اکنون با یک تجربه راهبردی تازه وارد مذاکره می‌شود: تهران دریافته که می‌تواند شدیدترین ضربه‌های آمریکا و اسرائیل را تحمل کند، از آن جان سالم به در ببرد و حتی با کنترل تنگه هرمز، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی جهانی بر آمریکا و متحدانش تحمیل کند. از این منظر، یکی از اهرم‌های اصلی واشنگتن در مذاکرات هسته‌ای، یعنی تهدید معتبر به استفاده از زور، تا حد زیادی تضعیف شده است.

🔹 برخی تحلیلگران معتقدند ایران اکنون تصور می‌کند «بدترین اتفاق ممکن» رخ داده و نظام از آن عبور کرده است؛ بنابراین انگیزه کمتری برای امتیازدهی از سر ترس خواهد داشت.

🔹 اگرچه ایران شاید دیگر از «چماق» آمریکا نترسد، اما همچنان به «هویج» آمریکا، یعنی رفع گسترده تحریم‌ها و منابع مالی، نیاز دارد.

🔹 این توافق بسیار شکننده است، زیرا به مذاکرات هسته‌ای گره خورده و مانند آتش‌بس قبلی ممکن است دوام زیادی نداشته باشد. در ایران همچنان این تصور وجود دارد که تغییر رژیم از دستور کار آمریکا و به‌ویژه اسرائیل خارج نشده است.

🔹 کشورهای خلیج فارس در وضعیت دشواری قرار گرفته‌اند. آن‌ها همچنان به معماری امنیتی آمریکا وابسته‌اند، اما از نظر جغرافیایی ناچارند با ایران تعامل کنند. ایران اکنون در موقعیتی قرار گرفته که می‌داند بازیگران منطقه‌ای، حتی اگر از آن نگران باشند، ناگزیر باید با آن گفت‌وگو کنند.

🔴 جمع‌بندی گزارش این است که ایران پس از جنگ، اگرچه از نظر اقتصادی نیازمند توافق است، اما از نظر روانی و راهبردی با اعتمادبه‌نفس بیشتری وارد مذاکرات می‌شود؛ همین امر، احتمال دشوار شدن، طولانی شدن و حتی بی‌نتیجه شدن مذاکرات هسته‌ای را افزایش می‌دهد.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 دَن شاپیرو؛ سفیر سابق آمریکا در رژیم صهیونیستی:

تا زمانی که متن توافق آمریکا و ایران امضا و منتشر نشود، در هر دو طرف روایت‌سازی و فضاسازی زیادی وجود خواهد داشت. اما این برداشت اولیه من است.

این جنگ یک اشتباه بود و باید پایان یابد. رئیس‌جمهور تصور می‌کرد که رژیم ایران به‌سرعت فرو خواهد پاشید، اما چنین نشد. در واقع، این رژیم از نظر راهبردی با بقای خود در برابر یک حمله سنگین آمریکا و اسرائیل و انجام برخی ضدحملات مؤثر تقویت شده است. بسیاری از کشورهای منطقه اکنون در حال نزدیک شدن به ایران هستند و به دنبال کاهش تنش و بازسازی روابط‌اند؛ نشانه‌ای از اینکه جهت باد به کدام سو می‌وزد.

باز شدن تنگه هرمز مهم‌ترین نتیجه این یادداشت تفاهم است. البته پیش از جنگ نیز تنگه باز بود. اکنون ما برای بازگشایی آن با کاهش تحریم‌ها هزینه می‌پردازیم. ایران یک اهرم فشار نظری را به اهرمی بسیار واقعی و قدرتمند تبدیل کرده و هزینه‌هایی را بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده و رئیس‌جمهور ترامپ را تحت فشار قرار داده است.

در مورد مسائل هسته‌ای، در واقع توافقی وجود ندارد؛ جز اینکه قرار است درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا (HEU) و توقف موقت غنی‌سازی مذاکره شود. ایران می‌داند چگونه این مذاکرات را طولانی کند و در این مسیر امتیازاتی برای خود بگیرد. این احتمال وجود دارد که هرگز توافقی حاصل نشود، و بسیار محتمل است که اگر هم توافقی به دست آید، از آنچه پیش از جنگ می‌توانستیم از طریق دیپلماسی به دست آوریم بدتر باشد.

ایران احتمالاً این تهدید را که آمریکا دوباره وارد جنگ شود جدی نخواهد گرفت، دست‌کم پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا. این یعنی ما در حال انجام دیپلماسی بدون یک تهدید معتبر از سوی نیروی نظامی خواهیم بود.

اگر در نهایت توافقی حاصل شود که واقعاً و با اطمینان، دستیابی ایران به اهداف هسته‌ای‌اش را غیرممکن کند، من آن را خواهم پذیرفت. اما هنوز برای چنین قضاوتی خیلی زود است.

تمرکز اصلی ترامپ بر این است که توافق خود را در مقایسه با برجام (JCPOA) بهتر نشان دهد. اما هنوز راه زیادی تا زمانی که بتوان چنین مقایسه‌ای انجام داد باقی مانده است، و ممکن است این توافق در نهایت بهتر از آن نباشد یا حتی از آن ضعیف‌تر باشد.

با این حال، از برخی جهات توافق ترامپ و برجام از هم‌اکنون نیز شبیه‌اند: هیچ چیز درباره موشک‌های بالستیک، هیچ چیز درباره نیروهای نیابتی، و هیچ چیز درباره تضعیف رژیم یا کمک به مردم ایران. در مقابل، کاهش قابل توجه تحریم‌ها وجود دارد که رژیم را تقویت می‌کند و احتمالاً صرف برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی خواهد شد. منتقدان صادق برجام نباید خود را به زحمت بیندازند تا رویکرد ترامپ را توجیه کنند.

اسرائیلی‌ها از این نتیجه عمیقاً ناامید هستند، اما نباید غافلگیر شده باشند. پس از همپوشانی اولیه منافع ترامپ و نتانیاهو، شکاف قابل توجهی میان آنها ایجاد شد. ایالات متحده نیاز داشت این جنگ پایان یابد، در حالی که نتانیاهو خواهان ادامه آن بود.

ادعای ترامپ مبنی بر گنجاندن لبنان در آتش‌بس و جلوگیری قاطع از حملات اسرائیل به حزب‌الله نیز یک پیروزی برای ایران به شمار می‌آید. پس از امضای برجام، اوباما و نتانیاهو با یکدیگر همکاری کردند تا کارزار حملات اسرائیل در سوریه برای رهگیری ارسال سلاح‌های ایرانی به حزب‌الله لبنان تقویت شود.

پس امیدوار باشیم که شاهد خارج شدن اورانیوم غنی‌شده ایران و تعلیق بلندمدت غنی‌سازی، همراه با راستی‌آزمایی کامل باشیم. اما برای دستیابی به این اهداف، تیم ترامپ باید وارد دیپلماسی بسیار پیچیده‌تر و حرفه‌ای‌تری شود که توسط کارشناسان واجد صلاحیت پشتیبانی می‌شود؛ چیزی فراتر از آنچه تاکنون دیده‌ایم. اگر این توافق صرفاً یک مرحله اول نمایشی باشد و پیگیری جدی برای اجرای مراحل بعدی صورت نگیرد—همان‌طور که در مورد غزه شاهد بودیم—در آن صورت پس از این جنگ و به دلیل آن، در وضعیت بسیار بدتری قرار خواهیم گرفت.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 ریچارد فانتین: پس از درگیری در کاخ سفید، رئیس‌جمهور ترامپ راهی نشست G7 در فرانسه خواهد شد. هم «مبارزه در قفس» و هم دیپلماسی چندجانبه ممکن است با درگیری لفظی همراه باشد:

جنگ ایران در صدر دستور کار خواهد بود، همراه با شوک انرژی‌ای که ایجاد کرده است. متحدان در تصمیم حمله مورد مشورت قرار نگرفتند، اما این کاملاً چیز تازه‌ای نیست. چیزی که تازه است، تأثیر بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصادهای اروپا و آسیاست. ترامپ ماه‌هاست می‌گوید توافقی نزدیک است؛ حالا شاید واقعاً چنین باشد.

آمریکا می‌خواهد G7 مأموریت گشت‌زنی در تنگه را که به رهبری بریتانیا و فرانسه است تأیید کند، آن هم پس از پایان تیراندازی‌ها. چنین کاری منطقی است. اینکه متحدان برای پر کردن شکاف‌های کلیدی در توانمندی‌های آمریکا قدم جلو بگذارند دقیقاً همان چیزی است که دولت باید دنبال کند. آن‌ها به تثبیت وضعیت پس از جنگی که آن را نادرست می‌دانستند کمک خواهند کرد.

🔴🔴🔴 دیدگاه: دقت کنید که ترامپ به دنبال همراه کردن اروپایی ها برای گشت زنی نظامی در حوالی تنگه هرمز است.‌ بی شک در چنین شرایطی استفاده مجدد از کارت تنگه هرمز برای ما به شدت پرهزینه تر خواهد شد. در مقابل، اعمال محاصره دریای علیه ایران با سهولت بیشتری انجام خواهد شد. چشم‌انداز نگران کننده ای ست.


