ayatelahi | Unsorted

Telegram-канал ayatelahi - آيات الهی صبح و شب

-

مخصوص افراد بهایی

Subscribe to a channel

آيات الهی صبح و شب

شب ۳۱ ژانویه

جمال قدم می فرمایند:

امروز باید دوستان طراً به اخلاق و اعمالی که سبب ارتفاع کلمه الله و ابقاء نفوس است مشغول گردند ، رایت اخلاق مرضیه از هر رایتی سبقت گرفته و عَلَمِ اعمال طیبه مقامش از جمیع ، اعلی و اقدم بوده و هست . بگو ای دوستان لَعمرُالله جدال منع شده و نزاع و فساد و سفک دِماء و اعمال خبیثه کل نهی شده نهیاً عظیماً فی کتابِهِ العظیم.


آثار قلم اعلی جلد ششم ص ۳۰۲

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۳۰ ژانویه

جمال قدم می فرمایند:

ای مغروران به اموال فانیه ، بدانید که غنا سدّی است محکم میان طالب و مطلوب و عاشق و معشوق. هرگز غنی بر مقرّ قرب وارد نشود و به مدینه رضا و تسلیم در نیاید مگر قلیلی. پس نیکو است حال آن غنی که غنا از ملکوت جاودانی منعش ننماید و از دولت ابدی محرومش نگرداند. قسم به اسم اعظم که نور آن غنی اهل آسمان را روشنی بخشد چنانچه شمس اهل زمین را.

کلمات مکنونه فارسی آیه۵۲- آیات الهی - جلد ۱صفحه ۲۳۵

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۲۹ ژانويه

حضرت بهاءالله می فرمايند :

به نامِ خداوندِ مهربان

امروز بر جميع ، اطاعتِ امرالله لازم و واجب است . بايد کل به عنايتِ الهيّه به طِرازِ احکام ، مُزَيَّن شوند . آنچه از سَماءِ مشيّتِ الهی نازل شده ، سبب و علّتِ ترقّیِ اهلِ عالم و نجاتِ مَن فيهِ بوده . طوبی از برای نُفوسی که به محبّةُالله و ما اَنزَلَهُ فِی‌الکِتابِ ، فائِز گشتند . جميعِ عِباد و اِماء ، نزدِ حقّ ، مذکورند و لِحاظِ عنايت به نُفوسِ عاملين، متوجّه است . بايد به نارِ محبّت به شأنی مُشتَعِل باشند که احدی قادر بر اِطفای آن نباشد .

( آیات الهی ؛ جلد دوم ؛ صفحه ٣٤١)

معاني لغات :

- امرالله : دین خدا ؛ فرمان خدا
- عنایت : توجّه ؛ دقّت کردن
- طِراز : عربی‌شدۀ واژۀ فارسی تراز . زیور و زینت و نقش و نگار جامه و پرچم
- مُزَیَّن : تزیین‌شده ؛ آرایش‌شده
- مَشیَّت : تجلّی ذاتی و عنایت حقّ بر آفریدن چیزی که نبوده و یا نابود کردن چیزی که هستی یافته است . ( فرهنگ علوم عقلی؛ سیّد جعفر سجادّی )
- مَن فیهِ : کسی که در آن‌ است ؛ کسانی که در آن‌اند
- طوبی: خوشا ؛ خوشا به حال ؛ مژده و بشارت باد
- « ما اَنزَلَهُ فِی‌الکِتابِ » : آنچه نازل کردیم آن را در کتاب.
- فائِز : رستگار ؛ غالب ؛ چیره
- مَذکور : یادشده ؛ ذکرشده
- لِحاظ : دیدن ؛ ملاحظه
- شأن : قدر ؛ مرتبه
- اِطفاء : فرونشاندن آتش ؛ خاموش‌کردن آتش

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۲۸ ژانویه

حضرت بهاءالله می فرمایند:

محبوب عالمیان می فرماید ای بندگان اول امری که سبب ایمان و ایقان و تقدیس و تنزیه است توحید ذاتم بوده ازاشباه و امثال. هر نفسی به این مقام فائز شد او از موحدین لدی العرش مذکور است و اسمش در الواح الهی مسطور. انشاءالله به فضل رحمانی به این مقام فائز شوید و از این رحیق بیاشامید. و چون قلب و جان از توجه بما سوی الله پاک و مقدس شد باید به آنچه در الواح نازل است عامل شوید تا هیاکل عباد در ظاهر هم مقدس و منزه گردند. این است مقامی که ظاهرعین باطن است و باطن عین ظاهر و این مقام محبوب بوده و دون آن مردود.

آیات الهی جلد ۱ صفحه ۳۲۲

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ٢٧ ژانويه

جمال قدم می فرمايند:

يا حسين ، عَلَيکَ بَهائی ؛ اين يومِ مبارک به حقّ ، مَنسوب و در آن ظاهر شد آنچه که چشمِ عالم ، شِبهِ آن را نديده . نعمتِ بيان ، ظاهر و مائدهء عرفان ، نازل و بحرِ جود ، مَوّاج و آفتابِ علمِ الهی از افقِ سَماءِ بُرهان ، مُشرِق و لکن خلق ، غافل ؛ چه‌که حُجُباتِ اوهام به شأنی اخذ نموده که قُرب را از بُعد ، تميز نمی‌دهند و همچنين علم را از جهل .طوبی از برای نَفسی که از قِصَص‌های شُبُهات و اشارات و ظُنون و اوهام گذشت و به افقِ ايقان ، توجّه نمود . اوست از اهلِ بهاء و اصحابِ سفينهء حَمرا .

