0
بهشت خراسان شمالی ای دی کانال 👇👇👇👇👇 @buvanloo پل ارتباطی با ادمین ها 👇👇👇👇 @RAVan48 @Adibbouanlo @bovanlo67
ننهها — مادرانی که دیگر تکرار نمیشوند
✍️ قادر قادری
این قصه… قصهی مادرانیست که اگر برای نسل امروز تعریفشان کنی، میگویند:
مگه میشه؟ واقعاً همچین آدمایی بودن؟
اما بودند…
نه توی کتابها، نه توی فیلمها.
توی همین خانهها… همین روستاها… همین زندگیهایی که هنوز بوی نانتنور میدهد.
مادرانی که وقتی بچه تب میکرد،
شبانه از خانه میزدند بیرون،
بچه را محکم میچسباندند به سینهشان،
و جادهی تاریک را کیلومترها میرفتند،
تا جایی که شاید یک دکتر بیدار باشد.
نه ماشینی بود، نه تلفنی، نه اینترنتی که بگویی وضعش چطوره؟
فقط دل بود…
دلِ مادری که میخواست بچهاش صبح را ببیند.
مادرانی که سالها برای جهاز دختر پول جمع کردند.
سکهها را از خردهریزِ خریدها کنار گذاشتند،
لباسهای کهنهشان را وصله زدند،
و هیچوقت نگفتند:
دخترم… من سختی کشیدم.
نه.
اشکشان را شبها میریختند،
جایی که هیچکس نبیند…
و صبح دوباره میشد مادرِ محکمِ خانه.
مادرانی که گرسنه میخوابیدند تا بچهشان سیر باشد.
خودشان لقمه را عقب میزدند و میگفتند:
من میل ندارم.
ولی میل داشتند…
فقط یک مادر، میلِ شکمش را قربانی میکند برای میلِ آرامشِ بچه.
مادرانی که پا به پای مرد کار کردند.
در مزرعه، پای دیگ، کنار گوسفند، روی زمینِ سختِ کشت.
کارشان نه کمک بود، نه وظیفه.
ستونِ زندگی بودند.
ستونی که هیچوقت اسمش در گزارش و تاریخ نمیآید…
ولی اگر نبودند، زندگی فرو میریخت.
مادرانی که نمیپوشیدند تا فرزندشان بپوشد.
زمستان، یلِ برف میآمد،
باد تا مغز استخوان میرفت، اما باید خودش ان همه برف را از پشت بام خانه ها پایین میریخت
اینها افسانه نیست…
اینها زندگیِ نسل قبل است که نسل امروز شبیه خواب میبیندش.
مادرانی که خسته بودند،
اما خستگی را قورت میدادند.
بغض داشتند،
اما لبخند را قسمت بچه میکردند.
گاهی پشت در،
گاهی پشت بام،
گاهی کنار تنور…
دردهایشان را میریختند و خالی میشدند،
تا فردا دوباره «مادر» باشند.
این مادران، قهرمان نبودند…
خدا هم نبودند…
اما یک کاری کردند که دیگر تکرار نمیشود:
آنها زندگی را بر دوش کشیدند بدون اینکه اسمش را بگذارند فداکاری.
نسل جدید اگر این روایت را بشنود، شاید بگوید:
اغراقه… زیادی شاعرانهست…
اما هر خانهای که یک مادرِ قدیمی داشته،
میداند اینها نه شعر است، نه قصه.
واقعیت است.
واقعیتی که امروز باورکردنی نیست.
این روایت برای همان مادرانیست
که دستهایشان تاریخ را نوشته،
اما نامشان هیچجا چاپ نشده.
برای ننهها — برای همهی مادرانی که دستهایشان خط و نشانِ زندگی را حک کرده — باید ادای احترام کنیم: با حرف، با عمل و با نگهداریِ میراثِ سادهشان. بگذار ننهها در ما زنده بمانند؛ نه به شکلی ایدهآل، بلکه با تمام عیوب و محبتها و غر زدنهایشان. آنها دیگر تکرار نشدنیاند، اما میتوانیم تکرارِ خوبیهایشان را به نسل بعدی بسپاریم.
