3097
دزیره ؛ روایتی عاشقانه از تاریخِ یک فاتح ☕شعـر،موسیقی،کتاب،دکلمه باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته ای، تحویل بدهی خواه با فرزندی خوب یا باغچه ای سرسبز اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده ترنفس کشیدیعنی تو موفق شده ای
🍁
.
لم أعد أضحك بصوت عال
أنا لا أتحدث بصوت عال
أنا لا أستمع بعد الآن
الى صوت الريح... لحر... عصفور
بوويرشين بوويرشين جئت و
انا اذهب اعيش بهدوء
لقد نمت في داخلي
با صدای بلند نمیخندم
با صدای بلند حرف نمیزنم
دیگر گوش نمیدهم
به صدای باد، دریا، پرنده
پاورچین پاورچین می آیم و میروم
بی سروصدا زندگی میکنم
تو در من به خواب رفتهای ...! 🥀🕊
#رسول_یونان
🍂 Читать полностью…
تو....
پاییزی ترین بادی و...
طوفانی ترین طوفان..
منم..
آن برگ آواره...
که میرقصم به هر سازت...🥀🕊
#سعید_صاحب_علم
🌤
.
نیاز داریم به یک نفر
که «رفیق» باشد،
نه «دوست»!
که "دوست" یارِ شادی و آسانیست
و "رفیق" شریک غمها و بانیِ لبخندها...
که فرق است میان رفیق و دوست
و ما اینروزها
دلمان رفیق میخواهد، نه دوست!🤍🕊
📙 کوچک_هوگا
#مایک_وایکینگ
- فدای سرت که من قسمتم
مثل مویِ تو پریشونیه ")!
🌤
.
خدا کند امروز خشنودی ببارد!
همان کلمات قدیمی خودم ببارند..
ستاره،
دریا
خواب
تبسم و باران...🤍🕊#سید_علی_صالحی
❣
امروز
آفتاب را ببوی
و یک قاشق عشق
چاشنی ِ تمام فنجان هایت کن!
امروز رها باش
چون باران ِ بی هوا
چون آوازِ پرنده ها
چون خیال ِ آنکه دوستش داری...🕊
#معصومه_صابر
صبـ🌦ـح شد، خیـر است…
،
آدمها
از توجه کسی که
دوستش دارند
زنده هستند ...
" حااال خوب 🤩
🍁
.
باید باور کنیم
تنهایی...
تلخ ترین بلای بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست،
روزهای خستهای،
که در خلوت خانه پیر می شوی!
و سالهایی….
که ثانیه به ثانیه از سر گذشته است.
تازه! تازه پی می بریم
که تنهایی…
تلخ ترین بلای بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست:
دیر آمدن! دیر آمدن!........🥀🕊
#چارلز_بوکوفسکی
🍂Читать полностью…
جایی درونم
جایی کهنه در من
از انتظار زیاد
زخمی ست و بند نمیآید...🥀🕊
#تورگوت_اویار
شعرهایی که برایم نوشتهای را خیلی آرام دمِ گوشم زمزمه کن؛ انگار که برایِ گلهای شببوی باغچه لالایی میخوانی.
– #کمـنـد
🎶😍
[ یه میکس عالی از ترانه های ماندگار محسن یگانه از ترانه های قدیمی تا به امروزی ها ]
زن، یک جور پاییز است. زنی که من باشم اندوهم واژههای من است و تویی که در مِه ناپدید شدی مخاطب منی.
🍁 –#کـمـنـد
بیدار شوم و ببینم
تمام نبودنها به پایان رسیده است،
جدایی ها خاتمه یافته...
و روزنامه ها تیتر یڪ نوشته اند:
" زین پس هرروز از طلوع خورشید تا هجوم ستاره
حضرت یار در آغوش مجنونش میباشد"
و
" لشگر موهای معشوقه
زین پس به دست مرد رویاهایش رام میشود"
من برایت
چای دارچینی تازه، دم ڪنم
شعری از شعرهایم را برای نگاههایت بخوانم و
نوای عشق را با صدای شجریان
گوش دهیم و
چشمانت را فرشچیان تصویرڪند.
