-
شعر، داستان، متن های ادبی و نقیضه پردازی و......
تمرینِ هنرِ آهسته زیستن
جریان افراط در شتاب را به چالش بکشید. آگاهانه بکوشید در همهٔ کارهای روزمره، اندکی از شتاب خود بکاهید.
کندشدن، تنبلی نیست؛ راهی است برای باز پس گرفتنِ سکانِ زندگی از دستِ «وضعیتِ ناخودآگاه».
چگونه تمرین کنیم؟
اصلِ «بیست درصد آهستهتر» را در این بخشها به کار بگیرید:
گامهایتان را آهستهتر و سبکتر بردارید. احساس کنید که چگونه پا به نرمی از پاشنه تا سرِ انگشتان پیش میرود.
به آنچه معمولاً از کنارِ دیدتان میگریزد توجه کنید: بازیِ نور در برگها، معماریِ ساختمانها و حالتِ چهرهٔ رهگذران...
پیش از پاسخدادن، مکث کنید. این توقفِ کوتاه نهتنها دستگاه عصبی را آرام میکند، بلکه به کلمات شما وزن و عمق بیشتری میبخشد.
غذا بخورید بیآنکه گوشی همراهتان باشد. بافت و طعمِ واقعیِ غذا را لمس کنید. هر جرعهٔ آب را با حضورِ کامل بنوشید.
✓ هرگاه میلِ فوری به چککردنِ پیامها یا پاسخدادن به ایمیلی پدیدار شد، نَفَسی عمیق بکشید و تا پنج بشمارید.
چرا این کار مؤثر است؟
از نگاه زیستشناسی، شتابِ مداوم ما را در وضعیتِ استرسِ خفیف نگه میدارد
(فعالشدنِ دستگاه عصبیِ سمپاتیک).
کند شدن، بدن را به قلمروِ پاراسمپاتیک میبرد— جایی که زمانِ ترمیم فرا میرسد، فهم ژرفتر میشود و مغز با کیفیتی بالاتر کار میکند.
بهتدریج درمییابید که این «سرعتِ آهسته»، در حقیقت همان ریتمِ طبیعیِ وجودِ شماست؛ آهنگی که از آغاز، در جانتان جریان داشته است.
شتابِ زندگیِ مدرن، هیاهویی تحمیلی است که اغلب فقط وانمود میکند مؤثر است، اما ما را از حضورِ واقعی در لحظه محروم میسازد.
لازم نیست منتظرِ تعطیلات بمانید تا نفسی تازه کنید.
حتی یک «روزِ آهسته» در هفته یا چند «ساعتِ آهسته» در روز میتواند توانِ شناختیِ شما را از نو تنظیم کند و سطحِ کورتیزول را فرو بنشاند.
باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد،
که مادرانِ سیاهپوش
داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد،
هنوز از سجادهها سر برنگرفتهاند!
#احمد شاملو
در گورستان مشهور «پر لَشِز» پاریس، جایی که ادیت پیاف، شوپن و بسیاری از نامداران دیگر به خاک سپرده شدهاند، قبری ساده اما بسیار تأثیرگذار وجود دارد. اینجا آرامگاه فرنان آربلو است؛ نوازنده و بازیگر فرانسوی که در سال ۱۹۴۲ درگذشت.
سنگمزار او را آدولف وانسار، پیکرتراش بلژیکی، در سال ۱۹۴۶ آفرید.
فرنان در حالتی نقش شده که بر تختهسنگی خوابیده و چهرهاش رو به چهرهٔ زنی است که صورت او را با مهربانی در دستانش گرفته است؛ گویی در سکوتی آرام با او گفتگو میکند.
میگویند فرنان آربلو پیش از مرگ تنها یک خواسته داشت:
میخواست حتی پس از مرگ نیز بتواند به چهرهٔ زنی نگاه کند که بیش از همه دوستش داشت.
این آرزو برآورده شد.
بر سنگقبر نه نامی نوشته شده و نه هیچ کتیبهای؛
تنها همین پیکره است ، تجسم وفاداری ابدی او.
