atesalbeallah | Unsorted

Telegram-канал atesalbeallah - عرفان ، حکمت و زندگی

8109

Subscribe to a channel

عرفان ، حکمت و زندگی

۱۷.گزارهٔ «من ذهن نیستم» یعنی افکار، احساسات و خاطراتم، «من» واقعی نیستند. این باور، فرد را در خلأ هویتی فرو می‌برد: اگر ذهن من نباشد، پس چه کسی فکر می‌کند؟ چه کسی عشق می‌ورزد؟ این بحران، مستقیماً به افسردگی وجودی و اضطراب منتشر منجر می‌شود، چون هیچ لنگرگاهی برای «خود» باقی نمی‌ماند.


۱۸.اگر «من» نه بدن است و نه ذهن، پس هیچ کنترلی بر افکار و اعمال ندارم. این باور، مسئولیت‌پذیری را از بین می‌برد و فرد را به سمت درماندگی آموخته‌شده سوق می‌دهد.
اگر «من» بدن نیستم، پس بدن دیگران نیز برایم بی‌اهمیت است. و اگر «من» ذهن نیستم، پس ذهن و رنج دیگران نیز حقیقت ندارد. این نگرش، همدلی را نابود می‌کند؛ چون اساس همدلی، درک مشترک از بدن‌های آسیب‌پذیر و ذهن‌های رنج‌کشیده است.

۱۹.تمامی قوانین و هنجارهای اجتماعی بر پایهٔ این اصل شکل گرفته‌اند که انسان‌ها دارای بدن و ذهنی مشترک هستند. پذیرش «من بدن و ذهن نیستم» یعنی:
من مسئول اعمال جسمانی‌ام نیستم (چون بدن من نیست)
· من مسئول گفتار و نیت‌های ذهنی‌ام نیستم (چون ذهن من نیست)
این یعنی هرج‌ومرج اخلاقی و فروپاشی مسئولیت‌های حقوقی.

۲۰.وقتی کسی بگوید «ذهن من نیستم»، یعنی احساسات من (عشق، خشم، ترس) متعلق به «خودِ حقیقی» من نیستند. چنین کسی نمی‌تواند روابط صمیمانه برقرار کند، چون همواره با این سؤال مواجه است: «کدام من دارم با تو حرف می‌زنم؟». این حالت، به تنهایی اگزیستانسیال و گسست از همهٔ پیوندهای انسانی می‌انجامد.
اساس اخلاق، پذیرش این است که «من» عاملِ افعال خودم هستم. اگر «من» بدن و ذهن نباشم، هیچ عاملی برای افعال باقی نمی‌ماند؛ پس نمی‌توانم برای کارهای خوب یا بد پاداش یا مجازات شوم. این باور، زمینه‌ساز بی‌قیدی اخلاقی و توجیه هر جنایتی است
(چون «منِ حقیقی» کاری نکرده است).

۲۱.اگر «من» نه بدن است و نه ذهن، پس چه کسی قرار است تصمیم بگیرد؟ در مواجهه با هر انتخابی، فرد دچار تعلل مزمن می‌شود، چون مرجع تصمیم‌گیری را گم کرده است. این حالت، زندگی را به باتلاقی از سردرگمی تبدیل می‌کند
اگر بدن من نیست، چرا ورزش کنم یا غذای سالم بخورم؟
· اگر ذهن من نیست، چرا مطالعه کنم یا مهارت بیاموزم؟

این باور، هرگونه تلاش برای بهبود جسم و ذهن را بی‌معنا می‌کند و فرد را به سمت تنبلی، بی‌تفاوتی و زوال تدریجی سوق می‌دهد.

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

سلام و درود خداوند برشما همراهان گرامی

حلقه ذکر عاشقان دیدار رب، درعمق جنگل های کجور، هم اکنون
ساعت
21:37

مورخ
1405/05/
11


🆔 عرفان،  حکمت و زندگی
👇👇👇
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

انسان هیچ‌گاه جهان را بدون واسطه ذهن تجربه نمی‌کند. هر ادراک با فرایندهای عصبی و ذهنی همراه است. هنگام دیدن یک درخت، مغز تنها نور را دریافت نمی‌کند، بلکه رنگ، شکل، عمق، فاصله، معنا و ارتباط آن را نیز پردازش می‌کند. بنابراین، آنچه «شهود مستقیم» نامیده می‌شود نیز در تجربه انسانی با کارکردهای ذهن درهم‌تنیده است.

☸خودِ این مکتب می‌گوید:
«هر چه مشاهده شود، من نیستم.»
اما هنگامی که می‌گوید
👈« فقط آگاهی ناظر بر آگاهی باش
[کتاب مستقیم ترین را سعادت جاودان
نویسنده مایکل لانگفورد]

این پرسش پیش می‌آید که آیا خودِ شاهد نیز برای انسان معلوم و آگاه می‌شود یا نه؟
اگر معلوم می‌شود، بر اساس همان قاعده باید موضوع مشاهده باشد و دیگر نمی‌تواند «من نهایی» تلقی شود. اگر معلوم نمی‌شود، پس چگونه از وجود و ویژگی‌های آن سخن گفته می‌شود

مشاهده، از نظر منطقی، رابطه‌ای میان ناظر و منظور است. اگر ناظر و منظور کاملاً یکی باشند، واژه «مشاهده» معنای متعارف خود را از دست می‌دهد. اگر دو تا باشند، وحدت مطلق آگاهی زیر سؤال می‌رود. ازاین‌رو، عبارت «آگاهی ناظر بر آگاهی» بدون توضیح دقیق، با ابهام منطقی روبه‌رو است.

تجربه مراقبه‌ای، هرچند می‌تواند آرامش، تمرکز و کاهش همانندسازی با افکار را به همراه داشته باشد، به‌تنهایی اثبات‌کننده یک نظریه هستی‌شناختی نیست. از اینکه فرد در مراقبه احساس می‌کند
«فقط شاهد باقی مانده است»، نمی‌توان نتیجه گرفت که در واقعیت نیز موجودی مستقل، ازلی و تغییرناپذیر به نام
«شاهد» وجود دارد. تجربه، همواره نیازمند تفسیر است و تفسیرهای مختلفی از یک تجربه واحد ممکن است و اکثریت مراقبه‌ ها بویژه ویپاسانا که مراقبه انتخابی اعضای کانال عاشقان دیدار رب است همين حالات را دارد

🔺 لانگفورد می‌گوید من آگاهی تغییرناپذیر هستم
احساسات، افکار و ادراکات تغییر می‌کنند.
پس باید آگاهیِ ثابتی وجود داشته باشد که شاهد این تغییرات باشد
.