#دل_پاییزی
@buvanloo
در سالن سیزده آبان ۱۴۰۴ شیروان، گویی دو رود خروشان از یک سرچشمه، مسیرهای خود را در زمین جستجو میکردند. دو تیم «بچههای بوانلو» نه به عنوان غریبه، که چونان دو برادر دوقلو، همریشه و همخون، اما با رگههایی یگانه از روحیه و هنر، به مصاف هم رفتند.
از یک سو، قامت استوار و ریشهدار حسن قوی اندام پبشکسوت ایستاده بود؛ مردی که قوت بازوهایش فقط نشان از عضلات نبود، بلکه حکایت از سالها پایداری و تجربهای میکرد که مانند درخت کهنسالی، سایهاش امنیت و تنهاش تکیهگاه تیم بود. هر حرکتش حساب شده و هر نگاهش، نقشهای در دل داشت. قدرت او، آرام و عمیق، چون جریان زیرزمینی یک رود بزرگ بود.
در مقابل و در همان زمین، جوانههای پرشور و خستگی ناپذیر بوانلو از جمله تابش شیدایی قد علم کرده بودند. شیدایی که نامش گویای عشق و جنون به بازی بود، با آن سابقه درخشان و ساعات بیشماری که خالصانه در زمین گذرانده، چونان آتشی بود که گرمابخش حرکت تیمش میشد. بازی او و یارانش، پر از جوشش، نوآوری و شتابی رو به جلو بود؛ مانند رودی خروشان و جوان که با شیطنت و سرزندگی، مسیر خود را از میان سنگها میگشاید.
رقابت این دو تیم، زیبایی تضادی مسحورکننده داشت: از یک سو، قدرت آرام و خردمند گذشته، و از سوی دیگر، شور نو و خستگی این برادران، در این زمین، با عشق یکسان به زادگاهشان، بوانلو، اما با بیانی متفاوت از این عشق، صحنهای را آفریدند که در آن، احترام عمیق به پیشکسوتان و افتخار به جسارت جوانان، در هم تنیده شد. هر پاس، هر شیرجه، و هر امتیاز، نه برای غلبه بر دشمن، که برای بلندتر کردن نام مشترکشان بود؛ گویی در این مسابقه، هر دو تیم برنده بودند، زیرا شرافت، غیرت و عشق به ورزش را یک جا به نمایش گذاشته بودند. صحنهای به یادماندنی از همچشمی برادرانه که در پایان، پیروزی را برای همهی بوانلو به ارمغان آورد 🌺❤️🙏
منصور دولخانی
@buvanloo
هیرکانِ در آتش؛ ریهای که از ایران جدا شد
✍️ قادر قادری
هیرکان امشب مثل انسانی است که بر خاک افتاده باشد و نفسهای آخر را بکشد؛
و ما، با چشمهای باز، شاهد مرگش هستیم—
مرگی که قرار نبود اینگونه بیدفاع و بیصدا باشد.
شعلهها از تنهی درختان بالا میروند، مثل مارهای گرسنهای که کمین نکرده بودند،
بلکه دعوت شده بودند؛
دعوت توسط بیتوجهی،
توسط نظارتی که سالهاست خوابش برده،
توسط تصمیمهایی که همیشه دیر میرسند.
درختهایی که هزار سال ایستاده بودند، حالا مثل پیرمردانی بیپناه روی زانو میافتند.
صدای شکستنشان—
صدای استخوانهای ایران است.
اما عجیبترین بخش ماجرا این است که این صدا، در گوش بعضیها هیچوقت نمیپیچد.
دود از قلب جنگل بالا میزند و به آسمان میچسبد.
آسمانِ سیاهشده فریاد میزند:
«چرا کسی پیش از آتش کاری نکرد؟»
اما این فریاد هم مثل بقیه چیزها، گم میشود در هیاهوی وعدهها و عکسهای یادگاریِ بحران.
باد که میوزد، گریهی جنگل را به دوش میکشد.
