bolbolibargegoli1397 | Unsorted

Telegram-канал bolbolibargegoli1397 - بلبلی برگ گلی

-

شعر، داستان، متن های ادبی و نقیضه پردازی و......

Subscribe to a channel

بلبلی برگ گلی

چون قلم از ما همین گفتار می‌ماند به‌جا ...#صائب

به سرزمیݩ‌شاعراݩ خوش آمدید💚
↯اینجا از شاعران ایران و جھان بیشتر بدانید📜
✔️بیوگرافی و آثار شاعران ایران و جھان

/channel/sarzaminshaeran

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

روستای هَشَمیز کردستان

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

"صلح" | اثر حمید نصر

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

چرا نادان‌ها معمولاً اعتمادبه‌نفس بیشتری دارند؟
سقراط می‌گفت:
«من داناترین فرد آتنم؛ زیرا تنها کسی هستم که می‌دانم نمی‌دانم.»
این جمله، یکی از عمیق‌ترین بینش‌های تاریخ اندیشه است. سقراط معتقد بود بسیاری از انسان‌ها نه‌تنها دانا نیستند، بلکه از نادانی خود نیز آگاه نیستند. بعدها فیلسوفی به نام نیکلاس کوزایی این مفهوم را «جهل فرهیخته» نامید؛ یعنی آگاهی از محدودیت‌های دانایی خویش.
در واقع، نخستین گام برای دانا شدن، رهایی از توهم دانایی است.
این اندیشه در تمدن اسلامی نیز بارها مورد توجه حکما و اندیشمندان قرار گرفته است.

سعدی علیه‌الرحمه می‌گوید:
«نادان را به از خاموشی نیست،
و گر این مصلحت بدانستی، نادان نبودی.»
یعنی نادان اگر می‌دانست چه چیز را نمی‌داند، دیگر نادان نبود.
اما آیا این موضوع فقط یک شهود فلسفی است یا علم روان‌شناسی نیز آن را تأیید کرده است؟
پاسخ مثبت است.
در سال ۱۹۹۵ مردی به نام «مک‌آرتور ویلر» پس از مالیدن آبلیمو به صورتش، اقدام به سرقت از بانک کرد. او تصور می‌کرد همان‌طور که از آبلیمو برای ساختن جوهر نامرئی استفاده می‌شود، مالیدن آن به صورت نیز باعث می‌شود دوربین‌های مداربسته نتوانند تصویرش را ثبت کنند!
طبیعتاً چند ساعت بعد پلیس او را دستگیر کرد. ویلر با تعجب گفته بود:
«اما من که صورتم را با آبلیمو پوشانده بودم!»
این ماجرا توجه دو روان‌شناس به نام‌های «دیوید دانینگ» و «جاستین کروگر» را جلب کرد. آنان با انجام مجموعه‌ای از پژوهش‌ها به نتیجه‌ای جالب رسیدند:
افرادی که در یک حوزه دانش یا مهارت کمی دارند، معمولاً توانایی ارزیابی درست عملکرد خود را نیز ندارند. به همین دلیل، اغلب توانایی‌های خود را بیش از حد واقعی برآورد می‌کنند.
این پدیده بعدها به نام «اثر دانینگ–کروگر» شناخته شد.
نکته جالب اینجاست که هرچه فرد بیشتر یاد می‌گیرد، بیشتر متوجه گستردگی مجهولات خود می‌شود. به همین دلیل، اعتمادبه‌نفس اولیه و کاذب او کاهش می‌یابد. فرد درمی‌یابد که مسئله بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که در ابتدا تصور می‌کرده است.
در مقابل، کسانی که در آغاز مسیر یادگیری قرار دارند، گاهی با مطالعه چند مقاله، دیدن چند ویدئو یا شنیدن چند سخنرانی، احساس می‌کنند به درکی عمیق از موضوع رسیده‌اند و با قاطعیت درباره آن اظهار نظر می‌کنند.
شاید به همین دلیل است که در فضای مجازی افراد کم‌اطلاع را گاه مطمئن‌تر و قاطع‌تر از متخصصان می‌بینیم. متخصص واقعی معمولاً می‌داند که هر مسئله‌ای ابعاد و پیچیدگی‌های فراوانی دارد؛ بنابراین با احتیاط بیشتری سخن می‌گوید.
البته نباید فراموش کرد که اثر دانینگ–کروگر فقط درباره «دیگران» نیست. تقریباً همه ما در حوزه‌هایی که شناخت کمی از آن‌ها داریم، ممکن است گرفتار این خطا شویم.
شاید یکی از نشانه‌های بلوغ فکری این باشد که بتوانیم با آرامش بگوییم:
«ممکن است اشتباه کنم؛ بیشتر توضیح بده.»
این جمله، آغاز راه دانایی است.