@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴🔴🔴 تنفس مصنوعی ای که عباس عراقچی به اقتصاد آمریکا داد، هوش مصنوعی به بازار سهام آمریکا نداد... توییتش رو هم که به زبان انگلیسی زد این بزرگوار. مخاطب این توییت کی بود واقعا؟!

عراقچی: تفاهم‌نامه اسلام‌آباد هیچگاه تا این حد به نهایی شدن نزدیک نبوده است. تا زمان تکمیل و نهایی شدن آن، رسانه‌ها باید از گمانه‌زنی درباره محتوای آن خودداری کنند. در چارچوب رویکرد مسئولانه و شفاف، تمامی جزئیات تفاهم نامه اسلام آباد در زمان مناسب با عموم مردم به اشتراک گذاشته خواهد شد. همیشه نزدیک توافق آمریکا تعرض کرده؛ اما نیروهای مسلح طبیعتا برای همه سناریو ها آماده هستند.

🔴🔴 ترامپ اسکرین‌شات توییت عراقچی درباره توافق آمریکا و ایران را منتشر کرد.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🇮🇷 جنگ منطقه‌ای؛ دکترین بازدارندگی ایران در برابر اردوگاه صهیونیستی-آنگلوساکسونی
چرا هر جنگی علیه ایران باید تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای شود؟


✍️ دکتر حمیدرضا فرتوک‌زاده


▫️ در این نظمِ پهناور، اسرائیل یک کشور نیست؛ بلکه ماشین ترور و جنایتِ سازمان‌یافته و نمایندۀ انجامِ «کار کثیفِ غرب» است؛ یک هیولای زره‌پوش به وسعت سرزمین‌های اشغالی، و نقطۀ تلاقیِ ایدۀ شوم صهیونیستیِ از نیل تا فرات و کدگذاریِ ژئوپلیتیکیِ آنگلوساکسونیِ امپراتوری آتلانتیک شمالی.

▫️ منافعِ اصلی و شریانِ حیاتیِ این امپراتوری، صرفاً در باریکۀ فلسطین تعریف نشده است؛ بلکه در بازیافتِ پترودلار (Petrodollar Recycling)، غارت انرژی و تسلطِ امنیتی بر خلیج فارس و کل خاورمیانه قرار دارد. وقتی این ماشین ترور و جنایت (اسرائیل) به ما یا متحدان ما در ضاحیه و غزه حمله می‌کند، با پشتوانۀ اطلاعاتی، امنیتی، مالی و نظامیِ کلِ این اردوگاه شلیک می‌کند؛ از رادارهای پرنده و آواکس‌ها در آسمان گرفته تا پایگاه‌های زمینی و سیستم‌های پدافندی در سرزمین‌های تسخیرشدۀ عربیِ منطقه، همگی به صورت ارگانیک در حالِ سرویس‌دهی به این ماشین ترور هستند تا هژمونیِ غرب را در برابرِ ایدۀ «ایران مستقل» حفظ کنند.

▫️ جمهوری اسلامی چگونه باید با این هیولای زره‌پوش و ماشین ترور و جنایت، به عنوان متولیِ انجام کار کثیف غرب در منطقه مقابله کند؟ اگر ما درکِ درستی از نقاطِ مزیتِ خود نداشته باشیم، در تلۀ «معادلۀ نابرابر» گرفتار می‌شویم؛ یعنی رویارویی ایران، به‌عنوان سرزمینی برای زندگی انسانی، با هیولای زره‌پوشی که در ظاهر یک کشور است، اما در واقع، ماشین ترور و جنایتِ سازمان‌یافته است. این همان خطایی است که تصور می‌کند اگر اسرائیل نیروگاه‌ها یا پالایشگاه‌های ما را زد، ما هم متقابلاً باید پالایشگاه‌های او را بزنیم تا بازدارندگی ایجاد شود. این معادله اساساً کار نمی‌کند.

▫️اگر می‌خواهیم اسرائیل ضربه را واقعاً حس کند و ماشینِ کشتارِ او در لبنان و مقاومت متوقف شود، باید «نردبانِ تنش» (Escalation Ladder) را در نقطۀ مزیتِ خودمان بالا ببریم. به جای آنکه منتظر بمانیم تا دشمن ضاحیه را شخم بزند و ما مجبور شویم در یک واکنشِ انفعالی، پرتابه‌ای به سمتِ سرزمین‌های اشغالی شلیک کنیم، باید هزینۀ حفظِ این ماشینِ جنگیِ زره‌پوش را برای کلِ اردوگاه غرب غیرقابلِ تحمل کنیم.

▫️ زمانی که دشمن قواعدِ بازی را زیر پا می‌گذارد، ترور می‌کند و مرزهای اخلاقی و حقوقی را می‌شکند، پاسخِ ما نباید به یک نقطۀ جغرافیاییِ خاص (اسرائیل) محدود بماند؛ نقطه‌ای که اساساً برای جنگ طراحی شده است؛ همان هیولای زره‌پوش. باید به گلوگاه‌های این نظم در منطقه فشار آورد.

▫️ بازدارندگیِ واقعی از لحظه‌ای شکل می‌گیرد که امنیتِ همۀ دارایی‌های آمریکا و شرکایش در خلیج فارس و منطقه، در برابرِ امنیت ایران معادل‌سازی شود. وقتی شاخص اثربخشیِ ما در زدنِ منافع منطقه‌ای غرب «یک به ده» است (یعنی با یک اقدام، ده برابر خسارتِ راهبردی به کل سیستم امپراتوری آتلانتیک شمالی وارد می‌کنیم)، عقلانیتِ استراتژیک ایجاب می‌کند که اهرم فشار را بر همین گلوگاه‌ها متمرکز کنیم.

▫️ ما ایرانیان به عنوان تنها موجودیت مستقل تاریخی در پهنۀ شمال خلیج فارس، بیش از دویست سال است که در دهان یک کروکودیل عظیم‌الجثه زندگی می‌کنیم. کروکودیل مخوفی که هرات را در قرن نوزدهم و بحرین را در قرن بیستم از پیکر ما جدا کرد و در سال‌های جنگ جهانی اول بالغ بر ۸ میلیون از جان‌های پاک هم‌میهنان ما را به مسلخ قحطی بزرگ کشاند؛ و حالا در قرن بیست‌ویکم همۀ توانش را در آرواره‌های شومش متمرکز کرده تا تمامِ موجودیت ما را ببلعد.

▫️ اما ما به پشتوانۀ دوراندیشیِ رهبر شهید و همت جوانمردان میهن، در این سال‌های سختِ تحریم و محاصره، نیزۀ قدرتمندی ساختیم که در این جنگ، میان آرواره‌های کروکودیل متجاوز قرار دادیم و زخمی بر دهانش وارد آوردیم که در خواب هم تصورش را نمی‌کرد؛ بزرگ‌ترین و شرم‌آورترین غافلگیریِ راهبردیِ امپراتوری آتلانتیک شمالی، و شکستی دردناک‌تر از گالیپولی و ویتنام.

▫️ این نیزه، همان قدرتِ آتشِ منطقه‌ای ایران است که همۀ دارایی‌های حیاتیِ امپراتوری آتلانتیک شمالی در خلیج فارس و دریای سرخ را در قبالِ امنیتِ ایران و هم‌پیمانانش در منطقه معادل‌سازی کرده است. این، روی دیگر سکۀ «وحدت ساحات» است. در این طرح کلانِ راهبردی، تعهد ایران به وحدت ساحات، به نقطۀ مزیتِ ایرانیان منتقل می‌شود؛ به نقطه‌ای که شاخص اثربخشیِ محور مقاومت به بالاترین نصابِ ممکن ارتقاء پیدا می‌کند.


هفته‌نامه سیاسی-تحلیلی کرانه
📍@karaneh_mag

🌐 www.karanehmag.ir🇮🇷

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 رژیم اسرائیل در مقابل ایران: دور سوم

آمیت سگال؛ ستون نویس رژیم صهیونیستی

پس از حملات مستقیم موشکی ایران به اسرائیل، نویسنده می‌گوید آتش‌بس دو ماهه عملاً فروپاشیده و پرسش اصلی اکنون این است: کنترل وضعیت جدید در دست ایران است یا آمریکا؟ به‌زعم او، فعلاً ایران دست بالا را دارد.

روند رویدادها

یکشنبه صبح: حزب‌الله به شمال اسرائیل راکت شلیک می‌کند.
بعدازظهر: اسرائیل مقر حزب‌الله در ضاحیه بیروت را هدف قرار می‌دهد.
شب: ایران در پاسخ، پایگاه هوایی رمت‌داوید در شمال اسرائیل را با موشک‌های بالستیک هدف می‌گیرد.
بامداد دوشنبه: حوثی‌های یمن نیز موشکی به سمت اسرائیل شلیک می‌کنند (رهگیری می‌شود).
صبح دوشنبه: اسرائیل حملات تلافی‌جویانه‌ای به اهداف نظامی و پتروشیمی در ایران انجام می‌دهد، با وجود فشار آمریکا برای خویشتنداری.
هم‌زمان موج تازه‌ای از موشک‌های ایرانی رهگیری می‌شود.