آیات الهی ؛ جلد ۲ ص۳۴۰


- عَلَيکَ بَهائی : روشنایی من بر تو باد !
- مَنسوب : نسبت‌داده‌شده ؛ قوم و خویش
- شِبه : مانند ؛ مِثل
- مائده : خوراک ؛ طعام ؛
- جود : بخشش ؛
- مَوّاج : پُرموج ؛ موج‌دار
- سَماء : آسمان
- بُرهان : دلیل ؛ حُجَّت
- مُشرِق : اشراق‌کننده ؛ روشن
- حُجُبات : جمع حُجُب، که آن هم جمع حجاب است . پرده‌ها ؛ حجاب‌ها ؛ موانع
- شأن : قدر ؛ مرتبه ؛ پایگاه و جایگاه
- قُرب : مقابل بُعد . نزدیکی
- تمیز / تمییز : جداکردن ؛ بازشناختن از یکدیگر ؛
- طوبی: خوشا ؛ خوشا به حال
- قِصَص : جمع قصّه . داستان‌ها
- شُبُهات : جمع شُبهَة . شک‌ها
- سفینۀ حمراء : کِشتی سرخ . اشاره به امر بهائی

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۲۶ ژانویه

حضرت بهاءالله می فرمایند:

به نام خداوند بيمانند، آنچه در رتبهٴ اوّليّه سبب نظام عالم و ترقّى امم است صلح اكبر بوده و خواهد بود و تفصيل آن در زبر و الواح ذكر شده، ان شاءالله در مدينهٴ انصاف مؤتَمرى از ملوك به مفاوضهٴ اين صلح اكبر جمع شوند و آنچه از قلم اعلى نازل شده مجرى دارند در اين صورت عالَم ساكن و خود مستريح گردند، آنچه كه سبب و علّت ترقّى دولت و ملّت است اين است كه ذكر شد و لكن آذان واعيه بايد و ابصار حَديده شايد تا ببينند و بشنوند، اميد هست كه حق جَلَّ جَلالُهُ از توجّه و استقامت اُمنا و اصفياى خود برانگيزاند خلقی را كه ملتفت شوند و به اصلاح عالم قيام نمايند، عجب در آنكه قلم اعلى در جميع احوال به نصايح مشفقانه مشغول بوده و هست، در ايّامی كه سهام بلا از سحاب بغضا مثابه باران در حركت و نزول بود كلمهٴ حق را ذكر نموديم و ناس را به صراط مستقيم هدايت فرموديم مَعَذلك اثرى از او ظاهر نه ... اي اهل بها، لئالى آگاهى را از غير خود منع ننمایيد به حكمت و بيان اين دُرّ ثمينه را بر ابصار خلق عرضه داريد شايد بصرى يافت شود و به ‌ منظر اكبر توجّه نمايد، الأَمْرُ بِيَدِ اللهِ رَبِّ الْعالَمِيْنَ.

لئالی حکمت ج۳ ش ۱۵۷ ص ۲۸۵

مؤتَمَر: گرد هم آیی برای مشورت
مفاوضه:گفتگو
واعیه: شنوا
ابصار حدیده: چشمهای تیزبین
ثمينه: گرانبها

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ٢٥ ژانويه

جمال عشق می فرمايند :


يا اَيُّهَا الطّائِرُ فی هَواءِ مَحَبَّةِ رَبِّکَ ، قلم اعلی لازال عباد را نصيحت نموده و بِما يَنفَعُهُم امر فرمود . هر کلمه از کلماتِ نُصحيّه را مکرّر ، اظهار داشته که شايد عارف شوند و نعمتِ ابديّه را به اَشياءِ فانيه تبديل ننمايند . طُغيان و عِصيان ، ناس را از صَريرِ قلمُ‌ الله و حَفيفِ سِدرهء مبارکه ، محروم نموده. آن جناب بايد به قوّتِ ذِکر و بيان ، اهلِ آن ارض را به افقِ عنايتِ مقصودِ عالميان ، هدايت نمايند . اِنَّهُ مَعَکَ و يُؤَيِّدُکَ بِجُنودِ البُرهانِ . منعِ عالم ، ثمری نداشت و ضَغينه و بَغضای اُمَم ، حِجاب نگشت . کلمه ، نفوذ نمود ؛ اراده ، احاطه فرمود.

( آیات الهی ؛ جلد دوم ؛ صفحه ٣٣٨)


معاني لغات :

- « يا اَيُّهَا الطّائِرُ فی هَواءِ مَحَبَّةِ رَبِّکَ » : ای پرواز کننده در هوای مهربانی پروردگارت
- قلمِ اَعلی : قلم بلندمرتبه‌تر ؛ قلم برتر؛ منظور مقام مظهر امر و حضرت بهاءالله است .
- لازال : همیشه ؛ همواره
- « بِما يَنفَعُهُم » : به آنچه ایشان را سود می‌رساند .
- نُصحیّه : پندآموز ؛ اندرزگو
- طُغیان : نافرمانی
- عِصیان : سرپیچی و عدم اطاعت از فرمان الهی
- صَریر : فریاد ؛ بانگ ؛ آوازِ قلم به۰ وقت نوشتن ؛ بانگِ قلم
- حَفیف : صدای برگ درخت به هنگام وزش باد
- سِدره : درخت
- « اِنَّهُ مَعَکَ و يُؤَيِّدُکَ بِجُنودِ البُرهانِ » : او [ خداوند ] با توست و با لشکرهای دلیل و برهان تو را یاری می‌کند .
- ضَغینه : کینۀ شدید و زیاد ؛ حسد
- بَغضا : بيزاري و كراهت زياد ؛ دشمني سخت
- اُمَم : جمع اُمّت . گروه‌ها ؛ ‌جماعت‌ها ؛ پیروان

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۲۴ ژانویه

حضرت بهاءالله می فرمایند:

چون به حکمت امر نمودیم ، لذا بعضی از مقامات را مستور داشتیم تا جذب مختار زمام اختیار را اخذ ننماید و کل به آداب ظاهره مابین بریه مشی نمایند و سبب هدایت ناس شوند .