#ناشناس

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

"در خاورمیانه!" | اثر فدی ابو حسن

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

"بدون شرح"



| اثر فدی ابو حسن

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

سیّد حسن اسلامی

خواندن هر کتابِ بدی برابر با نخواندن کتاب خوبی است. هنگامی که آمار کتاب‌های منتشرشده به گونهٔ فزاینده‌ای رشد می‌کند و در برابر، فرصت مطالعه کاهش می‌یابد، مسألهٔ انتخاب کتابی که باید خواند جدّی‌تر می‌شود. حجم اطّلاعاتی که امروز در معرض آن قرار داریم تصوّرناپذیر است. به نوشتهٔ رابین شارما، یک شماره از مجلّهٔ هفتگی نیویورک‌تایمز حاوی اطّلاعاتی است بیش از آن‌چه که یک شخصِ قرن‌هفدهمی انگلیسی در همهٔ عمر خود در معرض آن قرار می‌گرفت.

امروزه بخش قابل‌توجّهی از آثار منتشرشده ارزش خواندن ندارد و نباید سرمایهٔ مالی و عمری خود را صرف آن‌ها کرد. حجم آثار منتشرشده، به‌خصوص در قالب کتاب، چنان زیاد است که به دلایل متعدّدی ناگزیر به گزینش هستیم. انتخاب هر کتابی برای خواندن به معنای کنار نهادن کتاب دیگری است. دیگر سخن معروف ابوالفضل بیهقی به شکل کلّیِ آن پذیرفته نیست که: «هیچ چیز نیست که به خواندن نیرزد که آخر هیچ حکایت از نکته‌ای که به کار آید خالی نباشد.»

از کتاب‌های زادهٔ نگرش کتابخانه‌ای دوری کنید. آثار کسانی که تقریباً در هر زمینه‌ای کتاب می‌نویسند و به‌اصطلاح تفکّر کتابخانه‌ای دارند شایستهٔ خواندن نیست. این کسان فکر می‌کنند که همهٔ کتاب‌های مورد نیاز یک کتابخانه را نباید از دیگران فراهم آورد، بلکه کافی است که خودشان همهٔ آن‌ها را بنویسند. کسی که در کارنامهٔ تألیفی خود کتاب‌های متعدّدی در فقه و اصول و فلسفهٔ اسلامی دارد و خود را متکفّل بیان اقتصاد و سیاست و روابط بین‌الملل اسلامی نیز می‌داند و هم داعیهٔ فهم و تفسير اصول هرمنوتیک، آن هم از نوع مدرنش، را دارد و در عین حال از مبارزه با شبهات وهابیان غافل نیست و هم‌زمان کتاب‌هایی مفصّل در عرصهٔ تفسیر می‌نویسد و در کنار آن‌ها از محیط‌زیست، روانشناسی اسلامی و مسائل جدید پزشکی و غیره نیز نه‌تنها بی‌خبر نیست که در آن‌ها کتابهایی نوشته است و اگر فرصت کند دربارهٔ مناقشات ژئوپولیتیک خاورمیانه نیز کتابی مفصّل خواهد نوشت، به احتمال قوی چندان حرفی برای گفتن و نکته‌ای برای آموختن به ما ندارد.

