16224
اگه کتابی رو که میخوای توی قفسه نمیبینی، بنویسش!📝 گنجینهی توصیههای نویسندگی، ایده، اصطلاحات داستاننویسی، فراخوان ادبی، نقد و... برای نویسندهها.📚 ✒| تبلیغات: @benevis_s_ads ✒| درباره بنویس:️ @benevis_s_in ✒| ارتباط: @TheAdmin_Here
📝|• هنر دیوارنگاری یا گِرافیتی یعنی:
🎨|• تصویر کردن متن یا نقشونگار و نشانهها، روی دیوارها یا مکانهای عمومی مشابه.
🖌|• گاهی این کار دربردارنده پیامهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی یا گونهای از ابراز احساسات قانونگریزانه و اعتراضآمیز است.
چند نمونه دیوارنویسی در این پست فرستاده شده.✨
✏️ @benevis_s
کاکا از چاه که آب میکشی
چای که دم میکنی
مزهی خون نمیدهد؟
👤| الیاس علوی
🕊| #شعر
✏️ @benevis_s
#کتاب 📚
🌀 نام: کارخانهی مطلقسازی
🌀 نویسنده: کارل چاپک
شخصیت اصلی کتاب دستگاهی به نام کربوراتور اختراع میکند. این دستگاه به تجزیهی ماده میپردازد و در این فرایند، دو محصول تولید میکند: انرژی نامحدود و «مطلق». مطلق بخشی از پروردگار است که هر کس در معرض آن قرار بگیرد، به نوعی جنون مذهبی دچار میشود و مادیات را کنار میگذارد. با وجود منبع انرژی نامحدود و خدا روی زمین، چه آیندهای برای بشریت رقم خواهد خورد؟
✏️ @benevis_s
کارایی که با کتابها میکنیم ترسناکه.
کتابها درختهای مُردهی تتوشدهان.
از بوی جسدشون خوشمون میاد.
جسدهاشونو جمع میکنیم و توی اتاق میذاریم واسه تماشا.
#توییت📝
✏️ @benevis_s
به غیر از کتاب خواندن دیگر هیچ پناهی نداشتم. چیز دیگری نبود که احترامم را
به محیط اطرافم برانگیزد و حتی اندکی توجهم را جلب کند...
📚| یادداشتهای زیرزمینی
👤| فئودور داستایوسکی
🔥| #دیالوگ
✏️ @benevis_s
چطور کتاب ترسناکِ خوبی بنویسیم؟
بخش دوم، پست پایین👇
✏️ @benevis_s
🎵|• #موسیقی
داستانهایی در دل فضا و ستارگان، سیاهیهای بیانتها و نور و پوچی.⭐️
دراماتیک و رویاگون...☄
✏️ @benevis_s
چطور کتاب ترسناکِ خوبی بنویسیم؟
بخش اول، پست پایین👇
✏️ @benevis_s
#کتاب 📚
🌀 نام: سیاحتنامه ابراهیم بیگ
🌀 نویسنده: حاج زین العابدین مراغه ای
این کتاب یک سفرنامه با نگاهی طنزآلود و انتقادی به جامعه و حاکمیت ایرانی است. هنگامی که این کتاب برای نخستینبار منتشر شد، نویسنده از آوردن نامش خودداری کرد تا دچار پیگرد حاکمان قاجار نشود. گفته شده است که این سفرنامه در ایجاد جنبش مشروطه نقش داشته و مطالعهٔ آن در زمان حاضر هم در تصحیح برخی عادات ایرانیان نقش خواهد داشت.
این کتابِ بدون زمان انقضا از جهل مردم، بیقانونی، هراس مسئولین از مدارس جدید، مطبوعات کم و چاپلوس، برخورد غلط با مطبوعات، نبود آزادی مطبوعات، وضعیت تجارت، سرسپردگی به حکام و رشوهگیری، رواج سستی و بیاهمیتی، سفرهای شاه، مذمت شعر مدحی، نبود راهآهن، هوسبازی جنسی و... سخن گفته است.
برخی از صاحبنظران گفتهاند که این سفرنامه، نخستین رمان اصیل اجتماعی از نوع اروپایی در زبان پارسی است که زندگی مردم ایران را همچنان که بوده، تشریح کرده.
