16224
اگه کتابی رو که میخوای توی قفسه نمیبینی، بنویسش!📝 گنجینهی توصیههای نویسندگی، ایده، اصطلاحات داستاننویسی، فراخوان ادبی، نقد و... برای نویسندهها.📚 ✒| تبلیغات: @benevis_s_ads ✒| درباره بنویس:️ @benevis_s_in ✒| ارتباط: @TheAdmin_Here
#فایل_فیلمنامه 📚
🌀 نام: فارگو
🌀 نویسنده: جوئل و ایتن کوهن
🌀 کارگردان: جوئل کوهن
فارگو فیلمی در سبک کمدی سیاه و جنایی است.
جری افرادی را استخدام می کند تا همسرش را بربایند و از پدر زنش برای آزادی او باج بگیرند. اما زمانی که برنامه طبق نقشه پیش نمیرود جری به دردسر میافتد...
✏️ @benevis_s
پادکست رادیو SFF
قسمت سوم - سایبرپانک، فاخرترین علمیتخیلی!
• آغاز 00:00
• سایبرپانک از کجا میاد؟ 4:35
• ویلیام گیبسون وارد میشود! 8:30
• چرا نورومنسر مهمه؟ 9:54
• زبان جدید سایبرپانک 11:05
• سایبرپانک دربارهی هکره؟ 13:23
• برهوت امر واقع 14:23
• پانک یعنی چی؟ 17:40
• سایبرپانک چپه؟ 19:40
• چرا سایبرپانک عرفانیه؟ 23:22
• بررسی آثار مرزی 24:51
• بلیدرانر سایبرپانکه؟ 27:35
• تعریف نهایی سایبرپانک 31:49
• معرفی آثار سایبرپانک 34:40
• پایان 40:11
📚|• فیلترواژهها (Filter Words) چیاند؟
🔖|• فیلترواژهها فعلهاییاند که به خواننده یادآوری میکنن که اتفاقات داستان رو یک راوی تعریف میکنه، نه اینکه مستقیماً از دریچهی چشم شخصیت تجربه یا مشاهده بشه.
🔖|• فعلهایی مثل:
متوجه شد
به نظر میرسید
تشخیص داد
دید
فهمید
احساس کرد
فکر کرد
باور داشت
میدانست
تصمیم گرفت
همان صبح، از صدای آزاردهندهی زنگ آیفون شریک زندگیاش ناله کرده بود. [...] چطور ممکن بود چنین تکهی کوچک سیلیکونی این همه صدا تولید کند؟● نسخهی دارای فیلترواژه:
همان صبح، از صدای آزاردهندهی زنگ آیفون شریک زندگیاش ناله کرده بود. [...] با خودش فکر کرد چطور ممکن است چنین تکهی کوچک سیلیکونی این همه صدا تولید کند؟
خیلی وقته گرتهسرایی (Blackout Poetry) ندیدیم!
🖌|• برای خلق این اشعار، هنرمند یک صفحه متن به جز کلمات مد نظرش رو سیاه میکنه یا روش نقاشی میکشه.
✏️ @benevis_s
🌿|• آلن مور:
همه خاصن. همه.
همه یه قهرمانن، یه عاشقن، یه احمقن، یه شرورن. همه.
همه داستانی دارن که میتونن تعریف کنن.
✏️ @benevis_s
از این شهر خواهم رفت
به نهرها سفری خواهم داشت
آبها مرا به خود میکشانند
اگر شمار پرندههای کشتهشده
که از سینهام افتادهاند را
به حساب نیاوریم
سنگینیِ هیچ باری، جز دلم را ندارم
حرفی نیست
این چهرهی من و این صورت شب
و در صدایم
سکوت خاطرات به گوش میرسد
با تلخی درونم در جادهها
راه میروم
مدتهاست که راهم را از این شهر
جدا کردهام
حتی اگر خسته هم باشم
سوار آن قطارها نخواهم شد
کسی در ایستگاهها
منتظرم نباشد
بیتردید
شهر در میان انبوهی موهایم
پنهانی بلند میشود
و اکنون از دردها و عشقها
تنها خاکستری در من به جا ماندهست
پشت سرم
آبهای کوچکی آرام آرام جاریاند
تنها خیسی راه هاست که
مرا سمت نهرها رهنمون میکند
حرفی نیست
این چهرهی من و این صورت شب
و در صدایم
سکوت خاطرات به گوش میرسد
عاقبت باز چنان سوالی بیجواب
درون خود باقی ماندم
و رویاهایم در آینه ی شکستهِ شهر
کهنه و کهنهتر میشد
به من بگو
آیا عمر من
گذری در این شهرها داشته ست؟
راستی، آیا تاکنون
من چقدر از عمرم را برای خودم
زندگی کردهام؟
👤| حیدر ارگولن
🕊| #شعر
✏️ @benevis_s
📝|• #پرسش_شما
سلام، من دارم یه کتاب مینویسم که درباره یه سرزمینه. این سرزمین توی کتابم بین انگلستان و فرانسه قرار داره. خلاصه اینکه نقشه سرزمین رو دارم ولی دقیق نمیدونم چجوری اسم گذاریش کنم. مثلاً استان استانش کنم، فقط اسم جاهایی رو بگم که تو کتاب هست، همه جا رو با جزییات بگم!؟ نمیدونم خیلی گیج شدم. پیشنهاد بدیددددد😭
🌈- نظرتون رو در بخش دیدگاهها بنویسید. اگه میخواید ناشناس باشه، این لینک ناشناسه.
