difaazshia | Unsorted

Telegram-канал difaazshia - بازگشت به شیعه

-

💫 نگاشته هايي از سر اجبار در رد افكار انحرافي !

Subscribe to a channel

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 حضرت ابوطالب سلام الله عليه عاقد خطبة عقد خاتم الأنبياء صلوات اله عليه وحضرت خديجه سلام الله عليها

به مناسبت سالروز ازدواج حضرت محمد و خديجة سلام الله عليهما


طبق روايات شيعه و سني ، حضرت ابو طالب عليه السلام ، به خواستگاري خديجه رفت وخود آن حضرت خطبه عقد را جاري كرد ، به چند روايت از مصادر شيعه و سني در اين باره اشاره مي كنيم :

مرحوم شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه مي نويسد :

🔷 وَ خَطَبَ أَبُو طَالِبٍ رَحِمَهُ اللَّهُ لَمَّا تَزَوَّجَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله وسلم) خَدِيجَةَ بِنْتَ خُوَيْلِدٍ رَحِمَهَا اللَّهُ بَعْدَ أَنْ خَطَبَهَا إِلَي أَبِيهَا وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ إِلَي عَمِّهَا فَأَخَذَ بِعِضَادَتَيِ الْبَابِ وَ مَنْ شَاهَدَهُ مِنْ قُرَيْشٍ حُضُورٌ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنْ زَرْعِ إِبْرَاهِيمَ وَ ذُرِّيَّةِ إِسْمَاعِيلَ وَ جَعَلَ لَنَا بَيْتاً مَحْجُوجاً وَ حَرَماً آمِناً يُجْبي إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَجَعَلَنَا الْحُكَّامَ عَلَي النَّاسِ فِي بَلَدِنَا الَّذِي نَحْنُ فِيهِ ثُمَّ إِنَ ابْنَ أَخِي مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لَا يُوزَنُ بِرَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَّا رَجَحَ وَ لَا يُقَاسُ بِأَحَدٍ مِنْهُمْ إِلَّا عَظُمَ عَنْهُ وَ إِنْ كَانَ فِي الْمَالِ قَلَّ فَإِنَّ الْمَالَ رِزْقٌ حَائِلٌ وَ ظِلٌّ زَائِلٌ وَ لَهُ فِي خَدِيجَةَ رَغْبَةٌ وَ لَهَا فِيهِ رَغْبَةٌ وَ الصَّدَاقُ مَا سَأَلْتُمْ عَاجِلُهُ وَ آجِلُهُ مِنْ مَالِي وَ لَهُ خَطَرٌ عَظِيمٌ وَ شَأْنٌ رَفِيعٌ وَ لِسَانٌ شَافِعٌ جَسِيمٌ فَزَوَّجَهُ وَ دَخَلَ بِهَا مِنَ الْغَدِ فَأَوَّلُ مَا حَمَلَتْ وَلَدَتْ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مُحَمَّدٍ (صلي الله عليه وآله وسلم) .
📚 من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص: 398 .

🔶 هنگامي كه رسول خدا صلّي اللَّه عليه و آله در جلسه خواستگاري خديجه دخترخويلد ، رحمها اللَّه ، با پدر يا عموي او صحبت مي كرد ، أبو طالب در اجتماع قريش حضور يافت و در حالي كه دو طرف در حجره را گرفته بود خطبه عقد را اين چنين آغاز كرد : «سپاس خداي را كه ما را از نسل ابراهيم و ذرّيّه اسماعيل قرار داد ، و براي ما خانه اي نهاد كه مردمان گرد او طواف كنند ، و نيز حرم امني كه از اطراف جهان نعمت ها به سوي آن مي آورند ، و ما را در ديار خود بر مردم فرمانروا قرار داد ، آنگاه گفت : اين برادر زاده من محمّد بن عبد اللَّه بن عبد المطّلب با هيچ يك از مردان قريش سنجيده نشود جز آن كه برتري يابد ، و با هيچ كس از آنان قياس نگردد ، جز آن كه بزرگتر آيد اگر چه از مال دستش تهي است (لكن اين نقص نيست) ؛ زيرا كه مال نصيبي ناپايدار و سايه اي زود گذر است ، و اكنون او را به همسري با خديجه رغبتي است و خديجه را بازدواج با او شوقي، و آنچه از مهريّه و صداق باشد بر عهده من خواهد بود چه نقدينه و چه بر ذمّه، و او داراي موقعيّت حسّاسي است شخصيّت و مرتبه اي رفيع دارد، و داراي زباني است نرم و كاربر» و خديجه را به همسري او درآورد و رسول خدا صلّي اللَّه عليه و آله فرداي آن روز با وي عروسي كرد و اوّلين فرزندي كه از پيغمبر(ص) حامله گشت عبد اللَّه بن محمّد صلوات اللَّه عليه و آله بود.

📚 الكافي ، شيخ الكليني ، ج 5 ، ص 374 -
375 و رسالة في المهر ، شيخ المفيد ، ص 29 وعوالي اللئالي ، ابن أبي جمهور ، ج 3 ، ص113 و ...
.

بسياري از علماي اهل تسنن نيز روايت خطبه خواندن ابي طالب عليه السلام را نقل كرده اند ؛ از جمله آلوسي در تفسير خود مي نويسد :

🔷 وقد صح أن أبا طالب يوم نكاح النبي صلي الله عليه وسلم خطب بمحضر رؤساء مضر . وقريش فقال : الحمد لله الذي جعلنا من ذرية إبراهيم وزرع اسماعيل وضئضيء معد وعنصر مضر وجعلنا حضننة بيته وسواس حرمه وجعل لنا بيتا محجوجا وحرما آمنا وجعلنا الحكام علي الناس ثم أن ابن أخي هذا محمد بن عبد الله لا يوزن برجل إلا رجح به فإن كان في المال قل فإن المال ظل زائل وأمر حائل ومحمد من قد عرفتم قرابته وقد خطب خديجة بنت خويلد وبدل لها من الصداق ما آجله وعاجله من مالي كذا وهو والله بعد هذا له نبأ عظيم وخطر جليل .
📚 تفسير الآلوسي ، الآلوسي ، ج 18 ، ص 51.

🔶 اين مطلب صحت دارد كه ابوطالب (عليه السلام) در روز نكاح پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) در حضور رؤساء قبيله مضر و قريش اين خطبه را خواند : ... .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰 تحقیق لطیف حول التوقیع الشریف

✍️ الفقيه الشيخ يد الله دوز دوزاني

🔷 أما التوقيع الشريف ... والذي يفهم من التوقيع الشريف أمران :
الأول : ان النيابة الخاصة التي شرعت لعثمان بن سعيد العمري قد انقضي أمدها وانسد بابها بوفات السمري وذلك لمكان قوله في التوقيع: ولا توص إلي أحد فيقوم مقامك بعد وفاتك
الثاني : عدم امكان مشاهدته وظهوره في أعين الناس وظهور التوقيع الشريف في هذا واضح لا سترة فيه بل يمكن ادعاء صراحته فيه والوجه في ذلك أن قوله: فقد وقعت الغيبة التامة صريح في أن الغيبة إلي موت السمري كانت ناقصة ونقصان الغيبة لا يتصور الا بأن يكون الرؤية فيها متصورا وممكنا وأما بعد هذا فانما وقعت الغيبة التامه فلا يمكن الرؤية فيها لأحد ... ثم شرع بأنباءغيبي وهو ظهور أفراد شيادين يدعون المشاهدة بقوله: سيأتي من يدعي المشاهدة الجملة وما بعدها كالمستقل او تفريع لما ذكره فيعلن الإمام بوجود أفراد الكذابين يدعون المشاهدة وانه لا للشيعة تكذيبهم ... يبقي في بيان التوقيع شيئان :
الأول : معني المشاهدة ولايبعد ادعاء استعمالها فيما يكون الطرفان عارفين الاخر حين المشاهدة وان كان اثباته لغة مشكلا، ففي المجمع: فسر المشاهدة بالمعاينة والمعاينة بالرؤية، ونحوه في المنحد وغيره نعم في لسان العرب ما يمكن استفادة ما ذكرناه منه فانه فسر المشاهدة بالمعاينة وقال في المعاينة: ولقيته عين عنة ومعاينة كل ذلك بمعني اي مواجهة .
فعلي فرض انصراف الماشاهدة بالرؤية مع المعرفة هل يوجب تقييد قوله فلا ظهور؟ ليصير المعني فلا ظهور لاحد مع كون الرائي عارفا له حين الرؤية؟ فمن المحتمل قويا ذلك والوجه فيه انه وان كان التوقيع مشتملا علي ثلاث مراحل كلها مستقلة في المعني الا ان الإتكاء في الخبر علي المشاهدة مكررا مع كون الجملة الأخيرة كالتفريع لما قبلها يرشدنا الي تفسير الظهور وان المراد من اريد من المشاهدة ولا بأس به ولايفسد المعني
الثاني: ... يظهر من التأمل في نفس التوقيع الشريف، فإن قوله فقد وقعت الغيبة التامة فلا ظهور الا بعد اذن الله صريح في عدم امكان المشاهدة في الغيبة الكبري مطلقا، فنفي الظهور ب لاء النافية للجنس معلقا علي قوله: الا بعد اذن الله تعالي يرشد بذلك، فتقييد هذا بالإدعاء لا معني له بل يفسد المعني كما لا يخفي علي الخبير بالأساليب ...

اما از توقيع می‌توان دو نکته را استنباط کرد:
اول: نیابت خاصی که ... تعیین شده بود، با فوت سمری به پایان رسید و این باب بسته شد این موضوع به دلیل عبارت موجود در نوشته مشخص است: "هیچ‌کس را به کسی معرفی نکنید تا بعد از من جایگزین من شود."
دوم: امکان مشاهده و ظهور ایشان در انظار مردم وجود ندارد این موضوع در خود نوشته کاملاً واضح است ... دلیل این امر این است که عبارت "غیبت کامل رخ داده است" بیان می‌کند که غیبت تا زمان فوت سمری ناقص بود و نقص تنها در صورتی متصور است که امکان مشاهده و دیدار وجود داشته باشد اما پس از آن غیبت کامل رخ داده و هیچ‌کس نمی‌تواند ایشان را ببیند سپس ایشان به ظهور مدعیان دروغین اشاره می‌کنند: "کسی خواهد آمد که ادعا کند ایشان را دیده است."
و دو نکته دیگر در تفسیر این نوشته باقی است:
اول: معنای "مشاهده" استفاده از این واژه در مواردی که هر دو طرف از یکدیگر آگاه هستند، دور از منطق نیست اگرچه اثبات این موضوع از نظر زبانی ممکن است دشوار باشد، اما در "المجمع" آمده است: "مشاهده" به معنای "مشاهده مستقیم" و "مشاهده مستقیم" به معنای "دیدن" است و در "المنجد" و دیگر منابع نیز نظرات مشابهی وجود دارد البته، در "لسان العرب" نیز می‌توان نکاتی را استخراج کرد که با آنچه گفته شد، همخوانی دارد در این کتاب "مشاهده" به معنای "مشاهده مستقیم" و "مشاهده مستقیم" به معنای "مواجهه" تعریف شده است.
بنابراین اگر فرض کنیم که "مشاهده" به معنای "دیدن" همراه با "آگاهی" باشد، آیا این موضوع محدودیت "قول" ایشان را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ یعنی آیا می‌توان گفت که "هیچ‌کس نمی‌تواند ایشان را ببیند" حتی اگر بیننده ایشان را نشناسد؟ به احتمال زیاد این موضوع صحیح است دلیل آن این است كه تاکید بر "مشاهده" و تکرار آن به همراه این نکته که جمله آخر، تفسیری از جملات قبل است، ما را به این نتیجه می‌رساند که منظور از "مشاهده" همان "دیدن" است و این موضوع مشکلی ایجاد نمی‌کند و معنای نوشته را تغییر نمی‌دهد.
دوم: ...با بررسی دقیق خود نوشته، مشخص می‌شود که عبارت "غیبت کامل رخ داده است و هیچ‌ظهوری بدون اجازه خداوند وجود ندارد" به صراحت بیان می‌کند که در غیبت کبری، هیچ‌گونه مشاهداتی امکان‌پذیر نیست نفی ظهور با استفاده از "لام نفی جنس" و ذکر عبارت "مگر با اجازه خداوند" این موضوع را تأیید می‌کند بنابراین محدود کردن این عبارت با "ادعا" معنایی ندارد و حتی باعث فساد معنا می‌شود همانطور که یک متخصص دراین زمینه می‌داند.


📚 تحقيق لطيف حول التوقيع الشريف ص 3-10 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 تضاد قاعده الواحد با ضروريات عقائد مسلمين

✍ العلامة المتكلم الفقيه الشيخ محمد باقر المجلسي رحمه الله تعالي


🔷 ولعمری من قال بأن الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد و کل حادث مسبوق بمادة و ما ثبت قدمه امتنع عدمه و بأن العقول و الأفلاك و هیولى العناصر قدیمة و أن الأنواع المتوالدة کلها قدیمة و أنه لا یجوز إعادة المعدوم و أن الأفلاك متطابقة و لا تکون العنصریات فوق الأفلاك و أمثال ذلك ، کیف یؤمن بما أتت به الشرائع و نطقت به الآيات و تواترت به الروایات من اختیار الواجب «و أنه یَفعَلُ ما یَشاءُ و یَحْکُمُ ما یُریدُ» و حدوث العالم وحدوث آدم و الحشر الجسماني و کون الجنة في السماء مشتملة على الحور و القصور والأبنية والمساکن والأشجار والأنهار وأن السماوات تنشق و تطوى و الکواکب تنتثر و تتساق بل تفنى وأن الملائكة أجسام ملئت منهم السماوات ینزلون و یعرجون و أن النبي صلي الله علیه وآله قد عرج إلى السماء و کذا عیسى و إدریس علیهما السلام و کذا کثیر من معجزات الأنبیاء والأوصياء علیهم السلام من شق القمر و إحیاء الأموات و ردّ الشمس و طلوعها من مغربها و کسوف الشمس في غیر زمانه و خسوف القمر في غیر أوانه و أمثال ذلك و من أنصف و رجع إلى کلامهم علم أنهم لا یعاملون أصحاب الشرائع الا کمعاملة المستهزئ بهم أو من جعل الأنبياء علیهم السلام کأرباب الحیل والمعمیات الذین لا یأتون بشيء یفهمه الناس بل یلبسون علیهم في مدة بعثتهم أعاذنا الله و سائر المؤمنین عن تسویالتهم و شبههم .