بیدار شوم و ببینم
تمام تلخیهای بایڪ بوسهی تو پاڪ شده است و
غروب تیره گون و غمانگیز دلتنگی برمقصد ابدیت از روزهایمان پرڪشیده است....🩶
#زینب_قشقایی
در نامهای به مادرش نوشت:
«و تمام زندگیام را مدیون تو هستم؛ تو که خودت اندوه بسیاری داری، اما با اینوجود چنان به فکر من و مراقبت از من هستی که دیگر هیچچیز برایت مهم نیست.»
«این نه گناه من است، که مرا بیمحبت گمان بردهای، نه گناه تو که در معرکهی جنگها به سر میبری. همانطور که گفتم حوادث و گرفتاریهای زندگانی است که ما را از هم دور ساخته است. من هرگز فراموش کننده نیستم.»
از نامههای نیما یوشیج به یک دوستЧитать полностью…
مثلا بیدار بشویم لباسهایمان روی بندرخت حیاط، یخزده باشد؛
مثلا صدای پاروی بابا ڪه دارد برف میروبد، از پشتبام بیاید و گرومپ گرومپ برفها از آن بالا بریزد توی حیاط؛
مثلا به پوتین پلاستیڪی سبز براقت، فڪر ڪنی و ساق بلندش، و به جوراب ڪامواییات ڪه مادرجان دارد سوراخ نوڪ انگشتش را میدوزد.
سر قابلمه شلغم و زردڪ روی علائالدین دارد میرقصد و پاهایت زیر ڪرسی ذغالی، یخش باز میشود.
مثلا ڪمی برف با شیره انگور توی ڪاسه چینی گلسرخی قاتی ڪرده ای تا بخوری و آدم برفی توی حیاط دارد لبخند میزند.
مثلا از ڪلمات و ترڪیبات تازه ڪتاب فارسی مشق مینویسی و جدول ضرب از بر میڪنی...
تلویزیون فقط یڪ ڪانال و آنهم فقط ۴۵ دقیقه برنامه ڪودڪ داردمثلا...
☁️
آن روزها
مادر
در یک تشت پُر آب
با کمی صابون و
چند تکه لباس ،
خورشید را میشست..
آن روزها
همهی لباسهای من
بوی آفتاب میداد.......
#واههآرمن
در خاطراتم دست میبرم کاری میکنم
که از اول باشی ، از روزی که عشق را شناختم ...🩶
#عباس_معروفی
گاهی،
برای خوب شدن حالت
نباید سمت آدمها بری!!
گزینه های امن تر و مطمئن تری،
هم هست:
موسیقی
موسیقی
موسیقی
😌
گاهی همه چیز را
به حال خود رها کن
و راه خودت را برو
و در گوش روزگار بگو
حال من خوبست و تو هرگز
حریف حال خوب من نخواهی شد!
و بخند ...
نرگس صرافیان طوفان.Читать полностью…
- نمیدانم شاید در جهانی دیگر ؛
با گلهای بابونه برایم حلقهای ساختی
و گردبندی از بوسه هایت را
به گردنم آویختی و دستانم را گرفتی
تا با هم مسیر منتهی به خانهمان را
قدم بزنیم ؛ شاید این بار لبخندهایم را
دوست داشتی ، حتی شده
اندکی بیشتر از اشکهایم ")!
.
چشم جادو
#حمیدرضا_ترکاشوند
أسكار عاشقانه ترين متن هم می رسه به اين جمله:
چنان به هم شبيه، به هم نزديك وبه هم متصلایم كه باور دارم مرا از باقيمانده ی گل تو آفريده اند......
کاش یه رفیق مثل عباس کیارستمی داشتم که بهم میگفت:
قطع امید کردی؟!