به کتاب‌های نویسندگانی که برای خود لقب می‌تراشند اعتماد نکنید. هر نویسنده‌ای مجاز است با آوردن لقبی که جامعهٔ علمی به او بخشیده است به خواننده بگوید که فرد قابل اعتمادی است و او می‌تواند به نوشته‌اش تکیه کند. برخی عالمان دین در پی سال‌ها خدمات علمی و فعّالیت‌های پژوهشی خود به القابی مانند «علّامه» مفتخر می‌شوند. القاب علمی از سوی دیگران به شکل رسمی یا به‌تدریج و به صورت غیررسمی به فرد اعطا می‌شود و بدین ترتیب به دانش آن‌ها اعتبار می‌بخشد. هیچ کس حق ندارد خودش برای خودش لقب علمی انتخاب کند و خویشتن را به علّامگی یا دکتری ملقّب سازد. با این حال، برخی از نویسندگان پیش از نام خود هر لقبی که بخواهند می‌افزایند و انتظار دارند که خوانندگان و جامعهٔ علمی نیز آن را بپذیرد. این بازی ردیف کردن القاب بیش از آن‌که اعتبارآفرین باشد به درد بی‌اعتبارسازی می‌خورد. در نتیجه، بهتر است از کنار این گونه آثار که نویسندگانشان هر روز به خودشان القابی تازه عطا می‌کنند گذشت و آن‌ها را نادیده گرفت. این کسان مانند دیکتاتورهای نظامی هستند که به خودشان مدال شجاعت می‌دهند. نتیجه: مشک آن است که خود ببوید!

کتابسازان را تحریم کنید. امروز شاهد رشد فزایندهٔ کتاب‌های حجیمی هستیم که گاه با عنوان مستقل و گاه در قالب مجموعه مقالات دیگران منتشر می‌شوند و به‌واقع هیچ خطّ فکری در آن‌ها تعقیب نمی‌شود و معلوم نیست که گردآورندگان آن‌ها در پی چه بوده‌اند. از قضا برخی از این کتابسازان که مقالات دیگران را بی هیچ ترتیبی و آدابی کنار هم می‌چینند خود از آن مقولات بی‌خبرند و دانش لازم را ندارند. نگارنده خود کسانی را با این ویژگی‌ها می‌شناسد که شغل شاغلشان همین کتابسازی است.

اگر کسی در پی خواندن کتاب به قصد یادگیری و استفادهٔ بهینه است، لازم است که معیارهای بالا را که همه تست شده‌اند و نگارنده صحّت آن‌ها را بارها سنجیده و محک زده است در کار بندد. اگر هم ناخواسته کتابی را در دست گرفت و به گمان آن‌که ارزش خواندن دارد تا میانهٔ آن و حتی تا صفحات پایانی پیش رفت، همین که متوجّه شد آن کتاب دچار یکی از معضلات بالا است، لازم است بلافاصله آن را کنار بگذارد و به دیگران نیز همین نکته را بگوید. یکی از آسیب‌های مطالعه آن است که کتابی را در دست می‌گیریم و پس از پی بردن به بی‌ارزشی آن، گویی خود را مکلّف می‌دانیم که چون آن را در دست گرفته‌ایم باید تا آخر پیش برویم. مال بد بیخ ریش صاحبش.

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

.
تار و پود موج این دریا به هم پیوسته است،

می زند بر هم جهان را هر که یک دل بشکند.
صائب_تبریزی

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

دیل شرودر، متولد ۱۹۱۹ وفات ۲۰۰۵ میلادی
شرودر نجاری می‌کرد و ۶۷ سال تمام در شرکت میلورک در ایالت آیوا آمریکا کار کرد. او چنان صرفه‌جویانه زندگی می‌کرد که در غالب عمرش فقط دو شلوار جین آبی‌رنگ داشت، یکی برای محل کار و دیگری برای شرکت در مراسم کلیسا در روزهای یکشنبه.....او ازدواج نکرد و در نتیجه هیچ فرزند و وارثی از خود بجای نگذاشت.
حاصل عمرش ۳ میلیون دلار پس‌انداز بود و با این پول، آرزوی دیرینه‌اش را جامه عمل پوشاند و ۳۳ دانشجو فقیر را به کالج تحصیلات عالی فرستاد. بسیاری پزشک و عده‌ای معلم شدند. آخرین وارث او ۸۰ هزار دلار دریافت کرد و در سال ۲۰۱۹ از دانشکده پزشکی فارغ‌التحصیل شد