هنری که به یک پیمان بدل شد.
قبری که به شعری تبدیل گشت.
آنجا، در سکوت، فرنان همچنان به چهرهٔ همسرش مینگرد.
أخاف
أخاف أن اقولَ للتي اُحبّها
(اُحبّها)
فالخمرُ فى جرارها
تخسرُ شيئاً
عندما نصبّها...
میترسم
میترسم، آن را که دوست میدارم بگویم:«دوستت دارم»
چرا که شراب چون از ساغر ریخته شود
اندکی از آن کاسته میشود.
نزار_قبانی
دوستت دارم بهرغم آتشسوزیها
و غارتگریها و سرکوب و ظلم
و حکومتهای پَست و چرند...
#مظفر_النواب
ترجمه: سعید هلیچی
قول میدهم خدا
همین حوالی دغدغههایت ایستاده
و لبخند دلگرمکنندهاش را
به ثانیههای مضطربت میپاشد
که وقتی فکر و خیال مشکلات امانت را برید
بیمقدمه آرام میشوی ،
نفس عمیق میکشی و زیر لب میگویی...
«خدایا شکرت»
#نازیلا_زارع
ما را که ره دهد
به سراپرده ی وصال
ای باد صبحدم
خبری ده ز ساحتش!
سعدی
چگونه میخواهید
مساحت اندوه مرا حساب کنید.
اندوهی که چون کودکی، هر روز زیباتر و بزرگتر، زاده میشود.
نزار قبانی
ما به یکباره بزرگ شدیم، انگار که آهسته بزرگ شدن؛ بر ما حرام بود
#محمود_درویش
«یارم گُل سرخ و غمگسارم گُل سرخ
پاییز و زمستان و بهارم گُل سرخ
از بس دیدم نشانِ خون بر دیوار
صبح و شب و روز و روزگارم گُلِ سرخ»
#علی_باباچاهی
یادش جاودان...
KDS photo, Carnegie Museum Pittsburgh by Jules Breton, "Dawn",1896
Читать полностью…
فرش منطقه البروج یکی از آثار بسیار جالب توجه در هنر نمادمحور ایرانی
Читать полностью…
.
لورنزو کوئین (1966- )
مجسمه ساز ایتالیایی
"ساختن پل"، 6 پل ونیز، 2019.
Building Bridges با بیش از 15 متر ارتفاع و 19 متر طول، افزودنی دیدنی به شهر در طول دوسالانه ونیز است. برای کوین، این قطعه نشان دهنده بازگشت او پس از مجسمه سازی حمایت از او است که در سال 2017 در این شهر به نمایش گذاشته شد و در سراسر جهان مورد تحسین قرار گرفت.
Building Bridges به طور کامل بر موارد مثبت تمرکز دارد. در زمانی که دیوارهایی ساخته میشوند تا ما را از هم جدا کنند، کوین به دنبال انتشار پیام وحدت و صلح در شهری است که بر روی پلها ساخته شده است.
"هر جفت دست در مجسمه یکی از شش ارزش جهانی انسانی را تجلیل می کند: دوستی، برای ساختن آینده با هم، خرد، تصمیم گیری های سودمند متقابل، کمک، برای ایجاد روابط پایدار، ایمان، اعتماد به قلب و ذهن خود. خود. این مجسمهساز که پسر بازیگر برنده اسکار آنتونی کوئین است، میگوید: احترام؛ امید به استقامت در تلاشهای ارزشمند؛ و عشق، هدف اساسی همه اینها.
هر جفت دست این مقادیر را از طریق لمس بیان می کند. خواه آنها به یکدیگر مالیده شوند یا یکدیگر را محکم بفشارند، گروه ها بیانی غیرقابل انکار را تشکیل می دهند که به طور جهانی قابل درک است. قدرت، عشق و همدلی در سراسر مجسمه می درخشد.