این استدلال نیازمند اثبات است و صرف مشاهده تغییر تجربه‌ها، وجود یک
«شاهد تغییرناپذیر» را نتیجه نمی‌دهد.
فیلسوفانی مانند پارفیت و دنت نشان داده‌اند که احساس استمرار را می‌توان با پیوستگی روان‌شناختی و حافظه از نظر علمی توضیح داد.
در علوم اعصاب شواهد برای وجود یک «آگاهی مستقل از مغز» وجود ندارد.

لانگفورد می‌گوید
اگر آگاهی ناظر بر آگاهی انجام بگیرد خود حقیقی آشکار می‌شود به عبارت ساده تر يعنی آن آگاهی و من حقیقی شهود می شود
هر چیزی که مشاهده شود،
«من» نیست.
بدن مشاهده می‌شود؛ پس من بدن نیستم.
افکار مشاهده می‌شوند؛ پس من ذهن نیستم.
احساسات مشاهده می‌شوند؛ پس من احساسات نیستم
بنابراین زمانی که بر اساس آگاهی ناظر بر آگاهی، آگاهی و من حقیقی را مشاهده می‌کنید آن مشاهده‌شونده شما نیستید

لانگفورد می‌گوید
(آگاهی، آگاهی را مشاهده می‌کند.
اشکال فلسفی
اگر «آگاهی» موضوع مشاهده قرار گیرد، دو احتمال وجود دارد:

احتمال اول: آگاهیِ مشاهده‌شونده همان «من» است. در این صورت، طبق اصل خودشان که
«هر چه مشاهده شود، من نیست»، باید نتیجه بگیرند که آگاهی نیز «من» نیست. این با نتیجه‌ای که می‌خواهند بگیرند ناسازگار است.
احتمال دوم: آگاهیِ مشاهده‌کننده غیر از آگاهیِ مشاهده‌شونده است. در این صورت، دو آگاهی فرض شده است:
آگاهیِ ناظر
آگاهیِ منظور
و این با ادعای وحدت مطلق آگاهی ناسازگار است

☸پاسخ احتمالی طرفداران لانگفورد:
طرفداران او معمولاً می‌گویند:
«مشاهده» در اینجا به معنای رابطه میان دو چیز نیست.
آگاهی خودش را مانند یک شیء مشاهده نمی‌کند.
منظور، بازشناسی یا خودآشکاری آگاهی است؛ یعنی آگاهی ذاتاً برای خودش حاضر است، نه اینکه یک آگاهی دوم، آگاهی اول را ببیند.
این پاسخ تلاش می‌کند از اشکال دوگانگی فرار کند.

در اینجا می‌توانیم بپرسیم
اگر هیچ تمایزی میان مشاهده‌کننده و مشاهده‌شونده وجود ندارد، پس چرا از فعل «مشاهده کردن» استفاده می‌شود؟
زیرا مفهوم «مشاهده» در زبان و منطق معمولاً دست‌کم سه رکن دارد:

مشاهده‌کننده (Observer)؛ یعنی فاعلِ آگاهی یا کسی که ادراک می‌کند.

مشاهده‌شونده (Observed)؛ یعنی موضوعی که مورد ادراک قرار می‌گیرد.

رابطه مشاهده (Observation)؛ یعنی فرایند یا نسبت ادراکی که میان مشاهده‌کننده و مشاهده‌شونده برقرار می‌شود.

🔺اگر این سه رکن کاملاً یکی باشند و هیچ تمایزی میان آن‌ها وجود نداشته باشد، دیگر سخن گفتن از «مشاهده» بی‌معنا خواهد بود؛ زیرا مشاهده ذاتاً مستلزم نوعی تمایز منطقی میان فاعل ادراک، متعلق ادراک و خودِ عمل ادراک است. هنگامی که هیچ تمایزی وجود نداشته باشد، دیگر نه «مشاهده‌کننده‌ای» باقی می‌ماند، نه «مشاهده‌شونده‌ای» و نه حتی «رابطه مشاهده». در چنین وضعی، مفهوم مشاهده از اساس موضوعیت خود را از دست می‌دهد

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

👌🍃هیچ کس عوض نمیشه
تا وقتی که حال وهوای درونیش رو عوض نکنه......

 

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

🔻قضاوت کردن ذاتا یک "نقص" نیست؛

بلکه یک سازوکار شناختی تکامل‌یافته است. اما همین سازوکار، اگر بدون آگاهی و کنترل عمل کند، به یکی از مهم‌ترین منابع خطا، تبعیض، تعارض و سوءبرداشت در زندگی مدرن تبدیل می‌شود.

🔻چرا دوست داریم دیگران را قضاوت کنیم؟
مغز انسان برای تحلیل سریع محیط تکامل یافته است، نه برای رسیدن به حقیقت مطلق. نیاکان ما در محیطی زندگی می‌کردند که تشخیص فوری این‌که دوست است یا دشمن؟، قابل اعتماد است یا خطرناک؟ یا همکار خوبی است یا نه؟ می‌توانست تفاوت میان بقا و مرگ باشد. به‌همین دلیل، مغز با اطلاعات اندک نیز به سرعت تصویری از دیگران می‌سازد؛ حتی از روی چهره، پوشش، زبان بدن یا چند جمله کوتاه. این فرایند، اگرچه از نظر تکاملی سودمند بوده، اما در دنیای پیچیده امروز اغلب به قضاوت‌های نادرست منجر می‌شود.

قضاوت از نگاه علوم مختلف

✔️۱. روان‌شناسی شناختی
قضاوت سریع محصول میان‌بُرهای ذهنی (Heuristics) است. این میان‌بُرها سرعت تصمیم‌گیری را افزایش می‌دهند، اما احتمال خطا را نیز بالا می‌برند. مغز معمولاً قبل از آن‌که شواهد کافی جمع‌آوری کند، نتیجه‌گیری می‌کند و سپس به دنبال شواهدی می‌گردد که همان نتیجه را تأیید کند (سوگیری تأییدی).