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

‌چنان انتظار تورا کشم که به ستوه آید انتظار و

صبر فریاد برآورد که صبرم نمانده است


نزار_قبانی

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

می خواهم بدانی
این را که
اگر از پنجره
به ماه بلورین، شاخه گل سرخ
پاییز کندگذر
بنگرم
اگر در کنار آتش
دست بر خاکستر نرم
برتن پرچروک هیزم سوخته زن‌ام
همه‌چیز مرا به‌سوی تو می‌آورد
گویی هر آن‌چه که هست
رایحه، روشنی و رنگ
قایق‌های خردی‌اند
راهی جزیره‌های تو که چشم به‌راه من‌اند.

اینک
اگر اندک اندک دوست‌ام نداشته باشی
من نیز تو را از دل می‌برم
اندک اندک.

اگر یک‌باره
فراموش‌ام کنی
در پی من نگرد،
زیرا پیش از تو فراموش‌ات کرده‌ام.

اگر توفان بیرق‌هایی را
که از میان زندگی‌ام می‌گذرند
بی‌هوده و دیوانه بخوانی
و سر آن داشته باشی
که مرا در ساحل قلب‌ام
آن‌جا که ریشه در آن دوانده‌ام رها کنی
به یاد داشته باش
یک روز
درلحظه‌ای
دست‌های‌ام را بلند خواهم کرد
ریشه‌های‌ام را به دوش خواهم کشید
در جست‌وجوی زمینی دیگر.

اما
اگر روزی
ساعتی
احساس کنی که حلاوت جاودانی‌ات را
برای من ساخته‌اند
اگر روزی گلی
برلبان‌ات بروید در جست‌وجوی من
آه عشق من، زیبای خود من
در من تمامی شعله‌ها زبانه خواهد کشید
زیرا در درون‌ام نه چیزی فسرده است و نه چیزی خواموش شده
عشق من حیات از عشق تو می‌گیرد محبوب‌ام
و تا روزی که تو زنده‌ای در دستان تو خواهد بود
بی‌این‌که از عشق تو جدا شود●

پابلو_نرودا

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

«دختر ک کارگر»، سال 1897

ویسنته کوتااندا (اسپانیا، 1850 - 1925)

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

.
و تو،
ای روحِ نا‌آرام،
در کجای تنم
غنوده‌ای؟

خوزه_آنخل_بالنته

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

اگر این دنیا غریبه پرور است
تو آشنا بمان
تو پای خوبی هایت بمان

اگر کسی معنای عاشقانه هایت را نفهمید
بر روی عشق خط نکش!
عاشقانه هایت را محکم در آغوش بگیر
و بگذار برای داشتنش آغوشت را بفهمند

دنیا خوب، بد، زشت و زیبا فراوان دارد
تو خوب باش...
تو زیبا بمان و بگذار با دیدنت
هر رهگذر ناامیدی لبخند بزند
رو به آسمان نگاه کند 
و زیر لب بگوید:
هنوز هم عشق پیدا می شود...

و هنوز هم عشق
تنها چیزی است که روزی، جایی
ما را نجات خواهد داد...

📝 نادر ابراهیمی

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

گرفتاری من و تو این است،
به شکلی دوستت دارم
که بزرگ تر از آن است که پنهانش کنم
و عمیق تر از آن است که دفنش کنی...

غسان_کنفانی

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

مجسمه جنجالی "زیدان" درقطر

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

«بزرگترین توهین به یک انسان، انکار رنج اوست.»

انکار رنج به مثابه‌ی انکار تمامیت فرد است. فرد رنج‌دیده زمانی رنج خود را به جهان بیرون نشان می‌دهد که از آن، توقع فهم و شنیده شدن دارد. پس باید خطر کند و از قلعه‌ی درون خود، قدم به بیرون بگذارد.