فریاد پرندههایی که خانهشان سوخت، جیغ جانورانی که پناهگاهشان خاکستر شد…
و ما هنوز باید توضیح بشنویم،
توجیه،
تعویق،
بیعملی.
در دل جنگل، همانجایی که همیشه خنک بود، حالا گرمترین جهنم جهان برپاست—
نه فقط به دست آتش،
بلکه به دست فراموشیِ ما.
آتش با چشمهای سرخش نگاهمان میکند و میپرسد:
«چرا اینقدر دیر رسیدید؟»
و هیچکس پاسخی ندارد
چون حقیقتش را کسی نمیخواهد بشنود.
هیرکان دارد خاموش میشود
اما نه مثل شمع—
مثل خورشیدی که با بیدقتی ما خاموش شد.
خورشیدی که اگر مراقبت میکردیم،
هنوز هزار سالِ دیگر طلوع میکرد.
@buvanloo
به اطلاع میرساند؛ برنامه «ملاقات مردمی» این هفته فرماندار شهرستان شیروان به همراه مدیران دستگاههای اجرایی، فردا «دوشنبه، ۲۶ آبانماه ۱۴۰۴»، از ساعت ۰۸:۰۰ تا اذان ظهر، در مسجد روستای اوغاز تازه در دهستان سیوکانلو برگزار خواهد شد.
🔹اهالی محترم این حوزه میتوانند برای طرح مسائل، مشکلات و ارائه پیشنهادات خود، در زمان و مکان یادشده حضور بهم رسانند.
💎شیروان من، اولین رسانه مجازی شیروان👇
/channel/shirvan_man
🛑 بهترین زمان برای گرفتن فشارخون
🔻فشار خون با انجام کارهایی مانند تمرین سنگین و خوردن غذاهای شور به طور موقت افزایش پیدا میکند.
🔻همچنین در حالت استراحت و به ویژه در اول صبح، فشار خون در پایین ترین حالت خود قرار دارد.
🔻بهتر است هر شخص زمان مشخصی را برای گرفتن فشارخون خود، انتخاب کند.
🟢 قبل از خواب، میتواند زمان مناسبی برای سنجش فشارخون باشد.
🔻گرفتن فشارخون، در دو نوبت و یادداشت آن، میتواند اطمینان بیشتری از اندازه دقیق فشارخون ایجاد کند.
🔻به طور کلی فشارخون نرمال ۱۲۰/۸۰ میلیمتر جیوه درنظر گرفته میشود.
🔻همچنین فشار خون کمتر از ۹۰/۶۰ بهعنوان فشار خون پایین و بالاتر از ۱۳۰/۸۰ بهعنوان فشار خون بالا در نظر گرفته میشود.
@buvanloo
به اطلاع اهالی محترم روستای بوانلو میرساند ،روزدوشنبه 26 آبان درروستای اوغازمیزخدمت توسط مسولین شهرستان شیروان : فرماندار ،بخشدارو رئیس بنیادمسکن وریس اداره کشاورزی .....برگذارمیشود لذا درخواست میشود عزیزان جهت بازگو کردن مشکلات در این جلسه شرکت نمایید.
با سپاس
دهیاری روستای بوانلو
@bucanloo
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
با نهایت احترام و رعایت ادب و در کمال تواضع و ارادت و با عرض سپاس، بدین وسیله مراتب قدردانی و تشکر خود را از یکایک شما سروران، دوستان، هم ولایتی های عزیز و آشنایان، بستگان ارجمندی که از راههای دور ونزدیک در مراسم تشییع، تدفین ، مجالس ترحیم و ختم ویادبود مادر عزیزمان مرحومه (( فرنگیس محمدزاده )) شرکت و یا با ارسال پیامک وتماس تلفنی ابراز همدردی نموده و موجب تسلی خاطر شده اید صمیمانه تقدیر و سپاسگزاری مینماییم
امیدواریم خداوند بزرگ عنایت فرماید تا بتوانیم لطف و زحمات یکایک شما عزیزان را جبران نماییم.