موضوع جامع این قطعه همچنین به موقعیت آن در آرسنال مربوط می شود. جمهوری قدرتمند ونیز ناوگان دریایی خود را از قرن دوازدهم در این کارخانه کشتی سازی تاریخی ساخت و کشتی های آن به تبدیل شهر به یک مقر تجاری مهم کمک کردند. شهرت ونیز به عنوان شهری که مردم را از سرتاسر جهان گرد هم می آورد، چه از طریق تجارت و چه از طریق گردشگری، کاملاً با تمایل کوین برای دیدن جهانی متحد در میان فرهنگ ها مطابقت دارد.
مژه
برهم نزدم
آینه سان
در همه عمر
بس که
در ديدهٔ من
شوق
تماشای تو بود ...
#حزین_لاهیجی
سلاحداران گلهای باغچه را لگدکوب کردهاند
اما تبار گل
هر گز نخواهد مرد......
احمدرضا_احمدی
بگذار با تمام زبانهایی که میدانی
و نمیدانی بگویم عاشقتم
بگذار در میانِ زبان،
واژههایی را جستجو کنم
که در حد و قوارهیِ
حجمِ عشقِ من به تو باشند
بگذار تنها به تو بیندیشم
و تنها مشتاق تو باشم
بگذار بگریم و بخندم برای تو
شاید که مرز بینِ خیال،
و یقین را محو کنم •••
#نزار_قبانی
🍀غزل۷۳
دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست
هر که ما را این نصیحت میکند بیحاصلست
یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دلست
بامدادان روی او دیدن صباح مقبلست
آن که در چاه زنخدانش دل بیچارگان
چون ملک محبوس در زندان چاه بابلست
پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی
باز میگویم که هر دعوی که کردم باطلست
زهر نزدیک خردمندان اگر چه قاتلست
چون ز دست دوست میگیری، شفای عاجلست
من قدم بیرون نمییارم نهاد از کوی دوست
دوستان معذور داریدم که پایم در گِلست
باش تا دیوانه گویندم همه فرزانگان
تَرک جان نتوان گرفتن تا تو گویی عاقلست
آن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاست
او همین صورت همی بیند ز معنی غافلست
ساربان! آهسته ران کآرام جان در محملست
چارپایان بار بر پشتند و ما را بر دلست
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جانِ شیرین منزلست
سعدی! آسانست با هر کس گرفتن دوستی
لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکلست
🌸
بیایید کتابها و قلمهایمان را به دست بگیریم. کتاب و قلم قدرتمندترین سلاح ما است.
یک کودک،
یک معلم،
یک کتاب
و یک قلم
میتواند جهان را تغییر دهد.
النا_فاویلی
🏅☘یک فرصت تحول و رشد برای تو
برای شروع یک سال جدید
💎با بهترین های تلگرام همراه شو
👇👇👇👇
/channel/addlist/SvIYV06NuJI5Mjlk
🎁پیشنهاد ویژه :
👈تنهاباتو ،جایی که آهسته صداشون در میاد
@tanhabato_ir
"آنچه البته به جایی نرسد..."
| اثر بزرگمهر حسینپور
کاروان شترها، ارابه و ماشین ها در اصفهان دهه چهل
Читать полностью…
The Little Newspaper Boy
Richard Thomas Moynan
گاهی چیزی که بیش از همه بر سینهات سنگینی میکند، حرفیست که فرصتِ گفتنش از دست رفته..
#محمود_درویش
نمادگرایی در هنر صنایع دستی ایران
❇️نقوش نمادین دوازده گانه ای که در کتب مصور و آثار هنری از دیر باز بر جا مانده و نمایانگر صورتهای فلکی منطقه البروج میباشد ، ریشه در اسطوره های اقوام و تمدن های کهن دارد، به ویژه اساطیری در که در میان باشندگان شبه قاره هند ، فلات ایران و بین النهرین و مصر درپیوسته با نظام آسمانی شکل گرفته بود افلاک و اجرام فلکی جایگاهی ویژه و در خور توجه داشته و پرستش ثوابت و سیارات و صور به مثابه ایزدان همچون تیر بهرام ناهید کیوان و غیره امری بود رایج .
