40269
🔥لینک رمان های انلاین پرطرفدار🦋😻 رمانای ممنوعه جذاب🤤💜 تبلیغات 👇👇 @tabaneh
مرضیه دختری هات و ۲۵ ساله با سینه های کوچلو و پرتغالی و اندام ظریف و سک.سی تا الان هیچ خواستگاری نداشته!
اون که یه دختر خیلی هاته و تویه خانواده خیلی مذهبیه هر شب فیلم سوپر میبینه یواشکی دور از چشم خانوادش یه شب داداشش که برخلاف خانوادش اصلا مذهبی نیس انقد مست میکنه که توی ماشین تصادف میکنه و فلج میشه حالا خانواده مرضیه برای کسی که باعث فلج شدن داداش مرضیه اس شرطی عجیب گذاشتن ازدواج با مرضیه هاتشون...
/channel/+1dxWfK7TvtUyOGU0
خلاصـ🔞💦ــه هتل گرگ :
اِبی فکر میکرد با فرار از نامزد خائنش به آرامش رسیده، اما نمیدونست درست وسطِ دهنِ گرگی افتاده که تختِ پادشاهیش توی هتل “ولف” منتظرِ یه طعمهی باکره و لذیذ مثل اونه... 🔞
هنری، اون رئیسِ قدبلند و جذاب و مخصوصا اغواگر که قیافه بدن مردونش هوش از سرِ همه دخترا میبره، حالا با اون دیک کلفت و رگدارش که لرزه به تنِ هر زنی میندازه، رویِ معصومیتِ امیلی قفل کرده تا اونو به ب.ردهی جنسیِ خودش تبدیل کنه... ❌😈
این مردِ خشن و اربابمنش، ابی رو با هر بهانهای توی دفترش گیر میندازه تا جوری ..صِ تپلی و خیسش رو شخم بزنه که صدای نالههاش از دیوارهای هتل رد بشه و تختش از آ.بِ مستکنندهی امیلی خیس بخوره.
اما این اخر ماجرا نیست فانتزی هایی که هر دو توی س.کس دارن رابطه اونارو تو یه پیچش #ح.شری با دیگران میندازه و... 😈❌
آیا ابی و هنری با هم میمونن یا افراد جدید.....🙈
(دارای 5جلد❌)
هشدار :دارای انواع فانتزی❌ کپی ممنوع_ به شدت قلم قوی
/channel/+OLEdWzlgBkliNTU0
/channel/+OLEdWzlgBkliNTU0
/channel/+OLEdWzlgBkliNTU0
#تریسام 💦#اروتیک 😈#فاصله_سنی🥵 #مرد_اغواگر🙈 #رابطه_مخفی 🔞#رئیس_کارمند
●ژانر: دارک رومنس _ بی ال♈️
«فکر میکنی کسی که قلب های پر از هوس رو میخوره قلبی برای عاشق شدن داره؟»
ده سال پیش،
توی یک مراسم جنگیری،
یه شیطان برای اولین بار به جای نفرت...
هوسِ لمس کردن یک انسان رو تجربه کرد.🔞
هوسی که از روی شهوت نبود
حالا برگشته برای انتقام
چون حس میکنه چیزی که متعلق به اون بوده رو این کشیش ازش دزدیده
اره اون احساس ارضا شدنی که از روح ادم های هوسران میمکید ...
فاک فکر نکن دست از سرت بر میدارم چون تو قراره تمام این احساس بدی که تا الان داشتم رو برام جبران کنی❌📛
_اوه پدر میتونم ددی صدات کنم؟
شوک و تو صورتش دیدم و بلند خندیدم
_ددی میتونی برای خالی کردن بار گناهت از من استفاده کنی میدونی من حاضرم تنبیه شم اگر این چیزیه که تو میخوایی
سانتینو لبخند ریزی زد اما طولانی نشد چون موهامو گرفت و محکم عقب کشید
+فکر میکنی درجایگاهی هستی که به خودت اجازه بدی با من اینجور حرف بزنی؟
اون نمیدونست قطعا من کیم وگرنه عمرا یه دونه انگشتش هم لای موهام فرو میبرد ولی خب کی گفته من درست بازی میکنم؟🩸
_ دلتو خوش نکن که عاشقت شدم من چون فقط با تو تحریک میشم تو رو زیرخواب خودم کرد
با عشوه لباشو بوسیدم
-اگه اینطوری بود تا حالا ولم کرده بودی.تو هم ازم خوشت اومده امیرعلی خان
اسپنکی رو *ونم کوبید و لبامو محکم گاز گرفت
- کار بلدیت همیشه به کارم میاد
سینههامو چنگ زد و...