✏️ @benevis_s
من باارفاق یک نویسنده هستم!
هر روز در طارمه مینویسم؛
جملهی قصار، جستار، داستانک، خاطره و...
ممکنه درمورد کتابهایی که خوندم یا از تجربیاتم در نوشتن بگم.
گاهی هم فلسفهورزی میکنم.
گرچه نویسنده خوبی نباشم ولی حضور شما به من انگیزه بیشتری برای نوشتن میده✍
/channel/Yasamin_khoshhaldehdar
🔖|• پدر پائولو کوئلیو مهندس و مادرش زن خانهداری بود که مطابق عرف زمانه میزیست و فکر میکرد؛ از این رو تمایل داشتند تا فرزندشان یک زندگی معمولی را در پیش بگیرد و مثل پدرش، شغل مهندسی را ادامه دهد.
📖|• اما ذهن پرسشگر و رؤیاپرداز کوئیلو از نوجوانی میخواست نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش، مادرش پاسخ داد: «عزیز من، پدر تو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشماندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعاً میدانی اینکه تو یک نویسنده شوی چه معنایی دارد؟»
📝|• پس از تحقیق، کوئلیو به این نتیجه رسید که «یک نویسنده همیشه عینک میزند و هرگز موی خود را شانه نمیکند و وظیفهای دارد و هرگز توسط نسل خودش درک نخواهد شد».
✏️ @benevis_s
•[📚]• امروز ۲۴ آگوست، #زادروز «پائولو کوئیلو»، نویسنده و ترانهسرای معاصر برزیلی است.
•[📘]• کوئلیو در سال ۱۹۸۷ رمان کیمیاگر را نوشت و آن را از طریق یک ناشر کوچک برزیلی منتشر کرد. سپس یک چاپخانه بزرگتر پیدا کرد، و با انتشار کتاب بعدی خود، کتاب کیمیاگر به پرفروشترین کتاب برزیلی تبدیل شد.
•[📗]• در مجموع کوئلیو بیش از ۱۰۰ میلیون جلد کتاب در بیش از ۱۵۰ کشور در سراسر جهان فروختهاست و آثار او به ۷۱ زبان ترجمه شدهاست. او پرفروشترین نویسنده پرتغالی زبان در تمام اعصار است.
•[📒]• عناصری چون جادو، فلسفه، تخیل، عرفان و تجربههای شخصی مشخصههای آثار او هستند. او آمیزهای از نمادهای ادیان، آموزههای عرفان یهودی، سنتهای معنوی بودیسم، سرخپوستی و جادوگری را با نمادهایی از نقاط مختلف جهان گرد آورده است.
•[📕]• زمانی که برای غلبه بر تعلل خود در نوشتن تلاش میکرد با خود گفت: «اگر امروز یک پر سفید ببینم، آن نشانهای است از جانب خدا که میگوید باید یک کتاب جدید بنویسم.» کوئلیو یک پر سفید در پنجره یک فروشگاه پیدا کرد و شروع کرد به نوشتن در آن روز.
💠• کتاب «کیمیاگر»
💠• کتاب «ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد»
✏️ @benevis_s
#کتاب 📚
🌀 نام: تئاتر و کارگردانی
🌀 نویسنده: ژان ژاک روبین
در این کتاب، ژان ژاک روبین به بررسی تغییرات و تحولات در تئاتر از اواخر قرن نوزدهم تا اواخر قرن بیستم پرداخته است و چگونگی تأثیرگذاری رویدادهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی بر تئاتر و تکنیکهای کارگردانی را بررسی کرده است.
