1282
در این کانال در تلخ و شیرین روزگار، همواره کنار شما هستیم و آموزشهایی برای انتخاب، ازدواج، سازگاری و بهبود زندگی شما ارائه میکنیم. استیره مولودی دکتری روانشناسی تخصصی جهت تعین وقت مشاوره👇 @Admiin140
مرگ از راه میرسد؛
ناگهانی، بیخبر، بیاجازه...
درست میان تمام برنامههایی که برای هفتهی بعد چیدهایم، ماه بعد و شاید سادهلوحانه، سال بعد.
میرسد، میبلعد و میرود؛
بیآنکه برای اندوه تو، برای دلتنگیات یا برای برنامههایی که هنوز ناتمام ماندهاند، خم به ابرو بیاورد.
شاید یکی از احمقانهترین کارهایی که با زندگی کردیم، اختراع کلمهی «بعداً» بود.
خواستیم بگویم دوستت دارم، گفتیم بعداً.
خواستیم به دیدار بیایم، گفتیم هفتهی بعد.
خواستیم از دل دربیاورم، گفتیم وقتی فرصت شد.
خواستیم بیشتر کنار هم باشیم، گفتیم هنوز وقت هست.
و ما چقدر سادهلوحانه به این «هنوز وقت هست» اعتماد کردیم.
غافل از اینکه مرگ هیچوقت با تقویم ما قرار نمیگذارد.
بیا به ریش این زندگی بخندیم؛
به ریش تمام بعداًها، فرداها و پسفرداهایی که برای خودمان ساختهایم.
بیا از این وسواسِ آماده شدن برای زندگی دست برداریم.
دکتر مولودی
لینک کانال👇
/channel/Dr_astereh1401
لینک کانال👇
/channel/Dr_astereh1401
ارتباط با ما
http://t.me/Admiin140
دکتر مولودی
لینک کانال👇
/channel/Dr_astereh1401
ارتباط با ما
http://t.me/Admiin140
دکتر مولودی
لینک کانال👇
/channel/Dr_astereh1401
ارتباط با ما
http://t.me/Admiin140
دکتر مولودی
شما پرسیدین..
خانم دکتر عزیز عرض ادب دارم ، من تازه کار درمانگری رو شروع کردم، اما خودم خیلی کابوس میبینم. به نظرتون این موضوع میتونه با فشارهای روانی ناشی از کار درمانگری مرتبط باشه؟ و چطور میتونم بفهمم این کابوسها از کجا میان؟
آرام باش عزیز من آرام باش
حكایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمك، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو میرویم، چشمهایمان را میبندیم، همه جا تاریكی است.
آرام باش عزیز من آرام باش
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلالو آفتاب را میبینیم
زیر بوتهای از برف
كه این دفعه
درست از جایی كه تو دوست داری طالع میشود.
شمس لنگرودی
داشتم برای دوره فردا مطالعه می کردم یه سری به دوره ها دیگه ام زدم
دیدم بالای ۲ هزار همکار متخصص با جدیت، حساسیت و مسئولیتپذیری در این مسیر همراه من شدند؛ به من اعتماد کردند و در کلاس ها من و با من نشستند..
این دوره ها برای من فقط یک آموزش نبود؛ یادآوری دوبارهای بود از اینکه وقتی متخصصان کنار هم میایستند، میتوانند تاریکترین لحظات زندگی یک انسان را روشنتر کنند.
دکتر مولودی
خانم دکتر، من ۳۸ سالمه ارشد برق دارم
الان ۶ ساله مستقل از خانواده زندگی می کنم متوجه شدم در مقابل آدمهای مختلف، انگار شخصیتهای متفاوتی دارم. مثلاً کنار یک آدمی آرامم؛ اما کنار یک آدم دیگر عصبی میشوم. انگار در من چند انسان زندگی می کند گاهی حتی احساس میکنم نمیدانم کدام نسخه از من، واقعاً خودِ من است. آیا این طبیعیه؟
یک زمانی برایم خیلی مهم بود که دیگران چه میگویند.