استدلال اصلی مقاله
نویسنده معتقد است جسارت ایران ناشی از برداشت آن از ضعف آمریکا، به‌ویژه دونالد ترامپ، است.

به گفته او، تمرکز بیش‌ازحد واشنگتن بر دستیابی به توافق با تهران و تمایل نداشتن به درگیری نظامی، باعث شده بازدارندگی تضعیف شود.

او می‌گوید:

- ایران حس کرده آمریکا نمی‌خواهد بجنگد.
- هر عقب‌نشینی یا نرمش، تهران را جسورتر کرده است.
- اسرائیل نیز در حملاتش با احتیاط عمل می‌کند تا واکنش منفی واشنگتن را برنینگیزد.

مقایسه تاریخی
نویسنده وضعیت را با جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ مقایسه می‌کند؛ زمانی که آمریکا از اسرائیل خواست به حملات موشکی عراق پاسخ ندهد.

اما به نظر او، تفاوت مهم امروز این است که اکنون عملیات گسترده‌ای برای مهار تهدید ایران در جریان نیست و بنابراین وعده‌های دیپلماتیک کافی نیست.

پیامدهای احتمالی
به اعتقاد نویسنده، اگر ایران بتواند بدون هزینه جدی به اسرائیل حمله کند:

- تأسیسات انرژی خلیج فارس هدف بعدی خواهند بود
- پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه در معرض خطر قرار می‌گیرند
- حوثی‌ها در دریای سرخ جسورتر می‌شوند
- احتمال اختلال در تنگه باب‌المندب و شوک به بازار جهانی انرژی افزایش می‌یابد

سه سناریوی پیش رو
- تسلیم عملی (Capitulation): اسرائیل حملات را بدون پاسخ جدی بپذیرد آنگاه ایران دست بالا را در مذاکرات پیدا می‌کند.

- بازگرداندن بازدارندگی: آمریکا و اسرائیل ضربه قاطعی وارد کنند و ایران عقب‌نشینی کند آنگاه توازن منطقه‌ای به سود غرب برمی‌گردد.

- تشدید سریع درگیری: پاسخ متقابل باعث دور تازه‌ای از جنگ شود، اما احتمالاً کوتاه‌مدت و محدود.

جمع‌بندی: نویسنده معتقد است بازدارندگی آمریکا و اسرائیل در حال فرسایش است و اگر هزینه سنگینی بر ایران تحمیل نشود، تهران همین الگو را برای حمایت از نیروهای نیابتی خود تکرار خواهد کرد. به‌زعم او، هرچه پاسخ قاطع دیرتر داده شود، اعتبار آمریکا بیشتر آسیب می‌بیند و مهار بحران دشوارتر خواهد شد.

🔴🔴 پی نوشت: اگر در ادامۀ رویدادهای دو روز گذشته، اتفاق جدیدی رخ ندهد می توان گفت که معادله جدیدی به نفع ایران تثبیت شده است.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

اینجا با یه مفهوم خیلی قشنگ آشنا شدیم، بنگاه‌های استراتژیک (SRUI) (Specialized, Refined, Unique, and Innovative) یا غول های کوچک


بنگاه‌های SRUI (مخفف عبارات Specialized, Refined, Unique, and Innovative) که در ادبیات سیاست‌گذاری صنعتی چین با اصطلاح «Zhuanjing Texin» (专精特新) شناخته می‌شوند، ستون فقرات استراتژی جدید توسعه صنعتی این کشور برای ارتقای زنجیره تامین و دستیابی به خوداتکایی فناورانه هستند.

این مفهوم به کسب‌وکارها و شرکت‌های کوچک و متوسطی (SMEs) اشاره دارد که در یک بخش بسیار خاص از بازار یا زنجیره تولید، به برتری مطلق دست یافته‌اند.

در ادامه، اجزای این مفهوم و اهمیت استراتژیک آن‌ها تحلیل شده است:

۱. تحلیل اجزای چهارگانه SRUI:
تخصصی (Specialized - 专):
این بنگاه‌ها بر خلاف شرکت‌های بزرگ که در صنایع مختلف تنوع ایجاد می‌کنند، تمرکز خود را بر یک محصول خاص، یک قطعه حیاتی یا یک حلقه مشخص از زنجیره ارزش صنعتی معطوف می‌کنند. هدف، تسلط کامل بر آن بخش کوچک اما حیاتی است.

دقیق/بهینه‌یافته (Refined - 精): این ویژگی به مدیریت بی‌نقص، فرآیندهای تولید بسیار دقیق، کنترل کیفیت سخت‌گیرانه و کارایی بالا اشاره دارد. این شرکت‌ها محصولاتی با استانداردهای جهانی و خطای نزدیک به صفر تولید می‌کنند.

منحصربه‌فرد (Unique - 特): محصولات یا خدمات این بنگاه‌ها دارای ویژگی‌های متمایز، طراحی‌های خاص یا قابلیت‌هایی هستند که کپی‌برداری یا جایگزینی آن‌ها برای رقبا بسیار دشوار است. آن‌ها معمولاً بر اساس منابع انحصاری یا دانش فنی پنهان (Know-how) فعالیت می‌کنند.

نوآورانه (Innovative - 新): تکیه شدید بر تحقیق و توسعه (R&D)، دارا بودن حق اختراع‌های (Patents) متعدد و توانایی سازگاری سریع با فناوری‌های جدید. این شرکت‌ها مرزهای فناوری را در حوزه تخصصی خود جابه‌جا می‌کنند.

۲. اهمیت استراتژیک بنگاه‌های SRUI برای چین:
رفع «گلوگاه‌های» فناورانه (Choke Points): در مواجهه با تحریم‌های فناوری و سیاست‌های جداسازی (Decoupling) غرب، چین متوجه شد که اگرچه در تولید نهایی محصولات (مانند گوشی هوشمند یا خودرو) قدرتمند است، اما در تامین قطعات کلیدی، مواد پیشرفته یا ماشین‌ابزارهای دقیق به شدت آسیب‌پذیر است. بنگاه‌های SRUI وظیفه دارند این خلأها را پر کنند و زنجیره تامین داخلی را در برابر شوک‌های خارجی تاب‌آور سازند.

پرورش «غول‌های کوچک» (Little Giants): دولت چین به برترین و پیشرفته‌ترین بنگاه‌های SRUI در سطح ملی، لقب «غول‌های کوچک» داده است. این شرکت‌ها با وجود اندازه کوچک یا متوسط، سهم بازار جهانی بالایی در محصول تخصصی خود دارند و دولت حمایت‌های مالی، مالیاتی و اعتباری ویژه‌ای برای آن‌ها در نظر می‌گیرد.

گذار به تولید با ارزش افزوده بالا: این مدل، الهام‌گرفته از مفهوم «Mittelstand» در آلمان است (شرکت‌های متوسط آلمانی که قهرمانان پنهان اقتصاد این کشورند). هدف چین این است که از یک تولیدکننده انبوه کالاهای ارزان‌قیمت، به تولیدکننده قطعات با تکنولوژی بالا و ارزش افزوده زیاد تبدیل شود.

خلاصه:
بنگاه‌های SRUI، «قهرمانان پنهان» اقتصاد چین در برنامه توسعه پانزدهم هستند. آن‌ها شرکت‌های چابک، به شدت متمرکز و نوآوری هستند که وظیفه دارند وابستگی صنایع کلان چین به قطعات و فناوری‌های خارجی را قطع کرده و امنیت اقتصادی این کشور را در زنجیره ارزش جهانی تضمین کنند.

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 ایران در ازای صلح، پول نقد می‌خواهد. این یک میدان مین سیاسی برای ترامپ است؛ تهران خواهان دسترسی سریع به دارایی‌های مسدود شده خود است، که مانعی بزرگ بر سر راه توافق است.

🔰 به قلم لارنس نورمن؛ ستون نویس وال استریت ژورنال

۱. گره اصلی: «پول نقد در مقابل صلح»
آمریکا و ایران هفته‌هاست از طریق میانجی‌ها برای یک توافق اولیه جهت پایان جنگ مذاکره می‌کنند. ایران می‌خواهد فوراً به بخشی از ده‌ها میلیارد دلار دارایی بلوکه‌شده‌اش دسترسی پیدا کند:
- حدود ۱۲ میلیارد دلار در ابتدای توافق
- حدود ۲۴ میلیارد دلار طی ۶۰ روز مذاکرات بعدی
اما برای ترامپ آزاد کردن پیشاپیش این پول‌ها از نظر سیاسی بسیار پرهزینه است، چون:
- خودش سال‌ها دولت اوباما را بابت انتقال پول نقد (۴۰۰ میلیون از مجموع ۱٫۷ میلیارد دلار) به تهران پس از اجرای برجام به‌شدت حمله کرده بود.
- در ۲۰۱۶ آن توافق را «احمقانه‌ترین توافق» خوانده و بعدها با استناد به همین موضوع از برجام خارج شده بود.
- اکنون او در موقعیتی مشابه قرار گرفته:جنگ ایران در داخل آمریکا بسیار نامحبوب است و او می‌خواهد از آن خارج شود، اما بدون این‌که متهم شود «پول نقد» به تهران داده است.