اقتدارات ص ۱۶۸

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۲۳ ژانویه

حضرت بهاءالله در لوح اصل کل الخیر می فرمایند:
(رَأسُ القُدرةِ وَ الشَّجاعَةِ ) هِيَ اِعلاءُ كَلِمَةِ اللهِ وَ الِاسْتِقامَةُ عَلی حُبِّه ِ

مضمون بیان مبارک به فارسی:
اصل قدرت و شجاعت بلند نمودن کلام الهی و استقامت بر حبّ اوست.

ادعیه حضرت محبوب ص ۴۲

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۲۲ ژانویه

حضرت بهاءالله در لوح اصلُ کلّ الخیر می فرمایند:

(رأسُ الفِطرَةِ ) هِيَ الْاِقرارُ بِالِافْتقارِ وَ الْخُضُوعُ بِالِاختيارِ بَينَ يَدَیِ اللهِ المَلِكِ العَزيزِ المُختارِ

مضمون بیان مبارک به فارسی:
جوهر فطرت اقرار به نیازمندی و فقر و فروتنی و تسلیم به اراده خداوند پادشاه عزیزِ صاحب اختیار است.

ادعیه حضرت محبوب ص ۴۲

شب ۲۲ فوریه

جمال قدم در دنباله بیان صبح امروز می فرمایند:


جمیع اهل ملاءاعلی و سکان رفارف بقا متحیّر گشتند که این خلق بدیع از چه عنصری مخلوق شوند و از چه حقیقتی موجود آیند ، در این حین نسیم صبای قدسی از سبای فردوس معنوی بوزید و غبار لطیف معطری از گیسوی آن حوری روحانی آورد و در آن ساعت چند قطرهء شراب نورانی از کوثر جمال حضرت رحمانی در آن غبار چکید و دست قدرت صمدانی از کنز غیب رحمت سلطانی ظاهر شد و آن غبار روحانی را به ماء عذب نورانی عجین فرمود و بعد نَفَسی از نفس قدمانی در او دمید .

مجموعه الواح مبارکه چاپ مصرص۲۷۳

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۱۹ ژانویه


حضرت بهاءالله مي فرمايند :

به نام دوست يکتا

عالم از جذبِ کلمهء مالکِ قِدَم در حرکت و لکن عباد از آن غافل ، اِلّا مَن شاءَ اللهُ . حمد کن مقصودِ عالميان را که تو را مُؤَيَّد فرمود بر عرفانِ افقی که کُلّ از او مَحجوب و غافل . در رَيَعانِ شَباب و اوّلِ جوانی ، هر نَفْسی به محبّتِ الهی فائز شد او از اهلِ فردوسِ اعلی ، مذکور . جهد نما تا از تو ظاهر شود آنچه که سببِ ارتفاعِ امر است .

كتاب آيات الهي ج ۲ ص ٣٣٢

معاني لغات :
- « اِلّا مَن شاءَ الُلهُ » : مگر کسی که خدا بخواهد
- مَحجوب : پنهان ؛ پوشیده
- رَیَعان : اوّل و بهترین موقع چیزی
- شَباب : جوانی
- فائِز : رستگار
- فِردوسِ اَعلی : بهترین و بالاترین جای بهشت
- اِرتِفاع : بلند شدن

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۱۸ ژانویه

جمال قدم در لوحی خطاب به جناب ابوالفضائل می فرمایند:

الیوم از افق عنایت الهی شمسی اشراق نموده و بر جبین او این کلمه علیا از قلم اعلی ثبت : انّا خلقناکم للْمحبّةِ والوفا لا لِلضّغینةِ والْبَغضاءِ

کتاب اخلاق بهایی صفحه ۱۶۰

مضمون عبارت عربی:
همانا ما شما را برای محبت و وفا خلق کردیم نه برای کینه و دشمنی.

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۱۷ ژانویه

حضرت بهاءالله می‌فرمایند:

"باید در جمیع احوال به اموری که سبب و علّت تبلیغ امرالله و ارتفاع کلمۀ اوست متمسّک باشید. نفوسی که الیوم مشغول به زخارف و مغرور به عزّت ظاهره‌اند اگر هم اقبال نمایند عَلیٰ قَدَرٍ معلوم است. ولکن بعد از تمسّک به تبلیغ و ظهور امر و ارتفاع کلمه تَریٰهُم متوجّهین و مقبلین خاضعین خاشعین لذکرِالله و أمرِهِ. در جمیع اعصار چنین بوده. این است که از قبل ذکر نموده دخول جَمَل در سَمِّ اِبرَه اسهل است از دخول غنی در ملکوت الله. عزّت و ثروت دو مانع بزرگند از برای انفس غافله.