/channel/+Wbknd7VmHgA0N2M0
⭕️ دختری که بخاطر یه شرط مسخره وارد یه #سوییچ_پارتی میشه و اونجا با رفیق داییش رو به رو میشه و مجبور میشه سه شب زیرخوابش بشه؛ ک یه شب دایی دختره سر میرسه و دوتایی...😱
🚫رمان بر اساس واقعیت🚫
/channel/+gEv6yeNixOg0YjVh
رمان +25🤤❌
دیکشو از بهشتم بیرون کشید و سمت تابلوهای نقاشیم رفت🍑
پنج تا از کلفت ترین قلمو ها رو برداشت و به سمتم اومد
وقتی با لوبریکانت خیسش کرد چشم هام گرد شد و نالیدم
_داری چیکار میکنی خان؟❗️
بجای جواب دادن سرشونو روی سوراخ عقبم تنظیم کرد و همزمان دیکشو توم فرو کرد که حس کردم اتیش گرفتم
سریع دستشو روی دهنم و صدای جیغ دردناکم رو خفه میکنه تا بیرون نره
همزمان غرید
+هیشش جنـ.ـده کوچولو میخوای به کسایی که اومدن گالریت نشون بدی داری اینجا با قلمو هات ساییده میشی؟
اشکام صورتم رو خیس میکنن
هر دوتا سـ.وراخم با قلمو ها و دیکش پر شده 💄
دیوانه وار حشری میشم
دستشو از جلوی دهنم برمیداره و با ناله میگم
_اخ اهی ایییی #جـ.ـرم بده... 🍌🫦
سیلی به #سینه های گردم میزنه که خیس تر میشم
_حال میکنی ج.نده؟
اینا تو ـ.ـون تنگت باشن تا واسه ـ.ـیرم جا باز کنن، ... ❌
_میخوام انقدر بسامت تا اون نامزد عوضیت از گشاد راه رفتن بفهمه زیر من جر خوردی🍆
با کاری که میکنه چشمام گشاد میشه و....
/channel/+qcwRC3IfTTkzOWY0
/channel/+qcwRC3IfTTkzOWY0
دوست پسرم تو کارگاه نقاشیم جلو عقبمو گشاد کرد🔞
- زن نامحرم تو اين خونه جايي نداره❌⛔️
با وحشت روي زمين افتاد و پاچه شلوارم و چسبيد.
- تو رو خدا جهان خان. من هيچكس و كاري ندارم كه برم پيشش😭💔
- چي كار كنم واست؟! گفتم كه زن نامحرم جاش تو اين خونه نيست❗️
- تو رو خدا استثناء قائل شيد من اينجا بمونم🥺
روي زمين نشستم و لبخند كجي به صورتش گريونش زدم.
- استثناء نيستي، ولي ميتوني نامحرم نباشي
موبايلم و درآوردم و گفتم:
- صيغه ميخونم، بله رو بگو تا بموني وگرنه بايد بري هرجايي جز اين جا❌
بغضش و قورت داد و با بله گفتنش…
/channel/+GMUTBzZP8vE2MTQ0
_دختر کوچولوی من از چی خجالت میکشه؟
_به نانازم دست میزنی جیشم میگیره
خانزاده خندید و محکم بوسم کرد.
_قربونت برم که مثل برگ گل پاکی، اون جیش نیست
_پس چیه؟ آخه وقتی بهش دست میزنی خیس میشه
روی تخت درازم کرد و روی تنم خیمه زد، چشماش برق می زدن که بلیز چین چینیمو بالا داد.