دوست داشتم دوستان زیادی داشته باشم، در جمعهای مختلف باشم و از بیرون، آدمی به نظر برسم که روابط اجتماعی خوبی دارد.
در انجمنهای مختلف شرکت میکردم، به سمینارها و برنامههای مختلف میرفتم.
موسیقیهای تند گوش میدادم.
پیامهایم طولانی بود؛ آنقدر توضیح میدادم که مبادا کسی از حرفم ناراحت شود
اما حالا...
مکالمههایم کوتاهتر شدهاند.
عزیزانم که انگشتان دست کمترن ، برایم کافیاند.
دیگر دلم نمیخواهد در هر جمعی باشم، هر چیزی را تجربه کنم یا برای هر کسی توضیح بدهم که دقیقاً چه منظوری داشتهام.
حالا گاهی یک کتاب را باز میکنم و ساعتها در سکوت، با خودم و نویسندهاش خلوت میکنم.
قبلاً پر بودنِ اطرافم برایم مهم بود؛
حالا پر بودنِ درونم مهمتر است
انگار با گذشت زمان،
چیزهایی که زمانی برایم «مهم» بودند،
آرامآرام جای خودشان را به چیزهایی دادهاند که واقعاً «ارزشمند» هستند.
دکتر مولودی
پاییز ۱۴۰۵
رک باشیم، نه گستاخ...
لینک کانال👇
/channel/Dr_astereh1401
ارتباط با ما
http://t.me/Admiin140
دکتر مولودی
لینک کانال👇
/channel/Dr_astereh1401
ارتباط با ما
http://t.me/Admiin140
دکتر مولودی
بزرگ منشی
دیشب که داشتیم صحبت میکردیم، گفتی چیزی که دوستش داری را میخواهی به دیگری بدهی،
بعد زیر لب گفتی:
«اما خودم ناقص میشم...»
همان لحظه گفتم:
«تو اتفاقاً کامل شدی.»
اینکه بتوانی چیزی را که دوست داری،
فقط به این دلیل که دیگری دوستش دارد، به او ببخشی،
نشانهی بزرگیِ روح توست.
همه میتوانند وقتی چیزی اضافه دارند ببخشند؛
اما بخشیدنِ چیزی که خودت هم دوستش داری،
از جنس دیگریست.
آنجا دیگر مسئله فقط یک بخشش نیست؛
انگار بخشی از «من» را کنار میگذاری
تا «دیگری» هم سهمی از زیبایی داشته باشد.
تو شاید یک چیز را به دیگری دادی،
اما در همان لحظه،
چیزی از جنسِ انسانیت به روح خودت اضافه کردی و آشکار نمودی.
و درست به همین دلیل است که میگویم:
تو ناقص نشدی؛
تو کاملتر شدی.☀️
دکتر مولودی
پرسید: «آدمی از کجا بداند چه کسی را نباید از دست بدهد؟»
گفت: «آن که بعد از هر آشوب، باز هم کنارش آرام میشوی…»
❤️☀️
بدترین چیزی که یک انسان میتونه به شما بده،
احساس گناهه😑😑.
اینکه کاری کنه مدام خودت رو سرزنش کنی؛
برای چیزی که گفتی،
کاری که نکردی،
تصمیمی که گرفتی
یا حتی احساسی که داشتی.
احساس گناهِ مداوم، کمکم آدم رو از خودش دور میکنه؛
تا جایی که به جای اینکه بپرسه «من چی میخوام؟»،
مدام از خودت میپرسی:
«نکنه دارم اشتباه میکنم؟ نکنه من آدم بدیام؟»😵💫😵💫😵💫
گاهی لازم نیست کسی مستقیم آزارتون بده؛
⛔️کافیه کاری کنه همیشه احساس کنید مقصرِ حال بدِ او هستید.⛔️
و اینجاست که باید یک سؤال مهم از خودتون بپرسید:
✅✅«آیا واقعاً مسئول رنج دیگرانم، یا فقط به این احساس از سمت دیگری مسموم شدم؟»
دکتر مولودی
جان من.....