فرد رنج‌دیده هنگام بیان رنج خود، دفاع روانی خود را کنار می‌گذارد و خودِ آسیب‌پذیرش را برای دیگران، نمایان می‌سازد. اگر درست فهم و شنیده شود، می‌تواند قدم بعدی را در مسیر التیام بردارد و به جهان بیرون گشوده‌تر شود.

در این حالت، جهان بیرون، از او حمایت می‌کند و او خود را در آغوش امن جهانی غیر از جهانِ خودساخته‌اش می‌بیند.

اما اگر رنج او درک و فهم نشود و در بدترین سناریوی ممکن، رنجش انکار شود، این رنج چند برابر می‌شود و بیش از پیش فرد را به انزوا می‌کشد.

در این حالت، فرد با فقدانی سنگین و استخوان‌خردکن مواجه می‌شود؛ قلعه‌ی مستحکم جهان درونی‌اش در مقابل دیدگانش مانند قلعه‌ای شنی فرو می‌ریزد و از بین می‌رود در حالی که در جهان بیرون نیز دیگر جایی برای او وجود ندارد و در یک آن هر دو جهان برای او عاری از معنا می‌شود.

او با سرخوردگی ناشی از شکست و ترومای وحشت‌زدگی، ناچار می‌شود که قلعه‌ی خود را از نو، زخم بر زخم بسازد تا خودش را در آن بیشتر منزوی کند و به خاطر تنبیه خود و ترس از فروپاشی مجدد جهانش، خود را محکوم به زندگی در این لاک سختِ رنجِ قدیم و رنجِ جدید می‌کند حال آنکه هر روز او نحیف‌تر می‌شود و بارِ رنجش سنگین‌تر و این چرخه سیزیف‌وار ادامه می‌یابد.

این ایزوله‌سازی خویشتن، منجر به دیوانه خطاب شدنش از جانب جهان بیرونی می‌شود اما به نقل از «داستایوفسکی» در کتاب «ابله»: گمان می‌کنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماری‌اش همین بود.

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

دعوتید به گروه فرهیختگان کشوری

لینک گروه در تلگرام⏬

/channel/+DKUQQ3iZ7PJiZGNk

✅ لینک گروه در ایتا⏬

https://eitaa.com/joinchat/3671721611Cba3bb005cb

لینک گروه در روبیکا⏬

https://rubika.ir/joing/BBACHGDIA0CEJXZCTJDCKPOLJQROSXVX

لینک گروه در بله ⏬

ble.ir/join/wjpB31DMMw

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

درخت را نگاه کن!
از ما دو تن غمگین‌تر است
برگ ها در حال فرو ریختن
ریشه‌ها در تشنگی

من مدام از درخت یاد می‌کنم
تا تابستان بماند
تا ما تمام تابستان را
زیر سایه‌اش
      گمان زندگی داشته باشیم

احمدرضا_احمدی.

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

شعر ارغوان، سروده ی هوشنگ ابتهاج
موزیک: کنسرتو پیانوی چایکوفسکی (op.23)

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

دیل شرودر، متولد ۱۹۱۹ وفات ۲۰۰۵ میلادی
شرودر نجاری می‌کرد و ۶۷ سال تمام در شرکت میلورک در ایالت آیوا آمریکا کار کرد. او چنان صرفه‌جویانه زندگی می‌کرد که در غالب عمرش فقط دو شلوار جین آبی‌رنگ داشت، یکی برای محل کار و دیگری برای شرکت در مراسم کلیسا در روزهای یکشنبه.....او ازدواج نکرد و در نتیجه هیچ فرزند و وارثی از خود بجای نگذاشت.
حاصل عمرش ۳ میلیون دلار پس‌انداز بود و با این پول، آرزوی دیرینه‌اش را جامه عمل پوشاند و ۳۳ دانشجو فقیر را به کالج تحصیلات عالی فرستاد. بسیاری پزشک و عده‌ای معلم شدند. آخرین وارث او ۸۰ هزار دلار دریافت کرد و در سال ۲۰۱۹ از دانشکده پزشکی فارغ‌التحصیل شد