۲. خواسته و بی‌اعتمادی تهران
اقتصاد ایران تحت فشار شدید تحریم‌ها و جنگ است و دسترسی به این دارایی‌ها برای تهران «الزامی» است نه امتیاز جانبی.
مقام‌های ایرانی می‌گویند:
- این پول‌ها «مال خود ایران است، نه مال آمریکا».
- آمریکا قبلاً هم زیر توافق قبلی درباره آزادسازی پول‌ها زده و از برجام خارج شده، بنابراین اعتماد بسیار پایین است.
- در نگاه تهران، آزادسازی دارایی‌ها «پیش‌پرداخت اعتماد» است؛ یعنی اگر آمریکا پیشاپیش پول آزاد نکند، دیپلماسی برای ایران ارزش ریسک سیاسی را ندارد.

۳. خط قرمز واشنگتن
واشنگتن می‌گوید:
- ایران «در نهایت» می‌تواند به بخشی از دارایی‌ها دسترسی پیدا کند،
- اما نه پول پیشاپیش، نه ارقام مشخص،
- و هیچ تخفیف تحریمی گسترده (مثلاً معافیت کامل صادرات نفت) هم در کار نخواهد بود.
- تجربه‌های قبلی (برجام، ۶ میلیارد دلار دوره بایدن و جنجال‌های پس از آن) فضای سیاسی آمریکا را علیه «دادن پول نقد به ایران» مسموم کرده است.

مخالفان می‌گویند این پول‌ها:
- دفاع ایران را تقویت خواهد کرد،
- و کمک مالی به شبکه نیروهای نیابتی‌اش (حماس، حزب‌الله و …) را بالا می‌برد.

4. گزینه‌های روی میز
چند سناریوی مورد بحث:

الف. خط اعتباری قطر: قطر بر اساس درآمدهای نفتی ایران که در این کشور نگه‌داری می‌شود، خط اعتباری به ایران بدهد.
مانع: قوانین تحریمی آمریکا هر «خدمات مالی مهم» به نظام بانکی ایران را ممنوع می‌کند؛ قطر بدون اطمینان از مجازات نشدن، ریسک نمی‌کند.

ب. آزادسازی محدود برای مصارف انسان‌دوستانه
پیشنهاد برخی کارشناسان: آمریکا بی‌سروصدا تحریم را از «حساب‌های کوچک‌تر» در قطر، عمان و عراق بردارد تا ایران بتواند برای دارو و غذا برداشت کند.
مزیت:
– مبلغ محدود و قابل کنترل است
– کاخ سفید می‌تواند بگوید «پول مستقیم به ایران ندادیم» و مسئولیت اصلی را به تصمیم‌های دولت بایدن حواله دهد.
مشکل:
– تهران احتمالاً به دسترسی محدود و کنترل‌شده رضایت نمی‌دهد.

ج. معافیت تحریمی نفت ایران به چین
آمریکا معافیت‌هایی بدهد که:
- فروش نفت ایران به چین را رسمی کند،
- پول‌های بلوکه‌شده در چین را آزاد کند،
- و همزمان بازار جهانی نفت را تأمین نگه دارد.
- این گزینه برای ایران جذاب است، اما از نظر سیاسی یک «امتیاز بسیار آشکار» از سوی ترامپ خواهد بود.

5. قید و شرط‌های جدید آمریکا
وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، اعلام کرده:
تا زمانی که ایران گام‌های روشن در برنامه هسته‌ای برندارد و ذخایر اورانیوم غنی‌شده‌اش را تحویل ندهد، نه تحریم‌ها برداشته می‌شود و نه دارایی‌ها آزاد می‌شود.
حتی برای گام اولیه مانند باز کردن تنگه هرمز، هیچ امتیاز اقتصادی فوری در نظر گرفته نشده است.

🔴🔴 جمع‌بندی: ایران، پایان جنگ را به آزادسازی ملموس و سریع دارایی‌ها گره زده و این را معیار جدی بودن آمریکا در توافق می‌داند.
ترامپ به‌شدت نیاز دارد از جنگی نامحبوب خارج شود، اما هر اقدام او برای آزاد کردن پول ایران می‌تواند در داخل آمریکا به‌عنوان «تکرار اشتباه اوباما و بایدن» علیه‌اش استفاده شود.
همین تضاد، آزادسازی پول را به مین سیاسی برای ترامپ و خط قرمز اعتماد برای ایران تبدیل کرده و فعلاً بزرگ‌ترین مانع بر سر توافق اولیه است.

@Ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

تاخیر در بازتنظیم روابط با قدرتهای نوظهور جایز نیست

📝 یادداشت

🔰 اگر مسئولانِ تنظیم خطوط راهبردی کشور در عرصه سیاست خارجی، تبعات ناشی از جایگزینی اصل «بهره وری و کارایی متحدان» به جای اصل «همراهی و همسویی ایدئولوژیک متحدان» را در نظام چند قطبی در حال شکل گیری جهان امروز، درک می کردند شاید به درک مفهوم کریدورهای توسعه ای نزدیک می شدند.

🔴 یکی از مهمترین تبعات این جایگزینی برای کشورهایی که از مزیت جغرافیایی برای یک کریدور توسعه ای برخوردار می باشند این است که کریدورهای رقیب تلاش خواهند کرد مزیت جغرافیایی آنان را از طریق افزایش هزینه ها، تحمیل جنگ و یا تنش‌های مشابه جنگ و در نتیجه کاهش بهره وری سایر مزیت‌های آن کشور، به حداقل برسانند.

🔵 اگر ایران بخواهد مزیت جغرافیایی اش برای دو کریدور متصل به چین (کمربند/ راه) و کریدور متصل به روسیه و هند (شمال/ جنوب) به افزایش بهره وری برای این دو کریدور منجر شود، باید بتواند ابتدا روابط اقتصادی و راهبردی خود با اعضای اصلی این دو کریدور را تعریف نموده و سپس به فکر تنظیم رابطه با کریدورهای رقیب بیفتد.

🔴 این فرایند اگر به سبب نیازهای فوری کوتاه مدت برعکس شود، یک نتیجه مشخص را بدنبال خواهد داشت: تنظیم گری روابط ایران با کریدورهایی که در آن مزیت جغرافیایی اش قابل ارزشگذاری است، بدست رقبا افتاده و کشور در یک لوپ بستۀ افزایش روزانه بی اعتمادی شرکای همسو در عین افزایش روزانه هزینه همراهی با دشمنان و رقبای منطقه ای و جهانی گرفتار می شود.

🔵 اگر در دورهٔ پس از فاز اول جنگ، تنظیم روابط با کشورهای اصلی عضو کریدور آیمک نظیر امارات قبل از تنظیم روابط با چین و روسیه و هند (و بدتر به عنوان ابزاری در جهت تنظیم رابطه با آنها) انجام شود، عملا کشور وارد لوپهای بسته بی اعتمادی سه قدرت نوظهور مذکور در عین ورود به دوره های دائمی تکرار شونده جنگ و سپس افزایش هزینه ها برای مدیریت روابط اقتصادی خارجی کشور خواهد شد.

✅ چه باید کرد؟ باید مستقل از دل مشغولی های روزانه ای که به سبب بازی با ابزارهای جنگ، برخوردهای نظامی محدود، تحریم و ... در کنار پیشنهادات به ظاهر اقتصادی (با چنین پیشنهاداتی بتدریج وابستگی اقتصادی ایران به امارات ایجاد شده و کشور با هر بار وقوع تنش‌های شدید با غرب به راحتی افزایش هزینه های چنین وابستگی را برای خود توجیه نموده است) برای کشور ایجاد می شود، زمان را برای تنظیم روابط با قدرتهای نوظهور از دست ندهد.

❗️❗️زمان در تنظیم روابط ایران با چین، روسیه و حتی هند اصلا به نفع کشور در حال گذر نیست و هر چه زمان می گذرد بهره وری ایران برای کریدورهای توسعه ای موجود در غرب آسیا و امکان بهره برداری از مزیت‌های باقی مانده کشور برای تثبیت و بهبود جایگاه در نظام آتی جهانی، کاهش می یابد.

@EBTEKAREIRAN

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 فروپاشی اتحاد مقدس: چگونه اسرائیل در حال از دست دادن آمریکا است.

🔰 حمایت تقریباً بدون قید و شرط آمریکا از اسرائیل در حال فرسایش ساختاری و سریع است؛ فرایندی که ریشه‌اش هم در تغییر افکار عمومی آمریکاست و هم در اقدامات دولت نتانیاهو.