_بزار عملی بهت نشون بدم فدات بشم
/channel/+RO2CkWThG-YzZjk8
مامانجون مات و مبهوت با دیدن من که سینه هام بیرون افتاده بود و روی دودول بزرگ کوروش بودم، "هین" کشید.
_ خدا مرگم ...اتاق رو ازتون گرفتن مگه؟
خجالت زده سرمو تو سینه کوروش قایم کردم که خودش جواب بده.
_ چه زود برگشتی؟!
مامانجون که به نظر می رسید هنوز شوکه اس گفت:
_ ببخشید نمیدونستم پسرم و زنش دارن روی مبل وسط حال ...استغفرالله ...
توی بغل کوروش میلرزیدم و از درد توی گوش کوروش نالیدم:
_ توروخدا درش بیار، خیلی رفته تو ...
/channel/+OdLOgLqAnm8zMmI0
_از این به بعد تو همسر من و از این قبیله ای!
و امشب باید بچه های منو درون بدنت بپذیری!!
این حرفای یه جنگجوی وحشی قبیله بود که منو به زور داخل چادرش کشیده بود و میخواست به من تجاوز کنه!!
به منی سر یه کنجکاوی احمقانه وسط جنگل گیر این قبیله افتاده بودم !!
دوتا از زن های قبیله به زور پاهامو باز کردن و شروع به مالیدن یه روغن عجیب به شکم و *صم کردن!!
فریاد هام فایده ای نداشت و اوباسی داشت با لذت تو چرب شدم تلمبه میزد !
/channel/+PwDc23VBtJlhOWFk
کاسه آش رو با یک دستم گرفتم و با دست دیگرم تقه ای به در خانه خاله مریم زدم
-خاله منم نیکا...مامان آش پخته بود گفت برا شما هم بیـ....
با باز شدن در حرف تو دهانم ماسیده و با تعجب به پسری که در رو باز کرده بود نگاه کردم
-جوووووون چه حوری زیبایی اومده در خونهامون...بیا تو حوری بهشتیم
وقتی که صدای خمارش تو گوشم پیچید چهار ستون بدنم به لرزه افتاد
ـمـــ....من....
کشیده شدن دستم توسط پسره و وارد شدنم به خونه باعث شد تکان سختی بخورم و کاسه آش از دستم بیوفته اما از اون بدتر دری بود که صدای بسته شدنش تو گوشم اکو میشد و جرقه آخر لب هایی بود که روی لب هام قرار گرفت🔥
/channel/+J9hrWTqOw0I2YTA0
دختره رفته به همسایه پیرشون آش نذری بده اما با نوهی مستش مواجه میشه و....🔥❌
🌹
-فاحشهای که وسط فاحشه خونهست نباس باکره بمونه!
رو میز خوابوندم و خم شد روم
-گردنتو بلیسم خیس شی یا سینههاتو بمکم؟
جواب که ندادم،دیکشو محکم توم کوبید و زیر گوشم گفت:
-پس خبری از تحریک و خیس شدن نیست!
ضربههای محکم *یرش توم باعث میشد بلند جیغ بکشم ولی اون داشت جلوی همهی مشتریا و بقیهی دخترا همچنان منوجر میداد و...
دختره رو لخت میکنه و پردهی بکارتشو جلوی همه میزنه🔞
/channel/+gIBQ3NWzPnIxMDk0
- لاپات عین دختراست دیگه؟
نگاهی بهش کردم و لباسمو رو به خودم پیچوندم.
- ب...بله. این چه سوالیه؟
لبخندی زد و دامن لباسمو کشید.
- میخوام باهات بخوابم.
- ولی من...شوهر دارم.
نیشخندی زد و تن درشتش رو رومکشید.
- مهم نیست. مهم سوراخ که داریش.
خودشو بهم فشرد که...
❌💦شوهرم منو سر قمار فروخت به مرد خشن و هاتی که هرشب..