✔️۲. روان‌شناسی تکاملی
تمایل به دسته‌بندی افراد، اعتماد به اعضای گروه خودی و احتیاط نسبت به غریبه‌ها احتمالاً در طول تکامل انتخاب شده است، زیرا همکاری درون‌گروهی و تشخیص تهدیدها شانس بقا را افزایش می‌داد. اما همان سازوکار امروزه می‌تواند منشأ کلیشه‌سازی و تبعیض باشد.

✔️۳. جامعه‌شناسی
جامعه نیز ما را به قضاوت کردن آموزش می‌دهد. خانواده، مدرسه، رسانه‌ها، فرهنگ و شبکه‌های اجتماعی دائماً به ما می‌آموزند چه کسی خوب، بد، موفق، محترم یا غیرقابل اعتماد است. بنابراین بخشی از قضاوت‌های ما اکتسابی هستند، نه ذاتی.

✔️۴. علوم عصب‌شناختی
مغز انسان برای کاهش مصرف انرژی، اطلاعات را ساده‌سازی می‌کند. ساختن برداشت اولیه از دیگران، از نظر شناختی بسیار کم‌هزینه‌تر از تحلیل دقیق همه اطلاعات است. این صرفه‌جویی ذهنی، اگرچه کارآمد است، اما دقت را کاهش می‌دهد.

💥🔻آیا قضاوت کردن همواره مفید است؟
پاسخ علمی "بله" است اما با یک "اما"یی به دنبال آن.

قضاوت‌های اولیه می‌توانند در برخی موقعیت‌ها مفید باشند؛ مانند تشخیص خطر، انتخاب همکار، ارزیابی اعتماد اولیه یا تصمیم‌گیری در شرایط اضطراری.

اما وقتی این برداشت اولیه را حقیقت قطعی بدانیم، همان سازوکار به منبع خطا تبدیل می‌شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهند انسان‌ها تنها در چند ثانیه درباره شخصیت، اخلاق، شایستگی و حتی گرایش‌های سیاسی دیگران برداشت‌هایی شکل می‌دهند، در حالی‌که دقت بسیاری از این برداشت‌ها محدود است.

✨🔻مهم‌ترین آسیب‌های قضاوت عجولانه

شکل‌گیری کلیشه‌ها و تبعیض

کاهش همدلی

ایجاد سوءتفاهم در روابط

افزایش قطبی‌شدن اجتماعی

تقویت سوگیری تأییدی

جلوگیری از یادگیری اطلاعات جدید

تصمیم‌های ناعادلانه در محیط کار، حوزه‌ی آموزش و قضاوت‌های حقوقی


مطالعات نشان می‌دهند بسیاری از برداشت‌های اولیه حتی پس از ارائه اطلاعات متناقض نیز به سختی تغییر می‌کنند؛ پدیده‌ای که اصلاح خطاهای ذهنی را دشوار می‌سازد.

💥🔻چگونه می‌توان قضاوت را کنترل کرد؟

هدف، حذف کامل قضاوت نیست؛ چنین چیزی نه ممکن است و نه مطلوب. هدف، به تأخیر انداختن نتیجه‌گیری است.

👌📌پژوهشگران چند راهکار مؤثر پیشنهاد می‌کنند:

بین مشاهده و تفسیر تفاوت قائل شویم؛ «او دیر آمد» یک مشاهده است، اما «او آدم بی‌مسئولیتی است» یک تفسیر.

هنگام برداشت اولیه از خود بپرسیم: «چه شواهد دیگری ممکن است وجود داشته باشد؟»

آگاهانه به دنبال اطلاعاتی باشیم که فرض اولیه ما را رد می‌کنند.

پیش از نسبت‌دادن رفتار دیگران به شخصیتشان، شرایط محیطی را نیز در نظر بگیریم.

مواجهه و تعامل با افراد متنوع، بسیاری از کلیشه‌ها را تضعیف می‌کند.

تمرین ذهن‌آگاهی (Mindfulness) می‌تواند فاصله‌ای میان واکنش اولیه و قضاوت نهایی ایجاد کند و احتمال تصمیم‌های شتاب‌زده را کاهش دهد.


▪️منابع:

1. Bjornsdottir, R.T., Connor, P. & Rule, N.O. (2024). Social Judgments From Faces and Bodies.


2. Capraro, V. (2024). The Dual-Process Approach to Human Sociality: Meta-analytic Evidence for a Theory of Internalized Heuristics for Self-Preservation.


3. Grossmann, I. & Eibach, R.E. (2024). Metajudgment: Metatheories and Beliefs About Good Judgment Across Societies.


4. Pedersen, E.J. & Van Boven, L. (2024). Social Judgment and Decision-Making: A Tale of Diverging and Converging Literatures.

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

گاهی انسان از «دین» حرف می‌زند، اما زندگی‌اش چیزی دیگر را روایت می‌کند…
قرآن می‌گوید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللّهِ أَتْقَاكُمْ» 🌙
یعنی ارزش، در تقوا و عمل است؛ نه در نمایش و ادعا.

عرفان نجوا می‌کند:
«دین، نوری‌ست که در رفتار آدمی می‌تابد؛ نه پرچمی که بر سر دیگران بکوبد.» ✨💛

و علم تأیید می‌کند:
باورهای حقیقی، در عمل روزانه آشکار می‌شوند؛
در مهربانی، در صداقت، در مسئولیت‌پذیری، در انتخاب‌های کوچک. 🌸

دین اگر در دل باشد،
در نگاه انسان دیده می‌شود؛
در سکوتش، در رفتارش، در اثرش بر جهان. 🌾

ایمان را زندگی کن… نه اینکه آن را به رخ دیگران بکشی.
زیرا حقیقت، در عمل می‌درخشد… نه در شعار. ✨🌙



🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

سلاااااام و درود
روزتون بخیر و سرشار از عشق الهی
💫💥💫

آتشِ عشقت فزون باد ای رفیق
درکِ تو باشد ز عشقِ او عمیق
گر شویم در کارِ هستی ما دقیق
می‌شویم با لطفِ نورِ او شفیق


✍جناب هوراد  بزرگوار از گروه عاشقانه دیدار رب



🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

به دستانت نگاه کن…
یک شاهکار مهندسی در ساده‌ترین شکل ممکن......