🔹
و به جانم قسم، هر کس بگوید که از واحد فقط یک واحد صادر مى شود ، و هر پدیده ای مسبوق به ماده است ، و هر چیزی که قدم اش ثابت شده، عدم آن ممکن نیست، و عقل، اجرام آسمانی و مادهٔ عناصر(هیولی)، همگی ازلی هستند، و تمام موجودات متولد شده نیز ازلی هستند، و اینکه ایجاد دوبارهٔ چیزی که از بین رفته، ممکن نیست، و اجرام آسمانی با هم یکسان هستند و عناصر بالاتر از اجرام آسمانی نیستند، چگونه به آنچه که شریعت‌آورده‌ و آیات آن بیان کرده‌اند و روایات فراوانی آن را تایید می‌کنند، ایمان بیاورد؟ اینها از "انتخاب واجب" است که "هر چه بخواهد انجام می‌دهد و هر چه اراده کند، حکم می‌کند." و همچنین به خلقت جهان، خلقت آدم، قیامت جسمانی، و وجود بهشت در آسمان که شامل حوریان، قصرها، ساختمان‌ها، خانه‌ها، درختان و رودخانه‌ها است، و اینکه آسمان‌ها شکافته می‌شوند و تا می‌شوند، و ستارگان پراکنده می‌شوند و به سقوط می‌افتند، بلکه نابود می‌شوند، و اینکه فرشتگان، موجوداتی هستند که آسمان‌ها از آنها پر شده‌اند، و فرود می‌آیند و به آسمان‌ها صعود می‌کنند، و اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان عروج کرد، و همین‌طور عیسی و ادریس (علیهما السلام)، و همچنین بسیاری از معجزات انبیاء و اوصیاء (علیهم السلام)، مانند شکافتن ماه، زنده کردن مردگان، بازگرداندن خورشید و طلوع آن از غرب، و گرفتگی خورشید در زمان نامناسب و خسوف ماه در زمان نامناسب، و موارد مشابه. و هر کسی که منصف باشد و به گفتار آنها مراجعه کند، متوجه می‌شود که آنها با پیروان شریعت‌، نه به عنوان یک دوست، بلکه به عنوان کسی رفتار می‌کنند که به آنها تمسخر می‌کند، یا اینکه انبیاء (علیهم السلام) را مانند صاحبان ترفندها و فریب‌ها می‌دانند که هیچ چیز مفیدی برای مردم نمی‌آورند، بلکه در طول دوران بعثت خود، مردم را گیج می‌کنند. خدا ما و سایر مومنان را از فریب‌ها و شبهات آنها حفظ کند.

📚 بحار الأنوار ج 8 ص 328 .


🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰 خصائص الصلاة وفضائلها عند الإمامية
روايات كثيري در تراث اماميه بالنسبة مقدار ثواب صلوات بصيغه [اللهم صل علي محمد وآل محمد] بإيدينا واصل ميباشد كه در اين مقام به بعض از أحاديث معتبر عند القوم اشاره ميكنيم :

1️⃣ تکفي مؤونة الدنيا والآخرة
- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّه ص إِنِّي أَجْعَلُ لَكَ ثُلُثَ صَلَوَاتِي لَا بَلْ أَجْعَلُ لَكَ نِصْفَ صَلَوَاتِي لَا بَلْ أَجْعَلُهَا كُلَّهَا لَكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّه ص إِذاً تُكْفَى مَئُونَةَ الدُّنْيَا والآخِرَة .
الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 491 .

مردی نزد پیامبر آمد و گفت: «ای فرستاده خدا، من یک‌سومِ صلواتم را به شما اختصاص می‌دهم؛ بلکه نیمی از صلواتم را؛ بلکه همه آن‌ها را به شما اختصاص خواهم داد.» پیامبر خدا پاسخ دادند: «در آن صورت، از بارِ [مشکلات و دغدغه‌های] دنیا و آخرت آسوده خواهی شد.»

2️⃣ الدعاء من دونها محجوب
- عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ كُلُّ دُعَاءٍ يُدْعَى اللَّه عَزَّ وجَلَّ بِه مَحْجُوبٌ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ .
الكافي للشيخ الكليني ج2 ص 493 .

او گفت: «هر دعایی که خطاب به خداوند باشد، از رسیدن به آسمان‌ها بازداشته می‌شود تا زمانی که بر محمد و خاندان محمد درود فرستاده شود.»

3️⃣ ترفع النسيان
- أبي هاشم داود بن القاسم الجعفري عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر عليهما السلام في حديث طويل أن الحسن المجتبي أجاب السائل الذي سأله عن الذكر والنسيان ؟ فقال سيد شباب أهل الجنة : وأما ما ذكرت من أمر الذكر والنسيان فإن قلب الرجل في حق وعلى الحق طبق فإن صلى الرجل على ذلك على محمد وآل محمد صلاه تامه انكشف ذلك الطبق عن ذلك الحق فأضاء القلب وذكر الرجل ما كان نسي فإن هو لم يصل محمد وآل محمد أو نقص من الصلاة عليهم انطبق الطبق على ذلك الحق فأظلم القلب ونسي الرجل ما كان ذكره ... .
عيون أخبار الرضا للشيخ الصدوق ج 1 ص 68 .

اما در باب آنچه درباره یادآوری و فراموشی گفتید: قلب آدمی بر محور «حق» استوار است، اما پرده‌ای بر آن حق کشیده شده است. هرگاه انسان بر محمد و آل محمد درود فرستد —آن هم درودی کامل— آن پرده از روی حق کنار می‌رود؛ قلب نورانی می‌شود و آدمی آنچه را که فراموش کرده بود، به یاد می‌آورد. اما اگر از درود فرستادن بر محمد و آل محمد بازماند یا درودی ناقص نثار کند، آن پرده دوباره روی حق را می‌پوشاند؛ قلب تیره می‌شود و آدمی آنچه را که پیش‌تر به یاد داشت، از خاطر می‌برد.

4️⃣ أنها كذكر الله [عشر حسنات]
عن عبد الحميد عن أبي عبد الله عليه السلام قال : من ذكر الله كتبت له عشر حسنات ، ومن ذكر رسول الله صلى الله عليه وآله كتبت له عشر حسنات لان الله تعالى قرون رسوله بنفسه .
علل الشرايع للشيخ الصدوق ج 2 ص 579 .

هر کس خداوند را یاد کند، ده حسنه برایش ثبت می‌شود و هر کس فرستاده خدا را یاد کند نیز ده حسنه برایش ثبت می‌گردد؛ زیرا خداوند متعال، فرستاده خویش را به خود پیوند داده است.

5️⃣ أثقل ما في الميزان
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ مَا فِي الْمِيزَانِ شَيْءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وإِنَّ الرَّجُلَ لَتُوضَعُ أَعْمَالُه فِي الْمِيزَانِ فَتَمِيلُ بِه فَيُخْرِجُ ص الصَّلَاةَ عَلَيْه فَيَضَعُهَا فِي مِيزَانِه فَيَرْجَحُ بِه .
الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 494 .

6️⃣ تذهب بالنفاق
- عَنْ عَبْدِ اللَّه بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّه ص الصَّلَاةُ عَلَيَّ وعَلَى أَهْلِ بَيْتِي تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ .
الكافي للشيخ الكليني ج 2 ص 492 .

7️⃣ تغفر الذنوب بشكل عجيب
- عن عبد الله بن سنان ، عن أبي عبد الله الصادق ( عليه السلام ) ، قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : ذات يوم لعلي ( عليه السلام ) : ألا أبشرك ؟ فقال : بلى بأبي أنت وأمي ، فإنك لم تزل مبشرا بكل خير . فقال : أخبرني جبرئيل آنفا بالعجب . فقال له علي ( عليه السلام ) : وما الذي أخبرك يا رسول الله ؟ قال : أخبرني أن الرجل من أمتي إذا صلى علي وأتبع بالصلاة على أهل بيتي ، فتحت له أبواب السماء وصلت عليه الملائكة سبعين صلاة ، وإن كان مذنبا خطأ ، ثم تتحات عنه الذنوب كما يتحات الورق من الشجر ، ويقول الله تبارك وتعالى : لبيك يا عبدي وسعديك ، ويقول الله لملائكته : يا ملائكتي ، أنتم تصلون عليه سبعين صلاة ، وأنا أصلي عليه سبعمائة صلاة . وإذا صلى علي ولم يتبع بالصلاة على أهل بيتي ، كان بينها وبين السماء سبعون حجابا ، ويقول الله جل جلاله : لا لبيك ولا سعديك ، يا ملائكتي لا تصعدوا دعاءه إلا أن يلحق بنبي عترته ، فلا يزال محجوبا حتى يلحق بي أهل بيتي .
الأمالي للشيخ الصدوق ص 676 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 تحقیق در معنای رزق و حلم و صبر

فقیه متکلم حاج شیخ محمد جواد محولاتی خراسانی رحمه الله تعالی

🔷 خداوند را برای بندگان دو نوع رزق است ، یکی رزق مقسوم که خود برای کسی مقرر و مقدار فرموده ، یا کم و یا زیاد وآنچه در اخبار وارد است که رزق زیاد و کم نمی شود ویا چه پیِّ آن بروی و چه نروی می رسد ، این قسم است، یعنی رزق مقسوم است. یکی دیگر رزق فضلی است که فرموده «واسألوا الله من فضله» و آن امری است زائد بر مقسوم و آن موقوف بر کسب و طلب است ولو دعاء و درخواست کردن .

وآنچه در اخبار وارد شده از تحسین و تاکید بر صبر بر فقر و قناعت همان صبر بر رزق مقسوم است و معنی آن تفویض امر است به سوی خدا در اختیار و ساختن و راضی شدن به آنچه او مقرر و حواله فرماید واو را هم حد معینی نیست ، گاه تنگی می دهد و گاهی فشار می دهد و گاهی رفاهیت می دهد ، بر یک حال ثابت نیست ، لهذا صبر بر آن برای بشر ضعیف مخصوصا اگر آلوده هوا و پرورده تَعیُّش باشد مشکل است وچون در خور طاقت عموم نیست ، بر همه واجب نشده ولی جزء کمال بندگی شده و بندگان کامل خدا در این جهت می کوشیدند که این مرتبه را احراز کنند ، یعنی کاملا خود را تحت اختیار حق قرار می دهند که آنچه او برای ایشان پسند کند ، همان را واین مقام صبر و تسلیم رضا است نهایت در جهات دیگر از ابتلائات و ما چون اهل این حرفها نیستیم وفقط بر زندگی صوری چشم داریم «ذلك مبلغهم من العلم» وبه کلی از خاطره ما رفته که صبری هم هست و رضا و تسلیمی هم هست و هیچ فکر نمی کنیم که صبر یعنی چه و رضا یعنی چه و تسلیم یعنی چه ؟ با آن همه تاکیداتی که در امر به تحصیل این مقامات شده لهذا زبان به اعتراض می گشائیم .


پ . ن : فرق بین حلم و صبر : حلم موردش با مخلوقین است و گاهی حلم ناشی از صبر است و صبر موردش با خالق و هم با مخلوق است و صبر نوعا در موارد خارج از قدرت است مثلا اگر بلائی از جانب خدا به شخص وارد شود ، نمی شود گفت *حلم کردم* بلکه باید بگوید صبر کردم .

📚 شرح زندگانی ، چرایی تحمل رنجها ، ص 159 الي 162 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 اتفاق علماء السنة على أنْ جميع معجزات الأنبياء (ع) يمكن أنْ تقع للأولياء

🔹 إحدي الموارد كه بعض جهلاء أهل الخلاف به سبب آن اماميه را متهم به غلو ميكنند، كراماتي ست كه از أهل البيت ع جاري شده والحال أعاظم اعلام اهل الخلاف اقرار به آن دارند
به بعض موارد اشاره ميكنيم :

1- ابن تيمية

يقول ابن تيمية أيضاً : ومن أصول أهل السنة والجماعة التصديق بكرامات الأولياء ، ما يجري الله على أيديهم من خوارق العادات في أنواع العلوم والمكاشفات وأنواع القدرة والتأثيرات كالمأثور عن سائر الأمم .
📚 مجموع فتاوى ابن تيمية ج3 ص 156.

2- أحمد بن حنبل
يقول أبـو بكر الخلال أثناء حديثـه عن عقيـدة أحمـد بن حنبل : وكـان يذهب إلى جواز الكرامات للأولياء ويفرق بينها وبين المعجزة وذلك أن المعجزة توجب التحري إلى صدق من جرت على يده فإن جرت على يدي ولي كتمها وأسرها وهذه الكرامة وتلك المعجزة وينكر على من رد الكرامات ويضلله .

📚 العقيدة لأحمد بن حنبل برواية أبي بكر الخلاّل ص 126 ط. دار قتيبة / دمشق سنة 1408هـ .

3- أبو بكر البيهقي
وإنما لا يجوز ظهور الكرامات على الكاذبين ، فأما على الصادقين فإنه يجوز ويكون ذلك دليلا على صدق من صدقه من أنبياء الله عز وجل ، وقد حكى رآه صلى الله عليه (وآله) وسلم من الكرامات التي ظهرت على جريح الراهب والصبي الذي ترك السحر ، وتبع الراهب والنفر الذين آووا إلى غار من بني إسرائيل فانحطت عليهم الصخرة ، وغيرهم ما يدل على جواز ذلك ، وقد ظهر على أصحابه في زمانه وبعد وفاته ثم على الصالحين من أمته ما يوجب اعتقاد جوازه وبالله التوفيق .
📚 كتاب الاعتقاد ص 308 ط. دار الآفاق الجديدة / بيروت سنة 1401هـ .

5- السفاريني الحنبلي
في ذكر كرامات الأولياء التي يجب اعتقادها ولا يجوز نفيها وإهمالها ... والحاصل أنّ الكرامة لا بد أنْ تكون أمراً خارقاً للعادة أتى ذلك الخارق عن امرئ صالح ، وهو الولي العارف بالله وصفاته حسب ما يمكن ، المواظب على الطاعات المجتنب عن المعاصي المعرض عن الانهماك في الملذات والشهوات من ذكر وأنثى ، ولا بد أنْ يكون هذا الخارق في زماننا وبعده وقبله منذ بعث نبينا محمد صلى الله عليه (وآله) وسلم من إنسان تابع لشرعنا معشر المسلمين ...
📚 لوامع الأنوار البهية وسواطع الأسرار الأثرية ج2 ص 392 ط. المكتب الإسلامي / بيروت – دار الخاني / الرياض سنة 1411هـ - 1991م .

6- الغزنوي الحنفي
ظهور كرامات الأولياء على طريق نقض العادة وخرقها جائز ، لأنه في قدرة الله تعالى ممكن ، وليس فيه وجه من وجوه الاستحالة ، ويجوز أنْ الله تعالى أكرم ولياً بكل آية يخصه ، بذلك ثبت بالكتاب والسنة .
📚 كتاب أصول الدين ص 162 ، 163 ط. دار البشائر الإسلامية / بيروت سنة 1419هـ - 1998م .

7- سعد الدين التفتازاني
الولي العارف بالله تعالى ، الصارف همته عما سواه ، والكرامة ظهور أمر خارق للعادة قبله بلا دعوى النبوة ، وهي جائزة ولو بقصد الولي ، ومن جنس المعجزات ، لشمول قدرة الله تعالى ، وواقعة كقصة مريم ، وآصف ، وأصحاب الكهف ، وما تواتر جنسه من الصحابة والتابعين ، وكثير من الصالحين ... الخ .
📚 شرح المقاصد ج5 ص 72 .

ويقول في مقام الإستدلال على وقوع الكرامات : والثاني : ما تواتر معنا وإنْ كانت التفاصيل آحاداً من كرامات الصحابة والتابعين ، ومن بعدهم من الصالحين ، كرؤية عمر رضي الله عنه على المنبر جيشه بنهاوند حتى قال : يا سارية الجبل ، وسمع سارية ذلك ، وكشرب خالد رضي الله عنه السم من غير أنْ يضر به ، وأما من علي (ع) رضي الله تعالى عنه فأكثر من أنْ تحصى .
📚 شرح المقاصد ج5 ص 74 ، 75 .

8- ابن خلدون
... مع أنّ الوجود شاهد بوقوع الكثير من هذه الكرامات ، وإنكارها نوع مكابرة وقد وقع للصحابة وأكابر السلف كثير من ذلك ، وهو معلوم مشهور .
📚 مقدمة ابن خلدون ص 471 ط. دار الفكر / بيروت سنة 1419هـ - 1998م .

