-
و قلب برای زندگی بَس است💙✨ کنج خیال سبز نشین 🌱 بات ناشناسمون 💌 حرفاتو میشنوم🌻 https://t.me/BChatBot?start=sc-130536-XUHeMju تعرفه تبلیغات🦋 @tablighat_declan
و روزایی که با دانشگاه و درس خودمون رو مشغول کردیم تا مشکلاتو فراموش کنیم برای چند ساعت..
در دوره اورولوژی که باسواد ترین و خوش اخلاق ترین پرفسور هارو دیدم تو این دپارتمان ، کنار مهارت و علم بالایی که داشتن.
#دانشگاه
«و امیدوارم روزی که رنجمان به پایان رسید،
ما هنوز ادامه داشته باشیم.»
_ دلت میخواد راجبش باهم صحبت کنیم ؟!
+ نه ؛ فقط دلم میخواد راجبش باهم سیگار بکشیم ...
ولی آدمهایی که سکوتت رو میفهمن، خیلی مهم و با ارزشن.
Читать полностью…
«بله» شما هم «نخیر» شده؟
چند روزه نمیشه زنگ زد باهاش😑
و اگه نبودم، یادت بیار من اون باد غمگینیام که بعد از آزادی میپیچه لای موهات.
Читать полностью…
دلم میخواد یهو یه اتفاقی بیوفته ، یه اتفاقی که از شدت خوب بودنش زبونم بند بیاد و اشکام بریزه...
ای کاش روز های خوب برسن که همه این روزها غم و سنگینی رو حس میکنن.
والا منم دیگه نمیکشم.
اما خودمو دارم میکشونم ناچاراً.
این روزهای ایران و این سطح استرسی که داریم تجربه میکنیم واقعا جزو دراماتیک ترین روزهای عمرمونه و احتمالا اثراتش تا سال ها باقی بمونه.
Читать полностью…
طالبان نوروز رو ممنوع کرده،
نوروز به تمام مردمِ عزیزِ افغانستان مبارک🌱
ولی امسال غمگین ترین و ادامه دهنده ترین ورژن خودمو دیدم.
Читать полностью…
ولی در واقع ربطی به summer time نداره همیشه sadness باهامه!
#خارجی
این روزها بیشتر از همیشه دلتنگ خانوادم ، دوستام و ایران هستم...
Читать полностью…
گوش دادن بهش یه طوریه
یه غمی یه جایی یه گوشهای از دلت یهویی سنگینت میکنه...
«صبور شدن» حتی آخرین دستاوردِ دوری هم نیست! آدم صبور میشود چون راه دیگری ندارد...
Читать полностью…
نه بچهام که بگم حالا تا بزرگ میشم درست شده، نه پیرم که بگم من که زندگیمو کردم. یعنی قشنگ اومد نشست وسط وسط جوونی ما.
Читать полностью…
از صبح که بیدار شدم دیدم غم مثل یه لایهی خیلی نازک از گرد نرم روی روحم نشسته؛ یه جوری که کدرم، ماتم، محوم.
آغوشت کجاست؟ کلی غم دارم.
یه روزی بالاخره مینویسم ،
زیاد و عمیق از همه ی این روز ها و از همه ی این حس ها،
یه روزی مینویسم که این کابوس بلند مدت تموم شده باشه و از دور نگاهش کنم ...
یه چند وقتیه حس میکنم پیر شدم. خاطراتِ دوری یادم میاد انگار هفتاد سالمه. با یه فنجون چایی میشینم رو مبل و به ناکجا خیره میشم و با خودم میگم کاش یکم عقبتر بودم. انگار طوفان زده به کِشتی ام یا باد کلبهٔ چوبیمو رویِ سرم خراب کرده، هم زیرِ آوارم، هم دیره، هم خستهم و هم حوصلهای نیست.
Читать полностью…
شاید زندگی همینه. تنهایی، تو لحظههایی که نباید باشی.
Читать полностью…
این روزا “مراقب خودت باش” یعنی نترس. یعنی اگرچه من این دنیام و تو اونسر کشور، ولی قلبم پیشته. یعنی از مردن خودم نمیترسم ولی از مردن تو چرا. یعنی اگه میتونستم ازت مراقبت میکردم که چیزیت نشه. یعنی جای منم مراقب جونت باش. یعنی بمون. یعنی نرو. یعنی میترسم از نبودنت. یعنی دوسِت دارم.
مراقب باش عزیزِ قلبم.
#خاطرات
20 march 2026
انگار یکی دیگه از صداهای خاطر انگیز خاموش شده🖤 این ۲ اهنگو ازشون گوش میدادم و قشنگ بود برام.
#نوستالژی