 

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

در جهانِ پرشتابِ موج و نور
زندگی هست فرصتی اندر عبور
داده از لطفش به ما عقل و شعور
گر شویم همراهِ عشق، یابیم سرور


✍جناب هوراد  بزرگوار از گروه عاشقانه دیدار رب



🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

✨🍃هشتصد و هفده سال با مولانا

🎼مـوسیقـی فـاخـر🎼
◽️کورال بهار و ارکستر فیلارمونیک پاریس شرقی
◽️تکخوان‌ها: سارا نائینی و وحید تاج و نگینا امان غُلُوَه
◽️رهبر: آرش فولادوند


☘نی نامه مولانا
مولانا؛ مثنوی معنوی؛ دفتر اول: سرآغاز


بشنو این نی چون شکایت میکند
از جدایی هاحکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش حالان شدم
جفت خوش حالان و بد حالان شدم
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سرّ من از ناله ی من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست...

 

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

ذهن انسان، جهانِ انسان است.
قرآن می‌گوید: «وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ»
یعنی هر چه می‌جویی، در درون توست.


ذهن فقیر، گذشته را می‌پرستد؛
از تغییر می‌گریزد؛
در ترس‌ها خانه می‌سازد و در شکایت‌ها نفس می‌کشد.
این ذهن، جهان را تاریک می‌بیند چون چراغ درونش خاموش است.

اما ذهن ثروتمند…
در لحظه حضور دارد؛
از اشتباهاتش نور می‌گیرد؛
مسئولیت را می‌پذیرد و اقدام می‌کند.
عرفان می‌گوید: «هر که درونش روشن شد، جهانش روشن می‌شود.»

علم هم تأیید می‌کند:
نورون‌ها، باورها و عادت‌ها، واقعیت بیرونی را می‌سازند.
ثروت، قبل از آنکه در زندگی دیده شود،
در ساختار ذهن متولد می‌شود.

این تصویر، فقط دو نیم‌کره مغز نیست؛
دو مسیر است:
مسیر ترس…
و مسیر آفرینش.

و انسان، هر لحظه انتخاب می‌کند
که در کدام جهان زندگی کند.



🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

   لطفاً موسیقی خوب گوش کنید

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

در نگاه ملاصدرا، انسان موجودی ایستا و از پیش‌ساخته نیست، بلکه حقیقتی سیّال و در حال شدن است. بر اساس اصل «جسمانیةُ الحدوث و روحانیةُ البقاء»، آغاز وجود انسان در مرتبه طبیعت و مادّه رقم می‌خورد، اما این آغاز به معنای پایان نیست، بلکه نقطه شروعِ سفری درونی به سوی تجرد و روحانیت است. نفس انسانی در بستر بدن پدیدار می‌شود، اما در همان مسیر، با «حرکت جوهری» از قوه به فعلیت می‌رسد و مراتب وجودی را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارد.......

بدن در این نگاه، چیزی بیرون از نفس نیست، بلکه چهره‌ی ابتدایی و نازلِ خودِ نفس است؛ و نفس، صورتِ باطنی و متکاملِ همان حقیقتی است که در آغاز به صورت جسم ظهور کرده است. از این رو، انسان در هر لحظه در حال عبور از خویش است؛ از کثرت به وحدت، از نقص به کمال، و از خاک به افق روح.

  

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

💎موضوع:صفت رذیله بیخردی و از بین بردن و جایگزینی این صفت با تعقل و خردمندی😇

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ

بدترین جانوران نزد خدا کسانی هستند که (از شنیدن و گفتن حرف حق) کر و لالند که اصلا تعقل نمی‌کنند.
انفال آیه (۲۲)

🎙خانم صالحی


🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

══ 💜 ══ ❥
🕉 پاڪســازی ذهن | مـراقـبــه
◉ 
PakSazii• Daroun

▪️▪️

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

قسمت هشتم

پژوهشی در مکتب ادوایتا ودانتا و بررسی و نقد گزاره‌های
من بدن نیستم
من ذهن نیستم
من آگاهی هستم
و....


💢گزاره‌های «من بدن نیستم»
من ذهن نیستم»
فقط شاهد باش
از بنیادی‌ترین آموزه‌های برخی مکاتب معنوی، به‌ویژه ادوایتا ودانتا و برخی جریان‌های نودوگانه، به شمار می‌روند.
با این حال، هنگامی که این آموزه‌ها به‌صورت مطلق و بدون توجه به جایگاه بدن، ذهن و زندگی اجتماعی تفسیر شوند، ممکن است پیامدهایی به دنبال داشته باشند که از جمله آن‌ها کاهش اهمیت زندگی مادی، فاصله گرفتن از مسئولیت‌های فردی و اجتماعی، گرایش به انزوا، و در برخی سنت‌ها، روی آوردن به ریاضت‌های سخت و ترک لذت‌های طبیعی زندگی است. ازاین‌رو، بررسی انتقادی این گزاره‌ها نه به‌منظور انکار ارزش تجربه‌های معنوی، بلکه برای روشن شدن آثار فلسفی، روان‌شناختی و عملی آن‌ها، ضرورتی انکارناپذیر است.

☸ اگر کسی واقعاً گزاره‌های
«من بدن نیستم»
«من ذهن نیستم»
را جدی بگیرد، معمولاً انتظار می‌رود که نوعی ریاضت، را نیز در پیش بگیرد.
زیرا اگر بدن و ذهن
«هویت حقیقی» انسان نباشند لاجرم باید بی اهمیت تلقی شوند

❣در  سنت‌های قدیمی‌تر هندی غالباً ریاضت را بخشی از مسیر سلوک می‌دانستند.
از دیدگاه انتقادی نیز می‌توان گفت اگر کسی واقعاً باور داشته باشد
«بدن و ذهن من نیستند»، اما در عمل همچنان به آسایش، ثروت، شهرت یا به  ذهن وابسته باشد، میان باور و رفتار او نوعی ناسازگاری پدید می‌آید. به همین دلیل، در سنت‌های کهن، ریاضت را آزمونی برای صداقت عملی این باور می‌دانستند
بسیاری از مرتاضان هندی که تحت تأثیر سنت‌های ودایی و یوگا بوده‌اند، ریاضت‌های بسیار سختی انجام داده‌اند؛ مانند:
🔶روزه‌های طولانی
🔶سکوت‌های چندماهه یا چندساله
🔶زندگی در غار یا جنگل
🔶خوابیدن روی زمین یا بسترهای سخت
🔶ساعت‌ها مراقبه در یک وضعیت ثابت
🔶تحمل سرما و گرمای شدید و...