9- النووي
ومنها إثبات كرامات الأولياء وهو مذهب أهل السنة خلافاً للمعتزلة ، وفيه أنّ كرامات الأولياء قد تقع باختيارهم وطلبهم ، وهذا هو الصحيح عند أصحابنا المتكلمين ، ومنهم من قال لا تقع باختيارهم وطلبهم ، وفيه أنّ الكرامات قد تكون بخوارق العادات على جميع أنواعها ، ومنعه بعضهم وادعى أنها تختص بمثل إجابة دعاء ونحوه ، وهذا غلط من قائله وإنكار للحس ، بل الصواب جريانها بقلب الأعيان وإحضار الشيء من العدم ونحوه .
📚 شرح صحيح مسلم للنووي ج11 ص 108 .

10- الملا علي القاري الحنفي
ثم ظاهر كلام الإمام الأعظم (أبو حنيفة) رحمه الله في هذا المقام موافق لما عليه جمهور العلماء الأعلام من أنّ كـل ما جاز أنْ يكـون معجزة لنبي جـاز أنْ يكـون كـرامة لـولي لا فارق بينهما إلا التحدي .
📚 شرح الفقه الأكبر ص 131 ط. دار الكتب العلمية / بيروت سنة 1416هـ - 1995م .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 علي محمد باب واتباع او [فتنه بابيه] - عصر ناصري

✍ متكلم حاذق ، فقيه سترگ ملا حسينعلي تويسركاني
رحمه الله تعالي

[اتباع علي محمد باب شيرازي] تا آنكه كم كم باز اجتماع نمودند و ظاهر شدند ودعاوي عجيبي كردند واباطيل غريبي اظهار نمودند مثل اينكه من جناب سيدالشهداء ميباشم و بعض ديگر مدعي شد من امام رضا هستم و ديگري گفت من سلمان فارسي هستم وجمعي ديگر اتفاق كردند بر قتل سلطان عصر
خُلَّد الله ملكه حتي آنكه در روز روشن علي رؤس الاشهاد با اجتماع در عساكر در ركاب تشريف سلطان آلت حرب از قبيل طپانچه و قمه بر سلطان زدند و انداختند و آن جان جهانيان و قبله مسلمين و سلطان مؤمنين را مجروح نمودند وخداوند عالم بر عامه ناس ترحم فرموده و حفظ وجود شريف را فرمودند و به اين جهت باز آن حافظ دين و ناصر ملة وآيين أدام الله شوكته در مقام قتل آنها بر آمدند وآنها را از گوشه و كنار پيدا كردند و به قتل رسانيدند والحال كسي از آنها ظاهر و پيدا نيست .

📚 شهاب ثاقب ص 6 - 7 .

صاحب نجوم السماء همين مطلب را از ملا شفيعا نقل ميفرمايد :

قرة العين* والباب سببا لإضلال جمع كثير من
العوام والخواص وصار سببا لقتل نفوس كثيرة كما وقع في مازندران وزنجان وتبريز وغير ذلك من بلاد المسلمين، فان جماعة كثيرة ادعوا البابية وبرزوا وحاربوا مع السلطان في ترويج مذهبهم وارادوا قتل السلطان ناصرالدين شاه بالخديعة ولميظفروا لذلك وقتل السلطان رئيسهم وتابعيه جميعا .

📚 نجوم السماء في تراجم العلماء ، محمد علي آزاد كشميري ، ص 392 .


* مراد زرين تاج (فاطمه) دختر ملاصالح قزويني وعروس شهيد ثالث .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 صحة المضمون عند الأعلام قديما و حديثا

المراد من صحة المضمون هو أن المضامين الموجود بين أيدينا مضامين صحيحة وفق الأطر الدينية العامة، غير مخالفة لها غير مخالفة لها وغير مخالفة لأحكام العقل القطعي وما أشبه ذلك وقد ذهب الي مقبولية هذه القرينة جملة من الأعلام بأن الميزان في التعامل مع الروايات الشريفة والأدعية والزيارات هو صحة المضمون :

1️⃣ الشيخ المفيد :
أما خبر الواحد القاطع للعذر ، فهو الذي يقترن إليه دليل يفضي بالناظر فيه إلى العلم بصحة مخبره ، وربما كان الدليل حجة من عقل ، وربما كان شاهدا من عرف ... .
📚 التذكرة بأصول الفقه ص 44 .

2️⃣ المحقق الحلي :
قد تقترن بخبر الواحد قرائن على صدق مضمونه ، وإن كانت غير دالة على صدق الخبر نفسه ، لجواز اختلافه مطابقاً لتلك القرينة ، والقرائن أربع : إحداها : ان يكون موافقاً لدلالة العقل ، أو لنص الكتاب خصوصه ، أو عمومه ، أو فحواه ، أو السنة المقطوعة بها ، أو لما حصل الإجماع عليه
📚 معارج الأصول ص 148 .

3️⃣ العلامة محمد باقر المجلسي :
عند تعرضه لسند زيارة الجامعه قال : ... ولكن الزيارة نفسها شاهد علي صحتها .
📚 ملاذ الأخيار ج 9 ص 247 .

4️⃣ الميرزا القمي :
كذلك المحفوف بالقرائن الداخلة وأما في أمثال زماننا فلم نقف عليه في اخبارنا وما ذكره بعض أصحابنا كالشيخ رحمه الله في أول استبصاره من القرائن المفيدة للقطع مثل موافقة الكتاب والسنة والاجماع والعقل فهو ليس مما يفيد القطع إذ غاية الامر موافقة الخبر لاحد المذكورات وهو لا يفيد قطعية صدوره ولا دلالته ولا فرض كون مضمونه قطعيا بسبب أخذ من تلك القرائن فهو الخبر المقرون بالقرينة الدالة على صحة مضمون الخبر لا صحة نفس الخبر ... .
📚 قوانين الأصول ص 432 .

5️⃣ السيد عبدالله شبر :
لايخفي علي أولي البصائر النقادة وأرباب الأذهان الوقادة وذوي العقول السليمة وأصحاب الأفهام المستقيمة ... وأن فصاحة ألفاظها و فقراتها و بلاغة مضامينها وعباراتها تنادي بصدورها من عين صافية نبعت من ينابيع الوحي والالهام وتدعو الي أنها خرجت من ألسنة نواميس الدين و معاقل الأنام ... وقد اشتملت علي الاشارة الي جملة من الأدلة و البراهين المتعلقة بمعارف الأصول الدين وأسرار الأئمة الطاهرين ... .
📚 الأنوار اللامعة صص 29 -31 .

6️⃣ محمدباقر بن محمد الحسیني الأسترآبادی الملقب ب ميرداماد :

كما يحكم بصحة لمتن مع كون السند ضعيفا اذا كان فيه من أساليب الرزانة وأفانين البلاغة و غامضات العلوم و خفيات الأسرار ما يأبي الا أنيكون صدوره من خزنة الوحي وأصحاب العصمة وحزب روح القدس و معادن القدسية
📚 الرواشح السماوية صص 277 - 278 .

7️⃣ السيد أبوالقاسم الخوئي :
في مواضع متعددة من تقريرات درسه ، فقد أورد في مبحث التنجيم رواية ذكرها الحر العاملي في كتابه ثم قال :
ضعيفة لعبدالله بن عوف وعمربن سعد و محمد بن علي القرشي و غيرهم ولكن آثار الصدق منها ظاهرة .
📚 مصباح الفقاهة ج1 ص 223 .
وفي مبحث حرمة الولاية من قبل الجائر بعد ذكر الرواية عن تحف العقول قال : هذه الرواية وان كانت ضعيفة السند ... الا أن تلك التعليلات المذكورة فيها تعليلات صحيحة فلا بأس بالتمسك بها .
📚 مصباح الفقاهة ج 2 ص 153 .

8️⃣ الشيخ حسين الوحيد الخراساني :
بعد نقل الرواية عن الشيخ الصدوق قال : ان نفس مضمونها شاهد علي صدورها من الامام و في موضع اخر يقول : في رأينا فان مثل هذه الجمل صادرة عنهم ولاينبغي النظر في سندها ولذا فان من الخطا ادراج بعض الروايات ذات المضامين العالية ضمن مبحث صحة السند في الأصول اذ لا وجه مع علو المضمون لصدور العبارة عن غير المعصوم و من هنا فلا حاجة للبحث ...
📚 الدرس الفقه من يوم الثلاثاء 11 جمادي الثانية / 1418 .

9️⃣ الشيخ لطف الله الصافي الكبايكاني :
في شرحه علي حديث عبدالعظيم الحسني يقول :
عليهذا مع التفات بأن متن هذا الحديث له شواهد كثيرة ... يوجب الاطمئنان بصدوره .
📚 شرح حديث عرضه عبدالعظيم الحسني ص 54 .

🔟 السيد علي السيستاني :
فانه كلما كانت هناك مجموعتان منسوبان الي شخص أو جهة و كانت احداهما مقطوعة الانتساب والأخري مشكوكة ، فانه لا في الوثوق بالمجموعة الثانية من الرجوع الي المجموعة الأولي باعتبارها السنج الثابت في الموضوع وملاحظة روحها وخصائصها العامة ، ثم عرض تلك المجموعة علي تلك المبادئ المستنبطة فما وافقها قبل وما خالفها رد ...
📚 قاعدة لا ضرر ص 214 .

✅ وهذا ما حصل لبعض أكابر علماءنا الأعلام حول صحة الخبر باعتبار صحة مضمونها .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔷 خطبه حضرت علي السجاد ابن الحسين زين العابدين سلام الله عليهما ـ روضه

🎤 حاج شيخ محمد رضا حججي


🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 مجموعه مخالفت های علامه مجلسی رضوان الله علیه با مبانی و عقائد ضاله اهل تفلسف

یکی از علوم مطرح در عهد صفوي شبه علم فلسفه بوده حتي عند العوام و در اين ميان علامه مجلسي رضوان الله عليه با تكيه بر معارف وحياني ائمه عليهم السلام به مخالفت با اين شبه علم مي پردازد و در موارد متعددی از آثار خویش ذم آنها نموده و عقائدشان را مستلزم کفر و زندقه دانسته است که في الجملة به بعض موارد اشارة ما ميكنيم :

1️⃣ از علت واحد فقط معلوم واحد صادر می شود . (بحار الأنوار ج 8 ص 328)

2️⃣ هر حادثی مسبوق به ماده ای است . (بحار الأنوار ج 8 ص 328)

3️⃣ هر چیزی که قدم آن ثابت شده است عدم آن ممتنع است . (بحار الأنوار ج 8 ص 328)

4️⃣ عقول و افلاک و هیولای عناصر قدیم هستند . (بحار الأنوار ج 8 ص 328)

5️⃣ انواع متوالده قدیم هستند . (بحار الأنوار ج 8 ص 328)

6️⃣ اعاده معدوم جائز نیست . (بحار الأنوار ج 8 ص 328)

7️⃣ عقول عشره خالق هستند . (بحار الأنوار ج 54 ص 306 ، عين الحيات ج 1 ص 113)

♻️ ودر موارد ذیل اهل تفلسف به خطاء و بیراهه رفته اند :

1) علم خدا به جزئیات (حق الیقین ص 20 )
علامه میفرماید که فلاسفه علم خدا به جزئیات را منکر هستند ، بنابراین خداشناسی فلاسفه ایراد دارد از این رو فلاسفه را به سبب این مقال تکفیر نموده است ( عین الحیات ج 1 ص 125 )

2) معاد جسمانی :
علامه مجلسی معتقد براساس تصریح آیات و روایات متواتر معاد را جسمانی میداند و اعتقاد صرف معاد روحانی را مسلتزم رد قرآن و روایات و مستلزم کفر میداند و از این روی ابن سینا و دیگر فلاسفه را کافر میداند ( حق الیقین ص 746 )

3) جسم بودن ملائکه :
از نظر علامه براساس آیات و روایات فرشتگان اجسامی هستند که آنها را پر کرده اند و نزل و عروج دارند ( بحار الانوار ج 8 ص 329 ) و فرشتگان مجرد نیستند بل اجسام لطیف اند لذا حکما بدلیل تاویل نصوص آیات و روایات و اعتقاد به تجرد ملائک انکار ضروری دین کرده و کافر شده اند . (عین الحیات ج 1 ص 115 )

4) معراج جسمانی پیامبر اکرم صلوات الله علیه :
علامه معراج حضرت خاتم و حضرت عیسی و حضرت ادریس را جسمانی میداند خلافا للحکماء ( بحارألانوار ج 8 ص 329 )

↩️ عليهذا علامه نقودي اساسي و كلي نيز بر اهل التفلسف وارد نموده است من جملة :

1. روش تأويل :
فلاسفه در لباس تاویل بسیاری از نصوص قرآنی و روایی را رد میکنند . ( بحارالأنوار ج 54 ص 365 )

2. منشأ غير اسلامي فلسفه :

ورود مطالب فلسفی از یونان به جهان اسلام و راجحیت عقائد فلسفه یونانی کافر بر اهل البیت علیهم السلام موجب ذم و نکوهش آنها از جانب علامه مجلسی شده است . ( اعتقادات ص 5 )

3. ترک آثار اهل البیت علیهم السلام و استبداد رای :
علامه فلاسفه را دچار استبداد در رای میداند بدلیل ترک آثار اهل البیت علیهم السلام و تکیه به رای و نظر خویش لذا جماعت متفلسفین ضال و مضل میباشند . ( اعتقادات ص 5 )

✅ مع هذه الموارد موضح ميشود بالعيان كه علامه مجلسي رضوان الله عليه به أشد شدة مقابله با عقائد و انظار انحرافي أهل تفلسف نموده و رد و رفض بأعلي درجة فرموده است .
لله دره

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 لا يعرف الهر عن البر
عمامه بسري كه جهل و تقولات بارد وي موجب وهن أعاظم فقهاء إمامية ميباشد أعاذنا الله من شرور أنفسنا
به دور از إطناب مُمِل صرفا به فتاوي فقهاء امامية في يومنا هذا اشارة ما ميكنيم باشد كه موجب تنبه أيتام آل محمد صلوات الله عليهم أجمعين شود تا مستمع هر غثاء نشوند .

السؤال:
هل يجب على الوالدين إيقاظ أبنائهم البالغين للصلاة؟
ــــــــــــــــــــــــ
السيّد محمد سعيد الحكيم:
ج-كلا، لا يجب، لكنّه أمر مُحبَّذ؛ ليعتادوا على أداء الصلاة منذ بداية بلوغهم، ولا يتهاونوا فيها. «الموقع»
ج- خیر، لازم نیست، اما توصیه شده است؛ تا از ابتدای بلوغ به انجام نماز عادت کنند و در آن کوتاهی نکنند. «سایت»
ــــــــــــــــــــــــ
الشيخ حسين الخراساني (الوحيد):
ج-لا يجب إلا إذا كان متهاونًا وتاركًا للصلاة. «استفتاء»
ج- لازم نیست مگر اینکه فرد کوتاهی کند و نماز را ترک کرده باشد. «استفتاء»
ــــــــــــــــــــــــ
السيّد علي السيستاني:
ج-يجوز إلا مع العلم بعدم رضاه وتأذيه، بل يجب إذا كان متهاونًا.
«الموقع»
ج- جایز است مگر اینکه بدانند راضی نیست و اذیت می‌شود، بلکه اگر کوتاهی کند واجب است.
ــــــــــــــــــــــــ
الشيخ محمد إسحاق الفيّاض:
ج-لا يجب، إلا إذا علم منه التهاون في أداء الصلاة وعدم مبالاته بها.
«استفتاء»
ج- لازم نیست مگر اینکه از کوتاهی در انجام نماز و بی‌توجهی به آن مطلع باشند.
ــــــــــــــــــــــــ
السيّد محمد تقي المدرّسي:
ج- يجوز - بل قد يجب أحيانًا - من باب المسؤولية التربوية الملقاة على عاتق الوالدين. وبالنسبة لغير الأبناء أو الأبناء الكبار المستقلين، فيجوز - أيضًا - إذا كان المتعارف أن من يستيقظ أولًا يوقظ الآخرين. أما إذا طلب النائم عدم إيقاظه، فلا يجوز. «استفتاء»
ج- جایز است - و گاهی واجب نیز هست - از باب مسئولیت تربیتی که بر عهده والدین است. و برای غیر فرزندان یا فرزندان بزرگ مستقل نیز جایز است - اگر معمول باشد که کسی که اول بیدار می‌شود دیگران را بیدار کند. اما اگر خوابیده درخواست کند که بیدارش نکنند، جایز نیست. «استفتاء»

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 بررسی انتساب خبری منسوب به حضرت موسی کلیم الله علی نبینا وآله وعلیه السلام

✍ سید محمد حائری طباطبایی معروف ب سید محمد مجاهد رضوان الله علیه

آنچه نقل کنند که حق تعالی بحضرت موسی در کوه طور امر کرد چون بار دیگر به کوه طور آیی کسی از خود پست تر را بیاور وحضرت موسی سگ کریرا با خود برد ودر بین راه پشیمان شد وآن سگ را رها کرد .