✏️ @benevis_s
چند #writing_prompt برای نوشتن قطعههایی شاعرانه و زیبا🌿
1⃣ کرمهای شبتاب در شبهای بیماه.
2⃣ سکوت پرندهها.
3⃣ من و تو در هر جهان.
4⃣ بیسایه.
5⃣ برای شعر بمان.
6⃣ شعری برای نفرینشدگان.
7⃣ کیلومترها فاصله تا فراموشی.
8⃣ زیبایی شب.
9⃣ آخرین خداحافظی.
✏️ @benevis_s
🖌• پل شریدر (فیلمنامهنویس و کارگردان مشهور) در این مصاحبه توضیح میده چطور بفهمید داستانتون به درد فیلم شدن میخوره یا نه!
🖌• البته، چه فیلمنامهنویس باشید چه نه، شنیدن حرفهاش رو پیشنهاد میکنم.
منبع✨
✏️ @benevis_s
[هنر مانا نیستانی]
اثر ظلم محال است به ظالم نرسد
ناله پیش از هدف از پشت کمان میخیزد.
👤| صائب تبریزی
🕊| #شعر
✏️ @benevis_s
🔴واژههای گسستپذیر و واژههای گسستناپذیر🔴
واژههای مرکب را از یک لحاظ میتوان به دو دستۀ کلی تقسیم کرد:
۱. واژههای مرکبِ گسستناپذیر: واژههایی که میانِ اجزای آنها هیچ عنصری نمیتواند حائل شود.
۲. واژههای مرکبِ گسستپذیر: واژههایی که میانِ اجزای آنها عنصر یا عناصری میتواند حائل شود.
چند مثال از واژههای مرکبِ گسستناپذیر:
آب و هوا، آزادراه، احساساتبازی، از کار افتادگی، اعتماد به نفس، بامعرفت، بشقابپرنده، بهجز، بهمحضِ، بهموقع، بی در و پیکر، بیعلاقگی، پا در میانی، پیادهروی، تختخواب، جست و جو، جست و جو گر، سر به زیر، صورتحساب، غیرِقابلِقبول، کسب و کار، گرامیداشت، گیس و گیسکشی، مصرفکننده، ناجوانمردانه.
چند مثال از واژههای مرکبِ گسستپذیر:
الف. حرفِ اضافه و قید: از لحاظِ (از این لحاظ)، با احتیاط (با کمالِ احتیاط)، بر اساسِ (بر چه اساس)، به خاطرِ (به همین خاطر)، به خوبی (به این خوبی)، به سرعت (به این سرعت)، به علتِ (به چه علت)، به وسیلۀ (بدین وسیله)، دربارۀ (در این باره)، در موردِ (در چه موردی).
ب. فعلهای مرکب و پیشوندی و عبارتهای فعلی: از دست دادن (از دستش نده)، برداشتن (برمیدارند)، بر عهده گرفتن (بر عهده میگیرد)، به در بردن (جانِ سالم به در نبُرد)، به درد خوردن (به درد نمیخورَد)، به دست آوردن (به دستش بیاورم)، تصمیم گرفتن (تصمیماتِ مهمی گرفتند)، حرص خوردن (چه حرصی میخورد)، دست از پا خطا کردن، دل به دریا زدن، فراگرفتن (فرا خواهم گرفت)، فرودآمدن (فرودنیامد).
منبع✍
✏️ @benevis_s
چالش کتابی🌝✨
● نزدیکترین کتاب رو بردار و برو صفحهی ۱۷۷. اولین جملهی کامل بچگیت رو توصیف میکنه.
● نزدیکترین کتاب رو بردار و برو صفحهی ۱۸۸. اولین صفتی که میبینی شخصیتت رو توصیف میکنه.
✏️ @benevis_s
رمان: سایلنسر✨🎭
نویسنده: یارانمحمدزاده
آبی یک پیک شبانهس، اما نه یک پیک عادی!
اون با استفاده از یک ایمیل بدون ردیابی و نامشخص سفارش قبول میکنه.
اما نه سفارشات عادی اون با نوشتن مقاله، پایاننامه تا هک اطلاعات زندگیش رو میگذرونه...