با احترام
"خانواده های نادری و محمدزاده "
@buvanloo
🖤هوالباقی🖤
متاسفانه هم اکنون با خبر شدیم
شادروان مرحومه ( فرنگیس محمدزاده ) همسر مرحوم غلامعلی نادری فرزند قربان
دار فانی را وداع وبه دیار حق شتافتند
ضمن عرض تسلیت به خانوادههای محترم نادری و محمدزاده
مراسم خاکسپاری وتشییع متعاقبا اعلام خواهد شد.
روحش شادو یادش گرامی باد
@buvanloo🥀🖤🖤🖤
جناب آقای مهدی براتعلی پور با تالم و اندوه فراوان در گذشت پدر خانم گرامیتان ( شادروان حاتم سیاوشی گدوگانلو )را خدمت جنابعالی تسلیت عرض نموده، از خداوند برای بازماندگان عمر با عزت وسعادت ، صبر جمیل مسئلت داریم
روحشان شاد و یادشان گرامی باد
از طرف اعضای کانال روستای بوانلو
مراسم تشییع امروز چهارشنبه 1404/8/21 ساعت 14
روستای گدوگانلو
🖤🖤🖤🥀🥀🥀
@buvanloo
✅ مهاجرت کرد و لر به شمال ایران قسمت ؛ سوم
پس از فتح گیلان و مازندران و سقوط دولت رستمدار، ایلات کرد و لر که در کار تسخیر این دو استان و فرو نشانی شورشهای بعد از فتح، یارو یاور دولت صفوی بودند، به مناصب بالا و موقعیتهای شریف اجتماعی دست یافتند. چنان که در زمان شاه عباس اول، صوفی های املش که از اکراد تیره سپاه منصوری و سیاه پوش منطقه آمیختگی نژادی یافته بودند، دارای حکومت و اعتبار و عزت فراوان گردیدند.
نادر شاه جهت از بین بردن آثار نفوذ سلاطین صفوی به کوچاندن دسته های دیگر از طوایف کرد به این حدود دست زد. کریم خان زند به سبب داشتن اصالت لری ، کمتر به آواره ساختن و کوچاندن هم نژادان خود مبادرت نمود.
اما آقا محمد خان که همراه با ایل قاجار کینه تاریخی با ترکمن ها داشت، به کوچ دادن دسته های فراوان از ایلات مختلف به مازندران و چهار سوی تهران، پایتخت منتخب خود پرداخت. بنا بر این می توان چند هدف را در این اقدام خواجه تاجدار جستجو نمود. ابتدا ایالاتی که وسیله وی در کجور و نور و کلارستاق و نقاط دیگر مازندران اسکان داده شدند، گوش به فرمان دربار قاجار و حفظ پایتخت بودند، و از طرف دیگر هجوم ترکمنها را به منطقه قاجار نشین دشت گرگان و نواحی دور و نزدیک مازندران که جنبه عادت و سنت گرفته بود دفع می نمودند.
آخرین هدف مقهور ساختن طوایف بومی کلاردشت و کجور بود، که پس از نابودی حکومت رستمدار، غرور ناشی از داشتن حکومت یک هزار ساله را در این خطه نمی توانستند از خود دور سازند، و کم و بیش جهت دولتهای وقت ایران مسأله ساز می شدند. چه مدت زمان درازی از قیام کیا نعیم بیک میار مشهور به نعیم شاه نگذشته بود، که سودای احیای دولت منقرض شده رستمداریان را در سر داشت.
ایلاتی که وسیله آقا محمد خان به کجور و کلاردشت کوچانده شدند، مختلطی از کرد و لر، خاصه خواجوندها بودند، که بخشی از آنان را نادرشاه از گروس (بیجارکنونی) و اطراف کرمانشاهان به این نقاط کوچانده بود. دسته های اخیر وسیله خان قاجار از شعبات لر سردبند و سیلاخور اطراف بروجرد انتخاب شدند. خواجوندها متشکل از شعبه های سلطانی، قلیخانی کاکاوند، لک و دلفان می باشند، و در کلاردشت و کجور اقامت دارند.