🔷 محض کذب وافترا است به چندین وجه :

اول آنکه چنین امر شنیع بر خداوند علیم و حکیم روا نیست .

دوم آنکه فایده در این امر نیست مگر رفع نخوت و کبر حضرت موسی بلکه جمیع پیغمبران از این صفت زشت که خصلت و صفت شیطان لع است برئ اند .

سیم آنکه این امر منافی آن سخن است که حق تعالی شأنه بحضرت موسی علیه السلام فرموده است که میدانی به چه سبب من تو را در میان همه انبیا کلیم خود نامیدم موسی گفت خداوندا تو بهتر میدانی ، فرمود بسبب آنکه بعد از هر نماز گونه های روی برای من بر خاک میگذاری و ایضا فرموده است که زمین را ظهر و بطن کردم و بطن و ظهر کسی را از تو خاشع تر نیافتم .

چهارم آنکه پیغمبر در زمان خود بهترین اهل آن زمان در جمیع خصال خیر خصوصا پیغمبران اولوالعزم و حضرت موسی از آنها بود پس همه مخلوق در آن زمان از حضرت موسی پست تر بودند وبا وجود این حضرت موسی چرا یکی از آدمیان را با خود نبرد و عدول به حیوان نمود و در میان حیوانات سگ را اختیار نمود ،آنگاه سگ را گردانید .

پنجم آنکه حضرت موسی با بسیار سوالی که از حق تعالی مینمود، چرا سوال نکرد که خداوندا تو خود فرموده که من ترا از همه خلق برگزیدم اکنون چگونه فرمایی که از خود پست تری را بیاورم و همه خلق تو در آنزمان از من پست تر اند پس چرا سوال نکرد که خداوندا مگر در باب من بدائی اتفاق افتاده است ؟

ششم آنکه چرا حضرت موسی آن سگ را در بین راه رها کرد وبا خود نبرد و این رها کردن از دو حال خارج نیست یا آنکه سگ را بر خود ترجیح میداد العیاذ بالله یا آنکه ترجیح نمیداد و از خود پست تر میدانست در اول خلاف بدیهه عقل لازم آید و در دویم مخالفت و معصیت خدا لازم میاید و عاصی پیغمبر نیست .

هفتم آنکه این روایت موضوع و افترا است ، محمد غزالی صوفی ناصبی در کتاب احیاء العلوم این را روایت کرده است برای آنکه برساند سگ نجس العین کاه هست که نعوذ بالله از پیغمبر اولوالعزم بهتر باشد زیرا مذهب صوفیان آنست که مرتبه نبوت و ولایت به ریاضت حاصل میشود و غزالی ناصبی است کتابی در رد بر رافضیان نوشته است ومی گوید که همان معنی که مرتضی علی امام است من نیز امامم ... .

📚 اغلاط مشهوره و رد اخبار غیر صحیح و بی اصل مجعوله و موضوعه[مخطوط] ، ورق 9 الی 11 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 دفع شبهه لزوم لغويّتِ وجود امام ع در حال غيبت چه آنكه فوايد وجوديه او بالمرة مسلوب است .

✍ متكلم خبير و فقيه ذو فنون سيد اسماعيل طبرسي رضوان الله عليه


🔷 جواب از اين شبهه از وجوهي است :

وجه اول آنكه : اين شبهه منتقض است به كثيري از غيبت انبياء چون مخفي شدن موسي بن عمران از بني اسرائيل ، عشرة سنين وشباني نمودن در نزد حضرت شعيب وچون غيبت ابراهيم ودانيال وسليمان وعيسي وغير ايشان ، بلكه غيبت سيد انبياء ص در مدت چهار سال يا كمتر در شعب ابي طالب وغيبت او از مسلمين در غار ، پس هر چه مخالفين در غيبت انبياء جواب گويند بعينه همان جواب را شيعه در غيبت امام خواهد گفت ... .

وجه دوم آنكه : عمده فايده وجوديه نبي يا وصي ، لازم بودن اتمام حجت است از جانب حق تعالي بر عباد تا آنكه لسان معذرت ايشان منقطع گردد و درقرآن نيز ارشاد به اين حكم عقلي قطعي فرموده در سوره نساء آيه ١٦٧ ، و حاصل الكلام ، صحت تكليف و انقطاع لسان عذر مبتني بر وجود فعلي نبي يا وصي نبي خواهد بود ودر غير اينصورت لازم خواهد آمد عدم تماميت حجت بر عباد و قبح عقاب ايشان و اعظم فوائد وجوديه نبي يا وصي نبي همان صحت تحقق غرض الهي است و در حصول اين غرض فرقي نخواهد بود بين حضور حجت وغیاب او از انظار با تحقق وجود فعلی او در میان خلق و بالجملة ، اگر تأمل نمايي خواهي يافت كه حال بعث نبي و نصب ولي و فوايد وجوديه ايشان ، مثل نصب دلايل معرفة الله وفوائد وجوديه آن دلايل است از براي شخص كافر جاحد بالله العظيم ... در محل كلام گفته ميشود اعظم فوائد متصوره در عالم امكان همان اطاعت وانقياد حق در جميع تكاليف شرعيه كه تحقق آن منوط به وجود نبي يا وصي نبي است در جميع آنات وجود مكلفين ... و در بعض از كلمات سيد مرتضي و شيخ طويي في الجملة اشارة ما بر اين وجه گرديده است .

وجه سوم آنكه : فايده وجوديه امام ع در حال غيبت در مذهب اماميه بسيار است وآن اخبار صحيحه منقوله از رسول خدا ص واهل بيت طاهرين او وبه قواعد عقليه و نقليه در نزد ايشان محقق است .
من جملة آنكه مبرهن در نزد اماميه است كه امام قطب عالم امكان و جميع نِعَم الهيه كه عايد عبادالله ميشود به بركت وجود مطهر اوست وبقای سماوات وارضین منوط وجود مقدس اوست ودفع بليات به سبب نور وجود اوست ... واز جمله فوائد وجود امام در حال غيبت ،ثواب انتظار فرج است از براي مؤمنين ... وازجمله فوائد وجوديه امام ع دعا و استغفار آن نور الهي است از براي شيعيان و مواليان خود ورفع هموم و كشف كربات ايشان است در وقتي كه به نيت صادقه متوسل به آن بزرگوار شوند ... واز جمله فوائد وجوديه آن امام عالميان در حال غيبت ، مُرتَدِع شدن شيعيان ودوستان اوست از معاصي، زيرا كه بسان مي شود در مجمع ايشان حاضر شود ونشناسند او را وبه احتمال آنكه لعل آن بزرگوار ناظر به حال ايشان باشد ، ممنوع مي شوند از ارتكاب كثير از قبايح اعكال و شنايع افعال ... بالجمله تمام عالم امكان هريك بقدر قابليت و استعداد خود به وجود امام عصر عج در زمان غيبت آن بزگوار منتفع مي شوند .

📚 كفاية الموحدين في عقائد الدين ، ج 5 ص 337 الي 346 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 روز شادی و سرور مومنین

✍️ فقیه محدث میرزا حسین نوری رضوان الله علیه


🔷 إن فی لیلة الثانیة و العشرون من رجب من سنة ثلث و تسعین بعد الماتین و الالف ایام مجاورتی بسّر من رأی و هی اللتی اهلک الله تعالی فی یومها فرعون هـذه الامـة ابن ابی سـفیان، معاویه و وقعت بین جماعة من الاخوان الصالحین و الفضـلاء الراسـخین فی ولاء اهل البیت الطاهرین مذاکرة فی فضائل هذا الیوم من جهة المعقول و أ نه یوم ینبغی ان یجعله الشیعة من اعظم الاعیاد لأنه یوم قد طهر الله الارض ممن علاـ فی الاـرض و جعـل اهلها شـیعا یستضـعف طائفـة منهم ، یذبـح ابنائهم و یسـتحی نسائهم و ینهب اموالهم و یقاتل امامهم و یهتک اسـتارهم و یطمس انوارهم اّسس لما نباه من قبله اساسا لا ینهدم و وضع فی مدایحهم و فضائلهم احادیث لا تنعدم سن سب سایس العباد علی المنـابر و الاـعواد و فتـح ابواب الظلم و الفساد و بغض اهل البیت و الفجور و الفسق فی جمیع البلاد فاسـتقرت الآراء علی جعله یوم فرح و سـرور فیما یأتی من الاعوام و الشـهور و حیث أنه کان من تمام سـرور هذا الیوم و کمال شـرایطه و آدابه ذکر احواله و افعاله و شناعة اطواره و اعمـاله و بـدعه و قبایحه و سـیرته و فضایحه فی محضـر المسـلمین و مجمع المومنین ... .

🔶 شب بیست و دوم رجب سال هزار دويست و نود و سه، ايام مجاورت من ، در این روز است که خداوند متعال فرعون این امت، بن ابی سفیان، معاویه را نابود کرد. و بین گروهی از برادران صالح و مردان با فضیلت که در وفاداری به خاندان پاک پیامبر ریشه دوانده بودند، درباره فضیلت این روز از دیدگاه عقلی بحثی درگرفت.
كه امروز ، روزی است که شیعیان باید آن را از بزرگترین اعیاد خود بدانند، زیرا روزی است که خداوند زمین را از کسانی که در زمین تکبر ورزیده و اهل آن را دسته دسته کرده بودند، پاک گردانید که یک گروه از آنها مستضعف هستند پسرانشان را سر می‌برند، به زنانشان تجاوز می‌کنند، اموالشان را غارت می‌کنند، با آنها می‌جنگند، آبرویشان را می‌شکنند و نورشان را خاموش می‌کنند - پایه‌ای که هیچ چیز نمی‌تواند قبل از او بر آن بنا شود.
او در مدح و فضایل آنها احادیث متعددی از جمله لعن پیشوای بندگان بر منابر و بر عودها را گنجاند و او درهای بی‌عدالتی، فساد، نفرت از خاندان پیامبر، فسق و فجور را در تمام سرزمین‌ها گشود پس آرا بر این قرار گرفت که آن را در سال‌ها و ماه‌های آینده روز شادی و سرور قرار دهند، و چون شادی کامل این روز و کمال شرایط و آداب آن بود، ذکر شرایط و اعمال آن و زشتی رفتار و کردار و بدعت‌ها و زشتی‌های آن شرح حال و رسوایی‌های او در حضور مسلمانان و مجلس مؤمنان.


📚 ظلمات الهاوية في مثالب معاوية ص 3 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 مكتب تفکیک و علم الهی

🔺 ميرزا مهدي اصفهاني كه يكي از شخصيات معروف در نقد فلسفه عند العموم معرفي ميشود هر چند که در مقام نقد اباطیل اهل التفلسف كثيرا متصلب و متشدد عمل نموده لكن در مقام اثبات معارف اهل البيت بدليل آنكه ذهن او متمايل بر اهل التصوف و الفلسفة و الشيخية بوده در كثيري از مباحث معارفي بخطاء طي طريق نموده و عقائد باطله اي را به أصحاب خود تلقي نموده است ، احدي الموارد كه أعلام الطائفة ملتفت ان شده اند و تذكار نموده اند بحث علم الهي به مخلوقات ميباشد كه طابق النعل بالنعل ممشي طريق أهل باطل نموده

🔶 علم الهی در رتبه ذات الهی فقط کاشف کیان نیست بلکه کاشف لا کیان هم هست و این علم هم به کیان و هم به نقیض تعلق می گیرد (ص 139) و نسبت هر کدام از کیان و نقیض به علم الهی متساوی است ( ج 2 ص 292) علم به نظام هستی فقط کاشف نظام هستی و کاشف نقیض است (ص 144) در رتبه علم انجام دادن فعل و انجام ندانش هم رتبه اند (ص 140) .
📚 (مأخوذ از كتاب : أبواب الهدي ، أنوار الهداية ، معارف القرآن)


🔷 بالعيان موضح مي باشد كه ماتن سطور علم الهي را به جزئيات در مقام ذات، مبهم و اجمالي مي داند واينكه علم خداوند متعال در مقام ذات بالنسبة الي كيان و نقيض آن متساوي الطرفين ميباشد به عبارت ساده تر يعني خداوند متعال در اين مقام ملتفت نيست كدام يك از طرفين را اتخاذ ميكند ! نستجير بالله
حال آنکه آنچه ضرورى دين اسلام است اين است كه : مکلّف بايد اجمالاً معتقد باشد كه خداوند در ازل عالم است به همه اشياء و همه چيز - از كلّى و جزئى موجود و معدوم - در نزد ذات او معلوم و منکشف است . و در نزد ذات او بين موجود و معدوم فرقى نيست در اين كه صحيح است علم حق تعالى به او تعلّق بگيرد .
و علم او به اشياء قبل از خلقشان با علم حق تعالى به اشياء بعد از خلقشان هيچ تفاوتى ندارد . و چگونگى و كيفيت علم حق تعالى خارج از درك و فهم ماست و محال است كه بشر حقيقت و كنه ذات و صفات خداوند را بشناسد فلذا بیان رئیس مکتب تفکیک مصداق بارز تکلم در ذات خداوند متعال می باشد و خلاف نهی الهی بوده !
و به نصوص قطعي و دلیل قطعی و اتفاق أعلام الطائفة خداوند متعال قبل احداث أشياء به آنها علم داشته است :

- عن عبداللّه بن مسکان قال : سألت أباعبداللّه علیه السلام عن اللّه تبارك و تعالى أكان یعلم المکان قبل أن یخلق المکان أم علمه عند ما خلقه و بعد ما خلقه ؟ فقال : تعالى اللّه ، بل لم یزل عالما بالمکان قبل تکوینه كعلمه به بعد ما كوّنه ، و كذلك علمه بجمیع الأشیاء كعلمه بالمکان .

- عن الحسین بن بشّار ، عن أبی الحسن علی بن موسى الرّضا علیهماالسلام قال : سألته أیعلم اللّه الشیء الذی لم یکن أن لو كان كیف كان یکون ، أو لا یعلم إلاّ ما یکون ؟ فقال : إنّ اللّه تعالى هو العالم بالأشیاء قبل كون الأشیاء .

- عن مولانا الرّضا علیه السلام : فأمّا من قال بأنّ اللّه تعالى لا یعلم الشیء إلا بعد كونه فقد كفر و خرج عن التوحید .

- و كلّ عالم فمن بعد جهل تعلّم ، و اللّه لم یجهل و لم یتعلّم ، أحاط بالأشیاء علما قبل كونها فلم یزدد بکَوْنها علما ، علمه بها قبل أن یکوّنها كعلمه بها بعد تکوینها .