حالا با اومدن یک ایمیل ناشناس و پیشنهاد پول هنگفتی وسوسه میشه و با انجام این کار چند سازمان مافیا میفتن دنبالش و حالا آبی باید فرار کنه اما...
برای خواندن رمان سایلنسر به لینک زیر مراجعه کنید
#کتاب 📚
🌀 نام: آدمهای ماشینی
🌀 نویسنده: کارل چاپک
آدمهای ماشینی یا کارخانه رباتسازی روسوم نمایشنامهای چهارپردهای از کارل چاپک است. این نمایشنامه به سرعت شهرتی جهانگیر یافت. این اولین کتابی است که در آن واژه ی روبوت به کار رفته است.
در پرده اول نمایش تاریخچه ایجاد کارخانه روسوم از زبان مدیر فعلی کارخانه بازگو میشود. شخصی به نام روسوم مادهای شبیه پروتوپلاسم کشف میکند و سعی میکند با آن حیواناتی را شبیهسازی کند. اما برادرزاده او که میخواهد خیلی سریع ثروتمند شود این ماده را برای شبیهسازی انسان به کار میگیرد و اولین گروه روبوتها را میسازد که مانند خدمتکارانی در اختیار اربابان انسان خود به کار گرفته میشوند.
✏️ @benevis_s
📘|• اگر قرار شد نیمی از یک روز زندگی خود را داخل دفاتر ظهور یکی از استودیوهای اصلی هالیوود صرف کنید، احتمالاً دو اصطلاحی که اغلب خواهید شنید عبارت اند از:
«داستانمدار» و «شخصیتمدار».
📝|• «داستانمدار» به فیلمنامهای گفته میشود که تکیهی اولیهی آن روی يک طرح با مفهوم سطحبالا باشد؛ طرحی که بر اکشن و کشمکش دلالت داشته باشد و بلافاصله بتوان چکیدهی فیلمنامه را از آن استخراج کرد.
📝|• برای مثال: «در پسزمینهی بدترین حادثهی غرق شدن کشتی در تاریخ آمریکا دختر ثروتمندی عاشق یک پسر فقیر میشود» (تایتانیک)
📖|• «شخصیتمدار» به فیلمنامهای گفته میشود که تکیهی اولیهی آن بر تکامل شخصیتهای داستان و تغییرات خصوصیات فردی آنها در طول فیلم است.
📖|• برای مثال: «يک رياضيدان برجسته، قوهی تمیز خود را از دست میدهد و سپس میکوشد دوباره آن را به دست آورد» (ذهن زیبا).
✏️ @benevis_s
من واقعاً از این بدم میاد که نویسندهها میرن توی مدرسهها و به بچهها میگن: «از دلتون بنویسید، فقط از چیزایی بنویسید که میشناسید، از قلبتون بنویسید». چون این حرف هیچ فایدهای نداره.
من تا حالا بیشتر از ۳۰۰ تا کتاب نوشتم - حتی یکیش هم از قلبم نوشته نشده! نه حتی یکی.
همهشون برای مخاطبها نوشته شدن، برای اینکه گروه مشخصی رو سرگرم کنن.
«از خواب بیدار میشویم و در گورستانها جوان میکارند»
✏️ @benevis_s
🟥چطور کتاب ترسناکِ خوبی بنویسیم؟🟥
🔮|• ترس از ناشناخته
🔮|• ترس از ناشناختهها یکی از قویترین ابزارهای ژانر وحشته. وقتی همهچیز توضیح داده نمیشه و یهسری چیزها مبهم میمونه، تخیل خواننده خودش جاهای خالی رو با بدترین سناریوها پر میکنه. خیلی وقتها نادیده و ناشناخته، ترسناکتر از هر چیزیه که مستقیم نشون داده میشه.
💎|• استفادهی استادانه از زبان
💎|• انتخاب کلمه و توصیف توی وحشتنویسی خیلی مهمه. توصیف حواس و تصویرسازی خواننده رو وسط داستان میبره. صداهای ترسناک، منظرههای هراسانگیز و حس خفقان ترس رو حسابشده توصیف کنید.