مجموعه آثار قلم اعلی ش۲۷ ص۳۷۲

تَریٰهُم متوجّهین...: ایشان را متوجه و اقبال کننده ، خاضع ، خاشع برای ذکر خداوند و امر او مشاهده می نمایی.
جمل: شتر
سمّ اِبره: سوراخ سوزن
اسهل : آسان تر

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ١٦ ژانویه

حضرت بهاءالله می فرمایند:

يا مهدی ، ندای مقصودِ عالم را به گوشِ جان بشنو ، چه که حيات می‌بخشد و زندگی دائمی عطا می‌فرمايد . اَوهامِ علما ، اُمَم را از کوثرِ يقين ، محروم نموده . عَن‌قريب رنگ‌های مختلفهء دنيا را يَدِ فنا اَخذ نمايد و در خيمهء يکرنگِ تُراب در آورَد . امروز ندای سِدره ، مُرتَفَع و مُکَلِّمِ طور بر عَرشِ يَفعَلُ ما يَشاءُ ، مُستَوی . طوبی از برای نَفسی که مال و آمال ، او را از فُيوضاتِ مَآل ، محروم نساخت . کتابِ الهی را به يدِ قدرت و تسليم بگير و چون بصر حفظش نما . يا خداداد، امروز روزِ جَزا ست و روزِ عطا ، اَبوابِ کَرَم ، مَفتوح و دريای بخشش ، اَمامِ وُجوه ، موّاج ؛ طوبی از برای نَفسی که به عَرفِ ايّامِ ظهور ، فائِز گشت و از رَحيقِ بيان که از قلمِ رحمن ، جاری است ؛ قسمت بُرد .

کتاب آیات الهی ج ۲ ص ۳۲۸ ----------------------------------------------
- اَوهام : جمع وَهم . خیالات ؛ گمان‌ها
- اُمَم : جمع اُمّت . گروه‌ها
- کوثر : جویی در بهشت که از آن جمیع چشمه‌ها جاری می‌شود
- عَن‌قریب : بزودی
- سِدره : درخت
- مُرتَفَع : برافراشته ؛ بلند کرده شده
- مُکَلِّمِ طور : سخنگوی کوه طور ( خداوند )
- عَرش : تخت و سریر پادشاه
- « يَفعَلُ ما يَشاءُ » : می‌کند آنچه را می‌خواهد .
- مُستَوی : مستقرشونده
- طوبی: خوشا ؛ خوشا به حال
- آمال : جمع اَمَل . آرزوها
- فُیوضات : جمع فَیوض ، و آن هم جمع فیض، بخشش‌ها
- مَآل : سرانجام
- جَزاء : پاداش
- اَبواب : جمع باب . درها
- اَمامِ وُجوه : در برابر ؛ مقابل روی ؛ روبه‌رو
- عَرف : بوی خوش
- فائِز : رستگار
- رَحیق : شراب خالص و صاف و بی‌دُرد . در آثار بهائی به معانی آیات و کلمات الهی تعبیر شده

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

شب ۱۵ ژانویه

جمال قدم می فرمایند:

بار الها کريما رحيما، چه کفران از عباد ظاهر شده که از امواج بحر رحمت محروم مانده‌اند و از اشراقات انوار آفتاب ظهور ممنوع گشته‌اند! الهی اعمال جُهّال را به اسم ستّارت سَتر فرما. تویی کريمی که ذنوب مذنبين بخششت را منع ننمود و باب فيضت را سد نکرد. يک حرف از کتاب جودت علّت وجود شد و يک قطره از دريای رحمتت سرمايه غيب و شهود. با کمال عجز و نادانی و فقر و ناتوانی بدايع فضلت را مي طلبيم. به حبلش متمسکيم و به ذيلش متشبّث. ای خطا پوش، خطاها را بپوش و به طراز عفو اکبر مزين دار. تویی آن توانایي که به يک اراده ناتوانان را مطلع اقتدار و ضعيفان را مصدر اختيار نمایی. لا اله الّا انت العليمُ الخبير و انت العزيز الحکيم...

مائده آسمانی ج٧ ص٢١٩

جهّال: نادانان
مذنبين: گناهکاران
ذیل: دامن
متشبّث: چنگ زننده، متوسّل

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

 صبح ۳۱ ژانویه

حضرت بهاءالله می فرمایند:


حق منیع خلق را مخصوص این یوم از نیستی به هستی آورد و بعد آفتاب فضل بر کل به یک نحو تجلی فرمود ، تا جمیع به عرفان دوست حقیقی فائز شوند و همچنین کل را بر استقامت ، امر نمود.


آثار قلم اعلی جلد ششم ص ۲۸۱

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۳۰ ژانویه

حضرت بهاءالله می فرمایند:
بنام خداوند عالم دانا

در لیالی و ایام قلم مالک انام ساکن نه، در جمیع احوال به ذکر دوستان متحرک و به آنچه سبب ارتفاع امر و ارتفاع نفوس و علت راحت خلق بوده بیان فرموده. انشاءالله باید کل بما امروا  به عامل باشند و از دونش منقطع. طوبی لامة فازت فی ایام الله و عملت بما امرت به فی کتابه الکریم. در جمیع احوال به حق متشبث باشید و به افق رضایش ناظر. هیچ شیئ در کام عشاق الذ از رضایت حق نبوده و نخواهد بود.