روبین در این کتاب نقش کارگردانان برجسته و تأثیرگذار، نمایشنامههای مهم و شیوههای مختلف کارگردانی آنها را تحلیل کرده است و به تحلیل روشها و سبکهای مختلف کارگردانی در این بازهٔ زمانی میپردازد.
او نشان میدهد که چگونه تئاتر بهعنوان یک هنر زنده و پویا در پاسخ به تغییرات اجتماعی و فرهنگی تطور یافته است.
✏️ @benevis_s
📖|• مایا آنجلو:
«یاد گرفتم که آدمها حرفهایی رو که زدی فراموش میکنن، کارهایی رو که کردی هم فراموش میکنن،
اما هیچوقت فراموش نمیکنن که باعث شدی چه احساسی داشته باشن.»
🛕|• اگه داستان تاریخی مینویسی:
🏛|• تاریخ رو مثل کتاب درسی ننویس!
احتمالاً وسوسه میشی همهی تحقیقاتت رو وارد داستان کنی. مثلاً:
«در سال ۱۳۲۱، قحطی شدت یافته بود و مردم از وضعیت اقتصادی ناراضی بودند. در آن زمان لباس زنان نیز...»
«نانوا دوباره قیمت را بالا برد. مادر گفت امشب چای میخوریم. نان برای فردا بماند.»
مردم بهخاطر ایده میان سمت کتابت.
ولی بهخاطر نثر و شخصیتهات میمونن.🌱🖌
✏️ @benevis_s
🎵|• #موسیقی
صدای دریا و آمدن موجهای روی ساحل شنی🥹🌊
✏️ @benevis_s
فیلترواژهها (Filter Words) چیاند؟
توضیح در پست پایین👇
✏️ @benevis_s
📝|• #پرسش_شما
سلام
من میخوام یه رمان بنویسم در مورد دو نفر که تو یه رابطه لانگ دیستنس هستن. هیچوقت همرو نمیبینن و زنگ نمیزنن. فقط پیام میدن بهم.
نمیدونم چطوری باید همچین چیزی رو روی کاغذ بیارم. پیاماشونه که کل داستان رو شکل میده و روند رو پیش میبره ولی نمیتونم که کل صفحه چت رو بنویسم چاپش کنم. حس ها و افکار و اتفاقاتی که برای دختره میفته هم نقش مهمی دارن ولی اصل مطلب پیاماشونه. لطفا اگه پیشنهادی دارین بدین، خیلی دوست دارم این رمان رو بنویسم.
🌈- نظرتون رو در بخش دیدگاهها بنویسید. اگه میخواید ناشناس باشه، این لینک ناشناسه.
✏️ @benevis_s
🔖|• کلیشههای رایج در توصیف شوکه شدن
🔖|• جملههایی که از بس تکرار شدن، دیگه تاثیری روی مخاطب نمیذارن:
● چشمانش از تعجب گرد شد.
● دهانش از حیرت باز ماند.
● خشکش زد.
● باورش نمیشد.
● با ناباوری خیره شد.
● مات و مبهوت مانده بود.
● شوکه شده بود.
خودت رو قانع کن که داری با گِل کار میکنی، نه با مرمر؛ روی کاغذ کار میکنی، نه روی برنز جاودانه. بذار جملهی اول هرقدر میخواد احمقانه باشه.
📖- ژاک بارزون
✏️ @benevis_s
محاسبهٔ تنهایی
ای کاش عشق، قابل شمارش بود
آنوقت مساحتِ دلتنگی
شعاعِ عاطفه
و محیط احساساتم را برایت محاسبه میکردم
تا بدانی که در این دایرهٔ هستی
چقدر تنها افتادهام.
«که عشقْ آدمها را تنهاتر میکند.»
یاسمین خوشحال دهدار
@Yasamin_Khoshhaldehdar
چندتا پیشنهاد برای اینکه نویسندگی خوش بگذره☝️✨
💜 یه پلیلیست مخصوص داستانت بساز و هر بار که مینویسی همونو پخش کن. حتی میتونی برای هر شخصیت یه آهنگ داشته باشی.
🩷 یه صحنه رو از زاویهدید یه شخصیت فرعی بنویس. حتی اگه هیچوقت وارد داستان اصلی نشه. مخصوصاً صحنههایی که شخصیت اصلی توش حضور داره. داستانت رو از نگاهِ جدیدی ببین.
🩵 برای شخصیتت خرید کن! برو توی سایتهای لباس، لوازمالتحریر، دکوراسیون، اکسسوری و... و تصور کن اگه پول نامحدود داشت، چی میخرید.
