deklamehayepirbadian | Unsorted

Telegram-канал deklamehayepirbadian - دکلمه های رضا پیربادیان

4512

آدرس کانال تلگرام @deklamehayepirbadian @pirbadian اینستاگرام https://www.instagram.com/deklamerezap/

Subscribe to a channel

دکلمه های رضا پیربادیان

اینروزها اینگونه ام_ نصرت رحمانی_دکلمه رضا پیر بادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

هیچ ‌وقت تو را ترک نمی‌ کنم
حتی اگر
توی این دنیا نباشم
بانوی من
هر وقت
به دوست داشتن فکر می ‌کنم
ابدیت
و تمامی شب‌ ها
با نام تو
بر سینه‌ ام
سنجاق می ‌شود
می‌ دانی؟
می‌ دانی از وقتی دل بسته ‌ات شده ‌ام
همه جا
بوی پرتقال و بهشت می‌ دهد؟
هر چه می ‌کنم
چهار خط برای تو بنویسم
می‌ بینم واژه ‌ها
خاک بر سر شده ‌اند
هر چه می ‌کنم
چهار قدم بیایم
تا به دست ‌هات برسم
زانوهام می‌ خمد.
نه این ‌که فکر کنی خسته ‌ام
نه این ‌که تاب راه رفتن نداشته باشم
نه!
تا آخرش همین است
نگاهت
به لرزه ‌ام می ‌اندازد

شاعر: عباس معروفی
دکلمه: رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند
عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند
صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید
خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند
حافظ
حافظ_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی
بلندمی پرم اما ، نه آن هوا که تویی
ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه
از او و ما که منم تا من و شما که تویی
جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا
کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویی
نهادم اینه ای پیش روی اینه ات
جهان پر از تو و من شد پر از خدا که تویی
تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده ای
نوشته ها که تویی نانوشته ها که تویی
حسین منزوی_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

امده ای که راز من بر همگان بیان کنی_مولوی_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

هر کجـــا مـــرز کشیدند
شمـــا پُل بزنید

شاعر: نجیب بارور
دکلمه: رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

چیزی بگو
مثل بهار
مثلا شکوفه کن
و یا ببار
مانند رحمتی بر درونم
یا رنگین کمان باش و
روحم را در آغوش بگیر
چیزی بگو
فراتر از حرف باشد
جانم را لمس کند
چیزی بگو
مثلا "کنارت هستم".

"تورگوت اویار" (شاعر ترکیه)
دکلمه: رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

گر از جفای تو روزی دلم بیازاراد_سعدی_رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

چه میکنی چه میکنی_اخوان ثالث_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس_حافظ_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زاده ام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختها
به من بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
مرا ستاره زاده است
تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد
به من بگو، بگو،
ستاره را که زاده است؟
ستاره را، درخت را تو زاده ای
تو ای که گفتنت پریدن پرنده هاست
به من بگو، بگو،
تو را که زاده است؟
به من بگو-رضا براهنی-دکلمه رضا پیربادیان
لینک کانال دکلمه های رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

آخرین روزهای اسفند است
از سر شاخ این برهنه چنار
مرغکی با ترنمی بیدار
می زند نغمه ،
نیست معلومم
آخرین شکوه از زمستان است
یا نخستین ترانه های بهار ؟

شاعر: دکترشفیعی کدکنی
دکلمه : رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

مديون آناني هستم
که عاشقشان نيستم
اين آسودگي را
آسان مي پذيرم
که آنان با ديگري صميمي ترند

با آن ها آرامم و
آزادم
با چيزهايي که عشق نه توان دادنش را دارد و
نه گرفتنش

دم در
چشم به راه شان نيستم
شکيبا
تقريبا مثل ساعت آفتابي
چيزهايي را که عشق در نمي يابد
مي فهمم
چيزهايي را که عشق هيچ گاه نمي بخشد
مي بخشم

ويسلاوا_شيمبورسكا

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

من شاخه ای ز جنگل سَروم ،
از ضربه‌ی تبر ،
بر پیکر سلاله‌ی من
یادگارهاست...

با من مگو سخن ز شکستن
هرگز شکستگی به بر ما
شگفت نیست..

بر ما عجب شکفتگی اندر بهارهاست

صد بار اگر به خاک کِشندم
صد بار اگر که استخوان شکنندم
گاه نیاز باز
آن هیمه ام که شعله برانگیزد
آن ریشه ام که جنگل از آن خیزد .