،
❇️القصه ایرانیان ، بابلی ها و کلدانی ها از اعصار کهن در تعلق خاطر به نجوم شهره بوده اند و نگاه به آسمان در میان ایشان از دیرباز جایگاه ویژه ای داشته است .مثلا معنای واژه صابئی که یکی از آئین های اقوام ساکن ایران و نیانرودان بوده دز قرآن متزادف ستاره پرستان بکار رفته .در آثار هنری و نگاره ها و نقش برجسته ها نیز از دیر باز و ادوار بسیار کهن ،نقوشی از صور فلکی را میتوان در هنر میترایی ( مهرپرستان) و مزدایی و غیره مشاهده نمود وونسک های بسیار نیز پیرامون آن نگاشته شده و در کتب دینی نیز در نوارد متعدد ستایش و نماز بردن بر ستارگان توصیه شده .. من باب مثال در دساتیر آسمانی کتاب آئینی پارسیان هند که آیین مزدیسنی دارند چنین آمده که :
"خورشید و ماه و ستارگان و نیز روشنی چراغ و آتش را باید ستایش کرد و در معابد برای ستارگان تندیس ساخت و نماز و آیین های پرستش را رو به روشنایی یا اجرام فلکی به جای آورد. در دساتیر ستارگان (ششکاخ) جزو خدایان به شمار رفته اند و وبنابر عقیده پیروان آن، گردش جهان و نظم آن زیر نفوذ هفت سیاره و ستارگان متعددی است که در آسمان مشاهده می گردند، و خدای دساتیر بارها و بارها پیامبران خود را دستور به ستایش ستارگان می دهد، چنانکه در (نامه هوشنگ فقره ۷، نامه جمشید فقره ۱۴، نامه فریدون فقره ۷ و جز اینها) ایشان، به پرستش بهرام و ناهید و تیر و غیره مأمور شده اند. و نیز در فقره ۵۵ نامه یاسان آمده: «پس برابر ششکاخ آی و نماز کن و ششکاخ ستارگانند و آتش که فروغندگانند». آنگاه در فقره بعد تأکید می شود چنانچه خواهی نمازت به یزدان برسد، باید در برابر ششکاخ نیز نماز به جای آوری."
از مهمترین آثار هنر باستانی که در پیوند با اجرام آسمانی واساطیر مرتبط با آنها بوده نگاره های نمادین از نقشه آسمان موسوم به دایره البروج میباشد که از ادوار بسیار کهن در هنر این مردم و البته سایر باشندگان و اقوام و تمدنها رایج بوده و باورهای مختلفی نیز در ارتباط با این صور در میان معتقدان به آیینهای مختلف وجود داشت که تا به امروز نیز همچنان در باورهای عامیانه پابرجا مانده اگر چه به لجاظ علمی ساقط از اعتبار است ، نمونه های بسیار متعدد و گوناگونی از آن در هنرهای تجسمی سرزمین های مختلف قابل موجود است که هر یک فراخور فرهنگ و تمدن خویش آنررا ترسیم نمونده اند.
در هنر ایرانی نیز صورتهای فلکی منطقه البروج، از جمله نقوشی هستند که به عنوان آرایه های تزیینی در آثار مختلفی در دورهی اسلامی به کار رفته اند. فرش منطقه البروج یکی از جالب توجه ترین این آثار است
"مریم با شاخه گل "،
1878
مجسمه ساز / یوجین دلاپلانش
(1836-1891
« فکرها و احساس های خاموش »
این نقاشی افسون کننده ، با عنوان مردم فقیر ، اثر آندره کولن در اواخر قرن نوزدهم ، حال و هوای درون نگری را قویاً در بیننده بر می انگیزد . زن و مرد ، نشسته در سکوت ، بدون هیچ گونه حس خودآگاهی ، ظاهراً غرق در احساسات درونی خویش اند .