۱- از «تابو» تا نقد علنی
تا چند سال پیش، زیر سؤال بردن حمایت آمریکا از اسرائیل برای سیاستمداران تقریباً خودکشی سیاسی بود.
از اکتبر ۲۰۲۳ به بعد:
- افکار عمومی آمریکا تغییر «تکتونیکی» کرده؛
- چیزی که طی دهه‌ها با میلیاردها دلار لابی ساخته شده بود، در حال فروپاشی است.
- نویسنده ادعا می‌کند: در آینده نزدیک، اقدام آمریکا برخلاف منافع نتانیاهو، دیگر «رسوایی سیاسی» نخواهد بود، بلکه تبدیل به وضعیت عادی جدید می‌شود.

۲- آمارهای کلیدی افکار عمومی
حمایت از عملیات نظامی اسرائیل در غزه:
- در کل جامعه آمریکا: حدود ۳۲٪؛
- در میان زیر ۳۵ سال: فقط ۹٪.

امتیاز اسرائیل در نظرسنجی شورای شیکاگو (از ۱۹۷۸):
- کمترین سطح تاریخی: ۵۰ از ۱۰۰.

شکاف عمیق نسلی:
- در جوان‌ها: ۱ نفر از ۱۰،
- در بالای ۵۵ سال: ۱ نفر از ۲، از اقدامات اسرائیل در غزه حمایت می‌کنند.

درباره حملات اسرائیل به ایران نیز، روند مشابه است؛ حمایت جوان‌ها بسیار پایین‌تر از نسل مسن‌تر است.
- در میان جمهوری‌خواهان جوان (۱۸–۴۹ سال):
- حدود ۵۷٪ دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند و این عدد رو به افزایش است.

۳- شکاف بین روایت رسمی و واقعیت رسانه‌ای
رسانه‌های جریان اصلی آمریکا مدت‌ها روایت اسرائیل را پررنگ کرده و شدت تخریب و تلفات فلسطینی را کم‌اهمیت جلوه می‌دادند.

اما شبکه‌های اجتماعی، تصاویر مستقیم از:
- بیمارستان‌های ویران،
- کودکان کشته‌شده،
- دانشگاه‌های نابود شده
پخش کردند و این شکاف را آشکار نمودند.

نتیجه: کاهش اعتماد به روایت رسمی اسرائیل و حامیان سنتی آن در آمریکا.

۴- تضعیف لابی حامی اسرائیل (AIPAC)
سال‌ها AIPAC یکی از قدرتمندترین لابی‌های سیاست خارجی در واشینگتن بود.
اکنون:
- گروهی از دموکرات‌ها (از جمله اوکاسیو-کورتز، رشیده طلیب، بوش، بومن، سندرز) رسماً اعلام کرده‌اند پول و دعوت AIPAC را نمی‌پذیرند.
نکته مهم‌تر: این موضع فقط به «چپ پیشرو» محدود نیست؛
چهره‌هایی مثل کُری بوکر، جاش شاپیرو و گاوین نیوسام نیز گفته‌اند از AIPAC پول نخواهند گرفت؛ کاری که تا چند سال پیش تقریباً غیرقابل تصور بود.
این نشان می‌دهد تابوی انتقاد از AIPAC در حال شکستن است.

۵- ائتلاف‌های عجیب: چپ و راست علیه حمایت بی‌قید و شرط
پدیده جدید:
چپ‌های پیشرو و پوپولیست‌های راست‌گرا، با وجود اختلافات عمیق، در یک نکته هم‌نظر شده‌اند:
- حمایت بدون شرط از اسرائیل دیگر به نفع آمریکا نیست.

در جناح راست:
برخی متحدان سابق ترامپ و چهره‌های رسانه‌ای محافظه‌کار، نسبت به کشیده شدن آمریکا به درگیری‌های منطقه‌ای ناراضی‌اند و می‌گویند:
- آمریکا نباید «پلیس جهان» باشد،
- سرباز آمریکایی نباید برای جنگ دیگران جان بدهد.

6- آینده روابط آمریکا–اسرائیل: «گاو مقدس» دیگر مقدس نیست

اسرائیل هزینه‌های کلانی برای کمپین‌های رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی می‌کند، اما نویسنده معتقد است:
- مشکل، صرفاً ضعف روابط‌عمومی نیست؛
- بلکه تغییر ساختاری در محیط اطلاعاتی و فکری نسل جدید است:
- دمکرات‌ها در سیاست خارجی به‌سمت چپ حرکت کرده‌اند؛
- پوپولیست‌های راست از مداخلات خارجی خسته‌اند؛
- نسل جدید، جهان را بیشتر بر اساس دوگانه «ستمگر/ستم‌دیده» می‌بیند تا «دموکراسی/غیردموکراسی».

در این چارچوب:
- استناد به هولوکاست و «سرنوشت مشترک دموکراسی‌ها» دیگر مثل گذشته کارساز نیست؛
- روایت غالب در میدان رسانه‌ای، کلیدواژه‌های «استعمارزدایی» و «فلسطین» است.

🔴 پروفسر جان مرشایمر می‌گوید: رابطه آمریکا–اسرائیل دیگر «گاو مقدس» سیاست آمریکا نیست؛

🔴🔴🔴 اگر روند فعلی ادامه یابد، طی ۵–۷ سال:
- آمریکا نه فقط اسرائیل را نقد خواهد کرد،
- بلکه آمادگی اقدام علیه منافع آن را نیز خواهد داشت،
- بدون اینکه این کار در واشینگتن «خط قرمز» محسوب شود.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 مقاومت ایران تأثیر سیستماتیکی بر هژمونی آمریکا خواهد داشت.

🔰 دکتر جین؛ رئیس بخش غرب آسیا در موسسه مطالعات بین المللی شانگهای


هژمونی ایالات متحده، سیستمی یکپارچه است که از سه بخش تشکیل می‌شود: چارچوب راهبردی جهانی، سلطه اقتصادی و مالی، و ایدئولوژی «دموکراسی لیبرال».

از نظر تاریخی، درست است که آمریکا بارها پس از گرفتار شدن در جنگ‌ها و بحران‌ها توانسته است قدرت هژمونیک خود را بازیابد.

🔴 دلیل اصلی این بوده که شکست‌های قبلی هر بار فقط یکی از ابعاد هژمونی آن را تضعیف کرده‌اند.

برای مثال، در جنگ ویتنام، جنگ افغانستان یا جنگ عراق، هرچند آمریکا متحمل خسارات نظامی شد، اما نظام اتحادهایش همچنان قدرتمند باقی ماند و ارزش‌های «دموکراسی لیبرال» آن همچنان در سراسر جهان مورد تحسین قرار می‌گرفت. از این رو آمریکا توانست با بهره‌گیری از منابع متحدان و اتکا به «جاذبه سیاسی» خود بازیابی شود.

- آمریکا حتی از بحران مالی ۲۰۰۸ نیز به این دلیل عبور کرد که نه‌تنها متحدانش بلکه اعضای گروه G20 نیز به‌خاطر ملاحظات مربوط به جهانی‌سازی حاضر بودند به نوعی به اقتصاد آمریکا «خون‌رسانی» کنند.

🔴🔴 با این حال، تأثیر مقاومت ایران—و واکنش‌های زنجیره‌ای ناشی از آن—بر هژمونی آمریکا جامع و نظام‌مند است. حتی اگر بر پایه «آتش‌بس شکننده» کنونی یک آتش‌بس دائمی برقرار شود، آمریکا همچنان هزینه‌های سنگین راهبردی، اقتصادی و سیاسی این جنگ را خواهد پرداخت. افزون بر این، درگیری‌ها ممکن است هر زمان دوباره شعله‌ور شوند و هزینه‌های بیشتری بر آمریکا تحمیل کنند و امکان بازسازی کامل قدرت هژمونیک آن را از بین ببرند.

🔴🔴 تاریخ ثبت خواهد کرد که ایران در تضعیف هژمونی ایالات متحده نقش داشته است.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

مهدی خراتیان در شبکه اجتماعی X نوشت:

بخش پنجم: پارادایم ایران ابرقدرت در تهران


۴. پارادایم «ایران ابرقدرت»: این جریان قویا معتقد است که ظرفیتهای درونی ایران جهت تقابل با ایالات متحده فی نفسه کافیست و ایران خصوصا پس از جنگ اخیر و با استفاده از مزیت تنگه هرمز میتواند به تمامی خواسته‌های خود در برابر دشمنان دست یابد.

۴.۱. این جریان اگرچه قائل به تغییر در نظم جهانی است، اما عملا در مورد توسعه روابط راهبردی با چین و روسیه موضع ایجابی محکمی ندارد و محور اقدامات خود را تقابل با ایالات متحده قرار داده است.

۴.۲. در حوزه هسته ای این جریان قائل به عدم کوچکترین انعطاف در برابر ایالات متحده است و از تغییر دکترین هسته ای نیز دفاع میکند.