کتاب آیات الهی جلد ۲ صفحه ۳۴۳

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۲۹ ژانویه

حضرت بهاءالله در مناجاتی می‌فرمایند: "ای پروردگار، ما به مثابه اطفالیم. تربیت لازم داریم. از دریای کرمت مسألت می‌نماییم که ما را به ایادی اراده‌ات تربیت نمایی و به مقام بلوغ، که انقطاع از غیر و توجّه به فناء باب تو است، مزیّن و فائز فرمایی."

(مجموعه آثار قلم اعلی، شماره ۲۷، ص۱۳۱)

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۲۸ ژانویه

حضرت بهاءالله در لوح اصل کل الخیر می فرمایند:

(رَأسُ الْاِحسانِ ) هُوَ اِظهارُ العَبدِ بِما اَنعَمَهُ اللهُ وَ شُكرُهُ فی كُلِّ الْاَحوالِ وَ فی جَميعِ الْاَحيانِ
مضمون بیان مبارک به فارسی:
جوهر نیکوکاری آن است که عبد نعمتهای خداداد را بیان کند و در هر حال و در هر حین او را شکر گزارد.

ادعیه حضرت محبوب ص ۴۲

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۲۷ ژانویه

جمال مبارک می فرمایند:

هوالمحبوب
در این ساعت که عروس حُبّ از پرده بر آمد و آتش فراق از دل و جان شعله برآورد؛ صبر را از صدر برانداخت، چون جمال دوست چهره برافراخت.
در فراقیم و به امید وصل جان دربازیم. اگرچه در وصال هم بیم فراق هست؛ بلکه در سبیل عشق فصل از وصل نیکوتر و بُعد از قُرب محبوب‌تر و فراق از وصال پسندیده‌تر است. زیرا که در وصال ، بیم فراق است ولکن در فراق ، امید وصال. از پسِ هر هجری لِقاست و بَعدِ هر بقایی فنا.
عالم را مرکّب از شهد و حنظل خلق نموده‌اند. کجا گذارد که انسان بی‌دل در خاکدان آب و گِل نَفَس راحت کشد و یا بستر راحت گسترد. اگر به لب نوشی دهد از جان خروشی برآوَرَد. پس، باید جان صافی، دل را در او نبندد و چون سحاب از او بگذرد و همچه عقاب از او برپرد . و نه به شیرینی‌اش خورسند شود و نه از زهرش مستمند. دل به مُلک باقی نهد و از تراب فانی بگذرد که شاید به پَر معنوی به آشیان قدس الهی پرواز نماید تا به آهنگ بدع عراقی به این نغمۀ عزّ روحانی بسراید:
ما مست فنائیم همه؛ ما نور بهائیم همه؛ ما روح بقائیم همه؛ ای جان و دل آگاه شو، آگاه شو.
باقیِ این داستان را هر که خواهد در آستانِ دوست حاضر شود و ادراک نماید. تاخدا کِی نصیب کند و همه را جمع نماید.

(لوح جمال مبارک مندرج در عندلیب، شماره 78، ص3)

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۲۶ ژانویه

جمال مبارك می فرمايند :

    بعد از عرفانِ  مَطلَعِ وحیِ الهی  و مَشرِقِ اوامرِ صَمَدانی ، استقامت از اعظم اَعمال بوده . بايد نُفوسِ  مُقبِله  به شأنی  مستقيم باشند که جميعِ اهلِ ارض  اگر بخواهند ايشان را از بحرِ قُرب  ، دور نمايند خود را عاجز مشاهده کنند . نيکوست حالِ نَفسی که از کَأسِ  استقامت آشاميد و به اين فيضِ اعظم ، فائِز  شد . اوست از مُقَرّبين. ای دوستان ، جَهد  نمایيد تا گمگشتگانِ وادیِ  اوهام  را به افق يقين  کشانيد . اِنَّهُ لَهُوَ النّاصِحُ العَليمُ  .

( آیات الهی ؛ جلد اوّل ؛ صفحه ٣٢٠)


معاني لغات :
    - عرفان : شناختن و دانستن بعد از نادانی ؛ آگاهی ؛  شناختن خداوند ؛
  - مَطلَعِ وحی الهی : محل برآمدن وحی خداوند ؛ در اینجا منظور حضرت بهاءالله است .
  - مَشرِق : محل  اشراق
  - نُفوس : جمع نَفْس . اشخاص ؛ افراد ؛
  - مُقبِله :اقبال کننده
  - شأن : قدر ؛ مرتبه ؛ پایگاه
  - اهل اِرض : ساکنان زمین
  - قُرب : مقابل بُعد . نزدیکی 
  - کأس : کاسه ؛ پیاله
  - فائِز : رستگار
  - مُقَرَّیین : جمع مُقَرَّب . نزدیکان ؛ نزدیک
  - جَهد :  سعی ، تلاش
  - وادی :  دره
  - اَوهام : جمع وَهم . خیالات ؛ گمان‌ها
  - « اِنَّهُ لَهُوَ النّاصِحُ العَليمُ » : همانا او اندرزگوی داناست .

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۲۵ ژانویه

حضرت بهاءالله می فرمایند :

ولکن حال ایامی است که باید اصحاب حق به اخلاق حق حرکت نمایند و صفات شیطانیه را به اخلاق حمیده ربّانیه تبدیل کنند ، لم یزل فساد ممنوع بوده و خواهد بود و در این ظهورِ اعظم کلّ امم از فساد ممنوعند ابداً نفْسی تعرّض به نفسی ننماید و بر محاربه قیام نکند،  شأن اهل حق خضوع و خشوع و اخلاق حمیده بوده و خواهد بود ، دنیا قابل آن نه که انسان مرتکب امورات قبیحه شود و از مالک احدیه بعید ماند .