🌵|• نمادپردازی و تمهای عمیق
🌵|• خیلی از آثار ترسناک خوب، از وحشت برای حرف زدن دربارهی ترسهای بزرگتر استفاده میکنن: ترس از مرگ، از دست دادن کنترل، فروپاشی جامعه و چیزهایی از این دست.
🌟|• پیامدهای واقعی
🌟|• اتفاقها باید عواقبی داشته باشن. آسیب جسمی، زخم روانی یا مرگ، عواقب واقعی و موندگاری داره.
🩸|• وحشت میخوایم، نه فقط خون و دل و روده
🩸|• خون و خشونت میتونن مؤثر باشن، ولی بهترین وحشتها بیشتر روی ناآرامی روانی، تعلیق و ترس زیرپوستی تکیه میکنن. ترسی که یواشیواش میره زیر پوست خواننده، خیلی موندگارتر از شوکهای صرفاً خشن و لحظهایه.
✏️ @benevis_s
#میم📝
#ارسالی💌
شتر در خواب بیند پنبهدانه😔
✏️ @benevis_s
🟥چطور کتاب ترسناکِ خوبی بنویسیم؟🟥
☂|• فضای دلهرهآور
☂|• کتاب ترسناکِ موفق از همون اول یه حس ترس و ناآرومیِ ملموس میسازه؛ طوری که حتی توی صحنههای بهظاهر آروم هم خواننده مضطربه. فضایی وهمآلود و ناآشنا بیافرینید.
🥏|• شخصیتهای پیچیده و قابلهمذاتپنداری
🥏|• داستانهای ترسناک خوب معمولاً شخصیتهایی دارن که نقص دارن، واقعیان و میشه باهاشون ارتباط گرفت. وقتی خواننده برای شخصیتها اهمیت قائل میشه، خطرهایی که تهدیدشون میکنه خیلی واقعیتر و ترسناکتر به نظر میاد.
🍏|• ریتم درست و تنش حسابشده
🍏|• بعضی لحظهها آروم و ساکت و پر از تعلیقه، بعضی لحظهها هم پر از وحشت. این دو باید به خوبی ترکیب بشن. رمان ترسناک خوب فقط به لحظههای کوچیک ترسناک تکیه نمیکنه؛ بلکه تنش رو کمکم شدید میکنه که خواننده صفحه رو ورق بزنه و منتظر غافلگیری بعدی بمونه.
🌖|• ور رفتن با روان آدمها
🌖|• ترسناکترین داستانها سراغ ترسهای روانی میرن. میزنن توی ذهن شخصیتها، ناامنیهاشون، احساس گناه، تنهایی یا جنون. اینطور ترس توی قلب خواننده لونه میکنه.
🩸|• پیشبینیناپذیری
🩸|• داستان ترسناک خوب نمیذاره خواننده حدس بزنه قراره چی بشه. غافلگیریهای بزرگ، کلیفهنگر، افشاگریهای غیرمنتظره و روایت عجیب کمک میکنن داستان کلیشهای نشه.
✏️ @benevis_s
اگه این جملهها رو به شخصیت اصلیت بگن، چی جواب میده؟!
● نمیتونی همه رو نجات بدی!
● اگه اینبار هم شکست بخوری چی؟
● ارزشش رو داره که ادامه بدی؟
● بعضی جنگها رو نمیشه برد.
✏️ @benevis_s
یک سال میلادی دیگه کنارتون^^🌸
توی کامنتها از دستاوردهاتون بگید!💕
✏️ @benevis_s
آنها تفنگهای پر از باروت را آوردند
آنان دستور این کشتار وحشیانه را صادر کردند
آنها اینجا با خلقی مواجه شدند
گردآمده به حکم عشق و وظیفه
که سرودی میخواندند.
دخترک با پرچمش فرو افتاد
و پسر، خندان، زخمی، در کنارش
مردم وحشتزده، با درد و خشم
دیدند آنان را که بر خاک میافتادند
و همانجا که کشتگان افتاده بودند
مردم پرچمهایشان را در خون زدند
تا آن را رو به دژخیمان دوباره بر پا دارند.
به خاطر این مردگان، به خاطر مردگانمان
مجازات میخواهم!
برای آنها که بر خاک میهن خون ریختند
مجازات میخواهم!