تو برای من فقط یک پدر نبودی؛ اولین مواجهه من با مفهوم «اعتماد» بودی.
من پیش از آنکه خودم را پیدا کنم، انعکاس خودم را در نگاه تو دیدم؛ نگاهی که در آن ناتوانی نبود، ترس نبود، محدودیت نبود.
به یاد ندارم هیچوقت از زبانت شنیده باشم که «نمیشود»، «نمیتوانی»، «تو دختری»، «مردم چه میگویند» یا «این برای تو خوب نیست».
تو به من یاد دادی که انسان را جنسیت، قضاوت دیگران یا مرزهایی که دیگران برایش میکشند تعریف نمیکند؛ انسان را انتخابها، شجاعت و شرافت و جسارت به خودش میسازد.
و من امروز به موهای سفیدت نگاه میکنم...جهان برای لحظهای متوقف میشود؛جایی میان ترسِ از دست دادن و عشقِ عمیقی که به بودنت دارم، میایستم.
تو برای من فقط بخشی از گذشته نیستی؛
تو یکی از زیباترین معناهای اکنونی..
بو کاکم(برای پدرم)
دکتر مولودی
سلام خانم دکتر من مدت زیادی هست که غم و اندوه زیاد و عمیقی رو تجربه میکنم و سرشار از احساس ناامیدی هستم بخاطر اینکه با این وضع قیمت ها هر چقدر هم که کار بکنم فقط باید برای زنده موندن پول در بیارم دنبال یه راهکار هستم و میخوام حل مسئله کنم ولی هر چقدر که فکر میکنم هیچی به ذهنم نمیاد قبلا هم یه راه که ترید کردن بود رو امتحان کردم ولی جوابی ازش نگرفتم میخواستم بدونم شما میتونید راهکاری بهم بدید که حالم بهتر بشه و بدونم با قدم گذاشتن تو اون مسیر به اهدافم میرسم
به خانم دکتر لطفا بگید من حالم خیلی بده لطفا جواب بنده رو بدن🙏🙏🙏
خانم دکتر عزیز ممنون خواهم شد سوال منم پاسخ بدید
من ۳۲ سالمه وارشد معماری تموم کردم الان شغلی ندارم و مجردم
اطرافیانم مدام از من ایراد میگیرن و به نظرم هر کاری میکنم، باز هم از نظرشون کافی نیست. کمکم احساس میکنم شاید واقعاً من مشکل دارم. چطور میتونم بین انتقادهای دیگران و تصویری که از خودم دارم، تفاوت قائل بشم و اجازه ندم این ایرادگرفتنها روی ارزشمندی من تأثیر بذاره؟
دکتر عزیز، عرض ادب و احترام دارم. 🌹 همیشه صحبتها و نوشتههای شما رو دنبال میکنم و خیلی برام آموزندهست.
یه سؤال ذهنم رو درگیر کرده. از کجا بفهمیم از نظر روانشناختی آدم سالمی هستیم؟ مخصوصاً در رابطه عاطفی، یک آدم سالم چه ویژگیهایی داره؟
امروز در جلسهی درمانی، در لحظهی سختی قرار گرفتم؛
بین اینکه به قلبم رجوع کنم یا به رفرنسهایم؟
به تجربهی زندگی اعتماد کنم
یا به آموختههایم؟
به شکم اعتماد کنم
یا
به اعتمادم شک کنم؟
و شاید بلوغ حرفهای درست از همینجا آغاز میشود؛ از جایی که میدانم هر مراجع، جهانی یگانه است و هیچ دانشی، بهتنهایی، تمام پیچیدگیهای او را توضیح نمیدهد.