/channel/+bEJf3RSz8GtlZDAx
لباشو رو گردنم کشید
-میدونی من از دشمنام چطوری انتقام میگیرم؟
با وحشت تکون خوردم ولی اون منو بین خودش و دیوار حبس کرد
-اول دخترای کوچولو و باکرهاشونو پیدا میکنم، بعد اونا رو میدزدم و بعد...
گاز ریزی از گردنم گرفت
زانوشو به وسط پام مالوند و زیر گوشم گفت
-انقدر میسامشون تا زیرم از درد بیهوش شن😱🔞
زانوشو بازم بین پام مالوند
-ولی چون تو تک دختر بزرگترین دشمن منی، فقط خودم نمیکنمت.کارم که باهات تموم شه میدم اسبام هم یه دور بکنتت کوچولو
شلوار و شورتمو باهم کشید پایین و...
/channel/+k7Dm2yuvHENkNjI0
_بکش پایین دختر که بد شق کردم🔞
ترسیده لب زدم.
_دیوونه زنت پایینه الان میاد...
بی توجه انگشتاش و از زیر دامن سر داد و چنگی به بهشتم زد.
ناله ای کردم که لب زدم.
_تو که از من بدتری سکسی لیدی...
با دیدن شلوارش که داشت میترکید هینی کشیدم که روی تخت پرتم کرد.
_بدجور قراره جر بخوری خانومه تنگ...!
زیرخواب یه سرهنگ خشن و هات میشه و...
/channel/+3OWM2-XRR3xmZGQ0
- لاپات عین دختراست دیگه؟
نگاهی بهش کردم و لباسمو رو به خودم پیچوندم.
- ب...بله. این چه سوالیه؟
لبخندی زد و دامن لباسمو کشید.
- میخوام باهات بخوابم.
- ولی من...شوهر دارم.
نیشخندی زد و تن درشتش رو رومکشید.
- مهم نیست. مهم سوراخ که داریش.
خودشو بهم فشرد که...
❌💦شوهرم منو سر قمار فروخت به مرد خشن و هاتی که هرشب ازم سکس میخواست...
/channel/+uz3K-9nBhFw0MmI5
لیلی با نشون دادن سینههای گرد و ..ون سفیدش کاری میکنه که پسرخالهاش بالاخره طاقت نیاره و اونو زیر ..یرش بکشه!
اما... درست وقتی که لیلی از این س.کس ممنوعه لذت میبره پای مرد مرموز با گرایش جنسی عجیب به رابطهاش باز میشه و مجبور میشه همزمان با پسرخالهاش، به اون نفر سوم هم ..ص بده... حتی زوری❗️
/channel/+_J4nqnPMmS82ZDE0
- بچهم هوس باباش و كرده!
دستش و روي بهشـ.ـتم ماليد و گفت:
- بچه هوس كرده يا اين هلوي صورتي تو هوس كرده يه كم ديگه گشادش كنم؟!👅🔞
- فرقشون چيه؟! مهم اينه كه ميخوامت❗️
با شدت بيشتري ماليد كه لبم و زير دندون كشيدم و بوسه محكمي زير گلوم زد.
- الان هم تو هم توله سگم و آروم ميكنم عروسك.
/channel/+NTBWyBKSL-VkZWVk
_از این به بعد تو همسر من و از این قبیله ای!
و امشب باید بچه های منو درون بدنت بپذیری!!
این حرفای یه جنگجوی وحشی قبیله بود که منو به زور داخل چادرش کشیده بود و میخواست به من تجاوز کنه!!
به منی سر یه کنجکاوی احمقانه وسط جنگل گیر این قبیله افتاده بودم !!
دوتا از زن های قبیله به زور پاهامو باز کردن و شروع به مالیدن یه روغن عجیب به شکم و نازم کردن!!
فریاد هام فایده ای نداشت و اوباسی داشت با لذت تو ناز چرب شدم تلمبه میزد !
/channel/+Lj6NlWBJfDMzZmM0
زنی که با دوز و کلک خودش رو به مرد پولداری نزدیک میکنه ولی خبر نداره که اون مرد یه پسر خشن و وحشی داره و با فهمیدن نقشهش...😈💦
محکم خودش رو داخلم کوبید که جیغ بلندی زدم.