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

هـر نگاهی محرم رنگ لطیف

         عشق نیست



#صائب_تبریزی



Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

✅ کاشت درختان
✅ با بدنیا آمدن دختران

در هند یک روستایی وجود داره که با بدنیا آمدن هر دختر ۱۱۱ درخت کاشته میشه و احتمالا اگر خانواده‌ای بگه ما توانایی مالی بزرگ کردن دختر رو نداریم اهالی بهش پول و امکانات میدن و تضمین میگیرن که دختر رو تا ۱۸ سالگی ساپورت کنه و بذاره دختر درس بخونه و...
این رسم از سال ۲۰۰۶ وقتی که بزرگ روستا دخترش رو از دست داد، شروع شد و مردم به پیشنهاد همون بزرگ‌ روستا این حرکت رو برای هر دختری که تازه به جمع روستا وارد میشه انجام میدن
درخت‌ها هم اکثر درخت میوه‌اند و از همون میوه هم درآمدزایی میشه. تا الان بیش از ۳۵ هزار درخت در این منطقه بخاطر دختران کاشته شده.

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

«شاید در درون انسان، یک آتش سوزان وجود داشته باشد، اما هیچ‌کس هرگز برای نشستن کنار آن نیامده است. رهگذران فقط یک دود کم از دودکش را می‌بینند و به راه خود ادامه می‌دهند.»
ونگوگ
"پرتره زنی که سیب‌زمینی پوست می‌کند."

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

تنها که می‌ماند، سخت افسرده بود و میخواست کسی را صدا کند تا همدم اش باشد اما از پیش میدانست که با دیگران حالش از اینی که بود بدتر می‌شد.
#لئو_تولستوی
📙#مرگ‌ایوان‌ایلیچ

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

لوئیس: این تنها راه نجات ماست، مگه نه؟
پاپیون: آره
لوئیس: فکر می‌کنی موفق بشیم؟
پاپیون: مگه فرقی هم می‌کنه؟!

🎬Papillon  1973

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

رضا عباسی
ایران، اصفهان; تقریبا 1630 م.
طراحی: 15.2 × 5.7 سانتیمتر
مجموعة دیوید، دانمارک

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

فارس، اواخر دهه‌ی چهل
کتاب‌خانه‌ی سیار کانون پرورش فکری

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟؟
گفت از روزگار چیزی نمی‌دانم
اما پشم‌های گوسفندانم را که چیدم دیدم نیمی از آن‌ها گرگ اند!

👤 #پابلو_نرودا


12 ژوئیه 1904 زادروز #پابلو_نرودا، دیپلمات، سناتور و شاعر نوگرای شیلیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات

Читать полностью…

بلبلی برگ گلی

اما، در مورد مردگان چطور؟
خب در مورد آنها چطور؟
فکر می‌کنید باید با وجود آنها به زندگی ادامه دهیم؟
خب با آنها چه باید بکنیم؟ از آنها نام نبرید، از عبارات کلیشه‌ای استفاده کنید
نام کوچک یا نام خانوادگی نه!
یا لقب
وانمود کنید که وجود ندارند
دوباره وانمود کنید
اول وقتی کشته شدند
دوباره وقتی فراموش شدند
هر کسی که اول از جنگ برگردد، بگذار
یک کارت پستال از آن شهر شیشه‌ای بفرستد
ما منتظریم
تو منتظری
آنها، مردگان، قطعاً منتظر، در کمین خواهند بود
وقتی برگشتی، یک IBAN(شماره حساب بانکی جهانی) برای ما بفرست
تا بتوانیم برایت پول واقعی بفرستیم
تا بتوانی با خودت خوش بگذرانی و لذت ببری
آنطور که شایسته‌ی آن مکان خارجی است
هر کسی که اول از جنگ برگردد
باید مردگان را فراموش کند
و علف‌های روی قبرها را شانه کند
تا گورها را پنهان کند.

#Faruk_Šehić
#فاروق_سهیچ
#شعر_بوسنی
#انا_سلیموویچ

Читать полностью…
Subscribe to a channel