- عن ایوب بن نوح أنّه كتب إلى أبی الحسن علیه السلام یسأله عن اللّه عزّ و جلّ أكان یعلم الأشیاء قبل أن خلق الأشیاء و كوّنها أو لم یعلم ذلك حتّى خلقها و أراد خلقها و تکوینها ، فعلم ما خلق عند ما خلق و ما كوّن عند ما كوّن ؟ فوقّع علیهالسلام بخطّه : لم یزل اللّه عالما بالأشیاء قبل أن یخلق الأشیاء كعلمه بالأشیاء بعد ما خلق الأشیاء

⏺️ حاصل مطلب این است كه : همه این اخبار و نصوص صریح از اهلبيت علیهم السلام ، دلالت دارند بر اینكه حق تعالى در ازل و به علم ذاتى خود به همه اشیاء - از ما كان و ما یکون و ما لا یکون - عالم است ، بدون آنكه تغییرى در علم او واقع شده باشد . و نصوص به این مضمون از حدّ تواتر بیشتر ، و زیادتر از آن است كه كسى بتواند آنها را احصاء كند .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 میرزا علی قاضی ؛ عقاید و احوالات / به مناسب ایام وفات
یکی از چهره های معروف و مشهور تصوف در حال حاضر که تابعین و مریدان کثیری داشته لذا به پاره ای از احوالات و عقاید او می پردازیم :

1️⃣ تصوف و رواج صوفی گری
سلسله مشایخ سیّد علی قاضی –به اعتراف فرزند و مریدانش- چنین است:
سیّد قریش قزوینی←
امام‌قلی نخجوانی←
سیّد حسین قاضی (پدر سیّد علی قاضی)←
سیّد علی قاضی
(مهر تابان، ص18 - لب اللباب در سیر و سلوک، ص72)
- محمد حسین لاله زاری :
روزی در مجلسی که بسیاری از مراجع و علمای فقه و حدیث ... بودند ... مرحوم قاضی باصداری بلندی به طوری که همه بشنوند فرمود : نعم الرجل أن يكون فيقها صوفيا
(آیت الحق ج 1 ص 119)

2️⃣ تمایل به سران اهل تصوف و عرفان
الف) ابن عربی
- ابن عربی از کاملین است کتب او پراست از شواهد تشیع و مطالبی دارد که با مکتب مخالفین شیعه در تناقض است!
(عطش ص 327)
- حسن زاده آملی می گوید: اساتید برای ما از مرحوم قاضی حکایت می‌کردند که آن جناب می‌فرمود: بعد از مقام عصمت و امامت، در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محی الدین عربی نیست و کسی به او نمی‌رسد.
(دومین یادواره علامه طباطبایی، 41، چاپ شفق به نقل از اسوه عارفان)
ب) مولوی
- مولوی از خواص شیعه واشعار او شاهد بر تشیع او میباشد، او عارفی بلند مرتبه است، ماهیچ گاه درسلوک، ازاشعار او در مثنوی، بی نیاز نخواهیم بود .
(عطش ص 328)
- حداد: مرحوم قاضی، مُلاّى رومى (مولوی) را عارفى رفيع مرتبه مي‌دانستند و به اشعار وى استشهاد مى‌نمودند و او را از شيعيان خالص أمير المؤمنين عليه السّلام مى‌شمردند.
(روح مجرد، ص 342)

3️⃣ ادعای اختیار در برزخ
مهر و محبت و توجه آقای قاضی به شاگردان خود فقط منحصر به زمان حیاتشان نبود، بلکه اولیاء بعد از حلت‌شان سیطره و إحاطه کامل‌تری پیدا می‌کنند، چرا که از این زندان تنگ جسمشان نیز رها شده است. علامه #طباطبایی می‌فرمودند:
پس از ارتحال مرحوم قاضی روزی مشغول نماز بودم اما تحت الحنكم را ( که گشودن آن مستحب است ) باز نکرده بودم، ناگاه دیدم آقای قاضی تشریف آوردند و در همان حال که من به نماز ایستاده بودم تحت الحنکم را باز کردند و رفتند.
از آیت الله نجابت نیز نقل شده است: در ایام نوروز با چند تن از دوستان به زیارت مرقد آیت الله قاضی می رفتیم یکی از ما خطاب به روح آن جناب عرض کرد نوروز است و ما از شما عیدی می‌خواهیم. ناگهان در همان بیداری مشاهده کردیم که جسم آیت الله قاضی با عمامه و عبا و ابریقی از گلاب بیرون آمد و بر کف دست ما از آن گلاب ریخت و فرمود: من از خدا خواسته ام جسمم در برزخ در اختیار خودم باشد.
از استاد فاطمی نیا نقل شده که فرموده‌‌اند: هنوز هم مرحوم قاضی به خانه شاگرد شاگردان خود می‌آید و به آنان دستورات سلوکی می دهد.
(عطش، ص 98)

4️⃣ نسبت های ناروا به ائمه علیهم السلام
اهل بیت طریقت و شریعت را همراه باهم داشتند! و امام رضا علیه السلام خِرقه را به معروف کرخی داد!
(عطش ص 258)

5️⃣ ابداع اذکار و ارائه به دیگران
صمدی آملی در یک جلسه خصوصی در ماه مبارک رمضان، برای شب بیست و سوم چنین دستور ذکری می‌دهند: «٢٢٥ مرتبه ذکر یا طُهْر و یا طاهر و یا طهور و یا طیهور و یا طیهار در حال سجده!» سپس می‌گویند: استادم فرمودند این ذکر مُجرَّب است! ملائکه نازل می‌شوند و انسان را پاک می‌کنند!
البته جناب محمد حسین لاله زاری برای این ذکر توجیهی عجیب آورده (رساله سیر و سلوک، ص، 200) و این ذکر را قاضی منسوب کرده .

6️⃣ حدیث عنوان بصری
شهرتی که در مورد عنوان بصری بیان شد تنها بین متأخرین است؛ اما عنوان بصری در هیچ یک از کتب قدیمی حدیثی و رجالی نام ندارد و حتی روایت عنوان بصری که بین متأخرین معروف شده، اصلی ندارد. این روایت برای اولین بار در مشکاه الانوار متعلّق به شیخ علی بن حسن فضل، سبط شیخ طبرسی و نوه مرحوم صاحب مجمع البیان وارد شده و پس از آن در منیة المرید شهید ثانی از خط شهید اول نقل شده و بین متأخرین مشهور شده است. متن روایت عنوان بصری نیز از نظر الفاظ کاملاً با نحوه سخن ائمه معصومین ع متفاوت است و تناسبی با روایات اهل بیت ع ندارد. به همین دلیل باید این نوع روایات را کنار گذاشت ،
هر چند از مرحوم آقا سید علی قاضی معروف، نقل شده که محور ریاضت های ایشان، روایت عنوان بصری بوده است.
(سید محمد جواد شبیری زنجانی، درس خارج اصول، 1396/02/11)

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰 اختلاط معارف شيعة با اذواق فلسفيه و عرفانيه
وبيان سبب اختلاط و امتزاج

- آنها، دیدگاه‌های فلسفي و عرفاني خود را با معارف شیعه ترکیب كرده، به گونه‌ای که یک متخصص می‌تواند آن را درک کند! شیعیان نیز این ترکیب را از آنها پذیرفتند و آن را به عنوان بخشی از اعتقادات خود قرار دادند، این در حالی است که آنها از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند و ...

- آنها با ما مخلوط شده بودند، با ما در احكام موافق بودند و در ظاهر، با ما همسو بودند بنابراین، شیعیان به آنها اعتماد کردند به این تصور که شیعه بودن صرفاً به رعایت ظواهر بستگی دارد. به این ترتیب، آنها خود را با شیعیان آمیختند ...

- آنها در جلسات درس ، تألیف در فقه، حدیث، تفسیر و سایر علوم، قضاوت، فتوا، ریاست سازمان‌ها، وعظ و نصیحت، و همچنین در مناظره با مخالفان و گروه‌های اختلاف‌نما، با ما درآمیختند، به گونه‌ای که دیگر هیچ جای برای تصور تفرقه باقی نماند.


- به ضعیف‌النفس‌ها با ترویج سلیقه‌ها و اعتقاداتشان، و با منع از بررسی احادیث اهل‌بیت؛ تا از بروز هرگونه اختلاف یا شک در چیزهایی که پنهان کرده‌اند، جلوگیری کنند


📚 هداية الأمة الي معارف الأئمة ص 3-4 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 ابن حجر عسقلاني و شهيد اول و غلات نصيريه

🔷 از جمله مواردی که ابن حجر عسقلانی نتوانسته است حالات درونی خود نسبت به علمای شیعه را مخفی کند و به سبب کینه و دشمنی اش ، مطالب عجیب و غریب وعبارات توهین آمیز دروغی را به یکی از بزرگترین فقهای شیعه امامیه نسبت داده است ، شرح حالی است که وی از شهید اول در کتاب مشهور و مهم انباء الغمر خود آورده است .

او در ضمن حوادث سال ٧٨١ هجري چنين ميگويد :

وفيها قُتِل محمد بن مكي الرافضي بدِمَشق بسبب ما شهد به عليه من الانحلال واعتقاد مذهب النصيرية واستحلال الخمر الصرف وغير ذلك من القبائح وذلك في جمادي الأولي وأرخه بعض أصحابنا في سنة ستّ وثمانين والله أعلم
ودر این سال محمد بن مکی رافضی در سهر دمشق کشته شد واین به سبب آن بود که بر ضد وی شهادت دادند که او معتقد به مذهب نصیریه و حلال بودن شراب خالص و قبائح دیگر است . این واقعه در جمادی الاولی سال ۷۸۱ هجری بود و برخی از اصحاب کا این واقعه را در یال ۷۸۶ هجری نوشته اند .
[إنباء الغمر بأنباء العمر ج1 ص200]


ابن حجر در همین کتاب در حوادث سال ۷۸۶ هجری نیز می گوید :

محمد بن مكي العراقي ، كان عارفا بالأصول العربية فقُتلَ علي الرفض ومذهب النصيرية في جمادي الأول وقد تقدم ذكرَه في حوادث سنة إحدي وثمانين والله أعلم .
محمد بن مکی عراقی دارای اصول و عربیت بود او به جهت کذهب رفض و نصیریه در جمادی الاولی کشته شد ... .
[إنباء الغمر بأنباء العمر ج1 ص299]


از این دو فقره مذکور که شرح حال یکی از فقهای نامدار و بزرگ شیعه است مقدار بی دقتی مغرضانه و شدت تعصب و کینه ورزی ابن حجر به خوبی آشکار می شود زیرا او خود بهتر از هر کس دیگری می داند که این عالم برجسته شیعه از چنین مسائلی مبراء بود و کتاب های مهم فقهی* این عالم بزرگوار شیعه شاهد بزرگی بر دروغ بچدن این ادعا هاست .

وخاصه مُبيِّن رذالت و خبث رفتاري غلات بوده كه دست آویزی برای مخالفین در جهت انتساب فقهاي بزرگی همچو شهید اول به این فرقه منحوسه شده بجهت به قتل رسانیدن

* النجاسات عشر: ... و الكافر أصليّاً أو مرتدّاً أو منتحلاً الإسلام [للإسلام] جاحداً بعض ضروريّاته كالخارجيّ و الناصبيّ و الغاليّ و المجسّميّ!
[الدروس الشرعیّة ج1 ص
124]
* الإساغة بالخمر ، لان شرب الخمر مفسدة ، إلا أن فوات النفس أعظم منه ، نظرا إلى عقوبتهما .
وكذا فوات النفس أشد من أكل الميتة ، ومال الغير .
[القواعد والفوائد ج1 ص143]


🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰 ضعف استناد به دوقاعدة نفي ضرر و حرج براي نفي استحباب زيارت سيدالشهداء ع با اقتران خوف ضرر و حرج

✍️ الفقه المحقق السيد محمد جعفر الجزائري المروج

🔷 تخصيص دو قاعدة مذكور بدليل ورود روايات رجحان و ترغيب در حال خوف

☑️ نصوص دال بر رجحان بل وجوب :
روايت
محمد بن مسلم و ام سعيد الأحمسية و عبدالرحمن بن كثير مولي أبي جعفر

بل از بعض نصوص وجوب زيارت سائر ائمه ع نيز استفاده ميشود :
روايت
وشاء
عليهذا متفاهم از روايات اينكه تمسك به ولايت و ايمان به امامت كامل نميشود الا به زيارت ائمه ع و ترك آن موجب ابتعاد از رحمت واسعه الهي خواهد شد

الي موضع كه فقهائي مانند ابن قولويه و شيخ حر عاملي و علامه مجلسي و ...

🔺 نصوص ترغيب به زيارت :
روايت
معاوية بن وهب و محمد بن مسلم و يونس بن ظبيان .

✅ بالجملة مستفاد از نصوص مذكور موجب اطمئنان به زيارة سيدالشهداء ع مع خوف الضرر والحرج تخصصا يا تخصيصا ميباشد

❇️ پس زيارت و ... حضرت سلام الله عليه با اقتران خوف ضرر و حرج تخصصا يا تخصيصا خارج از عموم دو قاعده مذكور خواهد بود .

📚 منتهي الدراية في توضيح الكفاية ، ج 7 ص 623 - 628 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 حضور اهل البیت علیهم السلام بر بالین محتضر

✍️ العلامة المتكلم الفقيه محمدباقر بن محمدتقي المجلسي رحمه الله

🔷 اعلم أن حضور النبي والائمة صلوات الله عليهم عند الموت مما قد ورد به الاخبار المستفيضة ، وقد اشتهر بين الشيعة غاية الاشتهار ، وإنكار مثل ذلك لمحض استبعاد الاوهام ليس من طريقة الاخبار ، وأما نحو حضورهم وكيفيته فلا يلزم الفحص عنه ، بل يكفي فيه وفي أمثاله الايمان به مجملا على ما صدر عنهم : ، وما يقال : من أن هذا خلاف الحس والعقل : أما الاول فلانا نحضر الموتى إلى قبض روحهم ولا نرى عندهم أحدا ، وأما الثاني فلانه يمكن أن يتفق في آن واحد قبض أرواح آلاف من الناس في مشارق الارض ومغاربها ، ولا يمكن حضور الجسم في زمان واحد في أمكنة متعددة.

بدان که حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان (صلوات الله علیهم) در هنگام مرگ، از جمله روایات مستفیضه‌ای است که وارد شده و در میان شیعیان به غایت شهرت یافته است و انکار چنین روایتی این، صرفا به دلیل دشواری در تصور است و از روش اخبار نیست. اما نحوه حضور و کیفیت آن، لزوما نیازی به بررسی ندارد؛ بلکه در این مورد و موارد مشابه، ایمان کلی به آنچه از جانب آنان صادر شده است، کافی است و چه گفته می‌شود: کسی که می‌گوید این خلاف حس و عقل است اما اول، اینکه مردگان را قبل از قبض روحشان حاضر کنیم، در حالی که ما خود کسی را نزد آنان نمی‌بینیم. و اما دوم، اینکه ممکن است در یک لحظه، روح هزاران نفر از شرق و غرب زمین قبض شود، ولی حضور جسم در یک زمان در مکان‌های متعدد ممکن نیست .