✏️ @benevis_s
📝|• ۸ توصیهی نویسندگی از پائولو کوئیلو
🤎|• درباره اعتمادبهنفس
🤎|• نمیتوانی با کمارزش جلوه دادن کتاب تازه منتشرشدهات، کتاب بعدیات را بفروشی. به چیزی که خلق کردهای افتخار کن.
🩷|• درباره اعتماد به خواننده
🩷|• به خوانندهات اعتماد کن؛ سعی نکن همهچیز را توضیح بدهی. فقط سرنخی به او بده و بگذار خودش با تخیلش آن را کامل کند.
💜|• درباره تخصص و تجربه
💜|• نمیتوانی چیزی را از هیچ به وجود بیاوری. وقتی کتابی مینویسی، از تجربههای خودت استفاده کن.
💙|• درباره منتقدان
💙|• بعضی نویسندهها میخواهند همکاران را راضی کنند و از طرف آنها «به رسمیت شناخته شوند». این فقط نشانهی ناامنی و عدم اعتمادبهنفس است؛ فراموشش کن. چیزی که باید برایت مهم باشد، این است که روحت را با دیگران در میان بگذاری، نه اینکه نویسندههای دیگر را تحت تأثیر قرار بدهی.
💚|• درباره یادداشتبرداری
💚|• اگر دائم بخواهی ایدههایت را شکار و ثبت کنی، گم میشوی. از احساساتت فاصله میگیری و زندگی کردن را فراموش میکنی. تبدیل میشوی به یک ناظر، نه انسانی که واقعاً دارد زندگیاش را میکند. یادداشت برداشتن را فراموش کن. آنچه مهم باشد در ذهنت میماند و آنچه مهم نباشد، از بین میرود.
💛|• درباره تحقیق
💛|• اگر کتابت را با حجم زیادی از تحقیق و اطلاعات پر کنی، هم برای خودت و هم برای خوانندهات خستهکننده میشود. کتابها قرار نیست نشان بدهند چقدر باهوشی. کتابها قرارند روح تو را نشان بدهند.
🧡|• درباره نوشتن
🧡|• من کتابی را مینویسم که میخواهد نوشته شود. پشت جملهی اول، رشتهای وجود دارد که مرا تا جملهی آخر میبرد.
❤️|• درباره سبک
❤️|• سعی نکن در شیوهی داستانگویی نوآوری کنی؛ یک داستان خوب تعریف کن، و همین خودش جادویی است. آدمهایی را میبینم که بیش از حد روی سبک کار میکنند و دنبال راههای متفاوتی هستند تا یک چیز واحد را تعریف کنند. این شبیه مُد است. سبک، لباس است؛ اما لباس تعیین نمیکند که درونش چه چیزی قرار دارد.
✏️ @benevis_s
📚|• معرفی #تروپ
🕯|• چهلوهشت: پلیس بهدردنخور (Incompetent Police)
🚔|• خیلی وقتها، شخصیتهای پلیس به هیچ دردی نمیخورن! اگه بهشون بگی اتفاق عجیبی داره میافته یا کسی دنبالته، حرفت رو باور نمیکنن.
🚨|• ممکنه بهعلت فساد، رشوه، تعصب، تنبلی، تبعیض، خستگی، محدودیتهای قانونی و... بهدردنخور باشن.
🔦|• مثالها:
● در کمیکهای ابرقهرمانی، معمولاً پلیسها و نگهبانها هیچ کاری در برابر شرور نمیتونن انجام بدن. البته استثناهایی هم هست، مثل گوردون که متحد خوب بتمنه.
● در اولین داستانهای شرلوک هولمز،
کارآگاههای اسکاتلندیارد نادان و ناکارآمد بودن؛ اما در داستانهای بعدی، بازرس لستراد دیگه احمق نبود، بلکه فقط دانش تخصصی و قدرت مشاهده و تحلیل خارقالعاده هولمز رو نداشت.
● دیالوگی در سریال کارتونی The Amazing World of Gumball:
پلیس: پلیس المور، بفرمایید؟
گامبال: آره، کمک! یه نفر توی خونهمه!
پلیس: خیلی خب... الان خودت توی خونهای؟
گامبال: آره!
پلیس: پس اون یه نفر خودتی! پرونده حل شد. خواهش میکنم!
[پلیس گوشی را قطع میکند و روی نمودار آمار جرموجنایت کنار میزش، خط آمار را مستقیم تا صفر پایین میکشد.]