💢  عواقب‌ ناگوار باور به  گزاره‌های
من ذهن نیستم
من بدن نیستم  عبارتند از

۱. کاهش مسئولیت‌پذیری
اگر فرد بگوید «من ذهن و بدن نیستم» مسئولیت اشتباهات خود را کمتر می پذیرد و آن‌ها را به «بدن» یا «ذهن» نسبت دهد.
۲. بی‌توجهی به سلامت جسم
ممکن است برخی تصور کنند بدن اهمیت چندانی ندارد و در نتیجه از تغذیه، ورزش، خواب یا درمان بیماری غافل شوند.

۳. کم‌اهمیت شمردن سلامت روان
اگر ذهن صرفاً «توهم» یا «غیرواقعی» تلقی شود، فرد ممکن است اضطراب، افسردگی یا سایر مشکلات روانی را جدی نگیرد و برای درمان اقدام نکند.

۴. تضعیف انگیزه رشد
اگر هویت واقعی انسان از پیش کامل و تغییرناپذیر دانسته شود، انگیزه برای آموزش، تمرین، اصلاح رفتار و رشد شخصی ممکن است کاهش یابد.

۵. تعارض با یافته‌های علوم اعصاب
علوم اعصاب نشان می‌دهد که یادگیری، حافظه، شخصیت و تصمیم‌گیری به مغز وابسته‌اند. نادیده گرفتن این واقعیت می‌تواند برداشت نادرستی از انسان ایجاد کند.
۶. کاهش احساس مسئولیت اخلاقی
اگر اعمال را به «ذهن» یا «بدن» نسبت دهیم و خود را از آن‌ها جدا بدانیم، مبنای مسئولیت اخلاقی می‌تواند تضعیف شود.

۷. فاصله گرفتن از واقعیت زندگی
تمرکز افراطی بر «شاهد بودن» ممکن است برخی افراد را از پرداختن به مسائل واقعی زندگی، خانواده، کار و جامعه بازدارد.
۸. کاهش همدلی اجتماعی
اگر جهان و افراد صرفاً «ظهور آگاهی» تلقی شوند، ممکن است رنج دیگران کم‌اهمیت جلوه کند.
۹. بی‌توجهی به نقش هیجان‌ها
هیجان‌ها اطلاعات ارزشمندی درباره نیازها، روابط و خطرها به ما می‌دهند. نادیده گرفتن کامل آن‌ها می‌تواند تصمیم‌گیری را مختل کند.

۱۰. نادیده گرفتن نقش بدن در شناخت
پژوهش‌های علوم شناختی نشان می‌دهند که بدن در شکل‌گیری ادراک، حافظه و تصمیم‌گیری نقش فعال دارد.

۱۱. کاهش انگیزه درمان بیماری
اگر بیماری صرفاً به‌عنوان «رخدادی برای بدن، نه برای من» دیده شود، ممکن است پیگیری درمان به تأخیر بیفتد.

۱۲. تضعیف هویت شخصی
خاطرات، شخصیت و تجربه‌های زندگی بخش مهمی از هویت انسان را می‌سازند. نادیده گرفتن آن‌ها می‌تواند احساس هویت را متزلزل کند.

۱۳. کاهش ارزش آموزش و تجربه
اگر ذهن صرفاً ابزار بی‌اهمیت تلقی شود، ارزش یادگیری، مطالعه و کسب مهارت نیز ممکن است کم‌رنگ شود.


۱۴. نادیده گرفتن نقش مغز
علوم اعصاب نشان می‌دهد که آسیب به مغز می‌تواند شخصیت، حافظه و خودآگاهی را تغییر دهد. نادیده گرفتن این وابستگی با شواهد علمی سازگار نیست.

۱۵.. افزایش ابهام مفهومی
اگر گفته شود «من نه بدنم و نه ذهنم»، باید روشن شود «من» دقیقاً چیست و چگونه با بدن و ذهن ارتباط برقرار می‌کند؛ این پرسش پاسخ ساده‌ای ندارد.

۱۶. فاصله گرفتن از رویکرد زیستی–روانی–اجتماعی
روان‌شناسی و پزشکی امروز انسان را مجموعه‌ای از عوامل زیستی، روانی و اجتماعی می‌دانند. حذف یکی از این ابعاد، تصویر ناقصی از انسان ارائه می‌دهد.

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

انسان فقط ناظر نیست؛ او مشاهده می‌کند، می‌اندیشد، مقایسه می‌کند، داوری
می کند عبارت
«فقط شاهد باش» اگر به معنای کنار گذاشتن فعالیت‌های شناختی انسان تفسیر شود، با یافته‌های علوم اعصاب، روان‌شناسی شناختی و تجربه روزمره سازگار نیست. مغز انسان حتی در حالت استراحت نیز پیوسته فعال است و شبکه‌های عصبی آن درگیر پردازش اطلاعات، حافظه، پیش‌بینی، مقایسه، تحلیل، قضاوت، تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی هستند. بنابراین، آگاهی انسان صرفاً نقش یک ناظر منفعل را ندارد، بلکه با مجموعه‌ای از فرایندهای شناختی و ارادی همراه است. رشد فردی، اخلاق، علم و مسئولیت‌پذیری نیز بر همین توانایی‌های شناختی استوارند، نه بر مشاهده صرف.