فيمكن الجواب عن الاول بوجوه :
الاول : أن الله تعالى قادر على أن يحجبهم عن أبصارنا لضرب من المصلحة ، كما ورد في أخبار الخاصة والعامة في تفسير قوله تعالى : « جعلنا بينك وبين الذين لا يؤمنون بالآخرة حجابا مستورا » أن الله تعالى أخفى شخص النبي (ص) عن أعدائه مع أن أولياءه كانوا يرونه ، وإنكار أمثال ذلك يفضي إلى إنكار أكثر معجزات الانبياء والاوصياء : وقد مر فيما نقلنا من تفسير العسكري التصريح بهذا الوجه.
همانا خداوند متعال قادر است که آنان را به گونه‌ای از دیدگان ما پنهان کند، به خاطر مصلحتی خاص، همانطور که در اخبار خاص و عام در تفسیر این آیه آمده است: ما میان تو و کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، حجابی پنهان قرار دادیم. خداوند متعال چهره پیامبر (ص) را از دیدگان دشمنان پنهان کرد، در حالی که دوستانش او را می‌دیدند. انکار چنین اموری، به انکار بیشتر معجزات پیامبران و اوصیاء می‌انجامد و چنانچه در تفسیر عسکری نقل کردیم، به این وجه تصریح شده است


الثاني : أنه يمكن أن يكون حضورهم بجسد مثالي لطيف لا يراه غير المحتضر ، كحضور ملك الموت وأعوانه ، وسيأتي الاخبار في سائر الموتى أن أرواحهم في البرزخ تتعلق بأجساد مثالية ، وأما الحي من الائمة : فلا يبعد تصرف روحه لقوته في جسد مثالي أيضا.
دوم: ممکن است حضور فرشتگان با جسمی ظریف و مثال باشد که جز محتضر کسی آن را نمی‌بیند، مانند حضور ملک‌الموت و یارانش. و اخبار دیگری نیز در مورد سایر مردگان می‌رسد که ارواحشان در برزخ به بدن‌های مثالی تعلق دارند. اما امام زنده: بنابراین، دور نیست که روح او، با قوت خود، در بدن مثالی نیز تجلی کند.


... الخامس : ما ذكره السيد المرتضى وهو أن المعنى أنه يعلم في تلك الحال ثمرة ولايتهم وانحرافه عنهم لان المحب لهم يرى في تلك الحال ما يدله على أنه من أهل الجنة وكذا المبغض لهم يرى ما يدله على أنه من أهل النار ، فيكون حضورهم وتكلمهم استعارة تمثيلية ، ولا يخفى أن الوجهين الاخيرين بعيدان عن سياق الاخبار ، بل مثل هذه التأويلات رد للاخبار ، وطعن في الآثار.


وأما الجواب عن الوجه الثاني فبأنه إنما يتم الشبهة إذا ثبت وقوع هذا الاتفاق ، ومحض الامكان لا يكفي في ذلك ، مع أنه إذا قلنا بأن حضورهم في الاجساد المثالية يمكن أن يكون لهم أجساد مثالية كثيرة لما جعل الله لهم من القدرة الكاملة التي بها امتازوا عن سائر البشر ، وفي الوجوه الثلاثة الاخيرة على تقدير صحتها اندفاع هذا الايراد ظاهر ، والاحوط والاولى في أمثال تلك المتشابهات الايمان بها ، وعدم التعرض لخصوصياتها وتفاصيلها وإحالة علمها إلى العالم كما مر في الاخبار التي أوردناها في باب التسليم ، والله يهدي من يشاء إلى صراط مستقيم.

اما پاسخ به وجه دوم این است که شبهه زمانی محقق می‌شود که وقوع این اتفاق ثابت شود، و صرف امکان کافی نیست؛ هرچند اگر بگوییم حضور آنان در اجساد مثالی امکان دارد، می‌توان گفت که آنان می‌توانند اجساد مثالی بسیاری داشته باشند، به دلیل قدرت کامل الهی که با آن از سایر بشر متمایز شده‌اند.


📚 بحارالأنوار ، ط : مؤسسة الوفاء ج 6 ص 200 الي 202 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰 آب که سر بالا رفت قورباغه ابوعطا میخونه

1️⃣ توهين و جسارت ناقد به فقها اماميه
اولا رجوع به عالم در عقائد كما قاله الأعلام مسلم بوده كما مر في الفقه لكن عالمي كه متخصص امر باشد والا فلا كما قاله الشيخ الأعظم في رسائله والسید الحکیم فی مستمسکه و السید الخوئي فی شرحه علي العروة .
ثانيا ناقد با اين بيان در لفافه حكم به فسق جميع فقهاء نموده خذله الله تبارك و تعالي  بهذا الدليل كه فقهاء عظيم الشأن را محكوم به داخل در حكم افتاء بغير علم نموده است
حال انكه جميع فقهاء مذكور از اتقياء مراجع حال حاضر ميباشد و بلا علم تكلم نخواهند كرد قطعا ...
لكن عند المؤمنين قطعا شما فاسق هستيد هم بدليل تفسيق در لفافه فقهاء نورالله براهينهم و هم بدليل تدخل* در اموري كه لستَ بأهلها ...

* ابراز جزم گونه عدم صحت استفتاء در عقائد والحال مسأله عند الأعلام اختلافي بوده قديما و حديثا ، لكن قول أصح عند المحققين را بيان نموديم تا شاهدي باشد بر تدخل بلا علم ناقد و تجهيل ايتام آل محمد صلوات الله عليهم أجمعين .

2️⃣ ثانيا بالنسبة الي السيد محمد الرجايي وجساراتي كه به ايشان شد
اولا ايشان از اعاظم فقهاء اماميه و از تلامذه خاص آ سيد عبدالهادي شيرازي ميباشند
ثانيا عدم دعوي مرجعيت دال بر عدم الاسحقاق نميباشد
ثالثا ايشان بالاتر از مراجع وقت نباشد كمتر نخواهد بود كما شهر عند أهله
رابعا عدم الوجدان لا دليل علي عدم الوجود عدم معرفت ناقد جاهل جلالت قدر اين فقيه عظيم الشأن را نافي نخواهد بود / مجددا تسرع در نفي أعلام طائفه شاهدي از شواهد در فسق ناقد خواهد بود - أعاذنا الله من شرور أنفسنا ...

3️⃣ ناقد مدعي شد كه تدليسي در ارائه فتاوي فقهاْ صورت گرفته  والحال بر هر عديم النظري موضح ميباشد كه مطلقا تدليسي صورت نگرفته است وبيانات فقهاء بالصراحة موضح ميباشد و ما للإيضاح اجمالا فتاوی فقهاء امامیه را في الجملة مجدد متذكر خواهيم شد تا روسیاه شود هر که در او غش باشد:
خوئي: هل يجوز طلب الولد أو الرزق أو الحفظ و الأمان إلخ...من المعصومين ع مباشرة لا لأنهم يخلقون أو يرزقون وإنما لأنهم...لا يفعلون شيئا إلا بإذنه جل شأنه ولولايتهم علينا .
الجواب: لا بأس بذلك القصد .
روحاني: أيهما أصح هل هو قول: يا فاطمة اشفيني أم هو قول اللهم بحق فاطمة اشفني؟
الجواب: لا مانع من استعمال كلا الأسلوبين فإنه كما يصح التوجه إلي الله تبارك وتعالي في طلب الحوائج مع التوسل إليه بمحمد وآل محمد .
الفياض: ما هو رأيكم الشريف في الإستغاثة بأهل البيت ع مثلا لو قال القائل يا محمد أو يا علي اشفع لي عند الله أو إغفرلی ، فهل هذا القول صحيح أم لا بد الطلب من الله بهذه الصيغة: يا الله أسألك بحق محمد وآل محمد أن تغفر لي ؟
الجواب: لا بأس بهما فإن كلتا الصيغتين واردتان في الدعاء...يامحمد يا علي اكفياني فانكما كافيان... .
سيستاني: هناك من يدعو الإمام علي ع ويرجوه ولا يدعو الله فهل هذا صحيح منهم ؟
الجواب: لا تظن أن احدا يدعو الإمام علي ع بظن أنه مستقل في أموره يتصرف في العالم كإله ،فكل من يدعوه. يطلب منه شيئا إنما يدعوا لأنه من أولياء الله المقربين فهو وسيط بين الله وخلفائه والله تعالي إنما منع الإستشفاع بمن لن يجعل الله له حجة و سلطانا كالأصنام ولم يمنع من الإستشفاع بالأنبياء والأولياء... .
از جميع اقوال فقهاء مذكور خاصتا مواضعي كه ذيل آن تسطیر است پر واضح ميباشد كه طلب از حجج الهي مباشرة مد نظر سائل ومجيب بوده ونه صرف استشفاع از اهل بيت عليهم السلام وحصر تقیید به مدعا ناقد تفسیر بما لایرضی صاحبه میباشد!
وللایضاح بیان بعضی دیگر  از علماء اعلام امامیه را نیز متذکر خواهیم شد تا مشخص شود جهالت ناقد به عقائد شیعه:
1- الشیخ الاعظم: وبالجملة ، فالمستفاد من الأدلة الأربعة بعد التتبع والتأمل : أن للإمام عليه السلام سلطنة مطلقة على الرعية من قبل الله تعالى ، وأن تصرفهم نافذ على الرعية ماض مطلقا .

2- میرزا نائینی:  الولاية التكوينية التي هي عبارة عن تسخير المكونات تحت إرادتهم ومشيتهم بحول الله وقوته ، كما ورد في زيارة الحجة أرواحنا له الفداء بأنه ما من شئ إلا وأنتم له السبب ، و ذلك لكونهم عليهم السلام مظاهر أسمائه وصفاته تعالى فيكون فعلهم فعله وقولهم قوله ، وهذه المرتبة من الولاية مختصة بهم وليست قابلة للاعطاء إلى غيرهم لكونها من مقتضيات ذواتهم النورية ونفوسهم المقدسة التي لا يبلغ إلى دون مرتبتها مبلغ .

درانتها کلام مرجع مرحوم آیة الله تبریزی در پاسخ به استفتائی پیرامون غلو آمیز بودن عبارت "اِکفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَانِ وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَان" که توسط برخی معممین صورت گرفته فرموده اند:توسل به اهلبیت در مقام طلب حاجت مشروع بوده و نباید به اشکال شبهه افکنان حتی اگر منسوب به شیعه باشند، اعتنا شود .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 الاستغاثة عند أعلام الامامية نور الله براهينهم

1️⃣ السيد أبوالقاسم الخوئي
هل يجوز طلب الولد أو الرزق أو الحفظ و الأمان إلخ ... من المعصومين ع مباشرة لا لأنهم يخلقون أو يرزقون وإنما لأنهم ... لا يفعلون شيئا إلا بإذنه جل شأنه ولولايتهم علينا ... .
الجواب : لا بأس بذلك القصد .
📚صراة النجاة في أجوبة الإستفتائات ، القسم الأول ، ص 466 .

سوال 1306 : آیا درخواست فرزند یا روزی یا سلامتی و ... بصورت مستقیم از معصومین بدون اینکه آنها را خالق یا رازق بدانیم در حالیکه آنها وسیله به سوی خداوند و شفیعان نزد خداوند و ... بدون اذن خداوند عملی را انجام نمی دهند پس آنها طلب میکنند و خداوند خلق میکند و روزی می دهد و بخاطر جایگاه و جلالت شان و ولایت آنها بر بندگان درخواست آنها رد نمی شود ... ؟
جواب : بدون اشکال میباشد .

2️⃣ السيد محمد صادق الروحاني
أيهما أصح هل هو قول : يا فاطمة اشفيني أم هو قول اللهم بحق فاطمة اشفني ؟
الجواب : لا مانع من استعمال كلا الأسلوبين فإنه كما يصح التوجه إلي الله تبارك وتعالي في طلب الحوائج مع التوسل إليه بمحمد وآل محمد ص كذلك يصح طلبها مباشرة من الذوات النورية للمعصومين .
📚 أجوبة المسائل في الفكر و العقيدة والتاريخ والأخلاق ج 1 ص 106 .

سوال 194 : کدام یک از دو اسلوب «يا فاطمة اشفيني» و «اللهم بحق فاطمة اشفني» صحیح تر میباشد ؟
جواب : هر دو صورت در دعا صحیح میباشد ، همانطوری که توجه به خداوند با وسیله قرار دادن اهل البیت ع برای درخواست نیاز ها صحیح میباشد ، در خواست مستقیم از ائمه ع نیز صحیح میباشد .

3️⃣ السيد محمد الرجائي
والشيعة تعتقد أن النبي ص و المعصومين ع يقدرون علي التصرفات التكوينيةويجوز أن يدعوهم المسلم لكشف ضره في حياتهم وبعد وفاتهم وأنهم يسمعون الكلام وسجيتهم الكرم ، يقضون حوائج بإذن الله تعالي ... .
📚 المنهج القویم في اثبات الامامة لذكري الحكيم ج 2 ص 409
.

درخواست از غیر خداوند بر حل مشکلات از این حیث که خداوند متعال بجهت لطف خاص آنها را برگزیده و توانایی در تصرف عالم داده و این عقیده شرک نمی باشد بلکه شیعه به آن معتقد میباشد .

4⃣ الشيخ محمد اسحاق الفياض
ما هو رأيكم الشريف في الإستغاثة بأهل البيت ع مثلا لو قال القائل يا محمد أو يا علي اشفع لي عند الله أو إغفری ، فهل هذا القول صحيح أملا بد الطلب من الله بهذه الصيغة : يا الله أسألك بحق محمد وآل محمد أن تغفر لي ؟
الجواب : لا بأس بهما فإن كلتا الصيغتين واردتان في الدعاء ...
📚 الاستفتاءات ص 577 .

سوال 1623 : نظر شما در مورد استغاثه از اهل البیت ع چیست ؟ به عنوان مثال گفته شود : يا محمد أو يا علي اشفع لي عند اله أو اغفر لي آیا این نوع در خواست ها صحیح میباشد یا حتما باید فقط از خداوند خواست مثلا يا الله أسألك بحث محمد وال محمد أن اغفر لي ؟
جواب : هیچ اشکالی به این دو نوع نیست ، هر دو گونه در ادعیه وارد شده اند .

5⃣ السيد علي الحسيني السيستاني

هناك من يدعو الإمام علي ع ويرجوه ولا يدعو الله فهل هذا صحيح منهم ؟
الجواب : لا تظن أن احدا يدعو الإمام علي ع بظن أنه مستقل في أموره يتصرف في العالم كإله ، فكل من يدعوه. يطلب منه شيئا إنما يدعوا لأنه من أولياء الله المقربين فهو وسيط بين الله وخلفائه والله تعالي إنما كنع الإستشفاع بمن لن يجعل الله له حجة و سلطانا كالأصنام ولم يكنع من الإستشفاع بالأنبياء والأولياء ... .
📚 الفوائد الفقهية ج 2 ص 174 .