دلفانها از طوایف نیرومند لر می باشند که در اصل محل سکونت آنان از مرز کرمانشاه تا سیمره و کشغان ادامه داشت، و از اتحادیه ایلات اولاد قباد، باواری، بیجاوند، چاری، ایتاوند، کاکاوند، کلاین خیرغلام، مومیانوند، نورعلی و پادروند تشکیل می شد. اراضی چاری میان مناطق تیلا کنار و دانیال و جیسای عباس آباد یادآورسکونت دلفانها در این نقطه می باشد.
مهاجرت کرد و لر به شمال ایران
ایل دلفان کلاردشت مازندران
زبان لکی در بین بعضی از طوایف لرستان چون دلفان، سلسله ، بیراوند، و برخی از طوایف طرهان رایج است. افزون بر این گسترش این، زبان در خارج از مرزهای لرستان بسیار چشم گیر است. چنانکه در مناطق وسیعی از استان کرمانشاهان چون هرسین عثمانوند، جلالوند و برخی از دیگر طوایف که هم اکنون محدوده آنها در بخش مرکزی استان واقع شده، و از آنها به نام وند یاد شده به این زبان گفتگو می کنند.
دلفان منطقه ای است در لرستان متصل به خاک کرمانشاه و هـرسین و چمـچال و خزل، و طایفه های آنها عبارت است از: کاکاوند، طایفه موسیوند، طایفه اولاد قباد، طایفه بیجوند (بیژنوند) و طایفه سنجابی و طایفه دلفان، لازم به ذکر است که عده زیادی از طایفه دلفان توسط قاجاریه مانند طوایف دیگر به کلاردشت مازندران کوچانده شده اند، تبعید شده اند زبان ایل دلفان کلاردشت لکی است.
دلفان (به کسر یا ضم د) بخش شمالی لرستان است. نام آن را معمولاً به ابودلف عرب که در قرن سوم هجری به شمال لرستان دست انداخته بود منتسب دانسته اند. معروف است کسی از اسرای قبیله دلف که پس از بازگشت به نام دلفی شناخته می شود، چهار پسر به نامهای ایتی، مومی، پیژن (بیژن) و کاکا داشته، که هر یک طایفه ای به ترتیب به نام ایتی وند، مومی وند، بیژنوند (بیزنوند)، کاکاوند ایجاد می کنند، این طایفه ها در بخش دلفان معمولاً در دهستان همنام خود زندگی می کنند. زبان ایلات دلفان نیز لکی است.
جماعت دلفان که از ایلات خرم آباد لرستان می باشند، از ب دسلوکی اسماعیل خان از مکان خود کوچیده در چمچال ساکن شدند. هزار سوار و پیاده از آن جماعت هم به نزد کریمخان زند رفته، امر و نهر او را مطیع گردیدند.
مهاجرت کرد و لر به شمال ایران
ساریگل، آخرین نسل لالاییخوانیست که در دل شبهای تاریک و ساکت، با نغمههای شیرینش، خواب را به چشمان خسته هدیه میدهد.
با هر لالایی که از لبانش جاری میشود، گویی زمان به عقب بازمیگردد و ما را به آن دوران بیخیالی میبرد. ساریگل با هنر لور کردنش، نه تنها ما را در گهواره خواب فرو میبرد، بلکه ما را به دنیای خیال و رویاها میکشاند. او با هر کلمهای که بر زبان میآورد، قصههایی از عشق و امید، از ترس و شجاعت، و از سرزمینهای دوردست را روایت میکند.
چشمان بستهی ما در سایهی صدای او، تصاویری زنده از کوه ها و دشتهای وسیع و آسمانهای پرستاره را به تصویر میکشند.
ساریگل جعفری با نغمههایش، دلهای خسته را نوازش می دهد.او نه تنها یک لالاییخوان است، بلکه حافظ خاطراتی است که در دل زمان گم شدهاند.
اوعاشق اصالت و زبان و فرهنگ ایلیاتیست همچنان به نغمهخوانی ادامه میدهد.