۴.۳. در مورد تنگه هرمز، این جریان معتقد است که استفاده از تنگه به عنوان ابزاری بسیار کارامد جهت تنظیم رفتار کشورها قابل استفاده است و میتوان با این اهرم تمامی خواسته های ایران را محقق ساخت.

۴.۴. این جریان به محور مقاومت همانند دو جریان اخیر بسیار حساس است و از منظری ایدئولوژیک و امتگرا و ید واحد به عناصر محور مقاومت می‌نگرد.


۴.۵. این جریان برای محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران وزن کمی قائل است و معتقد است ظرفیتهای درونی ایران جهت تقابل با قدرتهای بزرگ تا حد خوبی کافیست و اگرچه به روابط خارجی با مسکو و پکن نگاه مثبتی دارد، اما آنرا در اولویت قرار نمیدهد.

۴.۶. این جریان در مورد روابط با کشورهای همسایه قائل به سیاست همسایگی است و فقط در صورتیکه اقدام آنها علیه منافع ملی ایران آشکار و محرز باشد، به افزایش سطح تنش با آنها رای میدهد، چون معتقد است ایران به قدر کافی قویست که بتواند خباثتهای همسایگان را هضم کند و به روی خود نیاورد.

۴.۷. این جریان درمورد شکاف میان ایالات متحده و اسرائیل و شکاف در احزاب دوگانه آمریکا پیرامون پرونده جنگ ایران و اسراییل بسیار بدبین است و تقریبا تمامی اخبار در این حوزه را جنگ زرگری و عملیات فریب ارزیابی میکند.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

مهدی خراتیان در شبکه اجتماعی X نوشت:

بخش چهارم: پارادایم تقابل دو نظم در تهران


۳. پاردایم تقابل دو نظم: این جریان همه تحولات اخیر را از منظر کل گرا و نظم محور، رقابت قدرتهای بزرگ جهت تثبیت نظم جهانی مد نظر خود و رقابت استراتژیک ایران و اسرائیل جهت تثبیت نظم منطقه ای حول هژمونی خود ارزیابی میکند. این پاردایم به نکات زیر معتقد است:

۳.۱. تقابل ایران و ایالات متحده و رژیم اسرائیل، بیش از آنکه ناشی از یک تضاد ایدئولوژیک قابل حل باشد، ناشی از یک جبر ژئوپولتیک و در عین حال تاریخی (در امتداد رفتار بریتانیا/طبقه حاکم آتلانتیک) در تضعیف یکپارچگی ارضی ایران است که با تشدید رقابت قدرتهای بزرگ شدت یافته است.

۳.۲. بر خلاف جریانهای پیشین، این پاردایم معتقد است که به دلیل رقابت نظمهای «مبتنی بر قواعد» و جهان چند قطبی و رقابت و گسترش کوریدورها و ائتلافها، فرصتهای بالقوه و بینظیری در برابر تهران جهت ارتقای روابط با مسکو و پکن، خصوصا پکن وجود دارد که تهران در بالفعل کردن آنها بشدت کوتاهی کرده است.

۳.۳. در حل و فصل منازعه اخیر، این پارادایم بر خلاف پارادایمهای فوق معتقد است که تثبیت شرایط کشور از تثبیت یک «نظم» پیرامون تهران میگذرد که این تثبیت خود نیازمند نسبت یابی میان نظم مد نظر تهران با نظمهای مد نظر پکن و مسکو (خصوصا پکن) و البته واشنگتن است. ایران باید تلاش کند تا حد امکان ار فرصتهای نظمهای نوظهور استفاده و در عین حال نسبت خود را با نظم مبتنی بر قواعد بشکلی تعریف کند که آسیبهای اقتصادی و امنیتی حداقل شود. لذا تثبیت نظم پسا جنگ نیازمند تعاملی موازی با چین و روسیه به موازات مذاکرات با آمریکاست و ای بسا تعامل با چین از حیث زمانی و رتبه‌ای بر مذاکرات با آمریکا اولویت داشته باشد.

۳.۴. در حوزه هسته‌ای، این پارادایم با توجه به اینکه به نظم در حال گذار جهانی و افزایش سطح آنارشی در روابط بین الملل اهمیت بسیاری میدهد، قائل به تغییر دکترین هسته ای ایران است. با وجود این، این تغییر را نیازمند برخی مقدمات در حوزه اطلاعات/ضداطلاعات و یارگیری از میان قدرتهای اتمی صاحب حق رای وتو میداند.

۳.۵. در حوزه بازدارندگی متعارف، این جریان معتقد است که دریافت سلاحهای «تغییردهنده بازی» از قدرتهای بزرگ نیازمند گفتگوهای راهبردی و همسویی میان «استراتژی بزرگ» تهران با پکن و مسکو (البته به معنای تعمیق همسویی منافع مشترک ملی نه تعریف رابطه متروپل-قمر) است و دریافت سلاح راهبردی، نیازمند گفتگوی راهبردی و همسویی راهبردی است.

۳.۶. در حوزه منطقه ای این جریان به دلیل نگاه «نظم محور» و «کل گرا» نسبت به سایر جریانها حساسیت بسیار بیشتری نسبت به مهار اسراییل، حفظ بازدارندگی شبکه ای و عناصر محور مقاومت و دکترین «وحدت ساحات» دارد و مساله «ژئوپولتیک شیعه» و حفظ آن برایش موضوعیت بسیار زیادی دارد.

۳.۷. این پاردایم نظم و هژمونی را صرفا از لنز نظامی/رئالیستی ندیده و هژمونی را در معنای موسع گرامشینی آن (اقتصادی-سیاسی-نظامی-فرهنگی و ...) میبیند لذا به معادلات اقتصادی و سیاسی و وضعیت بازارهای مالی اهمیت بسیاری میدهد. لذا استفاده از اهرم قیمت نفت و تنگه هرمز به عنوان یک ابزار فشار بر قدرتهای جهانی را تئوریزه مینماید.

۳.۸. این جریان شکافهای بوجود آمده در حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه پیرامون مساله اسراییل را واقعی دانسته و آنرا منبعث از شرایط در حال گذار جهانی و محدودیتهای امریکا در حمایت از یک «شریک پرخرج» در عصر رقابت با چین میداند. با وجود این، استفاده از این شکافها را منوط به یارگیری از قدرتهای بزرگ میداند چون ادامه یافتن اعتبار گزاره «شریک پرخرج» در گروی تاب آوری ایران و عناصر محور مقاومت با کمکهای نظامی و اطلاعاتی و اقتصادی قدرتهای بزرگ است. از طرف دیگر، این جریان نقش لابی اسراییل را در جهت دهی به سیاستهای آمریکا بسیار پررنگ ارزیابی میکند، چون اسرائیل را فراتر از یک کشور و مقدمه نظم Pax Judaica میداند و از همین رو، معتقد است که شاید بتوان با مذاکرات با جریانهای ترقیخواه در حزب دموکرات یا انزواگرا در حزب جمهوریخواه به یک کاهش تنش رسید، اما دریافت منفعت اقتصادی بلندمدت از امریکا با توجه به نفوذ لابی اسراییل عملا ناممکن است.

۳.۹. این جریان همانند جریان دوم به محدودیتهای ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای اذعان دارد، اما معتقد است که در صورت داشتن طرح ایجابی برای نفوذ منطقه ای و یارگیری از قدرتهای بزرگ و استفاده از مزیتهای جغرافیایی، امکان ایجاد بازدارندگی در برابر آمریکا وجود دارد.

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

مهدی خراتیان در شبکه اجتماعی X نو‌شت:

بخش دوم: پارادایم سیاستی نرمالیزاسیون در تهران


پارادایم نرمالیزاسیون: این پارادایم معتقد است:
۱.۱. اگرچه جهان در حال گذر است و قدرت آمریکا نسبت به گذشته کاهش یافته است، اما جهان گذارمعناداری از Pax Americana نداشته و ایران ناگزیر است تمام مسائل خود را دیر یا زود با آمریکا حل کرده، وارد فرایند عادیسازی با واشنگتن شود.
۱.۲. در مورد اسرائیل، این پاردایم آنرا به عنوان واقعیت منطقه خاورمیانه و قدرت برتر سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی منطقه پذیرفته و بشکلی نه چندان آشکار حامی پیوستن ایران به پیمان ابراهیم یا حداقل رفع تخاصم میان ایران و اسراییل است.
۱.۳. این پاردایم عمیقا معتقد است که سطح روابط تهران-پکن و تهران-مسکو به سقف خود رسیده است و هرگونه تلاش در جهت تعمیق این روابط اتلاف وقت است.
۱.۴. در حوزه هسته ای، این جریان حامی سرسخت اعطای امتیازات گسترده در حوزه صنعت هسته‌ای و حتی تعطیلی آن است، چرا که معتقد است این صنعت تا کنون برای ایران صرفا هزینه بوده است.
۱.۵. این جریان حامی گزاره‌هایی چون «ترامپ معامله‌گر» و امکان جداسازی راهبردی اسرائیل و ایالات متحده است.
۱.۶. این جریان بر محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران در قیاس با ایالات متحده و اسرائیل تاکید بسیاری دارد و تا پیش از این جنگ هیچ شانسی برای ایران جهت پیروزی یا عدم شکست مطلق در یک جنگ نظامی با آمریکا قائل نبود.
۱.۷. در حوزه منطقه‌ای این جریان با هرگونه تنش با همسایگان خصوصا سعودی و امارات عربی متحده مخالف است و از هر فرصتی برای بهبود روابط با این کشورها استقبال میکند.
۱.۸. این جریان روی شکافها در حزب دموکرات و جمهوریخواه حساب ویژه ای باز کرده و معتقد است تهران میتواند از این شکافها جهت تامین منافع راهبردی و بلندمدت خود را تامین کند.
۱.۹. در مورد تنگه هرمز، این جریان معتقد است که انسداد این تنگه اگرچه موثر واقع شده اما ایران باید در جهت «اعتمادسازی» جهانی هرچه سریعتر شرایط تنگه را به وضعیت پیشین خود بازگرداند.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