اقتدارات ص ۳۰۰-۳۰۱

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۲۴ ژانویه

جمال قدم می فرمایند:

تفکّر نمایيد ضرّ در چه مقام است و بلا به چه رتبه،  یفعلون ما يشاءون و يحکمون ما يريدون الّا الّذينهم آمنوا بالله و استقاموا.  امر اين ارض بسيار شديد است  ...  اين همه امور به نفس حقّ راجع مع ذلک در کمال سرور و ابتهاج مشغول بما اُمِر به بين العباد  بوده و هست. لذا آنجناب نبايد از بعض امور مکدّر باشند اَمش علی قدم ربّک. هذا حَکمَ اللهُ من قبلُ و من بعد اتّبِعْ و کُن من العاملين.  هر قدر مظلوم واقع شويد احبّ بوده و هست  اتّباعاً لمظلوميّة موليک.

اقتدارات ص۱۲۶

•ضُرّ: سختی و بدحالی
•یفعلون ما ... : هرچه بخواهند می کنند و هرآنچه اراده کنند حکم می نمایند مگر کسانی که به خداوند ایمان آوردند و استقامت کردند
•ابتهاج: سرور
•بما اُمِر به بين العباد: به آنچه امر شده به آن بین مردم
•اَمش علی قدم... : راه برو بر قدم پروردگارت (خداوند راهنمای تو باشد) . اینچنین حکم کرده خداوند از قبل و بعد. تبعیت کن و از عاملین باش.
•اَحَبّ: محبوبتر
•اتّباعاً لمظلوميّة موليک:  به خاطر پیروی از مظلومیت مولایت

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۲۳ ژانویه

حضرت بهاءالله می فرمایند:

اينکه سؤال نموده بوديد که چگونه احقاق حقّ در عالم بعد موت و ادای حقوق النّاس در قيامت کبری که به يوم الجزاء تعبير شده به تصوير آيد و امکان بپذيرد و حال آنکه اين زخارف و اموال و حقوق که در حيات باطله مطلوب و مشهود در عوالم بعدِ موت وجودی ندارد و بر فرضِ وجود به صاحبان حقوق نفعی نمي دهد و ثمری نمی‌بخشد . پس چگونه در آن عوالم احقاق حقوق گفته مي شود ؛ چنانچه در السنه، معروف که خداوند رحمن گاه مي شود که از حقّ خود مي گذرد و عفو نمايد ولکن از حقوق النّاس نمي گذرد ؛ تا آنکه ادای حقّ آنها شود... آنچه در اين عالم ناسوت و عالم حدود ، به هر اسم و رسم و به هر صورت و وصف ديده و شنيده، در هر عالمی از عوالم الهی ، ظهوری و شهودی مناسب و ملايم با آن عالم دارد ، و به اسم ديگر و رسم ديگر و صورت و وصفی ديگر ، جلوه مي نمايد و رخساره مي گشايد... مثلی برای تو ميزنم شايد به تعدد امثال ، آنچه عرض شده به فهم نزديک گردد و مطلب تصديق شود  .  ملاحظه کن هر گاه نفسی در فصل ربيع ، حبّه و هسته از نفسی غصب نمايد و در بستان خود بذر افشانی کند تا آنکه سبز و خرم شود و بالاخره در فصل صيف ، به مقام ثمر و يا شجر برسد ؛ و بعد سلطان عادل اراده فرمايد که در اين فصل که صيف گفته شد , اخذ حقّ مظلوم نمايد ;  چه نحو معمول مي دارد؟ آيا در عوض ، حبه و يا هسته اخذ مي فرمايد ؟ و يا آنکه نفس شجر را با ثمری که با اوست اخذ مي کند و تسليم مي دهد .
البته خواهی گفت شجر را , و حال آنکه اين صورت غير آن صورت است و اين اسم و وصف غير آن اسم و وصفی است که در فصل ربيع داشت ، بلکه آن حبه و هسته در فصل صيف ،  به زعم تو وجود ندارد و بر فرض وجود اگر بعين ادا شود , برای صاحب ، ثمری نمي دهد و نتيجه ندارد .
چه که فصل ربيع که هنگام بذر افشانی بود ، منقضی شد و حبه و هسته ، آلت معطله خواهد بود .
و اين به نظر ظاهر ، قاصر است که گفته شد که وجود ندارد و ثمر نمي دهد .  ولکن در حقيقت و واقع اين حبه و هسته ، موجود و به صورت شجر و ثمر که اعلی و اغلی است، مشهود . و بسا می شود که احقاق حق ، در همين عالم شده باشد و تو آگاه نباشی ؛ چنانچه گاه مي شود که زخارف و اموال ، قميص قضايا و بلايا می شود و بلا و قضا به صورت مال جلوه مي نمايد چنانچه تلف اموال ، گاه مي شود که سبب و علّت رفع بلا می گردد و  در اين مقام فرق نمي کند که اين تلف اموال، به اسباب سماوی باشد و يا آنکه نفسی ظلم کند و بعدا ، آن اخذ نمايد.
پس چنين مالی هر که غصب کند و اخذ نمايد قضا و بلا را از تو رفع نموده و بر خود وارد آورده .
آيا احقاق حقّی بهتر از اين متصور است لا و ربِّ العالمين. 