اسپنکی روی سی*نه هام کوبید و غرید.
_ خفه شو هرزه و*نت میخوارید برای ساییده شدن آره؟👿🔥
پس خودم میسامت به جای بابام!
این رو گفت و عمیق تر ی*ر کلفت و درازش رو توی سوراخم کوبید که ناله ی پر دردی کردم و اشکام سرازیر شد.
_ بس...بسه غلط کردم ت...روخدا🫦♨️
پوزخندی زد و نوک سی*نم رو محکم فشرد که از ته حنجره جیغ بلندی زدم.
_ زوده به غلط کردن بیفتی جن..
/channel/+DWc9jgphuiwwMTVk
-چی ناراحتت کرده جوجه رنگیِ سیاوش؟❗️
بغض کرده نگاهش کردم.
-انقدر دیشب خشن بودی نمیتونم درست راه برم سیاوش.
با شیطنت نگاهم کرد و محکم کمرمو چسبید.
-قربون دردت برم من اخه نازدار خانم.
چیکار کنم وقتی انقدر دلم میخوادت اخه توله سگ؟🔞
دستش بین پاهام رفت که چشمام گرد شد.
دم گوشم پچ زد
-بخورم این خوشمزهی تپلیتو بهتر شی خانمم؟
دختره با خطای سیستمی اسمش به عنوان همسر سیاوش کیانفر، پرنفوذترین تاجر خاورمیانه، ثبت میشه.
اما سیاوش به جای طلاق خواهانِ تصاحبش میشه و جوری پابندش میکنه که..❗️❌️
ـ میخوام ی دونه توله تو شکمت بکارم ، سازمان گه خورد میخواد تورو از من بگیره🤤🔞
با ترس خودمو عقب کشیدم که پامو به طرف خودم کشیدم و پاهامو از هم باز کرد که با دیدن پف کرده و خیسم ک خیس خیس بود خمار و خشن لب زد 🔥🤤
ـ جونمممم باید این خوشگلتو لیس زد 💦
خم شدو با غرش گازی ازش گرفت که جیغم از لذت بلند شد با صدای لرزونی بهشتمو بیشتر به طرف دهنش بردم و نالیدم
ـ لعنت بهت میخوای ب کشتنم بدی تند تر بخورش
/channel/+Fx-BDUuwpsAyYjI0
اوا گفتم گریه نکن!
اما نتونستم خودم رو کنترل کنم. قلبم تو دلم میزد.
کُ… کشتیش؟
نگاهش اروم بود.
شیش، نلرز بابایی… بیا بغلم.
گُ… گفتی نمیکشیش!
حرفاش مثل یه تهدید سنگین به قلبم فشار میآورد.
گفتم هر کی نگاه چپ بهت کنه، سینه قبرستون میبرمش!نگفتم؟
هقهقم اوج گرفت، نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم.
اوا، یه قطره دیگه اشک از اون چشمای خوشگلت بریزه، هرکی اینجا باشه، آتیشش میزنم!
با ترس گفتم:
باشه… باشه، فقط عصبانی نباش بابایی، میترسم
بهم نزدیک شد
بیا بغلم ببینم پیشی کوچولو.
منو تو بغلش کشید و.....🤤
🌹
سیلی به نوک سینم زد
-سینه های تپل برادرزادم خوردن داره!
نوک یکی از سینه هامو تو دهنش فرو کرد
-آهههه عمو نکن یکی میبینتمون
با مکی که زد آهی کشیدم
-آهههه عمووو خیس میشمم
دستش لای پاهام دوید و با لمس ک..
/channel/+dLeyM1zlR-NmYzU0
ـ میخوام یه بازی انجام بدیم!! من پرسینگ بدن رو خیلی دوست دارم نه اینکه ببری بیرون بدی انجام بدند ها دوست دارم خودم پرسینگ رو انجام بدم.
مثلاً پرسینگ ناف پرسینگ سینه ، زبون و چو..چو..ل... که عاشقشم خودم انجام بدم بدون بیحسی تا درد کشیدن رو ببینم لذت ببرم..