🔶انسان؛ موجودی پویا است و انسان قدرت عامل خداوند فعال و خلاق است «شاهد محض» با بسیاری از سنت‌های بزرگ فلسفی سازگار نیست. از دیدگاه مارتین هایدگر و ملاصدرا، و سایر فرزانگان بزرگ انسان موجودی پویا، در حال شدن و دارای مسئولیت نسبت به جهان است، نه صرفاً ناظری منفعل.
هایدگر انسان را «دازاین» می‌نامد؛ موجودی که همواره «در-جهان-بودن» را تجربه می‌کند. انسان از نظر او هرگز آگاهیِ منزوی و جدا از جهان نیست، بلکه از آغاز در شبکه‌ای از روابط، مسئولیت‌ها، تصمیم‌ها و امکانات زندگی می‌کند. او با انتخاب‌های خود آینده‌اش را می‌سازد و در تعامل با دیگران و جهان، هویت خویش را شکل می‌دهد. بنابراین، اصالت انسان در کناره‌گیری از جهان نیست، بلکه در زیستن آگاهانه، انتخاب مسئولانه و مشارکت فعال در زندگی فردی و اجتماعی است.
ملاصدرا نیز انسان را موجودی ایستا نمی‌داند. بر اساس نظریه حرکت جوهری، نفس انسان پیوسته در حال تکامل، اشتداد وجودی و حرکت به سوی مراتب بالاتر کمال است. ادراک، تعقل، اراده، محبت، عمل و اخلاق، همگی مراحل این سیر وجودی‌اند. انسان با علم، عبادت، عمل صالح، خدمت به دیگران و تهذیب نفس، وجود خود را کامل‌تر می‌کند. از این منظر، انزوا و ترک فعالیت‌های سازنده، با حقیقت پویای نفس انسانی سازگاری ندارد؛ زیرا کمال انسان در فعلیت یافتن استعدادهای وجودی او در متن زندگی تحقق می‌یابد.
انسان نه تماشاگر صرف جهان، بلکه موجودی است که با اندیشیدن، انتخاب کردن، مسئولیت پذیرفتن، عمل کردن و تعامل با دیگران، حقیقت وجودی خود را آشکار می‌سازد. آگاهی، اگر از تعقل، اراده و عمل جدا شود، به تنهایی نمی‌تواند تمام حقیقت انسان را بیان کند. انسان، علاوه بر آنکه می‌تواند شاهد تجربه‌های خویش باشد، موجودی اندیشمند، خلاق، اخلاقی، اجتماعی و در حال رشد است و همین پویایی، جوهر حیات انسانی را تشکیل می‌دهد.

💟گشودگی انسان و فراروی او از وضع فعلی به وضعیت متعالی از نظر فیلسوفان و عارفان همیشه مطرح بوده به این معنا که انسان موجودی بسته و تمام‌شده نیست، بلکه همواره در حال «شدن» و عبور از وضعیت فعلی خویش است. در فلسفه‌های اگزیستانسیالیستی مانند اندیشه‌های هایدگر و سارتر، انسان موجودی است که ماهیتش از پیش تعیین نشده و از طریق انتخاب‌ها و کنش‌هایش خود را می‌سازد؛ بنابراین همواره از وضعیت کنونی خود فراتر می‌رود و به امکان‌های تازه گشوده است. این گشودگی به جهان، به دیگران و به امکان‌های وجودی، ویژگی بنیادین انسان تلقی می‌شود.

در پدیدارشناسی نیز انسان به‌عنوان آگاهیِ رو به جهان فهم می‌شود؛ یعنی آگاهی همواره «به سوی چیزی» است و در درون خود بسته نیست. این جهت‌مندی باعث می‌شود انسان همواره از خودِ فعلی‌اش فاصله بگیرد و در نسبت با جهان معنا پیدا کند.
در سنت‌های دیگر، مانند فلسفه‌های نوافلاطونی یا برخی قرائت‌های عرفانی، فراروی انسان به معنای حرکت از کثرت به وحدت یا از ظاهر به باطن و از ماده به معنا تفسیر می‌شود؛ یعنی انسان با عبور از مرزهای محدودیت‌های فردی به مرتبه‌ای بالاتر از ادراک یا وجود دست می‌یابد.

در مجموع، در اغلب دیدگاه‌های فلسفی، گشودگی انسان به معنای ناتمام‌بودن او و توانایی‌اش برای عبور از وضعیت موجود و ورود به افق‌های تازه فهم، تجربه وجود ناب است نه اینکه فقط شاهد باش
قضاوت نکن و....

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

مکرراً تکرار کرديم محوری‌ترین آموزه‌های ادوایتا ودانتا هیچ‌گاه توسط معاصرین این مکتب از جهت علمی و فلسفی و عرفانی و برهانی...تببین نشده تا نحوه تشکیل این آگاهی تغییرناپذیر و جایگاه آن در هستی شناسی و معرفت شناسی و...کجاست و بعنوان نمونه

۱. ابهام در مفهوم «شاهد»
این جمله ابتدا باید پاسخ دهد:
شاهد چیست؟
آیا شاهد همان ذهن است؟
آیا شاهد غیر از ذهن است؟
چگونه وجود آن اثبات می‌شود؟
بدون تعریف دقیق، واژه
«شاهد» مبهم باقی می‌ماند.

۲. دور منطقی
می‌گویند:
«فقط شاهد باش تا شاهد را بشناسی.»
اما این استدلال دوری است؛ زیرا وجود «شاهد» از ابتدا فرض گرفته شده و سپس همان چیز با تجربه اثبات می‌شود.

۳. مغالطه مشاهده‌گر
از اینکه انسان می‌تواند افکار و احساسات خود را مشاهده کند، لزوماً نتیجه نمی‌شود که یک «جوهر مستقل» به نام شاهد وجود دارد. در روان‌شناسی شناختی، این توانایی را فراشناخت (Metacognition) می‌دانند؛ یعنی ذهن می‌تواند به فعالیت‌های خودش توجه کند و آگاه باشد

۴. تناقض با اصل خودشان
اگر قاعده این باشد:
«هر چه مشاهده شود، من نیستم.»
آنگاه اگر «شاهد» نیز مورد آگاهی قرار گیرد، باید نتیجه گرفت که او هم «من» نیست. اگر بگویند شاهد هرگز مشاهده نمی‌شود، پس چگونه از وجودش سخن می‌گویند؟

۵. بی‌توجهی به وحدت انسان:
این جمله ممکن است چنین القا کند که بدن، ذهن و احساسات اموری بیگانه با حقیقت انسان‌اند. در حالی که بسیاری از فیلسوفان، روان‌شناسان و نیز ملاصدرا، انسان را حقیقتی واحد می‌دانند که بدن، ذهن، احساس و عقل همگی شئون او هستند.

۶. اشکال تجربی
در حالت‌های مختلف مانند خواب، بیهوشی، آسیب‌های مغزی یا برخی بیماری‌های عصبی، تجربه آگاهی دگرگون می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که دست‌کم در تجربه انسانی، آگاهی با کارکردهای مغز ارتباط عمیقی دارد و صرف دستور «فقط شاهد باش» این مسئله را حل نمی‌کند.