من شاخه ای ز جنگل سروم_سیاوش کسرایی_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

از دل ویرانه اعصار_اخوان ثالث_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید
هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست
هرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید
خبر بلبل این باغ بپرسید که من
ناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آید
یار دارد سر صید دل حافظ یاران
شاهبازی به شکار مگسی می‌آید
حافظ_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود
بر لوح آفرینش ، غم سرنوشت ما بود
روزی که میگرفتند ، پیمان ز نسل آدم
عشق از میان ذرّات ، در جست و جوی ما بود
زان پیشتر که نوشد ، خضر آب زندگانی
مارا خیال لعلت ، سرمایۀ بقا بود
گر در محیط حیرت ، غرقم گناه من چیست
در کشتی وجودم ، عشق تو ناخدا بود
می‌خواستم که دل را ، از غم خلاص یابم
داغ جدایی آمد ، وین آخرین دوا بود
غبار همدانی_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

تا کی به بزم شوق غمت جا کند کسی
خون را به جای باده به مینا کند کسی
اَبروت می‌بَرد دل و حاشاست کار او
با کج حساب عشق چه سودا کند کسی
دنیا و آخرت به نگاهی فروختم
سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی
ای شاخ گل به هر طرفی میل می‌کنی
ترسم درازدستی بیجا کند کسی
نشکفت غنچه‌ای که به باد فنا نرفت
در این چمن چگونه دلی وا کند کسی
خوش گلشنی است حیف که گلچین روزگار
فرصت نمی‌دهد که تماشا کند کسی
عمر عزیز خود منما صرف ناکسان
حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی
بر روضه‌های خلد قدم می‌توان گذاشت
قصاب ، اگر زیارت دل‌ها کند کسی
قصاب کاشانی_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

تلخ است و گَس،
طعمِ ایام،
ای مستیِ نابه‌هِنگام
ای ماهتابِ دَمِ صبح،
ای آفتابِ لبِ بام

شاعر: عبدالحمید ضیائی
دکلمه: رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

دلم برای تو تنگ شده است
اما نمی‌دانم چکار کنم
مثل پرنده‌ای لالم
که می‌خواهد آواز بخواند
و نمی‌تواند
نیمی آتشم،
نیمی باران.
اما بارانم،
آتشم را خاموش نمی‌کند.

شاعر: رسول یونان
دکلمه : رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

یك شعر، یك بهانه ی بهتر به جای چای
یك استكان خیال مصور به جای چای

آرامش صدای تو وقتی كه می برد
ما را به خلسه های مكرر به جای چای

دیگر چه جای واهمه! در این سكوت محض
فنجانی از ترانه بیاور به جای چای

در ذهن استكان تهی از كمانچه ام
حتماً بریز یك نت دیگر به جای چای

لب تر نكن به تلخی این قهوه خانه ها
بانوی تا همیشه مكدر - به جای چای

برگشته از ملال همین روزمره گی
بگذار روی شانه ی من سر به جای چای

پلكی بزن برای من ِتشنه تر بریز
یك جفت چشم قهوه ای ِتر به جای چای

با من بنوش ای غم جامانده در دلم!
یك شعر _ یك خیال مصور _ به جای چای

شاعر: سید حبیب نظاری
دکلمه : رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

خانه ام وقتی که می آیی
تمامش مال تو

هرچه دارم غیر تنهایی
تمامش مال تو

صد دوبیتی، صدغزل دارم ،
حتی یک بغل

شعرهای خوب نیمایی
تمامش مال تو

شاعر: احمدرضا نصیری
دکلمه: رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

خوشا به بخت بلندم
که در کنار منی

ِ تو هم قرار منی
هم تو بی‌قــــرار منی


گذشت فصل زمستان
گذشت سردی و سوز

بیا ورق بزن این فصــــل را،
بهـــــار منی

شاعر: جویا معروفی
دکلمه: رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

حرف‌های ما هنوز ناتمام ...
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود

آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!

شاعر: قیصرامین پور
دکلمه: رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

یادش سبز☘🍀

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم_حافظ_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم_حافظ_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

از خویش میگریزم در این دیار باران_پرتو کرمانشاهی_دکلمه رضا پیربادیان
@deklamehayepirbadian

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

درد يک پنجره را پنجره ها مي فهمند
معني کور شدن را گره ها مي فهمند

سخت بالا بروي ، ساده بيايي پايين
قصه ي تلخ مرا سرسره ها مي فهمند

يک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بيشتر از حنجره ها مي فهمند

شاعر: کاظم بهمنی
دکلمه: رضا پیربادیان

Читать полностью…

دکلمه های رضا پیربادیان

من به روشن ترین کلمات پروردگار پناه آورده ام
نان و آرامش برای ملتم
صبوری، سکوت، گمنامی و هوا...
برای خودم!
و خوابی خوش
برای ِ همه عزیزانی که از اینجا رفته اند
سرپناه
بودنی
بوده ها
ها
ای نجات دهنده بینا پس کی خواهی آمد؟

شاعر: سید علی صالحی
دکلمه : رضا پیربادیان

Читать полностью…
Subscribe to a channel