ولی چون تو الان حاملهای و نمیشه برات پرسینگ انجام داد به خاطر همین میخوام یه کار دیگه بکنم الان بدنت خیلی حساس شده میخوام کاری با سینه و چو..چو.لت انجام بدم که یادت نره....
/channel/+C18KQnfoZEJhYzVk
رها و سعيد❗️
كاپلي با فانتزيهاي عجيب و غريب كه بعد از سالها دوستي تصميم به ازدواج گرفتن…♨️
همه چيز توي زندگيشون خوب بود و از اين رابطه به هر نحوي لذت ميبردن.🔞🔥
اما با وجود دختري عجيب و غريب به زندگي اين زوج، همه چيز عوض شد و حالا…
/channel/+62SpBwokptI1ODY0
_میخوای از دستم فرار کنی ماهی کوچولو؟ فکر میکنی از پسش برمیای؟😈🔞
به نفس نفس افتادم. دومین باز از اون شب بود که تنمو به تاراج برده بود.
_بسه...تو رو خدا.. بسه تو نامزد داری! دیگه برو پیش اون. پیش من نیا!
خواستم از دستش فرار کنم که با هیکل غول پیکرش منو لای بازوهاش خفه کرد.
_آروم بگیر کوچولو. چیه دردت گرفته؟ جاش میسوزه؟
با بغض سرمو تکون دادم که دستاشو آزاد کرد.
_اره خیلی دردم میگیره. تو همش منو لای خودت مچاله میکنی... حتی نمیتونم نفس بکشم. تنم همش رد انگشتاته... ببین قرمز شده!
لباسمو بالا زدم که با دیدن س…ینه هام دوباره چشاش خمار شد و حـ*ـشری لب زد:
_د با همین کاراته که دیوونم میکنی! بیا یه راند دیگه بریم قول میدم آخریش باشه...💦👅
دوباره منو رو تخت خوابوند و...
/channel/+vh4_0Flzzq0zYjQ0
/channel/+vh4_0Flzzq0zYjQ0
من آنیلم🔞
یه دختر هفده ساله ممنوعه که یه شب تو مهمونی گیر مرد غول پیکری افتادم. وقتی تنم زیر تنش رفت دیگه نتونستم ازش جدا بشم تا اینکه فهمیدم نامزد داره... نامزدی که دوسش داره... اون منو فقط واسه وقت گذرونی میخواست اما کم کم رابطمون...
🌹
-دلت هوس کتک کرده؟
با ترس از زناول خان فرار کردم
-بخدا من کاری نکردم.خان خودش گفت شب برم تو اتاقش.
زن دومش،موهامو کشید
-امشب نوبت من بود برم پیشش پتیاره.
هنوز داشت موهامو میکشید که توفان خان وارد اتاق شد
-سوگلی امشب میخوام در اتاق و باز بذارم و اینا ببینن باهات چیکار میکنم!
موهامو از دستای زنش بیرون کشید و من و سمت اتاق برد و...
خان جلوی زنای حرمسراش با سوگلیش میخوابه..
/channel/+x0BK-Bqr_DJlMzFk
/channel/+x0BK-Bqr_DJlMzFk
- امشب يه دختر و ميارم اينجا و باهم لـ.ـز ميكنيد تا ..رم خوب شـ.ـق شه
وحشتزده بهش نگاه كردم و گفتم:
- تو از من ميخواي جلوي چشمات لخت شم و خودم و به يه زن بمالم؟!
دكمه لباسم و باز كرد و سينهم و از روي سوتـ.ـين چنگ زد.
- نه عزيزم، قراره اون خوشگلت و باز كني و بذاري اون دختره خوب واست بخورتش
لبم و بوسيد و با پايين كشيدن سوتـ.ـين، نـ.ـيپلم و توي دستش گرفت.
- منم قول ميدم هر كدومتون كه بهتر بود و بعدش ببرم توي اتاق و با ـ.ـيرم يه حال اساسي بهش بدم
با ورود زني سـ.ـكسي به خونه…❌
/channel/+b8hD2OB-YIQ1NGM0
/channel/+b8hD2OB-YIQ1NGM0