در عرفان اسلامی و  بر اساس حرکت جوهری و علم حضوری نفس،
نفس انسان حقیقتی زنده، پویا و در حال تکامل است. بر اساس نظریه حرکت جوهری، نفس از آغاز پیدایش تا کمال نهایی، پیوسته در حال تغییر و شدت یافتن وجودی است. بنابراین، کمال انسان در نفی بدن و ذهن نیست، بلکه در تعالی و هماهنگی همه مراتب وجود اوست.
از سوی دیگر، ملاصدرا معتقد است نفس دارای علم حضوری به خود است؛ یعنی انسان خود را بی‌واسطه درک می‌کند. اما این آگاهی به معنای وجود یک «شاهدِ جدا از ذهن و بدن» نیست، بلکه خودِ نفس در همه شئون و افعال خویش حاضر است. ادراک، تفکر، احساس، اراده و حافظه، همگی از شئون همین نفس واحد هستند.
بر این اساس، حکمت متعالیه با این گزاره که «من ذهن نیستم و فقط آگاهیِ ناظر هستم» موافق نیست. از نظر ملاصدرا، نفس از ذهن و قوای خود بیگانه نیست، بلکه آن‌ها مراتب و تجلیات وجودی او هستند. انسان با تکامل نفس، ذهن، احساس و اراده خود نیز تکامل می‌یابد، نه اینکه آن‌ها را انکار یا طرد کند.
بنابراین، برخلاف برخی تفسیرهای ادوایتا که انسان را صرفاً «شاهد تغییرناپذیر» معرفی می‌کنند، ملاصدرا انسان را حقیقتی واحد، پویا و رو به کمال می‌داند که در عین داشتن علم حضوری به خود، در مسیر حرکت جوهری دائماً در حال رشد و اشتداد وجودی است.
این مقایسه یکی از تفاوت‌های بنیادین میان حکمت متعالیه و ادوایتا ودانتا را نشان می‌دهد: در ودانتا تأکید بر کشف آگاهیِ ثابت است، اما در ملاصدرا تأکید بر تکامل وجودی نفس و وحدت آن با همه شئون ادراکی، ذهنی و بدنی است.

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

📌 جمع‌بندی
قضاوت، بخشی طبیعی و ضروری از عملکرد مغز انسان است و حذف کامل آن نه ممکن است و نه مطلوب. آنچه باید از آن پرهیز کرد، قضاوت‌های عجولانه، متعصبانه و بدون شواهد کافی است؛ زیرا چنین قضاوت‌هایی منشأ بسیاری از خطاها، سوءبرداشت‌ها و تبعیض‌ها هستند. بنابراین، هدف «بی‌قضاوت بودن» نیست، بلکه قضاوتی آگاهانه، منصفانه، مبتنی بر شواهد و همراه با آمادگی برای اصلاح نظر در پرتو اطلاعات جدید است.

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی
💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

✅آیه ۳۲ سوزه اعراف

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ۚ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ

💜بگو: زینت های خدا و روزی های پاکیزه ای را که برای بندگانش پدید آورد، چه کسی حرام کرده؟!
بگو: این زینتها زیبا و روزی های پاکیزه در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند در قیامت فقط ویژه مؤمنان است؛ ما این گونه آیات خود را برای گروهی که می دانند [و اهل دانش و بصیرت اند] بیان می کنیم



❤️آیه 28 سوره انفال


وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ

و بدانید که اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شماست


🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

💎 موضوع:صفت رذیله غیبت و راه های از بین بردن این صفت رذیله 😇

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید؛ و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید؛ تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است!
(حجرات آیه ۱۲)
🎙خانم سرخوش

🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

لطفا موسیقی خوب گوش کنید

 

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

💎 موضوع صفت رذیله نادانی و از بین بردن این صفت با کسب آگاهی 😇

بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ
سوره روم آیه ﴿۲۹﴾


[اعتقاد و عمل مشرکان بر پایه تعقّل نیست] بلکه آنان که [با شرکورزی] ستم کرده اند از روی جهل و نادانی از هواهای نفسانی خود پیروی نموده اند؛ پس کسانی را که خدا [به کیفر پیروی از هواها] گمراه کرده است، چه کسی هدایت می کند؟ و آنان هیچ یاری کننده ای [که از گمراهی و عذاب نجاتشان دهد] نخواهند داشت.



🎙خانم سرخوش


🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

سلاااااام و درود


خدایا…
شکر برای این صبحِ تازه،
برای این فرصتِ دوباره،
برای عشقی که در عمق جان ما می‌جوشد
و ما را به تو نزدیک‌تر می‌کند.
امروز، روزِ آرامِ ماست…
روزِ قدم‌های مطمئن،
روزِ دل‌هایی که به جای ترس،
با عشق و یقین راه می‌روند.

صبح‌تون پر از حضور،
پر از نور،
پر از آن حسِ شیرینِ «خدا همین‌جاست….»



🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

🌼🍃دلبر ما وسوسه ی عاشقی
از تو پذیرد ، نپذیرد نماز 🌼🍃


استاد_الهی_قمشه_ای

  

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

💎 موضوع :صفت رذیله قضاوت نابجا و راههای از بین بردن این صفت😇


وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا

و از چیزی که به آن علم نداری [بلکه برگرفته از شنیده ها، ساده نگری ها، خیالات و اوهام است] پیروی مکن؛ زیرا گوش و چشم و دل [که ابزار علم و شناخت واقعی اند] موردِ بازخواست اند.
اسراء آیه (۳۶)

🎙خانم صالحی


🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

🌿 اسم و مسمّا؛ از لفظ تا حقیقت، از تصور تا حضور

یکی از مباحث بنیادین در معرفت اسماء الهی، شناخت تفاوت میان اسم، مسمّا و رابطه میان آن دو است. اسم، لفظ و مفهومی است که از حقیقتی حکایت می‌کند؛ اما مسمّا، خودِ آن حقیقت خارجی است. بنابراین، اسم عین مسمّا نیست؛ بلکه نشانه و راهنمای رسیدن به آن است. همان‌گونه که لفظ «آب» تشنگی را برطرف نمی‌کند و لفظ «آتش» چیزی را نمی‌سوزاند، اسم نیز خودِ حقیقت نیست، بلکه انسان را به سوی حقیقت هدایت می‌کند.