مائده آسمانی ج٧ صفحات ١١٩تا ١٢٤


زَخارف: زیباییها و تجملات، مال و ثروت دنیا
صیف: تابستان
اَغلی: ارجمند

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ٢٢ ژانویه

جمال قدم مي فرمايند :

نُصرتِ حقّ و تبليغِ امرش  به حِکمَت  و بيان بوده و خواهد بود . و بيان هم بايد به اندازهء هر نَفْسی ظاهر شود . بگو : ای دوستان ، از قبل از قلمِ اعلی  جاری و نازل که حَبّه‌های حِکمَت و عرفانِ  الهی را در ارضِ طَيِّبهء  جَيِّده  مبذول داريد  . شما اَطِبّای  معنوی هستيد و حُکَمای  حقيقی. ناس به مرض‌های جهل و نادانی مبتلا هستند . بايد مرضِ هر يک معلوم شود و بعد به دِرياقِ  اسمِ اعظم  ، عَلی قَدرِهِ و مِقدارِهِ ، معالجه گردد . مثلاً اگر يکی از اهلِ فُرقان  که به مرضِ اَوهام  ، مبتلايند و مُنتَهی  سير و عرفان‌شان مَحصور  است به نِقابَت  و ولايت  ؛ در اوّلِ توجّه ، ذکرِ اُلوهيّت  شود البتّه هلاک گردد ... لذا بايد در اوّلِ امر به قدرِ وسعتِ صدرِ  او با او تَکَلُّم  نمود تا از مقامِ طفوليّت به رتبهء بلوغ ، فائِز  شود .

(آیات الهی ؛ جلد اول؛ صفحه ٣١٧)

      معاني لغات :
  - نُصرَت : یاری کردن
  - عرفان : شناختن و دانستن بعد از نادانی ؛ آگاهی ؛ معرفت
  - طَیِّبه : مؤنّث طیِّب . خوشبو ؛ پاک
  - جَیِّده : مؤنّث جَیِّد . مقابل نکوهیده و بد . خوب ؛
  - مَبذول داشتن : بخشیدن ؛ انجام دادن ؛ عامل گشتن
  - اَطِبّاء : جمع طَبیب . پزشکان
  - حُکَما : جمع حکیم . فلاسفه ؛ دانشمندان
  - دِریاق / دَریاق : تریاک ؛ تریاق ؛ پادزهر
در دیانت بهائی اسم اعظم خداوند « بهاء » است
  - عَلی قَدرِهِ و مِقدارِهِ : بنا به ارزش و اندازه‌اش
  - اهلِ فُرقان : پیروان قرآن ؛ مسلمانان
  - مَحصور : محدود ؛ مُنحَصِر
  - نِقابَت : پیشوایی ؛ رهبری
  - صَدر : سینه . وسعت صدر : گشادگی سینه . به معنای قابلیّت درک و پذیرش حالات و اندیشه‌ها و عواطف گوناگون است .

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۱۹ ژانویه

حضرت بهاءالله در لوح اصلُ کلِّ الخیر می فرمایند:

(رَأسُ الانقِطاعِ ) هُوَ التَّوَجُّهُ اِلی شَطرِ اللهِ وَ الوُرودُ عَلَيهِ وَ النَّظَرُ اِلَيهِ وَ الشَّهادَةُ بَينَ يَدَيهِ.
مضمون بیان مبارک به فارسی:
جوهر انقطاع توجه نمودن به بارگاه خداوند و وارد شدن به حضور او و نظرکردن به او و شهادت دادن در مقابل او است.

ادعیه حضرت محبوب ص ۴۱

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۱۸ ژانویه

حضرت بهاءالله در لوح "اصلُ کلِّ الخَیر" می فرمایند:

(رأسُ التَّوَكُّلِ ) هُوَ اقْتِرافُ العَبدِ وَ اكْتِسابُهُ فِی الدُّنيا وَ اعْتِصامُهُ بِاللهِ وَ انْحِصارُ النَّظَرِ اِلی فَضلِ مَولاهُ اِذ اِليْهِ يُرجَعُ اُمورُ العَبدِ في مُنقَلَبِهِ وَ مَثواهُ

مضمون بیان مبارک به فارسی:
بالاترین حد توکل اشتغال عبد به کار و پیشه در دنیا و متوسّل شدن به خدا و منحصر کردن توجه به  فضل مولایش است، چه که امور عبد در مقصد و جایگاهش به خداوند راجع می گردد.

ادعیه حضرت محبوب ص ۴۱

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ١٧ ژانويه


حضرت بهاءالله می فرمايند:

به نامِ دانای يکتا

اِن‌شاءَالله  از رَحيقِ مختوم  ،که به اِصبَعِ  قَيّوم  گشوده شد ، بياشامی و قسمت بَری . از برای اين رَحيق  تعبيراتِ شَتّی  در صَحيفهء حَمرا  از قلمِ اعلی  ثبت شده . در اين مقام به کلمهء عُليا  تعبير شده و مقامِ ديگر به استقامتِ کُبری  و همچنين به قلمِ اعلی و بِالَّذی يَنْطِقُ بَينَ الأَرضِ و السَّماءِ  و همچنين به آنچه از قلمِ مالکِ قِدَم  ، جاری و ساری  است . هر نَفسی فِی‌الحَقيقه  از او بياشامد و به او فائِز  شود جميعِ عالم ، قادر بر منعِ او نباشد ، به حقّ ناطِق  شود و اِلَی‌الحقّ  توجّه نمايد و لِلحَقّ  بر خدمتِ اَمر ، قيام کند . اِن‌شاءَالله از اين رَحيق بياشامی به شأنی  که نَهيقِ  نُفوسِ  مُعرِضه  تو را از مالکِ اَحديّه  منع ننمايد . اِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ النّاصِحُ المُشفِقُ العَليمُ  .