برای جلادی که حکم این کشتار را داد
مجازات میخواهم!
برای خیانتکاری که به قیمت خون دیگران بالا رفت
مجازات میخواهم!
برای آنکه فرمان مرگ داد
مجازات میخواهم!
برای آنان که از این جنایت دفاع کردند
مجازات میخواهم!
نمیخواهم دست خونآلودهشان را به سمتم دراز کنند
من مجازات میخواهم!
نمیخواهم سفیر من باشند،
نمیخواهم حتی در خانهشان راحت بنشینند
مجازات میخواهم!
میخواهم در همین مکان، همین میدان، محاکمه شوند
من مجازات میخواهم!
من مجازات میخواهم!
👤| پابلو نرودا
🕊| #شعر
🕊| #دیالوگ
✏️ @benevis_s
#کتاب 📚
🌀 نام: تهران مخوف
🌀 نویسنده: مرتضی مشفق کاظمی
این اثر را باید از جمله اولین رمانهای اجتماعی ایرانی دانست. داستانی که در کنار نگاه به مسائل اجتماعی ایران بعد از انقلاب مشروطه، عاشقانهای آتشین نیز در دل خود دارد.
این اثر در دو جلد به نامهای تهران مخوف و یادگار یک شب نوشته شده است.
تهران مخوف داستان عشق فرخ و مهین به یکدیگر است. فرخ و مهین که پسردایی و دخترعمه هستند، از کودکی با یکدیگر بزرگ میشوند و همبازیاند. کمکم به همدیگر دل میبندند و عشق میانشان شعله میکشد. اما فرخ که باید درس بخواند، برای مدتی از مهین دور میشود. با کمتر شدن بار درسها، فرخ دوباره نزد خانواده عمهاش برمیگردد تا یارش را ببیند اما هزاران مشکل بر سر راه وصال این دو نفر وجود دارد.
✏️ @benevis_s
بد بنویس بابا! ایرادهای تایپی رو بعداً درست میکنی. طرحت خستهکنندهست؟ خب، عوضش کن. شخصیتها رو دوست نداری؟ تغییرشون بده. نوشتن یعنی تغییر.
یه پیلهی شلوغ و درهم دستته و با زمان و زحمت کمکم تبدیل به یه پروانهی قشنگ میشه. وقتی بفهمی قضیه اونقدرها هم عمیق و ترسناک نیست، خیلی لذتبخشتر میشه. :))🌸✨💕
✏️ @benevis_s
🎵|• #موسیقی
اول آرامش عجیبی بهت میبخشه و بعد هیجانزدهت میکنه:)❤️🔥
مثل سفری در دل احساسات گوناگون.
✏️ @benevis_s
⬛️نوشتن صحنهی مرگ (وقتی شخصیت شاهد مرگه)⬛️
⚡️شوک و ایستِ ناگهانی رو نشون بدید. نذارید نگاه شخصیت فوراً بره سمت قاتل. بذارید ببینه، بفهمه، و لحظه رو خودش هضم کنه.
🔗حرکت دهان رو توصیف کنید.
فکش افتاده؟ دندونهاش رو به هم فشار میده؟
📝بهجاش اینکه بگید «سمت جسد دوید»، بگید چطور دوید. آروم؟ دیوانهوار؟ وحشتزده؟ مردد؟ فقط روی جسد تمرکز نکنید.
📖افکار هم مهماند. شخصیت داره به چی فکر میکنه؟ چطور با این صحنه کنار میاد؟ این بخش برای شخصیتپردازی خیلی مهمه. رفتار شخصیت باعث میشه خواننده خودش شخصیتش رو حدس بزنه.
⚰اگه شخصیت سن کمی داره، موقعیتش رو مشخص کنید. جایی هست که بتونه قایم بشه و قاتل نبینتش؟ یا قاتل میبینتش و شخصیت فرار میکنه؟
🚬جملات «من… من… من…» رو تا حد ممکن کم کنید. خیلی تکراریان و باعث میشن داستان جدی گرفته نشه.
✏️ @benevis_s
من گمان میکنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماریاش همین بود.
📚| ابله
👤| فئودور داستایوسکی
🔥| #دیالوگ
✏️ @benevis_s