از همین رو، این دیدگاه که «اسم عین مسمّا است»، سخنی نادرست است. اسما تنها الفاظ و مفاهیمی‌اند که از واقعیت‌ها حکایت می‌کنند، نه این‌که خودِ آن واقعیت‌ها باشند. البته ارزش و قداست برخی اسم‌ها، مانند اسم جلاله «الله»، به سبب مسمّای آن‌هاست؛ یعنی چون بر ذات مقدس الهی دلالت دارند، حرمت و قداست پیدا می‌کنند، نه به خاطر حروف و الفاظشان.

با این حال، هرچند اسم و مسمّا دو حقیقت متفاوت‌اند، میان آن‌ها رابطه‌ای عمیق برقرار است؛ رابطه‌ای که در انسان‌ها یکسان نیست و شدت و ضعف دارد. این ارتباط گاهی آن‌قدر قوی می‌شود که با شنیدن یک اسم، آثار آن حقیقت در جان انسان ظاهر می‌شود؛ همان‌گونه که دیدن بخاری روشن، پیش از آن‌که اتاق گرم شود، احساس گرما را در انسان ایجاد می‌کند.

رابطه اسم و مسمّا در انسان‌ها سه مرتبه دارد:

۱. رابطه تصوری: انسان تنها معنای اسم را می‌فهمد و آن را در ذهن تصور می‌کند.

۲. رابطه تصدیقی: علاوه بر فهم، به حقیقت آن ایمان می‌آورد و آن را می‌پذیرد.

۳. رابطه وجودی و معنوی: بالاترین مرتبه است؛ جایی که اسم در جان انسان حاضر می‌شود و رابطه‌ای حضوری و شهودی میان انسان و مسمّا شکل می‌گیرد.

بیشتر مردم با اسماء الهی تنها رابطه‌ای تصوری دارند؛ اندکی به مرحله تصدیق می‌رسند و تنها اولیای الهی و سالکان راستین به رابطه وجودی دست می‌یابند. به همین دلیل، اثر ذکر در همه یکسان نیست. ممکن است هزاران بار «یا الله» گفته شود، اما چون رابطه تنها لفظی و ذهنی است، اثر عمیقی پدید نیاید؛ در مقابل، انسانی که به رابطه وجودی رسیده، با یک «یا الله» حضور و اجابت را می‌یابد.

از همین رو، سفارش به تکرار اذکار، تنها برای زیاد گفتن نیست؛ بلکه هدف آن است که رابطه ذهنی، به رابطه قلبی و سپس به رابطه وجودی تبدیل شود. ذکر، اگر تنها بر زبان جاری باشد، بهره‌ای محدود دارد؛ اما هنگامی که در دل بنشیند و در سراسر وجود انسان جاری شود، آثار شگفت خود را آشکار می‌کند.

بنابراین، آنچه در معرفت اسماء اهمیت دارد، تنها دانستن الفاظ یا شمارش اسم‌ها نیست؛ بلکه شناخت صحیح معانی اسماء، انس با آن‌ها، تخلّق به آن‌ها و ایجاد رابطه‌ای وجودی با حقیقتشان است. کسی که تنها اسم را می‌شناسد، در مرتبه تصور است؛ کسی که به آن یقین پیدا می‌کند، در مرتبه تصدیق قرار دارد؛ و آن‌که حقیقت اسم را در جان خود حاضر می‌بیند، به مرتبه وجودی رسیده است.

از این نگاه، اسم اعظم یک لفظ خاص و محدود نیست؛ بلکه برای هر انسان، اسمی است که بیشترین انس، حضور و ارتباط وجودی را با آن پیدا کرده است. همه اسماء الهی عظیم‌اند و هیچ اسمی در پیشگاه خداوند کوچک نیست؛ تفاوت در ظرفیت و ارتباط انسان با آن اسم است. هرچه این ارتباط عمیق‌تر شود، آثار آن اسم در زندگی انسان آشکارتر خواهد شد.

در نتیجه، راه بهره‌مندی از اسماء الهی، از شناخت آغاز می‌شود، با ایمان و تصدیق ادامه می‌یابد و به حضور و شهود ختم می‌شود. آن‌گاه ذکر دیگر تنها تکرار الفاظ نیست، بلکه تجلی حقیقت الهی در قلب انسان است؛ جایی که انسان پیش از آن‌که خدا را صدا بزند، حضور او را با تمام وجود احساس می‌کند.


 

🍃🌹🍃🌹

🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

✅جلسه پنجم مقدماتی دوره رهایی از محدودیت

💠عنوان جلسه:
یقین عقلانی و یقین قلبی



❤️سیر و سلوک عرفانی از ذهن توحیدی و منطبق با واقعیات آغاز می شود و به قلب سلیم منتهی می گردد و سالک خدا را در خویشتن حقیقی دیدار می کند این همان مسیر مستقیم وجودی و سلوکی است


💜کشف ریاضی بودن DNA و شش عدد بنیادین مارتین ریس و...موجب خداباوری خیلی دانشمندان خداناباور شد


🩵جهان هستی اراده خدا، کلمات وجودی خدا، آیات و افعال و اسماء الحسنی خداست و جهان هستی صحنه حضور ذات الهی است تا انسان این کتاب گشوده شده را مطالعه کند و به یقین عقلانی و قلبی برسد که توان تجربه حضور خدا را در همین زمین دارد


💟ایمان و عمل سازنده انسان را از شکلها، صورتها و ظواهر...به سطح عمیق وحدت
و یکتایی صعود می دهد

🎙 استاد معصومی بزرگوار

🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

سلاااااام و درود

روزتون سرشار از عشق و آگاهی
💫🌟💫

هر لطیفی مظهری است از اللطیف
گل نشان دارد ز انوارِ شریف
عشق قوی سازد به نور جانِ نحیف
مهربان است در جهان فردِ حنیف


✍جناب هوراد  بزرگوار از گروه عاشقانه دیدار رب



🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…

عرفان ، حکمت و زندگی

معرفت یابیم به عشق در هر نَفَس
تا رها گردیم به نورش از قفس
آگه باشیم از صدای ترس و یاس
موجب بد حالی اند آز و هوس



✍جناب هوراد  بزرگوار از گروه عاشقانه دیدار رب



🦋💐🦋💐🦋

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌
🆔 🌺عرفان🌼حکمت 🌸زندگی

💎💎💎
/channel/atesalbeallah

Читать полностью…
Subscribe to a channel