📌 ۵ اولویت مهم پساتفاهم
⬅️ برای بازآفرینی قدرت ایران

🔹باید هر چه سریعتر از فرصت موقت تفاهم برای بازآفرینی قدرت ایران استفاده کنیم؛ ۵ اولویت مهم در این زمینه وجود دارد:

1️⃣ معاهدات امنیتی با کشورهای حاشیه خلیج فارس؛ تا پس از ۶۰ روز امکان حکمرانی امنیتی-اقتصادی تنگه هرمز برای ایران فراهم شود و اقدام مجدد این کشورها علیه ایران را بسیار پرهزینه‌تر از قبل کند.

2️⃣ با امارات به هیچ وجه به شیوه قبل از جنگ رمضان برنگردیم و با قدرت به سمت کاهش قابل توجه وابستگی ارزی/تجاری به این کشور و رسمیت بخشی به نظام پرداخت حرکت کنیم. ۶۰ درصد تجارت ایران ظرفیت تسویه دوجانبه و رسمی در گام ابتدایی دارد و فروش نفت هم یک اهرم مهم است.

3️⃣ وابستگی به بنادر جنوبی در تجارت را کاهش دهیم. چابهار، پاکستان، ترکیه و مبادی شمالی.

4️⃣ در انرژی به سمت تولید پراکنده و غیر متمرکز حرکت کنیم.

5️⃣ با چین و روسیه و... همکاری روی زمین و با افق راهبردی مبتنی بر زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای-صنعتی تعریف کنیم.

✍️ محمد امینی رعیا
🌍 اندیشکده اقتصاد مقاومتی
👈 یادداشت در سایت

🇮🇷 تصمیم بهتر، آینده روشن‌تر
اندیشکده در بله | آپارات | ایکس

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 جلد تأمل برانگیز مجله فارین پالیسی

پایانِ ...

- اتحاد آمریکا و اسرائیل
- نئولیبرالیسم
- فراآتلانتیک‌گرایی
- سیاست اقلیمی
- سازمان ملل متحد
- پناهندگی
- احزاب سیاسی
- رشد چین
- اخلاق
- آینده

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 ریچارد فانتِین: توافق با ایران پایان کار نیست. حتی آغازِ پایان هم نیست. اما شاید بتوان گفت پایانِ آغاز است.

این توافقی محدود برای تمدید آتش‌بس و پایان دادن به محاصره‌های متقابل است. حتی اگر پایدار بماند، مسائل دشوار همچنان باقی می‌مانند: برنامه هسته‌ای ایران، حمایت از نیروهای نیابتی، موشک‌ها و پهپادها، و سرکوب داخلی — به عبارت دیگر همان دلایلی که از ابتدا باعث جنگ شدند.

جزئیات اهمیت زیادی دارند، اما یک توافق محدود از نوع «گشایش در برابر گشایش» بهتر از نبودِ هرگونه توافق است. هرچند رسیدن به این توافق دشوار بوده، احتمالاً از رسیدن به توافق درباره هر یک از مسائل دیگر آسان‌تر است. تهران تغییر اساسی نکرده و واشینگتن هم همین‌طور.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔰 شی و کیم در پیونگ یانگ: تحریم‌هایی که هیچ‌کس از آنها سخنی نگفت و ترفندی که جهان از آن غافل شد.

این متن تحلیل می‌کند که سفر اخیر شی جین‌پینگ به پیونگ‌یانگ و دیدار او با کیم جونگ‌اون، صرفاً یک مراسم نمادین یا سالگرد تاریخی نبوده، بلکه نشانه‌ای مهم از تغییر عملی وضعیت کره شمالی و فرسایش چارچوب تحریم‌های سازمان ملل علیه آن است.

نویسنده معتقد است در حالی که توجه جهان به ایران، اوکراین، لبنان و تحولات آمریکا معطوف بود، چین و کره شمالی در سکوت پیام مهمی ارسال کردند: وضعیت هسته‌ای کره شمالی عملاً دائمی شده و نظام تحریم‌ها دیگر کارکرد سابق خود را ندارد.

نکته اصلی متن این است که شی در سفر خود، بدون اشاره به خلع سلاح هسته‌ای، پیشنهاد گسترش همکاری با کره شمالی در حوزه‌هایی مانند تجارت، کشاورزی، ساخت‌وساز، علم و فناوری را مطرح کرد؛ حوزه‌هایی که همگی به‌نوعی تحت تأثیر تحریم‌های سازمان ملل‌اند.

نویسنده این اقدام را یک «عمل انجام‌شده» می‌داند؛ یعنی چین و کره شمالی عملاً نشان داده‌اند که چارچوب پس از ۲۰۰۶، که بر تحریم و هدف خلع سلاح هسته‌ای بنا شده بود، دیگر معتبر نیست.

متن تأکید می‌کند که کانال ارتباطی این سفر بسیار مهم بوده است. دیدار نه صرفاً در سطح دولت‌ها، بلکه در قالب رابطه حزب کمونیست چین و حزب کارگران کره انجام شد؛ یعنی «دبیرکل با دبیرکل». از نگاه نویسنده، این قالب به چین امکان می‌دهد از نظر حقوقی در منطقه خاکستری حرکت کند؛ زیرا تحریم‌های سازمان ملل دولت چین را مخاطب قرار می‌دهند، نه حزب کمونیست چین را.

بنابراین پکن می‌تواند بدون نقض صریح تحریم‌ها، از مسیر حزبی رابطه خود با پیونگ‌یانگ را تقویت کند.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴🔴🔴 امارات و ایران برای کاهش تنش‌ها رو در رو دیدار می‌کنند.

دیدگاه: آقایان!!! قرار است از یک سوراخ چند بار گزیده شوید. واقعا انتظار دارید از این عربِ عِبری‌مسلک، آبی برای اقتصاد ایران گرم شود. منتظر فایناس اماراتی شده اید؟! فراموش کرده اید که چندین بار از ناحیه عملکرد همین امارات، شوک ارزی به اقتصاد ایران وارد شده است. واقعا میزان درهم تنیدگی امارات و اسرائیل را نمی بینید یا خودتان را به خواب زده اید.

@ebtekareiran

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

تحلیلی خواندنی در رابطه با ذخایر نفتی جهان

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 پنج راهکار برای بازگشت قیمت نفت به کانال ۱۱۰ دلاری

📉 قیمت نفت با آغاز تجاوز نظامی آمریکا در اسفندماه، به دلیل کمبود عرضه اولیه ۱۸ میلیون بشکه‌ای در روز، روند صعودی گرفت. افزایش قیمت این کالا با وجود اقدامات مقابله‌ای نظیر استفاده از مسیرهای جایگزین خط لوله، تقویت آزادسازی ذخایر و توییت‌های خوش‌بینانه مقامات آمریکایی، در تمام ۴۰ روزِ دوره جنگ ادامه داشت و به حدود ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسید.

⏳ با شروع دوره «سکوت نظامی» در ۶۰ روز گذشته، علی‌رغم نوسانات، قیمت نفت روند نزولی داشته است. این در حالی است که همچنان سطح هشدار نظامی بالاست، صدها میلیون بشکه از ذخایر راهبردی نفت جهان کاهش یافته و آمریکا بیش از یک ماه است که محاصره دریایی کاملی علیه ایران اعمال کرده است.

📊 مهم‌ترین دلایل کاهش قیمت نفت در این دوره شامل موارد زیر است:

1️⃣ کارزار رسانه‌ای گسترده مقامات آمریکایی با محوریت «توافق قریب‌الوقوع»؛
2️⃣ اظهارات مقامات ایرانی مبنی بر نزدیک بودن و مثبت بودن فضای مذاکرات؛
3️⃣ افزایش سه برابری ترددها نسبت به دوره درگیری نظامی؛
4️⃣ آزادسازی واقعی ذخایر راهبردی نفت گروه ۷ در یک ماه اخیر (برخلاف ادعای اولیه مبنی بر آزادسازی از سه ماه قبل)؛
5️⃣ کاهش واردات نفت چین و افت مصرف سوخت و فرآورده در بازارهای جهانی به دلیل تورم این کالا.