او با هر لالاییاش، یادآور آن روزهای ساده و بیدغدغه است؛روزهایی که خواب در آغوش مادر معنا داشت و عشق در هر نغمهای جاری بود. ساریگل، آخرین نسل لالاییخوانی است که با صدایش،زندگی را به ما یادآوری میکند و ما را به خوابهای شیرین میبرد.❤️
@buvanloo
قسمت چهارم پخش مستند لالایی خراسان از شبکه سراسری مستند صدا و سیما
@buvanloo
قسمت دوم پخش لالایی خراسان از شبکه مستند صدا و سیمای ایران با حضور هنرمند گرانقدر و با اصالت بانو ساریگل بوانلو .
@buvanloo
💥کانیێ مەشێ💥
نام چشمه ای است،
این محل توسط شخصی بنام مشهدی رضا(تقریبا در سال ۱۳۰۰) که زمینهای دیمزار زیادی در قرچقه و ییلاق خرخندو خرمانگاه داشت برای کاشت و داشت و برداشت،رفت و آمد زیادی داشته و برای تهیه آب تا چشمه های اصلی مسافت زیادی را می پیمود...
او که زیر سایه درختی برای تازه کردن نفس و استراحت نشسته بود ناگهان متوجه نمناکی زمین شده ،بلافاصله شروع به کندن زمین می کند ،چشمه کوچکی درست می شود که چون در مسیر عبورو مرور کاروانیان بوده ،در گذر زمان مورد استفاده رهگذران و پرندگان وحیوانات قرار می گیرد.
از آن تاریخ تا امروز این مکان به چشمه یا همان "کانیێ مەشێ" معروف است🌺🌺🌺
@buvanloo🌹🙏
ضمن عرض تسلیت مجدد به خانواده های ضیغمی
مراسم تشییع جنازه مرحومه طوطی ضیغمی بوانلو-همسرنوروزعلی سطوی بوانلو-امروز۲۹آبانماه راس ساعت۲ ازمنزل ایشان واقع دربجنورد،روستای (کلاته حاج بیگلر) و
مراسم سومین روزهم جمعه۳۰آبانماه ساعت۱۲ظهرواقع درکلاته حاج بیگلر-خیابان عفتی-خیابان جهانی۶-حسینیه حضرت ابوالفضل-جنب منزل آنمرحومه برگزارمیگردد
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️
⚫️🌑 در کمال تاسف و تاثر خبردار شدیم که مرحومه طوطی ضیغمی بوانلو فرزند امامقلی (همسر نوروزعلی سطوی)
دعوت حق را لبیک گفت وبه دیار باقی شتافت . 🌑🌑
برای بازماندگان صبرو شکیبایی و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
محل سکونت ایشان بجنورد روستای کلاته حاج بیگلر میباشد
مراسم تشییع و سوم... متعاقبا اعلام خواهد شد. 🖤🖤🖤
@buvanloo
🖤هوالباقی🖤
متاسفانه هم اکنون با خبر شدیم
شادروان مرحوم( سرگرد شهباز محمدزاده ) فرزند مرحوم عبدالله محمدزاده بازنشسته نیروی هوایی
دار فانی را وداع وبه دیار حق شتافتند
ضمن عرض تسلیت به خانوادههای محترم محمدزاده و قربانیان
مراسم خاکسپاری وتشییع متعاقبا اعلام خواهد شد.
روحش شادو یادش گرامی باد
@buvanloo🥀🖤🖤🖤
🖤 اطلاعیه 🖤
"بازگشت همه بسوی پروردگار هست"
به اطلاع میرساند :
مراسم تشیع پیکر مرحومه ( فرنگیس محمدزاده )
فردا جمعه مورخه 23 آبان ساعت 10 صبح از میدان جعفرقلی به سمت روستای بوانلو آرامگاه ابدیش برگزار میشود.
.
شرکت شما عزیزان موجب تسلای خاطر بازماندگان خواهد بود .
ضمنا مراسم ختم و سوم همان روز در محل مسجد بوانلو منعقد می گردد .
روحش شاد یادش گرامیباد .
