124
✔ ❣...و عشـღــق صدای فاصله هاست صدای فاصله هایی که غرق ابهامند. نه ,صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر ❣ همیشه عاشـღــق تنهاست... ❣ . . . . . . . . . . #leave Chnnel
رفو زدیم به دل،
هی رفو زدیم به دل،
نمانده جای مداوا به دل، ز جور زمان.
💔💔💔
🎼
🍁🍂🍁🍂 پاییز عزیزمان آمده است
محبوب من
فصلها از هر گوشهای میآیند
اما پاییز، تنها از سوی شما میآید
محبوب من
من خودم تکهای از پاییزم🍂
🍁🍂💔🍁🍂
━━━━━━◉──────
↻ㅤ ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
🦋
عشق، همان داروی تلخ است که روزی باید بینی ات را محکم بفشاری و قورتش بدهی،
تنها تفاوتش این است که حالت هرگز مثلِ روزِ اول نمی شود، همین.
💔
غمی نیست، پاییز است؛
جای
برگ افتاده را
برگ میگیرد،
جای
فصل زرد را
فصل سبز،
تنها میماند
درخت و
قصهی آمدن و رفتنها...
🍁🐦🔥🍂
🎙 علیرضا قربانی
🍁آمد خزان🍁
━━━━━━◉──────
↻ㅤ ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
قلب قلب منه...
اما ضربانش تویی 💌🫶🏻•
♥️
هر چیزی دوران خودش را دارد...
از وقتش که بگذرد تبدیل به بی اهمیت ترین موضوع زندگی می شود "
شاید بزرگ ترین راز زندگی همین باشد ، همین که همه چیز در زندگی تاریخ انقضا دارد، از زمانش که بگذرد دیگر به دست آوردنش ارزشی ندارد... تا زمانی که شوق و لذت به دست آوردن خواسته ها و آرزوها در دلمان زنده باشد هنوز از وقتش نگذشته اما کافیست دیگر با فکر کردن به آن ها به وجد نیاییم ، دیگر برای به دست آوردنشان عجله نداشته باشیم ، این یعنی خواسته ها و آرزوهایمان دیگر زنده نیستند ...
حقیقت این است که هیچکس بهتر از خودمان تاریخ انقضای آرزوهایش را نمی داند، اگر دیدید کسی از آرزوهایش فرار می کند یعنی دوران آن را پشت سر گذاشته، یعنی آرزوهایش فاسد شده اند!
دنیا پر از انسان هایی ست که داشته هایشان را می گذارند جلوی چشمشان و مدام می گویند "زمانی که به تو احتیاج داشتم کجا بودی؟! ..." وقتی از آن ها می پرسی مگر همین را نمی خواستی؟! چشم هایشان را می بندند ، نفس عمیق می کشند و تلخ ترین جمله ی دنیا را می گویند
« دیگه از وقتش گذشته »
💔
📝
*جاودانگی
شاید اگر میخواستم بدانم دنیا پس از مرگم چطور خواهد بود، مهاجرت بهترین راه دانستن آن بود.
حقیقت آن است که دنیایی که پشت سر میگذاریم، در آن نقطهای که ترکش کردهایم، نمیایستد و منجمد نمیشود.
تغییرات کوچک روزانه بدون اینکه آنها را از نزدیک حس کرده باشیم، رویهم تلنبار میشوند.
راههای جدیدی کشیده میشوند. ساختمانهای تازهای ساخته میشوند.
رستورانی که آنهمه دوست داشتیم، مغازهای که فقط از آن خرید میکردیم، خیابانی که یکطرفه بود، آدمهایی که میشناختیم، صورتها، شوخیها و حرفها، به آهستگی عوض میشوند.
افراد خانواده به نبودنمان عادت میکنند.
دوستانمان، آن جای خالی را که بنظر پرنشدنی میآمد، با دوستانی دیگر و عاداتی دیگر پر میکنند.
پیامهایی که منتظرشان هستیم، هر روز کمتر و کمتر میرسند.
دنیا ما را از یاد، و
باد، خاک ما را با خود میبرد.
ناراحتکننده است، اما گمانم که همینطورها باید باشد مرگ...
💔😞😔
اومدم بخوابم
پنجرهی اتاقم یکم باز بود، سردم شد
چه حس خوبی، چه حس خووووبی
🍂🍁🍂🍁🍂🍁
هوای دوست داشتنت
مثل غروب جمعه است.
آرام،
ساکت،
ولی کشنده.
💔
غمگینم عزیزم
و نمی دانم
پاییزی که دارد از راه میرسد
تا چند درجهی سانتیگراد تنهاترم خواهد کرد
تا چند درجهی سانتیگراد
بی تو ترم
غم
مثل اسبهای چوبیشهربازی
یورتمه میرود اما
دور نمیشود
دور میزند اما دور نمیشود از قلبم
غم تکههای عزیزی از جوانیام را
...
نه مردگانم اگر برگردند
دلم
باز
نه زندگانم
اگر ...
هرروز روز اول پاییز است
و من
با چشمهای کوچک خیسم
از مدرسه می ترسم
.