من به دانستههایم تکیه میکنم، به تجربهام گوش میسپارم و در برابر آنچه هنوز نمیدانم، فروتن میمانم..
چرا که درمانگر بودن، برای من، نه هنرِ دانستنِ پاسخها، که مسئولیتِ یافتنِ درستترین پاسخ برای انسانی است که روبهرویم نشسته است.
دکتر مولودی
تو آن دورِ نزدیکی
نزدیکتر از جان....☀️
لینک کانال👇
/channel/Dr_astereh1401
ارتباط با ما
http://t.me/Admiin140
دکتر مولودی
همه آنچه بر تو گذشت
فقط خاطره نشد...
نگاهت را عوض کرد
فهمت را عمیق تر کرد
و از تو انسان دیگری ساخت
و شاید یکی از پیچیدگیهای کار ما همین باشد؛
باید پناه بمانیم،
حتی زمانی که ضعف و سرماخوردگی سراغمان میآید،
برای آدمهایی که در آن لحظه،
به حضور امن ما نیاز دارند.
دکتر مولودی
گاهی مشکل از هیچچیز نیست....
از این است که گاهی آدمها خسته میشوند....
خسته از
از تلاش برای درست نگه داشتنِ چیزهایی که برایشان مهم است...
از اینکه همیشه باید قوی باشند و احساساتشان را مدیریت کنند.
اینجاست که ظرفیت روانیِ فرد کمتر میشه
در این حالت ممکن است آدم کمتر حرف بزند،
کمتر حوصله داشته باشد..
و از چیزهایی که قبلاً خوشحالش میکردند فاصله بگیرد
دکتر مولودی
هرگونه رشدی نیازمند وداع است،
وداع با ارزشهای سابق،
رفتارهای سابق،
عشقهای سابق
و هویت سابقتان؛
از این رو رشد و آگاهی با چاشنی اندوه همراه است.
دکتر مولودی عزیز سلام. همیشه از خودارزیابی و شناخت خودمون صحبت میکنید. من میخواستم بدونم وقتی آدم داخل یک رابطه عاطفی هست، چطور میتونه خودش رو ارزیابی کنه؟
مثلاً از کجا بفهمم چیزی که در این رابطه احساس میکنم واقعاً خواسته و انتخاب خودمه، یا اینکه به خاطر ترس، عذاب وجدان، عادت یا وابستگی دارم ادامه میدم؟
چطور بهتر و درستتر صحبت کنیم؟
لینک کانال👇
/channel/Dr_astereh1401
ارتباط با ما
http://t.me/Admiin140
دکتر مولودی
اگه اون فرد، پدر و مادر باشه چی؟
مرتب بگن با اومدن تو زندگی ما بدتر شد.
اگه تو رو نمیزاییدم انقدر مریض نبودم
و...
مراجع: میترسم مهاجرت کنم.
🧠 من: چرا میخوای مهاجرت کنی؟
مراجع: راستش... نمیدونم چی میخوام.
🧠 من: ولی الان میدونی چی نمیخوای؟
مراجع: آره... نمیخوام اینجا بمونم.
🧠 من: اگر هیچکس قرار نبود درباره تصمیمت نظر بده، باز هم مهاجرت میکردی؟
مراجع: نمیدونم.
🧠 من: اگر مهاجرت کنی و همه بگن «تصمیم خیلی خوبی گرفتی»، ولی خودت خوشحال نباشی، چه؟
مراجع: دکتر... (اشک در چشم)من دارم مهاجرت میکنم که بقیه راضی باشن.
🧠 من: پس شاید قبل از اینکه تصمیم بگیری کجا زندگی کنی، باید بفهمی برای چه کسی داری زندگی میکنی؟؟
اشک لغزیده وسکوت اتاق...
دکتر مولودی