🔹 وضعیت جدید بازار نفت، علیرغم کمبود واقعی، یک «فضای انتظاری» ایجاد کرده است که به معنای بازگشت قیمت نفت به وضعیت قابل تحمل و کاهش تورم در آمریکا، همزمان با فشار اقتصادی و تورمی ناشی از محاصره بر اقتصاد ایران است. در چنین فضایی، فعال‌سازی مجدد ابزار تنگه هرمز جهت مقابله‌به‌مثل با اقدامات خصمانه آمریکا ضروری است. به منظور بازگرداندن فشار به اقتصاد آمریکا و فعال‌سازی مجدد اهرم تنگه هرمز، پنج پیشنهاد زیر توصیه می‌شود:

1️⃣ در برابر هرگونه اقدام نظامی، اقتصادی و سیاسی آمریکا، به عنوان واکنشی در جهت موازنه تنش، تنگه هرمز به مدت یک هفته به‌طور کامل مسدود شود. این اقدام می‌تواند پاسخی به تحریم نهادها، توقیف کشتی‌ها یا تجاوز به دکل‌های مخابراتی جزایر ایرانی باشد.
2️⃣ در تمام اظهارات و توییت‌های مقامات ایرانی تکرار شود که بازگشت به شرایط عادی تنگه هرمز، تنها ۶۰ روز پس از توافق احتمالی و پذیرش نظام حقوقی جدید رخ خواهد داد. این موضوع انتظارات خریداران آمریکایی درباره نفت ارزان در کوتاه‌مدت را از بین خواهد برد.
3️⃣ موضوع تخلیه مستمر و هفتگی ذخایر راهبردی نفت گروه ۷ به یک خط رسانه‌ای دائمی برای مقامات ایرانی بدل شود تا اثر بازدارنده تنگه هرمز تشدید شده و محدودیت واقعی زمانی آمریکایی‌ها برای رسیدن به توافق، برای افکار عمومی و کارشناسان مشخص گردد.
4️⃣ مهم‌ترین کارکرد تنگه هرمز، اقدام بازدارنده آن در جنگ اقتصادی است. در سریع‌ترین زمان ممکن، ۵۵ میلیارد دلار تجارت سالانه دریایی آمریکا و کشورهای خلیج فارس از تنگه هرمز، در پاسخ به تحریم‌های اولیه آمریکا علیه ایران ممنوع اعلام شود. این ممنوعیت باید شامل هرگونه تردد از یا به مقصد آمریکا باشد.
5️⃣ پس از چند هفته، موضوع تحریم‌های ثانویه تجاری علیه آمریکا، در راستای پاسخ به تحریم‌های مشابه آمریکا، اعلام شود. از آنجا که به دلیل تحریم‌های ثانویه بسیاری از کشورهای جهان از تجارت و تبادل بانکی با ایران پرهیز می‌کنند، در پاسخ به این فشارها باید اعلام شود کشورهایی نظیر ژاپن، کره جنوبی و هندوستان تنها زمانی امکان تجارت و خرید نفت از طریق تنگه هرمز را خواهند داشت که طی یک برنامه زمان‌بندی‌شده، نسبت به فروش اوراق بدهی خود در بازارهای مالی آمریکا و کاهش روابط تجاری با این کشور اقدام کنند.

🌎 موارد ۴ و ۵ حتی در صورت حصول توافق دوجانبه با آمریکا، به عنوان بخشی از یک جنگ اقتصادی، لازم‌الاجراست. کشور چین و آمریکا نیز با وجود روابط سیاسی سطح بالا، سال‌هاست در یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار شامل ممنوعیت تجارت، تعرفه‌های بالا و رقابت برای کسب بازارها هستند؛ لذا اعمال تحریم‌های اولیه و ثانویه با ابزار کنترل تجارت دریایی در مقابله‌به‌مثل با تحریم‌های آمریکا در حوزه بانکی و مالی، کاملاً قابل دفاع و مشروع است.

🌐 سایت ما: مرکز توسعه پایدار انرژی (پایا) | پایا در جامعه اندیشکده‌ها
📺 رسانه‌ی ما: خبرگزاری فارس
📱 شبکه‌های اجتماعی ما: بله | ایتا | تلگرام | ویراستی

#تنگه_هرمز #اقتصاد_سیاسی #بازار_نفت

📎 مرکز توسعه پایدار انرژی (پایا) 👈 تلاشی برای انرژی ارزان، پایدار و دردسترس

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

به نام خدا

در کانال برنامه توسعه چین تلاش می‌کنیم تا برنامه توسعه ۱۵ام چین را با دقتی بیشتر بازخوانی کنیم. آدرس کانال در بله:

@chinadevelopment

Читать полностью…

ابتکار ایران🇮🇷

🔴 سرپیچی، نظم جهانی را تعریف خواهد کرد.

🔰 دکتر جین لیانگ شیانگ؛ رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه در موسسه مطالعات بین الملل شانگهای

یک هژمونی هرگز خودبه‌خود و به‌صورت آرام از صحنه تاریخ کنار نمی‌رود. در واقع، در چند سال گذشته، جهان شاهد آن بوده است که سیاست هژمونیک آمریکا به افراط‌های تازه‌ای رسیده؛ حتی در حالی که قدرتِ این هژمونی رو به افول است.

آینده نظم جهانی نه با پیش‌رانی هژمونیک، بلکه با سرپیچی و مقاومت در برابر آن شکل خواهد گرفت.

روبه‌رو شدن با فشار هژمونیک همیشه چالش‌برانگیز است. مسلم است که در برابر زورگویی آمریکا، نوعی تبعیت و حتی تسلیم هم رخ داده است.
- رهبران برخی کشورها برای خوشایند ترامپ، قول سرمایه‌گذاری‌های عظیمی داده‌اند—رقم‌هایی برابر یا حتی بیش از تولید ناخالص داخلی سالانه‌شان—در حالی که خودشان به‌خوبی می‌دانند چنین وعده‌هایی هرگز عملی نخواهد شد.
- برخی رؤسای‌جمهور یا نخست‌وزیران برای گرفتن معافیت تعرفه‌ای به واشنگتن سفر کرده‌اند؛
- برخی دیگر به اشکال مختلف در برابر فشار آمریکا تسلیم شده‌اند.

با این حال، روند اصلی در برابر فشار هژمونیک، تبعیت نیست، بلکه سرپیچی است. تبعیت و تسلیم تنها بخشی از ماجراست.

نمونه‌ای گویا‌ از سرپیچی، مقاومت چین در برابر جنگ تعرفه‌ای آمریکا است. چین مدت‌ها یکی از قربانیان اصلی تحریم‌های اقتصادی آمریکا بوده، اما در تمام این مدت موضعی مقاوم اتخاذ کرده است. در چند سال گذشته، چین در برابر بلوف‌های تعرفه‌ای آمریکا مسیر خود را حفظ کرده است.

از یک سو، چین برای مقابله با تعرفه‌های آمریکا و محدودیت‌ها بر تراشه‌های پیشرفته، کنترل صادرات عناصر خاکی کمیاب را اعمال کرد. از سوی دیگر، چین با مذاکره بر سر مسائل تعرفه‌ای موافقت کرد—اما اصرار داشت که مذاکرات در خاک آمریکا برگزار نشود و در کشورهای ثالث انجام شود. در نتیجه، مذاکرات در سوئیس، بریتانیا، سوئد، اسپانیا، مالزی، فرانسه و کره‌جنوبی برگزار شد.

این مذاکرات البته به برخی توافق‌ها انجامید، اما بیشتر آن‌ها صرفاً تعلیق جنگ تجاری برای سه، شش یا دوازده ماه بودند—که نشان می‌دهد بلوف‌های آمریکا دستاورد اندکی داشت، در حالی که سرپیچی نتیجه داد. در ۱۳ مه، رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به ابتکار خود سفر دولتی به چین انجام داد که نشانه آن است که چین از طریق سرکشی، احترام به‌دست آورده است.

🔴🔴🔴 در مجموع، هژمونی، منطق، ذهنیت و مسیر خاص خود را دارد. هرگز به اشتباهات خود نمی‌اندیشد و اغلب یک خیزش آخرِ نومیدانه را تجربه می‌کند—خیزشی که برای نظم منطقه‌ای و جهانی به‌شدت زیان‌بار است. این واقعیت دنیای امروز است.

با این همه، علیرغم برخی اعمال تبعیت، سرپیچی همواره باقی خواهد ماند. تبعیت شاید منافع کوچک و فوری به همراه داشته باشد، اما این سرپیچی است که در نهایت نتایج راهبردی و نظم جهانی را تعریف می‌کند.

تاریخ چنین می‌گوید: این، سرپیچی در برابر فاشیسم و نظامی‌گری بود که به چین اجازه داد سرانجام استقلال خود را به دست آورد، و این یک جهان متحد بود که در جنگ جهانی دوم نظمی تازه خلق کرد.

@Ebtekareiran

Читать полностью…
Subscribe to a channel