💔
جمعه،
خودش یک عاشقانهی غمناک است،
یک افسانهی دور و دراز.
🍁🍂
خدایا بر من عطا کن
شجاعت تغییر آنچه را میتوانم تغییر دهم،
و تحمل آنچه را نمیتوانم تغییر دهم،
و داناییِ تشخیصِ تفاوت این دو را...
و شب بخیر
🙏
و یکروز فهمیدیم «عزیزم»
نام کوچک هیچکداممان نیست
و شام خوردن زیرِ نور شمع
چشمهایمان را کمسو میکند
سقف
بهانهی مشترکی بود
که باید از هم میگرفتیم
و تاریکیِ موّاجِ خانه را به دو نیم میکردیم
تاریکی از دیوارهای شیشهای نشت کرده بود
و ما
دو حبابِ کنار هم بودیم
که میترسیدیم هنگام یکی شدن
نبینیم کداممان نابود میشود..
💔
چقدر صدای پاییز شبیه صدای قدم های توست.
ملتهب، مرموز، دوست داشتنی.
چقدر هوای پاییز شبیه دست های توست.
نه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف.
چقدر صدای خش خش برگ ها شبیه صدای قلب من است.
که خواست، افتاد، شکست.
چقدر این پیاده روها پر از آرزوهای من است.
نارنجی یکدست، پر از آدم های دست در دست، مست.
چقدر پاییز شبیه دلتنگی ست، شبیه کسی که بود، رفت، کسی که دیگر نیست.
🍁💔🍂
✍
زندگی کردن را به ما یاد نداده اند؛
می توانیم ساعتها در مورد کائنات صحبت کنیم اما از پس کوچکترین مشکلات خودمان بر نمی آییم.
بزرگ شده ایم ولی تربیت نشده ایم.
💔🍁🍂
حقیقت سخت: اگر صبر کنید تا حالتان بهتر شود و بعد زندگی کنید شاید تا ابد منتظر بمانید، بروید و زندگی کنید غمگین انجامش دهید. مضطرب انجامش دهید با تردید انجامش دهید چون همیشه درمان قبل از تجربه نمی آید گاهی خود تجربه همان چیزی است که شما را درمان میکند.
♥️♥️♥️🫶🏻
با من از قصهها و غصههایت بگو
من شنواترین گوشِ جهانت خواهم بود . .
♥️
📝
آیا همچنان مرا دوست خواهی داشت اگر اندوه گاهگاه مرا از نزدیک به تماشا بنشینی؟ و یا خشمی که گاهی از فنجان طاقتم سرریز میشود؟
آیا همچنان مرا دوست خواهی داشت اگر بدانی گاهی شرارت عظیمی تمام مرا تسخیر میکند؟ اگر ببینی در دریای اضطراب شناورم وقتهایی که به بنبست میرسم؟ یا اگر بدانی چه ساده لج میکنم، کم میآورم، و مشت میکوبم به دیوار استیصال. آیا همچنان، مرا دوست خواهی داشت؟
😔
صرفا خواستم بهت یادآوری کنم که ؛
تو فردا ساعت 6 باید بری سر درس و مشقت ولی من نه🤣🫶🏻
😊
پاییز که رسید دوباره عاشق خواهم شد .
برای جوانه زدن قلبهای ما آدمهای بالغ دیگر بهار چاره ساز نیست ..ما در پاییز دوباره جوانه خواهیم زد.🌱
🍁🍂🍁🍂🐦🔥
🦋
جمعه جان، به دلگیریهای امروزمان خوش آمدی.
به کش مکش های درونیمان،
به زیر بار نرفتن های دلتنگیمان،
به امروزمان خوش آمدی.
ما جز تو دیواری کوتاه تر پیدا نکردیم که دلتنگی هایمان را روی لحظه هایت بتکانیم و خوشحال باشیم پ.
چون تو هستی حالمان دگرگون شده، تو ولی آرام باش.
اصلا به ما توجهی نکن، ما عادت داریم تقصیر را خیلی شیک از خودمان برمیداریم، به تن دیگری میپوشانیم.
ولی همه مان میدانیم که تو خوب ترین روز خدایی.
♥️
آخرين جمعه ی شهریور،
و ای کاش از مهر،
تو به فریاد من عاشق دیوانه رسی.
❤️
میخواستم حرفی بزنم تا بفهمد چقدر دلتنگش هستم؛
دستپاچه و ناشیانه گفتم،
دلم خیلی برات درد گرفته.
و گوشی تلفن را قطع کردم.
چطور میشود
دل آدم برای یکی درد بگیرد؟
حالا بعد از سالها که به آن حرف خودم فکر میکنم،
میبینم این صادقانهترین جملهای است که میتوانستم به او بگویم.
بعضی لحظات انسان از درد دلتنگی، قلبش مچاله میشود و تیر میکشد.
💔
شخصيت واقعى يه آدم رو وقتى میبينى كه ديگه وجودت براش هيچ سودی نداشته باشه .
👌
ما کاشفانِ کوچه های بن بستیم،
حرف های خسته ای داریم،
این بار
پیامبری بفرست
که تنها گوش کند...
💔