سوال 448 : آیا در خواست از امام علی ع بدون درخواست از خداوند صحیح میباشد ؟
جواب : هر کسی که از امام علی ع درخواست می کند حضرت را مستقل در کار های عالم مانند خداوند متعال نمی داند بلکه همه کسانی که از ایشان طلب حاجت میکنند حضرت را از مقربین درگاره الهی می دانند و او را واسطه بین خداوند و بندگان میدانند ... .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰 بررسی دعويات داروين و مخالفت فرضيه او با ديانت

✍ الفقيه المتكلم أبوالمجد الشيخ محمدرضا النجفي الأصفهاني رضوان الله عليه

🔷 علم هیچ گاه بر دین مقدم نمی شود
- معراج رسول خاتم
- عروج مسيح
- آفرینش هفت زمین

- تخالف با توهم امتناع پاره شدن و خرق افلاک ، خلا ، کروی نبودن آسمان

🔷 امور يقيني با دين مخالفت ندارد

🔷 امور ظني قادربه مخالفت با دین نیست
-
اعتراف داروين بر حدسى و گمان بودن نظريه

📚 نقد فلسفة دارون ص 36 الي 38 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 بحثی راجع به سقوط تکالیف بعد از یقین وعدم سقوط

✍️ فقیه حاذق و متکلم باهر حاج شیخ جواد خراسانی محولاتی رضوان الله علیه

🔷 وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ، دلالت وي بر سـقوط تکالیف بعد از یقین بنابر اینکه به معنی مرگ نباشد مبنی است
اولًا بر آنکه ما بعد غایۀ داخل در مغیّی نباشد
ثانيا «حتی» براي غایۀ باشد نه تعلیلیۀ
یعنی براي آنکه تو را یقین حاصل شود مثل اسلم حتی تدخل الجنـۀ
ولی ظاهر آن است که حتی تعلیلیـۀ است زیرا که براي غایـۀ آنگاهی باشد که در آنجا مسافتی باشد که ما بعد حتی متمم آن مسـافت باشـد و در اینجـا مسافتی نیست یا ما بعـد حتی از جنس ما قبل باشـد مثل جاء الحاج حتی المشات و در اینجا یقین از جنس عبادت نیست اگر بگویی مسافت در اینجا اعتباري و فرضی است زیرا که عبادت مسافتی است به سوي خدا که بنده او را میپیماید ، جواب گوییم:
اولًا این خود، اول کلام است که عبادت سیر الی اللَّه است بلکه اینها مصطلحات صوفیه است.
وثانیًا عبادت به سبب یقین است نه مسافت یقین، پس حتی تعلیلیه است.
وثالثًا بر فرض که حتی براي غایـۀ باشـد غایـۀ، دو غایـۀ است یکی غایـۀ تحدیدي، یکی غایۀ انتهایی.
آنچه دلالت دارد بر اسـتثناء وحکم مـا قبـل که لازمه آن در مقام سـقوط تکلیف است غایـۀ تحدیـدي است که حکم را تحدیـد میکنـد نه غایـۀ انتهایی که بیان منتهی را میکنـد ماننـد حتی المشات واکلت السـمکۀ حتی رأسـها و این در جایی است که بعد از منتهی الیه چیزي نباشد . پس بنابر این اگر یقین منتها الیه باشـد پس معنی این خواهد شد که عبادت کن تا یقین هم تو را حاصل شود. مانند اینکه حاجیان آمدند حتی پیاده ها هم آمدند یعنی همه آمدند یعنی تو هم هم را داشته باش .
هم عبادت و هم یقین که معرفت است. پس لازمه اش این است که این دو را جمع کن.
پس اگر میشود بعد از یقین طرح یقین کرد میشود طرح عبادت هم کرد و اگر منتهی الیه سـیر خدا است چون بعد از یقین باز هم جا باقیست جاي صحبت تحدید هست ولی در این صورت نه تنها قطع عبادت بلکه قطع سیر است زیرا که سیر به عبادت است.
پس باید هیچ عمل نکرد بعلاوه آنکه این موقوف است بر آنکه مراحل سیر از مرحله یقین هم تعدي نکند و این خود دعوي است.
بالجمله بر فرض که استظهار ناتمام نباشد با این کثرت احتمالات راهی براي استدلال صوفیان نیست والسلام علی من اتبع الهدي.

📚 یادداشت هایی از مخطوطات ص 69 - 70 .


🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 عاقبت امام حسین سلام الله علیه بنا بر مبانی موضوعه عامه عمیاء

✍️ علامه سید محمد نقوی لکهنوی معروف به سلطان العلماء رحمه الله تعالی


🔵 بنابر اصول موضوعه ایشان [اهل الخلاف] خلافت یزید بن معاویه قابلیت انکار ندارد ؛ زیرا که طریق ثبوت خلافت بنابر تصریح علمای ایشان یا بیعت اهل حل و عقد است ولو کان واحدا یا استخلاف خلیفه سابق است لاحق را و یا قهر و استیلا است .

کما قال شارح المقاصد : وتنعقد الإمامة بطرق أحدها بيعة أهل الحل والعقد من العلماء والرؤساء ووجوه الناس الذين يتيسر حضورهم من غير اشتراط عدد ولا اتفاق من في سائر البلاد بل لو تعلق الحل والعقد بواحد مطاع كفت بيعته والثاني استخلاف الإمام وعهده وجعله الأمر شورى بمنزلة الاستخلاف إلا أن المستخلف غير متعين فيتشاورون ويتفقون على أحدهم وإذا خلع الإمام نفسه كان كموته فينتقل الأمر إلى ولي العهد والثالث القهر والاستيلاء فإذا مات الإمام وتصدى للإمامة من يستجمع شرائطها من غير بيعة واستخلاف وقهر الناس بشوكته انعقدت الخلافة له وكذا إذا كان فاسقا أو جاهلا على الأظهر ... .
📚 شرح المقاصد ج 2 ص 272 .

وصاحب مواقف و شارح آن در تفصیل وجه اول از این وجوه ثلاثه چنین آورده :
وإذا ثبت حصول الإمامة بالاختيار والبيعة فاعلم أن ذلك الحصول لا يفتقر إلى الإجماع من جميع أهل الحل والعقد إذ لم يقم عليه أي على هذا الافتقار دليل من العقل أو السمع بل الواحد والاثنين من أهل الحل والعقد كاف في ثبوت الإمامة ووجوب اتباع الإمام على أهل الإسلام وذلك لعلمنا أن الصحابة مع صلابتهم في الدين وشدة محافظتهم على أمور الشرع كما هو حقها اكتفوا في عقد الإمامة بذلك المذكور من الواحد والاثنين كعقد عمر لأبي بكر وعقد عبد الرحمن بن عوف لعثمان ولم يشترطوا في عقدها اجتماع من في المدينة من أهل الحل والعقد فضلا عن إجماع الأمة من علماء أمصار الإسلام ومجتهدي جميع أقطارها هذا كما مضى ولم ينكر عليهم أحد وعليه أي على الاكتفاء بالواحد والاثنين في عقد الإمامة انطوت الأعصار بعدهم إلى وقتنا هذا ... 📚 المواقف ج 3 ص 593 .
وپر ظاهر است که خلافت یزید به معاویه به طرق ثلاثه مذکوره ثابت است واین مزیتی است که برای خلفای ثلاثه حاصل نبوده .
وبیعت عبدالله بن عمر با یزید و منع از خلع او ادل دلیل بر حقیت خلافت اوست زیرا که جلالت شان و ورع و تقدس او به مرتبه ایست که صاحب استیعاب نوشته : قال میمون بن مهران : ما رأيت أورع من ابن عمر . 📚 الاستيعاب ج 3 ص 951 ذيل ترجمه عبدالله بن عمر رقم 1612 .
... وابن حجر عسقلانی یزید را از جمله خلفای اثنا عشر که در حدیث نبوی منصوص اند شمرده پس لابد هر که با یزید محاربه کند از جمله محاربین خلفاء بوده باشد و [علامه] شهرستانی در ملل و نحل در ترجمه فرقه خارجیه فرموده : كل من خرج على الإمام الحق فهو خارجي سواء في زمن الصحابة أو بعدهم . 📚 منقول ازعمدة القاري للعيني ج 24 ص 84 ...

پس اطلاق شهادت در مانحن فیه - که احیانا بر زبان اهل تسنن جاری می شود غالبا که محمول بر مسامحه و مماشاة يا توريه و تقيه بوده باشد والا وجهي وجيه بنا بر اصول موضوعه شان به خاطر نمی رسد .

📚 ثمرة الخلافة ص 103 الي 108 ، ط : مركز احياء بر صغير .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 علت تصريح نشدن به لفظ خليفة به جاي ولي در حديث غدير

✍ فقيه متكلم جامع معقول و منقول حاج شيخ لطف الله صافي گلپايگاني
رحمه الله تعالي

س. چرا در حدیث شریف غدیر، جانشینی امیرالمومنین ع به لفظ خلیفه عنوان نشده است ... ؟

ج. اولا، وقتی اغراض نفسانی و سیاسی و دنیوی در بین باشد، با هر شکل و هر لفظی این مطلب یا هر مطلب دیگر ادا و بیان شود ، صاحبان اغراض ، ایراد میگیرند. اگر در موقف غدیر، بجای ولیّ و مولی، هر کلمه دیگر همانند همین لفظ خلیفه گفته می شد ، مثل ولی و مولی به آن ایراد میگرفتند ، مثلا در اطلاق متعلق آن حرفی می زدند ، یا مثلا أنتَ الخليفةُ بعدي را به بعد از سه نفر معنی میکردند ، بالاخره اگر هر تاکید و تصریحی می شد ، اصل مسئله نظام و حکومت را خارج از محدوده رسالت می شمردند وآن را یک رای شخصی رسول اکرم ص معرفی می نمودند واجتهاد خود را حاکم بر آن قرار میدادند. اهل نظر و تحقیق با اینکه میبینند وقتی رسول خدا ص دوات و قلم و کاغذ می خواهد تا آن وصیتی را که با عمل به آن هر گز امت گمراه نگردند بنویسد و با اینکه کلامش در نهایت صراحت بود و هیچ گونه توجیه و تاویل بر نمی داشت و رد آن ممکن نمی نمود، با آن گونه القای شبهه رو به رو گردید که غَلبَ عَليهِ الوَجَع يا إنَّ الرجلَ لَيَهجُر گفتند ، وبا این بیان در کمال وقاحت بدان حضرت اعلام کردند ... پس اگر بعد از این شبهه هم وصیت خود را می نوشت ، آن را معتبر نمی شمردند .
از این رو نباید انتظار داشت که اهل هوا های نفسانی و جاه طلبان مُغرض با الفاظ و کلمات بازی نکنند و ظاهر و صریح آنها را مورد شبهه و ایراد قرار ندهند، چنانچه کسی گمان کند که اگر به این لفظ یا لفظ دیگر میفرمود ، مورد شبهه اهل هوی نمی شد ، اشتباه است .
حتی مثلا آیات قرآن مجید که در کمال صراحت، بر توحید- که اساس دعوت قرآن کریم است - تاکید دارد ، اشخاصی آنها را به معنای شرک آمیز ، موافق با آرای باطله خود معنی میکنند .
اولا میزان و حاکم در استفاده از کلام اشخاص و قرآن و حدیث ، عقل مستقیم و انصاف است ... .
ثانیا در روایات صحیحه متعدد از امیرالمومنین ع تعبیر به خلیفه شده است که از نخستین موارد آن اوایل بعثت ، هنگان نزول آیه کریمه وَأنذِر عَشيرتَكَ الأقرَبينَ ميباشد .
در حدیث متواتر ثقلین که بر وجوب ارجاع امت به عترت پیغمبر ص صراحت دارد ... در بعضی الفاظ آن صریحا حضرت رسول ص فرمود إنِّي تاركٌ فيكُم خَليفَتَين ... .
ثالثا اگرچه این چند جمله مشهور از این خطبه متواتر ، ثابت و مورد اتفاق بین فریقین است ، اما از کل جریان این اعلام و ابلاغ و برنامه تاریخی آن استفاده می شود که خطبه بیشتر از این ها بوده و در این چند جمله، خلاصه نشده است و در کتب شیعه ... هم کلمه خلافت و هم تنصیص بر امامت ائمه به ویژه حضرت صاحب الزمان وجود دارد ... .
... به هرحال این جملات مشهور از خطبه غدیر در اثبات ولات امیرالمومنین ع واتمام حجت بر همگان کافی و وافی است و ثابت می کند که اجتماع آن گروه در سقیفه بنی ساعده با وجود مَن ثَبتَ لَهُ الوَلايَةُ عَلي الأنفُس والأموال بِنصٍّ من الله تعالي ورسوله، یک معارضه آشکار با خدا و پیغمبر و انحراف ظاهر از حق بود .

📚 معارف دين ، ج1 ص 110 الي 112 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 ماه مبارک رمضان و عقد اخوت پیامبر ص با حضرت علی ع

✍️ جامع معقول و منقول حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی رضوان الله علیه

🔷 پیامبر اکرم ص از آغاز دعوت، به مسأله اخوت دینی عنایت و توجه تمام داشـتند و آن را از ارکان مهم و پایه هاي استوار اجتماع زنده مسلمانان می دانستند و به وسیله آن، کینه ها و دشمنی هاي دیرینه اقوام و قبایل مختلف را از بین بردند.
از جمله کارهایی که به منظور جوشش و همبستگی کامل تر، و بیدار شدن شعور اسلامی و حکمت هاي دیگر انجام دادند، این بود که بین هر دو نفر از مهاجرین، عقد اخوت بستند؛ چنانکه بین هر دو نفر از مهاجرین و انصار نیز پیمان برادري برقرار کردند.
بین هر دو نفر که بـا هم تجـانس داشـتند و از لحاظ افکار و آرا به هم شبیه بودنـد، عقـد اخّوت برقرار شـد و با این کار در حقیقت، خانواده ها و قبایل و عشایر، به هم مرتبط و متصل شدند.
این اقدام پیامبر صـ هم از جنبه سیاسـی و اجتماعی هم از جهت به هم پیوسـتن جامعه نوزاد اسـلامی، بسـیار با ارزش و سودمنـد بـود و زمینه اي براي اخـوت عـاّم مسـلمانان و برادري همگـانی و جهـانی جـامعه بشـریت شـد.
نخست برادرهـا از یکدیگر ارث می بردند تا وقتی که احکام ارث و آیه: واولُوالْا ْرحام بعضُهم اْولی ببعض سزاورترند.
به این مضـمون که برخی خویشاونـدان از بعضـی دیگر در کتـاب خـدا جلـوتر هسـتند، نـازل شـد؛ و بـدین جهت، موارث بر اسـاس خویشاوندي استوار شد.
چنان که از کتب تاریـخ و حـدیث اسـتفاده می شود، عقد اخّوت چندین بار صورت گرفت: یک بار بین مهاجرین ، یک بار در ابتداي ورود به مدینه طیبه، بین مهاجر و انصار و بار دیگر هنگام نزول آیه انََّما المؤمنُون اخوة در یوم المباهله .
موضوعی که در این صحنه هاي مو ّدت ساز و محبت آفرین، جالب و با اهمیت بود، انتخاب حضرت علی ع تو ّسط پیامبر ص به برادري خود بود.
پیـامبر ص همه را با هم برادر کرد و به گفته بسـیاري از مو ّرخان و محـدثان، افرادي را که هم طراز و هم رتبه بودند، برادر قرار داد.
بر این اسـاس، براي خود نیز بایـد برادري انتخـاب می کرد. به راستی آن کس که لایق و شایسـته این مکرمت باشـد، کیست؟ و آنکس که بتواند، قرین و هم طراز پیامبر ص باشد جز در مقام نبوت چه شخصیتی است؟
این انتخاب، یک انتخاب ساده نبود. یقینا پیامبر ص کسی را براي خود انتخاب می کرد که از هر جهت شایسته باشـد.
برادري که همفکر و هماهنگ و همزبان با او باشـد؛ و نسـبت به جان و مال و هر چه دارد فـداکار باشـد و بتواند حق برادري رسول خدا را ادا کند آري، به غیر از علی، کسی لایق چنین مقامی نبود که پیامبر در حقش حدیث منزلت فرمود به همین علت، پیغمبر هم غیر از علی، احدي را به این مقام بر نگزید.
علاوه بر علماي شـیعه، محدثان مشـهور و مو ّرخان معروف و نویسـندگان کتب سیره اهل سنت، مانند حلبی ، زینی دحلان و ابن هشام ، حدیث اخوت را روایت کرده اند .
هر کس که درباره این موضوع، به کتب شیعه و سنی رجوع کند، یقین حاصل می کند که پیامبر ص از بین همه اصـحاب و خویشان، یگانه کسی را که به اخوت و برادري خود برگزید، علی ع بود و هر کس جز علی چنین اّدعایی کند، کّذاب و دروغگو است؛ چنان که احدي نیز به جز علی ع ادعاي این فضیلت را نکرد؛ و این امتیاز که متضّمن سایر فضایل است، مخصوص آن حضرت می باشد.
این انتخـاب، بر اساس وحی و انتخاب خـدا بود. خـدا بین پیامبر ص و علی ع برادري قرار داده بود؛ چنانکه در لَیَْلـۀ المبیت ، شبی که مشـرکان می خواسـتند پیغمبر را بکشـند، و علی جان خود را فـداي جان پیامبر کرد و در بستر آن حضرت خوابید به شرحی که در کتب معتبر اهل سنت است .