از طرف خانواده های نادری و محمدزاده
@buvanloo🖤🖤🖤🖤
درود بر اهالی بوانلو
دوستان و عزیزان در جریان باشید در مورخه بیست و دوم همین ماه یعنی پنج شنبه ی همین هفته یک گروه جهادی چهل نفره متشکل از دکتر،دندانپزشک، نقاش، تعمیرکار لوازم برقی و .... بمدت دوروز در محل مسجد روستا جهت کمک رایگان به ملت بوانلو حاضر ومستقرخواهند شد، لطفا به خانواده های خود که ساکن روستا هستند اطلاع رسانی کنید تا در جریان کار قرارگیرند و از حضور این عزیزان بهره مند شوند
@buvanloo
ایل خواجوند در بلوک کلارستاق و کجور
در بلوک کلارستاق بیشتر خواجه وند هستند. طایفه های عمده کرد در منطقه شهرستان نور عبدالملکی و خواجه وند است. طایفه عبدالملکی قبلاً در درگز سکونت داشته اند. از آنجا به عللی متوجه شیراز و سپس ناحیه شهریار می شوند، و پس از سه سال آقا محمد خان آنها را به شهرستان نور کوچاند. بعد از چهل سال میرزا آقا خان نوری صدراعظم ناصر الدین.
@buvanloo
✅ مهاجرت کرد و لر به شمال ایران قسمت دوم ؛
در این مقاله کوشش شده است، تا با بهره گیری برخی متون تاریخی و پژوهش های میدانی سیر مهاجرت اقوام کُرد، به نواحی ایران به ویژه گیلان و مازندران و تنکابن مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. پرسشهایی که در اینجا می توان مطرح کرد، این است، کردها و لرها کیستند، علل مهاجرت اقوام کرد و لر به این نواحی چه بود، پراکنش این اقوام در چه جاهایی از گیلان و مازندران صورت گرفته است.
این جستار در دو فصل، فصل اول پیشینه تاریخی کرد و کردستان، و فصل دوم مهاجرت کرد و لر به نواحی تنکابن، گیلان شرقی و مازندران غربی پژوهش و تدوین شده است.
مهاجرت کرد و لر به شمال ایران
پیش گفتار
بهره گیری از عشایر کرد جهت حفظ مرزها از تهاجمات همسایگان بیابانگرد بربر و دولت های متجاوز همجوار در قرون گذشته وسیله سلاطین ایرانی متداول بود. اما از زمان صفویه به بعد خاصه دوران سلطنت شاه عباس اول، که پادشاهی بسیار تیز هوش و سیاستمدار بود، این روند سیری صعودی یافت. فتنه ازبکان، که به صورت یکی از بلایای عظیم در شرق ایران به مدت بیش از یک قرن پیش از روی کار آمدن شاه عباس و ابتدای سلطنت وی تداوم یافته بود، او را بر آن داشت که از فلسفه ابن عمید وزیر کاردان آل بویه، که گفته بود کردها را باید سپر بلا قرار داد پیروی کند.
شاه که هنوز اوایل زمامداری خود را می گذراند، و بسیار جوان بود، جرأت تحمیل این سیاست را به کردان و ایلخانهای نیرومند آنان نداشت. حتی از پیشنهاد مستقیم نیز که سرانجام به کوچ بخش اعظم ایلات آنان به خراسان منجر می گردید وحشت داشت. پس کردها را به استفاده از جلگه تهران و موقعیت بسیار مناسب چراگاههای «از نظر تعلیف دام و احشام» فریفت و آنها را که از نظر تنگی جا در آذربایجان در مضیقه بودند، به سکونت در جلگه ری تشویق کرد.
بنابراین کوچ بزرگ و تاریخی کردها به سال ۱۰۰۵ هـ.ق از آذربایجان به سوی ری آغاز گردید. این گروه که بیشتر از ایلات زعفرانلو چمشگزک بودند، در مسیر خود زنجان، قزوین و دماوند را در نوردیدند، و مدت دو سال در جلگه های پیرامون تهران اطراق ایلی داشتند. در همین زمان ازبکان را که بسیار دلیر گشته، و از خراسان تا ری و اراک و کاشان را غارت کرده بودند، در صحرای ری به سختی در هم شکستند، و غنایم فراوان گرفتند، و اسیران اراکی و کاشی را آزاد ساختند.