📝|• #پرسش_شما
سلام من دارم روی رمانم کار میکنم و اتفاقی فهمیدم دقیقا چند تا از ایدههای بنیادی داستانم تو یک اثر مشابه تو همون ژانر تکرار شده
اگه عوضشون کنم داستانم کلا میشه یک چیز دیگه. نمیدونم باید چیکار کنم؟
🌈- نظرتون رو در بخش دیدگاهها بنویسید. اگه میخواید ناشناس باشه، این لینک ناشناسه.
✏️ @benevis_s
⚖️ قبل از هر اقدام حقوقی، این کانال را دنبال کنید.
📚 در این کانال میخوانید:
✅ آموزش حقوقی به زبان ساده و کاربردی
✅ آرای واقعی دادگاه با تحلیل
✅ آرای وحدت رویه و نظریات مشورتی
✅ نکات مهم قراردادها، چک، خانواده، ارث، املاک و...
💡 شاید یک مطلب، شما را از یک اشتباه حقوقی پرهزینه نجات دهد.
⚡ در صورت نیاز به مشاوره یا قبول وکالت، پرونده شما در کوتاهترین زمان ممکن بررسی خواهد شد.
موسسه حقوقی وفاتبار و همکاران
@vafatabarpartners
چالش یک ماهه خاطرات شهریور ماه! هر روز درباره یکی از این موضوعها داستان یا خاطره یا حرف دلت رو بنویس!🌱🪐🖌
۱- سه هدف برای این ماه تعیین کن. اگه آخر ماه بهشون رسیدی، به خودت یه جایزه بده.
۲- جنگ چطور تو رو تغییر داد؟
۳- چه لحظاتی در زندگیت معمولی بودن ولی بعداً بهشون فکر کردی و دیدی چقدر خارقالعاده بودن؟
۴- یک درس مهم که از یک شکست زندگیت یاد گرفتی رو بگو.
۵- مهمترین اتفاق هفتهی گذشته چی بود؟
۶- امروز چه چیز کوچکی خوشحالت کرد؟
۷- چه حسرتی در زندگی داری؟
۸- اگه حافظهت پاک بشه، میری چه کتاب/فیلم/سریال/گیم و... رو از اول ببینی؟
۹- چه چیزی رو باید رها کنی، ولی هنوز بهش چسبیدی؟
۱۰- تعریفت از خیانت چیه؟
۱۱- اگه میتونستی یک روز رو دوباره تجربه کنی، چه روزی رو انتخاب میکردی؟
۱۲- اگه میتونستی درباره موضوعی که هیچکس نمیدونه سوالی بپرسی و جواب بگیری، چی میپرسیدی؟
۱۳- مردم درباره تو دچار چه سوءتفاهمی میشن؟
۱۴- چه چیزی هست که مدتهاست وانمود میکنی برات مهم نیست؟
۱۵- بابت کدوم احساساتت خجالت میکشی؟ چرا؟
۱۶- چند صفحه کتاب بخون و دربارهش حرف بزن.
۱۷- چه چیزی هست که دلت میخواد بدون اینکه محبور باشی توضیح بدی دیگران بفهمن؟
۱۸- چی کودک درونت رو خوشحال میکنه؟
۱۹- به یه دوست پیام بده و حست از صحبت کردن باهاش رو بگو.
۲۰- چه چیزی هست که هیچکس نمیتونه قانعت کنه دربارهش نظرت رو عوض کنی؟
۲۱- اگه میتونستی ویژگیای از شخصیتت حذف کنی، این کار رو میکردی؟ چی رو؟
۲۲- مردم درباره تو چی رو خوب از نگاه اول متوجه میشن؟
۲۳- چه کاریه که مدتهاست انجام دادنش رو عقب انداختی؟ چرا انجامش نمیدی؟
۲۴- از یه دوست بخواه تو رو در سه کلمه توصیف کنه. توصیفش رو چقدر قبول داری؟
۲۵- اگه قرار بود یه فیلم کوتاه از زندگیت بسازن، کدوم اتفاقش رو انتخاب میکردی؟
۲۶- منفیترین قسمت زندگی حال حاضرت کجاشه؟ چطور میتونی تغییرش بدی؟
۲۷- مثبتترین قسمت زندگی حال حاضرت کجاشه؟ چطور میتونی حفظش کنی؟
۲۸- آیا تا حالا از کسی متنفر بودی که بعداً بفهمی اشتباه میکردی؟
۲۹- اگه قرار بود یه درس درباره عشق به کسی بدی، چی میگفتی؟
۳۰- در یک ماه گذشته چه چیزی رو یاد گرفتی؟
۳۱- از یک تا ده احساست به ماه گذشته چی بود؟
✏️ @benevis_s