📚 رمضان در تاریخ صص 48 - 50 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 كلام در تفاضل بين كلام الله تعالي و أهل البيت عليهم السلام

✍ فقيه و متكلم عظيم القدر حاج شيخ علي اكبر نهاوندي رحمه الله

🔷 بدانكه ايجان برادر كه علماء اعلام اختلاف نموده اند در اينكه آيا قرآن افضل است از اهل بيت يا [بالعكس] ... و تاويل نظر باينكه ثقلين را فرمودند يكي اكبر است ويكي اصغر است ، اكبر را قرآن و اصغر را اهل بيت بيان فرمودند و در بعض احاديث فرمودند يكي افضل است و در بعضي احاديث فرمودند يكي اطول است و در بعضي احاديث هر دو را متساوي گرفتند و مثال بدو انگشت سبابه زدند ... مناسب اينستكه دو تحقيق بشود يكي جمع بين الأحاديث ويكي آنكه آيا قرآن أفضل است يا اهل البيت يا هيچ يك را بر ديگري زيادتي نيست .
اما الأول پس ميگوييم ... شايد مراد اين باشد كه قرآن و اهل البيت از هم تخلف نمي كنند ... پس چون بقدر خردل تخلف از هيچ جانب نيست مَثل بدو انگشت سبابه زدند ... .
واما دويم پس ميگوييم ... تحقيق اين مسئله بسيار امر عظيمي است ...
بدانكه بعضي رفته اند كه قرآن افضل است وحجت خود را ظاهرا آن احاديث كه وارد شده بلفظ اكبر و لفظ افضل وبعضي از آنها بلفظ اطول و هر يك بحسب ظاهر دلالت دارد بزيادتي قرآن و حديث تمثل آن در روز قيامت ... وگذشتن از صفوف ثقلين و شهداء ... بعموم كه ملاحظه شود لازم آيد افضليت قرآن بر رسول خدا و كسي تَنطُّق باين قول ننموده بلكه از جمع انبياء ومرسلين و آمدن نزد رسولخدا بجهت رفع ابهام چنين مينمايد كه حضرت خاتم از صف انبياء در آنروز بيرون بودند وچگونه عقل تجويز نمايد كه الفاظ وعبارات صادره از پادشاه بواسطه پيغامبري بسوي كسي افضل از آن كس باشد ورقمي را كه برحاكم فرستاده شود از جانب سلطان آنرا برحاكم فضيلت وزيادتي باشد وهرگاه عقل اباكند ار افضليت قرآن بر رسولخدا پس بايد ابا كنداز افضليت بر ولي زيرا كه خداوند متعال آن جناب را نفس پيغمبر گرفت ... وجه ديگر در احاديث لاتعد ولاتحصي مذكوراستكه ... اتحاد روحاني و جسماني تحقق يافت ميان ايندو گوهر پاك پس افضليت قرآن بر يكي و مفضوليت قرآن از ديگري صورت نمي پذيرد. وجه ديگر در احاديث بسياري كه من و علي يكنوريم كه خداوند فياض ما را خلق نموده پيش از ايجاد عالم بچندين هزار سال ... پس بايد بر وجه حقيقت باشد نه مجاز وبرتقديرحقيقت البته اميرالمؤمنين افضل خواهد بود از قرآن ... .وجه ديگر در حديث بسيار وارد شده كه قرآن تمام در مدح ما اهل بيت است و درمذمت دشمنان ما و ... پس هرگاه قرآن تمام در مدح ايشان باشد چگونه افضل ميشود از ممدوح وتمام، مدح ايشان است چگونه صفت افضل از موصوف شود ...
🔺 مجملا جماعتي كه قرآن را افضل ميدانند اگر از قرآن اراده كرده اند همين نقوش مرتسمه بر صفحه كاغذ را ...بسيار جرأت نموده اند زيرا كه مابين الدفتين نقوش مرتسمه و ... پس چگونه الفاظ و عبارات فضيلت وزيادت داشته باشند بر جوهر قدسي وذات قدوسي حضرت ولايت پناه بلكه شرافت وفضيلت الفاظ قرآن باعتبار معاني است ... پس هرگاه تأمل نمايي شرف معصومين بر نفس مرتسم در قرطاس بلكه برالفاظ و... بمراتب بسيار وتفاوت بيشمار ...
↩️ مؤلف گويد اما در تحقيق اول آنكه در جمع بين اخبار از تشبيه بلحاظ عدم تخلف اگر چه جمع وجيهي است ولي اوجه از آن اين استكه تشبيه بلحاظ تساوي درمقام هدايت باشد ... چنانچه مردم بي نياز از قرآن نيستند بي نياز از عترت هم نيستند ... كه بهر دو تمام ميشود سبب معرفت و تحصيل ميشود هدايت .
✅ اما جوابهاي از اعتراض وارد بر تحقيق دوم كه ترجيح عترت بود بر قرآن دو وجه ديگر در نظر استكه بآنها هم ميشود دفع نمود تنافي بين اخبار را .
وجه اول اكبريت بر قرآن همانا بلحاظ تأديب حضرت رسول است از او چه آن كتاب خداوند ورقم سلطان السلاطين است بس او را نسبت بعترت خود كه بمنزله نفس خودش بودند اكبر خواند اجلالا لسلطان الله و عظمته وكبريائه وهذا الادب في محله ممدوح عقلا و عرفا علي ما يشاهد بالنسبة الي السلاطين .
وجه دوم اكبريت و افضليت در اخبار را همان اطوليت بدانيم وآن سه لفظ را اشاره بيك وصف بدانيم كه آن همان اطوليت است وتوصيف قرآن را به همين وصف بجهت مشابهت او است بحبل ممدود... وادات تشبيه را حذف فرموده محض اينكه تشبيه ابلغ بوده باشد ونظربهمین ابلغیت استکه علما بیان محذوف الادات را در تشبيهات شبيه مؤكد ناميده اند ودر اين مقام بلحاظوطرفض از قبيل تشبيه معقول است به محسوس ووجه شباهت آن اتصال او وبودن او است ... پس از اين جهت او را توصيف باطوليت فرمود .

📚 خزينة الجواهر في زينت المنابر ص 447 الي 454 .


🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 وجوه میز بین مسلمان و صوفی

✍️ دانشمند شهير حاج شیخ ذبیح الله محلاتی رضوان الله علیه :

- مسلمان مسجد بنا می کند برای تحصیل ثواب ، صوفی خانقاه بنا میکند برای شاهد بازی


- مسلمان در مسجد دعا کمیل و قرآن میخواند ، صوفی در خانقاه اشعار میخواند و می رقصد

- مسلمان در مسجد نماز میخواند و برای خدا سجده میکند ، صوفی زیر خرقه میرود و مرشد را سجده می کند

- مسلمان یا الهی انا عبدک الذلیل ، صوفی انا الحق میگوید

- مسلمان اتحاد و حلول را باطل و محال داند ، صوفی هر دو را جائز داند
- مسلمان وحدت موجود و وجود را باطل میداند ، صوفی هر دو را جائز شمارد

- مسلمان تناسخ را محال و کفر شمارد ، صوفی جزعقائدش شمارد

- مسلمان محال میداند که خدا جسم باشد ، صوفی خدا را بصورت آدمی محسوب دارد

- مسلمان محال داند که خدا بخواب کسی بیاید ، صوفی خدا را بخواب میبیند

- مسلمان شارب را کوتاه میکند صوفی شارب را بلند میکذارد بلکه مستحب میداند

- مسلمان غنا را حرام می داند ، صوفی نزول رحمت را در مجلس غنا میداند

- مسلمان شاهد بازی را گناه میداند ، صوفی عادت خود قرار میدهد

-مسلمان دوازده امام معین دارد ، صوفی به امامت نوعیه معتقد است

- مسلمان در فکر فهم قرآن و احادیث است ، صوفی در فکر شعر و شاعری
است

- مسلمان چرس و بنگ را حرام می داند ، صوفی به آن عادت دارد

- مسلمان رهبانیت و چله نشینی را حرام می داند ، صوفی شرط کمال تصوف داند

- مسلمان استحضار صورت مرشد را در نماز حرام می داند ، صوفی شرط کمال نماز شمارد

- مسلمان از مواضع تهمت اجتناب می کند ، صوفی کاری کند که مردم او را ملامت کنند

- مسلمان سوال و گدایی را حرام می دانند ، صوفی امر به سوال و گدایی کند

- مسلمان ترک خوردن حیوانی نمی کند ، صوفی تا مدتی برای مرید واجب می داند

- مسلمان مجالس علما را غنیمت شمارد ، صوفی از مجالس علما احتراز کند

- مسلمان اگر کرامتی از او بروز کرد مخفی کند ، صوفی جعل کرامت برای خود می کند

- مسلمان جعل حدیث را حرام می داند ، صوفی برای رواج خود جعل حدیث کند

- مسلمان مذهب جبر را باطل می داند ، صوفی آن را عقیده خود قرار داده است

- مسلمان تابع ادعیه و اذکار اهل بیت است ، صوفی تابع اذکار اختراعی شیخ است

- مسلمان نبوت عامه کسی نداند آن را منصوص داند ، صوفی گوید با ریاضت افضل از نبی شود

- مسلمان تسخیر جن و شعبده و سحر را حرام داند ، صوفی همه را جائز شمرده

- مسلمان اذن در ذکر را قبول ندارد ، صوفی آن را واجب شمارد

- مسلمان قطبی به غیر از امام زمان قائل نیست ، صوفی مرشد خود را قطب می داند

- مسلمان بغیر اصطلاح سنت چیز دیگری ندارد ، صوفیه اختراع اصطلاح کند مثل وقت و مقام و حال و قبض و بسط و محو و صحو و هیبت و انس و تواجد و وجد و جمع و تفرقه و جمع الجمع و فنا و بقا و غیبت و حضور و سکر و ذوق و شراب و محو و اثبات و محاضره و مشاهده و مکاشفه و تلوین و تمکین و قرب و بعد و تسلیم ... .


فان قلت همه صوفیان که تمامی این افتراقات را ندارند
قلنا راست است همه صوفیان همه این اصواف را ندارد لکن همه مختص صوفیان است و مسلمان متدین اصلا در آنها شراکت ندارد ، صوفیه بعضی همه را دارند مثل صوفیان ابناء بعضی ده صفت بعضی پنج ولو یک صفت هم که باشد قسیم خواهد بود و صحیح است که بواسطه همین یک صفت او را صوفی و حزب جداگانه بدانیم .

📚 السيوف البارقة على هام المتصوفين المارقة أو لتنبيه اصحاب الخرقة و تراجمهم ص 246 الي 248 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾ بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ ✾••┈┈•

🔰 حقيقة العرفان و من هو أهله


✍️ الفقية المتكلم الشيخ محمد جواد الخراساني رضوان الله عليه

🔷 يا طالبي حقائق العرفان! للشّيعة الخلّص فى الإيمان

يا طالبي حقائق العرفان ! لا مسمّاه و لا الأوهام المتخيّلة الّتي يعدّها أهل كلّ فرقة عرفانا، و حقائق العرفان، هي الّتي للشّيعة الخلّص فى الإيمان، لا الفرق المنتسبة إليهم، و لا المنتحلة للتشيّع؛ و إن اقرّوا بجميع أئمّتهم و تظاهروا بسيرتهم، بل و إن دانوا بفروعهم و طريقتهم؛ كالمتفلسفة من المتشيّعة و بعض المتصوّفة و من يتسمّى بالعرفان دون التصوّف كالشيخيّة و غيرهم فإنّ هؤلاء لو يعدّون من الشّيعة حقيقة، فلا يعدّون من الخلّص تشيّعا و ايمانا و لكن عندي، أنّ الافتراق بينهم و بين الشّيعة الحقيقيّة، في أصل التّشيع و حقيقته ؛ و اطلاق الشيعة عليهم عندي، غير جائز و قول القائل منّا احيانا في انتسابهم: «إنّهم من فرق الشّيعة»، تسامح فإنّ الشّيعة الحقيقيّة لا فرقة لها؛ و إنّما يريد منها معنى عامّا يشمل الكيسانيّة و الزيديّة و غيرهم ممّن لا يقول إلاّ بإمامة ثلاثة أو أربعة و الحق عندي، أن يقال لأمثال هؤلاء (المقرّين بالجميع مع مخالفتهم للشّيعة في الطريقة أو الاعتقاد)، «المتشيعة» أو «المنتحلة» للتشيّع، لا الشّيعة، حذرا عن الفتنة و التلبيس، و لئلاّ يشيع الفساد في الّذين آمنوا. و ظنّي بل يقيني، أنّ اطلاق الشّيعة عليهم على الحقيقة، بل على الاطلاق من دون القرينة، من الذّنب الّذي لا يغفر. و اللّه أعلم و أبصر .

🔶 ای جوینده حقایق عرفان! نه آنچه نامیده می‌شود و نه توهمات خیالی که اهل هر فرقه‌ای به عنوان عرفان می‌شمارند، و حقایق عرفان، آن است که برای شیعیان خالص در ایمان است، نه برای فرقه‌هایی که به آنها نسبت داده شده‌اند و نه برای کسانی که تظاهر به تشیع می‌کنند؛ حتی اگر به همه ائمه‌شان اعتراف کنند و به سیره‌شان ظاهر شوند، و حتی اگر به فروع و روششان ایمان آورند؛ مانند متفلسفانی از شیعیان و برخی صوفیان و کسانی که خود را عرفان‌پیشه می‌نامند بدون تصوف مانند شیخی‌ها و دیگران، اگر اینها از شیعیان حقیقی شمرده شوند، از شیعیان خالص در تشیع و ایمان به حساب نمی‌آیند، بلکه به نظر من، جدایی آنها از شیعیان واقعی در اصل تشیع و حقیقت آن است؛ و اطلاق شیعه بر آنها به نظر من جایز نیست و گفته کسانی که گاهی می‌گویند «آنها از فرقه‌های شیعه‌اند» بخشوده می‌شود، زیرا شیعیان واقعی فرقه‌ای ندارند؛ و منظور از آن یک معنای کلی است که شامل کیسانیه و زیدی‌ها و دیگرانی می‌شود که فقط به امامت سه یا چهار نفر اعتقاد دارند و حق به نظر من این است که به این افراد (که به همه ائمه اعتراف دارند ولی در روش یا اعتقاد با شیعیان مخالفند) «متشیعه» یا «منتسب به تشیع» گفته شود، نه شیعه، برای جلوگیری از فتنه و ابهام، و برای اینکه فساد در میان کسانی که ایمان آورده‌اند منتشر نشود. و گمان من، بلکه یقین من این است که اطلاق شیعه بر آنها به حقیقت، و حتی به طور مطلق بدون دلیل، گناهی است که بخشیده نمی‌شود. و خداوند دانا و بیناست.

📚 هداية الامة في معارف الأئمة ، ج 1 ص 18 - 19 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…
Subscribe to a channel