دَم صبح طلوع آفتابو نمیخوای ببینی؟سرخ و زرد آفتاب رو موقع غروب،دیگه نمیخوای ببینی؟
ماه رو دیدی؟ نمیخوای ستارهها رو ببینی؟ شب مهتاب، اون قرص کامل ماه، دیگه نمیخوای ببینی؟
چشمات رو میخوای ببندی؟
از مزهی یه گیلاس، میخوای بگذری؟
نگذر!
من رفیقتم میگم نگذر
برمیگردی به جایی که مرا ترک کردی، اما حالا من دیگر آنجا نیستم، و برای اولین بار معنایِ واقعی رفتن را خواهی فهمید.Читать полностью…
🎼دمی محو شویم....
براستی در تاریکیست که ما نور را مییابیم.
برای همین وقتی دچار اندوهیم، نور از همه چیز به ما نزدیکتر است... ....
.
🍁
.
محبوبم!
من فقط آوازهای تو را دوست میدارم.
آواز تو عشق را در من پهناور میکند.
شما با آوازهایتان
پای مرا به آسمان باز کردید.
محبوبِ من ! بگو کِی زنبقها باز میشوند.
کجای آسمان رنگینکمان است.
و تو کِی آواز میخوانی.
شماعشق را در سینهی من تاسیس کردهاید
در سایهی درخت بادام، بادامهایی که مثل
چَشمِ آهوان تماشایی بودند.
آوازهای شما دل مرا میتکاند.
آواز شما گوشهی دِنجی است برای عاشق
که تنهایی را تار و مار میکند.
محبوبم!
شما آواز میخوانید
نسیمها از هم سبقت میگیرند.
مهتاب این طرف است.
سایهی شما را میبینم دلم هُرّی میریزد
که من تنها با درختان بادام آمد و شد دارم.#محمد_صالح_علاء
🍂Читать полностью…
تو رسوایی منی
و مرا توان پنهان کردنت نیست
مثل زخمی خونریز
تو خون منی
چگونه پنهانت کنم ؟
چون دریایی خروشان
تو موج منی
چگونه پنهانت کنم ؟
بسان اسبی سرکش
تو شیههی منی
چگونه پنهانت کنم ؟
چون تپشی هراسان در قلبم
چگونه پنهانت کنم
و نمیرم ؟🥀🕊
#قاسم_حداد (شاعر بحرینی)
مترجم : آرش افشار
وقتی می بینم
نزدیک ترین آدم به من
دور ترین است به من..
مُردنم میگیرد....💔
#محسن_دعاوی
🌤
.
آنراکه صبحوشام بهرویِ تو منظـر است
در خانه بــی بهانه ، بهشتش میسّــر است
تنهــا دهــانِ تـوست کـــه دل را نمـی زنـد
قنــدی کـه در مکــرّرِ خـود نامکـــرّر است
بــی منّتِ بهــار زِ مجمــــوعــهی تنـت
گُـل کـرده باغِ خانگـیِ من به بستـر است
حسنت چـو نقشِ مـانـوی و نظـمِ مولـوی
تصـویرِ شـاعـرانه و شعـــرِ مصــوّر است
در عرضِ عمر با تو سفر کردهام، نه طول
تا هـر دقیقـه با تـو به عمــری برابر است
#حسین_منزوی
🌤
.
محبوب من!
امروز، بهترین جای جهان، کنارشماست.
هـم بهتـرین جای جهان و هــم امن ترین
جای جهان،کنارشماست.
محبوب من! اصــلاً آیا پیش از شمـا هـم
کنـاری بوده است ؟ کناری کـه زندگـی را
قابل تحمل کند. که دنیای بی کنار شما،
دنیایی بیرحم است.....🤍🕊#محمدصالح_علاء
❣
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر؛
پناه میبرم به عشق ... 🌱🕊
#نزار_قبانی
"پَنآه بَر لحظه هایِ سادهِ "
صبـ🌦ـح شد، خیـر است…
برای شادی دل زنان ومادران ایران زمـین❤️
میلادجان