پس از این فتح نمایان، سران کرد خود در مهاجرت به خراسان پیشقدم شدند، و در حفظ سرحدات این استان رشادتهای شگفت انگیز از خود بروز دادند. بعد از ترک ایلات کرد از جلگه ری به مقصد خراسان، بخشی از آنان در نقاط دماوند، زنجان و قزوین و اطراف تهران بر جای ماندند و امواج مهاجرتهای بعدی نیز این بر جای مانده ها را در سکونت و اقامت تقویت کرد.
مهاجرت کرد و لر به شمال ایران
آغاز مهاجرت کردها به گیلان و مازندران
کوچ کردها و لرها به شمال ایران از جانب سلاطین صفوی و پادشاهان سلسله های بعدی، اهداف متعددی را تعقیب می نمود. نخست فتح گیلان بود، که ولایت اخیر وسیله ملوک الطوایف نیرومند بیه پس و سادات کیائی شرق گیلان اداره می شد، و از دخالت حکومت صفوی در امور جاری خود به شدت جلوگیری می نمود.
شاه طهماسب صفوی جهت تسخیر گیلان قدمهای اولیه را برداشت، ولی توفیق چندانی نیافت. به فرمان وی کردها روزکی به تنکابن کوچ داده شدند، تا حضور آنان پایگاهی جهت تهاجمات بعدی دربار صفوی به گیلان گردد. رابینو در سفرنامه اش که سالهای مشروطیت تدوین شده مدعی است، که از این کردها دیگر اثری در تنکابن نیست. نام فراموش شده برخی نقاط شرق و مرکز تنکابن نشان از حضور و اقامت کردهای روزکی در آن نقاط دارد.
شاه عباس پیش از آنکه دست به کوچ بزرگ کردهای آذربایجان به خراسان زند، تعدادی از خانوارهای کرد را مجدداً در تنکابن مستقر نمود، تا در این نقطه دو هدف سیاسی را تعقیب نماید. بدواً با اختلال در کار حکومت سادات کیایی مقدمات سقوط قطعی آنان را فراهم نماید، و هم اینکه در صورت حمله ارتش قزلباش به گیلان از طریق تنگه منجیل، جبهه شرق گیلان را وسـیله کردها مستـقر در تـنکابن زیر فـشار قرار دهـد. این کردها بودند، که به رهبری شرف الدین علی بدلیسی به هر دو منظور شاه بزرگ صفوی جامه عمل پوشانیدند.
در راستای این هدف، ایلات کرد در ناحیه رودبار زیتون و دره شاهرود و قزل اوزن و طارم تقویت گردید و کاکاوند و ایل رشوند و اکراد سپاه منصوری، که بخشی از آنان از دوره شاه اسماعیل و شاه طهماسب در آن نقاط سکونت نموده بودند، نگهبانان دره سفید رود و مدخل شمال و جنوب گیلان در آن نقطه گردیدند.
@buvanloo
قسمت پنجم از پخش سراسری مستند لالایی خراسان با حضور هم ولایتی و هنرمند با اصالت بانو ساریگل بوانلو از شبکه سراسری مستند صدا و سیما .
آرزوی طول عمر و سلامتی برای همه مادران ایران زمین به ویژه مادران بوانلو
@buvanloo❤️🌹👌
قسمت سوم پخش مستند لالایی خراسان از شبکه سراسری مستند صدا و سیما
@buvanloo
قسمت اول پخش مستند لالایی خراسان با حضور هنرمند گرانقدر و با اصالت بانو ساریگل بوانلو از شبکه مستند صداو سیمای ایران .
ضمن پوزش بخش های اول این مستند فاخر متاسفانه فیلم برداری میسر نشد .
بقیه مستند در پنج قسمت تقدیم نگاه قشنگتان خواهد شد .
@buvanloo