كتاب آيات الهي ج ۲ ص ٣٢٩

  معاني لغات

  - رَحیقِ مَختوم : شراب مُهرشده ؛ در آثار بهائی تعبیری است برای معانی بدیع آیات الهی
  - اِصبَع : انگشت دست یا پا
  - قَیّوم : بسیار قائم
  - شَتّی :  کارهای پراکنده ؛ مُتَفَرِّق ؛
  - صَحیفۀ حَمراء : کتاب سرخ .
  - « بِالَّذی يَنْطِقُ بَينَ الأَرضِ و السَّماءِ » : به کسی که میان زمین و آسمان ، سخن می‌گوید .
  - مالِکِ قِدَم : صاحب پیشینگی و بی‌علّتی
  - نَهیق : بانگ خر ؛ عرعرکردن
  - « اِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ النّاصِحُ المُشفِقُ العَليمُ » : همانا پروردگارت پنددهنده و مهربان و داناست

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۱۶ ژانويه

جمال قدم می فرمایند:

نيکوست حالِ نُفوسی  که شَکّ و رَیبِ  اهلِ  بَغضا  ايشان را از مالکِ اَسماء  ، منع ننمود . حُجُبات  را به اسمش شَقّ  کردند و سُبُحات  را دريدند و به قلوبِ نورا  قصدِ مقامِ اَبهی  و افقِ اَعلی  نمودند . جميعِ اشياء در سِرّ  ؛ طائفِ  آن نُفوس‌اند . حَمد  کن مالکِ قِدَم  را ، به تو توجّه نمود و به اثرِ قلم، فائِز  فرمود . اوست بخشنده و توانا . يا اسمعيل ، ذَبيحِ  عالمِ معانی ، طائفِ حول  است و به اَعلَی‌النِّداء  می‌گويد : يا حزب‌الله  ، اين اسم ، عظيم است ؛ مقصودِ عالميان  را شکر نمایيد که شما را به خود ، نسبت داد و به اين اسمِ مبارک ، شما را در زُبُر  و الواح  ذکر فرمود . جَهد  نمایيد که شايد از فُيوضاتِ  ايّام  ، محروم نمانيد . اهلِ فُرقان  ، عهدها و قرن‌ها منتظرِ ايّامِ الهی بودند و چون ظاهر شد اِنکار نمودند و وارد آوردند آنچه را که ذرّات ِکائِنات  ، نوحه  نمود و صيحه  زد . يا ابن يهودا ، مالکِ بقا  می‌فرمايد بايد جميعِ مَن عَلَی‌الارض  به‌مثابهِ  گُل ، خندان و مسرور مشاهده گردند . اين فقره  در کتبِ قبل ، مَذکور  و مَسطور  ، طوبی  از برای نَفسی که عَرفِ  ظهور را يافت و به اِصغاءِ  ندای مالکِ اَسماء ، فائِز گشت . از حقّ بطلب عبادِ خود را از کوثرِ  بيان ، منع ننمايد و محروم نسازد . يا ابن يامين ، امروز هر نَفسی به اِصغاءِ ندای الهی فائِز شد بايد به اخلاقِ مَرضيّه  و اَعمالِ پسنديده ، که از قلمِ اعلی  در کتاب نازل شده ، تَمَسُّک  نمايد . مقامِ انسان از اَعمال ، ظاهر و مَشهود  .... يا موسی ، در حضرتِ کليم  تفکّر نما ، به يک عصا  بر اَسيافِ  عالم زد . قدرتش را سَطوَتِ  اُمَم ، منع ننمود و اراده‌اش را صُفوف  و اُلوف  بازنداشت. امروز نارِ سِدره  ، ظاهر و به اَعلَی‌النِّداء ، ناطق . بگو: ای طوريّون  ، مُکَلِّم  آمد و ای نوريّون  ، مُجَلّی  ، تَجلّی  فرمود ؛ خود را منع منمایيد و محروم نسازيد .

آیات الهی ج ۲ ص ۳۳۰
  -------------------------------------------------------
  - ریب : گمان ؛ تردید
  - اَهل : فامیل ؛ افراد خانواده و عَشیره
  - بَغضا : بيزاري و كراهت زياد
  - حُجُبات : حجاب‌ها   
شَقّ : شکافتن  ‏
  - سُبُحات : پرده های مجلله
  - طائف : طَواف‌کننده
  - فائِز : رستگار
  - ذَبیح : گلوبریده ؛ ذِبح شده
  - حَول : پیرامون
  - زُبُر :  جمع
- زبور . نوشته‌ها
- اَسيافِ: شمشیرها
- اُلوف: هزاران

Читать полностью…

آيات الهی صبح و شب

صبح ۱۵ ژانویه

جمال قدم می فرمایند:

"این عبد متحیّر؛ آیا شعور بالمرّه تمام شده و یا انصاف عنقا گشته. چه شده که سُکر غفلت کلّ را احاطه نموده. آیا ذائقه را چه منع نموده و شامّه را چه حادث شده. نیست اینها مگر از جزای اعمال."

(مائدۀ آسمانی، ج۷، ص۲۱۹)

Читать полностью…
Subscribe to a channel